پرونده سازی شریعتمداری برای سوزاندن مهره ها سرشناس رقیب دوم خردادی نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم
قابل پیش بینی بود که خیمه شب بازی مجلس هشتم به دلیل خطیر وحساس بودن شرایط و بحرانی بودن پرونده ی هسته ای به ویژه اینکه تأسیسات هسته ای در اختیار سپاه پاسداران است و اهداف پروژه ی دسترسی به سلاح هسته ای را دنبال می کند ودر شرف ارجاع و پیگیری پرونده در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه ی سو می باشد. همچنین سپاه وارد قدرت اجرائی و اقتصادی نفتی شده است . از سوی دیگر بایک دست شدن نظام با عنوان اصول گرائی که دربست مورد حمایت و پشتیبانی ولی فقیه و سپاه پاسداران می باشد.رقابت پیرامون مجلس هشتم برای باندهای مافیائی حاکم وجناح مغلوب ازحساسیت واهمیت بیشتر نسبت به نمایش خیمه شب بازیهای مشابه ی گذشته بر خوردار می باشد .
بنابراین از یک سال فبل بطور خیلی زود تر تبلیغات محور مجلس هشتم شروع شد . سپس امکانات دوطرف غالب ومغلوب پیرامونش بسیج شد . باند حاکم چون خیالش راحت بود که چون همه امکانات تبلیغاتی ورسانه ای را در اختیار خود دارد و از ارگان های درگیر برگزاری نمایش انتخابات همچون وزارت کشور و شورای نگهبان برخوردار می باشد فقط دست به افشاگری تاکتیک تبلیغاتی رقیب دوم خردادی ها می زد تا اینکه مانع از فعالیت تبلیغاتی – انتخاباتی اینان شود که همآهنگ شده حول وحوش انتقاد به برنامه های شکست خورده ی اقتصادی بودکه در کاکل آن روند لجام گسیخته تورم وگرانی وافزایش قیمت کالاها در جامعه بود که جانشین وعده ی بردن نان بر توی سفره ای خالی محرومان وتهی دستان شده بود .البته مطبوعات دوم خردادی ها از دخالت کردن در امور پرونده ی هسته ای منع شده بودند . زیراکه فقط بازتاب دادن خبر های سانسور وبی خاصیت ویکطرفه ی هسته ای از سوی وزارت سانسور وتفتیش عقاید ارشاد و وزرات بد نام اطلاعات کنترل و تهیه وتنظیم که زیر نظر مسقیم ولی فقیه وبیت رهبری است قابل درج در مطبوعات می باشد .
اماازسوی دیگر تلاش های گسترده ی افشاگری همراه با اهرم فشار برای عدم حضور رفسنجانی در صحنه ی نمایش انتخابات مجمع خبرگان رهبری که با جدیت دنبال می شد بی اثر ماند و بالاخره این نمایش در 24 آذر ماه سال گذشته برگذار شد ورفسنجانی نفر اول تهران شد و برنامه واهداف برنامه ریزان سیاست حرکت چراغ خاموش وکودتای خزنده بر هم ریخته شد . پس ازآن موج حملات به رفسنجانی اوج بیشتری گرفت . زیرا قرار بود تاکه مانع بر تکیه زدن وی بر ریاست کرسی خبرگان شود . همزمان با راه اندازی طرح امنیت اجتماعی از سوی نیروی انتظامی برای آماده باش واکنش های احتمالی اعتراضات گسترده پیرامون تصویب سهمیه بندی بنزین که چندین بار اجرا کردنش به تعویق افتاده بود شروع و اجرا شد . البته بموازات آن سرکوب گسترده در جامعه با بهانه ی مبارزه با فساد اخلاقی واجتماعی وفرهنگی وبی حجابی شروع شد . البته این طرح نیز جایگزین مبارزه با فساد اقتصادی شده بود .با گسترش دادن شلاق و دار زدن های خیابانی هدف این بود که غلظت خفقان ورعب وحشت در جامعه بالا برده شود تا مانع از شکل گیری حرکت های اعتراضی شود . بالاخره طرح سهیمه بندی بنزین با توزیع کارت هوشمند اجرا شد. ولی روز پس از آن واکنش قهر آمیز سراسری از سوی مردم ناراضی پاسخ دندان شکنی به مجریان برنامه داده شد و ضریب خشم ونارضایتی تودها واقشار ناراضی جامعه به نمایش گذاشته شد . راه چاره فقط بالا بردن بیشتر ضریب سرکوبگری از سوی طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی در جامعه با ضرب وشتم کردن جوانان به اتهام واهی اراذل و اوباش بود .البته افزایش صدور احکام اعدام ودار زدن ها از سوی قوه ی قضائیه مکمل آن شد . متقابلاً وزارت سانسور وتفتیش عقاید ارشاد سیاست سانسور وتوقیف برمطبوعات دوم خردادی را افزایش را داد. همچنین فضای پادگانی کردن دانشگاه ها وتعقیب واخراج و دستگیر کردن دانشجویان فعال وناراضی ودگر اندیش دنبال شد تا که اکنون قبرستان استخوانهای پوسیده ی جنگ ضد ملی و ضد میهنی شده است که واکنش دانشجویان معترض هم فریاد مرگ بر دیکتاتور می باشد. همینطور بازنشسته وبازخرید واخراج کردن اساتید دانشگاه ها به اتهام لیبرال و سکولار پیگیری واجرا شده است .
این سیاست با تورهای سفری استانی پاسدار احمدی نژاد ودادن خبرهای خوش غنی سازی و وعده ی برگزاری ی بزودی جشن هسته ای در نظنزدنبال شد . تااینکه بالاخره پس از تهدید ها ومانع تراشی ها رفسنجانی رئیس مجمع خبرگان شد ونامزدی آخوند احمد جنتی در برابرش شکست خورد و رقابت وتضاد ها وارد فضای دیگری شد . روزنامه ی سناریو وپرونده ساز کیهان سرباز جو حسین شریعتمداری عنوان حجت الاسلامی را برای رفسنجانی بکار برد . سپس یک یادداشت روز خطاب به رفسنجانی تنظیم کرد و سخت به وی تاخت. مشابه ی همی سناریورا بعداً برای آخوند کروبی دنبال کرد . آنگاه روزنامه ی جمهوری اسلامی افشا کرد که رفسنجانی مورد تحریم سانسور خبری و تصویری صدا وسیما واقع شده است و گزارش خبرهای تصویری وخبری ایشان سر از بایگانی آرشیو صدا وسیما در می آورد . در ادامه سرازجو پاسدار حسین شریعتمداری در چند شماره ی زنجیره ای حسین مرعشی برادرهمسر رفسنانی وسخنگوی حزب کارگزاران را مورد تهاجم وتهدید در کیهان قرار داد تا اینکه حسین مرعشی مجبور قبل از توقیف روزنامه ی کارگزاران به عنوان مشکل مادی وکمبود کاغذ داوطلبانه برای یکماه روزنامه را تعطیل کند . البته بیش از یکماه این تعطیلی به طول کشید . بهرحال دوم خردادی ها تبلیغات واهداف خودشان را از تنها امکان مطبوعاتی که در اختیار داشند برای بسیج شرکت در خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم بسیج و آماده کردند . البته سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای تخریب کردن رسانه های تبلیغاتی پشت جبهه ی اینان در برون مرز را با افشای نام ها یشان در ورق پاره ی کیهان بصورت زنجیره ای دنبال کرد که هنوزهم ادامه دارد . فراموش نشود که این افشاگری مکمل پخش دو شبه شوی تلویزیونی براندازی مخملین لیبرالیسم وسکولارلیسم بود که بازیگرانش طریق هاله اسنفدیاری و رامین جهان بگلو وتاجبخش بودند .
بگذریم داستان پیگیری سیستماتیک طرح حذف رقیب بهر شیوه وهر بهانه دنبال شد تا اینکه هفته ی نامنویسی نامزدان وداوطلبین خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم فرا رسید .رهبر آماده وکوک شده ازبیت رهبری عازم استان یزد شد تا ادامه ی مرحله ی نهائی سناریو را در آنجا دنبال واعلام کند . از سوی دگر این سفر همزمانی با 9 روزه ی سفر بوش به خاورمیانه داشت که قبل از سفر خود یک سخنرانی کرده بود که شامل حال اصلاح طلبان از تهران تا بغداد ولبنان می شد. در حقیقت زیر بنا وپشتوانه ییشبرد کنفرانس صلح خاورمیانه ی آناپولیس بود که می بایست در نهایت راه به برقراری صلح نهائی میان اسرائیل و فلسطین وتشکیل کشورمستقل فلسطین شود که قول تأسیس آن تا پایان سال میلادی جاری داده شده است. البته که این پیشنهاد وامکان پذیر بودنش برای ولی فقیه و سپاه پاسداران سهم مهلک وطناب دار می باشد . بنابراین برای خنثی کردنش خطبه ی تهدید آمیز عید فطر را ولی فقیه خواند و همزمان باآغاز سفر بوش به منطقه حماس وحزب الله بسیج شدند تا موضعگییری مخالفت آمیز با این سفر بوش به منطقه کنند . قبلاً این طرح در بحرین از طریق ایجاد آشوب دنبال شده بود. عاقبت با همکاری سوریه در کنسول آمریکا در بیروت پایتخت لبنان بمب منفجرشد . اما ولی فقیه با آویزان شدن به سخنرانی بوش که از دوم خردادی ها کرده است سخنان اتهامی وتهاجمی وتهدید آمیز خودش را نسبت به اینان آغاز کرد و برایشان نطق دشمن شناسی و فاصله گرفتن و دوری جستن از آن با شفاف سازی مرز ها وتوبه کردن ایراد کرد و زمینه ی تهاجم تبلیغاتی برای سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری وکیهان ووزارت کشور و قوه ی قضائیه ووزارت بد نام اطلاعات و شورای نگهبان آماده کرد. بنابراین ولی فقیه پس از این سخنان وبازگشت وی به جماران که در روز آخر نامنویسی بازهم برایش دیدار با اهالی قم ترتیب درجماران داده شد که مکمل تهدیدات قبلی اش شد و بر آزمون امتحان الهی تأکید کرد ودر مجموع موجب شد تا که خیلی از چهره های سرشناس دوم خرادی و حتی کارگزارنی داوطلب نامنویسی در خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشم نشوند . ازسوی دیگر همچون نوبخت ومحمد هاشمی اخوی رفسنجانی دست به افشاگری عدم حضور خود در این انتخابات زدند که هرگز از سوی سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری این اعتراضات وواکنش های افشاگرایانه بخشودنی وبدون پاسخ دندان شکن تهدید آمیز نخواهد ماند. به خصوص اینکه موضوع رد صلاحیت کردن اسامی نامنویسی شدگان دوم خردادی ها نیز هنوز حل نشده است .
بنابراین اکنون این برای کنار گذاشتن اینان و پیگیری اهداف دیگر همچون موضوع مهمتر انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم پاسدار سربازجو با نام مستعار محمد ایمانی با اهرم و عنوان "سرانجام بازي كارگزاران" وارد صحنه ی نبرد شده است و همان تحلیل های سناریو وپرونده سازی کردن ها علیه حزب کارگزاران ومشارکت وسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب اعتدال وتوسعه را داده و اینان راخائن خوانده است که با نام خودش در یادداشت های روز کیهان اطلاعاتی - امنیتی -پادگانی قبلال ً بدفعات تکرار شده است . بلی اکنون ایشان با فراموش کردن نقش پرونده سازی برای حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران که چرا گفته بود حزب ما یک حزب لیبرال دمکراسی می باشد . یااینکه بدون آنکه گوشزد کند که چرا پاسدار رئیس جمهور و وزیر بد نام وآدمکش حرفه ای وزارت اطلاعات آخوند محسنی اژه ای چگونه آخوند حسن روحانی را در کنار رفسنجانی و حسین موسویان جاسوس و خائن هسته ای معرفی کرده بودند و وی در کیهان آ ن را با آب وتاب بازتاب داده بود و هرروز در تهران شیراز ومشهد وکرج از طریق تجمع بسیجیان واطلاتچی ها به عنوان دانشجویان معترض در جلوی دفاتر قوه ی قضائیه ودادگستری ها دست به تظاهرات و سازی کردن زده می شد که چرا جاسوسان و خانین هسته ای را به جای اینکه محاکمه کنید تبرئه کرده اید ؟ اکنون با پاک کردن صورت مسئله تلا ش مذبوحانه کرده است تا که آدرس غلط بدهد و با فرافکنی کردن توپ را برتوی زمین حریف پرتاب کند که بتواند طلبکاری کند . زیرا همانگونه که صحنه گردانان پشت پرده ی کودتای خزنده با سناریو سازی اجرا شده از سوی ولی فقیه در یزد وجماران مهره های شاخص رقیب را برای ورود به مجلس هشتم سوزاند ومانع از ورودشان به این صحنه شد و بقیه نامنویسی شدگان نیز رد صلاحیت خواهند شد. از هم اکنون طرح سوزاندن رفسنجانی که چون سن ایشان بالاست. شرکت نمی کند و یا برای عدم ورود آخوند حسن روحانی و خاتمی به حوزه ی نمایش برگزاری خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم ،سناریو وپرونده سازی جدید را آغاز ویا بقول خودش کلید آن را زده است. برای درک وفهم بیشترعمق توطئه وسناریو لطفاً تحلیل افشاگری شده ی تهدید آمیز که شامل اتهام خیانت دوم خردادی رقیب هم می شود که گزارش آن ضمیمه شده است که توصیه می شود آن را با دقت پیگیری کنید .

