نقد و بررسی " پيام بسته هاي خالي" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 27 خرداد ماه سال 1387
"بسته ی هسته ای پیشنهاد جدید گروه 5+ 1 جز زیاده خواهی چیز دیگری ندارد . چونکه تقاضای تعلیق غنی سازی اورانیوم کرده است"
داستان پرونده ی پروژه ی هسته ای با تاریخچه ی بیش از دو دهه پنهانکاری و ادعای کمدی صلح آمیز داشتنش و ادامه داشتن چند سال سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشات گری است که با نوسانات پیرامون آن وکش و قوس دار شدنش که در دوران خاتمی موجب شد مدتی تعلیق پذیرفته شود . ولی سپس بعد از خاتمی در زمان پاسدار احمدی نژاد با متهم و محکوم کردن اصلاح طلبان قلابی که چرا تن به توافق تعلیق غنی سازی اورانیوم داده شد که تا متهم به خیانت کردن مسئولان موافق تعلیق غنی سازی منتهی شد در نهایت این تعلیق شکسته شد و عقب نشینی عبور از خط تعلیق و فعالیت اورانیوم غنی سازی بمنزله ی خط قرمز ترسیم شد که از سوی رهبر ومسئولان هسته ای رژیم تروریستی آخوندی به تصویر کشانید ه شد. آنگاه برای قانع کردن مسئولان رژیم تروریستی آخوندی به پذیرش موافقت تعلیق غنی سازی اورانیوم مسئله ارسال بسته ای مشوق پیشنهادی هسته ای از سوی گروه اعضای 5 + 1 منهای آمریکا مطرح و پیشنهاد شد . پرده ی اول این نمایش منجر به شکست شد . مدتی وقفه در پیگیری این شو حاصل و تقریباً تعطیل شد . اما دوباره مدتی می باشد که بخش دوم پرده ی نمایش پیشنهاد بسته ای � هسته ای شروع شده است . البته پس از اینکه وزیر آمربای امور خارجه ی منوچهر متکی با بازی کردن نمایشنامه تهیه و تنظیم شده پیشنهاد بسته ای � هسته ای از سوی رژیم و ارسال آن برای مخاطبین شروع شد تا اینه موجب و زمینه ساز فعال شدت مخاطبین اروپائیان و تحریک شدن شان شود تاکه به ادامه ی بازی پیشنهاد بسته ای � هسته ای تن در دهند و سناریوی مذاکره و مماشات از سر گرفته شود. بنابراین دوباره بازی آغاز شد و خاویر سونالا و هیئت همراه با بسته ی هسته ای پیشنهادی راهی تهران شد و با وزیر آدمربا منوچهر متکی دیدار داشت . اما اکنون گفته می شود که بر خلاف ظاهر بیرونی رنگین بودن بسته ی پیشنهاد هسته ای درونش خالی و باد هوا می باشد . زیرا که نه چیز جدیدی نسبت به گذشته همراه ندارد ، بلکه زیادخواهی هم شده و افسوس برای چین و روسیه خورده شده است که همراه اعضای اروپائی و آمریکا شده اند؟. برای اینکه این پیشنهاد جدید هچون گذشته برتعلیق اورانیوم اصرار شده است و قطعنماه ی 1803 شورای امنیت سازمان ملل هم چاشنی کرده که گفته شد می بایست پذیرفته شود . البته به خاویر سولانا که قرار بود دیگر با ایشان گفتگو ومذاکره شود گفته شده که تعلیق غنی سازی خط سرخ تعیین شد ی رژیم تروریستی آخوندی می باشد که هیچگونه سر پیچی یا عدولی از آن قابل تصور و پذیرش نمی باشد . حال بماند که قبلاً تأکید شده بود که از این پس دیگر هیچگونه مذاکرات هسته ای با اروپا و سونالا انجام نمی گیرد. زیرا که پرونده ی هسته ای در داخل ایران پیرامون مذاکره برای تعلیق غنی سازی بسته شده است .

اما در خاتمه اینکه اکنون با کشدار کردن این بازی موش و گربه ی مذاکره و رد وبدل کردن بسته های پیشنهادی بسته ای � هسته ای مدعیان طرف دعوا برای همدیگر که این شو هر بار به یک شیوه ای پر آب و تاب تر از قبل اجرا می شود . درست شبیه آن داستانی می باشد که یک روزی یکی توی خیابان به دوستش رسیده بود پس از سلام علیک گرم وخوش و بش و چاق سلامتی کردن گفت راستی چقدر تعریف می کرد ومی گفت چه آدم خوبی ، دمش گرم خیلی لوطی و با حال است و ... خلاصه خیلی تعریف و تمجید می کرد. طرف که خشکش زده بود . چونکه از یک خوشحال بود که از این اینگونه تعریف و ستایش شده است . از سوی دیگر میخ و متعجب بود که این کیست که اینگونه از وی تعریف کرده است ؟ بالاخره طاقت نیاورد و حرف دوستش را قطع کرد وپرسید خوب اینکه بمن سلام رساند و اینقدر تعریف که بود وچه نام داشت؟ دوسش گفت . اتفاقاً منهم از ایشان همین سئوال تورا آخرش از ایشان کردم که به من جواب داد متأسفنه نمی شناسم که ایشان کیست؟ اکنون داستان پروژه ی هسته ای و اهدافش و پیشنها د و هدیه بسته ای هسته ای مشوق های اروپا با ادامه ی سیاست ادامه دار خائنانه ی مذاکره و مماشان درست شبیه همین داستان یاد شده می باشد.
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 27 خرداد ماه سال 1387

نقد و بررسی " واقع بيني راه حل مبارزه با گراني روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387

با نقل قول کردن از ائمه جماعات با گفتن بخشی از واقعیات و پوشاندن واقعیات مهمتر و با یک بعد و یک جانبه گری نمی توان تورم و گرانی در جامعه را مهار کرد"
اگر چنانچه دعوا و نزاع باندی و جناحی در کار نمی باشد که علیه ی هم توطئه و دسیسه های خطی و جناحی و باندی زنجیره ای طراحی نمی شود که همچون دانه های تسبیح متصل و پیوسته بهم دیگر نمی باشد که حتی وزیر بازرگانی وابسته به باند مافیائی انگلیسی غارتگر عسگر اولادی هم از اینگونه تسبیح هابر در دستان خود دارد ومی چرخاند و با آن ور و دعا می خواند و استخاره می کند وتصمیم گیری در مورد واردات کردن برنج و گندم و چای وشکر می گیرد . که اتفاقاً در روند ادامه ی این تضاد و رقابت و اختلافات باندهای افیائی غارتگر است که اکنون ائمه جماعات نماز جمعه های شهرهای ایران هم صدا شده واعتراض خودشان علیه ی گرانی را بلند کرده اند . درست است که بیش از دو سال از سوی دولت ولوطی جماران تورم و گرانی تکذیب و انکاری می شد و کلامی هم خطبه خوانان نماز جمعه ها در این مورد نمی گفتند . ولی سئوال است چه شد که مگر چه اتفاق مهمی رخ داد که پس از افشاگری باند مافیای اقتصادی غارتگران از سوی عباس پالیز دار و معرفی کردن چند آخوند دانه درشت و آقازاده های شان غارتگران اقتصادی که در میان شان دو امام جمعه ی موقت تهران و چند نماینده ی خبرگان رهبری و نمایندگان ویژه ی لوطی جماران وجود دارند. ناگهان شاهدیم که یکبار ه این ائمه جماعات شهرستان وبخش و شهرها یادش افتاد که در جامعه گرانی و جود دارد وهمه هم از دولت خواسته اند تا که باید برای مهار کردنش تلاش کند وراه جوئی اتخاذ کند؟
دلیل اینکه تا کنون اینان سکوت کرده بودند چه بوده است ؟همانگونه که پرسش است که چرا همگی با هم همآوا علیه ی گرانی شده و دلسوز مردم ایران شده اند؟ کجای این بازی شییادگرایانه ی سیاسی � اقتصادی، بمنزله نماز جماعت وحدت آفرین عبادی سیاسی می باشد؟ اینکه علناً تبدیل به وحشت آفرینی وحقه بازی و رمالی و معرکه گیری باندی شارلاتانیسم غارتگری اقتصادی و دفاع نمودن ا ز غارتگران و مافیای حرفه ای اقتصادی می باشد.؟عذر بدتر از گناه اینکه سرمقاله نویس مدعی شده و افزوده که همه می دانند که ائمه جمعه در میان مردم زندگی می کنند و از مشکلات مردم با خبرند و بهمین دلیل اینان زبان گویا و بازگو کننده ی درد دل ومشکلات مردم ایران می باشند. اگر چنین است . پس چرا رفسنجانی مکار که در 3 دهه ی گذشته جزو پایه ی ثابت امام جمعه های تهران بوده وی نه اینکه این چنین نبوده است ، بلکه خود وی یکی از عاملین اصلی تورم و گرانی با تز معروف مبارزه با ارزانی و دفاع از تعدیل اقتصادی و چند نرخی و شناور کردن نرخ ارز و افزایش حجم نقدینگی در بازارو قطع یارانه های دولتی به کالاهای اساسی مردم در مجمع مصلحت و ریاست مجلس و پست ریاست جمهوری بوده است . ضمن اینکه ایشان هیچگاه خود واعضای خانواده و اطرافیانش مثل مردم زندگی نکرده اند تا که بدانند مردم ایران چه می کشند؟ اگر زندگی می کرد واز جنس مردم بود وبا آنان هم پیمان بود هر گز به اینان پشت با خیانت نمی کرد و یک سوم جزیره ی کیش را اشغال نمی کرد ودر کاخ شاهانه هم زندگی نمی کرد و رفتار و کردار و ادا واطوار هایش هم شاهانه نبود. چونکه پیوسته تصمیمات وموضع گیری هایش در 3 دهه ی گذشته بطور دربست علیه محرومین و به نفع غارتگران حاکم و شرکای همچون خودش بوده است.
اما چه می شد کرد سرمقاله نویس چون عزم جزم کرده از رفسنجانی دفاع کند و هر گز بحث اقنائی و رابطه ی علت و معلولی نکند و فقط به بخشی از معلول ها به پردازد که در بستر دولت ومتهم کردن و مقصر دانستنش راه به برد تا که قلمداد شود مسئول شرایط کنونی تورم و گرانی همین دولت است و رقبا هیچگونه نقشی در آن ندارند . بنابراین ایشان بر مبنای این نظریه کاری ندارد که پدیده ی تورم و گرانی و افزایش قیمت ها در جامعه خلق الساعه نیست و شتاب گیری آن دلایل و علت های گوناکون دارد که ریشه ی آن به تصمیمات اقتصادی و سیاست بانکی و پولی و حتی کشاورزی وواردات چند نرخی ودادن امتیازات ویژه و حضور دلالان وواسطه ها و به ویژه نقش دخالت گر بازار و باندهای مافیائی دزد و غارتگر و محتکران بازار در 3 دهه ی گذشته دارد که اکنون با ندانم کاری های برنامه ریزان نظامی دولت نهم برای دسترسی به ثروت کلان و انحصاری کردن قدرت و حذف رقبا ومخالفت و کارشکنی اینان تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه شتاب و سرعت گرفته است . لذا تفکیک کردن عملکرد دولت نهم با دولت های پیشین نه اینکه شیوه ی اصولی و تحلیل منطقی نمی باشد ، بلکه به شدت نظر و تحلیل یک بعدی و جانبدارانه ی سرمقاله نویس را بر زیر سئوال می برد که از شیپور را از در گشادش نواخته و یا بقول معروف از آن طرف بام به زمین پرتاب شده که چنین نظر وتحلیل داده است:
"از طرف ديگر ائمه جمعه در نظام جمهوري اسلامي همواره تلاش مي كنند توجيه گر سياست هاي نظام و عملكرد دولت باشند. بنابر اين سخنان ائمه جمعه هرگز به معناي معارضه با دولت و كارگزاران و مسئولان اجرائي كشور نيست و آنها تا احساس ضرورت نكنند زبان به شكوه نمي گشايند. با توجه به اين واقعيت مي توان چنين نتيجه گرفت كه مشكل گراني به نقطه اوج خود رسيده و براي صبر و حوصله و جانبداري هائي كه نسبت به نظام و مسئولان اجرائي دارند ناچار شده اند زبان به شكوه بگشايند و از دولتمردان بخواهند با اين مشكل مقابله كنند و مردم را از ديو گراني نجات دهند. خوشبختانه با ملاحظه اظهارات ائمه جمعه درباره گراني مي توان به اين واقعيت پي برد كه آنها تحليل درستي از اين پديده دارند زيرا آنها در سخنانشان بر دو نكته تاكيد كرده اند يكي تدابيري كه خود دولت بايد براي مبارزه با گراني بكار بگيرد و دومي مقابله كه بايد با فرصت طلبان اقتصادي بعمل آيد. تاكيد بر اين دو نكته در بطن خود اين واقعيت را دارد كه قضاوت هاي يكطرفه درباره پديده گراني كاملا نادرست است و براي حل اين مشكل همه بايد واقع بيني را پيشه كنند. مشكل مهمي كه در كنار گراني وجود دارد و خود موجب مي شود اين پديده منحوس لاينحل باقي بماند اينست كه بسياري از مسئولان حاضر نيستند اين واقعيت را بپذيرند كه مردم با گراني دست و پنجه نرم مي كنند و واقعا گرفتارند و آن دسته از مسئولان كه مي پذيرند گراني وجود دارد حاضر نيستند سياست ها و عملكردهاي خود را در پديد آمدن گراني موثر بدانند و همواره با نوعي فرافكني آنرا به گردن ديگران مياندازند. "
در پایان اینکه سر مقاله نویس برای مهار گرانی ضمن اشاره کردن به فرصت طلبان اقتصادی و مبارزه کردن با اینان که از زبان ائمه جماعات نل قول کرده است . ولی توضیح داده نشده است که فرصت طلبان اقتصادی یعنی چه ؟اینان چه می کنند که موجب گرانی و تورم و افزایش قیمت کالا ها در بازار می شوند؟ مهمتر اینکه چگونه است که اینان نام ونشان ندارند؟ آیا در میان اینان اسامی که عباس پالیز دار افشا کرد اینگونه فرصت طلبان اقتصادی وجود دارد یا نه؟ اصلاً چرا ای ن فرد بازداشت شد؟ چون مگر جز این بود که ایشان از طریق افشاگران مافیائی اققتصادی و غارتگرا ن خواسته بود به دلایل خاص که خودش و باندی که به آن تعلق دارد با پدیده ی شوم شکاف عمیق طبقاتی و فقر و بیکاری و تورم و گرانی مبارزه کرده باشد ؟اگر بهتر نمی بود که اگر چنانچه انتقاد بر این شیوه وارد و اشکال وجود می داشت. چه اشکال داشت که به جای بازداشت کردنش انتقادات بیان می شد و اشکال و نواقص لیست افشا شده بر طرف می شد و از حالت جناحی و باندی اخرج می شد و بدون تبعیض همه گیر می شد تا اینکه راه برای برخورد با معضل تورم و گرانی و افزایش قیمت ها در جامعه راه حل یافت می شد. ولی افسوس که اینگونه نیست . برای اینکه بیش از دولت دستگاه ضد عدالت قوه ی قضائیه مقصر است. زیرا که حامی کلان دزدان و غارتگران و باندهای مافیائی اقتصادی می باشد . البته رئیس انتصابی و تشریفاتی آن که نه اینکه زیر نظر لوطی جماران است ، بلکه خود رئیس قوه ی قضائیه نیز جزو لیست غارتگران اقتصادی می باشد . بدتر اینکه لوطی جماران که مسئول اصلی این شرایط موجودمی باشد در کنترل و اختیار ارگان فاشیستی و غارتگرمافیائی سپاه پاسداران است که یک قلم فقط هزاران اسکله های غیر مجاز در بنادر جنوب کشور دارد که چندین سال است بطور شبانه روزی مشغول تخلیه ی کالاهای قاچاق از جمله انواع و اقسام مواد مخدر و مشروبات الکی وتوزیع آن در سراسر جامعه می باشد که این ارگان مافیائی فاشیستی اقتصادی نقش مهمی نه در غارتگری اموال بیت المال دارد . آنهم بدون آنکه همچون تراست بنیاد مستضعفان یک ریال مالیات به دولت بدهد ، بلکه نقش کلیدی در روند افزایش تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه دارد . زیرا که صاحب صدها شرکت های متفاوت اقتصادی و تجاری و فنی و نظامی و ... در سراسر ایران وجهان دارد. بنابراین در خاتمه خلاصه اینکه در یک ی کلام می توان چنین گفت : خانه از پای بست ویرانست . خواجه در فکر نقش ایوانست.
هوشنگ - بهداد
ننگ افشاگری عباس پالیز دار، هر گز نه اینکه با رنگ پاک شدنی نیست، بلکه هرروز دامن غارتگران بیشتری را می گیرد.
بدون شک دستگاه ضد عدالت وحامی کلان دزدان و غارتگران و تبعیض دستگاه قضائی رژیم تروریستی آخوندی در به وجود آمدن شرایط کنونی رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه و فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی نقش اساسی و کلیدی داشته است . به خصوص اینکه زمان زیادی از بازداشت عباس پالیز دار نگذشته که اکنون روزنامه جمهوری اسلامی مورخ 26 خرداد امروز اینگونه گزارش داد"
." آزادي سردار زارعي با قرار وثيقه 50 ميليون توماني رئيس كل دادگستري استان تهران با اشاره به تبديل قرار فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران از آزادي وي با قرار وثيقه 50 ميليون توماني خبر داد.به گزارش خبرگزاري فارس سيدعليرضا آوايي افزود : عمده اتهامات فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران مربوط به اتهام هاي كيفري و اخلاقي بود كه مدارك و مستنداتي كه از سوي وي ارائه شد براي قضات از تعداد دليلي كه در پرونده براي محكوم كردن وي بود كفايت نمي كرد. وي افزود : اين فرد چند ماهي است تحت قرار بازداشت بود ولي در روزهاي اخير با تبديل قرار وي و سپردن وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شده است . آوايي گفت : رسيدگي به اين پرونده كماكان ادامه دارد. رئيس كل دادگستري استان كل تهران همچنين در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه اراذل و اوباشي كه در طرح اخير نيروي انتظامي بازداشت شده اند آيا حكم اعدام صادر شده است يا خير گفت : سه مورد از اين افراد كه تجاوز به عنف داشتند دادگاه حكم اعدام صادر كرده است و براي بعضي از پرونده ها نيز كه بناي به عنف اثبات نشده بود دادگاه كيفري استان موضوع را به دادگاه جزايي ارسال كرده است."
همچنین گزارشگر همین روزنامه در تحولی دیگر در مورد بازادشتی ها ی اخیر نزاع در شهرستان ورامین متهم به اراذل و اوباش نیز اینگونه گزارش خبر ی داد"
دستگيري 10 نفر اراذل و اوباش در پيشوا ورامينورامين ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : در يك عمليات تعقيب و گريز ده نفر از اراذل و اوباش كه قصد درگيري و نزاع داشتند در پيشوا دستگير شدند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس شهرستان ورامين راننده يكدستگاه خودرو نيسان به نام (جعفر ـ س ) جمعي از اراذل و اوباش را در منزل شخصي به هويت (رضا ـ ع ) گردهم آورده بود و قصد درگيري و نزاع را در منطقه پيشوا داشت . در ادامه اين گزارش آمده است ماموران كلانتري هفده پيشوا به محض آگاهي از موضوع در خيابانهاي اطراف اقدام به گشت زني هاي مكرر نموده تا اينكه خودرو مذكور را شناسايي و راننده خودرو با مشاهده پليس به سمت بازار اصلي شهر پيشوا متواري گرديدند. اين گزارش مي افزايد با هوشياري ماموران در يك عمليات تعقيب و گريز خودرو متوقف و ده نفر از اراذل و اوباش به همراه (15 ) عدد چوب و ميلگرد و ميله آهني (5 قبضه قمه و 7 عدد چاقو و يك پنجه بوكس ) دستگير شدند

