چاه عمیقی که دولت قبل برای درآمدهای نفتی امروز کَنده است

اوین نامه کیهان ۹ –مرداد -۱۴۰۲

پول‌های نفت کجا می‌رود؟

چاه عمیقی که دولت قبل برای درآمدهای نفتی امروز کَنده است

بیش از ۴۴ سال ازقدرت گیری غارتگران ودزدان واختلاس گران وفاسدان جنگ افروز ایران ویران کن وروزگارمردم سیاه کن رژیم تروریستی وعوامفریب ودروغ گوی ولایت فقیه  سپری شده است وطی این مدت چوب حراج بر سرمایه های ملی و منابع وذخایرکشور ازجمله نفت وگازگشور زده شده است .ولی اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری برای تبرئه نقش غارتگران  حاکم به خصوص پاسداران جنایتکار که پس ازآتش بس جنگ باعراق  ازسوی رفسنجانی وارد فعالیت پروژه های عمرانی واقتصادی واحداث  جاده و راه و سدسازی ونفتی وگازی شد وبمرور دامنه فعالیت های اقتصادی باج گیرانه اش را توسعه وگسترش داده است ومکمل آن برنامه های هسته ای وموشکی را به پیش برده که بیش ازهزینه جنگ ۸ ساله باعراق ضدمردمی وضدمنافع ملی  هزینه  داشته  که باپشتیبانی رهبرام الفساد خامنه ای رمال بوده است .به ویژه بااعمال سیاست مخالفت شدیدبابرجام عامل بحران اقتصادی ورشدتورم وگرانی وافزایش فقر وبیکاری ونارضایتی واعتراضات بوده است .ولی اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری برای آنکه ثابت کند زمین گرد است ودور دولت قبلی حسنک روحانی می گردد بنابراین باالگوبرداری روضه های ثابت وتکراری دشمن شناسی رهبرش خامنه ای رمال حلیل تیتر وارونه خبری صفحه اول زده است پول های نفت کجامی رود ودرادامه افزوده  درون چاه عمیقی رفته که دولت قبل برای درآمدهای نفتی امروز کنده است؟!