هوشنگ – بهداد
سرانجام بازي كارگزاران
سرانجام بازي كارگزاران ثبت نام از داوطلبان انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حاليكه با استقبال 7200 تن و از جمله صدها چهره شناخته شده همراه بود در عين حال با غيبت برخي فعالان سياسي توأم شد كه زمزمه يا احتمال نامزدي آنها در محافل رسانه اي و سياسي مطرح بود. در اين ميان جريان سياسي داخلي و خارجي مشخصي كه ميل به زير سؤال بردن انتخابات، تضعيف جايگاه مجلس يا مظلوم نمايي اوليه براي بهره برداري انتخاباتي دارد، طبق معمول كوشيد با جهت دادن و معني دار خواندن برخي غيبت ها و رديف كردن برخي اسامي، برنامه تبليغاتي خود را پيش برد، حال آن كه برخي از آن اشخاص اساساً به دلايل كاملاً شخصي قصد نامزدي نداشتند يا از برخي اسامي نام برده شد كه داراي محكوميت هايي هستند و فاقد صلاحيت هاي لازمند و...در اين ميان طيفي از اصلاح طلبان و مؤتلفان تندرو آنها كوشيدند با تمركز بر نام حسن روحاني- دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي از دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي تا 2 سال پيش- و برخي اعضاي 2 حزب «كارگزاران سازندگي» و «اعتدال و توسعه»، تحليل هاي جهت دار خويش را وسعت بخشند.در اين باره چند نكته قابل تذكر و تحليل است: 1- واقعيت اين است كه طيف موسوم به چپ جبهه ائتلافي اصلاحات، از سر ضرورت، كارگزاراني ها را در جمع خود پذيرفته و در ماجراي اخير خرسند است كه توانسته حرف خود را بر كارگزاراني ها و شخص حسن روحاني ديكته كند. اگر به خاطر داشته باشيد حدود 2ماه پيش بحث سر ليست ها در ائتلاف اصلاح طلبان مطرح شد و برخي فعالان كارگزاراني، پيشاپيش نام آقاي حسن روحاني را به عنوان سر ليست ائتلاف مطرح كردند. اما اين اعلام موضع بلافاصله با واكنش تند برخي سازمان مجاهديني ها و حزب مشاركتي ها مواجه شد كه كسان ديگري را مدنظر داشتند و تصور مي كردند پذيرش سر ليستي حسن روحاني، به مفهوم پذيرش سيادت كارگزاران و جريان نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني است. از اين جهت اولين مانع بر سر راه آمدن حسن روحاني را رقباي حزبي درون جبهه اصلاحات فراهم كردند و اكنون برخي خبرها حاكي از آن است كه جبهه مذكور احتمالاً درباره سرليستي محمدرضا عارف كه گرايش بيشتري به طيف موسوم به چپ و حزب مشاركت- به عنوان عضو شوراي مركزي حزب- دارد، به نتيجه رسيده است. بنابراين، تحليل هاي اخير برخي عناصر چپ درباره فقدان زمينه فعاليت براي روحاني، مصداق زدن چند نشان با يك تير است؛ هم حذف حريف و هم مظلوم نمايي براساس نيامدن او، همچنان كه در اقدامي مشابه برخي كارگزاراني ها روغن ريخته را نذر امامزاده مي كنند.2- جريان حامي آقاي روحاني در آستانه انتخابات دچار چالش هايي شد. از جمله برخي اعضاي مطرح حزب اعتدال و توسعه به خاطر بحران هويت در حزب و تندروي برخي سران آن، رسماً اعلام استعفاي جمعي كردند. جريان كارگزاران هم دستخوش فعل و انفعالات مشابهي بوده است از جمله اظهارات چندي پيش حسين مرعشي سخنگوي حزب كه اعلام مي كرد «كارگزاران، يك حزب ليبرال- دموكرات است» و «اسلام، نظام حقوقي و سياسي و اقتصادي ندارد». اين سخنان حدود 2 ماه پيش با اعتراض شديد محمد هاشمي دبير كميته سياسي كارگزاران و برادر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مواجه و به عنوان موضع حزب رد شد. اين وضعيت به انضمام روشن نبودن تكليف طيف مذكور با برخي تندروها- چه نفياً و چه اثباتاً- عامل اين شد كه سران طيف به اين نتيجه برسند كه هم از سوي اصولگرايان و هم اصلاح طلبان مورد ترديد جدي قرار دارند. اصلاح طلبان اينها را رقيب جديي مي دانند كه اگر فرصت فراهم شود، اصلاح طلبان را دور مي زنند و اصولگرايان، برخي از عناصر فعال در اين جريان- نه همه آنها- را فاقد چارچوب و اصول ثابت ارزيابي مي كنند و تنها راه پذيرفتن اين مجموعه را اصلاح رويه بي ثبات گذشته و بازگشت به مرام و منش اصولگرايي مي دانند. اين تلقي مبنايي، خود را در مخالفت اخير با قرار دادن نام آقاي روحاني در ليست جبهه متحد اصولگرايان - با وجود برخي اصرارها و فشارها- نشان داد. با اين پيشامدها، چيدمان طيف «هروله» در ميان «اعتدال» و «تندروي و ساختارشكني» به هم ريخت و طراحي هاي اوليه مبني بر اين كه مي توان از حمايت هاي هر دو جريان براي بالا آمدن و بر كشيدن خود استفاده كرد، غلط از آب درآمد. و طبيعي بود كه ديگر نتوان به ويژه «رياست مجلس» را از طريق جلب حمايت طرفين هدفگذاري كرد. اين معضل البته به شكل ديگري در درون اصلاح طلبان چپ وجود دارد كه گاه به ميانه روي ميل مي كنند و گاه به داد و ستد با تندروهاي مدعي اصلاح طلبي مي پردازند.3- با توجه به شرايط سني آقاي هاشمي رفسنجاني و عدم امكان نامزدي وي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده- و اينكه ايشان اساساً در مرحله قبلي هم با اصرار شديد برخي از حاميان نامزد شد- احتمال سرمايه گذاري روي آقاي حسن روحاني تقويت شده است (مصاحبه اخير آقاي نوبخت دبيركل اعتدال و توسعه نيز همين احتمال را تصريح مي كند). درست است كه نمايندگي مجلس براي نامزدي انتخابات رياست جمهوري مشكل حقوقي ايجاد نمي كند و مي توان براي نامزدي، از نمايندگي استعفا داد اما با مقدمات پيش گفته بايد توجه داشت كه اگر دبير اسبق شوراي عالي امنيت ملي نامزد انتخابات مجلس مي شد و نمي توانست به رياست مجلس برسد و صرفاً يك نماينده باقي مي ماند يا احتمالاً به عنوان يك ريسك بسيار بالا، اساساً در انتخابات مجلس راي نمي آورد، عملاً ديگر نمي شد روي او به عنوان نامزد رياست جمهوري سرمايه گذاري كرد. اين همان مسئله اي بود كه امثال آقايان خاتمي و كروبي را از نامزدي در انتخابات مجلس منصرف كرد.4- همان گونه كه در عين برخي انتقادهاي جدي، بايد ميان چهره هاي متدين جبهه دوم خرداد با عناصر لائيك، نفوذي و خائن اين جبهه تفاوت قائل شد، مرز مشابهي را نيز بايد در درون گروه هايي نظير كارگزاران و اعتدال و توسعه و شخص آقاي حسن روحاني ديد.پس از قائل شدن به اين تفكيك، جاي طرح يك سؤال باقي است: آيا براساس آنچه در اين تحليل آمد بايد نام كارگزاران و اعتدال و توسعه (جريان هروله) را از فهرست گروه هاي حاضر در عرصه انتخابات حذف كرد؟ پاسخ منفي است. اخبار و آمار نامزدها نشان مي دهد جريان مذكور يكي از جريان هاي مؤثر حاضر در عرصه انتخابات است كه اگر چه طراحي و مهندسي اوليه خود را از دست رفته مي بيند اما نمي خواهد از انتخابات بي نصيب بماند. فراموش نكنيم اين اظهارات چند هفته پيش حسين مرعشي در جمع اعضاي حزب كارگزاران شاخه استان گيلان را كه اعلام كرد «مطلقاً در انتخابات مجلس هشتم نمي توان براساس موج سياسي به موفقيت رسيد. حتي كانديداتوري آقاي خاتمي هم موج ايجاد نمي كند و اينكه ليستي مشترك با امضاي خاتمي، هاشمي و كروبي هم منتشر شود بازهم موفق نخواهيم شد و موج درست نمي شود... بايد در اين انتخابات چهره اي از خود نشان دهيم كه انتخاب اصلاح طلبان تحولاتي در اقتصاد ايران را سبب مي شود... انتخابات مجلس هشتم جاي بازسازي احزاب نيست، بايد به سراغ شخصيت هايي برويم كه خودشان راي دارند. در استان دنبال كادرهاي سياسي نباشيد وگرنه 10درصد آرا را هم به دست نمي آوريد.»بنابراين فارغ از سخنراني هاي مهيج سياسي در پايتخت، طراحي هاي واقعي و پنهاني ديگري براي اصل انتخابات از جمله در شهرستان ها از سوي طيف هاي ياد شده صورت گرفته است. درباره اين طراحي ها در وقت ديگري بايد نوشت. محمد ايماني
پنجسنبه27 دیماه 1386
نقد وبررسی " عشق است اباالفضل (ع) (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان چهار شنبه پنجشنبه 27 دیماه سال1386
"ایام محرم وتاسوعا وعاشورا ابزار تبلیغاتی متهم کردن دوم خردادی رقیب با عدم دشمن شناسی ووابستگی اشان به دشمن بیگانه "
هرچه زمان سپری می شود و به زمان برگزاری خیمه شب بازی نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نزدیک تر می شود . به خصوص در این ایام محرم که تاسوعا وعاشورا نیز در پیش می باشد . مانورهائی که داده می شودتبلیغ وتهدید تشبیهات و مقایسه هائی که می شود و مرد هزار چهره با رفتار پیچیده نامبرده می شود که به شیوه ی در گفتن تا دیوار بشنود بیشتر مشخص می شود که مقدمه چینی و بستر سازی برای سخنرانی ولی فقیه برای چه بوده وچه اهدافی دنبال می شده است تا که ولی فقیه با دستأویز سخنرانی بوش وحمایت از اصلاح طلبان از بغداد وتهران ولبنان که قبل از سفش بهخاورمیانه بود و در راستان صلح در خاورمیانه و تشکیل کشور مستقل فلسطین وخنثی کردن توطئه و مخالفت های سیتماتیک رژیم تروریستی آخوندی ودخالت گردی اش در مورد اخلی عراق و فلسطین ولبنان می باشد . برای چه ولی فقیه این سخنرانی را تبدیل به اهرم چماق و حربه ی تبلیغ وتهدید علیه دوم خردادی ها کرد واز اینان خواست که می بایست از دشمن بیگانه فاصله بگیرند واز نزدیک به آن شدن دور ی جویند و افزود که می بایست مرز خودستان را با دشمن مشخص و شاف کنند وتوبه نما یند ودشمن شناس باشند . همچنین اضافه کرد که نمایش خیمه بازی انتخابات امتحان الهی خوانده شده در پیش روی می با شد .اکنون بمرور بیشتر معلوم می شود که نه اینکه این سخنرانی تهدید آمیز بسیار حساب شده و برنامه ریزی شده بود ، زیرا که درست در هفته ی نامنویسی نامزدان وداوطلبان مجلس هشتم این نطق وپیام تهدید آمیز را ایراد کرد . بطوریکه موجب شد که چهره های شناخته شده ی دوم خردادی ها از ترس انگ همکاری کردن با بوش و آمریکا نامنویسی نکنند و مشکل پرداخت هزینه بار ومسئولیت رد صلاحیت کردن وزارت کشور و شورای نگهبان کاهش داده شود. از سوی دیگر سبب شد تا که راه اندازی دستگاه تبلیغات اتهام زنی و سناریو وپرونده سازی فعال شوند وشرایطی را به وجود آورند که رقیب دوم خردادی را به موضع انفعالی بکشانند که نتوانند واکنشی از خود نشان دهند . از طرف دیگر شرایط برای وزارت کشور و شورای نگهبان نیز فراهم شد تاکه متمرکز برروی رد صلاحیت کردن بقیه مهره های دوم خردادی نامزدان نامنویسی شده کنند. بهمین دلیل است که وزارت کشور اعلام کرده است که تعداد 200 نفر از نامزدان نامنویسی کنند گان دارای پرونده ی محکومیت کیفری می باشند. یعنی اینکه می بایست نانمویسی نمی کردند . همچنین پیام هم روشن است که اینان چون بطور غیر قانونی نامنویسی کرده اند. بنابراین رد صلاحیت شد ن شان نیز مشکلی وجود ندارد . اکنون هم بی جهت نیست که چرا طلبه پاسدار نویس یادداشت روزنویس که از حضرت زینب و خصوصیات حضرت ابوالفضل در نبرد با دشمن توصیف وتشریح کرده است.البته بدون آنکه توضیح دهد که چرا در حکومت ادعائی جانشینان امام حسین وحضرت عباس و امان حسین وحضرت زینب حتی یک زن وجود ندارد ؟ ولی داستان روضه خوانی ومنبر رفتن وگریزبه صحای کربلا زن را بس زیرکانه ربط به سخنان ولی فقیه ودشمن شناسی اخیر وی داده است و برای اینکه رفسنجانی که تشبیه به مرد هزار چهره شده است و رقیب دوم خردادی های ائتلاف کرده با وی را بکوبد .اینگونه بیعت با خامنه ای کرده و رقیب را بر زیر تیغ اتهام همکاری با دشمن گرفته ومتهم کرده است :
در اين دعا ما اعلام مي كنيم كه عزادار واقعه كربلا هستيم و خداوند براي ما اجري قرار دهد و از خداوند مي خواهيم كه ما را جزو خونخواهان سالار شهيدان و از قيام كنندگان عليه قاتلان او قرار دهد. ولی كساني هنوز هستند كه قصد دارند امامت و خلافت و رهبري و ولايت يعني شخصيت حقوقي امام حسين(ع) و جانشينان برحق او را شهيد كنند. همين يكي، دو روز پيش روزنامه ها خبر از انتشار كتابي دادند كه در آن دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا و عضو بخش شيعه شناسي اين سازمان ضد بشري از «طرح پرهزينه سيا براي مقابله با تشيع» پرده برداشته بود. بخشي از اين توطئه به تلاش براي مسخ و تحريف واقعه عاشورا و انحراف در مراسم عزاداري آن، اختصاص دارد تا به قول برانت: «تشيع كه يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهب درويشي محض شود و از درون پوك و خالي گردد و در ذهن عوام الناس نفرت و در خود شيعه افتراق و پراكندگي گسترش پيدا كند.»4 يكي از كاركردها و پيامدهاي ماندني عاشورايي كه حسين(ع) ساخت و زينب(س) پرداخت، اين است كه به بركت خون آن عزيز دردانه خلقت، ابهامات زدوده شده و پرده ها كنار رفته و چهره ها و عملكردها جملگي افشاء شده اند. امروز ديگر كساني كه حتي از امثال شبث بن ربعي (عناصر هزار چهره) پيچيده تر عمل مي كنند، نمي توانند چهره واقعي و اردوگاه خود را با لفاظي و حركات زيگزاگي پنهان كنند. بنابراين آنان كه مي خواهند و ادعا دارند عزادار حسين(ع) هستند و به اردوگاه او تعلق دارند، نبايد به هيچ عذر و بهانه اي چشم به اردوگاه دشمن داشته باشند. دشمني كه در همه عرصه ها و جبهه هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، رواني و... عليه انقلابي كه جرمش ادامه دادن راه حسين(ع) است و نماد عيني جبهه حق در روزگار ماست، سخت دشمني مي ورزد. امروز نيز جبهه حق به رادمرداني احتياج دارد كه با بصيرت و شناخت كامل از توطئه هاي دشمن براي تطميع و سست كردن آنان و تضعيف دروني جبهه حق، تمام ايمان و توان خود را يكسره در خدمت مبارزه با ظالمان به كار مي بندند و بدون هيچ ادعايي با ادب تمام مطيع محض امام زمان(عج) و نايب برحق او هستند. و مرداني كه درس وفا و فداكاري را از عباس بن علي(ع) آموخته اند، همان عباس كه حضرت امام سجاد(ع) فرمود:«خداوند، عمويم عباس را رحمت كند كه ايثار كرد و از عهده آزمون برآمد و خود را فداي برادر كرد... عمويم عباس را درجه و منزلتي است كه همه شهدا غبطه خوار اويند...»
در خاتمه اینکه اکنون درس وفا از حضرت عباس آموختن یعنی در خدمت بارگاه ولی فقیه بودن می باشد که به عنوان جانشین زمینی خدا می خواهداز پیروان خودش در نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی مجلس هشتم امتحان الهی بر گزار کند. از سوی دیگر اکنون بهتر مشخص ونمایان می شود که چرا وزارت کشور و شورای نگهبان با تعویق برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم به فروردین ماه سال آینده مخالفت می کردند وهدف پشت پرده و پنهانی چه بوده است ؟ زیرا گذشته از درگیر بودن مردم درهفته ی قبل از عید بی خیال وبی توجه به تبلیغات نمایش بر گزاری خیمه شب بازی انتخابات در 24 اسفند ماه می باشند .از طرف دیگر دو هفته مطبوعات در ایام عید نیز تعطیل می باشد که نه مردم دسترسی به خیمه شب بازی انتخابات به مطبوعات را برای دنبال کردن نتایج آن دارند ونه اینکه دستگاه خبررسانی دیگری در اختیار دوم خردادی هابه جز مطبوعات می باشد ودست شان به جای دیگری نخواهد رسید اگر چنانچه اعتراض و انتقاد وشکایات نسبت به بر گزاری خیمه شب بازی انتخاباتی داشته باشند. مهمتر اینکه سوء استفاده وبهره برداری در ایام محرم و به خصوص دهه اول آن و روزهای تاسوعا وعاشورا وهمینطورمراسم دهه زجر و 22 بهمن و اربعین قبل از زمان برگزاری نمایش انتخابات در اختیار باند های مافیائی حاکم می باشد که کلاً فضای تبلیغاتی بطور دربست یکطرفه است که علیه رقیب دوم خردادی می باشد . اینگونه دسیسه وحقه بازی و شارلاتان گری های تبلیغاتی مذهبی فقط از عهده ی آخوند های رژیم عوامفریب و ضد بشری و غارتگر وضد مردمی بر می آید که عجیب تخصص وخبرگی سوء استفاده گری از مذهب به عنوان ابزاری در راستای اهداف پلید وشیطانی خود دارند. برای اینکه 3 دهه تجربه عوامفریبی ودروغگوئی به عنوان حکومت مستضعفان وپا برهنگان دارند.
هوشنگ-بهداد
پنجشنبه 27 دیماه سال 1386
ریشه پدیده ی شوم کارتن خوابی و کودکان ودختران فراری ورشد مواد مخدردر جامعه چیست ومقصرکیست؟
کدام انسان آزاده وشریف و انساندوست ایرانی و غیرایرانی می تواند اینگونه صحنه ها وگزارشات خبری ضیمه و البته سانسور شده را به بیند و بخواند متأثر نشود ؟ حتی اگرگزارشگر بنا به هر دلایلی به ریشه و عامل اصلی آن هیچگونه اشاره ای نکرده باشد . یا اینکه بطور معلولی و بهره برداری باندی وجناحی اشاره ای کرده باشد. راستی جرم وخطا وگناه کارتن خوابان بی پناه ورها شده در خیابان ها ی تهران و حاشیه های برخی شهرهای بزرک دیگر چیست ؟ البته چون زندگی اشان در پاره کردن چندکارتن به عنوان زیرانداز ویا پتوی چرکین وآلوده به انواع میکروب وامراض روی اندازشان می باشد به کارتن خوابان در زیر آسمان غمزده ودود گرفته و آلوده معروف ونامگذاری شده اند؟ ریشه ی پیدایش رشد این پدیده ی شوم کارتن خوابی همچون پدیده ی شوم تر دختران فراری از خانواده ها وکودکان وزنان خیابانی چیست؟
پرسش است که آیا اینان از بدو تولد اینگونه بوده اند؟ اگر نه اینگونه نیست که قطعاً نیست .پس سئوال دیگر تکمیلی این می باشد که پس ریشه و عوامل به وجود آمدن این پدیده ها ی شوم در جامعه چیست؟
نقش حکومت ها و عدم عدالت اجتاعی یا ویاعدم آزادی و وجود فقر و بیکاری و استبداد وسرکوب و تبعیض طبقات اجتماعی و مذهب و سوء استفاده ز آن خانواده وفرهنگ و فراوانی وارزانی مواد مخدر در جامعه در پیدایش ورشد این پدیده ی شوم کارتن خوابی در جامعه چگونه می باشد؟
بطور مثال زمانی که خمینی بی احساس پس از 15 سال از تبعید به ایران بازگشت که اکنون به همان زمان بازگشت خمیی به ایران در 29 سال گذشته نزدیک می باشد چه گفت؟ دادن وعده ی حکومت آینده از آن مستضعفان وپا برهنگان می باشد را مگر این بنیانگذار نظام به مردم ایران نداد؟ مگر در 3 دهه ی گذشته خمینی و پیروان خمینی واندیشه وتفکر خمینی حاکم نبوده است؟ مگر اکنون جناح ها و باندهای حکومتی حاکم ورقیب برای مچ گیری یا محکوم وقانع کردن همدیگر مرز وحدود ومعیار ارزیابی اشان گفتار های قصار ورهنمود وتوصیه و پیام های ایشان نمی باشد؟ مگر همه پیروانش خودشان را پیرو راستین وصدیق خمینی نمی دانند؟ مگر خمینی و پیروانش حکومت مذهبی تشکیل نداده ومدعی نمی باشند که در قید دسترسی به مادیات دنیوی نمی باشند؟ زیراکه خمینی گفته بود اقتصاد از آن خر می باشند . خوب خر هم که گوشتش مکروه می باشد واستفاده کردن از گوشت مکروه هم جایز نمی باشد حتی اگر صاحب اقتصادشده باشد . حال بماند که لامعاشه لا معاده چه می گوید؟ مگر اخیراً ولی فقیه به نقل از خمینی بر دشمن شاسی تأکید نکرد واز امتحان الهی در ارتباط با برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نگفت و تقاضا نکرد که مرزخودتان را با دشمن آمریکا مشخص کنید؟ بنابراین چگونه است در سرزمیی که امتحان الهی برگزار می شود؟ چرا سرنوشت مستضعفان ومحرومان وپابرهنگانی که می بایست صاحب حکومت می شدند. چرا اینگونه شوم و فاجعه آمیز شده است که سرمای زمستانی اینان را چنین به خواب عمیق همیشگی فرو برده است؟ اگر اینان قربانیان مواد مخدر می باشند. باز سئوال است که مواد مخدر چگونه وارد کشور وتوزیع می گردد. حتی بدرون سلو های زندان ها برده وتوزیع می گردد؟ مگر کنترل مرزهای آبی و هوائی ودریائی ر اختیار دولت ووزارت کشور ونیروی انتظامی و پاسدارا نمی باشد؟ چگونه است که این ارگان های حکومتی قادر به کنترل مرز ها نمی باشند. اگر واقعاً درست ومسئولانه وظایف خودشان را انجام می دهند؟
اگر اینگونه نیست که نمی باشد . برای اینکه سپاه پاسداران دارای هزاران اسکله ای غیر مجاز درسواحل جنوب کشور می باشند که گزار شده است که شبانه روز در حال تخلیه کالاهای قاچاق از جمله مواد مخدر و انتقال آنان به سراسر کشور برای توزیع کردن شان می باشند. بنابراین اکنون سئوال اصلی مطرح می شود که چرا در 3 دهه ی گذشته هیچ مسئولی در رژیم تروریستی آخوندی یافت نشده است تا که با مردم ایران به خصوص خانواده هائی که دارای فرزندان معتاد وقربانی شرایط ساخته شده در جامعه می باشند رو راست باشد و حقایق را به آنان نگفته که فرزندان اینان قربانی کدامین باندهای مافیائی مواد مخدر بوده اند که سرنخ آن در بیت رهبری و نیروی انتظمی و سپاه پاسداران وقوه ی قضائیه می باشد؟
اثبات این ادعا بسیار ساده و آسان می باشد . برای اینکه کسی منکر این واقعیت نمی تواند باشد که در 3 دهه گذشته قوه ی قضائیه از زمان اوایل انقلاب ودوران آخوند خلخالی مبارزه با مواد مخدر و قاچاقی و معتادین شروع وتا حال ادامه یافته است وروزی در 3 دهه گذشته نبوده است که چندین خبر و گزارش ناشی از درگیری و دستگیری وکشف محموله های قاچاق و صدور احکام زندان واعدام ودار زدن وقطع اندام درمطبوعات ورسانه های خبر واطلاع رسانی گزارش نشده باشد.
