دروغ نامه ی کیهان 5شنبه 22
اسفند ماه سال 1392
نقد وبررسی : (یادداشت روز ) دروغ نامه ی کیهان " کدام کوتاهی زبان او را دراز کرده است؟! "
نقد وبررسی : (یادداشت روز ) دروغ نامه ی کیهان " کدام کوتاهی زبان او را دراز کرده است؟! "
سر بازجو شریعتمداری طوری علیه ی بان کی مو قلم فرسایی هتاکانه
کرده است که وی مستقل نیست واراده ای از خود ندارد و هرچه
آمریکا بگوید ودیکته کند انجام می دهد. یعنی اینکه گویا از سوی رژیم ولایت فقیه رابطه ی پشت پرده با
آمریکا در 35 سال گذشته وجود نداشته وچنگ زرگری تبلیغاتی ضد آمریکایی واقعیت
داشته است وآمریکا تهاجم نظامی اشغال
گرانه به افغانستان وعراق نکردتا دو دشمن رژیم ولایت فقیه ساقط شوند تاموجب تقویت
رژیم ضد بشری نامشروع ولایت فقیه گردد . آنگونه که رفسنجانی مدتی پس از اشغال
نظامی افغانستان در نماز جمعه تهران خطاب به بوش رئیس جمهور وقت آمریکا گفت که وی
می داند اگر همکاری مانبود هننوز در افغانستان طالبان بر سر قدرت بود . همچون در
چند خطبه های نماز جمعه های د یگر خود پس از اشغال عراق بازهم خطاب به بوش وارتش
آمریکا درعراق گفت برای تان ویتنامی دیگر
یا ویتنامیزه شده است و شهروندان آمریکایی
منتظر تحویل اجساد فرزندان شان در عراق نیستند پس بهتر است که هرچه زودتر عراق را تخلیه کنند .
البته این پیام تهدید آمیز را اگر بوش جدی نگرفت وارتش آمریکا از عراق بیرون
نکشاند .ولی اوباما به این درخواست لبیک گفت وبا اخراج کا مل ارتش آمریکا ا ز عراق
این کشور را تحویل عوامل نفوذی حاکمان ایران وسپاس قدس سپرد .مهمتر اینکه در این اقدام اشغال گرانه ی
نظامی عراق تنها سازمان متشکل نظامی مسلح مخالف رژیم ولایت فقیه در عراق از سوی
آمریکا خلع سلاح شدند تا بی دفاع وبی سلاح مقابل تهاجمات نظامی جنایت علیه ی بشریت
نوری مالکی مزدور دست نشانده رها شوند . اما اکنون بان کی متهم به دست نشانده بودن آمریکا شده است که چرا اشاره به نقض محکومیت مستمر حقوق بشر در
ایران کرده وافزوده است روحانی نتوانسته است به قول های داده شده خود در زمان تبلیغات ریاست جمهوری
مسئولانه اقدام کند. . بنابراین اگر دبیر کل سازمان ملل دست نشانده وبی اراده است
. سئوال است مگر رژیم ولایت فقیه کم به
سازمان رجو ع کرده تا شکایات وخواست
ومطالبات خود را به پیش ببرد یا اینکه
ازهم پیمانانش همچون بشار اسد جنایتکارد فاع کند؟
از سوی دیگر سربازجو شریعتمداری ضمن متهم کردن روحانی
که گویا وی تعهد داده است در خدمت اهداف سازمان ملل و آمریکا باشد باترفند یک تیر ودو نشان زده است . چون از موضع
تاکتیک تبلیغاتی ضد آمریکایی در مورد دبیر کل سازمان ملل گفته است"بانکیمون نیز مانند برخی دیگر از دبیران کل سابق و اسبق سازمان
ملل متحد نشان داده است در اظهارنظر پیرامون مسائل بینالمللی، از خود اختیاری
ندارد و بدون اجازه آمریکا نه سخنی بر زبان میراند و نه قلمی بر کاغذ میچرخاند.
