نقد و بررسی " ژست استراتژيك (يادداشت روز) " روزنامه ی کیها ن سه شنبه اول مرداد ماه سال 1387
"تناقض گوئی های آشکار و ناخشنودی از حضور ویلیام برنز در دیدار سعیدی � سولانا در ژنو به دلیل مچ گیری و لو رفتن سیاست فرصت سوزی "
شیوه ی مبارزه با شیطان بزرگ یا بقول خمینی که روز گذشته سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی آن را نقل قول کرد که آمریکا ام الفساد قرن است . اما این سیاست مبارزه با آمریکا با روش با دست پس کردن و با پا پیش کشیدن دنبال می شود که شبیه داستان آن پسر ی است که موقع ناهارقهر کرده بود و بر طا قچه بالای اتاق غذاخوری نشسته بود و نظاره گر مادر ش بود که چه می کند . غذا هم آبگوشت بود . مادر که اخلاق فرزندش را می دانست موقعی که سهم بقیه را می کشید سهم این را کنار سفره می گذاشت . (توجه داشته باشید که شبیه آن کنار گذاشتن نبود که گفته می شود هرروز پاسدار احمدی نژاد کنار سفره می گذارد فرق دارد که می گوید متعلق به آقا امام زمان است ) اما پسره از آن بالای طاقچه داد می زد من که گفتم غذا نمی خورم ولی آنچه کنار گذاشته اید سهم هر کس باشد کم است . اکنون داستان قلم داستان یادداشت روز نویس است که بر خلاف ظاهر امر که ادعا می کنند از تعلیق عقب نشینی نمی کنند و هرگز زیر بار شرط و خواست آمریکا مشروط بر خواست تسلیم شدن پذیرش تعلیق نمی روند ولی با مانور دادن از حضور ویلیام برنز معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا در دیدار سونالا با پاسدار سعید جلیلی هم ناراحت است وهم نوعی ابراز خوشحالی و رضایت می شود. اگر نه دلیل ندارد با موضع شفافی که امریکا اعلام کرده است که هیچگونه تغییری در شرط تعلیق برای مذاکره به وجود نیامده است و پس از دیدار پاسدار سعیدجلیلی با سونالا ضرب العجل دو هفته ای داده شد . چرا بازهم وارونه مانورداده می شود؟ ضمن اینکه به احتمال زیاد نظرت نماینده ی آمریکا برای چک کردن محتوای مذاکره و مسدود کردن هرگونه سوراخ فرصت سوزی و مانور دادن پیرامون آن می باشد . بهمین دلیل خیلی سریع تر از دفعات قبل با اجماع جمعی با قاطعیت مهلت دو هفته ای برای پذیرش تعلیق به رژیم داده شد یا اینکه به پذیرد یا اینکه آمادگی پذیرش اجرای تحریم های سنگین تر داشته باشد.
همچنین طلبه پاسدار یادداشت روز نویس اتفاقاً به وضوح اعتراف کرده است که حضور آمریکا در این دیدار نوعی مچ گیری یا سر پل خر به گیری از طرفین بود ومنجر بر وارد شدن ضربه ی سنگین بر سیاست خائنه ی مذاکره و مماشات گری وفرصت سوزی اروپا با رژیم تروریستی شد . زیرا که این حضور طبق اعترافی که شده سبب نا خشنودی سونالا از حضورو یلیام برنز و تأثیرات منفی در این دیدار شد . برای اینکه زیرآب بازی کشدار تجارت خون 6 ساله را زد . از سوی دیگر این اعتراف تناقض آشکار با این ادعا دارد که سربازجو حسین شریعتمداری پیوسته تأکید می کند که آمریکا بر خلاف ادعای عدم حضورش در دیدار و مذاکرات هسته ای همیشه از طریق حضور نماینده اش خاوریر سونالا حضور داشته است . اما اکنون وارونه ی آن ادعا ها اینگونه اعتراف و نقل نقل شده است .:
"خاوير سولانا پنجشنبه 27 تير به طور ضمني از تاثير منفي حضور نماينده آمريكا در مذاكرات و عدم اميدواري به موفقيت آن سخن گفته بود. اين موضع و گفتگوي تلفني وي با سعيد جليلي در 14 تير مبني بر آنكه اتحاديه اروپا تمايل ندارد فضاي مثبت ايجاد شده بين ايران و غرب لطمه ببيند، تصويري روشن و گويا از موقعيت آمريكا بين ساير اعضاء 1+5 مي باشد. روسيه و چين از ابتدا ديدگاههايي متفاوت از آمريكا داشتند و آلمان نيز مدت هاست عليه برنامه هسته اي ايران موضعي اتخاذ نكرده است."
واقعاً که پاسداران طلبه های قلم بردست گیج و منگ و بسیار تریف گر ووارونه گو می باشند . بطورکه گاهی هم خودشان هم نمی فهمند که چه می گویند ومی نو یسند؟ زیرا که فقط به فاصله ی چند خط تناقض آشکار شده است . یعنی از یک سو نقل قول از سولانا شد که خوشحال از حضور ویلیام برنز در این دیدار نیست . زیرا که اثر منفی دارد . یعنی مانع از ادامه ی سیاست خائنانه کثیف فرصت سوزی می شود . از طرف دیگر بدون توه از موضع مشترک همه اعضای گروه 5+1 بر مهلت دو هفته ای به پاسخگوئی تعلیق ادعا شده است که حضور نماینده ی آمریکا به دلیل بیرون آمدن از ایزولگی اش بوده است که توضیح آن چنین است: .
"مقامات آمريكايي كراراً بر اين نكته تأكيد مي كردند كه اصرار ايران بر ادامه برنامه هاي هسته اي و تعقيب غني سازي اورانيوم موجب اعمال تحريم هاي جهاني بيشتر و انزواي اين كشور مي شود. اين موضوع سر فصل اصلي جنگ رواني- تبليغاتي بود كه عليه جمهوري اسلامي راه انداخته بودند، اما در عمل و نهايتاً اين آمريكا بود كه با پافشاري بر مواضع خصمانه خود در انزوا قرار گرفت. آمريكا سعي كرد با اعزام نماينده و حضور مستقيم در مذاكرات هسته اي ژنو تا حدودي خود را از انزواي خودساخته خارج كند و ديپلماسي خود را هرچند به حسب ظاهر به واقعيات موجود نزديك تر نمايد."
پاسدار طلبه یادداشت روز نویس در دنباله آویزان شدن به سیاست تروریستی دخالت گری در امور داخلی عراق و لبنان و فلسطین پرداخته است و با اعتراف آشکار در دفاع کردن از پروژه ی هسته ای با راه اندازی جنگ افروزی و بحران سازی در خاورمیانه از طریق حزب الله لبنان و حماس و مانور دادن با اینان علیه ی آمریکا که خیلی ساده اثبات می کند که مطلقاً اهداف پروژه ی هسته ای صلح آمیز نمی باشد ، زیرا اگر چنانچه صلح آمیز بود دلیل نداشت که با صدور بنیاد گرائی و تروریسم عراق تبدیل به باتلاق شودکند و با بر پائی جنگ 33 روزه ی پاسداران و حزب الله لبنان با اسرائیل و سرزمین سوخته کردن لبنان و ایجاد جنگ داخلی میان ساف و حماس در فلسطین و جدا کردن نوار غزه و غائله آفریوی نوار غزه همه نشان می دهد اینگونه دفاع از پروژه ی هسته ای نشان از اهداف نظامی پروژه ی هسته ای می باشد که اینگونه اقداماتی را طلب می کند . از طرف دیگرهمینطورعجیب است که بازهم پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس باز هم دچار تناقض ووارونه گوئی شده است . زیرا که دوباره بر خلاف ادعای کمدی عقب نشینی آمریکا از پیش شرط تعلیق غنی سازی و ایزوله بودن آمریکا که گفته شده بود ولی اکنون عکس آن اینگونه اعتراف شده است :
"واقعيت آن است كه تغيير سياست آمريكا در قبال ايران بيشتر يك تاكتيك است تا يك تغيير راهبردي. آمريكا هنوز بر مواضع قبلي خود در مساله هسته اي ايران اصرار دارد و با اعزام نماينده خود به مذاكرات ژنو، تنها يك ژست استراتژيك گرفته است. �دانا پرينو� سخنگوي كاخ سفيد دراين باره تاكيد مي كند كه ؛ سياست ما هيچ تغييري نكرده است و چنانچه ايران پيشنهاد واشنگتن را نپذيرد تحريم هاي بيشتري در آينده در راه است.��شان مك كورمك� سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا نيز درخصوص حضور نماينده اين كشور در مذاكرات ژنو، بارديگر درخواست غيرقانوني خود را از كشورمان براي انصراف از حقوق مشروع هسته اي و غني سازي اورانيوم تكرار كرده و مي گويد: �ويليام برنز� يك پيام ساده و روشن را با خود به همراه داشت و آن اينكه اگر ايران غني سازي اورانيوم را متوقف كند آنگاه آمريكا در فكر مذاكره با اين كشور خواهد بود.�كاخ سفيد در حالي به جبهه گيري و جوسازي عليه ايران دست مي زند كه سولانا مذاكرات ژنو را مذاكراتي سازنده توصيف كرده است."
در خاتمه اینکه بر خلا ف گذشته که اعلام می شد اروپا کاره ای نیست و آمریکا می بایست خودش و ارد صحنه گفتگوی هسته ای شود. ولی اکنون ابراز ناخشنودی از ناظر آمریکا در دیدار جلیلی - سولانا شده است . ازسوی دیگر زمان زیادی از موضع و فریادهای پاسدار احمدی نژاد سپری نشده است که فریاد می زد از نظر ملت ایران پرونده ی هسته ای بسته شده است و تأکید می شد دیگر مذاکره ای با اروپا نمی شود . حتی پاسدار علی لاریجانی بهمین خاطر کنار گذاشته شد و پاسدار سعید جلیلی جایگزین و سیاست زد و بند با محمد البرادعی و آژانس دنبال شد. ولی اکنون با اینکه سونالا که اصلاً کاره ای نمی باشد اما طلبه پاسدار یادداشت روز نویس آویزان به گفته خاویر سو لانا در برابر موضع آمریکا شده و اذعان کرده که بلی سیاست خائنانه و کثیف زد وبند فرصت سوزی سازنده بوده است . البته بازتاب و تأثیرات این دیدار سازنده بودنش که تا کنون 6 سال زمان برده است در سپری شدن دو هفته مهلت داده شده برجسته و نمایان خواهد شد.

هوشنگ - بهداد
سه شنبه اول مرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی "بوش و سياست خريد زمان در عراق" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه اول مرداد ماه سال 1387
"کپی و بر گردان سیاست فرصت سوزی مذاکرات هسته ای که بطور وارونه و با زبان فرافکنی برای ناامن کردن عراق تزئین وتجویز شده است"
فرافکنی ووارونه گوئی کردن تقریباً مترداف و مکمل هم دیگر می باشند. همانگونه که وقت کشی و فرصت سوزی و خرید زمان هم جزو مقولاتی می باشند که کاربرد مشابه دارند. البته یک مدت زمانی است که اینگونه اصطلاح زیاد بکار برده می شود . یعنی از زمانی که اهداف پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی افشا شد . در حقیقت پس از دو دهه پنهانکاری کردن بود که از سوی سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت که جزو مخالفین رژیم تروریستی آخوندی می باشند این پروژه ی مخفی افشا شد و موجب حساسیت سازمان بین المللی انرژی اتمی شد و داستانش به شورای حکام وسپس به شورای امنیت سازمان ملل کشانیده شد و منجر به صدور و تصویب قطعنامه های تحریم های مجازات اقتصادی شده است .
از سوی دیگر منتهی به اعزام وبازبینی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از تأسسیات هسته ای رژیم تروریستی آخوندی و تهیه گزارشات شد . بالاخره به موازات ای اقدامات انجام شده یک هیئت مذاکره ی کننده ی هسته ای اروپائی شامل انگلیس و فرانسه و آلمان هم شکل گرفت تا به مقامات مسئول هسته ای رژیم تروریستی آخوندی دیدار ها و گفتگوها ها داشته باشد وخاطر جمع گردند که هدف نهائی صلح آمیز است و نظامی نمی باشد. حتی در دوران خاتمی به تعهدات و توافقات و امضا ء در این زمینه رسیدند . زیرا که ظاهراً تعلیق غنی سازی پذیرفته شد . ولی بطور پنهانی بازهم تلاش برای اهداف دسترسی به سلاح هسته ای دنبال شد .

خلاصه برای اینکه تأسیسات هسته ای در کنترل سپاه پاسداران بود. برای اینکه شتاب و سرعت عمل به دسترسی سلاح هسته ای داده شود . بنابراین با طراحی کودتای خاموش خزنده حامیان خاتمی ودوم خردادی ها و رفسنجانی کار زده شدند و تعلیق پذیرفته شده شکسته و ملغی شد . ناگفته نماند که در ادامه به اعضای 3 عضو کشور اروپائی مذاکره کننده ی فرانسه و انگلیس و آلمان نمایند گان چین و روسیه هم افزوده شدند . زیرا که جزو اعضای دائمی شورای امنیت سازمان می باشند که دارای حق ویژه وتو می باشند . این گروه به اضافه آمریکا معروف به اعضای گروه 5+1 شدند. یعنی اینکه 5 عضو دائم سازمان ملل به اضافه آلمان که عضو دائم نمی باشد . البته در مذاکرات هسته ای این گروه نماینده ی آمریکا شرکت نمی کرد . زیرا که آمریکا پیش شرط شرکت در مذاکره را پذیرش تعلیق غنی سازی از سوی رژیم ترروریستی آخوندی تعیین کرده است .

اما موضوع مهمی که در 6 سال تاریخچه مذاکره ی هسته ای اتفاق افتاده این است که مسئولین رژیم تروریستی آخودی با باج و امتیازدادن به اروپائیان وسپس به اعطای امتیازات و بستن قرادادهای فراوان گازی و نفتی و تجاری و اقتصادی روس ها وچینی ها و با اتخاذ سیاست چرخشی تغییر تا کتیک و بحران سازی در عراق و جنگ افروزی در لبنان و فلسطین ونا اآرام کردن منطقه و دروغ گفتن و پنهانکاری کردن و تلاش برای عضو گیری درون اعضای گروه وبرج در برابر بارو ساختن و خلاصه بکار بردن انواع و اقسام ترفند و حیله و حقه های گوناگون تلاش مذبوحانه کرده است که هرچه بیشتر دامنه ی مذاکرات هسته ای کشدار شود که ابتدا سیاست وقت کشی و سپس به سیاست فرصت سوزی کردن معروف شد . زیرا که هدف نهائی تلاش برای دسترسی به سلا حه سته ای و به عنوان برگ برند رو کردن ودستان رقبا را توی پوست گردو گذاشتن می باشد تا که در برابر عمل انجام شده کاری نتوانند جز تسلیم و پذیرش انجام دهند.

بنابراین اکنون اصطلاح خریدن زمان بوش در عراق که سرمقاله نویس برای عنوان سر مقاله ی خودش برگزیده است اقتباس شده یا برگردان همان سیاست فرصت سوزی ناشی از مذاکرات هسته ای با اروپا می باشد که این سیاست کثیف خائنانه ی مذاکره و مماشات گری به نام تجارت وخون انسان ها لقب گرفته است.

البته همانگونه که اشاره شد سیاست دخالت گری در امور داخلی کشور های همجوار از جمله عراق و بحران سازی ها در این کشور و سایر کشورهای منطقه در راستای دفاع از پروژه ی هسته ای می باشد . پس بی جهت نیست که حساسیت بیش از حد برای مسئولان رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و جنگ افروز آخوندی نسبت به توافقنامه ی میان دولت عراق باآمریکا ایجاد شد و پس از دریافت خبر لوطی جماران و سپاه پاسداران و مطبوعات و رسانه ی خبری رژیم تروریستی آخوندی تلاش مذبوحانه کرده اند تا از ازهمه توان وظرفیت تبلیغاتی و دخالت گری سیاسی و نظامی خود در عراق را بسیج نماید و ازآن استفاده کند تا هر طوری شده اجازه داده نشود تا که این توافق انجام شود . اکنون نیز سرمقاله نویس اصلاً برایش مهم نیست که مردم ایران در چه شرایط بس سخت و طاقت فرسائی زندگی می کنند ؟ به خصوص اینکه تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا هادر جامعه چطوری بیش از گذشته تسمه از گرده ی مردم ایران می کشد و فشار وارد می کند. یا اینکه چرا به جای مهار تورم وگرانی و پاسخگوئی به سایر مطالبات مردم ضریب افزایش سرکوب و ارعاب و خفقا ن اجتماعی مضاعف شده است ؟ یااینکه چرا دستگاه خبرگزاری رسمی رژیم اخبار دروغ در مورد رقیب مغلوب دوم خرداد در بستر تبلیغات نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم تهیه و بازتاب می دهد. بلکه برایش بسیار مهم است که چه باید انجام شود تا که این توافق � نظامی � امنیتی � اقتصادی میان دولت عراق با آمریکا ملغی گردد. تا اینکه در نهایت هر چه زودتر زمان بندی شرایط خروج نظامیان آمریکائیان از عراق فراهم شود تا فشار آوردن بر اخراج مجاهدین از عراق افزایش یابد . تا آنگاه عراق دربست در اختیار عوامل دست نشانده رژیم تروریستی شود و به عنوان اهرام و پشتوانه ی فشار باج گیری هسته ای برای رژیم تبدیل گردد و کمک به شتاب دادن دسترسی به سلاح هسته ای کند . ضمن اینکه بیش از گذشته عراق به مرکزو کانون صدور تروریسم و بنیادگرائی بودن به منطقه تقویت گردد .