آیا باندهای مافیائی حامی پشتیبان درون دستگاه حکومتی وبه خصوص ارگان های سرکوبگر نداشتهاند که چنین امکان رشد وفعالیت می توانستنه داشته باشند؟ آیا اینان با هوش تر وپیچیده تر از مبارزان سیاسی می باشند که سران رژیم ادعا دارند همه ی اینان را نابود کردد ویا اینکه جلوی فعالیت اینان در جامعه را گرفته ومسدود کرده اند ؟ مهمتراینکه چرا اکنون استاندار استان مرکزی اعتراف آشکار کرده است که اذعان نموده در 3 دهه ی گذشته تنها چیزی که نه اینکه گران نشده است ، بلکه ارزان و فراوان هم شده است مواد مخدر می باشد؟ که بایدگفت تیجه ی دستآورد مبارزه مشترک نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه در دهه گذشته بوده است. تازه زمینه ی توزیع مواد مخدر به مدارس و روستا هم رسیده است. بطور نمونه روزنامه 27 دی جمهوری اسلامی گزارش اینگونه کرده است :
"شوراي روستاهاي فراهان نسبت به شيوع مصرف موادمخدردراين منطقه هشدارداد .شوراهاي اسلامي روستاهاي فراهان اراك در نامه اي سرگشاده به استاندار مركزي نسبت به شيوع مواد مخدر در اين منطقه هشدار دادند . دراين نامه آمده است : بخش فراهان در 27 كيلومتري اراك اخيرا با مشكل نفوذ افراد سودجو و توزيع مواد مخدر مواجه شده كه سلامت مردم را تهديد مي كند. اين نامه افزوده است : پاسگاه منطقه در برخورد با اين عمل غيرانساني واردعمل شده و تعدادي از عوامل آن را دستگير كرده امامي طلبد كه براي حفظ سلامت اجتماعي به ويژه جوانان حمايت بيشتري صورت بگيرد. در اين نامه آمده است : مواد مخدر به عنوان مادر آسيبهاي ديگر است و بايد قبل از دير شدن پيشگيري و مقابله در منطقه تقويت. "
از سوی دیگر پارامتر وحشتناک دیگری که نقش جانشین عزاائیل را برای مردم ایران اجرا می کند . گاز ونارسائی های ناشی از سیستم غلط و فرسوده وناقص و غیر استاندارد گاز رسانی می باشد که بطور تصاعدی هرروز بیش از روز گذشته دارد جان مردم بی دفاع ومحروم وبی پناه را می گیرد و هیچ مسئولی هم در این مورد پاسخگو نیست . جز اینکه سرمای سخت وطاقت فرسای زمستانی هم مکمل خفه نمودن گاز گرفتگی شده است. خلاصه در این فصل زمستان تاریخی قطع گاز موجب تشدید کردن مشکلات ومعضلات مردم ایران به خصوص در استان وشهرهائی شده که گاز رسانی در آن قطع شده. ولی مسئولان دولت مدعی عدالت محور به جای اینکه پاسخگو باشند ودر صدد بر طرف وترمیمم کردن مشکل قطع گاز و سوخت رسانی باشند تا اینکه اینگونه مرئدم ایران در اثر بی عرضگی مسئولان وآلوده بودن به فساد وآلودگی جان شان به دلیل مسمومیت گاز وخف شدگی گاز بهدر نرود که تذکر داده شد همچنان در حال رشد تصاعدی می باشد . ولیمتأسفانهشرایطآنگونه است که روز گذشته روزنامه ی جمهوری اسلامی گزارش کرد که در یک هفته 68 نفر ودر ماه دی که هنوز به پایان نرسیده تاکنون 192 به دلیل مسمومیت ناشی از گاز جان باختند . اکنون نیز خبر از کشته شدن 8 نفر در یزدبه دلیل مسمومیت گاز و 13 نفر در استان گیلان به دلیل سرما جان باخته اند . اما در عوض پاسدار رئیس جمهور پس از سفر ناگهانی به ساری در استان مازندران برای خاموش کردن فریادهای اعتراضی مردم به دلیل دو هفته از قطع شدن گاز سپری شدن وهنوز مشگل ادامه داشتن ، از آنجا به شیراز سفر کرد تا که پاسخ فریاد مرگ بر دیکتاتور و احمدی نژاد عامل فقر وتبعیض و فساد در دانشگاه تهران را بدهد که با مطرح کردن خبرهای دریافتی حاکی از آن است که دوم خردادی ها به ترکمنستان گفته اند که صدور قطع گاز به ایران را ادامه دهند تا بهره برداری های تبلیغات سیاسی – انتخاباتی برای خودشان کنند و افزودن قیمت گاز صادراتی برای ترکمنستان بهمراه داشته باشد. همچنین ازسوی دیگر جمشیدی سخنگوی دولت مدعی شده است که 3 مدیر شرکت ملی گاز به دلیل رشوه گرفتن میلیارد تومانی عامل ومقصر اصلی قطع گاز در سراسر کشور می باشند ومحکوم به جریمه شده اند . مهمتر اینکه وزیر نفت بی عرضه که خودش جزو مقصرین می باشد اعلام کرده است تا که ترکمنستان صدور گاز به ایران را از سر نگیرد با ترکمنستان وارد مذاکره نمی شود . معلوم نیست که چگونه شد که در اجلاس رؤسای جمهور حاشیه ی دریای خزر در تهران رئیس جمهور ترکمنستان به دیدار ولی فقیه رفت تا توصیه تشکیل اوپ گاز را دریافت کند و با پاسدار احمدی نژاد عکس یاد گاری گرفت . ولی اکنون گزارش شده که رئیس جمهور ترکمنستان با مخالفین دوم خردادی فالوده خورده است و بدستور اینان صدور گاز به ایران را قطع کرده است . البته اینها همه داستان سرائی وهذیان گوئی برای توجیکاری وعوامفریبی کردن مسئولان می باشد تا اینکه بهانه ای برای سران کشوردزد وغارتگر وسرکوبگروعوامفریب وجنگ افروز ضدمردمی حاکم بهوجود آید تا که بتوانند خود را تبرئه کنند ووابگو نباشند که چگونه کشور دومین صادر کننده ی نفت وصاحب دومین منابع و ذخایر گازی جهان در شرایط روند افزایش قیمت نفت بر سر مردم ایران آورده اند که اکنون توجه کنید چند گزارش عملکردشان ضمیمه شده است .

هوشنگ – بهداد
دیماه 27سال 1386

نقد وبررسی " اعراب به ساركوزي هم اعتماد نكنند." روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 26 دیماه سال 1386
"عنوان سرمقاله تداعی کننده آن لطیفه است که گفته می شود یارو ملا را به ده راه نمی دادند ولی آدرس خانه ی کدخدا را می گرفت."
عنوان سرمقاله اعراب به سارکوزی هم اعتماد نکنند " این طنز یاد آور دو تا لطیفه است که گفته می شود یارو نان نداشت بخورد ولی پیاز می خورد تا که اشتهایش باز شود . یا اینکه یارو ملا را به ده راه نمی دادند اما سراغ آدرس خانه ی کد خدا را می گرفت . اکنون رژیم ضد بشری و بربرمنش و تاریک اندیش حاکم بر ایران که مورد تنفر شدید مردم ایران می باشد و برای اینکه بتواند به بقای ننگین خودش ادامه دهد و به خاطر ناتوانی پاسخگوئی به مطالبات مردم و همچنین برای قطع کردن صدای منتقدان دولت که اتهامات واهی جاسوس آمریکا وهمکاری با بوش را در آستانه ی تبلیغات – انتخاباتی مجلس هشتم را مطرح و علم کرده است . همینطور برای خفه کردن صداهای اعتراضی در جامعه و فرو نشاندن خشم وکینه ونفرت نسل جوان وبه خصوص خاموش کردن فریاد اعتراضی مرگ بر دیکتاتور دانشجویان، مجبور است یک ریز بطور زنجیره ای احکام اعدام ودار زدن قطع اندام در شهرای ایران را صادر می کند وطرح های گوناگون سرکوبگرانه ی امنیتی اجتماعی از سوی نیروی انتظامی به پیش به برد و دانشگاه ها را تبدیل به پادگان کرده است . ولی اکنون ملای سرمقاله نویس همچون ولی فقیه رهبر امل القرای جهان اسلام خوانده شده از موضع فرافکنی از مرز مدعی نماینده و سخنگوی مردم ودولت عراق و لبنان وفلسطین وافغانستان گذشته و تبدیل به نماینده اعراب شده است ونسخه ای عام تجویز کرده است که اعراب به سارکوزی رئیس جمهور فرانسه هم اعتماد نکنند . زیرا که ایشان مخالف پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشد . یعنی به زبان ساده ی حوزوی آخوندی معنی و مفهوم و حوزه ی عملکرد اعتماد یعنی نزدیکی با رژیم ضد بشری و قرون وسطائی آخوندی وحمایت ودفاع از پروژه ی هسته ای برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد. بنابراین اینگونه خطاب به رهبران کشورهای های توصیه کرده ورهنمود داده است: فرانسه شريك قابل اعتمادي محسوب نمي شود و تجربه هاي ناموفق طرحهاي مشترك ايران و فرانسه نشان مي دهد كه اعراب نبايد گول اين فريبكاري ها را بخورند"
البته سرمقاله نویس در ادامه ی صدور نسخه عدم اعتماد بودن سارکوزی وتوضیح آن اتهامات دیگرسارکوزی رامطرح کرده که همانا تلاش برای پیشبرد صلح در خاورمیانه و کوشش برای تشکیل کشور مستقل فلسطین می داند . به خصوص اینکه فرانسه در لبنان اجازه نداده است که رژیم تروریستی آخوندی با هم پیمانش سوریه اهداف خودشان را در لبنان دنبال کنند و لبنان را نیز تبدیل به عراق دوم کنند. از سوی دیگر در دنباله بدون آنکه سرمقاله نویس توضیح دهد که چه فرقی میان فرانسه شیراک با سارکوزی می باشد.؟ چرا در زمان شیرک چپ و راست با امتیاز دادن های زیاد قرار داهای نفتی و گازی بسته می شد و حتی سهام اهدائی خودروی فرانسوی در ایران به شیراک بطور افتخاری ودستخوش واگذار می شد.؟ همچنین چرا سید مجتبی ثمره هاشمی معاون ومشاوره مخصوص پاسدار احمدی نژاد به پاریس اعزام شد تا که قبل از برگزاری نشست شورای امنیت پیرامون پرونده ی هسته ای وی با بسته وپیشنهاد ویژه عازم فرانسه شد تا اینکه در پشت درهای بسته در کاخ الیزه با شیراک دیدار خصوصی داشته باشد وبسته را که شامل امتیاز واگذاری نفت وگاز جنوب بودرا به شرکت نفتی فرانسوی توتال تقدیم نماید تا اینکهروز بعد بعداز دیدار شیراک و مدیر کل کمپانی نفتی توتال با ثمره هاشمی اعلام شود که شیراک و توتال باتحریم اقتصادی رژیم تروریستی آخوندی در شورای امنیت مخالف می باشند . حال بگذریم که رابطه ی دستگاه اطلاعاتی- امنیتی رژیم تروریستی آخوندی با دولت شیراک و پلیس فاشیست فرانسه چگونه بود ؟وچگونه با اتهامات واهی و پوچ و ساختگی به مقرمسکونی خانم مریم رجوی و همرزمان ایشان در نیمه شبان تهاجم ویورش بردند وآنان را بازداشت کردند که خودش داستان مفصل دیگریست که پرداختن به بررسی کردنش فرصت دیگری می طلبد وازحوصله ی این نوشتار خارج است.؟ بلی سرمقاله نویس تحریف گر وتصویر مارکش و مار قالب کن بدون آنکه به این واقعیات وروابط حسنه در زمان فرانسه شیراک اشاره ای داشته باشد و بگوید که چرا در زمان سارکوزی این روابط تیره شده است ؟ یا اینکه چرا ماه گذشته یک شهروند فرانسوی در ترمینال اصفهان ترور و کشته شد وچرا هنوز خبری از دستگیری قاتل فراری مخابره وعلنی نشده است ؟ سرمقاله نویس مجبورشده است که برای کشورهای عربی روضه عدم اعتماد به فراتسه به خواند و تاریخچه نیم بند عدم پای بندی دولت فرانسه به تعهدات خودش با رژیم را بیان کند ودر پایان اینگونه مأموریت یفر سارکوزی به منطقه را همچون سفر بوش شکست خورده اعلام کند
"موضوع مهم ديگر به عدم اجراي تعهدات فرانسه باز مي گردد . ايران در طول سالهاي گذشته قراردادهاي متعددي در زمينه همكاريهاي نفتي ـ گازي همكاريهاي صنعتي در صنايع خودروسازي و... داشته است لكن فرانسه به هيچ يك از تعهدات خود عمل نكرده و ضمن طلبكاري همواره در جهت ابراز دشمني و كينه توزي عليه ايران وارد عمل شده است . فرانسه شريك اقتصادي قابل اعتمادي نيست و اعراب منطقه نبايد تجربه هاي ايران را تكرار كنند و فريب شيادان فرانسوي را بخورند. قرارداد مشاركت يك ميليارد دلاري ايران با « اوروديف » براي توليد اورانيوم غني شده يكي از جدي ترين موارد براي افشاي چهره واقعي فرانسه است و نشان مي دهد فرانسه براي كسب امتيازات مالي بيشتر به دريوزگي مي افتد لكن در لحظه هاي حساس عليه آن وارد عمل مي شود و به وقيح ترين دشمنان مبدل مي گردد. ساركوزي درحالي ادعا مي كند ايران به تعهداتش عمل نكرده است كه بعنوان يك عضو « تروئيكاي اروپائي » از ابعاد تعهدات تروئيكاي اروپائي آگاه است و مي داند آنها بعنوان يك « گروه حقيقت ياب » وارد ماجراي هسته اي ايران شدند ولي در نهايت وقيح ترين پيش نويسهاي قطعنامه عليه ايران را فرانسه ارائه كرد! دوره گردي سياسي ساركوزي در چنين شرايطي نشانگر ورشكستگي سياسي ـ اقتصادي فرانسه در وضعيت كنوني اقتصاد جهاني است و اوج افلاس و درماندگي فرانسه در دوران نفت 100 دلاري را به رخ مي كشد . چرا كه در غيراينصورت اگر فرانسويها براي تعهداتشان ارزشي قائل بودند به دهها تعهد خود به ايران عمل مي كردند و آنها را با وقاحت كامل زير پا نمي گذاشتند. طرحهاي ناكام و ناتمام فرانسه در قلمرو نفت و گاز طرحهاي نيمه تمام فرانسه در صنايع خودروسازي و دهها طرح ناكام و ناتمام فرانسه در ايران كاملا نشان مي دهند كه فرانسه نيز مانند آمريكا قابل اعتماد نيست و اعراب نيز نمي توانند به اين كشور اعتماد كنند بويژه اكنون كه رئيس جمهورش در اردوگاه صهيونيسم است و مانند رئيس جمهور آمريكا در خدمت رژيم صهيونيستي قرار دارد"
در خاتمه اینکه بدون هرگونه شک و شبهه دلیل تیره شدن روابط دیپلماسی- اقتصادی – تجاری رژیم تروریستی آخوندی با فرانسه در درجه اول ابرازمخالفت رئیس جمهور فرانسه نیکلا سارکوزی با اهداف نظامی هسته ای رژیم بربرمنش وتاریک اندش جهل وجنگ وخرافه می باشد که هم نظر بوش می باشد . دومین دلیل دشمنی با سارکوزی به خاطر تلاش گسترده ی سارکوزی برای استقرار صلح در خاورمیانه و ایجاد فضای آشتی ودوستی میان اسرائیل و فلسطین است . به خصوص اینکه بالاخره قرر است که نتیجه ی فعالیت وکوشش سارکوزی منجر به تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل در پایان سال میلادی شود که این فعالیت سارکوزی خودش جزو گناه کبیره ونابخشودنی وی می باشد. چونکه رژیم تروریستی آخوندی خواهان نابود کردن اسرائیل و گسترش تنش وبحران وجنگ میان فلسطین ولبنان با اسرائیل است . زیرا که سعی می کند که بحران جنگ افروزی وتنش فلسطین ولبنان با اسرائیل به سراسر خاورمیانه بسط داده شود تا در فضای ناامنی وآشوب زدگی خاورمیانه وبا حضور گسترده ای که در عراق وجود دارد وبه فعالیت ونقش گسترش باتلاق سازی در این کشور ادامه می دهد . در نهایت بتواند به عنوان باج گیری به سیاست خائنانه ی مذاکره و فر صت سوزی کردن و یا وقت خریدن ادامه دهد تا که عاقبت موفق شود به سلاح هسته ای دسترسی یابد . لذا دشمنی با سارکوزی که همچون بوش مانع رسیدن به هدف سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشد دشمنی وکینه ورزی می شود و برای سفر اخیرش به خاورمیانه و خلیج فارس نسخه عدم اعتماد همچون بوش خطاب به اعراب صادر شده است
.
هوشگ – بهداد
چهار شنبه 26 دیماه سال 1386
نقد وبررسی : تكذيب نكنيد توضيح بدهيد(يادداشت روز)" روزنامه کیهان سه شنبه 25 دیماه سال 1386
"عجیب است که باند انگلیسی های غالب پرونده ی جاسوس آمریکائی بودن رقیب مغلوب را به نمایش گذاشته است!"
گفته می شود که روزی ملائی در روستائی بر پشت بام مسجدی مشغول نطق وخطابه برای اهالی روستا بود که کف بر دهان احساساتی و هیجانی شده بود و موقع صحبت کردن ودست وعبا تکان دادن هی جلو می آمد وجلوی خود را نمی دید که کچا ایستا ده است . آنقدر به لب بام نزدیک شده بود که جمعیت فریاد برآورده بود وخطاب به ملا گفنه بودند که موظب باش نیفتی پائین بام ؟ ملا ی محافظه کار پس از این اخطار آنقدر پسی پسی رفت که نزدیک بود از آنطرف بام بی افتد که باز صدای اهالی روستا بلند شد مواظب از آنطرف بام بیفتی. اکنون بازی که باند انگلیسی حاکم شده علیه ی رقیب دوم خردادی با نطق ولی فقیه در یزد علیه بوش ورقیب دوم خردادی بلند شد که مرتبط با تبلیغات انتخابات خیه شب بازیمجلس هشتم می باشد . اکنون سربازجو پاسدار یاداشت روز نویس ترجیح بند تکراری ولی فقیه در یزد رامرور کرده است تا کهاکنون اینان متهمبه جاسوس آمریکا و همکار بوش ده اند .البته که سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس بطور کلی خودش را به فراموشی زده و وانمود کرده که یادش رفته است که آن موقع که پاسدار علی لاریجانی رئیس صدا و سیمابود و خاتمی رئیس جمهور بود مطبوعات دوم خردای می نو شتند که چگونه است مگس بر فراز آسمان عراق پرواز می کند وهر گونه حرکت یا اعمال واقدامات تروریستی که در عراق رخ می دهد خبررسانی صدا وسیما یکپارچه آمریکا را عامل ومقصر قلمداد می کنند و انگار که انگلیس در عراق حضور ندارد وهم پیمان بوش و آمریکا در اشغال نظامی افغانستان وعراق نبوده است؟ البته که پاسدار علی لاریجانی اخوی پاسدارمحمد جواد لاریجانی معون ومشاور امور بین المللی قوه ی قضائیه می باشد که خود ساابقه ی پرونده به لندن رفتن و منتقل کردن پیام آخوند علی اکبر ناطق نوری قبل از دوم خرداد به مقامات دولت فخیمهو جلب حمایت دولت ونظر مساعد دولت فخیمه را . البته یک توصیه جالب هم دارد که گفته بود با دشمن شیطان هم می شود حتی در قعر دوزخ مذاکره کرد .
