موج تظاهرات و اعراضات زنجیره ای علیه حکم تجدید نظر انگلیس مبنی بر خارج شدن نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی

چگونه از روزی که دادگاه تجدید نظر رأی بر برائت تروریست بودن مجاهدین داد و حکم صادر کرد تا که نام مجاهدین می بایست از توی لیست سازمان و گروه های تروریستی خارج گردد . این حکم وحرکت همچون جاری شدن سیل و فرا گرفتن آب بر توی سوراخ لانه های مورچگان اثر وبازتاب داشته است. زیرا که از آن تاریخ صدور این حکم تا حال تمام دستگاه اطلاعاتی و خبررسانی و اجرائی و نظامی وانتظامی رژیم تروریستی آخوندی بر هم ریخته شده است وهمگی بموازات هم بسیج شده و تکاپو وچنب و جوش وخود زنی وتهدید کردن وواکنش علیه ی دادگاه انگلیس و مجاهدین فعال شده اند.
حتی یک جریان فراموش و مغلوب وبی اعتبار شده ای همچون حزب مشارکت اسلامی که حتی توان ایستادن ودفاع کردن از اتهامات خود در برابر مدیر مسئول روزنامه ی اطلاعاتی –امنیتی – پاگانی سر بازجو و شکنجه گر بد نام و منفور حسین شریعتمداری را ندارد اینهم به موازات سایر ارگان های سرکوبگر تروریستی قرار گرفته است وعلیه داد گاه تجدید نظر انگلستان موضع گیری و انتقاد شدید کرده است که چرا نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی را خارج کرده است؟. البته اگر چنانچه این حرکت و موضع گیری و انتقاد به دادگاه تجدید نظر انگلستان را نمی کرد . آنگاه جای سئوال داشت که برچسب قلابی بودن اصلاح طلبان صحت ندارد و گویا این جریان با رقیب خود اصولگر خود خوانده فرق دارد . ولی برای رفع ابهام وخط بطان کشیدن بر اصلاح طلب بودن و برای تأئید و اثبات مدعی اصلاح طلب قلابی بودن با صدور بیانیه ابهام زدائی کرد و حکم دادگاه تجدید نظر انگلیسی را محکوم کرد.
اکنون پرسش است که اگر چنانچه مجاهدین گروهک مضمحل شده و از هم پاشیده ودچار ریز ش شده و بدون پایگاه مردمی می باشند که تا کنون هزاران با ر ادعای مضحک و کمدی در این مورد شده است که اینهمه دسیسه وتوطئه ی سیستماتیک و زنجیره ای علیه اشان می شود که از ایران و عراق گرفته تا هر نقطه از جهان که مجاهدین حضوردارند وفعال می باشند را در بر می گیرد . اگر چنانچه مجاهدین آنگونه که سران رژیم تروریستی ادعا می کنند اینان نبودند تکلیف چه بود و آن موقع می بایست چگونه با مجاهدین برخورد می شد؟
از سوی دیگر عجب سیاست خائنانه و کثیف مذاکره ومماشات گرانه ای غرب و به خصوص دولت فخیمه ی انگلیس در پیش گرفته که دستآورد و پیآمد های کثیف و ضد انسانی در بر داشته است؟! برای اینکه در فررودین سال گذشته بود که در آبهای جنوب ایران تعداد 15 تفنگدار و ملانان انگلیسی از سوی ارگان فاشیستی تروریستی سپاه پاسداران ربوده شدند و دو هفته با آن انواع و اقسام شو های کمدی اجرا شد و تقاضااباج گیری شد .ولی چون عاقبت نخست وزیروقت انگلیس بلذ مجبور شد تا که با زبان قابل فهم آخوندهای حاکم بر ایران بر خورد وتهدید کند . توانست گروگان گیر هارا وادار به تسلیم و عقب نیشینی کند .زیرا که پس از اولتیماتوم 48 ساعته بلر پاسدر احمدی نژاد بفرمان لوطی جماران و سپاه پاسداران وارد صحنه شد وعجوانه دست به اجرا کردن یک تئاتر و شوی کمدی سیاسی مطبوعاتی داحلی و خارجی زد وبا اهدای هدایا با سلام و صلوات گروگان های انگلیسی را آزاد کرد .
البته پس از آن 5 شهروند انگلیسی در عراق ربوده شدند که اکنون از سوی مقامات دولت فخیمه ی انگلیس اعلام شده است که اینان در سول های افرادی در همدان در زندان می باشند. عجیب است که با وجوداین پرونده ی ننگین تروریستی و آدم ربائی خیلی پرروئی و دریدگی می خواهد که به دادگاه تجدد نظردر انگلیس اعتراض می شود که چرا نام سازمان قربانی رژیم توریستی که رکوردار نقض حقوق بشر در جهان می باشد و همچنین رهبرانش به اتهام ترور رهبران مخالفین در آلمان دارای پرونده ی محکومیت می باشند اعتراض کرده اند وهرروز یک نمایش کمدی و فشار وتهدید آمیز اجا می کنند که خود اثبات کننده بر ماهیت ترویستی رژیم آخوندی می باشد که در جلوی سفارت انگلیس در تهران برگزار می شود . حتی شاگرد جلاد معروف ومنفور سعید شاهسوندی برروی آتن رادیوهای مبلغ و حامی این رژیم روریستی در لوس آنجلس آورده می شود تاکه به صدور حکم داد گاه تدید نظر انگلیس اعتراض شود .
فراموش نشود که نمایش خیمه شب بازی دو پرده ای مجلس هشتم انتصابی پاسداریزه شده بعینه ثابت شد که با عدم حضور مردم تا چه اندازه این رژیم نا مشروع و ضد مردمی می باشد ؟ آنگونه که اتحادیه کشورهای اروپائی بیانیه منتشر کرد و اعتراض کرد که این نمایش خیمه شب بازی نه آزاد ونه عادانه بود که بر اساس همین بیانیه پرسش است که برای چه با زهم می بایست که نام سازمان قربانی رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و قرون وسطائی آخوندی در لیست گروه و سازمان های تروریستی باقی بماند؟همچنین رژیم تروریستی که بیش از 5 سال است به دلیل اقدامات تروریستی عراق را به باتلاق تبدیل کرده است و جنگ داخلی در فلسطین راه انداخت و حماس را در برابر ساف قرار داد و نوار غزه را جدا کرد و با ترغیب کردن حماس و سازمان جهاد اسلامی به پرتاب کردن راکت وموشک به درون خاک اسرائیل تلاش می کند تاکه دامن ی جنگ میان فلسطین و اسرائیل را شعله ور سازد . از سوی دیگ در روند جنگ افروزی و دشمنی با روند مذاکرات صلح خاورمیانه ، به خصوص میان سوریه و اسرائیل عقب نشینی اسرائیل از بلندی های جولان طرح شکست خورده ی نظامی سپاه پاسداران و حزب الله و سوریه علیه ی سینیوره نخست وزیر لبنان را آزمامش کرد که ادامه و مکمل جنگ 33 روزه ی حزب الله لنبان با اسرائیل می باشد . البته این سیاست دخالت گری در افغانستان و سایر کشورهای همجوار و خاورمیانه همچنان ادامه دارد . به خصوص اینکه بطور سیستماتیک اسرائیل تهدید به نابودی می شود و اخیراً نیزمشتی خانواد ه های ارگان های تروریستی وسرکوبگر در جلوی سفارت انگلیس گرد آوری شده تا مرگ نثار آمریکا و انگلیس و مجاهدین کنند که چرا یک دادگاه مستقل تجدید نظر در انگلیس در مورد عدم تروریست بودن مجاهدین رأی داده است . مهمتر اینکه کشورهای اروپائی تهدید شده اند که می بایست نه اینکه نام مجاهدین همچنان در لیست تروریست نگهدارند ، بلکه می بایست حق فعالیت سیاسی و افشا کردن ماهیت رژیم تروریستی در اروپا ازمجاهدین گرفته و محروم گردند . البته نیاز به سناریو سازی دستگاه وزارت اطلاعات نمی باشد که چگونه اخیراً پیرامون انفجار مسجدی در شیراز ساخته و پرداخته شده است. برای اینکه ارگان های سرکوب گر نگران واز وحشت از واکنش تورم و گرانی مردم ناراضی دارند. به خصوص جوانان ناراضی و خشمگین ناشی و افزایش سرکوبگر دو ساله ی نیروی انتظامی که آماده ی انتقام گرفتن از سرکوبگران می باشند . بنابراین می بایست که بهانه ی جدید برای سرکوب و رعب ووحشت و اختناق بیشتر در جامعه وجود داشته و برای ادامه اش بهانه ی لازم هم باشد . زیرا که در 3 دهه گذشته ر ژیم تروریستی آخوندی ثابت کرده است که هرگز این رژیم بدون بحران سازی و جنگ افروزی و صدور تروریسم و بنیادگرائی امکان دوام وبقاء ندارد.

پس بی جهت نیست که اکنون همکاران سابق سربازجو پاسدار شکنجه گر حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان و نماینده ی لوطی جماران در این ورق پاره ی سناریو و پرونده ساز که اکنون خبرگزاری رژیم تروریستی آخوندی رادر کنترل و اختیر خود دارند. به شیوه ی 3 دهه ی تجربیات شکنجه گری و بازجوئی وتواب و سناریو وپرونده سازی علیه ی مجاهدین در زندان و تعقیب وترور کردن شان در برون مرز فعال شده اند . برای اینکه بازهم دستگاه خبر ساز و درمانده رژیم تروریستی آخوندی در عراق که دستان جنایتکارشان در عراق و لبنان که به خون آغشته گشته اکنو افشا و رو شده است و هرروز که می گذرد اسناد ومدارک بازهم بیشتر و ممهتری در این رابطه در دخالت گری نظامی در عراق از سوی مقامات آمریگائی و عراقی افشا و به معرض نمایش گذاشته می شود . بنابراین همچون سناریو سازی های ادامه دار تجمع در جلوی سفارت انگلیس در تهران که علیه مجاهدین ادامه دارد اکنون برای سیاه کاری و رد گم کردن دستان خون آلود خود در عراق با شیوه ی فرافکنی کردن تلاش مذبوحانه شده است که همکاری مشترک چندین ساله سپاه پاسداران و سپاه قدس با اعضای القاعده در عربستان و افغانستان وعراق وارونه جازده و جلوه داده شود که در ستون جهت اطلاع روزنامه ی جمهوری بازتاب داده شده است که خبرش ضمیمه شده است
.
هوشنگ – بهداد
شنبه 4 خرداد ماه سال 1387

نقد وبررسی "مجلس در كجاي امور است " روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 4 خرداد ماه سال 1387
"عجیب وجالب استکه استیضاح حق نمایندگان است ودارای مزایائی می باشد. ولی استیضاح کردن وزیر بازرگانی درست نبود!"
این نه اینکه از عجایب کارهای استثنائی و فوق العاده ای می باشد که روزانه در رژیم تروریستی و ضد مردمی و قرون وسطائی و غیر متعارف آخوندی رخ می دهد که یک طلبه ی جانباز جبهه ی های جنگ ضدملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران و عراق به خودش حق می دهد تا که مدعی شود بیش از نمایندگان مجلس می داند و بدتر اینکه مجاز است که برای آنان تعیین تکلیف کند که چرا می بایست تلاش می کردند در آخرین روزهای ننگین مجلس بی بو وبی خاصیت فرمایشی و نمایشی هفتم یک حرکتی را می کردند که مرتبط با تورم و گرانی کمر شکن در جامعه بود . جالب و عجیب است که منتقد نصحیت گر با سیاست با دست پس کردن وبا پا پیش کشیدن که مختص آخوند بساز و بفروش رفسنجانی می باشد با چاشنی کردن تجربه چماق و هویج بازجوئی زندان با نمایندگان بر خورد کرده است که نمی بایست تلاش برای ا ستیضاح کردن وزیر بازرکانی می کردید زیرا ک گرانی و تورم در جامعه ار تباطی با وزیر بازرگانی ندارد واین عمل درستی نبود . ازسوی دیگر اذعان کرده است که این حق نمایندگان مجلس می باشد تا که وزرای کابینه را استیضاح بکنند که موجب تقویت مجلس و دولت می شود .
اما در مورد این ادعای کمدی که وزیر ازرگانی ارتباط به گرانی و تورم در جامعه ندارد . می بایست گفت که مگر پاسدار احمدی نژاد در نامه ای که به غلامحسین الهام نوشت واز وی دلجوئی کرد تا که قهر نکند و به پست وشغل و مأموریت خود باز گردد و همچون گذشته انجام وظیفه کند . نگفت که ما با هم دیگر در کابینه میثاق بستیم وتععد دادیم تا که در کنار تا آخر در کنار همدیگر بمانیم . اکنون درست یست که ییمان شکنی شود . البته همینگونه با وزرا ی جراحی شده برخورد شد . یعنی اینکه مجموعه ی کاار و تلاش جمعی وزرای دولت در یک کار جمعی وگروهی مسئول و مقصر شکست و پیروزی های برنامه و اهداف دولت اینان می باشند . حال اگر چنانچه همچون آخوند جانی و آدمکش حرفه ای � اطلااتی � امنیتی مصطی پور محمدی پس از اخراج اعتراف می کند که به رئیس جمهور گفته شد که در دنیای کنونی و کار گروهی می بایست ظر جمع حاکم باشد ونه نه فرد چون فرد به تنهائی قادر نیست که همه کار ها را خودش به تنهائی انجام دهد . اگر اینگونه است . سئوال است که پس چراو زرائی که این حقیقت را می دانسته و اشراف داشتند . برای چه قبل از اینکه اخراج شوند و سپس انتقاد و اعتراف کنند خودشان داو طب استعفا و اخراج ازاین مجموعه دیکتاتری فردی نشدند که امکان کار کردن جمعی برای شان مهیا نبود؟
اینکه پاسدار احمدی نژاد پس از اینکه متوجه شد که وزیر بازرگانی استیضاح نشد ابراز شادمانی و خوشحالی نکرد و نیافزود که اتفاقاً وزیر بازرگانی یکی از موفق ترین وزرای دولت می باشد .؟
همچنین اکنون سئوال از قلم بر دست سرمقاله نویس است که چرا وزرت بازرگانی با گرانی ارتباط ندارد؟ در صورتیکه همین قلم بر دست بطور سیستماتیک سیاست های دولت را عامل شتاب تورم و گرانی معرفی کرده وخودش نیز به هیئت رئیسه انتقاد کرده است که چرا به جای تعامل بی منطق با دولت کردن فضای استیضاح کردناز نمایندگان ملس راسلب کردند ؟
آیا وزیر بازرگانی جزو مجموع ی دولت می باشد یا نه؟ آیا تأثیر گذاری نرخ رشد گرانی و تورم بیشتر مرتبط با اقام و کالاهای ضروری و مورد نیاز جامعه می باشد یا نه؟ آیا وزارت بازرگانی نقش کلیدی در برآورده و توزیع کردنا ین کالاها در جامعه دارد یا نه؟
آیا گفته نشده است که اکنون تورم و افزایش قیمت های 40 تا 60% در جهان می باشد و تأکید و اذعان نشده است که مقدار 20% درآمد ناخالص ملی سالیانه وارد می شود به همین اندازه ی 20% با خودش تورم و گرانی وارد کشور کرده است؟ مگر روزنامه ی سرمایه گزارش نکرده بود که برابر 3 سال نیز سالیانه ی کشور بنج برابر برنج وارد کشورشده است وا ز سوی دیگر افزوده بود که قیمت برنج لحظه ای گران می شود . زیراکه محکتران بر مبنا ی نیاز بازار برنج عرضه می کنند تا که بتوانند به 3 برابر قیمت آن را بفروشند؟ البته همین داستان و سیاست ویرانگر و شدیداً شبهه بر یرانگیر چندین سال است که وزارت بازرگانی با صدور حوالجات واردات به افراد خاص و ابسته به باند مافیائی و دزد و غارتگر انگلیسی جمعیت مؤتلفه ی عسگر اولادی و شرکای دزد اینان داده است که بر سر صنعت نیشکر هفت تپه ی خوزستان و صنعت چای شمال و نساجی زندران و شهرری و اصفهان وارد کرده است . زیراکه این وزارخانه ی بازرگانی و اتاق اصناف در 3 دهه ی گذشته در تیول این باند مافیائی و دزد و غارتگری انگلیسی مؤتلفه بوده است. ازطرف دیگر مگر در پایان دوران خاتمی جشن برای خودکفائی گندم مازاد بر نیاز گرفته نشد که پس از آن ادعا شد ه افزایش گندم صادر شد . اکنون را گزارش شده است که امسال مبلغ 5 میلبون تن گندم وارد می شود؟
اینگونه واردات بی رویه ز سوی وزارت بازرگانی و تزریق حجم نقدینگی در بازار وبدتر اینکه حاکم بودن سیستم انگلی اقتصاد دلالی و واسطه گری که آنهم مرتبط با دولت ووزارت بازرگانی دارد در مجموع چه نقشی در رشد تورم و گرانی در جامعه دارد وچرا نقش کلیدی وزارت بزرگانی نادیده گرفت هشده و نمایندگانی که می خواسند وزیر بازرگانی را استیضاح کنند متهم شده اند؟! یعنی به شیوه ی گنه کرد در بلخ آهنگری به شو شتر زدند گردن مسگری. می باشد بهر حال گزیده های بسیار تناقض آمیز سرمقاله نویس پیرامون نادرست بودن عمل استیضاح ولی با توضح مزایا ومحاسن استیضاح و معایب عملکرد هیئت رئیسه یک خال بفرمان دولت برای تضمین نمایندگی مجلس انتصابی هشتم اینگونه می باشد:
"نويسنده اين مقاله و همكاران روزنامه جمهوري اسلامي بر اين عقيده بوديم و هستيم كه استيضاح وزير بازرگاني كار درستي نبود. مخالفان اين استيضاح در مجلس و خارج از مجلس هر يك براي اين نظر خود استدلالي داشتند كه شايد روشن ترين آنها نقش نداشتن اين وزير و وزارتخانه او در گراني ها بود. منفي ترين فرض اين مي توانست باشد كه اظهارات وزير و رئيس جمهور براي نمايندگان مجلس قانع كننده نباشد و استيضاح راي بياورد و وزير كنار برود و دولت نيز عوارض چنين واقعه اي را تحمل كند. حتي در چنين فرضي نيز همه چيز به سود نظام و كشور بود زيرا تن دادن به اين روند يعني پاي بندي نشان دادن به قانون و پرهيز از هرگونه حركت خلاف مقررات و اخلاق جمعي و مديريتي . ترديدي وجود ندارد كه فقط اين روش است كه مي تواند به تقويت پايه هاي نظام جمهوري اسلامي منجر شود و جلوي تزلزل ها را بگيرد. متاسفانه هيئت رئيسه مجلس هفتم در ماجراي استيضاح وزير بازرگاني به بدترين شيوه ها متوسل شد و با اين كار خود نه تنها هيچ مشكلي را حل نكرد بلكه به دليل ارتكاب اعمال خلاف قانون و توسل به روش هاي غيراخلاقي موجب تضعيف مجلس و نظام شد. حتي ترديد نبايد كرد كه اين اقدام هيئت رئيسه مجلس يا بهتر بگوئيم بعضي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس موجب تضعيف دولت هم شد. اين قطعا خطاست كه كساني تصور كنند دولت را با مصون نگهداشتن يك وزير از استيضاح قانوني آنهم با توسل به شيوه هاي خلاف قانون و خلاف اخلاق مديريتي مي توان تقويت كرد.. ولي متاسفانه با آنچه پيش آمد به مجلس هفتم ضربه وارد شد و جايگاه مجلس لطمه ديد. ايكاش فقط اين واقعه بود كه مجلس هفتم را دچار لطمه كرده است اين مجلس عليرغم فرصت بسيار مناسبي كه در اختيار داشت بسيار ضعيف عمل كرده است . مجلس هفتم همواره از هيئت رئيسه اي رنج برده كه در برابر فشارهاي بيروني ضعف نشان داده و همين فشارها را ميان نمايندگان مجلس توزيع كرده و در مواردي حقوق قانوني آنها را ناديده گرفته استمجلسي كه نتواند از مصوبات خود حمايت كند و نمايندگان آن حق نداشته باشند مسئولان اجرائي را استيضاح كنند چگونه مي توان گفت در جايگاه اول قواي سه گانه قرار دارد امام خميني ميفرمود مجلس در راس امور است . با وضعيتي كه مجلس هفتم داشت اكنون مجلس در كجاي امور است"
در خاتمه اینکه وقتی اینگونه شفاف سرمقاله نویس از آلت دست بودن مجلس گزارش بازتاب دادکه البته جزو دستأورد وپیآمدهای نظام یک دست شده با نهادهای مطیع و فرمانبر از مقامات ما فوق در نظام کودتاگر خاموش و خزنده می باشد که اکنون آنقدربه ا فتضاح و رسوائی کشانیده شده که اعتراف شده است هیئت رئیسه ی مجلس به جای آنکه در خدتت نمایندگان مجلس باشد و کمک به برآورده کردن مطالبات موکلین خود یا استیضاح کردن وزرای بی عرضه باشند . برعکس علیه ی نمایندگان معترض و تضعیف کردن مجلس قدم بر اشت و ودر خدمت دولتی بوده است که کنون فقط رشد تورم وگرانی و افزایش قیت اجناس و کالا ها در جامعه نفس مردم محروم ایران را گرفته وکمرشان را خم کرده است . در صورتیکه دولت شارلاتان و دغلکار عوامفریب مدعی کابینه ی 70 میلیونی امام زمانی عدالت محور و تحول گر و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران که مدعی بود می خواهد با مفسدان اقتصادی مبارزه کند ونان بر توی سفره های خالی محرومان ببرد. اکنون مشخص شده است که خود دولت مرکز فساد و آلودگی است که عامل و مقصررشد تورم وگرانی وخالی تر کردن جیب و سفره های مردم محروم و فقیر شد ی ایرانی می باشد که جمعیت 80% را تشکیل می دهد که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند. درنهایت اینکه در این رژیم شیاد و عوافریب از رأس تا ذیل آلوده به فساد و دزد بازار هر مسئول نهاد حکومتی یا نماینده ی مجلس به دنبال تقویت جایگاه خودوبسط دادن و تقویت روابط قدرت برای کسب ثروت و غارتگری بیشتر می باشد . بنابراین در همین رابطه است که هیئت مدیره مجلس هفتم در زیر سیطره محمد رضا باهنر معتاد و عضو باند مافیائی انگلیسی موأتلفه بهتر ازا ین نمی تواست باشد . زیرا که هم در دست دولت بود یا در حقیقت دفاع از منافع خود دفاع کرد تاکه توانستند یدون مشکل رد صلاحیت بطور انتصابی و افتخاری وارد مجلس انتصابی هشتم شدند وهم اینکه در همین راستابود که اجازه ندادند وزیر بازرگانی استیضاح شود.
