پاسدار حسین شریعتمداری چگونه اطلاعیه شورای فعالان ملی مذهبی را نقد کرده وبازتاب داده است؟
از ویژگی های تخصص وتجربه ی بازجو وشکنجه گری واعتراف گیری و پرونده سازی درون زندان ها و سیاهچال های رژیم ضد بشری و مستبد و تروریستی آخوندی این است که وقتیکه اینگونه قصابان اندیشه تفکر و سوهانگر روح وروان و اعصاب وجان به مراکز قدرت وصل می شوند ویا در نهادهای اجرائی و مطبوعاتی قرار می گیرند . بسیار ساده وآسان از ترکیب و تلفیق تخصص و خبرگی های گذشته ی خود در پست ومکان وجایگاه جدید استفاده می کنند و در راستای همان اهداف شغل و وظایف گذشته ی خود حرکت می کنند. بطور مثال روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی کیهان سناریو وپرونده ساز سربازجو حسین شریعتمداری نمونه وسنبل ترکیب شیوه ی پاسداری – اطلاعاتی – بازجوئی و روزنامه نگاری می باشد که حتی بازتاب دادن ونقد خبر های مربوط به رقیب را با شیوه ی چماق و هویج بازجوئی زندان بازتاب می دهد . یعنی اینکه ابتدا موضع و گفتار رقیب را سانسور کرده و آن را تبدیل به شیر بی یال وکوپال می کند. سپس آن را چماق کرده وبر فرق مدعیان رقیب فرود می آورد. البته جائیکه با رقبا اینگونه برخورد می شود . مشخص است که با مخالفان ودگر اندیشان چگونه در سیاهچال های قرون وسطائی برخورد ورفتار می شود؟ اما آنچه که در بخش ستون اخبار ویژه به نقل از شورای فعالان ملی مذبی بازتاب داده شده است فرق اساسی دارد با آنچه که در سایت خبررسانی نوروز در این اطلاعیه آمده است . برای اینکه در آنجا توضیح داده شده است که نه انتخابات دمکراتیک که حتی نیمه دمکراتیک وجود ندارد و وزارت کشور و شورای نگهبان شانس شرکت آزاد برای همگان قائل نشده است و با استناد به تجربه ی نمایش خیمه شب بازی مجلس ششم اشاره شده است که چگونه زمانی که از لیست 30 نفره نمایندگان تهران که دربست متعلق به اصلاح طلبان قلابی بود که در میان شان 3 نماینده نیز متعلق به نیروهای ملی ومذهبی بود . البته اشاره نشده است که چگونه با موش کشی که آخوند احمد جنتی به عنوان دبیر شورای نگهبان کرد و وارد معرکه شد و گفت که بلی تقلب شده است وآرای 30% حوزه ی انتخابیه ی تهران را باطل کرد و 3 نماینده ملی مذهبی حذف شدند ویکی از آنان نیز به نام علیرضا رجائی روزنامه نگار راهی زندان اوین به جای مجلس ششم مدعی اصلاح طلبی شد. در عوض غلامعلی داد پدر خانم آقا زاده مجتبی خامنه ای از روی نیمکت ذخیره ها وارد مجلس ششم شد تا اینکه آنقدر تجربه کسب کند وجای پای خود را قرص ومحکم کند تا که بتواند بر کرسی ریاست مجلس اصول گرای هفتم تکیه بزند تا که بتواند با تشکیلات آبادگرانی که راه انداخته بود ژاپن اسلامی بسازد .
اکنون اگر به جای ژاپن اسلامی ساختن رشد لجام گسیخته ی تورم وگرنی و افزایش قیمت ها در جامعه حاکم شده است . ولی غلامعلی حداد عادل در کنار رئیس قوه ی قضائیه ی آخوند هاشمی شاهرودی عراقی در پروژه ی برجک سازی 600 میلیون دلاری امیر محمدی پور در شیراز سرمایه گذاری کرده وسهیم می باشد . البته از سوی دیگر رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور نیز اعلام کرده است کسانی که خودشان می دانند غیر قانونی می باشند و رد صلاحیت می شوند بهتر است که نامنویسی نکنند . بنابراین گرچه شورای فعالان ملی – مذهبی از ترس رد صلاحیت شدن اعلام کرده اند که نامنویسی نمی کنند ، ولی نگفته اند که شرکت در خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم را نیز تحریم می کنند . ولی یک تحلیل مقایسه ای از مجلس ششم با مجلس هفتم ارائه داده اند ونتیجه گرفته اد که آن مجلسی مستقل تر نسبت به سایر دوره های دیگر مجلس بود . که باید افزود و گفت با بودن ولی فقیه وجایگاه قدرت و اختیاراتی که وی دارد و با توجه به نامه ی حکومتی که در ابتدای آغاز کار مجلس ششم صادر کرد که توسط رئیس مجلس ششم آخوند کروبی قرائت شد و به جای اینکه قانون مطبوعات اصلاح شود . خود مجلس ششم نازا و زمین گیر شد ادعای مستقل برای مجلس ششم کردن در این رژیم از آن جوک وشوخی های بیمزه است که نه خنده بر لبان نمی آورد، بلکه بیان اینگونه ادعاها بیشتر موجب توی هم سگرمه واخم وتعجب خواهد شد . زیرا که فراموش نشده است که گل سر سبد اصلاح طلبان سیدخندان خاتمی بود که پس از اینکه در دوران تبلیغات انتخاباتی دوره ی دوم ریاست خود در کرمان جمهوری شناسنامه ی انقلاب برای رفسنجانی صادر کرد . و ولی فقیه را منتسب به وحی کرد و بیلان هر 9 روز یک بحران در پایان عملکرد دوره ی اول ریاست جمهوری ارائه کرد و در پایان دو دوره ریاست جمهوری خود اعتراف کرد که در این نظام نقشی چون تدارکاتچی داشته است که این اعتراف بوضوع ثابت می کند به این رژیم ضد بشری هر چه به چسبد اصلاح پذیری و ادعا یا اتهم اصلاح طلبی هرگز نخواهد چسبید . زیرا که بطور شفاف شاهد می باشیم پاسخ آنانی که از موضع باا اصرار تأکید می کردند هر گز شرایط به قبل از دوم خرداد سال 76 بر نخواهد گشت. اکنون متوجه خطای خود شده اند که اینکه شرایط نه به ماقبل از دوم خرداد سال 76 بازگشته، بلکه خیلی بدتر ازآن شرایط شده است. برای اینکه اکنون حاصل 8 سال عملکرد دوم خردادی ها واصلاح طلبان منجر به شرایط کنونی شده است وآنانی بر اریکه ی قدرت خزیده اند که جزو طراحان قتل های زنجیره ای و ترور مخالفیین در برون مرز وهمکاران نزدیک سعید امامی بوده اند و توانستند که یک شب زیرآب قانون را بزنند و80 نشریه و مطبوعات وروزنامه را تعطیل کنند وبا دانشجویان معترض تیرماه سال 78 وخوابگاه دانشجویان شبانگاهان در خوابگاه دانشجوئی برخورد کنند وآنان را با رمز یا زهرا از طبقه سوم خوابگاه به زمین چمن دانشگاه پرتاب کنند و دانشجویان اسیر وباز داشتی را از تونل گوشتی جهنم عبور داده بودند. مگر اینان را که ولی فقیه وسپاه پاسداران وارگان های سرکوبگر و تبلیغاتی و اقتصادی ومالی را در اختیار خود دارند واز هم اکنون ولی فقیه تفهیم به وزارت کشور و شورای نگهان توصیه کرده است که به چه تعداد آرا برای مشروعیت تراشی نیاز دارد و در دنباله ی وزیر آدمکش حرفه ای کشور آخوند مصطفی پور محمدی گفت که سفارش چاپ 50 میلیون برگه های انتخاباتی را داده است و در دیدار اخیر خود ولی فقیه با آخوندهای قم که پس از سفر 5 روزه از استان یزد در جماران داشته است آنگونه دوم خردادی ها را وابسته به دشمن آمریکا خطاب کرد و از پیروان خود خواست که به حامیان دشمن آمریکا رأی ندهید. آیا در این نظام ضد بشری و قرون وسطائی مستقل بودن مجلس یا نهادی دیگر می تواند واقعیت داشته باشد د ؟ یا اینکه می توان انتظار داشت که این رژیم یاغی بین المللی اصلاح پذیر باشد و سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری غیر ازاین در مورد رقبا و نیروهای ملی مذهبی اظهار نظر وارونه کند که دو مورد آن ضمیمه شده که در ستون اخبار ویژه روزنامه اش بازتاب داه شده اینگونه است .
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 20 دیماه سال – 1386
نقد وبررسی " چه شد كه عاشورا شد (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 20 دیماه سال – 1386
چرا در حکومت آخوندی یک عاشورا شناس غیرعلاقمند به مادیات وثروت دنیوی یافت نمی شود؟!
ازاینکه واقعه کربلا تبدیل به بهترین ابزار تبلیغاتی گری برای مفتخوان حرفه ای گریز به صحرای کربلا شده است که سالیان بس دراز وطولانی است که اینان با راه انداخن بساط ودکان دین فروشی زمینه کسب درآمد وممر روزی برای آخوندهای مفتخور وانگل شده است . به خصوص اینکه 3 دهه است که اینان در ایران بر اریکه ی قدرت نشسته اند و زیر پرده ی دین دست به هر جنایت وخیانتی و اعمال ضد بشری که خواسته اند زده اند. اما از اینکه طلبه پاسدار یاداشت روز نویس شده زیادی ذوق زده شده و زود تر به پیشواز عاشورا رفته است . جالب است لابد خواسته است همچون ولی فقی عقب نماند ودر توصیف عاشوا د ر بستراهداف مشخص لیه ی رقیب دوم خردادی در نگر مبارزه با دشمن آمریکا بر سر منبر رود و روضه ی مبسوط به خواند .
این شتاب و عجله کاری و ذوق زدگی طلبه ی پاسدار یادد اشت روز نویس شده مرا به یاد دوران جوانی ویک سینما انداخت . فیلم چون کهنه بود . پس از نمایش قطع ووصل می شد . آنقدر ادامه یافت که صدای اعتراضی هو وسوت کشیدن تماشاچیان در آمد . یکی از میان تماشاچیان ناراضی در داخل سالن سینما خطاب به آپاراتچی سینما فریاد زد که نمی شود آخر فیلم را اولش نشان دهید تا پاشویم برویم به دنبال کارمان. اکنون این طلبه پاسدار یادداشت روز نویس عاشورا را در روز اول محرم به بررسی و توضیح عاشورا پرداخته است تااینکه بقول خودش زودترتوانسته باشد عبرت های تاریخی را به مخاطبین خودش توصیه کرده باشد . طلبه پاسدار یادداشت روز نویس پس از اشاره کردن پوسیده شدن تمدن های بزرگ از درون به واقعه کربلا گریز زده است وپرسش کرده است که چرا با وجود حضرت محمد وحضر علی، امام حسین آنگونه شهید شد وبر سر یاران و اعضای خانواده اش آن آمد که به طفل 6 ماهه هم رحم نشد. بالاخره خودش نیز پاسخ را اینگونه داده است :
"به طور مختصر بايد گفت پاسخ سؤال مذكور چيزي نيست جز گرفتار شدن جامعه و به ويژه خواص جامعه به همان آفاتي كه به گواه تاريخ همواره سلامت و بقاي دولت ها و تمدن ها را تهديد كرده و موجب سقوط و زوال آنان بوده است. آفاتي مثل مبتلا شدن خواص جامعه به مسائل مادي و دنياطلبي از جمله دست اندازي به بيت المال، ثروت اندوزي، غفلت از ياد خدا و از وظيفه اي كه در قبال دين و مردم بر عهده داشتند و فرو رفتن آنان -كه به نوعي الگوي جامعه هستند و انحراف آنها موجب انحراف ديگران مي شود- به لجنزار حرامخواري و فساد و لذت جويي است"
البته فارغ التحصیلان وپرورش یافتگان مکتب حوزه های علمیه همچون قم که اساس و بنیان فکری واندیشه اشان سفسطه گری می باشد که پیرامون ابتدا مرغ بوده یا نه تخم مرغ بوده می باشد ومی چرخد . خلاصه شیوه ی گفتمان وتحلیل کردن وبحث و سئوال و پرسش شان به روش به در گفتن است تا که دیوار بشنود. برای اینکه این پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس مخاطبینی دارد که شامل حال رقیب می شود که می بایست همه ضعف ها وکاستی های موجود بر سرش شکسته شود . برای همین هرگز به شیوه ی علت ومعلولی با پدیده ها و وقایع اجتماعی و سیاسی و... برخورد نمی شود. چونکه هدف عوامفریبی کردن و ابزار استفاده از دین نمودن برای قبضه ی قدرت وانحصاری حفظ کردن و حذف رقیب از صحنه ی رقابت است . به همین دلیل طلبه پاسدار یادداشت روزنویس مترجم و مداح ولی فقیه شده است و با آویزان شدن به گفته های وی در یزد وبلغور ونشخوار کردنش و بدون آنکه نامی بطور مستقیم از کسی ببرد و یا اینکه به ریشه ی اصلی انحراف و روی آوری رقبا یا مدعیان دیتنمداری به دنیای مادی و جمع آوری و افزون کردن ثروت ودو دستی به آن چسبیدن اشاره ای حتی کوچک داشته باشد . اما اینگونه روی سخن به رقیب ، برایش روضه ی عاشورا گونه ی خود را بیان کرده وهشدار داده است که ناشی از نا فهمی یا بد وکج فهمی اینان از عاشورا بوده است که به سوی دشمن گام بر داشته اند:
"امروز نيز براي آنكه خداي ناكرده، انقلاب ظلم ستيز و ضدسلطه بيگانه مردم ايران به همان آفات دچار نشود، بزرگترين و مهم ترين وظيفه «شناخت خطرهاي اصلي» است. خطراتي كه اگر شناسايي و با آنها به موقع مقابله نشود راه رشد و تعالي جامعه را مي بندد و فساد و تباهي را با بازگشت مجدد استبداد و سلطه اجانب بر كار و بار اين ملك و ملت حاكم مي كند. خطراتي كه رهبري انقلاب طي سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و آخرين بار آن در جمع مردم قهرمان يزد، درباره آنها، به همه، و به ويژه به خواص و بالاخص به مسئولان و دولتمردان هشدار مي دهند: «امروز مهم ترين خطر سست شدن عزم و اراده و غفلت و گرفتار هدف هاي كوچك دنيايي شدن است» خطراتي كه پيش از آنكه بيروني باشد و به قوت و تجهيزات دشمن علني و بي نقاب مربوط شود خاستگاه دروني دارد. خطراتي كه اگر همه- به ويژه جريان ها و فعالان سياسي- آنها را جدي نگيريم و از آفات و پيامدهاي آن به تصور اينكه مربوط به گذشته است، غفلت نمائيم، معلوم مي شود كه پيام عاشورا را دريافت نكرده ايم و درس ها و عبرت هاي آن را نياموخته ايم. بايد همواره به ياد داشته باشيم كه اگر در ماجراي عاشورا و صف بندي ميان جبهه حق و باطل در آن زمان، فردي مثل عمربن سعد ابن ابي وقاص در انتخاب ميان امام حسين(ع) و يزيدبن معاويه درمانده بود، نه اينكه او در تشخيص ميان جبهه حق و باطل ترديد داشت، بلكه او براي رسيدن به «ملك ري» راهي را برگزيده بود كه لاجرم به حضور در صف يزيد منتهي مي شد، و امروز نيز نه اينكه تشخيص ميان ظالم و مظلوم از ميان رژيم مستكبر آمريكا كه شيطان مجسم روزگار ماست و ايران انقلابي، سخت باشد، بلكه آنچه برخي از فعالان عرصه سياست را در اين گير و دار سرگردان كرده است، عشق به دنيا و قدرت زدگي و امتيازخواهي است كه بعضاً آنان را به اردوگاه دشمنان مردم و انقلاب نزديك مي كند تا آنجا كه به ننگ حمايت دشمنان قسم خورده اين ملت مظلوم تن مي دهند. در اين ميان توقع از خواص و نخبگان جبهه حق اين است كه اگر در ميدان سياست حاضرند، پيشاپيش بايد تكليف خود را با دنيا و آخرت روشن كرده باشند و با بهره گيري از تاريخ و عبرت از «عاشور »آني از خطرات و آفاتي كه امروز مثل هميشه جبهه حق را به ويژه از درون تهديد مي كند، غافل نباشند."
