نقد و بررسی " اراذل و اوباش چه كساني هستند؟! روزنامه ی کیهان شنبه 2 شهریوماه سال 1387
"سناریو و پرونده سازی و اتهام زدن و توهین کردن و سند جعلی ساختن برایشیرین عبادی و تقاضای داد خواهی علیه ی ایشان که ادامه طرح دستگیری یا لرور وی می باشد"
نمی توان توقع و انتظارنداشت زمانی که یک پاسدار اطلاعاتی با پیشینه ی سربازجوگری و بازجوئی و تواب و پرونده و سناریو سازی در زندان که مدیر مسئول روزنامه ی دولتی شده است که نماینده ی ویژه ی لوطی جماران است که همه همکاره است .هم اینکه اسیر چنگ ارگان فاشیستی سپاه پاسداران است که سخنگوی رسمی و مدافع ولی اعلام ناشده اش همین مدیرمسئول روزنامه ی نامبرده ی اطلاعاتی وامنیتی و پدگانی می باشد که تخصص و خبرگی در پرونده سازی دارد که وقتی توی کت کسی می رود و گیر می دهد تا که از صحنه چه فیزیکی یا به صورت ترور شخصیتی حذفش نکند، دست بر دار نیست . آنهم بار گباری با توهین و اتهامات ساختگی و سناریو های زنجیره ای و سیستماتیک و چند سو وچند جانبه است که هدف خودش را دنبال می کند . حال اگر سوژه و بهانه اش زن باشد که عنصر درجه دوم در جامعه محسوب می شود جای خود دارد . حال اگر این فرد دارای دارنده ی جایزه ی صلح نوبل باشد . آنگاه فشار گاز انبری و سناریو سازی علیه اش مضاعف می گردد . شرایط آن موقع خطری می شود که سوژه ی مورد نظر تسلیم نه شود و صحنه را هم خالی نکند . این همان زمان است که تهدید ترور فیزیکی در دستورکار واقع می شود که متهم خودش متوجه شده است و برای خنثی کردن طرح برنامه ی ترور خودش هشدار داده است .

همچنین در این ارگان تبلیغاتی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی سناریو باز تولید ووپرونده ساز دست پروردگانی مشابه مدیر مسئول تربیت شده نیز دارد که یکی از اینان پیام فضلی نژاد است که پس از چند فقره اجرای شوهای گوناگون علیه خانم شیرین عبادی سرنخ کلاف باز شده را سرباز جو حسین شریعتمداری تحویل این نوچه خودش داده است تاکه وی سناریو را دنبال کند و برایش پرونده بگشاید. بنابراین این قلم بر دست بدون آنکه توضیح دهد که وی چند ساله است ودر سال 56 چند ساله بوده یا کجا بوده وچه می کرده است؟ یا اینکه چگونه توانسته است به آرشیو روزنامه ی اطلاعات آن دوره دسترسی یابد؟ اکنون مشاور کیست و پیشنهاده چه کسی بوده است که در بستر چه هدفی این پرونده گشوده شده است؟ ؟ همینطور چرا تا حال در گشایش آن تأخیر شده است. اگر واقعاً این مقاله وارونه شده نویسنده اش زیاد مهم بوده است؟ بنابراین مشخص نیست که اگز این قلم بر دست مأمور نمی باشد کهپرونده سازی کند و نمی تواند از وی پرسش کرد که چرا وی برای اینکه ثابت کند بقول همکارسرمقاله نویس روز نامه ی جمهوری اسلامی که از قلم و رسالت که آن گفته و ادعا کرده است که قلم خودش را در دفاع مظلومی همچون رفسنجانی فعال کرده است . این همتایش نیزدر این روز نامه قلم خودش را علیه ی خانم شیرین عبادی فعال کرده است . البته چون قلمش به عاریت گرفته شده ووامدارمی باشد . بنابراین می بایست در همان بستری که تقاضا شده حرکت و قلم زنی یا در حقیقت سناریو وپرونده ساری کند .
پس لزومی ندیده تا که وی گوید که آخوند ها در سال 56 یا قبل از آن در مساجد چکار می کردند ودعا بر جان که می کردند و در همین سال کدام شان با 3 بار درود و سپاس بر شاه گفتند تا که توانستند از زندان آزاد شدند؟ در زندان اینان چکار می کردند و علیه ی دکتر شریعتی چه می گفتند و چرا در این مورد به طور مشترک با ساواک علیه دکتر شریعتی و مجادین همکاری می کردند؟ همانگونه که گفته شد برای برای چه اکنون پرونده ی شیرین عبادی گشوده شده است که چرا وی اعتراض به نقض حقوق بشر کرده است ؟ یا اینکه چرا گفته است بنا بر شغل وکالت که دارد بهائیان را پیروان رسول الله نامیده و وکالت دفاع از زندانیان اینان را تقبل کرده است در قانون اساسی حتی صورت وکالت تسخیری هم تأکید کرده است ؟ یا اینکه چرا ایشان افشا گری کرد و اخطار نموده وگفته است که سربازجو حسین شریعتداری قصد ترور ویمرا دارد . و افزوده اگر چنانچه من ترور فیزیکی شدم اعلام می کنم عامل ترور وی می باشد؟

اما مگر ترور فیزیکی و شخصیتی کردن چگونه است که دنبال نمی شود؟یا اینکه پیش مقدمه ی آن فراهم نمی شود که هرروز نمونه و مشابه آن در روز نامه ی پرونده ساز کیهان سربازجو حسین شریعتمداری دیده نمی شود و کیفر خواست صادر نمی شود تا بالاخره اگر ترور فیزیکی نشد. دستگیر یا خاموش شود . چون زن است که طبق فتوای آخوند احمد علم الهدی امام جمعه مشهد بی حجاب بودنش بمب است و حضورش در کشور های بیگانه و در المپیک چین بیامی درد که معنی و مفهومش مانع از ارسال پیام عدم حکومت علوی به جهان می باشد. بهرحال ادامه ی سناریوهای قبلی علیه ی خانم شیرین عبادی با تراشیدن شریک جرم مدعی اصلاح طلبی برایش . مهمتر اینکه متهم کردنش به همان نویسنده ی مقاله مروف خمینی ارتجاع سیاه که در 17 دیماه روز زن سال 1356 در روزنام اطلاعات به نام رشیدی مطلق به چاپ رسید که گفته می شد به قلم داریوش همایون وزیر اطلاعات و ارتباطات وقت بود . ولی اکنون چنین نویسنده ی این مقاله، اینونه به خانم شیرین عبادی نسبت داده شده است:
"روز دوشنبه، 28مرداد 1387، �كانون مدافعان حقوق بشري� كه شش سال است بدون مجوز قانوني توسط �شيرين عبادي� اداره مي شود، نشستي فوق العاده را با عنوان �اتهامات وارده� برگزار كرد. �شيرين عبادي� در آن نشست مدعي شد كه اگر به قتل برسد، روزنامه �كيهان�، مسئول آن است و يكي از مدعيان اصلاح طلبي نيز در همين جلسه گفت كه آقاي حسين شريعتمداري پشت همه اين تهديدات و تهمت ها است!!! چهره هاي موسوم به اصلاح طلب چون �ابراهيم يزدي� (دبيركل گروهك نهضت آزادي)، حسن يوسفي اشكوري (روحاني خلع لباس شده)، هادي اسماعيل زاده (سارق اسناد زندان اوين در بدو انقلاب) و... در آن نشست انگشت اتهامات خود را به سوي روزنامه هاي متعهد گرفتند و بيانيه اي صادر كردند مبني بر اين كه چرا رسانه هايي مانند روزنامه �كيهان� به پشت صحنه فعاليت هاي طايفه اپوزيسيون مي پردازند و آشوب به راه مي اندازد. در آخر هم از قوه قضائيه خواستند تا اين رسانه ها را تعطيل و نويسندگان آن را ساكت كند!اين نخستين بار نيست كه �شيرين عبادي�، حكم به خفه كردن رسانه هاي متعهد و ساكت كردن صداي اعتراضي مردم انقلابي مي دهد و آنان را �آشوبگر� مي خواند.خشم و نفرت �شيرين عبادي� از زنان و مردان مسلمان ايران و رسانه هاي انقلابي ريشه اي ديرينه دارد. روز 17 دي ماه 1356، روزنامه �اطلاعات� نوشتاري را منتشر كرد كه در آن ساحت قدسي امام خميني(ره) به سخره گرفته شد. هراس از خشم و كينه انقلابي ايرانيان چنان بود كه آن نوشتار با نام مستعار �احمد رشيدي مطلق� به چاپ رسيد. آن هراس البته گريبان بسياري از صاحب منصبان و وابستگان طاغوت را گرفته بود و آنان را به پس پستوهاي امن رانده بود، چنان كه اغلب �هويت حقيقي� خود را پنهان مي كردند.آن روزها، نشريات و روزنامه هاي وابسته به دربار پهلوي، در اخبار و گزارش هاي خود �قيام� مردم ايران را �آشوب� مي خواندند و �انقلابيون� را �اراذل و اوباش� نام مي دادند. گزارش هاي روزنامه هاي �رستاخيز�، �آيندگان�، �اطلاعات�، �كيهان� و... اغلب با چنين دستورالعمل تبليغاتي اي تحرير مي شد و البته كمتر نويسنده اي جرأت داشت تا امضاء و نام خود را پاي آن گزارش هاي پر ازجعل و دروغ بگذارد.. "

قلم بر دست و دست پرورده ی سربازجو حسین شریعتمداری پس از مشتی دروغ سر هم کردن در ادامه ی اجرائی کردن اجرای حکم ترور یا دستگیری خانم شیرین عبادی اینگونه با آویزان به مقتدای خودش خمینی حکم مباح کردن خون شیرین عبادی را صادر کرده است که چرا در سل 56 در مقاله علی به نام نسبت داه شده ملت سال انقلابی را عامل اجنبی خوانده است . در صورتیکه خودش عامل چنین آمریکائی می باشد:
"امروز، به نام آن انقلابيون كه خويشان حقيقي ما هستند و به نام مقتدايمان، امام خميني(ره) دادخواهي مي كنيم كه چرا يك �ملت مسلمان� را عامل اجنبي خوانديد و �انقلاب� آنان را �آشوب طلبي� خطاب كرديد؟! چرا امروز هم، پشت به اين ملت، پشت به اين مكتب، سر سفره اربابان آمريكايي تان نشسته ايد و همچنان از �اراذل و اوباش� واقعي كه همجنس بازان، بهائيان، روسپيان، تروريست ها و اشرار خياباني هستند، دفاع مي كنيد؟!

در خاتمه اینکه اکنون که ادعای عدالتخواهی و استکبار ستیزی شده که گفته شده عدالتخواهی شامل حال ملت شده، لذا پرسش است . کدام عدالتخواهی و استکبار ستیزی مورد نظر است؟چرا شاگرد و دست پروده سر بازجو حسین شریعتمداری که با شیوه ی بازجوئی و دسترسی به آرسیو مطالبات گزیده برداری کردن پرونده ی خانم شیرین عبادی را گشوده و اتهام جعلی به وی زده است واز عدالتخواهی گفته است . ولی وحشت از نام بردن وفاکت آوردن عدالت دارد تاکه بگوید تعریف و عملکرد عدالتخواهی آن چیست؟ کجا تورم و گرانی و فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی و نوزاد یک روزه در زباله آشغال پیدا شدن و نوزاد مشابه بر آب رودخانه ی زاینده رود اصفهان رها کردن، بمنزله عدالت برای ملت می باشد؟ چگونه 80% جمعیت کشورکه بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و مجلس ارتجاع کمدی و انتصابی بر 14 میلیون فقیر در جامعه صحه گذاشت و بانک مرکزی نیز این رقم را رله و تأئید می کند اینگونه اعترافات و ارقام می تواند عدالتخواهی برای ملت باشد که قلم بر دست دست پرورده ی سر بازجو حسین شریعتداری ادعای آن را بطور وارونه کرده است؟ اصلاً قانون یعنی چه مگر قانون و عدالت و آزادی در این رژیم تروریستی معنی و مفهوم دارد که نهضت آزادی غیر قانونی خوانده شده است . در صورتیکه اوایل انقلاب رئیس نهضت آزاادی نخست وزیر امام زمان خمینی شیاد بود. همچنین اینگونه استکبار ستیزی کردن که اکنون پس از 3 دهه مبارزه به دلال و جاسوس گماشته ی چند جانبه هوشنگ امیر احمدی عفوملوکانه داده می شود تا که به تهران آید و در بستر هموار کردن مسیر نا هموار با استکبتار فعال شود . یا اینکه اکنون برخلاف قانون اساسی که اجازنداد جلال الدین فارسی افغانی نامزد رئیس جمهوری شود . اکنون برای چه حمید مونالا که بیش 50 سال است در آمریکا مقیم می باشد به عنون مشاور پاسدار احمد نژاد استکبار ستیز بر گزیده شده است؟ ! !

هوشنگ - بهداد شنبه 2 شهریوماه سال 1387
نقد و بررسی " رسالت قلم" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 2 شهریوماه سال 1387
"در سنگر دفاع از رسالت قلم، از رفسنجانی در برابر منتقدین وی دفاع شده که چرا به دولت انتقاد کرده و جایگاه مجمع خبرگان را تضعیف کرده است ؟ "
نقش قلم و رسالت آن که در عنوان سرمقاله آمده است . مشابه صدور حکم در دست قاضی می باشد که می تواند عادلانه باشد یا نه با چرخش تبعیض، آنگونه آمیز شود که جای شاکی ومتهم و قاتل و مقتول تغییر کند. متأسفانه بر خلاف آنکه دین فروشان حاکم وسوء استفاده گران از اسلام ومذهب که حکومت مذهبی تشکیل داده اند و اکنون تلاش می شود که همچون واژه ملی که از مجلس قیچی شد و واژه ی اسلامی جایش را گرفت می بایست پیشوند مزاحم و زائده ی جمهوریت نیزنفی شود و تبدیل به حاکمیت اسللامی شود . برای اینکه مردم ایران نه محلی از اعراب دارند ونه درای حق و حقوق و مطالباتی می باشند ، برای اینکه گوسفندانی هستند که شبانی به ولی فقیه دارند. بنایراین برخلاف آنکه در قرآن هم بقلم سوگندیادشده .سرمقاله نویس هم در پایان مقاله ی آن به آن اشاره کرده است ولی قلم هم همچون عدالت اصظلاح نه به نفع مردم که علیه اشان در 3 دهه گذشته کار برد داشته است . لذا اگر پیروان سعید امامی در مجلس پنجم قانون مطبوعات راآنگونه به تصویب رساندند که اهل قلم با ماده ی قانونی سا 1339 مجازات خلافکاران زمان شاه برابر شدند بی دلیل نیست که زمانی که مجلس مدعیان اصلاح طلبان مجلس ششم چون قول داده بودند که تصمیم دارند این قانون مطبوعات را تصحیح کنند . در جا با صدور نامه ی حکومتی از سوی که لوطی جماران که شیخ مهدی کروبی در مجلس ششم که رئیس مجلس بود آن را قرائت کرد که نه اینکه اجازه داده نشد این قانون مطبوعات در مجلس ششم تصحیح و اصلاح و تصویب شود ، بلکه مجلس از همان آغا شروع نشده به پاایان راه خود رسید و نا زا شد .
اکنون آخوند مسیح ماجر و مدیر مسئول روزنامه ی جمهوریاسلامی با عنوان و سنگر رسالت قلم دردفاع از کسی برخواسته است که در دوران سازندگی و ریاست جمهوری خودش درکنار سعید امامی و سربازجو حسین شریعتمداری و روح الله حسینیان و علی فلاحیان که زیر کشور بود بالاتفاق آخوند آدمکن حرفه ای طلاعاتی و امنیتی مصطفی پور محمدی و محسنی اژه ای این عاملین وآمرین با عالی جناب سرخ پوش قتل های زنجیره ای را تدارک دیدند. حتی مخالفین را در برون مرز را نیز ترور کردند و رهبران مسیحیان را ربوده و مثله کردند و برنامه های اعتراف گیری و تواب سازی هویت و چراغ را از تلوزیون پخش کردند وطرح بر توی دره فرستان اهل قلم نویسندگن وشاعران را در مسیر جاده ی ارمنستان داشتد و نیروهای ملی و مذهبی و نهضت آزادی را به دلیل انتقاد ازطرح تعدیل اقتصادی رفسنجانی دستگیر و به زدان افکنده شدند . یعنی اینکه اگر رفسنجانی سابقه ی بیشری در صدا خفه کردن یا قلم شکستن بیشتر از منتقدین ورقیب حاکم نداشته باشد کمتر هم ندارد. تا جائیکه هین سربازجوپاسدار حسین شریعتمدای که اکنون از رفسنجانی انتقاد می کند که چرا از عملکرد دولت نهم و پاسدار احمدی نژاد انتقاد کرده است. اتفاقاً پاسدار احمدی نژاد نیز استانداردوران سازندگی رفسنجانی در استان اردبیل بود . برای اینکه صدای منتقدان را خاموش و محو کنند .همگی از رفسنجانی دفاع و حمایت می کردند. منتقدان کنونیرفسنجانی در قدرت مدعی بودند که مخالفت با دولت رفسنجانی کردن نوعی مخالفت با نظام وامام زمان کردن ودر ردیف دشمنان نظام محسوب می شوند .

