یادداشت روز اوین نامه کیهان "آخرین مرحله مدارا"

 دروغ نامه کیهان ۳ شنبه ۲-ـ آذر ماه سال-۱۴۰۳

یادداشت روز اوین نامه کیهان "آخرین مرحله مدارا"

رژیم تروریستی  قرون وسطایی ولایت فقیه که ازهمان  موقع شکل گیری اش به وضوح ثابت کرد که پیام آور  عوامفریبی ودروغ گویی و مرگ وقتل وجنایت .... وسرکوب وسانسور است وبشدت مخالف صبوری وشکیبایی وتحمل بردباری ومداراست .برای همین برای خمینی شیاد جنگ خانمانسوز ۸ ساله با عراق که درسال دوم جنگ با پیشنهاد آشتی وصلح ازسوی چندکشورعربی وآمادگی پرداخت غرامت جنگی مخالفت کرد و تأکید نمود صدام باید برود وراه قدس ازکربلا می گذرد واگر جنگ ۲۰ سال طول بکشد ایستاده ایم وتاآخرین نفر وآخرین خشت خانه می جنگیم که پس ازبرجای گذاشتن میلیون ها نفرکشته ومجروح وآواره و بی خانمان شده جنگی همراه با بیش از ۱۰۰۰ میلیارددلار خسارت جنگی شد ولی  این جنگ موهبت الهی نامیده شد. سپس ازسوی جانشین وی خامنه ای رمال و فرماندهان پاسدار جنایتکار مقصران شکست جنگ مقابل عراق که قرار بود محاکمه واعدام شوند اما  با حمایت  خامنه ای رمال طرح جنگ نیابتی برون مرزی درمنطقه را سازماندهی کردند  که ادامه  ومکمل شعار نابودی  اسراییل و مبارزه باآمریکا بود .  چون خامنه ای رمال وقدرت طلب  نه اهل مدارا نبود که درراستای تقویت جایگاه  خودبشدت کینه جووانتقام گیر بود لذا ابتدا طرح حذف احمدخمینی را اجرا کرد . سپس بشدت آیت الله منتظری را زیر فشار قرارداد وخانشین کرد تاجایی که دامادش را اعدام کرد . درادامه رفسنجانی که جاده صاف کن رهبر انتصابی ولی فقیه شدنش  بود را دراستخر فرح تهران سرش زیرآب برده شد وخفه وحذف گردید . نیاز به توضیح بیشتر نیست تا گفته شود  با چاشنی  مبارزه بادشمن چه برسر ساکنین غزه وجنوب لبنان آورده شد و سرانجام  عاقبت هم پیمانش مزدور بشار اسد جنایتکار پس از ۵۰ میلیارددلار هزینه بربادرفته درسوریه  ازسوی سپاه تروریست قدس چگونه رقم زده شد ؟ حال پس ازشکست  مفتضح  نیروهای نیابتی در منطقه  وساقط شدن بشار اسد جنایتکار  درسوریه سربازجوشریعت نداری نماینده ویژه اشدر اوین نامه کیهان همراه با هم قلمان وهمکارانش  برای آماده سازی خوراک روضه خوانی فردای رهبرشان خامنه ای  رمال  بشدت دراوین نامه کیهان مشغول سناریو سازی علیه مدعیان اصلاح طلب و پیشنهاد دهندگان مذاکره  ازجمله  پزشکیان و ظریف و... هستند  . برای همین یادداشت نویس درمخالفت شدید پیشنهاد مدارای روزی نامه سازندگی بااتهام غرب گرا همراه  با انتقاد کردن  نقل کرده که «با دشمنان مدارا» عنوان اصلی روزنامه سازندگی در چهارشنبه 23 آبان 1403 داده بود که با حروفی درشت در بالای صفحه اول این رسانه وابسته به حزب غربگرای کارگزاران سازندگی نقش بسته بود. آنها با این تیتر به استقبال نحوه ارتباط و مواجهه با اروپا و آمریکا رفته و با شادمانی خاصی نوشته بودند: «مسعود پزشکیان از ابتدای روزی که وارد گود انتخابات ریاست‌جمهوری شد، روابط با جهان را بر مبنای شعر معروف و مشهور حافظ ایرانیان پایه‌گذاری کرد: «‌آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا» و اکنون ۱۰۰ روز پس از انتخابات نیز تاکید می‌کند که همچنان بر آن سخن هست و امروز پیش‌تر از دیروز به اهمیت این سخن رسیده است». «شعرگویی» به‌جای «واقع‌بینی» در تحلیل روابط خارجی، روال مرسوم جریان‌های غرب‌گرا در ایران بوده است که البته نمی‌شود همیشه آن را به حساب «ساده‌لوحی» گذاشت. یادداشت نویس دردنباله با شیوه کپی کاری بازجویی واتهام زنی سربازجوشریعت نداری برای زدن زیرآب پیشنهاد مدارا سراغ ابراهیم یزدی ررفته که چرا مدافع مدارا بود؟ و برای مخالفت با مذاکره با آمریکا و برجام  یقه محمدخاتمی وحسن روحانی  وظریف را هم گرفته است که اینان هم  جای دشمنی مدافع مداراو مذاکره بودندیادداشت نویس  سرانجام در پایان  برای آنکه پزشکیان را بی نصیب از اتهام  خوش بینی  نگذاشته  باشدنتیجه  گیری  کرده است مدارا با دشمن در همین چند ماه ابتدای دولت چهاردهم نتایج عبرت‌آموزی داشته است. پس از ترور «اسماعیل هنیه»  که گفته نشده  نتیجه ضعف شدید آشکار دستگاه اطلاعاتی وامنیتی پاسداران جنایتکار درتهران بود  اما درمقابل یاد کرده است که برای شرکت در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور ایران به تهران آمده بود؛اما دولت دلخوش به وعده اروپا و آمریکا، با دشمن مدارا کرد و پاسخ به این جنایت از سوی پاسداران جنایتکار را به تعویق انداخت  که نتیجه چیزی جز ترور دبیرکل حزب‌الله لبنان « حسن نصرالله» وجانشین وی و کادرهای نظامی اش نبود.  در ادامه  گفته شده پزشکیان خودش اولین عبرت را از این واقعه گرفت و یک روز پس از  کشته شدن حسن نصرالله گفت: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی که در ازای عدم پاسخ پاسداران  جنایتکار  به ترور هنیه وعده آتش‌بس می‌دادند، تماما دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفا آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جری‌تر خواهد کرد.» اما ظاهرا حلقه اطرافیان رئیس‌جمهور باعث ایجاد خطای محاسباتی دیگری در ایشان شد. دولت خُلف وعده اروپا و آمریکا را دید اما باز هم به دنبال وعده آنها و مذاکره با آنها دوید. این بار نتیجه اعمال تحریم‌های جدید از جمله تحریم شرکت کشتیرانی و هواپیمایی ایران‌ایر از سوی اروپا و قطعنامه آژانس به پیشنهاد سه کشور اروپایی بود. مدتی بعد معاون راهبردی رئیس‌جمهور طی یادداشتی برای نشریه آمریکایی فارن‌افرز به دولت آمریکا پیشنهاد مذاکرات هسته‌ای و فراهسته‌ای داد اما کمتر از ۲۴ ساعت بعدوزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های جدیدی وضع کرد. بالاخره مدارا با دشمن این بار هم مثل تجربیات تاریخی دهه‌های گذشته چیزی جز خسارات برای ایران به ارمغان نخواهد آورد.  بهرحال برای شیرفهم کردن خامنه ای رمال  که فردا ازموضع دشمن شناسی و مخالفت با مذاکره  درتناقض گویی هایش چه باید تکرار کند  یادداشت نویس گفته است جریان غرب‌گرا در پس این شعر و شعارها، مؤلفه‌های داخلی قدرت را تضعیف می‌کند و گام به گام مسیر پیشروی دشمن را هموار می‌سازد. این روزها اخبار سوریه در صدر اخبار منطقه و حتی جهان قرار دارد؛ چه‌بسا آنجا نیز طی ماه‌های گذشته کسانی نسخه غربگرایان را تجویز کرده باشند؛«با دشمنان مدارا» در سوریه تا مرحله آخر اجرا شد و به سقوط ۱۱ روزه دمشق رسید. انگاری که خامنه ای رمال  عامل همه بحران ها وشکست ها وخسارات وارده و  پاسداران جنایتکار با برنامه های ضدمردمی وضدملی هسته ای وموشکی و جنگ نیابتی منطقه ویک قلم بربادرفتن ۵۰ میلیارددلار هزینه درسوریه حداقل طی ۳۵ سال مترسک تماشاگر وهیچ کاره بوده اند ومقصر فقط اسامی نفرات لیست شده  می باشند؟!