در خاتمه اینکه این دیگر خیلی مسخره است و بیش از حد پرروئی و سور زدن به سنگ پای قزوین می خواهد که به این سادگی همچون آب خوردن بتوان واقعیات ها وارونه کر و حقایق را کتمان نمود و آنگونه ادعای کمدی وارونه کرد که گویا پس از سپری شدن 1400 سال و 3 دهه حکومت مذهبی فاشیستی که بر ایران حاکم شده است که خودش را ام القرای جهان اسلام می داند . مهمتر اینکه 3 دهه است که یک مشت آخوندهای حرفه ای با سابقه ی طولانی امام حسین کشی بر سر منابر مساجد وتکایا در شه وروستاهای سرار ایران که اکنون بقدرت رسیده اند و مدا حان ونوحه گویان پامنبری وخبره وهف خط تر ازخودشان را نیز به خدمت دارند . باز هم ادعا شود که اینان هنور در فهم دانستن عاشورا مشکل داشته اند و همینگونه چشم بسته ونا آگاهانه به دنبال زر اندوزی و جمع آوری ثروت رفته و چنگ اندازی بر اقتصادی کرده اند که خمینی آن را به خر حواله داده بود . عجیب است که در شرایطی که از رهبر و بیت رهبری گرفته تا رئیس مجمع خبرگان رهبری ومجمع مصلحت نظام و اعضای شان تا رئیس انتصابی قوه ی قضائیه حمی کلان دزدان وغارتگران حرفه ای و اعضای شورای نگهبان وآقا زاده ها شان همگی مسابقه ورقابت وحشتناک در دزدی و غارتگری بیت المال دارند وهر روز بیشتر مردم ایران را سر کیسه می کنند و به روز سیاه تری می نشانندش و همه ی رقابت وتضاد وسگ دعواهای شان برای قدرت بیشتر در راستای چنگ اندازی برای ثروت بسشتر می باشد . ولی مداح وارونه گوی طلبه پاسدار یادداشت روز نویس شه بر خلاف اینکه خودش اعتراف و اذعان کرده است که قدرت ها وتمدن های تاریخی از درون وداخل دچار اضمحلال و پوسیدگی ونابودی شده اند ونه اینکه دشمن بیرون توانسته باشد موجب نابودی اینان گردد. ولی مع الوصف با زهم مشخص نیست که چرا در پایان دچار سرگیجه و دگردیسی وتناقض گوئی شده است و ریشه ی اصلی را فراموش کرده و رقبا را سرگردان میان ظالم آمریکا و مظلوم رژیم تروریستی آخوندی معرفی کرده است که در نهایت به اردوگاه دشمن آمریکا رفته و در آنجا خیمه زده اند. چونکه عاشورا را درک نکرده و توقع زیاده خواهی دارند . آنهم زمانی این ادعای مضحک و وارونه شده که نظام یک دست شده است ونهادهای قدرت وثروت دربست در اختیار و فرمان باندهای مافیائی وابسته به ولی فقیه خبره ی عاشورا ودشمن آمریکا شناسی می باشد و پس از رئیس جمهور شدن پاسدار احمدی نژاد این غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه که خودش پرونده ی بسته شده ی اختلاس مبلغ 350 میلیارد تومانی در زمان شهردار تهران بودنش دارد. ولی مشخص نیست که 150 میلیارد دلار در آمد نفت در دوران ریاست جمهوری این شیاد به کجا رفته است؟ زیرا که هم از ذخایر حساب پس انداز ارزی دوره ی اتمی که 15 میلیارد دلار بود کاسته شده و به رقم 7 میلیاردد لار ارزی رسیده است وهم اینکه وضعیت اقصادی و معیشتی مردم بدتر از گذشته شده است وهم اینکه رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت ها در جامعه ادامه داد وبیداد می کند .
بالاخره اینکه معلوم نیست که چرا طلبه پاسدار یادداشت روز نویس شده نگفته است که کدامیک در میان مسئولین وابسته به هر دوجناح و باندهای مافیائی و به خصوص رهبر ولی فقیه یافت نمی شود که طبق معیار ارزیابی تعیین شده شناخت عاشورا اینان عاشورا را فهم ودرک کرده باشند و علاقه ی وافر به مادیت بناشند و صاحب ثروت های باد آورده ی نجومی نباشند؟ وچرا این پاسدار طلبه ی یادداشت روزنویس با طرح عنوان یادداشت روز از زور ذوق زدگی وعجله کاری حول شده وبا سر برتوی دیگ حلیم افتاده و چنین دست به خودزنی ویا خودکشی سیاسی زده است و پته ی همه را برروی آب ریخته است. زیرا که ادعایش تبدیل به تف وتاق و ریش شده است و موجب شده که ریش رهبر وسایر مقامات ومسئولان رژیم تروریستی آخوندی را تر و خیس کند.
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 20 دیماه سال – 1386
نقد وبررسی " اين ادعا و آن عملكرد(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 19 دی ماه سال 1386
"رو کردن تاکتیک وشگردهای شعارهای تبلیغاتی – انتخاباتی چرخشی عوامفریبانه برای گول زدن دوباره ی مردم"
عجب رقابت تبلیغات انتخاباتی باند ها جناح ها مضحک وکمدی شده است . زیرا که تبدیل به حرکت وچرخش اسب عصاری شده است که اگر چرخش مدام این اسب چیزی عایدی برای خودش ندارد. ولی برای آسیابان آرد ونان که دارد. برای اینکه اگر قول و وعده های دادن ها تکراری وکپی وکلیشه شده ی پوشالی حل کردن معضلاتو مشکلات اقتصادی مردم به این سادگی است. در صورتیکه ثابت شد شعار های داده شده برای تهی دستان ومحرومان نه نان بر توی سفره های خالی اشان نشده است.بلکه در عوض موجب رشد لجام گسیخته تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها در جامعه شده است. البته که برای باندهای مافیائی دزد ودلال وواسطه گر وغارتگران وابسته به نظام موجب انباشت بازهم بیشتر ثروت های بادآورده ی نجمومی شده است. یعنی نمایش تکراری که 3 دهه تجربه دارد . و بطور کلی فراموش شده است همانا برآوردن مطالبات مردم است . واین بازی تبلیغاتی درست چند سال پیش در آستانه ی برگزاری خیه شب بازی مجلس هفتم همین معرکه گیری کنونی تبلیغاتی را باندهای هار حاکم کنونی علیه ی رقیب شکست خورده ولی حاکم درآن مقطع مطرح می کردند که سخت به بازی توسعه سیاسی می تاختند وانتقد می کردند و انتقاد به بی توجهی مسئولان به رشد گرانی وتورم وفقر وبیکاری و فاصله ی عمیق طبقاتی در جامعه گفته می شد و انتقاد تند وتیز می شد که چرا دولت واحزاب وابسته به آن بطور کلی معضلات معیشتی و اقتصادی مردم ایران را فراموش کرده اند و مدام دم از توسعه ی سیاسی می زنند . و به عنوان راه حل قول قبضه ی قدرت از سوی اصولگرایان داده می شد که چون اینان بر خلاف رقیب حاکم شیفتگان قدرت نمی باشند ، بلکه عاشقان خدمتگزاری به مردم ایران می باشند . بنابراین هر گز نه چشم بفدرت دارند ونه کیسه ی گشاد برای اندوختن ثروت دوخته اند ، بلکه فقط بنابر حسب تکلیف گرائی مکتبی ووظیفه ی شرعی ودینی خود انجام وظیفه می کنند و می دانند ک می بایست برای نجات انقلاب و اسلام ونظام وارد عرصه ی مبارزاتی و انتخاباتی شوند . همچنین تبلیع ساده زیستی و پرهیز از تشریفات وتجمل گرائی و... مر کردند . ولی اکنون آنچنان گلابزدگی ببار آورده اند و آنقدر گند قضیه را در آورده وزیرآب اصول گرائی وعاشق خدمت گزاری به مردن با ادعای دولت عدالت محوری زده شده است که فرصت برای رقیب مغلوب مدعی اصلاح طلبان قلابی به وجود آمده است تا که با همان شگرد وتاکتیک نخ نما شده ی رقیب حاکم بازی کند . انگار که مردم ایران موش آزمایشگاه می باشند که فقط نیاز است مسئول آزمیشگاه برای آزمایش کردن تغییر کند که اکنون دوباره نوبت رقیب مغلوب رسیده است تا که اینگونه کپی برداری شعار های تاکتیکی رقب حاکم را دنبال کند تا که بتواند به رقیب غارتگر وعوامفری حاکم با شگرد خودش بدل بزند که گزارش مقدماتی تبلیغاتی - انتخاباتی آن چنین است:
"اصلاح طلبان زبان اقتصاد و معيشت گشوده اند، آيا مي توان آنها را باور كرد؟ اين روزها بيانيه هاي حزبي، سخنراني ها و مقالات اصلاح طلبان مملو از جملاتي است كه سعي مي كند چهره آنها را به عنوان فرشته هاي نجات اقتصادي، نزد مردم بازسازي كند. پيدا است اصلاح طلبان تنگناهاي اقتصادي مردم را فرصتي گرانبها براي خود ديده اند كه مي تواند احتمال توفيق آنان در انتخابات مجلس را افزايش دهد. اينكه اصلاح طلبان اقتصاد را «ابزار» پيروزي خود قرار دهند، به هيچ وجه عجيب نيست، چه، آنها خود را قرباني بي اعتنايي به امر معيشت مردم و مانور وسيع اصولگرايان روي اين موضوع مي دانند و حالا لابد تصميم گرفته اند با همين حربه- كه كارآمدي اش را پيش تر چشيده اند- به مصاف حريف بروند."
عجیب تر اینکه شیاد تصویر مار کش ومار قالب کن یادداشت روز نویس بدون آنکه توضیح دهد که چگونه شد که شرایط به وضعیت کنونی منجر شده است که میدان تبلیغاتی برای رقیب آزمون وشکست خورده فراهم شده است تا که ادعای منجی گری اقتصادی – و مشکل گشائی برای مردم ایران کند . در صورتیکه یادداشت روز نویس با پاک کردن صورت مسئله تلاش کرده است که با خاک پاشیدن بر توی چشمان مردم ایران تفهیم کند که گویااینان فقط با یک چشم می توانند به بینند . یعنی فقط تجربه ی اصلاح طلبان قلابی و وعده های دروغین آنان را دارند ونه برخوردار از قولها ووعده های داده شده با تجربه های عملکرد رقیب حاکم شده ی کنونی که در برابر همه وعده و قول های داده شده اش به مردم ایران معکوس عمل کرده است و بی توجه به بیان علت و دلیل این واقعیت که چرا اکنون گرانی وتورم وفقر وبیکاری و.. در جامعه بیداد می کند. در برابر پرسش به سئوالات مطرح شده ی اقتصادی و مشکلات فراگستر اجتماعی و اقتصادی و معیشتی مردم ایران که در راستای تبلیغات انتخاباتی رقیب اصلاح طلب مطرح کرده است چنین پاسخ افشاگرایانه ی یک بعدی داده است:
"اصلاح طلبان زبان اقتصاد و معيشت گشوده اند، آيا مي توان آنها را باور كرد؟ اين روزها بيانيه هاي حزبي، سخنراني ها و مقالات اصلاح طلبان مملو از جملاتي است كه سعي مي كند چهره آنها را به عنوان فرشته هاي نجات اقتصادي، نزد مردم بازسازي كند. پيدا است اصلاح طلبان تنگناهاي اقتصادي مردم را فرصتي گرانبها براي خود ديده اند كه مي تواند احتمال توفيق آنان در انتخابات مجلس را افزايش دهد. اينكه اصلاح طلبان اقتصاد را «ابزار» پيروزي خود قرار دهند، به هيچ وجه عجيب نيست، چه، آنها خود را قرباني بي اعتنايي به امر معيشت مردم و مانور وسيع اصولگرايان روي اين موضوع مي دانند و حالا لابد تصميم گرفته اند با همين حربه- كه كارآمدي اش را پيش تر چشيده اند- به مصاف حريف بروند."
در ادامه پاسدار سربازجو پاسدار یادداشت روزنویس بدون آنکه بصورت رابطه ی علت ومعلولی برخورد کند و با توضیح مبسوط ومنطقی تحلیل ارائه دهد که بالاخره عملکرد دولت مدعی عدالت محور و تحول گرا چه بوده است که قابل دفاع می باشد که حق است به دولت های پیشین انتقاد شود ولی از این یکی دفاع شود. آخر با شیوه ی رها کردن نقد و چسبیدن به نسیه به گذشته و رجوع کردن به آن وقبرستان کهنه شکافتن که مشکل حل نمی شود و تکیه کردن و آویزان شدن به این بهانه که مدعی اصلاح طلبان گفته اند کارهای ناتمام مجلس ششم را از همان ابتدا به جای حواله دادن به انتها آغاز خواهیم کرد و رادیکال تر مسیر را دنبال خواهیم نمود که پاسخ منطقی عدم پرداخت مطالبات مردم در 3 دهه گذشته نمی شود. البته که بعید است چنین شیوه ی رادیکال برای مجلس هشتم اتخاذ گردد . برای اینکه اکنون نقشی که شورای نگهبان ایفا می کند مجوز عبور به مهره های تندروی دوم خردادی داده نمی شود تا که به خواهند وارد مجلس هشتم شوند و به خواهند مجلس رادیکال تر از مجس ششم در مجلس هشتم داشته باشند. گرچه عملکرد مجلس ششم هم به اعتراف نقش تدارکاتچی بودن نظام خاتمی تمام شد .. ضمن اینکه همکاره ولی فقیه است که قدرت وی خیلی بیش از دوره ی اصللاح طلبان شده است و اینگونه که سربازجو یادداشت روز نویس ادعا کرده است نوعی بازجوئی و بازخوانی کیفرخواست با بند های اتهامی جدید علیه مدعی رقیب دوم خردادی است:
"ظرف چند روز گذشته در كيهان نوشته ايم - و در آينده دقيق تر خواهيم نوشت- كه چگونه سياستگذاران و مخازن فكري جناح تندرو اصلاح طلب در جلسات داخلي خود از «فرصت از دست رفته مجلس ششم» حرف مي زنند و دوستان خود را بشارت مي دهند كه «مجلس هشتم را از همان جا آغاز خواهيم كرد كه مجلس ششم را تمام كرديم. مجلس هشتم فرصتي براي اتمام كارهاي ناتمام دوره اصلاحات البته با راديكاليسم بيشتر خواهد بود. ما در روزهاي پاياني مجلس ششم به نتايجي رسيديم كه ديگر زمان كافي براي عملي ساختن آنها نبود؛ در مجلس هشتم از روز اول به همان امور خواهيم پرداخت.» آيا مردم حاضرند براي تكرار بازي عموزنجيرباف استعفا و تئاتر خنك تحصن و... دوباره به اصلاح طلبان رأي بدهند؟ طبعاً نه! پس بايد از ريسمان اقتصاد و معيشت آويخت! منطقي است. علاوه بر اين، مردم حتماً خواهند پرسيد برنامه اصلاح طلبان براي اصلاح نابساماني هاي ادعايي شان چيست. در ميان انبوه آه و ناله ها، حتي يك خط برنامه وجود ندارد، نبايد هم وجود داشته باشد چون اساساً بنا نيست چيزي حل شود. در اين صورت آيا مردم و ناظران حق ندارند بنا را براين بگذارند كه برنامه هاي اقتصادي اصلاح طلبان حداكثر از همان «اصول نوليبرالي اجماع واشينگتن» -كه 16 سال تمام با دقت و جديت اجرا شد و به فاجعه انجاميد- فراتر نمي رود؟ و اگر چنين باشد آيا حق ندارند رغبتي به فراهم آوردن امكان تكرار آن سياست هاي شكست خورده از خود نشان ندهند؟ اصلاح طلبان بايد به ياد داشته باشند كه مهم ترين سؤال پيش روي آنها هنگامي كه با حرارت از سياست هاي اقتصادي دولت و مجلس اصولگرا انتقاد مي كنند، اين است: آيا جز آنچه 16 سال تمام اجرا كردند حرف جديدي هم دارند؟ اگر حرف و برنامه جديدي در كار نباشد- كه ظاهراً نيست و نمي تواند باشد- به آن سياست هاي خسارت بار ديگر كسي در اين ملك رأي نخواهد داد ولو آن را به صد ترفند بزك كنند"
در خاتمه اینکه تصور نمی رود تا که نیاز باشد که توضیح تکراری داده شود که همه اساس ننه من غریبم بازی کردن ها وشاخه وشانه کشیدن های رقبای غالب و مغلوب علیه ی هم دیگرکه ادامه دارد . فقط دعوا بر سر لحاف ملا می باشد . بهمین دلیل است که هیچ مدعی هر گز نه سخنی از مطالبات مردم به میان می آورد ونه اینکه علاقه ای دارد تا که بگوید چرا در 3 دهه ی گذشته مطالبات مردم ایران پرداخت نشده است؟ خوب اگر خانه از پای بست ویران نیست. پرسش است که طبق ادعای سربازجو یادداشت روز نویس اگر 16 سال از عمر نکبت بار و ننگین این رژیم ضدبشری و عوامفریب وغارتگر ودزد وجنگ افروز متعلق به کارگزاران رفسنجانی و اصلاح طلبان خاتمی می باشد که عامل ومقصر ششرایط کنونی می باشند ، بقیه ی سال های باقیمانده وسپری شده قدرت و دولت در اختیار چه کس یا کسان وباند وجناحی بود ه است و حاصل وراندمانش چه بوده و یاچه اتفاق افتاده است . اگر چنانچه همه سراندر پا از جنس یک کرباس نمی باشند واز رأس تا ذیل این نظام اختاپوسی ومافیائی بطور دربست آلوده به فساد ورشوه ورانت خواری وتبعیض نمی باشد؟
هوشنگ - بهداد
چهار شنبه 19 دی ماه سال 1386
نقد وبررسی "رجزخواني هاي بي حاصل!"روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 19 دی ماه سال 1386
"ابرا وحشت از سفر بوش به منطقه ی خلیج فارس وخاومیانه و پیگیری موضوع مذاکره صلح اسرائیل و فلسطین"
سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی یا بازتاب دهنده نکته نظرات ومواضع بیت رهبری با دور زدن مسائل مهم داخلی که مثلاً چرا وزارت کشور به رقبا به عنوان غیر قانونی بودن شان هشدار داده است که نامزد برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نشوند . یعنی از ابتدای برگزاری این نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی- انتصاباتی حرف انتها زده شده است وعریان وعیان شده است که ماهیت برگزاری نمایش این خیمه شب بازی انتخابات چیست و قرار است. زیرا وقتی که گفته شده نامنویسی چگونه باید باشد. معلوم است در روند بعدی شورای نگهبان دگر شریک وهمکار وزات کشور قرار است که چه نقشی را در مورد رد صلاحیت ای نامزدان ایفا واجرا کند ؟ بالاخره اینکه نتایج تقلباتی چگونه می خواهد باشد و ارقام مشروعیت بخشیدن به نظام که ولی فقیه برروی آن تأکید کرده است چگونه می بایست از هم اکنون برنامه ریزی و تهیه وتأمین گردد. همچون زمان قبل از برگزاری مجلس هفتم که وضععیت تعداد 190 کرسی مجلس از پیش شخص شده بود و چانه زنی پیرامون 100 صندلی دیگر بود؟ .