ازسوی دیگر همگان هم می دانند که رابطه ی مصر با آمریکا و اسرائیل و عربستان سعودی چگونه است و خمینی هم در مورد مصر به خاطر انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید با مناخیم بگین تخست وزیر وقت اسرائیل چه گفته بود وانور السادات رئیس جمهور نمصر چرا ترور شد؟ از سوی دیگر مگر گفته نمی شودکه پاسدار علی لاریجانی نماینده ولی فقیه در شورای عالی امنیت ملی می با شد ؟ برای چه ایشان زیر پوشش سفر تفریحی خانوادگی به مصررفت و سلسه دیدار و ملاقات های گوناگون با مقامات مصری از جمله رئیس جمهور مصر داشت؟ چرابیت رهبری و مطبوعات وابسته از جمله سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری که بصورت زنجیره ای در یادداشت روز های روز نامه ی سناریو وپرونده ساز کیهان دوم خردادی را بازجوئی وبرای شان چپ و راست کیفرخواست صادر می کند. در برابر سفر علی لاریجانی به مصر سکوت کرده اند؟ اگر چنانچه به جای پاسدار علی لاریجانی یکی ار مهره های دوم خردادی این سفر ودیدار ها را انجام داده بود واکنش ها چگونه بود؟ آیا اگر این نفر نامزد وداوطلب نامنویسی مجلس هشتم همچون پاسدار علی لاریجانی می شد امکان تأئید صلاحیت شدنش از سوی شورای نگهبان بود؟ برای چه آخوند انگلیسی مهدوی کنی دوباره فعال صحنه شده است؟ برای چه ولی فقیه در آستانه ی برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هفتم زمانی که شاهزاده چارلز انگلیسی نا گهان از بصره وارد تهران شد وبه اتفاق خاتمی به کاخ سعدآباد رفت تا درآنجا ابراز همبسنتگی با زلزله زدگان بازماندگان شهر تاریخی بم کند با سکوت رضایتمندانه ی ولی فقیه مواجه شد که مطبوعات وکارشناسان سیاسی نظر دادند و گفتند که نتیجه این سر به نفع نمایندگان ولی فقیه در مجلس هفتم تمام شد.
مگر سابقه ی پیر استعمار دولت فخیمه ی انگلیس بیش از آمریکا نمی باشد و مگر این پیر استعمار نقش کلیدی در کودتای ننگین 28 مرداد ماه سال 1332 ندارد؟. مگر در همه سطوح انگلیس هم پیمان نزدیک آمریکا نمی باشد؟ چگونه است که آمریکا خیلی بد است وانگلیس نه؟ ضمن اینکه مگر رفسنجانی علناً در خطبه نماز جمعه ی تهران اعتذراف نکرده بود که با آمریکا در اشغال افغانستان همکاری شده است؟ داستان عراق آنقدر مبرهن وآشکارمی باشد که نیاز به بازگوئی ندارد. از همه مهمتر اینه جای پنهانکاری وکتمان کردن نیست که نقش لابی های اعزامی در آمریکا چگونه می باشد و چگونه بطور مدام پیک های ویژه در حال تردد میان دو کشور می باشند که یکی از اینان عبدالذلیل حکیم می باشد که زمان طولانی از نقش دلالی میان بغداد و تهران و واشنگتن وی نمی گذرد که هدفش فشار علیه ی مجاهدین مقیم عراق و آزاد کردن پاسداران تروریست های باز داشتی در عراق می باشد . همچنین عجیب این بوش بد وخطرناک می باشد ودمکراسی و لیبرالیسم وسکولاریسم آمریکائی کفر ابلیس می باشد که دوم خردادی ها متهم به جاسوسی و خیانت وهمکاری با بوش و آمریکائی می باشند . ولی از سوی دیگر روزنامه ی جمهوری اسلامی امروز با کمال افتخار از برپائی مراسم عزار داری عزداران حسینی در ماه محرم از خیابان های نیویورک گزارش خبری – تصویری بازتاب داده است؟ اگر این عزاداران متعلق به جناح دوم خردادی ها بود واین گزارش خبری – تصویری هم در مطبوعات دوم خردادی بازتاب داده شده بود.آنگاه سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری به جای اینگونه تحلیل دادن چگونه می خواست گزارش ارائه کند:
"اصلاح طلبان حمايت امريكا از خود را «تكذيب» مي كنند، مي گويند ما جاسوس نيستيم، خودمان را به اجنبي نفروخته ايم، تكذيب مي كنند كه از امريكا پول گرفته باشند يا سر و سري با آن داشته باشند، اصلاح طلبان اساسا امريكا را تكذيب مي كنند؛ اينها همه كاملا طبيعي است، در آستانه انتخابات فاش شدن خط و ربط ها با امريكا مضر است و ممكن است كار دست آدم بدهد؛ در نتيجه همه چيز تكذيب مي شود (به ضميمه مقاديري ليچار به جرج بوش و تلاش براي همدستي او و اصولگرايان!)، مثل وردي كه بخوانند و انتظار داشته باشند همه چيز را دود كند و به هوا بفرستد. اما متاسفانه خبر بد اين است كه دوران جادو و جنبل گذشته و وقتي پاي تاريخ مضبوط و ثبت شده به ميان بيايد از اوراد كاري ساخته نخواهد بود. «تكذيب مي شود» مشكل را حل نخواهد كرد، اصلاح طلبان بايد «توضيح» بدهند. توضيح بدهند كه آيا قابل انكار است كه آنها نيروهاي مطلوب غرب براي به دست گرفتن حاكميت در ايران هستند؟ توضيح بدهند كه آيا قابل انكار است كه اصلاحات سياسي مورد نظر آنها همان اصلاحاتي است كه امريكا مايل است در ايران رخ بدهد؟ توضيح بدهند كه چرا «تصميمات» و «ادبيات» آنها تا اين حد با آنچه امريكا مي خواهد و توصيه مي كند، منطبق است؟ اين نوشته محصول مراجعه سيستماتيك به سوابق و تتبع آرشيوي براي نشان دادن ميزان همراهي امريكا با اصلاح طلبان ايراني -و برعكس- نيست، اگر كسي بخواهد اين كار را بكند بايد چند جلد كتاب قطور بنويسد. اين نوشته صرفا محصول چند دقيقه چشم بر هم نهادن و به يادآوردن است، محصول مرور آن مقدار اطلاعات كه در ذهن يك فرد مي تواند انباشته شود و در چند دقيقه بتوان آن را بازخواني كرد"
البته پاسد سرباز جو حسین شریعتمداری بدون آنکه توضیح دهد که چگونه شد یکی از مؤسسین سپاه پاسداران اکنون مأمور سیا از آب در آمده است ؟ چرا سعید امامی معاون امنیت وزارت بد نام اطلاعات سعید جون ولی فقیه وبیت رهبری جاسوس سیا و موساد شد؟ چرا پاسدار علیرضا عسگری معاون وزیر دفاع در دولت اصلاح طلبان نیز به آمریکا پناهنده شده است ؟ از کجا معلوم که روزی مشخص نشود که خود پاسدار حسین شریعتمداری نیز مهره ی نفوذی انگلیس می باشد. برای همین بطور شفاف سخنی از گذشته ی خودش بیان نمی کند و توضیح نمی دهد که چگونه است این رژیم ضد بشری یا جاسوس و قاتل وسرکوبگر ودژخیم وجاسوس امنیتی – اطلاعاتی - نظامی تولید می کند. یا اینکه تروریست و بنیاد گرائی صدور می کند و یاتروریست به عراق و فلسطین ولبنان وافغانستان اعزام می کند تا اینکه دست به اقدامات واعمال تروریستی بزنند تا که با بحران سازی رژیم امکان بقا داشته باشد . ولی اکنون با نادیده گرفتن پرونده ی ننگین سیاست دخالت گری در امور داخلی سایر کشور ها وهمکاری با اشغال گران در اشغال نظامی عرا ق و افغانستان و جنایاتی که بطور مستمر روزانه در سراسر ایران مرتکب می شود و با فراموش کردن منت کشی پاسدار احمدی نژاد از دولت مصر برای عادی کردن رابطه که دولت مصر زیر بار نرفته است . یا با عریضه نویسی 18 صحفه ای که به بوش کرد که آخوند جنتی آن را الهی نامه و الطاف الهی نامید وگفت که کسی در جهان شهامت چنین کاری را ندارد و تقاضای مناظره ی تلوزیونی با بوش کرد وحتی در آخرین شوی تئاتر مطبوعاتی داخلی و خارجی خود که ارا کرد خطاب به آمریکا وبوش پیام داد که کافیست یکی دو قدم مشابه ی دیگر شبیه گزارش 16 سازمان ونهاد امنیتی – اطلاعاتی آمریکا بر داشته شود تا موانع مذاکره بر طرف شود . عجیب است که اینگونه موضع گیری ها چون از سوی باندهای مافیائی حاکم می شود اشکال ندارد که اتفاقاً آنسوی اثبات گر سکه ی افشاگری اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس است که گفته بود باند حاکم مخالف مذاکره با آمریکا نمی باشد، بلکه فقط می خواهد آن را انحصاری کند وخودش دنبال واجرا کند. بالاخره با نادیده گرفتن مقام اولی پرونده ی محکومیت نقض حقوق بشر به نقض حقوق بشر بوش و آمریکا و همگامی دوم خردادی و اصلاح طلبان با بوش و آمریکا پرداخته است که چرا خواهان پیگیریاهداف هسته ای نبودند؟
بنابراین بازهم مثل گذشته تأکید وتذکر داده می شود که اینگونه نعله وارونه زدن ها که از موضع ضدیت ودشمنی با آمریکا علیه ی رقیب دوم خردادی ها شروع شده است. مشخص است هر چه به زمان بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نزدیک تر می شود تنظیم اینگونه یادداشت ها نیز شتاب بیشتری به خود می گیرد . زیرا جز مچ گیری و بازجوئی افشا کردن برای کم کردن روی حریف وحذف وخفه کردنش کلامی حتی از بردن نام مردم ایران ومطالبات آنان دیده نمی شود که چرا پایمال شده ست.جز قبرستان کهنه شکافتن از موضع ضد آمریکائی است که تجربه ومیراث دوران خمینی و اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 58 می باشد که هدف نهائی سقوط دولت موقت بازرگان وقبضه ی قدرت توسط آخوندهای پیرو خمینیی و حذف فعالان سیاسی و سازمان های انقلابی از صحنه ی مبارزه ی سیاسی و منقبض کردن فضا و گسترش سرکوب و وادامه جنگ خانمانسوز ضد ملی و ضد میهنی میان ایران وعراق وراه انداختن موج گسترده دستگیری ها و شکنجه و تیرباران ها و اعدام ها در سیاهچال ها آنهم در چپ آمریکائی که دیدیم چگونه کارکنان سفارت آمریکا در تهران به جای محاکمه شدن آزاد شدند . هین صحنه در مورد ربودن 15 نظامی انگلیسی در نوار مرزی آبی ایران وعراق توسط سپاه پاسداران در فروردین ماه سال جاری تکرار شد و بازهم شاهد بودیم که چگونه به جایمحاکمه شدن این جاسوسان انگلیسی خواده شده با سلام وصلوات واهدای هدایااز سوی پاسدار احمدی نژاد در یک شو وتئاتر سیاسی مطبوعاتی آزاد شدند .اکنون همان بازی های تکراری گذشته ضد آمریکائی در بستر اهداف برنامه ریزی شده مشخص در حال تکرار شدن است که دو تا پیام دارد . حذف کامل رقیب وادامه شرایط یک دست بودن نظام ودفاع از پروژه ی هسته ای برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد
.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 25 دیماه سال 1386
نقد وبررسی " راه پيمائي 22 بهمن پاسخ ياوه گوئي هاي بوش" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 25 دیماه سال 1386
پیوسته برای فرار به پاسخگوئی مطالبات و بحران ها، حواله به برگزاری نمایشات تهدید آمیز سیاهی لشکر و بحران سازی های دیگر داده شده است"
سفسطه گری وعوامفریبی کردن ودروغ گفتن و و عده وقول دادن ها و انکار و حاشا کردن ها وخلاصه هذیان گوئی کردن ها گفاتن ندارد که چگونه در 3 دهه گذشته تا حال که آخوند ها در ایران قدرت گرفته وحاکم شده اند بکار برده و متخصصش کتمان کردن حقایق وتحریف گری و منحرف کردن اذهان عمومی و هذیان گوئی می باشند. مگر 15 سال در حال تبعید بودن ولی به خاطر جانفشانی سازمان های انقلابی ودانشجویان ومردم ایران کردن که شرایط باز گشتش اماده شد با معنی بی احساس بودن ، یعنی چه؟ به مردم قول مسکن وآب وبرق مجانی و پول نفت دادن یعنی چه؟ گفتن حکومت آینده از مستضعفان وپا برهنگان است و اقتصاد از آن خر است ومردم ایران از برای ارزان شدن قیمت خربزه انقلاب نکردند و جنگ نعمت الهی است ولا کن تا فتنه در جهان است جنگ هم هست . ارزانی عامل مشکل اساسی گرانی می باشد . زنان احساسی می باشند ومغز شان کوچکتر از مردان می باشد. از همه چاه های عمیق یزد حتی یکی مورد هم زنان حفر نکرده اند واین مسخره است که اگر چنانچه کابینه تشکیل شده وهمه در جلسه منتظر نخست وزیر ورئیس جمهور می باشند . ولی علت تأخیر را جویا می شوند . متوجه می شوند که خانم وزیر یا رئیس جمهور برای زایمان به بیمارستان تشریف برده است . همچنینبرای رفسنجانی شناسنامه ی انقلاب صادر کردن و ولی فقیه را منتسب به وحی کردن و زنده باد مخالف من گفتن وقتل زنجیره ای راه افتادن... بالاخره امتحان الهی برگزار کردن اینان یعنی چه؟ البته این جملات قصار امام راحل دجال و روباه مکار بساز و بفروش رفسنجانی و آخوند متحجر صدوقی امام جمعه ی یزد و آخوند شیاد و خندان خاتمی و و لی فقیه متحجر وخرافه پرست می باشد .
اما در فضای کنونی که فقر وبیکاری گرانی وتورم وافزایش قیمت کالا ها در جامعهدرکنار سرکوبگری واختناق ودست وپا قطع کردن و قربانی فلج اسیر و شکنجه شده حلق آویز کردن و مسافران در جاده های برفک گیر و یخ بندان رهاکردن چپ وراست اخبار خفه شدگی ناشی از سیستم فرسوده وعقب مانده ی گاز رسانی مخابره کردن آنهم در کشوری که صاحب دومین منابع وذخا یرگاز جهان است و جامعه به دو قطب اکثریت 80 % محروم و اقلیت 20 % ا جامعه ای این اقلیت صاحب 80 % درآمد ناخالص ملی سرانه در اختیار داشتن با ادعای قول دادن شیاداگرانه حکومت از مستضعفان است واقتصاد از خر است . کدامیک هذیان گوئی وعوامفریی می باشد . جملات قصار بر گزیده ومنتقل شده ی فوق هذیان گوئی می باشند که حاصل و خیانت به اعتماد وآرزوهای مردم ایران می باشد و یا نه ا ینکه با پاک کرن صورت مسئله برای فراموش کردن دروغگوئی ها و هذیان گوئی عوامفریبانه ی رهبران رژیم تروریست آخوندی وانحراف اذهان عمومی که انگار در 3 دهه گذشته وشرایط کنونی این بوش بوده است که در کسوت ولی فقیه در ایران حضور داشته وحکومت کرده ومدعی رهبریت ام القرای جهان اسلام را داشته است که اکنون اینگونه متهم به عملکرد خود به هذیاان گوئی و شکسته شده است :
"از كسي كه به عنوان رئيس جمهور قدرتمندترين كشور جهان در سياست هاي داخلي و خارجي غير از شكست نصيبي نداشته به عنوان جنايتكار جنگي بسياري از سياستمداران و ملت هاي جهان خواستار محاكمه وي هستند و در منطقه خاورميانه همه اقداماتش يكي پس از ديگري با شكست مواجه شده آيا انتظاري غير از اين مي توان داشت كه ياوه گوئي كند و خشم خودرا در قالب كلمات و حملات خشم آلود ابراز نمايد ! اين شگردي قابل پيش بيني بود كه انتظار مي رفت بوش كوچك براي سرپوش گذاشتن بر ضعف ها و شكست هاي خود در سفر دوره اي به خاورميانه عربي به آن متوسل شود."