از این زاویه، ادعای دیروز وی درباره نقض حقوقبشر در ایران، ادعای تازهای
نیست. این ادعای بیپایه و اساس بارها از سوی دولتمردان آمریکایی و همتایان قبلی
دبیرکل سازمان ملل متحد تکرار شده است. چون میگوید روحانی نتوانسته است به وعدههای انتخاباتی خود عمل
کند»! در ادامه برای اینکه روحانی را دراز
ومتهم کرده باشد افزوده بانکیمون در این اظهارنظر به گونهای سخن میگوید که
انگار روحانی در وعدهها و تبلیغات انتخاباتی خود به آمریکا و متحدانش تعهدی
سپرده است که از عهده انجام آن برنیامده! و اکنون دبیرکل سازمان ملل با یادآوری آن
«وعده»ها، روحانی را مورد بازخواست قرار داده و به محاکمه کشیده است که چرا به
وعدهها و تعهدات خود عمل نکرده است؟! این بخش از اظهارنظر اخیر بانکیمون فقط
زباندرازی نسبت به مسائل داخلی رژیم
فاشیستی مذهبی نیست که قیم کشور های اسلامی است و حق خود می داند در امور
داخلی شان مداخله گری آنهم نوع تروریستی کند، بلکه رئیسجمهورروحانی را به قول و قرار قبلی! و سپردن تعهد به آمریکا
در جریان انتخابات ریاستجمهوری متهم میکند! همچنین سربازجو شریعتمداری با فحاشی لمپنی به سازمان ملل از موضع بازجویی
وتعیین تکلیف برای دولت افزوده است
این دروغ بزرگ بانکیمون و تهمت ناروای دبیر کل بیسروپای سازمان
ملل متحد به رئیسجمهور و ملت شریف ایران نابخشودنیتر از آن است که با محکوم کردن
لفظی، این یا آن مسئول نظام برابری کرده و قابل جبران باشد. پاسخهایی نظیر:
«دخالت بیجای بانکیمون در امور داخلی کشورمان را محکوم میکنیم»! «دبیرکل
سازمانملل به جای اعتراض بیاساس خود به نقض حقوق بشر در ایران، بایستی به نقض
آشکار حقوق بشر در آمریکا اعتراض کند»! «بانکیمون چرا در مقابل جنایات
آمریکا در زندانهای گوانتانامو و ابوغریب سکوت کرده است»! و... اگرچه
برخاسته از غیرت دینی و ملی مسئولان محترم کشورمان است و از این روی، لازم و ضروری
است ولی نه فقط کافی نیست بلکه دور شدن از صورت مسئله و نادیده گرفتن موضوع اصلی
است"
بعلاوه سربازجو شریعتمداری در ادامه ی توهین وهتاکی
لمپنی خود به دبیر کل سازمان از موضع فرافکنی وطلبکارانه مدعی شده است "با
توجه به تهمت بزرگ و بیسابقه بانکیمون به رئیسجمهور و مردم شریف کشورمان،
عذرخواهی رسمی وی از جمهوری اسلامی ایران کمترین و حداقل انتظاری است که باید از
دبیرکل بیسروپای سازمان مللمتحد مطالبه کرد.؛ اهانت بانکیمون به نظام و ملت ایران به
اندازهای سنگین و غیرقابل توجیه است که اگر حاضر به عذرخواهی رسمی نباشد، جمهوری
اسلامی ایران میتواند و حق دارد، حضور وی در جایگاه دبیر کلی سازمان ملل متحد را
به رسمیت نشناسد"
همینطور سربازجو شریعتمداری ضمن متهم کردن رقیب مدعی
اصلاح طلب به فتنه ی آمریکایی اما این منفور ترین عنصر پلید وتابلوی گاو پیشانی سفید نماینده و سخنگوی ملت
ایران شده است وخطاب به رقیب و روحانی گفته است " صرفنظر از گروه اندک و کمشمار
اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که ننگ پاک نشدنی وطنفروشی و خیانت به
ملت را بر پیشانی خود دارند، تودههای عظیم و چند ده میلیونی مردم ایران علیرغم
سلیقههای سیاسی متفاوت و گاه متضادی که دارند، در مقابل تعدی و تجاوز بیگانگان به