درآمدهای نفتی دولت پرکار و جهادی سیزدهم در حالی صرف تسویه بدهی‌ها و هزینه‌های برجامانده از دولت تنبل و فرتوت برجامی و چاه عمیقی که برای درآمدهای نفتی امروز کنده است می‌شود که بخشی از این درآمدها هم برای خدمات زیربنایی بعضا بی‌نظیر دولت فعلی هزینه شده است.سرویس اقتصادی-سؤال اصلاح‌طلبان یعنی کارگزاران و حامیان دولت روحانی درباره عملکرد دولت فعلی و پول نفت و...، با آن کارنامه درخشان دهه 90 (به غیر از وزارت جهادکشاورزی زمان حجتی)، طنز چندش‌آور زمانه ماست. هر چند که هنوز خاطره عملکرد خسارت‌بار دولت‌های سازندگی و اصلاحات (به غیر از معدود افرادی) به عنوان پیشینه دولت برجام هم که محصول اصلاح‌طلبان فعلی است پاک نشده است. شروع مانور تجمل به عنوان سرمنشاء تورم و گرانی سرسام‌آور، تطهیر اختلاس و شکل‌گیری مافیاها و سلاطین کالاهای مختلف، تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی و به سقوط کشاندن فرهنگ و هنر پاک و نجیب برآمده از انقلاب اسلامی تنها بخشی از خسارات آن دولت‌هاست.البته که وقتی پرسش از خسارت‌های دهه‌های 70 و 90 کنار گذاشته می‌شود ابربدهکاران ملت و نظام، به خیال پاک شدن حافظه تاریخی عمومی، طلبکار می‌شوند. پررویی طرفداران دولتی که «صبح‌جمعه» رئیس ‌آن هنوز نقل محافل است و گفت که «من هم مثل همه مردم صبح روز جمعه دیدم که قیمت بنزین تغییر کرده است» و این‌گونه ملت را به سخره گرفت یا با نظرسنجی از درون خودرو، موجب شرمساری یاران (منصف) و عبرت رقیبان شد، هرگز فراموش نمی‌شود.نگاهی به هزینه‌های برجامانده از دولت برجام و کارهای انجام شده در دو سال گذشته از دولت جبران خسارت‌ها، مثنوی هفتاد من است و تفصیل آن به چند روزنامه کامل نیاز دارد بنابراین به صورت تیتروار باید از خسارات و جبران آن نوشت تا معلوم شود پول نفت کجا رفته و البته بعدا از دولت روحانی بپرسیم با پول درآمدهای خود چه کرده است و چرا فروش همین نفتی که مطالبه‌گر پول آن شده‌اند و وصول درآمدهایش را به تسلیم در برابر برجام و FATF مشروط می‌کردند؟ آیا هدف اصلاح‌طلبان در سبقت از سنگ پا، انحراف افکار عمومی از آن خسارت‌هاست؟!برخی مشکلات برجامانده از دولت برجام-یادآوری این نکته که دولت سیزدهم در بدو کار خود با مشکل پرداخت حقوق کارکنان دولت، خالی بودن خزانه و پیش‌خور شدن بودجه ارزی سال 1400، بدهکاری 54 هزار میلیارد تومانی خزانه به بانک مرکزی، تقریبا خالی بودن انبارهای ذخیره کالاهای اساسی، نبود واکسن کرونا و مرگ روزانه 700 هموطن بر اثر آن ویروس منحوس و کسری بودجه 480 هزار میلیارد تومانی مواجه بود. درآمدهای نفتی این‌جا لازم می‌شود.انتشار حدود 200 هزار میلیارد تومان پول بی‌پشتوانه در دولت برجام، موجب انفجار نقدینگی شد و بدهی 1500 میلیارد تومانی و سررسید 200 هزار میلیارد تومانی سود اوراق از دیگر هزینه‌های آن دولت تنبل و کم کار است. البته دولت سیزدهم تاکنون 270 هزار میلیارد تومان از سود اوراق را تسویه کرده است. همچنین تسویه 180 هزار میلیارد تومان از بدهی دولت به تامین اجتماعی انجام شده است اما نتیجه هزینه سنگین بیمه سلامت در دولت روحانی شد «خودت بمال».ضمن اینکه ترک فعل دولت در زمینه تامین مسکن، انباشت تقاضا و 10 برابر شدن قیمت سرپناه را به‌وجود آورده بود که تاثیر آن تا سالها خواهد ماند مگر اینکه دولت فعلی به طرف صنعتی‌‌سازی و اعطای زمین رایگان برای ساخت خانه‌های یک طبقه برود.