بنابراین همانگونه که اشاره شد . هر اصطلاح و واژه ای در این رژیم غیر متعارف و ضد بشری وبربرمنش و تاریک اندیش و تبعیض آمیزو دشمن عدالت و آزادی بیان و قلم واندیشه به صورت ابزار و اهرم کاربرد دارد که در راستای دفاع از منافع جناحی و باندهای مافیائی بوده است و جز اینکه پیوسته علیه ی مردم ایران به طور مادی وجانی استفاده شده، بازده ی مثبت دیگری به نفع شان نداشته است . پس اگر سرمقاله نویس با سنگر قلم به دفاع از رفسنجانی بر خواسته در بستر منافع مشترکی می باشد که با هم دیگر دارند ونه اینکه قرار است یک حرکت و رعایت و رسالت قلم همگانی باشد و منافع همگان را در بر گیرد .

فراموش نشود طبق ادعای سرمقاله نویس دلیل سکوت رفسنجانی نه به خاطر اهل تساهل و تسامح و دمکرات بودن وی می باشد ، بلکه به دلیل پرونده ی سنگینی استکه خود و اعضای خانواده در غارتگری دارند که یک مورد کوچک آن را عباس پالیز دار در همدان افشا کرد . از سوی دیگر چون احساس کرده است روند پرونده ی هسته ای خطری شده است و جو نارضایتی عمومی خیلی بالا می باشد وهرگونه فضا و یا سایه جنگ سریع شیرازه ی نظام را از هم می پاشاند . چونکه هم مردم خشمگین منتظر یک ضربه کاری و تضیف نظام سرکوبگر می باشند تا که وارد صحنه ی انتقام و تلافی کردن می باشند .هم اینکه با تجربه ای که رفسنجانیدر خیزش و قیام ها در دوران خودش دارد. می داند درشرایطی که تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر بیکاری در جامعه بیداد می کند . ادامه و افزایش فشار و خفقان و گسترش سرکوب و اعدام و دار زدن ها در جامعه در لحظه ممکن است که بر ضد خودش تبدیل شود و منجر به واکنش انفجاری در جامعه شود که قابل کنترلنباشد .
پس بهمین دلیل است که به موازات انتقاد از دولت کردن تلاش کرده است که نشست مجمع خبرگان رهبری در روزهای 5 و 6 شهریور هم برپا شود تا ادامه ی این سیاست را در آن مجمع دنبال کند . سفر به مشهد و دیدار با شیخ عباس واعظ طبسی و چند آخوند دیگر شورای خبرگان برای مشورت و آماده سازی این اجلاس بود . البته لوطی جاران و پاسدار گماشته اش احمدی نژاد و حامی اشان سپاه پاسداران همچون گذشته در شرایطی نمی باشند که به توانند رفسنجانی را همچون گذشته مورد تهدید جدی قرار دهند . زیرا با افشاگری که عباس پالیز دار در دانشگاه همدان کرد و اسامی دانه درشت و به خصوص پرونده ی قتل ارگان فاشیستی سپاه پاسداران بدون رو کردن ارقام دزدی و نجومی اش افشا شد که به جز رفسنجانی نظام و اینان را نیز در و ضعیت آسیب پذیری قرار داد. به خصوص اینکه جنایتی که در زندان اوین رخ داد که در یک قتل جمعی تعداد 39 محروم و بخت برگشته ی و دست پروردگان رژیم تروریستی آخوندی بر دار کشیده شدند و سعید مرتضوی دادستان تهران و بازجو وشکنجه گر و قاتل خانم زهرا کاظمی عکاس و خبرنگار ایرانی تبعه ی کانادا در زندان اوین، این جنایت را عین حقوق بشر نامید . سپس اعتراض مجامع بین المللی را به دنبال داشت . اخیراً نیز سازمان عفو بین الملل به مناسبت قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 را محکوم کرده و خواهان پیگیری مجرمان ومجازات مجرمان و قاتلان شده است که در صورت پیگیری این پرونده ی سیاه و ننگین می تواند به عنوان سند جنایت علیه ی بشریت علیه دست اندر کاران رژیم تروریستی مورد استفاده واقع شود و شرایط مشابه رئیس جمهور سودان و رهبر سابق صربستان برایشان داشته باشند . به یژه با لورفتن جنایت ربودن و شکنجه و مثله کردن شهروندان شیعی و سنی در مسجد عراق بر عمق پرونده ی جنایات سران رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران افزوده شده است .

بنابراین همچون که گفته شد جنگ زرگری باندی بر سر قبضه ی قدرت و انحصاری کردن آن می باش شد که مکمل حاشیه امنیتی انباشت هرچه بیشتر ثروت می باشد که اکنون سرمقاله نویس پس از مطرح کردن جایگاه و موقعیت رفسنجانی بر دو نهاد مجمع مصلحت و خبرگان رهبری و کلی تعریف و تمحید و تحسین کردن از شخصیت وی که چگونه موجب شده به این دو نهاد اعتبار دهد برای این منظور بوده است که چنین در راستای رسالت قلم و دفاع از مظلوم پاسخ به منتقدین وی در روزنامه ی دولتی ایران کیهان و سربازجو حسین شریعتمداری داده شود :
". با اينحال نهايت بي انصافي است كه يكي از مقامات در يك روزنامه دولتي بدون آنكه نام خود را پاي مقاله اش بنويسد مدعي مي شود انتقاد آقاي هاشمي رفسنجاني به دولت موجب لطمه وارد شدن به جايگاه رياست مجلس خبرگان رهبري مي گردد! معناي اين سخن عجيب اينست كه شرط رياست بر مجلس خبرگان رهبري تسليم بودن در برابر دولت و دم فرو بستن از عيب ها و نقص ها و نارواهاست ! چنين تفسيري از مجلس خبرگان و رياست آن فقط از كساني بر مي آيد كه با تمام توان تلاش كردند آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان نشود. آنها ميخواهند تكليف همه چيز و همه جا را خودشان تعيين كنند و هيچكس در برابر اراده آنها كوچكترين تحركي نشان ندهد و كمترين سخني نگويد. جامعه اسلامي مورد نظر اين حضرات چنين جامعه ايست. كساني كه معتقدند انتقادهاي آقاي هاشمي رفسنجاني به دولت وارد نيست به جاي پرخاش كردن و بي حرمتي به ايشان اين نظر خود را با تكيه بر منطق به اثبات برسانند. مثلا استدلال كنند كه عملكرد دولت از برنامه چشم انداز عقب نيست دولت به اصل 44 عمل كرده و اقتصاد را دولتي تر نكرده است قيمت مرغ از كيلوئي 1400 تومان به 3000 تومان (بيش از دو برابر) نرسيده قيمت گوشت از كيلوئي 5000 تومان به 10000 تومان (دو برابر) نرسيده برنج 1000 توماني 4000 تومان (چهار برابر) نشده قيمت مسكن در تهران تا 8 برابر بالا نرفته پودر شوينده از 350 تومان به 900 تومان نرسيده خاموشي نداريم صف هاي طولاني بنزين و گاز نداريم و...حملات تند مطبوعاتي به آيت الله هاشمي رفسنجاني در روزها و هفته هاي گذشته هرچند با سكوت كريمانه ايشان مواجه شد ولي اين نگراني را در جامعه مطبوعاتي و ناظران اهل فكر و فرهنگ پديد آورد كه در جامعه اسلامي و انقلابي ما متاسفانه اساسي ترين اصول و آرمانها و ارزشها در خطر تهاجم قرار دارند و اين نشانه خوبي براي آينده اين جامعه نيست . متاسفانه آن دسته از همكاران محترم مطبوعاتي كه به آقاي هاشمي رفسنجاني پرخاش كرده اند اصولا به اين واقعيت ها هيچ اشاره اي ننموده و فقط اين خط را دنبال كرده اند كه ايشان حق ندارند به اين دولت انتقاد كنند. اين سخن امروز خريدار ندارد و اصولا نظام جمهوري اسلامي چنين پرخاشگري هائي را برنمي تابد. مردم خون نداده اند كه ما هر دولتي را كه خودمان مي پسنديم اسلامي بدانيم و هردولتي را كه نمي پسنديم غير اسلامي بناميم و هرچه ميخواهيم بارش كنيم . تاسف بالاتر اينكه بعضي از همكاران محترم مطبوعاتي حتي فرمايشات رهبر معظم انقلاب را نيز تفسير به راي مي كنند و بر همان مبناي نادرست طبق دلخواه خود نتيجه مي گيرند. آيا بهتر نيست سرمايه عظيم ولايت فقيه را كه بايد گره هاي ناگشودني را بگشايد و معضلات بزرگ را حل كند خرج خواسته هاي كوچك سياسي خود نكنيم .شان قلم قلمي كه خداي متعال در قرآن كريم به آن و به آنچه با آن مي نويسند سوگند ياد مي كند بالاتر از آنست كه در خدمت هواهاي نفساني قرار گيرد و ابزاري براي حرمت شكني كساني باشد كه با مجاهدت هاي خود براي جامعه مطبوعاتي ما اين مجال را فراهم كرده اند كه قلم دردست بگيرند و آزادانه بنويسند. مجاهدات امثال آقاي هاشمي رفسنجاني و زندان ها و شكنجه هائي كه ايشان تحمل كرده اند ما را از حاكميت طاغوت نجات داده و نعمت نظام اسلامي را به ما ارزاني كرده و اين قلم را از دست عمله طاغوت گرفته و به دست ما داده است . اين كفران نعمت الهي است كه اين قلم را عليه كساني بكار بگيريم كه آنرا با تحمل آنهمه مشقت آزاد كرده و به دست ما داده اند. اينجانب خوب ميدانم كه دفاع از آيت الله هاشمي رفسنجاني در شرايط كنوني از نظر كساني كه بسياري از مجاري امور دردست آنهاست گناهي نابخشودني محسوب مي شود و عوارض منفي و ناگواري دارد اما از آنجا كه طبق سيره حضرت امام سجاد عليه السلام كه فرمودند : � اللهم اني اعوذبك من مظلوم ظلم في حضرتي فلم انصره � حمايت از مظلوم را فريضه شرعي خود و اداي دين به قلم ميدانم اعتقاد راسخ دارم سكوت در برابر جفاهائي كه به آيت الله هاشمي رفسنجاني اين ركن ركين نظام اسلامي صورت مي گيرد برخلاف رسالت قلم است وبه همين دليل دفاع از اين مظلوم عصر حاضر را واجب شرعي و همه ي عوارض آنرا نيز گوارا ميدانم و همه اهل قلم را به توجه دقيق و عميق به رسالت قلم كه امانت الهي است دعوت مي كنم."

درخاتمه اینکه سرمقاله نویس درست گفته است که دفاع کردن از رفسنجانی آسان نمی باشد و دارای هزینه ی سنگین است یا بقول خودش از سوی مخالفان رفسنجانی این دفاع کردن گناه نا بخشودنی می باشد . ولی آنجا که اذعان کرده که دفاع از رفسنجانی کردن دفاع از مظلوم است که جزو رسالت قلم می باشد . اینجا دیگر جنبه شوخی به خود می گیرد. زیرا که این ادعا حالت تراژدیک و کمیک به خود می گیرد برای اینکه توضیح داده شد که دلیلش چیست؟ اینهمه که اهل قلم ربوده و شکنجه و ترور شدند و مطبوعات توقیف شد و روزنامه ی نگار و دانشجو وفعال حقوق بشر و سیاسی دستگیر و بازداشت و زندان و اعدام شدند . نمونه اش یک دانشجوی فعال اهل قلم در زاهدان بود که اخیراً به اتهام مفسد ی الارض اعدام شد و یا معلمی که در سنندج در زیر حکم اعدام قرار دارد . چرا کسی از اینان دفاع نکرده و نمی کند؟ مگر طبق قانون اساسی گفته نشده است هرکس را نمی توان بیش از 24 ساعت در بازداشت نگهداشت و می باست تفهیم اتهام شوند و باید از وکیل مدافع برخوردار باشد . اگر امکانات مالی نداشت دولت موظف است که برایش وکیل تسخیری انتخاب کند؟ چگونه است که این موارد در مورد اعدام یا قتل جمعی 29 متهم نگون بخت در زندان اوین رعایت نشد که یکی کارتن خواب بود و چند متهم دیگر نیز جزو کسانی بودند که سال گذشته در تظاهرات جیره بندی شدن بنزین دستگیر شده بودند . بدتر ایکه چرا خانم شیرین عبادی دارای جایزه ی صلح نوبل به عنوان پذیرفتن و کالت دفاع از متهمان بهائیان در زندان، هم ایشان و هم دخترش متهم به بهائی و حامی اینان شده اند . بدتر اینکه از سوی سربازجو حسین شریعتمداری تهدید به ترور شده است . ولی سرمقاله نویس به جز نام بردن و دفاع از رفسنجانی کردن مدعی شده است که در راستای رسالت قلم است که وظیفه ی خود می داند از مظلوم دفاع کند. چرا حتی اشره ای به نامبرده شدگان نکرده است تا مشخص شود راست می گوید؟ !
هوشنگ � بهداد
شنبه 2 شهریوماه سال 1387
واکنش آکسیون هواداران مقاومت در ژنو در حمایت از ساکنان اشرف
درپاسخ به گزارشگر روزنامه ی لوطی ی جمهوری اسلامی پرسش است که مسجدی که که اخیراً در عراق کشف شد و گزارش خبرگزاری ها که خبری � تصویری جنایت آمیز آن را مخابره کرده اند که مشخص شده است که چگونه یک مسجد درعراق تبدیل به قتلگاه و شکنجگاه و سلاخ خانه شده بود؟ وبرای چه د ر این مسجد جوانان و پیران شیی و سنی عراقی ربوده شده ، پس از ربودن زندانی و شکنجکه و مثله می شدند؟ برای چه قصابان و سلاخان اعزامی جلاد و شکنجه گراز ایران سر و دستان وپاهای قربانیان ربوده شده را همچون 3 رهبر مسیحیان بریده و مثله شده در ایران که در دوران قتل های زنجیرهای اتفاق افتاد اینان را مثله کرده و کشته و یا زنجیر بر دست و پا و گردن دفن می کردند ؟ چرا این جنایتکاران تا احساس خطر کردند که لورفته اند . سریع محل را ترک و نزد ارباب سلاخ شان به داخل ایران گریختد؟ تا بازهم در فرصت مناسب برای ادامه ی جنایت خود بدرون عراق باز گردند . بنابراین سازمانی که دست جنایتکاران حیوان صفت ضد انسانی در عراق را باز کرده و افشا می کند ودر شرایطی که هرروز موج حمایت ساکنان شهر اشرف از سوی مرم عراق افزون می شود و متقابلاً تنفر و انزجار و اعتراض شان نسبت بهاخراج عوامل رژیم تروریستی خوندی از عراق بیشتر بلند تر می شود . بنابراین می بایست که رژیم تروریستی آخوندی به دلیل روند ادامه دار اینگونه افشاگری های جنایت آمیزشان در عراق برزیر فشار می باشند. تلاش مذبوحانه علیه مجاهدین ساکن عراق کند و برای شان با اتهام زدن سناریو سازی کند. و طبیعی است که گزارشگر وارونه گوی وتحریف گر روزنامه ی جمهوری نیز دست کمی از جنایتکاران وهمکاران خود در مسجد سلاخ خانه شده و لو رفته و افشا شده دری عراق ندارد باید که اکنون چندین آکسیون اعتراضی که در چندین کشور از سوی هواداران مقاومت بر گزارشد که از سیدنی اسرالیا و تورنتوی کانادا و آمریکا گرفتته تا لندن و ژنو و جاهای دیگر را در بر می گیرد که دست به افشاگری اهداف شوم رژیم جنایتکار ودولت دست نشاده ی عراق علیه ساکنان شهر اشرف زده اند و خواهان مراقبت و مواظیت اینان از سوی نیروهای چند ملیتی طبق اصل 4 کنوانسیون ژنو شده اند . گزارش این آکسیون های اعتراضی می بایست اینگونه موجب خشم و برانگیختگی وسوزش گزارشگر روزنامه ی جمهوری اسلامی واقع شود تا که گزارش آن را به طور وارونه بازتاب دهد .