همینطور سرمقاله نویس بدون آنکه توضیح بدهد که چرا همزمان با شروع سفر بوش به منطقه ی خاورمیانه از محمد البرادعی دعوت شده است تا که به تهران سفر کند تا اینکه به شود با موج خبر سازی کردن در برابر خبر های بازتاب داده شده مر بوط به سفر بوش در منطقه مقابله شده باشد و رژیم منزوی وایزوله شده بطور کلی از صحنه ی خبری به بیرون پرتاب نشود.
همچنین بدون آنکه سرمقاله نویس بگوید که چه شد نتیجه ی تلاش ایجاد آشوب وناامن سازی در بحرین که گفته شده بود به دلیل سفر آینده ی بوش به بحرین می باشد که در پایان با شکست کامل مواجه شد و آثارش بر روی سر برنامه ریزانش آوار شد؟ یا اینکه چرا اکنون تجربه ی آزمون شکست خورده در بحرین از سوی حامیان حماس در نوار غزه پیگیری شده است ؟ زیرا که در آستانه ی سفر بوش به منطقه در نوار غزه تعدادی به عنوان سیاهی لشکر وارد صحنه شده وعلیه سفر بوش دست به تظاهرات زده اند. حال بماند که اینگونه تلاش های مذبوحانه ضد آمریکائی و ضد بوش بر پا کردن، هرگز همخوانی با کوشش های پشت صحنه ی لابی های مقیم عراق و آمریکا ندارد که همه توان و هنر و استعداد وتخصص دلالی وواسطه گری خودشان را بکار بسته اند البته که الهام بخش آنان جماران می باشد تااینکه دور چهارم مذاکره ی امنیتی عراق انجام شود .
اما مهمتر اینکه به دلیل اینکه دست سرمقاله نویس کاملاً خالی می باشد .لذا راهی جز دست ب خودزنی زدن واعتراف کردن ندارد . زیرا که بازهم به عنوان برگ برنده علیه ی آمریکا و اسرائیل به جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل اشاره کرده است که چگونه حزب الله توانست در برابر اسرائیل ایستادگی ومقاومت کند تا کهموجب شکست وتضعیف اسرائیل شود که افزوده شده اکنون بوش برای تقویت کردن اسرائیل مجبور به این سفر شده است. غافل از آنکه اینگونه تأکید برروی جنگ 33 روزه کردن که نوعی از مایه خوری کردن می باشد اثبات این حقیقت است که بدون هرگونه ابهامی این جنگ از سوی جماران وسپاه پاسداران تدارک دیده شده بود و لبنان تبدیل به سر زمین سوخته شد تا اینکه پاسخگوی بحران ارجاع پرونده ی هسته ای از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل گرد تا که در نهایت مانع از تصویب قطعنامه در این شورا شود . در شرایط کنونی نیز نماینده ی کمدی ومترسک رژیم تروریستی آخوندی در سازمان ملل تقاضای بسته شدن پرونده ی هسته ای رژیم در شورای امنیت سازمان ملل شده است . بنابراین از سوی دیگر هدف برای خنثی کردن نگرانی از حضور بوش در خاورمیانه است تا که هدف به نتیجه رساندن تفاهم وتوافقی میان اسرائیل و رهبر خودگردان حکومت فلسطین حاصل نشود که مکمل همان هدف نهائی باشد که رئیس جمهور فرانسه وعده ی تشکیل حکومت مستقل دمکراتیک فلیسطین تا پایان سال 2008 یعنی امسال را داده است. برا اینکه این اتفاق برای سران رژیم تروریستی آخوندی سم مهلک وکشنده می باشد .
بنابراین سرمقاله نویس حق دارد که برای مقابله کردن با این پیشنهاد ابراز مخالفت شدید کند و در راستای پیشبرد آن سنگ اندازی و تلاش تخریب آن کند و قابل فهم است که چرا آویران به برگ حزب الله لبنان وجنگ 33 روزه شده است و با آن مانور داده است و ابراز مخالفت هم با سفر بوش به منطقه نموده و هم از پیروزی حزب اله لبان وشکست اسرائیل در جنگ 33 روزه گفته است. به خصوص اینکه نقل قول شده است هدف اصلی دیگر بوش به منطقه تفهیم کردن خطر وتهدید اصلی منطقه نفوذ واخلال گری رژیم تروریستی آخوندی در امور داخلی سایر کشورهای منطقه و پروژه ی هسته ای اش می باشد . به ویژه اینکه ترکش این سفر به سوریه نیز اصابت کرده است . برای اینکه از سوریه خواسته شده است تا جایگاه خودش را مشخص کند که آ یا سوریه می خواهد شریک وهم پیمان مذاکره صلح خورمیانه باشد یا نه علاقمند است که در کنار رژیم تروریستی آخوندی قرار گیرد که در شرایط کنونی بسیار منزوی وایزوله شده است و هر روز که می گذرد نه اینکه یشتر در منطقه منزوی تر می شود، بلکه پرونده ی هسته ای اش بحرانی تر ووخیم تر می شود و قابل پیش بینی می باشد که در نشست آتی شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ای دیگر علیه اش تصویب وصادرخواهد شد وبیش از شرایط کنونی ایزوله تر خواهد شد. بعلاوه اینکه برگزاری خیمه شب بازی نمایش خیمه انتخابات مجلس هشتم در پیش روی می باشد که وضعیت وشرایط خطیر وپیچیده ی رژیم ضد مردمی وقرون وسطائی بحرانی وخطری تر از شراط کنونی خواهد شد. در نهایت ا ینکه عنوان انتخاب شده ی رجز خوانی های بی حاصل مقاله را می بایست برگردان کرد وآن را به موقعیت خود رژیم تروریستی آخوندی نسبت داد. زیرا که از موضع فرافکنی مطرح وبازتاب داده شده است . برای اینکه سر مقاله نویس در نهایت در پایان مقاله ی خود اینگونه وحشت رژیم از سفر بوش به منطقه ونتایج قابل پیش بینی آن را برجسته کرده است .
"رجزخواني هاي بوش عليه جمهوري اسلامي ايران در آستانه سفر دوره اي به خاورميانه عربي و صدور دستورالعمل براي دولتمردان سوريه عليه ايران در اين چارچوب قابل تحليل هستند. علت اصلي اين رجزخواني ها و مواضع ضد ايراني دولتمردان آمريكائي اينست كه آنها از نفوذ فوق العاده جمهوري اسلامي ايران در منطقه خبر دارند و همه شكست هاي خود و فرزند نامشروع خود اسرائيل را ناشي از همين نفوذ ميدانند"
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس باز هم نا خواسته اعتراف کرده است که عامل اصلی نا آرامی نه در عراق که در سراسر منطقه خلیج فارس و خاورمیانه رژیم تروریستی آخوندی می باشد. ضمن اینکه با این ادعای حضور ونفوذ داشتن در سراسر منطقه که در حقیقت تلاش برای پوشاندن ابراز نگرانی از فاصله وجداشدن سوریه از هم پیمانی با رژیم تروریستی آخوندی می باشد . اواقعیت نگرانی ووحشت آثار آن را بطور وارونه به نمایش گذاشته است. چونکه می داند در صورت فاصله گرفتن سوریه ضریب منزوی شدن رژیم تروریستی آخوندی و ضربه پذیری اش بیشتر می شود
.
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 19 دی ماه سال 1386

نقد وبررسی " مجلس تراز ملت (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 16 دیماه سال 1386
"چرا به پاسخگوئی به مطالبات مردم و ریشه و عامل تورم وگرانی، یقه رقیب مغلوب گرفته می شود وهمه کاسه و کوزه بر سر آنان شکسته می شود"
سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس آنگونه پیرامون خیمه شب بازی نمایش انتخبات مجلس هشتم قلمفرسائی کرده است که ابتدای یادداشت روزش شبیه مبلغین مار باز است که قبل از نمایش در مورد جعبه مارگیری و محتویات درون آن و رقص مار ها و... هنرنمائی هائی که ماران درون جعبه می توانند انجام دهند تعریف ومبالغه می کرد تا که فضا واذهان تماشاچیان حلقه زده بر گرد مارباز را بطور کامل برای بیرون آوردن ماران از درون جعبه و نمایش دادن آنان و با چند نوبت چراغ الله کردن وتماشا چیان را سر کیسه کردن فراه گردد . در نهایت شرایط آنگونه شود که در نهایت مار باز حرفه ای یکی از ماران را به سوی جمعیت گرد آوری شده یک سمت رها می کند و مار دیگری را به بخش دیگر جمعیت هدایت می کند تا اینکه موجب شود تماشاگران متوحش شده از ترس خودشان را یواش یواش از دایره حلقه زده پیرامون مارباز فاصله خود شان را بیشتر و خودشان را به عقب بکشانند تا که از خطر مصون بمانند. درست در همین لحظات که ترس وهمهمه و وحشت حاکم برر وح تماشاگران حیران شده است کمکی و شریک مار باز دیگر که جیب بر حرفه نیز می باشد در لا بلای جمعیت شروع به زدن جبیبان تماشاچیان می کند .
اکنون نیز سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس به همان سبک مار بازان و اجرای نقش شان وهدفی که دنبال می کنند که توضح داده شد چگونه است. ابتدا از مهم بودن برگزاری انتخابات واولین روز نانویسی برای آن و شور وذوق واشتیاقی که حاکم شده شروع کرده است. سپس در دنباله از محتصاب این خیمه شب بازی پرسش ها کرده وگفته است که شامل 3 کلمه انتخابات – مجلس - و هشتم است . آنگاه آنان را با همدیگر ترکیب و تلفیق نموده است که شده " انتخابات مجلس هشتم " و آنگونه پیرامونش نظر وتحلیل داده وتبلیغ کرده است که گویا بهار جای شهدای یا در حقیقت جای آزادی خالی سال 58 می باشد که خمینی در یک فضای ملتهب وبهم ریخته شده احساسی که شور وتب شرایط انقلابی و احساسی بر جامعه ، بر شعور سیاسی غلبه داشت دجال گرایانه وهمچون ماربازان بسیار خبره وارد میدان شد واز صداقت و احساسات واعتماد مردم ایران خیلی فرصت طلبانه نهایت سوء استفاده را کرد و نوع حکومت دلخواه خودش که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش بود را بصورت همه پرسی آری ونه قالب کرد و از ان تاریخ تا کنون نزدیک 3 دهه سپری شده است و خیلی از ناگفته ها وحقایق بازگو ناشده ی آن زمان که خمینی وپیروانش بطور عمد از باز گو کردنش امتناع می ورزیدند اکنون عیان وعریان شده است و نکته ی ابهام آمیزی در مورد عوامفریبی کردن ودروغ گفتن حاکمان کنونی وپیروان خمینی در اذهان عمومی ملت ایران باقی نمانده است که نیاز به توضیح اضافی داشته باشد که در 3 دهه گذشته از سوی رهبران ومسئولانش چه گفته و قول هائی داده شد ه است در مقابل چه اقدام شد وانجام گرفته است؟ عجیب است که هنوز برای سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس تصور کرده است درست شرایط اوایل انقلاب است و آخوندهای حاکم و مسئولین دو جناح مغلوب وبازنده و برنده وغالب و ولی فقیه هم آزمون نشده اند و مردم ایران هم هیچگونه تجربه وشناختی ندارند و تازه قرار است که اولین برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی بر گزارشود که نیاز به رمال و اسطرلاب ونقالی همچون سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس می باشد که بقول خودش می بایست برای برجسته شدن به بخشي از هويت و مختصات این خیمه شب بازی انتخاباتی یا اتفاقي كه قرار است رخ دهد، پي برده شود که قبل از برگزاری نمایش خیمه شب بازی مجلس هشتم باید بصورت سئوالاتی بیان شود که با جواب دادن به آنان موجب شود تا که شناخت واطلاعات شفاف تري برای شرکت کنندگان در این نمایش خیمه شب بازی به دست آید که پرسش ها ی مطرح شده چنین می باشند :
"مجلس هشتم چگونه مجلسي بايد باشد؟ نسبت آن با مردم و نظام چيست؟ متغيرها و عوامل مؤثر در صورت بندي نهايي انتخابات و مجلس آينده كدام است؟ هندسه و مهندسي انتخابات آينده چگونه بايد باشد يا چگونه است؟ در آسيب شناسي پارلمانتاريسم در ايران و جهان به كدام مؤلفه ها بايد توجه پررنگ تري داشت؟ و... پرسش هايي از اين دست كه كمك مي كند با اراده اي ملي براي هرچه مثبت تر كردن متغيرهاي مؤثر همت گماشت و سرنوشت انتخابات را به مباركي رقم زد."
سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس در دنباله از نا متعارف بودن روش انتخابات در رژیم تروریستی آخوندی گفته است که تابع هیچ نظم وقانون متعارف و شناخته شده ی جهانی ندارد و از چند ضلعی وچند بعدی و مهندسی اینگونه روش انتخابات پارلمانتاریستی گفته است که فقط مختص ولی فقیه است و خود مدعی می فهمد که چه گفته وادعا کرده است؟ آنگاه به نقش و جایگاه نقش انتخابات در آمریکا وکشور های غربی اشاره کرده و گفته است که اینان وابسته به تراست وکارتل ها می باشند و نمایندگان ارلمان ها از منافع اینان دفاع می کنند ومردم ومطالبات آنان هیچگونه نقشی همچون رژیم تروریستی آخوندی ندارند. البته در ادامه ی تناقض گوئی کردن ها گفته نشده است که اگر چنانچه شیوه و محتو ا ومهندسی ادعا شده ی انتخابات پارلمانتاریستی با دیگران فرق دارد که تأکید شده این برگزاری خیمه شب بازی با سایر برگزاری انتخابات دیگر در غرب فرق اساسی دارد . ولی عجیب و مضحک است که چگونه است که اولاً با رعایت کردن اصول مختص این نظام ونظارت قانون اساسی بر مجلس و به خصوص نقشی که ولی فقیه همکاره دارد ونظارت بر پیگیری برای تأئید ورد صلاحیت نامزدان که شورای نگهبان می تواند انجام دهد . بازهم عیب تر است که چگونه است با زهم در این نظام بسته وهمه چیز کنترل شده سرمایداران و صاحبان منافع همچون کارتل ها و تراست های غربی می تواند نفوذ و رشد کند ووجود داشته و فعال باشند وهمان اهدافی را دنبال می کنند که هم پیمانان و شرکای اینان ر آمریکا در انتخابات در بستر اهداف تعیین شده ی خودشان دنبال می کنند . البته سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس با نا پرهیزی تأکید کرده که اینگونه روش ها واهداف نه با استقلال مجلس و نظام ونه با روح عدالت خواهی همخوانی دارد! خلاصه در پایان سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه بخشی دیگر از نکته نظرات پوشالی وکتمان شده ی خود گفته است وجایگاه تغییر وتحول اصلاح اصولگرایانه ی مجلس را تبیین نموده و وظایفش را بیان ومشخص کرده و تجویز نموده است که باید مواظب بود غیر از اصولگرایان نمایندگان دیگری وارد آن نشوند:
"- مجلس با توجه به جايگاه خطير و پر ارج آن در قانون اساسي، عرصه بروز كارآمدي و بهره وري در رويكردي مجاهدت آميز، خستگي ناپذير و مداوم است. مجلس شوراي اسلامي در واقع يكي از مراكز اصلي مهندسي «تغيير و تحول و اصلاح اصولگرايانه» است، تحولي كه رنگ و بوي عقبگرد و ارتجاع و انحطاط به خود نگيرد و به قول معروف آرد آسياب شده يا نيم آسياب را دوباره تبديل به گندم نكند و به نقطه صفر بازنگرداند.اگر افراط و تفريط سرچشمه فرصت سوزي و ناكارآمدسازي تقنين و نظارت و اجراست، عقلانيت و اعتدال را بايد در همان محور كلي «اسلام- استقلال- عدالت» جست و در انتخابات به سمتي رفت كه مجلس، كانون پمپاژ اين اصول تحول به عرصه افكار عمومي و دولت و دستگاه قضايي باشد. مجلس درچنين رويكردي مي تواند حامي و هادي و مشوق دولت و دستگاه قضايي باشد نه به تعبير برخي تندروها، ابزار فشار براي چانه زني! اگر خداي نكرده مجلس ابزار چانه زني و باج خواهي شد، قطعاً بايد هدف متعالي انتخابات را از هم پاشيده فرض كرد. مجلس در تلقي اصولگرايي و اصلاح طلبي راستين، بازوي اقتدار جمهوري اسلامي در برابر كانون هاي فساد داخلي و خارجي است نه آلت فعل همين كانون هاي خطر (نظير اتفاقاتي كه در ماجراي شهرام جزايري، شركت قطعات فولادي، ايران مارين سرويس، ماجراي هسته اي و... رخ داد). مجلس در تراز و نصاب جمهوري اسلامي، پيشاني اعتماد به نفس و اميد و ايمان ملي و صف مقدم رويارويي با دشمني ها و خيانت ها و تهديدهاست نه پايگاهي براي «گرا» دادن به دشمنان عقده دار و زخم خورده جهت بهتر و دقيق تر ضربه زدن به كشور و ملت و نظام. پس تلقي اصلي بايد اين باشد كه مجلس، جبهه اي حساس و خاكريزي مهم است.- بايد مراقب بود اتفاق مبارك انتخابات تبديل به دستاويزي براي دلسرد كردن مردم يا تلخ كردن كام آنان نشود. مشاركت حداكثري يك اصل مهم است كه بحمدالله معمولاً به رغم خواست دشمنان عملي هم شده است. دشمنان همواره كوشيده اند از گوهر انتخابات سالم و آزاد در جمهوري اسلامي تصويري بي ارزش و سياه نشان دهند و آن را خاك مالي كنند تا مردم يا اساساً ميل به مشاركت نداشته باشند يا حتي المقدور بين اصلح و صالح و ضعيف، ضعيف ترين ها را برگزينند و در واقع اين جبهه بزرگ يا اساساً وجود خارجي نداشته باشد يا احياناً خود تبديل به كانون حمله عليه جبهه خودي شود. از اين جهت، مشي جريان هاي فعال دراين باره مي تواند به انتخاب شايسته تر كمك كند هرچند كه بنابر اعتراف يوسفي اشكوري از مسافران كنفرانس ضدانقلابي برلين در گفت وگو با سايت ضد انقلابي روز؛ «سياست هوشمندانه جمهوري اسلامي تاكنون به گونه اي بوده كه جريان هاي سياسي و اپوزيسيون را در وضعيتي قرار داده كه نتوانند تقريباً اقدام مؤثري انجام دهند. حداقل از انتخابات مجلس هفتم به بعد، نه مشاركت فعال]اپوزيسيون[ در انتخابات راهگشا بوده و نه از آن سو تحريم كمكي كرده است.»"