هوشگ � بهداد
یکشنبه 4 خرداد ماه سال 1387
پیش درآمد کوتاه پیرامون تاریخچه احمدی نژاد و ثمره هاشمی مشاور نزدیکش
گفتگوی ضمیمه شده که در یکی از سایت های خبررسانی بازتاب داده شده است. مربوط به یکی ازهمراهان پاسدار احمدی می باشد که گویا سال گذشته این گفتگو انجام شده است . ولی اکنون به به نظرمی رسد که نباید با وی باشد . بهر حال این گفتگو در مورد این پاسدار احمدی نژاد و سید مجتبی ثمره ی هاشمی است که یکی از مشاوران بسیار نزدیک به پاسدار احمدی نژاد و عنصری تصمیم گیر درون دولت مدعی عدالت محور است که نظر داده وگفته که نظر اینان زمانی که جزو رهبران اولیه در کنار اصغر ابراهیم زاده و محسن میردامادی دبیر کل کنونی حزب مشارکت اسلامی و بیطرف وزیر نیرو در دوران اصلاح طلبان قلابی دردفتر تحکیم وحدت دانشجوئی بودند چگونه بود ه و پیرامون اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان سال 58 چگونه نظر داشته اند ؟همچنین چگونه طراح دریورش سراسری به دانشگاه های سراسر کشور با بهانه ی انقلاب فرهنگی بوده و چه نقش فعالی در این مورد داشتند؟ و چرا اکنون همان نظرانقلاب ضد فرهنگی را با شیوه ی پا دگانی کردن دانشگاه ها دنبال و اجرا کرده اند ؟ ضمن اینکه گفتگو کننده افشا کرده است که اینان چه رابطه ی تنگاتنگی با حسن آیت انجمن حجتیه داشته اند و این رابطه با آخوند انگلیسی مصباح یزدی چگونه بوده و چرا این رابطه و شبکه ی متصل به آن حفظ و دنبال شده است ؟ یا چگونه اینان باور به کمیته ی امداد یا در حیقت دولت فخیمه انگلیس داشته ودارند؟ بالاخره اینکه چگونه برای قبضه و ادامه ی تسلط بر دوره ی دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد با تسط بر نیروی انتظامی و شبکه ی 3 هزار نفره چه طرح و اداف لید شیطانی درد و فکر می کند واگر چنانچه این پست را اشغال نکند چگونه برخورد یا اتقام خواهد گرفت؟
هوشنگ � بهداد
دوم خرداد ماه سال 1378

احمدی نژاد از سردبیری "جیغ و داد" تا ریاست جمهوری!
انقلاب فرهنگی به سبک چین و بستن دانشگاه ها، برای چپ ستیزی و مقابله با تسخر سفارت امریکا از ابتکارات احمدی نژاد بود. او با اشغال سفارت امریکا مخالف بود و با گرفتن سفارت شوروی موافق. او بعنوان مخالف اشغال سفارت، حتی یکبار هم پایش را در سفارت اشغال شده امریکا نگذاشت. چمران معاون نخست وزیر (بازرگان) به ما گفت: "نباید با همه بخش های ساواک یکسان برخورد کرد، مثلا از بخش ضد چپ ساواک باید استفاده کرد". آقای هاشمی ثمره از همان زمان درکنار احمدی نژاد بود. آنها مثل هم فکر می‌کردند. ما با "حسن آیت" که در رهبری حزب جمهوری اسلامی قرار داشت ارتباط داشتیم. برای انقلاب فرهنگی معتقد بودیم که زمان شاه هم دانشگاه‌ها را دربار و فرح و شاه انتخاب می‌کردند. ما برای وزارت علوم صرفا یک نقش لجستیکی قائل بودیم. بنظر من، که از همان سال اول انقلاب در کنار و هم نظر با احمدی نژاد بوده ام، او نه تنها چپ نیست، بلکه یک "راست متحول نشده" است که می خواهد مملکت را به شیوه "کمیته امدادی" اداره کند.
اشاره- در آخرین ماه های ریاست جمهوری احمدی نژاد و مخالفت های رو به گسترش روحانیون و مذهبیون درباره پیوندی که او بین خود و امام زمان تبلیغ می کند، مرور کارنامه سیاسی او از واجبات است. واجب است زیرا این خطر که او برای دوره دوم نیز سنگر ریاست جمهوری را در تسخیر خود نگهدارد وجود دارد. احمدی نژاد، یک فرد نیست. او یک عقبه دارد و این عقبه نیز با هر اسم وعنوانی که باشد چیزی نیست مگر مافیای حجتیه که او از همان ابتدای پیروزی انقلاب که خود را در صف انقلابیون پس از انقلاب جا زد، سیم خود را روی سیم آن انداخت و این نیمه پنهان خویش را تا رسیدن به شهرداری تهران توانست حفظ کند. او می تواند خالق و یا مجری خونین ترین حوادث و رویدادها در ایران شود. پشتش به شورای نگهبان و شخص احمد جنتی گرم است و شبکه جدید و سازمان یافته حجتیه که مصباح یزدی با نام موسسه افکار و اندیشه های خودش اما بنام "امام" درست کرده از وی حمایت می کند. شبکه ای که به سبک لباس قهوه ای های هیتلری یک حزب نیمه مسلح 300 هزار نفره را نیز دراختیار دارد. او نه تنها رفتنی است، بلکه از همان ماه های اول پس از انتخاب به ریاست جمهوری در نظر همان ها که فریب او را خوردند و به وی رای دادند رفته است. اما این رفتن بالقوه هرگز به معنای رفتن بالفعل او نیست و خطر همینجاست. او اگر نتواند سنگر ریاست جمهوری و سلطه بر نیروی انتظامی و وزارت دفاع را حفظ کند و لیاقت خود را نشان مافیای حجتیه بدهد، ممکن است این رفتن خود را با هزینه ای سنگین برای مردم و ایران همراه کند. به این دلیل بی وقفه باید دانست و گفت و افشاء کرد که او کیست و به کجا وابسته است و به کجا می خواهد برود و همه عوامفریبی هائی که می کند برای چه هدفی است؟
بمنظور تجدید افشاگری هائی که می تواند از ذهن مردم و زیر فشار انواع ترفندهای تبلیغاتی فراموش شود، خلاصه ای از مصاحبه ای را که در آبان ماه گذشته، هفته نامه "شهروندامروز" با یکی از همراهان و همگامان قدیمی احمدی نژاد انجام داد منتشر می کنیم. از آن مصاحبه مفصل، که گرهی ترین نکات آن می تواند در لابلای مطالب حاشیه ای پنهان مانده و توجه را جلب نکند، خلاصه زیر را تهیه کرده ایم. خلاصه ای که بارها و بارها باید خواند و در ذهن خود سالهای اول جمهوری اسلامی را مرور کرد تا به ریشه های پدیده احمدی نژاد رسید.
این مصاحبه خلاصه شده گفتگوئی است با محمدعلی سیدنژاد که می خوانید:
شما از اعضای اولین دوره شورای مرکزی دفتر تحکیم بودید. ابتدا می‌خواهم از گرایشات اولین شورای مرکزی دفتر تحکیم بگویید. آیا اختلافاتی هم میان شما وجود داشت؟
بله اختلافات بود اما همه بر سر یک سری مبانی وحدت داشتیم. همگی معتقد به امام و ولایت فقیه بودیم. اما داخل انجمن‌ها از گرایشات مارکسیستی تا گرایشات حجتیه‌ای وجود داشت. فضا، فضای بازی بود. حتی حجاب شرط عضویت خانم‌ها در انجمن نبود. انجمن‌ها یک فضای متکثر داشتند. اما انجمن‌ها در دانشگاه‌های مختلف، ویژگی‌های متفاوتی داشتند. بچه‌های فنی، جنبه سیاسی قوی‌تری داشتند. ما در دانشگاه تربیت معلم، رویکرد فرهنگی را در اولویت می‌دیدیم. شریف وپلی‌تکنیک خیلی سیاسی بود. بچه‌های علم و صنعت هم یک گرایش ضدچپ خیلی قوی داشتند. بنابراین در حالی که بچه‌های فنی بیشتر به وحدت گروه‌های چپ فکر می‌کردند، ما و بچه‌های علم و صنعت به مرزبندی‌های فرهنگی معتقد بودیم.
- می‌شود در مورد گرایش بچه‌های علم و صنعت و آقای احمدی‌نژاد، واضح‌تر توضیح بدهید.
بله، آنها ضدمارکسیست بودند. اساتیدی مثل آقای اسرافیلیان در جمع آنها بود و نگاهشان خیلی نزدیک به دکتر آیت بود. آنها به شدت ضدمصدقی هم بودند. نشریه �جیغ و داد� را در می‌آوردند در برابر نشریه �آهنگر� مارکسیست‌ها. یک چادر هم مقابل دانشگاه تهران زده بودند و این نشریه را در آنجا پخش می‌کردند.
- آیا بچه‌های علم و صنعت و آقای احمدی‌نژاد، به اندازه ضدمارکسیست بودن، ضدامپریالیست هم بودند؟
نه، اولویت آنها برای مبارزه، مارکسیسم بود. خطر غرب برای آنها در اولویت نبود.
- برویم به سراغ بحث تسخیر سفارت آمریکا که گویا شما و آقای احمدی‌نژاد در شورای مرکزی تحکیم با آن مخالفت کردید.
شورای مرکزی تشکیل شده بود و جلسات نظم پیدا کرده بود. ما یک شورای پنج نفره اصلی بودیم: من و آقای احمدی‌نژاد و میردامادی و اصغرزاده و بی‌طرف. اول جلسه، گزارش اخبار می‌دادیم. آقای اصغرزاده گفت که از پاویون فرودگاه مهرآباد خبر رسیده است که کارتن کارتن اسناد محرمانه بدون بازبینی خارج می‌شود و دولت هم به گمرک دستور عدم بررسی داده است. اصغرزاده اعلام خطر کرد و ذهن‌ها را به کودتای 28 مرداد برد و سپس پیشنهاد داد که عکس‌العملی نشان بدهیم. اینطور بود که پیشنهاد او در دستور جلسه گذاشته شد و آقای اصغرزاده پیشنهاد تصرف دو سه روزه سفارت آمریکا را داد در اعتراض به سفر شاه به آمریکا. موافق و مخالف صحبت کردند. من احساس کردم که آقای اصغرزاده از قبل لابی لازم را با آقای میردامادی کرده است. چون آقای میردامادی خیلی قوی حمایت کرد و گویی یک آمادگی ذهنی داشت.
- شما چه گفتید؟
ما مخالفت کردیم و استدلال داشتیم که این کار فراتر از وظیفه انجمن‌هاست و دولت موقت را که مورد تایید امام است با مشکل مواجه می‌کند. ما می‌گفتیم که کار غیرقانونی و فراقانونی نباید انجام داد. جالب بود که هر دو طرف علیه طرف مقابل از امام کلامی ‌آوردند. آنها می‌گفتند که امام گفته است �هر چه فریاد دارید سر آمریکا بکشید� و ما هم می‌گفتیم که امام گفته است �آمریکا و شوروی و انگلیس هر یک بدتر از دیگری است� و بعد موضع خودمان علیه چپ را تقویت می‌کردیم و بعد هم از امام کلامی آوردیم که گفته‌اند �همه امور به روال قانونی‌اش باید برگردد و متصرفات را باید تحویل داد.�
- موضع آقای احمدی‌نژاد در آن جلسه چه بود؟
ایشان تشکیکی وارد کرد و گفت: �درست است آقای اصغرزاده یک خبری آورده و بعد می‌گوید باید سفارت آمریکا را به نشانه اعتراض تسخیر کنیم؛ اما مگر ما با تحرکات گروه‌های مارکسیستی و دخالت شوروی در امور کشور نیز مواجه نیستیم؟ اگر بناست که مقابله کنیم چرا آمریکا؟ چرا با شوروی نباید مقابله کرد؟ شوروی که با توجه به خیانت‌های چپی‌ها به این کشور، در اولویت است. چه کسی گفته است تهدید آمریکا جدی‌تر از شوروی است؟�
- پاسخ آقای میردامادی و اصغرزاده به این نکاتی که آقای احمدی‌نژاد مطرح کرد، چه بود؟
آنها گفتند که پس ما از حاج احمد آقا می‌خواهیم نظر امام را به ما منتقل کنند تا اگر تایید شد، کارمان را بکنیم.
- شما نپذیرفتید؟
نه، چون در نظر ما آنها با سیداحمد آقا هم رابطه داشتند. در نگاه من و آقای احمدی‌نژاد، برخی دیدگاه‌های سیداحمد آقا با امام زاویه داشت. بنابراین گفتیم که چه کسی گفته است مواضع حاج احمدآقا درست است و اصلا ایشان در خط امام نیست. گفتیم که برای ما، معیار، شخص خود امام است.
- آنها این پیشنهاد را نپذیرفتند؟
پیشنهاد تسخیر سفارت آمریکا در جلسه شورای مرکزی تحکیم با مخالفت من و آقای احمدی‌نژاد، نتوانست رای بیاورد و تصویب نشد. اما دوستان ما رفتند و منفصل از ما، کار خود را پی گرفتند. آن موقع جلساتی میان انجمن‌ها و هیات دولت هم برگزار شد. در این جلسات آقای چمران هم یک بار گفت که ساواک بخش‌های مختلفی دارد و نباید با همه بخش‌ها به یک صورت برخورد کرد. ایشان به بخش ضدچپ ساواک اشاره کرد که اکنون هم کارایی دارد. ما برای اولین بار بود که از معاون نخست‌وزیر می‌شنیدیم که عناصر ساواک را می‌توان به خدمت جمهوری اسلامی گرفت.

