نقد وبررسی " نو آوري و 2 جريان سياسي(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 20 شهریورماه سال1387
"نوآوری یعنی نگاهی بسیار سطحی یک طرف به 3 دهه گذشته با فراموش کردن مطالبات مردم وبازجوئی رقیب مغلوب برای قبضه ی قدرت دردهه ی چهارم "
سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس به شیوه گزینه برداری سطحی نوکی به وقایع تاریخی 3 دهه گذشته زده وبا شیوه ی بازجوئی کردن رقیب مغلوب دوم خردادی دست به تحلیل صورت مسله پاک کنی و تصویر مار کشی و مار نشان دادن زده است که شیوه ی رسمی تحلیل و مقایسه و قضاوت برای اهداف خاص است که دنبال می شود . چون برای امثال اینگونه قلم بر دستان به جز مخاطبان خاص مردم و مطالبات شان جایگاهی ندارند . زیرا که در رژیم تروریستی آخوندی مردم همچون صفرهای قبل از اعداد می باشند که ارزشی ندارند و نمی بایست تلزمانی که به اینان نیاز می باشد بها داده شود. مثل شرایط جنگ و یا نیاز سیاهی لشکر ها که مردم باید آماده ی حضور بر پای صندو ق های نمایش خیمه شب بازی های انتخاباتی � انتصابی شوند و تبدیل به تغییر و حرکت و جا به جائی صفر های سمت چپ اعداد به سمت راست منتقل شوند تا با رأی سازی های قلابی حماسه ساز مشروعیت برای رژیم نامشروع و ضد بشری ساخته شود .
بنابراین چون این مردم حق و حقوقی بیش از این ندارند . لذا پاسداران یادداشت روز نویس شدگان نیز به خود زحمت نمی دهند تا به شیوه ی رابطه ی علت و معلول یادداشت تنظیم کنند ووقایع را بررسی یا بیان و نقد کنند. بهمین دلیل است که قلم بر دست یادداشت روز نویس ذوق زده شده که چه خوب شد رژیم بربر منش و تاریک اندیش و ضد بشری 3 دهه دوام آورده است و از سال آینده وارد دهه ی چهارم بقای ننگین ونکبت بار خودش خواهد شد که وعده ی نوآوری کسب و قبضه و حفظ قدرت برای دهه چهارم داده است . حال در این 3 دهه چه گذشت؟ یا چه گفته یا قول ها به ردم ایران داده شد و در مقابل چه انجام و اجرا شد؟ وضعیت مردم ایران چگونه است مهم نیست ؟ یاچرا 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند؟ چرا تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری جای بردن نان بر توی سفره های خالی و ایجاد اشتغال را گرفته است ؟ یا چرا هرروز شکاف عمیق طبقاتی بیشتر می شود؟ یا اینکه چرا سرکوب و خفقان و زندان وشکنجه و دار و اعدام وبی عدالتی و تبعیض و رشوه و فساد همه گیرجای آزادی بیان وعدالت را گرفته است . باز هم مهم نیست؟ زیرا که یادداشت روز نویس می داند اگر اینگونه یادداشت تنظیم شود نه اینکه نمی تواند هر گز از رژیم جنایتکار عوامفریب و دینفروش و غارتگر و جنگ افروز دفاع و حمایت کند ، بلکه می باست شرم داشته باشد که در حمایت از این رژیم ضد بشری قلم فرسائی کند . زیرا که می داند در صورت بیان واقعیت وکتمان نکردن حقایق و بازهم دفاع کردن حالت تف و تاق و ریش برایش دارد. بهر حال یادداشت روز نویس برای دراز کردن رقیب دوم خردادی مغلوب تنظیم شده است.

همانگونه که اشاره شد چون تحلیل های پاسداران یادداشت روز شده یکسویه است و هدف خاصی را دنبال می کند که به رقابت و قدرت و ثروت و قبضه کردن و انحصاری نمودن آن ار تباط دارد که هیچگونه ار تباطی به مردم و مطالبات آنان ندارد . بنابراین پس از پرداختن مقدماتی روضه به نام تحلیل در دنباله گریز به صحرای کربالا زده شده ودر پایان منتهی به جنگ جناحی و باندی شده است . به خصوص که شرایط کنونی که فضا ملتهب از رقابت و تبلیغات پیرامون نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم می باشد . پس مشخص است که اشاره سطحی و گذرا در یک یا دوجمله به دسته و باندهای گذشته اشاره کردن در بستر برجسته کردن ارزیابی و بر زیر تیغ بردن رقیب دوم خردادی مغلوب می باشد که بایستی با شیوه ی پیاز و چوب خوردن و فاصله گیری اشان از مردم و بریده از انقلاب و اسلام و رهبریت کذائی وهم پیمان و عامل بیگانه وبی آینده بودن تند رو های مدعیان اصلاح طلبی ه اینگونه اتهامات متهم شوند . چونکه ناتوان از نو آوری می باشند. البته دشواری تعریف اصلاح طلبی و تفکیک کردن شان چنین از سوی پاسدار یادداشت روز نویس برجسته و تشریح شده است:
"اما دشواري تعريف در اين است كه اين تعريف در خلأ انجام نمي شود. هر نوع اهتمام به تعريف مساوي است با تعيين حد و مرز و قلمرو اصلاحات، و اين يعني مرزبندي در ميان مدعيان اصلاحات، كه شماري از آنها يا به دليل مقاصد ضد انقلابي يا مقاصد قدرت طلبانه مايل به آن نيستند. درعين حال بايد عنايت داشت جريان اصلي متولي اصلاحات، به خاطر هيجاني كه همواره بر او غالب بوده از ابتداي انقلاب در تعريف همخوان و مشخص از خود در رنج بوده است و نمونه هاي اين رنج را مي توان در مقابل قرار دادن چپ و راست، سپس ائتلاف با راست جديد در خرداد 76 و پس از آن اعلام انقضاي همين تقسيم بندي و مدكردن تقسيم بندي اصلاح طلب- محافظه كار و مجدداً متهم شدن بخشي از اصلاح طلبان به محافظه كاري و سپس بحث هايي نظير عبور از خاتمي و كروبي يا انتقاد خاتمي از رخنه گفتمان هاي كمونيستي و ليبراليستي در عناوين �چپ� و �اصلاح طلب� و �آزاديخواه� جست وجو كرد.آنچه اين روزها در اردوگاه آشفته اصلاح طلبان مي گذرد، فرع براين بحران مهم است و تا اين بازنگري و شفافيت به دست نيايد و نسبت اين جريان با نظام و حاكميت و انقلاب، اپوزيسيون، و قدرت هاي بيگانه مشخص نشود، بدبياري هاي 6 سال گذشته در 6 انتخابات تداوم خواهد داشت يا به تعبير آن نشريه اصلاح طلب، بايد منتظر خودكشي و انتحارها و پريدن هاي بي گدار از بام سياست و دادن تلفات و يا حداقل شكستن استخوان ها بود. و تا مسئله هويت حل نشود، نه مي توان از جبهه سخن گفت، نه از سر و سردار و فرمانده و نه از سرباز و فرمانبر و عقبه اجتماعي. وضعيت فعلي همان است كه زماني برخي اصلاح طلبان گفته بودند �كار هدايت تشكيلات اصلاح طلبان، گله باني گربه هاست� يا �در جبهه اصلاحات هر شخص يا حزب خود يك ژنرال است، ژنرالي بي قشون و لشكر�.امروز همان گونه كه وزير اطلاعات دولت خاتمي (علي يونسي) از بيماري در جبهه اصلاحات سخن مي گويد و هشدار مي دهد �من بارها به برخي احزاب اصلاح طلب گفتم كه شما نمي توانيد هم حاكم باشيد و هم اپوزيسيون. هم در دولت هستيد و هم مي خواهيد اپوزيسيون باشيد�، محمد ملكي عضو گروهك جبهه ملي و نزديك به گروهك منافقين هم از آنها مي خواهد تكليف خود را با نظام يكسره كنند وگرنه ديگر اپوزيسيون تلقي نخواهند شد! يا نهضتي ها و روند جدايي ها و... از آنها مي خواهند تكليف خود را با قانون اساسي و ولايت فقيه و خط امام روشن كنند.اصلاح طلبان اگر به انقلاب و خط امام و قانون اساسي و ولايت فقيه باور دارند، بايد به اين باور برسند كه اگر به رخوت افتاده و بي رمق و اثر شده اند، حاصل كولي دادن به طفيلي هايي است كه حيات انگلي خود را صرفاً با همين آويزان شدن و ارتزاق از موقعيت و حيثيت اصلاح طلبان دوام بخشيده و تاريخ مصرف خود را تمديد كرده اند. جريان موسوم به اصلاح طلبي بدون درمان اين عفونت راه يافته در رگ و خون و جان خويش، ديگربار نخواهد توانست به عرصه سياست و اثرگذاري در آن بازگردد يا حداقل از دادن هزينه هاي غيرضروري پرهيز كند. آنها پس از يك دهه كارگري در خدمت ديگري و نان خود بر سفره اپوزيسيون گذاشتن و با منت و توهين خوردن، بايد كه آقاي خود باشند تا مردم و نظام هم بتوانند روي آنها حساب باز كنند."
درخاتمه اینکه بررسی 3 دهه گذشته یعنی فراموش کردن دربست مطالبات مردم وکالبد شکافی جریان مدعی اصلاح طلبی است که باید افزود هر گز این اصطلاح اصلاح طلبی همچون آزادی وعدالت نه راس کار این رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و جنگ افرز و ضد بشری و آزادی کش است و نه به آن می چسبد . زیرا مگر 3 دهه زمان کمی است که اگر ظرفیت اصلاح شدن داشت انجام می گرفت ومنقبض تر نمی شد . مگر در رژیم تغییر و اصلاج نپذیر امکان دارد که به زور اتهام اصلاح طلبی بهش بست؟ چونکه کیفی ترین نیروهای خالص همین رژیم ضد بشری تروریستی که در خدمتش بوده اند . چون به این باور رسیدند اگر چنانچه درون رژیم نتوان دست به مانور زد و تاکتیکی با عناوینی همچون اصلاح طلب بازی مانور داد و اپوزیسیون حکومتی ساخت. هر گز امکان بقای رژیم تروریستی آخوندی نمی باشد. ولی مدتی است که اینان مورد انواع و اقسام اتهامات واقع می شوند. چون جنگ اصلی پیرامون قبضه ی کامل قدرت و ثروت است. بنابراین آیا این رژیم می تواند نو آور باشد؟ پاسخ منفی است. البته آنگونه نو آوری و شکوفائی اقتصادی شعاری و وارونه دارد که لوطی جمارا ن آن رادر پیام نو روزی خود و سال هم بهمین عنوان نامیده شده دارد که جز خبر های روزانه ی مرگ و میر و نیستی و سیل و ویرانی و خاموشی برق و محرومیت و تورم وگرانی و فقر و بیکاری و افزایش اعدام ها ودار زدن ها و خفقان وارعاب و وحشت در جامعه چیز دیگری نمی باشد . از سوی دیگر یادداشت روز نویس پاسدار ضمن مشخص کردن نتایخ انتخابات از قبل و نقل قول کردن از لوطی جماران که گفته است مجلس هم همچون دولت باید تا 4 و 5 سال دیگر به کار خودشان ادامه دهند. یک نسخه نوآوری برای باندهای مافیائی جریان اصول گرای صادر کرد و گفت با فاصله گرفتن بیشتر از دوم خردادی ها و بهم نزدیک شدن برای آمادگی شرکت و حضور در خیمه شب بازی نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم آماده باشید وخودتان را برای دهه چهارم در قدرت بودن مهیا کنید .چون اینگونه نمایش خیمه شب بازی های نمایشی انتخاباتی ادامه دارد که جای نگرانی نیست، بلکه تلاش برای نوآوری چگونگی حفظ قدرت مهم است که می بایست به این نو آوری و حفظ آن فکر کرد و بسیج شد.
هوشنگ -بهداد
چهار شنبه 20 شهریورماه سال1387
نقد و بررسی "كژ راهه!"روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 20 شهریور ماه سال 1387
"خشت اول چون نهاد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج"
ملای سرمقاله نویس بدون آنکه نامی از زنده یاد طالقانی در سرمقاله خود ببرد و یا به آن اشاره کند که روز گذشته سالگردش بود. ولی در عوض به سراغ راس پوتین معدوم شده بهشتی رفته و با قبرستان کهنه شکافتن نقل قول جمله ای از وی کرده که بیش از حد تکرار شده است . البته درست بیان کردنش می بایست جای دو فعل جمله ی کوتاه شفیتگان خدمت ونه عاشقان قدرت عوض شود. یا اینکه فعل منفی دوم را مثبت ادا کردن تصحیح نمود . زیرا که این شعارتاکتیکی عوامفریبانه جریان مافیائی حاکم است که به عنوان دست آویزشدن به این جمله قبل از قدرت گیری و یک دست شدن نظام از آن استفاده می شد وخطاب و روی سخن به رقیب گفته می شد ما شیفتگان خدمتیم ونه همچون شما عاشقان قدرت؛ اکنون نیز از سوی سرمقاله نویس که خودش نیز جزو همین دار و دسته ی موسوم به مدعیان اصول گرایان می باشد این جمله ی بهشتی را برای حاکمان و یا مخا طبین خود بکار برده است تا به اینان تفهیم کند که چرا شیفته ی قدرت شدید به جای اینکه عاشق خدمت باشید؟! غافل از آنکه از اساس آخوندهای انگل و زائد و غیر مولد همینگونه هستند . زیرا که اینان از گذشته های دور یا به دربار و خلاف آویزان بوده اند یا اینکه آبشخورشان و ممر در آمدشان فئودال ها و ما لکین و یا بازاریان بوده است . زیرا که معادله ی دین فروشی و دنیا خریدن ابزار کارشان است . بسیار کم از این قشر غیر از اینگونه بوده است . زیرا که می بایست یا از دیار خود تعبید می شدند یا اینکه سر در راه باور خود می بایست می دادند که کاار هر رهرو صدیق و رندی نیست.
البته خصلت عوامفریبی و دروغ گفتن وشیاد گری و تصویر مار کشیدن و مار نشان دادن جزو خصوصیات این قشر می باشد . حال تصور کنید اینگونه لاشخوران 3 دهه است که قدرت را در اختیار خود گرفته اند و چنگ بر منابع و ذخایر این کشور بزرگ انداخته اند. بنابراین مشخص است که می بایست همان اقدامات جنایتکارانه و عملیات خیانتکارانه ای اتفاق می افتاد که در 3 دهه گذشه با شخم زدن ایران اینان انجام داده اند . عجیب است که این جماعت هر دوتائی اشان همچون هوو برای هم دیگر می باشند وچشم دیدن هم دیگر را هم ندارند .

اکنون پرسش است که آیا اینان می توانند عاشق قدرت نباشند و شیفتگان خدمت باشند؟ اگر چنین بود چرا خمینی زد بر زیر قولش که گفته بود آخوند ها هر گز حکومت نه خواهند کرد را بطور وارونه شیادانه و دجالانه مطرح و سپس عمل کرد؟ زیرا که هدف و معنی درست و اصولی اش این بود که اینان به انحصاری کردن قدرت و غارتگری منابع و ثروت کشور با شرکایشان چیزی کمتر نمی خواهند و عاشق خدمت بودن یک تاکتیک عوامفریبانه برای سیاه کردن مردم وحذف سایر رقبا از صحنه بوده و می باشد.
فراموش نشود که ملای سرمقاله نویس این عنوان را از راس پوتین رژیم تروریستی آخوندی به این دلیل نقل کرده است که تلویحا به باند مافیائی حاکم به خصوص پاسدار احمدی نژاد و فامیل و معاونش رحیم مشائی پیام دهد که اگر چنانچه شیفتگان قدرت نمی باشید . باید شهامت و صداقت اشتباه داشته باشید تا که اعتراف کنید اشتباه کرده اید؟

برای اینکه چرا رحیم مشائی گفته است ملت ایران وآمریکا و اسرائیل دوست هستند ؟البته گذشته از عملکرد دولت ها هیچ دلیل ندارد که ملت های کشور ها با همدیگر دوست نباشند . زیرا که مرم در حکومت نمی باشند که می بایست مسئول و پاسخگوی عملکرد دولتمردان باشند . مثلاً اینکه به مردم ایران چه ارتباطی دارد که یک آخوند دو زا ری خلیفه شده که بیست و چهار ساعته پای بساط منقل نشسته است و از بهترین غذاها با کیفیت بالا استفده می کند و هر چه می خواهد غارتگری می کند و در اختیار سپاه پاسداران است که 3 دهه است این ارگان فاشیستی هم دستش در ریختن خون مردم ایران و اقلیت های قومی و مذهبی آلوده است . هم اینکه موجب ادامه ی 8 سال جنگ ضد ملی و ضد میهی شد و بیشمار نو جوانان را به عنوان یکبا ر مصرفان ومین پاک کن های جبهه های جنگ برروی میادین جنگ فرستاد و در غاتگری آنگونه فعال بوده است که تمام فرمانده هانش جزو سرمایداران مهم کشورمی باشند و در شیخ نشینان سرمایه گذاری های سنگین کرده اند . یکی از اینان مشاور اقتصادی پاسدار احمدی نژاد می باشد. دیگری پاسدار محسن رضائی است که مافیای وارد کننده ی سیگار قاچاق خارجی است . یعنی بنا بر گفته ی خمینی اینان همان خرانی می باشند که اکنون صاحب اقتصاد شده اند که لیست بخشی از اسامی اینان را عباس پالیزدار در دانشگاه همدان افشا کرد که همین سرمقاله نویس نخالف سر سخت این افشا گری بود .