بنابراین چون بازداشت عباس پالیز دار که گزارش شده بود که اشان اهل ورامین می باشد ودر ظآنجا لبنیاتی داشته و ماه گذشته در دانشگاه همدان و شیراز دست به افشاگری غارتگران بیت المال ومافیای اقتصادی زد و پس از بازداشت وی اکنون خبر آزادی سردار فرمانده انتظمی تهران رضا زارعی با قرار وثیقه آزاد بازتاب داده شد و باتوجه به اینکه وی در خانه ی فساد در کنار 6 زن مفسده بازداشت شد. ولی اکنون ادعا شده است که مدارک مستند ارائه شده در مورد این سردار تجاوز گر گفایت نمی کند. در صورتیکه گفته شد که حکم اعدام برای 3 نفر به اتهام تجاوز ب عنف صادر شد . لذا در رابطهبا زد و بندهای کثیف پشت پرده می توانست حدس زد که همان دستانی که عباس پالیزدار را بازداشت کرد . رضا زارعی را نیز آزاد کردند و به احتمال زیاد بعید نیست که خبر بازداشت 10 نفر اراذل و اوباش در ورامین که از سوی کلانتری پیشوا بازداشت شدند جزواعضای خانواده و آشنایان عباس پالیز در باشند که به عنوان تلافی کردن باز داشت شده باشند .
اما پیرامون پرونده ی عبال پالیز دار روزنامه ی سرمایه ی مور خ 25 خرداد اینگونه خبر داد "سازمان بازرسي كشور كلاين پاليزدار همان پاليزدار است " در این مورد افشاگری پالیزدار گفته شده بود که توپی که عباس پالیزدار وارد زمین دستگاه قضائی و مافیای اقتصادی و غارتگران کرد. دیگر به آسانی قابل پاسکاری و شوت کردن وبه داخل زمین رقیب شوت کردن بدون هزینه ی سنگین نمی باشد . یعنی اینکه جمع وجور کردنش امکان پذیر نمی باشد . زیرا که نام اسامی افشا شدگان و غارتگران بیت المال آنقدر منفور و در غارتگری مشهور می باشند که همچون شلوار و خشتک پاره شده و وصله و پینه دوزی شده می باشد که با وصله کردن و رفو کردن بخشی از آن سریع بخش دیگرش جر می خورد و پاره می شود و از هم می پاشد . یعنی اینکه اقدام عجولنه و سر ا سیمه دستگاه قضائی برای بازداشت پالیزدار انجام گرفت . آنهم از سوی یکی از بد نام وآلوده ترین مهره های قضائی که قاتل خانم زهرا کاظمی است و این بد نام سعید مرتضوی به ا قصاب مطبوعات معروف و مشهور است که گذشته از سابقه زدی و صاحب ثروت باد آورده کلان در یزد شدن ،عضود باند افیائی انگلیسی و غارتگر عسگر اولادی می باشد که اکنون در دفاع از غارتگران به خصوص عسگر اولادی که در غارتگری در بازار و اتاق اصناف بازرگانی و بنیاد 15 خرداد اظهر المن الشمس است که بازداشت پالیز دار از سوی سعد مرتضوی به خوبی اثبات می کند که دامنه ی وحشت و ضریب آلودگی و نفوذ غارتگران اقتصادی درون دستگاه ضد عدالتقضائی تا کجاست؟
به خصوص پس از این بازداشت اکنون سازمان باز رسی کل کشور هم وارد میدان شد تا که از موضع فرار به جلو نقش اجرا کند . غافل از اینکه ابتدا خودش را لو داده و دستش را رو کرده است که چرا نواشدارو پس از مرگ سهراب شده است ؟ چرا پس از اینکه پالیز دار افشا گری کرد یادش ا فتاد که وی دارای پرونده ی وام بدهکاری تأخیری به بانک می باشد که حتی مبلغ این وام به اندازه ی پول یک خودرو اروپائی یکی از آقازادهای 20 ساله در تهران نمی شود که خبرگزاری فرانسه هفته گذشته از تهران گزارش آن را کرده بود؟

اصلاً گیرم که واقعیت داشته باشد و دارای چنین پرونده ای هم پالیز دار باشد و با افشاگری خود به حساب خواسته باشد که نوعی باج گیری کرده باشد یا اینکه خط باند خاصی را دنبال کرده باشد . مهم این است آنچه که گفته و افشا کرده و اقعیت دارد ومردم ایران خودشان بهتر می دانند که داستان چیست؟ . یا حداقل در حوزه و حیطه و مکان محل سکونت این غارتگران اینان را می شناسند که خود و اعضای خانواده اشان چه داشته وچه شده اند و چگونه زندگی می کنند؟ و برای شان مشخص است که این افشاگری پالیزدار فقط بخشی از واقعیت است و یا نه بقول آخوند کاشانی بهتان زدن به افراد مؤمن است ؟ بلی مردم خودشان بطور دقیق اشراف و آگاهی دارند که این افراد نامبرده و افشا شده در 3 دهه ی پیش چه داشته و اکنون چه دارند و زنگی اینان و آقازاده های شان چگونه است وچه فرقی با سایرین دارند وچرا؟ همانگونه که خوب هم می دانند که معنی شیاد گری و توجیه گری و ادعای بهتان زدن و مؤمن بودن کذاب و بازار دینفروشی و سرکیسه کردن مردم ایران در 3 دهه ی گذشته یعنی چه؟ و مسبب سیاه روزی اشان کیست و چیست؟
مشروط بر اینکه دستگاه قضائی و سازمان بازرسی کل کشور هم شدیداً زیر سئوال می باشد که چرا قبل از افشاگری عباس پالیزدار اقدام برای گشودن پرونده ی و بازداشت وی نکردند؟!

بنابراین همانگونه که تذکر داده شده بودهرگونه بازی کردن با این پرونده به خصوص برای ماستمالی کردن پرونده ی سیاه و ننگین غارتگران منفور و مشهور و تابلو وگاوان پیشانی سیاهانی همچون رفسنانی و و اعظ طبسی و عسگر اولادی وناطق نوری و شیخ محمد یزدی که حتی جانشین شیخ محمد یزدی آخوند عراقی شاهرودی گفت که از وی یک کاخ مخروبه تحویل گرفت که ویرانه ترش کرده است که هر گز ننگ اینان که رنگ پاک شدنی نمی باشد . جز اینکه هر کس در این مورد تلاش کند که پرونده را ماستمالی کند . نا خواسته ثابت می کند که خودش هم آلوده به فساد و از قماش باند مافیائی غارتگران اقتصادی افشا شده می باشد.
هوشنگ � بهداد
شنبه 25 خرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی " تور خداحافظي كابوي آمريكايي (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 25 خرداد ماه سال 1387
"معللوم نیست که چرا توضیح داده نمی شود که اگر چنانچه تحریم های بی تأ ثیر بوده است ، برای چه وضع اقتصادی کشور نابسامان تر ووضعیت معیشتی مردم روز بروز بدتر شده است؟"
حق شنیده اید که آب که از سر گذشت که یک وجب چه صد وجب باشد . اکنون داستان رژیم تروریستی و ضد مردمی آخوندی می باشد که چون سران غارتگر ودزدش متوجه شده اند که نا مشروع و ضد مردمی بودنشان علنی شده است . از سوی دیگر نتیجه و اقدامات طرح سیاست چند لایه و پیچیده و گام به گام پیروزی سیاست حرکت چراغ خاموش که از سوی سپاه پاسداران طراحی شد و پیش برده شد تا اینکه طراحان کودتاگر خاموش و خزنده نظام را یک دست کنند . به حساب اینکه با حذف کردن رقیب از مراکز قدرت فکر می کردند که به سادگی قطع کردن دستان اینان از مراکز ثروت هم آسان می باشد . غافل از آنکه ریشه مافیای اقتصادی قوی تر از آنچه می باشد که پیش بینی شده بود که با یک دست کردن نظام ، زدن این ریشه ی مافیای اقتصادی رقیب مغلوب هم ساده می باشد . برای اینکه اینجا را خوانده نشده بودند که در غارتگری بیت المال باندهای مافیای اقتصادی ترکیب و تلفیق و شراکت مشترک میان جناح غالب غالب و مغلوب وجود دارد که درای قدمت 3 دهه است و جراحی کردنش نه اینکه آسان نیست؛ بلکه ریسک کردن برای جراحی کردنش بس خطر آفرین و پر هزینه می باشد . زیرا که کل نظام را بر زیر تیغ و سئوال می کشاند . نمونه همین کاری بود که که یکی از یاران رایحه خوش خدمت وابسته به پاسدار احمدی نژاد عباس پالیز دار در دانشگاه بو علی سینای همدان و شیراز انجام داد که یک سخنرانی همدان وی که علنی شد آنچنان موجب دلهره وحشت برای باندهای مافیائی غارتگران شد که سراسیمه و دستپاچه یکی از اعضای باند خیانتکار و غارتگر انگلیسی مؤتلفه ی انگلیسی عسگر اولادی که در 3 هه ی گذشته بطور فعال در صحنه ی غارتگری حضور پررنگ داشته است . زیرا که بازاری بوده و با نزول خواری و خونکشی مردم سر و کار داشته است . به خصوص اینکه شریک آخوند رفسنجانی بساز و بفروش هم بوده است . البته همگان نقش واسطه گرها و دلالان بنگاه املاک ملکی و بساز و بفروش ساختمان و خودروها درجامعه را می دانند که چگونه است که به 3 شماره قورباقه جای کروکی ماشینفولکس واگن و خانه ی کلنگی ساختمان مدرن قالب می شود . حال این شغل با آخوندی وتجارت پسته هم ترکیب شود چه معجونی می شود . به خصوص اینکه در حاکمیت وقدرت هم باشد و مسلح به ابزار دین فروشی و سوء استفاده از دین ومذهب به عنوان حربه گردد . آنگاه مشص است که دارای چه عاقبتی می شود که یک قلم مصادره و اشغال کردن یک سوم جزیره ی کیش می باشد . از طرف دیگر عملکرد 3 دهه ی گذشته ی این سیاست که برای مردم اارمغان آورده در شرایط کنونی در تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها و زمین و مسکن و اجاره خانه ورشد روز افزون فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی خلاصه شده است .
بنابراین در چنین شرایطی مشخص است که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس شده هم می بایست در وارونه گوئی به سیم آخر بزند. برای اینکه تنها حربه ای که رهبران و مسئولین رژیم تروریستی آخوندی مانده و در اختیار خود دارند که می توانند با آن مانور دهند و طلب باج خواهی کنند پروژه ی هسته ای می باشد که اینهم از دو دید و زاویه تبدیل به تیغ تیز دولبه شده است که هر لحظه امکان بریدن بخش داخلی وخودی اش بیش از تیزی و بشخ بیرونی آن برائی و برندگی دارد.
زیرا که در بعد بیرونی و بین المللی مشخص شده است که اهداف ای پروژه چیست؟ یعنی پیام آور پنهانی و نهانی که انشاء ا لله گربه است و طرح صلح آیز می باشد لورفته که سیاست فرصت سوزی ادامه ی مذاکره و مماشات همچون سابق وجود ندارد تا که بتوان بدون پرداخت هزینه ی سنگین دسترسی به سلا ح هسته ای یافت تا که تضمین کننده ی بقای ننگین نظام و پیگیری اهداف صدور بنیاد گرائی و تروریسم در راستای جهان گشائی یا بسیجی و اکمدی نژادی کردن جهان حرکت کرد و تلاش برای تغییر ساختار مدیر یت جهان برای به اصطلاح اصلاح آن کرد .
اما در بعد داخلی نیز پروژه ی هسته ای با بروز رشد اختلافات درون باندهای مافیئی و مخالفت شدید با پاسدار احمدی نژاد که پیرامون پروژه ی هسته ای می شود خطر ناک تر از بعد بیرونی بحران هسته ای می باشد . زیرا که مدتی می باشد که هر چه پیرامون پروژه ی هسته ای وی می گوید و تصمیم گیری می کند . رقبای داخلی نه همکاری با پاسدار احمدی نژاد نمی کنند و نه فقط مخالفت می کنند. بلکه تلاش می کنند که نظرات پاسدار احمدی نژاد را تخریب کنند ودست به اقدامات وارونه ی آن می بزنند . مثلاً تا حال چندین بار پاسدار احمدی نژاد اعلام کرده است که پروژه ی هسته ای از نظر مردم ایران در داخل کشور بسته شده است و ما دیگر هیچگونه مذاکره ای نداریم تا که با اروپا در این مورد داشته باشیم . زیرا که طرف حساب ما آژانس اتمی و شورای حکام می باشد . از سوی دیگر مگر پاسدار علی لاریجانی از سر پرست هیئت مذاکره کننده ی هسته ای با اروپا که بود کنار گذاشته نشد . ولی بقول معروف از در رفت و ازپنجره قوی تر باز گشت . برای اینکه مخالفان پاسدار احمدی نژاد به خاطر منافع غارتگری های اقتصادی بیشتر خود از پاسدار علی لاریجانی حمایت می کنند و وی را رئیس تشریفاتی مجلس انتصابی هشتم کردند تا که سیاست دلخواه خودشان را دنبال کنند .برای همین تحلیل داده شد رفسنجانی به اتکای رئیس مجلس هشتم بودن پاسدار علی لاریجانی از موضع بالا و دست پر دست به سفر به عربستان می زند تا که با سیاست و دیپلماسی خارجی دولت نهم مبارزه کند و آن را از طریق مجلس هار کند . بنابراین بی جهت نیست که اکنون خاویر سولانا با بسته ی پیشنهادی جدید وارد تهران شد که بقول ستون طنز گفت و شنود همین روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی کیهان پرونده ساز سر باز جو حسین شریعتمداری وی با یک بادکنک با ظاهر ر رنگین که درونش باد هوا ست به عنوان پیشنهاد از اروپابه تهران با خود بهمراه آورده است .
بنابراین طلبه پاسدار پاسدار یادداشت روز نویس پیرامون سفر بوش به اروپا تحلیلی که داده است که مرتبط با مبارزه با پروژه ی هسته ای و فشار برروی رژیم تروریستی می باشد تا که وادار شود توقف غنی سازی اورا نیوم را به پذیرد . در غیر اینصورت با افزایش تحریم های بیشتر از سوی اتحادیه ی کشورهای اروپائی مواجه خواهد شد . البته که اینگونه قلمفرسائی یادداشت روز نویس همچون همیشه تحلیل شکست فعالیت های بوش و پیروزی رژیم تروریستی آخوندی را نوید داده است . بعلاوه مثل همیشه مردم ایران و شرایط طاقت فرسای زندگی اشان که 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند مهم نیست . همانگونه که تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها که همچنان ادامه دارد بازتاب تحریم های گذشته نمی باشد . برای همین خیلی آسان نا دیده گرفته شد ه است. چونکه مردم در اینگونه معادلات محلی از اعراب ندارند وکسی هم مسئول پاسخگوئی به عدمد مطالبات شان نمی باشد. پس بی هت نیست که طلبه پاسدار یا دداشت روز نویس با لیست کردن گزینه های دلخواه از مطبوعات یا رسانه های اروپائی از سفر بوش به کشورهای اروپائی آنگونه که خود خواسته در در جمع بندی پایانی اینگونه نتیجه گیری کرده وبازتاب داده است :
"بدون ترديد، افزايش فشارهاي آمريكا بر متحدان غربي خود به منظور همراه شدن با سياست هاي خصمانه واشنگتن عليه تهران و تهديدهاي مقامات رژيم صهيونيستي، نشانه آن است كه تحريمهاي گذشته عليه جمهوري اسلامي ايران، ذره اي خلل در عزم راسخ مردم و مسئولان كشور در دستيابي به فناوري هسته اي وارد نكرده چرا كه گوش ملت غيور ما از اين حرفها پر است.بوش ميراث سخت و پردردسري را براي جانشين خود به جا خواهد گذاشت. اعتبار آمريكا در دنيا به شدت كاهش پيدا كرده است و كسي كه كليد كاخ سفيد به وي سپرده خواهد شد بايد سخت تلاش كند تا اعتبار و اعتمادي را كه با سياست هاي كابويي بوش برباد رفته، مجدداً به آمريكا بازگرداند.سفر بوش به اروپا بيش از آنكه بتواند اهداف از پيش ترسيم شده خود را محقق سازد، تور خداحافظي كابوي آمريكايي خواهد بود."
درخاتمه اینکه وقتی که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس به این سادگی نتیجه گیری می کند که چون تا حال سیاست تحریم های اقتصادی هسته ای بین المللی به خصوص از سوی آمریکا بی تأثیر بوده و شکست خورده است . پس نتیجه ی سفر اخیر بوش به اروپا هم منجر به شکست خواهد شد مگر جز اینکه مشکلی برای جانشین خود به میراث باقی خواهد گذاشت ؟ آیا تصور می رود که اینگونه پاسداران و قلمزنان یادداشت روز نویس شده تلاش می کنند که واقعیت را منعکس کنند؟ یا اینکه آیا اینان دلسوز مردم ایران می باشند؟ یا اینکه در برابر افشاگری مستند عباس پالیز دار بر خلاف ادعاهای مضحک و کمدی که می کنند که یادداشت روز نویس روز گذشته تأکید کرده بود باید با مترفان و صاحبان پول های باد آورده مبارزه کرد. چونکه اینان بر ضریب حجم نقدینگی و شناور کردن پول نقد در بازار می افزایند و موجب سونامی و تورم و گرانی شده اند. از سوی دیگر با افشاگری پالیزدار به مخالفت بر می خیزند . زیراکه خودشان جزو باندها و آلود گان مافیای اقتصادی می باشند . بهمین دلیل بازتاب تحریم های اقتصادی و رشد لجام سیخته تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه و فقر وبیکاری و شکاف عمیق طبقاتی در جامعه را نفی می کنند . زیرا که نمی خواهند به ریشه ی آن به پردازند و کوشش می کنند غارتگران مافیای اقتصادی افشا شده را تبرئه کنند تا در ادامه ریش خودشان گیر نکند . غافل از آنکه هیچ پاسخی هم برای افزایش قیمت نفت و افزایش ذخایر دولت و تأثیر گذاری منفی برروی زندگی مردم و بدتر شدن شرایط اقتصادی کشور و اوضاع طاقت فرسای وضعیت نا بسامان اقتصادی و معیشتی محرومان وتهی دستان ایران ندارند تاکه بگویند پس دلیل آن چیست که هیچگونه چشم انداز امید مثبت به بهبودی اوضاع در آینده نیست .

