دروغ نامه کیهان 3شنبه 5- آبان سال-1405
یادداشت
روز اوین نامه کیهائ"اجلاس تهران آب یا سراب؟!"5-آبان-1405
عنوان
یادداشت روز "اجلاس تهران آب یاسرآب؟!" ادامه ومکمل پیگیری سیاست سناریوسازی چندین دهه ای مخالفت
شدیدکردن بامذاکرات هسته ای وبرجام وهرگونه مذاکره بامقامات آمریکایی می باشد که ازسوی
عنصرپلیدپاسدارسربازجوی شکنجه گرواعتراف گیرحسین شریعت نداری تهیه وتنظیم کننده
کیفرخواست برای متهم ومحکوم کردن متهمان غیرخودی ها پیگیری می شود.ازسوی دیگرچون وی
قلم وتحلیل هایش همگامی نزدیک کامل بااهداف پاسداران جنایتکاروجنگ افروزداردکه
خواهان دست یابی به سلاح هسته ای باهرهزینه تحمیل شده به کشور وملت می باشند. برای
همین برای پیگیری این هدف اکنون انتقادومخالفت شدیدهمراه باسناریوسازی اتهام زنی
واهانت وتهدیدوتوهین کردن به موافقان مذاکره ومخالفان جنگ کرده است .بنابراین پس
ازسفر3 مقام بالای ترکیه وپاکستان وعربستان به تهران ودیداری که باپزشکیان هیچ
کاره وپاسدارسوپرمشنگ سبزعلی رضایی
دبیرشورای امنیت ضدملی شده داشته اند.لذاسریع پاسدارسربازجوشریعت نداری برای
مخالفت کردن ازعنوان یادداشت روز خوددراوین نامه کیهانش "اجلاس تهران آب
یاسراب؟!" استفاده کرده وواکنش انتقادی نشان داده است.بهرحال پاسدارسربازجوشریعت نداری درپایان یادداشت روز جهت داریاکیفرخواست خود محوراین اجلاس درتهران
تأکیدکرده است این روزها شاهد تظاهرات مردم در آمریکا و شورشهای گسترده در برخی
از کشورهای اروپایی هستیم که جنگ ترامپ را احمقانه میدانند و آثار ویرانگر آن را
بر زندگی و معیشت خود محکوم میکنند. انگاری که جنگ 12 و40 روزه درایران بدون
تلفات وخسارات وهزینه بوده چون خیرات
وبرکات وفراوانی وارزانی وکاروآزادی بهمراه داشته است! که حضور سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان در
نشست تهران را از این زاویه به ارزیابی نشسته است.چون باوردارد که اینان به تهران آمدند
تا القای این توهم کنند که ماجرای جنگ به تفاهم نزدیک شده است،تا راه تنفسی(هرچند
گذرا) برای آمریکا و متحدانش بگشایند. پس همینجا باید از قول خواجه شیراز خطاب به
باقری وپاسدارسبزعلی رضایی در شورای عالی امنیت ضدملی گفت:دور است سرِ آب از این بادیه، هشدار،تا غول
بیابان نفریبد به سرابت!
۱-
مقامات عالیرتبه سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به ایران
آمدهاند و قرار است در یک اجلاس مشترک با دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان شرکت
کنند. برادر عزیزمان آقای دکتر علی باقری، معاون محترم دبیر شورای عالی امنیت ملی،
درباره چرایی تشکیل این اجلاس گفته است: «این نشست دو هدف اصلی را دنبال میکند،
هدف نخست این سفر، تبریک به سردار سرلشکر رضایی به مناسبت احراز این مسئولیت مهم
است و هدف دوم، گفتوگو با دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران درباره
مسائل امنیت منطقهای است». آقای باقری ضمن اشاره به الگوی موفق ایران در تأمین
امنیت ملی و ایستادگی ملت ایران و نیروهای مسلح در برابر تجاوز آمریکا و رژیم
صهیونیستی و ناکامی آنها در تحقق اهدافشان، اظهار داشتهاند: «نشست تهران، گامی
در مسیر شکلگیری امنیت درونزای منطقهای است» و تأکید کردهاند که: «این نشست
چهارجانبه در تهران میتواند گامی مؤثر و مهم در فرایند شکلگیری امنیت درونزای
منطقهای باشد».۲- توضیح آقای دکتر باقری درباره این نشست و ضرورت
برپایی آن تا آنجا که به «صورت مسئله» و شرح نظری آن مربوط است، اقدامی بایسته به
نظر میرسد. اما، هنگامی که نوبت به عبور از تئوری و نظر به میدان اقدام و عمل میرسد،
پای چند پرسش به میان کشیده میشود که با صورت مسئله و آنچه معاون محترم دبیر
شورای عالی امنیت ملی درباره نشست تهران و اهداف آن توضیح دادهاند، نه فقط
متفاوت، بلکه متناقض به نظر میرسد. بخوانید!۳-
سخن درباره مقابله با حضور آمریکا به بهانه تأمین امنیت است(!) و تأکید
بر این خواسته که سه کشور یادشده در هماهنگی و اقدام مشترک با ایران، امنیت منطقه
را در اختیار داشته باشند و به قول جناب آقای دکتر باقری، با «هرگونه دخالت و نفوذ
بیگانگان، بهویژه رژیم آمریکا، و همچنین نقشآفرینی رژیم صهیونیستی در هر سطحی در
منطقه که مخل امنیت و ثبات منطقه است» مقابله کنند! این خواسته برخلاف ظاهر آن که
شایسته و بایسته است، اولاً؛ با هویت سه کشور عربستان و پاکستان و ترکیه ناهمخوان
است، چرا که هر سه کشور یادشده روابط نزدیک با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند، و
بارها نشان دادهاند که بدون کسب اجازه از آمریکا و هماهنگی با رژیم صهیونیستی،
قدم از قدم برنمیدارند. دولت عربستان سعودی یکی از شرکای آمریکا در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان علیه ایران اسلامی بوده
است. ترکیه عضو ناتو است و ناتو در حملات نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه
کشورمان بیطرف نبوده است. پاکستان به دستور آمریکا، مرزهای زمینی خود را به روی
ایران بسته بود و....اکنون پرسش
این است که آیا سه کشور یادشده به آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت کردهاند و برای
تأمین امنیت منطقه که لازمه قطعی آن، اخراج آمریکا از منطقه است، به ایران پیوستهاند؟!