گذشته از نوع گفتمان وارونه ی سر مقاله نویس و بدون درنظر گرفتن ضریب حساسیت وسمپاتی که نویسنده نسبت به رفسنجانی دارد و حتی بدون گوشزد کردن این واقعیت که پس از اشغال نظامی افغانستان در نماز جمعه تهران خطاب به بوش رئیس جمهور آمریکا در مورد همکاری مشترک در اشغال افغانسان وسقوط حکومت طالبان چه گفته بود؟ همچنین با فراموش کردن این خبر که نوبخت در مورد آمریکا وبوش برای کمک کردن به افراطی های حاکم در ایران که همچنان قدرت را در اختیار داشته باشند که در ستون خبری امروز همین روزنامه بازتاب داده شده است . خلاصه آخر جدا از اینکه در نظر گرفته شود که گوینده ی این سخنان چه کسی می باشد . کجای آن سخنان بازتاب شده ی زیر غیر واقعی می باشد:
"رئيس جمهور آمريكا روز يكشنبه طي سخناني در ابوظبي ضمن ادعاي اينكه جمهوري اسلامي ايران امنيت و ثبات منطقه و جهان را تهديد مي كند و بايد به مقابله با آن پرداخت جملاتي نيز خطاب به ملت ايران به زبان آورد. وي گفت : « فرهنگ غني و توانمندي شما سبب مي شود شايسته حكومتي باشيد كه اين توانمنديها را محترم بشمارد و اجازه دهد كه زندگي بهتري را براي افراد خانواده تان بسازيد اما متاسفانه حكومت شما همه را از اين فرصتها محروم كرده و امنيت و صلح و ثبات همسايگانتان را تهديد مي كند لذا از نظام ايران مي خواهم تا خود را در برابر شما مسئول بداند و روزي خواهد رسيد كه نظامي در ايران روي كار مي آيد كه حقوق و آزادي ها را محترم مي شمارد و تهران به جامعه بين المللي ملحق مي شود و تا آن روز دوستي براي شما بهتر از آمريكا نيست ! » "
البته سر مقاله نویس در ادامه ی سرمقاله ی خود به دلایل نارضایتی خود نسبت به سخنان بوش در کشورهای حوه ی خلیج فارس اشاره کرده است . البته که این اعتراف افشاگرایانه نوعی حالت خودزنی کردن دارد . برای اینکه ناخواسته اعتراف کرده است که به دلیل حضور گسترده ی سپاه پاسداران و دخاللت گری های گسترده ای که در امور داخلی عراق و افغانستان وفلسطین و لبنان داشته وموجب جنگ افروزی وبران وناامن سازی ها در منطقه شده است مدعی شده که نتیجه ی این حضور ودخالت گریها منجر به شکست بوش و آمریکا در این حوزه ها شده است که اکنون با سخنرانی خود ومتهم کردن عامل اصلی بحران سازی وناامن کددن منطقه دارد انتقام می گیرد و. بنابراین برای بی ارزش کردن افشاگری های بوش در مود عملکرد واهداف سران رژیم تروریستی آخوندی آن را چنین ناشی از ضعف روحی سیاسی بوش قلمداد کرده است:
"ضعف روحي او را كه ناشي از شكست هاي پياپي سياست هايش در لبنان فلسطين اشغالي سوريه عراق و افغانستان است نشان ميداد. اظهارات بوش درباره اينكه آمريكا تا 10 سال ديگر در عراق خواهد ماند"
بالاخر ه اینکه در پایان سرمقاله نویس بر عدم توقف سازی اورانیوم تأکید کرده است و افزوده که فشار بوش منجر به تسلیم شدن اهداف هسته ای نظام نخواهد شد . یعنی اینکه زیرآب دیدار ولی فقیه با البرادعی و صلح آمیز بودن پروژه ی هسته ایی و سیاست فرصت سوزی زده شده است . از سوی دیگر مثل همیشه رهبر امارات عربی نیز تهدید شده است و خطاب به وی گفته شده است که اهدای شمشیر وباز شکاری به بوش هزینه دارد . ضمن اینکه از هم اکنون پاسخ مطالبات به مردم ورشد تضاد واختلافات باندی وجناحی و.... وبوش اینگونه به پاسخگوئی تظلاهرات 22 بهمن وبسیج کرد ن سیاهی لشکر برای قدرت نمائی حواله داده شده است "
در موضوع فناوري هسته اي بوش و همكارانش كه تصور مي كردند مي توانند آنرا وسيله اي براي وادار كردن جمهوري اسلامي ايران به تسليم شدن در برابر اراده آمريكا تبديل كنند اكنون همه چيز برخلاف تصور آنها درحال پيش رفتن است . جمهوري اسلامي ايران اكنون به فناوري هسته اي دست يافته افكار عمومي جهان حق ايران را در اين زمينه به رسميت شناخته آژانس انرژي اتمي همكاري قانوني خود با ايران را تقويت كرده و دولت بوش در اين عرصه تنها مانده و از هر زمان ديگري ضعيف تر شده است . پيروزي جمهوري اسلامي ايران در اين عرصه براي بوش و همكاران وي يك كابوس بزرگ است جمهوري اسلامي ايران در منطقه موجب خنثي شدن توطئه هاي آمريكا و شكست طرح هاي بوش و دستياران وي شده است . هر چند دولتمردان آمريكائي و سران رژيم صهيونيستي جمهوري اسلامي ايران را به دادن كمك هاي نظامي و مالي به مردم فلسطين و لبنان و ساير مخالفان آمريكا و اسرائيل در منطقه متهم مي كنند ولي اين واقعيت را نميتوانند انكار كنند كه با پيروزي انقلاب اسلامي موج بيداري و خيزش هاي مردمي در منطقه موجب شكست توطئه هاي آمريكاو صهيونيست ها شده و مواضع ضد استكباري و ضد صهيونيستي رهبران جمهوري اسلامي ايران عامل اصلي تداوم اين بيداري و در نتيجه شكست طرح هاي آمريكا در منطقه مي باشد. اين عامل مهمي براي احساس ضعف رئيس جمهور آمريكا در برابر ايران است . . امسال نيز همين اظهارات ضد ايراني بوش كوچك در ابوظبي عامل مهمي براي تشويق مردم ايران به حضور در راه پيمائي 22 بهمن و انتخابات 24 اسفند خواهد شد . اين واقعيتي است كه متاسفانه دولتمردان آمريكائي هرگز آنرا درك نكرده اند و اكنون نيز بوش و دستيارانش از آن غافلند. حكام امارات نيز بايد اين هشدار را جدي بگيرند كه اجازه دادن به شيطان بزرگ براي دهن كجي به جمهوري اسلامي ايران در همسايگي ما هزينه اي دارد كه آنها آنرا خواهند پرداخت . اينكه شيخ امارات بي اعتنا به عربده هاي بوش عليه ملت هاي منطقه و عليرغم جناياتش در عراق و افغانستان شمشير به دست او ميدهد و هديه يك ميليون دلاري به او پيشكش مي كند دوري شيخ از واقعيت هاي منطقه و بي خبري او از نفرت مردم جهان عرب نسبت به رئيس جمهور آمريكا را نشان مي دهد. اين دوري و بي خبري يا خود را به غفلت زدن بر شيخ امارات هزينه سنگيني را تحميل خواهد كرد
درخاتمه اینکه اکنون جنگ لفظی با بوش تبدیل به مسکن مقطعی شده است . زیرا به مناسبت ترین حربه و بهانه فرار مسئولان رژیم بربرمنش وتاریک اندیش به پاسخگوئی مطالبات مردم ایران مبدل شده است که در3 دهه گذشته انباشت شده و به تعویق افتاده است . ضمن اینکه سیاسیت وواکنش های هیستریکی که علیه ی سخنان بوش نشان داده می شود و رقیب دوم خردادی با اتهام همگامی با دشمن بیگانه ی آمریکا متهم شدواز صحنه نامنویسی انتخاباتی حذف شد و کمک کرده است که فضای انحصاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی برای حفظ شرایط کنونی یک دست بودن نظام ادامه یابد . اما از سو دیگر هم ماهیت اصلاح ناپذیری وهم یاغی بین الملل بودن رژیم بیش از گذشته آشکار شده است .مهمتراینکه اهداف پروژه ی هسته ای چون نظامی می باشد ودر راستای تضمین بقای نظام و صدور تروریسم وبنیادگرانیمی باشد امکان عقب نشینی ندارد. از طرف دیگر چون طبق تجربه ی 3 دهه یگذشته بحران ها با بحران ها پاسخ داده شده است . اکنون همانگونه که اشاره شد جواب چندین بحران در تدارک شوی شعار بازی علیه ی بوش و آمریکا در نمایش 22 بهمن داده شده است
.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 25 دیماه سال 1386
نکاتی پیرامون پخش فیلم علیه ی مجاهدین ازیک کانال تلویزیونی در سوئد
به نظر می رسد رژیم درمانده ومستأصل جنایتکار حاکم برایران بدجوری در برابر موج افشاگری های مجاهدین درمانده وعاجز وزمین گیرو ناتوان شده است که تلاش مذبوحانه کرده است تا که با اتکای دلاری های مازاد نفتی که از سفره های خالی محرومان وتهی دستان ربوده شده است ، دست به خریدن مهره های مزدور مطبوعاتی و رسانه ی در کشورهای غربی به خصوص در سوئد بزند . زیرا پس از خریدن مهره وپس از وصل کردنش به مزدوان وپادوهای به خدمت درآمده وزارت بد نام اطلاعات مقیم کشورهای اسکاندیاوی ودعوت نمودن ازاینان به ایران وپس از دیدار ها وملاقات ها و کاری توجیهی وتبلیغاتی برروی اینان شدن به عنوان مبلغان وجارچیان و بازتاب دهندگان تبلیغات دروغین وارد صحنه می شود و دست سازهای تهیه شده وزارت بد نام اطلاعات رژیم ضد بشری آخوندی علیه ی مجاهدین را به نمایش گذارند. به خصوص در شرایط کنونی که ولی فقیه و سپاه پاسداران عراق را تبدیل به باتاق و لبنان را به سر زمین سوخت مبدل نموده وجنگ داخلی در فلسطین راه انداخته اند و از طرف دیگر بحران هسته ای اش اوج گرفته وتضاد ورقابت های باندی وجناحی نیز بالاگرفته و برجسته شده است . البته که دشمنی با مجاهدیندر مقطع کنونی ناشی از افشاگری مستمر ومستند مجاهدین وشورای ملی مقاومت در مورد پروژه واهداف نظامی و نقش دخالت گری مخرب در عراق می باشد .
از سوی دیگر هنوز طنین مرگ بر دانشجویان متعرض و داد زدن احمدی نژاد عامل تبعیض و نژاد به خاموش نگرائیده است، بلکه این پژواک اعتراض در حال فراگیر شدن است. زیرا که ادامه ی آن در قائمشهر وارومیه و بندر ترکمن و.. در برابر موج سرما وقطع گاز شنیده می شود . همچنین پرونده ی جنایت آمیز نقض حقوق بشرش آنقدر سنگین وننگین شده است که عمالدین باقی مدافع حقوق بشر در چارچوب همین نظام تحمل نشده و به زندان افکنده شده است و بر اثر فشر های وارده گزارش شده که احتمال سکته قلبی اش جدی شده است .
از سوی دیگر خبر قطع کردن 5 دستان راست و 5 پای چپ 5 قربانیاهدان نگون بخت در زاهدان هنوز نگذشته است که خبر تصویری خلق آویز کردن یک کرد ترکیه ای که در سرما از دو پا فلج شده، آنهم با پیکر خونین و شکنجه شده بر روی برانکارد را دژخیمان زندان خوی حلق آویز نمودند . بازتاب این خبر جنایت آمیز ضد انسانی از اذهان انسان های آزاده و آزدیخواه ومدافعان حقوق بشر پاک نشد که سند نوار فیلم جنایت آمیز دیگری در سیستان بلوچستان برروی سایت های خبررسانی رفته است تا که بطور شفاف ماهیت وحشی وبربرمنش رژیم ضد بشری وتاریک اندیش حاکم بر ایران به نمایش گذاشه شود که در ایران چه خبر است و چگونه خران صاحب اقتصاد کلان در ایران شده از طریق دژخیمان وگماشتگان آدمکشان حرفه ای به خدمت گرفته شده با محرومان وتهی دستان رفتار می کنند؟ درصوتی که بنابر قول و وعده ی امام دجال خمینی می بایست اینان حاکمان ایران می شدند ولی اکنون سهم قدرت وثروت به اینان چنین با لگد وتفنگ و فحاشی وتحقیر و حلق آویز وقطع اندام و... تهاجم وحشیانه ی ضد انسانی داده می شود.
همچنین همگان می داند که شرایط کنونی عراق با قبلا از اشغال نظامی آن چگونه می باشد وناامنی کنونی ومانور دادن عوامل وابسته با رژی ضد تروریستی آخوندی در عراق نسبت به گذشته چگونه می باشد؟ سئوال است برای چه پاسداران تروریست حرفه ای در بازداشت در عراق به سر می برند؟ چرا سپاه پاسداران و سپاه قدس در لیست تروریست گذاشته ومورد تحریم از سوی مقامات آمریکائی واقع شده اند؟ از سوی دیگر رابطه ی نوری المالکی نخست وزیر دست نشانده در عراق با ولی فقیه در جماران و سپاه پاسداران چگونه است؟ چرا ولی فقیه هواپمیای مسافری ایبرباس به این مزدور دست نشانده نوری المالکی هدیه کرده است ؟ در مقابل چه از این مهره دست نشانده در مورد مجاهدین مقیم شهر اشرف می خواهد تا که باید اجرا کند؟ در مقابل مردم عراق ونمایندگان واقعی اینان در مورد مجاهدین عراق چگونه فکر می کنند یا نظری دارند؟ مگر یک رقم لیست 5 میلیون و 200 هزار نفری حمایت از مجاهدین اقشار گوناگون عراقی در برابر لیست 32 هزار مزد بگیر افشا و منشتر شده رژیم از سوی مجاهدین در عراق نمی باشد که خود گواه است که رابطه ی مجاهدین با مردم عراق وعوامل اعزامی رژیم تروریستی از تهران به عراق چگونه می باشد؟ مهمتر اینکه اکنون که در عراق نه صدام ، بلکه عوامل آدمکشان حرفه ای وابسته به ولی فقیه و سپاه پاسداران حاکم می باشند . چرا این واقعیت ها از کانال تلوزیونی سوئد پخش نشده اگر مستقل می باشند وخود فروخته نیستند؟!
همینطور اگر رژیم تروریستی خیلی ادعای مخالفت با آمریکا وبوش دارد . اولاً چرا با نمایندگان آمریکا پای میز مذاکره پیرامون امنیت عراق می رود ؟ ضمن اینکه ادامه همین مذاکره وموضوع امنیت عراق اثبات می کند عامل اصلی ناامن عراق رژیم تروریستی آخوندی وولی فقیه و سپاه پاسداران می باشند. دوماً همچنین اکنون روزنامه ی ولی فقیه گزارش کرده است که در خیابان های نیویورک حامیان رژیم تروریستی و یاغی بین المللی مراسم عزاداری ماه محرم بر گزار کردند؟ سوماً چرا آمریکا نام مجاهدین را از لیست گروه وسازمان های تروریستی خارج نکده است؟
البته پاسخ این سئوالات هرگز آنگونه نیست که گزارشگراین روز نامهی ولی فقیه جمهوری اسلای از پخش برنامه تلویزیون سوئدی علیه ی مجاهدین بازتاب داده است . بلکه در پاسخ در تقاضاهای مکرر سران رژیم تروریستی از مقامات آمریکائی از عدم اخراج از لیست گروه و سازمان های تر ور یستی مجاهدین است . به خصوص ههین عنوان خبری مهم می باشد که در همین روزنامه ی وابسته به ولی فقیه ازتاب داده شده است نوبخت : آمريكا به دنبال حاكميت جريان هاي افراطي در ايران است . البته این نوبخت نزدیک به رفسنجانی است که این افشاگری رابه این خاطر کرده است که به دلیل فضای خفقان ساختگی ضد بوش و دشمنی با آمریکا که در ایران حاکم شده می باشد که پس از سخنرانی ضد بوش و آمریکا ولی فقیه در استان یزد است که به وجود آمده است . جالب است که درست در زمان نامنویسی نامزدان وداوطلبان برای شرکت در نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم این سخنرانی سفارشی از سوی ولی فقیه در یزد ایراد شد که اکنون نوبخت واعضای حزب اعتدال وتوسعه که موازی با حزب کارگزاران است مجبور شند در این نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نامنویسی نکنند که اتفاقاً این تاکتیک فشار حذف رقیب از صحنه نظر نوبخت می تواند درست باشد . چونکه سخنرانی بوش در دفاع وحمایت از اصلاح طلبانقبل سفر بوش به منطقه بهانه ی مناسب به ولی فقیه در استان یزد داد تا فشار گاز انبری بر روی رقیب دوم خردادی و رفسنجانی وخاتمی را افزایش یابد . ضمن اینکه فراموش نشود ولی فقیه در یزد تأکید کرده بود که قرار نیست برای همیشه ما رابطه با آمریکا نداشته باشیم . بهر حال سخنرانی بوش بهانه ی لازم برای تهدید دوم خردادی ها بود تا که عنوان همگام بودن دوم خردادی ها با بوش و دشمن آمریکا شروع شود . البته پس از سخنرانی ولی فقیه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری تهاجم گسترده ی خود با زدن اتهام به دوم خردادی ها را دنبال و تعقیب کرد تااینکه مهره های مهم وسرشناس اینان مجبور شوند در خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نامنویسی نکنند. یااینکه آنانی که نامنویسی کرده اند از سوی شورای نگهبان خیلی آسان رد صلاحیت شوند . البته این آهنگ ا تهاجم واتهام همکاری با دشمن بوش و آمریا را سربازجو پاسدار شریعتمداری در یادداشت ها روز کیهان سناریو وپرونده ساز و اخبارویژه هرروز شتاب بیشتری داده است . بایداحتمال داد که می تواندحاصل فعالیت و رهنمودهای منتقل شده لابی های مقیم آمریکا باشد.
بنابراینقابل فهم است که در این شرایط بحران وخطری کاملاً مشخص می باشد دشمناصلی مجاهدین فراموش نخواهند شد . و می بایست که امثال سرباجو پاسدار حسین شریعتمداری فعال شوند . زیرا که نیاز به تهیه اینگونه تبلیغات لورفته ونخ نما شده و تکراری نمایش فیلم های ساختگی و انحرافی علیه ی مجاهدین دارند تا پس از تهیه تنظیم وآماده شدن فیلم های تبلیغاتی علیه ی مجاهدین در ایران از سوی یک کانال در تلویزیون سوئداز طریق مزدورن ومأموران اعزامی ومهر های خریداری شده پخش گردد . حال بماند که برای مجریان تلویزیونی سوئدی که با دستگاه تبلیغاتی رژیم رکوردار نقض حقوق بشر در جهان همگام شده اند ننگی تاریخی می باشد که هرگز با هیچ رنگی پاک شدنی نمی باشد . اما ازسوی دیگر پخش اینگونه فیلم های ساختگی بیان واقعیتی باشد که رژیمی که داعیه ی ثبات سیاسی و امپراتوری بزرگ قدرت منطقه دارد ودر تلاش گسترده برای دستریسی به سلاح هسته ای می باشد . همچنین ادعای مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا وبوش را دارد . ولی چگونه دربرابر سازمان قربانی مخالفش آنگونه ناتوان و زبون وزمین گیر شده است که محتاح تهیه وپخش اینگونه شوهای کمدی تلویزیونی از سوی مزدوران ومأموران اعزامی ومهره های خریداری شده اش در یک کانال تلویزیونی در سوئد علیه ی مجاهدین دارد تا ک روزنامه ی جمهوری اسلامی ولی فقیه هم بتواند اینگونه ذوق زده شود و آن را با آب وتاب بازتا ب دهد تا رسوائی بزرگتری برای خود وارباب جماران نشینش به ارمغان آورد.
هوشنگ – بهداد

روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه 25 دیماه سال 1386
پخش جنايات مجاهدين خلق از تلويزيون سوئد
شبكه يك تلويزيون سراسري سوئد نخستين برنامه و گزارش مستند خود را در سال جاري ميلادي به موضوع ايران و آمريكا و جنايات و خيانت منافقين در ايران اختصاص داد. تلويزيون سوئد در اين گزارش يك ساعته گوشه هايي از خيانت منافقين در زمان جنگ صدام عليه ايران و جاسوسي درباره فعاليت هاي صلح آميز هسته اي را به نمايش گذاشت . اين شبكه تلويزيوني در برنامه خود با پخش تصاويري از قربانيان جنايات منافقين در سال هاي آغازين انقلاب اسلامي مصاحبه گزارشگر خود با تعدادي از خانواده هاي قربانيان اين حوادث را پخش كرد. تلويزيون سوئد در گزارش مستند خود با نشان دادن برخي تجهيزات منافقين در عراق اعلام كرد اين تجهيزات از سوي صدام در اختيار منافقين قرار گرفت تا از آن عليه هموطنان خود در جنگ صدام عليه ايران استفاده كنند. اين تلويزيون در گزارش خود افزود : گروه تروريستي منافقين بخشي از نيروهاي نظامي صدام بودند كه عليه هموطنان خود جنگيدند. در گزارش مستند شبكه تلويزيوني سوئد نيكلاس برنز معاون وزير امور خارجه آمريكا در پاسخ به اين پرسش كه آيا آمريكا از اين گروه به عنوان جاسوس در عراق استفاده مي كند گفت : مايل به پاسخ به اين پرسش نيستم ولي موضع ما در برابر آنها تغيير نكرده است . در اين گزارش يكي از سران منافقين با اعتراف به جاسوسي براي آمريكا گفت : ما اطلاعات محرمانه بسيار گرانبهايي در اختيار آمريكايي ها قرار مي دهيم تا باعث حفاظت از جان سربازان آمريكايي در عراق شود.
