دروغ نامه کیهان ۵شنبه ۱۹-شهریورماه سال-۱۴۰۵
یادداشت روز اوین
نامه کیهان؛جنگ ارادهها و
محاسبات ناکارآمد دشمن؛
چه درست وبه جا شاعر سروده بود: هرکه ناموخت
ازروزگار،هیچ ناموزدازهیچ آموزگار.یاضرب المثلی که گفته می شود آنکه خواب است بیدارکردنشآسان
است.ولی کسی که خودش را به خواب می زند.بیدارکردنش مشکل است.حال داستان جارچیان
تبلیغاتچی سانسوروکتمان کننده واقعیت درخدمت رژیم عوامفریب ولایت فقیه است که قلم
بردست وتحلیل گرسیاسی دررسانه های خبری شده اند.به ویژه دراوین نامه کیهان
پاسدارسربازجوشریعت نداری که اینان بطورجمعی موظف اند تاهرسیاهی راسیاه وهرسفیدی راسیاه نشان
دهند.لذا ایفای نقش نوچه تعلیم و آموزش دیده وپرورش یافته اوین نامه کیهان
سربازجوشریعت نداری است که بدون آنکه کوچک ترین اشاره ای کندکه طی ۴۷ سال
عملکردرژیم قرون وسطایی وعوامفریب وفاسدوجنگ افروزولایت مقابل ملت وکشورچگونه بوده
است؟به خصوص اوضاع کنونی اقتصادی وتورم وگرانی هابه خصوص افزایش قیمت بنزین درکشورچگونه
است؟مردم چراناراضی اند؟چرابرای مهارکردن تجمعات اعتراضی شان ازتاکتیک تجمعات
شبانه خیابانی سازمان یافته وتشدیدفضای امنیتی وافزایش اعدام ها استفاده می شود؟که
درمجموع موجب خیلی بدتروفاجعه بارتزاز دشمن ادعایی خارجی است که مدعی یادداشت نویس اوین
نامه کیهان آویزان به آن شده است؟چون طی ۴۷ منابع وذخایرکشوربه جای صرف هزینه رشدتولید اقتصادی وتوسعه وترقی وسازندگی وپشترفت
کشور وکارورفاه اجتماعی ورسانه وخبررسانی آزاد ومبارزه بافسادورانت وباندبازی
وتبعیض شود.ولی اختصاص به سیاست صدورارتجاع ومداخله جویی درامورکشورهای منطقه
وناامن کردنش همراه باتهدید جنگ افروزی وبرنامه های هسته ای وموشکی وگروه های
نیابتی درمنطقه شده است.چون جایگزین تلاش
برای ابجادروابط دیپلماتیک باکشورهاشده است.بلی عملکرد۴۷ ساله درست درجهت عکس اهداف
مردمی ومنافع ملی کشوراقدام وحرکت شده است.برای همین یادداشت نویس مترسک ازعنوان ؛جنگ
اراده ها ومحاسبات ناکارآمددشمن؛برای یادداشت خوداستفاده کرده است.سپس محورش
ازترفندکپی کاری شیوه ادعاهای تبلیغاتی پوچ قدرت نمایی باچاشنی تهیه وتنظیم کردن
کیفرخواست اتهامی چندبندی علیه دشمن بهره
گرفته است.چون هدف برای به حاشیه بردن شرایط بغایت بحرانی کنونی رژیم عوامفریب
وجنگ افروزولایت فقیه رهبرناپیدای بدون صداوتصویرزیرچترناکارآمدی دشمن می باشد.