هوشنگ � بهداد
شنبه 25 خرداد ماه سال 1387
نقد وبر رسی " هشدار خونين آمريكا به پاكستان "روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 25 خرداد ماه سال 1387
"پس از دخالت گری در سایر کشورهای همجوار و منطقه اکنون نوبت پاکستان رسیده تا که فرصت طلبانه مانور سیاست دخالت گری از موضع طلبکارانه داده شود"
زمانی که رفسنجانی در مراسم سال مرگ خمینی فرا ر را بر قرار ترجیح داد وبه عربستان رفت تا در دیدار و ملاقات خود با ولیعهد عربستان چپ و راست از عربستان دست به خبر سازی بزند تا اینکه کمبود منبر و تربیون عدم حضور در نمایش خیمه شب بازی سال مرگ خمینی و عدم حضور خود را پر کند و اینگونه رقابت با هووی خودش لوطی جماران کرده باشد ، ضمن اینکه بدون واکنش یا پاسخگوئی در برابر افشاگری مستند عباس پالیز دار دبیر تحقیق و تفحص پرونده های قوه ی قضائیه در مجلس دست نشانده و فرمایشی هفتم را رفسنجانی بدهد که چرا خود و آقازاده ها فقط یک قلم از اعمال و اقدامات غارتگری اشان توانسته اند یک سوم جزیره ی کیش را مصادره و اشغال و تصاحب کنند؟ یا اینکه چرایکی دیگر از شرکا و هم پرونده های دانه درشت غارتگر مافیای اقتصادی و دزدان بیت المال به نام آخوند امامی اشانی امام جمعه ی موقت تهران به جای پاسخگوئی در مورد اتهام وارده که پرونده ی غارتگری آقازاده ی علیلش از سوی پالیز دار گشوده شد ؟اینهم همچون رفسنجانی غارتگر مافیای اقتصادی به شیوه ی دیگری گریز به صحرای کربلا زد و در بستر ادامه ی سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق در نماز جمعه ی تهران نسخه ی فرمایشی که سوی برنامه ریزان پشت پرده تنظیم شده را رله و قرائت کرد و خطاب به نان خوران و سیاهی لشکران به حساب نماز گزار و صد البته به عنون سخنگو ونماینده دولت و کشور و مردم عراق چنین گفت : آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نمازجمعه تهرانت وافقنامه پيشنهادي آمريكا براي ملت عراق بسيار خطرناك است". بنابراین وقتی اوضاع اینقدر هردم بیل وهر که سی خودش می باشد . چرا نباید که اکنون سرمقاله نویس بر سر منبر رود گریز به صحرای کربلا نزند و بنابر تخصص و مسئولیت و حرفه ی سخنگوئی مردم مسلمان منطقه و کشورهای همجوار که دارد پس از عراق و لبنان و فلسطین و عربستان و افغانستان وترکیه و اسرائیل اکنون به سراغ پاکستان نرود و ادامه ی جنگ خود با آمریکا و بوش و مبارزه با تروریست را در آنجا د نبال نکند؟ و با فرافکنی و فرار به جلو کردن سفت و سخت و با جدیت و پشتکار مبارزه ی بی امان با تروریست نکند و اینان و حامیان شان را به زعم خودش افشا نکند.؟
البته سر مقاله نویس گذشته از اینکه دست به فرصت طلبی و موج سواری زده است و تلاش مذبوحانه کرده است تا که در درگیری مرزی میان پاکستان با افغانستان که با آمریکا پیش آمده که اعضای طالبان درون خاک پاکستان مورد تهاجم هوائی نیروهای ائتلاف مستقر در افغانستان قرار گرفته شده است. سرمقاله نویس فرصت طلبانه به نفع رژیم تروریستی آخوندی بهره برداری تبلیغاتی سیاسی- نظامی کرده و کوشش رده که با یک تیر چند هدف بزند . ولی فراموش کرده و یا اینکه بدون توجه به این واقعیت که رفسنجانی که سخت از وی دفاع می کند به کدام کشور سفر کرد؟! و بدون آنکه گفته شود که چرا ایشان اکنون سمپاتی به نیروهای طالبانی از خود نشان می دهد ؟ ولی از سوی دیگر افزوده که عربستان بودجه های نظامی اقدامات گروه طالبان را در پاکستان را تأمین می کند. حال بماند که چگونه پس از اشغال نظامی افغانستان که رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران اعتراف کرد که با همکاری رژیم تروریستی آخوندی این اشغال گری امکان پذیر شد . همچنین اعضای القاعده و طالبان که پس از اشغال نظامی فغانستان و سقوط حکومت طالبان به ایران گریختند چگونه زیر نظر سپاه پاسداران قرار گرفتند که پس از آموزش نظامی در پادگان های آموزشی و نظامی در ایران در عراق و افغانستان از این نیروها استفاده شد؟ اما اکنون سر مقاله نویس بطور وارونه گوئی کردن از پاکستان و عربستان و آمریکا در این مورد طلبکاری کرده است. کمدی تر اینکه گویا سرمقاله نویس فراموش کرد هکه خمینی گفته بود که هر گز عقد اخوت با کسی نبسته ام وچگونه صادق قطب زاده و بنی صدر و منتظری و مهدی هاشمی برادر داماد منتظری چگونه بر خورد شد؟ یا اینکه چگونه سعید امامی مقام امنیتی واطلاعاتی و واجبی خور شدوچرا عباس پالیز دار دبیر تحقیق و تفحص قوه ی قضائیه باز داشت شد و امکان واجبی خور شدن وی نیز می باشد ؟ یا اینکه چرا آخوند آدمکش حرفه ای اطلاعتی و امنیتی مصطفی پور محمدی از پست وزارت کشور جراحی و اخرج شد ؟ البته نمونه های فراوان است . بطور نمونه از سوی همین قلم بر دست سر مقاله نویس نخست وزیر دست نشانده عراق نوری المالکی خائن عراق فروش به دشمن ملقب شد که چرا موافق توافقنامه ی نظامی امنیتی اقتصادی با آمریکا در مورد عراق می باشد . ولی اکنون از موضع فرافکنانه و دیگ به دیگ می گوید چرا رویت سیاه هست؟ خطاب به آمریکا ا ینگونه پرسش گری پیمان شکنی کرده است ؟
" با اين حساب سئوال اينست كه چرا واشنگتن حتي به همكاران محلي و متحدينش وفادار نيست پاسخ اين سئوال يكبار در كنگره آمريكا در سالهاي اخير مطرح شد كه جنجال فراواني را به همراه داشت ."
بالاخره اینکه سر مقاله نویس در پایان بالا آورده است و دلیل ناراحتی و نگرانی عصبیت خودش را نسبت به رئیس جمهور اکستان را علنی کرده و به معرض نمایش گذاشته زیرا که اعتراف کرده است چرا ژنرال پرویز مشرف در اسلام آباد تلاش کرده تا که میان آمریکا و طالبان آشتی بر قرار شود؟ در نهایت نتیجه گیری کرده است که با چنین تلاشی که شده آیا اطلاعیه صادر شده از سوی پاکستان مبنی بر کشته شدن تعداد 11نفر از نظامیان پاکستانی در نوار مرزی پاکستان افغانستان به دست نیروهای ائتلافی مستقر در خاک افغانستان می تواند بمنزله ی مبارزه ی دولت پاکستان با آمریکا باشد؟ در حقیقت سرمقاله نویس رک و رو راست از اغتشاش و جنگ و خون ریزی و بحران سازی و ناامن بودن منطقه دفاع شده است که بنیان و اساس و عصاره ی سیاست دیپلماسی رژیم تروریستی و بربر منش و تاریک اندیش و جنگ افروز و عوامفریبی آخوندی می باشد که 3 دهه است از طریق صدور تروریسم و بنیاد گرائی دنبال شده است.
در خاتمه اینکه سئوال می شود از سرمقاله نویس اگر واقعاً ریگی بر کفش خود ندارد و و دلسوز مردم منطقه و به خصوص کشورهای همجوار ایران می سوزد و نگران عدم امنیت در این کشور ها به خصوص افغانستان و پاکستان و رشد اقدامات تروریستی می باشد . چگونه است که این دلسوزی و صدور نسخه ای برای داخل کشور و مردم ایران صادر نکرده است که و ضعیت عدم امنیت آنگونه می باشد؟ که همین روزنامه در بخش اخبار داخلی خود اینگونه گزارش از مرگ یک ساله کرده است :
"مرگ 1414 ايراني در سال 86 با گلوله رئيس سازمان پزشكي قانوني كشور از مرگ 1414 نفر بر اثر اصابت گلوله در سال گذشته خبر داد . عابدي در خصوص ميزان كشته شدگان بر اثر اصابت گلوله در سال 86 گفت : � كارشناسان سازمان پزشكي قانوني كشور مرگ 1414 نفر در سال گذشته را به دليل اصابت گلوله به اعضاي بدن تشخيص داده اند كه البته اين ميزان در سال 85 1548 نفر بوده است . سازمان پزشكي قانوني كشور همچنين با اشاره به كشته شدن 1219 نفر در سال 85 به وسيله سلا ح سرد گفت : اين ميزان در سال گذشته به 1096 نفر رسيد كه 10 1 درصد كاهش نشان مي دهد."
در نهایت اینکه کدام را باید قبول کرد قسم حضرت عباس یا دم خروس از زیر عبای آخوند دزد بیرون زده شده را؟ یا اینکه بقول معروف باید پذیرفت یک بام و دو هوا با نصب کولر و شوفاژ و کوسه صاحب ریش پر پشت البته با گریم کردن می تواند وود داشته باشد.
هوشنگ � بهداد