چند نمونه از میراث دولت روحانی-دولت سیزدهم با ابتکارات نیروهای وطن‌پرست خود فروش نفت را بدون برجام و FATF به سطح قبل از برجام رسانده و با اصلاح نظام مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی، درآمدهای پایدار بودجه را افزایش داده است، اما ناچار است این درآمدها را در چاه عمیقی که دولت روحانی کنده است بریزد.چند نمونه از هزینه‌های برجامانده دولت قبل که با درآمدهای این دولت تسویه شده به شرح زیر است؛ به عنوان مثال وزیر کار گفت: دو تسویه بزرگ در این دولت صورت گرفت. ۸۸ هزار میلیارد تومان بدهیِ صندوق‌های بازنشستگی به بانک‌ها تسویه شد. ۱۸۰ هزار میلیارد تومان بدهیِ دولت به صندوق تامین اجتماعی نیز تامین و پرداخت شد. دولت‌های قبلی ۶۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی به جا گذاشتند که تاکنون ۲۰۰ هزار میلیارد تومان تسویه شد.موسوی؛ مدیرعامل تامین اجتماعی درباره تسویه بدهی دولت گفت: با تاکید و دستور رئیس‌جمهوری در دو سال گذشته حدود ۱۸۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به تامین اجتماعی انجام شد که بی‌سابقه‌ترین تادیه بدهی دولت به این سازمان صورت گرفت و ما توانستیم ۱۰۶ هزار میلیارد تومان بدهی که از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۰ تحمیل شده بود را با نظام بانکی تسویه کنیم.همچنین خاندوزی؛ وزیر امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد که دولت سیزدهم تمام ۵۴ هزار میلیارد تومانی را که دولت قبل در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۰ از بانک مرکزی استقراض کرده بود، تسویه کرده است.مسعود میرکاظمی، رئیس‌سابق سازمان برنامه و بودجه نیز در اظهاراتی رسمی بر این موضوع صحه گذاشته و در ماه‌های رفته از عمر دولت نه‌تنها بر بازپرداخت بدهی ۵۴ هزار میلیارد تومانی تأکید کرده؛ بلکه عدم استقراض از بانک مرکزی را اولویت دولت سیزدهم دانسته است.فرار رو به جلوی نوبخت-اخیرا نوبخت؛ رئیس‌برنامه و بودجه دولت برجام با توسل به دروغ گوبلزی مدعی شده که این دولت هشت برابر دولت قبل اوراق منتشر کرده است! با این‌حال پورمحمدی؛ معاون اقتصادی سابق سازمان برنامه و بودجه در دوران نوبخت و میرکاظمی بوده است، اعلام کرده‌ که در سال 1400، دولت دوازدهم مصوب کرد که 220 هزار میلیارد تومان اوراق بفروشد و در سال 99 این رقم 183 هزار میلیارد تومان بود. این حجم اوراقی که دولت دوازدهم فروخته و معادل بیش از 400 هزار میلیارد تومان است، چگونه باید تسویه شود؟آماری هم که آقای میرکاظمی، رئیس‌قبلی سازمان برنامه و بودجه، ارائه کرد‌ این بود که دولت سیزدهم تا سال 1404 و 1405 باید 532 هزار میلیارد تومان اوراق بدهی دولت قبلی و سود این اوراق بدهی را تسویه کند. این حجم از بدهی خلق شده طبیعتاً چاره‌ای برای دولت باقی نمی‌گذارد جز اینکه از محل فروش نفت بتواند این بدهی‌ها را جبران کند.آمارها اما نشان داد که روند فروش اوراق بدهی در سال 1401 افت قابل توجهی داشت و به حدود 90 هزار میلیارد تومان کاهش یافت. این در حالی است که دولت سیزدهم 269 هزار و 923 میلیارد تومان از کل درآمدهای خود را از شهریور ماه سال 1400 تا پایان اردیبهشت ماه امسال را به بازپرداخت اوراق فروخته شده در دولت دوازدهم اختصاص داده است.