اگر پاسخ این سؤال منفی است، که هیچ نشانهای از مثبت بودن آن دیده نمیشود، هدف
واقعی آنها از حضور در نشست تهران چیست؟!۴- دو ماه قبل، سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان
با حضور مقامات عالیرتبه خود در عربستان، پیمان نظامی موسوم به «پیمان مکه» را
منعقد کردند. یکی از اصلیترین اهداف اعلامشده پیمان مکه، دفاع از عربستان در
مقابل تهدیدهای خارجی است. پرسش دوم این است که عربستان با کدام تهدید خارجی روبهروست؟!
آمریکا و اسرائیل که با دولت عربستان همسو و بهاصطلاح، خاله و خواهرزادهاند!
تنها درگیری دولت عربستان سعودی با انقلابیون یمن است و دو کشور ترکیه و پاکستان
در پیمان مکه متعهد شده بودند که از عربستان در مقابل انقلابیون یمن حمایت نظامی
کنند(!) -البته عربستان را دوشیدند و کاری نکردند- که نتوانستند و بماند. اما، جانمایه
ماجرا اینجاست که انقلابیون یمن، همپیمان ایران اسلامی هستند. به بیان دیگر و بر
اساس قاعده «وحدت ساحات» که مورد تأکید امام راحل، آقای شهید و رهبر معظم انقلاب بوده و هست، ایران اسلامی، حزبالله لبنان،
انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق و مقاومت فلسطین، یک «روح واحد» هستند که در چند
کالبد دمیده شده و ظهور کردهاند. بنابراین مقابله با نیروهای مقاومت یادشده و از
جمله مقابله سه کشور مورد اشاره با انقلابیون یمن، مقابله و رودرروئی با ایران
اسلامی نیز هست. نیست؟! اگر چنین است که هست، عزیزان شورای عالی امنیت ملی باید به
این پرسش پاسخ بدهند که آیا عربستان از مقابله با مردم مظلوم یمن دست کشیده است؟!
پاسخ این سؤال منفی است، بنابراین پرسش بعدی آن است که نشست تهران برای این تلقی
که [خداینخواسته] در مقابل دشمنان تابلودار مقاومت یمن به این جنبش الهی کمتوجهی
کرده است(!) چه پاسخی خواهد داشت؟! جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مقاومت یمن
کمترین تردیدی به خود راه نمیدهد، ولی از کجا معلوم که یکی از اهداف سه کشور
یادشده از حضور در اجلاس تهران القای کمتوجهی ایران به انقلابیون یمن باشد؟!
اگرچه این رخداد هرگز امکان وقوع نداشته و نخواهد داشت.۵- و در این خصوص اگرچه گفتنیهای دیگری نیز هست که
شنیدنی است، ولی کوتاه سخن، به این نکته پایانی بسنده میکنیم که حضور سه کشور
عربستان و ترکیه و پاکستان در تهران، برخاسته از اقتدار مثالزدنی جمهوری اسلامی
ایران و شکست سختی است که به آمریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است. و اما،
چرا؟! با جرأت میتوان گفت که بستن تنگه هرمز،
عرصه را بر آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن تنگ کرده است و فشاری که از این
طریق بر گلوگاه اقتصادی آنها وارد آمده، آمریکا و همپیمانانش را به خفگی نزدیک
کرده است. تا آنجا که به نوشته «فارن افرز»، جغرافیا و مقاومت ایران نهفقط ماشین
جنگی آمریکا را زمینگیر کرده است، بلکه آمریکا و متحدانش را با فشار اقتصادی فلجکنندهای
نیز روبهرو ساخته است و به نوشته نیویورک تایمز، نیمی از مردم آمریکا به دلیل
تبعات ناشی از این جنگ آنقدر فقیر شدهاند که توان خرید مایحتاج ضروری زندگی خود
را هم ندارند و...این روزها
شاهد تظاهرات مردم در آمریکا و شورشهای گسترده در برخی از کشورهای اروپایی هستیم
که جنگ ترامپ را احمقانه میدانند و آثار ویرانگر آن را بر زندگی و معیشت خود
محکوم میکنند. حضور سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان در نشست تهران را باید از
این زاویه به ارزیابی نشست، آمدهاند تا القای این توهم که ماجرای جنگ به تفاهم
نزدیک شده است، راه تنفسی(هرچند گذرا) برای آمریکا و متحدانش بگشایند. همینجا
باید از قول خواجه شیراز خطاب به عزیزانمان در شورای عالی امنیت ملی گفت:دور
است سرِ آب از این بادیه، هشدارتا غول بیابان نفریبد به سرابت پاسدارسربازجوحسین شریعت نداری