شنبه 25 خرداد ماه سال 1387
پاسخی همراه به چند سئوال از پاسدار محسن رضائی و سایت تابناک پیرامون دی برگ خواننده ایرلندی
وقتی که بنا بر اعتراف سبزعلی خان یک گله چران گاو وگوسفند سابق در دوران کودکی در حاشیه ی جاده ی اهواز سر از فرماندگی سپاه پاسداران درمی آورد که گذشته از مسئول خون هزاران بسیجی نو جوان و دانش آموزان مدارس می باشد که در تنور جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران و عراق ریخته شد و به عنوان یکبار مصران پاک کننده میادین مین های جنگی نام برده می شدند و بالاخره روزی می بایست به اتهام جنایتعلیه بشریت به پای میز محاکمه کشانیده شود که چرا در سل 61 که امکان آتش بس و صلح و پس دادن غرامات و خسارات جنگی از سوی صدام حسین رئیس جمعهور وقت عراق امکان بود برای چه پذیرفته نشد و بر طبل جنگ ویرانگر نعمت االهی نواخته شد تا که سر انجام به سرکشی جام زهر و شکست منتهی شد و این پاسدار باید پاسخگو باشد که چرا بر ادامه جنگ تا رفع فتنه در عالم و صدام باید برود اصرار ورزیده شد تاکه منجر به کشته و مجروح شدن وبی خانمان وآواره شدن میلیون نفر از مردم ایران و عراق شد و ویرانی های بس سنگین بهر دو کشور وارد شد که رفسنجانی در نمز جمعه ی تهران خود به مبلغ هزار میلیارد دلار خسارات ارده فقط به ایران اعتراف کرد . البته اکنون فضا آنگونه است که کسی جرأت نمی کند دهان کثیف و پلید وخونوار و آدمخوارخودش ا باز کند و از این جنگ نعمت الهی بگوید . از طرف دیگر بسیار مسخره است در شرایطی که نام این ارگان فاشیستی سپاه پاسدارن توی لیست تروریست از سوی مقاات آمریکائی رفته است به دلیل اینکه در عراق داخلت گری می کند و عرا قی و آمریکائی می کشد ودر فلسطین و لبنان نیز دخالت گری مشابه می کند . از سوی دیگر نام پاسدار تروریست سبزعلی خان رضائی در لیست تروریست ها و ممنوع الخروج و زیر یگرد پلیس بین الللی می باشد . ولی با ارباب غارتگر دزد وبساز و بفروش خود رفسنجانی روباه وحیله ر در سال مرگ خمینی به جای اینکه بر سر گور خمینی حضور نداشته باشند ووانموئ کنند که به دلیل غارتگری و منفوریت از نام خمینی فاصله گرفتند وبه عربستان رفتند تا که از آنجا برای ارباان دیگر پیام ارسال کنند .
آری این پاسدار بریده و فرهنگی و اقتصادی تاز جمله بدیل مافیای دخانیات شده ولی به نظر می رسد که ارتقای یافته و کارشناس مسائل هنری نیز شده است .برای ینکه بدجوری این چماقدار و تیغ کش سابق اکنون خاطر خواه و عاشق دی برگ ایرلندی شده است و از زور ذوق زدگی زیاد با سر بر توی دیگ حلیم رفته و با سر وصورت سوخته و به خارش و سوزش افتاده علیه ی مجاهدین در دخمه ی جاسوسی و پاسداری خودش به نام تابناک علیه ی مجاهدین زوزه کشیده است و دست به اجرای خوشرقصی هنری فرهنگی مدل انگلیسی دولت ارباب فخیمه زده است . این پاسدار آدمکش و مبلغ جنگ ضد ملی و ضد مردمی 8 ساله ی خانمان براندازا یران و عراق با رو کرددن همکای نزدیک خود با سایت دیدبان اطلاعاتی بد نام آستان قدس رضوی به جای اینکه زوزه ی علیه ی مجادین بکشد که چرا ماهیت آخوندهای متحجر به حضور دی برگ به سفر ایران واقعیت را بازتاب دهد و دم از خنثی شدن توطئه ی مجاهدین دهد. لا اقل نگاهی به ستون جهت اطلاع روز نامه ی جمهوری متعلق به ولی فقیه می کرد که چگونه چند بار علناً انتقاد به وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید کرد که وزیر آن یک پاسدار ضد فرهنگ و هنر به نام محمد حسین صفار هرندی می باشد که چرا مجوز سفر و اجرای برنامه به دی برگ در ایران داده است ؟
یا اینکه پاسدار سبزعلی خان توضیح دهد که چرا سایت بازتاب وی از سوی همین وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد مهرو مهوم وتعطیل شد و چگونه است که این معاون مدیر مسئول روزنامه ی کیهان پرونده و سناریو ساز سربازجو حسین شریعتمداری که حتی سایت این پاسدار سبزعلی خان رضائی را تحمل نمی کند . یکباره خاطر خواه دی برگ شد تا در ایران برنامه اجراکند؟
آیا دی برگ توانست برای دانشجوینی که فریاد مرگ بر دیکتاتور می زنند یا در حال تحصن و اعتضاب می باشند برنامه اجرا کند وبه پای صحبت ودرد دل این جوانان آگاه هم بنشیند تا پس از آن بقول سبزعلی خان بهتر بتوانند از رژیم تروریستی آخوندی دفاع کند و بازتاب بهتر از آنچه ادعا شده در بر داشته باشد؟
یا اینکه چه اشکال داشت به جای اینکه پاسدار سبزعلی خان زیادی علیه ی افشاگری مجاهدین و زوزه بکشد پاسخگو می شد که جایگا وی در لیست افشاگری های عباس پالیز دار کجاست و چرا با توجه به اینکه نامش در کنار ارباب منفور دزد و غارتگر رفسنجانی در لیست تروریست های ممنوع الخروج می باشد . زیرا که هر دو تائی زیر پیگرد پلیس بین المللی می باشند ولی با زد و بندهای پشت پرده و برای پرونده سفید کردن وعدم حضور بر سر قبر گور خمینی در سالگرد مرگش تر جیح دادند به عربستان سفر کنند تا اینکه بر سر گور خمینی حضور داشته باشند؟
ولی اکنون برای اینکه و نفرت وخشم وسوزش خارش خودش را خالی کند وعقده گشائی کند دست به خوشرقصی برای وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید پاسدار حسین صفار هرندی زده است که در شرایطی که کارگران نیشکر خوزستان چند روز است که در حال اعتصاب و اعتراض می باشند . یا اینکه دانشجویان در دانشگا ه ها فریاد مرگ بر دیکتا تور سر می دهند ودر در دانشگاه تربیت معلم کرج دست به تحصن و اعتصاب غا زدند که مورد حمایت چند هزار دانشجویان این دانشگاه ودانشجویان دانشگاه های دیگر از جمله دانشگاه سهند تبریز واقع شده است و دانشجویان معترض و آزادیخواه خودشان را آمائده برای بر گزاری 18 تیرماه سال روز قیام 6 روزه ی دانشجوئی سال 78 آماده می کنند . همچنین در شرایطی که فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی و افزایش قیمتت کالا ها در جامعه در کنار رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی بیداد ی کند و همچنان ادامه دار وهرروز بیشتر فشار برروی محرومان وتهی دستا ن وارد می کند . همچنین اکنون در حالتی که عباس پالیز راد نیز دست به افشاگری زده است و ماهیت کثیف و پلید آخوندهای غارتگر را افشا و معرفی کرده است . بنابراین دستگاه تبلیغات فرهنگ سانسور و خفقان و تفتیش عقاید برای انحراف جوانان و برای رو در روئی با برگزاری مراسم سالگرد قیام دانشجوئی تیرماه سال 78 تدارک یک برنامه ریزی را دید تا با کشاندن دی برگ به تهران و اجرای بر نامه برای نظام بی آبرو باخته و بربر منش و تاریک اندیش و ضد فرهنگ وهنر و آزادی وبه آخر خط رسیده کسب آبرو کند . اکنون نیز در این شرایط پاسدار محسن رضائی به سرپل تبلیغاتی کاروانی پیوسته است که دکه و دخمه ی بازتابش را مهر وموم کرده بود .
هوشنگ �بهداد
خرداد ماه24 سال 1387
نقد وبررسی " سد نظارت در برابر سونامي تورم(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 23 خرداد ماه سال 1387
"سئول ست که این اقلیت بی نام ونشان وآدرس صاحب ثروت وپول کیست که آنقدر قدرت دارد که می تواند تورم و گرانی را به مردم تحمیل کند و با واکنشی هم مواجه نباشد؟"
مشخص نیست که چرا دست پرورده و آموزش دیده ی مکتب سر بازجو پاسدار حسین شریعتمداری در روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی کیهان اکنون که قلم بر دست شده و پیرامون تورم و گرانی قلمفرسائی کرده است . حال بماند که چگونه شده است که قلم سناریو ساز یادداشت روز نویس علیه شیوه ی توزیع کالا و دادن قول های بی پشتوانه و خالی بندی دولت چرخید ه واشاره کرده است . البته که نیش و طعنه به دولت زدن نمی تواند بی ارتباط به افشاگری های اخیر عباس پالیز دار در دانشگاه همدان و شیراز داشته باشد . برای اینکه مشخص است که وی رابطه با دولت دارد و حامی پاسدار احمدی نژاد می باشد . زیرا شیوه ی افشاگری اش عجیب شباهت به پاسدار احمدی نژاد دارد، ضمن اینکه چون دسترسی به پرونده ی برخی از غارتگران دانه درشت داشته است افشاگری اش مستند نیز می باشد . بهر حال یادداشت روز نویس گفته که این شیوه ی دولت و وعده ووقول دادن ومردم را در حالت صبر و انتظار نگهداشتن برای مهار تورم وگرانی کار ساز نیست. از سوی دیگر نقل قول از اقتصا د دانا ن و منتقدان کرده است که اینان متفق القول می باشند که افزایش تقاضا وحجم نقدینگی پول در بازار عامل مؤثر در تورم و گرانی دارد . حال گذشته از شیوه ی نقدی که خود به منتقد ان کرده است ،ولی مشخص نیست که چرا مدعی به عامل اصلی و تعیین کننده شتاب به تورم وگرانی دادن اشاره نکرده است؟ یعنی اینکه به عامل اصلی آلوده بودن اقتصاد ایران به روش اقتصاد انگلی واسطه گری و دلالی می باشد وی نه پرداخته است. برای اینکه تولید و توزیع کالا در ایران به روش مستقیم از تولید به مصرف نمی باشد . بنابراین به تعداد دفعاتی که کالا دست به دست می گردد تا به دست مصرف کننده برسد . چون هر واسطه ای بنابر منافع خود و شرایط بازار در صدی برروی قیمت کالا می کشاند پس به همان نسبت قیمت افزایش می شود . حال هرچه این واسطه ها بیشتر باشند مشخص است که به همان نسبت نیز بر قیمت کالا افزوده می گردد . البته این انگل ها و دلالان وواسطه ها که صاحبان حجم پول های نقدیندگی و شناور هستند وابسته به باندهای مافیائی قدرت می باشند که نه کنترل و نه برخوردی هم برروی اینان متصور نیست . به خصوص اینکه در 3 دهه ی گذشته وزارت بازر گانی و اتاق اصناف در اختیار باند مافیائی و غارتگر بازار مؤتلفه اسلامی انگلیسی دار و دسته ی عسگر اولادی بوده است که این جماعت به جز پول و غارتگری هرچه بیشتر هر گزچیز دیگری را نمی شناسد . عجیب هم نفوذی در 3 دهه ی گذشته در دستگاه قضائی داشته و آلوده اش کرده تا که از پیگیری کردن مصون بماند. از سوی دیگر با آخوندهای حکومتی و آقازاده های اینان در وارد کردن کلاهای اساسی و ضروری مردم ایران همچون قند وشکر و چای و برنج و پارپچه و... سهیم و شریک بوده است . همچنین با باند غارتگری اصلی رفسنجانی هم در رابطه نزدیک بوده است و در زمینه بساز و بفروشی و زمین و واردات خود رو های خارجی و برخی تولیدات صایع داخلی و صدور آنان و همچنین تجارت پسته و خاوریار و زعفران و فرش و صدور سایر مواد غذائی به خارج از طریق ایادی خود شریک و همکار می باشند. برای همین تا عباس پالیز دار به گوشه ای از غارتگری اینان اشاره کرد انگاری که پا برروی دم اینان گذاشته که صدای اعتراضی اشان بلند شد و قلم بر دستان روزنامه ی جام جم نزدیک به اینان و صدا و سیما پالیز دا ر راهمکار سازمان سیا نامیده است.
بلی یادداشت روز نویس بدون اشاره کردن به نقش دلالان وواسطه ها و صد البته تأثیر گذاری احتکار گری دولت وبازار در افزایش قیمت کالا وتورم از رابطه ی علوم با اقتصاد به خصوص روانشاسی گفته که آن را به روانشناسی فردی و ملی و اجتماعی و توده ای تقسیم کرده است .
یادداشت رو نویس در دنباله تحلیل و ارائه حل معجزه گری به عنوان مصرف کمتر و پس انداز بیشتر داده است . البته بدون آنکه توضیح داده شود که در شرایطی که 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند که مبلغ 800 هزار تومان به عنوان رقم مرزخط اقتصاد زندگی ارزیابی شده است . در صورتیکه و حدود یک چهارم این رقم را دولت برای دسمتز د کارگران تعیین کرده است. اکنون چگونه این مردم محروم و نیازمند می بایست بیش از این به کم مصرفی ادامه دهند؟ مشخص است که 20% اقلیت نه صرفه جوئی نمی کند بلکه هم افراط گری می کند وهم اینکه بیشتر هر روز غارتگری می کند .
جالب و کمدی اینکه یادداشت روز نویس در یک تحلیل وارونه و تعویض کردن جای محکتران بازار و دولت ونقش دلالان وواسطه گران به خصوص در زمینه ی شیوه ی توزیع برنج و چای و شکر و مواد شوینده مدعی شده است که در شرايط تورمي، این مردم هستند که با وجود اینکه نیاز مبرم روز مره دارند و قادر به برآوردن آن نمی باشند ولی به جای کم مصرفی و پس انداز کرده به ذخيره سازي و انباركردن مايحتاج زندگي روي آورنده ند و تیجه گیری شده است تا زماني كه اين شرايط حاكم است، شتاب در مصرف وجود خواهد داشت. . حال بماند که گفته نشده است که ریشه ی نگرانی و یا روانشناسی ترس ووحشت درجامعه چیست؟ چگونه است که مردم نیازمند و محروم و منتظر دریافت نان برتوی سفره های خالی خودشان که از سوی پاسدار احمدی نژاد به اینان قول داده شده بود است . ولی با این حالی این مردم علیه خودشان دست به اقدام خودزنی زده اند و طبق نسخه ی تجویز وصادر شده یادداشت روز نویس این مردم به جای صرفه جوئی در مصرف و پس انداز کردن درست نظریه و روش معکوس را انتخاب کرده اند تا که خود به روند تورم وگرانی شتاب بخشند و طناب دار که بر دور گردن شان پیچیده شده تنگ و محکم ترش کنند. بهر حال یادداشت روز اینگونه برای چه باید باد نسه تنظیم و صادر کرده است؟
"اما چه بايد كرد؟ امروز توقع مردم از دولت نهم در عرصه مقابله با تورم بيش از دولت هاي قبلي است. دولت اصولگرا از همان ابتدا بر پايه آموزه هاي امام خميني(ره) و در چارچوب رهنمودهاي مقام معظم رهبري، حمايت از محرومان و مستضعفان را سرلوحه برنامه ها و عملكرد خود قرار داد.اين در حالي است كه طي دوران سازندگي و اصلاحات نابرابري در توزيع درآمد ملي رو به افزايش نهاد تا آنجا كه آمارها حكايت از آن دارد كه طي سالهاي 68 تا 84 كمتر از 20درصد از جمعيت جامعه بيش از 70درصد منابع توليدي را تحت كنترل و اختيار خود داشته اند. برخي از شواهد حكايت از آن دارد كه اين گروه قليل همچنان با در اختيار داشتن ابزار �ثروت�، به توليد �قدرت� اهتمام دارند و در بزنگاه ها مي توانند بحران هاي كاذبي را بر فضاي اقتصادي كشور تحميل كنند.دولت نهم در چنين فضايي پا به عرصه قوه مجريه نهاد و بر همين مبنا �كاهش فاصله هاي طبقاتي� و �محروميت زدايي� مهمترين مطالبه ملي از دولت اصولگراست. "
بازهم یادداشت روز نویس بدون آنکه بگوید چگونه بر درختی که از ریشه پوسیده و آلوده و کرم زده و فاسد ودرمان نا پذیر است چگونه می توان با پیوند زدن توقع داشت تا که میوه ی سالم ببار آورد ؟ یا اینکه بدون آنکه توضیح دهد که چگونه شد که حکومت مستضعفان و پابرهنگان در 3 دهه ی پیش قولش را به مردم داد شرایط وارونه شد ه است که اکنون خودش چنین اعتراف کرده که تورم و گرانی بر گرده مستضعفان وارد می کند:
"اينك با افزايش نرخ بي رويه تورم فشار اقتصادي آنها بر گرده مستضعفان و متوسطان جامعه سنگيني مي نمايد حال آنكه مسرفان و مترفان نه تنها از شرايط تورمي آسيبي نمي بينند، بلكه بايد اعتراف نمود كه اتفاقا �تورم� از پديده هاي مورد علاقه مترفان است كه سودهاي سرشاري را در سير افزايش قيمت هاي داخلي تصاحب نموده و روز به روز هم بر تقاضاي سيري ناپذير خود مي افزايند. مترفان با احتكار مداوم كالاهايي كه تقاضا براي آنها زيادتر از عرضه است، دائما بر درآمد خود مي افزايند و تداوم اين مسير به ايجاد تدريجي جامعه اي دو قطبي حول شكاف فقر و غنا خواهد انجاميد.امروز انباشتگي پول و ثروت در دست اقليتي از مترفان كشور، اين فرصت را در اختيار آنان قرار داده است كه از يك سو با سرازير نمودن نقدينگي خود به بازارهاي مختلف و از سوي ديگر با جريان سازي خبري در برخي رسانه ها و مطبوعات معادلات عرضه و تقاضا را برهم زده و معضل مضاعفي را بر تورم وارداتي ناشي از تورم جهاني، بر گرده اقتصاد ايران تحميل نمايند. اگر امروز اركان دولت اصولگرا مبارزه اي قاطع، پيگير و فراگير را با مترفاني كه شليك به مايحتاج روزمره مردم را در دستور كار دارند نياغازد و دست سوداگردان و محتكران و ويژه خواران را از بازار مواد غذايي قطع ننمايد، بي ترديد سيل نقدينگي احتكارطلبي كه به سمت اين بازار به حركت افتاده است بنياد معيشت جامعه را بر خواهد كند."
بالاخره اینکه یادداشت روز نویس بدون آنکه نام ببرد که اقلیت صاحبان ثروت های باد آورده ی نجومی و انباشت کنند گان پول و حجم نقدینگی در بازار کیستند که این اقلیت آنچنان قدرت دارد که می تواند شرایط تورم و گرانی را به مردم ایران تحمیل کند؟ یا اینکه این چگونه قانون جنگل و یا بی قانونی حاکم شده ای می باشد که قوه ی قضائیه که خود عامل ترویج کلان دزدان است . زیرا که حامی و پشتیبان آنان می باشد. چونکه چگونه است که این دستگاه قضائی در 3 دهه ی گذشته قادر نبوده است که ساختار موازی و مکمل قانون تنظیم وتصویب کند تا اینکه اکنون برای تبرئه کردن خود مجبور نباشد که اینگونه اعتراف به ضعف و ناتوانی کند و آدرس غلط بدهد وچنین و حواله به تاریخ نا کجا آبادی بدهد؟:
"دولت اصولگرا نبايد در دام فريب نسخه هاي نئوليبرالهاي باورمند به اجماع واشنگتني كه مكرراً بر عدم دخالت دولت در بازار و واسپاري بازار به دست نامرئي عرضه و تقاضا تاكيد مي نمايند، گرفتار آمده و لازم است قاطعانه دست هاي توطئه گري را كه در حال برهم زدن نظم بازار هستند قطع نمايد.همانگونه كه رياست محترم قوه قضاييه نيز چند روز قبل اعلام نمود كه براي مبارزه با احتكار و گرانفروشي قانون داريم اما ساختار نداريم، بايد اعتراف نمود سونامي تورمي كنوني ثمره فروپاشي اهرم هاي �كنترل بازار� طي سالهاي حاكميت سياستهاي تعديل اقتصادي است كه توقف آن هم جز با استقرار مجدد نهادهاي نظارتي ميسر نخواهد بود و لازم است برنامه �ارتقاء امنيت اقتصادي� به سرعت طراحي و در دستور كار نهادهاي اجرايي كشور قرار گيرد.برنامه اي كه از يك سو از سرريز شدن نقدينگي محتكران به بازار مواد غذايي جلوگيري نموده و از سوي ديگر فضاسازي رسانه اي را در دامن زدن به تقاضاي كاذب اجتماعي محدود ساخته و سدي مطمئن را در برابر سونامي تورم غيرطبيعي بنا نمايد. "
درخاتمه اینکه همه ی این نسخه تجویز کردن و روضه خوانی هائی که یادداشت روز نویس کرده است مسکنی ضعیف وبی تأثیر برروی درد بیماری رشد کرده ودرمان ناپذیر بد خیم تورم وگرانی می باشد که این غد ه ی بدخیم که همه ی اندام جامعه را آلوده کرده است جز جراحی از ریشه ندارد . یعنی نه اینکه نمی بایست نه با افشاگری های عباس پالیز دار مخالفت نشود، بلکه می بایست آن را از حالت باندی و جناحی خارج نمود و بدون روی دروایسی اسامی هم ی غارتگران ریز و درشت افشا و سریع هم بازداشت و برای محاکمه کردن شان اقدام شود . زیرا که نمی شود همیشه با اذهان عمومی مردم هچون موش آزمایشگاه بازی کرد واز اقلیت صاحب ثروت وپول های کلان و طبقه ی جدید شکل گرفته مرفه و اشرافیت گفت و تأکید کرد که اینان عامل تورم و گرانی در جامعه می باشند . ولی گفته نشود که اینان کیستند ونام و نشان شان چیست؟ بدتر اینکه برای تبرئه کردن شان نقل قول کرد که قانون هست ولی ساختار اجرای آن نیست . یعنی عذر بدر از گناه چاشی کرد که طبیعی است که نه هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه اوضاع را خیلی وخیم تر از آنچه هست خواهد کرد.
هوشنگ بهداد
پنجشنبه 23 خرداد ماه سال 1387
نقد وبررسی "نظارت چرا و چگونه (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان چهار شنبه 22 خرداد ماه سال 1387
"مگر در نظام یک دست شده با ولی فقیه آلت دست سپاه پاسداران همکاره ،نهاد قانونگذاری مستقل وجود دارد که چرا نظارت و تحقیق و تفحص و پرسشگری نمی کند ؟"
لابد شنیده اید که در مورد خالی بندان وبلف زنان وقمپز در کنان گفته می شود . گیرم که پدرتو بود فاضل ، از فضل پدر ترا چه حاصل؟ یااینکه داشتم داشتم مهم نیست الآن دارم دارم مهمتر است که چه داری؟ یا اینکه گفته می شود هرچه به دیگ است با کفگیر بیرون آورده می شود . یا اینکه موقع چانه زنی و تعارف کردن زیاد گفته می شود از تعارف کم کن و بر مبلغ افزای . اکنون پس از 3 دهه که از عمر ننگین این نظام سپری شده و شرایط کنوننی آنگونه شده است که نیاز به عباس پالیز دار نامی است که پته ی اسامی دانه درشت وغارتگر نظام را برروی آب بریزد . اما پاسدار طلبه یادداشت روز نویس همچنان عادت دارد که از پاسخگوئی به دولتمردادن پیرو خمینی در 3 دهه ی گذشته بگریزد و باز با گزینه برداری کردن از برخی گفته های خمینی و نقل قول کردن شان به خصوص در مورد مجلس مانور تبلیغاتی دهد و از تعابیری همچون عصاره فضائل ملت و رأس امور مانور خمیی نقل قول کند و از ریش بریدن و پیوند سبیل کردن از خمینی به لوطی جماران آویزان شود. در صورتیکه که حد اقل عملکرد مجلس دست نشانده و فرمایشی هفتم و تعاملش به دولت نهم تبدیل به رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و زمین و مسکن و اجاره خانه کنونی در جامعه شده است . بنابراین اینگونه به مردم ایران که محلی از اعراب ندارند و هرروز حق و حقوق و مطالبات شان بیش از روز قبل پایمال می شود . این چنین دهان کجی کردن وخاک بر توی چشمان مردم محروم پاشیدن در حقیقت نوعی بازی کردن با آن چیز خیلی بد بو و بیشتر بویش درآوردن و مشام ها را آزار دادن می باشد . اگر نه پس از 3 دهه حکومت آخوندهای جانی و غارتگر و شرکای شان چه عملکردی بیش از آنچه در افشاگری و بیان و اعتراف باندی و محدود عباس پالیز دار در دو سخنرانی خود افشا کرده وجود دارد تا که به مردم ارائه داده شود؟
همانگونه که اشاره شد طلبه پاسدار دوست دارد که صورت مسئله را پاک کند و با مخرج زیادی بازی کند . برای اینکه نمایندگان مجلس دست نشانده و تشریفاتی مجلس بیش از 3 سال در نوبت بودند تا که قوه ی قضائیه نتیجه تحقیق و تفحص مورد نظر نمایندگان را بدهد که نداد . سپس یک آخوند فسیل گفت از اینگونه فضول گری ها که مخصوص لوطی جمارا نمی باشد شما حق ندارید که شما در مجلس از قوه ی قضائیه بکنید . حتی در پایان دوره ی مجلس آنه در روزهای پایانی پیرامون تحیق و تففص انجام گرفت این نتیجه قرائت نشد و بازتاب داده نشد ولی اکنون با خوشمزه گری تمام اینگونه وارونه گوئی شده است.
"همچنين مي توان به ناكارايي اهرم تحقيق و تفحص اشاره كرد؛ نمايندگان مجلس طبق اصل 76 قانون اساسي حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارند اما انگار اين ابزار نظارتي نمايندگان هم چندان موثر نيست، چرا كه بعد از سير مراحل مختلف در نهايت گزارش هيئت تحقيق و تفحص از نهاد مورد تحقيق توسط هيئت رئيسه مجلس به قوه قضاييه ارسال مي شود و سرگذشت بعد از آن را بايد به انتظار نشست. ضمن آنكه اگر تحقيق و تفحص از خود قوه قضاييه باشد يك �دور باطل� اتفاق مي افتد و قوه قضاييه بايد در مورد خود به قضاوت و داوري بنشيند!در آغاز ماه جاري مجلس هفتم در آخرين روزهاي پاياني خود گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضاييه را در صحن علني مجلس قرائت كرد؛ بازخواني تنها گوشه اي از اين گزارش در مورد عملكرد قوه قضاييه درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي قابل تامل است: �از بررسي اسناد و مدارك موجود و بررسي پرونده هاي مربوط به رسيدگي به جرايم اقتصادي به خوبي مي توان نتيجه گرفت كه متاسفانه در قوه قضاييه اراده لازم براي مجازات مجريان اقتصادي كمتر مشاهده شده است بلكه با توجه به پرونده هايي كه به هيئت تحقيق و تفحص رسيده است به خوبي مي توان مسامحه در برخورد با مفاسد اقتصادي و بعضا تباني با مفسدان را دريافت. در اين خصوص با اينكه با ارسال سؤالات زيادي براي قوه قضاييه هيئت تلاش نمود كه قوه مذكور را به پاسخگويي وادارد، متاسفانه به سؤالات هيئت پاسخي داده نشد.�حال؛ صرفنظر از ميزان صحت و سقم گزارش ياد شده بايد پرسيد آيا اين تحقيق و تفحص در ادامه از پشتوانه لازم و ضمانت اجرا برخوردار است؟ آيا مي توان براي آن ثمره اي كاربردي درنظر گرفت؟ به نظر مي رسد مجلس بايد به عنوان بالاترين نظارت مردمي سازوكار و مكانيسم نظارتي خود را به منظور نظارت موثر و ثمربخش متحول كند، اصلاحاتي در آئين نامه داخلي خود انجام دهد و قوانيني به تصويب برساند كه تقويت كاركرد نظارتي آن را هموار سازد و يا در صورت لزوم شيوه هاي نويني براي نظارت تعبيه نمايد."
در خاتمه اینکه همانگونه که لوطی جماران در این دیدار خود با نمایندگان دست نشنده ی مجلس انتصابی هشتم گفت که صدور فرمان ودستور و بخشنامه بی اثر بوده است و با وارونه گوئی گفت که مجلس کمدی و انتصابی می بایست اقدام وکمک کند تا که یک طبقه مرفه و اشرافیت جدید در جامعه شکل نگیرد . گویا که در 3 دهه ی گذشته اینگونه طبقه ی اشرافیت به وجود نیامده است و شکاف عمیق طبقاتی وجود ندارد و 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی نمی کنند و دستمزد و حقوق تعیین شده از سوی دولت یک چهارم مبلغ تعیین شده ی 800 هزار تومان خط فقر نمی باشد. یا اینکه خبر گزاری فرانسه از تهران همین هفته ی پیش گزارش نکرده بود که عباس گفته است در آمد یک ماهه ی یک نمایشگاه خود رو های ماشین در تهران 400 میلیون دلار نیوده است؟ یا اینکه همین خبرگزاری گزارش از انواع و اقسام ماشین های مدل بالای اروپائی در خیابان های تهران نکرد ونگفت که یک کارمند متوسط دولت گفته است که اگر من تا آخر عمر حقوق خود را پس انداز کنم نمی توانم یکی از خودروهائی را خریداری کنم که زیر پای جوان های 20 سال یا آقازاده می باشد که پدرشان صاحب ثروت های نجومی باد آوده شده اند .
از سوی دیگر چون قوه ی قضائیه سنگر و پناهگاه کلان دزدان و غارتگران حرفه ای می باشد چونکه خودش آلوده به فساد می باشد . بنابراین بهترین شیوه ی افشاگری بیرون کشاندن پرونده های خاک خورده ی دانه درشت از بایگانی قوه ی قضائی است که همچون عباس پالیز دار در دانشگاه یا هر جای دیگر قرائت شود . زیرا که با همه شکال و انتقاداتی که به این شیوه ی افشاگری وارد شود وباندی هم باشد . مهم این است که هم ضربه ی کاری و سنگین بر زد وبندهای کثیف پشت پرده است وهم افشای ماهیت رذل و غارتگران جا نماز آبکش دین فروش می باشد ومردم هم خواهند فهمید که دزدان و غارتگران قادر نمی باشند تا که واقعیب کتمان کنند . برای اینکه دیگر به وضوح می دانند که عامل غارتگری و تورم وگرانی و انحراف کنندگان اذهان عمومی کیست و این آدرس غلط دادن ها برای چه بوده است؟ همینطور چرا در 3 دهه ی گذشته دستگاه قضائی ضد عدالت فقط احکام جنایت و تبعیض آمیز علیه ی محرومان وتهی دستان وقربانیان رژیم تروریستی و بربرمنش و تاریک اندیش ضد بشری غارتگر و عوامفریب صادر کرده است؟

