مرز توافق بد و خوب

 مرز توافق بد و خوب 24-خرداد-1405

چون برای اوین نامه کیهان سربازجوی شریعت نداری رعایت حق وحقوق ومطالبات شهروندان ومنافع ملی کشورجاییوجودندارد.بنابراین همه قلم زنانش مواضع کپی ومشابه همدیگروهمسوباموضع سربازجوشریعت نداری دارند.برای همین بطورثابت قلم ومواضع وتحلیل جمعی کارکنان اوین نامه کیهان محورموضع ضدیت با آمریکا ومخالفت مذاکره باآمریکامی باشد.برای همین موازی موردسئوال بازجویانه قراردادن پاسداران عراقچی وقالی باف ازسوی سربازجوشریعت نداری درموردمذاکره باآمریکا وتنگه هرمزودریافت صدهامیلیارددلارغرامت جنگی ؛ همکارش محمدایمانی هم باکپی کاری ازعنوان مرزتوافق بدوخوب استفاده و اضافه کرده  است گم شدن هدف مذاکره، عدم تعیین تکلیف جنگ و غرامت و خسارت، و خریدنِ خالی فروشی دشمن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، توافق بد خواهد بود .همین طوراگر هدف و معنا در مذاکره گم شود، به توافق بد ختم می شود.