ایران اسلامی و یاوهسرایی آنان علیه تمامیت نظام و مسئولان و شخصیتهای آن،
یکپارچه و غیرقابل نفوذ هستند و بدیهی است چه آنانی که به دکتر روحانی رأی دادهاند
و چه کسانی که نامزدهای دیگری را ترجیح داده بودند، آقای روحانی را رئیسجمهور
ایران اسلامی میدانند و بیحرمتی دبیرکل سازمان ملل متحد که زبان آمریکا را به
کام گرفته است برنمیتابند"
بالاخره
سربازجو شریعتمداری پس از روضه ی مبسوط ضد آمریکایی وبانکی مون خواندن در پایان حرف نهایی را زده است .چون به دولت
توصیه کرده است که باید از خوش بینی نسبت به آمریکا بدر آید وبساط میز مذاکره
وتوافق هسته ای را برهم زند .چون نه اینکه دشمن شیطان بزرگ آمریکا قابل اعتماد نیست ، بلکه بنا بر گفته ی خمینی شیاد هرچه
فریاد داریدباید بر سر آمریکاکشید. بهرحال
چگونه این رژیم ضد بشری می تواند مشروعیت داشته باشد که یک سربازجو کریه منظر
منفور قدرتی بیش از رهبر پوشالی ومترسک ولی فقیه به حساب همکاره داشته باشد
.آنگونه که مختار باشد هر لجنی که از دهانش خارج می شود نه نثار مقامات حکومتی که
به دبیر کل سازمان ملل از موضع ضد آمریکایی کند که چرا ناپرهیزی کرده واز خط قرمز
عبور نموده وبه نقض مستمر حقوق بشر در
رژیم ولایت فقیه ضد بشری اشاره کرده است؟ البته باید گفت این تاجم لمپنی و
پرخاشگرانه بدلیل سیاست 35 ساله ی مماشات غرب به ویژه آمریکا وسازمان ملل مقابل
رژیم بانکدار تروریست جهانی است .
بانکیمون نیز مانند برخی دیگر از دبیران کل سابق و اسبق سازمان ملل
متحد نشان داده است در اظهارنظر پیرامون مسائل بینالمللی، از خود اختیاری ندارد و
بدون اجازه آمریکا نه سخنی بر زبان میراند و نه قلمی بر کاغذ میچرخاند. از این
زاویه، ادعای دیروز وی درباره نقض حقوقبشر در ایران، ادعای تازهای نیست.
این ادعای بیپایه و اساس بارها از سوی دولتمردان آمریکایی و همتایان قبلی دبیرکل
سازمان ملل متحد تکرار شده است. اما اظهارات اخیر بانکیمون حاوی نکتهای است که
آن را از ادعاهای مشابه قبلی متمایز میکند. دبیرکل سازمان ملل متحد میگوید
«رئیسجمهور ایران نتوانسته است به وعدههای انتخاباتی خود عمل کند»! بانکیمون
در این اظهارنظر به گونهای سخن میگوید که انگار دکترروحانی در وعدهها و
تبلیغات انتخاباتی خود به آمریکا و متحدانش تعهدی سپرده است که از عهده انجام آن
برنیامده! و اکنون دبیرکل سازمان ملل با یادآوری آن «وعده»ها، آقای دکتر روحانی
را مورد بازخواست قرار داده و به محاکمه کشیده است که چرا به وعدهها و تعهدات خود
عمل نکرده است؟! این بخش از اظهارنظر اخیر بانکیمون فقط زباندرازی نسبت به
مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه رئیسجمهور محترم کشورمان را به قول و
قرار قبلی! و سپردن تعهد به آمریکا در جریان انتخابات ریاستجمهوری متهم میکند! این دروغ بزرگ بانکیمون و تهمت ناروای دبیر
کل بیسروپای سازمان ملل متحد به رئیسجمهور و ملت شریف ایران نابخشودنیتر از آن
است که با محکوم کردن لفظی، این یا آن مسئول نظام برابری کرده و قابل جبران باشد.
پاسخهایی نظیر: «دخالت بیجای بانکیمون در امور داخلی کشورمان را محکوم میکنیم»!