1- تاریخ، همواره گواه این حقیقت بوده که معادلات قدرت، هرچند با پیچیدهترین
فرمولهای ریاضی و پیشرفتهترین فناوریها محاسبه شوند، در برابر اراده الهی به
شکست میانجامند. در قریب به پنج دهه اخیر، بارها و بارها شاهد بودهایم که پردازشهای
سیاسی و نظامی دشمن، بهویژه در رأس آن آمریکا، در مواجهه با واقعیتهای میدان و
قدرت ایمان، با نقص و ناتوانیهای بنیادین مواجه شده است. عملیات اخیر نیروی
دریایی سپاه در بهدامانداختن یک زیرسطحی هوشمند آمریکایی در ورودی تنگه هرمز،
تازهترین ورق از این تقابل تاریخی است که ابعاد نظامی، اطلاعاتی و فناورانه آن
شایسته واکاوی دقیق است.2- آنچه در این عملیات رخ داد، صرفاً یک اقدام نظامی
ساده نبود، بلکه نمایشی از بلوغ اطلاعاتی، توانمندی فنی و اشراف عملیاتی نیروهای
مسلح ایران در یکی از حساسترین و پیچیدهترین عرصههای نبرد مدرن یعنی جنگهای
زیرسطحی است. بررسیهای اولیه و تصاویر منتشرشده از این
سامانه نشان میدهد که این زیرسطحی با نام «Dive-LD»، محصول شرکت آمریکایی Anduril است؛ شرکت نوپایی که در
سالهای اخیر با جذب سرمایههای کلان از سوی پنتاگون، به یکی از بازیگران اصلی در
حوزه سامانههای خودران و هوش مصنوعی نظامی تبدیل شده است.«Dive-LD» که مخفف عبارت
«Large Displacement» به معنای جابهجایی حجم زیاد است، فراتر از یک ربات
دریایی ساده بوده و در واقع یک وسیله نقلیه بزرگ خودران زیرسطحی با قابلیت حمل
مجموعهای گسترده از حسگرها و محمولههای مأموریتی متنوع محسوب میشود. 3- چند ساعت پس از انتشار
خبر این موفقیت بزرگ، واشنگتن که تصاویر و مشخصات فنی این غنیمت تمامعیار، آرامش
را از کاخهای قدرتش ربوده بود، تلاش کرد با روایتسازیهای دروغین، از شکست
مفتضحانه خود بکاهد و افکار عمومی را منحرف سازد. مقامات سنتکام در
اظهاراتی عجولانه و متناقض، مدعی شدند که این سامانه یک وسیله قدیمی، معیوب و فاقد
تجهیزات حساس بوده و پیش از این نیز به دلیل نقص فنی از مدار عملیاتی خارج شده
است. برخی رسانههای آمریکایی نیز حتی به نقل از مقامات ناشناس نظامی، این زیرسطحی
را صرفاً یک ابزار تحقیقاتی ساده معرفی کردند که هیچ ارزش اطلاعاتی برای ایران
نخواهد داشت.با این حال، تجربه نشان داده که استراتژی دشمن در
مواجهه با شکستهای خود، الگویی ثابت و قابل پیشبینی دارد؛ ابتدا انکار قاطع، سپس
تحقیر و کوچکنمایی، بعد تردیدافکنی و القای شبهه و در نهایت اعتراف به واقعیت.این الگو پیش از این
در شکار پهپاد جاسوسی RQ170 در سال ۱۳۹۰ نیز بهوضوح مشاهده شد؛ جایی که ابتدا انکار کردند، سپس مدعی نقص فنی شدند
و نهایتاً ناچار شدند که واقعیت را بپذیرند. جالبترین بخش تلاش
برای انکار، جوسازی رسانههای آمریکایی-صهیونی بود که چنان این شکست را کوچک جلوه
میدادند که گویی این زیردریایی هیچ کارایی نداشته و صرفاً برای تفریح به آب
انداخته شده است. این تناقضگویی آشکار و تلاش برای تحقیر، بیش از آنکه واقعیت را
پنهان کند، نشاندهنده آشفتگی و عصبانیت دستگاه محاسباتی دشمن است که نمیتواند
این غنیمتگیری ارزشمند را هضم کند و از ترس تبعات راهبردی آن، به هر ترفندی برای
انحراف افکار عمومی متوسل میشود.4-
اگر
چه خود این زهپاد(زیردریایی هدایتپذیر از راه دور) یک دستاورد نظامی ارزشمند و
غنیمتی کمنظیر محسوب میشود، اما شاید مهمترین و تعیینکنندهترین بخش این
ماجرا، به اطلاعات و فناوریهای نهفته در این سامانه پیشرفته بازگردد. در اختیار
گرفتن یک سامانه خارجی با این سطح از پیچیدگی، فرصتی طلایی و کمنظیر برای متخصصان
ایرانی فراهم میکند تا با بهرهگیری از فرآیند دقیق مهندسی معکوس، لایههای مختلف
این فناوری را شکافته و به شناختی عمیق به روشهای ارتباطی زیرآبی و نحوه تعامل
میان اجزای مختلف آن دست یابند.این شناخت فنی میتواند افقهای تازهای را در طراحی
و توسعه نسل جدید سامانههای بومی زیرسطحی و بدونسرنشین برای ایران گشوده و در
برخی حوزههای کلیدی، مسیر تحقیق و توسعه را به میزان قابلتوجهی کوتاهتر کند.