در خاتمه اینکه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه سخنی از عملکرد 3 دهه سابقه ی گذشته مجلس گفته باشد و یا تذکری داده باشد که مگر شرایط کنونی حاکم بر کشور بخشی از عملکرد گذشته ی همین مجلس کذائی نمی باشد که مهندسی و چند بعدی و ظالیف آن را ترسیم کرده است. البته حلقه ی مفقوده ای که در همه ی یادداشت روزهای ورق پاره ی کیهان سناریو وپرونده ساز با قلم بردستان پاسدار وشکنجه گر و اطلاعاتی رؤیت و دنبال می شود. درست به جای جواب دادن به ریشه وعدم پرداخت مطالبات مردم ایران در 3 دهه ی گذشته تا که مشخص شود مقصر کیست و عامل و یا آمرین شرایط کنونی بر جامعه کیست که از یک سو فقر وبیکاری و رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت ها کالا ها در جامعه بیداد می کند .از طرف دیگر روند صعودی عمیق تر شدن فاصله ی طبقاتی وکلان دزدی و غارت گری هائی که از سوی آخوندهای حاکم و شرکای شان وفرماندهان سپاه پاسداران تحمیل کرده اند . درست به جای پرداختن به این ریشه وعلت ها یقه ی رقیب مغلوب از صحنه ی قدرت و برای حذف شده گرفته می شود وضمن اینکه اینان نه مقصر شرایط کنونی ، بلکه همگامان دشمن و مأموران دستگاه های اطلاعاتی کشورهای بیگانه معرفی می شوند و پیوسته تأکید می شود که نمی بایست که اینان تأئید صلاحیت شوند ونه اینکه مجلس اصولگرا جائی برای اینان وجود داشته باشد. به خصوص اینکه به اتکای بیگانه که طرح بازگشت دوباره به قدرت را دیده اند. یعنی اینکه بزبان بسیار ساده وقابل فهم گفته وعریان نموده است که هدف نه مردم ونه برآورد کردن مطالبات آنان ، بلکه جنگ و جدال باندی وجناحی برای حذف رقیب وقبضه وانحصاری کردن قدرت در راستای هرچه بشتر کسب ثروت می باشد . در صوریکه در زمان پاسخگوئی به قول ووعده های داده شده ی انتخاباتی از سوی مدعیان، همه ی کاسه وکوزه مسئولان حاکم نیز بر سر جناح مغلوب شکسته می شود.
اکنون پرسش است که با تجربه ی 3 دهه این نظام و آزمون های چرخشی وگردی ولی فقیه خامنه ای و رفسنجانی در پست ومسئولیت های گوناگون که در دسترس است . همچنین 8 سال خاتمی به عنوان اصلاح طلبان قلابی بود که پس از 8 سال مأموریتش اعتراف کرد نقش تدارکاتچی داشته است. همینطور بیش از دوسال ونیم تجربه ی عملی مدعی اصول گرایان که موود می باشد . آنهم در شرایطی که یک دست بودن نظام وضعیت به اندازه ی کافی آنقدر شفاف و روشن می باشد که دیگر جای هیچگونه عوامفریبی وآدرس غلط دادن در اذهان عمومی باقی نگذارد که این رژیم دزد وغارتگر وعوامفریب و جنگ افروز و غارتگر و سرکوبگر می باشد که از رأس تا ذیل آن آلوده به فساد می باشد وهیچگونه فرقی هم میان جناح ها وباندهای غالب ومغلوب نمی باشد و جای هیچگونه چشم انداز روشن وامید بخشی هم وجود ندارد وهرگونه ادعا کردن ووعده دادن های غیر از تجربیات آزمون شده فقط شارلاتان بازی برای کشاندن مردم برروی صحنه است تا که به عنوان سیاهی لشکر برای مشروعیت تراشی باشد اکه هم ولی فقیه وهم سر بازجو پاسدار یادداشت روز نویس نیز برروی همین واقعیت تأکید فراوان کرده اند.
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 16 دیماه سال 1386
نقد وبررسی "محرم و رسالت روحانيت "روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 15 دیماه سال 1387
"اعتراف به ابزاری استفاده کردن از مذهب هم برای انحراف اذهان عمومی وهم قبضه ی قدرت وثروت ونادیده گرفتن مطالبات ومشکلات مردم ایران"
ماه محرم وصفر در پیش روی است وپس از آن نیز قراراست که نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم برگزارشود. یعنی اینکه مشخص است که چر ا 24 اسفنده ما ه سال جاری برای اجرای چنین نمایشی انتخاب شده است. زیرا که باند حاکم برنامه ریزی و تلاش کرده است که همه ی شرایط تبلیغی را به نفع خودش تمام کند. به خصوص اینکه یک هفته به عید مانده که معمولاً مردم در شرف برنامه رزیری سفر نوروزی یا تدارک سورسات وامکات برگزاری جشن مراسم نوروزی می باشند. معلوم است که زیاد توجهی به رقابت ها وجنگ وجدال های تبلیغاتی – انتخاباتی ندارند، همچنین اگر شکایت یا انتقاد به شیوه ی برگزاری یا تقلبات انجام شده داشته باشد دستش هرگز به جائی نه خواهد رسید . چونکه دو هفته مطبوعات نیز تعطیل می باشد که خبررسانی وجود ندارد و رقیب دوم خردادی هم هیچکاری نمی تواند انجام دهد. بهرحال هرچه باند مغوی زور وتوان داشت بکار برد که زمان اجرای نمایش خیمه شب بازی انتخابات به بعد از 15 فروردین سال آبنده موکول شود که برنامه ریز رقیب حاکم شورای نگهبان ووزات کشور بودند اینن بر زیر بار نرفتند. بگذریم اکنون سرمقاله نویس پیرامون فرا رسیدن ماه محرم گریز به صحرای کربلا زده است وبه واقعیاتی اعتراف کرده است که بوضوح ماهیت پلید آخوندهای حاکم سوء استفاده کنندگان از دین ومداحان ومبلغان آنان را افشاکرده است که چگونه دین تبدیل به ابزار تبلیغاتی و انحراف اذهان عمومی برای کسب قدرت وثروت وغارتگری شده است. بهرحال ابتدا سرمقااله نویس در مورد محرم وعاشورا چنین گفته است:
"اين فرصت گرانبها آسان به دست نيامده است كه مجاز باشيم با قانع شدن به بهره برداري اندك از آن بگذريم و اين ميدان وسيع و پردامنه را به افراد كم مايه و سوداگر و فرصت طلب بسپاريم . والاترين اوليا خدا جان خود را در اين راه گذاشتند و جامع ترين دانشمندان اسلامي آستين همت بالا زدند و با قلم و زبان درس هاي نهضت عاشورا و فداكاري هاي شهداي كربلا را جاودانه كردند و نسل به نسل و سينه به سينه به ما منتقل كردند. و اينك اين ما هستيم كه در طلائي ترين فرصت تاريخ تنها كشوري كه به حاكميت مكتب آل محمد صلوات اليه عليهم اجمعين مفتخر است اين امانت گرانبها را در اختيار داريم و در برابر تاريخي ترين آزمايش الهي قرار داريم ."
سرمقاله نویس در دنباله ی مقاله ی خود برای خلع سلاح کردن مداحان وتعزیه گردانان از صحنهی رقابت های انتخاباتی باندی، رسالت ووظیفه ی آخوندهای حاکم ومنبری و حوزه ها رامشخص کرده است که می بایست بسیج شوند تا که جبران 3 دهه گذشته گنده کاری آخوندهای حاکم شود که اکنون عملکردشان به حساب مداحان ریخته شده است. جالب تر اینکه 3 دهه سمقاله نویس غارتگری مستمر را ناشی از خواست دشمنان دانسته است که کوشش کردند رقبای حاکم را برای سهم خواهی بیشتر از قدرت وثروت با هم دیگر در گیر شوند و بر سر هم بکوبند ومشغول جنگ وسگ دعواهای باندی وجناحی خود باشند و به برآورده کردن مطالبات ونیازهای مردم توجهی نکنند. بالاخره پس از بازگو کردن اینکه اکنون که رژیم تروریستی آخوندی گرفتار مشكلات است و فرصت كافي براي توجه كردن به اين وظيفه ذاتي خود را ندارد روحانيت بايد به اين نظام كه يك نظام ديني است كمك نمايد .زیراکه اینگونه بي توجهي ها بسیار خطرناك است كه در سالهاي بعد از انقلاب موجب پائین آوردن كيفيت مقوله تبليغ دين و پالايش دين از انحرافات و كژي ها شده است .آنگونه که امروز كار به جائي رسيده است كه بعضي مداحان به خود اجازه مي دهند در مقولات سياسي ـ اجتماعي نيز تعيين كننده باشند و خود را « قسيم الجنه والنار » بدانند. که اين يك خطر بزرگ است كه محرم و صفر را تهديد مي كند و از اين رهگذر دين و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيز تهديد مي شوند. در نهایت نتیجه گرفته است که هدف جمع کردن هرچه بیشتر سیاهی لشکر برای انتخابات می باشد. توضیح کاملتر را سرمقاله نویس چنین بیان وتشریح کرده است:
" نظام جمهوري اسلامي علاوه بر وظيفه مديريت كشور ايران و رسالت بزرگي كه در برابر امت اسلامي دارد براي پالايش دين از زنگارهائي كه در طول تاريخ به آن بسته شده است نيز وظيفه مند است . اگر به اين وظيفه بزرگ امروز عمل نشود قطعا فردا دير است و متاسفانه در طول نزديك به سه دهه كه از عمر نظام جمهوري اسلامي ميگذرد نه تنها اين نظام به اين وظيفه مهم عمل نكرده بلكه بي توجهي به آن موجب افزايش زنگارها و رسوبات شده و دين و مذهب بويژه عزاداري ها و ساير آئين هاي مذهبي به پالايش بيشتري نيازمند گرديده است . شايد يكي از اهداف دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه از صبح پيروزي اين انقلاب در برابر آن مشكل تراشي كردند و هنوز هم اين مشكل تراشي ها ادامه دارد اين بوده و هست كه مسئولان نظام را به اين امور مشغول كنند تا فرصتي براي پرداختن به وظايف ذاتي نظام براي آنها باقي نماند. يكي از خطرناكترين عوارض جدال هاي داخلي ميان نيروهاي انقلاب و نظام و جناح هاي سياسي نيز همين است . اينكه امروز وزن مجالس عزاداري كم شده و عليرغم بالا رفتن كميت از كيفيت آنها بشدت كاسته شده به دليل بي توجهي مفرط به اين مقوله بسيار مهم و حساس است . ظريفي ميگفت : قبلا مداحان مجالس مذهبي را براي خطبا آماده مي كردند و حالا برعكس شده و منبري ها مجالس براي مداحان آماده مي كنند! اينكه مداحان اكنون خط دهي مذهبي را برعهده گرفته اند و بسياري از مردم دين خود را از آنها ميگيرند به دليل همين بي توجهي هاي خطرناكي است كه در سالهاي بعد از انقلاب به كيفيت مقوله تبليغ دين و پالايش دين از انحرافات و كژي ها شده است . امروز كار به جائي رسيده كه بعضي مداحان به خود اجازه مي دهند در مقولات سياسي ـ اجتماعي نيز تعيين كننده باشند و خود را « قسيم الجنه والنار » بدانند. اين يك خطر بزرگ است كه محرم و صفر را تهديد مي كند و از اين رهگذر دين و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيز تهديد مي شوند. در شرايطي كه نظام جمهوري اسلامي گرفتار مشكلات است و فرصت كافي براي توجه كردن به اين وظيفه ذاتي خود را ندارد روحانيت بايد به اين نظام كه يك نظام ديني است كمك نمايد. در قرن هاي گذشته وعظ و خطابه همطر از فقاهت و شايد بالاتر از آن بود و خطبا جامع همه علوم بودند و منبر شان والائي داشت . اين جايگاه ارجمند به تدريج اهميت خود را از دست داد و خطابه هاي علمي و موعظه هاي معنوي جاي خود را به داستان هاي سرگرم كننده و بي هدف دادند بطوري كه امروز هركس سرگرم كننده تر بگويد و بخواند جمعيت بيشتري جمع مي كند. در اين ميان هدف اصلي قيام امام حسين عليه السلام فراموش شده و اهداف و اغراض كوچك جاي آنها را گرفته است . اين يك تهديد جدي براي آينده است كه هرچه زودتر بايد با آن مقابله شود. "
درنهایت سرمقاله نویس در مورد نقش رسانه های ملی همچون خبررسانی و تبلیغات آن که کاملا ًدر اختیار باندهای حاکم می باشد چنین توصیه کرده است:
"رسانه ملي نيز بايد با نظارت بيشتري با اين برنامه همكاري نمايد و قبل از هر چيز خود رسانه ملي تحت ضابطه مشخصي قرار گيرد تا امكانات اين دستگاه عظيم و اثرگذار تبليغي به ابزاري براي دامن زدن به انحرافات و خرافات تبديل نشود. همه كساني كه مخاطب اين رنجنامه هستند مي توانند اين هشدار را ناديده بگيرند ولي بايد به اين واقعيت نيز توجه نمايند كه در آنصورت هيچ پاسخي براي خدا كه وظيفه پاسداري از دين و پالايش دين از زنگارها و رسوبات را برعهده آنها گذاشته است نخواهند داشت ."
در خاتمه اینکه چون رقابت های تبلیغاتی حاد شده است . همینطور سرمقاله نویس تأکید کرده است که در 3 دهه گذشته آخوندهای حاکم فرصت را ازدست داده اند و به مشکلات مرد م رسیگی نکردند چونکه ابزار تبلیغاتی دین از دست آخوندهای حاکم خارج شده ودر اختیار مداحان ونوحه گویان افتاده است . یعنی اعتراف به بخشی از واقعیات ها، ولی با تلاش گسترده مذبوحانه برای سفید سازی و پوشادن وکمرنگ گردن نقش اساسی ومسئولت اصلی شرایط کنونی آخوندهای حاکم که به دلیل فعالیت دشمنان اینان سرگرم جنگ قدرت وثروت میان خودشان شدند. یعنی اینکه مسئولیت اینان نادیده و فراموش شده است. در مقابل مداحان وتعزیه گردنان ونوجه گویان مفقصر اصلی معرفی شده است. تازه بازگوئی کردن این بخشی از واقعیات ناشی از اوج گیری رقالبت وتضادهای باندی وجناحی حاکم ومحکوم شده است. ازسوی دیگر چون همه ابزار تبلیغاتیی مذهبی و سیاسی و.. در اختیار باند حاکم می باشد که برخی از اینان نسبت به رفسنجانی حساسیت منفی دارند . بنابراین همه ی نگرانی سرمقله نویس پیرامون همین رفسنجانی است. زیرا که سرمقاله نویس حامی ومدافع ومبلغ رفسنجانی می باشد ونه اینکه تصور شود ایشان دلش به حال مرم ایران سوخته است که در 3 دهه ی گذشته پرداخت نشده است.