در خاتمه اینکه سر مقاله نویس پس از گریز به صحرای کربلا زدن و تکرار مطالب تکراری گذشته را تکرار کردن و به اختلافات و شگرد های تبلیغاتی دو حزب جمهوریخواه و دمکرات ووضعیت اقتصادی آمریکا اشاره ومانور دادن سپس از اتخاذ سیاست بوش و حزب جمهوریخواهان نسبت به انتخابات ریاست جمهور ی آمریکا گفته و نتیجه گرفته است که اقدام بوش تا کتتیکی و یک نوع زمان خریدن برای سپری شدن انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و آرام نگهداشتن عراق است و افزوده حتی ممکن است که هدف بقدرت با زگردانیدن حزب بعث عراق باشد . در پایان نسخه صادر کرده است که می بایست توافقنامه نوری المالکی با آمریکا ملغی گردد. زیرا که رژیم بحران زای و بحران زی و جنگ افروز نیاز به عراق ناامن و بحران زده و در باتلاق فرو رفته دارد ونه عراق امن وبا ثبات و بدون تشنج و خشونت گرائی که صد در صد به ضرر رژیم تروریستی آخوندی می باشد برایش سم مهلک است.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه اول مرداد ماه سال 138
7
تهدید کردن دکتر ملکی به دلیل بیان گوشه ای از واقعیات از سوی بازجو پاسدارشریتمداری و همکارانش
سربازجو حسین شریعتمداری که ید طولائی در پرونده سازی و شکنجه گری و بازجوئی دارد . اکنون تا نظر دکتر ملکی بیان نشده است و بدون آنکه این سربازجوی زبان بر و اندیشه خفه کن و قلم شکن وآن را تبدیل به تازیانه کرده است که بر اندام هر دگراندیشی فرود می آورد که فرار تر از معیار تعیین شده ی وی سخن گوید چونکه بلافاصله در ا درازش می کند و دست به جراحی اندام و تفکرش می زند تا که به توبه وادارش کند . اکنون بدون آنکه پاسخ به انتقاد دکتر ملکی دهد که چه گفته است؟ یا اینکه پاسخ دهد که آیا این رژیم بربرمنش و تاریک ا ندیش قرون وسطائی و یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریست ظرفیت و توان اصلاح شدن دارد؟ یا اینکه توضیح دهد که آیا سید خندان خاتمی پس از 8 سال مگر اعتراف نکرد و نگفت که نقشی بیش از تدارکاتچی نظام نداشته است؟ اینکه آیا سعید حجاریان بقول خودش و همقطارانش شهید زنده نمی باشد؟ و مگر شرایط فیزیکی وی و رئیس جمهور شدن پاسدار احمدی جزو دستآورد دوران 8 سال تدارکاتچی بودن سید خندان خاتمی نمی باشد ؟

تازه مگر در آن زمان مجلس و دولت را اصلاح طلبان قلابی با هم نداشتند ؟ ضمن اینکه مگر فراموش شده است که چگونه سید خندان خاتمی در مرحله ی دوم تبلیغاتی ریاست جمهوری که به استان کرمان سفر کرده بود . البته پس از اینکه ولی فقیه یا لوطی جماران را به وحی منتسب کرد و شناسنامه ی انقلاب برای رفسنجانی صادر کرد. مگر اعتراف نکرد که ما مسئولان رژیم تروریستی آخوندی در برابر همه قول هائی که تا کنون به مردم ایران داده ایم . فقط توانسته ایم فقر را به نسبت عادلانه میان محرومان توزیع کنیم ؟

بنابراین اکنون که شرایط خیلی وحشتناک ر از آن زمان شده است . زیراکه رشد لجام گسیته ی تورم و گرانی و ازایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقتی در جامعه بیداد می کند . مهمتر اینکه همان چشم فتنه ی کور شده یا گروه خود سر کشف شده درون دست بدنام وزارت اطلاعات که عامل قتل های زنجیره ای معرفی شدند اکنون بیش از سه سال است که از طریق سیاست حرکت گام به گام چراغ خاموش دست به کودتای خاموش خزنده زدند و ریش و قیچی قدرت و ثروت و خیمه شب بازی انتخاباات را در اختیار خود دارند .

لذااولاً کدام مدعی دوم خردادی های مغلوب می تواند در مقابل اینا ن به ایستند ؟ همینطور بتواند هم از صافی وزارت کشور و شورای نگهبان برای نامنویسی عبور کند . همچنین چگونه می خواهد در برابر بسیج تقلبات گسترده ی سپاه پاسداران وبسیج به ایستد ومی تواند پاسداران را به پادگا ن های شان باز گرداند که زیرآب دوم خردادی ها را زدند و آنان را از صحنه حذف کردند تا که خودشان آمدند وهر گز هم تصمیم به بازگشت به پادگان ها را ندارند؟ مهمتر اینکه در برابر لوطی جماران ومجلس کمدی و انتصابی و پاسداریزه و شورای نگهبان و دستگاه قضائی کدام رئیس جمهور کمدی دوم خردادی اگر چنانچه پیروز شد می تواند قدمی مثبت به نفع مردم ایران بر دارد ؟

بنابراین طبق تجربه ی 3 دهه ی گذشته و آزمون شده ی همه باند ها و جناح ها و با تأکید این واقعیت که گفته می شود آزموده را دوباره آزمودن خطاست . چون این رژیم تروریستی آخوندی نه هر گز تغییر پذیر می باشد ونه اینکه شبکه ی مافیائی و آلوده ی حاکم بر آن، اجازه می دهد تا که اقدام مثبت به نفع مردم ایران بر داشته شود . پس بهترین رهنمود بدون توهم وشک تحریم دربست و کامل و عریان سازی ماهیت عدم مشروعیت این رژیم بربرمنش و تاریک اندیش است و تلاش برای بی عتبار کردنش و بستر سازی برایو تغییرات دمکراتیک می باشد.

ازسوی دیگر پاسداران و بازجویان و شکنجه گران و توابان زندان هم بصو رت که گله ای به ورق پاره ی کیهان اطلااتی - امنیتی - پادگانی کوچ کردند که اکنون وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید و ارشاد و روزنامه ی دولتی ایران وخبر گزاری ایرنا را اشغال و قبضه کرده اند باید دانند که شرایط 30 کنونی مشابه خرداد سال 60 و تابستان خونین سال 67 نمی باشد که توانستند دست به جنایت و قتل عام زدانیان سیاسی بزنند . زیرا که میزان بحران های گوناگون در کنار نارضایتی عمومی و تورم و گرانی و مهمتر فریاد مرگ بر دیکتاتور که در دانشگاه ها طنین انداز شده است و فریاد ما زن ومرد جنگیم بجنگ تا بنگیم اجازه با زجویان و شکنجه گران پرونده ساز نمی دهد که به سادگی به توانند همان شیوه های اتهاماتی و تهدید آمیز نخ نما شده را بکار برند . زیراکه هنوز آثار ننگ غارتگری و مفسدان و مافیای اقتصادی و دزدان بیت المال حکومتی دانه درشت با آقازاده های شان از اذهان عمومی پاک نشده است که از سوی عباس پالیزدا ر در دانشگاه همدان افشاو رسوا شدند با همه یورش از موضع ترس و دستپاچگی صدور حکم بازداشت و بازجوئی افشاگران وجمع آوری اسناد ومدارک زده شد.

هوشنگ � بهداد
دو شنبه 31 تیرماه سال-1387
نقد وبررسی " اين مذاكره ، آن مذاكره نيست !(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 31 تیرماه سال-1387
"پاسدار حسین شریعتداری با تهدید کردن آمریکا اعتراف کرده که استراتژی آمریکاتغییر نکرده زیراکهکما کمان اصرار بر تعلیق غنی سازی به عنوان پیش شرط مذاکره می کند"
این دیگر تقریباً تبدیل به یک رسم وسنت شده است که هرزمان موضوع بحث پروژه ی هسته ای مطرح می شود حال چه در شورای امنیت سازمان ملل باشد . یا اینکه مربوط به اجلاس شورای حکام باشد و یا مذاکره ی هست های و غیرو باشد ابتد سربازجو حسین شریعتمداری با نام های مستعار ممدی و ایمانی مانور هسته ای می دهد . سپس سر بزنگاه و شرایط حساس با نام خودش وارد صحنه می شود. البته می بایست اذعان کرد که بیشترین نظرات و تحلیل و تفسیر های یادداشت روزهای هسته ای تقریباً تأثیر گذار در کشدار کردن سیاست فرصت سوزی بوده است . زیرا که همه از موضع تهدید به و سیله ی همین سربازجو حسین شریعتمداری تهیه و تنظیم شده است. به دلیل اینکه اولاً هم از موضع اطلاعاتی – امنیتی و شیوه و تخصص بازجوئی تنظیم و بیان می شوند . دوماً اینکه از موضع رابطه ی بسیار نزدیک با سپاه پاسداران است که تسلط کامل بر تأسیسات هسته ای دارد . سوماً اینکه چون نماینده ی و یژه ی لوطی جماران در روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی کیهان می باشد . بنابراین از حمایت و پشتیبانی دیوار امنیتی لوطی جماران برخوردار می باشد . به خصوص اینکه اشراف دارد که موقعیت رژیم تروریستی آخوندی چگونه است وچه میزان نامشروع شده و مورد تنفر مردم ناراضی می باشد و به جز دسترسی به سلاح هسته ای هیچگونه شانس محتمل به بقای رژیم تروریستی آخوندی نمی باشد.
امااز ویژگی های منحصر به فرد قلمزنی این سربازجو کتمان کردن حقایق و پاک کردن صورت مسئله و به خصوص وارونه گوئی کردن از موضع فرار به جلو با ادا و اطوارهای قدرت نمائی های کاذب است .البته گاهی همراه با چاشنی جدی تهدیدات اقدامات تروریستی در عراق و لبنان همراه می باشد که در یکی از یادداشت های روز ب تهدید مبنی بر اینکه سرنوشت هسته ای در پشت میز ذاکره در اروپا ، بلکه در خیابان های بیروت و بغداد تعیین تکلیف می شود. نمونه بارز آن راه اندزی جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران با حزب الله لبنان علیه ی اسرائیل پس از این یادداشت روز بود . یا اینکه که سپاه پاسداران وحزب الله لبنان بطور مشترک در تهاجم اشغال فرودگاه بیروت مدتی پیش تهاجم باج گیری هسته تکرار ای شد .
همینطور یا اقدامات تروریستی و ناامن سازی و کشتن نظامیان آمریکائی در عراق حتی در افغانستان از طریق کار گذاری بمب های کنار جاده ای و کنترل از راه دور پیگیری می شود . همچنین فشار برروی دولت دست نشانده نوری المالکی برای ملغی کردن تواقفنامه ی نظامی – امنیتی اقتصادی میان دولت عراق با آمریکا می باشد. اکنون در همین رابطه است که موضع مطرح شدن تعلیق غنی سازی که از سوی بخشی از حاکمیت و لابی های برون مرزی اش تبلیغ شده بود را وارونه کرده است و مدعی شده حضور معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا در ژنو که ناظر مذاکره میان سعید جلیلی و خاویر سونالا بود را بمنزله ی عقب نشینی گام به گام و شکست آبرومنده ی سیاست آمریکا نامیده است. در صورتیکه این سربازجو می داند که چگونه پاسدار احمدی نژاد در برابر ادعاهای کمدی و پوشالی ورقه پاره های بی ارزش خواندن قطعنامه و مصوبه های شورای امنیت سازمان ملل به زانودر آمده است و برای چه و از چه موضع و در راستای چه هدف و ارسال پیامی بود که دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی به تهران دعوت شد و برای چه اتفااقاً قبل از نشست یا دیدار ذاکره پاسدار سعید جلیلی با خاویر سولانا در ژنو به آن شایعات دامن زده شد؟ شوکند-
مسخره تر اینکه اکنون ناظر بودن معاون وزیرامور خارجه در مذاکره ی پاسدار سعید جلیلی و سونالا را صادق زیبا کلام نوعی تابو شکنی خوانده است و لیستی از تلاش گذشته نزدیکی به آمریکا کهمنجر به شکست شده بود را نیز ردیف کرده است . از جمله دیدار بازرگان با برژنسکی که گفته موجب توفان شد . همچنیت دیدار رفسنجانی با مک فارلین در تابستان سال 65 که ماستمالی شده است . البته به مورد ها پوزخند زدن سیدخندان خاتمی در سازمان با کلینتون و آلبرایت وزیر امور خارجه اش اشاره نشده است . یا گفته نشده چگونه بر سرمیز غذا هر دو وزاری پیشین رژیم تروریستی آخوندی و آمریکا در شرم الشیخ مصر در کنار هم دیگر نشستند. یا چگونه لبخند زدن و سلام علیک فارسی کردن میان خانم رایس با منوچهر متکی وزیر آدمربا بازهم در کنفرانس شرم الشیخ در مصر گذشت ؟یا 3 دوره ی دیدار پاسدار تروریست اعزامی و سفیر رژیم تروریستی آخوندی در بعغداد حسین کاظمی قمی با سفیر آمریکا در بغداد چگونه ادامه یافت ؟ اکنون سربازجو حسین شریعتمداری آویزان شدن به مقاله صادق زیبا کلام که از رفسنجانی به سوی پاسدار احمدی نژاد چرخش داده و با آن مانور داده است که چون معاون وزارت امور خارجه ی آمریکا ویلیام برنز به عنوان ناظر در دیدار پاسدار سعید جلیلی با سولانا حضور داشته را تابو شکنی از وضع معرفی کرده است . این را سربازجو حسین شریعتمداری بطور وارونه نوعی عقب نشینی آمریکا و پیروزی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی دانسته است. در صورتیکه پس از این دیدار موضع وزارت امور خارجه و سنخگوی کاخ سفید بر تأکید تعلیق به عنوان پیش شرط مذاکره قوی تر از قبل شده است.. کمدی تر اینکه سربازجو حسین شریعتمداری نقل قول کرده که پاسدار سعید جلیلی خواهان حذف آمریکا به عنوان ناظر در دیدار شد که خود گویای مالیده شدن ادامه ی سیاست فرصت سوزی با اروپا می باشد که آن را به رخ صادق زیبا کلام کشانیده که خطاب به وی گفته بلی حالا جواب بده که کدام طرف دست بالا را دارد و خواهان حذف و عدم حضور در مذاکره می باشد؟
بهر حال سربازجو پاسدار حسین شریعتمدار چون متوجه شده است آنگونه که پاسدار احمدی نژاد و مشاورانش تصور می کردند . یک بینش وتخیل غیر واقعی و ساده انگارانه بوده است. زیرا که اکنون مشخص شد که استراتژی آمریکا نسبت به تعلیق غنی سازی تغییر نکرده است. بنابراین شرایط اهداف آمریکا در برابر پروژه ی هسته ای رژیم ترورستی آخوندی و متقابلاً شیوه ی واکنش و ایستادگی رژیم در برابر آمریکا را اینگونه ترسیم وبیان کرد:
"- جمهوري اسلامي ايران بر اين باور منطقي بوده و هست كه مذاكره با آمريكا نه فقط به نفع ايران اسلامي نيست بلكه دام خطرناكي است كه آمريكا اصرار به پهن كردن آن دارد. از جمله آن كه؛ آمريكا مذاكره را فقط براي «مذاكره» مي خواهد، زيرا مقاومت30 ساله ايران اسلامي در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، جمهوري اسلامي ايران را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و الگوي موفق براي حركت هاي آزاديخواهانه تبديل كرده است به گونه اي كه امروزه نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از اين مقاومت 30 ساله عرصه را بر زورگويي ها و باج خواهي هاي شيطان بزرگ تنگ كرده اند. هدف آمريكا از كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره، ابلاغ اين توهم به نهضت هاي اسلامي است كه ايران نيز بعد از 30 سال مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشت! و اين قصه سر دراز دارد...5-و بالاخره ضمن آن كه تمامي شواهد و قرائن نشان مي دهند آمريكا در برابر ايران اسلامي تغيير استراتژي نداده است، اين واقعيت نيز قابل انكار نيست كه مقاومت سرسختانه جمهوري اسلامي ايران و اقتدار روزافزون آن عامل عقب نشيني هاي پي در پي آمريكا بوده است. اين پيروزي بزرگ شايسته تقدير و مباهات است و نبايد تحت الشعاع منافع تنگ و نگاه كم دامنه حزبي و گروهي قرار گيرد و در همان حال نمي توان اين عقب نشيني ها را با خوش خيالي به مفهوم تغيير استراتژي آمريكا عليه ايران اسلامي تلقي كرده و از ترفندها و كينه توزي هاي دشمن غفلت ورزيد."
درخاتمه اینکه به دلیل اینکه آنچه که تلاش مذبوحانه مقطعی شد تاشاید با اتخاذ پیگیری برخی تاکتیک های موقتی و کمدی و نازل که پاسداری احمدی نژاد دنبال کرد که بتدا به شیوه ی سناریوی ربونش در بغداد و عکس یادگاری با فرمانده ی نظامی آمریکائی گرفتن ادامه یافت تا دعوت کردن از دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی دنبال شد که هدف ارسال پیام های خاص بود از جمله خواهان گشایش دفتر حفظ منافع آمریکا در تهران را در بر می گرفت .همچنین رحیم اسنفندیار مشائی مشاور پاسدار آحمدی نژاد اعتراف کرد که هیچگونه دشمنی با مردم آمریکا و اسرائیل نمی باشد و کسی خواهان نابود کردن اسرائیل نیست. یا اینکه تیم بسکتبال به آمریکا همراه گروه هنری اعزام شد با چاشنی تبلیغات گسترده ی تعلیق شود و مانور تبلیغاتی داده شود که آمریکا از موضع شرط تعلیق خود عقب نشینی کرده زیرا که حاضر شده است بدون پیش شرط به عنوان ناظر در دیدار پاسدار سعید جلیلی با خاوریر سولانا حضور داشته باشد به نیت اینکه عاقبت تبدیل به بزک نمیز بهار میاد کمبیزه با خیار میاد ختم گردد. ولی چون زیرآب بساط خواب شتری لف لف خوردن پنبه دانه ای زده شد و موضع تأکید آمریکا بر تعلیق با عنوان شرط مذاکره تمدید شد . ناگهان همه خواب و خیال های رؤیائی به کابوس تبدیل شد و سربازجو حسین شریعتمداری نیز مجبور شد که باز هم از موضع تهدید کردن خود نمائی کند و بگوید که بلی آمریکا تغییر نکرده و کما کان خواهان تعلیق غنی سازی می باشد و با ضرب سیلی صورت سرخ کرده و نتیجه گرفته است که البته به دلیل ایستادگی و مقاومت رژیم تروریستی آخوندی در برابر آمریکا این پیروزی حاصل شده است .