بنابراین هیچ منطق و عقل سلیمی نمی پذیرد که عملکرد اینان و سایر دولتمردان وار گا ن های سرکوبگر را به حساب مردم یا ملت ایران گذاشته شود که اکثریت آنان در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند ودر گیر هیولای تورم وگرانی و غول فقر و بیکاری می باشند که حاکمان مسبب آن می باشند وبه ملت ایران تحمیل نموده اند.
لذاملای سرمقاله نویس نمی داند که با اینگونه توجبکاری و تفکیک کردن خمینی و بهشتی معدوم از سایر پیروان خمینی که حاکم می باشند با همدیگر فرق دارند. برای اینکه این شیوه همچون چوب برداشتن و بازی کردن وبیشر بو گند در آوردن آن چیز بد بو است . زیرا که گفته می شود خشت اول چون نهاد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج . شرایط کنونی ادامه ی همان مسیر ی هست که خمینی و بهشتی و امثالهم بنیان نهادند. با این اختلاف که آن زمان چون آخوندها تازه قدرت گرفته و آزمون پس نداده بودند ومردم ایران شناختی از ماهیت اینان نداشتند که چه جانوران عجیب الخلقه ای می توانند باشند به اینان اعتماد کردند . و برای شناخت اینان نیاز به زمان لازم بود . آنهم زمان بسیار طاقت فرسا و پر هزینه ای برای مردم ایران در بر داشتهاست تا که شاهد باشند چگونه صادقانه و نا آگاهانه به این شبه انسان ها اعتماد کردند وچه نصیب شان شد؟

درخاتمه اینکه مشتی فسیل و متحجر خرافه پرست شریک دزد و رفیق مراجع جا زده شده و بر دور اینان دیوار کشیده ودر هاله ای از تقدس مآبی پیچانده شده اند تا که دیگران جرأت انتقاد کردن به اینان را نداشته باشند .همچون مکارم شیرازی که آقازاده های وی در کنار آقازاده های آخوند دزد انگلیسی مصباح یزدی به دلیل در یافت حواله جات ومجوز دولتی واردات شکر را در اختیار خود داشتند و شکر ارزان وارداتی با نرخ وارز دولتی را با اختلاف قیمت بالا در بازار آزاد بفروش رساندند که نه اینکه پول های نجومی و باد آورده ی بسیار کلان بر جیب خود زدند ، بلکه موجب ورشکستگی کار خانه ینیشکر هفت تپه خوزستان شدند که چندین ماه است که کار کاگران این کار خانه یا حقوق ریافت نکرده یا اخراج می شوند یا اینکه تحصن و اعتراض می کنند. اینگونه اجحافات به کارگران اصلاً برای سرمقاله نویس مهم نیست . اما چون یک قلمزن سابق همکار روز نامه ی پرونده ساز کیهان سرباز جو حسین شریعتمداری به نام نوری زاد که به مکارم شیرازی گفته است بالای چشمان تو ابروست . اگر چنانچه وی خودی نبود چشمانش را در می آوردند. یا اینکه چرا در روند رقابت قدرت و ثروت میان باندهای مافیائی حاکم با مغلوب که وجود دارد . چون فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت به بخشی از غاتگری های رفسنجاتنی و اعضای خانواده ی وی اشاره کرده است و چون سرمقاله نویس از رفسنجانی حمایت و دفاع می کند وی را نیز بر زیر تیغ پرسشگری و توهین و تهدید برده است که چرا از عصر آلوده و بد نام رفسجنانی حمایت می کند؟ اکنون سرمقاله نویس جیغ و فغان راه انداخته وننه من غریب بازی در آورده است و از شیفتگان خدمت ونه عاشقان قدرت نقل قول کرده است . اگر نه آنجا که حق مردم به فجیع ترین وجهی پایمال می شود هیچگونه خط کشی ومرز و اختلاف واعتراضی در میان نیست . بهممین دلیل گفته شد که این جماعت شیتفگان قدرت و عاشقان انباشت ثروت و انحصار کردن آن می باشند.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 20 شهریور ماه سال 1387
نقد وبررسی " پاكستان، چشم انداز قرار يا بي قراري (يادداشت روز)"روزنامه ی کیهان سه شنبه 19 شهریورماه سال -1387
طرح دخالت گری و نا آرام سازی در پاکستان ودامن زدن به آن برای بستر سازی کردن سر نگونی دولت آصف علی رزداری یا مهیا کردن شرایط ترور وی"
به دلیل ماهیت ضد بشری رژیم تروریستی آخوندی که برای مردم ایران و مطالبات شان هیچ جایگاهی قائل نیست. از سوی دیگر بد لیل دپیلماسی صدور تروریستی و بنیاد گرائی و دخالت گرائی در امور داخلی سایر کشور ها به خصوص کشور های همسایه که جزو رمز ماندگاری رژیم تروریسی در 3 دهه ی گذشته بوده است . بنابراین اکنون پاسدار عراقی یا لبنانی یادداشت روز نویس شده پیرامون رئیس جمهور شدن آصف علی رزداری همسر بی نظیر بوتوی ترور شده پیرامون این موضوع قلم فرسائی کرده و تحلیل داده که مشخص نیست اینگونه تحلیل را از کدام پستوی حجره ی جوزه ی علمیه ی قم بیرون کشانده یا اینکه از بایگانی طبقه بندی شده سپاه پاسداران بیرون کشانده که مدعی شده است آمریکا خواهان دولت ضعیف در پاکستان می باشد تا زمینه ی دخالت نیروی خارجی در این کشور فراهم گردد .
آخر مگر امکان دارد کشوری که همسایه ایران است که شبانه روز تلاش می کند به سلاح هسته ای دسترسی یابد و تهدید به نابودی اسرائیل می کند و خواهان تغییر مدیریت و ساختار جهان است با کشور پاکستانی که دارای بمب اتمی می باشد که همجوار هند است که این کشور هم دارای زراد خانه ی هسته ای می باشد که همسایه چین است که این کشور هم مسلح به سلاح اتمی می باشد . بنابراین با تنشی که چندین سال است که در نوار مرزی میان هند و پاکستان وجود دارد . از سوی دیگر در گیر با طالبان در افغانستان می باشد . چگونه می شود پذیرفت که در چنین شرایط حساس و خطرناکی آمریکا خواهان دولت ضعیف در پاکستان باشد ؟
باید گفت که اتفاقاً یادداشت روز نویس عمداً وارونه گوئی و فرا فکنی کرده است . یعنی کشوری که خواهان دولت ضعیف با تنش های درونی ونا آرامی پاکستان می باشد نه آمریکا و انگلیس که فقط رژیم تروریستی آخوندی می باشد. برای اینکه هر گونه بی ثباتی و نا آرامی و آشوب در کشور های همسایه و منطقه فقط به نفع رژیم تروریستی آخوندی می باشد که خواهان ادامه چنین فضائی در پاکستان می باشد . زیرا که برای بقای ننگین 3 دهه و سیاست و دیپلماسی اش مسلح به صدور ترریسم و بنیادگرائی و دخالت گرائی در امور داخلی سایر کشور ها با اقدامات تروریستی می باشد . چونکه جزو ماهیت و ساختار وجودی اش می باشد.

ناگفته نماند به دلیل اینکه حکومت استبدادی مذهبی عریان در ایران حاکم می باشد . بنابراین حاکمان غارتگر و دزد و عوامفریب و جنگ افروز نه خواهان ثبات و نه دوستدار و علاقمند دولت های دمکراتیک و چند صدائی و سکولار در همسایگی می باشد. زیرا که اینگونه حکومت ها را برای خود سهم مهلک وخطر ناک می داند. برای اینکه می تواند تهدید جدیدی برای دیکتاتوری عریان مذهبی در ایران باشد. اما پاسدار غیر ایرانی و وامدار یادداشت روز نویس با آدرس غلط دادن و برای جا انداختن رژیم یک دست شده و منقبض و سرکوبگر کنونی که در ایران حام است که به ز قلم بر دستان روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی سرباز جو حسین شریعتمداری هیچکس دیگر جرأت دفاع کردن از دولت جراحی شده ای ندارد که مدعی عدالت محور و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران است. چونکه در 3 سال گذشته عملکرد و راندمانش تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و رشد فقر و بیکاری برای مردم ایران بوده است. لذا مشابه چنین دولت میتبد و سرکوبگری را برای پاکستان ترجیح می دهد تا اینکه دولت ائتلافی غیر مذهبی در پاکستان بر سر کار باشد . زیرا که دولت ائتلافی را دولت ضعیف ودست نشانده ی خارجی دانسته و دولت کنونی پاکستانی را اینگونه مقایسه کرده است . زیرا که ژنرال پرویز مشرف استعفا داد و پاسداران کودتاگران خاموش و خزنده در ایران یتیم شده واحساس تنهائی می کنند . در همین رابطه است که از موضع فضولانه و دخالت گرایانه در امور داخلی پاکستان یااداشت روز نویس تحلیل مورد نظر سرباز جو حسین شریعتمداری مدیر مسئولش تهیه و تنظیم کرده است.
در دنباله پاسدار تروریست قلم بر دست تحلیل داده است که دولت اخیر پاکستان اگر با آمریکا مخالف نباشد البته آن سوی معادله را بیان نکرده است که می بایست رابطه نزدیک با رژیم تروریستی آخوندی داشته باشد تا اینکه همچون افغاستان و عراق بشود با آمریک مبارزه کرد و جنگید . در غیر اینصورت پاکستان دستخوش نا آرامی های داخلی خواهد شد . یعنی اینکه تلویحاً پذیرفته است که رژیم تروریستی ازطریق عوامل خود پاکستان را نیز اینگونه نا آرام و بی ثبات خواهد کرد:
"- پاكستان در دوره زرداري دوره اي پرالتهاب را سپري خواهد كرد چرا كه از يك سو بر ميزان دخالت آمريكا و انگليس در اين كشور افزوده مي شود و از سوي ديگر شورش هاي داخلي به قصد عقيم گذاشتن سياست آمريكا در پاكستان فزوني مي گيرد. اين شرايط دولت زرداري را با دشواري هاي زيادي مواجه مي كند چرا كه از يك سو نمي تواند �شاهد غير مسئول� در رخدادهاي امنيتي- ترورها و انفجارها- باشد و از سوي ديگر نمي تواند بطور جدي با آن به مقابله برخيزد چرا كه زرداري در يك �روند توافقي� ميان آمريكا، انگليس و نيروهاي داخلي بر سر كار آمده است. شرايط آينده زرداري شباهت زيادي به شرايط فعلي حامد كرزاي رئيس جمهور توافقي افغانستان دارد. از همين رو بي بي سي بلافاصله پس از انتخاب زرداري به رياست جمهوري گفت: �بسياري در پاكستان نگرانند اين كشور در زماني كه لازم است اقدامات فوري براي حل مسايل اقتصادي و رويارويي با جنبش تندروي اسلامي اين كشور صورت گيرد با خطر بازگشت به شرايط سياسي گذشته و حملات شخصيت هاي سياسي اين كشور به يكديگر روبروست.� در اين بين يك نكته اساسي وجود دارد؛ تجربه پاكستان نشان داده است كه در شرايط التهاب دولت هايي كه به نيروهاي نظامي تكيه دارند، توانايي و توفيق بيشتري براي غلبه بر التهابات دارند. دولت زرداري چگونه مي تواند ميان خود و ارتش پل بزند؟ در پاكستان مخالفت با افراط گرايي مذهبي با مخالفت با نفوذ آمريكا همراه مي باشد. اكثريت مردم اين كشور با طالبان و شبه نظاميان ايالت سرحد مخالفند و همين مردم با استيلاي آمريكا بر كشور خود نيز مشكل دارند. دولت آصف علي زرداري در شرايطي مي تواند افراط گرايي مذهبي را مهار كند كه مخالفت او با گسترش نفوذ آمريكا براي مردم پاكستان به اثبات رسيده باشد. اگر زرداري براساس مدل و خواسته آمريكا بخواهد با افراط گرايي مذهبي مقابله كند خود را روياروي توده هاي گريزان از افراط گرايي نيز مي يابد و اين ماندگاري دولت او را با دشواري مواجه مي كند. خبرگزاري فرانسه يك روز پس از انتخاب زرداري نوشت: �زرداري كه هوادار غرب شناخته مي شود، تعهد كشورش را در كنار آمريكا در جنگ با تروريسم زير سؤال نمي برد. اين در حالي است كه مردم پاكستان با سياست واشنگتن مخالفند.�"

درخاتمه اینکه آنچه مسلم است همانگونه که قید شد رژیم تروریستی آخوندی هرگز خواهان حکومت های دمکراتیک یا غیر مذهبی در کشورهای همجوار و منطقه نمی باشد. بهمین دلیل در عراق و ترکیه و پاکستان و� دخالت گری می کند . به خصوص اینکه طبق ادعائی که پاسدار یدداشت روز اعتراف کرده است که دولت آصف علی زرداری موجب حضور پررنگ انگلیس و آمریکا در این کشور می شود که حلقه ی محاصره ی رژیم تروریستی از سوی آمریکا تنگ تر می شود و پیگیری اهداف هسته ای سخت تر می شود ودر صورت جنگ در فشار ومحاصره بیشتری واقع می شود . از سوی دیگر همانگونه که کمک به فضای سازی ترور بی نظیر بوتو در پاکستان فراهم کرد . با تهدیدی که این پاسدار یادداشت روز نویس کرده و از ارتش حامی ژنرال مشرف حمایت کرده و تأکید بر افزاش نا آرامی ها در پاکستان در دوران رزداری کرده است . هیچ بعید نیست که در تلاش گسترده ی اقداملات تروریستی و نا آرام سازی از طریق عوامل خود در پاکستان دست بزند تا زمینه ی ترور رزداری یا بر کناری وی فرام شود و دو باره یا ژنرال مشرف یا جریانات دیگر نزدیک به رژیم تروریستی در پاکستان برروی کار آید . برای اینکه ترجیح داده می شود که بی ثباتی و نا آرامی تا ثبات در پاکستان حاکم باشد.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 19 شهریورماه سال -1387
نقد و بررسی " سرپوش گذاشتن بر ناكامي هاي صهيونيست ها" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 19 شهریورماه سال -1387
"عجیب است آسمان وریسمان بر هم بافته می شود و تحلیل و تفسیرهای حوزوی داده می شود تا که بطور مستقیم و غیر مستقیم از پروژه ی هسته ای دفاع شود!"
گیر دادن به صهیونیست ها و بازی کردن و مانور دادن با آن چند هدف و منظوره می باشد که در درجه ی اول دفاع از پروژه ی هسته است. فراموش نشود که بر خلاف شعار نابود باد اسرائیل قبل از دسترسی به سلاح هسته ای نه اینکه مبارزه کردن با اسرائیل و دفاع کردن از حق وحقو ق حماس فلسطینی و حزب الله لبنانی مطرح نمی باشد ، بلکه تنظیم اینگونه سر مقالات گذشته از بخش اساسی سیاست یا دیپلماسی خارجی صدور تروریسم و بنیادگرائی و دخالت گرائی در امورداخلی سایر کشورها که می باشد تاکه پاسخگوئی بحران های درونی و فشار های بیرونی داده شود . اما از سوی دیگر تهیه اینگونه سر مقالات مخاطب داخلی هم دارد . چونکه در این شرایط، تنظیم کردن اینگونه مقالات به بخشی از مبارزه ی ادامه دار رقابت جناحی و باند ها نیز مرتبط می شود. به خصوص پیرامون تقویت چاشنی انتقادات سنگین به رحیم مشائی می تواند ربط داشته باشدکه معاون پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور می با شد .

البته رژیم تروریستی آخوندی که بقای ننگینش با بحران سازی و صدور آن با ترور دوام داشته است. همچنین جائیکه در خطبه ی عید فطر سال گذشته لوطی جماران دشمنی علنی با روند صلح خاورمیانه و کنفرانس آناپولیس در آمریکا را مطرح و هویدا کرد و اخطار کرد هر رهبر کشور خاور میانه دراین کنفرانس حضور یابد موقع بازگشت از کنفرانس آناپولیس در کشور های خودشان با نا آرامی مواجه خواهند شد . مشخص است در شرایطی که بودجه های زیادی به حزب الله لبنان و حماس اختصاص داده شده و نفت های مجانی و ارزان قیمت در 3 دهه ی گذشته به سوریه داده شده تا که هم پیمانانی در منطقه راستای اهداف خودش در شرایط ویژه داشته باشد تا از طریق اینان در منطقه جنگ افروزی و بحران سازی کند و بتواند در پس آن اهداف مشخص دسترسی به سلاح هسته ای و تشکیل امپرتوری بزرگ منقطه را دنبال کند . بنابراین اکنون که سوریه روند مذاکره صلح با اسرائیل را دنبال می کند تا که به تواند بلندی های جولان را از اسرائیل باز پس به گیرد. اینگونه اقدامات نمی تواند هر گز خبر خوشآیندی برای سران رژیم تروریستی آخوندی باشد ، به خصوص اینکه دولت فرانسه نیز با پروژه ی هسته ای مخالفت می کند و مسئولیت سنگین روند صلح و تشکیل دولت دمکراتی فلسطین را بر عهده گرفته است که دو مین خبر نا خوشآیند برای رژیم تروریستی آخوندی می باشد که می بایست تلاش مضاعف برای تخریب هر دو مورد کند . از سوی دیگر اکنون که در دمشق پایتخت سوریه نشست دو جانبه با حضور رئیس جمهور فرانسه و نخست وزیر ترکیه و امیر قطر بر گزار شد و پیام تهدید آمیز ارسال می شود که در صورت عدم توقف غنی سازی با خطر تهاجم نظامی اسرائیل رو برو خواهد شد . لذا مشخص است که اینگونه نشست در پایتخت کشور هم پیمان و ارسال کننده چنین پیام بسیار زجر آور می باشد. پس می بایست که آنگونه سرمقاله تهدید شود که معکوس این شرایط باشد .