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 15 دیماه سال 1387
نقد وررسی " شب اول قبر نامزدها ! (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان پنجشنبه 13 دیماه سال 1386
"روضه خوانی ها وارونه علیه ی سیستم سرمایه داری و صاحبان ثروت های باد آورده"
در آستانه ی فرا رسیدن نامنویسی نامزدان انتخاباتی مجلس هشتم که از 15 دی ماه شروع می شود ویک هفته طول می کشد برنامه ریزان پشت صحنه؛ ولی فقیه سفر را ازبیت جماران راهی استان یزد کردند تا چند هدف را دنبال کنند. اولاً چون همزمانی باسفر تبلیغ انتخاباتی سید خندان به استان خوزستان داشت . خاتمی مجبور شد با بهانه ی کسالت سفر خودش را لغو کند و آن را تا 3 هفته ی دیگر به تعویق اندازد.دوماً خامنه ای به جای وی از یزد علیه منتقدان عدم دمکراسی ومردم سالاری در ایران که رقیب دوم خردادی می باشند موضع گرفت واینان را همچون یادداشت روزنویسان روزنامه ی کیهان سناریو وپرونده ساز سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری همگام با دشمن معرفی کرد. سوماً برروی مسئله اصلی یا دغدغه ی نهائی حضور مردم در صحنه به عنوان سیاهی لشکر تأکید کرد وپیشاپیش مثل همیشه بر صحت تقلبات در ظر گرفته وتدارک دیده شده نظر داد وافزود که بر خلاف تبلیغات دشمن مردم همیشه در صحنه ی نمایش خیمه شب بازی انتخابات حضور داشته وبازهم حضور خواهند داشت. اما اکنون نوبت بچه مرشد وپاسدار طلبه های معرکه گبر یادداشت روز می باشد تا که با آویزان شدن به گفته و روضه مرشد خود دست به معرکه گیری تبلیغاتی علیه ی رقیب بزند و شب اول قبر نامزدها بگوید . همچنین از بد بودن سرمایه داران واهداف آنان در آمریکا بگوید . در ادامه ی آن از نقشه وهدف تبلیغات صاحبان سرمایه در ایران گفته که بلی جای اینان نباید در مجلسی باشد که هم وغمش خدمت به مردم واسلام نه دشمن می باشد. البته پاسدار یادداشت روز نویس نگفته است که چگونه این صاحبان سرمایه که اکثراً یکشبه می باشند در ایران به وجود آمده اند؟ همانگونه که نگفته است مگر نظام 3 دهه طول عمر ندارد؟ مگر ولی فقیه همکاره این نظام نمی باشد؟ مگر همه نهاد ها زیر فرمان وی نمی باشند؟ مگر قوه مقننه کارش قانونگذاری نمی باشد؟مگر رئیس قوه ی قضائیه انتصابی ولی فقیه نمی باشد؟ مگر فقهای شورای نگهبان انتصابی ایشان نمی باشند؟ مکر صلاحیت نامزدان انتخابات مجلس به حساب قانونگذاری را این شورای نگهبان تأئید صلاحیت نمی کند؟ مگر پس از برگزاری هر خیمه شب بازی انتخاباتی این شورای نگهبان نمی باشدکه صحه بر این برگزاری نمایش انتخابات می گذارد؟ مگر قوه ی قضائیه قانون از کجا آورده ای ندارد؟ بااین وجود بالاخره اینکه مگر پاسدار یادداشت روز نویس علیه ی روش سیستم سرمایه داری در آمریکابد گوئی نکرده و علیه ی حضور صاحبان سرمایه به مجلس هشدار نداده است؟ در نهایت اینکه مگر حتی اخطار نکرده وبه رأی دهندگان توصیه نکرده است که اگر چنانچه مشاهده کردید که نامزادن از پوسترهای رنگین وگران قیمت تبلیغاتی استفاده می کنند سئوال کنید که هزینه ی تبلیغاتی چگونه تأمین شده واز کجا آورده شده است؟ اکنون سئوال است که مگر تا کنون رژیم تروریستی آخوندی تجربه ی 7 دوره مجلس قانونگذاری نداشته است؟ خوب پرسش می شود که اگر چنانچه مجلس و قوه ی قضائیه وشورای نگهبان ومجمع مصلحت نظام با نظارت نهائی ولی فقیه همگی کار خودشان را طبق قانون درست انجام داده باشند چرا وچگونه برخی صاحب ثروت های بادآورده نجومی شده اند؟! همینطور اکنون در رأس مجمع مصلحت نظام وخبرگان رهبری چه کسی قرار گرفته است؟ نقش کلیدی وی در 3 دهه گذشته چه بوده است؟ میزان ثروت وی و اعضای خانواده اش چقدر است ومردم ایران در مورد وی چه می گویند؟ وضعیت اقتصادی سایر اعضای مجمع خبرگان و مصلحت نظام همچون حبیب الله عسگر اولادی مسلمان چگونه است واینان چگونه صاحب اینگونه ثروت ودارائی شده اند؟ اصلاً چرا راه دور برویم . مگر داستان پرونده ی اختلاس 350 میلیارد تومانی پاسداراحمدی نژاد در در زمان شهردار بودن تهران اتفاق نیفتاد ؟ چرا اجازه داده نشد در مجلس نمایشی فرمایشی مورد تحقیق وبررسی و پژوهش واقع شود؟ مهتر اینکه پاسدار محمد صادق محصولی کیست؟ چه میزان ثروت دارد واز کجا وچگونه کسب شده است؟ مگر نامزد معرفی شده رئیس مهور برای پست وزات نفت به مجلس نبود که مجلس رأس اعتماد به وی نداد؟ گزارش ومبلغ ارزیابی ثروت 137 میلیون دلاری ایشان یعنی چه؟ بدتر از همه چرا این پاسدار مشاور اقتصادی رئیس جمهور احمدی نژادشده است که مدعی عاشق خدمتگزاری به مردم با ادعای دولت عدالت محوری دارد؟ حال بماند که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری مدیر مسئول ورق پاره ی کیهان که نماینده ی ویژه ی مؤسسه ی کیهان می باشد که 200 هکتار از زمین های مرغوب شهرستان ورامین را به نام مؤسسه ی کیهان بالا کشید و گفته می شود صاحب ثروت کلان وکاخ مجلل در کانادا برای آقا زاده ی خود رضا اختصاص داده است . ولی جالب است که اکنون خود و نوچه هایش دشمن سرمایه داری و صاحب ثروت های بادآورده شده اند و همکار پاسدار قلمزنش اینگونه در مورد برگزاری نمایش خیمه شب بازی مجلس هشتم و در مقام مقایسه با روش وهدف کار مجلس در آمریکا چنین تحلیل داده و وتوصیه کرده است:
در جمهوري اسلامي كه قدرت، هدف نيست و تنها وسيله اي است براي خدمت به مردم و كسب رضايت خداوند، نبايد اجازه داد چنين آفاتي سلامت انتخابات و تشخيص مردم و هويت مجلس را به خطر بياندازد و چنين روابطي بايد از اساس قيچي شود.در انتخاباتي كه در كشور ما برگزار مي شود، نبايد هركس سر و صدايش بيشتر، پول و حاميانش قويتر، پوسترش رنگي تر، سفره اش چرب تر و وعده هايش فريبنده تر باشد، رأي بياورد و افرادي كه تقوي و تعهد و كارآيي شان بيشتر باشد، به صرف مستقل بودن و اعتقاد داشتن به اصول و ارزش هاي معنوي و خدايي و... بازنده باشند و كنار بنشينند. بنا به توصيه رهبر فرزانه انقلاب «در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعده هاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد.» شك نيست كه جمهوري اسلامي به عنوان نظامي مردم سالار طرفدار آزادي و مشاركت مردم و انتخابات و... است، اما برخلاف ديدگاه هاي افراطي و تفريطي كه در اين باره وجود دارد، نبايد آفات دموكراسي راهي به كشور ما و رويدادهاي سياسي و انتخاباتي آن داشته باشد. در اين باره هم مسئولان و برنامه ريزان بايد تدابير لازم را بيانديشند و تمهيدات كافي را براي دفع اين آفات و رفع اين تهديدات و برگزاري هرچه سالم تر انتخابات فراهم آورند و راه نفوذ و رخنه دشمن و رابطه صاحبان ثروت هاي نامشروع و متكاثران را با تبليغات و مخارج انتخاباتي قطع كنند و هم مردم بايد در انتخاب افراد دقت لازم را داشته باشند و در هر كجا كه رد پاي هزينه هاي كلان تبليغاتي وجود دارد، درنگ كنند و به دنبال پاسخ اين سؤال باشند كه اين هزينه ها از كجا تامين شده و... هم بالاخره، گروه ها، احزاب و نامزدهاي وفادار به نظام كه اصولا فلسفه وجودي و هدف غايي آنان از حضور در عرصه هاي مختلف سياسي خدمت به اسلام و مردم و كشور است بايد وسواس و هشياري لازم را داشته باشند تا خداي ناكرده حاضر نشوند براي رسيدن به كرسي هاي قدرت و فائق آمدن بر حريفان دست به سوي هر ناكسي دراز كنند و براي تامين هزينه هاي مختلف خود از جمله مخارج انتخاباتي و تبليغاتي به هر وسيله اي ولو نامشروع متوسل شوند، چون در آن صورت حتي اگر پيروز هم بشوند، ديگر نماينده و امانتدار مردم- حتي اگر بخواهند- نمي توانند باشند و بلكه وامدار و بدهكار طمع ورزاني هستند كه با سرمايه هاي نامشروع خود، آنان را در رسيدن به آن سكوها و صندلي هاي مجلس حمايت كرده اند"
حال چرا شورا ی نگهبان باید هر ناکس و صاحب ثروت بادآورده را تأئید کند خودش داستان دیگریست که به ماهیتت وساختار رژیم بربر منش وتاریک اندیش وعوامفریب آخوندی باز می گردد که 3 دهه است به مردم اایران اینگونه تناقض گوئی ها کرده و دروغ گفته است. بهر صورت پاسدار طلبه ی یادداشت روزنویس در پایان خطابه یا کیفرخواست خود علیه ی رقیب، جایگاه مجلس هشتم را اینگونه مشخص وبرجسته کرده است:
"مجلس شوراي اسلامي جايگاه خادمان است و كمينگاه فاجران نبايد باشد. اينجا عرصه خدمتگزاران و خادماني است كه الگويي چون علي(ع) دارند. كساني كه ميان دنيا و آخرت ارتباط منطقي و ناگسستني قائلند و آمده اند آخرتشان را با حضور در سنگر نمايندگي و خدمت به مردم تامين كنند. كساني كه مي دانند اگر سياست را و مصلحت مملكت و امانت مردم را وسيله دنياطلبي خود قرار دهند، هرچه باشند، پيرو علي(ع) نيستند و پيام غدير را دريافت نكرده اند. كساني كه اگر همت كرده و داوطلب خدمت شده اند، برخلاف مزاح بعضي فعالان سياسي كه از عناصر خوش سابقه عرصه انقلاب به حساب مي آيند و گفته اند: «ما براي شب اول قبر، رأي جمع نمي كنيم!» اتفاقا چون دغدغه آخرت و پاسخگويي «شب اول قبر» را دارند، به اين وادي گام نهاده و رأي مردم را خواهانند... چنين كساني همانند مولايشان هرگز با دشمنان بي نقاب و باندهاي ثروت و زياده خواهي، پيوند و پيماني ندارند و براي نائل شدن به حقيقت راه باطل نمي پويند و براي رسيدن به سكوهاي مقام هرگز به قله هاي كمال پشت نمي كنند."
در خاتمه اینکه چون پاسدار طلبه یادداشت روز زیادی جوک وطنز گفته وادعاهای عجیب وغریب غیر واقعی وکمدی بیان کرده است . داستانش شده شبیه لطیفه ای که مادر بزرگان در برخی از شهرهای استان لرستان موقع خواباندن نوده های شان موقع خواب شبانه برای آنان بازگو می کردند که اتفاقاٌ بازگوئی آن با عنوان یادداشت روز ونتیجه گیری پایانی آن همخوانی دارد. البته با پوزش از مردم دلیر وغیور وبسیار مهمان نواز لرستانی، بهر حال داستان چنین است که گفته می شود چند تا دوست لر با هم شرط بندی ارزیابی و تخمین شهامت گذاشته بودند که قرار می شود در دل تاریک شب یکی از اینان برود در قبر کنده شده ی گورستان بخوابد که طرف می پذیر دومی رود در قبر مشخص شده می خوابد . دو نفر دیگر نیز لباس سفید حالت کفن می پوشند وبه قبرستان می روند. دو گرز روشن با صورت پوسیده نیز در دستان خود بهمراه داشند و وارد گوری می شوند که دوست شان درآن دراز کشیده است . یکی بالا ودیگری پائین سرش قرار می گیرند وخودشان را نکیر ومنکر معرفی می کنند وخطاب به دست دراز کش در قبربه زبان لری می گویند رب و رویت بو ای لر خر، طرف هم جواب می دهد رب روئی مه نارم ای کره خر و از گور بلند می شود وبه دنبال این دو نکیر ومنکر قلابی می گذارد که سریف فرار کردند گریختند . اکنون داستان جنگ قدرت جناح غالب با مغلوب بازی نکیر ومنکر بازی گورستانی می باشد که پاسدار یادداشت روز نویس هم آن را تیتر یاددشت روز خودش کرده است .
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 13 دیماه سال 1386
نقد وبررسی " خانه كارآمدها (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 12 دیماه سال1386
"چرا با عوامفریبی کردن نقد رها شده است ونسیه حواله داده شده است ؟!
شامورتی بازی و عوامفریبی و ابزاری استفاده کردن از دین ومذهب در رژیم ضد بشری و تروریستی آخوندی به یک امر عادی تبدیل شده وهر گز هم پایان پذیر نیست . برای اینکه تبلیغات خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم شروع شده وقرار است که در چند روز آینده نامنویسی نامزدان انتخاباتی شروع شود. ولی فقیه هم مثل داستان تکراری همیشگی اش که در آستانه ی نامنویسی برگزاری مراسم خیمه شب بازی انتخاباتی بیت رهبری را ترک می کند و دست به سفر می زند. این بار نیز ایشان نه به استان کرمان که به استان یزد می رود تا به اصطلاح وانمود کند که گویا بیطرف است و هیچگونه نقشی در نامنویسی ها وسگ دعواهای باندی وجناحی ندارد. از سوی دیگر طلبه پاسداریادداشت روز شیادانه مدعی شده است که ملت، انتخابات را يكي از امتحانات الهي و يكي از عرصه هاي كارآمدي بداند». آخر یکی نیست که پرسش کند گر کشورداری مگر تابع قانون نمی باشد ؟ مگراین قانون، قانون اساسی نامیده نمی شود؟ مگر این قانون را نمایندگاه به حساب مردم به تصویب نرسانده اند؟ خوب مگر این قانون اساسی وظایف و اختیارات نهادهای حکومتی را مشخص وتعیین نکرده است از جمله وظایف قوه ی مجریه را؟مگر وزارت کشور جزور نهاد دولت نمی باشد؟ مگر طبق قانون چارچوب کاری و قانونی این وزارتخانه مشخص نشده است؟ مگر مسئولیت برگزاری انتخابات بر عهده ی این وزارتخانه نمی باشد که طبق قانون می بایست بدون تبعیض و خلاف و تقلب برگزار شود؟ بنابراین منتسب کردن این انتخابات به امتحانات الهی از سوی ملت نامیدن یعنی چه؟ مگر در 3 دهه ی گذشته در ایران خدا حاکم بوده وحکومت کرده و آموزگار بوده است که اکنون می خواهد آزمون کند؟ آنهم نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی که تا کنون یکی از آنان بدون تقلب برگزار نشده است. اکنون پرسش است که اگر قانون اساسی ایراد واشکال ندارد و انتقاد برآن وارد نمی باشد. اگر عملکرد و نظارت ولی فقیه درست وعری ا خطا بوده است . اگر نهادهای حکومت دقیق انجام وظیفه ی قانونی کرده اند و اگر اعضای شورای نگهبان انتصابی در مورد رد صلاحیت و تأئید کردن های نامزدان انتخاباتی درست نظارت کرده وتصمیم گیری کرده اند و خلاصه نمایندگان مجلسه هم طبق قانون که طلبه ی پاسدار یادداشت روز نویس دقیق و اصولگرایانه انجام وظیفه کرده اند که تعریف کرده اینگونه طبق قانون اساسی این وظیفه ی قانونی به این نمایندگا ن محول وواگذارکرده است:
"طبق قانون اساسي، مجلس داراي دو وظيفه عمده تقنين و نظارت است. وضع قوانين و تصويب لوايح و طرحهايي كه از سوي نمايندگان و دولت به مجلس ارائه مي شود، اگر با پشتوانه مطالعه، تحقيق و تدقيق در راستاي حل مشكلات مردم و هموار نمودن مسير حركت به سوي آينده با هدف تحقق آرمانها و اهداف والاي انقلاب و استحكام نظام جمهوري اسلامي، صورت پذيرد و پس از آن با نظارت دقيق و كارساز مجلسيان همراه شود، بدون ترديد نمايي اميدبخش از «كارآمدي» را به نمايش مي گذارد."
اکنون پرسش است که اشکال کار کجا بوده است که راندمان کار معکوس بوده است که نیاز به یادآوری نمی باشد که نیروی انتظامی در 8 ماه گذشته با طرح امنیت امنیتی کرده است که بقول سخنگوی دولت مضر بوده است ویا اینکه چرا به جای وعده ی بردن نان برتوی سفره های خالی محرومان تورم وگرانی وفزایش قیمت کالاها ی لجام گسیخته در جامعه حاکم شده است ونماینده ی مجلس هم گفته است که بود ونبودش در مجلس با هم فرقی نمی کند . مضحک اینکه اکنون طلبه پاسدار یادداشت روزنویس برای نمک برروی زخم 80% جمعیت محروم کشور بپاشد اینگونه عملکرد مجلس کنونی هفتم را با مجلس ششم مقایسه و ادعای کمدی تر کرده است:
"بدون ترديد موفقيت هايي را كه دولت نهم در گسترش عدالت و بهره مندي يكسان همه ملت از سرمايه هاي كشور و در عرصه بين الملل كسب مي كند را مي توان در سايه هماهنگي و هم جهتي فكري با مجلس اصولگرا دانست. هماهنگي و همراهي قواي مقننه و مجريه، مولفه اي است كه مي تواند زمينه خدمت رساني بيشتر و بهتر به مردم را فراهم كند. اين هم جهت بودن و همراهي ظرفيت هايي را در عرصه اجرايي كشور ايجاد كرده است كه در صورت استفاده مناسب از اين ظرفيت ها بخش عمده اي از مشكلات موجود برطرف مي شود.مجلس هفتم در قياس با ادوار گذشته خود-خصوصاً مجلس ششم- در بررسي لوايح و تسريع در تصويب آنها رشد قابل توجهي داشته و در مسير رشد و توسعه كشور گامهاي موثري برداشته است. اين مجلس با ارتباط تنگاتنگ با مردم، نقشي پررنگ در ايجاد همگرايي بين آنان و نظام، القاء آرامش به جامعه، تنش زدايي در عرصه ملي و جهاني و پرهيز از جنجال هاي سياسي بيهوده، ايفا كرده است. طبيعي است مجلس فعلي را نبايد با دوره قبل آن مقايسه كرد چرا كه مجلس ششم با نوع رويكردي كه به موضوعات سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در داخل و سياست خارجي كشور داشت و عملكردي كه از اين دوره برجاي گذاشت، كارنامه اي غيرقابل دفاع ارائه داد. مجلسي كه مطمع نظر بيگانگان و كساني كه دشمن استقلال و شرف اين ملك و ملت اند، قرار مي گيرد و به كرات از تريبون مقدس مجلس شوراي اسلامي، صداي راديوي اسراييل به گوش مي رسد و يا آنكه با نمايش مضحك تحصن، مجلس را به تعطيلي مي كشانند، اساساً نمي تواند يك طرف قياس با مجلسي قرار گيرد كه اهتمامش طبقات ضعيف جامعه بوده و براي حل مشكلات مردم تلاش بسيار كرده است. مجلسي كه مواضعي اصولي، منطقي و صريح و ضداستكباري در مسائل جهاني- به ويژه در موضوع هسته اي- گرفته و دوشادوش دولت اصولگرا سهم قابل توجهي در بسط عدالت نصيب خود كرده است. اما؛ مردم حق دارند مجلس هفتم را با يك مجلس ايده آل مقايسه كنند و كاستي هاي آن را براي شكل گيري مجلسي كارآمدتر از آنچه تاكنون بوده است، مدنظر قرار دهند و پيگير تحقق مطالبات خود باشند."