هوشنگ – بهداد
دو شنبه 31 تیرماه سال-1387
نقد و بررسی " توهم دوستي با شيطان بزرگ" ! روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 31 تیرماه سال-1387
" بازهم آمریکا دارای خوی استکباری و شیطان بزرگ و ام الفساد قرن شد که تأکید شدهخوشباورانی که تصور می کنند آمریکا عوض شده سخت در اشتباهند"
بالن بر هوا پرتاب شده چه زود ترکید . زیرا که کیسه ی گشاد سفسطه گری و تبلیغاتی و تاکتیکی دوخته شده که از طریق دولت و مشاوران پاسدار احمدی نژاد ودلالان وواسطه ها و لابی ها طرفین نان به نرخ روز خور آماده ی بهره برداری و پر شدن کیسه شده بودند متوجه شده اند که کیسه سوراخ شد و چیزی ته کیسه نمانده است . یعنی اینکه تمام نتایج عجیب فعال شدن و پیام و پسغام های تبلیغاتی و رؤیائی ارسالی آنچنانی که رد و بدل می شد همه اش بر باد رفت . زیرا که دسترنج آنانی که آویزان به مهره ی سوخته و بدنام وبی ارزشی همچون دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی شده بودند و وی را مورد عفو ملوکانه قرار دادند و به ایران دعوتش کردند وچپ و راست از پاسدار احمدی نژاد گرفته تا مشاورانش و مطبوعات حامی رفسنجانی همچون روزنامه ی کارگزاران و سرمایه و سایت تابناک پاسدار محسن رضائی و روز نامه همشهری و وابسته به سردار پاسدار شهردار تهران قالیباف نیز هریک در نوبت وصف انتظار گفتگو با وی به خط د رآمدند . خلاصه از هتل استقال تهران با آب و تاب فراوان نظرات این دلال وواسطه و کارچاق هفت خط حرفه ای رابازتاب می دادند که آری همه چیز تمام و شرایط ایجاد رابطه میان دو کشور فراهم شده است . البته این بازی کمدی تبلیغاتی که هم نوعی خودزنی و لگد گوبی بر سر گور خمینی بود که با سکوت کامل و رضایتمندانه ی لوطی جماران طراحی شده بود به حساب برای بستر سازی جنگ روانی تبلیغاتی لابی ها وواسطه ها و دلال های دیگر همچون منصور فرهنگ ها و رسانه ها و بلند گوهای فارسی زبان استعماری بود که وظیفه و مأموریت داشتند تبلیغ کنند که تعلیق درچارچوب ودادن امتیازات خاص پذیرفته شد . از سوی دیگر حضور و نظارت معاون وزارت امورخارجه بر چگونگی یشرفت مذاکره ی هسته ای اروپا با پاسدار سعید جلیلی را نوعی عقب نشینی آمریکا از مواضع قبلی خود مبنی بر عدم شرط تعلیق غنی سازی برای مذاکره قلمداد وتبلیغ دمی کردند. زیرآب همه در بست زده شد . البته فراموش نشود که سربازجو پاسدار حسین شریعتداری خطاب به پاسدار احمدی نژاد و سخنگوی دولت غلامحسین الهام گفته بود که عفو دادن و دعوت نمودن از دلال و جاسوس هوشنگ امیر احمدی به تهران از سوی هرکس که انجام شده و یا دیدار و ملاقاتی انجام گرفته باشد فقط یک کلاه گشاد بر سرشان رفته است .
اما موضوع بس مهمتر اینکه از سوی دیگر یک بار دیگر جهان شهاد و ناظر بود که چگونه عامل اصلی تنش ونا آرام ساختن منطقه ی منطقه ی نفتی خاورمیانه و افزایش قیمت نفت در جهان رژیم تروریستی آخوندی می باشد . زیرا که همین فضای تبلیغاتی ساختگی سایه و فضای عادی شدن رابطه ی رژیم با آمریکا روزانه مخابره می شد موجب شد که ناگهان کاهش 15 دلار درهر بشگه نفت افاق بی افتد.

همچنین پس از نشست مذاکره ی خاور سولانا با پاسدار سعید جلیلی در ژنو که با حضور معاون امور خارجه ی آمریکا انجام گرفت مشخص شد که کوه موش زائید وچیزی تغییری نکرده است جز اینکه موضع آمریکا و اروپا قوی تر وهمصدا تر از قبل شده است . طوریکه ضرب العجل دو هفته ای برای پاسخگوئی قطعی تعیین واعلام شد .

بنابراین اکنون که دستگاه کوک شده یتبلیغات هسته ای رژیم روریستی آخوندی و حامیان داخلی و برون مرزی اش با شکست سختی مواجه شده است و همانگونه که اشاره شد کیسه ی گشاددوخته شده ی سوراخ از آب در آمد . لذا برای اینکه خطابه خوانی که از ترس پرت شدن از جلوی بام آنقدر پساپسی رفت تا که از آنطرف بام بر زمین پرتاب شد . اکنون برای جبران کردن سرمقاله نویس احساس می کند دست اندرکاران دیپلماسی هسته ای سخت مغبون شده اند . برای اینکه نه اینکه تغییری در موضع پا فشاری ر تعلیق غنی سازیآمریکا حاصل نشده ، بلکه سف و سخت تر هم شده است. پس از موضع دشمنی با آمریکا و ارد صحنه شده و تاریخچه ی 3 دهه ی گذشته ی دشمنی آمریکا را ترسیم کرده است . البته بدون آنکه اشاره ای به دیدار رفسنجانی با مک فارلین نمایده ی ویژه ی رئیس جمهور وقت آمریکا ریگان در تابستان سال 65 در تهران کند ویا به اعتراف رفسنجانی در خطبه نماز جمعه ی تهران پس از شغال نظامی افغانستان کند و یا اشاره ای به همکاری مشترک با اشغال گران نظامی افغانستان از جمله آمریکا نماید قرائت روضه ی ضد آمریکائی را شروع کرد و از موضع قاطع خمینی و صلابت لوطی جماران جانشین ولی علیه ی آمریکا با 3 شرط سرگیری رابطه با آمریکا گفت و آن را چنین فرمول بندی کرد که شامل "عذرخواهي آمريكا از ايران به خاطر دخالت هاي گذشته آزادسازي اموال و دارائي هاي ايران كه توسط آمريكا بلوكه شده و دادن تعهد كتبي مبني بر خودداري از دخالت در امور داخلي ايران در آينده است" که بمنزله ی آب پاک برروی دست لابی ها و دلالان وواسطه گران عادی سازی میان دو کشور است. مرحله ی بعدی مربوط به از سرگیری رابطه با آمریکا است که گفته شده جزو اختیارات رهبر لوطی جماران است . یعنی اینکه توی پوزه ی پاسدار احمدی نژاد و مشاورانش از جمله رحیم اسنفدیار مشائی زده شده است که بی خودی تلاش مذبوحانه نکنید. بالاخره بخش سوم شامل بازگشائی دفتر حفظ منافع و نسول و سفارت آمریکا می شود که آنهم جزو حیطه ی اختیارات لوطی جماران قلمداد شده است.

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس با اتکا به موضع وزارت امورخارجه ی آمریکا مبنی بر تأکید تعلیق غنی سازی به عنوان پیش شرط مذاکره نتیجه گرفته است که آمریکا نه اینکه از خوی استکباری اش فاصله نگرفته است ، بلکه همچنان بقول خمینی شیطان و ام الفساد قرن می باشد و در نهایت سرمقاله نویس خطاب به توهم زدگان خوشباوران عادی سازی و ایجاد رابطه با آمریکا که تصور کرده اند بوش و آمریکا تغییر کرده به اینان تفهیم نموده است که توهم زدگان می باشند که می بایست به خود آیند واز نزدیک شدن به شیطان و ام الفساد خودداری کنند ودر اشتباه عمیق خود در آیند .

هوشنگ بهداد
دو شنبه 31 تیرماه سال-1387
نقد وبررسی " مرحوم تهاجم فرهنگي" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 30 تیرمه سال 1387
"نه فقط تهاجم فرهنگی مرحوم شده است ، بلکه رژیم تروریستی آخوندی می باشد که دارد می رود برای همیشه مرحوم شود."
گفته شد که هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یککوچه ایم . یا بقول رندی هفت مرغ چاق را ملا خورد، اما مردم در آرزوی بال مرغ اند . اکنون با شکاف وحشتناک و عمیق طبقاتی و فقر و بیکاری گسترده و رشد روز افزون و مهار ناپذیر لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و قیمت زمین و مسکن و اجاره خانه در جاعه که وجود دارد که دیگر نا ونفسی برای باقی نگذاشته است . به خصوص اینکه هرروز با طرح رایانه های دولتی یک یا چند کالای ضروری دیگر از سبد نیاز خانوارهای محرومان وتهی دستان برداشته می شود و مصیبت بر انبوه مصیبت هاب مردمی افزوده می گردد که 80% جمعیت کشور را تشکیل می دهند که بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند . یعنی با رقمی چیزی حدود بیش از یک چهارم مبلغ تعیین شده ی 800 هزار توان خط فقر اقتصادی حقوق و دستمزدی دریافت می کنند که دولت تعین و ترسیم کرده است .
از سو ی دیگر مجلس انتصابی و پاسداریزه به جای اینکه حد اقل مجلس به قولی که زمان تبلیغات انتخابات انتصابات خیمه شب بازی مجلس هشتم داده شد اقدام کند که گفته بود مهار تورم و گرانی در دستور کارش می باشد . ولی اکنون با دستگاه قضائیه ی حامی و پشتیبان کلان دزان ومفسدان ومافیای اقتصاد ی طرح قانون اعدام افرد شرور به تصویب می رساند تا بلافاصله ماشین کشتار ر شهرهای ایران فعال شود . طوریکهشاهد بودیم که در شهرهای برازجان و سنندج و سبزوار بیش از 10 قربان دست پرورش یافتگان رژیم تروریستی آخوندی به طناب دار در مللاء عام سپرده شد ند تا اینکه از مردم ناراضی زهر چشم گرفته شود .
همچنین از طرف دیگرنیروی انتظامی با بهانه ی تشدید امنیت اجتماعی و مبارزه با بی حجابی و اراذل و اوباش و مواد مخدر یورش سراسری انجام می دهد و جوانان معترض را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و بر توی خانه ها ریخته می شود و دختران وپسران را بازداشت می کند که یک قلم 0 7 دختر و پسر در پارتی در شیراز دستگیر شدند . اکنون انگونه کمبود و سرکوبگری ها کافی نمی باشد که سرمقاله نویس نگران توصیه و اخطار کرده است که به دلیل مشغله ی زیادی که مسئول رژیم بربرمنش و تاریک اندیش قرون وسطائی و ضدبشری که دارند منجر شده است تاکه از اصل زیر بنائی مبارزه با تهاجم فرهنگی و موضوعات اخلاقی غافل بمانند . زیرا که مشغله ی مبارزه با توطئه ی دشمنان موجب شده که با مسائل غیر زيربنائي درگیر و سرگرم شوند که به بقول وی با مسائل روز چندان مماس نيستند و از رسیدگی به تهاجم فرهنگی و بی حجابی که قید شد زیربنائی می باشد اولويت خارج و به دست تقدير سپرده شوند.
فراموش نشود که اینگونه رهنمود و اخطار دادن ادامه ی بارزه دشمنی با زنان است که آخوند مرتع و زن ستیز احمد علم الهدی امام جمعه مشهد هفته پیش در مشهد علیه ی زنان خطبه خواند و این هفته آخوند طباطبائی در اصفهان آن را با خطبه در گفتار دنبال کرد و اکنون نوبت سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی است که آن را تئور یزه ی نوشتاری کند زیرا که به نظر سرمقاله نویس چون زیر بنای نیاز جامعه حجاب اجباری می باشد .
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس نیازی نمی بیند تاکه توضیح دهد که مگر اینرژیم مذهبی نمی باشد؟ مگر 3 دهه ی سابقه نکبت بار وننگین ندارد ؟ مگر حکومت در بست در اختیار آخوندها و پاسداران و حامیانش نبوده است؟ مگر از همان اوایل انقلاب حجاب اجباری با شعاری رو سری یا توسری شروع نشد؟ مگر در 3 دهه ی گذشته اسید بر صورت ها پاشیدن زنان و تیغ بر لبان آرایش کرده دختران و زنان کشیده نشد ؟ مگر شلاق زدن و سنگسار کردن و دار زدن زنان وبا رو سری خفه شدن همراه نبوده است ؟ کنون سئوال است که چگونه شده است که تهاجم فرهنگی محروم شده است و تأکید اخطار آمیز شده که موضوع اساسی زیر بنائی حجاب فراموش شده است؟ راستی مشکل کجاست؟ البته پاسخ این می باشد که این رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و متحجر و خرافاتی و عوامفریب و جنگ افروز و غارتگر متعلق به دنیای متمدن نیست و مردم هم شدیداً ناراضی و متنفر از آن می باشند که فقط با ابزار و روش های گونگون سرکوب و جو وارعاب ووحشت و شلاق و زندان و سنگسار و دار و اعدام و قطع اندام مانده است . چون احساس می شود که این ابزار ها دیگر کاربرد ندارد نه اخطار تهاجم فرهنگی مرحوم شده دیگر بی اثر است زیراکه این نظام تروریستی و ضد بشری به آخر خط رسیده است که دارد می رود برای همیشه مرحوم شود.
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 30 تیرمه سال 1387
نقد وبررسی " آمريكا پرش از استراتژي به تاكتيك (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 29 تیرماه سال 1387
"به دلیل بحران های گسترده ی داخلی و بیرونی محال است که با پذیرش تعلیق دستآویز و ابزار سرکوب داخلی و باج گیری و بحران سازی بیرونی از دست داده شود"
آمریکا متوجه شده است که سپردن ریش و قیچی به دست اروپا پیرامون سیاست خائنانه ی مماشات و مذاکرات هسته ای به دست اروپا که 6 سال از آن سپری شده که نه چیزی عوض نشده است ، بلکه منجر به سیاست فرصت سوزی و افزایش سانتر یفیوژه هاشده است و اصرار مسئولین هسته ای رژیم بر عدم عقب نشینی تعلیق غنی سازی کما کانادامه دارد اکنون مسئولین آمریکائی را وادار کرده است تا طرفین را از نزدیک زیر نظر داشته باشد و چک کند تا که از نزدیک نظارت کند که داستان چیست و پشت پرده چه می گذرد؟ زیرا هزینه مالی و جانی را آمریکائیان در عراق و افغانستان می پردازد ولی زد و بند تجاری و اقتصادی را اروپائیان و چینی ها و روسی ها می برند.
از سوی دیگر پیش بینی دیگر این است که حضور نماینده ی آمریکا به عنوان ناظر در دیدار سعید جلیلی با سولانا در ژنو ممکن است که مر تبط به داستانسرائی پاسدار احمدی نژاد داشته باشد که پیرامون خنثی شدن ربودن وی از سوی نظامیان آمریکائی در سفر به بغداد گفت. سپس داستانسرائی کمدی و مضحک تر از آن قبلی ساخته شد که گفته شد یک فرماده نظامی آمریکائی یک ماه مرخصی خودش را به تعویق اندازد تا با وی خودش و معاونش عکس یادگاری بگیرد چون توی قلب وی جای دارد . در صورتیکه سفر پاسدار احمدی نژاد به بغداد در اسفند ماه سال گذشته از قبل مشخص نشده بود و بطور ناگهانی انجام شد . عجیب تر اینکه در همین شرایط سر وکله ی هوشنگ امیر احمدی جاسوس و دلال چند جانبه در تهران برای دومین بار پیدا شد که گفته می شود قبل از سفر به تهران با شائول موفاز معاون نخست وزیر اسرائیل دیدار و ملاقات داشته است . سپس افزوده شد که وی پیام آور و دلال و واسطه برای بازگشائی دفتر حفظ منافع آمریکا در تهران می باشد که به زبان دیپلماتیک می بایست مربوط به توافق غنی سازی باشد که لوطی جماران برای انحراف اذهان عمومی آن را قبل از برگزاری دیدار و ملاقات سعید جلیلی با سولانا که اتفاقاً نماینده ی آمریکا حضور دارد وارونه بیان کرده است . زیرا که اکنون شاهد می باشیم که چگونه لگد برگور خمینی زده می شود که می گفت هر چه فریاد دارید علیه ی آمریکا بکشید یا رابطه با آمریکا رابطه گرگ و میش است و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند . اشغال سفارت آمریکا بزرگتر از ا نقلاب اول می باشد ه اکنون زیرآب همه ی این ادعا ها زده شده است .