همچنین آمارها نشان می‌دهد که دولت دوازدهم رکورددار استقراض از خارجی‌هاست. دولت سیزدهم نیز با بازپرداخت دو میلیارد و 300 میلیون دلاری بدهی‌های خارجی کشور در سال ۱۴۰۱، رکورددار تسویه وام‌های خارجی است.سیاسی‌کاری با ادعای کارشناسی-ادعای مضحک نوبخت صدای کارشناسان اقتصادی را هم درآورده است. مجید شاکری در واکنش به توئیت نوبخت نوشت: «واقعا بد است كه آقاى نوبخت به دليل سياسى، عدد مطلق بدهى را (به جاى نسبت بدهى به جى‌دى‌پى اسمى) ملاك رفتار مالى دولت آقاى رئيسى معرفى مى‌كند».درباره ادعای غیرکارشناسی نوبخت گفتنی است؛ از سال 1394 تا پایان دولت دوازدهم مجموع اوراق فروخته شده بیش 532 هزار میلیارد تومان بوده است که این رقم قریب به 60 درصد از لحاظ ریالی بیشتر از میزان فروخته شده توسط دولت سیزدهم است. اما نکته این‌جاست که ارزش ریالی ابدا مبنایی برای مقایسه عملکرد نیست زیرا علاوه‌بر کاهش ارزش پول، آشنایی خریداران با اوراق نیز عامل مهمی در توفیق دولت برای فروش به حساب می‌آید. یعنی دولت در سال اول عرضه این اوراق (در سال 94) قطعا نمی‌توانسته مانند سال 1401 اوراق بفروشد.برای مقایسه دقیق‌تر می‌توان درصد فروش اوراق نسبت به تولید ناخالص داخلی را محاسبه کرد که بر این اساس دولت در سال 97 معادل دو و یک دهم درصد، سال 98 برابر سه درصد، سال 99 بالغ بر پنج و هشت صدم درصد، سال 1400 معادل دو و هشت دهم درصد و سال 1401 برابر با دو و یک دهم درصد تولید ناخالص داخلی اوراق فروخته است. به عبارت بهتر بر اساس شاخص تعدیل‌کننده GDP، دولت سیزدهم در سال 1401 به‌اندازه سال 1397 اوراق فروخته است!سهم 55 درصدی خارج از دولت-با مرور آنچه دولت سیزدهم تحویل گرفت و آنچه انجام داده است بخشی بزرگی از پاسخ به پرسش «پول فروش نفت چه می‌شود؟» روشن شد؛ اما در همین زمینه محمدطاهر رحیمی؛ کارشناس اقتصادی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود افزایش صادرات نفت ایران و وصول این منابع، این سطح از صادرات در معیشت مردم تاثیر قابل توجهی نداشته است؟ تصریح‌‌ کرد: باید بدانیم که مصارف متعددی برای درآمدهای نفتی ایران در نظر گرفته شده است. بخشی از این ارزهای نفتی در قالب اعطای ارز ترجیحی با نرخ 28 هزار و 500 تومان برای واردات کالاهای اساسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. تخصیص این ارز در شرایط فعلی کشور‌ گریزناپذیر است، چون با حذف آن، انتظارات تورمی بالایی ایجاد می‌شود و دولت دیگر نمی‌تواند و نباید دوباره یک جهش تورمی در اقتصاد ایجاد کند.او افزود: در قانون بودجه 1402 مصوب شده که سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی 40 درصد باشد. توجه داشته باشید که در سال‌های قبل این سهم 20 درصد بود. همچنین 14و نیم درصد از درآمدهای نفتی نیز به شرکت ملی نفت اختصاص می‌یابد تا بودجه این شرکت برای توسعه میادین نفتی و گازی و سایر مخارج تامین شود. پس تا همین‌جا حدود 55 درصد از ارزهای نفتی فقط به صندوق توسعه ملی و شرکت ملی نفت تخصیص پیدا می‌کند تا صرف سرمایه‌گذاری‌های مولد در کشور شود.این کارشناس اقتصادی افزود: شاخص بعدی که تحت تاثیر افزایش درآمدهای نفتی قرار گرفته، میزان تحقق بودجه عمرانی است. در شرایط کاهش صادرات نفت، دولت‌ها ابتدا دست روی بودجه عمرانی می‌گذارند و با کاهش آن و یا تحقق ‌اندک آن، همه درآمدهای باقیمانده را صرف هزینه‌های جاری خود می‌کنند. اما در سال 1401 با وجود افزایش 95 درصدی ردیف مصارف مصوب برای بودجه عمرانی، حدود 105 درصد بودجه عمرانی تخصیص داده شده است.