بالاخره برای اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس طنز وجوک کمیک وتژادیک خودش را کامل کرده باشد در پایان یادداشت روز خود چنین ادعاهای بیش از حد مضحک تر از ادعاها قبلی خود هنرنمائی کرده و عملکرد مشترک دولت ومجلس هفتم را بیان کرده ونوید حل مشکل گرانی و تورم را در مجلس هشتم حواله داده است :
جبهه متحد اصولگرايي نيز در دومين بيانيه انتخاباتي خود، موضوع گراني و تورم را جزء مباحث اصلي قرار داده و حل مشكلات معيشتي مردم و بهبود شرايط زندگي براي آنان را يكي از مهمترين دغدغه هاي اصولگرايان معرفي و خاطرنشان كرده است كه راه حل هاي دقيق، منطقي و علمي براي برون رفت از مشكلات اقتصادي وجود دارد و به مردم نويد راه حل هاي كارشناسي شده از سوي دولت، مجلس و احزاب اصولگرا را داده است كه به زودي كارآيي و كارآمدي خود را نشان خواهند داد. مجلس خانه ملت است و مسائل آنان بايستي در اين خانه رفع و رسيدگي شود. واقعيت آن است كه گراني و مشكلات معيشتي يكي از دغدغه هاي جدي و مطالبات حقيقي مردم به شمار مي رود و براي باز شدن اين گره ها چشم اميد به خانه و منتخبان خود دارند. مردم همواره با توجه به شرايط موجود و براي رسيدن به وضعيتي مطلوب در همه زمينه ها، نوع رويكرد خود به گزينه هاي انتخاباتي را برمي گزينند. انتخاب و اقبال به رويكردهاي عدالت جويانه در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با تابلوي اصولگرايي، مصداقي از خواست ملي و حركت آرماني مردم را پيش روي احزاب و كانديداهاي نمايندگي دوره آينده مجلس دارد.
درخاتمه اینکه مشخص نیست که چرا طلبه پاسدار نقد را رها کرده و وعده ی نسیه وسر خرمنی داده است . یعنی اینکه اگر چنانچه درتوان دولت ومجلس اصولگرا بود که بتواند تورم وگرانی را حل کند چرا اینکار نه اینکه اکنون که نظم یک دست شده انجام نداده است ، بلکه موجب شتاب دادن بیشتر رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و گسترش شکاف طبقاتی در جامعه هم شده است آنگونه که سیدخندان خاتمی اخیراً اذعان کرده است که میزان ولنگاری و فساد در دولت نهم خیلی بیش از دولت مدعی اصلاح طلبان می باشد . همچنین تأکید کرده است که توزیع عادلانه ی فقر در جامعه هم هنر نمی باشد. بنابراین تجربه 3 دهه ی حکومت آخوند های عوامفریب وغارتگر وجنگ افروز و سرکوبگر با آزمون 7 دوره مجلس فرمایشی ونمایشی و وکیل الدوله وتجربه ی 9 دوره ی آزمایش ملیجک ومعرکه گیری و آبدار تدارکاتچی وگماشته بودن در کسوت ریاست جمهوری که موجود است که حاصل وچکیده وعصاره ی عملکرد مشترک شان تبدیل به شرایط کنونی حاکم بر ایران شده است . لذا جائی دیگر برای فرصت طلبی ومانور دادن تبلیغاتی ودادن وعده های دروغین با عوامفریبی کردن باقی نمی گذارد. وبساط هن شده مارگیری طلبه ی پاسدار یادداشت روزنویس هم نمی تواند جذابیت وگیرائی و رونقی داشته باشد.
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 12 دیماه سال1386
نقد وبررسی " مجلس هشتم چگونه بايد باشد" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 12 دیماه سال 1386
"خانه از پای بست ویرانست . خواجه در فکر نقش ایرانست"
خانه ها وبنای ساختمان ها برروی چه اساس بنا نهاده می شوند تااینکه قابل استفاده شوند؟ تنه وساقه وشاخ وبرگ و جوانه وگل و میوه ی در ختان میوه ای برروی چه استوار است یا رشد وپرورش می یابند تا ببار نشنیند ومحصول داشته باشند؟ قوانین ونظم و اجرای آن در جامعه چیست ؟ بالاخره معنی ومفهوم این شعر چیست که می گوید: خانه از پای بست ویرانست . خواجه در فکر نقش ایرانست . بنابراین وقتی که هر کشوری دارای قانون و نظم و کنترل و... می باشد که دوام یقایش تابع قانون اساسی اش می باشد . اکنون پرسش است اگر چنانچه این قانون اساسی کامل می باشد که قادر ات مجریان و حاکمان صادق را بر مسند قدرت بنشاند که نه علیه ی مرد م وقانون ، بلکه در خدمت مردم واجرا کننده ی قانون باشند . اگر چنین باشد ودرمورد رژیم بربرمنش وتاریک اندیش آخودی صق می کند . دیگر ئمی بایست که عملکرد دوره های گوناگون مجلس قانونگذاری با هم دیگر فرق داشته باشند تا چه رسد به اینکه گفته شود آنگونه عملکرد ها متناقض است که عملکرد دوره ای از مجلس فرا خور نظام نبوده وعلیه نظام بوده است. وقتی اینگونه می شود دیگر مشکل اختلافات سلیقگی وباندی وحزبی و جناحی نمی باشد ، بلکه ناشی از فاسد وآلوده وخراب بودن ریشه و ساختار اساسی نظام است که امکان اینگونه انحرافی را موجب شده است . ضمن اینکه عاملان ودست اندرکاران همان دوره ی مجلس نیز مدعی اند که این مجلس بهتر از سایر دوره های مجالس مشابه بوده است ک هشکل درک وفهم دانستن ادعای وارونه ی سرمقاله نویس را مضاعف می کند . بهر حال سرمقاله نویس نویس با فاکتور گرفتن عملکرد 5 دوره ی گذشته ی مجلس ، عملکرد مجلس ششم وهفتم را مطرح ومقایسه کرده و برای مجلس هشتم رهنمود و توصیه داده که چگونه باید باشد که به عنوان پیش درآمد ابتدا چنین شروع کرده است :
"اين يك فرصت ارزشمند براي كشور است كه اگر همه طرف هاي دخيل در انتخابات از آن به درستي استفاده كنند راه براي لااقل يك پله بالاتر رفتن از سطحي كه اكنون در آن قرار داريم در همه زمينه ها فراهم خواهد شد. "
سرمقله نویس در دنباله ی سرمقاله ی خود و تأکید بر فرصت ارزشمند بودن شرایط خیمه شب بازی نمایش انتخابات مجلس هشتم برای رژیم در مورد مجلس ششم که متعلق به رقیب دوم خردادی های مدعی اصلاح طلب بود چنین گفته است :
"انصاف اينست كه مجلس ششم بهيچوجه در شان نظام جمهوري اسلامي نبود. براي يك نظام اسلامي و انقلابي و براي مردمي كه با تكيه بر اراده خود و با الهام از تعاليم الهي اسلام اقدام به سرنگوني يك رژيم حكومتي وابسته به استعمارگران نمودند و در آزادانديشي شهره جهان شده اند داشتن مجلسي كه با اين ويژگيها همراه و هماهنگ نباشد يك عقبگرد است . مجلس ششم نه تنها با اين ويژگيها همراه و هماهنگ نبود بلكه در جهت مقابل حركت مي كرد. نغمه شوم ختم انقلاب از بعضي نمايندگان مجلس ششم به گوش رسيد و زير سئوال بردن اساس انقلاب و نظام در سخنراني هاي قبل از دستور مجلس ششم تا آنجا پيش رفت كه رئيس غيور آن مجلس فرياد برآورد و گفت اين مطالب با آنچه راديو اسرائيل مي گويد تفاوتي ندارد. "
اماسرمقاله نویس در مورد مجلس هفتم کنونی اینگونه گزارش مقایسه ای نسبت به مجلس ششم با انتقاد ارائه داده است:
"از مجلس هفتم كه برآمده از عكس العمل مردم در برابر انحراف مجلس ششم از مسير انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بود اين انتظار وجود داشت كه شجاعانه وارد صحنه شود و علاوه بر تصحيح عملكرد نارواي مجلس ششم گام هاي بلندي در جهت حل مشكلات مردم بردارد و با بي انضباطي و بي برنامگي ها مقابله كند و راه را براي اداره كشور براساس اصول دقيق و حساب شده و برنامه اي مشخص هموار نمايد. نظام و مردم براي انجام انتخابات مجلس هفتم تلاش زيادي كردند و عليرغم فتنه انگيزي هاي داخلي و بمباران هاي كم سابقه تبليغاتي دشمنان خارجي انتخابات را با موفقيت برگزار كردند و كساني را به مجلس فرستادند كه از آنها توقع داشتند اين انتظارات را برآورده كنند. متاسفانه مجلس هفتم از همان ابتدا در چنبره شعارهاي غلط اقتصادي گرفتار شد و با شعار تثبيت قيمت ها جريان عادي اقتصادي كشور را كه البته نيازمند اصلاح و ترميم بود اما هرچه بود از آنچه با شعار تثبيت قيمت ها پيش آمد بهتر بود به بن بست خطرناكي مبتلا كرد كه راهي براي فرار از آن پيدا نمي شود. بي برنامه بودن دولت نهم در زمينه اقتصادي نيز نكته ايست كه بسياري از صاحبنظران اقتصادي حاضر در مجلس هفتم و افراد خارج از مجلس آن را همواره گوشزد مي كنند و متاسفانه مزيد بر علت شد و كشور را دچار مشكلات اقتصادي شديد نموده و مردم را در گراني و تورم شديد رها كرده است.بي تفاوتي در برابر لجام گسيختگي فرهنگي و هنري كوتاه آمدن در برابر عدم تمكين دولت نسبت به مصوبات مجلس ضعف شديد در انجام وظايف نظارتي و بي اعتنائي هيئت رئيسه نسبت به بدنه مجلس از ديگر مشكلاتي است كه مجلس هفتم با آن مواجه است . اين مشكلات مجلس هفتم را از جايگاهي كه مردم انتظار داشتند پائين كشيده و شرايطي را فراهم آورده كه اكنون مطالبات مردم از مجلس هشتم بشدت بالا رفته است" .
بالاخره اینکه سرمقاله نویس با مقایسه کردن عملکرد دو مجلس ششم وهفتم و بدون آینکه به علت های انحراف اشاره کند و یا ا زاینکه از عملکرد 5 دوره ی مجلس قبل از مجلس ششم بگوید چنین در مورد جایگاه مجلس هشتم به نمایندگی از سوی مردم نظر وتوصیه ورهنمود داده است :
مردم انتظار دارند مجلس هشتم مجلسي مستقل و شجاع باشد. نمايندگان مجلس هشتم بايد براي اقتصاد كشور برنامه داشته باشند براي مقابله با وضعيت نابسامان فرهنگي و هنري اقدام كنند و با تقويت جنبه نظارتي مجلس راه را بر بي انضباطي ها و عدم تمكين مجريان نسبت به مصوبات مجلس ببندند. ادامه اين وضعيت بويژه در بخش اقتصادي كه با زندگي روزمره اقشار ضعيف سروكار دارد بهيچوجه براي مردم قابل تحمل نيست . واقعيت اينست كه اقشار ضعيف زير بار گراني ها و وضعيت نابسامان مسكن درحال له شدن هستند. مجلس هشتم بايد قدرتمند و شجاعانه وارد صحنه شود و با اين مشكلات مقابله نمايد. اطلاعات موجود حكايت از تصميم جناح هاي سياسي مطرح مبني بر تشويق افراد سرشناس سابقه دار و متعادل براي ثبت نام و داوطلب نمايندگي مجلس هشتم شدن دارد. اين اقدام هرچند في نفسه بسيار ارزشمند است اما فقط مي تواند به تعادل مجلس و كشور كمك كند كه البته امر لازمي است لكن آنچه اكنون بيش از تعادل مورد نياز است كارداني و برنامه ريز بودن و بهره مندي از شجاعت كافي جهت مقابله با بي انضباطي و تمرد از قانون است . به همين دليل افرادي كه اين ويژگيها را در خود مي بينند بايد احساس تكليف كنند و براي ورود به مجلس هشتم ثبت نام نمايند و انحصاري بودن مجلس براي دو جناح سياسي كشور را بشكنند و براي وارد كردن عناصر مستقل به مجلس تلاش نمايند. ملاحظات جناحي يكي از معضلات بزرگ كشور است . اين معضل را فقط با شكست انحصار ميتوان حل كرد. مجلس هشتم فقط درصورتي كه مستقل و شجاع باشد مي تواند منشا اثر باشد
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس چون دشمن دوم خردادی ها به خصوص تندروهای دوم خردادی می باشد بنابراین هرگزخواهان دوباره بازگشت اینان بقدرت نمی باشد. ازسوی دیگر با دولت کنونی هم خوب نیست. چونکه رفسنجانی واعضای خانواده دزد وغارتگرش را افشا می کند و در کنار خاتمی اینان را مقصر و عامل شرایط کنونی می داند. برای همین به عملکرد دولت انتقاد می کند . به خصوص اینکه خواهان سرکوب شدیدتر نیروی انتظامی بابی حجابی و فساد فرهنگی و اخلاقی در جامعه می باشد و به عملکرد وزارت تفتیش عقاید و فرهنگ سانسور ارشاد دولت احمدی نژاد انتقاد دارد که چرا از هنرمندان سیستم گذشته دعوت به همکاری واجرای کنسرت در داخل کشو می کند و اعتراض شدید تر دارد که چرا به خوانندگان زن اجازه داده می شود که کنسرت هنری اجرا کنند وچرا به عنون ابزار تبلیغاتی در دهه ی زجر از تصاویر وکنسرت زنان استفاده می شود؟ اماچون سرمقاله نویس حامی و مبلغ رفسنجانی می باشد . لذا به عملکرد 5 دوره ی مجلس اشاره ای نکرده است . البته که بلند گوی سیاست ها ورهنمود های ولی فقیه را در این روزنامه بازتاب می دهد . در نهایت اینکه ترکیبی که برای مجلس هشتم ترسیم کرده است متعلق به رفسنجانی وولایتی ولاریجانی ومحسن رضائی و جامعه روحانیت مبارز است که اثری از تندوروهای دوم خردادی و احمدی نژاد وسربازجو حسین شیعتمداری در آن نباشد.
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 12 دیماه سال1386
نقد وبررسی "هشداريبراي نظام آموزشي" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 11 دیماه سال 1386
"اعتراف به ریشه ومنبع اصلی ترویج شبیخون وفساد فرهنگی در جامعه "
هنوز از خاطره ها فراموش نشده است که چگونه پس از قدرت گیری خمینی وبنیانگذاری رژیم تروریستی آخوندی، چگونه تهاجم به آموزش وپرورش وپاک سازی های معلمین شروع شد. در دنباله دستگیری و شکنجه ی دانش آموزان فعال سیاسی بطور بسیار گسترده ادامه یافت . البته مکمل پاک سازی در آموزش وپرورش تهاجم سراسری به دانشگاه ها با بهانه ی انقلاب فرهنگی در دستور کار قرار گفت و دانشگاه ها برای 3 سال تعطیل شد. البته این طرح تهاجم برنامه ریزی شده دستگیری های گسترده ی دانشجو یان و سپس پاک سازی واخراج اساتید دانشگاه ها ودانشجویان را در پی داشت که تیرباران ها هم بخشی از اقدامات وپیآمدهای این انقلاب فرهنگی بود. یعنی در همان ابتدای شکل گیری این نظام قرون وسطائی وضد بشر به دلیل ماهیت واپسگرایانه و ساختار ضد علمی اش؛ دشمنی با معلمان ودبیران و فرهنگیان و ومراکز دانش وعلمی و دانشگاهی ودانشجویان را نمایان کرد. در صورتیکه دانشگاه ها مرکز ثقل تولید کنندگان نخبگان جامعه اند و پژواک دهند گان آزادی و ادامه دهندگان مبارزه با ارتجاع داخلی و استعمار خارجی می باشند.
البته که در 3 دهه گذشته رژیم علم ستیز وخرافه پرست ومتحجران حاکم نتوانستند که فریاد آزادیخواهی در آموزش و پرورش ودانشگاه را خاموش سازند . زیرا که در سال گذشته شاهد اعتصاب واعتراضات گسترده معلمین وفرهنگیان در جلوی مجلس ارتجاع را شاهد بودیم . البته که در نهایت این اعتراضات معلمین با ضرب وشتم وسرکوب و دستگیری معلمین مواجه شد. همچنین مدتی است که فریاد مرگ بر دیکتاتور در فضای دانشگاه ها طنین انداز شده است و اکنون نزدیک نیز10 روز مستمر است که فریادهای اعتراضی در دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه دارد ودانشجویان معترض توانستند که مسئولان انتصابی دولتی این دانشگاه را وادار به عقب نشیی وتسلیم کنند تا که به پذیرند محیط دانشگاه با گورستان تفاوت اساسی و بنیاد دارد.