- شب اول که دانشجویان خط امام، سفارت آمریکا را تسخیر کردند، برخی مخالفت‌ها مثل مخالفت آقای مهدوی‌کنی و بازرگان و... گویی دانشجویان تسخیرکننده را دچار شک و تردید هم کرده بود؛ تا اینکه سحرگاه، سیداحمد آقا تماسی با سفارت می‌گیرند و می‌گویند که امام گفته‌اند خوب جایی را گرفته‌اید و محکم همان جا را نگه دارید. آیا بعد از شنیدن این اخبار و اینکه امام، تسخیر سفارت را انقلاب دوم نامیدند، شما و آقای احمدی‌‌نژاد، برای رفتن به سفارت و پیوستن به دانشجویان نظرتان تغییر نکرد؟ حجت آیا بر شما تمام نشد؟
آقای احمدی‌نژاد حتی به گمانم یک بار هم پایش را داخل سفارت نگذاشت. من هم منتظر نماندم و همان روز اول یا فردا صبحش به سفارت رفتم. اول هم از دوستان گلایه کردم که چرا جدا از ما عمل کردند.
- و جواب آنها...
آقای میردامادی گفت که شرط شما شدنی نبود و بنابراین، اجبار شما برای همراهی و ادامه گفت‌وگو موضوعیت نداشت. بعد هم گفت که حالا مساله‌ای نشده و طوری نیست؛ بیایید کمک کنید و ... مسوولیت روابط عمومی لانه را عهده‌دار شوید. من هم رفتم به قسمت روابط عمومی. روز اول یا دوم بود. یادم هست که آقای لطف‌الله میثمی هم آمده بود و در روابط عمومی لانه درباره اثرات این حادثه بر تشدید تضادهای هیات حاکمه آمریکا صحبت می‌کرد.
- در حقیقت آقای میثمی هم مدافع تسخیر سفارت بود...
... بله، به شدت. اما من نتوانستم در آنجا بمانم و صلاح خودم و آن جمع را در آن ندیدم که مسوولیتی قبول کنم.
- چقدر در سفارت ماندید؟
همان یک روز. البته گاهی سر می‌زدم ولی مسوولیتی قبول نکردم.
- چون مخالف ائتلاف چپ بودید؟
بله. بعد از تصرف سفارت، ما به دنبال ترمیم شورای مرکزی رفتیم. از اولین مباحث ما این بود که خط اصولی مبارزه با امپریالیسم چیست و آیا تصرف لانه کار درست بوده یا باید کار دیگری کرد. از این بحث ما به سرعت به بحث انقلاب فرهنگی رسیدیم. معتقد بودیم که اصلی‌ترین راه مبارزه، مبارزه فرهنگی است.
- آیا در این بحث، شما نظری هم به انقلاب فرهنگی در چین داشتید؟
بله، برخی دوستان مطرح می‌کردند.
- آیا آقای احمدی‌نژاد که ضد مارکسیست و ضدمائوئیست بودند،‌ نسبت به چنین تقلیدی، حساس نبودند؟
نه، چنین حساسیت و مخالفتی وجود نداشت. ما بعد از شکل‌گیری تحکیم در مهرماه 58، کار فرهنگی را در مجموعه تحکیم شروع کرده بودیم. مثلا روشنفکران مشروطه مثل آخوندزاده و طالبوف را نقد می‌کردیم و کار پژوهشی انجام می‌دادیم. برخی افراد هم مسوول شده بودند تا روی انقلاب فرهنگی چین کار کنند. کتاب‌هایی هم گمان می‌کنم در خصوص انقلاب فرهنگی چین منتشر شد. بیست تا سی نفر بودیم که برای بررسی این موضوع جلسه می‌گذاشتیم در دانشگاه تربیت معلم.
- ایده را در آنجا چه کسی مطرح کرد؟
بیشتر من و آقای احمدی‌نژاد مطرح و در خصوص ضرورت آن صحبت کردیم.
- آقای هاشمی ثمره هم بود؟
بله.
- آن زمان هم رابطه نزدیکی با آقای احمدی‌نژاد داشت؟
بله، خیلی نزدیک و همراه بودند. در این جلسات بحث شد که حتما دانشگاه‌ها باید تعطیل شوند تا امکان تحول اساسی فراهم شود. پس از این بحث، بنا شد تا با مدیران ارشد صحبت کنیم و ببینیم که آیا با تعطیلی دانشگاه موافقند یا نه.
ما نگاه خودمان را در طرح انقلاب فرهنگی دنبال می‌کردیم. دنبال آن بودیم که یک نظام آموزشی جدید و غیرمدرک‌گرا به وجود بیاید که مولودات آن کسانی مثل ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا باشند. کسانی که در کنار تخصص‌شان، عالم دینی هم هستند.
با آقای آیت که عضو حزب جمهوری بود تماس و گفت‌وگو و مذاکره داشتیم. ایشان صد درصد با انقلاب فرهنگی موافق بودند.
دراین دوران آقای احمدی‌نژاد خیلی مشغله داشت. یادم است که آنها در علم و صنعت سرشان خیلی شلوغ بود؛ چون مارکسیست‌ها بسیار فعال بودند و دفع آنها وقت زیادی می‌برد. شب و صبح آنها پر بود. متعهد بودند که نشریه �جیغ و داد� را دربیاورند و وقتی برای این جلسات و مذاکرات نداشتند.
- پس شما به تنهایی به سفارت رفتید...
من رفتم سفارت و با آقای اصغرزاده یک ساعتی صحبت کردم. گزارشی دادم و گفتم که انقلاب فرهنگی یک ضرورت است و برای انجام آن هم باید دانشگاه‌ها تعطیل شوند. آقای اصغرزاده خیلی روشن گفت که من صددرصد مخالف هستم چون هر چه ما در تصرف سفارت داشته‌ایم، شما پنبه خواهید کرد. این حرکت شما درست عکس حرکت لانه است و تفرقه ایجاد می‌کند و وحدت گروه‌ها را از بین می‌برد. گفت که آمریکا مترصد چنین فرصتی است تابراساس فضای آشوب داخلی، عملیاتی نظامی انجام دهد. در نهایت هم ایشان گفت که انقلاب فرهنگی بهترین هدیه به آمریکاست و محکم مخالفت کرد.
- بچه‌های لانه هیچ تلاشی نکردند تا جلوی شما را بگیرند؟
بعید می‌دانم. البته نشریه مجاهد در فروردین 59 چند برگه از اسناد ما در خصوص پروژه عملیاتی کردن انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها را منتشر کرد. ما ناگزیر شدیم عملیاتمان را سریع شروع کنیم در حالی که می‌خواستیم از تابستان 1359 پروژه را آغاز کنیم. اما محتوای پروژه تغییری نکرد. ما معتقد بودیم که فرهنگ سطح بالاتری از دولت دارد و مثل قوای نظامی باید تحت هدایت رهبری باشد. زمان شاه هم دانشگاه‌ها را دربار و فرح و شاه انتخاب می‌کردند. ما برای وزارت علوم صرفا یک نقش لجستیکی قائل بودیم.
- نفر اول برای بچه‌های مستقر در سفارت آمریکا، آقای خوئینی‌ها بودند که در لانه از حق وتو هم برخوردار بودند. نفر یک شما چه کسی بود؟
برای ما فردی معادل آقای خوئینی‌ها وجود نداشت و کسی نبود که نگاه ویژه‌ای به او داشته باشیم.
- اختلاف نظری میان شما و آقای احمدی‌نژاد وجود نداشت.
در جزئیات شاید اختلاف داشتیم اما در کلیات اختلافی نبود. ما مخالف بازگشایی دانشگاه به آن شکل بودیم. تعدادی واحد معارف اضافه کردن و نماینده روحانیت اضافه کردن، از نظر ما نمی‌توانست دستاورد نهایی انقلاب فرهنگی باشد.
- آیا خاطره خاصی از دوران همکاری‌تان با آقای احمدی‌نژاد دارید؟
نه، خاطره خاصی یادم نمی‌آید. ایشان یک نیروی جوان بود و سابقه قبل از انقلاب در انجمن‌ها نداشت. آقای احمدی‌نژاد یک دانشجوی مومن متعصب ضدمارکسیست بود، اما در جلسات بعد از انقلاب ما هم در چنان جایگاهی نبود که مثل برخی دوستان،‌ موتور حرکت باشد.همان زمان وقتی آقای احمدی‌نژاد از انجمن علم و صنعت کنار گذاشته شده بود به برخی بچه‌ها گفته بود که ما می‌رویم و قوی‌تر بر می‌گردیم و نه تنها دانشگاه که کشور را هم فتح می‌کنیم. به نظر من آقای احمدی‌نژاد چپ نشده است. ایشان به اداره کشور به شیوه کمیته امدادی اعتقاد دارد و بنابراین درست نیست که بگوییم ایشان چپ شده است. آقای احمدی‌نژاد همچون دیگر راست‌ها، متحول و نو نشده است و بنابراین ایشان را باید یک �راست متحول نشده� دانست
نقد بررسی " افسانه نقدينگي (يادداشت روز)" روزنامه کیهان پنجشنبه خرداد 2 سال 1387
"انتقاد به منتقد ین حجم نقدیگی و تورم وگرانی ودفاع کردن از افزایش هزینه های جاری دولت"
مقوله ای به نام پول ابزار ووسیله مبادله ی اجناس و کالاها و معاملاات تجاری و اقتصادی در جامعه می باشد. البته آنچه به پول اعتبار و ارزش می دهد پشتوانه ی آن می باشد . می تواند رشد ذخایر ارزی و طلا و ثبات سیاسی و شکوفائی اقتصادی و تولیدان صنعتی و کشاورزی و افزایش سایر فراورده های تولیدی و ضریب میزان صادرات بر واردات و کاهش حجم نقد ینگی پول در بازار و عدم اقتصاد ددلالی وواسطه گری و احتکار کالا وبازار سیاه وانحصاری باشد. اگر چنانچه در جامعه یا کشوری اینگونه مسائل رعایت نشود و اینکه شرایط عکس باشد موجب می شود که هرروز پول ارزش خودش را بیشتر از دست بدهد و رشد فزونی تورم و گرانی بر بازا ر حاکم شود. شبیه آنچه که اکنون بر بازار ایران وجو د دارد.
عجیب است که مدعی منتقد حاکمان گذشته و حاکمان کنونی هر گز واقعیت را به مردم ایران جز سرکیسه کردن شان وادامه جنگ و نزاع رقابت میان خودشان بیان نکرده و نمی کنند و به صورت روبنائی و سطحی به مقوله تورم وگرانی پرداخته یا تکذیب و انکار شده است . یا اینکه هم دیگر را متهم ومقصر و محکوم می کنند. برای همین است که پاسدار یادداشت روز نویس اکنون روضه ی پول و حجم نقدینگی را خواند ه است و بر این مرثیه خوانی منتقدین را به جای رهنمود دادن برای حل مشکل ویا مهار کردن تورم وگرانی زیر سئوال گرفته است . البته بدون آنکه اشاره به راه حل کند یا دلیل ارائه دهد که چرا پاسدار رئیس جمهور ولوطی جماران تا بیش از دوسال تورم و گرانی را تکذیب انکار می کردند .؟ یا که توضیح داده شود که دلیل پیدایش و رشد لجام گیخته تورم و گرانی در جامعه چیست ؟ یا اینکه چرا تورم وگرانی نه مهار شدنی نمی باشد ونه اینکه نرخ شد وتورم را نمی توان برای کوتاه مدت ثابت نگاهداشت ؟ چرا پاسدار یادداشت روزنویس تلاش کرده است که با اشاره به یکی دو کتاب اقتصاد پولی رقیب را متهم کند که بر اساس سیاست اقتصاد پول و حجم نقدینگی و ساده انگاری تورم و گرانی بر این اساس تز و نظر خودشان را دنبال و اتثقاد می کند؟ البته در عوض بدون فاکت ادعا کرده است که هر زمان افزایش نقدینگی وتولید ناخالص ملی همراه بوده موجب کاهش نرخ تورم شده است !
البته پرسش است که چرا با افزایش درآمد ناشی از نفت این نظریه تأثیر منفی داشته است؟ لابد پاسخ این است که اقتصاد تک محصولی ومتکی به نفت است که دربست اختصاص به واردت داده می شود که با خودش هم تورم جهانی وارد می کند وهم اینکه در سیستتم چرخشی و دلالی وواسطه گری موجب شتاب تورم و گرانی و رشد حجم نقدینگی شده است . بالاخره پاسدار دست پرورده ی کیهان سربازجو پاسدار شریعمتداری در پاسخ به منتقدین حجم نقدینگی و افزایش بودجه ی جاری دولت که یک پارا متر وعامل اصلی تورم وگرانی در جامعه شناخته شده ، اینگونه پاسخ داده است:
"لذا برخلاف باورمندان به �اصالت پول�، مسائل اقتصاد ايران و از آن جمله تورم را نبايد تنها در �حجم نقدينگي� و �هزينه هاي دولت� جستجو كرد كه علت العلل معضلات و بيماري هاي ساختار اقتصاد ايران را بايد در مسير مصرف نقدينگي و انحراف آن از توليد جستجو كرد. والبته در اين عرصه مي توان برخي پرسش ها نيز ازدولت داشت.بنابراين نبايد همچون �افسون زدگان نقدينگي� مداوماً بر طبل كاهش نقدينگي و هزينه هاي دولت كوفت بلكه بايد دولت را ياري كرد كه نقدينگي و هزينه هاي دولت را در مسير تكميل زنجيره هاي توليد و نهايي كردن طرح هاي اشتغال زا جريان دهد.دست اندركاران اقتصاد ايران يك بار و براي هميشه بايد بر سر اين موضوع اجماع نمايند كه �پول� ارزش ذاتي ندارد و تمام اعتبار و قدرت آن به ايفاي نقش سازنده �پول� در مسير كار، توليد و سازندگي بستگي دارد و اگر نقشي ديگر براي آن در صحنه اقتصاد تعريف گردد و يا اصالت اقتصادي پول موضوعيت يابد، بحران هايي وسيع و عميق در انتظار اقتصاد ايران خواهد بود. "

در خاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس همانگونه که گفته شد فقط سیاست اقتصاد پول و حجم نقدینگی را چندین بار تکرار کرده و رقبای منتقد را نقد کرده و از افزایش بودجه ی جاری دولت دفاع نموده است . البته با وجود اینکه دلیلی ا هم رائه نکرده است که برای چه بودجه ی جاری دولت افزایش یافته است ؟ زیرا که هم بر ضریب فرار مغزها و سرمایه ازکشور ادامه دارد . همینطور رشد بیکاری و فقر و شکاف طبقاتی در کنار رشد لجام گسیخته تورم و گرانی و افزایش قیمت مسکن و زمین و اجاره ی خانه در جامعه همچنان ادامه دارد . زیرا مشص است که افزایش هزینه ی بودجه ی جاری دولت نه اختصاص به سرمایه گذاری های عمرانی و زیر بنائی برای افزایش تولیدات صنعتی و کشاورزی و اشتغال آفرینی و مبارزه با بیکاری داده نشده است ، بلکه در بستر افزایش بودجه ی ارگان های سرکوبگری نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی و پاسداری و بسیجیان می باشد تاکه بیشتر دست یه اقدامات سر کوبگرانه و سانسور و رعب ووحشت وخفقان به پردازند . در غیر اینصورت پاسدار یادداشت روزنوس هیچگونه راه حل و رهنمودی برای کاهش تورم و گرانی ارائه نداده است. تصور هم نمی رود که هیچگونه چشم انداز مثبت وعملی برای کاهش تورم وگرانی و مهار آن وجود داشه باشد
.
هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 2 خرداد سال 1387
نقد وبررسی " در ضرورت پاسداشت مرزها (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهارشنبه 1 خرداد ماه سال -1387
"یادداشت روز نویس ضمن ناخشنودی نسبت به جراحی شدن وزیر ،هشدار داده که نباید آنقدر درگیر بداخلاقی درونی شد که غافل از دشمن آماده در کمین شد."
سربازجو پاسدار شکنجه و پرونده و سناریو ساز خبره و حرفه ای چه دیر متوجه شده است فضای سیاسی درون رژیم تروریستی آخوندی هم جریان غالب و هم مغلوب به شدت پیچیده و حساس و پر آسیب شده است . البته نتیجه گرفته که پس از مرحله ی دوم پرده ی نمایش خیمه شب بازی مجلس انتصابی هشتم این آسیب پذیری و پیچدگی سیاسی شتاب گرفته است . یعنی اینکه به دلیل عدم حضور مردم در این نمایش خیمه شب بازی انتصاباتی چون بری همگان بطور آشکارا توهم ریخته شد که رژیم تروریستی آخوندی مشروعیت ندارد.ازسوی دیگر تورم و گرانی همچنان وجوددارد و هرروز بیشتر موجب بالا رفتن ضریب نارضایتی عمومی می شود. به خصوص اینکه هر موضعی که پاسدار احمدی نژاد اتخاذ می کند که وانود می کند که گویا می خواهد تورم وگرانی و افزایش قیمت زمین و مسکن و اجاره خانه مهار وحل کند . یا اینکه مدعی شود که می خواهد با مافیا یا مفسدان اقتصادی مبارزه کند و دستان مافیا را قطع کند. اما چون این قول ها وتهدید ها جدی نمی باشد. بلاقاصله اوضاع بدتر از قبل آن می شود . زیرا که هم شعار است که پشتوانه ی عملی ندارد . هم اینکه چون مخاطب رقبا می باشند بلافاصله اینان با اهرم های قتصادی و دلالی وواسطه گر هائی که در اختیار خود دارد واکنش نشان می دهد . یعنی اینکه در برابر تک شعاری و تبلیغاتی وبی خطر پاسدار احمدی نژاد اقدام پاتک عملی می کنند که هم زیرآب ادعای رقیب حاکم را می زند وبی اعتبارش می کند وهم اینکه موجی دیگر از بالا رفتن تورم وگرانی و بحران های حاشیه ای دیگر را بر سرش آوار می کند. به ویژه اینکه پاسدار احمدی نژاد دست به جراحی بزر گ درون کابینه زد . از سوی دیگر همزمان ودر تدارک برنامه ریزی تیلیغاتی انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد . یک بقال وقتی که بقالی خودر ا باز می کند. می دند که چه نوع مشتریانی دارد و یا چه رقبائی سر وکار دارد و چکار باید بکند که بتواند دوام بیاورد همانگونه که به مرور متوجه می شود که نیازمشتریان چیست؟ چه ساعت و موقع می بایست بقالی را باز کند ؟ و می داند که اگر نتواند اجناس مشتریان خود را فراهم کند و سر ساعت د ربقالی اش نباشد . موجب می شود تا که نه مشتریانش را از دست بدهد ، بلکه زمینه ی ورشکست شدن خودش را فراهم می سازد .