همه در آرزوی سال 90=دولتی که همه چیز را به گردن دولت‌های نهم و دهم می‌انداخت با میانگین رشد اقتصادی هفت دهم درصد در طول دهه 90 و تورم‌های بالای 40 درصد و رکورد تورم نقطه به نقطه 60 درصد کاری کرد که همه آرزوی همان دولت‌ها را داشته باشند و اکنون بازگشت به شرایط سال 90 آرزوی همگانی شده است. دولتی که مدعی بود مسکن مهر در بیابان ساخته شده کاری کرد که مردم پشت‌بام خواب شوند. جماعتی که اهل کار نبودن خود را پشت مدعی تئوری بودن پنهان می‌کنند اما حتی همان تئوری‌ها را هم درست نخوانده‌اند و نفهمیده‌اند اکنون مدعی هستند که پول نفت کجاست؟با آن عملکرد خجالت‌آور در دهه 90 که حتی موجب رویگردانی اغتشاشگران 1401 از اصلاح‌طلبان شد و برای لیدرهای معنوی و مادی این جریان تره هم خرد نکردند باید بفهمند که سال 1402 دیگر دهه 80 شمسی نیست که با سؤال درباره پول نفت بشود رای جمع کرد. هر چند همان زمان هم این سؤال به دلیل کاری بودن دولت وقت، نگرفت و موجب شکست اصلاح‌طلبان شد. این را عقلای اصلاح‌طلب و جوان‌تر به دوستان سیاست زده و فرتوت خود بفهمانند.یک کف دست از خدمات دولت سیزدهم-دولت سیزدهم در دو سال گذشته خدمات بسیاری انجام داده که با روش دولت تنبل و فرتوت قبلی و حتی با وجود درآمدهایی بیش از مقدار فعلی، غیرممکن بود. دولت سیزدهم سنت حسنه و پر برکت سفرهای استانی که تقریبا در دولت روحانی به دلیل تنبلی دولتمردان، تعطیل شده بود را احیا کرد. طرح‌های مختلفی در این سفرها به تصویب و اجرا رسید که برخی تمام شده و برخی در حال اجراست.عبور بدون خاموشی برنامه‌ریزی شده از فصول گرم تقریبا شش ماهه 1401 و افزایش شش هزار مگاواتی تولید برق در همان سال اول، مدیریت کسری 20 هزار مگاواتی، به نتیجه رساندن طرح 25 ساله انتقال آب غدیر در یک‌سال و آبرسانی به شهرکرد و همدان، شروع ساخت یک میلیون و 400 هزار واحد مسکن ملی با وجود انواع سنگ‌اندازی همان مافیاهای ساخته شده در دهه 70، احیا و راه‌اندازی مجدد دهها کارخانه، رشد 10 درصدی بخش نفت و رساندن تولید نفت به سه میلیون و صادرات به دو میلیون بشکه در روز، افزایش تولید خودرو و جمع شدن خودروهای ناقص از پارکینگ خودروسازان، رشد 9 و نیم درصدی بخش صنعت که نقش بسزایی در رشد چهار درصدی اقتصادی کشور داشته از جمله مواردی است که هزینه‌های سنگینی داشته که نشان از رعایت صرفه‌جویی و جلوگیری از ریخت و پاشهای‌ اشرافی مرسوم در دولت‌های کارگزارانی است.این هزینه‌ها به دلیل ترک فعل و کم‌کاری دولت روحانی در اغلب زمینه‌ها رخ داده و دولت فعلی را با کوهی از تکالیف بر زمین مانده مواجه کرده است. با این‌حال، دولت رئیسی با تلاش جهادی، امید و توکل به خدا و تکیه بر همت مضاعف تولیدکنندگان داخلی و تجار شریف برای رفع مشکلات و کمبودها کار می‌کند. تامین مرغ و روغنی که در دولت روحانی، ملت را به درون صف‌ها فرستاد توام با قطع مکرر برق، مردم را به یاد رنج‌های دهه 60 می‌انداخت و همه اینها به دلیل توکل مطلق شخص روحانی به آمریکا و برجام بود که حتی تامین آب خوردن، آب و صابونی که می‌خواست روی دیگران را با آن بشوید و باغ سیب و گلابی را از کدخدا می‌خواست.