هوشنگ - بهداد
چهار شنبه 22 خرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی " انزواي جهاني صهيونيستي" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 22 خرداد ماه سال 1387
چگونه پروژه ی هسته ای صلح آمیز است که اعضای شورای امنیت سازمان ملل دروغ می گویند به جز سران رژیم که در 3 دهه ی گذشته یکبار حرف راست به مردم ایران نگفته اند؟!
طبق تجربه ی زنجیره ای اعمال شده ی سیاست دخالت گری در امور داخلی سایر کشورها اکنون پس از ترکیه که در سر مقاله ی روز گذشته درخواست شده بود که اسلام گرایان در ترکیه می بایست که قانون اساسی ترکیه را تغییر دهند تا که در قانون اساسی جدید حجاب اجباری در جامعه و دانشگاه گنجانیده شود . بنابراین اکنون در روند این سیکل تکراری مداخله گری در امور داخلی سایر کشور های منطقه دوباره نوبت به تهدید کردن اسرائیل و دفاع کردن از حزب الله لبنان و جنگ 33 روزه اش با اسرائیل و دفاع کردن از پروژه ی هسته ای رسیده است . لذاسرمقاله نویس در بتدای مقاله ی خود با روش دیگ به دیگ گفتن رویت سیاه در برابر تهدید وزارت دفاع اسرائیل نسبت به پیگیری اهداف نظامی پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی و با نادیده گرفتن سیاست 3 دهه ی تهدید به نابودی اسرائیل گفته است که تهدید کردن یکی از شگردهای همیشگی رژیم صهیونیستی اسرائیل در قبال سایر کشور ها می باشد.

در دنباله سرمقاله نویس باز با روش توبره و آخور خوری و برای ا اینکه ثابت کند که زمین گردد است وهر موضوعی که در منطقه و خاورمیانه و اسرائیل شروع شود می بایست که بدون چون وچرا به حزب الله لبنان وجنگ 33 روزه با اسرائیل و مانور دادن با آن به عنوان برگ برنده ختم شود . در صورتیکه نویسنده ی منتقد غافل است که بدفعاتی که به این موضوع اشاره می شود. ناخواسته بر ضریب صحت و اعتبار نقش کلیدی دخالت گری سپاه پاسداران در راه اندازی این جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل می افزاید . به خصوص اینکه با این جنگ لبنان تبدیل به سر زمین سوخته شد تا اینکه بطور موقتی بحران پرونده هسته ای حل می شد . زیرا که تازه از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده بود . اکنون نیز که مو فاز وزیر دفاع اسرائیل تهدید کرده است که در صورت پیگیری پروژه ی هسته ای در مسیر اهداف نظامی از سوی اسرائیل تأسیسات هسته ای رژیم تروریستی آخوندی مورد تهاجم واقع خواهد شد . همچنین سرمقاله نویس اعتراف کرده است که ریشه ی عصبیت موفاز وزیر دفاع اسرائیل در ناکامی و شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان می باشد.

بالاخره سرمقاله نویس در ادامه دفاع وتبلیغ کردن از جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران وحزب الله لبنان با اسرائیل که مدعی شده است که این شکست برای اسرائیل آنچنان بود که برای سالیان سال محال است که این شکست برای اسرائیل جبران شود تا که مجدداً دست به تهاجم مشابه بزند . البته با فراموش کردن این ادعا که پس چه شد که اسرائیل سرنگون نشد که در تمام 24 ساعته و شبانه روزی جنگ 33 روزه گزارش خبری می شد که فاتحه ی اسرائیل خوانده شد و ارتش حزب الله پیروز می بایست جایگزین ارتش کلاسیک کشورهای منطقه شود و رهبریت شیخ حسن نصرالله و حزب الله لبنان را به پذیرند چرا همه اش بلف و خالی بندی و معکوس بود ؟ خلاصه توی این مایه ها زیاد کرکری و لغز خوانی تبلیغاتی می شد . ولی اکنون سر مقاله نویس دست به خود زنی و وارونه وتناقض گوئی زده است . زیرا که از یک طرف اعلام کرده که جناح 14مارس پارلمان لبنان در زمان جنگ 33 روزه ستون پنجم اسرائیل بود ولی نتوانست مأموریت خودش به نفع اسرائیل را انجام دهد تا مانع ازشکست اسرائیل در جنگ 33 روزه شود . ولی از سوی دیگر مشخص نکرده و گفته نشده است که چرا پس از شکست طرح کودتای نظامی تهاجم سپاه پاسداران و حزب الله لبنان و سوریه که علیه ی دولت سینیوره در بیروت منجر به شکست شد ؟ برای چه حزب الله لبنان پس از شکست هم تسلیم اجلاس تصمیم گیری قطر شد وهم اینکه حاصر شد در کابینه دولت لبنان حضور داشته باشد که رئیس جمهور لبنا ن سینیوره را به عنوان نخست وزیر لبنان مأمور تشکیل دولت کرد. در صورتی که رابطه ی نزدیکی با جناح 14 مارس پارلمان لبنان دارد که ستون پنجم اسرائیل در دوران جنگ 33 روزه معرفی شده بود؟

درخاتمه اینکه سرمقاله نویس پس از اینکه هر طوری که خودش خواسته تحلیل تناقض آمیز داده و علیه ی اسرائیل به خصوص وزیر دفاع اسرائیل مانور داده است و در پایان ادعا کرده که عربده کشی های موفاز وزیر دفاع اسرائیل ناشی از درماندگی اسرائیل در برابر پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشد. البته سرمقاله نویس مدعی و طلبکار توضیح نداده است که چگونه پروژه ی صلح آمیزی می باشد که بیش از دو دهه مدعیان صلح آمیز بودن هنوز مسئولین مدافع نتوانسته اند تا که ثابت کنند که صلح آمیز بودنش واقعیت دارد؟ زیرا که اگر چنانه این پرژه طبق نظر مدعیان صلح آمیز است . پس تصویب قطعنامه ها در شورای امنیت برای چیست؟ اگر چنانچه ادعا شود که در شورای امنیت سازمان ملل به ناحق مصوبه و قطعنامه ها تصویب کرده اند. سئوال است که پس دلیل مخالفت سایر کشورها با اهداف این پروژه به حساب صلح آمیز برای چیست؟ ضمن اینکه چگونه است که همه کشورها در وغ می گویند و فقط این مسئولین رژیم تروریستی آخوندی می باشند که راست می گویند که در 3 دهه ی گذشته حتی یک مورد وجود ندارد تاکه به مردم ایران حرف راست زده و یا قولی داده شده باشد که وارونه ی آن عمل نشده باشد؟
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 22 خرداد ماه سال 1387
نقد وبررسی :فوران اضطرار در غرب (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387
"بر خلاف ادعا، این رژیم اس که از موج مخالفت ها و فشارهای بین المللی هسته ای کلافه وو وحشت زده شده که بطور وارونه آن را فوران اضطرار درغرب نامیده است"
مشخص نیست که معنی پیشرفت فنی سریع چیست که سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس به این موضوع اشاره کرده و آن را وا قعیتی غیر قابل چشم پوشی برای معامله منطقه دانسته است و مدعی شده که رژیم تروریستی آخوندی را طرف مذاکره و نه موضوع مذاکره دانسته است که در مجموع مجموعه ی این ممیزه را ناشی از سیاست و دیپلماسی خارجی رژیم تروریستی آخوندی دانسته است که افزوده به استناد آن غرب مجبور است در مقابل رژیم سیاست مذاکره را در پیش گیرد . حال از این واقعیت سیاست با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن از یک سو در ظاهر امر برای انحراف اذهان عمومی یک علائم وکد ارسال می کند و در پشت پرده از طریق لابی ها پیام های دیگری منتقل می کند . مثلاً پاسدار علی لاریجانی رئیس مجلس انتصابی هشتم شد تا د ر بعد داخلی پیام رقابت به حداد عادل داده شود که احساس نکند وارد رقابت ریاست جمهوری دوره ی دهم شدن آسان نیست و اگر می خواهد وارد صحنه شود هزینه دارد که قدم اول جراحی شدن از چنگ اندازی بر کرسی ریاست مجلس هشتم می باشد . از سوی دیگر پیام برای مخاطبان اروپائی و پروژه ی هسته ای به خصوص سولانا دارد که اکنون این پاسدار علی لاریجانی رئیس تشریفاتی مجلس انتصابی شده است تا که نشان دهد کما فی السابق خواهان خط مذاکره ی هسته ای با اروپا هست که درب مذاکره و مماشات گری باز و فعال است . یعنی ادامه ی سیاست فرصت سوزی قرار است که دنبال شود. البته با افشاگری که عباس پالیزاد در دانشگاه بو علی سینا در همدان کرده و دانه درشت های غارتگران حرفه ای و کلان را معرفی کرده که به جز عسگر اولادی رهبر باند مافیائی و غارتگر انگلیسی بازار و مؤتلفه و بقیه آخوند می باشند که حامی و پشتیبان رئیس مجلس شدن علی لاریجانی می باشند . یعنی این پاسدار هیچ راهی ندارد به جز اینکه در بست در اختیار دولت باشد . یعنی تثبیت نظر لوطی جماران که در یک روز قبل از اجرای نمایش خیمه شب بازی مجلس انتصابی هشتم که گفته بود به کسی رأی دهید که در خدمت آمریکا نباشد ، بلکه کمک حال و یار دولت باشد. حال اگر این شرایط در کنار رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش کالاها در جامعه که کمر مردم را خمیده کرده است به منزله ی پیشرفت فنی سریع می باشد آنگاه با ادعای پاسدار سربازجو ویادداشت روز نویس تطبیق می کند. مهم این است که ترسیم کردن این شرایط را موضع مثبت و برتر رژیم تروریستی در پای میز مذاکره با غرب نسبت به گذشته معرفی شده است .
مسخره تر اینکه پاسدار یادداشت روز نویس پس از اینهمه تعریف و تمجید کردن از موضع برتر موقعیت و جایگاه رژیم تروریستی در برابر مذاکره ابتدا گفته که بسته ی هسته ای همراه سولانا که 4 روز دیگر عازم ایران می باشد بهبود یافته است . ولی در دنباله افزوه معلوم نیست اینگونه باشد که بهبودی در بسته هسته ای دید حاصل شده باشد ودر آخر نتیجه گرفته و تأکید کرده که سولانا مأموریت مشکوکی را دنبال می کند که اینگونه چپ ندر قیچی تحلیل دادن ها که نظر نهائی با ادعای قبل از آن قبلی تناقض آشکار کامل دارد. ناشی ازسر درگمی پیرامون پرونده ی هسته است.
همچنین پاسدار یادداشت روز نویس در دنباله ی یادداشت روز خود لو داده است که ادامه ی دوره ی جدید مذاکره با خاویر سونالا ادامه ی همان سیاست مانور دادن با 16 نهاد و سازمان های اطلاعاتی آمریکا می باشد که گزارش کرده بودند رژیم تروریستی آخوندی در شرف پیگیری و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای نمی باشد که اکنون با نقل قول کردن نظر پوتین نخست وزیر روسیه همان سیاست مشابه و قت کشی دنبال می شود. از سوی دیگر یادداشت روز نویس افزوده که روسیه به دلیل منافع خودش و به شکست کشاندن طرح آمریکا اتخاذ چنین سیاستی را در پیش گرفته است . یعنی اینکه پوتین یک موضع گیری فرصت طلبانه و سیاسی کرده است .
بالاخره پاسدار یادداشت روز نویس در دنباله ی یادداشت روز خود بدون آنکه اشاره کند که چرا از لوطی جماران گرفته تا سایر مسئولان همگی وظیفه وهم و غم شان دفاع از پروژه ی هسته ای کردن و مبارزه با آمریکا وتهدید به نابود نمودن اسرائیل است ؟ در عوض با یک حالت فرا فکنی ادعا کرده است که مدعی دیگر پروژه ی هسته ای اسرائیل است که گویا در دنیا هیچ موضوع مهم دیگری برایش جز همین مسئله ی هسته ای رژیم تروریستی هسته ای نیست تا که آن را دنبال کند.
درخاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس پس از مانور دادن پیرامون موضع گذشته ی تبلیغاتی اوباما نامزد رئیس جمهوری حزب دمکرات آمریکا که گفته بود حاضر است با پاسدار احمدی نژاد مذاکره کند ولی اکنون که نظرش تغییر کرده ومخالف آن را بیان کرده است . علت این چرخش نظر اوبا ما نسبت به پروژه ی هسته ای ر ژیم تروریستی آخوندی را فشار و تهدید و تأثیر پذیری وی از سوی اسرائیل و لابی هایش در آمریکا دانسته است . در در نهایت پاسدار یادداشت روز نویس اعتراف کرده است که غرب اکنون از سیاست مشابه رژیم تروریستی تبعیت می کند . یعنی اینکه می داند که چگونه باید تهدید کند و یا اینکه کجا ضرورت دارد که می بایست از سیاست جانبدارانه با احتیاط موضع گیری کند . در مجموع اینکه قدرت مانور و عوامفریبی کردن مسئولین هسته ای رژیم تروریستی نسبت به گذشته بسیار محدود شده است و بطور غیر مستقیم ثابت کرده که بر خلاف ادعای شده این رژیم تروریستی آخوندی است که از موج مخالفت ها و فشارهای بین المللی هسته ای کلافه و و وحشت زده و محاصره شده است که بطور وارونه آن را فوران اضطرار درغرب نامیده است.
هوشنگ - بهداد

سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی " كودتاي لائيكها عليه توسعه و ثبات تركيه" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387
"پس از شکست طرح و اقدامات تروریستی و بحران سازی وجنگ افروزی در فلسطین ولبنان وعراق ،اکنون نوبت دخالت گری در ترکیه رسیده است "
ادامه ی مبارزه با آمریکا از لبنان و عراق با آمریکا اکنون به ترکیه کشانیده شده است. بنابراین می بایست منتظر بود که به زودی در ترکیه اغتشاش و ناامنی بروز کند . زیرا که رژیم تروریستی بحران زا و بحران زی که نمی تواند بدون بحران سازی و صدور تروریسم و بنیادگرائی یک روز هم به بقای ننگین خودش ادامه دهد . به خصوص اکنون که از هر سو اسیر بحران و تضاد و فشار می باشد . زیرا که نقش دخالت گری و بحران آفرینی و جنگ افروزی اش در فلسطین و لبنان و عراق شکست سختی خورده است .
زیرا که از طریق حماس و ترغیب و تشویق به پرتاب موشک به خاک اسرائیل آنگونه که برنامه ریزی شده بود منجر به جنگ پیرامون نوار غزه با اسرائیل نشد و جنگ مشابه 33 روز ی حزب الله لبنان با اسرائیل را بهمراه خود نداشت . از سوی دیگر طرح کودتای مشترک سپاه پاسداران و حزب الله لبنان علیه ی دولت قانونی سینیوره نخست وزیر لبنان نیز در بیرون با شکست سختی مواجه شد و جز ضرر و زیان مادی دیپلماسی و ایزولگی بیشتر در منطقه برای رژیم تروریستی آخوندی به ار مغان نیاورد . لذا پس از این شکست که می بایست در بستر دشمنی و مخالفت با روند صلج خاورمیانه تأثیر گذار می شد نه اینکه نتوانست مانع از انتخاب کردن رئیس جمهور لبنان از سوی پارلمان این کشور نشود ، بلکه تأثیری هم نتوانست بر روند مذاکره ی پنهانی ولی علنی شده ی میان مقامات دولت سوریه با اسرائیل داشته باشد که مبنی بر عقب شینی کامل اسرائیل از بلندی های جولان است . دست بر قضا با نقش واسطه گری دولت ترکیه میان سوریه و اسرائیل تضمین ادامه ی روند مذاکره ی صلح تقویت شد .
بنابراین کینه ودشمنی نسبت به نقش واسطه گری دولت ترکیه فراوش نشده است . بالاخره پس از شکست طرح کودتای نظامی سپاه پاسداران وحزب الله لبنان در لبنان نوبت به افزایش دخالت گری در امورداخلی عراق و ابراز دشمنی با توافقنامه ی نظامی � امنیتی - اقتصادی میان دولت نوری المالی با آمریکا فرا رسید . البته خبرش را مسئولان رژیم تروریستی آخوندی با تأخیر دریافت کردند که احساس مغبون شدگی شدیدی می کردند . پس برای جبران کردن بر تلاش اقدامات گوناگون فشار های تبلیغاتی و تهدید های قلمی مطبوعاتی و رسانه های خبررسانی افزوده شد . از سوی یگر بر موج اقدامات تروریستی و ترغیب و تشویق برخی از آخوندها و عوامل رژیم در عراق برای اعتراض به این توافقنامه میان دولت عراق با آمریکا نیز افزود شد . حتی ضریب مخالفت و دشمنی تا جائی ادامه یافت که نوری المالکی نخست وزیر عراق به خیانت و فروشعراق به آمریکا و زنده کردن قانون کاپیتولاسیون زمان شاه در عراق متهم شد .بالاخره تلاش های گسترده ای که از جانب عوامل رژیم برای ملغی کردن این توافقنامه شد موفقیت آمیز نبود، جز اینکه تاریخ زمان امضای توافق نهائی به تعویق افتد.
اما فشار برروی نخست وزیر عراق افزایش یافت تا اینکه خبر حضور وی با هیئت همراهش در مراسم تدارک دیده شده سال مرگ خمیی در تهران وگور خمینی بازتاب داده شد. البته بر خلاف اینکه خبرش به نقل قول از عنصر اطلاعاتی � امنیتی آقا محمدی در مطبوعات وابسته به رژیم بازتاب داده شد که گفته شد نخست وزیر عراق روز 13 خرداد با هیئت همراه وارد تهران می شود و در مراسم سال مرگ خمینی حضور دارد. ولی نخست و زیر عراق برای اینکه ثابت کند تسلیم اینگونه فشار وتهدید ها نشده است تر جیح داد که چند روز پس از پایان مراسم خیمه شب بازی معرکه گیری ساال مرگ خمینی بر سر گور خمینی وارد تهران شود .
اما اکنون که نخست وزیر عراق با هیئت همراه خود در تهران به سر می برد و آخوند عبدالذلیل حکیم هم به عنوان در مان پزشکی خودش را به تهران رسانده است وامید چندانی به لغو این توافقنامه میان دولت عراق با آمریکا نمی رود . برای گشوده شدن جبهه ی بحران جدید روی ترکیه و مسئله عدم حجاب در دانشگاه های این به عنوان کودتای سکولارهای ترکیه تمرکز داده شده است. یعنی درست 180 درجه اختلاف با تحلیل پس از پیروزی اسلام گرایان در ترکیه در سال گذشته است که داده شد . زیرا در آن موقع جشن گرفته شد و پای کوبی ها شد که بلی با پیروزی اسلام گرایان ترکیه موجب شد تا که شکست تاریخی سکولار ها در ترکیه به ثبت برید و دیگر اینان همچون دوم خردادی های سکولار داخل ایران شانس قرت ندارند و به تاریخ پیوستند . البته نتیجه ی پیروزی اسلام گرایان در ترکیه به حساب انتقال با تأخیر 29 سله ی اندیشه و تفکر غرب ستیزی خمینی به ترکیه و جنگ 33 روزه ی زب الله لبنان با اسرائیل معرفی شد. ولی اکنون که همه خواب و خیال شتر ی پنبه دانه ای رشته و بر هم ریخته شده است و شرایط آنگونه چرخش داده شده است که اوضاع به ضرر و زیان رژیم تروریستی آخوندی در منطقه گشته است . مهمتر اینکه بحران پرونده ی هسته ای هرروز که می گذرد غامض و پیچیده و بحرانی تر می شود . از طرف دیگر رشد تضاد قدرت های باندی و حذف همدیگربرای انحصاری کردن قدرت و ثروت و غارتگری بطریقی عیان و عریان شده است که بر خلاف 3 دهه ی گذشته امکان دزدی و غارتگری مشترک پشت پرده ی باند ها و جناح ها وجود ندارد .
چونکه جو نا رضایتی عمومی بسیار بالا و جامعه درحالت انفجاری می باشد . معضل و بحران تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها هم مزید بر علت شده است . برای اینکه مردم بعینه مشاهده می کنند که هروز قیمت نفت افزایش می یابد ولی در عوض بهبود زندگی اقتصادی و اوضاع شان بدترمی شود . به خصوص ا ینکه به جای قول بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان گرانی و تورم تحویل شان داده شده است . بنابراین باند مافیائی غالب تصیم گرفته است که دست به اقدام جراحی هم علیه ی دستگاه قضائی بزند که هم حامی و پشتیبان کلان دزدان و غارتگان حکومتی و شرکای دزدان آنان است و هم اینکه در مسیر مبارزه ی دولت با مفسدان و مافیای اقتصادی سنگ اندازی می کند و هم علیه ی غارتگری دانه درشت ها قدام کند. از ین منظر دبیر تفحص و تحقیق قوه ی قضائیه عباس پالیزاد اسامی آخوند ای دزد و غارتگر را ردیف کرده است و گفته شده که فقط یک قلم یک سوم زیره ی کیش متعلق به رفسجنانی و خانواده می باشد . البته این رقم در برابر سایرسرمایه گذاری ها در عربستان و دوبی و کانادا و انگلیس و .. بسیار ناچیز است .
بنابراین در چنین فضائی برای منحرف کردن اذهان عومی و فرار از بحران های داخلی که رژیم تروریستی آخوندی در آن قرار گرفته است . نیاز مبرم به راه اندازی بحران بزرگ بیرونی دارد . برای همین است که سرقله نویس توصیه تغییر قانون اساسی در ترکیه برای حفظ حجاب به وسیله ی اسلام گرایان در ترکیه را تجویز و پیشهاد کرده است .

در خاتمه اینکه عجیب است که در این شرایط بحرانی منطقه و برجسته و اثبات نقش دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی در امور داخلی سایر کشور ها برای بحران سازی وجنگ افروزی کردن، ولی بازهم مماشات گران اهل سازش و زدو بند و مذاکره و زیر پا گذاران اصول و پرنسیب های اخلاقی و سیاسی و انسانی و پایمال کنندگان احترام گذاشتن به رعایت حقوق بشر، غرب هنوز نمی خواهد که از تجربه تلخ 3 دهه گذشه که چه بر سر مردم ایران و منطقه رفته است که البته ترکش آن به غرب هم اصابت کرده است پند و اندرز بگیرد و از این سیاست فاصله بگیرد و پرسش کند که چرا قییمت نفت به بشگه ای 140 دلر رسیده است و همچنان تا قیمت 200 دلار جادارد ؟ زیرا که یکی از کارشناسان نفتی رژیم تروریستی در سال گذشته پیش بینی کردالبته وی با بستن تنگه هر مز نظر داده بود . چرا برای اینکه غرب در شرف مهار عامل اصلی بحران و ناا منی و بی ثباتی در منقطه شود . ولی بازهم در روند ادامه ی سیاست کثیف و پلید خائنانه و غارتگرانه و تجارت پیشگی وضد انسانی با خون انسان ها همان سیاست گذشته را دنبال می کند؟ آخر سولانا چه می خواهد بداند که هنوز نمی داند که به نیت اینکه پاسدار علی لاریجانی رئیس مجلس انتصالبی هشتم شده است ایشان هم ذوق زده شد و باسر می خواهد خدش را به تهران برساند ؟ غافل از آنکه این پاسدار یک مهره ی تشریفاتی بی اراده بیش نمی باشد که هر گز بدون مجوز مقامات اصلی تصمیم گیر پشت پرده کلامی نمی تواند حرف بزند وعمل کند. اتفاقاً حامیان پاسدار احمدی نژاد این پاسدار را رئیس مجلس کرده اند که هر طوری می خواهند با این بازی کنند . چونکه اینکار را نمی توانستند با هم منقلی لوطی جماران حداد عادل کنند . برای اینکه فامیل لوطی جماران است.

هوشنگ � بهداد

سه شنبه 21 خرداد ماه سال 1387
پیرامون افشاگری دبیر تحقیق و تفحص قوه ی قضائیه عباس پالیزاد و چند سئوال
تا کنون پیوسته توضیح داده شده است که مسئولان رژیم و مطبوعات وابسته به آن به جای پاسخگوئی منطقی فقط به معلول ها پرداخته می شود و هرگز به ریشه و علت ها هر گز پرداخته نمی شود. همنیطور همیشه در نوشتارهای گوناگون با مطرح کردن بی عدالتی در رژیم تروریستی آخوندی و به خصوص در قوه ی قضائیه بر تبعیض و حمایت از کلان دزدان و غارتگران تأکید شده که با سئوالات هم همراه بوده است . همینطور افزده شده که ریشه ی اصلی در گیری و رقابت و تضاد وجنگ و نزاع های باندی و جناحی محور قدرت و ثروت می باشد. زیرا آنچه محلی از اعراب نداشته است حق و حقوق و مطالبات مردم ایران می باشد که در 3 دهه ی گذشته روز به روز بیش از گذشته پایمال شده است . به خصوص در شرایط کنونی که این رقابت های باندهای مافیائی آنچنان رشد کرده و آشتی ناپذیر شده است که می بایست در بستر انحصاری کردن قدرت و ثروت وحذف رقبای مزاحم و یا خاموش کردن شان دامنه ی رقابت وارد فاز جدید جراحی و خراطی شده است که راه به افشاگری کردن برخی از اسامی غارتگران برده است . یعنی اینکه بیشتر دارد نوک قله ی کوه شناور بیرون زده می شود . البته اگر مجلس هفتم دست نشانده و فرمایشی هفتم در روزهای پایانی خود تعدادی از نمایندگان تلاش نکرده بود ند تاکه از دبیرخانه تحقیق و تفحص قوه ی قضائیه انتقاد کنند که چرا در 3 سال گذشته تا اکنون واکنشی به پرسش نمایندگان مجلس نشده آیا هم از سوی دستگاه قضائیه واکنشی انجام می شد که اکنون شده است یا نه؟
بهر صورت اگر چنانچه خبرگزاری فرانسه اخیراً از تهران گزارش نمی کرد که فقط یک نمایشگاه خود روی ماشین های خارجی در تهران است که از عباس نقل قول کرد که ماهیانه 400 هزار یو رو در آمد دارد و افزوده بود که کارمند دولت گفته است که اگر من همه ی عمر حقوق خودم را پس انداز کنم هنوز نمی توانم صاحب خودروئی شوم که یک آقازاده ی 20 ساله صاحب آن می باشد که تا کنون نتوانسته است مبلغ 5 هزار دلار درآمد داشته باشد. بلی اگر آن سئوال نمایندگان واین گزارش مخابره نمی شد آیا اکنون امکان داشت که از سوی عباس پالیزاد دبیر تفحص و تحقیق قوه ی قضائیه اشاره شود که چگونه و از سوی چه کسانی این خود رو ها وارد کشور می شوند؟ البته چپ وراست پاسدار احمدی نژاد تهدید می کرد که می خواهد مبارزه با مفسدان اقتصادی یا مافیای اقتصادی کند که رقیب از موضع فرار به جلو فریاد می زد اسامی را با میزان دزدی و غارتگری و اسناد معرفی کنید . فقط جو سازی نکنید و مسله لوث می شد و این جنگ لفازی و باندی موجب افزایش بیشتر تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه می شد. البته اکنون مشخص شده است که موضوع صرفاً غارتگری اموال دولتی و بیت المال نیست ، بلکه پرونده های توطئه های حذف رقبا به سرنگون و سقوط کشاندن هواپیما های مسافری نظامی و قتل نیز راه برده است.
اما پس از افشاگری دبیر تحقیق و تفحص قوه ی قضائیه عباس پالیزاد در دانشگاه بوعلی سینا که تازگی هاانجام گرفت و اشاره به ا رقام کوچکی از غارتگری های آخوندهای حول و حوش لوطی جماران و عسگر اولادی شده است که برخی نیز مشاور و یا نماینده ی ویژه ی ولی فقیه یا لوطی جماران می باشند . البته که بدون شک اولین متهم این افشاگری خود دستگاه قضائیه می باشد که چرا در 3 دهه ی گذشته هیچگونه نظارت نداشته و دخالتی در این مورده نکرده است . برای اینکه پرسش است که چگونه آن زمان که بحث قانون از کجا آورده ای مطرح شد دستگاه قضائی اعلام کرد بر اساس تحقیق و فرم پر شده از میزان دارائی های رفسنجانی نه اینکه خلافی انجم نشده است ، بلکه میزان دارائی های رفسنجانی نسبت به اوایل انقلاب کاهش نیز در بر داشته است. و لی اکنون گفته می شود که فقط یک سوم جزیره ی کیش متعلق به خانواده ی رفسنجانی می باشد.؟
اکنون باز هم پرسش است که چرا دبیر تحقیق و تفحص قوه ی قضائیه دست به اینگونه افشاگری زده است؟ دلیل سکوت تا کنون این نهاد در این مورد چه بوده است؟ زیرا که روند این غارتگری ها که یکشبه طی نشده است. بلی دلیل عدم پیگیری و سکوت قوه ی قضائیه در این مورد تا کنون چه بوده است؟
ازسوی دیگر در 3 دهه ی گذشته تا حال دستگاه قضائیه رژیم تروریستی آخوندی چه تعداد احکام اعدام و دار زدن و قطع اندام و شلاق زدن و سنگسا ر کردن صادره نموده است؟ چرا همه ی این احکام علیه ی اقشار محروم و تهی دست جامعه بوده است یا بقول معروف همه جزو آفتابه دزدان بوده اند؟ چه توجیه یا دلیل منطقی قوه ی قضائیه می تواند ارائه کند که برای چه در میان این قربانیان و متهمین یک دانه درشت یا آقازاده ها نبوده اند؟
مسئولیت ولی فقیه یا لوطی جماران در این زمینه چیست؟ زیرا که رئیس قوه ی قضائیه از سوی وی انتصاب شده است و بقیه اسامی غارتگران که گفته شد یا مشاور و یا نماینده ی لوطی جماران می باشند چگونه بوده است که دفتر لوطی جماران هیچگونه نظارت و یا تعهدی نسبت به عملکرد غارتگرا نه ی اینان تا حال از خود نشان نداده است؟
مهمتر اینکه آیا دزدان و غارتگران منحصر به همین تعداد نامبرده شده می باشند یا نه اینکه هنوز فراوان وجود دارند ولی چون وابسته به باندهای مافیائی حاکم می باشند فعلاً اینان مصون مانده اند . چونکه اکنون قرار است پرونده ی مهره های غارتگر نزدیک و شریک به رفسنجانی مطرح شوند.
از طرف دیگر اکنون دستگاه قضائیه می خواهد با پرونده ی این غارتگران چه کند یا چگونه بر خورد کند؟ آیا همان رفتار و صدور احکامی را صادر می کند که تا کنون در 3 دهه ی گذشته در مورد سایر قربانیان و متهمان انجام داده است؟
چرا رئیس قوه ی قضائیه که بیش از 10 سال پیش که رئیس انتصابی دشستگاه قضائیه شد اعتراف کرد یک کاخ ویرانه یا مخروبه ای را از شیخ محمد یزدی تحویل گرفت به جای اینکه در شرف اصلاح آن بر آید آن را ویرانه تر کرد؟ همچنین پاسخ شورای نگهبان و دستگاه بد نام وزارت بد نام اطلاعات و کشور در کنار دستگاه قضائیه چیست که پیرامون تحقیق صلاحیت ها هیچگونه تفحص و تحقیقی پیرامون پرونده های این غارتگران انجام ندادند تا که بدون هیچ مانع و مشکلی صاحیت اینان برای نمایندگی مجمع خبرگان رهبری تأئید شد؟
در خاتمه اینکه این افشاگری ادامه ی رقابت انحصاری کردن قدرت برای چنگ اندازی ثروت وحذف کامل رقبا می باشد که از 3 تیرماه 84 و رئیس جمهورشدن احمدی نژاد شروع شد. در انتخابات نمایش خبرگان برای عدم نامزد شدن رفسنجانی برای مجمع خبرگان اوج گرفت . سپس با رئیس مجمع خبرگان رهبری شدن رفسنجانی شدت گرفت . زیرا که قبل از آن رفیسنجانی برای جمع آوری نظر موافق در خبرگان در سال گذشته به قم و مشهد سفر کرد. ناگفته نماند که با رئیس مجلس هشتم انتصابی شدن پاسدار علی لاریجانی موجب شدت بخشیدن بیشتر این تضاد و رقابت ها شده است. برای اینکه نقش عسگر اولادی و علی اکبر ناطق نوری در رئیس شدن این پاسدار برجسته بود که رابطه ی بسیار نزدیکی با شریک دزد خود رفسنجانی دارند. برای همین پس از رئیس مجلس انتصابی هشتم شدن پاسدار علی لاریجانی و در آستانه ی سفر رفسنجانی به عربستان که درست در سال مرگ خمینی بود . از سوی حامیان رفسنجانی در برخیاز مطبوعات داخلی و لوس آنجلس نشینان تحلیل داده شد که با رئیس شدن پاسدار علی لاریجانی که در برابر دولت است این فرصت مناسب برای رفسنجانی فراهم شده است تا که بتواند دیپلماسی رادیکال دولت را کنترل کند. اکنون بایدگفت با این افشاگری خواب رؤیائی دیده شده تبدیل به کابوس شد.ه است . همچنین چون سر کلاف باز شده است که گز امکان جمع شدن ندارد. برای اینکه همان زمانی که مردم مرگ بر شاه اکبر شاه در خیابان ها می کردند منتظر افشاگری و اثدام بودند . چونکه اگر کوچکترین شانسی برای دولت وجود دارد که بتواند هم تورم و گرانی را مهار کند ادامه ی افشاگری ها و گسترش آن و تعمیم دادن به هر دو مهره های غارتگر و دزد است که می بابیست در این مورد بطور جدی و ضربتی اقدام شود . در غیر اینصورت تبدیل بر ضد خودش خواهد شد و شرایط سقوط دولت وبه پادگان برگردادن پاسداران را شتاب خواهد داد.