گم شدن هدف مذاکره، عدم تعیین تکلیف جنگ و غرامت و خسارت، و خریدنِ خالی فروشی دشمن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، توافق بد خواهد بود.اگر هدف و معنا در مذاکره گم شود، به توافق بد ختم می شود.آیا مذاکره ما با آمریکا در مقطع اخیر، برای دفع و رفع تهدیدات موجودیتی و اخذ غرامت و خسارت است؟ یا مثلا برای آزاد کردن بخشی از اموال بلوکه شده در ازای بازگشایی تنگه؟اصل و فرع نباید در مذاکره و توافق گم شود. محتوای مذاکرات پیش از دو جنگ تحمیلی حتما باید با مذاکرات پس از آن، تفاوت ماهوی کرده باشد.قبل از تحمیل جنگ، مذاکره برای حل و فصل اختلاف هسته ای و رفع تحریم ها در ازای عدم انحراف ایران به ساخت سلاح هسته ای بود (اگرچه همان موقع هم هسته ای بهانه بود).ما با طرفی مذاکره می کردیم که یک بار، تعهد دولت قبل از خود را در برجام زیر پا گذاشته بود. بنابراین سوال طبیعی این بود که تضمین توافق جدید چیست، در حالی که طرف مقابل خود را متعهد نمی بیند؟وسط همین بحث ها بودیم که ترامپ، دو بار به مذاکرات خیانت کرد و مرتکب دو جنایت شد.بالغ بر پنج هزار شهروند ایرانی و ده ها مدیر و فرمانده ارشد، رهبر انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی و چندین وزیر ترور شدند. رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه هم تا مرز شهادت پیش رفتند.بنابراین ماهیت مذاکره، کاملا دگرگون شده است. دشمن می خواست موجودیت ایران (و نه فقط جمهوری اسلامی) را نابود و منابع را غارت کند، که در جنگ، شکست سخت و بی سابقه ای خورد.دشمن فکر نمی کرد ایران، تنگه هرمز را ببندد یا جنگ را منطقه ای کند و هنوز تدابیر دردناک دیگری در آستین داشته باشد. خود را چهل روز به در و دیوار زد و وقتی نتوانست و احساس کرد ورق برگشته، پشت لاک آتش بس رفت.مذاکره را باید در متن این فرآیند دید و نه در خلا و خیال و رویا و توهم و یا به مثابه یک معامله معمولی.تنگه هرمز، عوض محاصره دریایی نیست که با آن تاخت زده شود. انسداد تنگه، محصول خیانت و جنایت جنگی دشمن است و تا این جنایت و تهدید باقی است، نمی تواند بازگشایی یا معامله شود.محاصره دریایی باید به شکل متقارن و نامتقارن (باب المندب/ ناامن کردن تجارت دریایی در منطقه و فرا منطقه و...) شکسته شود و نه با خلع سلاح کردن خود در تنگه.اگر درباره استدلال انسداد تنگه، از گارد دفاع موجودیتی و خونخواهی و غرامت خواهی کوتاه آمدیم و معامله و معاوضه کردیم، چند هفته بعد نمی توانیم دوباره تنگه را به آسانی ببندیم، چرا که از فلسفه حیثیتی انسداد تنگه عبور کرده ایم.سطح چالش ما اکنون وسط پدرکشتگی و تهدید موجودیتی، چانه زنی درباره کیفیت دسترسی (با اما و اگر) به 12 میلیارد دلار دارایی خودمان نیست. این یعنی تنازل و قهقرا.در حالی که سخنگوی دولت می گوید جنگ تحمیلی، 270 میلیارد دلار خسارت در پی داشته، تعیین تکلیف خسارت باید در همین آغاز و قبل از بازگشایی تنگه (کُند کرد یا غلاف کردن سلاح خود) باشد.اینکه جزو مفاد یادداشت تفاهمی مبهم و کلی و فاقد جزئیات و تضمین، اجازه سرمایه گذاری 300 میلیارد دلاری در ایران باشد، نه یک دلار از خسارات ما را تامین می کند و نه حتی تضمینی برای جلب سرمایه گذاری است.در حالی که تحریم های چند لایه دولت و کنگره آمریکا سر جای خود باقی است، دریافت چنان مجوزی، خود فریبی و خریدن خالی فروشی دشمنی است که باید تاوان و تقاص بدهد.مسئله و چالش بعدی، این است که در یک صفحه و نیم یادداشت تفاهم مجمل و مبهم، چگونه می شود چندین مسئله متنوع و متفاوت را با جزئیات و به شکل تضمین شده حل و فصل کرد؟ و اگر نمی شود، چرا باید تنگه گشوده شود و ترامپ بتواند نفس تازه کند؟ترامپ، نیاز حیاتی و اورژانسی به بازگشایی تنگه دارد و نباید نیاز جنایتکار مستاصلی چون او را برطرف کرد.همین امروز وزیر خزانه داری آمریکا گفت: "انتظار می‌رود توافق با ایران در یک دو روز هفته آینده نهایی شود. ما درک می‌کنیم که در ماه‌های اخیر شرایط سختی سپری شد و افزایش بهای انرژی بخش زیادی از رشد دستمزدها را بلعید، اما ما در حال عبور از این وضعیت بحرانی هستیم.»شبکه سی ان ان هم امروز گزارش داد:"جنگ با ایران مخازن حیاتی نفت آمریکا را به مرز بحران رساند. مخازن نفتی کاشینگ در ایالت اوکلاهاما، یکی از مهم‌ترین مراکز ذخیره‌سازی و قیمت‌گذاری نفت آمریکا، به پایین‌ترین سطوح هشدار رسیده و نگرانی‌ها درباره امنیت انرژی آمریکا و احتمال جهش دوباره قیمت نفت را افزایش داده است".این هم هشدار نیویورک تایمز است:"جهان با سرعت بالایی در حال تخلیه ذخایر نفت خود است و این امر فشارها را بر ترامپ برای دستیابی به توافقی با ایران که جریان سوخت را مجدداً در خلیج فارس برقرار کند، افزایش داده است. ذخایر عظیم نفت، بنزین و دیگر سوخت‌ها در برخی نقاط رو به اتمام است".مراقب باشیم ترامپ، نیاز حیاتی خود را به عنوان امتیاز به ما نفروشد تا بتواند جان دوباره بگیرد خارج شود و تهدیدات امنیتی را از سر بگیرد.