از اینکه رژیم بربرمنش و تاریک اندیش نامشروع و ضد مردمی می باشد که رهبران و مسئولانش 3 دهه است که از یک سو به مردم ایران دروغ گفته و عوامفریبی ودین فروشی کرده اند که بطور علنی دین تبدیل به ابزار قدرت و ثروت تبدیل شده است که اکنون این شگرد تمام عیار نخ نما شده است و بیش از این نمی توان با ابزار دین و حقه و حیله و شیادی و نیرنگ مردم ایران را گول زد .
همچنین به موازات این سیاست خط سرکوب و ارعاب و اختناق و ساسور و زندان وشکنجه و دار واعدام به پیش برده شده است که بازهم به دلیل فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی و رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه دمار از نهاد و ضمیر تهی دستان و محرومان در آورده است . آنگونه که دانشجویان هم مجبورند برای برآوردن کردن هزینه ی تحصیلی در تابستان تن به کارگری دهند که دیدیم سرنوشت شوم شان در تخریب ساختمان سعادت آباد در تهران به چه فاجعه ی انسانی ختم شد . البته به جای ریشه یابی دادستان قاتل و دزد سعید مرتضوی وارد صحنه شد و نوید اعدام ودار زدن های خیابانی ها را داد که پس از آن شاهد می باشیم که چگونه 4 قربانی در براز جان ویکی در سنندج و 6 تا اخیراً در سبزوار در ملاء عام بر دار کشیده شدند. فراموش نشود که اینگونه در زدن ها حاصل کار و مشاوره ی مشترک مجلس انتصابی و پاسدار یزه ی هشتم با دستگاه قضائی پشتیبان کلان دزدان و غارتگران می باشد که طرح قانون افراد شرور به تصویب رسیده شد تا جوابگوی مطالبات مردم و مهار کردن تورم و گرانی باشد که نمایندگان مجلس هشتم قول آن را داده اند .

از سوی دیگر مکمل این دو سیاست صدور تروریسم و بنیادگرائی می باشد که به مدت 3 دهه است ادامه داده شده است که سیاست عریان مداخله گری در امور داخلی سایر کشورهای همجوار و خاورمیانه بوده است که باتلاق شدن عراق و سر زمین سوخت شده ی لبنان و جنگ داخلی در فلسطین و خلاصه ناامن وبی ثبات شدن خاورمیانه دستآورد این سیاست می باشد .

در خاتمه اینکه بالاخره رژیم تروریستی آخوندی چون برای تضمین بقای خودش و اهداف جنگ طلبانه اش نیاز به ابزار قوی امنیتی و دفاعی و نظامی دارد . بنابراین در تلاش دسترسی به سلاح هسته ای می کند که در صورت عدم دسترسی به آن هر گز قادر نیست که به بحران های گسترده که رژیم را ز هر سواحاطه کرده است پاسخگو باشد . زیرا گذشته از این که بیش از دو دهه ی این پروژه ی هسته ای بطور پنهانی ادامه داده شده است. از طرف دیگر همچون دوران جنگ ضملی و ضد میهنی که هم نعمت و موهبت الهی بود و هم در رأس همه امور بود . اکنون این پروژه ی هسته ای نیز تبدیل به بهترین دست آویز سرکوب گری و ارعاب و رعب ووحشت داخلی و پاسخگوئی به مطالبات مردم شده است ودر بعد دیپلماسی خارجی نیز حرف اول و آخر را می زند . بنابراین مسئولان رژیم این ابزار فشار داخلی و باج گیری و بهانه ی ادامه ی سایت خائنانه ی مماشات و مذاکره را از دست بدهند بخوبی اشراف درند که هیچ چیز دیگری نیست تا که جایگزین بحران های گوناگون ریز ودرشت خود کنند . زیرا که دچار تنش و چالش وواکنش و اعتراضات گوناگونی خواهند شد که هرگز قادر به رفع و دفع و سرکوب آنان نیستند . بنابراین محال است که این ابزارکلیدی پروژه ی هسته ای را از دست بدهند .

هوشنگ � بهداد
شنبه 29 تیرماه سال 1387
معلم 44 ساله با 22 سال سابقه ی کار با مدرک کارشناسی می گوید بدون مدرک متهم شدم !
زمان زیادی از تشکیل کابینه ی 70 میلیونی مدعی امام زمانی پاسدار امدی نژاد سپری نشده است که شاهد بودیم چگونه ادعای عدالت محوری و تحول گرائی و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران داشت . محمود فرشید وزیر جراحی شده ی پیشین آموزش و پرورش در آن زمان اعلام کرد که تعداد 3 میلیون و 18 هزار دانش آموز در کشور وجود دارد که به دلیل فقر اقتصادی و بالا بودن هزینه ی تحصیلات آموزشی خانواده ها چون قادر به تأمین هزینه ی نامنویسی و برآورده کردن سایر هزینه های تحصیلی نمی باشند. بنابراین این رقم دانش آموزان از مدرسه رفتن و نعمت یادگیری سواد خواندن و نوشتن محروم می باشند . حال بماند که طبق قانون اساسی آموزش در دوران ابتدائی و اجباری می باشد و یا اینکه در 3 سال پیش وضعیت اقتصادی کشور و مردم ایران شبیه شرایط کنونی اسف بار نبود و تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها اینگونه بیدا دنمی کرد که آن آمار فاجعه انگیز داده شد . اکنون هم مسئولی درون وزارتانه ی آموزش و پرورش علاقه ای با ارائه ی آمار در این زمینه ندارد تا که مخشص شود که اکنون اوضاع دانش آموزانی که قادر نیستند به مدرسه بروند چگونه می باشد وضریب این رقم به کجا رسیده است؟
البته از سوی دیگر طیق رشد روز افزون پدیده ی رشد کودتان فرای در خیابن ها یا گل و آدامس فروش های سر چهار راه های خیابان ها و یا واکسی های کناره پیاده رو ها و یا در کنار زنان و مردان در حال تکدی گری یا کودکانی که مشغول کار طاقت فرسا در کوره پز خانه های آجز پزی ها می باشند می توان حدس زد که رشد ضریب این رقم کودکان محروم از میز کلاس درس و مدرسه چه میزان یا چگونه می باشد؟
مهمتر اینکه شتر با بارش می رود ولی لنگه پشه کوره گرفته شده است . یعنی اینکه مجلس ارتجاعی هشتم در کنار نهاد قضائیه حامی و پشتیبان کلان دزدان به جای اینکه پاسخگوی مطالبات مردم باشند و قوانینی به تصویب برسانند تا که بتوانند تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه مهار و کنترل شود و کمک به بهبود شرایط زندگی معیشتب مردم محروم وتهی دستان شود و یا زمینه ی اشتغال کامل در جامعه فراهم گردد تا که از رشد گسترده ی فقر و بیکاری گرفته و مسدود شود . ولی طرح قانون اعدام افراد شرور به تصویب رسانیده می شود تا که در کنار نیروی انتظامی سرکوب و خفقان و شلاق و دار زدن و اعدام کردن وضرب و شتم جوانان ناراضی به بهانه ی مبارزه با بی حجابی و مواد مخدر و افراد شرور، طرح ضربتی سرکوبگرایانه تشدید امنیت اجتماعی پیش برده شود . حال بماند که چگونه چوب توی آستین کت جوانان می شد و زنجیره شده بهم دیگر در خیابان ها چرخاینده می شدند ویااینکه سر و صورت سیاه شده بطور وارونه بر پشت الاغ نشانده می شدند و در خیابان به چرخش در آورده می شدند یا اینکه در خیابان و پارک ها و نماز جمعه ها بر اندام شان شلاق و تازیانه فرود آورده می شد . اصلاً این مورد های مجازات و تنبیه ها چون حکومتی می باشد اشکالی ندارد اما اگر یک معلم فوق لیسانس که 22 سال سابقه ی تدریس در مدرس ابتدائی در روستا دارد طبق اقرار و گفته ی خودش با لاستیک بدون سیم باریک چند بار بر پشت دانش آموزان زده باشا که گویا یکی از آنان فلج شده که این معلم متهم می گوید بدون مدرک مرا متهم کردند . زیرا که این تنبیه سبک هیچگونه ارتباطی به فلج شدن دانش آموز نداشته است . مع الوصف این معلم 24 ساعت باز داشت و چنده ماه نیز انفصال ازشغل می شود که گزارش آن چنین است که در زیر آمده است:
فراموش نشود که پیگیری این پرونده با افشاگری پرونده های کلان دزدان و مفسدان مافیای اقتصادی که عباس پالیزدار در دانشگاه همدان اسامی رااشان افشا کرد که چگونه به جای رسیدگی و پیگیری غارتگران افشاگران بازداشت و بازجوئی شدند مقایسه کنید تا بهتر به اساس و شیوه ی تناقض و تبعیض آمیز دستگاه قضائی پی ببرید.
هوشنگ – بهداد
نقد و بررسی " تثبيت حقوق قانوني "روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 29 تیرماه سال 1387
" شکست و ضعف ابر قدرتی آمریکا قانونی شده،هیئت مذاکره ی کننده ی هسته ای می بایست از موضع بالا در ژنو از پروژه ی هسته ای دفاع کند"
درنظام یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریست که رکوردار نقض جهانی حقوق بشر می باشد آنچه که معنی و مفهوم ندارد انسان وآزادی و عدالت و رعایت و احترام حق و حقوق قانونی اش می باشد . زیرا که 3 دهه است که قانون زور و کشتار و غارتگری جنگل حاکم است . البته این ادعای تثبیت حقوق قانونی به نام ملت که از سوی سرمقاله نویس بیان شده یک جوک بیمزه و توهین آمیز است . زیرا که همین دو هفته ی پیش بود که دو نهاد قضائی و مقننه پس از 30 سال که ناتوان در برابر کوهی از مطالبات انباشت شده و پرداخت ناشده ی مردم می باشند و تورم و گرانی لجام گسیخته و افزایش قیمت کالا ها و زمین و مسکن و اجاره ی خانهدر جامعه بیداد می کند. ولی شاهد بودیم که چگونه در مجلس ارتجاعی و انتصابی هشتم طرح قانون افراد شرور به تصویب رسانیده شد تا اینکه ناراضیان و قربانیان پرورش یافتگان رژیم بربرمنش و تاریک اندیش ضد بشری بطور گسترده در زندان ها و ملاء عام اعدام و بردار کشیده شوند ؟ بنابراین اکنون از تثبیت کدام قانون قلمفرسائی و روضه خوانی و معرکه گردانی شده است؟ به خصوص در مورد پروژه ی هسته ای که بیش از دو دهه است که بطور پنهانی دنبال شده است که ملت به عنوان ابزار چماق برای پشتوانه ی حمایتی از این پروژه یا در حقیقت دیوار گوشتی مطرح می شود و غیر از این هیچگونه حق و حقوق یا ا طلاع رسانی بیشتری از محتوای این پروژه ندارد.
از سوی دیگر زمانیکه به خاطر دفاع از پروژه ی هسته ای عراق به باتلاق تبدیل شده است و سپاه پاسداران از طریق حزب الله لبنان و راه اندازی جنگ 33 روزه که بیش از 1000 کشته و هزاران مجروح و بیش از یک میلیون آواره و فراری و میلیارد ها دلار خسارت برجای گذاشت و لبنان به سر زمین سوخته تنبدیل شد که اکنون به دلیل فشار آمریکا برروی اسرائیل که چند اسیر زندانی لبنانی با دو جنازه ی سرباز اسرائیلی مبادله ومعاوضه شدند که در مجموع از این اقدام پیروزی ملی حزب الله لبنان لقب گرفته است آیا قانون در چنین نظامی ارزش و اعتبار دارد؟

مهمتر آنکه آن خائنان تجار پیشگان خون انسان ها می باشند که در همه شرایط حاضر نمی باشند که دست از منافع حقیر اقتصادی و تجاری خود بر دارند. زیرا اگر نظم و چارچوب قانونی در جهان حاکم وجود می داشت ، دلیل نداشت که دلالان و واسطه گران و تاجر پیشگا خون انسان ها 6 سال سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشات هسته ای را ادامه دهند.
بدون استثناء شرکای مخاطب سیاست مماشات و مذاکره ی هسته ای درج ایات و انتفاقات روزمره ی ایران و عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان مجرم و سهیم می باشند . زیرا اینان بودند که با بستن سنگ و رها کردن سگ موجب شرایط کنونی خاورمیانه و شرایط کنونی شده اند .

برای چه سازمان قربانی رژیم تروریستی آخوندی را در لیست گروه و سازمان های تروریستی گنجانیده اند؟ معنی تروریسم چیست و کیست؟ خاک عراق چگونه بر توبره کشانیده است که حتی اکنون به نظامیان آمریکائیان هم رحم نمی شود و پیوسته مورد تهاجم واقع می شوند وکشته و مجروح می گردند ؟

کدام دستان مرئی و نا مرئی جنایتکاری منطقه ی خاورمیانه را ناآرام وبی ثبات کرده و از این شرایط سود می برد؟
تا کی قرار است که حقایق کتمان شود وواقعیات دگر گونه ووارونه جلوه داده و به نمایش گذاشته شود؟
شرایط داخل ایران چگونه است و مردم ایران در چه شرایط طاقت فرسائی زندگی می کنند؟

ارسال و اعزام جاسوس و دلال چند جانبه هوشنگ امیر احمدی به تهران و صحبت از بازگشائی دفتر حفظ منافع در تهران و ایجاد رابطه ی دیپلماتیک که بی بی سی گزارش کرده ودر ستون جهت اطلاع این روزنامه بازتاب داده شده برای چیست ؟ به خصوص اینکه زمان زیادی از داستان ربودن پاسدار احمدی نژاد در بغداد از سوی آمریکائیان سپری نشده است .
برای چه به شعور و فهم انسان ها بها داده نمی شود و پیوسته به اینان دروغ گفته می شود؟

چگونه شد که نا گهان مبارزه با شیطان بزرگ و رابطه ی گرگ و میش و همچنین یاغی بین المللی و محور شرارت و پدر خواننده ی تروریست در جهان فراموش شد؟

از طرف دیگر آنقدر این رژیم ضد بشری جهان را به تمسخر گرفته است که اکنون سر مقاله نویس مانور دادن با آلت دست و اهرم باج گیری در منطقه ی خاورمیانه حزب الله لبنان که دو سال خبر دروغین در مورد دو سرباز اسرائیلی کشته شده ولی زنده مخابره شد را جزوافتخار و برگ برنده سازمان قوی اطلاعاتی � نظامی حزب الله لبنان قلمداد نموده است. از سوی دیگر بیش از 20 سال است که خبر دروغین مشابه در مورد مفقود و ربوده یا کشته شدن 4 دیپلمات خود در لبنان خبر شایعه سازی با بحران آفرینی کردن گزارش داده شده است.

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس کلی اعتراف به سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان کرده است تا که ثابت کند آمریکا در این سرزمین ها در برابر رژیم تروریستی آخوندی شکست خورده و دچار ضعف مفرط شده است و دیگرخبر و اثری از ابر قدرت بودنش نمی باشد و نتیجه گرفته که خون این ضعف و شکست تبدیل به قانون شده است. بنابراین هیئت مذاکره کننده می بایست امروز در ژنو از موضع بالا از پروژه ی هسته ای بدون کوچکترین امتیاز دادن و عقب نشینی کردن حضور یابد و دفاع کند.