هوشنگ – بهداد
خردادماه 21سال 1387

بر گرفته از سایت سازمان مجاهدین خلق ایران
www.mojahedin.org
افشاى گوشهاى از دزديهای سرسام آور بالاترین سران رژیم آخوندی
در جریان درگیری باندهای درونی رژیم آخوندی، عباس پالیزدار دبیر هیات تحقیق و تفحص از دستگاه قضاییه آخوندها گوشهیی از دزدى های سرسام آور بالاترین سران رژیم آخوندی نظیر رفسنجانی، ناطق نوری، واعظ طبسی، عسگر اولادی، محمد یزدی، امامی كاشانی، خزعلی و مواردی از تسویه حساب های جنایی در درون حكومت آخوندی را برملا كرد و نشان داد كه تمامی درگیریهای درون- باندی رژیم برسر چپاول بیشتر و برای قدرت بیشتر است.در اعتراف دبیر هیأت تحقیق و تفحص از دستگاه قضاییه آخوندها از جمله به تصاحب صادرات چوب جنگلهای شمال توسط حمید یزدی فرزند آخوند یزدی. دریافت صدها دستگاه خودرو از شركت ایران‌خودرو توسط ناطق نوری، 1100 مورد قاچاق كالا از فرودگاه پیام توسط فردی از سوی ناطق نوری حمایت می شد ، تصاحب 12 معدن از جمله معدن ذغال سنگ طبس توسط واعظ طبسی نماینده خامنه ای در استان خراسان و تصاحب یك سوم جزیره كیش توسط خانواده رفسنجانی اشاره شده است. به بخش هایی از این اعترافات كه در دانشگاه بوعلی سینای همدان صورت گرفته است، توجه كنید:متن پياده شده سخنرانى عباس پاليزدار:چرا ما نمی توانیم با مفاسد اقتصادی برخورد کنیم چون سران بزرگ مملکت در این رابطه دخیل هستند. اگر به خواهم فقط چند ‏پرونده کوچک مفاسد اقتصادی را بگویم آنوقت می بینید که چه مصیبتی کشور را گرفته است و به خاطر بعضی مسایل رهبر باید به صورت سربسته به مردم بگوید که در کشور چه خبر است. ‏کسانی که به عنوان مفسد اقتصادی در کشور در حال فعالیت هستند تحت حمایت شاهرودی رئیس قوه قضاییه قرار ‏دارند. وقتی طی ۱۶ سال گذشته پرونده هایی از مفاسد اقتصادی بررسی شده و مدیران به دادگاه معرفی و دادگاه ‏حکم ۵ ریال ۱۰ ریال برای متهمان داده، ببینید چه مصیبتی بر سر کشور آمده است. ‏پرونده شهرام جزایری هم که مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادی دیگر است، ولی چون شهرام ‏جزایری اسامی یکسری مفاسد اقتصادی و افراد وابسته را اعلام کرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا که منافع ‏بسیاری از علما و سران به خطر افتاده بود.‏در حال حاضر ۱۲۳ پرونده مفاسد اقتصادی کشور در کمیته تحقیق و تفحص مجلس در دست بررسی است ولی ‏اگر به خواهیم پرونده واقعی مفاسد اقتصادی را بیان کنیم، اصلا نمی توانیم باور کنیم.‏خلاصه ما فجایعی که اتفاق افتاده در ‏جمهوری اسلامی را دیدیم. خلاصه دیدم که یک آقایی آمده و نامه زده که پسرش معلول جسمی است. گفته می‌خواهم یک مؤسسه توانبخشی بزنم ‏که پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشی، دم دست خودم باشد. ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا، ۳۰۰ تا معلول را نگهداری ‏کنیم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بیامرزد. مؤسسه را که ثبت کرده و کارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقای [.] گفته که من ساپورت نیاز دارم، نمی‌توانم خرج کنم که، باید نظام به ما کمک ‏کند. چه‌کار کنیم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبید فارس را بدهید به این آقا. آقا این سنگ مرمر بهترین سنگ ‏مرمر دنیاست، ؟ بله، بدهیدش به من. معامله انجام شد و این ‏معدن را به این آقا واگذار کردند. دوباره بعد از یک مدت گفت آقا این معدن کافی نیست، معدن [.] زنجان را هم ‏بدهید به ما. چهار تا را که ما پیدا کردیم، چهار تا معدن را یک آقایی از علما گرفته، که مردم هم پشتش نماز ‏می‌خوانند متأسفانه. ‏‏[یکی از حاضر خواستار اعلام اسم فرد می‌شود اگر اجازه بدهید، اعتراض جمعی دانشجویان. گفت؛ من چند موردی را اسامی‌اش را می‌گویم. این یکی که عرض کردم، آقای امامی کاشانی است. در اعترافات دبیر هیأت تحقیق و تفحص از دستگاه قضاییه آخوندها كه به منظور تسویه حساب با باندهای رقیب صورت گرفته، آمده است:عرض شود خدمتتان که، یک دانشکده‌ای را رفته‌اند از مقام معظم رهبری اجازه‌اش را گرفته‌اند که برای خواهران ‏دانشکده علوم قضایی می‌خواهیم بزنیم در قم. چیز خوبی است که خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمی از خواهران [بود] از او بازجویی کنند و از این حرف های اینطوری. خلاصه نظر آقا را گرفتند که این ‏دانشکده تأسیس شود. آقا استقبال کردند و مجوز صدور دانشکده را دستورش را دادند. مؤسسه این دانشکده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌های مالی‌اش. نوشتند،جناب آقای نعمت‌زاده، محبت فرمایید در جهت ‏حمایت از تأسیس این دانشکده، کارخانه لاستیک دنا را کارشناسی کنید جهت این دانشکده. آورند کارشناسی رسمی ‏دادگستری را، چون آقایانی که این مؤسسه را تأسیس کرده بودند در دستکاه قضایی هم بودند، آن کارشناسان رسمی ‏دادگستری هم می‌ترسیدند که قیمتی تعیین کنند که به اینها بر بخورد، حتما باید قیمتی می‌گفتد که خوش به حال اینها ‏بشود. زدند ۱۲۶ میلیارد. در صورتی که ما معتقدیم ۶۰۰ میلیارد هم بالاتر بود. تازه، ۱۲۶ میلیارد که ویلاهایش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نیاورده‌اند، زمین‌های شیرازش را در آمار نیاورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نیاورده‌اند، این طوری به ۱۲۶ میلیارد واگذاری کردند. ‏این که عرض کردم لاستیک دنا، مال آقای یزدی ‏بود - آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.‏مجددا آقای یزدی برمی‌دارد می نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از ‏جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه ‏قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند و رفتند.عباس پالیزدار در ادامه جدال باندی علیه چپاولگران رقیب، افزود: ایران خودرو می‌آید به دستگاه قضایی اعلام می‌کند که ما به همه قاضی‌ها ماشین [کارشناسی] می‌دهیم، ماشین ‏پرشیا می‌دهیم و زیر قیمت. خب چجوری؟ این ماشین کارشناسی است، ما هم تشخیص می‌دهیم که اینها را ۸ ‏تومان، ۹ تومان بدهیم. دیدیم که کارخانه ایران خودرو بدون هیچ ضابطه‌ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به ‏نصف قیمت داده، بقیه‌اش را هم به اقساط، خیلی‌ها هم که ماشین به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همین بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صدای خیلی‌های دیگر در بیاید، از همین نهادها و بنیادها. مثلا بنیاد نهج‌البلاغه ، که گفتند ‏‏۵۰۰ دستگاه به‌اش بدهید آقا! دید که بدش نمی‌آید، گفت ۵۱۷ تا دیگر هم بدهید. بنیاد نهج البلاغه کی هست؟ علی ‏اکبر ناطق نوری، حسین دین‌پرور، معزی، عسگراولادی، رفیق دوست. یا مثلا می‌آیند می‌دهند به باشگاه ‏پرسپولیس. باشگاه پرسپولیس کیست؟ آقای عابدینی. ۲۰۰۰ دستگاه بهشان بدهید. بنیاد دیگری به نام همگرایی ‏اندیشه ، کیست این بنیاد؟ آقای فلاحیان، آقای علم الهدی، آقای ‏X‏ و ‏Y، تعاونی وزارت کشور، ۲۰۰۰ دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] . [یا] صنایع هوافضای وزارت دفاع، فلان قدر. موشک کروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، یک لیست ۳۰ تایی از اینها هستند که این ماشین‌ها را زیر قیمت به آنها واگذار کردند. کدام ‏ماشین‌ها؟ ماشین کارشناسی؟ نه، به اسم کارشناسی. شروعش با ماشین کارشناسی وارد شد، بعد ماشین صفر ‏کیلومتر می‌آوردند می‌دادند به آقایان، به اسم کارشناسی. جالب است که آن ۹-۸ میلیون را هم پول نقد نمی‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانید که چون اینها هم کار سرشان می‌شد، دو سه قسط را می‌دادند و بقیه‌اش را ‏نمی‌دادند.‏وی درباره گوشهیی از دزدى های آخوند طبسی نماینده خامنهای در آستان قدس رضوی و ناطق نوری مشاور ولی فقیه نیز گفت:به خواهم وقت شما را با این موارد بگیرم، زیاد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقای واعظ طبسی. پرونده المکاسب مال پسر آقای واعظ طبسی است.‏در پرونده قاچاق کالا از فرودگاه پیام، قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمی‌شویم، چرا که تحت‌الحمایه آقای ناطق نوری است. در مورد سلطان شکر و مافیای شکر هم ‏باید بگویم که آقای مدلل، داماد یکی از علمای بزرگ بوده است. مدلل با همکاری شخصی به نام محمدرضا یوسفی ‏اقدام به این کار می‌کردند که پس از رو شدن فعالیتشان حاضر شده بودند ۷۰۰ میلیارد تومان برای مختومه شدن ‏این پرونده بپردازند.‏در مورد قاچاق سیگار، اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه‌ها را ‏بیکار کرده. ‏‏در پاسخ به سؤالی درباره سقوط هواپیمای کاظمی، گفت: این پرونده را من بررسی نکرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پیداست، می‌توان ماجرا را عمدی داشت و دست یکی از سران وقت سپاه در آن دخیل بود. ما دو سقوط ‏هواپیما داشتیم. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود، پرونده‌ای هزار ‏صفحه‌ای این را می‌گوید.‏عباس پالیزدار عضو هیأت تحقیق و تفحص از دستگاه قضاییه آخوندها گوشهیی از فساد رفسنجانی و خانوادهاش را برملا كرد و گفت:درباره مفاسد اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادی این خانواده زیاد است که ‏اصلا قابل گفتن نیست. اما یکی از مفاسد اقتصادی این خانواده که میلیاردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا کشیدند، واردات خودروی دوو بود. یک سوم جزیره کیش، پارک جنگلی در ‏شمال [؟] را هم باید از دیگر مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بیان کرد.‏در حال حاضر اسطبل اسب های دختر هاشمی فقط روزی ۱۰۰ هزار تومان پول هندوانه‌هایی است که برای ‏اسب‌ها می ریزند. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا هم که دیگر قابل ‏گفتن نیست.‏پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می‌کرد، با استخدام زیباترین ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هایی که نمی‌کرد و بعدا که فیلم از اتاق او کشف شد عمق کثیف‌کاریهای او ‏مشخص شد.
نقد و بررسی "غرب عامل اصلي افزايش قيمت نفت" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 20خرداد ماه سال1387
چرا به عامل اصلی ناامن سازی منطقه و فضای جنگی که نقش مستقیم در افزایش قیمت نفت د دارد اشاره نشده است؟
جالب است و هم عجیب که سرمقاله نویس پیرامون افزایش قیمت نفت و کاهش ارزش دلار به چند پارامتر مرتبط با این نوسان افزایش قیمت نفت در جهان و کاهش دلار اشاره کرده است به جز جند موارد اصلی و تأثیر گذار که در ارتباط افزایش قیمت نفت است ه سئوال بر انگیز اس. زیرا که بیان و اعتراف آن به نفع رژیم تروریستی آخوندی نمی باشد. برای اینکه در صورت اعلام و فاش کردن موضع گیری ها دیپلماسی رژیم تروریستی آخوندی سخت بر زیر سئوال خواهد رفت. بنابراین توضیح داده نشده است که چرا پس از اشغال نظامی عراق موجب روند تصاعدی افز یش قیمت نفت شروع شده است؟ به خصوص اینکه چرا پس از رئیس جمهور شدن پاسدار احمدی نژاد افزایش قیمت نفت شتاب گرفته است ؟
چرا هر زمانی که پاسدار احمدی نژااد تهدید به نابودی اسرائیل می کند . بلافاصله بر روی قیمت جهانی بازار نفت تأثیر مستقیم می گذارد؟
یا اینکه چرا هر زمان اقدامات تروریستی در عراق یا یکی از کشورهای منطقه همچون لبنان یا فلسطین انجام می گیرد یا اینکه تنش و تخاصم میان آمریکا با رژیم روریستی آخوندی بالا می رود. یا اینکه چرا هر گاه که یکی از کشور های نفت خیز منطقه از سوی رژیم تروریستی آخوندی مورد تهدید واقع می شود .سریع اینگونه حرکا ت و اقدامات وموضع گیری ها برروی نوسان افزایش بازار نفت اثر می گذارد؟
همچنین پارامتر اصلی تعیین کننده ی دیگر پروژه ی هسته ای می باشد که هر گاه فضای احتمال تهاجم نظامی از سوی آمریکا مطرح می شود . بازهم خیلی سریع موجب افزایش قیمت نفت می شود؟
برای اینکه در صد قابل توجهی از نفت جهان از خاورمیانه به خصوص حوزه ی خلیج فارس تأمین می شود. حال بماند که چند سال است که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران تهدید کرده اند که اگر هر زمان کوچک ترین تهاجم نظامی از سوی آمریکا یا اسرائیل به تأسیسات هسته ای یا مراکز نظامی رژیم تروریستی آخوندی شود. در جا تنگه ی هرمز با غرق کردن کشتی ها نفت کش بسته خواد شد .
اخیراً نیز فرمانده ی سپاه پاسداران تهدید کرده بود که ارگان فاشیستی سپاه پاسداران برای دفاع از کشور مسلح به موشک های بالستیک دور برد می باشد که نظرتحلیل ناظران آگاه به منطقه این بود که چون امکانات نظامی و دفاعی رژیم به جز برد موشکی، آنقدر قدرت ندارد ومدرن نمی باشد تا که توا ن ایستادگی در برابر تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل را داشته باشد جز اینکه این موشک های دور برد توانائی حمل سلاح های کشتار جمعی یا کلاهک هسته ای باشند.
بنابراین سیاست دخالت گری ونا امن سازی عراق که همین سیاست در مورد لبنان فلسطین و تی افغانستان دنبال و اجرا می شود و مخالفت جدی و شدید با صلح خااورمیانه می شود و اصرار بر پیگیری غنی سازی اورانیوم و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می شود و تشنج و تنش جایگزین دیپلماسی مسالمت آمیز شده است و شدیدا ً از سیاست صدور و تروریسم و بنیادگری می شود .
پس مجموعه ی اینگونه عملیات و سیاست های مخرب مداخله گریانه و جنگ فروزانه جزو حلقه های مفقوده ی افزایش قیمت نفت است که سرمقاله نویس برای اینکه به جای نقش سیاست تخریبی و جنگ افروزی رژیم تروریستی در تأثیری روند افزایش قیمت نفت اشاره نکند . لذا برای اینکه فقط آمریکا را مقصر قلمداد کند و تأکید که این سیاست عمدی کاهش ارزش دلار از سوی آمریکا است که موجب افزایش قیمت نفت شده است. در صورتیکه این سیاست برای آمریکا همچون چاقوی دولبه است . برای اینکه در مورد واردات از جمله نفت هر قدر که دلار ارزش خود را از دست بدهد می بایست که در مقابل دلارهای بیشتری پرداخت شود. ناگفته نماند که اگر چنانچه افزایش دلار ودر آمد ارزی دلار بود ته اقداات تروریستی از سوی حزب الله لبنان و حماس افزایش می یافت ونه اینکه امکان داشت که پروژه ی هسته ای بطور پنهانی تا اینجا ادامه یابد.
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 20خرداد ماه سال1387
نقد وبررسی " خجالت نكشيد ! توبه كنيد ! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 20خرداد ماه سال 1387
" در بستر رقابت ریاست جمهوری دوره ی دهم ، اکنون گشودن پرونده و کلید متهم کردن رقبای دوم خردادی وتهدید به توبه کردن شان زده شده است."