نوبخت : آمريكا به دنبال حاكميت جريان هاي افراطي در ايران است

« محمد باقر نوبخت » دبير كل حزب اعتدال و توسعه تاكيد كرد : آمريكا به دنبال حاكميت جريان هاي تند و افراطي در جمهوري اسلامي ايران است . در خصوص برخي اظهارات درباره حضور ناظران بين المللي در انتخابات ايران با اعتراض به اين اظهارات گفت : مجامع بين المللي همان حقوق بين المللي ايران در استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي را بپذيرند براي ما كافي است و ديگر نيازي به دخالت آنها در انتخابات ايران نيست . وي درباره اظهارات اخير رييس جمهوري آمريكا درباره حمايت از اصلاح طلبان در ايران گفت : همان مقدار كه آمريكا به حقوق بشر در جهان پايبند است براي همه جهان كافي است و آمريكايي ها ديگر به خود زحمت ندهند كه از جريان هاي اصلاح طلبي در جهان دفاع كنند. دبيركل حزب اعتدال و توسعه اين اظهارات مسئولان آمريكايي را ويتريني براي خوب جلوه دادن خود دانست . « جرج بوش » رييس جمهوري آمريكا پيش از آغاز سفر خود به منطقه اعلام كرد كه از جريان هاي اصلاح طلبي از بيروت تا تهران حمايت مي كند
نقد وبرسی " بازي دو سر باخت (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 24 دیماه سال 1386
"از سوی باند فشار،تهدید ها و سناریو وپرونده سازی های رقیب دوم خردادی ها قبل از اعلام رد صلاحیت ها کلید خورده است."
ایرانیانی زیادی در ایالت متحده ی آمریکا زندگی می کنند که اکثریت آنان در ایالت کالیفرنیا به خصوص لوس آنجلس مقیم می باشند و یا اقامت دارند . قبلاً اینگونه بود که به دلیل رابطه ی تنگاتنگی که پس از کودتای ننگین 28 مرداده ماه سال میان شاه و آمریکا به وجود آمده بود چونکه پس از این کودتا آمریکا جای پیر استعمار کهن انگلیس در ایران را گرفت واز شاه وسیاست های سرکوبگرایانه اش در ایران دفاع میشد . همچنین از نقش ژاندارم منطقه بودن شاه در راستای حفظ منافع آمریکا دفاع و پشتیبانی می شد. بنابراین پس از فرو پاشی سیستم پادشاهی در بهمن ماه سال 1357 حامیان نظام گذشته اکثرا به آمریکا گریختند . ولی اخیراً چون شرایط بازگشت این گریختگان به آمریکا و وابستگان سیستم گذشته به ایران باز شده است . برای اینکه می روند واملاک ودارائی های مصادره شده ی خودشان را پس می گیرند . بنابراین دیدگاه و نظرات شان نیز نسبت به رژیم جنایتکار به خاطر دفاع از منافع خودشان تغییر کرده است و خلاصه منافع مشترک شان در هم گره دیگرخورده است . پس از این منظر است که با یار گیری که دستگاه اطلاعاتی و تبلغات رژیم تروریستی آخوندی از درون حامیان گذشته کرده است و از طر دیگر با اعزام مأموران اطلاعاتی – امنیتی به عنوان کار شناس و روزنامه نگار و... به آمریکاو همچنین با بهره گیری از چپ های خود فروخته ی توده ای – اکثریتی و تروتسکیست های مقیم آمریکا وچپ های آمریکائی ضد جنگ ومخالف تحریم اقتصادی ، معجونی از ترکیب تلفیق اینان به عنوان لابی های قوی مقیم آمریکا برای رژیم ضد بشری در آمریکا ساخته وپرداخته و آماده و شکل گرفته شده است که مدافع راهبردی سیاست واهداف رژیم تروریستی آخوندی در آمریکا می باشند . لذا در همین راستا می باشد که سکوی پرش و تبلیغاتی مناسبی در مطبوعات آمریکائی به خصوص لوس آنجس تایمز برای رژیم تروریستی آخوندی به وجود آمده است که با شیوه دوبله خوری توبره و آخور از این شیوه ی قلمزنی لابی های فعال مقیم آمریکا وبه ویژه لوس آنجلس استفاده می شود . یعنی اینکه ابتدا مطالب و سفارش ارسالی به زبان انگلیسی برای مخاطبین آمریکا ئی در مطبوعات آمریکا بازتاب داده می شود، سپس از طریق برگردان وترجمان وارسال شان برای درج در مطبوعات و قلمزنان حرفه ای – اطلاعاتی – امنیتی – پاسداری وابسته به نظام به عنوان جماق علیه ی سیاست بوش و آمریکا و پشتوانه ی تبلیغی رژیم ضد بشری قرون وسطائی مورد استفاده واقع می شوند. بنابراین بی جهت نیست که مدام ترجمه شده ی اینگونه مقالات سفارشی در یادداشت روز های سرباز جو پاسدار یادداشت روز نویس به عنوان فاکت وسند مورد بهره وری علیه ی بوش ورقبای داخلی دوم خردادی قرار می گیرد و اینان متهم به نفوذی های دشمن و ستون پنجم دشمن می شوند به ویژه اینکه بازتاب و نقل قول کردن موضعگیری ها به نقل از مطبوعات آمریکائی مرتبط با جنگ ونزاع ورقابت وتضاد قدرت و خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم می باشد که بهترین اهرم وچماق تبلیغاتی – انتخاباتی علیه ی رقیب دوم خردادی ودفاع از پروژه ی هسته ای وجنگ افروزی باندهای مافیائی حاکم می باشد. برای اینکه اگر سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس حسین شریعتمداری فراموش کرده است که چگونه شورای نگهبان 30 % آرای حوزه ی انتخابیه ی برگزاری خیمه شب بازی نمایش مجلس ششم در تهران وچند حوزه ی اتتخابیه دیگر همچون عجب شیر را باطل و منحل اعلام کرد. البته باطل کردن آرای انتخاباتی که در عجب شیر مراغه و منطقه ی بویر احمدی منجر به درگیری قهرآمیز در این نقاط شد. بالاخره باطل کردن آرا موجب جابجائی برخی نمایندگان و مهره ها شد . از جمله در تهران مانع از حضور 3 نماینده ی ملی مذهبی لیست 30 نفره نمایندکگان تهران در مجلس شش شد و اسامی اینان از لیست قلم خورد وحذف شدند ودر عوض نمایندگان رقیب وابسته به ولی فقیه همچون غلامعلی حداد عادل از روی نیمکت ذخیر ها راهی مجلس شدند . اکنون که بر اساس آن تجربه وسپس انتقاداتی که آخوند کروبی و رفسنجانی و مصطفی معین نامزدان ریاست جمهوری دوره نهم به شیوه ی برگزاری این انتخابات کردند و به وحضوراعضای بسیج و سپاه پاسداران در پای صندوق های و تقلبات انجام شده اعتراض داشتند . گر چه گوش بدهکاری برای شنیدن و رسیدگی به این شکایات یافت نشد. ولی اکنون رهبر نهضت آزدی مخالف قانونی رژیم، تقاضای حضور ناظران سازمان ملل در پای صندوق های آرای انتخابات در زمان برگزاری نمایش انتخابات مجلس هشتم شده است . و لی از سوی سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه دراز شده و برایش پرونده وسناریو سازی شده است :
"هدف چه بود؟ آيا امثال نهضت آزادي و ولي نعمتان آنها در آن سوي آب ها به اندازه لس آنجلس تايمز نمي دانستند ايران چنان قدرتمند و متنفذ است كه بازكردن پاي بيگانگان به انتخابات عملاً به طنز و مطايبه مي ماند؟ پس طراحان پروژه و نيروهاي ميداني توجيه شده آنان دنبال كدام مقصود بودند؟ درباره اين پرسش ها، براساس تجربه انتخابات متعدد قبلي بايد گفت قدرت هاي معارض جمهوري اسلامي و مهره هاي ميداني آنها معمولا چند طراحي مرحله اي يا موازي را براي انتخابات انجام مي دهند. 1-سياه نماياندن اصل انتخابات و از اعتبار انداختن اصل اين گوهر ارزشمند نزد مردم. هدف اصلي همواره اين بوده كه بتوان مردم را به تحريم واداشت و در دنيا اعلام كرد جمهوري اسلامي، پايگاه ملي خود را از دست داده است. 2- اگرچه معمولاً حربه سياه نمايي به نتيجه «تحريم» نينجاميده اما بي اعتبار و مغشوش نشان دادن عملكرد مجريان و ناظران انتخابات شايد بتواند براي نامزدهاي جريان معارضه يا نامزدهايي كه مي توانند پلي براي جريان معارضه و اپوزيسيون قرار گيرند، ابزار مظلوم نمايي و جمع آوري رأي باشد. پيش فرض طراحي دوم اين است كه به رغم تبليغات سياه عليه جمهوري اسلامي، انتخابات در جمهوري اسلامي آزاد است و مي توان در اين انتخابات آزاد، منافذي براي رخنه و نفوذ جست. 3- احتمال متشنج كردن انتخابات و ايجاد آشوب و قطب بندي - مانند كاري كه در برخي كشورهاي اروپاي شرقي و آسياي ميانه شد- در ايران ضعيف است اما به هرحال بهتر از نااميدي و دست روي دست گذاشتن است. پس بايد جرياني را به عنوان «نامزد مورد حمايت آمريكا و اروپا» مطرح كرد و در آب نمك خواباند. 4- زمزمه و تبليغ بر سر نظارت بيگانگان بر انتخابات، اگرچه امكان پذير نيست اما شايد بتواند با افزايش فشار بر جمهوري اسلامي، منجر به كوتاه آمدن و وادادگي در موضوع نظارت بر سر صلاحيت نامزدها و رخنه عوامل نفوذي در عرصه انتخابات در مقطعي شود كه صلاحيت نامزدها در دست بررسي است. مجموعه اين فرض ها و اميدها سرانجام به «اعلام حمايت رسمي آمريكا از تندروهاي مدعي اصلاحات» و «پيشنهادهاي نظارت خارجي بر انتخابات» منجر شد. در اين ميان با توجه به اينكه حتي در درون جبهه اصلاحات از اين جبهه تحت عنوان «كشتي نوح كه همه نوع موجودي در آن حضور دارند» ياد مي شود، توقع اين بود كه اصلاح طلبان واقعي يعني كساني كه دل در گرو كشور، ملت، اسلام و انقلاب دارند، از تحت الحمايگي آمريكا و از خيانت آشكار گروهك نهضت آزادي برائت جويند. حتي اگر در برخي نيروهاي آن جبهه غيرت ملي و ديني را هم نمي شد سراغ گرفت، توقع اين بود كه به خاطر مصلحت انتخاباتي به مرزبندي تاكتيكي و موقتي همت گمارند. همين طور هم شد و هر دو طيف اخير شروع به تخطئه سخنان بوش و پيشنهاد نهضت آزادي پرداختند و از جمله كساني چون موسوي لاري و مرتضي حاجي به عنوان مسئولان «ستاد ائتلاف اصلاح طلبان» اعلام كردند «پيشنهاد نهضت آزادي توهين به ملت ايران است و با توجه به سازوكارهاي قانوني موجود براي برگزاري انتخابات سالم، نياز به ناظر خارجي نيست» يا «مجموعه جبهه اصلاح طلبان نياز به حمايت بوش ندارند و اتكاي ما به آراي مردم است» يا محمدرضا عارف در واكنش به اظهارات تند تاج زاده گفت «او وكيل و قيم اصلاح طلبان نيست»."
البته جائی که نکاشته باشد سر بازجو پاسدار یادداشت روز نویس حسین شریعتمداری مشغول درو کردن می باشد وای به حال زمانی که بهانه هم داشته باشدکه اکنون سخنرای بوش به عنوان حمایت از اصلاح طلبان واطلاعیه نهت آزادی برای تقاضای حضور بازرسان وناظران سازمان ملل در ومان بر گزاری خیمه شب بازی نمایش انتخابات مجلس هشتم دوبهانه ی مهم است در دسترس می باشد . لذا مشخص است که همچون ملای از گرده خر افتاده و گردو جسته واز ذوق مشغول شکستن گردو می باشد اینگونه با دم خودش علیه رقیب دوم خردادیها اینان را کتک زده است :
"از نگاه هر ناظر منصف و بي طرفي، چنين تحليلي بازي دوسر خسران و زيان براي فعالان صاحب وجدان و عزت در جبهه التقاطي اصلاحات است. اينكه مرزبندي با كساني كه نويسنده تحليل لااقل به «تندروي» مشي آنها اقرار دارد، تهديد و عملي منفي تلقي شود، يك انحطاط سياسي و اعتقادي است و استفاده از فشار خارجي براي چانه زني و امتيازگيري در داخل، انحطاطي ديگر. با اين تلقي بايد به كساني نظير آقايان كروبي و محتشمي و برخي چهره هاي متدين مجمع روحانيون حق داد كه با همه اختلاف نظرهاي جدي سياسي با جبهه موصوف به اصولگرايان، تنها تدبير موجود براي حفظ آبرو و اعتقاد و ايمان خويش را در جدا كردن حساب خود از جبهه شترمرغي مذكور ديدند؛ كه اساساً نه با موازين شرع، نه با ملاك هاي وجدان و انصاف و انسانيت، و نه با عقلانيت و مصالح حزبي و سياسي، چنان الفت و ائتلاف هاي گله گشادي نمي تواند پديد آيد مگر با تغيير ماهيت يكي از طرفين الفت و ائتلاف. "
در خاتمه اینکه هماگونه که در نقد ها وبررسی های گذشته گوشزد شده بود که در دو ماه باقیمانده زمان به برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم مسئولیت ووظایف سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری بسیار سنگین وشلوغ است وروزهای بسیار پر کاری برایش خواهد بود . به خصوص تا زمانیکه هنوز رد صلاحیت نامزدان وداوطلبین نامنویسی شده مشخص نشده است این وظیفه بسیار سنگین تر می باشد . یرا ی اینکه می بایست برای نامزدان نامنویسی کرده ی جناح رقیب سناریو وپرونده سازی تهیه و آماده کند تا ممیز گرایان درگیر رد صلاحیت کننده با دستان باز تر وخیالی آسوده تر دست به رد صلاحیت بزنند. به خصوص اینکه ممیزگران وزارت کشور و شورای نگهبان جزو باند همکاران خودش نیز می باشند.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 24 دیماه سال 1386
نقد وبررسی " خاورميانه ; تحولاتي كه در راه است" خبراز روزنامه های جمهوری اسلامي د وشنبه 24 دیماه سال 1386
"مخالفت با سفر بوش به منطقه، ناشی از وحشت تشکیل دولت مستقل فلسطینن و پایان دادن به صدور تروریسم وبنیادگرائی در منطقه است"
جملات ابتدای سرمقاله نویس که مرتبط به بازتاب سفر بوش به خاورمیانه می باشد که اکنون ایشان در کشورهای حوزه ی خلیج فارس می باشد . عجیب است با اینکه تأکید وتکرار می شود که این سفر بوش از قبل شکست خورده است . ولی معلوم نیست که پس چرا در مورد سفرشکست خورده و غیر مفید ومؤثر و بی ارزش معرفی شده اینقدر حساسیت نشان داده می شود و پیرامونش خبر سانی و قلمفرسائی می شود وتحلیل ها وتفسیرهای گوناگون ارائه می گردد ؟ بهر حال اینگونه واکنش غیر منطقی وارونه نسبت به سفر بوش نشان دان که دقیقاً نان از مهم بودن سفر ووترس ووحشت از عواقب سفر بوش به منطقه است که بطور وارونه فرافکنی می شود و دشمنی هیستریک با بوش می شود . می توان گفت که اینگونه رفتار و حرکات و حتی دعوت کردن همزمان محمد البرادعی به تهران ونامه و عریضه نویسی پاسدار غلام سپاه پاسدار و گماشته ی ولی فقیه به سران 6 کشور شورای همآهنگی خلیج فارس مبنی بر تشکر از دعوت خود خواده ی وی ر اجلاس دوح واعلام آمادگی کردن برای اقدام کردن پیشنهادات ارائه شده در اجلاس دوحه که از سوی این پاسدار مطرح شده بود ولی در مقابلبرخورد تحقیر آمیز با این پاسدار داشتند . تداعی کننده روباه وشاهد گرفتن دمش و داستان ملای خروس دزد و دادگاه است که قاضی خطاب به ملای خروس دزد که دمخروس دزدیده شده از زیر عبایش بیرون زده بود ولی قسم حضرت عباس می خورد که خروس دزدی نکرده است .ولی قاضی به ملای دزد گفته بود قسم حضرت عباس ترا قبول کنم ، یا اینکه دم خروس از زیر عبا بیرون زده شده ات را باورم کنم. یعنی اینکه با ادعای مضحک و نقل قولی که اینگونه سرمقاله نویس در مورد سفر بوش به منطقه کرده است
"همانطور كه پيش بيني ميشد بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا در سفر به خاورميانه عربي برگهاي سياه ديگري بر پرونده خود افزود. شايد دقيق ترين جمله را در اين زمينه سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفته باشد كه سفر بوش به منطقه را « لكه اي سياه و ابدي در تاريخ منطقه و امت اسلامي » ناميد. "
اکنون اگر همانگونه که تو ضیح داده شد چنانچه سفر بوش شکست خورده است و حاصل و بازده این سفر برگ های سیاه دیگر بر پرونده بوش می باشد . گذشته از اینکه چرا به پرونده ی ننگین نقض حقوق بشر رژیم تروریستی آخوندی اشاره نشده است . به خصوص در شرایطی که هر روز اخبار بیشتری از جنایات واعمال ضر بشری دست وپا قطع کردن نگون بختان ومحرومان دست پروردگان رژیم قرون وسطائی و ضدبشری آخوندی در زاهدان واستان فقیر و محروم سیستان وبلوچستان گزارش شده ااست. همچنین یک قربانی کرد ترکیه ای که در اثر سرگردان بودن در سرما دو پایش فلج شده بود و به خانه ی اهالی روستا برای کمک ودرمان رجوع می کند . ولی دستگیرو پس از شکنجه با پیکر خون آلود ش برروی برانکارد از سوی دژخیمان در زندان خوی در استان آذربایجان غربی حلق آویز شده است . انون با داشتن اینگونه اسناد جنایات ضد بشری ادعا از پرونده ی سیاه بوش کردن نمایانگر گفتن دیگ به دیگ رویت سیاه باد می باشد .بدتر اینکه بر خلاف گذشته که چپ و راست ادعا می شد که سران رژیم بربرمنش وتاریک اندیش وجنگ افروز حاکم بر ایران و رهبر جماران نشین وبه خصوص سپاه پاسداران که مبتکر ومجری راه اندازی جنگ 33 روه حزب الله لبنان با اسرائیل بود . در راهاندازی این جنگ 33 دخالت ندارد و فقط مایت معنوی از حزب اله می کنند . ولی مدتی است که بطور آشکارا نه ازشیخ حسن نصرالله رهبر حزب لالله لبنان دفاع علنی می شود ، بلکه در ارسال نامه و پیام ولی فقیه به حجاع و مبارزه برائت از مشرکیندر مکه عملاً از شیخ حسن نصراله وجنگ 33 روزه حزب الله علیه ی آمریکا و اسرائیل دفاع و تبلیغ می شود و به راه اندازی جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل افتخار می شود . همچنین این روزها با بسیج کردن حماس به تظاهرات علیه ی سفر بوش به خاورمیانه و روی صححنه آوردن شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان برای تهدید کردن اسرائیل و آمریکای شکست خورده هشدار داده می شود که امکان جنگ مشابه 33 روزه در لبنان وفلسطین امکان تکرارش می باشد . بنابراین اکنون نیزبوضوح این رابطه و برنامه ریزی و هدایت گری حماس و به خصوص شیخ حسن نصرالله و حزب الله لبنان از سوی ولی فقیه وسپاه پاسداران بیشتر به نمایش گذاشته شده است و همانگونه که سر مقاله نویس ثقل قول کرده است از موضع گیری شیخ حسن نصرالله به عنوان اهرم فشار در برابر سفر بوش استفاده شده است تا بهرگونه شک وابهام وانکار وتکذیب کردن عدم رابطه وهدایت شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان از سوی رهبر ولی فقیه جماران وسپاه پاسداران خاتمه داده شودو این آدری غلط دادن ها از بین برود . زیرا که حماس و حزب الله ابزاری در دست ولی فقیه وسپاه پاسداران برای انتقال بحران ها و صدور تروریسم وبنیادگرائی به منطقه و عامل تنش وفشار برای بحران سازی در لبنان وسنگ اندازی برای برگزیده شدن رئیس جمهوردر لبنان می باشد . البته در این مورد سوریه باج ومفتخور نیز هم پیمان رژیم تروریستی آخوندی در لبنان می باشد. البته همه مشکل وناراحتی سرمقله نویس که بازتاب دهنده نکته نطرات رهبر ولی فقیه وحشت از استقرار صلح و تشکیل دولت مستقل فلسطین می باشد . از سوی دیگرنگرانی عمیق از عدم ترک نظامیان آمریکائی از عراق می باشد . زیرا که می داند استقرار نظامیان آمریکائی در عراق در نهایت منجربعه قطع شدن دستان اختاپوسی تروریست ها و اعزام عوامل تروریستی و پاسدار های اطلاعاتی رژیم آخوندی در عراق است و بالاخره راه به بر کناری نخست وزیر دست نشانده نوری المالکی در عراق خواهد شد که این دست نشانده ی ولی فقیه و سپاه پاسداران ودولت سوریه در عراق مشوق ومحرک اصلی تقویت کننده ی عملیات تروریستی شبه نظامیان سپاه بدر و نفوذی های رژیم بربرمنش وتاریک اندیش آخوندیدر دولت عراق و حضور سپاه پاسداران به خصوص سپاه قدس در عراق برای پیشبرد اهداف مشخص در عراق اس که از جمله شامل پیگیری پروژه ی هسته ای می باشد که در بستر باج گیری و تحمیل خخود به عنوان نماینده و سخنگوی مردم ودولت عراق در پای میز مذاکره با آمریکابرای پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . البته با تشکیل دولت مستقل فلسطین وبرکنار نوری المالکی و انتخاب رئیس جمهور لبنان . خیلی زود بنیان سکوی پرش و مروج و مبلغ تروریسم وبنیاد گرائی در منطقه ی خاورمیانه سست وتخریب می شود و چراغش رو به خاموشی خواهد گذاشت . بنابراین تأکید می شود که همه ی نگرانی سرمقاله نویس از بازتاب سفربوش به منطقه و مخالفت با این سفر و دشمنی با هر گونه مذاکره ی صلح خاورمیانه کردن وبا شک تمساح ریختن برای مرد م عراق و تأکید بر خروج نظامیان آمریکائ ی از عراق کردن ومدافع سینه چاک ونماینده ی ویژه ی مردم فلسطین ولبنان شدن و از حماس و شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله دفاع و پشتیبانی کردن و بانادیده گرفتن پرونده ی جنایات نقض حقوق بشر رژیم تروریستی آخوندی ، پرونده ی نقض حقوق بشر واعمال بوش و آمریکا باز کردن در راستای همان اهداف یاد شده می باشد.