چرا در قانون جدید حجاب ، به سپاه و بسیج مسئولیتی نداده‌اید؟

 سربازجو پاسدار شریعت نداری : چرا در قانون جدید حجاب ، به سپاه و بسیج مسئولیتی نداده‌اید؟۹-مرداد-۱۴۰۲

پاسدارسربازجوشریعت نداری که  عنصر منفور وجنایتکاری است و بیش از۴ دهه نقش مهم در لباس پاسدار اطلاعاتی وبولتن خبرنویسی برای پاسداران جنایتکار داشته است سپس ازاین تجربه درپوشش سربازجویی وشکنجه گری واعتراف گیری درون زندان اوین وقزل حصارکرج استفاده کرد . همچنین سابقه همکاری جاسوسی و تروریستی  با سعید امامی واجبی خورده شده دربرون مرز داشته است. مهمتر بیش از۳ دهه است زیر چترنماینده ویژه خامنه ای رمال دراول نامه کیهان ازتجربیات قبلی خود خبررسانی وتحلیل گری کرده است .بنابراین اکنون درادامه مخالفت شدیدش که باتصویب لایحه مبارزه باحجاب وعفاف درمجلس ارتجاعی ونامشروع  داشت به شدت برآشفته وخشمگین و شاکی شده است که چرا برای سرکوب وحشیانه  وارتکاب قتل وجنایت مخالفان حجاب اجباری از پاسداران جنایتکار وزائده اش بسیج مسئولیتی درنظرگرفته نشده است؟!

حسین شریعتمداری : نقش بسیج و سپاه به عنوان ضابطان قانونی دستگاه قضائی در کجای لایحه حجاب آمده است؟! و آیا آن‌گونه که در لایحه آمده است، وظیفه بسیج در آموزش عمومی امر به معروف و نهی از منکر خلاصه می‌شود و یا مقابله با منکرات و هنجارشکنی‌ها؟!حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: متن لایحه موسوم به «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» از سوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی منتشر شده است. آقای محمدتقی نقدعلی، عضو محترم کمیسیون یادشده به خبرگزاری فارس گفت «گزارش نهایی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس درباره لایحه عفاف و حجاب تهیه و تدوین شده که پس از تقدیم به هیئت رئیسه مجلس، جهت بررسی و تصویب نهایی، در دستور کار نمایندگان مجلس قرار خواهد گرفت». درباره این لایحه که در۷۰ ماده تهیه و تنظیم شده، پرسش‌ها و ابهاماتی هست که پاسخ مسئولان محترم می‌تواند برطرف‌کننده و یا اصلاح‌کننده آن‌ها باشد. اما تنها به طرح چند پرسش کوتاه بسنده می‌کنیم. ۱- در حالی که در دو ماده ۶۳۸ و ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی و قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس‌هایی که عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند، تکلیف قانونی مراجع ذی‌ربط به وضوح و با صراحت مطرح شده است، تهیه و تدوین لایحه جدید چه ضرورتی داشته است؟!۲- ممکن است گفته شود که پیدایش پدیده پلشت کشف حجاب در ماه‌های اخیر، تهیه لایحه جدید را ضروری کرده است! که به عنوان دومین سؤال باید پرسید چرا نمی‌فرمائید پدیده کشف حجاب به علت بی‌توجهی مسئولان دست‌اندرکار به قوانین موجود بوده است؟! مگر در قوانین موجود برای مقابله با بی‌حجابی احکام مشخص و روشنی وجود ندارد؟! آیا به این قانون عمل شده است و نتیجه نداده است؟! بدیهی است که بی‌توجهی به قانون، با هنجارشکنی نیز همراه خواهد بود. ضمن آن که مسئولان و مراکز یاد شده با خودداری از اجرای قوانین موجود، مرتکب «ترک فعل» نیز شده‌اند!۳- اگر چه مواردی از لایحه به‌گونه‌ای مثبت اصلاح شده است، ولی برخی از مفاد لایحه کماکان مبهم است و به نظر نمی‌رسد از بازدارندگی لازم برخوردار باشد، از جمله این‌که لایحه درخصوص پیشگیری از کشف حجاب بعد از تذکرات اول و دوم و... یا درباره چگونگی ابلاغ تذکر و... ساکت است!۴‌- کاش تهیه‌کنندگان لایحه عفاف و حجاب به این پرسش اساسی پاسخ می‌دادند که لایحه اخیر نسبت به قوانین موجود و در مقایسه با آن چه امتیاز و مزیت ویژه‌ای دارد که تهیه و تدوین آن را ضروری دانسته‌اند؟!۵- نقش بسیج و سپاه به عنوان ضابطان قانونی دستگاه قضائی در کجای لایحه آمده است؟! و آیا آن‌گونه که در لایحه آمده است، وظیفه بسیج در آموزش عمومی امر به معروف و نهی از منکر خلاصه می‌شود و یا مقابله با منکرات و هنجارشکنی‌ها؟!۶- و بالاخره با عرض پوزش باید گفت؛ متن طولانی و ۷۰ ماده‌ای لایحه می‌تواند، نوعی سردرگمی درپی داشته باشد. از طولانی‌نویسی «متن مطول» در تدوین قرارداد‌ها و متون رسمی به عنوان یک لغزشگاه خطرناک یاد می‌کنند. چرا که وقتی متن یک قرارداد و یا یک لایحه طولانی و پُر کلمه باشد، می‌تواند مراجعه‌کننده را با خطا در برداشت -و حتی سوءاستفاده از متن- مواجه کند.