همینطورمشخص نیست در شرایطی که در داخل اوضاع بهم ریخته شده است . آنگونه که معاون رئیس جمهور به اتهامات گوناگون از گروه فرقانی تا همگامی با صیونیست ها متهم شده است که چرا گفته است دوران جهانی شدن یک دین سپری شده است و افزوده ملت ایران با ملت اسرائیل و آمریکا دوست می باشد ولی بدلیل تضاد های باندهای مافیائی و رقبت ها در برابر هم صف آرائی کرده اند . زیرا که مجلس دکوری و انتصابی و کمدی هشتم علیه دولت جراحی شده لشکر کشی کرده است . از سوی دیگر مگر هنوز کسی هست تا که نداند ضریب نارضایتی عمومی چه میزان است و تورم و گرانی مهار نا پذیر چگونه بر این ضریب افزوده است که در صورت هرگونه جنگی همین که دیوار اختناق ریخته و شکسته شود.هر گز امکان کنترل موج نارضایتی عمومی نه خواهد بود . برای اینکه اولین جریانی که قالب تهی می کند همان ارگان های سرکوبگر می باشند . زیرا که هر جنگ دیگر هر گز نمی تواند که مشابه جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق باشد . زیرا که دیگر هیپچگونه ابهامی نسبت به عملکرد حاکمان جنایتکار و عوامفریب و دین فروش و غارتگر باقی نمانده است که چگونه جگ نعمت خوانده شده در حقیقت تبدیل به خیانت و جنایت شد و سر نوشت مردم و کشور را به کجا کشاند؟ از سوی دیگر شکی نیست که چگونه دین و دفاع از میهن تبدیل به ابزار قدرت و سرکوب و ثروت آخوندها و پاسداران و آقازاده های شان شده است؟ مهمتر اینکه پاسداران و بسیجیان دیگر ایدئولوژیکی از رژیم تروریستی آخوندی دفاع و حمایت نمی کنند ، بلکه از منافع اقتصادی خودشان دفاع می کنند که هرگز نه می خواهند همچون جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله با عراق تبدیل به یک بار مصرفان برای آخوندهای دزد و غارتگر ان حاکم و آقا زاده های اینان شوند .

در خاتمه اینکه چون مردم و ارگان های سرکوبگر تجربه 3 دهه عوامفریبی ها ودین فروشی های حاکمان را دارند . پس نه حاضرند بار دیگرآزموده را آزمون کنند و نه اینکه پاسداران و بسیجیان دیگر می خواهند آن شرایط یک بار مصرف بودن را برای غارتگران و آخوند های حاکم و شرکای شان تکرار کنند . بنابراین در بستر پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای و سیاست فرصت سوزی کیسه ی گشاد برای جنگ دوخته شده بی معنی است . همانگونه اشتباه و خطا می باشد که تصور کردن اینکه از طریق حزب الله لبنان یا حماس یا سوریه یا هر گونه دخالت گری دیگر در امور داخلی سایر کشور ها در صورت جنگ اینان می توانند کمک حال و مشکل گشا باشند و از طریق اینان می توان جبهه ای دیگر برای راه عبور گشود. چونکه جنگ کمی که کیفی و تکنولوژی می باشد که هر آنکه آن را در اختیار داشته باشد برنده ی نهائی می باشد که مطلقاً شبیه جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل نمی باشد . تازه اگر آمریکا فشار بر اسرائیل برای توقف جنگ و بمباران نمی آورد و ادامه می یافت چیزی از حزب الله و لبنان باقی نمی ماند که چپ و راست با این جنگ 33 روزه مانور داده می شود وبه پیروزی آن افتخار می شود وجنگ های بعدی نیز با این معیار ارزیابی می شود . زیرا رژیم تروریستی کاملاً فاقد سلاح و تسلیحات تدافعی و تهاجمی مدرن می باشد و فقط به برخی اقدامات تروریستی دل بسته است که با از بین رفتن شبکه های ارتباطی امکان استفاده از این روش هم امکان پذیر نمی باشد.
البته معضل بزرگ قطع نفت و عدم فروش آن و تأمین در آمد و پشتوانه است . زیرا که با نیاز 70 میلیار دلاری در سال و حاکم بودن تورم و گرانی خودش تبدیل به طناب دار برای رژیم تروریستی آخوندی تبدیل خواهد شد که نه دسترسی به سلاح هسته ای امکان پذیر است ونه اینکه امکان بقای رژیم وجود دارد . همانگونه که رژیم تروریستی آخوندی بدون دسترسی به سلاح هسته ای هم قادر به ادامه ی حیات نمی تواند باشد . زیرا که 30 سال است مطالبات مردم به تعویق افتاده است که با افزایش سرکوب و اعدام و دار شرایط انفجاری جامعه کنترل شده است که این شرایط نمی تواند زیاد دوام بی آورد و بالاخره دیر یا زود جامعه انفجاری منفجر خواهد شد.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 19 شهریورماه سال -1387
یاد خاطره یکی از ابر مردان و مبارزان تاریخ معاصر ایران آیت الله طا لقانی گرامی باد.
نوزدهم شهریور ماه سال گرد به حق پیوستن شادروان زنده یاد آیت الله طالقانی می باشد. به جرأت می توان گفت که تنها شباهتی که ایشان به آخوندهای حاکم داشت فقط لباس مشترک روحانی بود. زیرا که ایشان هر گز از نظر تفکر و اندیشه و مبارزات و آزادیخواهی نه شبیه اینان نبود ، بلکه نه خواهان حکومت مذهبی که حتی ولایت فقیه نبود و تأکید داشت که اگر روحانیون می خواهند جایگاه احترام خودشان را ر جامعه حفظ کنند بهتر اسا نه به قدرت نزدیک شوند، بلکه می بایست اینات به مساجد باز گردند . همینظور ایشان حکومت استبداد دینی را از بدترین نوع حکومت های استبدادی می دانست وچه درست و دقیق هم در این مورد پیش بینی کرده بود. فراموش نشود که بهمین دلیل بود که وی تحمل نشد . زیرا که بر خلاف اینکه گفتهمی شد رئیس شورای انقلاب است ولی آزار و رنجانیدن وی از همان ابتدا با ربودن فرزند ایشان شروع شد . ناگفته نماد به همت این بزرگوار و سفرش به سنندج بود که جنگ تحمیلی دولت مرکزی به کردستان فرو کش کرد . زیرا که در سنندج پیرامون شورا ها صحبت کرد و تأکید کرد که چه اشکال دارد در شورای شهر از دگر اندیشان و کمونیست هم باشند ؟ البته اینگونه نظرگاه در میان مرتجعان حلقه زده بر گرد خمینی شیاد سم مهلک و بسیار خطرناک بود . برای اینکه برای طرح خزیدن به قدرت و قبضه و انحصاری کردنش در تناقض و ضدیت آشکار بود.
بهرحال ایشان در صبح نوزدهم شهریور ماه سال 58 تا خبر مرگ ایشان شایع شد . بلافاصله دکتر کاظم سامی رهبر جاما (جنبش مسلمانان مبارز ایران ) با چشمانی اشکبار وارد دانشگاه تهران شد و بلند گوبر دست گرفت و با حالتی گریان فریاد زد پیام طالقانی شهادت است و شورا. یعنی اینکه پیام را بازتاب و منتقل داد که مرگ زنده یاد طالقانی طبیعی نبود. اما اکنون که گزارشگر روز نامه ی جمهوری اسلامی در این گزارش بازتاب داده شده است و به مختصری از بیوگرافی آیت الل طالقانی اشاره شده است تا شاید از این طریق برای خمینی شیاد کسب اعتبار شده باشد .
بنابراین پرسش است که چرا در این گزارش اشاره نشده است که رابطه ی آیت الله طالقانی و حمایت ایشان با زنده یاد دکتر محمد مصدق چگونه بود؟ چرا از حمایت زنده یاد طالقانی از مجاهدین سخنی به میان نرفته است؟ یا اینکه چرا اشاره نشده است که چرا ایشان با اصل ولایت فقیه در مجمع خبرگان و تصویب قانون اساسی مخالفت جدی می کرد و تازمانی که وی در قید حیات بود با اصرار مخالفت می کرد تا این اصل به تصویب رسانیده نشود . حتی به عنوان اعتراض با تکیه دادن به عصای خود در کف مجلس به جای صندلی و مبل نشست که این تصویر تاریخی و ماندگار اعتراضی تبدیل شد. شاید عدم اشاره به دلیل این واقعیت است که عملکرد ولایت فقیه در 3 دهه گذشته آنقدر و حشتناک است که هرگونه اشاره به این موضوع کردن همچون نیشتر بر غده ی چرک مزمن زدن و ترکاندن آن می باشد که سریع همه ی اندام را آلوده می کند. همچنین چرا از فرق کیفی قرآن در صحنه و تفسیر و تعبیر هائی که زنده یاد طالقانی در همان چند خطبه های کوتاه نماز جمعه ی تهران اوایل انقلاب در سال 58 کرد چرا یادی نشده است؟ لابد این مورد هم به خاطر این است که هنوز پس از 28 سال هیچک از امام جمعه های بدلی کوچک کله سیاه و سفید موقت امام جمعه های تهران توانائی یک نمونه مشابه را نتوانسته اند ناکه اجرا کنند. مهتر اینکه چرا به شیوه ی مرگ مشکوک ایشان اشاره ای نشده است؟ همانگونه که به چگونگی ربودن فرزند ایشان اشاره نشده است که ایشان به عنوان اعتراض برای مدتی تهران را ترک کرد. بهرحال یاد و خاطره این یکی از ابر مردان و مبارزان تاریخ معاصر ایران گرامی باد.
هوشنگ - بهداد
سه شنبه 19 شهریورماه سال -1387
نقد و بررسی " نگاه جبهه اي در گفتمان سياسي(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 18 شهر یور 1387
"قلم بر دستان یادداشت روز نویس هم به باندهای مافیائی خودی اخطار کرده هم اینکه رقیب دوم خردادی ها متهم وتهدید به افشا کردن همکاری با نیروی خارجی کرده تا سکوت کنند"
آخر این چگونه رژیم ضد بشری و بربرمنش وتاریک اندیش حاکم بر ایران می باشد که جز جنگ افروزی و دشمن شناسی بیرونی و دشمن تراشی داخلی حتی میان باندهای مافیائی جریان حاکم ندارد ؟ آنهم در شرایطی که نظام یک دست شده است و لوطی جماران در شب نمایش خیمه شب بازی مجلس کمدی و انتصابی هشتم روضه خواند و تأکید نمود که به نمایندگان مطیع و سر سپرده رأی بدهید تا که کمک حال دولت باشد و با آن در تعامل باشد . ولی اکنون میان دو نهاد مجلس کمدی و دکوری هشتم با دولت جراحی شده ی دولت مدعی عدالت محور و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران حاد شده و بالا گرفته شده است که قلم بر دست پاسدار یادداشت روز نویس اعتراف می کند که در 9 ماه به برگزاری نمایش خیمه شب بازی ریاست جمهوری اسلامی مانده دوران افتضاحات سیاسی می باشد. حال بماند که پس از افتتاح مجلس کمدی ودکوری هشتم سربازجو حسین شریعتمداری تاریخ بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم رادر تاریخ 7 خرداد اعلام کرد . ولی اکنون با زد وبند میان وزارت کشور و شورای نگهبان روز 22خرداد زمان نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری تعیین شده است تا که در 15 خرداد در سال مرگ خمینی به نفع پاسدار کمدی و گماشته احمدی نژاد یا نامزد مشابه تبلیغ و علیه نامزد رقیب مغلوب دوم خردادیی نیز تبلیغات منفی شود .

در دنباله سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس ضمن متهم کردن رقیب دوم خرداد ی های مغلوب به همکاری به دشمن بیرونی با ادعای مبنی بر اینکه اینان طرح برای شب برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات تدارک دیده اند که در حقیقت به خاطر این است که چرا اینان به عملکرد دولت انتقاد می کنند ؟همچنین برای زهر چشم گرفتن از اینان تهدید کرده است که این عامل خارجی بودن به موقع اسنادش رو خواهد شد . یعنی بطور آشکارا اعتراف به پرونده و سناریوی علیه رقیب دوم خردادی ها شده است تا که اینان از مخالفت کردن خود با دولت یا در حقیقت انتقاد کردن از پاسدار احمدی نژاد دست بردارند و اجازه دهند همچون دوره ی نمایش گذشته که بطور آسان طرح تدارک دیده شده ی تقلبات آرای انتخابات � انتصابات پاسدار احمدی نژاد انجام گرفت و نمایش حماسه آفریده شد ودوباره صحنه تکرار گردد . در غیر اینصورت اینگونه مورد تهدید سناریو سازی و افشاگری واقع خواهند شد:
"تكليف اصلاح طلبان با دولت روشن است. همه آنها مي خواهند دولتي با گفتمان و رفتار دولت نهم و به رياست كسي چون محمود احمدي نژاد به هر شكل ممكن از صحنه سياست ايران حذف شود و گمان مي كنند �هر چيزي� كه به جاي آن بنشيند �الزاماً بهتر� خواهد بود. هيچ نشانه اي در دست نيست كه اين نوع نگاه به دولت نهم در بين اصلاح طلبان تا لحظه انتخابات ممكن است حتي اندكي تغيير كند، برعكس تقريباً تمامي آنها تصور مي كنند كارآمدترين روش براي توفيق در انتخابات آينده اين است كه هرچه شديدتر و مؤثرتر به دولت حمله كنند (احتمالاً زماني به نادرستي اين سياست پي خواهند برد كه ديگر دير شده است.)به همين دليل است كه توقع انصاف و اخلاق در مواجهه با دولت از جانب ميراث بران تساهل و تسامح دوم خردادي فقط نوعي ساده انديشي و خودفريبي است و پيدا است كه تخريب همه جانبه و هماهنگ به عنوان يك دستور كار دائمي تا تب 22خرداد 88 ادامه خواهد داشت. مهم ترين مددكار اصلاح طلبان در اين راه هم بي ترديد عامل خارجي است كه ظاهراً براي شب انتخابات خواب هاي مفصلي ديده است و درباره آنها جداگانه بايد بحث كرد؛ ليكن همين حالا هم اگر كسي حوصله كند و فقط راس انتقادهاي جماعت اصلاحات چي از دولت را با آنچه غربي ها بويژه آمريكا و اسرائيل مي گويند مقايسه نمايد، با يك هماهنگي بالاي 90درصدي رو به رو خواهد شد. ممكن است بعضي چهره هاي اصلاح طلب كه اسناد توطئه چيني هاي ضدملي آنها هم اكنون موجود است و ان شاءالله زمان ارائه آن فراخواهد رسيد در مقابل اين سخن دوباره برآشفته شوند اما ضمن دعوت به آرامش تنها چيزي كه فعلاً خوب است گفته شود اين است كه چنين هماهنگي همه جانبه اي حتي اگر تصادفي باشد، تصادف قابل تاملي است."

در خاتمه اینکه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس به باندهای مافیائی درون جبهه ی حاکم مدعی اصول گرائی اخطار کرده است بهتراست آنانی که انتقاداتی به دولت نهم احمدی نژاد دارند باید که خرج و مسیرخودشان را با مدعیان اصلاح طلبان جدا کنند وبا اینان علیه ی احمدی نژاد دمخور نشوند . زیرا که نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات خرداد ماه سال آینده آخرین نمایش نه خواهد بود. یعنی اینکه اگر سهم می خواهید مطیع و تسلیم شوید . از سوی دیگر رقیب دوم خردادی ها را بازهم متهم کرده است که چرا بزدلی و ناتوانی قطع یارانه ها را خودتان خواهان آن بودید و شهامت اجرای آن نداشتید اکنون که پاسدار احدی نژاد شهامت اجرا کردنش را داشته است به آن انتقاد می گیرید و به طرح فرم اطلاعاتی تبلیغاتی � انتخاباتی گرد آوری شده ی اقتصادی خانوار که قرار است به جای کوپن مواد غذائی و کالاهای اساسی پول نقد یارانه به خانواده های فقیر و مستحق داده شود ایراد و انتقاد می کنید و دست به افشاگری زده اید و دست دولت را رو کرده اید که هدفش از این طرح گرد آوری یا خریدن آرای ااقشار محروم جامعه است و تورم و گرانی بیشتر نصیب محرومان می شود . البته همانگونه که پیوسته تأکید شده است .هدف از این رقابت و جنگ و نزاع میان باندهای مافیائی حاکم با رقیب دوم خردادی های مغلوب حفظ قبضه ی قدرت در بستر افزون کردن هرچه بیشتر ثروت می باشد . برای همین کوکترین اشاره ای به مطالبات و نیاز های مردم وکنترل و مهار و تورم و گرانی نمی شود.

هوشنگ-بهداد
دو شنبه 18 شهر یور 1387
نقد وبررسی " فرعون در عصر دموكراسي !" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه شهر یور ماه سال 1387
"بدون توجه به موضع چاپلوسانه پاسداراحمدی نژاد برای عادی سازی رابطه بامصر و سفر مقامات رژیم به مصر، به حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تهدید وتوهین شده است"
گفته می شود هر بد که به خود نمی پسندی با کس مکن ای برادر من . یا اینکه گفته می شود چیزی که عوض دارد گله ندارد . اکنون سئوا ل است عجیب است که رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و قرون وسطائی و جنگ افروز حق دارد که در امورد داخلی سایر کشور ها دخالت گری فضولانه کند و با سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی دست به اقدامات تروریستی و مخرب و آشوبگرایانه در کشورهای همجوار و منطقه بزند و ادعای برپائی امپراتوری بزرگ در خاورمیانه داشته باشد . حتی پس از باتلاق کردن عراق و سر زمین سوخته کردن لبنان و راه اندازی جنگ داخلی در فلسطین و حضور و دخالت گری در افغانستان دارد واز تروریست های حامی خودش دفاع و هم تبلیغ کرده وهم اینکه برای شان فیلم تبلیغاتی سینمائی می سازد. ولی باز تواقع دارد که پس از 3 دهه که از چنین سیاست ترور وخون سپری شده است و اقدامات تخریبی و تروریستی و دخالت گری وغائله آفرینی و آشوب طلبی و جنگ افروزی که انجام داده و افزایش هم یافته است . ولی احدی حق ندارد تا واکنش متقابل به مثل کند ونمی بایست که عکس العمل در کارباشد. اما اگر احیاناً اینگونه متقابل به مثل شد باید مستحق بدترین اهانت و توهین وتهدید ها مواجه شود . چه بسا که خونش هم باید مباح شود . بلی اکنون باکمال پرروئی ادعای طلبکاری شد واز موضع فرافکنی سرمقاله نویس مدعی فرعون در عصر دمکراسی شده است . در صورتیکه کاربرد دمکراسی همچون عدالت و آزادی در ایران جرم می باشد و مطرح کردنش نوعی همگامی با ستون پنجم دشمن و همسو شدن با دستگاه جاسوسی همان دشمنی می شود که گزارشگر همین شماره روزنامه گزارش به نقل از سا یت � الف احمد توکلی که رئیس کمیسیون پژوهش های مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم می باشد نقل قول کرد که قرار است دیگ چینی یا معاون رئیس جمهور کشور یا سرزمین ملقب به شیطان بزرگ بطور پنهانی در یکی از شهر های ایتالیا بامقامات رژیم تروریستی آخوندی دیدار داشته باشد .