هوشنگ � بهداد
شنبه 29 تیرماه سال 1387
چگونه سند جنایت و خیانت جنگی جانباز دو چشم کور و دو تا دست قطع شده افتخار جا زده شده است؟!
این گزارش خبری – تصویری خیلی جای سئوال و پرسش دارد . زیراکه اگر کالبد شکافی ریشه ای شود بطور شفاف ماهیت ضد انسانی حاکمان جنگ افروز عریان و عیان می شود که چگونه حاکمان بسادگی به مردم ایران دروغ گفته و با سیاست عوامفریبی و دین را ابزار تحمیق و قدرت وثروت کردن اهداف پلید ضد انسانی خودشان را دنبال کرده اند که اکنون آنگونه جامعه ی دوقطبی ساخته اند که 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کند که هر روز هم وضعیت معیشتی زندگی مردم بدتر می شود . چونکه حاکمان با شیادی و شارلاتان بازی و حیله و حقه ونیرنگ دروغ بردن نان برتوی سفره های خالی محرومان تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا و قیمت زمین و مسکن و اجاره ی خانه تحویل منتظران دادند. در مقابل20%جمعیت کشورقراردارند که صاحب 8%درآمد ناخالص سرانه ی ملی کشررا به خود اختصاص داده اند . بدتر اینکه آنقدر نظام از رأس تا ذیل نظام آلوده به فساد و تبعیض و رانتخواری و رشوه و بی عدالتی می باشد تا پرونده ی بایگانی و خاک خورده ی تعدادی دانه درشت و مفسدان و مافیای اقتصادی بیت المال در دانشگاه همدان افشا می شود . به جای اینکه متهمان ومجرمان بازداشت و بازجوئی و محاکمه شوند ، ولی در جا افشاگران بازداشت و بازجوئی می شوند که چرا به گوشه ای از پرونده ی غارتگران حکومتی در 3 دهه ی گذشه اشاره کرده اند ؟ درچنین شرایطی و مرتبط با گزارش خبر تصویری ضمیمه شده اکنو ن سئوال است :
اولاً : مگر خمینی پس از اینکه 15 سال بی احساس از تبعید بازگشت. البته بدون در نظر گرفتن اینکه چه حرف هائی زد وچه قول هائی بهمردم ایران داد که همه اش وارونه و دروغ بود . ولی پس از اینکه جنگ ضدملی و ضد میهنی ایران و عراق شروع شد . گفت که جنگ نعمت وموهبت الهی می باشد و نوجوانان وبسیجیان ودانش آموزان دسته دسته به عنوان مین پاک کن های میادین جنگ وبه نیت بهشت رفن مورد استفاده واقع تبلیغاتوداغ کردن تنور جنگ شدند که شمار کشته و مفقود مجروح و آواره و بی خانمان شدن ها سر از چندن میلیون می زند که با برآورد و تخمین هزار مییارد دلار خسارات مادی جنگ همراه بود .
دوماً : سئوال است مگرآخوندهای جنایتکار حاکم بر ایران در حسادت و رقابت و جنایت و خیاتت ودنائت و رذالت و دروغگوئی و دین فروشی و جنگ و جنگ افروزی و قبضه ی قدرت و انباشت ثروت منحصر به فرد نمی باشند و همه ی این صفات را برای خود و اعضای خانواده و شرکای همکاران شان قائل نمی باشند ؟ چرا در جبهه ی جنگ رفتن از اینگونه رقابت کردن ها خبری نبود؟
سوماً : سئوالی که مکمل سواال دو سئوال اول و دومی می باشد. چرا پس اینگونه افتخار کردن دختر 10 ساله ی جانباز 70 % که گزارش شده پدرش از دو چشم کور و دو دست قطع شده می باشد .اینگونه امتیازات ویژه ی افتخاز آمیز را برا ی رهبر لوطی جماران و رفسنجانی وسایر لیست 44 نفره ی افشا شده از سوی عباس پالیزدار اینان برای خودشان حفظ نکردند ویا نه خواستند؟
چهارماً : مگر جنگ نعمت و موهبت الهی نبود؟ مگر گفته نشده بود تا فتنه در عالم هست جنگ هم می باید باشد تا که راه پیروزی قدس از طرق کربلا بگذرد؟ اما چرا مسئولان با حاتم بخشی از کیسه ی خلیفه ی خلیفه و شاه و شاهزاده وآقازاده شدن شان را مجبور کردند تا هزینه را مردم ایران به پردازنند ؟ برای چه جا خالی دادند وخودشان به خط اول جبهه ی جنگ ضدملی و مذهبی نرفتند تا اینکه فرزندان شان به جای دخنر 10 ساله ای باشد که اکنون به بابای جانبازش افتخار کرده است که دوتا چشم ودو تا دست ندارد؟
بلی این امتیاز را چرا حاکمان نگ افروز و عوامفریب به این آسانی به دیگران واگذار کردند؟ اصلاًبرای چه جنگ تا سرکشی جام زهر شکست جنگ ادامه داده شد؟ همینطور این جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی این وعراق در به وجودآمدن شرایط کنونی چه نقشی داشت وعاملان ومسئولان آن کیستند؟حال بماند که این دختر 10 ساله ی مدعی افتخار به پدر جانباز 70% اش نمی داند که جنگ چیست وچگونه شروع و برای چه ادامه یافت و به کجا ختم شد و اکنون در استان ای جنگ زدهی کشور چه خبراست که خود وپدرش مبلغجنگ شده اند؟ ضمن اینکه جنگ چه دستأوردی داشت؟ همچنین اگر قرار بود پدران دیگران نیزهمچون پدر وی جانباز70% می شدند تا که فرزندان شان می توانستند افتخار کنند آنموقع جامعه چه نوع جامعه ای بود؟ بالاخره اینکه خود این دختر نیز محصول 10 سال پس از آتش بس یا سرکشی جام زهر ناشی از شکست خفت بار جنگ نعمت خمینی می باشد.
بالاخره اینکه پیشهناد می شود که با دقت گزارش خبری – تصویری زیز را به خوانید که چگونه سند جنایت و خیانت حاکمان جنگ افروز و عوامفریب ودین فروش حاکم با کمال وقاحت و وارونه گوئی افتخار جا زده شده است که مدافعان پروژه ی هسته ای برای دسترسی به سلاح هسته ای در تدارک جنگ خانمانسوز مشابه دیگر یا بدتر ازجنگ ضد ملی وضد میهنی 8 ساله ی ایران وعراق می باشند.

هوشنگ -بهداد
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1387
نقد وبررسی " تعليق هاي مذاكره (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 27 تیرماه سال 1387
"چرا از موضع فرار به جلو وتصویر مارکشی و مار نشان داد ن وواروئه گوئی کردن، قدرت نمائی چانه زنی کاذب هسته ای شده است "
مشخص نیست که سیاست سریالی پینگ پنگی هسته ای خوانده شده ی غرب با رژیم تروریستی آخوندی که پس از سالیان دراز ادامه داشتن اکنون اعتراف شد ه است که این شو وبازی دیالوگ نا شنوایان است . پرسش است که برای چه ادامه داشته و به این سیاست کثیف و خائنانه ی تجارت خون انسان ها؛ از سوی طرفین بازیگران شوی ناشنوایان، ادامه داده شده است ؟ مسخره و کمدی اینکه چرا از موضع تناقض ووارونه گوئی ادعائی شده است که کنسرت ناشنوایان از سوی اروپا و رژیم تروریستی آخودی خوب مهندسی شده است . بطوریکه تأکسد شده نه اینکه تا حال درآن آمریکا نقشی نداشته ، بلکه اکنون قرار است که در نشست ژنو میان پاسدار ترکشی و موجی وواسطه که فقط نقش وفلش پلیس راهنمائی دارد و پیام منتقل می کند، سعید جیلی با خاویر سولانا در ژنو در شنبه دیدار و ملاقات داشته باشد آمریکا به عنوان ناظز و نه به عنوان بازیگر به بازی گرفته می شود .
پاسدار سربازجوی وارونه گو که وظیفه و مأموریتی جز تحریف گری ووارونه گوئی ندارد همچون کبک سر خود بر زیر برف فرو کرده و مشغول خرامان حرکت کردن و مانور دادن شده و کلی هم قیافه گرفته است و وانمود کرده خبر از دام صیاد در کار نیست. همانگونه که همین ناشیگری در مورد آزمایش موشکی دور برد سپاه پاسداران بکار گرفته شد . در حالی که مشخص شد پیرامونش چقدر تبلیغات توخالی و بزرگ نمائی شد . به خصوص اینکه پس از این گلابزگی موشک دور برد بازی سپاه پاسداران نوبت تعویض جنازه ی ارتشیان اسرائیلی با اسرای حزب الله فرا رسید که از سوی دو طرف انجام گرفت. در شرایطی که دستگاه تبلیغات دروغ پرداز رژیم تروریستی آخوندی مانور تبلیغاتی پیروزی ناشی از این تعویض و مبادله را کوک کرد و صحبت از پیروزی ملی برای حزب الله لبنان کرد . البته بدون تذکر اینکه عامل اصلی جنگ 33 روزه سپاه پاسداران بود که مرتبط با ارجاع پرونده ی هسته ای از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل بود که در نهایت منجر به تبدیل شدن سرزمین سوخته شده لبنان شد .
اما اکنون بر خلاف گرد و خاک کردن ها و گرده بر زمین سائیدن های تبلیغاتی تعویض اسرا و جنازه های طرفین جهان متوجه شد که شیخ حسن نصر الله و حزب الله لبنان چه اندازه دروغگو می باشند . زیرا که بر خلاف ادعائی که می کردند دو سرباز اسیر اسرائیلی زنده هستند ولی حالمشخص شد که کشته شدند . همچنین از سوی دیگر آنهمه که تبلیغ علیه ی اسرائیل می شود ولی اسرای لبنانی زندانی آزاد شدند. این همان آماده سازی اذهان عمومی جهانی و منطقه ای است که اسرائیل و آمریکا آن را دنبال می کنند که به جهان تفهیم کنند ماهیت حزب الله لبنان و رژیم تروریستی آخوندی حامی آن چگونه می باشد که در ادامه با پیوند زدن عدم پذیرش تعلیق غنی سازی ترکیب و تلفیق شود که با تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای که می شود . منطقه خاورمیانه با چه خطر جدی مواجه می باشد؟ پس برای ختثی کردن مرکز اصل تنش و ناامنی و آشوب طلبی در منطقه، نیاز به واکنش می باشد. به ویژه اینکه اگر دسترسی به سلاح هسته ای یابد ضریب به خطر افتادن صلح و آرامش وامنیت جهانی در خطر است . فراموش نشود که بخشی از زمینه سازی تکمیلی و نهائی این سیاست واکنشی از طریق ادامه ی مذاکره ی سولانا با پاسدار ترکشی سعید جلیلی دنبال می شود تا در صورت عدم پذیرش مسیر لیبی و کره ی شمالی می بایست آماده ی تهاجم نظامی بود .
اما از آن سوی دیگر هدف نهائی که یادداشت روز نویس پاسدار قلم بر دست و سر توی برف کرده یا نگرفته این می باشد تا که عمداً تلاش کند آن را وارونه جلوه دهد.
در ادامه ی یادداشت روز سربازجو پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری که از موضع تصویر مارکشی ومار نشان دادن دست به مانور قدرت نمائی زده و در دنباله ی وارونه گوئی و تحریف کردن یادداشت روز خود بدون آنکه توضیح دهد که این چگونه پیشر فت خیره کننده ای است که رژیم تروریستی آخوندی دارا می باشد که به جای برآورد ه کردن مطالبات مردم و مهار و کنترل رشد روز افزون لجام گسیخته تورم و گرانی و افزیش قیمت کالا و فقر و بیکاری در جامعه که نفس مردم ایران را گرفته است و ضریب نا رضایتی عمومی آنگونه است که برای کنترل قیام وخیزش اعتراضی مردم می بایست که مجلس کمدی و انتصابی هشتم با دستگاه قضائی حامی کلان دزدان طرح قانون اعدام در ملاء عام برای افراد شرور به تصویب رسانند که در برازجان و سنندج در ملاء عام 5 قربانی نظام به دار سپرده شدند. یا اینکه نمی داند که کنگره ی آمریکا چه قوانینی مرتبط با تحریم ها تصویب کرده که ارتباطی به دولت بوش ندارد . زیرا که در دولت های بعدی در آمریکا ادامه خواهند داشت. از سوی دیگر پس از ملغی شدن پروژه ی سنگین با توتال فرانسوی که ضربه ی سنگین وبزرگ ناشی از بازتاب تحریم های اقتصادی می باشد. عجیب است برای صورت سرخ نگهداشتن با ضرب سیلی، در جا بستن یک قرار داد تاکتیکی � تبلیغتی قبل از مذاکره ی شنبه در ژنو با شرکت روسی که در اصل این شرکت هم تعلق به آمریکائی دارد. کجای این اقدام شتاب زده وچوب تاراج بر ذخایر و منابع کشور زدن میهن نشان از قدرت و پیشرفت و پیروزی می باشد که بطور وارونه اینگونه در مورد ضعف بوش ودولت بوش ادعا شده است؟
"واقعيت اين است كه چين و روسيه از يك سو و 3 كشور اروپايي- لااقل آلمان و فرانسه- از طرف ديگر، دولت بوش را دولت مستعجل و همه چيز باخته اي مي دانند كه بيش از چند ماه بر سر كار نيست. آنها هم ارتقاي خيره كننده قدرت ايران در معادلات منطقه اي و جهاني را و هم بدبياري ها و باخت هاي زنجيره اي دولت بوش را مي بينند و حاضر نيستند روي طرف بازنده شرط بندي كنند. به ويژه طرف اروپايي كه سولانا آنها را نمايندگي مي كند به درستي دريافته اند كه آمريكا مشغول زورگويي و شريك كردن آنها در زيان هاي استراتژيك سياسي و اقتصادي و حيثيتي خود است. آنها مي بينند كه با يك خطاي كلامي مدير شركت فرانسوي توتال بلافاصله مدير شركت روسي گاز پروم به تهران مي شتابد و براي جانشيني رقيب سر و دست مي شكند، حتي اگر روس ها در مذاكرات كليشه اي 1+5 همزباني پيشه كرده باشند. عملكرد چيني ها كه از اين جهت براي اروپا فاجعه بارتر است. - مسئولان سياست خارجي كشورمان تا امروزبا هوشمندي و قدرت مذاكرات را پيش برده اند و با تصويري كه از مسئله گفته شد، پرونده كاملاً تحت مديريت آنهاست. در عين حال بايد توجه داشت آمريكاي باخته و ضعيف، از فضاي جديد ديپلماسي براي جبران شكست خود لااقل در حوزه تبليغاتي سود نجويد. آنها نمي توانند مذاكره بدون پيش شرط تعليق را به عنوان امتياز به ما بفروشند، كه نياز استراتژيك خود آنهاست. ما مسائل بزرگ تر و مهم تري با آمريكا و اجحاف ها و خصومت هاي او داريم كه از مجراي مذاكراتي از اين دست برطرف نمي شود. بايد مراقب فن بدل ها و آخرين تكاپوي هاي بازنده بزرگ تاريخ معاصر بود. نه جانب احتياط را دور داشت و نه به او امتياز ي داد. آمريكاي بوش اكنون در خاك است و تنها بايد او را با همين روند فعلي مديريت كرد. همه هياهوها درباره تشديد تحريم و قوت گرفتن احتمال حمله، براي برخاستن از اين خاك سرنوشت ساز است."