«با دشمنان مدارا» عنوان اصلی روزنامه سازندگی در چهارشنبه 23 آبان 1403 بود که با حروفی درشت در بالای صفحه اول این رسانه وابسته به حزب غربگرای کارگزاران سازندگی نقش بسته بود. آنها با این تیتر به استقبال نحوه ارتباط و مواجهه با اروپا و آمریکا رفته و با شادمانی خاصی نوشته بودند: «مسعود پزشکیان از ابتدای روزی که وارد گود انتخابات ریاست‌جمهوری شد، روابط با جهان را بر مبنای شعر معروف و مشهور حافظ ایرانیان پایه‌گذاری کرد: «‌آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است، با دوستان مروت با دشمنان مدارا» و اکنون ۱۰۰ روز پس از انتخابات نیز تاکید می‌کند که همچنان بر آن سخن هست و امروز پیش‌تر از دیروز به اهمیت این سخن رسیده است». «شعرگویی» به‌جای «واقع‌بینی» در تحلیل روابط خارجی، روال مرسوم جریان‌های غرب‌گرا در ایران بوده است که البته نمی‌شود همیشه آن را به حساب «ساده‌لوحی» گذاشت.«ابراهیم یزدی» به عنوان وزیر خارجه ایران در بهار 1358 نیز احتمالا همین «شعر» را در دستور کار خود قرار داده بود. او سپتامبر1979(تابستان 1358) در حاشیه اجلاس ششم جنبش عدم‌تعهدها در ‌هاوانا با رویکرد «مداراگونه» درخواست ملاقات با «صدام حسین»را داد تا راه‌حلی برای پایان مناقشات مرزی دو کشور پیدا کند. آقای یزدی پیشنهادهایی سخاوتمندانه و فراتر از تصورات مقامات عراقی به آنها داد تا جایی که این امتیازها حتی برای‌شان غیرمنتظره و ناباورانه بود. «صلاح عمر العلی» نماینده وقت عراق در سازمان ملل در توصیف تعجبش از پیشنهادهای ابراهیم یزدی می‌گوید: «پیشنهادهایی که به صدام می‌داد به صورت غیرمعقولی مناسب بود.» در کنار عوامل سیاسی و نظامی دیگر، فروتنی بیش از حد یزدی در مقابل شخصیت سلطه‌جو و زورگویی مانند صدام، او را در تصمیمش برای حمله به ایران مصمم‌تر کرد. صدام پیشنهادهای دست‌ودل‌بازانه وزیر خارجه وقت ایران را به‌حساب ضعف و ناتوانی ایران گذاشت و بلافاصله پس از جلسه، «صلاح عمر‌العلی» را با خود به حیاط محل اقامت‌شان برد و به او گفت: ‏«الان فرصتی تاریخی [برای حمله به ایران] در اختیار داریم؛ خودت را به عنوان نماینده عراق در سازمان ملل آماده کن! من می‌خواهم بروم و به آنها ضربه‌ای بزنم که همه کره زمین صدایش را بشنوند.» آن روز هم «با دشمنان مدارا» جواب نداد و ایران هزینه سنگینی پرداخت کرد تا دیکتاتور عراق را از تصمیم احمقانه‌اش پشیمان کند.«محمد خاتمی» هم همین «شعر» را سرلوحه کارش قرار داده بود و وقتی روی کار آمد از «گفت‌وگوی تمدن‌ها» حرف می‌زد؛ البته آن زمان تقریبا واضح به نظر می‌رسید که منظور دولت‌ غربگرای وقت ایران، بیشتر گفت‌وگوی با آمریکا است. آنها به آرزوی‌شان رسیدند و توانستند به بهانه حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان؛ با دولت آمریکا گفت‌وگو و همکاری کنند. همکاری آنها با طرف آمریکایی فراتر از حد انتظاردیپلمات‌های آمریکایی