همینطورسرمقاله نویس به تاریخ اختلاف میان رژیم با دولت مصر اشاره کرده است که از دوران پذیرش شاه از سوی انور السادات شروع شد چون شاه سرطان خون داشت در قاهره مرد و مدفون شد . البته در دنباله به دلیل انعقداد طرح صلح صلح انور السادات با اسرائیل، وی در سال 60 بدست خالد استانبولی ترور شد . ولی این تروریست برای ر ژیم تروریستی آخوندی تبدیل به قهرمان شد و خیابانی در تهران با نام وتصویرش بر گزیده ونامیده شد. سپس رابطه دول کشور به سردی گرائید . بلی بستن قرار داد صلح کمپ دیوید با اسرائیل یکی ا ز جرائم نور السادات رئیس جمهور مصر بود . اکنون نیز پس از اینکه چندین بار پاسدار احمدی نژاد از موضع حقارت خواهان بازگشائی سفارت همزمان میان دو کشور شد ولی دولت مصر نپذیرفت. البته گفته نشده است که پس از ساختن فیلم اعدام فرعون چگونه رابطه میان دو کشور تیره تر از گذشته شده است ولی در عوض اشاره کرده است که مصر در مورد 3 جزیره که امارات ادعای مالکیت آن را کرده است به نفع امارات موضع گیری کرده است و اخیراً نیز مدعی شده که سندی هست که گفته می شود که خوزستان و اهواز غصبی می باشد.

همچنین مشخص نیست که چرا سرمقاله نویس توضیح نداده است که اگر دولت مصر و حسنی مبارک آمریکائی می باشد و مصر رابطه با اسرائیل دارد که رژیم تروریستی آخوندی می خواهد آن را نابود کند . برای چه پاسدار احمدی نژاد چپ و راست التماس عادی سازی رابطه با مصر می کند؟ چرا پاسدار انگلیسی علی لاریجانی رئیس مجلس کمدی و انتصابی مجلس هشتم و غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس تشریفاتی هفتم و آخوند غارتگر دزد ناطق نوری مشاور لوطی جماران ورئیس مجلس پنجم به قاهره رفتند و با حسنی مباراک در سال گذشته دیدار داشتند و صحبت از عادی شد ن رابطه با مصر کردند؟ چرا سرمقاله نویس با کتمان کردن اما این واقعیات اینگونه ادعا کرده است؟
"واقعيت اينست كه حسني مبارك در طول 27 سال حكومت بر مصر به دستورالعمل تنظيم شده توسط آمريكا كاملا عمل كرده و در انجام دلالي براي صهيونيست هاو خصومت با جمهوري اسلامي ايران ذره اي كم نگذاشته است . دولت هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران در دو دهه گذشته بارها براي از سرگيري روابط سياسي با مصر اقداماتي كردند كه باقطع نظر از منطقي بودن يا نبودن آن اقدامات هر بار با وضعيت جديد و حتي امتيازخواهي هائي مواجه شدند كه رژيم بدهكار قاهره را در جايگاه طلبكار مي نشاند و در نهايت اين اقدامات به جائي نرسيد. "

درخاتمه اینکه سرمقاله نویس بدون آنکه بگوید چگونه شد که وی سخنگوی مردم ایران شده است؟ یا اینکه چگونه این حق ویژه به وی داده شده است تا که نماینده تام الاختیار ملت شود که از جانب آنان پیام داده است که ملت ایران خواهان ایجاد رابطه با رژیم آمریکائی � صهیونیستی مصر نمی باشد . از سوی دیگر پاسدار احمدی نژاد نیز خودش را سخنگو ونما ینده ی ملت می نامد و وی نیز از سوی ملت مدعی است که می بایست رابطه با مصر بر قرار شود؟ در صورتیکه اگر چنانچه یک برگزاری انتخابات آزاد در ایران انجام گیرد آنگاه مشخص می شود که این ملت که اینگونه نام شان مصادره شده است از ریشه و بنیان و اساس رژیم تروریستی آخوندی را قبول ندارد . البته واقعیت این است که رژیم نا مشروع و بربرمنش و ضد مردمی آخوندی چون بحران زا می باشد و بدون بحران و صدور ترور وبنیادگرائی قادر نیست به بقای ننگین خودش ادامه دهد . بنابراین بطور سیستماتیک می بایست یک بهانه برای بحران سازی داشته باشد تا بتواند پیرامون آن مانور داد . همچنین پیوسته تلاش مذبوحانه می شود تا یا پاک کردن صورت مسئله و فراموش کردن مطالبات مردم و نادیده گرفتن قدل های داده شده راه فرار از عوم پاسخگوئی دست و پا شود . یعنی تکرار تجربه ی سیاست سیکلی و تکراری 30 سال گذشته که همچنان با شیادی و عوامفریبی و جنگ افروزی تکرار تکرار شده وادامه دارد.
هوشنگ - بهداد
دوشنبه شهر یور ماه سال 1387
نقد وبررسی " استيضاح چرا ؟! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
"پاسدار حسین شريعتمداری تلویحا ً نمایندگانی که می خواهند وزیر آموزش و پرورش رااستیضاح کنند، تهدید کرده که اینکار را نکنند. "

به دلیل اینکه تخصص و تسلط سربازجو حسین شریعتمداری بازجوئی و شکنجه گری و اعتراف گیری و تنظیم کیفر خواست با بندهای اتهامی و تواب سازی می باشد . بنابراین یادداشت روزهایش نیز بر همین مبنا و اساس تهیه و تنظیم می شود . زیراکه گفته می شود ترک عادت موجب مرض است . پس بی جهت نیست که در دفاع از دولت و مخالفت نمودن با استیضاح کنندگان فرمول بندی یا همان کیفر خواست 11 بندی را به سبک بازجوئی زندان تهیه و ردیف کرده است تا اینکه در نهایت یا استیضاح کنند گان را تهدید به پس گیری امضاها یای شان کند تاکه دست از استیضاح کردن خود بردارند . یا اینکه ارزش کار شان را بی اعتبار کند. بهمین دلیل است که در ابتدای یادداشت روز با پس گیری تعداد امضاهای 82 نفر نمایندگان مجلس کمدی و دکوری و انتصابی شروع کرده است. از سوی دیگر این سربازجو بدون آنکه اشاره ای به بیش از ساله ی عملکرد کابینه ی جراحی شده ی دولت نهم کند . اما خطاب به لیست 82 نفر امضاء کنند گان پرسش کرده است که آیا 6 ماه زمان کافی و مناسب برای ارزیابی کار وزیر آموزش و پرورش می باشد ؟ یعنی اینکه در همان بند اول نمایندگان استیضاح کننده متهم شده اند که در پیگیری طرح استیضاح خود عجله کرده اند. تازه سرباز جوی مو از ماست کش حساب کرده است که از این 26 هفته زمان کاروزیر آموزش و پرورش 2 هفته تعطیلات نوروزی و 13 هفته تعطیلات تابستانی بوده است که این هفته ها از کل تفکیک کرده و نتیجه گرفته وزیر آموزش و پرورش 11 هفته وزیر بوده است که نمی بایست برای این زمان یک وزیر را استیضاح کرد . البته اگر با این منطق فلسفی و ریاضی مقایسه و نتیجه گیری نمود. می بایست پرسش کرد ا ز زمانی که پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور شده است . چه مدت در مسافرت های برون مرز و یا تور سفرهای داخلی بوده است؟ چه مدت نیز در دفتر کار خودش بوده وچه کرده است و در برابر شعار و قول هائی که به مردم ایران داده بود؟ از سوی دیگر چه مبلغ هزینه ی این سفرهای داخلی و خارجی شده است؟ حال بماند که چه تعداد وزارتخانه ها و برای چه مدت بی وزیر و سر پرست بودد؟ ز جمله وزارتخانه به قول آخوند احد جنتی امپرتوری نفت سخنگوی شورای نگهبان که مبلغ 6 میلیارد دلار در آمد نفت در همین ایام 3 ماهه مفقود شد وهیچ رد و اثر و خبری داده نشد . زیرا که به بیت جماران رفته بود.

همچنین چرا بدون مجوز مجلس ، دولت هرچه خواسته از خزانه ی دولت برداشت کرده است؟ مهمتر اینکه چرا سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با غارتگران و مفسدان و مافیای اقتصادی و دزدان بیت المال همچون حسین دین پرور سلطا ن شکر دزد و اسامی که عباس پالیزدار در دانشگاه همدان افشا و اعلام کرد اینگونه دقیق برخورد نمی کند؟ همانگونه که گفته شد سربازجو حسین شریعتمداری به شیوه ی بازجوئی و فلسفه حوزوی خر و خرما خواستن و توبره و آخور خوری با صدور کیفرخواست تحلیل می دهد اینکه هم 13 هفته تابستان مدارس را جلو جلو محاسبه می کند . هم اینکه استیضاح کنندگان را متهم می کند درست در زمانی شما دارید استیضاح می کنید که دو هفته ی دیگر مدارس باز می شود که اینگونه حرکات در این شرایط حساس آسیب وارد می کند. همینطور افزوده انتقاد استیضاح کنند گان مربوط به طرح یارانه ی سرانه است که ریشه ی مزمن در آموزش و پرورش دارد که به این وزیر ارتباطی ندارد . یعنی اینکه می بایست در پایان به جای استیضاح شدن وزیر آوزش و پرورش خود استیضاح کنند گان استیضاح شوند که چرا دست به این اقدام زدند تا که در مورد هیج نماینده ای هوس استیضاح کردن وزیر نکنند. چون فقط حق پاسدار رئیس جمهور است که خودش هر زمان که هوس کرد و عشقش کشید هر وزیری را که خواست جراحی نماید ونه نمایندگان مجلس کمدی و دکوری و انتصابی که سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی ادعا کرده است که خمینی گفته بود مجلس در رأس امور است و بالاتر از دو نهاد دیگر است و این حق مسلم نمایندگان است که سئول و پرسش از مسئولان کنند ووزیر را استیضاع کند وهمچون مجلس تشریفاتی هفتم دچار سازشکاری و حافظه کاری نشوند.

دردنباله بازهم سربازجو جسین شریعتمداری در ادامه پرونده سازی کردن خود از استیضاح کنند گان پرسش کرده است اگر چنانچه در 4 شنبه در مجلس ، وزیر آموزش و پرورش استیضاح شد و رأی هم آورد . خوب که چی؟ جانشین کیست ؟ نمی شود که گفت مجلس بگوید که وظیفه ی ما فقط عزل کردن است و معرفی و انتصاب نمو دن نیز کار دولت است و نتیجه گرفته که این حرکت تناقض آمیز است ! البته نگفته چرا تناقض آمیز است و توضیح نداده که اگر مجلس وزیر جانشین معرفی کند . آنگاه پاسدار احمدی نژا تقبل نمی کند . زیرا که هدف سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس این است به جای مقصر دانستن دولت نمایندگان استیضاح کننده را متهم کند

درخاتمه اینکه سرباز جو پاسدار شریعتمداری به ادامه شیوه ی بازجوئی و متهم کردن نما یندگان پیگیر طرح استیضاح ادامه داده و خاطر نشان کرده است چون سال آخر دوره ی اول ریاست جمهوری پاسدار احمدی نژاد است مثللوطی جماران نظر داده است که شواهد امر نشان می دهد که برای دوره ی دوم نیز همین پاسدار احمدی نژاد نیز رئیس جمهور می شود . چرا توضیح داده نشد؟ لابد استناد به برنامه ریزان پشت پرده ی تدارک دیدن اعضای هیئت دولت با لوطی جماران است که خطاب به گماشته خود گفت شما آنگونه با جدیت و با نشاط و علاقه کار کنید که فکر نکنید که سال آخر است، بلکه برای 5 سال دیگر می باشد . اکنون نیز پاسدار سرباز جو ویادداشت روز نویس خطاب به استیضاح کنندگان پیشنهاد داده است که بهتر است که وزیر آموزش و پرورش استیضاح نشود و اجازه داد تا که دولت کار خودش را به پیش به برد و انجام دهد . از سوی دیگر با آویزان شدن به نامه ی لوطی جماران در دوران هم منقلی اش غلامعلی حداد که رئیس مجلس تشریفانی و بی بو وبی خاصیت مجلس هفتم بود که در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش خاتمی مرتضی حاجی گفت در پایان دوره ی دولت استیضاح هیچ سودی برای کشور و دولت ندارد و خطر آفرین می باشد. وی نیزتأکید کرده است که وزیر آموزش و پرورش استیضاح نشود . تازه علامت سئوال هم مطرح کرده که پرسش کرده چرا آنانی که به دولت انتقاد می کردند که چرا اینقدر وزرای کابینه را جراحی و بر کنار می کند اکنون خودشان اکنون اقدام تقابل می کنند؟ بالاخره اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری می داند که این استیضاح کردن جزئی از فعالیت تبلیغات ورقابت رقیبان و مخالفان پاسدار احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم است که علاقه ندارد طرح استیضاح پیش رود . چون نه معلمان و فرهنگیان و نه دانش آموزان ونه مطالبات مردم اصلاً مهم نیست ، بلکه حفظ قدرت در راستای انباش ثروت مهم است که بهر قیمت شده حفظ گردد . پس نمی بایست که استیضاح وزیر آموزش و پروش پیش رود و اجرا گردد.
هوشنگ – بهداد

شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
نقد و بررسی " واگرائي در انقلاب هلاي مخملي !" روزنامه ی کیهان شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
"تحلیل عجیب و غریب و متناقض و چشم دوختن به رو در روئی غرب با روسیه به امید عبور از بحران هسته ای "
به نظر می رسد که رئیس جمهوری روسیه نیز همچون پاسدار احمدی نژاد از حس و استعداد نابغه گری و طنز گوئی خاصی برخور دار باشد. زیرا اینگونه که سرمقاله نویس نقل قول از وی کرده که گفته است گروه جی -8 بدون روس ها کاری از پیش نه خواهد برد . این ادعا جالب است . زیرا که گویا ایشان نمی داند گروه 7 کشور صنعتی چه موقع تشکیل شد و چرا روس ها با موس موس کردن و تقاضای حضور افتخاری وپس از چند سال توانستند که بالاخره به عنوان عضو پذیرفته شوند. همچنین روس ها به جز صنایع نظامی و هسته ای نسبت به اروپا و حتی چین صنعتی نیست که قرار باشد نقش تعیین کننده و کلیدی در گروه کشورهای صنعتی جهان داشته باشد که رئیس جمهوری تشریفاتی با ولی فقیه همکاره پوتین تهدید کرده است در صورت تنبیه و معلق شدن از گروه کشورهای جی -8 اذعان کرده با اخراج روسیه از گروه ی � 8 غرب خودش را تنبیه کرده است . زیرا بدون روسیه کاری از پیش نه خواهد برد.

مشخص نیست که تحلیل ها آبکی و متناقض برای چه تنظیم می شود؟ البته قبل فهم است که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی از هر گونه بی ثباتی و نا آرامی و خشونت ر خاورمیانه و آسیای میانه و قفقاز استقبا ل می کنند به خصوص اینکه منجر به ایجاد تنش و سردی رابطه ی آمریکا و روسیه منجر شود. برای اینکه از زاویه پیدایش راه عبور بحران هسته ای نگریسته می شود . بنابراین معلوم است که درنگ و کوتاهی نمی شود که اگر بهر طریقی که بتواند مانور می دهد تا تضاد میان این دو کشور شاید حادتر شود. اما اینکه چگونه این سیاست دنبال و به پیش بدده شود گاهی خیلی تمسخر آمیز و بچگانه ووارونه می باشد . مثلاً اینکه اکنون گفته شده ست كه � ديك چني � علاوه بر پست معاونت رياست جمهوري از شركا و سهامداران اصلي كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي از جمله � بكتل � و � هاليبرتون � محسوب مي شود و در 3 كشور � هدف � داراي منافع سرشاري است كه بيش از شرايط سياسي ـ اقتصادي منطقه براي � ديك چني � داراي جاذبه هاي شخصي و اختصاصي است . در دنباله افزوده شده بدين ترتيب � ديك چني � در اين سفر عمدتا به دنبال تامين منافع شخصي و گروهي خود بعنوان يك سهامدار اصلي كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي بوده و سعي داشته و دارد كه منافع شخصي خود و همدستانش در كمپانيهاي فعال در قفقاز و ماروا قفقاز را تامين و تضمين كند.
از سوی دیگر اذعان شده که آمریکا موجب تحریک گرجستان به تهاجم اوسیتا و آباخازیا وجنگ شد که با هم خوانی ندارد . زیرا که عقل سلیم نمی پذیرد کشور یاکسی که در مکانی سرمایه گذاری سنگین برای منافع و بهره وری بالا کرده است. عمداً دست به تحریک و آشوب طلبی و جنگ افروزی علیه منافع خود بزند تا موجب به خطر افتادن کل سرمایه گذاری اش شود. به خصوص اینکه تأکید شده که آمریکا در صدد ملحق کردن گرجستان و اکرائین و جمهوری آذر بایجان به پیمان ناتو می باشد . بنابراین اگرقرار است که رو در روئی با روس ها شود . قبل از هرگونه زمینه سازی نظامی ابتدا این 3 کشور باید به پیمان ناتو به پیوندند تا با پشتوانه ی نظامی ناتو به مصاف روس ها رفت ونه قبل از آن.