اکنون چگونه است که یک رئیس جمهور عقده ای وخود بزرگ بین فقط اعتیاد مزمن یا به سفر خارجی یا داخلی درد . یا اینکه در حال دیدار و بازید با مقامات خارجی است . یا مشغول عریضه نویسی های داخلی و خارجی می باشد .یا اینکه اگر فرصتی برایش باقی بماند مشغول جراحی کردن اعضای کابینه ویا اخراج آنان می باشد و یا به ادامه تهدید کردن اسرائیل به نابودن ودفاع از حماس وحزب الله لبنان کردن چالش وتنش و در گیری به رئیس مجلس می باشد . خوب وقتی این پاسدار قدرت ومدیریت وبرنامه ریزی اش کمتر ازیک بقال است و بری پوشاندن ضعف بهانه و حواله کمدی می دهد که مدیر و برنامه ریزش امام زمان است . مشروط براینکه مشاورهای اقتصادی و آماری و ارزیابی کارشناسی تورم و گرانی اش یک سبزی و میوه فروش یا قصابی محله می باشد ویا اینکه یک پاسدار غارتگر حرفه ای می باشد و سایر مشاوران دیگرش مشتی خرافاتی و متحجران استخاره گر وپرده باز و متملق و شیاد می باشند . مشخص است نتیجه ی این سیاست همین شرایط حاکم کنونی است که با وجود قیمت هربشکه نفت بیش از 100 دلار وضعیت اقتصادی وتورم وگرانی خیلی بدتر از آن زمان است که نفت و9و7 دلار فروخته می شد . برای اینکه ساختار این رژیم غارتگر و دزد و عوامفریب از رأس تا ذبل آلوده به فساد و تبعیض و رانتخواری و غارتگری می باشد که هر گز هم درست شدنی نمی باشد . برای اینکه همیشه به دنبال معلول ها رفته شده و یا اینکه قول های آبکی و دروغ و بدون پشتوانه ی عملی داده شده است. البته که فقط مقصر پاسدار احمدی نژاد ودولت نهم نمی باشد ، بلکه همانگونه که گفته شد ساختار نظام آلوده و فاسد است که می بایست از ریشه تغییر کند.
همچنین یادداشت روز نویسان مبلغ دولت هم همینگونه شبیه پاسدار احمدی می باشند که نه در شرف انتقاد اصولی و رهنمود دادن ، بلکه بدنبال شکر خدا و سپر بلا گشتن می باشند که یک متهم و مقصر بیرون از دولت درون جبهه ی رقیب یا بیرون از نظام دشمن بیگانه یافت می شود تا همه کاستی و ضعف و ناتوانی و شکست ها لبر سرشان آوار وخراب شود. برای همین است که پیوسته شرایط بدتر از روز قبل می شود. بهمین دلیل است چون رژیم ضد مردم می شود به جای اینکه تلاش شود تا راه حلی برای مهار تورم وگرانی یافت شود که نفس مردم ایرن را گرفته است . اینگونه موضوع رقابت انتخابات نمایش خیمه شب بای ریاست جمهوری دوره دهم وکالبد شکافی درن جهه ی دوم داد ودامن زدن به شکاف و اختلافات اینگونه سرمایه گذاری شده است :
"اجازه بدهيد از اصلاح طلبان شروع كنيم. مشخصه اصلي انتخابات مجلس هشتم براي اصلاح طلبان اين بود كه اولا به رغم مشاركت بالاي مردم، آراء جز به مقداري بسيار اندك به جانب آنها ميل نكرد. و ثانيا، براي نخستين بار نظام سياسي به آن دسته معدود از اصلاح طلبان كه سوابق آنها نشان مي داد در صورت ورود به حاكميت نقض چارچوب هاي اساسي آن را در دستور كار خود قرار خواهند داد اجازه حضور در رقابت نداد. اصلاح طلبان اكنون به فكر افتاده اند كه بايد اين هر دو مشكل را چاره كنند. راه حلي كه براي مشكل عدم اقبال مردمي يافته اند اين است كه چهره اي چون محمد خاتمي را راضي به حضور در انتخابات بكنند. پيش روي تلاش ها براي راضي كردن خاتمي به حضور در انتخابات 2 مشكل وجود دارد. اول اينكه نزديكان خاتمي ظاهرا عقيده دارند بي رغبتي راي دهندگان در انتخابات مجلس هشتم به فهرستي كه نام او در صدر آن قرار داشت علامتي است از اينكه حساب كردن روي راي بالاي او در ميان مردم تا حدودي خيالپردازي است و آدم عاقل در رقابتي كه باخت در آن از پيش محرز است شركت نمي كند. دومين مشكل هم اين است كه خاتمي به حمايت يكپارچه اصلاح طلبان از خود مطمئن نيست و علاوه بر اينكه احزابي نظير كارگزاران و اعتماد ملي بازي خاص خود را در انتخابات آينده تعقيب مي كنند، حتي حزب مشاركت هم در حمايت از خاتمي يكدل نيست و افرادي مانند محمدرضا عارف از هم اكنون علاقمندي خود را به حضور در رقابت اعلام كرده اند. "
بازهم پاسدار سربازجو انگار که اصلاح طلبان قلابی حاکم می باشند که می بایست مسئول شرایط کنونی باشند که می بایست پاسخگو باشند . یا اینکه چون سر درگم می باشند می بایست که رهنمود وی را به پذیرند. یا اینکه بدون آنکه وضیح داده شود اگر مردم به باند مافیائی حاکم اعتماد دارند چکار برای مردم کرده اند که اکنون چنین از بی پایگاهی و عدم اعتماد مردم به اصلاح طلبن قلابی گفته است:
"هنوز معلوم نيست اصلاح طلبان براي حل اين دو مشكل راهي خواهند يافت يا نه؛ ولي حتي با فرض حل آنها باز هم در اين باره كه مسئله اساسي رويگرداني مردم از اصلاح طلبان حل شده باشد محل ترديد جدي است. مسئله اصلي اين است كه مردم وقتي اصلاح طلبان در صحنه باشند به آنها راي نمي دهند و وقتي در صحنه نباشند به رهنمودهاي آنها توجهي نمي كنند و اين مسئله چه خاتمي در صحنه باشد و چه نباشد و چه اصلاح طلبان يكپارچه از او حمايت بكنند و چه نكنند تا زماني كه اصلاح طلبان اساسا در استراتژي سياسي خويش بازنگري نكنند حل نخواهد شد. اما موضوع دوم يعني بي اعتمادي نظام به اصلاح طلبان -كه رابطه اي ديالكتيكي با بي اعتمادي مردم به آنها دارد- تبديل به معضلي در ميان اصلاح طلبان تندرو شده است. بخشي از لايه تندرو جريان اصلاحات اكنون تاكيد دارد كه ايستادگي در مقابل نظام بي حاصل است و ضمنا عملكرد گذشته جبهه اصلاحات وضعيتي به وجود آورده كه نظام نسبت به تندروهاي اصلاح طلب �دغدغه هاي� بحقي دارد و اصلاح طلبان بايد اين دغدغه ها را رفع كنند و به نظر مي رسد همين تحليل به زودي به انشعابي در ميان تندروها خواهد انجاميد. اين جملات را كه يكي از اعضاي مركزيت حزب كارگزاران يكي دو هفته قبل به يك روزنامه همسو با خود گفته بخوانيد: � ما بايد اين واقعيت را بپذيريم كه در يك دوره نه چندان كوتاه و 8 ساله هر كسي از طرف اصلاحات سخن گفته و موضع گرفته است... بايد پذيرفت در حوزه هايي افراد و جرياناتي نيتي داشته اند كه در متن اصلاحات در مورد آن نيات توافقي نبوده و نيست."
در دنابله سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس که گویا همه مشکلات دولت را حل کرده و معضلات و مطالبات مردم را پاسخ داده است و فقط مانده است که اینگونه رقیب را به خاطر18 تیر سال 87 قیام دانشجوئی متهم ومحکوم کند:
"ممكن است يكي از دغدغه هاي نظام اين باشد كه شما به عنوان يك جريان اصيل خط امامي معتقد به نظام، چرا حدود خود را با چنين افراد و گروه هايي تعيين نمي كنيد؟ اين دغدغه براي ما قابل فهم و قابل حل است... به عنوان مثال عرض مي كنم در حوادثي مانند حادثه 18 تير كه در اصل حق با دانشجويان بود و نوعي اعتراض مدني بود به حوادثي منجر شد كه خوشايند نبود و در بعضي از آشوب هاي خياباني شعارهايي داده شد كه براي كشور و انقلاب مضر بود. ما بايد به طور مشخص تعيين كنيم كه مرز دفاع ما از فعاليت هاي مدني تا كجا است؛ تا جايي است كه ساختارهاي نظام را نمي شكند و اصول انقلاب و نظام را زير سوال نمي برد�. بسيار بعيد است كه اين جملات با توجه به شناختي كه از گوينده آن وجود دارد چيزي بيش از يك تاكتيك سياسي براي عبور از يك مرحله فوق العاده بحراني در تاريخ جريان اصلاح طلبي باشد، ولي تنبهي در همين حد را هم -كه خود البته از بركات نتيجه انتخابات مجلس هفتم است- به فال نيك بايد گرفت. با توجه به بالا گرفتن زمزمه هايي از اين دست در ميان اصلاح طلبان مي توان حدس زد كه به زودي بر اين مبنا كه آيا به سمت تعامل با نظام پيش رفت يا به سمت تقابل با آن دسته بندي هاي جديدي ميان اصلاح طلبان تندرو ظهور خواهد كرد و با گرايش برخي از آنها به سمت موضع تعادل، جناح سوپر راديكال هر چه بيشتر در انزوا فرو خواهد رفت.
درخاتمه اینکه پاسدار سربازجو یادداشت روز نویس پس از اینکه پرونده ی گذشته ی رقیب دوم خردادی ها و اختلافات و اهداف درونی آن را گشود ه و از موضع بازجو ونه یک نقاد برخورد کرده و برروی دیدگاه های متضاد تند رو وکند رو سازشکار درون جبهه رقیب را مطرح کرده و افزوده انتقاد کردن شان به همدیگر یک نوع تاکتیک سیاسی است . سپس به سراغ جریان غالب و پیروز آمده و هشدار داده است که می بایست در مجموع با عقلانيت بيشتري در رفتارها و تصميم گيري هاي خود برخورد و اقدام کنید و بايد انديشيده تر با مسائل موجود به خصوص حرکات واهداف رقیب مواجه شوید و ادامه داده آنچه كه امروز در درون جريان اصولگرايي ديده مي شود سرخوش از پيروزي هاي اخير می باشد -كه نه با تقلب و شانتاژگری و بالا بردن ضریب آمار از سوی وزیر کشور جراحی شده ، بلکه به حق نصيب تان شده وافزوده مي توان حدس زد این وضعیت پیروزی در ميان مدت بي دردسر تداوم داشته باشد . زیراکه کودتاگران خاموش خزنده هم حمایت لوطی جماران وهم ارگان های سر کوبگرانه را با سانسور مطبوعات در اختیار خود دارند . اما با جراحی که درون دولت به خصوص وزیر کشور آخوند آدمکش حرفه ای و اطلاعاتی و امنیتی مصطفی پور محمدی به وجود آمد برخی آنچنان به شدت به رقابت درون جرياني مشغول شده اند و در مواردي با دوستان خود چنان بداخلاقي مي كنند كه گويي مرزها را فراموش كرده اند و امكان ماهي گيري دشمن از اين آب گل آلود را بالكل منتفي مي دانند. اگر ادامه دهند وتوجه نکنند بدون شك در چنين فضايي نه فقط سوءتفاهم ها رشد نمی شود ، بله اختلافات جزئي بدل به گرفتاري هايي بزرگ مي شود و زمينه اي امن براي بدخواهان نيز فراهم مي گردد تا در پناه غبار برخاسته از اين درگيري ها سازمان و روحيه خود را از نو بيارايند و يكباره در حالي كه دوستان مشغول زد و خورد با يكديگرند حريف گوي سبقت از ميانه ميدان بربايد. در پایان افزوده که در اينجا مجالي نيست و ضرورتي هم ندارد كه به جزئيات بداخلاقي هاي اخير برخي دوستان با يكديگر پرداخته شود. البته سبک کفتمان همان مدل آخوند جانی پور محمدی ایت که موقع رفتن گفت سکوت می کند و چیزی نمی گوید که موجب ناراحتی مردم شود . بنابراین پاسدار یادداشت روز نویس هم همه واقعیات را بیان نمی کند و پیشنهاد می کند که باید هشیار باشید که همين قدر معلوم است تا که بدانید که نتیجه و سود اين درگيري ها به انبان چه جماعتي سرازير مي شود تا که آن را دنبال نکنید
هوشنگ � بهداد
چهارشنبه 1 خرداد ماه سال -1387
نقد وبررسی " موانع حسن ظن" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهارشنبه 1 خرداد ماه سال -1387
"چرا تصور می شود که پس از 3 دهه هنوز مردم ایران نمی دانند دلیل فقیر تر ومحتاج ترشدن اینان وچاق و فربه تر شدن مسئولان حاکم چیست؟"
سرمقاله نویس روز گذشته در مورد حسن ظن روضه ی مبسوط خواند و حلاجی کرد که گفت بدبین وخوش بین بودن و متهم کردن یک دیگر نه اینکه هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه شرایط را بدتر از گذشته می کند . اکنون نیز در دنباله ی روضه ی پند آموز و نصحیت گرایانه ی خود پیرامون موانع حسن ظن بر سر منبر رفته و نسخه و دستور العمل صادر کرده است . البته نقل قول از جانب مردم کرده که اینان نه اینکه مشکلی نسبت به حسن ظن داشتن مسئولان نسبت به همدیگر ندارند. بلکه اتفاقاً دوست هم دارند که حسن ظن باشد مشروط براینکه مسئولان با هم دیگر کمک کنند تا که خواست و مطالبات ونیاز مردم برآورده شود . البته طبق تجربه در 3 دهه گذشته چنین امری نه اینکه وجود نداشته است، بلکه محال است . زیرا که بمرور که هر چه زمان بیشتر سپری شده شک جای حسن را گرفته که خیلی وقت است تبدیل به دشمنی شده است وهم خدمت رسانی به مردم وبر طرف کردن نیاز و مطالبات آنان بر ضد خودش تبدیل شده است .چونکه مردمی که 80% جمعیت کشور را تشکیل می دهند. آنقر فقیر ومحتاج ونیازمند شده اند که گول یک پاسدار پالان سائیده ی عوامفریب و شارلاتان ودروغگوئی را خوردند که به اینان وعده ی مبارزه با مفسدان اقتصادی و قول بردن نان بر توی سفره های خالی اشان را داد و افزود که می خواهد برای جوانان ایجاد شغل و مسکن کند تا که نه جوان احساس سر افکندگی در جامعه نکنند ونه والدین شان احساس شرم وخجالت زدگی نسبت به فرزندان خود داشته باشند که چرا قادر نیستند نیازهای اولیه ی اینان را بر آورد کنند.ولی اکنون درست شرایط معکوس عمل کرده است و رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها ومسکن و زمین و اجاره خانه بیداد می کند. همچنین دامنه ی رشد روز افزون فقر بیکاری و شکاف عمیق طبقات گسترده تر می شود و و فضای نارضایتی عمومی در جامعه آنگونه شده است که جز افزایش دامنه ی سرکوب راهی برای کنترل ناراضیان در جامعه نیست .
به خصوص در مورد نسل جوان چنین است که سرتیپ پاسدار ذوالقدر برای ایجاد رعب ووحشت وخفقان در جامعه اعلام کرده است که نیروهای ضربتی دوره وآموزش دیده ی گشت های بسیج نیز وارد عرصه ی تاخت و تاز و سرکوب برای برقرار کردن امنیت در جامعه می شوند ودر کنار سایر ارگان های فاشیستی و سرکوبگر دیگر همچون نیروی انتظامی قرار می گیرند و به آنان می پیوند ند و در طول شبانه روز در پیاده رها مشغول گشت زنی و اجرای مأموریت می شوند تا که به توانند با عوامل نفوذی آمریکائیان که موجب ایجاد ناامنی می شوند مبارزه کنند .