در خاتمه اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری به خوبی می داند که اوضاع بحرانی رژیم تروریستی آخوندی تا چه اندازه خطری می باشد و چگونه در چنبره های بحران های داخلی و بیرون محاصره شده است .؟همچنانکه می داند که برای بقای رژیم بربرمنش و تاریک اندیش قرون وسطائی دسترسی به سلاح هسته ای ضروری و حیاتی می باشد . همینطور که می داند شرایط مذاکره ی هسته ای آنگونه شده است که دیگر همچون گذشته نمی شود با بند بازی کردن و زیآبی دادن فرصت سوزی کرد. به خصوص اینکه از درون رژیم صدای پذیرش تعلیق بلند شده است و چپ وراست برای مخاطبان غربی کد وپیام ارسال می شود. بطوریکه حتی آزمایش موشکی دور برد سپاه پاسداران نه اینکه پاسخگوی خنثی کننده ی ارسال این کد پذیرش غنی سازی نبود، بلکه فضا را بدتر خراب کرد . بنابراین اکنون یادداشت روز نویس در پایان یادداشت روز خود مجبور شده است پس از اینکه کلی از دیپلماسی وزارت امور خارجه تعریف کرده ولی از طرف دیگر اعتراف کند آمریکا بدون پیش شرط تعلیق پای میز مذاکره نه خواهد آمد. لذا می بایست که مسئولان هسته ای هشیار و آگاه باشند در برابر این ترفند در دیدادر شنبه ی ژنو با خاویر سونالا که نماینده ی آمریکا هم حضور دارد به ایستد تا به توانند از آن عبور کنند. البته که این رهنمود و پیشنهاد می تواند خواب شتری باشد که دارد لف لف خوری می شود که اینگونه برای تعبیرش نشخوار شده است.
هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1387
نقد وبررسی " مشق توپ در تركيه(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387
"برای عبور از بحران هسته و ایزولگی در منطقه، اکنون دخالت گری در ترکیه و مسئله ی حجاب زنان در این کشور برجسته و دنبال شده است "
یادداشت روز تهیه و تنظیم شده همچون نقش مدیریت رئیس شبکه ی مافیا بر نظارت و کنترل کامل باندهای گوناگون مافیائی می باشد که مشخص و ترسیم می کند می بایست همه رؤسای سر شاخه های باند ها گزارشات خود را به رئیس کل و اعظم خود ارائه دهند و رئیس کل مافیا هم وظیفه و مسئولیت دارد که به شعبات رسیدگی کند تا مشکلی برای کل شبکه ی مافیائی پیش نیاید . برای اینکه اکنون که نقش رژیم تروریستی آخوندی که خودش را ام القرای کشور های اسلامی جهان نامیده است و بنا بر مسئولیت جهانی که دارد که بخشی از آن را پاسدار احمدی نژاد باز واجرا می کند که گذشته از اینکه می خواهد جهان را احمدی نژادی کند. همینطور تصمیم دارد تا که ساختار مدیریت جهان را تغییر دهد و اصلاحش کند . حال بماند که شیخ مهدی کروبی به پاسدار احمدی نژاد توصیه کرده است بی خیال تغییر ساختار مدیریت جهان شود گوجه فرنگی را در ایران کنترل کند تا که بیش از این گران نشود که مردم حتی نتوانند املت هم به خورند.
بنابراین پاسدار لبنانی یادداشت روز نویس وارد صحنه شده و در راستای رسالت جهانی مداخله گری ام القرای جهان اسلام قلمفرسائی کرده و به خود حق داده است تا که بی خیال مسائل ایران ومطالبات مردم ایران شود و در عوض به سراغ ترکیه رفته ودر کسوت سخنگوی مردم ترکیه و وکیل مدافع اسلام گرایان حاکم در ترکیه علیه سکولار های ترکیه موضع گیری کرده و نسخه صادر نموده است . البته اینگونه دخالت کردن و نسخه تجویز کردن به آن مفهوم نیست تا که تصور شود که دولت کنونی ترکیه دربست تأئید می شود. زیرا که اولاً اینکه دولت ترکیه رابطه ی دیلپلماتیک با دولت اسرائیل دارد که رژیم تروریستی آخوندی اسرائیل را هر گز به رسمیت نمی شناسد. دوماً و بدتر اینکه دولت ترکیه تلاش کرده است به عنوان میانجی میان سوریه و اسرائیل این دو کشور را تشویق کند تا که به مذاکره برای عقب نشینی کامل اسرائیل از بلندی های جولان وباز گردادن آن به سوریه ادامه دهند . صد البته همانگونه تهدید شده که اگر چنانچه دولت سوریه با اسرائیل بر سر باز بس گیری بلندی های جولان به توافق برسد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد . موجب خواهد شد تغییرات اساسی در روابط دو کشور به وجود آید . بنابراین از طرف دیگر این اقدام مقامات ترکیه هرگز نمی تواند مورد خوشآیند مقامات و مسئولان رژیم تروریستی آخوندی باشد. برای همین است که اکنون از موضع سیاست دخالت گرایانه در امورداخلی ترکیه قلمفرسائی شده است . البته تناقض آشکار اینجاست که عجیب است در ترکیه با دخالت نظامیان در قدرت مخالفت می شود. چونکه نظامیان از سکولاریسم د فاع می کنند. در صورتیکه در ایران درست شرایط وارونه است . زیرا که از کودتا گران خاموش خزنده دفاع و حمایت می شود که چند سال است سیاست حرکت چراغ خاموش خودشان را به پیش برده اند. حتی کودتا گران حاکم کوشش برای حذف جمهوریت می کنند تااینکه سپاه پاسداران بطور کامل قدرت اجرائی و ذخابر و منابع وثروت کشور و تأسیسات هسته ای را به محاصره و انحصاری خود در آورند . پس بی جهت نیست که قلم بردست یادداشت روز نویس مبلغ همین سیاست و اندیشه می باشد .
فراموش نشود که 3 دهه است حاکمان عوامفریب و دین فروش سوء استفاده ی ابزاری از دین می کنند و این سیاست جزو رمز ماندگاری دولتمردان وحذف رقبا و خاموش کردن صدای معترضان شده است . به خصوص اینکه همان اوایل انقلاب برای برخورد با زنان جامعه که نیمی از جمعیت کشور بودند و در دوران تظاهرات در زمان شاه اینان از خانه به صحنه ی تظاهرات کشانیده شدند و شانه به شانه و همدوش مردان دست به مبارزه زدند . البته اگر این حضور زنان درصحنه ادامه می یافت برای متحجراین وارتجاعیون وخرافه پرستا ن حاکم زن سیتز ی توانست سهم بسیار مهلک و خطرناکی باشد . بنابراین می بایست که ابتدا با شعار روسری یا توسری به جنگ زنان می رفتند و چادر سیاه به عنوان حجاب برتر به زنان تحمیل می شد تا عزادار و سیاهپوش شوند.ازسوی دیگر با تهاجم و یورش سراسری به دانشگاه ها و 3 سال تعطیل نمودن آن می بایست که زمینه ی مناسب حضور زنان مترقی در محیط های دانشگاه ها مسدود می شد . ولی اکنون چون حاکمان زن ستیز و آزادی کش متحجر و خرافه پرست که مچنان مواجه با جنبش اعتراضی زنان در داخل کشور می باشند . پس برای مبارزه با این معضل با تشدید کردن امنیت اجتماعی به پا خاسته اند. همچنین برای صدور این بحران با نگرانی و وحشت موضوع حجاب زنان در جامعه ی ترکیه با دقت زیر نظر گرفته و دنبال می شود . لذا در همین رابطه است که یادداشت روز نویس با سحاسیت زیاد مسئله ی حجاب زنان در ترکیه را به نمایش گذاشته و ترسیم کرده است .
در خاتمه اینکه طلبکاری رژیم تروریستی آخوندی و پاسداران مبلغ و قلم بر دستش آنقدر زیاد شده است که نه در امور داخلی ترکیه دخالت گری می کنند و این دخالت گری راحق مسلم خود دانسته اند . بلکه به اروپا هم انتقاد شده که چرا در امورد داخلی ترکیه دخالت می کند واز سکولار ها حمایت کرده است و افزوده شده که این سکولارهای نظامی و حامیان آنان دارای قدرت وپایگاه در ترکیه نمی باشاند ونمی توانند منشاء تغییر وتحولات و ترقی و پیشرفت در ترکیه باشند ؟ البته ر گزگفته نمی شود که در ایران نه اینکه حجاب اجباری که با روسری یا توسری 3 دهه پیش شروع شد و اکنون با تشدید امنیت اجتماعی نیروی انتظامی دنبال و پیگیری می شود چگونه این اقدامات موجب آزادی و ترقی و پیشرفت زنان در ایران شده است تا جائیکه انسان شرم دارد از بیان آنچه آخوند احمد علم الهدی امام جمعه مشهد که در مورد زنان در خطبه ی نماز جمعه خود گفت که درایران چه خبر است ؟ا لبته با همکاری در اشغال و دخالت گری در امور داخلی افغانستان و عراق، زنان این دو کشور می بایست الگوی خودشان حجاب اجباری چادر سیاه در ایران باشد که اکنون این حجاب برتر قرار است الگوی زنان ترکیه نیز به شود.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387

نقد و بررسی " عدالت از حرف تا عمل " روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 25 تیر ماه سال-1387
" نتیجه کاشتنن سه دهه با د عوامفریبی و شیاد گری و دین فروشی ووارونه گوئی اکنون تبدیل به توفان سهمگین فقر و بیکاری گسترده شده که وزید نش در راه است"
عنوان سرمقاله عدالت از حرف تا عمل خیلی جای بحث دارد . چون همه جنگ و گریز وا دعا و رقابت ها و حسادت ها و... ناشی از بی عدالتی می باشد. حال بماند که عدالت علی و منشور 8 ماده ای مبارزه با فقر و تبعیض و بیکاری و رشوه و رانتخواری لوطی جماران بطور مضاعف فراموش و از یاد رفته اند. زیرا که چاقو قرار نیست دسته ی خودش را به برد. برای اینکه فرمان 8 ماده ای لوطی جماران در 7 سال پیش همراه با نامیدن سال عدالت علی که همگام شد . حاصل آن منجر به شرایط کنونی شده است که نیازبه گفتن نیست که چگونه است؟ چون گذشته از تورم وگرانی اکنون اعتراف به وجود 14 میلیون فقیر شده است . .
ناگفته ماند عدالت مترادف آزادی در این نظام جزو جرایم اصلی محسوب می شود . زیرا که غارتگران و سرکوبگران 3 دهه است که قدرت گرفته و هر چه خواسته و توانسته ترکتازی کرده اند . اکنون نیز دو نهاد قضائی و مقننه با هم دیگر پس از یک سال مشورت طرح قانون اشرار را به تصویب رساندند که بازده و محصول آن درست بر خلاف صدور بخشنامه ی قضائی است که تأکید برعدم دار و اعدام در ملاء عام کرده بود. ولی هفته پیش 4 نگون بخت در برازجان ویکی هم در سنندج ملاء عام به دست دژخیمان طناب داران دار، سپرده شدند تا که برای شان نقش گیوتین ومرده شوی و قبر کن را داشته باشند و اجراکنند.
چونکه از رژیم ضد انسانی بربرمنش و تاریک اندیش مرگ زی و مرگ خوی جز پیام مرگ ونیستی شنیده نمی شود . زیرا که شتر سواران حاکم قرون اعصار حجری هیچگونه رقابت و مناسبتی با دنیای مدرن امروزی و برابری و عدالت و آزادی ندارند . اگر داشتند .بنیانگذار بی احساس به زنان پیام رو سری یا توسری را نمی داد و چادر تحمیلی سیاه به عنوان حجاب برتر را تحمیل نمی کرد و حق آزادی انتخاب پوشش را از زنان نمی گرفت و برگزاری مراسم جشن باستانی نوروز را سفارش نمی کرد و توصیه نمی داد که همان جائی بر گزار شود و مردم حضور یابند که وی پس از 15 سال از تبعید به جای دانشگاه به گورستان رفت. زیرا که تعهد و تضمین برای توسعه و آباد کردنش بسته بود . همچنین 8 سال جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق که کشور را ویران نمود و میلیون ها نفر شهروند ایرانی را کشته و مجروح و آواره و بی خانمان کرد و یک قلم 1000 میلیار د دلار خسارات مادی برجای گذاشت موهبت و نعمت الهی نامیده نمی شد.

گفته می شود وصف العیش نصف العیش. اما گفته هم می شود که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود . یا اینکه داشتم داشتم مهم نیست ، بلکه دارم دارم مهمتر از آنست . یااینکه گفته می شود از تعریف کم کن و بر مبلغ افزای. یا هرآنچه به دیگ است با کفکگیر یا ملاقه بدر آید . بقول سرمقاله نویس عمل مهم است نه حرف یا اینکه میان ادعا و شعار وحرف و قول وعده و عید دادن تا عمل کردن و واقعیت بسیار فرق اساسی می باشد . به خصوص آنجا که حیطه ی قدرت و ثروت و رقابت و فرد باشد که آزمون عبور از آن نه کار آسان ونه کار هر مدعی نمی باشد، بلکه حتی کار این شعر هم نیست که می گوید کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نرمی خواهد و مردکهن . زیرا که هم مرد کهن و هم گاو عجیب با هم دیگر ایران را دربست شخم زدند و زیر و رو کردند . راستی اگر در میان مسئولان فراموش نشود که "اگر" یک کلمه ی شرطی می باشد .فقط یک نفر یافت شود که آنقدر صداقت داشته باشد که به تواند فقط پاسخ یک سئوال ساده را بدهد.در برابر این سول که در 3 دهه ی گذشته نسبت به قبل از 33 بهمن که مردم در خیابان بودند و فریاد می زدند که ابتدا فریاد و پژواک شان آزادی بود با شرایط حاکم کنونی مقایسه شود چه پاسخی هست تا که داده و بیان شود؟ مقصر و مسئول شرایط کنونی کیست و قرار است که تا کی ادامه یابد؟ چرا دین تبدیل به تحمیق کردن مردم و عوامفریبی و جنگ افروزی و جنایت و خیانت و قدرت و ثروت شده است؟ دین فروشان حاکم که 3 دهه تصویر مار کشی کردند ومار قالب نمودند . تصور نکردندکه شرایط آنگونه نه خواهد ماند که اینان فکر می کنند که برای همیشه مردم ایران ناآگاه نه خواهند مانند و موجب آلت دست و ابزار و وسیله ی رقابت و قدرت و انباشت هرچه بیشتر ثروت در دست غارتگران ودزدان و عوامفریبان نمی تواند باشد؟ مردم ایران چه دیدی نسبت به آخوندها قبل از انقلاب داشتند و اکنون چگونه است؟ به خصوص آنانی که در قدرت و حکومت می باشند؟
مگر خمینی اقتصاد را به خر نداد و قول حکومت آینده را به مستضعفان و پابرهنگان نداد . خوب سئوال است . وقتی که همه ی مسئولان همه آویزان به گفته های خمینی می شوند و عبور از آن را بمنزله ی عبور از نظام وشوریدن علیه اش می پندارند. اکنون در برابر این نماینده ی مجلس تشریفاتی و کمدی و انتصابی هشتم از رهبر لوطی جماران گرفته تا رفسنجانی رئیس مجمع مصلحت نظام و مجمع خبرگان و 3 نهاد وسایر مسئولان نظام که چه پاسخی در برابر این اعتراف دارند؟ گرچه همه ی واقعی نیست که چین گفته است:
"همين دو روز قبل بود كه يك عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد : 14 ميليون نفر در ايران زير خط فقر شديد قرار دارند . وي گفت : 6 ميليون نفر تحت پوشش كميته امداد هستند كه متوسط درآمد ماهانه آنها 37 هزار تومان است 6 ميليون نفر ديگر در نوبت دريافت حمايت هاي سازمان بهزيستي قرار دارند و 2 ميليون نفر ديگر نيز در اثر تورم هاي موجود زير خط فقر شديد رفته اند. وي ضمن انتقاد از آن دسته از مسئولان كه اعلام مي كنند خط فقر به نصف كاهش يافته گفت با توجه به آمارهاي موجود معلوم نيست اين مسئولان چگونه چنين ادعائي را مطرح مي كنند (روزنامه جمهوري اسلامي ـ دوشنبه 87 4 24 ) . آنچه در تعبير اين عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي آمده � خط فقر شديد � است نه خط فقر مطلق . به عبارت روشن تر براساس توضيحات وي معيار جهاني كه براي خط فقر شديد مشخص شده درآمد روزانه حداقل 2 دلار است درحاليكه درآمد روزانه هر يك از اين 14 ميليون نفر حداكثر 1200 تومان است . اين واقعيت تلخ بدين معناست كه در جامعه ما تعداد افراد زير خط فقر مطلق ـ نه شديد ـ بسيار بيشتر از 14 ميليون نفر است . "
بالاخره اینکه مسئول این 14 میلیون نفری که در فقر زندگی می کنند کیست؟ مگر صحبت از علی و تولدش نشد؟ مگر از عدالت عدلی و شهید عدالت نام برده نشد؟ مگر اشاره نشد که خیلی سال ها پیش لوطی جماران فرصت طلبانه سال عدالت امام علی بر گزید؟ . مگر از علی نقل قول نمی شود که گفته بود کاخی بر افراشته نمی گردد تا کوخ ها ویران نگردند ؟ همچنین مگر گفته نمی شود که در نامه ی علی به مالک اشتر فرمانروای مصر آمده است که مالک تا آنجا که می توانی به افرادی که در زیر دست هستند خوب و بطور مساوی رفتار کن، چون یا مسلمان هستد که هم کیش تومی باشند ویا انسان هستند که هم نوع تو می باشند؟. اکنون نظامی که ادعای پیروی از علی دارد و مدعیست که انقلاب علوی کرده است که 3 دهه از آن سپری شده است . مسئول فقیر شدن این 14 میلیون نفر در جامعه کیست؟ چگونه است به موازات اینکه اینان فقیر شدند عده ای یکشبه صاحب ثروت های باد آورده ی کلان مفت و مجانی شده اند ؟ داستان افشاگری عباس پالیز دار چه بود؟ چرا با هجوم مغول وار سر وته این افشاگر ی هم بهم آورده شد؟ نقش اسامی دانه درشت های افشا شده در فقیر شدن این 14 میلیون نفر چیست؟ اصلاً آن سوی معادله پرسش می شود آنان که صاحبان ثروت های نجومی شده اندچ گونه این ثروت را کسب کرده یا به دست آورده اند؟

بنابراین اینگونه که سرمقاله نویس گفته آنان که عوامفریبانه شعار عدالت دادند قبل از آنكه به عمل بپردازند حرف زده اند و همت كافي براي عمل به شعارهائي كه داده اند به خرج نداده اند ، باید افزود بر عکس اینان نه حرف که اقدام و عمل کردند. ولی بطور وارونه ی شعاری که دادند یا حرفی از عدالت زدند عمل کردند . زیرا که اگر اقدام نمی کردند ضرورت نداشت که جامعه به آن سمتی حرکت کند که خود سرمقاله نویس چنین اعتراف کرده و گفته است "
" هر روز از گوشه و كنار جامعه از يكطرف خبر سودهاي ميلياردي عده اي و از طرف ديگر خبر بي خانماني و بي پناهي و فقر شديد عده اي ديگر به گوش مي رسد. متاسفانه اين واقعيت تلخ را نمي توان در جامعه امروز ايران ناديده گرفت كه هر روز عده اي ثروتمندتر و عده اي فقيرتر مي شوند" .