«دبیرکل سازمانملل به جای اعتراض بیاساس خود به نقض حقوق بشر در ایران، بایستی
به نقض آشکار حقوق بشر در آمریکا اعتراض کند»! «بانکیمون چرا در مقابل جنایات
آمریکا در زندانهای گوانتانامو و ابوغریب سکوت کرده است»! و... اگرچه
برخاسته از غیرت دینی و ملی مسئولان محترم کشورمان است و از این روی، لازم و ضروری
است ولی نه فقط کافی نیست بلکه دور شدن از صورت مسئله و نادیده گرفتن موضوع اصلی
است.ادعای
بانکیمون در محدوده بیپایه و اساس نقضحقوقبشر در ایران خلاصه نمیشود که پاسخ
آن، تاکید بر رعایت حقوقبشر در کشورمان و اشاره به سکوت وی نسبت به نقض حقوقبشر
در آمریکا و اروپا باشد، بلکه دبیرکل دستنشانده و بیشخصیت سازمانمللمتحد، رئیسجمهور
محترم کشورمان را به تعهدات قبلی! و دادن وعده و وعیدهای پیش از انتخابات به
آمریکا و متحدانش متهم کرده است و این تهمت نابخشودنی را نمیتوان با لفاظی
و تنها در قالب کلمات پاسخ داده و جبران کرد! واکنش در قبال تجاوز دشمن به حقوق
ملت و تهمت ناروا به نظام اسلامی و رئیسجمهور و مردم آن بایستی از تناسب لازم با
اقدام دشمن برخوردار باشد. در کلامخدا نیز تاکید شده است که اگر کسانی به شما
تعدی کردند، آنان را به همانگونه مورد تعدی قرار دهید. یعنی پاسخ تعدی باید
متناسب با آن باشد. نه اینکه، دبیر کل سازمان ملل برخلاف وظیفه تعریف شده و
قانونی خود، هویت اسلامی و انقلابی و سلامت انتخابات و شخصیت رئیسجمهور کشورمان
را مخدوش اعلام کند و مسئولان ما تنها به ادای چند جمله در محکومیت وی بسنده کنند!... دراینباره اشاره به دو نکته ضروری است؛1-
با توجه به تهمت بزرگ و
بیسابقه بانکیمون به رئیسجمهور و مردم شریف کشورمان، عذرخواهی رسمی وی از
جمهوری اسلامی ایران کمترین و حداقل انتظاری است که باید از دبیرکل بیسروپای
سازمان مللمتحد مطالبه کرد.حضرت امام(ره) «رمزی کلارک» فرستاده ویژه جیمی
کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا را با بیاعتنایی تحقیرکننده از آسمان ترکیه
بازگرداندند و به توصیههای برخی از لیبرالمآبها که این اقدام را بیرون از عرف
شناخته شده دیپلماتیک ارزیابی میکردند، وقعی ننهادند. در جریان میکونوس نیز سفرای
کشورهای اروپایی به نشانه اعتراض خاک کشورمان را ترک کرده بودند و هنگامی که برای
بازگشت به ایران اعلام آمادگی کردند، حضرت آقا با اقتداری مثالزدنی به سفیر آلمان
که ترغیبکننده اصلی سفرای اروپایی برای خروج از ایران بود، اجازه بازگشت همزمان
ندادند و این اقدام ایشان اقتدار بیشتر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالملل
را به دنبال داشت.و اکنون، باید گفت؛ اهانت بانکیمون به نظام و ملت ایران به اندازهای سنگین و غیرقابل
توجیه است که اگر حاضر به عذرخواهی رسمی نباشد، جمهوری اسلامی ایران میتواند و حق
دارد، حضور وی در جایگاه دبیر کلی سازمان ملل متحد را به رسمیت نشناسد. گفتنی است چندماه قبل و در پی اهانت وقیحانه
وندی شرمن به مردم ایران پیشنهاد کرده بودیم که تیم محترم مذاکرهکننده هستهای
کشورمان حضور وی را در مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 نپذیرد. اگر این پیشنهاد که
حق طبیعی و قانونی ایران بود به مرحله اجرا رسیده بود، بیتردید امروز شاهد اهانتهای
اخیر نبودیم.صرفنظر از گروه اندک و کمشمار اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که