ضمن اینکه پرسش است که اکنون نوار مرزی کردستان عراق را کدام رژیم جنایتکار و تروریستی روزانه بمباران می کند و این بمباران در راستای کدام اهداف جنایتکارانه ای می باشد که چنین دست به این اقدام ضد بشری زده می شود که با آواراره کردن ساکنان اهالی روستا های نوار مرزی کردستان عراق موجب رایج شدن بیماری ها از جمله بیماری بیماری وبا شده است که متأسفانه این بیماری وبا هم از نوار مرزی وارد ایران شده وبه سراسر ایران بسط داده شده و همچنان در حال توسعه پیشرفت می باشد؟

هوشنگ �بهداد
شنبه 2 شهریور ماه سال 1387
نقد و بررسی " تحولات دروازه شرقي ايران (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 31 مرداد ماه سال 1387
"دخالت گری پاسدار قلم بر دست در پاکستان که ناشی از ترس ووحشت ناشی فضای پاکستان است ک نکند به سوی دمکراسی و سکولارئیسم پیش رود"
طبیعی است و نیاز به توضیح زیاد نیست که گفته یا تشریح شود رژیمی که توانسته است 3 دهه عمر و بقای خودش را در پناه سرکوب و بحران سازی و جنگ افروزی و صدور تروریسم و بنیادگرائی ادامه دهد و پیوسته تلاش کرده است تاکه در امور داخلی سایر کشور های همجوار و منطقه دخالت گری فضولانه کند ودست به توطئه و اقدامات تروریستی بزند، زیرا که ناامن سازی و بی ثبات کردن منطقه بخشی دیگر از سیاست معادله بحران سازی و جنگ افروزی است که مرتبط و مکمل رمز مانندگاری رژیم می باشد . برای همین که نقش سیاست پیگیری در امور داخلی عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و ترکیه و پاکستان و شیخ نشینان منطقه واجب و ارحج تر از پاسخ دادن به مطالبات مردم ایران بوده است که در حقیقت اینگونه سیاست جایگزین 3 دهه ی گذشته شده است که فقط به مردم ایران با عوامفریبی و شیادی قول و وعده های دروغین داده شده است . بنابراین اکنون که رژیم با نارضایتی عمومی مواجه است و تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری درجامعه آنگونه غوغا وبیداد می کند .طوریکه نوزاد یک روزه یا بر رود خانه ی زاینده رود و یا بر توی سطل زباله انداته می شود . همینطور رقابت و تضاد های جناحی و باندی هم آنگونه اوج گرفته است که رفسنجانی مصلحت اندیش که پیوسته منافع خود را اصل می داند به دلیل بحرانی و خطری بودن اوضاع رژیم تروریستی آخوندی وارد صحنه شده و انتقادات تند و تیز به دولت نهم جراحی شده را در شرایطی شروع کرده است که هم معاون پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور مواجه با موج انتقاداتی که است از هرسو به سوی رحیم مشائی سرازیر شدهاست وهم به شدت بر زیر تیغ پرسشگری و برکناری قرار دارد . به خصوص اینکه بحران هسته ای به مرحله ی حساسی رسیده است که احتمال خطر تهاجم نظامی از هر زمان دیگر در چش انداز قزار دارد.
بنابراین مشخص است که در چنین فضا و شرایطی می بایست نسبت به استعفای ژنرال مشرف حساسیت نشان داده شود . به ویژه اینکه همان نقشی که نظامیان در پاکستان در معادلات قدرت دارند پس از یک دست شدن نظام و رئیس جمهور شدن پاسدار احمدی نژاد و تسلط کامل پاسداران بر تأسیسات هسته ای و تلاش و پیگیری هدف نهائی د سترسی به سلاح هسته ای راپاسداران دنبال می کنند و می توان گفت که اینان نقش مشابه نظامیان پاکستان در قدرت را در ایران بر عهده داشته و اجرا می کنند . پس معلوم است که از پاکستان آرام که به سوی فضای دمکراتیک حرکت کند هر گز نمی تواند خوشآیند سپاه پاسداران واقع شود . بهمین دلیل است که این روز ها قلم فرسائی و تحلیل تفسیر های توأم با ناراحتی استعفای پرویز شرف در پاکستان دنبال می شود واز برجسته کردن نقش نظامیان در قدرت دراین کشور گفته می شود تا ضمن انتقال و عریان کردن ترس و وحشت خود پیام قدرت مشابه پاسداران در ایران نیز بازتاب داده شود. به خصوص اینکه در کنار برجسته کردن نقش قدرتمند نظامیان در پاکستان از نقش قدرت شبه نظامیان مسلمان نیز سخن رانده شده است که گفته شده چند ایالت پاکستان رااینان در اختیار خود دارند وبا آمریکا و لائیک ها و حزب مردم در ال تعارض می باشند . یعنی اینکه پاسدار قلم بر دست به همان حلقه ی مفقوده ی آشوب و نا امن سازی در پاکستان اشاره کرده است که عوامل نفوذی رژیم تروریستی آخوندی هم در همین ایالت حضور دارند و فعال می باشند تا که اجازه داده نشود ثبات و امنیت در پاکستان حاکم شود و منتظر است تاکه شرایط پاکستان به سمتی سوق داده شود تا برای قبضه ی قدرت اینان در پاکستا ن فراهم شود و شرایطی همچون عراق در پاکستان برای رژیم تروریستی آخوندی به و جود آید که موازی بستر سازی به وجود آمدن شرایط سیاست فرصت سوزی و در راستای دسترسی به سلاح هسته ای است که باید هموار و میسر شود .
در خاتمه اینکه همانگونه که تذکر داده شد سرنوشت و بقای رژیم تروریستی پیوند با بحران سازی و جنگ افروزی و تلاش برای صدور تروریسم و بنیادگرائی در منطقه خورده است که برای تضمین این بقاء تلاش پیگیروبدون وقفه برای دسترسی به سلاح هسته ای می شود که خلاء ناشی از نامشروع و ضد مردمی بودنش جبران شود . ازسوی دیگر چون با موج مخالفت های جدی جهانی و منطقه ای برای دسترسی به سلاح هسته ای مواجه می باشد . بنابراین برای عبور از موانع بحران هسته ای نیاز مبرم به ناامن وبی ثبات نمودن کشورهای همجوار و منطقه دارد . پس بی دلیل نیست که پاسدارلبنانی یاداشت روز نویس شده چشم به گسترش دامنه ی اختلاف درون حزب مردم با ائتلاف حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف بر سر تقسیم پست ریاست جمهوری و نخست وزیری دوخته است که گفته ممکن است با تغییر بخشی از قانون اساسی و کاهش قدرت و اختیارات منحل کردن پارلمان و... از سوی رئیس جمهور امکان پذیر گردد . همچنین به امید آنست یعنی باور دارد که بعید نیست ارتش پاکستان مجددًا دست به کودتا بزند وقدرت ریاست جمهوری را از آن خود کند. البته این تحلیل و تفسیر هاازموضع ضد آمریکائی با چاشنی برجسته کردن تضاد و ضدیت باآمریکا ساخته و پرداخته شده است .
بهرحال هرچه باشد آنچه کتمان و فراموش شدنی نمی باشد عدم آرامش و ثبات سیاسی و باز شدن فضای دمکراتیک در پاکستان مورد نظر می باشد به خصوص اگر در راستای دمکراسی و سکولاریسم باشد که برای رژیم تروریستی سم مهلک می باشد . زیرا که پس از کودتای خاموش و خزنده که سپاه پاسداران ازطریق طرح سیاست حرکت خاموش پیروزی گام به گام تعقیب و اجرا کرد و توانست دست رقب دوم خردادی ها و رفسنجانی را از قدرت اجرائی قطع کند و در شرف وتلاش نفی جمهوریت و تشکیل حکومت اسلامی مد ل طالبانی هست که برای پشتوانه ی آن نیاز به تشکیل اینگونه حکومت ها در عراق و افغانسان و پاکستان وترکیه و لبنان وفلسطین می باشد تا اینکه پیش زمینه امپراتوری اسلامی ام القرای لوطی جماران اینگونه توسعه داده شود . البته همانگونه که قید شد تضمین آن دسترسی به سلاح هسته ای است زیرا که لازم وملزوم هم شده اند.
هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 31 مرداد ماه سال 1387

"
نقد وبررسی دولت مستضعفان (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان چهار شنبه 30 مرداد ماه سال � 1387
" در سنگر پرتاب ماکت موشک فضائی واز موضع ضعف و درماندگی ووارونه گوئی دفاع از پروژه ی هسته ای شده وبا تیغ کشی منتقدان تهدید شده اند"
بدون آنکه تعریفی از قدرت و عظمت و پیشرفت شود که چیست و می بایست در خدمتچه اهدافی باشد؟ به خصوصنقش این مقولات در چاروب دولت چیست و یا اینکه تذکر داده شود نوآوری و تحقیقات و پژوهش ها که در همه زمینه ها انجام می گیرد روند وپروسه ی آن چگونه است و دارای چه دستأوردی می باشند ؟ یا اینکه مگر جزاین است که ابتدا می بایست اینان باید نمود و آثار عینی داشته باشند ونه اینکه شعار با وعده ها و قول های سرخرمنی باشد که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی که 3 دهه است به نام مذهب و اسلام حکومت فاشیستی مذهبی تشکیل داده اند و عجیب خبره و متخصص در ابزاری گردن دین و مذهب و عنوامفریبی و دروغگوئی و جنگ افروزی و بحران سازی و آسمان و ریسمان بهم بافی و تصویر مارکشی و مار نشان دادن دارند. برای همین است که سرباز پاسداریادداشت روز نویس به سبک آخوندها بر سر منبر رفته است وبدون آنکه اشاره کند وضعیت اقتصادی کشور و ومعیشتی مردم ایران چگونه است ؟ چراتورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری در کشور بیداد می کند ؟ برای چه نوازد یک روزه سر از زباله دانی در می آورد و یا مشابه ی آن بر رودخانه انداخته می شود ؟ یا اینکه چرا در 3 ماه تعداد 130 نفر در ساحل دریا مازندران در آب خفه و جان باختند؟ا حال بماند که جاده های ایران پیشتاز مرگ و میر در جهان می باشد . همانطوریکه 29 محروم و تهی چرا در یک روز در زندان اوین در یک اقدام قتل جمعی تعداد 29 قربانی بر دار کشیده می شوند تا اثبات عینیت با حقوق بشر مشخص و برجسته شود؟ البته اگر موضع رحیم مشائی نسبت به اسرائیل در نظر گرفته نشود . یا اینکه گفته نه شود که چرا مشاور پاسدار احمدی نژاد کسی شد به نام حمید مولانا که سابقه ی 5 دهه اقامت و تحصیل و تدریس در آمریکا دارد . یاینکه پرسش نه شود که چرا به جای ارائه ی دلیل برای چه افشار پالیزدار بازداشت و بازجوئی و زندانی شد ؟ یا اینکه سئوال نشود که مگر این در دانشگاه همدان چه گفته بود که درجا فرمان بازداشت و بازجوئی و زندانی شدن وی صادر شد؟ . اینها که اشاره شد مورد های بسیار جزئی نه از عملکرد 3 دهه ی حاکمان دزد و غارتگران، بلکه در 3 سال گذشته و این روز ها می باشد . که سئوال است که کجا این اعمال به معنی ترقی و پیشرفت و قدرت و در برابر آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و اسرائیل ایستادن و مبارزه و مقاومت کردن می باشد که پاسدار سربازجو ویادداشت روز نویس ادعای کمدی آن را کرده است؟
بلی معلوم نیست که برای سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس پس ازفیل هوا کردن اخیر سپاه پاسداران که در ادامه سناریوی دفاع کردن ازپروژه هسته ای می باشد که مورد انتقاد آمریکا و اسرائیل واقع شده که گفته اند این آزمایش دارای اهداف نظامی می باشد؟ این برانگیخته شده و شمشیر چوبی خود را ازغلافش بیرون کشیده ودر هوا به چرخش درآورده و کرکری و لزخوانی کرده است و باعربده کشیدن وگرده بر خاک سائیدن توده های انبوه گرد وخاک بر پا کرده است . همینطور با توفان در فنجان بر پا کردن وفیل هوا نمودن ازعظمت و قدرت وترقی و پیشرفت روضه ی مبسوط خوانده است که بلی سپاه پاسداران از مو شک دور برد به عنوان ماکت ماهواره ای یاسفینه ی فضائی یاد کرده است که مو جب آنچنان ترس ووحشت آمریکا و اسرائیل شده است که مجبور شدند واکنش ترس نشان دهند ودست به افشاگری زدند که این آزمایش هدف نظامی و هسته ای دارد ونه اینکه ماهواره ی فضائی باشد . ولی پاسدار یادداشت روز نویس این اعتراض را نشان قدرت رژیم تروریستی آخوندی دانسته است؟
حال تصور کنید که اگر چنانه رژیم تروریستی آخوند ی مشابه زرادخانه های اتمی با کلاهک هسته ای اسرائیل و آمریکا را در اختیار خود داشت آن موقع چه می کرد و چگونه می خواست واکنش نشان دهد و تبلیغ و تهدید کند ؟
آ خر مگر جز این است که هرزمان پس از چندین سال تحیقیق و پژوهش آزمایشگاهی که پیرامون تولید یک داروی جدید می شود تا که به عنوان نوآوری بر قفسه ی داروخانه ها یا مطب دکتر ها به عنوان شانتیون تبلیغاتی داده شود تاکه سپس وارد بازار مصرف قرار گیرد تا حضور مادی خودش را اعلام کند . البته ابتدا می بایست این داروی تولید شده در کشورهای جهان سوم بر روی دیگران یا سایر حیوانات مخصوص آزمایشگاهی مورد مصرف و آزمایش واقع شود تا عوارض مثبت و منفی تأثیر گذاری دارو مشخص شود که مصرفش خطر ندارد تا که در نهایت به تواند پروانه یا مجوز رسمی و قانونی پخش و تجویز دارو صادر شود .
اکنون سئوال است که چگونه است که اینگونه موشک های کذائی آزمایش شده که جز پخش صحنه ی پرتاب و تبلیغات بزرگ تمائی پیرامون آن انجام می شود و بازتاب و واکنش های بعدی پیرامون آن دیگر هیچگونه اثری مادی آن خبررسانی و روشنگری نمی شود که موشک فضائی کجا رفت وچکار می کند وچه نوع تحقیقات یا مأموریت هائی انجام داده است که حد اقل برای چنین مواقعی پاسدار زنگی مست و کف بر دهان و تیغ بر دست به تواند عنوان نمود مادی وعینی دفاعی بکار برد که مجبور نباشد که چون چیزی در اختیار ندارد، باید خلاء را با تبلیغات تهدید آمیز خود پر کند؟ سپس با رله کردن برخی گزینه های برگزیده شده و بازتاب های واکنشی مرتبط و غیر مرتبط و تکراری مجموعه ی نکته نظرات مطبوعات آمریکائی و انگلیسی واسرائیلی که در بستر اهداف مشخص انتخاب شده است و با زدن سر وته آن وبا خراطی و رنده کردنش آنگونه ساخته و پرداخته شود که با موضع ادعائی مطرح شده هم خوانی داشته داشته باشد ومکمل آن شود .
در خاتمه اینکه یاددشت روز نویس پس از بازتاب دادن این گزیده نظرهای تکراری در دنباله به سراغ جنگ روسیه با گرجستان رفته تا با این گریز به صحرای کربلا زدن نتیجه گیری کند که آمریکا در برابر روسیه هم همچون عراق و حضورش در خاورمیانه شکست خورده و تسلیم شده است که جز محکوم کردن کار دیگری نه توانسته انجام دهد و نتایج میلیارد دلار هزینه های انقلاب مخملین در بلوک شوروی سابق در این منطقه بر با د رفته است و از زور و قذرت روس ها تعاریف و تمجید کرده است. اابلته نگفته است که چرا پس از این همه شاهنامه قدرت و پیشرفت ماهواره و هسته ای خوانده شده که مکمل ادعای کمدی لوطی جماران است که گفته که هر چه پیشرفت و ترقی روزانه شده است تابع همین اصل همقاومت و به جلورفتن وعدم تسلیم و تعلیق غنی سازی اورانیوم بوده است که نصیب رژیم تروریستی آخوندی شده است و در قد و قیافه یک هوادار پیشمرگه تماشاچی تیم های ورزشی ظاهر شده و حنجره پاره کرده و برای روس ها هورا کشیده است .
اما مشخص نیست که چرا با این همه قدرت و پیشرفت عجیب و غریبی که ادعا شده رژیم تروریستی آخوند طی کرده و دارد. پس چرا چندین سال است که مجبور شده که باج های بسیار سنگین به روس ها بدهد تا که هرچه زود تر کمبود سرخت اتمی نیروگاه اتمی بوشهر را تأمین وتکمیل کند که بیش ازیک سال پیش اعلام شد که بیش از 95% نیروگا اتمی بوشهر تمام شده است و چندروز دیگر با ارسال ودریافت آخرین محموله های سوخت رسانی اتمی از سوی روسیه نیروگاه اتمی بوشهر افتتاح می شود و فعا لیت علنی خودش را شروع می کند . ولی در روزهای پایانی سال 86 ناگهان یکباره ر.وس ها اعلام کرند که به دلیل عدم دریافت طلب خود کارکنانش را از این نیروگاه اتمی بوشهر به روسیه فرا خواند. پس از چند ماه که رابطه با روس ها خراب شد و با اینکه مسئولان رژیم تروریستی آخوندی اعلام کردند که همه بدهی خودشان را به روس هاپرداخت کردند و پاسدار ذوالقدر که نامش جزولیست ممنوع الخروج ها می باشد بطور قاچاقی و غیر قانونی به مسکو رفت و تعهد کرد که روس ها هرچه طلب کردند پرداخت می شود مشروط بر اینکه کارکنان خود را به نیروگاه اتمی بوشهر باز گردانند و ارسال محموله های سوخت اتمی نیروگاه اتمی بوشهر از سر گرفته شود. البته تقاضای عدم همکاری در شورای امنیت سازان ملل هم مورد نظر این سفر بود . گرچه روس ها با باج گیری دوطرفه از اروپا و آمریکا و رژیم تروریستی آخوندی پیرامون پروژه ی هسته ای منافع خودش را دنبال می کند و در قبال رشوه ی سنگین پذیرفت که کارکنان را باز گرداند و ارسال محموله های تسوخت اتمی به نیروگاه اتمی بوشهر را از سر گرفت وموافقت کرده بود تا که در پائیز امسال همه ی کمبودهای سوخت اتمی نیروگاه اتمی بوشهر را تأمین و تکمیل کند. ولی بازهم اعلام شده است که تا یک سال دیگر ارسال سوخت اتمی نیروگاه اتمی بوشهر ادامه خواهد یافت . اکنون مشخص نیست که پاسدار سربازجو ی یادداشت روزنویس شده از کدام پیشرفت و ترقی قدرت یاد کرده است و برای چه بدور خودش چرخیده و عربده کشیده و از قدرت بر تر و ایستادن در برابر سایر قدرت ها گفته است ؟