در این رابطه بی ربط نیست که به یک خاطره اشاره شود. در سال 56 بود که دوست دبیر آموزش وپرورش ادبیاتی داشتم که تعریف می کرد که یک دانش آموز روستائی داشت که برایش تعریف کرده بود عمویش آشپز تیمسار نصیری رئیس ساواک بود برای مرخصی به روستایش برای سرکشی رفته بود که بازگو کرده بود تعدادی از مسئولین رده بالای ساواک شبی دوره هم جمع شده و مشغول بحث پیرامون حرکت های اعتراضی ر دانشگاه ها بودند که نقل قول می کردند شاه سئوال کرده است که تا حال رسم بوده است که معمولاً دانشجویان سال های سوم وچهارم وبه بالا در دانشگاه ها جزو فعالین معترض سیاسی بودند. ولی اکنون مدتیست که دانشجوی سال اول که وارد دانشگاه می شود جزو فعالین معترض سیاسی می باشند وافزوده بود بروید مدارس را کنترل وچک کنید که در آنجا چه خبراست؟ یعنی اینکه آخوندهای حاکم با اشراف به اینگونه اطلاعات بود که فشار گاز انبری روی آموزش و پرورش ودانشگاه ها را از همان اوایل قدرت گیری اشان آغاز ودست به بگر وببند وپاک سازی های گسترده زدند و پیوسته ضریب حساسیت اشان برروی این دو نهاد بسیار بالا بوده است.
اما از طرف دیگر در قانون اساسی رژیم بربرمنش وتاریک اندیش آخوندی قید شده است که آموزش وپرورش دوران ابتدائی اجباری ومجانی می باشد. ولی با این وجود محمود فرشیدی وزیر سابق آموزش وپرورش برکنار شده دولت مدعی کابینه ی 70 میلیونی وعدالت محور در ابتدای وزیر شدنش به حساب برای اینکه عملکرد همتای گذشته ی خودش در دوران اصلاح طلبان را بر زیر سئوال ببرد از موضع بر سر شاخ نشتن وبن بریدن بیلان داد که تعداد 3 میلیون و180 هزار دانش آموز در کشور وجود دارد که بدلیل فقر اقتصادی خانواده های شان وبالا بودن هزینه ی نامنویسی و آموزشی و لوازم التحریر قادر به مدرسه رفتن نمی باشند و گفته بود که اینان از نعمت یادگیری خواندن ونوشتن محروم شده اند . البته دولت مدعی عدالت محور پاسدار غلامک سپاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد اگر این اعداد وارقام را مضاعف نکرده باشد؛ مطمئناً که آن را هرگز کاهش نداده است. برای اینکه پس از سپری شدن دو سال بازی موش وگربه و انکار وتکذیب کردن عدم تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها درجامعه که شدیداً از سوی رهبر ولی فقیه هم حمایت وپشتیبانی می شد و منتقدین را به همآوائی و همصدائی با بلند گوهای دشمن وخاموشی متهم می نمود. بالاخره پاسدار احمدی نژاد مجبور شد در مصاحبه ی تلویزیونی خود به وجود تورم وگرانی در جامعه اعتراف کند و با ارائه عذر بدتر از گناه که بانک ها مقصر می باشند بیشتر گند اعتراف فرار به جلو را در آورد. اکنون فاجعه انگیز است که سرمقاله نویس بخشی از عملکرد وزارت آموزش و پرورش دولت مدعی عدالت محور وتحول گرا را اینگونه با ارائه اعداد وارقام به نمایش گذاشته است :
معاون « آموزش عمومي » وزير آموزش و پرورش اعلام كرده است : امسال 115 هزار دانش آموز ابتدائي پس از ثبت نام در مدارس ابتدائي كشور مدرسه را ترك كرده اند و اين آمار نگران كننده استبا احتساب ميزان مردوديهاي هر ساله به نظر مي رسد كه ابعاد « ريزش تحصيلي » در نظام آموزشي كشور بسيار وسيع و نگران كننده است . اين نكته بويژه با عنايت به تعهدات و مسئوليتهاي نظام آموزشي كشور در جهت تامين اهداف آموزش و پرورش رايگان جزو ابهاماتي است كه بايستي براي رفع آن بررسي هاي كارشناسانه اي صورت پذيرد و مسئله بصورت ريشه اي بررسي شود. بعلاوه با توجه به اطلاعات و ارقام موجود در زمينه « ريزش تحصيلي » در مقاطع راهنمائي و متوسطه و همچنين تفوق عددي آن در مقايسه با مقطع ابتدائي اين نگراني وجود دارد كه احيانا ريزش تحصيلي در مقاطع راهنمائي و دبيرستان حتي از اين ارقام نيز فراتر رود . دقيقا به همين دليل است كه بايستي انصراف از تحصيل در مقاطع مختلف آموزش عمومي را جدي تلقي كرد و براي بررسي علل و عوامل موثر در بروز اين پديده لازم است كه تحقيقات كارشناسي صورت پذيرد. اين نكته بويژه آنگاه اهميت مضاعف پيدا مي كند كه انصراف در « مقطع ابتدائي » رخ داده باشد. تجربه نشان داده است كه احتمال گرايش مجدد دانش آموزان پس از انصراف از تحصيل براي بازگشت دوباره به مدرسه اگر صفر نباشد در بسياري از موارد « ناچيز » بوده است و در واقع بايستي اين گروه از دانش آموزان را تقريبا براي هميشه از گردونه تاثيرگذاري دوران آموزش عمومي « حذف شده » تلقي كرد. اين نكته بويژه از آن جهت اهميت دارد كه دانش آموزان در گروه سني ابتدائي قاعدتا در سني نيستند كه پس از خروج از مدرسه در جائي به « كار » مشغول شوند و يا سرگرمي مفيد و مناسبي پيدا كنند. معني صريح اين عبارت اينست كه انصراف از تحصيل بويژه در مقطع ابتدائي را بايستي بعنوان « پديده اي منفي با اثرات نامناسب اجتماعي » ارزيابي كرد و از هم اكنون به فكر چاره جوئي در اين مقوله برآمد. خوبست براي لحظه اي برروي اين نكته به تفكر بپردازيم كه يك كودك يا نوجوان 7 تا 12 ساله كه پس از ثبت نام ديگر به مدرسه مراجعه نمي كند ممكن است در كجا و يا چه انگيزه اي با چه شيوه اي سرگرم شده باشد و وقت خود را چگونه پر مي كند آيا احتمال انحراف وي و سواستفاده هاي بعدي از ناآگاهي و خردسالي وي نگران كننده نيست متاسفانه در برخي موارد مشاهده شده است كه باندهاي خلافكار براي ايجاد پوشش بهتر براي اقدامات خلاف خود از وجود كودكان و نوجوانان كم سن و سال بهره گيرند و از ناآگاهي سردرگمي آنها بيشترين سواستفاده هاي ممكن را به عمل آورده اند و نهايتا حتي درصورت دستگيري « كودك بزهكار » نيز مسئوليتي متوجه آنها نيست . چرا كه فاقد ارتباط سببي يا نسبي با وي هستند. علاوه بر اين نگراني عمده تر اينست كه كودكان بي بهره و محروم از آموزشهاي عمومي در مدارس در معرض فراگيري مطالبي قرار مي گيرند كه باعث نوعي جسارت بي منطق مي شود و آنها تدريجا در مسيري به زندگي خود ادامه مي دهند كه احيانا هم براي خود و هم براي جامعه به معضل بزرگي تبديل مي شوند و باعث بروز بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي مي گردند. "
در خاتمه اینکه اکنون مشخص شد که چگونه خانه ازپای بست ویرانست و خواجه در فکر نقش ایوانست. یعنی اینکه معلوم واثبات شده شده است که ریشه وعلت و منبع اصلی شبیخون وتهاجم فرهنگی وفساد فرهنگی کجاست؟ درصورتیکه بطور وارونه وآدرس غلط دادن ها ی عمدی که عامل فساد های اخلاقی واجتماعی و فرهنگی وبی حجابی تبلیغات شبیخون فرهنگی دشمن بیگانه وماهواره می باشد چقدر این ادعای مضحک بی ربط است . زیرا که صرفاً بهانه ی لازم برای توجیکاری وسرکوب گری از سوی قوه ی قضائیه ونیروی انتظامی می باشد که جوانان معترض در خیابان ها با اتهام اراذل و اوباش خوانده شده مورد ضرب وشتم روزانه در خیابان ها واقع می شوند ودستگیر و راهی بازداشتگاه ها می گردند . سپس تعدادی از اینان نیز برای عبرت دیگران وزهر چشم گرفتن وایجاد فضای رعب ووحشت وخفقان در جامعه شلاق زده وبر دار کشیده می شوند . همچنین بهانه ای بوده است که بتوان از دیوار خانه ها بالا رفت و با همکاری شترک نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه و وزارت تفتیش عقاید وفرهنگ سانسور ارشاد اسلامی آنتن های ماهواه ای را از بالای با م های خانه ها به عنوان عامل اصلی شبیخون وتهاجم فرهنگی جمع آوری کرد.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه دیماه سال 1386
نقد وبررسی " طوطي گري و مخالف خواني (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 10 دی ماه سال 1386
"باز کردن پرونده ی دوم خردادی ها، برای اثبات خائن وهمگام دشمن بیگانه بودن شان"
تکرار وعلاقه ی بیش از حد به هر چیزی می تواند که اعتیاد آورد که گفته می شود ترک عادت هم موجب مرض است. بنابراین روضه خوانان منبری و حرفه ای که تخصص شان در حاشیه رفتن وگریز به صحرای کربلا زدن و هذیان گوئی بوده است .اکنون که به یمن انقلاب سال 57 بر مسند قدرت خزیده است و 3 دهه است که با همین شگرد وشیوه ی سفسطه گری روضه خوانی ومدل برداری از فضای حوزوی وصف العیش نصف العیش حکومتداری کرده اند . همیشه علتیابی و ریشه ای بررسی کردن را فرموش کرده اند . در عوض تاتوانسته اندبا معلول ها بازی کرده ومانور داده اند . لذا مشخص است که پامنبری های پرورش یافگان این حاکمان طوطی وار آموزه های مشابه ی روضه خوانان حاکم را تکرار کرده ومی کنند. یعنی اینکه اصلاً نه کاری با مقوله های علمی ندارند. برای اینکه با آن بیگانه اند ودشمنی دارند . برای همین برای آسان کردن کار صورت مسئله را پاک می کنند ومدعی می شوند که روشنفکران ویا منور الفکران لیبرال وسکولار ومدافع دمکراسی اند که همگی عاشقان سفارت آمریکا و یا دستگاه جاسوسی دول بیگانه هستند که در رأس آن سازمان سیا می باشد . برای اینکه با اینگونه ادعا کردن از سوی مدعیان اکم یا وابسته به آن ، خود شان را با شیوه بررسی و ارزیابی رابطه ی علت ومعلومی بی نیاز می کنند وکاری به کنش ها ندارند . زیراکه از شگرد پاسخگوئی واکنشی باور دارند و از آن استفاده می کنند. بنابراین بهمین دلیل است که سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس هیچگوه نگرانی ویا مسئولیت پاسخگوئی نسبت به جوابگوئی عملکرد 3 دهه باندها وجناح ها در گذشته را ندارد. همانگونه که علاقه ای به توضیح دادن تندروی ها و اعمال خشونت آمیز و روش اعتدال وبرد باری وخرد سیاست ورزی معقول وتنوع وتفاوت اندیشه وگفتار ندارد تاکه بگوید که این مقولات چیستند وچه تعاریفی دارند و چگونه اجرا شده یا اینکه مورد سو استفاده واقع شده اند ؟ چرا در زمان کاربرد برخی شان که اکنون بد وناپسند ومطرود شده اند از سوی باندها یا جناح حاکم نه اینکه هیچگونه ایراد واشکالی نداشتند ، بلکه مورد تقویر ستایش نیز واقع می شدند . ولی اکنون اخ وبد شده اند . به خصوص اگر چنانچه شامل حال رفتار وکردار رقیب از قدرت برکنار شده گردد که دیگر وا ویلاو مصبیت عظما ونابخشودنی می باشد. چونکه اینان عوامل دشمن بیگانه می باشند . بنابراین اکنون که شرایط حاد وبحرانی شده است و باند ودستجات وابسته به جناح های غالب وحاکم ومحکوم ومغلوب در برابر هم صف آرائی کرده اند . زیرا برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم در پیش روی می باشد که برای هر دو مدعی بسیار مهم وحیاتی می باشد. به ویژه اینکه باندهای رادیکال هار جناح حاکم برای ادامه ی کنترل صحنه ی نمایش وتدارک دیده حذف رقیب از نزدیک شدن به قدرت، همه ی تلاش وکوشش خود را می کنند که بهر دستآویز وتاکتیک وشگرد وتجربیات سناریو وپرونده سازی درون زندان ها آویزان شود و حتی روش و عملکرد خود را به آن نسبت دهد تااینکه فرصت باز سازی وعرض اندام در صحنه را نداشته باشد. بنابراین بدون آنکه همانگونه که تذکر داده شد به ریشه وعلت ها پرداخته شود ویا اینکه با ر وش علت ومعلولی برخورد شود. بطور عمد به برخی از معلولپرداخته شده است تا اینکه از موضع طلبکارانه رقیب ورشکست شده سخت مغبون وبدهکار وحتی خائن معرفی و همکار دشمن جلوه داده شود . برای همین در سربازو پاسدار حسین شریعتمداری ابتدای یادداشت رز خود با طرح سئوال وپرسش های معلولی وزنجیره ای آغاز کرده است تا که در نهایت بتواند همه ی مشکلات ونارسائی های موجود را بر سر رقیب تدروی دوم خردادی تخریب کند و آنان را وادار به سکوت نماید . در غیر اینصورت هرگونه نظر ویا انتقاد کردن شان بمثابه همکاری کردن با دشمن بیگانه است. همچنین برای اینکه به باندهای مسئله دار شده هم جبهه ی خود نیز گوشزد کرده باشد تاکه هشیار باشند که نکند به صف رقیب نزدیک شوند و خیال کنند برای بالا بردن نرخ خودشان وسط دعوا می توانند باا ئتلاف تاکتیکی وموقتی باج خواهی یا سهمی خواهی بیشتر کنند بیشتربه رقیب مغلوب تاخته شده است . بهر حال این داستان جنگ و نزاع وسگ دعواهای قبضه ی قدرت برای هرچه بیشر ثروت است که هیچگونه ارتباطی به مردم و یا مطرح کردن مطالبات آنان ندارد که اکنون اینگونه از سوی سربازجو یادداشت روز نویس شروع و توضیح وبسط داده شده است:
"حوزه مجاز و معقول سياست ورزي كجاست؟ اين پرسش در ذات خود دو نكته را نهفته دارد. نخست اينكه تنوع و تفاوت سليقه امري طبيعي است و افراد و احزاب طبق قانون «حق» دارند از «آزادي» فعاليت برخوردار باشند و دوم اينكه حق مذكور «حد» دارد و نامحدود نيست. حال بايد پرسيد تنوع و اختلاف تا كجا مجاز است و براساس عقل، از كدام مرزها نبايد بگذرد؟ به بياني ديگر با وجود همه تفاوت ها و اختلاف ها، آيا در جاهايي بايد به اجماع و اتحاد رسيد يا نه، اختلاف چاه ويلي است كه نه سر دارد و نه ته. اباحي گري و آزادي مطلق تا مرز آنارشيسم را هيچ عقل متعادلي كه قائل به تأسيس «جامعه»، «ملت» و «حاكميت ملي» باشد، نمي پذيرد. همچنان كه نمي پذيرد هر عضو «جامعه» براي خود ساز مخالف بزند و بگويد من، هم سوار «كشتي جامعه» هستم و هم آزاد و مجازم همان جايي را كه نشسته ام، سوراخ كنم.اكنون بايد پرسيد نقطه اعتدال «آزادي» و «تنوع»، و «اتحاد» و «اجماع» كجاست؟ اين پرسش براي ملت ما از آن رو اهميت دارد كه سده هاي طولاني را تحت سيطره مطلق استبداد داخلي و استعمار خارجي سپري كرد و با انقلاب اسلامي 57 زنجيره اين اختناق را گسست و حالا بايد طرحي نو و ملي در سياست درمي انداخت و چشم اندازي تازه را تعريف مي كرد. اما متأسفانه برخي غفلت ها و فرصت طلبي ها طي 3 دهه گذشته باعث افراط و تفريط هايي شده و ميان سياست ورزي و آن نقطه طلايي اعتدال فاصله انداخت. در اين ميان مي شود نقطه اعتدال را تعريف كرد و قلمروها را روشن ساخت تا از هزينه هاي گزاف عدم تعادل و افراط و تفريط به كشور و ملت كاست. البته طبيعي است اين تعريف و تبيين صرفاً به كار ذهن هاي منصف، وجدان هاي بيدار و عقول مستقل مي آيد و حلقه هايي كه دانسته نقض منافع ملي مي كنند و عامدانه آسيب مي زنند، از اساس در انگيزه ها با ملت و جامعه در تعارضند. اگر پذيرفتيم «ايران» از ديرباز دشمناني دارد كه كينه آن شمنان به اعتبار انقلاب اسلامي ملت، امروز مضاعف شده است، بنابراين حتي اگر سند و مدركي هم وجود نداشت -كه به وفور موجود است- بايد درمي يافتيم كه به رسميت شناختن اختلاف و تنوع سليقه و آزادي در جمهوري اسلامي، محل وءاستفاده هم مي تواند واقع شود. پس، طبيعي ترين توقع از فعالان سياسي، روشن و پررنگ نگاه داشتن مرزبندي ها با دشمنان بيگانه و عوامل ميداني آنها بود. كه اگر چنين نشد، فضاي سياسي به جاي شفافيت، دچار غبارگرفتگي مفرط و دشواري تشخيص دوست و دشمن مي شود."