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس روضه خوانی و گریه و زاری بر سر گوری کرده که در آن مرده ای وجود ندارد . زیرا که دل خوش کرده است به تهدید رئیس جمهور روسیه که انتقاد شدید به تلاش برای پیوستن این 3کشور نامبرده به پیمان ناتو کرده است . زیراکه تبدیل به تقویت سپر دفاع موشکی خواهد شد که گفته شده در آن صورت روس ها ساکت نمی ماند و واکنش از خود نشان خواهند داد . سئوال است که روس ها مگرچه می توانند بکنند؟ جز اینکه موشک های ضد هوائی به رژیم تروریستی آخوندی تحویل دهند. به ویژه آنهم با وجود شرایط بحرانی هسته ای رژیم که خود روس ها هم خواهان دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی نمی باشند. ضمن اینکه همین اقدام تحویل دادن موشک های ضد هوائی اشان به رژیم تررویستی آخوندی بیشتر موجب تنش و فشار غرب بروی روسیه خواهد شد. بنابراین غیر از این چه اقدام دیگری روس ها می توانند انجام دهند تا که منافع و مزایائی برای شان داشته باشد؟ به خصوص تجربه ی عراق و افغانستان هم هست که مشاهده شد چگونه در صورت تهاجم نظامی موضع بی طرفی اتخاد کرد و در مورد تهاجم نظامی به ایران روس ها مشابه همین سیاست رادر پیش خوهند گرفت. از سوی دیگر سرمقاله نویس ذوق زده اعلام کرده است که انقلاب مخلمین در کشور های هموار روسیه با خطر شکست مواجه شده است . نتیجه اینکه تلاش مذبوحانه با ابراز خوشحالی کرده که گویا خطری رژیم تروریستی آخوندی را همچون انقلاب مخملین تهدید نمی کند . البته توضیح داده نشده است که مردم ناراضی بیش از 80% جمعیت کشور ایران که برزیر خط فقر اقتصادی زد گی می کنند تا چه موقع می توان با افزایش سرکوب و خفقان و اعدام ودار زدن همراه با رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه و فقر و بیکاری روز افزون اینان را خاموش نگهداشت و همچنان به این سیاست ضد مردمی ادامه داد . مشروط بر اینکه هنوز هم می شود سیاست فرصت سازی تا دسترسی به سلاح اتمی تعقیب کرد که هدف اصلیی و نهائی داشتن بمب اتمی می باشد تا که بدون پرداخت سنگین از جمله ی جنگ ویرانگر ضد ملی و ضد میهنی قبلی ایران و عراق را در برنداشته باشد؟
هوشنگ � بهداد
شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
ریشه همسر دوم کشی و پرورش گدائی برای تأمین هزینه ی دارو چیست؟
دو گزیده ی خبری از روزنامه ی جمهوری اسلامی بر گزیده شده است که یکی مر بوط به قتل یک همسر است که همسر دوم اختیار کرده بود و گزارش دیگر ی که ارتباط به بیماری ژتیکی دارد که چون هزینه ی داروی بیمار مبتلا بسیار بالای است. بیمار مجبور است که برای تأمین بخشی از هزینه ی داروگدائی کند . چون هر دو مورد مر بوط به شرایط جامعه وزندگی تحمیلی آخوند ساخته شده است که می تواند درچارچوب نا هنجاری های اجتماعی و عدم عدالت و تأمین اجتماعی بهم دیگر مر تبط باشند. نقدی پیرامون این دو گزیده ضمیمه شده ی این نوشتار شده است .

اما قبل از هرچیز در مورد گزارش خبر اول می بایست گفت که بدون چون وچرا مسئول و مقصر و قاتلان اصلی اینگونه قتل هم آنانی می باشند که تلاش مذبوحانه و مرتجعانه می کنند تا چند همسری یا دوران حرمسراها و کنیزک پروری را در جامعه زنده کنند و لباس قانونی برآن به پوشانند .آنهم در جامعه ای که در اثر فقر و بیکار ی و شکاف طبقاتی حاکم شده 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر شدید اقتصادی زندگی می کنند. از طرف دیگر آن 20 % جمعیت کشر همان زالوصفت و وخونخورانی اند که در اثر داشتن رابطه و و ابستگی به رژیم تروریستی آخوندی جزو صاحبان ثروت های باد آورده ای شده اند که پالیز دار گفت برخی از اینان روزانه فقط مبلغ 100 هزار تومان هزینه تغذیه ی هندوانه استطبل اسبان شان می کنند . البته این رقم مربوط به سال ها پیش می باشد که با توجه به رشد افسار گسخته ی تورم و گرانی در جامعه این رقم هم می بایست که حیلی بیش از این حرف ها شده باشد .

بلی این نگلان و غارتگرانی که صاحبان ثروت های باد آورده ونجومی یکشبه شده اند. برای اینکه بیشتر به زیر شمکش خودشان برسند. زن که عنصری نفرین و درجه دو شده در رژیم تروریستی آخوندیاست را به عنوان کالا و کنیز به دلیل اینکه بضاعت مالی خوبی که دارند همچون قانون عرضه و تقاضا خریداری می کنند. دراین مورد دستگاه قضائیه ی جنایتکار رژیم تروریستی که قاتل عدالت و آزادی و محرومان وتهی دستان و دشمن زنان است وحامی اینگونهمردان است لایجه ی چند همسری را به دولت داد تا که آنهم آنرا کامل کند و به مجلس کمدی و انتصابی و دکوری بدهد که به تصویب برساند . ولی چون این لایحه با مخالفت های گسترده از سوی زنان در جامعه مواجه شد حتی از سوی زنان دست به اعتراضاتی در جلوی مجلس کمدی و انتصاابی هشتم زده شد . بنابراین رئیس انگلیسی مجلس پاسدار علی لاریجانی مجبور شد تا که بگوید فعلاً پیگیری این لایحه دولتی چند همسری از دستور کار مجلس خارج شد . اما عجیب است که این لایحه مورد حمایت چند زن انگشت نمای مرتجع این مجلس کمدی و انتصابی واقع شد است . بهرحال ابتدا افزوده شد این لایحه از دستورکار مجلس خارج شد . ولی اکنون به دلیل مخالفت دولت و دو سه نماینده حامی دولت در مجلس گفته شد پیگیری آن به تعویق افتاده است که این هفته قرار است دوباره این لایحه در مجلس کمدی و انتصابی هشتم د نبال می شود .

ناگفته نماند که این مجلس کمدی و انتصابی هشتم به جای اینکه بقولی که به مردم داده بود تا که تورم و گرانی ر مهار کند ودر این مورد اقدام و عمل و رسیدگی کند . اما گذشته از اینکه اذعان و اعتراف شده که هدف نهائی مجلس دفاع از پروژه ی هسته ای می باشد . اکنون نیز یا مشغول گرد گیری با معاون پاسدار رئیس جمهوری احمدی نژاد رحیم مشائی است . یا اینکه به دنبال تصویب لایحه ی چند همسری می باشد که غلامحسین لهام سخنگوی دولت اعتراف کرده است که چند همسری بدون هیچ مشکلی در جامعه اجرا می شود . یااینکه از سوی دیگر مجلس جمع آوری امضا ء برای استیضاح وزیر تعاون و کشاورزی و آموزش و پرورش می باشد .

در ادامه ی این گزارش خبری کشته شدن همسری بدست زن اولش که در موردش توضیح داده شد یک گزارش دیگر همانگونه که ابتدا شد ضمیمه شده است به گدائی برای تأمین هزینه ی دارو است ضمیمه شده البته این گزارش به و ضوح ثابت می کند که در جامعه چه خبر است؟ زیرا به سر گذشت برخی از بیمارانی پرداخت شده که تعداد شان در جامعه محدود است و توجهی به اینان بیماران نقص ایمنی بدنی و کاهش قدرت دفاعی نمی شود که بیمارانش به مشکل وحشتناکی مبتلا می باشند . بطوریکه هزینه ی دارو ماهیانه ی ااینان تا 600 هزار تومان بر آورد شده است که تأمین کردن این رقم هر گز برای طبقه ی محروم وتهی دست و کار گر امکان پذیر نمی باشد . بلی با پیگیری این گزارش به آسانی مشخص می شود که مشکل در ایران فقط تورم و گرانی افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری نیست ، بلکه مشکلات دیگری هم وجود دارد که مکمل این نا رسائی ها شده است از جمله در این گزارش بسادگی توضیح می دهد که یکی از دلایل و عوامل ریشه و رشد ونمو پدیده ی گداپروری در جامعه چگونه است و چرا این پدیده ی شوم جای حکومت کردن مستضعفان و پابرهنگان و محرومان را گرفته که خمینی شیادانه قول آن را داده بود . سپس جانشین وی لوطی جماران دستور صدور منشور 7 ماده ای مبارزه با فقر و بیکاری و رشوه و رانت خواری داد و سالی را نیز بنام عدالت حضرت علی نامید . تا اینکه گماشته ی وی پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهورشد که پس از اینکه مهرورزانه ی عدالت و دانش هسته ای بومی را به بندگان خدا در سراسر جهان صادر کرد . از سوی دیگر قول داده بود که که می خواهد نان بر توی سفره های خالی محرومان به برد . ولی تورم و گرانی افزایش قیمت کا لا ها جانگیزین آن شد . در هر صورت اکنون حاصل حکومتگری و دولتمداری 3 دهه ی مشترک منجر به گدا پروری و 14 میلیون فقیر طبق گزارش بانک مرکزی می باشد که بخشی از چگونگی مسیر گدائی کردن در بستر بر طرف کردان قسمتی از نیاز و تضاد مشکل هزینه ی درمان بیمار مبتلا می باشد که گزارش آن ضمیمه شده و توصیه می شود که گزارش گدائی بر ای دارو را حتما ً بخوانید تا که بهتر متوجه شوید چگونه جامعه ای که آخوند های دزد و غارتگر و بربر منش و تاریک اندیش وجنگ افروز و دین فروش وجنگ فروز ساخته اند چگونه جامعه ای می باشد؟
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1387
نقد و بررسی " نوبت مجلس عراق است (يادداشت روز): روزنامه ی کیهان شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
"چشم دوختن به اخراج مخالفان از عراق و اشغال کامل ایشان کشور، در راستای عملی کردن اهداف شوم و پلید ضد انسانی رژیم تروریستی آخوندی در این کشور "
در پایان یادداشت روز که طلبه پاسدار تنظیم کرده است پیرامون اهداف رژیم تروریستی آخوندی در عراق چنین اذعان و اعتراف و آشکار شده است:
امروز امنيت و ثبات مردم عراق و ايران به يكديگر پيوند خورده است. مشتركات فرهنگي، مذهبي، تاريخي، داشتن صدها كيلومتر مرز زميني و آبي با اين كشور و وجود عتبات عاليات، آينده عراق را به عنوان كشوري مسلمان، دوست و همسايه براي ما و البته منطقه داراي اهميت كرده است. عراق با حضور اشغالگران و مسيري كه راه را براي سلطه و مداخله آنان بازگذارد، روي خوش نخواهد ديد و طعم امنيت و ثبات را نخواهد چشيد.
اکنون پرسش است که مگر عراق بخشی از خاک ایران است که اینگونه پیوند و سر نوشت هر دو کشور در هم عجین وگره خورده است؟ آیا عراق فقط یک کشور همسایه دارد؟ آیا رژیم تروریستی آخوندی هم همین عراق همسایه اش می باشد؟ بنابراین اکنون سئوالات مکملی مطرح است که چرا می بایست در میان کشورهای همجوار عراق که حتی از نظر زبان و و نژاد واقلیت های قومی به عراق نزدیک تر می باشند آنان دارای چنین نظر و ادعای مشابهی مطرح نمی با شند؟ دلیل دخالت گری گسترده در امور داخلی عراق ودست زدن به اقدامات گسترده تروریستی و خرابکاری و نا امن کردن عراق چیست ؟ در کدام همه پرسی و یا نظر خواهی آزاد که در عراق انجام شده است این اختیار و حق ویژه به رهبر لوطی جماران و سپاه پاسداران که توی لیست تروریستی می باشد داده شده است که اینان در کنار سایر پاسداران همچون احمدی نژاد علی لاریجانی و یا پاسداران و بازجویان و شکنجه گران زندان که قلم بر دست و روزنامه نگار شده اند مجاز می باشند تا که به عنوان نماینده سخنگوی مردم عراق خواست و امیال خودشان را به نام مردم عراق دنبال و مطرح کنند؟ همچنین مگر ایران کم کشورهای همسایه دارد . چرا هیچیگ دیگر از این کشور ها از چنین حاسیستی همچون عراق بر خور دار نیست. در صورتیکه وجه اشتراک با جمهوری آذربایجان خیلی بیش از عراق و مردم عراق با ایران و مردم ایران می باشد؟

در خاتمه اینکه چرا قلم بر دست طلبه پاسدار توضیح نداده است که اگر چنانچه آمریکا آنگونه است که خمینی شیاد گفته بود ام الفساد قرن است که می بایست هرچه فریاد دارید بر سرش فرود آورید و آنچنان شیطان بزرگی است که سه دهه است با این شیطان بزرگ مبارزه می شود برای چه با تجاوز گر آمریکائی در اشغال نظامی افغانستان همکاری شد؟ این را نمی شود انکار کرد برای اینکه رفسنجانی در خطبه نماز جمعه ی تهران اعتراف کرد و خطاب که بوش گفت که ایشان می داند اگر ما با آمریکا در اشغال افغانستان همکاری نمی کردیم هنوز طالبان در افغانستان بر سر قدرت بود ؟
البته پیرامون زمینه سازی تجاوز نظامی به عراق و همکاری با تجاوز گران در راستای اهداف خاص شکی وجود ندارد . کما اینکه اکنون نیز در بستر همان اهداف است که با آمریکا دشمنی می شود و تلاش می گردد تا که هر طوری شده ازعراق اخراج گردد و رژیم تروریستی آخوندی جای آن را بگیرد . برای اینکه عراق می بایست به عنوان کانون صدور تروریسم و بنیاد گرائی برای لوطی جماران و پاسداران در منطقه تبدیل گردد . همچنین عراق می بایست پشتوانه امنیتی برای شتاب و سرعت بخشیدن به دسترسی به سلاح هسته ای مبدل شود ودر دنباله اینکه عراق می بایست بخشی از هدف تشکیل امپراتوری بزرگ خاورمیانه شود.
اما مسئله این است که رژیم تروریستی آخوندی در عراق فقط با مشکل آمریکا رو برو نمی باشد ، زیرا که با مشکل بس بزرگتراز آمریکا در این کشور مواجه است که همانا مجاهدین ساکن شهر اشرف می باشند که مانع اصلی پیگیری اهداف جنایتکارانه و تجاوز گرانه ی رژیمتروریستی آخوندی می باشد . برای همین است که مدتی است که تمام دار و ندار و تبلیغات جنگ روانی و شیطان سازی خود در ایران و عراق را علیه ی مجاهدین ساکن شهر اشرف در راق بسیج کرده است تا که یا تسلط ودسترسی بر آنان یابد تا جنایت مشابه تابستان خونین سال 67 در سراسر زندان های ایران را تکرار کند . یا اینکه اینان را ازاین کشور اخراج کند تا بتواند بدون هر گزگونه مزاحمت خواست شیطانی و اهداف شوم خدوش در عراق و خاورمیانه را دنبال کند .
بنابراین وظیفه ی مسئولان میهن دوست عراقی می باشد تاکه هشیارانه نسبت به این اهداف پلید و ضد انسانی رژیم جنایتکار آخوندی در عراق اقدام کنند . همچنین و ظیفه و مسئولیت نظامیان آمریکائی در عراق است که نمی بایست با هزینه کردن 3 هزار میلیارد دلار و هزاران کشته که پاسدار طلبه یادداشت روز نویس به آن اذعان کرده است و در شرایطی که عوامل رژیم تروریستی آخوندی عراق را تبدیل به باتلاق کرده اند . اکنون از تعهدات و مسئولیت انسانی خودشان چه در مورد مردم عراق و چه حفاظت و صیانت از ساکنان اشرف شانه خالی کرده و عراق را دو دستی تحویل رژیم تروریستی آخوندی دهند تاکه جهان شاهد فاجعه ی انسانی بیشتر در عراق از سوی جنایتکاران حاکم بر یران باشد.

هوشنگ � بهداد
شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
نقد و بررسی " واگرائي در انقلاب هلاي مخملي !" روزنامه ی کیهان شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
"تحلیل عجیب و غریب و متناقض و چشم دوختن به رو در روئی غرب با روسیه به امید عبور از بحران هسته ای "
به نظر می رسد که رئیس جمهوری روسیه نیز همچون پاسدار احمدی نژاد از حس و استعداد نابغه گری و طنز گوئی خاصی برخور دار باشد. زیرا اینگونه که سرمقاله نویس نقل قول از وی کرده که گفته است گروه جی -8 بدون روس ها کاری از پیش نه خواهد برد . این ادعا جالب است . زیرا که گویا ایشان نمی داند گروه 7 کشور صنعتی چه موقع تشکیل شد و چرا روس ها با موس موس کردن و تقاضای حضور افتخاری وپس از چند سال توانستند که بالاخره به عنوان عضو پذیرفته شوند. همچنین روس ها به جز صنایع نظامی و هسته ای نسبت به اروپا و حتی چین صنعتی نیست که قرار باشد نقش تعیین کننده و کلیدی در گروه کشورهای صنعتی جهان داشته باشد که رئیس جمهوری تشریفاتی با ولی فقیه همکاره پوتین تهدید کرده است در صورت تنبیه و معلق شدن از گروه کشورهای جی -8 اذعان کرده با اخراج روسیه از گروه ی � 8 غرب خودش را تنبیه کرده است . زیرا بدون روسیه کاری از پیش نه خواهد برد.