در خاتمه اینکه فقط سئوال می شود در 3 دهه ی گذشته ی حاکمان و دولتمردان چه کسانی بودند مقصر و عامل اینان می باشند؟ برای همین است برخلاف ترس و وحشتی که دستگاه قضائی پشتیبان غارتگران در برابر هجوم افشاگری لیست عباس پالیز دار از خود نشان داد که حکم بازداشت و بازجوئی وجمع آوری پرونده هاراصادر کرد . شاهد بوده ایم که در 3 دهه ماشین کشتار ضد عدالت دستگاه قضائیه حتی در یان محکومان یک مورد دانه درشت حکومتی و آقازاده های شان وجود نداشته استد . در صورتیکه عامل و مقصر اصلی شرایط کنونی از جمله به فقر کشاندن 14 میلیون جمعیت کشور اینان می باشند .
هوشنگ - بهداد

سه شنبه 25 تیر ماه سال-87
نقد و بررسی " ورق برگشت (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 23 تیر ماه سال 1387
"آزمایش موشکی دوبرد ساه پاسداران برای پاسخگوئی بر توی لیست اعضای سپاه پاسداران ومؤسسات اداری و شرکت های مرتبط با پروژه ی هستهای بوده است "
گفته می شود که خود گوئی وخودخندی عجب مردهنرمندی ، اکنون بدون توجه به واکنش مردم در داخل کشور نسبت به آزمایش دور برد سپاه پاسداران ، زیرا که مردم از نظر سران بربرمنش و تاریک اندیش قرون وسطائی وعوامفریب و جنگ افروز غارتگر محلی از اعراب ندارند. بنابراین طلبه پاسدار یادداشت روز نویس با گزینه بر داری و نقل قول کردن واکنش ها و نقطه نظرات و مطبوعات آمریکائی و اروپائی که تنظیم کنندگان شان می بایست لابی های برون مرزی رژیم باشند یا اینکه روش آن روی سکه ی شیوه ی گزینه برداری بازجوئی پرسه زنی در مطبوعات داخلی می باشد که علیه رقیب شکست خورده ی دوم خردادی بکار برده می شود. اکنون به شیوه مثبت در مور باند غالب استفاده شده است.
البته یادداشت روز نویس یادداشت روزخود رااز واکنش های آزمایش موشکی سپاه پاسداران شروع کرده ودرپایان به پرونده ی هسته ای و دفاع از آن کردن پیوند زده است . ولی سوال است از کی تا حال مانور و همایش نظامی و آزمایش تهدید آمیز آزمایش موشکی که مقصد وهدف آن مشخص شده است که می بایست اصابت و نابود کند تبدیل به شیوه ی دیپلماتیک شده است . جز اینکه اینگونه هذیان گوئی کردن ناشی ازترس است که ازموضع قدرت نمائی و فرار به جلو مدعی قلم بر دست مجبور به کرکری و لغز خوانی شده در صورتیکه از روی ناچاری و قاطی کردگی اینگونه دعای کمدی کرده است.
"همه اين اظهارات در پرهيز از جنگ و رويكرد به راههاي ديپلماتيك در حالي صورت مي پذيرد كه طي سالهاي اخير آمريكا با ادعاي اينكه ايران تروريست! و ايران اتمي! تهديدي براي جهان به شمار مي رود مرتب بر طبل جنگ مي كوفت. از چند هفته پيش و پس از مانور نظامي اسرائيل اين تهديد صورت جدي تري به خود گرفت و ترس از جنگ ايران از يك سو و آمريكا و اسرائيل از سوي ديگر منطقه را فرا گرفت تا آنجا كه يكي از مقامات پنتاگون تاريخ آن را نيز تعيين كرد!"
جالب است که قلم بردست پاسدار طلبه یادداشت روز نویس اعتراف کرده است که هدف از آزمایش موشکی با غلو وگنده نمائی و تبلیغات پوشالی برگرداند ن ورق تهاجم نظامی به تأسیسات هسته ای بوده است . البته گفته نشده که چرا شکر سرخ خوری شده که قبلاً پیوسته تأکید می شد که هرگز امکان تهاجم نظامی در کار نمی باشد. تازه اگر هم طبق ادعا جنگ روانی باشد برای چه در برابر جنگ و تبلیغ روانی این آزمایش موشکی انجا م شد؟ و چرا کلی هزینه ی بیشتری به مردم تحمیل شد که سخت در گیر زندگی طاقت فرسای تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها می باشند؟
مشخصنیست که چرا ابتدا طلبه پاسدار یادداشت روز نویس معنی تحریم و فشار وتأثیر گذاری آن را تعریفت وتوضیح نداده که چیست که در این مورد ادعا کرده تا کنون اثر نداشته است ؟ باید گفت که اگر اینگونه است که ادعا شده ،پس دلیل افزیش لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و زمین و مسکن و اجاره خانه و فقر و بیکاری در جامعه چیست؟ تصویب قانون اعدام افراد اشرار در مجلس به جای پاسخگوئی به مطالبات مردم ومهار تورم و گرانی برای چه بود؟ اینهمه گسترش و متنوع کردن ارگان های رنگارنگ سرکوبگری در جامعه برای چیست؟ تشدید طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی در جامعه در راستای چه ترس و یا پیش گیری و آماده باش واکنش های اعتراضی می باشد؟ مهمتر اینکه چرا طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس شده خودش برای چه اعتراف کرده است که آزمایش موشکی سپاه پاسداران برای پاسخ به مجازات آمریکا علیه ی مسئولان سپاه پاسداران و مؤسسات مالی واداری مرتبط به پروژه ی هسته ای بوده است. حتی افزوده شده که قبل از این لیست مجازات بانک ها نیز شامل مجازات تحریم شدند . بلی اگر واقعاً این مصوبه ها و تحریم ها بقول پاسدار احمدی نژاد ورق پاره های بی ارزش و اعتبار بیش نمی باشند که قادر نیستند هیچگونه خللی در عزم جزم ملت ابزاری و تبلیغی شده ، وارد کنند؛ پس برای چه موشک دور برد سپاه پاسداران آزمایش شد که اکنون اعتراف شده است که آزمایش موشک دور برد سپاه پاسداران واکنش و پاسخ متقابل به مثل در برابر مجازات و تحریم ها از سوی آمریکا و اروپا بوده است ؟ عجیب است که با زهم از موضع خودزنی و فرار به جلو طلبه پاسدار یادداشت روز نویس مدعی شده که به نظر می رسد ابتکار عمل پرونده ی هسته ای در برابر اسرائیل و آمریکا وهم پیمانان شان همچنان در دست دولت مردان رژیم تروریستی آخوندی می باشد.
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس در روند وارونه گوئی های خود که کرده به وضوح قابل فهم است که ناشی از ترس مفرط می باشد . به خصوص اینکه نتیجه ی تبلیغاتی آزمایش موشکی دور برد سپاه سپا پاسداران آنگونه ی که کیسه ی گشاد برای مانور دادن پیرامونش دوخته شده بود سرآب از آب در آمد ونه اینکه ضعف تدافعی آشکار و برجسته شد، بلکه دامنه ی اختلاف نظر محور پروژه ی هسته ای نیز عیان وهویدا شد. آنگونه که لوطی جماران نه اینکه خاموش شده است ، بلکه ناچار شد تا سخنگوی وزارت امور خارج را معاون حقوق و بین المللی وزیر امور خارجه کند و سریع وی را با نامه ی سفارشی راهی پکن کرد تا که عریضه ی سفارشی را تحویل رئیس جمهور چین دهد .از سوی دیگر چرا پاسدار احمدی نژاد نیز از آن طرف بام افتاده است و پس از رو کردن انکه عکس یادگاری با دو فرمانده ی نظامی آمریکائی در بغداد گرفته است . البته که تکذیب شده است،. از طرف دیگر چرا آویزان به یک عنصر تابلو وجاسو و دلال دوجانبه هوشنگ امیر احمدی شده است تا که با تجربه دلالی و واسطه گری کاری کند ؟ همچنین چرا مدعی قلم بر دست یادداشت روز نویس باز هم از موضع فرافکنی و فرار به جلو گفته تمام تلاش و اقدامات بازدارنده ی غرب براي این بوده است كه بتوانند قبل از شروع دور جديد مذاكرات، سولانا با پاسدار سعید جلیلی را زیرا فشار قرار دهد و امتيازات بيشتري را به نفع خود كسب نمايد؟ حال بماند که چگونه یرآب پوشالی وپوچی ادعای پاسدار احمدی نژاد زده شد که هوار می زد که پرونده ی مذاکره ی هسته ای با غرب در داخل بسته شد و ما فقط با آژانس به مذاکره ی خود ادامه می دهیم . بهرحال یادداشت روز نویس در دنباله با ضرب سیلی تلاش کرده تا که صورت سرخ نگهدارد که افزوده رژیم تروریستی آخوندی هسته اي بسوي افق هاي روشن علم و فناوري قدم هايي مصمم و استوار برمي دارد و در مسير آباداني، توسعه و پيشرفت، آينده اي اميدبخش فراروي خود مي بيند.� البته گفته نشده است که این پیشرفت وافق روشن مکمل پیام نورزی نوآوری وشکوفائی اقتصادی لوطی جماران می باشد که نمود خود را در کابینه ی جراحی شده ی مدعی عدالت محور و عاشق خدمتگزاری و رشد تورم و گرانی وافزایش قیت کالا ها در جامعه به نمایش گذاشته است . ولی در عوض طلب پاسدار یادداشت روز نویس ادعا کرده است که گزاره ی هسته ای حق مسلم، اعتقادی و انتظار مردم است که 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و همچنان منتظر دریافت نان بر توی سفره های خالی اشان هستند . مهمتر اینکه بازهم مدعی شده که این گزاره ی هسته ای باید نصب العين مسئولان نظام شود تا که در پيگيري پرونده هسته اي تا رسیدن به سلاح هسته ای به پیش بتازند و تأکید کرده که هر گز هم در راه تلاش آن هیچ مسئولی كوتاه نخواهند آمد. زیرا که مسئولان می دانند که شرایط چقدر بحرانی و خطری می باشد و هرگونه عقب نشینی و یا تسلیم در برابر تعلیق چه عواقب شومی می تواند در بر داشته باشد ، همانگونه که ادامه ی آن نامعلوم می باشد . چونکه رژیم تروریستی آخوندی به آخر خط مصرف خود رسیده است که چشم اندازش جز یأس و ناامیدی و تیره تار بودن شرایط نسبت به شرایط کنونی نمی باشد .
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 23 تیر ماه سال 1387
نقد وبررسی " به اين سراب دل خوش نكنيد" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 23 تیر ماه سال 1387
"بازهم تأکید شده که در مذاکره با سولانا می بایست بدون پذیرش هیچگونه پیش شرطی، فقط با قاطعیت از اهداف پروژه ی هسته ای دفاع کرد ودل به سرآب خوش نداشت "
سرمقاله نویس پیرامون پروژه ی هسته ای و در دفاع کردن از آن چند رهنمد و هشدار و پیام به مخاطبیان خود داده است. ابتدا به رسانه های تبلیغاتی خطاب کرده است که بیهوده با پاک کردن صورت مسئله تلاش نکنید که آدرس غلط بدهید و بی خودی ذوق زده نشوید هم خودتان وهم دیگران ارا منحرف نکنید وفریاد سر ندهید و هوار نکشید که بلی آمریکا عقب نشینی کرد و ما پیروز شدیم و نگوئید که آمریکا بدون شرط و شروط قرار است که به مذاکره به پیوندد . در صورتیکه هیچگونه شرایط و شرط و شروط تعیین شده قبلی آمریکا تغییر نکرده است . زیرا که هاولاً آمریکا از طریق نماینده ی خود خاوریر سونا لا در مذاکرات شرکت و حضور داشته است . دوماً شرایط خودش را نه اینکه تغییر نداد و شل نکرده و عقب ننشسته است ، بلکه تعلیق در برابر تعلیق ، تعلیق گذاشته است . یعنی اینکه گفته که ابتدا رژیم می بایست تن به پذیرش توقف افزایش سانتریفیوژ ها در دوران مذاکرات را به پذیرد. پس از 6 هفته که مذاکرات دوره ای به پایان رسید و تعلیق پذیرفته شد . آنگاه تعلیق در برابر تعلیق دنبال می شود و وزرای خارجه می توانند پای میز مذاکره بنشینند . یعنی اینکه توقف کامل غنی سازی اورانیوم باید پذیرفته شود و پس از آنکه عقب نشینی از اهداف پروژه ی هسته ای و تعلیق سازی کامل شد تحریم های تصویب شده هم لغو می شود . از طرف دیگر اخطار به مسئولین هسته ای کرده و بااخطار دادن توصیه کرده است که نه اینکه پذیرش این شرایط پیروزی نمی باشد ، بلکه همانگونه که تذکر داده شد محکم تر کردن شرایط تعیین شده ی قبلی از سوی آمریکا می باشد که سئولین می بایست مواظب باشند که هشیارانه در دفاع کردن از پروژه ی هسته ای وعدم تعلیق اقدا م کنند و هیچگونه امتیازی هم ندهند وبا قدرت و موضع قاطع از اهداف پروژه ی هسته ای بدون تسلیم و پذیرش هیچگونه پیش شرط و عقب نشینی از هدف خود دفاع و برروی آن پا فشاری کنند . به خصوص اینکه در آستانه ی دیدار پاسدار ترکشی جلیلی با سلوتا لا که برخی ازرسانه های داخلی آنگونه تبلیغ می کنند که گویا در این دیدار پاسدار ترکشی و موجی جلیلی قرار است که مواضع و پاسخ مثبت مسئولین هسته ای رژیم هسته ای را این دیدار اعلام و منتقل کند که معنی و مفهوم آن موافقت مسئولین به پیشنهاد هسته ای بسته ای گروه 5+1 می باشد که از طریق سولانا در تهران تحویل داده شد. بالاخره سرمقاله نویس ی خود باز هم خطاب به مخاطبین خوش بین وخوش باور خود توصیه اخطار آمیز کرده است که در بیان موضع سخنگوی وزارت خارجه ی آمریکا نه خبری از عقب نشینی دیده نمی شود ، بلکه گستاخانه پیش شرط بر پیش شرط عدم افزون شدن سانتریفیوژه را نیز افزوده است نباید خوش بین بود.

. در پایان سرمقاله نویس تأکید کرده که پروژه ی فعاليت هاي هسته اي رژیم تروریست آخوندی در چارچوب قانون و پيمان � ان . پي . تي � قرار دارد و به اتکای آن هرگز نبايد از مواضع ترس داشت و عقب نشيني كرد . چونکه هدف نهائی مذاكره می بایست وسیله ای در راستای دفاع از پروژه ی هسته ای باشد که بدون عقب نشيني از عم خط عبور سياست هسته اي رژیم تروریستی این سیاست تنظیم شده است كه همواره بايد از سوی همه ی مسئولین مورد تاكيد قرار گيرد. از سوی دیگر سرمقاله نویس افزوده آنچه مهم است اينست كه در جريان پيش مذاكره كه از شنبه آينده آغاز خواهد شد مسئولین مذاکره کننده باید با توجه به شرایط قید شده طرف مقابل مذاکره را وادار به پذيرش کند تاکه اعضاي گروه 1 +5 را تفهیم کند تا که بپذيرند كه از اين پس چنین پیش شرط های تعلیق یا عدم افزایش سانتریفیوژ ها را مطرح و دنبال نكنند. در نهایت اینکه سرمقاله نویس با خط و نشان کشیدن اخطار کرده است که مذاکره کنندگان می بایست آنگونه بر خورد کنند تا که طرف مقابل به ويژه آمريكا ومسئولان و رسانه هاي داخلی بفهمند که نباید احساس طلبكاري كنند. زیرا که پافشاري بر مواضع موجب می شود تا که جايگاه مذاكره كنندگان رژیم تروریستی تقویت شود و جائی برای مانور دادن وزیاد خواهی طرف مقابل باقی نمی ماند . آنگاه که پاسدار جلیلی ترکش خورده و موجی با این موضع از جلسه مذاكرات خارج شود که با دست پر باشد می توان ادعای خشنودی و پیروزی کرد ونه اینکه به شایعات و مسائیل حاشی ای دل بستن و ذوق زده شدن ودل خوش د ر سرآب داشتن.

