سفر سؤالبرانگیز به
باکو!23-مهر-1405
پس ازجابه جایی پاسدارمحمدباقرذوالقدرکه طراح مهندسی
امنیتی دودوره رئیس جمهورکردن احمدی نژادبودتارفسنجانی وسپس کروبی وموسوی رئیس
جمهورنشوند.درمقابل آخوندمصباح یزدی وحامیانش معروف به جبهه پایداری میدان دارضدمدعیان
اصلاح طلبان شوند ودامادش محمدکاظم غریب آبادی جزوگروه باندمذاکره کنندگان
سعیدجلیلی بسیجی شود.تاآنکه پس ازکشته شدن خامنه ای رمال وپاسدارعلی لاری جانی
پاسدارمحمدباقرذوالقدر رئیس شورای امنیت ضدملی گردید. اماچون وی خواهان مذاکره به
جای جنگ بود.بنابراین جایش رابه پاسدارسوپرمشنگ سبزعلی رضایی مبتکررضاخان حزب
اللهللی دوران خاتمی داد.درادامه برخلاف گذشته محمدکاظم غریب آبادی
ودامادپاسدارمحمدباقرذوالقدرکه معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت
امورخارجه دولت پزشکیان است موردانتقاداوین نامه کیهان
پاسدارسربازجوشریعت نداری قرارگرفته شده است که چرا همزمان باسفر اسحاق
هرتزوگ» رئیس رژیم جنایتکار و کودککش صهیونیستی به جمهوری آذربایجان وی نیز
به جمهوری آذربایجان سفرکرده است؟ درپایان سربازجوپاسدارحسین شریعت نداری ازجایگاه
فراترازرهبرولی فقیه ناپیدای مجتبی خامنه ای وازموضع آمرانه –انتقادی
وبانماینده مردم جمهوری آذربایجان شده تعیین تکلیف کرده است که چرادر چنین
شرایط خفقانآوری که ملت مسلمان آذربایجان زیر چکمه سیاستهای ضداسلامی دیکتهشده
از سوی تلآویو خرد میشوند، سفر مقام ارشد دستگاه دیپلماسی کشور به باکو بدون
اتخاذ مواضع قاطع، صریح و علنی در نقد و محکومیت جدی این سرکوب دینی، علامتسؤالهای
بزرگی را پدید میآورد. دستگاه دیپلماسی، دستگاه محاسباتی رژیم تروریست وجنگ افروز
ولایت فقیه نباید اجازه می داد تاحضور دیپلماتهای ما در رویدادهایی که همزمان
میزبان سران جنایتکار صهیونیستی است، از سوی حاکمان باکو به عنوان چراغ سبزی برای
تداوم سرکوب شیعیان و تطهیر روابط با رژیم خونآشام تلآویو تعبیر شود. پس دفاع از
هویت اسلامی ملت آذربایجان و مرزبندی صریح با نفوذ صهیونیسم در همسایگی شمالغربی،
نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه یک ضرورت راهبردی است؟!
سفر روز گذشته کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امورخارجه به باکو جهت شرکت در هفتمین اجلاس سران «کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا» (سیکا)، در حالی انجام شد که تحولات اخیر در جمهوری آذربایجان و همزمانی این سفر با حضور نماینده رژیم صهیونیستی در این اجلاس، علامتسؤالها و ابهامات جدّی و فراوانی را در افکار عمومی و محافل کارشناسی ایجاد کرده است.همزمان با ورود معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امورخارجه، منابع خبری بینالمللی از جمله رویترز از سفر رسمی «اسحاق هرتزوگ» رئیس رژیم جنایتکار و کودککش صهیونیستی به جمهوری آذربایجان خبر دادند. هرتزوگ که رژیم متبوعش مرتکب شنیعترین جنایات جنگی و تجاوزات نظامی در منطقه شده است، نهتنها با الهام علیاف دیدار میکند، بلکه قرار است در همان نشستی (CICA) حضور یابد که نماینده جمهوری اسلامی ایران نیز در آن شرکت دارد! هرچند غریبآبادی اعلام کرده که هدف از این سفر تشریح مواضع نظام در افشای خوی تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اما اصل همنشینی و حضور در جغرافیایی که رسمپذیری از قاتلان ملتهای مسلمان را به نمایش گذاشته، تأملبرانگیز و نیازمند حساسیتهای مضاعف دیپلماتیک است.اما ضلع دیگر این ماجرا، موج بیسابقه و صهیونیستپدیدِ «اسلامزدایی و خلع حجاب اجباری» در جمهوری آذربایجان است. دولت باکو در کشوری که بیش از ۹۵ درصد جمعیت آن را مسلمانان و اکثریت قاطع شیعیان تشکیل میدهند، تحت فرمان الهام علیاف و با ابلاغ مصوبات سرکوبگرانه اخیر (از جمله فرمانهای شماره ۳۰۹ و ۳۲۵)، پوشش اسلامی را در مدارس ممنوع کرده و دختران دانشآموز مظلوم و معلمان محجبه را از ورود به فضاهای آموزشی محروم ساخته است.این اقدامات فاشیستی ضداسلامی در حالی رخ میدهد که افکار عمومی و مردم مسلمان آذربایجان بهدرستی ممنوعیت حجاب را دیکته مستقیم رژیم صهیونیستی به دولت علیاف میدانند؛ چراکه نفوذ عمیق و امنیتی جلادان تلآویو در باکو بر کسی پوشیده نیست. نکته تناقضنما اینجاست که ادعای دولت باکو مبنی بر حفظ «سکولاریسم»، تنها بلای جان دختران و معلمان مظلوم شیعه شده است؛ چه اینکه براساس گزارشهای متقن، دانشآموزان مدارس یهودی در همین کشور به راحتی از نمادهای مذهبی خود (مانند کیپا) استفاده میکنند و هیچ خطری «سکولاریسمِ ادعایی باکو» را تهدید نمیکند! در واقع لبه تیز لائیسیته سفارشی باکو، تنها هویت شیعی و مذهبی مردم آذربایجان را هدف گرفته است تا پیوندهای عمیق دینی و تاریخی آنان با ایران اسلامی را گسسته و این سرزمین شیعی را به حیاطخلوت امنیتی رژیم صهیونیستی تبدیل کند.در چنین شرایط خفقانآوری که ملت مسلمان آذربایجان زیر چکمه سیاستهای ضداسلامی دیکتهشده از سوی تلآویو خرد میشوند، سفر مقام ارشد دستگاه دیپلماسی کشورمان به باکو بدون اتخاذ مواضع قاطع، صریح و علنی در نقد و محکومیت جدی این سرکوب دینی، علامتسؤالهای بزرگی را پدید میآورد. دستگاه دیپلماسی، دستگاه محاسباتی جمهوری اسلامی است؛ نباید اجازه داد حضور دیپلماتهای ما در رویدادهایی که همزمان میزبان سران جنایتکار صهیونیستی است، از سوی حاکمان باکو به عنوان چراغ سبزی برای تداوم سرکوب شیعیان و تطهیر روابط با رژیم خونآشام تلآویو تعبیر شود. دفاع از هویت اسلامی ملت آذربایجان و مرزبندی صریح با نفوذ صهیونیسم در همسایگی شمالغربی، نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه یک ضرورت راهبردی است.