هوشنگ �بهداد
چهار شنبه 30 مرداد ماه سال � 1387

نقد و بررسی " نظاميان و آينده پاكستان" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 30 مرداد ماه سال � 1387
"استعفای ژنرا ل مشرف از قدرت در پاکستان نمی تواند پیام خوشآیندی برای رژیم تروریسی آخوندی در بر داشته باشد"
سرمقاله نویس پیرامون استعفای ژنرال مشرف رئیس جمهوری پاکستان قلم فرسائی کرده است وبه دلایل این استعفا از زاویه ی و منظر فرکری خودش بر خورد کرده و مورد نقادی و ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرارد داده است . ابته توجه به روابط میان رژیم تزروریستی آخوندی با دوران ژنرال مشرف کودتاچی و مستعفی شده نکرده که چگونه بود . همانگونه که با نا دیده گرفتن تلاش گسترده ای که پس از بازگشت خانم بی نظیر بوتو از انگلیس به پاکستان که در رسانه های و مطبوعات رژیم تروریستی آخوندی راه ندازی شد .از جمله در همین روزنامه ی جمهوری اسلامی و سرمقالات آن که علیه بازگشت خانمی بی نظیر بوتو ساماندهی شد . زیراکه هرگز نه علاقه ای برای دوباره بقدرت رسیدن ایشان در پاکستان نبود ، بلکه در جهت بقدرت بازنگشتن ایشان از هیچگونه فعالیت و تبلیغات مسمومی فرو گذار نشد تااینکه ایشان در پاکستان قدرت نگیرد . زیرا به دلیل اینکه اولاً ایشان زن بود که به قدرت رسیدنش در یک کشور مسلمان همسایه ی بمنزله ی سم ملهکی برای مرتجعان و خرافه پرستان زن ستیز حاکم در ایران بود که حتی ظرفیت ندارد و بر نمی تابد تاکه زنان در داخل کشور در کنار همسران شان در میادین ورزشی حضور یابند. یا اینکه بقول امام جمعه متحجر مشهد آخوند احمد علم الهدی زن بی حجاب خطرناک تر از بمب اتم است . همینطور وی شدیداً انتقاد کرد که چرا در تیم اعزامی وزرش ایران به المپیک چین زنان در میان اینان بوده اند؟ بدتر اینکه انتقاد کردگه چرا جلودار تیم ورزشی اعزامی به این المپیک یک زن بوده است و نتیچه گرفت که نمی بایست زنان را به کشورهای بیگانه اعزام کرد زیرا که این پیام غلط را به جهان منتقل می کند که سران رژیم بربر منش و تاریک اندیش و ضد بشر قرون وسطائی وزن ستیز خواهان بر قراری ا ایجاد حکومت جهانی علوی نمی باشند .
براساس همین دیدگاه و فلسفه ی متحجرانه ی حوزوی بود که بطور هسیریک علیه ی خانم بی نظیر بوتو تبلیغات مسموم می شد که وی انگلیسی می باشد. چونکه از اندیشه ی سکولار و دمکراسی دین از حکومت دفاع می کرد. بنابران موجب شده بود که فشار و تبلیغات منفی علیه ی ایشان مضاعف شود . حتی می توان گفت که اینگونه تبلیغات منسجم و فشرده ی منفی که علیه ی خانم بی نظیر بوتو شد . و همزمان هم در داخل پاکستان برخی از گروه های شعیی پاکستان برای آلوده کردن فضائی که عاقبت منجر به ترور ایشان شد با اقدامات و تظاهراتی که بر پا کردند نقش داشتند تا که ایشان زنده نماند و به قدرت باز گردد .
برای اینکه وحشت از این بود که قدرت گیری سکولا ر ها در پاکستان به خصوص که خانم بی نظیر بوتو که اگر چنانچه رئیس جمهور یا نخست وزیر می شد نه اینکه کمکی به روند ادامه ی سیاست فرصت سوزی برای دسترسی به سلاح هسته می کرد ، بلکه موجب رشد همین انگیزه قدرت گیری سکولار ها در ایران می شد که باندهای مافیائی حاکم به خصوص سپاه پاساران و بسیجیان تلاش کردند وتوطئه از پس دسیسه و سنارث سازی اجرا کردند تا که توانستند از طریق سیاست حرکت چراغ خاموش و پیروزی اگم به گام در نهایت طرح کودتای خاموش و خزنده ی خودشان علیه ی رقیب و شکست خورده ی دوم خردادی را اجرا کنند . اکنون نیزدر صدد حذف جمهوریت و تشکیل حکومت اسلامی مدل طالبانی می باشند. البته مخالفت هیستریک با سکولارها و لائیک های ترکیه نیز ناشی از همین ترس است که ذکر شد .

بنابراین اکنون سرمقاله نویس بدون آنکه کوچکترین اشاره ای کند که به نقشی که سپاه پاسداران و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در ساختار قدرت و حکومت در ایران یا اینکه توضیح دد که چگونه اینان با رأی سازی تقلباتی خودشان کمک کردند تا پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور شود و پس از آن نقش کلیدی که اکنون در دولت دارند . زیرا که تسلط کامل بر پرژه ی هسته ای سپاه پاسداران دارند و هدف دسترسی به سلاح هسته ای را نیز دنبال می کنند و فضا راآنگونه منقبض و خفقانی کرده اند که نوعی حکومت نظامی اعلام ناشده در ایران حاکم است و همین روزنامه گزارش کرده که به دلایل نامعلوم سید خندان خاتمی راهی بیمارستان و بستری شده است. اما سرمقاله نویس در عوض از نقش کلیدی ارتش و نظامیان و اطلاعاتی و امنیت ها ز پاکستان و تاریخ ی سابقه ی کودتاهای نظامیان در پاکستان گفته که افزوده ممکن است باز هم در کمین نشسته باشند .
اما جالب است از طرف دیگر همچون همیشه می بایست که سرمقاله از هرجا که شروع می شود و پیرامون هر موضوع آن هرچه باشد بالاخره یک طوری به آمریکا ختم شود که چگونه در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین شکست خورده است و اکنون با استعفای ژنرال مشرف که گفته شده فقط بوش بود که مخالفت ابا برکناری ژنرال مشرف از قدرت می کرد سرمقاله نویس نتیجه گرفته است که با بر کناری ژنرال مشرف آمریکا و بوش یک هم پیمان خودش در منطقه را از دست داد که مکمل خط شکست زنجیره ای در خاورمیانه شده است .ولی ر دنباله سرمقاله نویس در یک تناقض گوئی آشکار اضافه کرده حتماً که از سوی پاکستان قول های مناسب به آمریکا در برابر رضایت این کناره گیری مشرف داده شده است .

در خاتمه اینکه ضمن اینکه باز شدن هرگونه فضای یا روزنه ی دمکراتی در پاکستان و در این بستر حرکت کردن هر گز نمی تواند که برای رژیم تروریستی آخوند مناسب و خوشآیند باشد . زیرا که بازتاب آن نمی تواند بی تأثیر در ایران باشد . برای همی ناست که پس از تهاجم نظامی عراق سپاه پاسداران و عوامل ازامی اطلاعاتی در کنار عوامل عراقی حضور گسترده در عراق دارد و با اقدامات و اعمال تروریستی و ناامن سازی و آشوب و تلاش برای راه اندازی جنگ داخلی در عراق تلاش کرده اند تا اینکه آزادی و دمکراسی قول داده شده از سوی مهاجمان نظامی در عراق بر قرار نشود که ترکش آنهم در ایران اثر داشته باشد . از سوی دیگر فراموش نشود در شرایطی سرمقاله نویس موضع ضد آمریکائی اتخاذ کرده و در امور داخلی پاکستان دخالت گری کرده است که یک مهره مشکوک که 5 دهه سابقه ی اقامت و تحصیل و تدریس در آمریکا داشته است به نام حمید مولانا اکنون وزیر مشاور پاسدار احمدی نژاد شده است تا که آن سوی پیام رحیم اسنفندیار مشائی باشد که ادعای تاکتیکی کرد دوستدار ملت آمریکا و اسرائیل است . البته که این ادعا و شگرد تاکتیکی مورد انتقاد گسترده ی باند ها و شخصیت های خود باندهای مافیائی جناح حاکم واقع شده است . ضمن اینکه استعفای ژنرال مشرف از مقام ریاست جمهوری گرچه نشان داد که نتیجه کودتای نظامی ضیاء الحق و بر دار کشیدن ذوالفقار علی بوتو و قدرت گیری ژنرال های نظامیان را در پاکستان در 3 دهه گذشته به دنبال داشت . طوریکه در زمان ژنرال پرویز مشرف کودتاچی ترور بی نظیر بوتو دختر ذوالفقار علی بوتو نیز رخ داد ولی اکنون شاهدیم که ژنرال مشرف مجبور به استعفا شد و هسر بی نظیر بوتو و حزب مردم و نوه ی ذوالفقار علی بوتو جای مادر و پدر بزرگ را پر کرده است . شایان ذکر است که این استعفا مطلقاً مورد رضایت لوطی جماران و سپاه پاسداران نیست و پیام خوبی هم نمی تواند باشد زیرا که می دانند چشم انداز آینده می تواند در مورد خودشان چنین اتفاق افتد.

هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 30 مرداد ماه سال � 1387
نقد وبررسی "آسيب هاي روابط راس - بدنه در جريان اصولگرايي (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 29 مرداد ماه سال 1387
"بطور آشکارا اعتراف شده که بسیجیان رأی و حماسه سازانتخابات زیاست جمهوری دوره ی نهم باید همین وظیفه را در دوره ی ریاست جمهوری دهم نیز تکرار کنند"
پاسدارسربازجو که می بایست وزیر فرهنگ وسانسور و تفتیش عقاید وارشاد پاسدار محمد حسین صفارهرندی باشد با زبان و ادبیات و شیوه ی گفتمان حوزوی و پاسداری و بازجوئی که با هم ترکیب و تلفیق کرده تا در سال نوآوری و شکوفائی ، اینهم توانسته باشد دست به نوعی نوآوری گفتمانی و نوشتاری زده باشد . معجون نوشتاری تحلیل و تفسیری ساخته است که فهم آن آسان نمی باشد. مثل مقوله ی راس- بدنه درون تشیلان حزب که از خودش ساخته است . سپس تلاش کرده که تعریفی از مدیریت و ساختار و بدنه و هسته ی اصلی حزب و کارکرد و فعالیت تشکیلات سیاسی ارائه کند و بگوید که چگونه یک حزب سیاسی تشکیلاتی دارای حامیان نسبتاً ثابتی می باشد. در دنباله افزوده که چگونه مسولان تشکیلاتی حزب در تلاش می باشند که آرای غیر خودی یا سرگردان را جذب خود کنند .
از سوی دیگر از جنبش سیاسی غیر حزبی و غیر تشکیلاتی گفته شده البته که مشابه قبلی نمی باشد . چون حزب و تشکیلات ندارد و دیمی وموج سوار می باشد، ولی کوشش می کند که عملکرد و شیوه رفتاری حزبی و کار جمعی تشکیلاتی را داشته باشد . گرچه یادداشت روز آشکارا نام نبرده است ، بلک منظور مورد دوم پاسدار احمدی نژاد است که جزو افتخارات وی می باشد که طلبکارانه مدعی است وامدارکسی نمی باشد ، چونکه مستقل می باشد ،البته اگر حمایت لوطی جماران و سپاه پاسداران و بسیجیان و آرای تقلباتی که با حضور خودشان در پای صندوق های خیمه شب بازی انتخابات دوره ی نهم نادیده گرفته شود و بی توجه به سیاست چند لایه پیچیده و چراغ خاموش و پیروزی گام به گام شد که مبتکر آن پاسدار محمد باقر ذوالقدر وجانشین فرمانده ی کل سپاه پاسداران بود. بالاخره یادداشت روزنویس در ادامه افزوده که این مورد دوم می بایست مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد که آیا شرایط کنونی همچون همان فضای زمستان 83است که فاز اول فضای تبلیغاتی نمایش خیمه شب بازی مجلس هشتم بود و سال 84 که فاز دوم و دو مرحله شدن ادامه ی این نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری در سوم تیر 84 بود که منجر شد به پیروزی پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور شد .
بلی یادداشت روز نویس به فضای شرایط آن دوره و مقایسه کردن با شرایط کنونی پرداخته وگفته است که اگر آن روز مردم ایران صدای غیر تشکیلاتی و حزبی ولی آشنائی شنیدند که از صدا جنس خودشان بود .البته سربازجو پاسدارتصویر مارکش و مار قالب کن توضیح نداده است که اساس و فلسفه ی این تبلیغات و به حساب صدای آشنا دروغ به مردم گفتن و وعد ه های دروغ گفتن بود که به آنان قول داده شد که قرار است در آمد حاصل از فروس ازنفت تبدیل به نان شود و بر توی سفره های خالی محرومان برده شود . همچنین قول داده شد که پاسداراحمدی نژاد شیاد می خواهد که با مفسدان اقتصادی مبارزه کند و دروغ های دیگردر مورد جوانان برای اینکه نزد خانواده و پدر و مادر متقابلاً نزد فرزندان خود خجالت زده نباشند اشتغال کامل به جود خواهد آمد و عدالت محوری و عاشق خدمتگزاری به مردم اصل خواهد شد .
آری هرگز گفته نمی شود که این وعده ها نه دروغ که بالاتر از دروغ می باشد ، زیرا که وارونه می باشد و قرار است که جای نان بر توی سفره های خالی محرومان بردن، تورم و گرانی لجام گسیخته و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری جایگزین وتحویل داده شد . همچنانکه مبارزه با فساد اقتصادی ورشوه و رانتخواری منتهی به این واقعیت شد که هزینه های تشریفاتی درون کابینه دولت عدالت محور در 3 سال گذشته طبق گزارش روزنامه ی سرمایه مورخ28 مرداد گزارش کرد نزدیک 4 برابر هزینه ی دوران 8 ساله ی مدعیان اصلاح طلبان می باشد. حال بماند که عباس پالیز دار در دانشگاه همدان چه گفت و اسامی چه کسانی را درلیست 44 نفره ی خود افشا کرد که چگونه اینان دست به غارتگری ارقام کلان زده اند.چرا پالیزدار پس از اینکه اسامی این مفسدان مافیای اقتصادی و دزدان بیت الما ل را اعلام و افشا کرد بلافاصله چگونه خود وی و اعضای هم تیم وی که جزواعضای هئیتت تحقیق و تفحص قضائی مجلس تشریفاتی هفتم بودنداز سوی دادستان تهران سعید مرتضوی باز جو وشکنجه گر و قاتل بازداشت وبازجوئی شدند و با اینان برخورد شد؟ تاکه بهتر نشان داده شود معنی و مفهوم و عملکرد مبارزه با مفسدان اقتصادی چگونه است که پاسدار شیاد و گماشته ی لوطی جماران احمدی نژاد به مردم ساده باور قول داده بود ؟
در دنباله سربازجوپاسدر یادداشت روز نویس بهمان شیوه ی بازجوئی و تواب سازی و تحریف گری و کیفرخواست صادرکنی درزندان و سیاه چال ها که انجام می شود تحلیل داده و تفسیر کرده و نتیجه گرفته است که خواست مردم همچون گذشته است وبا شیوه با دست پس زدن وبا پا پیش کشیدن ابتدا نان قرض داده و گفته که اکنون معیاری در دسترس نیست تا که به توان نظر دادکه شرایط با سال 84ت غییر کرده یا نه و حامیان یابدنه دولت نهم کاهش یافته و در دنباله اضافه کرده است که اکنون زود است در این مورد نظرداده شود. ولی درنهایت بدون توجه به موج انتقادات که از سوی خودی ها که به عملکرد دولت پاسدار احمدی نژاد می شود نتیجه گرفته است که مردم یا بدنه همچنان حامی دولت نهم می باشند .
در بخشی دیگر سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس برای اینکه برروی موضع خودش به ایستد و دفاع کند که حرف مرد یکیست و مو هم درزش نمی رود . یعنی اثبات نظری که در ابتدای نوشتار گفته شد که این چگونه گفتاری می باشد، اکنون گذشته از به نمایش گذاشتن تحریف گری و وارونه کردن حقایق در ادامه لو داده شده است که این یادداشت روز نویس آمار و ریاضی نمی داند . زیرا اگرچنانچه می دانست باید متوجه می شد که جمعیت کشورچه میزان است و چه تعدادی از آن واجدالشرایط رأی دادن می باشد؟ همچنین چند درصد از اینان در نمایش دو مرحله ی خیمه شب بازی مجلس کمدی وانتصاباتی دوره ی هشتم شرکت کردند البته بدون محاسبه ی تقلبات انجام شده ، آنگا اینگونه دروغ به این بزرگی رابلغور می کرد ومدعی می شد که اکثریت مردم ایران از اصول گرایان حاکم چنین حمایت می کنند:
"- در اين باره كسي ترديد ندارد كه راي اصلي اصولگرايان متعلق به طبقات متدين و دلسوز مردم كشور -يعني اكثريت ملت شريف ايران- است. اين امري است كه طي سال هاي طولاني ثابت مانده و هنوز هم اعتباري غير قابل خدشه دارد. دولت اصولگرا را كساني بر سر كار آوردند و پاي كار آن ايستادند كه از لاقيدي ها و بي مبالاتي اعتقادي برخي دولتمردان سابق به ستوه آمده بودند و پي جماعتي مي گشتند كه لذت حضور در سال هاي باصفاي خدمت و ايثار سال هاي نخستين انقلاب را دوباره در ذهن و دل آنها زنده كنند. از اين پس نيز اگر بنا باشد پاي صندوق هاي راي يا هر جاي ديگر، مردمي به ياري اصولگرايان بشتابند بايد از همين طبقات دردمند و مومن سراغ گرفت و هرگونه تلاش براي استفاده از ادبياتي كه جماعت قليل واداده و ناهمراه با ارزش ها و آرمان هاي انقلاب را خوش بيايد نه فقط چيزي بر سرمايه اجتماعي اصولگرايان نخواهد افزود بلكه به عكس، طيف وسيع نيروهاي متدين و انقلابي را كه تا امروز بي دريغ از آنها حمايت كرده اند، مايوس و نااميد خواهد ساخت. "
درخاتمه اینکه مشخص است که هنوز فراموش نشده که پاسدار احمدی نژاد چگونه رئیس جمهور شد و چه تعداد رأی آورد وچرا بیش از دو برابر رأی ثابت باندهای مافیائی عبور کردکه خود رااصول را خوانده اند؟ همانگونه که از یاد نرفته است که چراشیخ مهدی کروبی ابتدا به حضورنظامیان در پای صندوق های رأی گیری اعتراض کرد و گفت که این حضور بر خلاف قانون اساسی است ؟ آنگاه پس ازاجرای نمایش خیمه شب بازی مرحله ی اول نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی نهم گفت پس از اینکه وی دو سه ساعت خوابید و پس از اینکه از خواب بیدار شد یکباره متوجه شد که معجزه شده است و پاسدار احمدی نژاد جای وی را در لیست نامزدان ریاست جمهوری گرفت ؟ خلاصه وی به نتایجی که ناشی از تقلبات گسترده و آشکار بود اعتراض و انتقاد کرد واز پست هائی که داشت استعفا داد . ناگفته نماند که تمدید زمان رأی گیری و خاموش کردن برق مساجد حوزه ها ی رأی گیری در تهران و حضور بسیجیان و پاسداران در حوزه های رأی گیری همان رمز و معمائی می باشد که پاسدارسرباز جو ی یادداشت روز به این واقعیت به طور آشکار اعتراف کرده است و از بسیجیان به عنوان رأی ساز نام برده است و باتعریف و تمجید زیاد از اینان کردن خواسته است که اینان می بایست دوباره همان صحنه حماسه سازسوم تیر سال 84 ساخته و پرداخته شده را با رأی سازی های خود تکرار کنند . یعنی اینکه یادداشت روز نویس به رأی سازی و تقلبات آماری از قبل برنامه ریزی شده مهر تأئید زده است . بنابراین وزیر کشور علی کردان دکوری هم برای جامه ی عمل پوشادن به رأی سازی تدارک دیده شده برگزیده شد . یادداشت روز نویس فقط برروی یک موضوع ضعف انگشت گذاشته و نگرانی خود را علنی نموده وتأکید کرده است که می بایست این مشکل که می تواند مانع پیروزی شود حل شود و آن انتقاد نکردن ویک صدابه جای چند صدا شدن است تا که به توان دست به تقلبات گسترده وتکرار صحنه ی سال 84 زده شود .
بنابراین نه اینکه نمی بایست در این خیمه شب بازی نمایشی و انتصابی شرکت کرد، بلکه از هم اکنون می بایست طرح و برنامه ی تقلبات گسترده ی طراحی شده ی رأی سازی قلابی از سوی بسیجیان را افشا و خنثی کرد و اجازه نداد به رژیم ضد بشر و نا مشروع که عملکرد پاسدار احمدی نژاد آنگونه است که در هیچ زمینه ای قابل دفاع نمی باشد . بازاین رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و جنگ افروز که به پایان مصرف خود رسیده است با ادامه ی سیاست صدورتروریسم و بنیاد گرائی و باگسترش بحران سازی و جنگ افروزی در عراق و لبنان و دخالت گری در افغاستان و فلسطین و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای و افزایش ضریب سرکوب و خفقان و اعدام ها زمینه ی گسترده ی تقلبات رأی سازی با بسیجیان و پاسداران را برای مشروعیت وعبور از بحران برای بقای ننگین خودش آماده کند واز هم اکنون در این راستا تلاش مذبوحانه ی خودش راشروع کرده است .