هوشگ - بهداد
دو شنبه 24 دیماه سال 1386
نقد وبررسی "عوامل موثر مشاركت در انتخابات " روزنامه ی جمهوری سلامی یکشنه دیماه23 سال 1386
"ولی فقیه با اعتراف امتحان الهی، بطور آشکارا پذیرفته است که مسئول شرایط کنونی در 3 دهه گذشته بوده است "
چون مدعیان خدا بر روی زمین که نماینده شان مقیم سنگر گرفته در پشت منقل جماران در تهران است . اکنون پس از 3 دهه قدرت وحکومت مدعی الهی بدجوری در زمینه ی زیاده روی در عوامفریبی کردن و از دین هزینه کردن در 3 دهه ی گذشته به ورشکستی و افلاس و روعن سوزی ته کشی از سوء استفاده از دین ومذهب افتاده و مجبور شده است تا که مایه خوری کند. یعنی اینکه بدون در نظر گرفتن فاصله عمیق فقر و بیکاری و اعتیاد و... شکاف گسترده ی طبقاتی به دو قطب اقلیت 20 % و اکثریتی 80 % درجامعه که تقسیم شده است که نتیجه ی عملکرد نمایندگان قلابی ودروغین خدا در 3 دهه گذشته در ایران زمین بوده است . اکنون در روند برپائی نمایشات آزمون های الهی رهبر ولی فقیه ناخواسته اعتراف به پذیرش مسئولیت خود در شرایط حاکم کنونی بر ایران کرده است . البته با اقرار و از موضع اعتراف ناخواسته ناچاربه اعتراف شده است . جالب است که اکنون سرمقاله نویس از ولی فقیه نقل قول کرده است که وی خود را نماینده خدا معرفی کرده و اذعان نموده است که این برای دومین بار است که رقابت برگزاری خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم به نام امتحان الهی بر گزار می شود و افزوده یک بار توسط خود بنیانگذار نظام خمینی این عنوان امتحان الهی بیان شد واکنون نوبت جانشین وی می باشد که همان امتحان الهی تکرار شود . یعنی اینکه بطور دربست عامل ومسئول شرایط کنونی حاکم بر ایران همان خمینی وجانشین و عبورکردگان از آزمون الهی از خمینی گرفته تا و خامنه ای می باشند که با این اعتراف آشکار دیگر جای هیچگونه انکار وتکذیب کردن باقی نمی ماند تا که با پاک کردن صورت مسئله شیادانه عامل شکست وبدبختی و مصیبت های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و... حاکم بر ایران به دشمنان وبیگانگان نظام نسبت داده شود . برای اینکه مسبب اصلی نماینده ی خدا در جماران و آزمون شدگان نمایشات بر گزارشده در 3 دهه گذشته می باشند که بر این حقیقت اعتراف و تأکید نیز شده است که باید گفت محصول کنونی نتیجه ی آزمون وامتحانات الهی بوده است که از سوی نماینده وناظر زمینی اش در 3 دهه گذشته بر گزار شده است وهمانگونه که اشاره شد حاصل آن همین شرایط کنونی حاکم بر ایران است که همگان در جریان می باشند که نیاز به توضیح ریز آن نمی باشد . حال سرمقاله نویس با این نقل قول کردن بقول خودش برای گرم کردن تنور داغ رقابت وتبلیغات خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم پسوند وپیشوند برایش مشخص نموده و گفته که مسئولان و ناظران رسیدگی تأئید صلاحیت یا شیوه تبلیغات از سوی رسانه ها آنگونه باشد که شامل بداخلاقی تبلیغاتی و سیاسی و تقلباتی نشود . زیراکه طبق ادعای ولی فقیه این دومین آزمون لهی می باشد که همه ی مسئولین می بایست در این آزمون الهی سر فراز بیرون آیند . یعنی اینکه دست به توزیع شب نامه افشاگرانه علیه ی غارتگران مشهور ومنفور وبد نام زده نشود. امکانات تبلیغات دولتی انحصاری وباندی نباشد . یااینکه برخی نامزدان وابسته به دارو داسته ی قیب از جمله رفسنجانی رد صلاحیت نشوند . زیراکه اگرچنانچه این توصیه ها رعایت نشود تنور خیمه شب بازی انتخابت مجلس هشتم نمی تواند گرم وداغ باشد. در آنصورت مشروعت تراشی برای رژیم بربر منش وتاریک اندیش ضدبشری آخوندی بسیار مشکل می شود . مهمتراینکه آنگاه در این آزمون الهی خوانده شده به دلیل یخ زدگی و سردی تنور انتخابات امکان پذیر نیست تا که بتوان ارقام آرزوی شده ی ولی فقیه با تقلبات گسترده ی آرا سازی حاصل شود. بهرحال جالب است که سرمقاله نویس امتحان الهی را دو طرفه دانسته است که اینگونه شامل حال مسئولان ومردمشرکت کننده به عنوان سیاهی لشکر می شود:
"انتخابات هم براي مردم امتحان است و هم براي مسئولان . آنچه به مردم مربوط مي شود دو بخش دارد يكي حضور سالم و صادقانه احزاب و فعالان سياسي و داوطلبان نمايندگي و طرفداران آنها در كليه اقداماتي كه در طول دوران انتخابات اعم از تبليغات و وعده دادن ها و اظهارنظرها بعمل مي آورند و ديگري احساس وظيفه مردم براي حضور پرشور در پاي صندوق هاي راي كه حمايت عملي از نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي انقلاب اسلامي است . همانگونه كه مردم بايد داوطلبان و احزاب را با آرا خود در ورود به مجلس حمايت نمايند و البته با دقت و درايت لازم افراد شايسته اي را انتخاب كنند كه ورودشان به مجلس منشا اثر باشد خود داوطلبان و احزاب نيز بايد همين دقت را اعمال نمايند و اصراري بر ورود افرادي كه شايستگي ها و كارآمدي لازم را ندارند نداشته باشند. مجلس جاي قانونگذاري و نظارت بر عملكردهاست و در چنين جائي فقط بايد شايسته ترين ها حضور يابند. علاوه بر اين انتخابات براي مجريان آن نيز يك امتحان است . بررسي صلاحيت داوطلبان چه توسط هيئت هاي اجرائي و چه توسط شوراي نگهبان يكي از مراحل اين امتحان است كه مسئولان مربوطه بايد از آن با سربلندي بيرون بيايند"
البته سرمقاله نویس در دنباله ی مقالهی خود افزوده است که اگر چنانچه طرفین مخاطب امتحان الهی با همدیگر تلاش نکنند که از پس آزمون الهی موفق و سر بلند بیرون برآیند . لاجرم تنور خیمه شب بازی انتخابات نمایشی فرمایشی انتصابی هم نمی تواند گرم وداغ شود و به خاموشی می گرید. بنابراین باشد برگزاری امتحان الهی و شرکت در آن آنگونه باشد که دشمن سوز باشد . لذا باز هم سرمقاله نویس برای گرم تر شدن بازار تبلیغاتی – انتخاباتی به مسئولین بر گزار کننده ی انتخاباتی و رسانه های تبلیغاتی اینگونه رهنمود های گرم کننده تنور انتخاباتی توصیه کرده که تأکید کردهمی بایست توجه کنند:
"بي طرفي مسئولان دولتي عامل مهم ديگري است كه مي تواند در گرم تر شدن تنور انتخابات موثر باشد . تعبير دولت در اينجا به معناي فقط دستگاه اجرائي نيست . همه كساني كه به نحوي در مصدر قدرت هستند و امكاناتي را در اختيار دارند بايد از اعمال قدرت و استفاده از امكانات نظام و بيت المال براي حمايت از افراد مورد نظر خود پرهيز نمايند. با اين روش است كه ميتوان انتخابات را كاملا عادلانه برگزار كرد و مردم را كه هميشه تشنه عدالت هستند به حضور پرشور در صحنه تشويق نمود. 3 ـ بي طرفي تبليغاتي نيز يكي از عوامل مهم در تشويق مردم به حضور در صحنه انتخابات و گرم كردن تنور انتخابات است . امكانات و ابزارهاي تبليغاتي دو بخش دارند يك بخش مربوط به بخش خصوصي است و بخش ديگر در اختيار نظام است . در عين حال كه هر دو بخش بايد تابع قانون باشند طبيعي است كه رسانه هاي متعلق به بخش خصوصي در حمايت از افراد مورد نظر خودشان آزادند ولي رسانه ملي به دليل آنكه به همه مردم تعلق دارد بايد كاملا بي طرف عمل كند و كار خود را روي تشويق مردم به حضور در پاي صندوق هاي راي متمركز نمايد. "
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس بدون آنکه کوچکترین نظری در مورد حق پایمال شده ی آنانی دهد که چرا نمی اینن توانند نامزد وداو طلب انتخابات امتحان الهی شوند ؟ یاا ینکه تکلیف آنانی که نامنویسی کرده اند وی اگر چنانچه به خاطر رقابت وجنگ ونزاع وسگ دعوهای جنگ قدرت وثروت باندی وجناحی از سوی زارت کشور وشرای نگهبان رد صلاحیت شدند چه می شود ؟ ولی در عوض ایشان تأکید بسیار برای گرم کردن هرچه بیشتر برگزار نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی مجلس هشتم را کرده است که توصیه کرده و گفته است که می بایست همه ی مسئولین و شرکت کنندگان سیاهی لشکر در امتحان الهی شرکت کنند واز بداخلاقی های انتخاباتی - تبلیغاتی – تقلباتی – اتهام زنی ها پرهیز کنند تا پس از بیرون آمدن از پس آزمون الهی وراهی شدن انتصاب شوندگان فرمایشی به مجلس هشتم، شرایط میزان آرای مورد تقاضای ولی فقیه برای مشروعیت بخشین به رژیم ضد بشری تروریستی نیز فراهم گردد . البته سرمقاله نویس قید نکرده است که اگر چننچه نمایش انتخاباتی طبق رهنمود وتوصیه های ایشان در امتحان دوم الهی خوانده شده از سوی رهبر ولی فقیه رعایت نشد . آنگاه تکلیف چیست و چه باید کرد ومقصر کیست و پاسخگوی خدا کیست؟ که نماینده ومجریانش در امتحان الهی قصدر کرده ومرتکب تقبات گسترده و بد اخلاقی های گوناگون بقول خودشان در آزمون الهی در نظام مدعی 3 دهه حکومت فاشیستی مذهبی شده اند . حال بماند که بکار بردن همین عنوان امتحان الهی یک شگرد حقه بازی و شیادانه و سو استفاده ی ابزاریاز دین ومذهب وخدا کردن از سوی نمایندگان شیطان و یطان پرستان دروغین خداجوی شده می باشد.
هوشنگ - بهداد
یکشنه 23 دیماه سال 1386
نقد وبررسی " ديدار شوم (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 22 دیماه سال 1386
برای چه پیرامون سفر از پیش شکست خورده ی بوش به منطقه اینهمه روضه ی وارونه خوانده شده است؟!
به نظر می رسد که یادداشت روز نویس سرش بیش از اندازه شلوغ شده است آنقدر که حتی فرصت نداشته است عنوان جمله ای برای یادداشت روزش بر گزید که هم مفهوم داشته باشد و حالت خود زنی هم نداشته باشد . چونکه با مأموران اعزامی ازایران ولبنان وعراق و فلسطین به بحرین تلاش شد که به عنوان سفر آینده ی بوش به بحرین آشو ب و نامنی در بحرین به وجود آید. اکنون امکان دارد که طلبه پاسدار یادداشت روز در زمان تنظیم کردن یاادداشت در گیر گفتمان ورهنمود دادن وتوصیه تلفنی هم بوده است که منجر به ترکیب و تلفیق گفتاری ونوشتاری با هم شده وبه شکل این معجون حواله ای دیدار شوم شده است که قبل از بوش پاسدار احمدی نژاد انجام داد . و پاسدار برکنار شده علی لاریجانی به اتفاق خانواده در سفر به مصر همین مأموریت را انجام داد. جالب است برای برای فهم عنوان یادداشت روز می بایست به متن توضیحی پایانی یادداشت روز رجوع شود . یعنی شبیه هـمان موقع شیطنت بازی های برخی از دانش آموزان مدارس است که بر دیوار مدرسه خطوطی می کشیدند و در ابتدای آن می نوشتند که سر این خط را بگیر وبیا که در پایان با چاشنی کردن پرسش فلان فلان شده کجا می آئی ،ختم می شد؟ البته دستپاچگی پاسدار طلبه یادداشت روز نویس ناشی از سفر شکست خورده ی بوش به خاورمیانه همچون برگزاری کنفرانس صلح آنا پولیس در آمریکا می باشد . که پاسدار احمدی نژاد برای خلاص شدن از شرایط ایزوله ومنزوی شدن ، خودش از خودش دعوت گرفت تا که در اجلاس دوحه شورای همآهنگ کشورهای خیج فارس حضور داشته باشد تا که مورد حقارت واقع شود.