در دنباله سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری اینگونه چکیده عملکرد توسعه اقتصادی کارگزاران رفسنجانی و توسع ی سیاسی دوران اصلاح طلبی خاتمی را ترسیم وتشریح کرده است:
"پروژه دشمن پس از يك دهه آزمون و خطا، در حوزه نفوذ نرم و ضربه از درون - بسيج امكانات كشور عليه كشور- متمركز شد. طراحي از آن سو و غفلت در اين طرف به هم آميخت تا جرعه اي تلخ در كام ملت فروبنشاند. ساماندهي اقتصاد ضرورت داشت اما از درون اين نياز، مدل «توسعه اقتصادي منهاي عدالت» براساس مدل هاي بيگانه در دستور كار قرار گرفت و لطمات فراواني را به بار آورد. پس از آن، حلقه اي ديگر، مدل «توسعه سياسي منهاي اقتصاد و عدالت» را كليد زدند و صراحتاً گفتند «توسعه اقتصادي و رفاه در دستور كار مجلس و دولت اصلاحات نيست» يا «طبق نظرسنجي ها مسئله اول مردم رابطه با آمريكاست و مسائل معيشتي، اولويت هشتم آنهاست.» يك روز سرمايه سالاري افسارگسيخته فربه شد تا عدالت را زير پا بگذارد و روزگار ديگري كه تداوم روزگار قبلي بود، «سياست و آزادي» چنان متورم شد كه تماميت عمل اجرايي و تفنيني را در تيول خود گرفت و... شد آنچه از افراط و تفريط شد. كاهش مفرط كارآمدي، افزايش رنج هاي مردم، طمع بيگانه و جولان عوامل آن در عرصه سياست كشور. دشمن خيال مي كرد پروژه فروپاشي رقيب قدرتمندي به نام ايران در مراحل نهايي موفقيت است. اما ملت، راه دشمن را سد كرد تا شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي همچون استقلال و آزادي و عدالت خواهي دوباره كرامت يابد.از اينجا به بعد افراط گران و تفريط كاران ديروز، گارد خود را عوض كردند. انهّم ليطلبون حقاً هم تركوه. به تعبير امير مؤمنان(ع)، آنها حقي را مطالبه مي كنند كه خود آن را ترك كردند و فروگذاشتند. آري، رنج هاي اقتصادي مردم را آزار مي دهد اما موج سواري و مانور برخي مقصران و بانيان وضع موجود روي اين رنج ها حتماً آزاردهنده تر است. با رنج دوگونه مي شود مواجه شد؛ دلسوزانه و طبيبانه يا فرصت طلبانه و رندانه. و مع الاسف برخي جريان هاي داخلي برخورد دوم را ترجيح داده اند همچنان كه دست بر قضا دشمن خارجي با نااميدي از چالش هاي سياست خارجي و احساس شكست در اين حوزه، روي مسائل داخلي متمركز شده است."
همچنین سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری در ادامه ی یادداشت روز خود دامنه ی خیانت وجاسوس هسته ای انگلیس را اکنون اینگونه به جریاات سیاسی دیگر بسط داده است که منظور دوم خردای ها می باشد:
"متأسفانه برخي جريان هاي داخلي هم تابع النعل بالنعل همان شيوه را پي مي گيرند. چرا؟ به راستي آيا ميان اين دو هيچ مرزي نيست؟ و اين هماني پيش آمده، خبر از يك فاجعه و خيانت نمي دهد؟
"
خلاصه ایکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای اینکه تیر خلاص بر شقیقه ی دوم خردادی ها شلیک کرده باشد اینگونهپرونده ی ملی مذهبی را باز کرده و با نقل قول کردن از حبیب الله پیمان پرونده ی ملی مذهبی را به دوم خردادیپیوند زده و فاتحه ی همگی را خوانده است:
"بگذاريد چند جمله اي را به نقل از سخنراني آقاي «هـ-ص» سردبير سابق نشريه گروهكي ايران فردا در منزل حبيب الله پيمان مرور كنيم. او مي گويد «جريان هاي سياسي ]اصلاح طلب[ در وانفساترين دوران خود به سرمي برند به گونه اي كه جرياني كه به اپوزيسيون موسوم است- گفتم موسوم است زيرا الان خود اپوزيسيون وجود ندارد- هيچ گاه به مانند اكنون نبوده است. فاقد ايده نو، سازماندهي نو، فكر نو... بايد بپرسيم چرا ما در اين شرايط گرفتار آمده ايم؟... جريان روشنفكري در حال حاضر محلي از اعراب ندارد و نمي تواند موفق شود و قادر نيست دوران بسازد... بايد بپرسيم ما چه چيزي را براي عرضه داريم تا چشمي را خيره و ذهني را متوجه خودمان كنيم. هنگامي كه مي گويند اپوزيسيون اصلا قابل اعتنا نيستند، بخشي از واقعيت است چون حرف جديدي براي گفتن ندارند... هرجا نگاه مي كنيم آدم هاي تكراري مي بينيم يعني در خودمان هستيم... اكنون روشنفكر ملي- مذهبي [؟! ]در ربع قرن اخير موّزع ]توزيع كننده[ شده است. شما رابطه آن را با نهضت ترجمه و اينترنت قطع كنيد و سپس ببينيد چه اثر ويژه اي براي عرضه دارد؟».چرا از نعمت آزادي، فلاكت ولنگاري و هرج و مرج ساختند؟ و به بهانه تكريم آزادي و سياست ورزي، عدالت را سربريدند؟ چرا به نام روشنفكري، حلقه خشوع دربرابر بيگانه را به گردن آويختند و طوطي سخنگوي او شدند؟ چرا حيثيت آزادي را ملكوك ساختند و در لفافه نوخواهي و تحول، به ارتجاع و انحطاط و عقبگرد رسيدند؟ چرا از دل سياست ورزي آنها هرگز عزم و اتحاد و اراده مستقل ملي نجوشيد؟ چرا حاكميت ملي را دوگانه و چندپاره مي خواستند؟ از اين آنارشيسم معرفتي- سياسي چه سودي مي بردند و چه سودي به دولت (ملت) يا دشمن رساندند؟ چرا هرجا پاي فشار دشمن بر ملت و كشور و نظام در ميان بود، دست بر قضا جانب بيگانه را گرفتند؟ از سر لجبازي، سوفسطايي گري يا بازي در زمين دشمن؟! آيا نمي توان ناف افراطي گري، مصلحت ستيزي و نقدسوزي را يكباره براي هميشه بريد؟ اين ها زيبنده سياست ايراني نيست."
در خاتمه اینکه اگر خوش باورانی هنوز می باشند که تصور می کنند این رژیم سر وسوزنی ظرفیت اصلاح پذیری دارد که با سنگر گرفتن در پشت این ادعای واهی تلاش می کنند که شرکت کردن در صحنه ی نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم را توجیه کنند . باید به این فرصت طلبان منععت جو گفت که اینان سخت در اشتباه می باشند که احساس می کنند که اوضاع وشرایط می تواند به سوی دوم خردادی ها وفضای دوران اصلاح طلبان به چرخد که در نهایت حاصل وعملکرد 8 سال گذشته اش به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد وشرایط بحران های همه جانبه ی کنونی ختم شد که ضریب افزایش خفقان ورعب وحشت اجتماعی حاکم شده اجازه تغییر شرایط به نفع رقیب مغلوب دوم خردادی ها را هر گز نخواهد داد. برای اینکه چدین بار تا حال گوشزد شده است که سپه پسداران تدارک کودتای خزنده خاموش ندید که برای کوتاه مدت وارد صحنه ی قدرت اجرائی گردد و تسلط بر تأیسات هسته ای واهداف آن داشته باشد . سپس در شرایطی که بحران پرونده هسته ای در اوج خود قار دارد وهنوز طرح ودف نهائی دسترسی به سلاح هسته ای تمام وکامل نشده است صحه ی قدرت را به سادی رها کنند وتحویل رقیب شکست خورده ی دوم خردادی ها بدهند و خوداز قدرت فاصله به گیرند. اتفاقاً تهیه وتنظیم وتهدید کردن اینگونه یادداشت روزها در راستای حذف کامل رقیب و تثبیت در قدرت سپاه پاسداران وباند مافیائی اطلاعاتی امنیتی شریک آن در قدرت می باشد.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 10 دی ماه سال 1386

نقد وبررسی " نقد شني! " روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 10 دی ماه سال 1386
"رو کردن کاربردشگردهای نفوذی هاو توابان و جاسوسان در زندان، در مجلس و برنامه های صدا وسیما"
رو کردن یک شگرد دجالی دیگر در مجلس با وکیل الدوله ها که دقیقاً برگرفته از شیوه ی نفوذی توابان وجاسوسان دست آموز در زندان وسیاه چال رژیم قرون وسطائی می باشد که بهتر و شفاف تر ماهیت عوامفریب وحقه باز وشارلاتان رژیم ضد مردمی و دروغگو ونامشروع می باشد که فقط با سوء استفاده از دین و شامورتی بازی وتصویر مار کشیدن ومار قالب کردن توانسته است به بقای ننگین خودش ادامه دهد. البته وقتی که بنیانگذار این نظام عوامفریب خمینی دجالی باشد که پس از 15 سال بی احساس وارد کشور شد واز بدو ورودش شروع به دروغ گفتن کرد و وعده های آبکی و سرخرمنی همچون بزک نمیز بهار میاد، کمبیزه با خیار میاد می داد که بلی ول نفت به در خانه ها داده می شود و آب وبرق مجانی خواهد بود و حکومت آینده از آن مستضعفان وبرهنگان می باشد . خبری از وزارت اطلاعات وسر کوبگری نیست . مردم از برای ارزان شدن خربزه انقلاب نکردند چونکه اقتصاد مال خر است و روحانیون نمی خواهند وارد حکومت شوند و... شروع شد . مشخص است که ملیجک ودست پرورده اش رفسنجانی برای اینکه بتواند پروژه ی آقا زاده پروری یا غارتگری عریان با ارقام نجومی وسیری اشتها ناپذیر را دنبال کند نیاز به اجرای سیاست تعدل قتصادی و شناور سازی قیمت چند نرخ دلار داشت تا که برای دسترسی سریع وفوری پول های باد آورده که از طریق تبدیل کردن ارز به ریال امکان پذیر بود مشکلی در کار نباشد . پس می بایست که با تز مبارزه با ارزانی به عنوان مشکل وعامل ترم وبیکاری وگرانی وارد میدان می شد و حتماً که نیاز بود برای ادامه ی این سیاست در مجلس ارتجاع وفرمایشی ونمایشی نیز به عنوان اهرم قانونی استفاده می شد که موافق مخالف جا زده شود تا هم ح مخالف قانونی جناحی وباندی ضایع گردد وهم اینکه اینکه جا انداخته شود که حتی مخالفین در مجلس نیز مواق تصویب لوایح دولتی و طرح های مجلس می باشند . برای اینکه از این شگرد اکنون رقیب حاکم شده ی رفسنجانی وخاتمی درمجلس ودا وسیما وتی مطبوعات دارد استفاده می کند . بنابراین سرمقاله نویس که سمپاتی به رفسنجانی دارد مجبور شده است دست به خود زنی بزند و این شگرد لو رفته سال 67 تا70 که آغازش مصادف با تابستان خونین قتل عام زندانیان سیاسی در سراسر کشور بود و پس از آن می باشد را اکنون که مشابه ی این داستان در برنامه های صدا وسیما تکرار شده است را به نمایش بگذارد که توضیح آن اکنون که سگ دعواهای باندی وجناحی قدرت شروع شده که مرتبط به برگزاری خیمه شب بازی نمایش انتخابات مجلس هشتم می باشد. به نقل از سرمقاله نویس اینگونه است:
"در كشاكش اختلاف نظرها ميان عناصر دو جناح سياسي در مجلس سوم كه از سال 1367 تا 1370 ادامه داشت بارها اتفاق افتاد كه به هنگام طرح يك موضوع در مجلس نمايندگاني كه موافق آن موضوع بودند با اين هدف كه موافقان را تقويت كنند به عنوان مخالف اسم مي نوشتند ولي موافق صحبت مي كردند. ساير نمايندگان براي اين افراد عنوان « مخافق » را بكار مي بردند و البته تلاش افراد « مخافق » تاثيري نيز نداشت . پريشب شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي بجاي پخش مجموعه تلويزيوني « ساعت شني » ميزگردي را پخش كرد كه مجري آن به عنوان مقدمه چند جمله در سجاياي توجه به نقطه نظرهاي مردم و ضرورت نقد برنامه هاي رسانه ملي بيان كرد و گفت امشب بجاي « ساعت شني » نقد آنرا پخش مي كنيم با شنيدن اين سخنان خوشحال شديم كه بحمدالله مسئولان رسانه ملي گوش شنوائي دارند و اعتراض ها را ناديده و ناشنيده نگرفتند و برخلاف ساير مجموعه هاي تلويزيوني در همين وسط كار آماده نقدپذيري شده اند. اصل اين اقدام پديده اي جالب بود كه بينندگان را اميدوار مي كرد و اين نويد را ميداد كه قرار است تلويزيون به نقد اهميت بيشتري بدهد و نظر مخالفان را هم به حساب بياورد. بويژه آنكه رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما هم چند روز قبل خواستار توقف پخش مجموعه « ساعت شني » شده بود و عده زيادي از مردم نيز به شكل هاي مختلف اعتراض خود را به پخش اين مجموعه اعلام كرده بودند. اما خيلي زود معلوم شد اين تصور يك سراب بيش نيست و قرار است قصه « مخافق » اينجا هم تكرار شود. مجري از طرفداران پروپاقرص « ساعت شني » بود و در صاحبنظر محترم نيز به شرح ايضا! كمي كه جلوتر رفتيم و نوبت به پخش نظر مردم رسيد يك دست نظر افراد موافق پخش شد و براي خالي نبودن عريضه هم كه شده حتي يك مورد نظر مخالف را هم پخش نكردند! آنجا بود كه معلوم شد آنچه اسمش را گذاشته اند نقد يك برنامه از قبل تدارك شده با هدف تاييد مجموعه « ساعت شني » است و در واقع آنچه تحت عنوان « نقد مجموعه ساعت شني » پخش مي شود خودش « شني » است ! "
جالب است که سرمقاله نویس چون با وزارت تفتیش عقاید و فرهنگ سانسور ارشاد مشکل دارد که چرا مجوز به ساختن برخی از فیلمنامه یا سریال های پشم وشیشه را می دهد؟ یا اینکه چرا هنرمند خواننده ی زن را سفارت کشور غربی به کویت اعزام می کند؟ اکنون نیز از این موضع به مسئولین صدا وسیما در ارتباط با سریال شنی انتقاد کرده است و چنین نتیجه گیری اخلاقی عدم رعایت حجاب و رواج بی حیائی... کرده است:
"در اين ميزگرد اصولا اين سئوال مطرح نشد كه نمايش بي مهار آنهمه بي حيائي دريدگي روابط حرام نگاه هاي شهوت آلود رد و بدل شدن سخنان خلاف اخلاق و بسياري رفتارها و گفتارهاي بدآموز به حل معضلات و ناهنجاري هاي اجتاعي كمك مي كند يا برعكس به آنها دامن مي زند و اصولا آيا رسانه ملي ابزاري براي انتشار و نمايش اين قبيل گفتارها و رفتارهاست يا وسيله قدرتمندي براي فرهنگ سازي و تصحيح فرهنگ عمومي"
در خاتمه اینکه هرزمان که دامنه ی اختلافت ورقابت وتضاد ها پیرامون جنگ قدرت میان باندهای مافیائی بالا می گیرد مجبور می شوند که به بخشی از واقعیات کتمان شده را اعتراف کنند که چگونه برای انحراف اذهان عمومی و سرگرم کردن آنان وسر کیسه کردن شان تئاتر سیاسی اجرا می شود تا اینکه شرایط مناسب فرار از مسئولیت پاسخگوئی به عدم اقدام کردن مطالبات مردم فراهم گردد و برای سر پوش نهادن ر ضعف ها نیاز به استفاده کردن از شگرد های عوامفریبانه موافق و مخالف وبرعس می باشد ودر آخر به عنوان بازتاب نظر انتقادی یا موافق مردم قالب می شود. البته که جدا از اینکه اینونه نمایشات تر دستانه و مضحک کمدی که ماهرانه اجرا می شود بیانگر ماهیت پلید قرون وسطائی و ضدبشری رژیم آخوندی می باشد که نه یک رژیم متعارف ونرمال نمی باشد ، بلکه زیر پرده ی دین بدترین سوء استفاده ها را کرده است و بیشتر ین ضربات و خسارات مادی و روحی وروانی برمردم وبافت نرمال وساختار روابط جامعه وخانواده ها واردکرده است و اکنون که نظام یک دست شده است وامکان کاسه وکوزه شکستن بر سر و روی رقیب سهسم در قدرت وود ندارد اینگونه به جان هم افتاده اند و برای حذف کردن همدیگر از صحنه وسهم خواهی بیشتر از قدرت انحصاری شده می باشند که برای دسترسی به آن اینک به رو کردن افشای شگرد وتاکتیک های شیادانه و عوامفریبی کردن های همدیگر پرداخته اند وهمچون گرگان هار مشغول دریدن وپاره کردن همدیگر شده اند.

هوشنگ - بهداد
دوشنبه 10 دی ماه سال 1386