تجربه موفق ایران در حوزه مهندسی معکوس سامانههای پیشرفته خارجی، بهویژه در حوزه
پهپادی، نشان داده که چنین فرصتهایی چگونه میتوانند به جهش فناورانه و ارتقای
توان دفاعی منجر شوند. 5- ایران پیش از این نیز تجارب ارزشمندی در
حوزه به دام انداختن و مهندسی معکوس سامانههای بدونسرنشین دشمن داشته است. در
سال ۱۳۹۰، ایران موفق شد پهپاد جاسوسی
RQ170 آمریکا را که یکی از پیشرفتهترین و محرمانهترین سامانههای شناسایی و
جاسوسی آمریکا محسوب میشد، با استفاده از جنگ الکترونیک و فریب سامانههای ناوبری
آن، به سلامت فرود آورده و در اختیار بگیرد.در آن تجربه تاریخی
نیز همین موضوع اهمیت خود را نشان داد؛ ایران پس از بهدستآوردن
RQ170، به بررسی دقیق و موشکافانه اجزای مختلف آن پرداخت و در ادامه،
نمونههای بومی موفقی مانند پهپاد «شاهد 171»(سیمرغ) و پهپاد «شاهد 191»(صاعقه) را
بر پایه مهندسی معکوس این پرنده، توسعه و تولید کرد که امروز به بخشی از توان
دفاعی هوائی کشور تبدیل شدهاند.همانگونه که شکار RQ170 فرصتی استثنایی برای
شناخت بخشی از فناوریهای پهپادی آمریکا و پیشبرد برنامههای بومی فراهم کرد،
بررسی و مهندسی معکوس یک زیرسطحی بدونسرنشین پیشرفته نظیر «دایو-الدی» نیز میتواند
شناخت ایران از فناوریهای نوین سامانههای خودکار زیرسطحی را به سطحی بیسابقه
ارتقا دهد و گام بزرگی در جهت بومیسازی این حوزه راهبردی برداشته شود. 6-
در
اکتبر سال ۲۰۲۵، روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی با
عنوان «همه به دنبال پهپاد ایرانی شاهد هستند»، نوشت: «پهپادهای شاهد ساخت ایران
به دلیل قیمت پایین و اقتصادی، سادگی هوشمندانه طراحی، برد عملیاتی بالا و اثربخشی
خیرهکننده در میدانهای نبرد واقعی، به الگویی الهامبخش برای بسیاری از کشورهای
جهان از جمله قدرتهای بزرگ تبدیل شدهاند و اکنون آمریکا، چین، فرانسه و انگلیس
بهطور جدی تلاش میکنند نمونههایی مشابه با این پهپادها را تولید و به ناوگان
خود اضافه کنند.»والاستریت ژورنال در بخش پایانی گزارش خود تأکید کرد
که «شاهد نهتنها یک سلاح ایرانی، بلکه به یک الگوی جهانی برای جنگهای آینده و
نبردهای نامتقارن تبدیل شده است». این اعتراف صریح یک رسانه غربی از نفوذ و کارایی
بالای فناوریهای دفاعی ایران، نشاندهنده تغییر معادلات قدرت در عرصه تسلیحات
هوشمند و بدونسرنشین است؛ عرصهای که تا چند سال پیش بهطور انحصاری در اختیار
قدرتهای غربی بود و اکنون جمهوری اسلامی ایران به یکی از بازیگران اصلی و
تأثیرگذار آن تبدیل شده است.7- این موفقیتها در حالی به دست میآید که غربیها بهویژه آمریکاییها بارها
دستاوردهای موشکی و پهپادی ایران را زیر سؤال برده و تلاش کردهاند آنها را بیاعتبار