اما بسیار عجیب است که سرمقاله نویس خواب نما شده و خواب رؤیائی دیده وتوصیه کرده است که اگر چنانچه در بستر رقابت ومبارزه برای حذف رقبا دست به افشاگری بزنند که البته قول ایشان دست تبلیغات منفی بزنند که فلان کس منفی می باشد . یعنی اینکه چرا گفته می شود رفسنجانی با اعضای خانواده دزد و غارتگری می باشند ؟ یا اینکه چرا گفته شده است که گفته می شود رفسنجانی یک زمین خریده که از خوش شانسی ایران وسط آن افتاده است؟ نتیجه گرفته شده که اینگونه تبلیغات منفی و سیاه نمئی نسبت به مسئولان کردن موجب می شود تا که مردم همه چیز از دست داده و آگاه شده نسبت به خودشان و به مسئولان ذهنیت مثبت داشته باشند ! البته سرمقاله نویس توضیح نداده است که اگر راستی اینگونه است که مردم آنگونه ذهنیت مثبتی نسبت به مسئوالان دارند که حتی تبلیغات منفی و سیاه نمائی کردن ها یا همان افشاگری های قطره چکانی کردن ها بی تأثیر است . پس بنابراین جای نگرانی نمی باشد که مقاله حسن ظن و موانع حسن ظن تنظیم شود و پیرامونش روضه خوانی گردد وچپ و راست گریز به صحرای کربلا زده شود و تبصره وتوصیه و رهنمود افزود گردد :
سرمقا له نویس در ادامه ی توضیحات در مورد حسن ظن وموانع ظن از جمله تبلیغات منفی و سیاه نمائی کردن ها وضدیت با ولایت فقیه وعدم التزام به اسلام را مثال زده است که اخیراً از سوی نوچه ی سابق رفسنجانی صادق زیبا کلام در مورد رفسنجانی مطرح شده است که ضمن فاش گوئی کردن دچار دگر دیسی یا خود فروشی هم شده است . یعنی اینکه از رفسنجانی دل بر کنده وبه سوی ولی فقیه و پاسدران واحمدی نژاد چرخش داده است. زیراکه این فرصت طلب می داند که دیگر کلاه رفسنجانی همچون گذشته پشم ندارد. بهر حال سرمقاله نویس در کسوت وکیل مدافع رفسنجانی اینگونه تلاش کرده است تا موضوع را ماستمالی کند:
"نمونه هاي روشن اين نوع برخورد يكي تهمت ضديت با ولايت فقيه و عدم التزام به اسلام است كه در طول سالهاي اخير بسياري از وفاداران به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را با آن رمي و طرد كردند. اينكه هيئت هاي اجرائي انتخابات مجلس هشتم هزاران نفر را با همين تهمت فاقد صلاحيت داوطلبي براي مجلس دانستند و سپس همان افراد توسط مراجع قانوني بالابر تاييد صلاحيت شدند گوشه اي از همين واقعيت تلخ را مينماياند. بعضي جريان هاي سياسي كار را به جائي مي رسانند كه حتي اركان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را كه نيم قرن مبارزه و شكنجه و زندان را براي حاكميت ولايت فقيه تحمل كرده اند و از پايه هاي اصلي و اساسي پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري نظام اسلامي محسوب مي شوند به عدم اعتقاد به ولايت فقيه متهم مي كنند! كاري كه چند روز قبل توسط يك پايگاه خبري صورت گرفت و يك خبرگزاري نيز به آن دامن زد و با پاسخ هائي كه به آنها داده شد چشم اين فتنه كور شد. شگفت آنكه اين هر دو رسانه مدعي مسلماني و اصولگرائي هستند و با اينحال خود را به اين قاعده اسلامي روشن ملتزم ندانستند كه تهمت عدم اعتقاد به ولايت فقيه را به كسي كه بازوي پرتوان ولي فقيه در تمام 30 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بوده و هست و در دوران قبل از پيروزي انقلاب نيز تمام عمر خود را صرف حاكم شدن ولايت فقيه كرده نبايد با ديدن يك جمله مخدوش در يك كتاب يا يك نقل قول ناقص وارد كرد و به صحنه جامعه و افكار عمومي كشاند. "
موضوع اصلی بعدی که در حقیقت اصل وجان مایه و ریشه ی اختلافات و رقابت های طرفین متخاصم می باشد . داستان مربوط به وزارت نفت یا بقول آخوند احمد جنتی امپراتوری نفت است . که به موضوع مافیای اقتصادی و نفتی و مافیا و ماشما ومبارزه با آن وتهدید به قطع کردن دستان مافیا راه برده ومبدل شده است که پاسدار احمدی نژاد در سخنرانی خود در قم به آن اشاره و بر مبارزه با آن تأکید کرد که چون یک سر نخ این موضوع به رفسنجانی و آقازاده ها و اطرافیان وحزب کارگزانش باز می گردد . بنابراین سرمقاله نویس در این مورد نیز چنین توضیح داده است:
"نمونه ديگر سرگرداني جامعه انقلابي و اسلامي ما در كتاب قطور كليات ابوالبقا است كه هر لحظه از صفحات آن انواع و اقسام � مافيا � ها بيرون مي آيند و هيچگاه مصاديق آنها مشخص نمي شوند. گفته شد در وزارت نفت مافيا وجود دارد ولي در همان زمان وزير نفت (آقاي وزيري هامانه ) اعلام كرد : � ما تاكنون به مافيائي به نام مافياي نفت نرسيده ايم و اساسا چنين مافيائي در وزارت نفت وجود ندارد � . قوه قضائيه نيز بعد از بررسي هاي قانوني سلامت مالي وزير اسبق نفت را كه اگر مافيائي در اين وزارت وجود داشت مي بايست در زمان او و با مشاركت او مي بود اعلام كرد. ادعاي وجود � مافيا � در ديگر بخش هاي مختلف اقتصادي كشور نيز توسط سازمان بازرسي كل كشور رد شد بطوري كه رئيس اين سازمان با صراحت اعلام كرد : � سازمان بازرسي كل كشور به سابقه اي از مافياي اقتصادي نرسيده است " .
درخاتمه اینکه چون سرمقله نویس می داند که قوه ی قضائیه خودش بیش از ر نهاد دیگری آلوده تر است . در حقیقت این بی عدالت خانه و دستگاه غارتگر قوه ی قضائیه بوده است که بستر ساز انواع و اقسام مافیاهای گوناگون درون نظام شده است . زیرا با نفوذی که از ابتدا باند انگلیسی مؤتلفه ی عسگر اولادی در این نهاد در کنار بهشتی معدوم و آخوندهای مدرسه ی حقانی قم داشت که قضات تربیت شده اش نیز توی همین مایه می باشند که این دستگاه عجیب دشمن خونین فعاالین سیاسی و اجتماعی و حقوق بشری وقشر روشنفکر و دانشگاهی و دانشجوئی و مطبوعات می باشد . همچنین 3 دهه است که این دستگاه جنایتکار یک لحظه از صدور احکام دار و شلاق زدن و اعدام وسنگسا ر کردن و قطع اندام کوتاهی نکرده است . دست بر قضا ً همه ی متهمان وقربانیان نیز متعلق به اقشار محروم وتهی دستان جامعه بوده اندکه محصول و دست پروردگان همین نظام دزد و غارتگر و عوامفریب و شیاد وبربرمنش و تاریک اندیش ضد بشری حاکم می باشند . اما در عوض این دستگاه دربست در اختیار کلان دزان وزمین خواران وغارتگران حاکم و شرکایش می باشد . اکنون نز سرمقاله نویس ادعا کرده است که هم اسامی مفسدان اقتصادی و نفتی را معرفی کنید تا اینکه قوه ی قضائیه پیگیری کند. یعنی اینکه چاقو دسته ی خدش را به برد . همینطور مشابه همان پیگیری باشد که آخوند عرب شاهی نماینده ی مجلس هفتم اعتراف کرده است پس از 3 سال هنوز قوه ی قضائیه نتیجه تحقیق و تفحص خودش را به مجلس نداده است . بدتر اینکه سرمقاله نویس با آویزان شدن به گزیدهای از لوطی جماران خطاب به مسئولان گفته است که به هم دلی و همکاری و مساعدت خودتان همچون گذشته ادامه دهید . زیرا که اوضاع آنقدر خراب است که اگر چنانچه سر کلاف باز شود.دیگر امکان جمع کردنش نمی باشد. البته سرمقاله نویس نویس باز خودش را به نافهمی زده است که هنوز مردم ایران نمی دانند که داستان چیست که چرا هرروز مردم مستحق و فقیرتر ونیازمند تر می شوند ولی مسئئولان وآقازاده ها ی شان وپاسدان و بازاریان وابسته به اینان فربه تر می شوند؟ ضمن اینه چند سال است که افزایش قیمت نفت همچنان ادامه دارد ولی تورم وگرانی نصیب مردم ایران شده است وکسی هم نمی گوید ول ای نفت کجا رفته است؟
اکنون جواب این فاصله و شکاف عمیق میان حاکمان ومحکومان را امثال روضه خوانانی همچون سرمقاله نویس چگونه می خواهند بدهند که وکیل مدافع یکی از بدنام ترین غارتگران رژیم تروریستی آخوندی یعنی رفسنجانی شده است و برای این شیاد بساز و بفروش وحیله گر، سابقه ی مبارزاتی ونه جمع آوری ثروت باد آورده ی نجومی ساخته است تا اینکه بتواند تبرئه و طلبکارش کند ؟
هوشنگ � بهداد
چهارشنبه 1 خرداد ماه سال -1387
نگاهی به چند خبر متناقض و ابهام آفرین که ضرر زیانش فقط نصیب مردم ایران شده است .
عجیب اوضاع کمدی و مسخره شده است ومردم رروز بیش از روز قبل بر سر کار گذاشته می شوند .زیراکه پاسدار احمدی ژاد درروند بیش از 3 سال دروغگوئی و عوامفریبی و عدالت مهرورزانه صادرکردن ها که از دوران تبلیغات ریاست جمهوری دوره ی نهم شروع شد که قول ها داده شد که قرار است مبارزه با مفسدان اقتصادی شود و وزارت نفت پالایش شود و در آمد ناشی از روش نفت تبدیل به نا ن شود وبر توی سفره های خالی محرومان وتهی دستان برده شود . حال گذشته ز اینکه معاون اول رئیس جمهور گفته است که پاسدار احمدی نژاد چنین قولی را نداده است که نفت را مبدل بهنان کند . همچنین در شرایطی که تورم و گرانی غوغا می کند و فریاد مبارزه با مفیای اقتصادی زده می شود که البته مافیا تبدیل به ما شما شده است و باز هم مستحیل به مفسدان اقتصادی تبدیل شد . ولی در عل ا اکنون روزنامه ی جمهوری اسلامی اینگونه گزارش کرده داستان واقعی درون دولت چیست و پشت پرده چه خبر است ؟
نتيجه ارزيابي 19 قرارداد يكي از دستگاه هاي اجرايي استان خراسان رضوي با يكي از پيمانكاران حاكي است اكثر اعضاي شركت طرف قرارداد اين دستگاه را كاركنان شاغل بازنشسته و همسران آنها و نيز يكي از مديران همان دستگاه اجرايي تشكيل مي داده اند بنا به اعلام سازمان بازرسي كل كشور اين قراردادها به لحاظ عدم رعايت قانون منع مداخله كاركنان دولت باطل و ضمانت نامه هاي مربوط نيز به نفع دولت ضبط گرديد
. پس از 3 دهه سرکوب گری و تحقیر کردن ایرانیان به دلیل پاس گذاری به اجرای مراسم سنتی و ملی و باستانی جشن چهارشنبه سوری و عید نوروزی و 13 بدر که خمینی می گفت در گورستان وبیمارستان ها سال نو را شروع کنید و میراث فرهنگی و باستانی خرافه نامیده می شد که خلخالی به تخریب کردن شان افتخار می کرد . اکنون که لوطی جماران به استان فارس سفر کرد . گرچه هدف برئامه ریزی شد ازاین سفر چیزی دیگری بود . یعنی انحراف اذهان عمومی از این واقعیت بود تا که ندانند سپاه پاسداران در شرف طرح جنگ افروزانه باحزب الله لبنان برای اشغال فردگاه بیروت می باشد .لوطی جماران ضمن اینکه سید دان خاتمی را متهم کرد وهمگام دشمن یگانه معرفی اش کرد که چرا انتقاد به اقدامات تروریستی برون مرز سپاه پاسداران کرد که با بهانه ی صدور انقلاب دنبال می شود . ولی ناگهان از سوی دیگر یکباره لوطی جماران در نقش یک شوینیست ایرانی ظاهر و مدعی شد که آثار باستانی استان فارس مظهر افتار ونو آوری و ابتکار در دوران خودش می باشد که می بایست آن را ارج نهاد و به جهان آن را معرفی کرد . اکنون نیز معاون رئیس جمهور وپدرزن عروسش برای سفید کردن پرونده ی سیاه رژیم تروریستی آودی تلاش مذبوحانه کرده است که در استان گلان اینگونه روضه هنری باستانی به خواند و روضه صادر کند.
"ارج گذاري ميراث فرهنگي در سطح بين المللي موجب بلند آوازه كردن نام ايراني و عظمت نام ايران مي شود. وي اظهار كرد : ما را در دنيا خشن و سياه و طرفدار سياهي معرفي مي كنند در صورتيكه ما يك ملت عميق فرهنگي و مهربان و طرفدار صلح و دوستي هستيم :"
فراموش نشود که گفته می شود هر گز ننگ با رنگ پاک نمی شود . همچنین اگر چنانچه اینگونه اظهار نظر اگر از سوی یک دوم خردادی مطرح می شد معلوم نبود که چگونه سیل اتهامات به سویش سرازیر می شد؟ لذا اینگونه نمایشات هنری که به موازی وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید وخفقان سازی ارشاد به پیش برده می شود ناشی از ایزولگی ومنزوی بودن رژیم وبحران هسته ای می باشد.
دررابطه با ان تیتر خبر :عوامل تورم و گراني از ديد يك نماينده اصولگراي مجلس: ابتدا با ید گفت که گفته می شود که می خواهید شیرازه ی یک کشور و یا جامعه را از هم به پاشید وداغانش کنید . آدم های کوچک را به ست ومقامت بزرگ وگذارید یعنی درست شیوه ای که 3 دهه است در ایران ادامه داشته که اکنون بدترین حالت آن حاکم می باشد . ازسوی دیگر اوضاع آنقدر آشفته و بر هم ریخته است که آخوند متحجر ونماینده اصولگر از اصفهان اکنون صدای اعتراضی اش نسبت به رشد تورم وگرانی و برداشت بدون مجوز ذخیره ی ارز از سوی دولت وتزریق پول ها و اسکناس های بدون پشتوانه و دادن وام واعتباراتی که به سوی بازار دلالی وواسطه گری و زمن وساتمام سرازیر شد اینگونه مورد انتقاد واقع شده است.
"يك نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي گفت : مردم ديگر به وعده ها و وعيدها توجه ندارند بلكه از ما انتظار عمل كردن دارند; براين اساس بايد مجلس با دولت و كارشناسان اقتصادي تيم هاي پژوهشگر و تحليل گر در مسائل اقتصادي تشكيل داده و با شيوه علمي و كارشناسانه به دنبال حل مشكل جامعه باشند. حجت الاسلام محمدتقي رهبر در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران با بيان اين مطلب افزود : چند عامل در بحث گراني ها دخيل است كه يكي از آنها مساله تورم و برداشت هاي مكرر از صندوق ذخيره ارزي است .. وي تصريح كرد : از سوي ديگر تعدادي از اقتصاددانان ما در مجلس با اين برداشت ها مخالفت كرده و اعلام خطر هم مي كردند ولي با اين وجود نيت دولت و مجلس خدمت رساني بيشتر بود منتهي اين مساله تبعاتي هم در بر داشته است . صدها ميليارد به عنوان ايجاد كار صنعت و كارهاي كوچك و متوسط پرداخت شده ولي بيشتر آن در بازار و داد و ستد و خريد و فروش ها خرج شده است كه يكي از عوامل بحران مسكن نيز همين قضيه است . وي همچنين چاپ بيش از اندازه اسكناس و پول و قرار دادن آنها در بازار را از اشتباهات بانك مركزي عنوان كرد و گفت : در واقع چند عامل در اين قضيه گراني ها و تورم موثر بوده است ."
اما پیرامون تتیر خبری "در ديدار نماينده دبيركل سازمان ملل رئيس جمهور بر زمانبندي استقرار كامل دولت مردمي در افغانستان تاكيد كرد" می بایست افزود که فقط چند روز از انتقاد شدید وزارت امور خارجه ی افغانستان به خاطر کشته شدن چند تبعه ی افغانی در خاک ایران نگذشته است . مشروط بر اینکه روزگذشته نیزستون جهت اطلاع همین روزنامه گزارش انتقتادی بازتاب داده بود که چرا از یک نویسنده ی افغانی مقیم آمریکا به تهران دعوت شده است تا که سخنرانی پیرامون کتابش داشته باشد که گفته شد علیه ی اعتقاد و باور های مذهبی مردم افغانستان می باشد که اکنون پاسدار احمدی نژاد سخنگو ومدافع مردم و کشور افغانستان شده وخواهان اخراج نظامیان از این کشور شده است تا اینکه نیروهای تروریستی و اعزامی رژیم تروریستی آخوندی جای آنان رابه گیرند.
"رئيس جمهور خواستار تعيين زمانبندي مشخص براي استقرار كامل دولت مردمي در افغانستان و خروج نيروهاي خارجي از اين كشور شد. آقاي محمود احمدي نژاد در ديدار « كاي ايدي » نماينده ويژه دبير كل سازمان ملل در امور افغانستان اوضاع اين كشور را مهم و بسيار پيچيده دانست و خاطر نشان كرد : تاريخ افغانستان نشان نداده كه با دخالت مستقيم خارجي مشكلات اين كشور حل شده باشد. بنابراين هر اقدامي در افغانستان بايد با همكاري مردم انجام شود. رئيس جمهور با اشاره به اينكه ايران جز كشورهايي است كه بيشترين تاثيرات را از تحولات افغانستان مي پذيرد تصريح كرد : جمهوري اسلامي از ايجاد امنيت و ثبات در افغانستان حمايت مي كند. وي اعمال سياست هاي دوگانه در افغانستان را موجب پيچيده تر شدن مشكلات اين كشور دانست و گفت : تا زماني كه اينگونه سياست هاي دوگانه اعمال مي شود مشكلات افغانستان حل نخواهد شد . بعضي كشورهايي كه در اين كشور حضور دارند همزمان با دولت و مخالفين آن همكاري مي كنند."