ننگ پاک نشدنی وطنفروشی و خیانت به ملت را بر پیشانی خود دارند، تودههای
عظیم و چند ده میلیونی مردم ایران علیرغم سلیقههای سیاسی متفاوت و گاه متضادی که
دارند، در مقابل تعدی و تجاوز بیگانگان به ایران اسلامی و یاوهسرایی آنان علیه
تمامیت نظام و مسئولان و شخصیتهای آن، یکپارچه و غیرقابل نفوذ هستند و بدیهی است
چه آنانی که به دکتر روحانی رأی دادهاند و چه کسانی که نامزدهای دیگری را ترجیح
داده بودند، آقای روحانی را رئیسجمهور ایران اسلامی میدانند و بیحرمتی دبیرکل
سازمان ملل متحد که زبان آمریکا را به کام گرفته است برنمیتابند.2-
و اما، گلایهای جدی و
البته دوستانه از آقای دکتر روحانی و برخی از مدعیان حمایت از وی و شماری از
دولتمردان نیز در میان است و آن خوشبینی غیرقابل توجیه آنان نسبت به آمریکا و
مقامات آمریکایی است. یعنی
خوشبینی نسبت به دشمن کینهتوزی که آشکارا اعلام میکند براندازی جمهوری اسلامی
ایران را به عنوان یک هدف استراتژیک در دستور کار خود دارد و از نخستین
روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، حتی یک مقطع کوتاه زمانی را نمیتوان
آدرس داد که از همه توان خود برای مقابله با ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم
استفاده نکرده و به صراحت بر این کینهتوزی تاکید نورزیده باشد، از اظهارنظر واین برگر وزیردفاع - بخوانید جنگ
- آمریکا که بعد از حمله به هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیجفارس و اهدای
نشان لیاقت و شجاعت به فرمانده ناو وینسنس، گفته بود ایران به عنوان یک ملت باید
از میان برداشته شود! تا جدیدترین و تازهترین نمونههای این خصومت نهادینه که
همگان در جریان مذاکرات ایران با کشورهای 5+1 شاهد بودهاند، از جمله اهانت وندی
شرمن که «فریبکاری» را بخشی از DNA مردم ایران دانسته بود! و رجزخوانیهای دونکیشوتمآبانه
اوباما درباره گزینه نظامی روی میز! و ادامه تحریمها تا تغییر رفتار و سپس تغییر
ساختار جمهوری اسلامی ایران، و... که حتی فهرست آن نیز به درازا میکشد و مثنوی
هفتاد من کاغذ خواهد بود.اظهارات وقیحانه و تهمت بزرگ بانکیمون به رئیسجمهور
کشورمان که به آن اشاره شد، نباید برای جناب روحانی و دولتمردان ایشان کمترین
تردیدی باقی گذاشته باشد که روی دیوار آمریکا و متحدانش نمیتوان یادگاری نوشت،
این واقعیت بدیهیتر از آن است که در پشت لبخندهای سالوسانه مقامات آمریکایی پنهان
شدنی باشد. جناب روحانی سالها در جایگاه و مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی
حضور داشته و بعید است از این فرمول شناخته شده در سیاست خارجی بیخبر باشند که در
دنیای امروز، سهم هر کس را به میزان قدرتی که دارد و اقتداری که به عرصه میآورد،
میدهند و نه متناسب با چانهزنیهای به غلط تعریف شده در پشت میز مذاکرات. و بالاخره باید از رئیسجمهور محترم پرسید؛
انتظار دارید دشمن با چه زبانی صریحتر از اتهامات اخیر دبیرکل سازمان ملل و یا
اظهارات کینهتوزانه و پیدرپی مقامات آمریکایی اعلام کند که دشمنی و خصومت با
اسلام و انقلاب و نظام اسلامی ایران را در ماهیت خود نهادینه کرده است؟ تا
حضرتعالی و برخی از دولتمردان محترم کابینه شما به این فرمول غیرقابل خدشه و بارها
در عرصه عمل به اثبات رسیده امامراحل(ره) و خلف حاضر ایشان باز گردید که «آمریکا
شیطان بزرگ است» و «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» حسین شریعتمداری