فیلم خفت‌ گیری و سرقت گردنبند بازیگر سینما در اتوبان همت

 خفت‌ گیری و سرقت گردنبند بازیگر سینما در اتوبان همت (فیلم)۹-مرداد-۱۴۰۲

این بازیگر سینما هم جرأت نکرده تااز خط ترسیم شده  سانسور عبور کند وبگوید دلیل ربودن گردبندش ازسوی جوانان سارق موتورسوار دراتوبوبان همت ناشی ازچه بوده است؟ آیا اگرسارقان شغل ودرآمد کافی داشتندبازهم  اقدام به ریسک خطرناک  ربودن گردبنبد حین رانندگی می کردند؟ 

خفت‌ گیری و سرقت گردنبند بازیگر سینما در اتوبان همت (فیلم)
سارقین خفت‌ گیر در اتوبان همت تهران گردنبند علیرام نورایی، بازیگر سینما و تلویزیون را با زور سرقت کردند.این بازیگر در ویدئویی نحوه سرقت را توضیح داد.

ماجرای حمله دسته‌ جمعی اراذل و اوباش به یک خانه در تهران چه بود؟

 ماجرای حمله دسته‌ جمعی اراذل و اوباش به یک خانه در تهران چه بود؟۹-مرداد-۱۴۰۲

اراذل واوباش وسارقان نه ازسایر سیارات وکشورهای دیگرآمده اند که جزو قربانیانی اند که مجصول و تولید خروجی عملکرد۴۴ ساله اراذلان واوباشان دزد وغارتگر وسارق حاکم رژیم فاسد ولایت فقیه اند.