آخراین مسخره نیست جائیکه چند سال است که همچنن افزایش قیمت نفت ادامه دارد. و پاسدار احمدی نژاد ضمن اینکه ادعای احمدی نژادی شدن جهان دارد . همچنین تصمیم دارد که ساختار ومدیریت جهان را با برنامه ریزی و مدیریت آقا امام زمان که دارد تغییر دد و جهان را اصلاح و ظلم را ریشه کن کند . اما از هذیان گوئی و دیدان خواب رؤیائی گذشته واقعیت این است که این مدعی غلامک سپاه پاسداران وگماشته لوطی جماران احمدی نژاد در مهار کردن تورم وگرانی و مانع شدن از رشوه ورانتخواری باندی درمانده ومستأصل شده است . ولی بازهم می خواهد که مشکل مردم ودولت افغانستان را حل کند و خارجیان را از این کشور بیرون کند . در صورتیکه اینگونهکه این خالی بند عقده ای خود بزرگ بین چنین ناتوان ودر مانده از پرداخت حقوق کارکنان دولت در دو ماه گذشته می باشد که بخشی از گزارش آن چنین است .
با وجود گذشت حدود دو ماه از سال 87 هنوز افزايش حقوق كاركنان دولت ابلاغ نشده است . با وجود اينكه 60 روز از آغاز سال 87 گذشته اما هنوز آئين نامه اجرايي مربوط به افزايش حقوق كاركنان دولت ابلاغ نشده است . افزايش حقوق كارمندان دولت به روش پلكاني معكوس ( حداقل افزايش 6 درصدي ) در دستور كار قرار دارد كه اخيرا ديوان عدالت اداري اين روش را خلاف قانون اعلام كرده است.
بالاخره اینکه در مورد خبر "حجت الاسلام پورمحمدي در مراسم توديع : آمدن به وزارت كشور و رفتن از آن تصميم خودم نبود" که آخوندی مورد جراحی و خراطی واقع شد که خد مات 3 دهه جنایات گوناگون قضائی و اطلاعاتی و امنیتی داشته است که بقول خودش آمدن و رفتنش بر پست ومسئولیتی بر عهده ی خودش نبوده است. البته که مشخص است آخوندی که دارای اینگونه تجربیات در رژیم و تروریستی آخوندی می باشد . برخلاف ادعای کمدی و مسخره ای که مدی جراحی شده کرده است هرگز حرف راست نمی زند . زیرا که مدعی شده است که احترام به قانون می گذارد و قانون را برابر شرع دانسته و افزوده چون نمی خواهد موجب ناراحتی مردم شود سخنی نمی گوید وسکوت می کند که چرا جراحی شد ؟ یعنی از بس پرونده ی ننگینی خود و رژیم دارد نمی خواهد اسرار را فاش کند. از طرف دیگر تأکید کرد که جراحی شدنش به پاسدار رئیس جمهور احمدی نژاد تحمیلی نبوده است . یعنی اینکه نقش سپاه پاسدران را ماستمالی کرد . همچنین بر داشتن دامنه ی اختلاف سلیقه با پاسدار احمدی نژاد اشاره کرد. ولی گفت حاضر نیست به عنوان عده گشائی آن را بیان کند . در نهایت گفت بهترین گزینه همین پاسدار هاشمی است . چونکه دست پروده ی خودش است ودر پایان گفت علاقه به کارهای اجرائی ندارد و می خواهد در زمینه ی علمی و نه حوزوی مطالعه وتحقیق کند. اما حضور پاسدار علی لاریجانی این آخوند زاده چون وی نمایند ه ی حوزه ی انتخابیه قم در مجلس انتصابی هشتم می باشد و نیاز به تبلیغ رئیس مجلس هشتم شد دارد. می بایست که در این جلسه حضور داشته باشد واز آخوند آدمکش حرفه ای اطلاعاتی امنیتی دفاع و تمجید می کرد واز دوران کوتاه بودن مدیریت وی بر وزارت کشور افسوس خودش را اعلام می کرد . در ان مورد باید افزود که نظر انتقادی عماد افروغ نماینده ی مجلس هفتم که مورد خشم واقع شد درست در آمد که موقع رأی اعتماد در مجلس دادن، وی رأی مخالف به وزیر شدن این آخوند جانی و اطلاعاتی و امنیتی داد و گفت که نمی توان با نگاه اطلاعاتی وا منیتی تضمینی برای آزادی بیان وعقیده در جامعه قائل شد. بهر صورت اینگونه در ارتباط با رفتن و آمدن یکی اینگونه نظرات ایرد وبیان شد:
"در اين مراسم علاوه بر نمايندگاني از دفتر رهبر معظم انقلاب داودي معاون اول رئيس جمهور جمعي از وزرا تعدادي از نمايندگان مجلس علي لاريجاني نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي و فرمانده نيروي انتظامي هم حضور داشتند. پرويز داودي در مراسم توديع پورمحمدي در سخناني با اشاره به اهميت وزارت كشور اظهار داشت : اگر جابجايي در اين وزارتخانه انجام مي شود نوعي بهينه كردن و يك جابجايي در درون كارگزاران نظام براي بهتر استفاده كردن از نيروها در موقعيتهاي مختلف است . در حقيقت رئيس جمهور پس از جمع آوري اطلاعات لازم و مناسب به اين نتيجه رسيد كه امروز شاهديم . سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور نيز از مجموعه اين وزارتخانه است و به اداره آن آشنايي و اشراف دارد. علي لاريجاني نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي هم در مراسم توديع حجت الاسلام پورمحمدي در سخناني با ابراز تاسف از دوره كوتاه مديريت وي در وزارت كشور اظهار داشت : آقاي پورمحمدي بدليل سابقه تحصيل در حوزه و سابقه اي كه در حوزه امنيت داشت همچنين تلفيق اين دو و ذهنيت خلاق روزآمدي را به عنوان صفتي مناسب به همراه خود و در واقع نگاهي تازه به مسائل داشت . هم اكنون بدليل شرايطي كه داريم به همگرايي و همدلي و وحدت ملي بيش از گذشته نيازمنديم . لاريجاني افزود : آقاي پورمحمدي نگاهي باز براي استفاده از نيروهاي خدوم داشت و اين نگاه براي وزارت كشور ضروري است .آقاي پورمحمدي سه سال با علاقه و تلاش زيادي در وزارت كشور حضور داشت و در واقع خدمت صادقانه كرد. بنده در شوراي عالي امنيت ملي از نزديك شاهد فعاليتهاي وي بودم . لاريجاني افزود : آقاي پورمحمدي در امور ديدگاه و ذهني نو داشت و قطعا براي او جاهاي مختلف در كشور وجود دارد كه از خدمات و تجارب ايشان در آنجا استفاده شود و اميدوارم هرچه زودتر آقاي پورمحمدي در جايگاه مناسب قرار گيرد چرا كه در دوران بلوغ كاري خود به سر مي برد. در ادامه حجت الاسلام پورمحمدي نيز در ابتداي سخنان خود بااشاره به يك بيت از شعر فارسي اظهار داشت : فكر مي كنم بنده در هر جا كه بودم و باشم سهم من خون دل خوردن است چه پرده نشين باشم و چه شاهد بازاري ! وي با بيان اينكه تاكنون نه مسئوليتي را خود انتخاب كرده ام و نه با اختيار خود از مسئوليتي كنار رفته ام . افزود : مراسمي كه امروز براي من گرفته شده در واقع تجليل از خدمتگزاري و صبر است . : من در مسئوليتهايي كه داشتم از هيچ چيز پرهيز و ابائي نداشتم و فقط در اندازه توانم به تكاليف خود عمل كردم . خوشبختانه چون نه در آمدن و نه در رفتن تصميم گيري از سوي من نبود و تصميم گيران در اين باره نظر دادند پس خود آنان نيز بايد در اين رابطه پاسخگو باشند.. پورمحمدي از رئيس جمهور بخاطر اعتمادي كه به وي براي واگذاري مسئوليت وزارت كشور داشت تشكر كرد و افزود : به نظر خودم در انجام وظايفم شب و روز نشناختم و از هر فرصتي بخوبي استفاده كردم زيرا اين فرصتها را امانتي مي دانم كه از سوي مردم در دست ما گذاشته شده است . تصميم ها هر قدر هم ضعيف باشد بايد اجرا شود زيرا تزلزل در تصميم گيري نهاد مديريت را سست مي كند تصميم گيري قاعده اصلي و عمود خيمه اجرايي كشور است البته ناگفته نماند در اين مورد بايد كار كارشناسي شود و تصميمات عجولانه و بدون برنامه ريزي نباشد. هر كس جايي كه هست و در هر نقطه اي كه حضور دارد بايد به قانون احترام بگذارد در نظام اسلامي ما قانون را شرع مي دانيم و نمي شود به بهانه شرع قانون را زير پا گذاشت اما در عين حال بايد قوانين ما از تفسير خوبي برخوردار باشند تا مانع خدمتگزاري نباشند. پورمحمدي عنصر جسارت را لازمه مديريت دانست و خاطرنشان كرد البته داشتن جسارت به اين معني نيست كه ما مديريتي بدون تدبير داشته باشيم چون بايد در كارها تدبير و برنامه داشت تا كشور و منافع مردم را به مخاطره نيندازيم . سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت كشور هم در سخناني با اشاره به اينكه از پورمحمدي درسهاي زيادي آموخته است اظهار داشت : اميدوارم بتوانم اقداماتي كه آقاي پورمحمدي پايه گذاري كرد دنبال و اهداف انقلاب اسلامي انقلابي كه ريشه در دين ما دارد و اهداف دولت را پيگيري كنم . اظهارات وزير سابق كشور پس از مراسم توديع در جمع خبرنگاران حجت الاسلام پورمحمدي با تاييد اينكه در برخي جهات با رئيس جمهور اختلاف سليقه داشته است اظهار داشت : البته رئيس جمهور رئيس بخش اجرايي كشور است و باتوجه به اينكه مردم به ايشان راي داده اند بايد به سليقه رئيس جمهور احترام گذاشت . وزير سابق كشور پس از مراسم توديع خود در جمع خبرنگاران درباره علت بركناري اش توسط رئيس جمهور گفت : اين به نظر رئيس جمهور بستگي دارد و بنده به نظر و سليقه ايشان احترام مي گذارم . وي با بيان اينكه بزودي قصد ورود به كارهاي اجرايي را ندارد خاطرنشان كرد علاقمند هستم بيشتر به كارهاي علمي و مطالعاتي بپردازم . پورمحمدي در ادامه با اظهار اينكه هر آنچه به نفع مردم بوده بايد مي گفتم با آنها در ميان گذاشتم افزود : به هيچ وجه حاضر نيستم چيزي بگويم كه به زيان مردم باشد و به خاطر عقده گشايي خود حاضر به بيان چنين حرفهايي نبوده و نيستم . وي با رد اين ادعا كه به رئيس جمهور تحميل شده است اضافه كرد : اول قرار بر اين بود كه بنده به عنوان وزير اطلاعات به مجلس معرفي شوم اما شب قبل از زمان معرفي ليست وزرا از طريق يك واسطه متوجه شدم كه به عنوان وزير كشور به مجلس معرفي خواهم شد. پورمحمدي همچنين سيدمهدي هاشمي را بهترين گزينه براي سرپرستي وزارت كشور خواند."
درخاتمه اینکه نگاهی به چند خبر بازتاب داده شده که بر گرفته از روزنامه ی جمهوری اسلامی متعلق به لوطی جماران می باشد. هدف این است تا که نشان داده شود با همه ی فضای سانسوری که حاکم می باشد و با وجود اینکه نظام چد سال است که یک دست شده است ولی اکنون خبرهای بازتاب داده شده مکمل همان تحلیل یا پیش بینی هائی می باشد که اشاره شده بود دوران ماه عسل خوران باندهای مافیائی حاکم نسبت به شکست وحذف رقیب از صحنه کوتاه مدت خواهد بود و به زودی می بایست شاهد رقابت و رشد تضادهای باندهای درونی جناح حاکم خود خوانده اصول گرا بود . و چون سپر بلا ندارد که حواله دهند چوب لای چرخ می گذارد تق ادعای کمدی اینان مبنی بر اینکه ما نه همچون رقیب شیفتگان قدرت نمی باشیم ، بلکه عاشقان خدمتیم . آنهم خدمتگزاری به مردم ایران با چاشنی عدالت محوری در خواهد آمد. برای اینکه باند مفیائی حاکم اینان دیر آمده .و قرار است که خیلی زود خودشان را به بندند . بنابراین بی جهت نیست که اکنون شاهدیم در شریطی که بدتری نشرایط ممکن رشد تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها و مسکن واجاره خانه و بیکاری و فقر و شکاف عمیق طبقاتی در جامعه وجود دارد و همچنان نیزادامه دارد. ولی از سوی دیگر درون دولت نیز مشغول جراحی کردن وکش رفتن بیشتر از خزانه ی ارزی دولت وبی خیال شدن مهار کردن تورم وگرانی می باشند . مهمتر اینکه از هم اکنون طرح وبرنامه برای قبضه ی پست ریاست جمهوری دوره ی دهم طراحی وترسیم شده است. آیااین رژیم بربرمنش وتاریک اندیش وغارتگرو دزدو عوامفریب و شیاد و دروغگو وجنگ افروز می تواند حامی مردم محروم ایرن باشد ؟آ همچنین آیا علاقمند به میراث فرهنگی و باستانی باشد و یا نه فقط در راستای سفید کردن رونده پلید سیاه می باشد که اتفاقاً به این واقعیت نیز اعتراف شده است.؟
هوشنگ – بهداد
اسلامی سه شنبنه 31 اردیبهشت -87
نقد و بر رسی " حسن ظن"روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبنه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
"گر حکم شود که دزد گیرند . باید از رأس تا ذیل نظام را گیرند:
سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی نه اینکه فقط نقش مدیر مسئولی روزنامه یا ارگان تبلیغی لوطی جماران را بر عهده دارد ، بلکه مسئولیت تحلیل و مفسری و انتقال دهنده ی نکته نظرات لوطی جماران به مخاطبانش را نیز بر عده دارد و آن را انجام می دهد . بنابراین در این سرمقاله ضمن تقسیم بندی کردن 3 گروه با نکته نظرات متفاوت ومختلف بدبین وخوش بین و حد وسط کرده است تا که پیام لوطی جماران را به اینان گوشزد کند. البته در ابتدای سرمقاله با خالی بندی و دروغ شاخدار شروع نموده است . یعنی ادعا کرده است که در 3 دهه ی گذشته جوانان با شتاب به سوی رژیم تروریستی آخوندی شتافته و روی آورد اند . البته این مفسر وهمه چیز دادن لوطی جماران ضروری ندیده است تا که توضیح دهد دلیل گرایش جوانان به سوی نظام چه بوده است؟! . همینطور نگفته است که این چگونه شتاب گرفتن جوانان به سوی رژیم تروریستی آخوندی آمدن است که در دانشگاه های تبدیل به پادگان نظامی شده فریاد مرگ بر دیکتاتور بلند و طنین انداز شده است؟ از طرف دیگر چرا هرروز نیروی انتظامی با یک ترفند جدید تری علیه ی جوانان معترض متهم به اراذل و اوباش خوانده شده وارد صحنه می شود ودر مقابل جوانان معترض صف آرائی می کند .؟ نافته نماند که برای رفع ابهام به یک نمونه ی اینگونه گرایش جوانان به سوی رژیم آمدن در مسابقه ی فینال فوتبال میان تیم فوتبال سپاهان با پرس پلیس اتفاق افتاد و به نمایش گذاشته شد که نشان داد چگونه جوانان معترض با نیروی انتامی به زد وخورد پرداختند.؟ ضمن اینکه فراموش نشده است که چگونه تق نامشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی در دو پرده ی نمایش و اجرای خیمه شب بازی مجلس هشتم انتصابی در آمد . ولی اکنون سرمقاله نویس اینگونه ادعای وارونه ی کمدی ومضحک کرده است:
" بعد از گذشت حدود 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي حركت ايران به ويژه جوانان به سوي آرمان ها و پيشرفت هاي آنان در اين مسير پرشتاب تر شده و همين مساله موجب درماندگي دشمنان ملت شده است � . اين جمله عصاره اين جهت گيري اصولي است كه البته نشان دهنده واقعيت انكارناپذير امروز است"
. جالب است که مدعی خالی بند سرمقاله نویس ومداح لوطی جماران در دنباله اینگونه با نقل قول کردن نظرات عده ای، زیرآب ادعای مسخره خودش را زده است:
"عده اي آينده را تيره و تار مي بينند و جز نااميدي چيزي بر زبان نمي آورند و به تعبير رهبري فقط آيه ياس ميخوانندعد ده اي بسيار خوشبين هستند و هيچيك از مشكلات را نمي بينند بطوريكه حتي بديهي ترين پديده هاي موجود در جامعه مانند گراني و تورم را نيز انكار مي كنند و آنرا نوعي توطئه تبليغاتي و جنگ رواني مي پندارند و بالاتر و مهمتر و البته خطرناك تر اينكه حتي دشمنان اين ملت و اين انقلاب را كوچك ميشمرند و پايان عمر آنها را اعلام مينمايند!."

همچنین سرمقاله نویس بدون آنکه توضیح دهد که چگونه در شرایطی که مسئولان نظام خودشان در شرایط حیرانی و گیجی و یأس مفرط و سرگردانی به سر می برند. به خصوص که گفته شده عده ای نیز به درد مزمن خوش بینی ناشی از هذیان گوئی زائدالوصف مبتلا می باشند و توان درک واقعیات ای ملموس جامعه ازجمله دیدن تورم و گرانی را ندارند و آن راا نکار و تکذیب می کنند . چگونه در این فضای یأس آلود موجب تقویت انگیزه دار شدن نسل جوانان و گرایش داشتن به سوی رژیم تروریستی آخوندی آمدن شده است.؟بالاخره اینکه در مورد تقسیم بندی مدل سوم با آویزان شدن به سخنان لوطی جماران در کازرون که به فرمان سپاه پاسداران وصحنه گردانان پشت پرده سید خندان خاتمی مورد اهانت وتهدید واقع شد که چرا به اقدامات تروریستی دربرون مرز زیر پوشش صدور انقلاب لب به انتقاد گشود و متهم به همگامی به دشمن بیگانه شد . آنگونه که خاتمی با این سخنرانی توهین تهدید آمیز لوطی جماران در کازرون مجبور به تسلیم و عقب نشینی از گفته ی ود شد و آن را س گرفت وضد آن را بیان کرد اینگونه نظرداده است :
"نگرش صحيح به اين مقوله را مي توان در بيانات رهبري در جمع مردم كازرون به روشني يافت . ايشان در عين حال كه اعلام مينمايند : � من اين آيه هاي ياس را كه برخي دائما تكرار مي كنند به هيچوجه قبول ندارم � براين واقعيت نيز تاكيد مي كنند كه � همواره بايد با شناخت صحنه و نقش دشمن هوشياري را حفظ كرد� هركس سعي كند ميان ملت و مسئولان فاصله بياندازد و بر طبل اختلاف بكوبد كاري برخلاف مصلحت كشور و ملت انجام داده است. "
درخاتمه اینکه سرمقاله نویس یک بار دیگر مخاطبان تقسیم بندی شده را مخاطب قرار داده و هشدارهای سخنان لوطی جماران در سفر به استان فارس را برایشان رله کرد ه و به طرفین هشدار داده است که متهم کردن یک دیگر نه اینکه هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب می شود که فقر بیشتری بر مشکلات مردم افزوده گردد و تأکید کرده که متهم کردن در بخش مدیریت کلان بیشر موجب اختلافات عمیق می شود . از طرف دیگر افزوده که نیروهای با تجربه کم نیستند ولی به جای سعه ی صدر و استفاده وبهره بردن از اینان، برعکس کنار گذاشته شده اند.