بود تا جایی که «رایان کراکر» (مسئول وقت پرونده افغانستان در وزارت خارجه آمریکا) از اینکه دید دیپلمات ارشد ایرانی نسخه اصلی آرایش دقیق نیروهای مسلح در افغانستان را برای تسهیل حمله آمریکا، سخاوتمندانه به او هدیه داد؛ حیرت کرد! کمتر از پنج ماه بعد اما «جورج بوش» رئیس‌جمهور وقت آمریکا در گزارش سالیانه خود به کنگره، ایران را در کنار عراق (صدام) وکره شمالی به عنوان «محور شرارت» نام برد و به حمله نظامی تهدید کرد.همان زمان بود که با شروع پرونده هسته‌ای ایران نیز اتفاق مشابهی افتاد. دولت غربگرای اصلاحات یک بار دیگر سیاست خارجی‌اش را براساس شعر «با دشمنان مدارا» تنظیم و هدف از آغاز مذاکرات هسته‌ای را «تعامل با جهان با درایت و حوصله و با اولویت رفع اتهامات و دفع خطر» عنوان کرد. ناگفته پیدا بود منظور آنها از جهان، ۳ کشور اروپایی به همراه آمریکا است. «حسن روحانی» هدایت مذاکرات را بر‌عهده گرفت و می‌گفت: «ما با سعه صدر تعلیق را بپذیریم تا پرونده ما در آژانس بسته شود، گرچه این‌کار دو سال هم به‌طول بینجامد، در عوض برای همیشه راحت می‌شویم.» اما پس از دو سال مدارا و تعلیق داوطلبانه کلیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴؛ محمد خاتمی و حسن روحانی در حالی پرونده هسته‌ای ایران را به دولت بعد تحویل دادند که شورای حکامِ آژانس ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کرده و پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد فرستاده بود تا زمینه تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران فراهم شود. حسن روحانی خودش درباره نتیجه مدارای آن‌روزها نوشت: «متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه‌رو شد.» «با دشمنان مدارا» آن زمان هم جواب نداد و دولتی که با شعار «گفت‌وگوی تمدن‌ها» آغاز به کار کرده بود با «تهدید ایران به حمله نظامی از طرف آمریکا» و «قطعنامه‌های ضدایرانی آژانس به پیشنهاد اروپا» کارش را به اتمام رساند.کمتر از 10 سال بعد وقتی حسن روحانی در انتخابات 1392 به پیروزی رسید دوباره سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران را بر اساس شعر «با دشمنان مدارا» پایه‌ریزی کرد. روحانی از «تعامل با دنیا» سخن گفت و البته باز هم مشخص بود دنیای کوچک او تنها شامل آمریکا و 3 کشور اروپایی می‌شود. روند «مدارا» در 8 سال دولت حسن روحانی این‌طور گذشت: دو سال مذاکره برای حصول توافق، سپس سه سال مذاکره برای اجرای توافق و سه سال پایانی نیز صرف مذاکره برای احیای توافق شد. در همان 8 سال مذاکره، شهید سلیمانی فرمانده اسطوره‌ای سپاه قدس توسط آمریکا ترور شد، شهید فخری‌زاده دانشمند برجسته علوم دفاعی و هسته‌ای توسط اسرائیل به شهادت رسید و تأسیسات هسته‌ای ایران بارها هدف حمله یا خرابکاری قرار گرفت. 8 سال مدارا و مذاکره با دشمن نتوانست عملا هیچ تحریمی را لغو کند آن هم در حالی که ایران