مشخص نیست که تحلیل ها آبکی و متناقض برای چه تنظیم می شود؟ البته قبل فهم است که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی از هر گونه بی ثباتی و نا آرامی و خشونت ر خاورمیانه و آسیای میانه و قفقاز استقبا ل می کنند به خصوص اینکه منجر به ایجاد تنش و سردی رابطه ی آمریکا و روسیه منجر شود. برای اینکه از زاویه پیدایش راه عبور بحران هسته ای نگریسته می شود . بنابراین معلوم است که درنگ و کوتاهی نمی شود که اگر بهر طریقی که بتواند مانور می دهد تا تضاد میان این دو کشور شاید حادتر شود. اما اینکه چگونه این سیاست دنبال و به پیش بدده شود گاهی خیلی تمسخر آمیز و بچگانه ووارونه می باشد . مثلاً اینکه اکنون گفته شده ست كه � ديك چني � علاوه بر پست معاونت رياست جمهوري از شركا و سهامداران اصلي كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي از جمله � بكتل � و � هاليبرتون � محسوب مي شود و در 3 كشور � هدف � داراي منافع سرشاري است كه بيش از شرايط سياسي ـ اقتصادي منطقه براي � ديك چني � داراي جاذبه هاي شخصي و اختصاصي است . در دنباله افزوده شده بدين ترتيب � ديك چني � در اين سفر عمدتا به دنبال تامين منافع شخصي و گروهي خود بعنوان يك سهامدار اصلي كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي بوده و سعي داشته و دارد كه منافع شخصي خود و همدستانش در كمپانيهاي فعال در قفقاز و ماروا قفقاز را تامين و تضمين كند.
از سوی دیگر اذعان شده که آمریکا موجب تحریک گرجستان به تهاجم اوسیتا و آباخازیا وجنگ شد که با هم خوانی ندارد . زیرا که عقل سلیم نمی پذیرد کشور یاکسی که در مکانی سرمایه گذاری سنگین برای منافع و بهره وری بالا کرده است. عمداً دست به تحریک و آشوب طلبی و جنگ افروزی علیه منافع خود بزند تا موجب به خطر افتادن کل سرمایه گذاری اش شود. به خصوص اینکه تأکید شده که آمریکا در صدد ملحق کردن گرجستان و اکرائین و جمهوری آذر بایجان به پیمان ناتو می باشد . بنابراین اگرقرار است که رو در روئی با روس ها شود . قبل از هرگونه زمینه سازی نظامی ابتدا این 3 کشور باید به پیمان ناتو به پیوندند تا با پشتوانه ی نظامی ناتو به مصاف روس ها رفت ونه قبل از آن.

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس روضه خوانی و گریه و زاری بر سر گوری کرده که در آن مرده ای وجود ندارد . زیرا که دل خوش کرده است به تهدید رئیس جمهور روسیه که انتقاد شدید به تلاش برای پیوستن این 3کشور نامبرده به پیمان ناتو کرده است . زیراکه تبدیل به تقویت سپر دفاع موشکی خواهد شد که گفته شده در آن صورت روس ها ساکت نمی ماند و واکنش از خود نشان خواهند داد . سئوال است که روس ها مگرچه می توانند بکنند؟ جز اینکه موشک های ضد هوائی به رژیم تروریستی آخوندی تحویل دهند. به ویژه آنهم با وجود شرایط بحرانی هسته ای رژیم که خود روس ها هم خواهان دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی نمی باشند. ضمن اینکه همین اقدام تحویل دادن موشک های ضد هوائی اشان به رژیم تررویستی آخوندی بیشتر موجب تنش و فشار غرب بروی روسیه خواهد شد. بنابراین غیر از این چه اقدام دیگری روس ها می توانند انجام دهند تا که منافع و مزایائی برای شان داشته باشد؟ به خصوص تجربه ی عراق و افغانستان هم هست که مشاهده شد چگونه در صورت تهاجم نظامی موضع بی طرفی اتخاد کرد و در مورد تهاجم نظامی به ایران روس ها مشابه همین سیاست رادر پیش خوهند گرفت. از سوی دیگر سرمقاله نویس ذوق زده اعلام کرده است که انقلاب مخلمین در کشور های هموار روسیه با خطر شکست مواجه شده است . نتیجه اینکه تلاش مذبوحانه با ابراز خوشحالی کرده که گویا خطری رژیم تروریستی آخوندی را همچون انقلاب مخملین تهدید نمی کند . البته توضیح داده نشده است که مردم ناراضی بیش از 80% جمعیت کشور ایران که برزیر خط فقر اقتصادی زد گی می کنند تا چه موقع می توان با افزایش سرکوب و خفقان و اعدام ودار زدن همراه با رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه و فقر و بیکاری روز افزون اینان را خاموش نگهداشت و همچنان به این سیاست ضد مردمی ادامه داد . مشروط بر اینکه هنوز هم می شود سیاست فرصت سازی تا دسترسی به سلاح اتمی تعقیب کرد که هدف اصلیی و نهائی داشتن بمب اتمی می باشد تا که بدون پرداخت سنگین از جمله ی جنگ ویرانگر ضد ملی و ضد میهنی قبلی ایران و عراق را در برنداشته باشد؟
هوشنگ � بهداد
شنبه 16 شهریور ماه سال 1387

نقد وبررسی " چك بي محل!(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 14 شهریور ماه سال 1387
"دیپملماسی 3 دهه صدور تروریسم و بنیاد گری و دخالت در امور داخی کشورهای منطقه با شگرد ها وتاکتیک هایش، اکنون با واکنش متقابل مواجه شده است"
رهبر و مسئولان حاکم و پاسداران و طلبه های ترکش خورده وموجی جنگ ضد ملی ایران و عراق که قلم بر دست شده تصور کرده اند که گریه وخنده و سربالائی و سرازیری و سفید و سیاه و زشت و زیبا و خوب و بد و... کنش و واکنش دوسویه نیست . یا اینکه برای رژیم تروریستی آخوندی همه چیز باید یکسویه باشد و یا همه راه ها به جاده ی یک طرفه وبن بست ختم شود و منحصر بفردباشد که فقط به این رژیم اختصاص دارد . زیرا که حق زمینی و آسمانی اش است که یک بعد نگر باشد ومسائل را آنگونه به بیند که به نفع خودش باشد و آن را حلاجی کند. ودیگران از چنین حقی برخوردار نمی باشند.
آنهم پس از 3 دهه که فاش شده است اساس و بنیان این رژیم نامشروع و ضد مردمی آخوندی براساس تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی کشور های همجوار و منطقه استوار است که در این مدت بحران آفرینی و جنگ افروزی کرده و اهداف و سیاست های پلید خود را دنبال و به دیگران تحمیل کرده است. بنابراین پنداشته که می بایست این روش و شگرد و تاکتیک های باید انحصاری ثابت ومختص به خودش باقی بماند و امکان واکنش و پاسخگوئی و متقابل به مثل نباشد . لذا پیوسته سرمقاله نویس روز نامه ی جمهوری اسلامی و همچنین همتایش سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری در کیهان پرونده ساز و یادداشت روز نویس هایش اینان می توانند به عربستان سعودی توهین و اهانت کنند ومدعی مالکیت خاک بحرین شوند ودر این کشور های منطقه دست به تحریک و آشوبگری بزنند و با زهم توقع واکنش نداشته باشند . اما اینجا را نه خوانده بودند که اکنون نوبت واکنش است که بهمان شگرد های رژیم برخورد می شود و توپ درون زمینش پاس شده است. برای همین امارات عربی شروع کرده وکشورهای شورای همکاری خلیج فارس هم حمایت کرده اند . مهمتر اینکه دولت مصر نیز دوباره پرونده ی کشته شدن سفیرش در چند سال پیش در بغداد را گشوده است که بدست عوامل رژیم تروریستی آخوندی ربوده و کشته شد تا که ضمن افشاگری حاکمان تروریست ایران بفهماند که حمایت علنی از تروریست کردن و برای قاتل رئیس جمهور یک کشور فیلم تبلیغاتی اعدام فرعون با اهانت وتحقیر ساختن دارای واکنش و عکس العمل و عواقب می باشد که شامل متقابل به مثل فیلم خمینی امام خون می شود.
. بنابراین این رژیم تروریستی آخوندی یک رژیم غیر متعارف است که همخوانی با این دوره ندارد وبه ایجاد روابط مسالمت آمیز با کشورهای همجوار خود باور ندارد . چون روش دیپلماسی تهدید و چماق واتهام زدن و باج گیری را بر گزیده است . لذا پیوسته موجب تنش ودر گیری با سایر کشور ها شده است . اکنون به دلیل تحریک کردن دیگران که با واکنش مواجه شده است یک نمونه دیگر برخورد آمرانه پاسدار طلبه یادداشت روز نویس کرده است . زیرا که لوطی جماران یا ولی فقیه حق دارد به جای همگان تصمیم گیری کند که نوچه اش نیز اکنون با الگو وکپی برداری از لوطی جماران چنین فرمان برای امارات عربی و کشورهای عضوشورای همکاری خلیج فارس صادر کرده است:
"اما اماراتي ها گويي عادت كرده اند هر از گاهي ادعاي بي اساس خود را در سطح منطقه رسانه اي كنند و اين اقدام اين شائبه را پررنگ مي نمايد كه تأكيد بر ادعايي كه فاقد مستندات حقوقي است چيزي جز تأمين منافع قدرت هاي غربي و بيگانه در منطقه نيست و در اين مسير متاسفانه شوراي همكاري خليج فارس و اتحاديه عرب با صدور بيانيه هايي به فضاي تنش كمك مي كنند و عملاً خواسته هاي قدرت هاي زورگو مبني بر انحراف افكار عمومي از مسايل مهم منطقه و غافل شدن از جنايات رژيم صهيونيستي را به منصه ظهور مي رسانند."
در خاتمه اینکه برای حاکمان غارتگر و دزد وقاتل و جانی و عوامفریب و دینفروش جنگ افروز بر ایران به جز قدرت در بستر افزایش هرچه یشتر ثروت موضوع دیگر معنی ومفهومی ندارد . یعنی نه انسان ومیهن ونه فرهنگ و تاریخ و آداب و سنن و رعایت کردن حق و حقوق دیگران و احترام متقابل گذاشتن به روابط دوجانبه با سایر کشور ها برای دیگران قائل نیستند . یعنی تا احساس کنند منافع حاکمان ونه مردم ایران تأمین نمی شود همه چیز را نادیده می گیرند. زیرا که رژیمی بی ثبات و ضد مردم و وحشی و قرون وسطائی وبحران زا وبحران زی است که بدون سرکوب و ارعاب و وحشت در دال کشور و جنگ افروزی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورها و غائله برپا کردن و جنگ افروزی نمودن و آغتشاش و آشوب ایجاد کردن و منطقه را بی ثبات و بحران زده کردن هدف دیگری ندارد. زیرا که تلاش مذبوحانه پنهانی و علنی می کند تا که هرچه زودتر به سلاح هسته ای دسترسی یابد . از این منظر است که همزمان در ایران که دست به جنایت در داخل کشور می زند آنگونه که دانشجویان را به واکنش اعتراضی مرگ بر دیکتاتور می کشاند ومی گویند ما زن و مرد جنگیم به جنگ تا به جنگیم . یا اینکه می خواهد شرایط زدگی زنان ایران را به دوران برده داری سوق دهد . یعنی با پوشش عوامفریبانه لایحه حمایت از خانواده قرار است تاکه زنان را همچون با قنونی کردن چند همسری بصورت کنیزکان در خدمت مردان شکمباره صاحب یکشبه ثروت های نجومی باد آوره شده در آورده شود. از سوی دیگر شاهد می باشیم که چگونه با اقدامات گسترده ی تروریستی چه بر سر عراق و مردم این کشور آورده است؟ چگونه مسجد را در این کشور تبدیل به شکنجگاه و قتلگاه کرده است؟ یا اینکه چگونه در فلسطین از طریق حماس اهداف پلید خودش را دنبال و اجرا کرده است؟ زیرا برایش مهم نیست که چرا در فلسطین چرا جنگ داخلی و برادر کشی بر پا کرد و نوار غزه راا جدا کرد ؟ برای اینکه دین را تبدیل به اهرم و ابزار سرکوب و جنایت و ایجاد اختلاف و و جنگ افروزی کرده است واز این طریق اهداف کثیف و خائنانه را دنبال می کند . زیرا که از طرف دیگر در لبنان دیدیم چگونه از سوی سپاه پاسداران و ازطریق حزب الله لبنان جنگ 33 روزه با اسرائیل راه اندازی شد و لبنان تبدیل به سر زمین سوخته شده شد تااینکه بطور مقطعی بحران هسته ای حل گردد .
بنابراین تا زمانیکه این رژیم تروریستی بر قدرت باشد نه مردم ایران ونه ردم عراق ونه مردم کشورهای همجوار و خاورمیانه می توانند در صلح و آرامش به سر برند . به خصوص اینکه اگر دسترسی به سلاح هسته ای یابد که دیگر معضل و مشکل نه منطقه ای که جهانی می باشد. برای اینکه پاسدار احمدی نژاد آشکارا گفته است که تصمیم دارد ساختار مدیریت جهانی را تغییر دهد. پس دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه یک موضوع جزئی و پیش پای افتاده ایاست. چونکه هم ماهیت و ساختارش چنین است . هم اینکه سلاح اتمی می دهد .هم اینکه با خوی تجاوزگرانه و ادعای بسیار بزرگ می خواهد امپراتوری بزرگ در منطقه تشکیل دهد که هرگز نمی تواند روابط عادی و احترام آمیز با همسایگان خود داشته باشد.
هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 14 شهریور ماه سال 1387
ریشه تبلیغات جنگ روانی و فشار برروی مجاهدین ساکن اشرف کجاست و هدف چیست؟
با وجود آنکه دولت مصر اخیراً دست به افشاگری زده است و مجدداً تأکید کرده است که چند سال پیش سفیر این کشور در بغداد بدست عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق ربوده و به قتل رسانده شد . همینطور در شرایطی که پس از اشغال نظامی عراق دیگر جای هیچگونه شکی در اذهان عمومی مردم عراق و نیروهای چند ملیتی در عراق و سایر کشورهای همجوار عراق باقی نمی گذارد که نقش حضور رژیم تروریستی در عراق چه میزان می باشد؟ همچنین جائیکه پس از جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران و حزب الله لبنان با اسرائیل که منجر به سرزمین سوخت شده لبنان شد پاسدار محسن رضائی فرمانده ی پیشین سپاه پاسداران در مصاحبه ی تلویزیونی خود اعتراف صریح کرد و گفت شیوه ی جنگ حز ب الله لبنان با اسرائیل و نیروهائی که در عراق و افغانستان علیه نیروهای نظامی آمریکا می جنگند و آنان را می کشند همگی در مراکز نظامی سپاه پاسداران در ایران آموزش نظامی دیده اند و تأکید کرد که این شیوه جنگ فقط مختص سپاه پاسداران در جهان می باشد. از سوی دیگر پس از اشغال نظامی افغانستان روزانه اعضای القاعده و طالبان ار مرز زمینی وارد ایران شدند و در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفتند. سپس عملیات و اقدامات مشترک در عربستان و مادرید و لندن و عراق داشتند . همینطور جالب است که القاعده علیه تنها کشوری که عملیات نداشته رژیم تروریستی آخوندی می باشد . در صورتیکه از نظر تفکر و باور بیش از سایر کشور های مسلمان با این کشور تضاد دارد. از طرف دیگر نقش دخالت گری در فلسطین و ایجاد جنگ داخلی از طریق حماس در بستر اهداف خاص ناامن کردن منطقه که نیاز به بازگوئی دوباره نمی باشد تا که رژیم به تواند اهداف پروژه ی هسته ای اش را دنبال کند . ضمن اینکه فراموش نشده است که پس از اشغال عراق چگونه رفسنجانی آمریکا را تهدید کرد و افزود که اگر چنانچه ازعراق خارج نشود عراق برای آمریکا و یتنامیزه خواهد شد و در خطبه های دیگر افزود که این روز ها وظیفه ی آمریکا تحویل گرفتن اجساد و مجروحین در عراق می باشد .

مهمتر اینکه چرا در زمان صدام حسین شرایط عراق اینگونه نبود وهر گز رژیم تروریستی آخوندی جرأت نمی کرد که به نوار مرزی عراق نزدیک شود تا چه رسد به اینکه توان و قدرت داشته باشد عراق را شخم بزند و باتلاق کند و یکه تازی نماید و همکاره عراق شود و دولت دست نشانده ی عراق را پیشکار اجرای خواست فرامین خود کند . حتی اگر چنانچه این دولت تن به خواسته هایش ندهد آنقدر همزمان با گسترش اقدامات تروریستی در عراق می یابد وهمزمان گلوله خمپاره باران نوار مرزی کردستان عراق افزایش و ادامه می یابد تا که مقامات رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ی دو حزب کردستان عراقی را مجبور به تن دادن و اطلاعات نمودن از خواست های تحمیلی خود به اینان کند.

اکنون نیز از طریق حزب دست ساز خودکه در اوایل جنگ ضدملی و ضدمیهنی ایران و عراق به نام حزب دعوه در ایران تأسیس شد و سپاه پاسداران از همان زمان از طریق این حزب مشغول برنامه ریزی اهداف آینده خود در عراق شد . حتی اولین رئیس این حزب ساختگی آخوند شاهرودی عراقی بود که سپس از سوی لوطی جماران رئیس انتصابی کاخ مخروبه ضد عدالت و قانون قوه ی قضائیه شد که محصولاتی همچون صدور احکام زندان و دار و اعدام و قطع ادام تهی دستان می باشد که قربانیان و پرورش یافتگان همین رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و قرون وسطائی حاکم بر ایران می باشند . همچنین محصول دیگر این ارگان بیرون کشاندن پرونده های غارتگری و چوب تاراج و حراج زدن به منابع و ذخایر کشور می باشد که از سوی باس پالیزدار در دانشگاه همدان اعلام و افشا شد که پساز آن ناگهان آب بر لانه ی دزدان بیت المال ریخته شد و از وحشت صدور حکم بازداشت و بازجوئی و زندانی کردن افشاگر صادر شد . اکنون فرزند آخوند محسن حکیم و جانشین آخوند دزد دانه درشت شاهرودی عراقی عمارحکیم در گفتگو با ایرنا خبرگزاری رسمی رژیم تروریستی در بغداد که خود نوعی دخالت گری و فضولی در امور داخلی عراق است. این طلبه ی قاتل دست آموز با دریافت رهنمود دیکته شده نعله ارونه زده است و از موضع فرافکنی و آی دزد کردن تلاش مذبوحانه کرده است تا با پاک کردن صورت مسئله آدرس وارونه داده شود . یعنی اقدامات مشترک با القاعده ی و عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق را به مجاهدین ساکن شهر اشرف نسبت داده است که پس از اشغال نظامی عراق خلع سلاح شدند و در محاصره و کنترل و حفاظت نیروهای ند ملیتی در عراق می باشند .