ناگفته نماند که سرمقاله نویس چون از رفسجانی حمایت و پشتیبانی می کند . زیرا که این آخوند جانباز تعصب عجیبی نسبت به لباس آخوندی دارد. از آن بیشتر نگرانی و وسواس بیشتر به تعلق داشتن پست های حساس و کلیدی در دست آخوندها دارد . االبته این تعصب وسواس را نسبت به آخوندهای دوم خردادی ها و حتی منتظری ندارد . بنابراین اکنون که فقط موضوع حرف مبارزه با مفسدان ومافیای قتصادی شده است و پاسدار احمدی نژاد گیر به رفسنجانی داده و گفته است که وی گفتهکه یک زمانی من یک زمینی را خریدم . سپس ایران وسط این زمین افتاده است و نتیجه گرفته که عامل گرانی مسکن وزمین همین فردمی باشد ، لذا سرمقاله نویس وحشت از دامن زدن به این موضوع در جامعه شده است . برای همین برای توقف کردن آن نسخه داده و تأکید کرده که متهم کردن یک دیگر نه اینکه هیچ مشکلی را حل نمی کند ، بلکه اوضاع را بدتر می کند . یعنی اینکه وحشت از باز شد سر کلاف دارد که گر حکم شود که دز گیرند . باید از رأس تا ذیل نظام را گیرند.
هوشنگ � بهداد
سه شنبنه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
جنگ و نزاع مبارزه ی مافیای اقتصادی و زمین خوارگی میان احمدی نژاد ور فسنجانی
درروند ادامه ی مبارزه با مفسدان اقتصادی که به عنوان مسکن مقطعی برای مهار تورم وگرانی ازسوی یاسداری احمدی نژاد در قم مطرح شد که نه کمکی به حل موضوع نکرد ، بلکه در ادامه و شتاب تورم وگرانی درجامعه افزوده است . برای اینکه مشکل اساسی آلودگی از رأس تا ذیل نظام را فرا گرفته است. زیرا که از ریشه پوسیده و فاسد و گندیده می باشد و با اینگونه ادعاهای پوشالی بدون پشتوانه کردن نه اینکه معضل ودرد و بیماری مزمن اقتصای در مان پذیر نمی شود ، بلکه شرایط را خیلی بدتر از گذشته خواهد کرد . چونکه نه شعار دادن میارز ریشگی است تا که به نفع مردم و رشد اقتصادی در جامعه باشد . بلکه موجب تشدید رقابت جناحی و باندی می شود در راستای اهدف مشخص پیگیری منافع باندی و جناحی می باشد. برای اینکه پاسدار احمدی نژا د دو وزیر کلیدی اقتصاد و کشور را در دولت کمدی عدالت محور جراحی کرده است ودر شریطی که تورم وگرانی همچنان در جامعه ادامه دارد و به جای اینکه دولت تلاش کند که از رشد نقدینگی و حجم پول های شناور در جامعه بکاهد . یعنی با بالا بردن بهره ی های بانکی موجب ترغیب و تشویق علاقمندان صاحب پول های نقد شناور در بازار شود تا که پول های خود را به سوی سپردهای بانکی سوق دهند و به سپارند. اما عجیب است که بر عکس تصمیم گرفته شده است تا که نرخ بهره وسود بانکی کاهش داده شود و بازهم ول های بیشتر به سی بازار سرازیر شود و برمیزان وحجم نقدیگی بازارو افزایش تورم وگرانی افزوده گردد.. زیرا که قرار است از طریق وگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی ، یعنی از طریق خصوصی سازی اصل 44 قانون اساسی می بایست دنبال مشود. البته که برای انحراف اذهان عمومی چاشنی واگذاری سهام عدالت دولت به بخش خصوصی نیز ضیمه شده است که هدف واگذاری کردن شرکت و اموال دولتی به پاسداران و بسیجیان می باشد . بنابراین برای فراهم نمودن تسهیلات قرا ر است تا که بهره ی بانکی کاهش داده شود تاکه پاسداران و بسیجیان قادر باشند با وام گرفتن در بانک ها وخرید سهام دولتی و فروختن اشان که به قول رفسنجانی فعال شدن در اقتصاد دولتی زیر زمینی است در فضای تورم گرانی و افزایش قیمت زمین و مسکن بتوانند صاحب ثروت های کلان وباد آورده همون دیگران ا از این طریق شوند . ولی چون رقبا نیز دست دولت و پاسدار احمدی را خواند ه اند. بنایراین بنای مخالفت گذاشته اند . یعنی رئیس بانک مرکزی مظاهری تأکید کرده که با این پیشنهاد کاهش بهره ی بانکی پاسدار احمدی نژاد مخالفت می کند ونه اینکه حاضراست که استعفا دهد . از سوی دیگر یکی دیگر از منتقدان اقتصادی و بودجه ای دولت در مجلس هفتم ارتجاعی هفتم احمد توکلی می باشد که وی نیز در این مورد اینگونه نظر مخالف داده است :

توكلي پرهيز از رفتارهاي برانگيزاننده انتظارات بيش از قدرت ملي بخصوص در ميان نمايندگان را از كارهايي دانست كه بايد بسيار جدي گرفته شود و گفت :
اگر ما نمايندگان از نطق هاي حماسي كه انتظارات را بر مي انگيزد در حالي كه دولت قدرت انجام آن را ندارد پرهيز نكنيم زمينه هاي استفاده هاي نامناسب و بي انضباطي مالي براي دولت فراهم مي شود همچنانكه خود دولت هم بايد از تحريك انتظارات خودداري كند. وي در ادامه با تاكيد بر اجتناب از اجراي عجولانه لايحه دولت در زمينه راه اندازي و تقويت بنگاه هاي زودبازده كوچك و متوسط تصريح كرد : اگر در اين زمينه تعجيل صورت گيرد پول كلاني به جامعه تزريق و بدون هدفمندي خرج مي شود كه يكي از عوامل افزايش قيمت مسكن نيز همين طرح هاي حساب نشده بود و ديروز هم رئيس كل بانك مركزي اعلام كرد 46 درصد طرح هاي زودبازده اصلا وجود خارجي ندارد . .توكلي دومين قيد در زمينه استفاده از ابزارهاي مبارزه با عوامل درون زاي تورم پرهيز از اقدامات شتاب زده عنوان كرد و گفت : اگر كارهاي عمراني عجولانه بوده و بي حساب از منابع ارزي استفاده شود تورم زا است و دوره بهره برداري را طولاني كرده و تورم ايجاد مي كند ضمن آنكه بعد از بهره برداري هزينه هاي جاري را بدون در اختيار داشتن منبع كافي افزايش مي دهد.
همچنین در ادامه ی مخالفت دولت با متروی تهران که رئیس آن آقازاده دزد و غارتگر حرفه ای رفسنجانی می باشد . همچنین در دنباله ی اختلافاتی که با روباه مکار و حیله رفسنجانی در راستای واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی در مجمع مصلت نظام وجوددارد. اکنون رفسنجانی نیز در پاسخ به دولت و نقطه نظرات احمدی نژاد واقداماتش اینگونه جواب داده است :
"برخي تصور مي كنند كه هر كسي كه كارهاي بزرگي انجام مي دهد طاغوتي و اشرافي است ولي اگر همين افراد بطور مخفي فعاليت كنند از ديد آنها ايرادي ندارد لذا ما براي خلق ثروت ارزش قائل شده ايم . رفسنجاني افزود : در دولت جديد بسياري از نيروهاي جوان بر سر كار آمده اند و افراد قديمي در كنار قرار گرفته اند و اين افراد به لحاظ سالها تجربه مي توانند بخش خصوصي را فعال نمايند ولي آنها ترس انگ سرمايه دار طاغوتي و دنياپرست را دارند كه معمولا وارد نمي شوند.."
درخاتمه اینکه فراوش نشود که اخیراً پاسدار احمدی نژاد به دون آنکه نام به ببرد ولی به همان طنز واقعی اشتاره کرده است که در مورد رفسجانی بر سر زبان است که گفته می شود وی در مورد چگونگی درائی و ثر وت های خودش گفته است که من یک زمانی زمینی خرید بودم که سپس از خوش شانسی ایران وسط این زمین افتاده است.اکنون این طنز واقعی از دهان پاسدر احمدی نژاد به عنوان سند و پشتوانه ی مبارزه اش با مافیای اقتصادی مطرح شده است . البته نه اینکه با اینگونه آدرس دادن ها ومطرح کردنش نه اینکه هچگونه کمکی به حل نمونم شکل تورم وگرانی تورم و گرانی و افزایش قیمت روز افزرون زمین ومسکن و سایر کالاها در جامعه نمی کند ، بلکه کار را خرابتراز گذشته می کند . زیراکه اکنون رفسنجانی ها یکی دو تا نیستند ومتخص به یک جنا وباندهم نیست. ضمن اینکه تذکر داده شد که ساختار رژیم تروریستی آخوندی آنگونه است که از رأس تا ذیل آن آلوده به فساد و رشوه و تبعیض ورشوه و رانتخواری می باشد که هر گز تغییر وو اصلاح پذیر نمی باشد. زیراکه طرفین دعوا ونزاع بر سر قدرت وثروت بیشتر وانحصاری کردن آن می باشد که هیچگونه نه اینکه بای مرم ایران وبه نفع اشان نمی باشد ، بلکه به مرور وضع شان را خیلی خرابتر از گذشته خواهد کرد.
هوشنگ – بهداد
دو شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
نقد وبررسی : درباره لزوم پالايش قوانين (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
"پیشنهاد سازمان فرا قوه ای جدید برای مصادره اموال ملی یا شرکت های دولتی تا که بتوان رفسنجانی و مجمع مصلحت را در راستای اهداف مشخص کنترل کرد ودور زد"
معضل پیچیده ی تورم وگرانی به مرحله ای رسیده است که دیگر نه اینکه انکار و تکذیب کردنی همچون گذشته نمی باشد ، بلکه حتی مهار وکنترل کردنی نیست که بشود اقدامی کرد تاکه ثابت بماند و همچنان رو به افزایش نباشد وبیش از حد برروی اقشار ضربه و آسیب پذیرجامعه فشار وارد نکند که موجب فزایش ضریب نارضایتی عمومی مردم شود که خارج از ظرفیت و توان وتحمل شان دارند بازتاب تورم وگرانی را تحمل می کنند . در نهایت هراس و نگرانی جدی از این واقعیت است که ادامه ی این شرایط می تواند منجر به واکنش های اعتراضی در برابردولت ونظام گردد . بنابراین می بایست که طرح پیش گیرانه دنبال شود .پس بی جهت نیست که اکنون قلمزن جدید به پاسداران وبازجویان روزنامه ی کیهان پرونده ساز اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی � پاسداری کیهان سر بازجو حسین شریعتمداری افزوده شده است و پیرامون تورم وگرانی وومجلس هشتم ووظایف آنان قلم فرسائی کرده ا ست.
اماگرچه لهچه ی قلم بر دست یادداشت روز نویس جدید زیاد با همتایان خود فرقی آنچنانی ندارد ، ولی نکته ی جالبی در زمینه ی تغییر برخی قوانین داده است که هر زمانی که از سوی دوم خردادی های رقیب مطرح می شد نه اینکه فقط با ابراز مخالفت نهادهی وابسته به لوطی جماران مواجه می شدند، بلکه با موجی از اتهامات تاوابستگی و سر سپردگی و همگامی با دشمن بیگانه روبرو می شدند . ضمن اینکه تصویب قوانین با نظارت ودخالتگری مداوم شورای نگهبان همراه بوده اند که اکنون برخی از این قوانین اعترا ف شده نا کار آمد و دست وپا گیر شناخته شده اند که می بایست حذف یا اینکه بازخوانی و تصحیح و غربال گردند . همچون قانون از کجا آورده ای که هر گز اجرا نشده است و مجلس هفتم هم برخلاف قولی که داده بود این موضوع در دستوری کاری وظیفه ای خواهد بود ولی اینکار را هرگز نکرد . جز اینکه در آخرین روزهای خود یک حرکت کلی در این مورد به عنوان پیشنهاد مطرح کرده است که نوعی انتقام گیری و رقابت باندی و جناحی در حد مطرح شدن است. بهرحال قلم بر دست منتقد یادداشت روز نویس به نگاه اجمالی برخی قوانین متعدد از انقلاب مشروطیت تا کنون پرداخته که همچنان مورد استفاده واقع شده اند. در دنباله با سوء استفاده مخالفین جریانات سیاسی از این قوانین اشاره کرده و نسخه و بالاخره صادرشده است که برگزاری همایش و سیمینار های کمدی درخصوص بررسی مسئله تنقيح و غربال قوانين راه به جائی نه خواهد برد جز اینکه وی چنین به عنوان راه حل ادعا کرده است:
"مقوله تنقيح، غربال و ترافيك زدايي قوانين از يكسو و برطرف كردن خلأهاي قانوني در برخي موارد حساس و مهم از سوي ديگر است؛ چرا كه اداره و مديريت مطلوب در هر كشوري نيازمند قوانين است و در واقع قوانين تابلو و راهنمايي هستند كه مسير پيشرفت و آباداني را نشان مي دهند. توجه به چند نكته در اين باره راهگشا خواهد بوديك سازمان فراقوه اي و با مأموريت موقت (براساس مصوبه قانوني و با اختيارات لازم) تشكيل شود تا مجموعه پتانسيل دستگاه هاي اجرايي و قضايي با كمك مجلس شوراي اسلامي به اين كار ارزشمند و ماندگار همت بگمارند."
درخاتمه اینک آنچه که مشخص می باشد اینگونه چالش ها و شروع بازی جدید باندی و جناحی که تنقیح وغربال قوانین می باشد که مکمل و مقابل آن این پیشنهاد غربال قوانین که نا کار آمد دانسته شده است . زیراکه در عوض يك سازمان فراقوه اي و با مأموريت موقت را براساس مصوبه قانوني و با اختيارات لازم پیشنهاد داده شده که می بایست تشكيل شود . غافل اینکه، اینگونه پیشنهاد دادن ها در مورد رژیم تغییر و اصلاح ناپذیربی تأثیر است . زیرا که خمینی بر اساس یک نه کلمه کم و نه یک کلمه بیش آن را بنیاد نهاد و مکمل آن تأکید این بود که اگر چنانچه همه ی مردم ایران بگویند نه من به گویم آری یا بر عکس آن باشد می باییست همان نظر غالب و اجراشود که نظر خمینی بود . بنابراین جانشین خمینی و همه ی رهبران ومسئولن سایر نهادهای دیگراین نظام بطور خیلی سفت و سخت تابع نظرات خمینی می می باشند وبا دگر ائدیشان و مخالفین دیگر با رگباری از انواع و اقسام به خصوص رگبار گلوله برورد و پاسخ داده شده است .براین اینکه به دلیل آلوده بودن از رأس تا ذیل این نظام وماهیت عقب مانئده وارتجاعی ساختار قانون اساسی و عدم تغییر و اصلاح پذیری قانون اساسی و رژیم تروریستی آخوندی که در 3 دهه ی گذشته به اثبات رسیده است . طوریکه شرایط کنونی همان عملکرد 3دهه ی گذشته می باشد. مشروط بر اینکه زیاد فرقی میان دو جناح با هم دیگر نیز نمی باشد . چونکه قدرت نهائی و تصمیم گیر اینان نمی باشند . نتیجه اینکه اینگونه پیشنهاداتی که جدیداً مطرح شده است . برای خلع سلاح کردن رقیب است که هنوز نفوذ در برخی از نهاد هائی که دارد که ضمن برخورداری از قدرت اقتصادی و مالی در زمینه ی قانون گذاری برخی از مصوبه ها به عنوان راهبردی و تنظیم کننده چشم انداز برنامه های آینده ی رژیم نقش دارد . همچون مجمع مصلحت نظام است که اکنون پیشنهاد شده است می بایست قوانینی اتخاذ شود یا تصمیماتی اخذ گردد که گفته شده است باید از سوی یک مرکز قدرت موقت ماورای نهادهای قانونی موجود باشد . در اصل همان رقابت فشرده یا تلاش دست و پا زدن های دیگری برای قطع کردن دستان مزاحم رقیب از نهادهای قدرت اقتصادی می باشد تا که دیگر نتواند سنگ اندازی در بستر اصل خصوصی سازی اصل 44 قانون اساسی خصوصی سازی وواگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی است که در حقیقت هدف واگذاری شرکت ای دولتی به پاسداران وبسیجیان از سوی دولت است . اگر نه هیچگونه هدف دیگری که تصور شودمی توند به نفع مردم ایران ومبارزه با مافیا یا مفسدان اقتصادی باشد هر گز متصور نه خواند بود و چنین مباد.
هوشنگ - بهداد
دو شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
نقد و بررسی " فرافكني منفورترين رئيس جمهور" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
"جرا مدعی ، خودش با اتهام وتوهین وتهدید و تنقاض گوئی نمودن بیشتر فرافکنی کرده است؟!"
