دروغ نامه کیهان یکشنبه ۲۸-
بهمن ماه سال-۱۴۰۳
یادداشت روز اوین
نامه کیهان "چندجانبهگرایی و
دیپلماسی حقوقی"

اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری چون
مواجه با کمبودهمکار قلمزن ازجنس وقماش خود شده است .بنابراین مجبورشده است از بهادری جهرمی سخنگوی دولت رئیسی حذف شده با پسوندعضو هیئت علمی
دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس و عنوان یادداشت چندجانبهگرایی و دیپلماسی حقوقی
استفاده کند ووی بتواندبرای سفید سازی کارنامه ننگین وخونین بی در وپیکر وترمز
بریدگی رژیم منفور وفاسدو تروریستی ولایت
فقیه ودولت دژخیم رئسی ازموضع فرافکنی و وارونه گویی در
مورد سیاست خارجی آمریکا مدعی شود افراطگرایی سیاسی که طی سالهای اخیر به بخش
مهمی از سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده، امروز بیش از هر زمان دیگری در حال افشای
ماهیت حقیقی این کشور در نظام بینالملل است. ابزارسازی از تحریم، سلاحسازی از
دلار و استفاده ابزاری از رسانهها برای تحمیل اراده سیاسی، همگی نشانههایی از یک
الگوی رفتاری است که واشنگتن از آن برای تلاش در راستای حفظ سلطه خود بر نظام
جهانی دنبال میکند. اما در مقابل، شواهد موجود نشان میدهد که این سیاستها نهتنها
باعث تثبیت موقعیت آمریکا نشده، بلکه روند افول این هژمونی را تسریع کرده است.
درادامه تازه یادداشت نویس شده اوین نامه کیهان برای انتقاد به سیاست خارجی دولت
پزشکیان چون خواهان مذاکره باآمریکاست آویزان به دژخیم رئیسی شده که معلوم نشدچرا
حذف گردید چگونه مبتنی بر راهبردی خامنه
ای رمال که سالها بر آن تأکید می کرد
ولی نسبت به آن غفلت میشد، سیاست
خارجی رژیم تروریستی ولایت فقیه را در مسیر عبور از سلطهگری آمریکا و تقویت
جایگاه ایران در نظام بینالملل طراحی کرد. چون دولت دژخیم رئیسی دست نشانده بیش
ازقبل آویزان به روسیه گروکش وباج گیر غیرقابل اعتماد شد وشعار ضدآمریکایی بیشتری
داد که موجب ارثیه ناترازی ها درهمه سطوح برای دولت پزشکیان شد.لذا این سیاست
تبدیل به برگردان کمدی درک صحیح از تحولاتی که در عرصه جهانی در حال
وقوع ازسوی دژخیم رئیسی شده است زیرا
راهبرد چندجانبهگرایی را بهعنوان پاسخ عملی و مؤثر در برابر یک جانبهگرایی
مبتنی بر ظلم اتخاذ کرد. نمونه عضویت رژیم
تروریستی ولایت فقیه در سازمان همکاری
شانگهای و گروه بریکس، توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با کشورهای همسایه و اسلامی و
برطرف کردن برخی چالشهای موجود در روابط دیپلماتیک منطقهای، همگی میراثی ارزشمند
از این نگاه هوشمندانه است که اکنون باید با حداکثر ظرفیت از آن بهرهبرداری شود.
البته سانسور شده است که خروجی سیاست آویزان شدن به چین وروسیه منجر به خیانت روس
ها هنگام سقوط سوریه گردید و فروش قاچاق ۳۰ درصدتخفیف به چین و عضویت در سازمان های اقتصادی بریکس وشانگهای موجب رکورد شکنی بدون وقفه افزایش قیمت دلار
جزو دستآورد سیاست خارجی دژخیم رئیسی شده
است سرانجام بهادری جهرمی درپایان برای خوش
رقصی وهمگامی بیشتر خود با سربازجوشریعت نداری وترسیم خط وخطوط برای سیاست خارجی دولت پزشکیان توصیه کرده است در چنین شرایطی، اصلیترین
راهبرد برای رژیم تروریستی منفور وفاسد
ودرمانده ولایت فقیه تداوم مسیر دژخیم رئیسی در تقویت چندجانبهگرایی، دیپلماسی متوازن
و اتخاذ رویکردهای حقوقی برای مهار افراطگرایی واشنگتن است.