هوشنگ � بهداد
سه شنبه 29 مرداد ماه سال 1387
نقد وبررسی " بازگشت به جهان دو قطبي " روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 29 مردادماه سال 1387-
"مانور دادن با جنگ وتجاوز نظامی روس ها به گرجستان در راستای دفاع کردن از پروژه ی هسته ای "
عجیب است که سر مقاله نویس نمی داند دو قطبی بودن جهان یعنی چه؟ زیرا که بدفعات خودش آن را درگذشته نفی کرده و در مقالات گذشته به چند قطبی شدن جهان اعتراف کرده و گفته بود که چین و هند و حتی رژیم تروریستی آخوندی و ام القرای جهان اسلام خواندنش را نیز جزو این قطب های جدید قدرتی خوانده بود. ولی اکنون به اینکه سران رژیم تروریستی آخوندی به روس ها نیاز شدید دارند تا که در گروه اعضای 5 +1 به نفع پرونده ی هسته ای رژیم تروریستی موضع گیری کند . بنابراین سرمقاله نویس اکنون روس را خیلی گنده کرده و در ابتدای سرمقاله ی خود از بازگشت به جهان دو قطبی سخن گفته است.
در صورتیکه زیربنای این دو قطبی شدن جهان ابتدا ایدئولوژیک بود تا قدرت نظامی که جهان به دو اردوگاه سو سیالیسم شرق با اردوگاه امپریالیسم غرب تقسیم شده بود که هر دو قطب مدعی در گیر جنگ سرد، دو پیمان نظامی به نام ورشو وناتو داشتند . پس از فرو پاشی شوروی سابق و فرو ریزی امپراتوری روس ها که اکثر اعضای سابق پیمان نظامی ورشو به پیمان رقیب ناتو پیوسته و یا در لیست انتظار پیوستن می باشند دیگر خبری از اروگاه سوسیالیسم شرق نیست . اما اکنون که تجاوز نظامی روس ها به گرجستان انجام شده باید خطاب به سرمقاله نویس گفت که نه نشان از قدرت که از موضع ضعف می باشد که دست به این اقدام نظامی زده شده است و هر گز به همان مفهوم نمی باشد که سر مقاله نویس باور دارد که با تهاجم نظامی روس ها به گرجستان دوران جهان دوقطبی باز گشته است . زیرا گذشته از اینکه روس ز دیدگاه اید ئولوژیکی خود فاصله گرفته است ، بلکه بیش ازسیستم سرمایه شتابان در این مسیر گام بر می دارد .

از طرف دیگر آنقدر در اطراف و اکناف روسیه، دچار بحران و تنش و مشکل می باشد که تقریباً محاصره ی آمریکا و غرب شده است که توان ایستادن این به حساب قطب در برابر غرب را بهیچ وجه ندارد. زیرا که از چیچن گرفته تا اوکرائین و آذربایجان و آسیای میانه هر زمان که غرب و آمریکا اراده کنند می توانند برای روس ها درد سر جدی درست کنند . به خصوص اینکه در گیر شدن روس ها با هر نوع جنگی در اطراف خود و کشدار شدن آن موجب ضربه و آسیب اقتصادی روس ها خواهد شد که ناشی از افزایش قیمت نفت و گاز جانی گرفته است ونه اینکه حاصل نوآوری و پیشرفت صنعتی می باشد .

بنابراین سرمقاله نویس زیادی ذوق زده شده و حول شده و با سر توی دیگ افتاده است که با تجاوز روس ها به گرجستان و ارسال کاروان تانک و نفر برهای قدیمی به اوستیا و گرجستان که موجب تنش میان آمریکا و روس ها شده است به فکر قطب سازی و بازگشت به جهان دوقطبی افتاده است و هماگنونه که اشاره شد هدف برای ایجاد اختلاف میان اعضای گروه 5+1 و عدم اجماع است که چشم به موضع روس ها دوخته شده است و با در سبد گذاشتن همه تخم مرغ های خود در سبد روس ها و قدرت نظامی اشان را بیش از حد گنده کرده است . در صورتیکه اگر روس ها توانش را داشتند و یا خواهان درگیری و رو در روئی با آمریکائی ها بودند می بایست در برابر اشغال نظامی عراق ایستادگی و مخالفت می کردند که هم یکی از هم پیمانان نزدیکش در منطقه بود وهم اینکه دارای منافع فراوان اقتصادی و نظامی و نفتی با عراق بود . کمدی تر اینکه سرمقاله نویس با هندوانه زیر بغل پوتین و جانشین وی که رئیس جمهور کنونی روسیه است نتیجه گرفته است که چون این دو از پبش لایه های اطلاعاتی � امنیتی به کاخ کرملین راه یافتند. پس این چنین اینان کاخ سفید را نشانه رفته اند:

1" ـ پوتين از همان لايه � امنيتي ـ اطلاعاتي � به كرملين راه مي يابد و با نگاه آرام اما حساب شده خود كاخ سفيد را نشانه مي رود .
2 ـ مدودف كه او هم دستيار پوتين و متعلق به همان لايه � امنيتي ـ اطلاعاتي � است و با پوتين به كرملين راه يافته بود صندلي پوتين را در اختيار مي گيرد تا كرملين همچنان در اختيار هردوي آنها باشد و البته ساير افرادي كه از همان لايه آنها را در كرملين همراهي مي كنند.
3 ـ دولتمردان روسيه با تحملي كم سابقه انقلاب هاي مخملي در جمهوري هاي اطراف خود را كه دست اندازي آشكار آمريكا به قلمرو نفوذ آنها بود و نام جعلي � انقلاب � براي فريب دادن افكار عمومي بر آن گذاشته شده بود نظاره نمودند و البته پستوهاي كرملين را فعال تر كردند.
4 ـ ضربه هاي شديد اقتصادي ناشي از فروپاشي شوروي را پوتين توانست در دوران رياست جمهوري خود جبران كند و همزمان بنيه نظامي شوروي را نيز تقويت كرد.

5 ـ از اينها مهمتر روحيه درهم شكسته روسها بود كه دولت پوتين توانست آنرا ترميم كند و عليرغم پيوستن اروپاي شرقي به بلوك غرب و ناتو و عليرغم نفوذ آمريكا در بسياري از جمهوري هاي جوان روسيه موفق شد جايگاه خود را به عنوان عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان ابرقدرت نظامي و به عنوان قدرت صنعتي حفظ كند و در معادلات قدرت بين المللي تاثيرگذار باشد.
6 ـ آمريكا با غفلت از اين واقعيت ها و ناديده گرفتن ضعف هاي خود و سرمست از باده باصطلاح انقلاب هاي مخملي به گرجستان براي يكسره كردن كار اوستياي جنوبي و چشم زهر گرفتن از روسيه چراغ سبز داد. اين چراغ برخلاف انتظار واشنگتن و به دليل محاسبات غلط ساكنان كاخ سفيد چراغ زرد از آب درآمد و يكباره به چراغ قرمز تبديل شد. اينكه آيا عوامل نفوذي � ك . گ . ب � در گرجستان هم در تصميم سازي براي حمله به اوستيا دخيل بودند يا نه هنوز مشخص نيست اما بهرحال روسيه با اين چراغ قرمز به آمريكا چند پيام مهم داده است . "

جالب اینکه برای اینکه بازهم ثابت شود که زمین گرد است. سرمقاله نویس مجدادً مانور با عراق و لبنان و فلسطین و عراق و لبنان داده است . تا که اعتراف شود رژیم تروریستی در اینجا ها نفوذ دارد و دخالت گری تروریستی و نظامی گری می کند و در ادامه از موضع پیروزی ، ضعف و شکست آمریکانیان به رخ شان آکشیده و در دنباله نتیجه گرفته شده که قطب قدرت دیگری هم ظهور کرده و بر خلاف ادعای بازگشت به جهان دوقطبی که برای عنوان سرمقاله انتخاب شده ولی مدعی شد که جهان چنین از مرحله دوقطبی عبور کرده وگذشته و دیگر آنگونه دوقطبی نمی باشد:
شكست هاي پياپي آمريكا در عراق و افغانستان و فلسطين عجز 30 ساله آمريكا از روياروئي با ملت ايران كه با انقلاب اسلامي توانست شاخ ابرقدرتي شيطان بزرگ را بشكند ناكام ماندن طرح خاورميانه بزرگ كه آمريكا براي آن سرمايه گذاري زيادي كرده بود باطل شدن افسانه شكست ناپذيري ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه لبنان رسوائي بزرگي كه آمريكا و اقمارش در ماجراي دخالت در لبنان و فلسطين اشغالي تحمل كردند و بي عملي آمريكا در جنگ 7 روزه اوستياي جنوبي همگي به پايان رسيدن دوران ابرقدرتي آمريكا را به اثبات مي رسانند . روسيه نيز بعد از فروپاشي شوروي حداكثر يك روسيه در حدي كه فقط بتواند در جاي كوچكي همچون اوستيا و در برابر دولت ضعيفي همچون دولت دست نشانده تفليس و كشور كوچك 5 ميليوني گرجستان چنگ و دندان نشان بدهد باقي خواهد ماند نه بيش از آن . اينها و بسياري دلايل ديگر نشان ميدهند نه تنها ديگر جهان به سوي دو قطبي شدن به پيش نخواهد رفت بلكه دوران بازي هاي تك قطبي آمريكا نيز به سر آمده و تحولات جهاني معادلات جديدي از قدرت را رقم خواهد زد كه ملت ها محور اصلي آن هستند"

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس می داند که برای چه وارونه نویسی و تناقض گوئی می کند و با کتمان کردن حقایق چه اهدافی را دنبال می کند؟ زیرا که دقیقاً اشراف به وضعیت رژیم تروریستی دارد به خصوص پیرامون شکست برنامه های ا قتصادی و شرایط بد معیشتی مردم اطلاع کامل دارد و آگاه است که روند رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری چه بازتابی در جامعه برجای گذاشته است و چه میزان موجب افزایش نارضایتی عمومی شده است ؟ از طرف دیگر بطور دقیق از نامشروع بودن رژیم تروریستی مطلع است . بنابراین به خوبی می داند که تنها شانس بقای رژیم و به تأخیرانداختن فرو پاشی اش تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . لذا همه ی توش و توان وتجربه ی خود را بسیج و متمرکز کرده است تا که علیه ی آمریکا و اسرائیل قلم فرسائی کند و از شکست آمریکادر خاورمیانه و از پیروزی رژیم تروریستی بگوید تا که در بسترتبلیغ و دفاع از پروژه ی هسته ای باشد. تی می داند که در دفاع از آن مدتی است که فضا و آرایش جنگی با نوعی حکومت نظامی اعلام ناشده را سپاه پاسداران در کشور حاکم کرده است و پاسدار احمدی نژاد هم بهمین دلیل که ظرفیت سرکوب در جامعه و دفاع از پروژه ی هسته ای را اجرا ودنبال می کند حمایت و تحمل شده است .
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 29 مردادماه سال 1387
نقد و بررسی " عوامل افول رژيم صهيونيستي" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387
"تعریف و تمجید از حزب الله لبنان یا زائده ی سپاه پاسداران ومانور قدرت با آن دادن تدارک راه اندازی جنگ مشابه 33 روزه ی دیگر می باشد"
در شرایط بحران خطیر هسته ای که رژیم تررو یستی آخوندی قرار دارد . با سفری که پاسدار احمدی نژاد به ترکیه داشت و پیام آمریکا پیرامون تعلیق غنی سازی از سوی رئیس جمهور ترکیه بطور خصوصی منتقل شد که روزنامه ی حریت ترکیهاین خبر را افشا کرده است که گفته شده مشابه پیام قبل از حمله نظامی به عراق است که به صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق داده شده بود . ولی چون پاسدار احمدی نژاد دراین مورد به جز یک تبلیغاتچی و جارچی کاره ای نمی باشد تا که بتواند پاسخی به جز نه بگوید . بنابراین دست خالی از سفر ترکیه باز گشت و توافق و قرار داد گاز هم امضاء نشد . زیرا که تأسیسات هسته ای و اهداف آن دربست در اختیار سپاه پاسداران است ولوطی جماران هم فقط بلند گو ورله کننده نظرات این ارگان می باشد .
بنابراین بی جهت نیست که شاهد می باشیم که پس از باز گشت پاسدار احمدی نژاد از سفر ترکی برای قدرت نمائی دومین آزمایش موشک ماهواره ای سپاه پاسداران به فضا پرتاب شد که خبر گزاری ها گزارش کردند که مشابه پرتاب موشک ماهواره ای فوریه است که اهداف نظامی دارد . فراموش نشود که باید افزود هیچگونه خبر یا اثری از سفینه ماهواره ای نیست جز موشک دور برد که برای پوشش ضعف و ترس نیاز به اینگونه قدرت نمائی می باشد که می بایست که سفینه یا ماهواره فضائی جا زده شود.