تعجب نکنید از اینکه چرا عنوان "فرافكني منفورترين رئيس جمهور" انتخاب شده است؟ برای اینکه این عنوان که دارای پسوند تحقیر وتهدیدات واهانت ها می باشد پس از استیضاح و محاکمه خاندان آل سعود تنظیم شده است که پس از آنکه بوش از اسرائیل به عربستان سفر کرد و در مورد نقش دخالت گری سوریه و رژیم تروریستی آخوندی در بحران جنگ افروزی اخیر لبنان گفت که همسوئی با موضع وزیر امور خارجه ی عربستان سعودی پیرامون همین موضوع به بیان انتقادی داشت . مشروط بر اینکه فراموش نشود که مسئله ی اصلی تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی و مخالفت ومهار کرنش می باشد. البته که این دیدگاه مشترک از سوی بوش در شرم الشیخ مصر نیر دبنال شده است . ضمن اینکه بوش تأکید برحمایت از تروریست کردن هر دو کشور که منظور حزب الله لبنان وحماس کرده است . برای همین مورد ترکش انقام قلم سرمقاله نویس واقع شده و موجب عصبیت وبر افروختگی اش شده است که بوش را تحقیر کرده است. ولی جالب است که همیشه سرمقاله نویس فراموش می کد تا که توضبح دهد که چرا با همین بوش در اشغال نظامی افغانستان و عراق همکاری شد ؟ از سوی دیگر چرا وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد بطور سیستماتیک دلالا ن ووسطه های گوناگون مقیم آمریکا با فعال کردن لابی ها را به ایران دعوت می کند و به زدوبندهای پشت پرده ادامه داده می شود . البته در عراق از طریق مهره های دلال وواسطه ها همین یاست تعقیب می شود و ادامه دارد. این سیاست تناقض آمیز نه اینکه باادعای مخاالف خوانی بابوش و آمریکا همخوانی ندارد ، بلکه اینگونه ادعاها بیشترموجب می شود که اهداف کمدی ووارنه بودن صلح آمیز بودن پروژه ی هسته ای بیشتر بر زیر سئوال برده شود. زیراکه ادعای صلح آمیز بودن این پروژه ی هسته ای نمی تواند که هیچگونه که ارتباطی به سیاست سیستماتیک دخالت گری در امور داخلی کشور و حمایت وفعاال ردن اقدامات تروریستی و ناامن سازی داشته باشد . زیراکه بر عکس می بایست که ابتدا برای اثبات صالح آمیزی بودن این پروژه و ادعا تلاش مستمر ایجاد رابطه مناسب صلح آمیز فعال دیلماتیک با کشورهای همجوار ومنطقه و جهان شود. سپس ادای صلح آمیز هسته ای کرد و پیشنهاد هسته ای بسته تهیه وتنظیم وتقدیم نمود نه اینکه اینگونه باشد که سرمقاله نویس سایر کشورها را تهدید واهانت به کند.که چرا دیگران منتقد سیاست دو روئی سیاست شیادانه ی رژیم تزریستی آخوندی شده اند که اکنون باید ز س.وی سرمقاله نویس چنین مستحق برخورد نحقیرآمیزی باشند؟:
از آمريكا و رئيس جمهور منفورش انتظاري غير از اين فرافكني ها و اظهارات فريبكارانه نيست آنچه بايد بيشتر مورد تامل قرار گيرد و چاره اي براي آن انديشيده شود همراهي سران ارتجاع عرب بويژه عربستان مصر با بوش كوچك است كه با سكوت خود اظهارات او را تاييد مي كنند و با شركت در توطئه هائي كه معمولا در � شرم الشيخ � به آنها ديكته مي شود در برابر ملت هاي مظلوم منطقه قرار مي گيرند و در سركوب انقلابيون و آزاديخواهان به آمريكا كمك مي كنند. آنان با اين اقدامات ضد مردمي و ضد اسلامي سرنوشت خود را با جنايتكاراني همچون بوش و اولمرت گره مي زنند و همچون بوش كه منفورترين رئيس جمهور نه فقط آمريكا بلكه جهان است هر روز نزد ملت هاي خود و ملت هاي منطقه منفورتر مي شوند. جريان پر شتاب آزاديخواهي در منطقه قطعا طومار رژيم هاي مرتجع را در مي نوردد و ملت هاي آزاديخواه را بر سرنوشت خود و منطقه حاكم مي كند. به همين دليل به صلاح سران كشورهاي منطقه است كه تا دير نشده راه خود را از راه مستكبران جدا كنند و به ملت ها بپيوندند.
در خاتمه اینکه اینگونه تهدید های عریانی که در این مقاله شده است که نمایانگر ماهیت دیپلماسی رژیم تروریستی آخوندی می باشد . همچنین اثبات گر دروغین ادعای کمدی پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی است . درمجموع با لورفتن و فاش شدن نقش سیاست دخالت گرانه ی سیاسی و نظامی و ناامن سازی در عراق و فلسطین ولبنان که دیگر جای شک وابهامی در این مورد نیست که پسوسته به جای پاسخگوئی منطقی به دلیل این سیاست د خالت گری وعذر خواهی کردن از این اقدامات مخرب سیاست دخالت گری وتعهد سپردن برعدم ادمه ی اقدامات مشابه، ولی شاهدیم که بر عکس از موضع تهاجمی تهدید وتحقیروتوهین کردن منتقدین برخورد و پاسخ داده شده است .
بنابراین اکنون جای سئوال است که برای چه اروپا می بایست به سیاست کثیف و خائنانه ی خودبا رژیم تروریستی آخوئدی ادامه دهد تا سران رژیم روریستی آخوندی باز هم به توانند با خیال راحت اینگونه به دیگران توهین واهانت کند واتهام زنند؟
همینطور چرا می بایست دامن زدن به بازی مسخره پیشنهاد بسته ای هسته ای پیشنهادی آنقدر ا ین بازی کشدار ادامه یابد تا که رژیم هم وسوسه شود و تلاش کند تا که خودش کارگردان اصلی این بازی سیاست وقت کشی شود ودست به تهیه و تنظیم پیشنهتاد بسته ای و هسته ای بزند؟ بد تر اینکه اد عا کند که ا ین هدیه ی سخاوتمندانه از سوی رژیم می باشد که فقط یک بار تهیه و پیشنهاد می شود زیرا که هدف برای راه نجاات و رهائی آناتی می باشد که در بحران عراق ومنطقه گرفتار شده اند گذشته از اینکه این ادعا توهین آمیز است ، بلکه نفی کننده ی پشنهاد هسته ای غرب وبی اعتبار وبی ارزش کردن آن است .
بالاخره اینکه چرا هنوز می بایست که نام مجاهدین در لیست گروه ونام سازمان وگروه های تروریسی باقی بماند وخارج نگردد و از راه حل سوم پیشنهادی خانم مریم رجوی دفاع و حمایت نشود که مبنی ن بر نه جنگ و نه مذاکره سازش ومماشات ، بلکه حمایت از مبارزه ی مردم ومقاومت برای تغییرات دمکراتیک در ایران می باشد.؟
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
نقد وبررسی " راهنماي قرائت يك بسته(يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان شنبه 28 اردیبهشت ماه سال1387
"تلاش تهیه و تنظیم پیشنهاد هسته ای برای غرب در راستای عبور از بحران هسته ای و ادامه ی سیاست وقت کشی"
وظیفه ی یک نقاد یا مقله و یاددشت روز نوس این نیست که ازاین شاخ به شاخ پریدن کند. یا گریز به صحرای کربلا بزند و تناقض گوئی های مستمر کند. آنگونه که حتی فراموش کند که منتقد یا قلم بر دست قبلاً خود چه چیز گفته یا چگونه ادعا ها کرده یا قلمزنی هائی کرده است که اگر چنانچه در ادامه ی قلمفرسائی مطالب جدیدش مکمل و تأکید ادعای گذشته خودش نباشد که موجب بر اعتبار بیشتر مستند بودن آنان و مترادف بر ادله ی جدید ش شود. اگر غیر از این باشد. یعنی اگر متناقض با ادعای سابق مدعی صاحب قلم باشد . آنگاه نه اینکه ادعای جدید ومانور دادنش هیچگونه اعتباری برای مدعی ببار نمی آورد ، بلکه این خودمدعی می باشد که قبل از دیگران وی را نقد کنند ویا نظری بدهند. خود مدعی زیرآب ادعا ای گذشته خودش را زده و صحه بر بی عتباری و بی ارزشی ادعای پوشالی گذشته ی خود گذاشته است . از جمله اینگونه ادعا های تناقض آمیز پیرامون پرونده ی هسته ای می باشد که یادداشت روز نویسان روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی �پاسداری کیهان سربازجو حسین شریعتمداری می باشند که بطور سیستماتیک جزو سینه چاکان سفت وسخت پروژه ی هسته ای بوده وهنوز هم می باشند.
به خصوص خود سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری است که تا آنجا در دفاع جانانه از پروژه ی هسته ای پیش رفته است که چندین بار تا کنون در سر فصل های حاد وخطیر و حساس یا خواهان اخراج از آژانس شده و یا پیروی از سیاست پاکستان وکره ی شمالی تا رسیدن به سلاح اتمی را تجویز کرده است . یا اینکه تهدید کرده که سرنوشت پرونده ی هسته ای نه در پشت میز مذاکره در اروپا، بلکه در خیابان های بیروت و لبنان تعیین می شود که منظور کاملاً روشن بود . برای اینکه ا ینگونه تهدید ها و خط و نشان کشیدن ها د دفاع از پروژه ی هسته ای هم جنگ 33 روزه با اسرائیل و هم کودتای اخیر علیه ی سینیوره ی نخست وزیر لبنان در بیروت را بهمراه داشت . همانگونه که از بس اقدامات تروریسی و جنگ افروزانه در عراق افزایش داده شد که اکنون دودش بر توی چشمان عاملانش رفته است . یعنی اینکه ترکش این چنین تهدیدات واکنش آن متوجه خود روی پاسدار ترورست های اعزامی سفارت رژیم تروریستی در خیابان بغداد می باشد .زیراکه برروی آن آتش گشوده شده است.
از سوی دیگر پاسدار سربازجو وشکنجه گه یادداشت روز نویس چند روز پیش در دفاع از پروژه ی هسته ای و حضور نظامی در عراق و لبنان و از وضع قدرت نمائی در منطقه به خاطر اسناد ومدارک مبنی بر دخالت گری نظامی و اقدامات تروریستی در عراق ازسوی مقامات نظامی آمریکائیان در عراق که به نمایش گذاشته شد وکماکان ادامه دارد . خطاب به بوش و آمریکا اخطار کرد که ایران آنقدر از قدرت برخوردارمی باشد که با آزاد کردن وبکار گرفتن بخش بسیار ناچیزی از قدرت خود در عراق توانست اقدامات وتلاش های امنیتی یک ساله ی آمریکا در عراق را به شکست بکشاند. اکنون جالب است که با فراموش کردن این تهدیدات تدوین ومطرح شده گذشته منر به پیشنهادت هسته ای با 10 پسوند امر ونهی کردن وباید ونباید ها شده است که به عنوان هدیه به غرب تنظیم شده است تا اینکه به حساب بسترسازی یک بازی با مهره های شطرنج طرفین شود که هر مدعی با حرکت بسته ی پیشنهادی خود برای کیش و مات یاحتی پات کردن بازی به نفع خود تلاش می کند تا که در نهایت منتهی به همان سیاست وقت کشی ختم شود که جاده صاف دسترسی به سلاح اتمی شود که پاسدار حسن عباسی تئوری پرداز سپاه پاسداران وخشونت ترور مقدس بدون لکنت زبان و بطور بسیار شفاف آن را با افتخار بیان کرده است .
اکنون سئوال است چگونه مدعی آن تهدید های نامبرده ی فوق می تواند اینگونه دچاردگر دیسی شده باشد که اولاً قابل اعتماد باشد. دوماً اینکه چرا توضیح نداده است د که دلیل و ریشه ی این دگر دیسی چه بوده است که اکنون چنین ادعا یا اعتراف به تنظیم پیشنهاد برای آمادگی مذاکره با غرب کرده است ؟
اولين پيام بسته پيشنهادي ايران اين است كه ايران صريحا علاقمندي خود را به حل و فصل مسائل خود با دنياي غرب از طريق الگوهاي مذاكراتي اعلام كرده است. برخلاف برخي طرف هاي غربي ايران ظرفيت هاي ديپلماسي را پايان يافته تلقي نمي كند و عقيده دارد فقط به شرطي كه غربي ها حاضر باشند به برخي مسائل كهنه از زاويه اي نو نگاه كنند مي توان افق هاي بسيار فراخي پيش روي ديپلماسي گشود
اما تناقض آشکار ووارونه گوئی دیگر این است که اگر تهیه وتنظیم کردن بسته پیشنهادی با محتوای هیچ نشان قدرت است پس آن تهدید های متضاد قبلی تعیین شدن سرنشت پرونده ی هسته ای در خیابان های بیروت ولبنان که از سوی مدعی مطرح شده بود نشان چه بوده است؟! البته پرسش تکمیلی ونتیجه گیری که در دنبال دارد این است که چگونه می توان برروی اینگونه تناقض گوئی های آشکار دیواره ی ادامه ی مذاکره ی اعتماد بنا نهاد یا بقول معروف برروی اسب شل شرط بندی کردن است . بدتر اینکه توقع پیروزی شدنش هم داشت؟! که بازهم این چنین از موضع قدرت بی نظیر بین المللی سخن گفته شده است :
"- درمرحله بعد، بسته پيشنهادي ايران علامتي روشن از قدرت و امكانات بي نظير آن در عرصه بين المللي است. ايران قصد دارد بگويد به اندازه كافي قدرتمند هست كه بتواند مجموعه اي از راه حل ها براي مشكلاتي كه ديگران آنها را به وجود آورده اند اما از حل آنها عاجزند ارائه كند"
ولی نکته ی انحرافی ومهم اینجاست که گفته شده که این پیشنهاد بر اساس بینش برد � برد تنظیم شده است که بیشتر تناقض ها را نمایان کرده است . حتی اگر این برد همچون سالیان گذشته کشدار کردن مذاکره و مماشات گری و یا در اصل سیاست وقت کشی باشد که اینگونه از معامله برد- برد گفته شده است
"- ايران علاقمند است اين موضوع كاملا روشن باشد كه الگوي تهديد و مذاكره همزمان، به هيچ وجه چاره ساز نخواهد بود. بسته ايران در واقع حاوي اين پيام است كه فقط به اين شرط كه حداقلي از احترام متقابل وجود داشته باشد مي توان يك معامله برد-برد بسيار سودمند ترتيب داد. "
کمدی تر اینکه پاسار سر باز جو ویادداشت روز نویس از خاطر برده است که چگونه پیرامون پیشنهاد بسته ی هسته ای به سبک طلبکارانه و تمسخر آمیز ومتلکی ستون طنز گفت و شنود که ادامه ی همان هدیه ی نورانی و غنی شده ی مهرورزانه صدور دانش بومی هسته ای است که پاسدار احمدی نژاد در سازمان ملل قول آن را داده بود تااینکه کمک کند مشکل دیگران که منظور آمریکا و اعضای گروه 5+ 1 است را حل کند. جالب تر اینکه این هدیه ی پیشنهادی با پسوند وضمیمه تهدید آمیز و تحکمی که دارد افزوده شده این هدیه فقط یکبار است که یشنهاد شده است و اگر بازیگران آ ن را نه پذیرند در آینده با اقدامات هولناکی مواجه خواهند شد. در پایان پاسدار یادداشت روز نویس مجدداً به شیوه ی دیگری تهدید های قبلی تکرار کرده است زیرا که قید شده پروژه ی هسته ای رژیم از مرحله ای عبور وگذر کرده است که هر گز امکان بازگردانش به دوره قبل از عبور یعنی توقف غنی سازی امکان ندارد که توضیح آن چنین است:
" عرضه اين بسته علامتي است از اينكه ايران سخت عقيده دارد به لحاظ فني از مرحله غير قابل بازگشت عبور كرده و به هيچ وجه امكان بازگرداندن آن به مرحله ما قبل آن وجود ندارد. پس حالا كه امكان عقب گرد حتي در صورت مواجه شدن با سنگين ترين هزينه ها وجود ندارد، غربي ها بايد براي كنار آمدن با اين وضعيت راهي بيابند. ايران با ارائه اين بسته به آنها براي پذيرش اين وضعيت جديد كمك مي كند. "
در خاتمه اینکه اکنون مشخص نیست . جائیکه تهدیدها وبایدونباید ها همچنان وجود دارد وسر وسوزنی هم تغییری در پذیرش توقف غنی سازی به وجودنیامده است .برای چه این پیشنهاد هسته ای داده شده است به خصوص اینکه بر جایگاه موضع قدرت رژیم وتنظیم پیشنهاد هسته ای از موضع قدرت هم تأکید شده است ؟! همینطور از ادا و اطوارهای کمدی و مسخره تر گذشته در پایان تهدید شده است که غرب ممکن است که این پیشنهاد هسته ای و با تأکید باید پذیرفتن را رد کند. ولی قبل از رد ردن آن می بایست تکلیف خود را باشروط 10 ماده ای مطرح شده که بر گرفته شده از محتوای پیشهاد هدیه ای می باشد مشخص کند . یعنی به زبان و شیوه ی خجالت زدگی همان تعیین سرنوشت در خیابان های بیروت و بغداداز موضع ضعف و زبونی بازتولید ومطرح شده است. بازهم اینکه معلوم نیست که چرا توضیح داده نشده است اگر چنانچه این پیشنهاد بسته ای هسته ای هدیه شده اینقدرمهم و با ارزش و کارساز می باشد. برای چه از همان روزی که مطرح شد در ستون طنز گفت و شنود با تمسخر و ریشخند کردن وزیر آدمربای امور خارجه منوچهر متکی مواجه شدکه آنر امطرح کرد و گفته شد که به عنوان پیشنهاد هیچ در بر ابر هیچ است ؟
هوشنگ � بهداد
شنبه 28 اردیبهشت ماه سال1387