بدون آنکه به نام و امضای نویسنده ی یادداشت روز روزنامه ی کیهان پرونده ساز وسربازجو پاسدار حسین شریعتمداری توجه شود و صرفاً توجه به عنوان یادداشت روز شود . مشخص است که توبه کنید می تواند متعلق به چه کسی باشد که متخصص در این زمینه می باشد . زیرا که مکمل و آن روی سکه ی بازجوئی شکنجه گری و تواب سازی درون سیاهچال های ایران می باشد که اکنون مدت زمانی می باشد که این شیوه ی بازجوئی درون زندان ها در حیطه ی قلم دنبال می شود. البته این سربازجو چند ذوق و توبره و آخور همیشه ناکاشته درو می کند. وای به موقعی که بهانه هم داشته باشد که دیگر برایش نور علی النور می شود و دیگر همچون ملائی می ماند که از گرده ی خر افتاده وگردو جسته و با دمش مشفول شکستن می باشد .به خصوص اینکه اکنو پای آخوند انگلیسی و متحجر مصباح یزدی هم درمیان باشد که ضریب چماق مضاعف می شود . زیرا که این آخوند هم مرشد پاسدار احمدی نژاد است .هم اینکه رقیب سر سخت و آشتی ناپذیر رفسنجانی در شورای خبرگان می باشد. از سوی دیگر جزو سر کردگان باند مخالفان اندیشه و افکار خمینی و پیروانش می باشد . مهمتر اینکه مخالف سر سخت جمهوریت و موافق حکومت اسلامی می باشد که هم پاسدار احمدی نژاد وهم سپاه پاسداران و حتی لوطی جماران اسیر توی چنگ سپاه پاسداران مدافعش می باشند . از طرف دیگر روز گذشته پاسدار حسین شریعتمداری از طریق ستون طنز گفت و شنود زمینه ی تهاجم بر رقیب آخوند محتشمی پور در دفاع کردن از آخوند مصباح یزدی را شروع کرد و تیتر خبری امام اعتماد کامل به مصباح یزدی داشت را از محمد رضا رحیمان معاون حقوقی و پارلمانی پاسدار احمدی نژاد نیز چاشنی طنز گفت و شنود خود کرد و اکنون نیز ادامه ی سناریوی خود را از طریق یادداشت روز پیگیری ودنبال کرده است. بهرحال در دنباله ی یادداشت روز گزیده هائی از بایگانی بیرون کشانده و آنان لیست کرده است که پیرامون مطبوعات و نظرات دوم خردادی ها می باشد که دقیقاً به شیوه گزینه برداری های گفتمان بازجوئی از متهمان در بند و اسیر زندان می باشد که این گزیده ها اینگونه می باشند :
«تفكر شيعه موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است»!، «قوانين اسلامي متعلق به 14 قرن پيش است و جوابگوي مشكلات جوامع در زمان حال نيست»! «فرهنگ شهادت طلبي باعث ترويج خشونت مي شود»، «انقلاب اسلامي شبيه استبداد قجري است»! «هيئت هاي مذهبي منشا خشونت هستند و بسيجي ها اعضاي تشكيل دهنده اين هسته ها مي باشند»! «اصلي ترين مشكل اصلاحات اين است كه در كشور ما ايران هنوز خدا نمرده است»! «قلم فقها در طول تاريخ آغشته به خون انديشمندان بوده است»! «راه و بينش امام خميني بايد به موزه تاريخ سپرده شود»! «ائمه معصومين هم قابل نقد هستند»! «اين نظريه كه سياست عين ديانت و ديانت عين سياست است، زائيده افكار عاميانه است»! «امام حسين قرباني خشونت جدش درجنگ هاي صدر اسلام شد»! «مظاهر ديني مانند حجاب و حياي زنان، نماد عقب افتادگي است»! «جواناني كه به مسجد مي روند و كتاب هاي مذهبي مي خوانند از نظر ساختار فكري و رواني ضعيف هستند»! «مبارزه با اسرائيل مبناي فقهي و حقوقي ندارد»! «اثبات حق حاكميت به معناي حقوقي آن براي خدا اشكالات فراواني دارد»! «دستورات طالبان و قوانين مصوب در ايران از يك كاسه است»! «انديشه ارزش گرايي اسلامي از سنخ تفكر طالبان است»! «امام را بايد نقد كرد»! «انزوا و عقب افتادگي ثمره دو دهه انقلاب است»! «قرآن قابل نقد است»! و..."
درست است که در این یادداشت روز مخاطب آخوند محتشمی می باشد که چرا در سال مرگ خمینی که چون گور خمیی به اشغال کامل متحجران و خرافه پرستان خمینی در آمده بود اجئی برای مانور دادن دوم خردادی ها نبود . البته همانگونه که قبلا ً توضیح داده شد هدف زدن زیرآب نام خمینی ومحو کردن نامش و حذف نمودن کامل پیروانش است که در راستای حذف جمهوریت و تثبیت حکوت اسلامی و موروثی و سلطنتی کردنش می باشد . بنابراین رفسنجانی فرار را بر قرار ترجیح داد و به عربستان رفت تا تلافی تهاجم به وی در سال گذشته در 15 خرداد در مسجد قم را کرده باشد . از طرف دیگر سایر حامیان دوم خردادی نیز مجبور شدند تا که به اصفهان نزد آخوند طاهری در سییه اعظم اصفهان بروند ودر آنجا معرکه گیری برای خمینی کردند . اما چون در این جلسه آخوند مصباح یزدی انگلیسی مورد انتقاد واقع شد . اکنون سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری به بهانه ی گشودن پرونده برای آخوند محتشمی همه ی دوم خردادی ا را در کنار آخوند محتشمی پور چنین دراز و متهم کرده است ."
"نكته قابل توجه آن كه تقريباً تمامي مدعيان اصلاحات از اين نظرات و ديدگاههاي زشت و پلشت حمايت كرده و يا بدون اعتراض و موضع گيري از كنار آن گذشته اند و در اين ميان سكوت همراه با حمايت برخي از اعضاي مجمع روحانيون مبارز كه يكي از گروه هاي اصلي در جبهه موسوم به اصلاحات بوده اند، بسيار سؤال برانگيز و غير قابل توجيه است و معلوم نيست چگونه مي توان پذيرفت افرادي در كسوت روحاني - و بعضاً با سوابق انقلابي- و ادعاي اعتقاد به مباني اسلام و انقلاب در مقابل اينهمه اهانت و پلشتي عليه خدا و پيامبر و ائمه و اسلام وانقلاب و امام نه فقط سكوت كرده و كمترين عكس العملي نشان ندهند، بلكه با اهانت كنندگان ائتلاف حزبي و سياسي نيز داشته باشند؟! "
سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری بدون آنکه توضیح دهد که برای چه زمان بسیار کوتاه به بر گزاری نمایش خیه شب بازی مجلس انتصابی هشتم از سوی پاسدار احمدی نژاد عفو ملوکانه به دلال و جاسوس دوجانبه هوشنگ امیر احمدی داده شد تا که به تهران بیاید و با نزدیک ترین مشاوران رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد و سخنگوی دولت دیدار و ملاقات داشته باشد که البته یام آورد و متقابلاً پیام برد ؟ ولی اکنون باشیوه ی چماق و هویج تجربه شد در زندان یا چوب و پیاز خوراندن به رقیب مغلوب دوم خردادی ها اینان را آمریکائی خوانده و چنین از اینان پرسش کرده است که چرا بوش و آمریکا از جبهه ی اصلاحات حمایت می کند؟
"-اكنون با سوابقي كه فقط به گوشه اي از آن اشاره شد به آساني مي توان پاسخ اين دو پرسش را يافت. اول؛ آن كه چرا آمريكا از جبهه اصلاحات حمايت مي كند؟و دوم اين كه چرا مدعيان اصلاحات به مدافعان خط مبارك امام(ره) حمله مي كنند؟"الف: درباره پرسش اول بايد گفت، مقامات آمريكايي و شخص بوش علي رغم كينه عميقي كه از اسلام، انقلاب و امام راحل(ره) دارند، وظيفه خود مي دانند آشكارا از جبهه اصلاحات حمايت كنند تا آنجا كه رئيس جمهور آمريكا در نطق سالانه خود به دولتمردان و سرمايه داران بزرگ آمريكايي كه نگران شكست هاي پي در پي اصلاح طلبان در انتخابات ايران بودند، اطمينان مي دهد همه امكانات خود را براي حمايت از اين جبهه به كار گيرد... چرا...؟! ب: و اما با توجه به شرح مستندي كه از مواضع و عملكرد مدعيان اصلاحات ارائه شد پاسخ پرسش دوم يعني انگيزه مدعيان اصلاحات از حمله به مدافعان بينش و منش حضرت امام(ره) نيز بي نياز از توضيح است و كساني كه آشكارا از بينش و منش امام راحل(ره) به عنوان مانع اصلاحات موردنظر خود ياد مي كنند بسيار بديهي است كه مدافعان خط مبارك حضرت امام(ره) را دشمنان سياسي خود تلقي كرده و روشنگري هاي عالمانه و مستند آنان را يكي از عوامل اصلي رويگرداني مردم از جبهه اصلاحات بدانند و از آنجا كه بسياري از سركردگان جبهه مدعي اصلاحات نشان داده اند فقط به قدرت سياسي آنهم براي بهره گيري بيشتر از چرب و شيرين دنيا مي انديشند، تمامي عواملي كه مانع رسيدن آنها به قدرت باشد-از جمله روشنگري هاي دانشمندي مانند آيت الله مصباح يزدي- را به چشم دشمن مي نگرند!"
جالب است که در ادا مه سربازجوپاسدار حسین شریعتمداری از موضع فرار به جلو دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه باد به سخنرانی آخوند محتشمی ه در حسینیه اعظم اصفهان گفته است که دروغ و فحاشی و عقده گشائی بوده است که تأدید کرده آخوند مصباح یزدی از خظ خمینی به دورا ست. ولی ضن دفاع کردن از آخوند صباح یزدی اینگونه پرونده ی دم خردادی ها و همکاری اشان با طالبان را به رخ شان کشیده در دنباله ز اینان پرسش کرده است :
"-نگاهي گذرا به سخنان عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در حسينيه اعظم اصفهان به وضوح نشان مي دهد كه اظهارات وي مجموعه اي از دروغ بافي، فحاشي، وارونه نمايي و عقده گشايي كور عليه آيت الله مصباح يزدي است و اين برخورد ضمن آن كه از كم سوادي و فقدان آگاهي ديني و سياسي سخنران حكايت مي كند، نشانه عصبانيت مشاراليه از دفاع جانانه، دائمي و عالمانه آيت الله مصباح يزدي از خط مبارك حضرت امام(ره) نيز هست!. آقاي مدعي اصلاحات آيت الله مصباح را به رئيس فرقه مصباحيه! و مشابه طالبان معرفي مي كند! و عمداً فراموش مي كند كه حزب ايشان هنگام حمله آمريكا به افغانستان از گروه طالبان به عنوان يك جريان انقلابي! ياد كرده و پيشنهاد حمايت از گروه طالبان در جنگ با آمريكا را داده بود! يادتان كه نرفته؟! و يا عمداً فراموش كرده است كه هم حزبي هاي ايشان به تبعيت از آمريكا و اسرائيل نوشته بودند جمهوري اسلامي ايران -يعني يادگار امام راحل(ره)- همطراز طالبان است!! و يا به عمد از خاطر خود برده اند كه در اوج حملات ناجوانمردانه مدعيان اصلاحات به بينش و منش حضرت امام(ره) و در حالي كه همين آقاي مدعي اصلاحات و دوستان هم حزبي او، از اين حملات حمايت كرده و يا در مقابل آن سكوت كرده بودند، آيت الله مصباح يزدي در سلسله مباحث خود در نمازجمعه تهران به دفاع مستند و عالمانه از بينش سياسي و معرفتي حضرت امام(ره) پرداخت و در همان حال طعنه هاي امثال سخنران حسينيه اعظم اصفهان و دوستان هم حزبي او را به جان خريد و دست از عقيده راسخ خود به راه امام(ره) نكشيد...حالا بايد از اين آقاي مدعي اصلاحات پرسيد؛ حضرتعالي و دوستان هم حزب و جبهه تان كه بسيج را عامل خشونت مي دانستيد و فرياد «توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد»! سر مي داديد و معتقد بوديد بينش امام بايد به موزه تاريخ سپرده شود! و... خط امامي هستيد؟ يا آيت الله مصباح كه هزاران ساعت سخنراني در محافل و مجامع مختلف و از جمله در جمع بسيجيان براي تبيين و ترويج خط امام(ره) داشته است؟! اسناد موجود را كه نمي توانيد انكار كنيد. راستي! يادتان هست امام راحل(ره) درباره همين بسيج- كه حزب شما آنها را عامل عقب افتادگي و خشونت مي داند!- فرموده بود: «من به دست و بازوي بسيجيان بوسه مي زنم و به اين بوسه افتخار مي كنم» و يادتان نرفته كه همان بزرگوار گفته بود: « از خدا مي خواهم با جمع بسيجيان محشورم فرمايد»... خجالت نكشيد! توبه كنيد!درخاتمه اینکه سربازحو پاسدار حسین شریعتمداری بطور عمد نگفته است که آخوند مصباح یزدی انگلیسی چگونه در خطبه های پیش از خطبه های نماز جمعه های تهران در دوران اصلاحات که هر هفته ظاهر می شد چه می گفت؟ چگونه فتوای مرگ جمعی بدون پروسه ی قضائی برای فرد فرد مسلمان مورد نظرش نسخه تجویز و وعظ می کرد؟ یا اینکه چگونه از طریق تلفن به بسیجیان کرمان فتوا صادر کرد تا زوج جونان را در خیابان ها بربایند ودر باغات اطراف کرمان با شنع ترین شیوه ضد انسانی زنده بگور کنند؟ البته دست اندر کاران پس از چندسال اکنون درشرف مخدومه اعلام شد پرونده ی قاتلان این جنایات در کرمان می باشند. همنچین چرا فراموش شده است که چگونه آخوند مصباح یزدی در نماز جمعه های تهران و شاگردان و طلبه های کفن پوشان وی در قم تقاضای اجرای حکم اعدام برای هاشم آغارجری می کردند که چرا در سالگرد دکتر علی شریعتی در دانشگاه بوعلی سینای همدان نقل قول از شریعتی کرده بود که آدم میمون نیست که نیاز به مقلد داشت باشد؟ همینطور را توضیح داده نشده است که نتیجه خطبه های وی در نمازجمعه های تهران بود که موجب شد که بسیجی سعید حنائی در مشهد با کمک نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه 19 زن نگون بخت خیابانی را با موتور خود برباید و آنان راکه قربانیان و پرورش یافتگان همین رژیم ضد بشری و قرون وسطائی و بربر منش بودند را با رو سری های خودشان خفه سازد.؟ حال داستان نامه نویسی اکبر گنجی از زندان به عبدلکریم سروش و باز کردن دریافت حواله های شکر های وارداتی این آخوند با دو آقازاده اش که چگونه توانستند دست به ارقام نجومی ناشیز اختلاف فروش قیمت در بازار آزاد یابند. ؟لبته که گفته می شود همین شیوه ی مشابه ی شکر وارد کردن از سوی آخوند مکارم شیرازی و آقازاده هایش نبر دنبال وانجام شده است که در نهایت موجب رقم زدن سرنوشت شوم کنونی برای کارگران و خارخانه ی نیشکر هفته تپه ی خوزستان شده است. ناگفته نماند که اینگونه رقابت ها و متهم کردن ها شروع تبلیغات ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد.
هوشنگ - بهداد
دو شنبه 20خرداد ماه سال 1387