از سوی دیگر تضاد و رقابت های جناحی و باندی داخلی هم بسیار اوج گرفته و گسترده شده است . آنگونه که رفسنجانی وارد صحنه شده و انتقاد به دولت نهم و پاسدار احمدی نژاد سیاست های شکست خورده اش را مورد حمله قرار داد . برای اینکه شرایط فشار وخطری از بیرون و خطر انفجاری از داخل را متوجه شده است که خیلی هم جدی می باشد . بنابراین در این شرایط می بایست که سپاه پاسداران اقدامات دخالت گری در عراق را افزایش دهد . همینطور با آموزش جدید نظامی به حزب الله لبنان دادن ودر کنار وی در لبنان ایستادن تدارک جنگ مشابه ی 33 روزه ی دیگری با اسرائیل طراحی شود تاشاید با گشودن جبهه ی بحران و آشوب و جنگ افروزی تازه در لبنان فضا را به سمتی سوق دهد وبه چر خاند تا که شاید راه عبور از بحران موقتی هسته ای برای رژیم تروریستی آخوندی فراهم شد تا که زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا فرا رسد تا فرصت دیگری برای رژیم تروریستی آخوندی بدست آید و آن را تا برگزاری نمایش خیمه شب بازی اتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم در ایران کشدار کنند.

البته فراموش نشود که کیسه ی گشادی هم برای جنگ گرجستان با روسیه دوخته شده است. زیرا که به امید اختلاف میان روس و آمریکا تصور می شود که در نهایت موجب عدم اجماع گروه 5+ 1 خواهد شد . لذا در همین راستا می باشد که جشن و پایکوبی برای سالگرد جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران و حزب الله لبنان با اسرائیل گرفته شده است و با تعریف و تمجید از حزب الله لبنان کردن و با بزرگ نمائی قدرت حزب الله که چیزی جز زائده ی سپاه پاسداران در لبنان نمی باشد مانورقدرت داده شده و برای پیروزی حزب الله لبنان وشکست اسرائیل هورا کشیده شده است .
نا گفته نماند که سرمقاله نویس با تمرکزدادن بر ضعف و به سوی نابودی رفتن اسرائیل هدف پاسخ دادن به رحیم اسفندیار مشائی معاون رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد را نیز دنبال می کند که رئیس سازمانگردشگری و میراث فرهنگی می باشد.

بهر حال سرمقاله نویس پس از موضع گیری علیه نخست وزیر سوریه و محمود عباس و مطرح کردن نوار غزه که تلاش مذبوحانه ای از سوی حماس بود تا اینکه تبدیل به بحرا ن گسترده وهمه گیر تبدیل شود که این توطئه با شکست و نا کامی مواجه شد . به خصوص اکنون با پیامی که رحیم اسنفدیار مشائی برای اسرائیل رسال کردکه با سکوت پاسدار احمدی نژاد رو برو شد و امکان یا فرصت دیگری برای عوامفریبی تهدید به نا بود کردن اسرائیل باقی نمی گذارد که از این طریق کلاه بسیار گشادی برسر مردم فلسطین به خصوص حامیان حماس گذاشته شد وموجب جنگ داخلی در فلسطین و جدا کردن نوار غزه وتحریم های پس از آن شد که اکنون دیگر جای هیچگونه ماستمالی و توجیکاری ندارد . همچنین سر مقاله نویس بدون آنکه به ادامه ی مذاکرات صلح که دولت سوریه با اسرائیل برای بازپس گرفتن بلندی های جولان دنبال می کند که ضرب ی کاری بر سیاست آشوب گرائی سپاه پاسداران در خورمیانه از طریق حمایت و پشتیبانی سوریه باشد . پس برای جبران این مغبون شدگی یقه گیری از عربستان سعودی شده است که چرا رابطه ی مثبت با نخست وزیر لبنان دارد و در لبنان نقش فعال دارد و از طرف دیگر گزارش شده است که دیدار هائی میان بعضی از مقامات این کشور با اسرائیل گزارش شده است که هر گز نمی تواند برای رژیم تروریستی آخوندی خوش آیند باشد . بنابراین می بایستکه فقط بررویزب الله لبنان و رهبرش شیخ حسن نصر الله سرمایه گذاریشود تا در تدارک جنگ مشابه 33روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل که تذکر داده شد جنگ و غائله ی دیگری برپا شود .

هوشنگ � بهداد
دوشنبه 28 مرداد ماه سال 13387
نقد و بررسی : بي خدشه نبود اما ... (يادداشت روز): روزنامه ی کیهان دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387
"دلایل سفر سیاحتی � تجاری پاسدار احمدی نژاد به ترکیه و شیوه ی این دیدار و نتایج و دستأورد این سفر"
اعتبار و اررزش سندهای امضا شده در تور سفرهای خارجی پاسدار احمدی نژاد درست آن روی سکه و مشابه سلسله زنجیره ای تور سفرهای داخلی و استانی می باشد که همراه با دادن قول و مصوبه های کیلوئی خدماتی و عمرانی و ... می باش دکه نتیجه ی آن جز بدترشدن شرایط اقتصادی کشور و وضعیت طاقت فرسای معیشتی مردم ایران به خصوص قشر تهی دستان ومحرومان و افزایش نرخ تورم افسار گسیخته و گرانی و قیمت کالا ها و فقر وبیکاری در جامعه نمی باشد. بنابراین نتیجه ی سفر سیاحتی پاسدار احمدی نژاد به ترکیه که هیچگونه توافقی گازی میان دو کشور به وجود نیامد و به امضاء نرسید تابع فرمول ذکر شده ی فوق می باشد. البته این سفر برای مردم ترکیه و توریست های خارجی کلی مشکل ایجاد کرد . زیرا هر جا که این پاسدار قرار بود در استا نبول برود . به خاطر ضریب بالای مخالفت سفر این پاسدار به ترکیه خیابان ها مسدود وتردد خود رو ها ممنوع اعلام می گردید و مشکل فراوان برای مردم ترکیه و توریست های خارجی به وجود آورده بود. البته از سوی دیگر مخالفت آمریکا و اسرائیل با این سفرمزید بر علت و موجب شد تا که برشدت رعایت شرایط امنیتی و نارضایتی ها از این سفر افزوده گردد . به خصوص که تهدید نابودی اسرائیل و دروغ بودن هلاکاست که از سوی پاسدار احمدی نژاد مطرح شده است سایه سنگینی این دیدار پاسدار احمدی نژاد با رئیس جمهور ترکیه بافشار اعتراضی که اسرائیل آورده بود در این سفر سیاحتی انداخته بود. به ویژه اینه اشاره شده که اینگونه سفرهای تشریفاتی در شرایطی که پرونده ی هسته ای شرایط بحرانی دارد و اعضای 5+1 در شرف تصمیم گیری می باشند رژیم تروریستی بحران زده و منزوی شده تلاش می کند که با ترتیب دادن اینگونه سفرهای تشریفاتی از حالت منزوی بودنش خارج و اخلال میا ن داعضای 5+1 به وجود آورد تا بازهم شرایط تعقیب سیاست فرصت سوزی فراهم شود تا بتواند بطور موقتی برای عبوراز بحران هسته ای راهی برایش حاصل شود.
در دنباله طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس شده از تاریخ و فرهنگ مشترک دو کشور همسایه گفت و به مسلمان بودن رئیس جمهور ونخست وزیر ترکیه پرداخت وافزود که هر دو عضو حزب اسلام گرای حاکم هستند . آنگاه تلاش مذبوحانه کرد تا که بازهم با ابزاری کردن اسلام ودین برای فراموش کردن مطالبات مردم ودهان کجی کردن به لائیک های ترکیه که شدیداً مخالف سفرپاسداراحمدی نژاد به ترکیه بودند و تبلیغات گسترده ی روشنگری کرده بودند تا که این سفر انجام نگیرد دست به مانور تبلیغات اسلامی زد که چون رژیم تروریستی آخوندی در راستای اهداف هسته ای و خارج شدن از شرایط منزوی که دارد شدیداً به اینگونه سفر های تشریفاتی و تبلیغاتی موقتی و تاکتیکی نیاز دارد. بنابراین طلبه پاسدار یادداشت روز نویس بر گسترده شدن دامنه ی اینگونه سفر ها و حسنه شدن روابط میان دو کشور تأکیدو اصرار کرد.
البته باید افزود که مگر امکان دارد که سفر و حرکتی انجام شود که مر تبط با پرونده و بحران هست ای و آمریکا و منطقه و لبنان وعراق و افغانستان و فلسطین نداشته و یا اشاره نشود و از شکست آمریکا و پیروزی رژیم تروریستی آخوندی از موضع قدرت برتر گفته نشود . بهمین دلیل طلبه پاسدار با اعتراف سیاست دخالت گری در این کشورها و سرزمین فلسطین و مرتبط کردن با سفر سیاحتی پاسدار احمدی نژاد به ترکیه ،ادامه ی تبلیغات تاکتیکی خود را دنبال کرد و از حجم میادلات 8 میلیارد دلاری تجاری میان دو کشور سخن راند و با ادامه ی خبرچوب حراج برمنابع وذخایر کشور زدن رساندن خبر ز به به مرز 30 میلیارد دلار حجم این مبادلات وعده داد. تازه اینگونه حاتم بخشی ها در این سفر دیداری سیاحتی می شود بهمان اندازه که در ابتدای نوشتار اشار شداعتبار و ارزش دارد. حال تصور کنید که اگر چنانچه دعوت وسفر و دیدار رسمی باشدد آنگاه چگونه چوب حراج زدن و حاتم بخشی ها چگونه فزونی می گیرد؟
جالب است که هر چه پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس زور زد و تبلیغات بزرگ نمائی تاکتیکی کرد و از اقتدار رژیم تروریستی آخوندی در منطقه قلمرسائی کرد و از مزایا و محسنات این سفر سیاحتی � تجاری به ترکیه ودیدار با رئیس جمهور این کشور روضه ها خواند و از حجم قرار دادهای انجام شده ی تجاری با دولت اسلام گرای ترکیه گفت ولی در دنباله ناگهان بالن موشکی بر هوا کرده همچون موشک فضائی � ماهواره ای سپاه پاسداران ترکید و خیلی ساده زیرآب خالی بندهای انجام شده ی این سفرزده شد . برای اینکه به مشکلات و مخالفت های ناشی از این سفر سیاحتی یابقول طلبه پاسدار گفتنی های پیرامون این سفر مجبور شد تا که اینگونه طبقه بندی و گزارش دهد:
"پيرامون اين سفر دو نكته گفتني است؛1- ظاهراً حضور در آرامگاه و اداي احترام به آتاتورك جزء پروتكل تشريفات ديدارهاي رسمي در دولت تركيه است و از آنجا كه آقاي احمدي نژاد بر عدم تمايل به انجام اين كار تاكيد كردند، مسئولان ترك مجبور شدند براي حل اين موضوع محل استقبال و ديدار رسمي از آنكارا را به استانبول تغيير دهند كه اين كار به خودي خود جنبه رسمي اين سفر را دچار تزلزل كرد.تاكيد دولت كنوني تركيه بر اسلامگرايي نشانه آن است كه قاعدتاً نبايد ارادتي به آتاتورك- كه به اسلام زدايي از تركيه دست زد- داشته باشد. از اين رو اقدام دولت اين كشور در انتقال محل ديدار از آنكارا به استانبول براي تحقق اين ديدار قابل درك است اگرچه پذيرش اين جابه جايي از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران خالي از خدشه نيست ولي از سوي ديگر اين سفر با شرايط پيش آمده براي اقتدار ايران چندان خوشايند نبود. تاكيد رياست محترم جمهوري بر عدم حضور در آرامگاه آتاتورك نشان از مواضع اصولگرايانه ايشان داشته و قابل تقدير است.2- هرچند انتظار مي رفت در اين سفر قرارداد سرمايه گذاري تركيه در ذخاير گاز پارس جنوبي رسماً امضاء شود ولي اين كار صورت نگرفت و تنها در بيانيه مشتركي كه پس از ديدار رؤساي جمهور در استانبول منتشر شد دو كشور بر ادامه مذاكرات بر سر همكاري ها در بخش انرژي تاكيد كردند. برخي از مقامات تركيه مطالبات طرف ايراني مربوط به سياست هاي جديد قيمت گذاري و شرايط سرمايه گذاري را دليل عدم توافق رسمي و نهايي بر سر اين قرارداد اعلام كردند، اما به نظر مي رسد رويارويي ايران و غرب بر سر برنامه غني سازي هسته اي و مخالفت صريح آمريكا با اين معامله، تركيه را تحت فشار گذاشته و مانع امضاء اين قرارداد از سوي اين كشور شده است.يك منبع ديپلماتيك غربي در گفت وگو با گاردين اعلام كرده بود كه تركيه در قبال آمريكا متعهد شده است در جريان اين سفر هيچ قرارداد انرژي قابل توجهي با ايران امضاء نكند و در مقابل ايران را براي قبول بسته پيشنهادي غرب تحت فشار قرار دهد."
در خاتمه اینکه همانگونه که گفته شد اینگونه سفرهای سیاحتی و دیدارهای تشریفاتی که با پیشنهاد پاسدار احمدی نژاد انجام می شود . فقط تلاش مذبوحانه در راستای خارج شد ناز شرایط منزوی بودن و کاهش فشار های بیرونی پیرامون پرونده ی هسته ای می باشد تا که شاید راه فراری برای برون رفت بحران هسته ای بدست آید که اکنون در بدترین و خطیرین وضعیت قرار دارد. البته به دلیل اینکه رژیم تروریستی آخوندی متعارف و نرمال نیست ، زیرا که به دلیل ساختار ارتجاعی و ماهیت قرون وسطائی که دارد متعلق به این دوران نمی باشد . بنابراین طبیعی است که عاجز از ایجاد روابط سازنده و مثبت و نرمال دیپماتیک با سایر کشورها باشد و قادرنباشد احترام آمیز متقابل برای سایر کشورها قائل باشد و رابطه ی نرمال قرار کند. بهمین دلیل در این سفر پاسدار احمدی نژاد به ترکیه می بایست بهمان دلایل اشاره شده و عدم ناسازگاریبا رسم و رسوم حاکم بر سیاست دیپلماتیک جهانی همچون برکه ی جدا شده باشد که ودر حال خشکیدن است . برایاینکه تنها برای این پاسدار در استانبول دیدار تشریفاتی بر گزارشد آنهم در شرایط امنیتی بسیار بالا این دیدار تشریفاتی - سیاحتی تجاری بر گزار شد البته با دستآورد عدم توافق قرار داد گازی با ترکیه که جزو یکی دیگر از هدف مهم این سفر بود دست از پا دراز تر به ایران باز گشت.
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی " تاملي در موضع وزارت خارجه(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
"ابا تأخیر واحساس مغبون شدگی ناشی از سکوت دیپلماسی ورزرت امورجه پیرامون جنگ روس ها با گرجستان، اکنون تلاش برای رفع مغبون شدگی شده است"
طبق تجربه ی 3 دهه ی گذشته که هرگونه جنگ وناامنی و بحرانی که در خاورمیانه و آسیانه میانه یا قفقاز به وقوع پیوسته به نفع رژیم تروریستی آخوندی و بربرمنش و تاریک اندیش و جنگ افروز و بحران زی و بحران ساز تمام شده است به جز جنگ اخیری که میان گرجستان وروسیه در منطقه قفقاز به وقوع پیوست که به دلیل نیاز شدیدی که مرتبط با پرونده ی هسته ای به موضع حمایت روس ها در اجماع اعضای گروه 5+1 احساس می شود. بنابراین سیاست سکوت اتخاذ شد و فقط به تهیه و تنظیم چند تا طنز گفت و شنود علیه ی آمریکا بسنده شد تا که به مخاطبان درون جبهه ای همچون پاسدار احمدی نژاد ومعاونش رحیم اسفندیار مشائی و همچنین دوم خردای های حامی انقلاب مخلمین تفهیم شود که آمریکا در ست در شرایط خطری که پیش آمد گرجستان را در برابر تهاجم روس ها رها کرد وتنها گذاشت . البته در این طنز ها نتیجه گرفته شد که عاقبت پیوند گره زدن زلف شتر با روباه همین است که موقع حمله ی شیر، شتر پا به فرار می گذارد و روباه مکار را پا در هوا و معلق شده همچون پاندول به حال خود وا می گذارد .
اما اکنون پاسدار لبنانی یادداشت رز نویس متوجه شده است با اخطار هائی که بوش به روسیه در مورد ادامه ی حمله داد شرایط آنگونه که پیش بینی می شد پیش نرفته است و چون نوعی احساس مغبونیت در این زمینه به دلیل اتخاذ دیپلماسی سکوت می شود. زیرا که از شریط بدست آمده ی فضای جنگی در منطقهی قفقاز دستگاه دیپلماسی تروریستی رژیم آخوندی آنطوری که می بایست فعال نشد و واردصحنه نشگت و بهره ی تبیغاتی لازم نبرده است . بنابراین برای جبران این مغبون شدگی سیاست وزارت امور خارجه و وزیر آدمربا منوچهر متکی و سخنگوی امور خارجه بر زیر تیغ سئوال و پرسشگری واقع شده است که چرا در این شرایط پیش آمده ی موقعیت جنگی میان روسیه و گر جستان دیپلماسی ومنطقه ی قفقاز منغعل وکلی و مبهم و همراه با سکوت بوده است که هیچکس متوجه نم شود که موضع رژیم تروریستی آخوندی در این مورد چیست؟ در دنباله افزوده البته بر خلاف تصور وضعیت آنقدر مبهم نبود که دستگاه دیپلماسی توان درک شرایط را نداشته باشد .
البته پاسدار یادداشت روز نویس شده فراموش کرده است که منوچهر متکی وزیر آدمربای امور خارجه با کارکنان دستگاه ترور و جاسوسی برون مرز یعنی سفرایش مشغول دیدارهای سریالی و زنجیره ای بوده است که از دیدار با لوطی جماران شروع و پس از دیدار با رؤسای نهادهای سه گانه و رفسنجانی به حداد عادل رسید که گویا ادامه ی اینگونه دیدار ها باید این سیاست معرکه گیری ادامه داشته باشد ؛ لذا دیگر برای وزیر آدمربا منوچهر متکی و سخنگوی وزارت امور خارجه فرجه باقی نمان تا جنگ روس ها با گرجستان را دنبال و تعقیب کنند و همانگونه که تذکر داده شد به دلیل نیاز مبرم وشدید به روس ها محور بحران پرونده ی هسته ای که احساس می شود وترسی که از سوی دیگر از آمریکا می شود به سادگی به توان سیاست ویا موضعی گیری اتخاذ شود که ضرر و زیان عاقبت آن قابل پیش بینی باشد .
بهرحال پاسدار یادداشت روز نویس برای اینکه نوک انتقاد را بیشتر تیز وفرو کردهباشد افزوده که منطقه ی قفاز منطقه ی کم اهمیتی نمی باشد . به خصوص اینکه گرجستان و اوستیا فرهنگ و آداب و سنن خودشان را بیشتر به ایران نزدیک می دانند وخودشان را ایرانی می دانند که توقع حمایت و کمک داشتند.
بهر صورت پاسدار لبنانی قلم بر دست و یاددشت روزنویس شده در دنباله ی یادداشت روز خود برای انکه چراغ سبز به روس ها نشان داده باشد و باز هم به سیاست انقلاب مخملین که نارنجی نامیده شده است و مورد حمایت آمریکا و غرب می باشد را مورد حمله داده باشد که گفته شد به چه دلیل است و مخاطبانش کیستند علیه ی سیاست رئیس جمهور گرجستان و آمریکا موضع گیری کرده تاکه به سوی روس ها غش کرده باشد .آنگاه در ادامه ی یادداشت روز، اشاره رئیس جمهور گرجستانکرده و گفته شده به خاطر ملحق شدن به ناتو ودر دیداری که وی با وزیر امورخارجه ی آمریکا داشت و با حمایت معناداری که از وی شد . در همان دیدار بود ککلید و جرقه ی جنگ گرجستان با روس ها زده شد . سپس حمله به اوستیا از سوی گرجستان شروع شد به نیت اینکه آمریکا در برابر روس ها به حمایت گرجستان وارد صحنه می شود. سپس یادداشت روز نویس نتیجه گرفته است که بوش اینکار را نکرد و شکست و افتضاح سیاسی در برابر روس ها را پذیرفت و صرفاً از رئیس جمهور گرجستان خواست که تأسف وی را برای کشته شدگان جنگ به پذیرد و به دادن پیشناد که طرفین مشکلات خودشا ن را حل و فصل کنند بسنده کنند .
در خاتمه اینکه چون پاسدار یادداشت روز نویس از موضع انتقادی به اتخاذ سیاست سکوت دستگاه دپیلماسی وزارت امور خارجه شروع کرد و پرسش کرد که چرا این دستگاه عرضه نداشت تاکه بتواند از این شرایط فرصت طلبانه خوب بره برداری کند و در ادامه به شکست ضرر و زیان آمریکا از این جنگ اشاره کرد به خصوص اینکه یادداشت روزئویس از موضع ضدآمریکائی یادداشت روز خود را تهیه و تنظیم کرد ه است. بنابراین نمی بایست که اخطار های بوش و آمریکا به روسیه و ارسال کمک های خدماتی و ... که به سوی آمریکابه سوی گرجستان ارسال شده و از روس خواسته شده که امنیت هوائی و آبی و زمینی را تأمین وموانعی ایجاد نکند را نادیده بگیرد . بالاخره اینکه شب بلند است و قلدر هشیار مشخص خواهد شد که تنظیم کردن اینگونه یادداشت روزهای جانبدارانه و انتقادی در نهایت چه تأثیری بر روی پرونده ی هسته ای و تصمیم گیری پیرامون آن خواهد گذاشت و نیجه به کجا خواهد انجامید و کارنامه و ترازنامه و بیلان کدام کشور دارای سود و وزیان یا سود و منعفت خواهد شد؟
هوشنگ � بهداد
شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
دلیل دیدار لوطی جماران با نهاد بد نام وزارات اطلاعات و تعریف و قدر دانی کردن از اینان چیست؟
همین دیدار که ادامه ی دیدارهای زنجیره ای اخیر لوطی جماران است . اعتراف آشکاربر ماهیت ضد مردمی رژیم تروریستی و فاصله گیری از مردم و پیوند بیشتر ناگسستنی با نهادی است که منفور ترین و جنایتکارترین ارگان آدم و تفکر و اندیشه و آزادی کش رژیم بربر منش و تاریک اندیش و قرون و سطائی وضد بشری آخوندی می باشد . برای اینکه این نهاد آدمکش حرفه ای عملکرد جنایتکارانه ای دارد که در 3 دهه ی گذشته ر بستر جراحی و خراطی کردن اندیشه ها و تفکر دیگران بیش از یک صد و بیست هزار زندانیان سیاسی را پس از اعمال انواع و اقسام شکنجه ها به جوخه های مرگ فرستاده است و خیلی بیشتر را زندانی و شکنجه کرده است. حتی مخالفین ودگر اندیشان را نه در داخل کشور که در برون مرز تعقیب و ترور کرده است و دستآوردی برای رژیم تروریستی آخوندی داشته است که رتبه داری محکومیت نقض مداوم حقوق بشر در جهان می باشد . همچنین رهبران ودست اندرکاران عالی رتبه ی این رژیم ضد بشری به خاطر ترور مخالفین در آلمان دارای پرونده ی محکومیت می باشند .