جلوه دهند. نمونه بارز این رویکرد، اظهارات مضحک
«برایان هوک»، نماینده ویژه اسبق آمریکا در امور ایران بود که در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ در پیامی ویدئویی با وارونهسازی واقعیتها،
ادعا کرد که «دستاوردهای موشکی ایران فتوشاپ است»! اما تنها ۱۲ روز بعد، یعنی در ۳۰ خرداد ۱۳۹۸، پهپاد گرانقیمت و فوقپیشرفته گلوبالهاوک آمریکا با قیمتی بالغ بر ۲۲۰ میلیون دلار، توسط موشک ایرانی به یک آهنپاره تبدیل شد و پاسخ قاطع و
دندانشکنی به آن ادعای بیاساس داد.این رویداد نشان داد که محاسبات غلط دشمن در
مورد توانمندیهای ایران، بارها و بارها با شکستهای مفتضحانه در میدان عمل مواجه
شده است.8-
تقابل
امروز در منطقه غرب آسیا و به ویژه در تنگه هرمز و پهنه آبهای خلیجفارس و دریای
عمان، در واقع تقابل دو نوع محاسبه و دو جهانبینی متفاوت است. از یکسو، محاسبات
مادی و ابزاری آمریکا که صرفاً به تعداد کلاهکهای جنگی، قدرت تخریب بمبها، قیمت
تجهیزات نظامی و شاخصهای کمّی میاندیشد و از سوی دیگر، محاسبات الهی و معرفتی
جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت که خون پاک شهیدان را موتور محرکه تاریخ و
پیشران حرکتهای عظیم اجتماعی و سیاسی میداند و به وعدههای الهی ایمان راسخ دارد.آیه شریفه «الَّذینَ
قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم
إیمانًا وَ قالوا حَسبُنَا اللهُ و َنِعمَ الوَکیلُ» (سوره آلعمران، آیه ۱۷۳)
بهخوبی
بیانگر این حقیقت است که تهدیدها و جوسازیهای دشمن، نهتنها خللی در اراده مؤمنان
ایجاد نمیکند، بلکه بر ایمان و استواری آنها میافزاید و آنها با اتکا به قدرت
لایزال الهی، از هیچ تهدیدی هراس ندارند. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله
سیدمجتبی خامنهای (مدظله العالی)، در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ و در بخشی از پیام خود
به مناسبت حماسه بینظیر ملت ایران در بدرقه آقای شهید، تأکید فرمودند: «اکنون که
دشمن آمریکایی به دنبال جنگافروزی و تحمیل هزینههای سنگینتر و بیآبرویی بیشتر
است، بداند که ملت عزیز ایران و جبهه مقاومت، درسهای فراموشنشدنی برای او دارد.»
شکار سامانههای پیشرفته آمریکایی، از آسمان تا اعماق دریا، نشان میدهد که
هر چند دشمن دارای تجهیزات روزآمد و میلیاردها دلار هزینه برای جنگافزاری و توسعه
فناوریهای تهاجمی است، اما در برابر قدرت ایمان، دانش بومی و اراده ملتی که آرمانهای
خود را با توکل بر خدا پیگیری میکند، هرگز پیروز میدان نبوده و نخواهد بود. این
درس بزرگ تاریخ است که محاسبات مادی بدون پشتوانه الهی، همواره در بوته آزمایش با
شکست و ناکارآمدی مواجه میشوندمسعود اکبری