اکنون معلوم نیست که اگرچنانچه طبق ادعای طلبه پاسدار یادداشت روز سفر بوش از قبل شکست خورده نبود . ضریب دستپاچگی پاسدار طلبه یادداشت روز چقدر می توانست باشد وچگونه عنوانی می خواست برای یادداشت روز خودش انتخاب کند؟ حال بماند که اصلاً برای چه قرار است که در مورد سفر از قبل شکست خورده ی بوش که ارتباطی به مطالبات مردم ایران ندارد می بایست که قلمفرسائی شود؟ ولی اگر واقعیت غیر از این است که از موضع فرار به جلو فرافکنی شده است و تحلیل وارونه داده شده است . پرسش است که برای چه کتمان حقایق ووارونه گوئی می شود.؟عجیب است قبل از آنکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس خودش جواب دهد که در زمان سفر بوش به خاوریانه نفت بشگه ای 100 دلار شده است . این افزایش قیمت چه مزایائی برای مردم ایران در برداشته است؟ مگر این افزایش قیمت نفت جز رشد تورم وگرانی لجام گسیخته و افزایش قیمت کالاها ونابسامانی های بیشتر اجتماعی از جمله کمبود و قطع گاز ووسائل گرما زائی در این زمستان بسیار سرد و یخبندان چیز دیگری هم عاید مردم ایران شده است ؟
برای چه با سفر بوش به منطقه ی خاورمیانه قایق های تند رو گشت دریائی سپا ه پاسداران در تنگه ی هرمز نسبت به تهدید کردن ناو آمریکائی آن اقدام تهدید آمیز را مرتکب شدند ؟ یا چرا همزمان محمد البرادعی به تهران دعوت شد؟ یااینکه چرا حماس برای اجرای نمایشات و تظاهرات ضد آمریکائی در نوار غزه وارد صحنه شد و به موازات آن انفجارات وعملیات تروریستی در عراق گسترش یافته است؟ یااینکه چرا شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان را نیز وارد صحنه برای تهدید کردن اسرائیل و آمریکا شده است؟ نکند این برنامه های مشترک زنجیره ای ولی فقیه و سپاه پاسداران در عراق و فلسطین و لبنان به خاطر شکست از قبل تعیین شده ی سفر بوش به منطقه ی خاورمیانه است ؟ یا نه دقیقاً معکوس است از ترس وونگرانی ووحشت عاقبت و نتایج این سفر بوش به خاورمیانه می باشد که دست به اینگونه ا جرای برنامه از قبل دارک دیده شده زده می شود؟ را پاسدار طلبه یادداشت روز نویس بدون اینکه به خودش زحمت دهد که یک لحظه دامان بوش را رها کند ویک نسخه مشابه نظر سنجی آزاد در ایران تجویز کند تا مشخص شود رهبر ولی فقیه و پاسدار احمدی نژاد چه میزان محبوبیت دارند؟ یا اینکه اصلاً مشخص شود که رژیم بربرمنش وتاریک اندیش چقدر مشروعیت ادارد ومردم ایران رهبر آن را قبول دارند؟ اگراینکه اکنون که اینقدر از کاهش محبوبیت بوش ورشد تنفر آن در آمریکا و منطقه وجهان آمار داده شده چرا گفته نشده است که سران رژیم تروریستی آخوندی را در اشغال نظامی افغانستان وعراق در کنار اشغال گران قرار گرفتند وهمکاری کرد ند که رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه ی خود در تهران به این همکاری اعتراف کرد ؟ همچنین چرا طلبه ی پاسدار یادداشت روز نویس وارونه گو توضیح نمی دهد که اگر چنانچه پروژه ی هسته ای صلح آمیز است و اهداف نظامی را دنبال نمی کند . برای چه بیش از 2 دهه این پروژه بطور پنهانی دنبال شده است؟ یا اینکه چرا مقام ارشد سابق مذاکره کننده ی هسته ای حسین موسویان متهم به جاسوس وخائن هسته ای انگلیس شده است ؟ مگر وی توانسته است چه نوع اسرار هسته ای را به مقامات انگلیسی منتقل کند که موقع بازید ناظران آژانس بین المللی انرژی ا تمی از تأسیسات هسته ای در اختیار شان گذاشته نشده است ؟ که اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس بطور وارونه و با آدر س غلط دادن ااینگونه ادعا کرده است :
با وجود اظهارات ضد ايراني آمريكايي ها، ايران بارها تأكيد كرده كه برنامه هسته اي آن صلح آميز بوده و خواهان امنيت، ثبات و شكوفايي كشورهاي منطقه است و اتفاقاً حضور بيگانگان از جمله آمريكا را عامل ناامني و بي ثباتي خاورميانه بويژه خليج فارس مي داند. مسلماً برقراري صلح و ثبات و پايداري در خاورميانه بدون ايران كه قدرت بزرگ منطقه به حساب مي آيد، امكان پذير نيست.بوش به هيچ يك از اهداف آشكار و نهانش در سفر به خاورميانه دست نخواهد يافت و نهايتاً شايد به گرفتن چند عكس يادگاري در كنار سران كشورهاي عربي بسنده كند. بي شك كساني كه كنار بوش با لبخند عكس مي گيرند روزي بايد جواب ملت و تاريخ كشورشان را بدهند. بي جهت نيست كه سيد حسن نصرالله استقبال سران عرب از بوش را نقطه سياه تاريخ اعراب مي خواند.سفر بوش به خاورميانه ديدار شومي است كه تاكنون دامن صدها بي گناه در جنوب بغداد، نوار غزه و منامه را گرفته است"
درخاتمه اینکه اکنون شرایط آنگونه روشن وشفاف شده است که همچون یک سال گذشته نمی باشد که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی وولی فقیه وسپپاه پاسدارانبه آسانی بتوانند انکار وادعا کنند که درامور داخلی عراق دخالت گری نمی کنند و یا اینکه رابطه ای تنگاتنگ باشیخ حسن نصرالل وحزب الله لبنان ندارند و نقش اساسی نداشته است تا که از طریق سپاه پاسداران ترتیب جنگ 33 روزه با اسرائیل را تدارک به بیند ودر نهایت برای اینکه بطور موقت بحرات هسته ای اش حل شود لبنان تبدیل به سر زمین سوخته شد . هنوز هم از طریق باج دادن های کلان به سوریه توانسته است که با حزب الله لبنان در رابطه بسیار نزدیک باشد تا که بتواند در راستان بحران سازی ها واهداف خاص و در مقاطح حساس از حزب الله لبنان بازی کند و یا اینکه دیگر امکان ندارد که تکذیب شود که ولی فقیه و سپاه پاسداران با اسماعیل هنیه و حماس رابطه ندارند و آنان را تحریک وتشویق و مسلح نمی کنند تا اینکه بحران وجنگ مشابه ی 33 روزه ی حزب الله با اسرائیل به وجود آورندتا شاید که کمک به برون رفت بحران هسته ای شود . بنابراین دیگر هیگونه شک وابهامی باقی نمانده است که عامل اصلی ناامنی و بی ثباتی و بحران آفرینی وجنگ افروزی در خاورمیانه رژیم تروریستی آخوندی می باشد که به شدت در تلاش و تقلای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد.
هوشنگ - بهداد.
شنبه 22 دیماه سال 1386
نقد وبررسی " ملاحظاتي در باب مديريت سرما" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 22 دیماه سال 1386
"انجماد فکری رهبر و سرما ویخ زدگی دولت ،عامل بحران کمبود گازرسانی در سرمای طاقت فرسای کنونی زمستانی"
زمانی که انجماد فکری و عملکردی تمام تار وپود رهبر ولی فقیه جماران نشین را فرا گرفته است که همه کاره نظام تروریستی آخوندی می باشد که خودش مدتی پیش در خطبه اش اعتراف کرد که این بسیار ناخوشآیند است برای رژیمی که صادر کننده نفت است نتوانسته است در 3 دهه گذشته پالایشگاه تأسیس کند تا که مجبور نباشد سالیانه مییارد ها دلار هزینه ی واردات بنزین از خارج کند که طبق افشاگری سایت تابناک فروش بنزین به ایران در اختیار مافیای شرکت نفتی می باشد . البتهرهبر ولی فقیه با شیوه ی دجال گری و عوامفریبی و سیاست ویژه توبره و آخور خوری که مختص خودش و پیروان و آخوندهای مفتخور منبری حاکم می باشد کاسه و کوزه را بر سر مردم ایران شکست و آنان را به افراط گری و زیاده روی در مصرف سوخت بنزین وآب متهم کرد . ازسو ی دیگر در دیدار با چاوز رئیس جمهور ونزوئلا و پوتین رئیس جمهور فرصت طلب روسیه وعده تأسیس اوپک گازی داد. زیراکه ایران پس از روسیه دارای دومین منابع وذخایر گاز در جهان است . البته همانگونه که گفته شد چون ولی فقیه زیادی نشئه بود ودر حالت انجماد فکری یا عالم خلساء به سر می برد که چنین پیشنهاد وادعائی را مطرح می کرد . زیرا که قادر نبود بفهمد که در اوج سرمای نفس گیر زمستانی یکباره رئیس جمهور ترکمنستان که در اجلاس تهران با ولی فقیه دیدار داشت وعکس یادگاری با مترسک ایشان پاسدار احمدی نژاد در تهران گرفته بود پا برروی دم گماشته اش پاسدار احمدی نژاد می گذارد و تقاضای دو برابر کردن قیمت گاز صادراتی خود به تهران را می کند و چون پاسخ منفی دریافت می کند تصمیم می گیرد که صدور گاز به ایران را قطع کند ودر سرمای زمستانی شهر های شمالی استان مازندران را با مشک لجدی سوخت رسائی و گرما زائی زمستانی مواجه می سازد . از سوی دیگر دولت پاسدار احمدی نژاد غلامک سپاه پاسداران وگماشته ی رلی فقیه خودش نیزآنچنان باسرما ویخ زدگی خودش روبروه شده است که سایت خبررسانی نوروز تیتر خیری می زند و می گوید که هدیه ی سفر پاسدار احمدی نژادبه استان اردبیل و خلخال قطع گاز در شهر خلخال در فصل زمستان وسرما وریزش برف می باشد. اکنون خیلی جالب وکمدی می باشد که سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی وارد صحنه انجماد فکری رهبر و سرما و یخ زدگی دولت مدعی امام زمانی و عدالت محور شده است و طرح و پیشنهاد ملاحظات در باب مدیریت سرما را داده است و چنین در مورد ارائه ی راهکار مدیریت با سرما نظریه پردازی کرده است.
"سرماي هوا در روزهاي اخير با اختلال در توزيع گازرساني به شهرهاي مختلف و تعطيلي مدارس دانشگاهها و ادارات دولتي در تهران و استانهاي سردسير كشور همراه شده است . بعلاوه خبرهاي ناگواري از اختلال در شبكه راههاي كشور و بويژه توقف ترابري سنگين كشور بر اثر انجماد گازوئيل در مخازن تريلرها و كاميونهاي سنگين مي رسد كه نيازمند بررسي و آسيب شناسي جدي است ."
سرمقاله نویس در دنباله ی سرمقاله ی خود دست به انتقاد از گزارش تبلیغی غلط هوا شناسی و پخش آن ازصدا و سیما زده است که چرا گفته اند در 50 سال گذشته اینگونه سرما سابقه ی تاریخی نداشته است ؟. در ادامه انتقاد به شیوه اطلاع رسانی گاز رسانی وارد کرده است که گفته دلایل ارائه شده از سوی مسئولین این یک نوع توجیکاری می باشد . آنگاه به قطع صدور گاز از ترکمنستان با محمل ترمیم لوله های پوسیده و نه تقاضای افزایش دو برابر قیمت گاز صادراتی از سوی ترکمنستان اشاره کرده است . بالاخره به موضوع اصلی عقب ماندگی طرح بهره وری از گاز جنوب پرداخته وتأکید کرده است که قرار بود در سال گذشته به بهره وری برسد که نه به تأخیر افتاد و امسال هم به بهره وری نرسید، بلکه بعید است که برای زمستان سال آینده هم این پروژه به اتمام برسد. بهر حال انتقادات وابراز افسوس و متأسف و متعجب شدن دیگر نسبت به عملکرد صنعت نفت کرده است که چرا دچار سرنوشتشومی شده د که بازتاب گزیده ی این مجموعه انتقادات چنین است :
1" اعلام اينكه سرماي روزهاي اخير در 50 سال گذشته بي سابقه بوده است قدري گزافه گوئي به نظر مي رسد . در سالهاي اخير بارها شاهد سرماي بيش از اين در مناطق سردسير كشور ازجمله استانهاي شمال غربي و شمال شرقي كشور بوده ايم .اطلاعات كارشناسي نشان ميدهد كه كاهش فشار و حتي قطع گاز در شهرهاي مختلف ناشي از همان موردي كه ادعا شده است نمي باشد و دلايل ديگري نيز وجود دارد كه متاسفانه ناديده گرفته شده اند و روي مسائل ديگر تمركز تبليغاتي شده است . اينكه ادعا شده است كه افت فشار گاز و قطع آن ناشي از افزايش مصرف شهروندان و نيز قطع گاز وارداتي از تركمنستان است تمامي قضيه نيست . اگرچه قطع شدن واردات گاز از تركمنستان باعث بروز اختلالاتي در شبكه گازرساني كشور گرديد و شركت گاز مجبور شد با ايجاد تغييراتي در شبكه هاي شهرهائي كه از گاز وارداتي تركمنستان تغذيه مي شدند گاز تامين كند لكن تاثير ناشي از قطع اين مقدار گاز با كاهش و سپس قطع نسبي گاز صادراتي به تركيه جبران و مهار شد. در عين حال مسائل ديگري وجود دارد كه هنوز به اطلاع افكار عمومي نرسيده و شايد در روزهاي آينده در اين مورد اطلاع رساني شود. موضوع اصلي در اين ميان به تاخير در بهره برداري از فازهاي مختلف پارس جنوبي مربوط مي شود كه مطابق برنامه هاي زمان بندي شده به پيش نرفته و با تاخير در بهره برداري مواجه شده است . توضيح اين نكته ضروري است كه اولا فاز يك پارس جنوبي هنوز به بهره برداري كامل نرسيده و تقريبا با نيمي از ظرفيت خود در حال فعاليت است . علت اين امر آماده نبودن سكوي بهره برداري و اشكالات فني ـ عملياتي ناشي از آنست . ثانيا فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي نيز از برنامه عقب هستند و اگر چه قرار بود در ابتداي سال 85 به بهره برداري برسند ولي كاملا بعيد بنظر مي رسد با توجه به وضعيت كنوني آنها حتي زمستان آينده هم گاز آن ها وارد مدار شود. بدين ترتيب با يك حساب سرانگشتي مي توان دريافت كه حدود 75 ميليون مترمكعب گاز كمتر از برنامه هاي پيش بيني شده در مدار قرار گرفته و مي بينيم كه فقدان آن چقدر محسوس است .اما سئوال مهمتر در اين زمينه آنست كه چرا چنين وضعيتي را در گذشته شاهد نبوده ايم پاسخ اين سئوال بسيار واضح است . در واقع مطابق ارزيابي هاي كارشناسي قرار بوده است شبكه توليد و شبكه توزيع گاز توسعه يابد لكن عليرغم عدم افزايش در توليد گاز و عدم تحقق پيش بيني ها و تاثيرات زماني حاصله از آن براي تزريق گاز به درون شبكه توزيع شبكه توزيع حتي فراتر از پيش بيني هاي كارشناسي در جريان تعهدات ايجادشده در سفرهاي استاني مرتبا گسترش يافته و بر تعداد مصرف كنندگان شبكه سراسري گاز كشور افزوده شده است .بدين ترتيب به نظر مي رسد كه مسئولين اجرائي در عين آنكه اعلام مي دارند مصرف گاز افزايش يافته است لكن توضيح نمي دهند كه علت اصلي افزايش مصرف گاز افزايش تعداد مصرف كنندگان است نه اضافه مصرف هر يك از مشتركين گاز. نا گفته پيداست كه مسئولين اجرائي با بيان اين مطلب و روشنگري در اين زمينه . بهتر مي توانند « اعتماد عمومي » را جلب نمايند و به مصرف كنندگان گاز اعلام نمايند كه در صورت صرفه جوئي بيشتر مردم بهتر قادر به گازرساني در سراسر كشور خواهند بود و طيف وسيع تري از مردم از نعمت گاز برخوردار خواهند شد. در غياب اين اطلاع رساني و شفاف سازي مسائل بيم آن مي رود كه اهداف مورد نظر مسئولين از اين نوع اطلاع رساني چندان قابل دستيابي نباشد و مواهب ناشي از اعتماد عمومي به مسئولين اجرائي نيز تحت الشعاع مسائل فرعي و جانبي قرار گيرد. موضوع حياتي ديگر به انجماد نسبي گازوئيل در مخازن تريلرها و كاميونهاي سنگين برمي گردد كه يك موضوع كاملا فني و كارشناسي است و متاسفانه به دلايل مبهمي مغفول مانده است . اگر قرار باشد در سرماي 10 درجه زير صفر شاهد انجماد يا باصطلاح « ماسيدن » گازوئيل باشيم در سرماي 30 درجه زير صفر و بيشتر بايد شاهد توقف ترابري سنگين در جاده هاي كشور باشيم و حال آنكه در سالهاي گذشته در اوج سرما در مناطق سردسير كشور شاهد چنين پديده اي نبوده ايم . "
بالاخره در پایان سرمقاله نویس تعجب خودش را اینگونه از عملکرد صهع نفت با قدمت بیش ز یک قرن و اینگونه بازده ی عملکرد اینگونه به نمایش گذاشته است :
"مسئله اينست كه معمولا در مناطق گرمسير كشور در طول سال و در مناطق سردسير كشور در ماههاي غير از فصل. جاي تعجب است كه صنعت نفت كشورمان با قدمتي حدود يك قرن و با سوابق تجربي ارزشمند در توليد و توزيع انواع فرآورده ها امسال با چنين مشكلي مواجه شده و شاهد توزيع گازوئيل غيراستاندارد در فصل زمستان هستيم كه با سرماي نه چندان زياد هم در مخزن تريلرها منجمد شده و باصطلاح مي ماسد و در كنار جاده ها شاهد افروختن آتش در زير مخزن گازوئيل تريلرها و كاميونهاي سنگين هستيم چيزي كه با مشاهده گزارشهاي خبري آن و انتشار جهاني آن از طريق ماهواره ها اعتبار تجربي كارشناسان نفتي كشور و مديريت كلان وزارت نفت و دولت نيز به زير سئوال مي رود. اين پديده ها اگرچه تاسف بار هستند ولي راهكارهاي روشن و شناخته شده اي دارند كه بدون توجه به آنها شايد با تكرار همين حادثه شاهد توقف ميليونها مسافر در جاده هاي سراسر كشور باشيم ! "
درخاتمه اینکه مچ گیری سرمقاله نویس نه از موضع دلسوزی برای مردم ایران است که چگونه در این فصل اقت فرسای زمستان با مشکل عدم سوخت رسانی گاز در خانه های خود مواجه شده اند ؟ یا اینکه چرا دانشگاه ها ومدارس کشور بد لیل سرما وعدم امکانات گرما زائی تعطیل شده اند ؟ یا چرا صف طویل تریلر ها واتوبوس ها در جادها های برف گیر ویخ زده در انتظار دریافت گازوئیل منجمد شده علاف و سرگردان وحیران شده اند؟ یا اینکه اگر چنانچه به عملکرد ناقص دولت و به تأخیر افتادن بهره وری گاز در پروژه ی گاز رسانی جنوب انتقاد شده و با تعجب به عملکرد شرکت نفت نگریسته شده است .اینگونه انتقادات جنبه دلسوزانه وافسوس خوردن از هدر رفتن سرمایه و امکانات ذخایر نفتی ومنابع گازی کشور می باشد ؛ بلکه در راستای اثبات بی عرضگی دولت مدعی عدالت محور است که چرا رئیس جمهورش جای آخوند بساز و بفروش رفسنجانی نشست و چرا وزارت نفت که در اختیار باند مافیائی رفسنجانی بود؛ خارج شد واکنون در اختیار باند مافیائی غارتگر رقیب حاکم دیگر قرار گرفته است که خیلی بیش از قبلی پر اشتها تر برایدزدییو غارتگری می باشد . مهمتر اینکه چرا باندهای مافیائی حاکم دست به افشاگری علیه غارتگری های رفسنجانی و اعضای خانواده اش و یارانش می زنند . یعنی در حقیقت یک جنگ ورقابت باندی و جناحی خانوادگی می باشد که طبق تجربه ی 3 دهه ی گذشته هیچگونه ارتباطی به مردم ایران ومطالبات آنان ندارد.
هوشنگ – بهداد
شنبه 22 دیماه سال 1386