بخش قابل توجهی از صنعت هسته‌ای خود را متوقف و حتی قسمتی از آن را تخریب کرده بود. نامه «محمدجواد ظریف»وزیر خارجه وقت ایران به «فدریکا موگرینی»، نماینده اتحادیه اروپا مورخ 12 شهریور 1395 (2 ستامبر 2016) گویای همین وضعیت است. آن طور که آقای ظریف در نامه خود نوشته است آمریکا و متحدان اروپایی‌اش علاوه‌بر نقض عهد و عدم «تعلیق» تحریم‌های متعهد شده در برجام به اعمال تحریم‌های جدیدی روی آوردند که حتی پیش از برجام نیز سابقه نداشت! حسن روحانی اما هر قدر که با آمریکا و 3 کشوراروپایی مدارا می‌کرد و دهان به خنده می‌گشود در برابر منتقدان دلسوز ایرانی‌اش ابرو گره می‌کرد و ناسزا می‌گفت تا نشان دهد علاوه‌بر«با دشمنان مدارا»؛ «با دوستان عداوت» را هم در سرلوحه کار خود دارد.مدارا با دشمن در همین چند ماه ابتدای دولت چهاردهم نتایج عبرت‌آموزی داشته است. پس از ترور شهید «اسماعیل هنیه» که برای شرکت در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور ایران به تهران آمده بود؛ دولت دلخوش به وعده اروپا و آمریکا، با دشمن مدارا کرد و پاسخ به این جنایت را به تعویق انداخت اما نتیجه چیزی جز ترور دبیرکل حزب‌الله لبنان شهید «سید حسن نصرالله» نبود. آقای پزشکیان خودش اولین عبرت را از این واقعه گرفت و یک روز پس از شهادت سید مقاومت، گفت: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی که در ازای عدم پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعده آتش‌بس می‌دادند، تماما دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفا آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جری‌تر خواهد کرد.» اما ظاهرا حلقه اطرافیان رئیس‌جمهور باعث ایجاد خطای محاسباتی دیگری در ایشان شد. دولت خُلف وعده اروپا و آمریکا را دید اما باز هم به دنبال وعده آنها و مذاکره با آنها دوید. این بار نتیجه اعمال تحریم‌های جدید از جمله تحریم شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی و هواپیمایی ایران‌ایر از سوی اروپا و قطعنامه ضدایرانی آژانس به پیشنهاد سه کشور اروپایی بود. مدتی بعد معاون راهبردی رئیس‌جمهور طی یادداشتی برای نشریه آمریکایی فارن‌افرز به دولت آمریکا پیشنهاد مذاکرات هسته‌ای و فراهسته‌ای داد اما کمتر از 24 ساعت بعدوزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع کرد.مدارا با دشمن این بار هم مثل تجربیات تاریخی دهه‌های گذشته چیزی جز خسارات برای ایران به ارمغان نخواهد آورد. جریان غرب‌گرا در پس این شعر و شعارها، مؤلفه‌های داخلی قدرت را تضعیف می‌کند و گام به گام مسیر پیشروی دشمن را هموار می‌سازد. این روزها اخبار سوریه در صدر اخبار منطقه و حتی جهان قرار دارد؛ چه‌بسا آنجا نیز طی ماه‌های گذشته کسانی نسخه غربگرایان را تجویز کرده باشند؛«با دشمنان مدارا» در سوریه تا مرحله آخر اجرا شد و به سقوط 11 روزه دمشق رسید.سید محمدعماد اعرابی