چرا باتوم فرانسه برای اینترنشنال درد ندارد؟!۹-آبان-۱۴۰۵
اگرگزارشگران وخبرنگاران اینترنشنال که اکثرشان خروجی های پس از۸۸ ازایران هستند وبرخی شان هنوزبارسانه های داخل کشوردرارتباط اند وکسب
خبرمی کنند.اینان برای دریافت پول در اتاقهای فکر وابسته به دلارهای سعودی-صهیونیستی،
معنای حقیقی کلمات جابه جا ووارونه می کنند.خوب مگرپاسدارسربازجوحسین شریعت
نداری که بیش از۳ دهه است مدیرمسئول اوین نامه کیهان است همراه باسایرکارکنان
وقلم بردستان اوین نامه نقش سانسورچی ووارونه گویی رایگان می
کنند؟مهمترچراهرگزپاسدارسربازجوشریعت نداری لب نمی گشایدکه طلبه مهدی نصیری
مدیرمسئول قبلی اوین نامه کیهانش که عازم ونکورکانادا وحامی رضاپهلوی شده است.برای
چه جزو مهمان گفت وگوکنندگان میزگردشبکه اینترنشنال شده است؟همانگونه که نمی
گویدچرا داریوش سجادی مقیم آمریکا وهمکارنزدیکش هم جزومهمانان گفت وگوکننده شبکه
اینترنشنال بوده است؟
در دنیای وارونه رسانههای معاند و اتاقهای فکر وابسته به دلارهای سعودی-صهیونیستی، کلمات معنای حقیقی خود را گم کردهاند؛ جاهایی که «آشوب، آتشزدن اموال عمومی و کشتار پلیس» در خیابانهای تهران، نام «اعتراض مدنی» به خود میگیرد، اما «مطالبات معیشتی و اعتراضات کارگری» در قلب اروپا و فرانسه، با برچسب «غارتگری، خرابکاری و تهدید امنیت ملی» سرکوب و توجیه میشود!شبکه ضدایرانی «اینترنشنال» این روزها در یک عملیات روانی کاملاً معکوس و منافقانه، مشغول تطهیر سرکوبگران فرانسوی و لجنپراکنی علیه معترضان پاریسی است؛ رسانهای که تا پیش از این، در پروژه شکستخورده کودتای دیماه، حامی تئوریزه کردن خشونت عریان در ایران بود و تروریستهای مسلح و چاقوکش و آتشزنندگان مساجد را «معترضان مسالمتآمیز» مینامید، حالا در برابر حضور خودروهای زرهی، باتومها، گاز اشکآور و شلیکهای پلیس ضدشورش فرانسه در خیابان شانزلیزه، خاضعانه به توجیه تدابیر امنیتی دولت متبوعشان پرداخته و با تیترهای جهتدار، معترضان فرانسوی را «عوامل ناآرامی و مختلکننده کسبوکار» معرفی میکند!این تناقض آشکار و تهوعآور، پرده از ماهیت اصلی این شبکه برمیدارد: «استاندارد دوگانه» مطلق در تعریف حقوق بشر و آزادی بیان. در دیکشنری اینترنشنال، خشونت تنها زمانی محکوم است که متوجه پایههای کاخ الیزه یا منافع اربابان غربیشان شود؛ اما همین خشونت وقتی در خیابانهای ایران سرمایه ملی، جان انسانهای بیگناه و امنیت شهروندان را هدف قرار دهد، بهانهای برای تقدیس «انقلاب رنگی» میشود.وقتی در فرانسه چند مغازه آسیب میبیند، این رسانه بلافاصله آن را به پای اصل اعتراض نوشته و دولت فرانسه را در استفاده از خودروهای زرهی و سرکوب شدید محق میداند، چرا که به خیال خام خود، نظم و اقتصاد سرمایهداری غرب نباید خدشهدار شود. اما در تهران، اوباشی که با سلاح سرد مأمور امنیت را تکهتکه میکنند و بانکها را به آتش میکشند، از منظر این تریبون مزدبگیر، «قهرمانان آزادی و جاویدنامان» لقب میگیرند!این نفاق رسانهای، بیش از پیش بساط رسوایی این قبیل شبکههای معاند را پهن کرده است. ملتی که روزگاری دروغپراکنیهای زنجیرهای این تریبونهای مزدور را در بحرانآفرینیهای داخلی به چشم دیده بود، امروز با لبخندی تلخ به تماشای آینهای نشسته که در آن، چهره واقعی و بدون نقاب «رسانههای مزدبگیر غرب» در برخورد با اعتراضات خیابانی خود غربیها به نمایش درآمده است. کاسبان آشوب، این بار در پاریس رسماً خود را گم کردهاند!