از سوی دیگر چند مقام عالی رتبه ی دیگر این رژیم تروریستی به دلیل دخالت و دست داشتن در انفجار سفارت اسرائیل در آرژانتین به عنوان مجرم زیر پیگرد پلیس بین المللی می باشند که بخشی دیگر از دستآورد این نهاد جاسوسی و آدم واندیشه و آزادی کش وزارت بد نام اطلاعات می باشد که وزیرآن آخوند محسنی اژه ای گوش خوار و آدمکش حرفه ای می باشد که دارای پرونده ی بسیار ننگین است و جزو آمرین قتل های زنجیره ای می باشد که یک نمونه ی آن آن جنایت و فاجعه ی ضد انسانی در مورد زوج داریوش و پروانه فروهرها می باشد ودر قتل عام تابستان خونین سل 67 دست داشته که هزاران زندانیان سیاسی در مدت کوتاهی قتل عام شدند که یک سند محرز جنایت علیه ی بشریت است که روزی مجرمان و قاتلان برنامه ریز این جنایت می بایست در مجامع بین المللی همچون سایر جنایتکاران به اتهام مرتکبان جنایت علیه ی بشریت محاکمه شوند .

بلی ارگان جنایتکاری که به زنان بادار و به دختران باکره و مادران و پدران کهنسال و نو جوانان رحم نکرده او پس از شکنجه کردن شان اعدام شان کرده است و پرونده ی ننگین ربودن 3 رهبر مسیحیان ایرانی و مثل کردن شان را دارد و سابقه ی انفجار حرم امام رضا را در کارنامه اش دارد که سید خندان خاتمی از عاملین جنایتکار این اقدام و قتل های زنجیره ای به عنوان چشم فتنه و گروه خود سر یاد کرد. اکنون زمانی که رهبر لوطی جماران سید علی خامنه ای در دیدار با اعضای این ارگان آدم و آزادی و اندیشه کشان حرفه ای به عنوان بهترين و با وفاترين مجموعه هاي برآمده از انقلاب یاد و تاكيد كرده که وزارت بد نام اطلاعات با زحمات و تلاش هاي طاقت فرسا و در حقيقت با جنایات خاموش که در 3 دهه گذشته برای بقای رژیم تروریستی فاشیستی انجام داده اند که تا کنون دوام یافته است همه بايد از آن قدردانی کنند .

لذااین اعتراف عجزآلود ومشمئز کننده ی رهبر لوطی جماران از این نهاد بدنام بطور آشکارا اعتراف بر اوج ضد مردمی و نامشروع بودن رژیم می باشد که تداعی کننده دوران شاه می باشد که در پناه ساواک مانده بود و تا این سازمان منحل شد به دنبال این انحلال آن رژیم سلطنتی هم به تاریخ پیوست . به خصوص اینکه در سلسله دیدارهای زنجیره ای که لوطی جماران این روزها داشته است سخن و کلامی از مطالبات و نیاز های مردم نگفت و حرفی هم از تورم وگرانی وافزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری نزد و صرفاً از پروژه ی هسته ای دفاع کرد وبر عدم عقب نشینی و تسلیم نشدن در برابر تعلیق غنی سازی اصرار و تأکید کرد و افزود که می بایست به جای عقب رفتن جلورفت . زیرا که هرچه تا کنون پیشرفت بوده است که به بخشی از آن در این نوشتار اشاره شد به دلیل همین ایستادگی در برابر دشمنان وبه جلو رفتن بوده است .

در خاتمه اینکه در این شرایط خطیر و حساس کنونی که نارضایتی بسیار بالا می باشد . بطوریکه برای خاموش نگهداشتن جوانان خشمگین وناراضی می بایست که تعداد 29 متهم محرو وتهی دست از جمله کارتن خواب را در زندان اوین در یک روز در یک قتل جمعی بر دار کشاند تا سعید مرتضوی داد ستان تهران که نه جلاد مطبوعات است که نه تعداد 80 مطبوعات را یکشبه تعطیل کرد ، بلکه بازجو وشکنجه گر و قاتل خانم زهرا کاظمی در زندان اوین است که عکاس و خبرنگار ایرانی تبعه کاناداد بود . از سوی دیگر قتل جمعی این 29 نفر در زندان اوین که سند جنایت آمیز جنایت علیه ی بشریت است . ولی سعید مرتضوی و دادستان قاتل، آن را عین حقوق بشر دانست . اکنون نیز وبلاگ یک نماینده ی مجلس افشاگر به نام احمد توکلی را فیلتر گزاری کرد که چرا ماهیت مدرک قلابی وافتخاری وزیر کشور علی کردان از دانشگاه آکسفورد دولت فخیمه انگلیس را افشا کرده است. همچنین اخیراً دو جوان ناراضی دیگر به بهانه ی مبارزه با اراذل و اوباش در پارک یاغچی آباد تهران در حالت تحقیر کننده به گردش و چرخش در آورده شد . همینظور مجلس ارتجاعی کمدی و انتصابی و پاسدار ریزه شده در حال بررسی قانون اعدام برای بر خورد با افراد شرور می باشد تا که چگونه قانونی تصویب شود که به توان ماشین کشتار دستگاه ضد قانون و عدالت و آزادی و حامی تبعیض و کلان دزدان و غارتگران قضائی بیشتر دار بزند و اعدام کند تا که در شرایطی که بحران هسته ای بمرحله ی بسیار حساس و خطری رسیده است حربه ای برای خفه کردن صدای معترضین وزهر چشم گرفتن از مردم ناراضی باشد . بنابراین مشخص است که چرا لوطی جماران با این ارگان بد نام وزارت اطلاعات اندیشه و آزادی و انسان کش دیدار داشته است و از اینان تعریف و تمجید کرده است . زیرا که همانگونه که تذکر داده شد این دیدار و این ستایش و قدر دانی کردن لوطی جماران نشان اوج استیصال ودر ماندگی و نامشروع و ضدردمی بودن رژیم بربرمنش و تاریک اندیش است که یاغی بین الملل و محور شرارت و پدر خوانده ی تروریست نامیدهشده استو گواه ناشی از ترس و وحشت از واکنش و قیام وخیزش مردم ناراضی به ویژه ی جوانان ناراضی و خشمگین می باشد که نیاز به اینگونه دیدار ها و تعاریف و سپاس گوئی های لوطی جماران از این نهاد منفور و بدنام وزارت اطلاعات است .

هوشنگ � بهداد

پنجشنبه 24 مرداد ماه سال 1387
نقد و بررسی " پروژه سوخته! (يادداشت روز)" روزنامه کیهان چهارشنبه 23 مردادماه سال 1387
"دفاع عریان از قانون شکنجه و زندان ودار واعدام و توهین ومتهم کردن منتقدان و فعالان حقوق بشر در ایران وستون پنجم دشمن نامیدن شان "
چرا مخالفت کردن با بی عدالتی و تبعیض و قوانین ارتجاعی و ضد بشری شکنجه و مثله کردن و قطع اندام و سنگسار و شلاق ودار زدن و تحقیر کردن جوانان در خیابان ها که با ابزاری کردن دین و اسلامی که در راستای قدرت و وثروت می باشد به منزله ی پیاده نظام دشمن تبدیل شدن می باشد؟ زیرا که به 29 نفرکه در قتل جمعی یک روز در زندان اوین بر دار کشیده شدند وعین حقوق بشر نامیده شد انتقاده شده است ؟! یا اینکه چرا به قانون قصاص و شکنجه و اعدام که در مجلس کمدی وانتصابی وپاسداریزه مورد بررسی می باشد انتقادشده است ؟ آخر کجا اینگونه اندیشه ضد بشری و آزادی کش اجرا می شود ؟ چرا نمی بایست با آن به مبارزه بر خاست ؟ حال مجریان جلاد آدمکش یا پادو وهورا کش و جیره خوران و مبلغا ن رژیم جنایتکار حاکم هرگونه که می خواهند اتهام بزنند ومتهم کنند؟

آخر این چگونه نظام و مکتبی می باشد که 3 دهه است از پیا م مرگ وخون وجنگ و فقر و بیکاری و رشوه و رانتخواری و غارتگری و شکاف عمیق اجتماعی و سرکوب و سانسور و شکستن قلم وبریدن زبان و بستن دهان و جنگ و خون و شکنجه و زندان واعدام ودار و شلاق وتن و اندام فروشی دفاع کرده و جامعه با گسترش روز افزون تورم و گرانی همراه بوده است . ولی بازاحساس می شود که چون قوانین سرگوبگری کامل نیست. می بایست بازهم کامل تر شود و قوانین مازات بیشتر تصویب شود. اما هر جریانی که با اینگونه قوانین واعمال ضد بشری و قرون وسطائی مخالفت کند .مشکوک ووابسته به بیگانه می باشد .

چرا برخی اینقدر خنگ و بی شعور و کودن وعقب مانده ی ذهنی می باشند که خودشان را به عالم خریت می زنند که گویا مردم ایران هنوز پس از 3 دهه هیچگونه شناختی از 3 دهه عملکرد دولتمردان ندارند که جامعه را به شرایط کنونی کشانیده اند؟ بلی چرا اینقدر کودن و انعطاف ناپذیر ودگم و عقب منده می باشند که نمی توانند درک کنند دیگر نمی توان با شگرد های نخ نما شده و سوخته شده مانور تبلیغاتی داد؟ زیرا که دیگر چیزی پنهان نمانده است تا که نیاز به روشنگری داشته باشد تا که مردم بدانند ساختار این نظام سرکوبگر ضد انسانی چگونه است که در 3 دهه ی گذشته با عوامفریبی و دین فروشی و شیادی هنوز چیزی تکرار و آزمایش نشده است که با زهم نیاز به باز پروری و آزمون می باشد تا که مردم بدانند ماهیت آن چیست؟

اکنون یک طلبه پاسدار بازجو وتحریف گر در دفاع از قانون قصاص که برابر سنگسار کردن و چشم درآوردن وقطع اندام و از کوه پرت کردن و... دار زدن می باشد به اطلاعایه تظاهرات که نهضت آزادی و جبهه ی ملی در 25 خرداد اشارهکرده که به دلیل به نقض آزادی و خفقان و سرکوب در جامعه و قانون ضد انسانی قصاص صادز شده بود که در اخبار ساعت 2 بعداز ظهر خمینی گفت اگر چنانچه اطلاعیه را پس نگیرید اعلام می کنم که مرتد می باشید. البته که تظاهراتی صورت نگرفت و هزینه ی این عقب نشینی و تسلیم را مجاهدین در چند روزبعد در 30 خرداد سال 60 با تظاهرات صلح آمیز نیم میلیون خود در تهران پرداختند . زیرا که به خاک وخون کشانیده شد د . اکنون این قلم بر دست به شکل تحریف شده خبر رابازتاب داده است تا که اینکه به تواند نهضت آزادی و شیرین عبادی را به ارتداد خمینی ساخته مشابه متهم کند که چرا به نام حقوق بشر در کشوری اشاره ومطرح می کنند که رکوردار نقض حقوق بشر در جهان می باشد .