درخاتمه اینکه هرآنچه غیر آن باشد که بدون لکنت زبان از قلم سرمقاله نویس بیان می شود که به وضوح گفته نقش و جایگاه پروژه ی هسته ای چیست وچگونه باید از آن دفاع کرد . بقیه نوعی جا خالی دان و عوامفریبی کردن وزیرآبی دادن از بیان واقعیت است. زیراکه این تاکتیک تبلیغاتی ارتباط به رقابت های باندهای رقیب دارد که در بستر تبلیغات نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد که چون امکان دست یابی تبلیغی در داخل برای برخی از رقبای پرت شده از قدرت نیست . پس می بایست از طریق برون مرز سیاست تبلیغاتی خودش را دنبال کند. در صورتیکه همه مدعیان می دانند که پروژه ی هسته ای برای بقا و سرنوشت رژیم تروریسی آخوندی همچون مواد مخدر برای یک تزریقی مزمن ونهف و ضعیف و همیشه خمار می باشد که در هر دوحالت خماری و نشئگی امکان سنکوب وتلف شدنش می باشد . برای اینکه اگر این اهرم یا چماق اصلی پروژه ی هسته ای را سران رژیم تروریستی از دست بدهند در برابر موج بحران های داخلی و منطقی و جهانی چه آلترناتیوی را دارند تا که جایگزین آن کند تا مانع از پای در آوردن رژیم شود . مشروط بر یانکه جونارضایتی عمومی و تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها ودر آمدن گند افشا گری لیست اسامی غارتگرا دانه درشت از سوی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان فقط باسرکوب واکنش های اعتراضی مهار شده است. که در صورت پس زده شدن هرم اصلی فشار و سرکوب هرگز جامعه ی انفجاری قابل کنترل نمی باشد و شرایط از هر نظر با پذیرش آتش بس جنگ و سر کشی جام زهر میان ایران و عراق فرق اساسی دارد
.
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 23 تیر ماه سال 1387
نقد وبررسی " چرا چتر نياورده ايد؟! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 23 تیرماه سال 1387
"چگونه نقل قول وتأکید و دشمنی با آمریکا کردن از خمینی شامل حال احمدی نژاد نمی شود که عکس یادگاری با دو فرمانده ی نظامی آمریکا در عراق گرفت ؟!"
سربازجوپاسدار حسین شریعتمداری پس از شکست نتایج و کیسه ی گشادی که برای آزمایش موشک های دور برد سپاه پاسداران دوخته شده بود . اکنون که بحران هسته ای بسیار بحرانی شده است بنابراین چون به نظر می رسد با فعال کردن لابی های برون مرز پیرامون پذیرش تعلیق برای اینکه شرایط به سمت رقیب سوق داده نشود و با وجود اینکه امسال در سالگر د مراسم 18تیرماه قیام دانشجوئی تیرماه سال 78 که با بسیج نیروهای سکوبگر فضای حکومت نظامی اطراف دانشگاه تهران و بقیه دانشگاه حاکم و آشکارا دانشگاه ها وتردد و تحرکات دانشجویان محاصره شده بودند و دانشجویان شدیداً زیر کنترل بودند . اکنون این سرباز جو بدون آنکه اشاره به این شرایط کند به 9 سال سال بازگشته و اعتراف کرده است که جزو طراحان سرکوب جنبش دانشجوئی و قیام دانشجوئی 6 روزه تیرماه سال 78 بود .همانگونه که پس از آن همه تلاش خودش رادر پیشبرد سیاست عضو گیری برای انشعاب و انفعال و باز کردن میدان برای دانشجویان بسیجی بوده است . البته که به طور عمد فراموش کرد است تاکه یاد آوری کند که چگونه پس از قیام 6 روزه ی دانشجوئی همه تلاش و کوشش ها و طراحی ها در بستر محدود و سانسور کردن مطبوعات به موازات جنبش دانشجوئی که دو اهرم اصلی قدرت رقیب بود را غیر فعال و محاصره و فعالیت آنان خنثی کند تا اینکه امکان فاتحه خوانی رقیب دوم خردادی ها در پیگیری طرح کودتای خاموش خزنده در سوم تیرماه سال سال 84 فراهم شود . البته مقدمه ی اصلی را اشغال مجلس تشریفاتی هفتم فراهم کرده بود. معادله ساده است یک سمت جنبش آزادیخواهیو ضد ارتجاع و استعماردانشجوئی می باشد که از تاریخچه مبارزه ی بیش از نیم قرن برخوردار است و سمت دیگر چماقداران بسیجیان ولباس شخصی ها و نیروی انتظامی می باشد که اینان درست جای همان کمیته مشترک مبارزه با خرابکاران ساواک و پلیس و ژاندارمری در زمان شاه را گرفته اند . بنابراین این دیگر نیاز به ادله و بحث ندارد تا که گفته شود جایگاه این دو یعنی جنبش دانشجوئی و ارگان های سرکوبگر کجاست وچه اهدافی را دنبال می کنند؟ حال بگذار که سر بازجو پاسدر حسین شریعتمداری باشیوه و تجربه ی بازجوئی و سناریوئی و پرونده سازی کردن دست به وارونه گوئی بزند جنبش دانشجوئی را به بیگانه وصل کند و جاسوس و خائن معرفی شود. زیرا که پس از 3 دهه غارتگری و عوامفریبی و جنگ افروزی و ادعای مبارزه با شیطان بزرگ کردن اکنون حاصل آن از عکس یادگاری با فرمانده های نظامی در عراق گرفتن و تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری و شکاف عمیق اجتماعی در جامعه می باشد .
از سوی زمانی که دیر هیئت تحقیق و تفحص قضائی در مجلس هفتم عباس پالیز دار در دانشگاه همدان اسامی 44 غارتگر و مفسدان و مافیای اقتصادی و دزدان بیت المال را افشا کرد. ولی از سوی دستگاه آلوده به فساد و پشتیبان کلان دزدان و غارتگران قضائی وحشتزده وارد صنه شد وحکم بازداشت و بازجوئی برای افشاگر صادر کرد .
اکنون مردم ایران به خصوص 80% که در زیر خط وفقر زندگی می کنند که به مسائل اشراف دارند ومی فهمند که خائن و جاسوس و جانی و جنگ افروز و عوامفریب کیست و چرا شرایط زندگی برای شان اینگونه طاقت فرسا شده است؟ زیرا که بعینه می بینند که آخوندهای حکومتی و شرکای شان چگونه زندگی می کنند و قبلاً چه داشتند وچه می کردند و اکنونه چکاره می باشند وچه دارند؟ همانگونه به وضوح برای شان روشن و ثابت شده است که چرا در میان احکام ومیان دستگاه فاسد قضائی در 3 دهه ی گذشته حتی یک دانه درشت و آقازاده و کلان دزد نبوده است؟ بنابراین حد اقل از خود پرسش می کنند که پس در آمد نفت در 3 دهه گذشته کجا رفته است؟ چون دولت که می گوید عدالت محور و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران می باشد . از سوی دیگر دیگر یک ریز فریاد مبارزه بامفسدان و مافیای اقتصادی زده می شود وچرا آنگونه نتیجه شده است که همه چیز علیه ی مردم ومحروم وتهی دستان ایران به پیش رفته است؟ صد البته کسانی می باشند که جنبش دانشجوئی در زمان شاه چگونه مبارزه می کردند وچه می خواستند و می دانند که هر گز نمی تواند آنگونه باشد که سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری وارونه گو علیه ی این جنبش دانشجوئی ادعا کرده و سناریو وپرونده سازی برایش نموده است ؟
بالاخره سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری در دنباله ی یادداشت روز موضوع جنبش دانشجوئی را به پرونده ی هسته ای پیونده است و آن را به در گیری و مخالفت با شورای امنیت سازمان و آمریکا بسط داده ودر نهایت به سر نخ رقابت و تضاد و اختلافات جناحی و باندی کشانده است . گرچه نامبرده نشده ولی مشخص است که باند رفسنجانی و خاتمی و بیشتر رفسنجانی مورد نظر است که با آویزان شدن به گفته ی خمینی علیه ی آمریکا چنین گفته شده است :
"همزمان با تهديدهاي غيررسمي آمريكا كه گاه به زبان برخي از مسئولان رسمي ولي غيرمرتبط با موضوع مطرح مي شد- تا از يكسو راه براي انكار باز باشد و از سوي ديگر تهديدها، چندان هم غيررسمي نباشد- يك جريان سياسي داخلي كه در طول حضور خود در قوه اجرايي و مقننه به وادادگي شهره بود و نيز برخي از شخصيت هاي مدعي برخورداري از بينش سياسي و نظامي- و بيرون از جبهه موسوم به اصلاحات- اين فرمول را پيش مي كشيدند كه آن سوي مقاومت در برابر خواسته 1+5، آغاز جنگ است! و اصولگرايان با تكيه بر باورهاي آزاديخواهانه اسلامي-انقلابي و تجربه هاي پيشين بر اين باور بودند كه آن سوي مقاومت اصولي، عقب نشيني حريف خواهد بود و به عنوان مثال از جنگ 8 ساله، محاصره اقتصادي، توطئه كودتاي نظامي، جنگ نفتكش ها، موشك باران مناطق مسكوني و... ياد مي كردند كه پيروزي در آن سوي مقاومت بود. ظاهراً آمريكا و متحدانش در تهديد به حمله نظامي، قبل از آن كه احتمال عقب نشيني ايران اسلامي را دنبال كنند، به وادادگي برخي از جريانات واداده سياسي و القائات و توهم پراكني هاي رسانه اي آنها دل بسته بودند و بسته اند! امام راحل ما(ره) مي فرمود؛ آمريكا، شير پيري است كه يال و كوپال و دندان هايش ريخته و بي آن كه كاري از دستش ساخته باشد فقط عربده مي كشد، و گاهي نيز چيزي از او صادر مي شود! و هم ايشان مي فرمود؛ آمريكا هرچه در توان داشت براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به كار گرفته است و اگر كاري را انجام نداده به خاطر آن است كه در توانش نبوده است."
در خاتمه اینکه مشخص نیست که چگونه است یا بهتر است گفته شود که آیا سربازجو حسین شریعتمداری تصور کرده است که با جامعه ی کوران سر و کار دارد که آنگونه که خود دوست دارد وارونه گوئی می کند ؟ یعنی اینکه چرا زمانی که از خمینی نقل قول می کند و چاشنی موضع ضد آمریکائی ودفاع از پروژه ی هسته ای یادداشت روزش می کند و با آن و حزب الله لبنان به عنوان برگ برنده مانور می دهد و تأکید می کندکه باید هشیار بود که آمریکا اعلام کرده است در مذاکره اول شرکت نمی کند تا به بیند که مذاکره چگونه پیش می رود و در دنباله اگر رضایت بخش باشد به مذاکره می پیوند و نتیجه گیری کرده که آمریکا را از طریق فیریز یا قفل کردن دنبال می کند .
اما پرسش است که چرا بدون آنکه گفته شود اکنون که به موضع ضد آمریکائی چسبیده شده و ضمیمه ی دفاع از پروژه ی هسته ای شده و رقیب نیز زیر تیغ برده شده است . برای چه گفته نمی شود که هوشنگ امیر احمدی جاسوس و دلال دو جانبه شناخته شده در هتل استقلال تهران چه می خواهد؟ همچنین داستان بازگوئی عکس یادگاری گرفتن پاسدار احمدی نژاد با دو فرمانده ی نظامی در آمریکائی چگونه با نق قول کردن خمینی همخوانی دارد که برای مهره های کیفی نظام و حامی ولی فقیه و لوطی جماران هم حضور وی در تهران که در زمان کوتاه دوبار از آمریکا به تهران دعوت شد مسئله سئوال ایجاد کرده است ؟ مگر کوسه وریش پهن می شود؟

هوشنگ – بهداد
یکشنبه 23 تیرماه سال 1387
نقد وبررسی"هدف آمريكا از استمرار اشغال عراق" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 23 تیر سال 87
اگر اشغال گری نکوهیده و محکوم است. می بایست علنی و پنهانی اش محکوم شود و استثناء پذیر هم نباشد نه اینکه اشغال گری با روش دزد چو با چراغ آید زیده تر برد کالا پسندیده باشد"
باید گفت اگر چنانچه اشغال گری عمل ناشایست وبد ومذموم و محکوم است. بنابراین می بایست که بهر شکل علنی و پنهانی اش که باشد محکوم شود و استثناء پذیر هم نباشد نه اینکه با شیادی و تصویر مارکشیدن و مار نشان دادن تلاش مذبوحانه شود که علیه بخش عریان اشغال گری ر بوط به رقیب موضع مخالف و خصمانه اتخاذ کرد تا در راستای رقابت فشرده که میان اشغال گران وجود دارد . صرفاًاصراربر اخراج بخش اشغال گر عریان شود تا که جای خود را به بخش نیمه عریان و پنهان دهد . باید گفت که این نظر بسیار خطرناک تر از بخش عریان اشغال گری می باشد. زیرا که این یکی اهداف شیطانی خودش را در پرده ی دین و عوامفریبی وسخنگو ی دولت و اشک تمساح دلسوزی برای ملت و نماینده ی آنان شدن وارد صحنه شده است . یعنی تبدیل به این ضرب المثل شده است که گفته می شود دزد چو با چراغ آید زیده تر برد کالا.

البته که کتمان کردنی نمی باشد که رژیم تروریستی آخوندی هرگز خواهان ایجاد امنیت و صلح در عراق و استقرار صلح و ثبات سیاسی در منطقه نمی باشد. زیر که بقاء و سرنوشتش به سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و جنگ افروزی و بحران آفرینی در منطقه پیوند خورده است . بنابراین قابل درک است که هرگز خواهان ادامه ی مذاکره و توافقنامه ی انظامی � امنیتی نظامی میان عراق و آمریکا نمی باشد . زیراکه می داند در صورت موفقیت این توافقنامه جای پائی برای خودش در عراق باقی نمی ماند تا که به تواند اقدامات تروریستی و خشونت گرائی و ناامن و با تلاق کردن عراق را به پیش به برد . مهم اینکه دیگر قادر نیست و نمی تواند باج گیری کند و عراق را با سرپل و کانون اصلی صدور تروریسم و با گرائی به منطقه تبدیل کند و آن را به ابزار تبلیغاتی و چماق و تهدید و زور گیری ی بر ای بالا بردن بقول خودش چالش چانه زنی سیاست خائنه ی و پلید مذاکره و مماشات گری هسته ای با غرب مبدل کند. لذا با همه توش و توان وامکانات و ظرفیت سیاسی و نظامی و تجربه ی سیاست دخالت گری و برپا سازی غائله و آشوب وخشونت طلبی و ناامن سازی برای به شکست کشاندن این توافقنامه ی میان آمریکا و عراق بسیج و فعال شده است تا هر طوری شده آن را منجر به شکست کند.

درخاتمه اینکه سرمقاله نویس برای توجیه کاری و آدرس غلط دادن و پرونده سفید کردن و صورت مسئله پاک نمودن دچار اشتباه فاحش محاسبه ای شده است . زیرا که برای سناریو سازی و وارونه گوئی کردن ناچار شده آنگونه داستان سرائی کاذب کند که گویا نه عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق حضور دارند .نه اینکه دخالت در اقدامات و عملیات تروریستی در عراق دارند ونه اصلاً یپوسته تلاش شده تاکه هرهچ بیشتر نظامیان آمریکائیان مقیم عراق کشته شوند تا که در نهایت موجب افزایش نارضایتی عمومی در آمریکا گردد که بقول رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه های تهران اقرار کرده بود که هم عراقا برای آریکا ویتنامیزه خواهیم کرد و هم اینکه دذعان و اعتراف کرد که کار مردم آمریکا فقط تحویل گرفتن جنازه و مجروح نظامیان آمریکائی از عراق شده است . اکنون سرمقاله نویس بطور ناشیانه اعتراف کرده است که "بدون تصادفي نيست كه ناامني ها در عراق دقيقا و عموما در همان مناطقي رخ داده و مي دهد كه نظاميان آمريكا و نفرات متعلق به شركتهاي باصطلاح امنيتي آمريكا مستقر شده اند. "یعی بطور شفاف پذیرفته و اعتراف کرده است که پیگیری همان سیاستی ی باشد که توضیح داده شد و در ادامه پرسش کرده و افزوده "آيا اين پديده نشانگر وجود طرحي براي ايجاد عمدي ناامني و دامن زدن در عراق بمنظور توجيه حضور نظامي آمريكا و اثبات ضرورت ابقاي اشغالگران در عراق نيست" ! یعنی اینکه عذر برتر از گناه آورده است که مدعی شده عمداً نظامیان آمریکائیان در عراق به کشتن داده می شود تا که هم بها نه به رقیب دمکرات داده شود تاکه برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری علیه ی حزب جمهوریخواه بوش داشته باشد . مهتر اینکه سوژه هم به دستگاه تبلیغات وارونه گوی رژیم تروریستی آخوندی داده شود تا که فشار بیشتر بر نیروهای نظامی مشتقر در عراق وارد کند که می باست عراق را ترک کنند تا اینکه بتواند وانمود کند که چون عراق ناامن می باشد پس می بایست که نیروهای نظامی آمریکا در عراق بمانند. بهر حال اینگونه تلاش یأس آور و آویزان به نخست وزیر دست نشانده ی رعاق شدن که جایگاه خودش متزتزل می باشد همچنین آزمایش موشکی دور برد سپاه پاسداران و بزر گ نمائی کردن ودست به تبلیغات کاذب و تهدید آمیز زدن حایت از بحران ی و وخیم بودن پرونده ی هسته ای و چشم انداز تیره و تار رژیم تروریستی آخوندی می باشد که از هر مان دیگر بیشتر به بحران سازی و جنگ افروزی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای منطقه از جمله عراق می باشد. مشروط بر اینکه اگر سرمقاله نویس دلش خیلی به حال مردم عراق می سوزد ابتد باید برادری خودش را نسبت به مردم ایران ثابت کند که چگونه در زیر فشار روز افزون تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری و رشد شکاف عمیق طبقاتی شرایط بسیار طاقت فرسائی را تحمل می کنند ؟
همچنانکه اگر رابطه با آمریکا داشتن بسیار بد است چرا به جای سئوال کردن از رقیب که دلال و جاسوس دو جانبه هوشنگ امیر احمدی در هتل استقلال تهران چه می کند؟! خودش زحمت می کشید ودلیل عفو عمومی دادن و دعوت از وی به تهران کردن وبا مقامات دولتی دیدار و ملاقات داشتن را تشریح می داد. ناگفته نماند که پاسدار احمدی نژاد در سفر به بغداد خودش اعتراف کرده است که با دو فرمانده ی نظامی آمریکاعکس یاد گاری گرفت . زیرا که گفته این دو گفتند که احمدی نژاد توی قلب اینان جای دارد . لابد بیان این خاطره و عکس یادگاری آن روی سکه و ترجمان و برگردان درست طرح ربودنش از سوی مقامات آمریکائی در عراق می باشد که به خاطر حفظ ورعایت مسائل اطلاعتی و امنیتی با تأخیر بیان شده است.
یکشنبه 23 تیر سال 87

هوشنگ � بهداد