البته دلیل اینگونه اخبار جلعی و ساختگی دادن و فشار برروی مجاهدین ساکن شهر اشرف آوردن بدون کوچکترین شک و شبهه ای مرتبط به پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . زیرا یکی به دلیل انتقام گرفتن از مجاهدین است. زیرا که این مجاهدین بودند که برای اولین بار طرح پنهانی پروژه ی هسته ای رژیم را افشا کردند . دوم انکه پس از اشغال نظامی عراق با افشاگری های مستدی که کرده اند مانع از نفوذ و اشغال کامل عراق از سوی سپاه اسداران و به خصوص سپاه قدس و تشکیل حکومت ولایت فقیه دست نشاده ی جماران در عراق شده اند . سوم اینکه همانگونه که از رهبر گرفته تا رئیس جمهور و پاسداران و رئیس مجلی و رئیس خبر گان وسایر مسئولان رژیم تروریستی آخوندی متفق القول اعلام کرده اند که نه توقف غنی سازی را می پذیرند ونه اینکه هر گز قدمی از دسترسی به اهداف نهائی سلاح هسته ای دست بر می دارند . بطوریکه برای دفاع از آن به پیشواز جنگ دارند می روند و با جا به جائی مهره ها در سپاه پاسداران و ارتش و شروع همایش و رزمایش ها و آزمایش موشک های دور برد و تهدید کردن به بستن تنگه ی هرمز و ایجاد رعب و وحشت و خفقان در جامعه از طریق نیروی انتظامی و افزایش اعدام ها ودار زدن ها نوعی آرایش جنگی و شرایط حکومت اعلام ناشده ی نظامی حا کم شده است . برای همین برای رفع نگرانی و خاطر جمعی خیال شان از مجاهدین ساکن اشرف از نوار مرزی در شرایط جنگی آسوده باشد و حضور اینان بستر ساز انگیزه و الهام بحش تحرکات در داخل کشور به خصوص در محیط دانشگاهی و دانشجوئی و جوانان ناراضی کشور نشود .
بنابراین ماشین تبلیغات جنگ روانی و شیطان سازی وفشار تخته گاز و همه جانبه با شایعه سازی و اتهام زدن ها و فعال کردن همه مهره های وابسته در عراق و بسیج کردن مطبوعات و رسانه های داخلی ودرون عراق علیه ی مجاهدین در این رابطه وارد صحنه شده است . لذا مسئولیت ووظایف نیروهای چند ملیتی در دفاع و حمایت از مجاهدین ساکن شهر اشرف که طبق اصل 4 ژنو حفاظت و صیانت از اینان برسمیت شناخته شده بیش از گذشته سنگین تر است .
زیرا که فرصت آماده و شرایط هموار کردن برای دسترسی حاکمان جنایتکار وجنگ افروز ایران به دسترسی بمب اتمی که امنیت و صلح جهان را به خطر خواهد انداخت دیگر نادیده انگاشتن و پایمال کردن حق و حقوق مردم صلح دوست جهان است . زیراکه با داشتن بمب اتم رژیم تروریستی که از هم می خواهد اسرائیل را نا بود کند و آرزوی جهان بدون آمریکا دارد و تصمیم دارد ساختار مدیریت جهان را تغییر دهد با خطر جدی مواجه خواهند شد.

در خاتمه اینکه شایان یادآوریست که گذشته از مصاحبه کردن با همکاران سربازجو حسین شریعتمداری که یکی از بد نام ترین دژخیمان شکنجه گر رژیم تروریستی آخوندی می باشد که خبرگزاری رسمی دولتی ایرنا را از طریق وزیر فرهنگ سانسور و تفیش عقاید ارشاد پاسدار محمد حسین صفار هرندی قبضه کرده اند که در بغداد با فرزند محسن حکیم مصاحبه داشته که پدرش جزو حرمین لوطی جماران است که یک پا ر بغداد و یک پا در بیمارستان آمریکای شیطان بزرگ آمریکا برای جراحی سرطان روده است . سپس روز بعد از عمل جراحی عازم ایران شد و در بیمارستان تهران بستری گردی که از لوطی جماران و رفسنجانی و آخوند شاهرودی عراقی و رئیس جمهور به دیدار و ملاقتش رفند و بطور مرتب برای مداوا به تهران می آید . اکنون فرزند این وامدار رژیم می بایست که از ارباب با قربانی کردن مجاهدین دفاع کند . مسخره تر اینکه این طلبه ی قاتل و شیاد و دروغگو بدون در نظر گرفتن بیش از 5 میلیون و 200 هزار امضای اقشار گوناگون مردم عراق و 3 میلیون شیعه ی عراقی در حمایت از مجاهدین ساکن شر اشرف ولی این مأمور به فرمان و نمایندگی لوطی جماران و سپاه پاسداران نماینده ی تام الاتخیار مردم عراق شده و نظریه ی استصوابی اخراج مجاهدین از عراق را صادر کرده است .

توضیح آنکه فقط به دقت به قیافه و چشانش نگاه کنید که چگونه است و به کجا خیره شده است؟ آیا این فرد نرمال و طبیعی است؟ اگر چنانچه این فرد و این قیافه به جرم شناس و روانشناس تحویل داده شود تا پیرامونش تحقیق کند چه نظر خوهند داد؟ آیا کشف نمی کنند که مرتکب چه جنایاتی شده و دارای چه نوع شخصیتی می باشد؟ پس از آن آنگاه مشخص می شود که ریشه ی اینکه چرا عراق باتلاق شده و در بغداد مسجد تبدیل به شکنجه و قتلگاه شده است و تا لو می رود سریع قصاب و سلاخان و شکنجه گران و مثله کنند گان به کشور و دامان ارباب و پرورش و تعلیم یافتگان خود گریختند کجا می تواند باشد؟

هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 14 شهریور ماه سال 1387
نقد و بررسی " ما و بحرانهاي پيراموني " روزنامه ی جمهوری اسلامی چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
" اهداف و کیسه ی گشادی که از جنگ روس ها با گرجستان و بجران جدید ،دوخته شده است "
اکنون سرمقاله نویس با تأخیر وخواب نما شدگی متوجه شده است که دلیل تهاجم روس ها به گرجستان توطئه ی آمریکا و اسرائیل بوده است زیرا که جنگنده های اف 16 اسرائیلی در جنوب گرجستان آماده ی تهاجم به ایران بودند . در ادامه ی ادعای خود نتیجه گرفته است که هنوز اسناد بیشتری بدست نیامده است که نشان دهد به جز اسرائیل و آمریکا چه کشور یا دستانی دیگر در کار این بحران در گرجستان بوده است؟ اما در ادامه در این مورد از موضع فرافکنی وخود به نادانی زدن توصیه کرده است که بهترین کار و شیوه شناسائی عوامل بحران ساز در این زمینه می باشد. یعنی بدون اشاره کردن به نقش اساسی و اصلی بحران ساز و نا آرام سازی منطقه که رژیم تروریستی آخوندی داشته و دارد و با فراموشکاری افزود که به جز این دو کشور آمریکا و اسرائیل که مرکز بحران سازی در گرجستان بودند.اروپا نیز نقش داشته است که نباشد فراموش شود .

این مدعی آنگونه نظر داده که انگاری که ایران بهشت برین و مدینه ی فاضله است و وفور نعمت و فراوانی و رفاه و آسایش و آرامش و آزادی بیان و احزاب و قلم از در و دیوارش می بارد و حکومت دمکراتیک و آزادیخواه و برابری طلب است که نه از بدو تأسیش خلافی مرتکب شده است ونه سیاست تروریسم و بنیاد گرائی ابزار سیاست دیپلماسی اش بوده است و نه اینکه از سابقه ی 8 سال جنگ خانمان برانداز ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق برخور دار است که آن را نعمت الهی نامید . نه اینکه رکوردار نقض محکومیت سیستماتیک جهانی حقوق بشر است و نه دارای پرونده ی مرتکب شدن سند جنایت علیه ی بشریت در تابستان خونین 67 است که این ننگ نامه سیاه تاریخی در کارنامه ی خونین و پیشانی اش تا ابد حک شده است. . نه اینکه هیچگونه نقش دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و سایر کشور ها دارد و اسرائیل را تهدید به نابودی می کند . نه اینکه مسبب وعامل اصلی بحران سازی و جنگ افروزی و بی ثبات کردن و به خشونت کشاندن منطقه ی خاورمیانه می باشد . مهمتر اینکه اینگونه اقدامات را در راستای دسترسی به سلاح هسته ای انجام نداده و دنبال نکرده است که اکنون این مدعی طلبکاری کردن شناسائی عاملین بحران سازی در گرجستان شده است و فرصت طلبانه و از موضع کلانتر جهان یا دبرکل سازمان ملل ادعای شناسائی کا نون بحران سازی در گرجستان و کشورهای در گیر آن شده است . در صورتیکه مطبوعات و رسانه های خبری رژیم تروریستی علناً اعلام کرده اند که تهاجم روس ها به گرجسان به نفع بحران هسته ای رژیم تمام شده است . برای اینکه موجب شد تا روسیه در کنار اروپا و آمریکا قرار نگیرد. جالب توجه اینکه طبق برنامه ی همیشگی می بایست که سرمقاله په آمریکا و اسرائیل و عراق و افغانستن و لبنان راه ببرد تا اینکه اینگونه نتیجه گیری شود در 7 سال گذشته نومحافظه کاران آمریکا این چنین عامل بحران سازی در خاورمیانه بوده اند :

"خوبست براي لحظه اي به جمع بندي طرحهاي آميز نومحافظه كاران در منطقه بپردازيم تا دريابيم چرا آمريكا در طول اين دوران 7 ساله در افغانستان عراق لبنان و فلسطين اشغالي براي ايجاد كانونهاي بحران وسوسه شده است . بعلاه چرا واشنگتن عليرغم ناكامي طرحهايش همچنان به سياستهاي جنون آميز خود ادامه مي دهد و به نتايج استمرار و تعميق بحران در منطقه اميد بسته است . مسئله كاملا روشن است . آمريكا سعي دارد در اطراف مرزهاي جغرافيائي ايران و هر جائي كه نهضت هاي اسلامي از جنس انقلاب اسلامي نقش آفرين بوده اند زنجيره اي كامل و بهم پيوسته از كانونهاي بحران را ايجاد كند تا بلكه بتواند توان و ظرفيت انقلابي ملتهاي منطقه را به تحليل ببرد و يا مهار كند."

درخاتمه اینکه سرمقاله نویس چون می داند که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی به خصوص سپاه پاسداران که تسلط کامل بر تأسیسات هسته ای و اهداف آن دارد هرگز دست از دسترسی به سلاح هسته ای بر نمی دارند . از سوی دیگر اشراف هم دارد که نه اسرائیل و نه آمریکا هر گز اجازه نمی دهند که رژیم دسترسی به سلاح هسته ای یابد و در نهایت پایان سناریو رو در روئی نظامی طرفین می باشد . برای همین در هر دوسمت آرایش نظامی تهاجمی و تدافعی به خود گرفته و چنین فضائی ایجاد شده است . مشروط بر اینکه مسئولان رژیم تروریستی آخوندی تلاش مذبوحانه می کنند که خطرات و عوارض ناشی از جنگ را کاهش دهند . برای همین در داخل کشور که همه فرمانده های پاسداران و مسئولان رژیم اعتراف و اذعان کرده اند که خطر اصلی از داخل می باشد که تلاش می کنند این خطر را کاهش دهند . یعنی با ایجاد فضای حکومت نظامی اعلام ناشده از طریق فشار های سرکوبگرایانه ی اجتماعی از طریق طرح های ضربتی نیروی انتظامی این هدف دنبالشد . از سوی دیگر با گسترض حضور روز افزون در عراق فشار هیستریک برروی مجاهدین ساکنان اشرف را گسترش داده شده است و هرروز با اخبار ساختگی بیشتری علیه اشان اعلام می کند که قرار گاه اشرف تحویل ارتش عراق داده شده است . دلیل هم روش است . زیرا که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی وحشت دارند در شرایط جنگ با آمریکا بودن اینان در نوار مرزی پشتوانه و انگیزه ی حرکت مردم در داخل کشور می باشد . برای همین همانگونه که گفته شد در دفاع از پروژه ی هسته ای آرایش جنگی چیده شده است و هر گز هم عقب نشینی نمی کند وعلاقه ای هم به بودن کانون خطر در نوار مرز خود با عراق یعنی حضور مجاهدین ساکن اشرف ندارد. بنابراین همانگونه دکتر مطلقک تأئید و اخطار کرده است در صورتی که انتقال حمایت از اشرف به دولت عراق واگذار شود. گذشته از فاجعه انسانی که در پیش است، بازنده ی نهائی مردم عراق خواهند بود و برنده ی اصلی رژیم تروریستی آخوندی و هموار سازی سریع دسترسی به سلاح هسته است که در آنصورت دیگر رژیم مسلح به سلاح هسته ای نه مشکل و بحران در ایران و عراق و خاورمیانه، بلکه کل جهان است . پس می طلبد جریان های درگیر از جمله نیروهای چند ملیتی در عراق و نیروهای ملی عراقی نسبت به پیگیری اهداف فشار برروی اخراج مجاهدین از عراق و اهداف متعاقب آن از سوی رژیم تروریستی آخوندی بیسار هشیار باشند و مسئولانه به و ظایف انسانی و تعهدات خود اقدام کنند .
هوشنگ � بهداد
چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
نقد و برسی"فصلي براي عدالت اخلاقي" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 12 شهریور ماه سال 1387
"هدیه ماه روزه ای پاک کردن صورت مسئله ا صلی عدم عدالت اقتصادی ومانور دادن پیرامون عدالت اخلاقی و توصیه دادن که اعتراض و افشاگری نشود چونکه خلاف عدالت اخلاقی است "
بازهم ماه رمضان رسید و بازار آخوندهای مفتخور و انگل و غیر مولد دینفروش هم داغ شد تا که بر سر منبر روند و روضه ی تکراری و نخ نما شده ی دروغین اخلاقی به خوانند واز چگونگی توزیع عدالت فقر در پوشش مدعی عدالت اخلاقی بگویند تا با نمک پاشیدن برروی زخم مزمن و چرکین محرومان وسوهان اعصاب برای شان شدن با فراموش کردن سفره های رنگین خودشان اشک تمساح برای تهی دستان جامعه بریزند که 3 دهه روزه ی دائم روزه داشته اتد تا اینکه انگلان و زالو صفتانی پروار گردند که اسامی بخشی از اینان با جزئیات مختصری از عملکردشان را عباس پالیزدار در جمع دانشجویان بسیجی دانشگاه همدان افشا و اعلام کرد.
البته که سهم محرومان در این ماه مبارک رمضان فقط سفره های خالی و رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاهای ضروری و اساسی و فقر و بیکاری نمی باشد ، بلکه افزایش دامنه ی سرکوبگری در جامعه به جرم مبارزه با تظاهر به روزه خواری را نیز در بر می گیرد . زیرا که رژیم تروریستی آخوندی بدون سرکوب ورعب و وحشت در جامعه و زندان و شکنجه و اعدام بقایش امکان پذیر نمی باشد.

البته برای ملای سرمقاله نویس نمی صرفد تا که توضیح دهد این چگونه قرآنی است که آخوندهای جنایتکاران حاکم و شرکای شان به آن باور دارند که فقط نعمت اینان را افزایش می دهد و در مقابل سفره های محرومان را بیشتر خالی می کند. گرچه پرسش کردن این موضوع، سئوال به جائی نبود. برای اینکه پاسخ آن در 8 سال پیش در جنگ ضد ملی و ضد ملی ایران و عراق داده شد . برای اینکه از سوی خمینی شیاد عوامفریب و دینفروش جنگ خانمان برانداز و ایران بر باده را موهبت و نعمت الهی نامیده بود.
یعنی 3 دهه غارتگری و جنایت و خیانت و دزدی و دینفروشی و جنگ افروزی و عوامفریبی که آخوندهای حاکم و شرکای شان مرتکب شده اند که خلاصه ی عملکرد 30 ساله اشان در فقر مطلق و اعتراف 14 میلیون فقیر و جمعیت 80% ایران که بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند که تورم وگرانی هم چاشنی آن شده است .البته بخش دیگر از عملکردشان بیش از 120 هزار زندانی سیاسی است . همچنین اعدام ا و دار زدن های زنجیره ای روزانه در 3 دهه ی گذشته است که یک روز هم توقف نداشته است . مهمتر اینکه تمامی اشان نیز از اقشار محروم و تهی دستان جامعه می باشند که محصول و دست پروردگان همین نظام ضد بشری و آدمکش می باشند ،بطوریکه در میان شان حتی یک نمونه از آخوند ها و حاکمان و شرکا و آقازاده های شان وجود نداشته است .
برای اینکه دین و اسلام و مذهب و خدا و پیامبر و نماز و روزه ای که این جانیان ضد بشر حاکم به آن باور دارند و 3 دهه هم از آن دفاع کرده و مرتکب جنایات تاریخی و فراموش ناشدنی شده اند در بست ابزاریست در راستای قبضه ی قدرت ودر بستر انباشت هرچه بیشتر ثروت و تضمین این دو می باشد.

اکنون با این شناخت و تجربه سی ساله که در دسترس می باشد و با ننگین نامه کارنامه جنایت وتبعیض آمیز دستگاه قاتل عدالت و محرومان و تهی دستان و دشمن آزادی و قانون که قوه ی قضائیه داشته است که گذشته از اینکه مدافع کلان دزدان و غارتگران حکومتی و شرکای شان می باشد ؛یک رئیس آخوند بی سواد کلاسیک به نام آخوند شاهرودی عراقی می باشد که انتصابی لوطی جماران است که خودش عنصر زبون وحقیر و معتاد و روضه خوان منبری گمنام دیروز است که اکنون بر مسند خلافت نشسته و ادعای بیش از خدائی دارد که ام الفساد است که هرگز خودو گماشته اش پاسدار احمدی نژاد که از طریق کودتای خاموش و خزنده ی رئیس جمهور تشریفاتی شده که دوتائی کلامی حرف راست نمی زنند و در شرایط کنونی مسبب تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها و رشد فقر و بیکاری در جامعه می باشند. ولی آن را بطور وارونه نو آوری و شکوفائی اقتصادی نامیده اند .
بااین حساب مگر ملای سرمقاله نویس که مرید لوطی جماران است قرار است که به مناسبت فرار رسیدن ماه رمضان چه بگوید؟ آیا توقع است که وی بر خلاف جهت حرکت تند آب حرکت کند یا تبدیل به چاقوئی شود که می خواهد دسته ی خودش را ببرد؟ یعنی از غارتگران حاکمی همچون لوطی جماران و رفسنجانی بساز و بفروش که خودش به آنان تعق دارد و پیوسته از اینان دفاع می کند فاصله بگیرد واز محرومان و گرنسگان و فرو دستان دفاع کند؟ و یا اینکه می توان انتظار داشت که این ملا یک تحلیل علمی و منطقی و ریشه ای ارائه کند که چرا جامعه دو قطبی با شکاف عمیق طبقاتی شده است؟
!پاسخ کوتاه این است که اگر رژیم ضد بشری و قرون وسطائی و یاغی بین الملل و محور شرارت و اصلاح ناپذیر ظرفیت این دگر گونی را داشت هرگز شرایط و اوضاع به اینجا کشانیده نمی شد.