البته برای رژیمی که لوطی جماران به نام ولی فقیه حاکم و همکاره است که قیم مردم ایران می باشد ومردم هیچ نقشی جز سیاهی لشکر برای مشروعیت بخشیدن به رژیم ضد بشری و نامشروع ندارند و اصلاً انسان در این نظام ارزشی ندارد که می بایست داری حقوقی باشد که باید به آنهم احترام گذاشته شود. برای همین مدافعان حقوق بشر در چنین حکومتی تهدید و تحقیر می شوند و طلبه پاسدار برای شان پرونده سازی می سازد.هینطور بدون آنکه این طلبه پاسدار یادداشت روز نویس شده بگوید که برای چه سران رژیم ترویستی آخوندی و سپاه پاسداران حق دارند در امور داخلی سایرکشورهای همجوار و منطقه دخالت گری بکنند و دست به آدم ربائی شهروندان اروپائی و ژاپونی در ایران و عراق و لبنان بزنند و مخالفین را در کشور های دیگر از جمله در کشورهای اروپائی تعقیب و ترور بکنند. ولی اینان حق ندارند در دفاع از حقوق بشر به دار کشیدن قتل جمعی 29 تهی دست که محرومان تولیدات رژیم تروریستی آخوندی هستند اینان انتقاد و محکوم کنند ؟ زیرا که برای توجیه قانون ضد انسانی قصاص و شکنجه و اعدام اینگونه اینان مورد انتقاد واقع شده اند:

"بايد پرسيد آيا دخالت صريح و غيرقانوني اتحاديه اروپا در سير تصويب قوانين يك كشور نقض قواعد حقوق بين الملل نيست؟ و كساني كه در مخالفت با يك حكم الهي با دشمنان قسم خورده ملت ايران همصدا مي شوند، آيا اساساً هرگز درباره علت هاي اين همراهي تأمل كرده اند؟! از مدعيان دروغين حقوق بشر در كشورهاي غربي انتظاري نيست، تأسف و تأثر آنجاست كه عده اي در داخل كشور گمارده هاي همان خط و جريان بيروني هستند و از فرصت استفاده مي كنند و در بزنگاه هاي حساس نقشي در سناريوي �اسلام زدايي� برعهده مي گيرند.امام راحل عظيم الشأن طي سخناني در 25 خردادماه سال 60 (صحيفه امام- جلد 14- صفحه 448 به بعد) مخالفت با قصاص و دعوت مردم براي راهپيمايي عليه لايحه مزبور را دعوت عليه قرآن و احكام ضروري اسلام دانستند و قاطعانه فرمودند كه: �جبهه ملي از امروز محكوم به ارتداد است�. امروز نيز عده اي با ناديده گرفتن نصوص قرآني و متون ديني و فقهي، خواستار تغييراتي در قانون مجازات اسلامي هستند كه مشكل بتوان براي آنها توجيهي يافت، چرا كه فرجام و سرانجام كار چيزي جز حذف برخي احكام و مقررات قطعي و مسلم اسلامي نيست
."

درخاتمه اینکه پاسداران و شکنجه گران قلم بردست شده در روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی کیهان سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری که نام های مذهبی به عنوان عوامفریبی و دینمداری برای خود انتخاب کردند و باتکای همین قانون ضد بشری قصاص و شکنجه در زندان و سیاه چال ها در 3 دهه ی گذشته بیش از صد نوع شکنجه های ضد انسانی اعمال کردند و با بازجوئی و شکنجه و تواب سازی و تحریف گری و جاسوس پروری و وارونه گوئی برای مخالفان ودگر اندیشان پرونده سازی کرده و کیفرخواست اعدام برای شان صادر کرده اند و در قتل های زنجیره ای در کنار آمرین و عاملین بوده اند ودر ترور های برون مرز همدوش سعید امامی ها بوده اند و اکنون نیز سایر همکاران شان وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید و ارشاد شده و خبرگزاری رسمی دولتی ایرنا با روز نامه ی دولتی ایران را اشغال کرده و در خود اختیار دارند و بطور مستقیم از دولت و مجلس ارتجاعی کمدی و انتصابی و پاسداریزه در نظام یک دست شده دفاع و حمایت می کنند. بدون آنکه توضیح داده شود که مگر کسی از بدو تولد ارذل و اوباش و شرور و خلافکار می باشد؟ یا اینکه گفته شود که حاکمان غارتگر و دین فروش و دروغگو وجنگ افروز در 3 دهه ی گذشته مگر چه کرده اند که جامعه به سمت اراذل و اوباش قاتل پروری سوق داده شده است؟ بنابراین اگر چنانچه در شرایط بسیار خطیر و حساس کنونی از بر رسی قانون قصاص و اعدام در مجلس کمدی و انتصابی هشتم دفاع نکند و مخالفان را متهم به ارتداد ووابستگی به دشمن بیگانه و همصدا شدن با دشمان نکنند که چرا از حقوق بشر سخن گفته و دفاع می کنند که چرا به قانون اعدام انتقاد کرده اند ؟ پس بقول زنده یاد دکتر مصدق که گفته بود یک عمری به توپچی پول داده می شود که در روزی که به اینان نیاز می باشد شلیک کنند . بنابراین اکنون که به این توپچی های لاشخور و مرده خوار شیداً نیاز می باشد اگر چنانچه غیر از اینگونه قلم فرسا ئی و یادداشت روز تهیه کردن و سناریو وپرونده سازی برای دگر اندیشان نکنند پس چه باید بکنند؟ آنهم درابن برهه ی بس حساس و خطیری که رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و قرون وسطائی و نامشروع آخوندی در آن قرار دارد که بحران پروژه ی هسته ای هر روز خطری تر می شو که برای خاموش کردن صدای معترضین گذشته از افزایش دار و اعدام ها در یاغچی آباد تهران برای تحقیر کردن جوانان نا راضی به حالت زنده در خیابان وپارک چرخانیده می شوند.

هوشنگ - بهداد چهارشنبه 23 مردادماه سال 1387
نقد و بررسی " آغازي براي منزوي ساختن انديشه هاي امام خميني" روزنامه ی جمهوری چهارشنبه 23 مردادماه سال 1387
"انتقاد به موج تهاجم سیستماتیک به تفکرو اندیشه های خمینی در بستر خمینی زدائی از سوی دولت پاسدار احمدی نژاد"
به نظر می رسد همانگونه که پیش بینی شده بود هرچه زمان به سمت نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک تر می شود دامنه ی رقابت و تضاد و تناقض گوئی ها ومسئله و بحران سازی های باندهای مافیائی درون جبهه ی غالب خود اصولگرا خوانده نیز بیشتر بیشتر می شود . به خصوص اینکه بحران هسته ای مزید بر علت شده وموجب شده است که دامنه ی عمق و غلظلت تضاد و رقابت ها افزوده گردد . بهر حال موضع گیری های چپ و راست رحیم اسفندیارمشا ئی پدر زن پسر پاسدار احمدی نژاد کلی مشکل و درد سر همراه با انتقاد های در حال افزایش به وجود آورده است . از جمله سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوریاسلامی پس از انتخاب کردن عنوان مقاله که گفته شده اندیشه های خمینی مورد تهاجم واقع شده در مورد اظهار نظر معاون رئیس جمهورپاسدار احمدی نژاد در مورد اسرائیل و با نقل قول کردن گفته های خمینی برای نشان دادن مغایرت با موضع رحیم مشائی و با بر جسته کردن عدول و عبور کردن از خطوط ترسیم شده ی خمینی از سوی معاون پاسدار احمدی نژاد که آن را چنین رسیم ومقایسه کرده است:

"بسم الله الرحمن الرحيم .چندي است كه در كشورمان يك جريان براي تطهير رژيم صهيونيستي درحال تلاش است . از جمله اظهارات پياپي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي كه البته مسئوليت ها و عناوين ديگر دولتي هم دارد يكي از بارزترين خطوط اين جريان است . آقاي اسفنديار رحيم مشائي دو هفته قبل گفته بود : � ما با مردم آمريكا و اسرائيل دوست هستيمو اين هفته نيز در واكنش به اعتراضاتي كه به اين سخن بي منطق شد گفت :براي هزارمين بار و قوي تر از گذشته اعلام مي كنم كه ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل � . براي همه كساني كه مكتب امام خميني را درك كرده اند بسيار سخت و تلخ است كه چنين سخناني را از زبان يك مسئول سطح بالاي كشور بشنوند. اما در نهايت تعجب بايد بپذيريم كه متاسفانه اين ماجراي تلخ واقعيت دارد و معاون رئيس جمهور كشوري انقلابي كه يكي از پايه ها و اصول انقلابش � مبارزه با رژيم صهيونيستي تا نابودي آن � است چنين سخناني را به زبان آورده و حتي افزوده است : � بنده به حرفهايم افتخار مي كنم و آنها را اصلاح نمي كنم بلكه هزار مرتبه ديگر نيز تكرار مي كنم كه ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست كه چون اعتقاد و آرمان هايمان انساني است در بين توده هاي مردم در دنيا دشمني نداريم ... مردم ايران با مردم آمريكا فرقي ندارند ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل � . "
ادامه ی تمرکز دادن فشار برروی دولت که گفته شده اگرچنانچه این سخنان از دهان یک آدم عادی مطرح می شد ایراد و اهمیتی نداشت ولی از سوی یک مسئول عالی رتبه ی دولتی مطرح می شود که ادعای دولت امام زمانی و عدالت محوری و اصول گرائی و داعیه پیرویکردن از خمینی دارد که چنین دهان کجی به خمینی می کند و بر گورش لگد می زند تاکه مورد استقبال رسانه های صهیونیستی واقع شود. در صورتیکه عوارض چنین گفته هائی دامن گیر رژیم تروریستی آخوندی چنین متحمل می شود:"اين سخنان اگر از يك فرد فاقد مسئوليت دولتي صادر مي شد شايد اهميتي نداشت ولي هنگامي كه يك مسئول عالي رتبه دولتي آنرا به زبان مي آورد بازتاب خاصي دارد كه عوارض آن دامنگير نظام جمهوري اسلامي خواهد شد و راه را براي تفسيرها و تحليل هاي انحرافي باز خواهد كرد. اينكه رسانه ها و مقامات رژيم صهيونيستي از اين سخنان استقبال كرده اند به همين دليل است و البته عارضه ديگر اين اظهارات سئوال ها و ابهامات و تشكيك هائي است كه در ميان دوستان نظام جمهوري اسلامي و انقلابيون جهان پديد آورده و مي آورد. "
در دنباله سرمقاله نویس برای اینکه نوک پدر زن پسر پاسدار احمدی نژاد را به چیند و وی را در گاز انبر فشار بگذارد از خمینی و جانشینش لوطی جماران نقل قول کرد و توضیح داده است که نظرات اینان پیرامون اسرائیل چگونه است و چطوری رحیم اسفندیار مشائی علیه ی اینان موضع گیری کرده است و انحراف ایشانرا اینگونه برجسته کرد: .
"در انحرافي بودن سخنان آقاي مشائي هر چند ترديدي نيست لكن براي آنكه سريع تر به نتيجه برسيم بهتر است به كلام روشن حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه و خلف صالح ايشان رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي استناد كنيم كه نظر صريحي درباره آنچه آقاي مشائي آنرا � مردم اسرائيل � مينامد دارند. امام خميني در اين زمينه فرموده اند : � يهودي در كشورهاي ديگر با يهودي در فلسطين اشغالي فرق مي كند. همه يهودياني كه در فلسطين اشغالي اسكان داده شده اند در حكم همان سربازان و اجزا رژيم غاصب هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي است. حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب نيز فرموده اند : � مردم فلسطين در خارج از فلسطين با حال كوخ نشيني و اردوگاه نشيني زندگي مي كنند خانه ها و وطن آنها در اختيار كساني است كه از اروپا از استراليا از آمريكا از آسيا و از آفريقا به آنجا رفته اند و يك ملت جعلي و دروغين به وجود آورده اند و در آنجا به نام يك ملت زندگي مي كنند و دولتي هم دارند اساسا چنين ملتي وجود و هويتي ندارد" .
سپس سرمقاله نویس پس از اینکه گفته های خمینی در مورد اسرائیل و فرق یهودیان خارج از اسرائیل ودر اسرائیل و شرایط زندگی پناهندگان فلسطینی در اردوگاه هارا نقل قول کرد نتیجه گرفت که مسئول حکومتی که با موضع و سخنان خمینی آشنائی نداشته باشدهر گز شایستگی امندن در پست دولتی را ندارد و دلیل خودرا اینگونه تشریح کرد:
"در نظام جمهوري اسلامي كساني كه به مقامات و مناصب عالي دولتي مي رسند بايد با مباني اين نظام آشنا باشند و اطلاعات لازم را در زمينه هاي مختلف داشته باشند. كسي كه در منصب معاونت رئيس جمهور قرار دارد و چند مسئوليت اجرائي نيز برعهده اوست اگر با نقطه نظرهاي امام و رهبري درباره يهوديان اسرائيل آشناست و در عين حال چنين مطالبي را بر زبان جاري مي كند كه در اينصورت به دليل قرار داشتن در مقابل رهبري نظام بهيچوجه شايستگي اشغال چنين منصبي را ندارد و اگر از اين مطالب بي اطلاع است كه در اينصورت اصل اينكه اصولا چرا به چنين منصبي گماشته شده زير سئوال است و كساني كه او را گمارده اند بايد پاسخگو باشند. مهمتر آنكه بعد از اعتراض هاي منطقي و روشن باز هم اين شخص بر موضع انحرافي خود اصرار مي ورزد و به آن افتخار نيز مي كند! متاسفانه اين اولين بار نيست كه اين شخص مرتكب اعمال و گفتارهاي خلاف مي شود. تاكنون هر بار با توجيه و عذرهاي بدتر از گناه مسئولان از كنار اين ارتكابيه ها گذشتند و هرچه زمان گذشت اين قبيل ارتكابيه ها نيز انحرافي تر و زيانبارتر شد. به نظر مي رسد اكنون زمان آن فرا رسيده است كه بدون اغماض و توجيه اين فرد از مناصب دولتي كنار گذاشته شود و با اين قبيل انحرافات برخوردي جدي گردد تا جلوي خسران هائي كه از اين رهگذر متوجه نظام جمهوري اسلامي مي گردد گرفته شود. در اين ميان اين سئوال نيز در اذهان مطرح است كه چرا كساني كه در برابر اين قبيل مسائل همواره حساسيت نشان ميدادند و حتي براي مسائل پيش پا افتاده به حالت كفن پوش به خيابان ها مي آمدند اكنون شاهد ساكت چنين انحرافات بزرگي هستند جريان تطهير رژيم صهيونيستي يك حركت عادي نيست . اين جريان در واقع آغازي است براي منزوي ساختن افكار و انديشه هاي امام خميني و به فراموشي سپردن آرمان هاي انقلابي و ارزشهاي اسلامي . سكوت در برابر اين جريان خطرناك نه تنها بهيچوجه جايز نيست بلكه قطعا گناه است . همه بزرگان اعم از حوزوي و دانشگاهي و فعالان سياسي بايد با اين خطر مقابله كنند تا آرمانهاي انقلابي و ارزشي امام خميني زنده بماند."

درخاتمه اینکه همانگونه که سرمقاله نویس اخطار کرده و مسئولان پشت پرده کفن پوشان که شامل بخشی از برنامه ریزان اطلاعاتی و امنیتی و پاسداری و لباس شخصی هایمی شود که از حمایت معنوی کامل آخوند انگلیسی مصباح یزدی برخوردارند خطاب به اینان گفته که چرا اینان سکوت کرده اند و وواکنش نشان نمی دهند و دیگر کفن پوش شده همچون گذشته وارد خیابان ها نمی شوند ودست به تظاهرات نمی زنند؟ دلیل این اینگونهرکاتتناقض آمیز و سکوت ها می توانند به عواملی بستگی داشته باشد که شامل حال مخالفان اندیشه و تفکر خمینی ونفی جمهوریت و مدافعان حکومت اسلامی می شود که اکنون که بقدرت خزید اند بهترین فرصت مناسب برای شا نفراهم شده است تا بر طبل خمینی زدائی خودهر چه بیشتر بزنندوبی افزایند و حامیان دوم خردادی های مغلوب خمینی را هرچه بیشتر ایزوله واز صحنه ی حضور و رقابت حذف کنند. مسئله ی بعدی که مهمتر می باشد . چون پاسدار احمدی نژاد به این نتیجه رسیده است که نمی تواند شانسی برای پیروزی دوره بعدی ریاست جمهوری دوره ی دهم داشته باشد و متوجه شده است که موج مخالفت و انتقاداتی که به سیاست و عملکرد دولت و خود این پاسدار احمدی نژاد شروع شده است مرتبط با برگزیدن نامزد ریاست جمهوری دیگر به جای وی می باشد که دست به انتقام گیری زده است و اقداماتی مسئله انگیز چپ و راست بصورت عمدی انجام می دهد تا که منتقدان درونی خود را وادار به پذیرش وی بدون هرگونه انتقادی کند . بنابراین بی جهت نیست که از عکس یاد گاری گرفتن با فرمانده ی نظامی آمریکائی می گوید . یا از هوشنگ امیر احمدی دلال و جاسوس چند جانبه دعوت می کند و پیشنهاد بازگشائی دفاتر حافظ منافع آمریکا در تهران می دهد و از مثبت بودن حضور معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا در دیدار گفتگوی هسته ای ژنو می گوید و موازی آن مشاورش رحیم اسنفدیار مشائی داستان اسرائیل و قربان صدقه رفتن برای اسرائیلی ها را مطرح کرده است که درست مخالف تهدید به نابودی کردن اسرائیل از سوی پاسدار احمدی نژاد و گفته های خمینی و جانشین وی لوطی جماران می باشد که سرمقاله نویسرله کرد . البته این داستان تازه شروع شده وتابر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم اگرهمچنان پاسدار احمدی نژاد بماند ادامه خواهد یافت. .
هوشنگ � بهداد