افراطگرایی سیاسی که طی سالهای اخیر به
بخش مهمی از سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده، امروز بیش از هر زمان دیگری در حال
افشای ماهیت حقیقی این کشور در نظام بینالملل است. ابزارسازی از تحریم، سلاحسازی
از دلار و استفاده ابزاری از رسانهها برای تحمیل اراده سیاسی، همگی نشانههایی از
یک الگوی رفتاری است که واشنگتن از آن برای تلاش در راستای حفظ سلطه خود بر نظام
جهانی دنبال میکند. اما در مقابل، شواهد موجود نشان میدهد که این سیاستها نهتنها
باعث تثبیت موقعیت آمریکا نشده، بلکه روند افول این هژمونی را تسریع کرده است.شهید آیتالله رئیسی،
مبتنی بر راهبردی که رهبر معظم انقلاب سالها بر آن تأکید میفرمودند اما نسبت به
آن غفلت میشد، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در مسیر عبور از سلطهگری
آمریکا و تقویت جایگاه ایران در نظام بینالملل طراحی کرد. شهید رئیسی با درک صحیح
از تحولاتی که در عرصه جهانی در حال وقوع بود، راهبرد چندجانبهگرایی را بهعنوان
پاسخ عملی و مؤثر در برابر یکجانبهگرایی مبتنی بر ظلم اتخاذ کرد.عضویت ایران در سازمان
همکاری شانگهای و گروه بریکس، توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با کشورهای همسایه و
اسلامی و برطرف کردن برخی چالشهای موجود در روابط دیپلماتیک منطقهای، همگی
میراثی ارزشمند از این نگاه هوشمندانه است که اکنون باید با حداکثر ظرفیت از آن
بهرهبرداری شود.امروز، جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری نسبت به
افراطگرایی آمریکا حساس شده است. مواضع اخیر قدرتهای بزرگ و حتی برخی کشورهای
همپیمان سنتی آمریکا نشان میدهد که صبر نظام بینالملل در برابر سیاستهای تحمیلی
این کشور به سر آمده است. همسایه آمریکا، کانادا هم اکنون واضحتر از هر زمان
دیگری به ماهیت زورگو و قلدرمآبانه آمریکا پی برده است.رویکردهایی نظیر تحمیل
مجدد تحریمهای یکجانبه، فشار بر نهادهای بینالمللی برای همسویی با سیاستهای
آمریکایی و تلاش برای سلطه بر اقتصاد جهانی، بهشدت در حال فرسایش اعتبار آمریکا
بهعنوان یک بازیگر در روابط بینالملل است. تحریم دیوان کیفری بینالمللی و خروج
از سازمان بهداشت جهانی و سایر موارد مشابهی که باید از این پس منتظر آنها
باشیم، بیشاز هرچیز اعتبار آمریکا را بهعنوان یک بازیگر پرادعای بینالمللی
مخدوش میکند. این روند، همانطور که در مورد دلار و رسانه دیده شد، باعث تسریع در
گزینههای جایگزین، مستقل از ساختارهای تحت سلطه آمریکا شده است.اما آنچه امروز بیش از پیش
ماهیت واقعی سیاستهای افراطی آمریکا را بر جهان آشکار کرده، حمایت بیقید و شرط
ترامپ از پروژه نسلکشی، یا - به تعبیر خودشان- پاکسازی نژادی(!) در غزه و همدستی
آشکار وی در جنایات علیه ملت فلسطین است. ترامپ که پیشتر نیز با خروج از برجام و
وضع تحریمهای غیرقانونی علیه ایران، قلدری در سیاست خارجی را پیش گرفته بود،
اکنون به صراحت از تصاحب اراضی فلسطینیان و طرحهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی
حمایت میکند. این اقدامات، به همراه رویکرد گستاخانه واشنگتن در تهدید کشورها و
سازمانهای بینالمللی که با این سیاستها مخالفند، نشاندهنده افول جدی و سریع
مشروعیت اخلاقی و حقوقی آمریکا در نظام بینالملل است.در چنین شرایطی، اصلیترین
راهبرد برای جمهوری اسلامی ایران، تداوم مسیر شهید رئیسی در تقویت چندجانبهگرایی،
دیپلماسی متوازن و اتخاذ رویکردهای حقوقی برای مهار افراطگرایی واشنگتن است.دیپلماسی حقوقی، بهعنوان
ابزاری برای به چالش کشیدن مشروعیت تحریمهای یکجانبه در دادگاههای بینالمللی و
نهادهای حقوقی، میتواند به کاهش آثار این اقدامات کمک کند. علاوهبر آن، تقویت
همکاریهای اقتصادی مستقل از دلار و بهرهگیری از ظرفیتهای سازمانهایی همچون
شانگهای و بریکس، به همراه گسترش روابط با کشورهای منطقه، مهمترین اقدام برای
عبور از این دوره پرتنش جهانی محسوب میشود.ایران امروز یک اسب
زین شده در عرصه سیاست خارجی دارد که باید از آن برای استحکام موقعیت خود در
برابر یکجانبهگرایی بهرهبرداری کند. وزارت نفت رسما اعلام کرد ماه گذشته، یعنی
در اوج تهدیدهای ترامپ و همزمان با دستورهای جدید تحریمی ترامپ، فروش نفت ایران
رکورد زده است؛ این موضوعمهر تأییدی بر اسب زین شده تجارت خارجی است که دولت شهید
رئیسی علیرغم شرایط بحرانی تحویل شده به خود، تنها طی سه سال آن را محقق کرده و
اکنون در اختیار دولت چهاردهم است. استمرار این مسیر نیازمند طراحی مستمر و به روز،
تغییر مستمر روشها و ابزارها به منظور جلوگیری از شناسایی در جنگ اقتصادی و جدیت
در تعامل با کشورهای همراه است تا مثل شرایط حاکم بر قبل از دولت سیزدهم، این
کشورها احساس مذاکره دست دومی یا نگاه حاشیهای ایران به خود رانداشته باشند.با این اوصاف، افراطگرایی
سیاسی آمریکا تیر دیگری بر پیکر اعتبار نحیفشده این کشور است و همانند تجربههای
پیشین، روند افول هژمونی غرب را شتاب خواهد بخشید. راه عبور از این دوره، نه در
عقبنشینی یا حتی مقاومت منفعلانه، بلکه در تقویت ابتکارات حقوقی، دیپلماسی متوازن
و تحکیم ساختارهای چندجانبه بینالمللی و منطقهای نهفته است. آینده نظام بینالملل
بهوضوح به سمت گذار از یکجانبهگرایی افراطی و حرکت به سوی یک نظم جدید جهانی
مبتنی بر چندجانبهگرایی واقعی پیش میرود؛ ایران باید از این فرصت تاریخی بیشترین
بهره راببرد. علی بهادری جهرمی
** عضو هیئت علمی دانشکده
حقوق دانشگاه تربیت مدرس-