در خاتمه اینکه ملای سرمقاله نویس هفت خط و تصویر مار کش و مار قالب کن با پاک کردن صورت مسئله تلاش مذبوحانه کرده است تاکه آدرس غلط بدهد . یعنی اینکه بر سر منبر رفته و با فراموش کردن عدالت اقتصادی زیرا که بقول خمینی اقتصاد مال خر است که اکنون ثابت شده است که در ایران این خران صاحب اقتصاد شده کیستند؟ عدالت اخلاقی را جایگزین کرده و توصیه کرده و رهنمود داده است که بهمین شرایط بساز ید و کنار آئید و صم و بکم دهان و گوش بر بندید و هیچگونه اعتراض و افشاگری نکنید چونکه غیبت است و این امر هر گزعدالت اخلاقی محسوب نمی شود.

هوشنگ � بهداد
سه شنبه 12 شهریور ماه سال 1387
نقد وبررسی " يك پيشنهاد ، يك پيش بيني و يك خبر(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387
"تلاش گسترده ی سناریو سازی و اتهام زنی به خاتمی برای سوزاندن وی و از دور خارج کردن وی از صحنه ی رقابت نمایش خیمه شب بازی ریاست جکهوری دوره ی دهم :
پس از تهدید کردن خاتمی به رد صلاحیت شدن و در روند سناریوی ادامه دار تهاجم به خاتمی و اطرافیانش که ار تباط مستقیم به حضور و نامزدی وی برای نامزدی ریاست جمهوری نمایش خیمه شب بازی دوره ی دهم دارد . بنابراین دوباره سربازجو حسین شریعتمداری برای سوزاندن وی برروی صحنه آمده است و با تعقیب کردن پرونده و سناریو سازی کردن برای خاتمی آویزان به سناریوی تدارک دیده شده ای شده است که متعلق به قیام 6روزه دانشجوئی در 18 تیرماه سال 78 دارد که خاتمی در ردیف گورباچف قرار گرفته شد که گفته شد وی هم اصلاح طلب همچون خاتمی بود که می خواست پاپ و لوتر باشد که عاقبت هیچکدام نشد جز اینکه شرایط را برای لوتری همچنین یلسین فراهم کرد تا در برابر ارزش های دینی بایستاد و حتی بدتر معمار و سوژه ی فرو پاشی شوروی شد و نتیه گرفته شد که می بایست تکرار این تجربه که منجر به فروپاشی شوروی شد پیگیری آن مدل مشابه آن در ایران از سوی خاتمی و اطرافیان وی دنبال و اجرا می شد . درصورتی که طبق تحلیل خودش با وارد صحنه شدن لوطی جماران جای یتلسن پاسدار احمدی نژاد آمد. اما سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس حسین شریعتمداری همچنان تلاش دارد که خاتمی را یتلسین بنامد. زیرا که با اطرافیانش دوباره وارد صحنه شود .

البته مشخص است که این سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری که نه سواد و نه توان و ظرفیت پیگیری گرد آوری اینگونه اطلاعات و عرضه و هنر ها را داشت که خود اقدام کند جز اینکه از سوی کسانی همچون پرو فسور مونالا فراهم شود که اخیراً مشاور پاسدار احمدی نژاد شده که طبق افشا گری سایت تابناک پاسدار محسن رضائی بر خلاف قانون اساسی است . برای اینکه ایشان که بیش از 50 سال در آمریکا اقامت دار دیک شهروند آمریکا می باشد که نمی تواند با عنوان شهروند آمریکائی داشتن مشاور رئیس جمهوردرایران شود . ناگفته نماند که سالیان زیادی می باشد که حمید مونالا با کیهان پرونده و سناریو ساز کیهان اطلاعتی – امنیتی – پادگانی همکاری نزدیک دارد . اکنون نیز از کانال ایشان وهمکاران وی در آمریکا است که باید اطلاعات از آمریکا برای سربازجو شریعتمداری ارسال شود .

اما بازتاب دادن بخش گزیده شده از یادداشت روز 20 ار دیبهشت تیرماه سال 79 در یادداشت روز امروز از سوی سربازجو حسین شریعتمداری برای دراز ومتهم کردن خاتمی و اطرافیان وی می باشد. البته سربازجو پاسدار حسین شریعتداری بدون آنکه به منبع دریافت خبر اشاره یا رجوع کند فقط اکتفا به این کرده است که این مطالب بخشی از یادداشت روز 20 اردیبهشت سال 79 بود. یعنی د سال پس از رئیس جمهور شدن خاتمی بود که اکنون با بازتاب دادن این گزیده برای بار یگر فاش شده است که چگونه ودر چه زمانی سناریو علیه خاتمی و دولت وی کلید زده شد که مدعیان اصلاح طلبانقلابی در خاب خرگوشی عمیق خود بودند که ذوق زده مدعی می شدند هرگز شرایط به قبل از دوم خرداد باز نخواهد گشت؟

البته باید افزود اکنون پس از اینکه سربازجو پاسدارحسین شریعتمداری مدتی است که با شیخ مهدی کروبی بازی می کند و مانور می دهد . در نتیجه موفق شد که این شیخ را آنگونه به سوزاند که یکی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به نام مهدی آیتی به کروبی انتقاد کرد و گفت به دلیل اقدام نامزدی ریاست جمهوری که وی کرد استعفا داد و خطاب به شیخ مهدی کروبی گفت که تو با این اقدامات هم شانس خودت را سوازندی و هم اینکه ضربه به خاتمی و جبهه اصلاحات زدی و شانس پیروزی اینان را کاهش دادی . از سوی دیگر بهزاد نبوی با رفسنجانی دیدار داشته و گفته که به خاطر وحشت از پیروزی خاتمی مخالفت می شود . زیرا که چرا با نامزدان دیگر با تهدید رد صلاحیت برخورد نمی شود؟ لذا اکنون نوبت سوزاندن خاتمی است . برای همین سربازجو حسین سربازجو حسین شریعتمداری با بهره گیری کردن از همه تجربیات اطلاعات گیری و بازجوئی و نفوذ و ضربه زدن ها بسیج شده و به سراغ خاتمی و اطرافیان وی مده است تا که آنگونه خاتمی را تخریب کند و شکاف با اطرافیانش را برجسته کند که شانس هرگونه پیروزی وی را کاهش داده و خنثی کند . بهمین دلیل با روش شمشیر از رو بستن به جنگ خاتمی و اطرافیان وی با افشاگری علیه خاتمی وارد صحنه شده و چنین گفته است:
"اين طيف از مدعيان اصلاحات كه خود را نزديكترين ياران خاتمي معرفي مي كردند و متأسفانه آقاي خاتمي نيز براي آنها جايگاه ويژه اي قائل بود، بعد از سمينار استنفورد و از طريق روزنامه هاي زنجيره اي، مصاحبه ها، نشست هاي تشكيلاتي، عمليات رواني تبليغاتي گسترده اي را عليه خاتمي سازماندهي كردند. مضمون اصلي اين پروژه تبليغي- رواني، دقيقاً همان نظريه اي بود كه خانم گيل لاپيداس پيشنهاد كرده بود. طيف ياد شده آقاي خاتمي رابه ناتواني در پيشبرد اصلاحات! تساهل و تسامح در برخورد با مخالفان متهم مي كردند تا آنجا كه يكي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات به طور تلويحي او را «بي عرضه» ناميد و با صراحت - و بي نزاكتي- آقاي خاتمي را با شاه سلطان حسين صفوي مقايسه كرد و نهايتاً در يك تجمع به ظاهر دانشجويي كه خاتمي براي سخنراني دعوت شده بود، افرادي به تحريك طيف مورد اشاره ايشان را «هو» كردند و خاتمي كه به شدت عصباني شده بود، پشت همان تريبون گفت: از اردوگاه اصلاح طلبان صداي دشمن به گوش مي رسد.نگاهي به روزنامه هاي زنجيره اي در فاصله 3 ماهه ارديبهشت، خرداد و تير ماه 79 و رسانه هاي خارجي در همين فاصله زماني- مي، ژوئن و جولاي 2000- نشان مي دهد كه مقايسه خاتمي با گورباچف و ضرورت تغيير او با شخصيتي نظير «يلتسين» ترجيع بند تكراري و مشترك دشمنان بيروني و مدعيان اصلاحات در داخل كشور بوده است. هر دو جريان خارجي و داخلي از تأكيد- البته هر از چند گاه و نه هميشگي- آقاي خاتمي بر ارزش هاي اسلامي و آموزه هاي انقلابي ابراز نگراني مي كردند."

درخاتمه اینکه قابل پیش بینی بود که هرچه زمان به سوی برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک شود بر موج تهدید و سناریوی سازی ها نیز افزوده می گردد. چونکه گفته شده بود کودتاگران خاموش و خزنده ی پشت پرده برای یک دوره ی 4 ساله دست به کودتای خاموش و خزنده ی بزدن و اینان نیامدند تا که بروند ، بلکه آمده اند تا زمانی که این رژیم ضد بشری و تاریک اندیش و قرون وسطائی هست اینان هم بر اریکه ی قدرت بمانند .برای اینکه زور و قدرت دارند و می خواهند دسترسی به سلاح هسته ای داشته باشند. از سوی دیگر آنکه خمینی رهبر معنوی و بنیانگذاراین نظام بود که با عوامفریبی جز دروغ تحویل مردم ایران نداد. زیرا که دیدیم چگونه پس از 10 سال که منتظری جانشین وی بود به خاطر اعتراضی که به جنایات قتل عام زندانیان سیاسی تابستان خونین سال 67 کرد برکنارش کرد . در صورتی که پس از 20 سال اکنون سازمان عفو بین الملل این سند جنایت را یک سند محرز و مجسم جنایت علیه ی بشریت دانسته است و خواهان پیگیری پرونده مجرمان و مسببان این جنایت ومحاکمه و مجازات شان شده است . البته خمینی بر کناری جانشین خودش منتظری بدون شک با مشاوره و دست داشتن رفسنجانی و خامنه ای انجام داد. برای اینکه هدف بود تا که خامنه ای جای منتظری بنشیند. بلی خمینی حساب شده گفت که عقد اخوت با هیچکس نبسته ام ، بنابراین چگونه می توان انتظارات داشت که یک عنصر معلوم الحال که 3 دهه با پرونده و سناریو سازی و توطئه گری و بازجوئی و شکنجه گری و اعتراف گیری و تواب ساز سر و کار داشته و کیفر خواست اعدام برای مخالفان و دگر اندیشان صادر کرده است غیر از این یادداشت روز نویس علیه ی رقبایش سناریو سازی نکند و آنان را متهم به همکاری با دشمن نکند. حال پرسش است که آیا چنین رژیم ضد بشری مشروعیت دارد ؟ یا اینکه می بایست در نمایش کمدی و مسخره ای شرکت کرد که لوطی جماراناز قبل نتیجه را در دیدار با اعضای هیئت دولت مشخص کرد . همینطور در شرایطی که تورم و گرانی وز افزون کمر مردم را خمیده کرده و فقر و بیکاری گسترده بیداد می کند . ولی با کمال وقاحت ضد انسانی ووارونه گوئی سرباز جو پاسدار قلم بر دست از طعم شیرین اصولگرایان ساده زیست گفته است که لیست اسامی برخی از اینان را عباس پالیز دار در دانشگاه همدان افشا کرد که کیستند وچگونه زندگی ساده زیستی دارند؟
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387
نقد وبررسی " معجزه اي براي ملت فلسطين" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387
" فرموله کردن نتایج تلاش های مسمتر دشمنی کردن برای به شکست کشاندن روند مذاکرات صلح خاورمیانه "
زمان زیادی از تاریخ برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه آناپولیس در آمریکا نمی گذرد که چگونه قبل از آن لوطی جماران در خطبه عید فطر با افشا کردن موضع خصمانه ی علیه روند صلح خاورمیانه رهبران کشورهای منطقه را آشکارا تهدید کرد و تأکید کردکه اگر چنانچه هر رهبر در این کنفرانس صلح خاورمیانه ی آنا پولیس درآمریکا شرکت کند و حضور یابد موقع بازگشت در کشور خود با موج نا آرامی ها و اغتشاشات داخلی مواجه خواهد شد . حال بماند که در عراق و بحرین و نوار غزه و سپس در لبنان دست به چگونه اقدمات تروریستی و جنگ افروزانه زده شد و چگونه در برابر تلاش رئیس جمهور فرانسه مبنی بر تضمین و کوشش صلح تشکیل دولت دمکراتیک فلسطین تا پایان سال میلادی مالفت و دشمنی علنی با این پیشنهاد فرانسه از سوی رژیم تروریستی و جنگ افروز آغاز و ادامه داشته است تا اینکه اکنون برای بر طرف شدن هرگونه شک و شبهه سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی اعتراف کرده است که ابراز تأسف وزیر امور خارجه ی آمریکا در نشست 3 جانبه با وزیر امور خارجه ی اسرائیل و احمد قریع نماینده حکومت خود مختار فلسطین را نشان از معجزه به نفع حماس می داند که می تواند از طریق دولت مصر پیام به اسرائیل دهد تا که در ازای آزادی یک اسیر اسرائیلی تعداد 1500 زندانی حماسی را تحویل نگیرد.
یعنی اینکه به و ضوح مشخص شده است که عامل اصلی بی ثباتی و نا امنی و به شکست کشاندن روند صلح خاوریانه کدام کشور می باشد؟ و چرا برای دسترسی به سلاح هسته ای هم عراق را به باتلاق تبدل کرده است؟ هماینکه چراهروز بیش از گذشته در این کشور دخالت گری با اقدامات تروریستی می کند ؟ هم اینکه چرا سپاه پاسداران از طریق حزب الله لبنان جنگ 33 روزه بر پا کرد و لبنان را به سر زمین سوخته مبدل ساخت؟هم اینکه با راه اندازی جنگ داخلی در فلسطین از طریق حماس و جدا کردن نوار غزه و ایجاد در گیری با اسرائیل شرایط به شکست کشاندن تلاش های انجام شده ی مذاکره صلح خاورمیانه را فراهم کرد . به خصوص اینکه بسیار ناراحت و عصبی می باشد که چرا سوریه از طریق میانجی گری ترکیه دارد مذاکره ی صلح با اسرائیل را دنبال می کند تا که بلندی های جولان را پس بگیرد. بهر حال سرمقاله نویس عملکرد کارشکنی های رژیم در روند مذاکرات صلح فلسطین با اسرائیل را اینگونه ارزیابی و بررسی کرده است:

"بوش كوچك آخرين ماههاي حكومت بدفرجامش را سپري مي كند و عملا فاقد اراده و انگيزه هاي لازم براي فعاليت در جهت منافع اشغالگران صهيونيست است . ايهود اولمرت رسما تعهد داده كه در هفته هاي آينده از كار كناره گيري كند و محمود عباس عملا به رئيس تشكيلات عقيم و ناكارآمدي تبديل شده كه حتي اجزاي حكومتي وي نيز اعتباري برايش قائل نيستند. اقدام غيرقانوني محمود عباس در بركناري � اسمعيل هنيه � و روي كار آوردن � سلام فياض � هم نتوانست كمكي به جناح خائن فتح محسوب شود
."

درخاتمه می توان گفت که شکی وجود دارد تا زمانیکه رژیم تروریستی آخوندی بر سر کار باشد نمی توان هر گز امید وار بود که چشم انداز مثبت و صلح پایدار میان اسرائیل و فلسطین در خاور میانه می تواند وجود داشته باشد یا صلح به این منطقه باز گردد. زیرا که اساس و بنیان این رژیم تروریستی بر صدور بنیادگرائی و تروریسم و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورها بنا نهاده شده است که جدائی و فاصله گرفتن از این سیاست بمثابه امضای حکم مرگ رژیم تروریستی آخوندی می باشد . به خصوص اینکه درگیر رقابت وتضاد باندی و جناحی و افزایش روز افزون نارضایتی عمومی می باشد که فقط با ضرب سرکوب وتهدید و دستگیری و شکنجه و زندان و اعدام ودار زدن مردم معترض را بطور موقتی وادار به سکون و خاموشی کرده است . از سوی دیگر در تلاش مسمتر و عجولانه و شتابدار دسترسی به سلاح هسته ای می باشد که نیاز مبرم به اینگونه بحران سازی ها و دخالت گری ها و تهدید کردن ها دارد. ناگفته نماند که شرایط کنونی ادامه ی سیاست خائنانه و کثیف تجارت خون مذاکره ی هسته ای اروپا با رژیم تروریستی است در 5 سال گذشته که ادامه داشته است . چونکه با بر توی لیست گروهوسازمان های تروریست گذاشتن مجاهدین و محدود کردن شان در شهر اشرف بهترین هدیه و پیش کشی برای رژیم بود که رابطه ی تننگاتنگ و مستقیم در به وجود آمدن شرایط کنونی داشته است . مهم این است که چشم انداز بس سیاه وتیره وتار در پیش روی می باشد . زیرا که با دسترسی رژیم تروریستی به سلاح هسته ای آن زمان جهان همچون خاورمیانه ناامن وبی ثبات خواهد شد. متأسفانه چندین سال است یعنی از همان دوره ی قدرت گیری اصلاح طلبان قلابی است که این هشدار و اخطار ها داده و تکرار شده است ولی مخاطبان با بر داشت انشاء الله گربه است از کنار آن گذشته و ناشنیده گرفته اند. تا اینکه ضربه آن را بطور عملی تجربه کنند تا که متوجه شوند که هشدار ها واقعیت داشته است.
هو
شنگ � بهداد
دوشنبه 11 شهریور ماه سال 1387