ماجرای حمله دسته‌ جمعی اراذل و اوباش به یک خانه در تهران چه بود؟

عوامل کلانتری ۱۰۳ گاندی تحقیقات میدانی را آغاز کرده و متوجه شدند که این درگیری به دلیل اختلاف مالی بین دو نفر به وجود آمده است، در این حمله دسته جمعی طرفین از چاقو استفاده کرده و می‌خواستند با مشارکت شماری از اراذل و اوباش به اهداف خود برسند.پلیس جزئیات ماجرای فیلم حمله دسته‌جمعی اراذل و اوباش را توضیح داد. به گزارش ایسنا، سرهنگ بابک نمک‌شناس درباره انتشار ویدیویی از حمله اراذل و اوباش به یک ساختمان در محله جردن تهران اظهارکرد: فیلمی در فضای مجازی منتشر شده بود که چند نفر از اراذل و اوباش در یک ساختمان در محدوده جردن به دو نفر حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند. در همین راستا نیز بلافاصله رسیدگی به این موضوع در دستورکار قرار گرفت.وی با اشاره به اینکه زمان وقوع این اقدام مجرمانه چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ بود، گفت: سریعا عوامل کلانتری ۱۰۳ گاندی تحقیقات میدانی را آغاز کرده و متوجه شدند که این درگیری به دلیل اختلاف مالی بین دو نفر به وجود آمده است، در این درگیری طرفین از چاقو استفاده کرده و می‌خواستند با مشارکت شماری از اراذل و اوباش به اهداف خود برسند.رئیس مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ گفت: با تحقیقات انجام شده در این خصوص، پرونده‌ای در کلانتری 103گاندی تشکیل شده و برای رسیدگی تخصصی در اختیار ماموران پلیس اطلاعات فرماندهی انتظامی تهران بزرگ قرار گرفته است.نمک‌شناس با بیان اینکه پلیس برابر وظیفه ذاتی خود با هرگونه هنجارشکنی و سلب آسایش مردم در جامعه برخورد می‌کند، گفت: این افراد شناسایی شده و دستگیری آنها در دستورکار ماموران سازمان اطلاعات پلیس تهران قرار گرفته است.وی در پایان تاکید کرد: اختلافات مالی و حل و فصل آن نباید توجیهی برای عربده‌کشی و قلدری در جامعه باشد و افراد باید از طریق مراجع قانونی و قضایی پیگیری‌های برای احقاق حقوق خود را انجام دهند. 

آوارگی یک مستاجر در کرج +تصویر

 آوارگی یک مستاجر در کرج (عکس)۹-مرداد-۱۴۰۲

عملی شدن وعده مسکن مجانی که ازسوی  خمینی شیاد داده شود .اکنون  پس از۴۴ سال درکنج پیاده روی خیابان درکرج  ازطرف یک مستأجرآواره بطور موقتی عملی شده است؟!

آوارگی یک مستاجر در کرج (عکس)

تصاویری تلخ از سرگردانی و آوارگی یک خانواده بی سرپناه مستاجر در منطقه کمالشهر کرج با موجی از غم و اندوه کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه شده است.در حالی که افزایش نرخ اجاره مسکن، نفس مستاجران به شماره انداخته، تصاویری تلخ از سرگردانی یک خانواده بی سرپناه در منطقه کمالشهر کرج با موجی از غم و اندوه کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه شده است.به گزارش بهداشت نیوز ، تصاویری تلخ از سرگردانی یک خانواده بی سرپناه در منطقه کمالشهر کرج با موجی از غم و اندوه کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه شده است.آوارگی یک مستاجر در کرج (عکس)

لحظه ریزش کوه در محور هراز (فیلم)

 لحظه ریزش کوه در محور هراز (فیلم)۹-مرداد-۱۴۰۲

لحظه ریزش کوه در محور هراز (فیلم)

در ویدئو زیر لحظه ریزش کوه در محور هراز را مشاهده می نمایید .

10 علامت کمبود پروتئین در بدن (اینفوگرافیک)

 10 علامت کمبود پروتئین در بدن (اینفوگرافیک)۹-مرداد-۱۴۰۲

10 علامت کمبود پروتئین در بدن (اینفوگرافیک)
در این اینفوگرافیک 10 علامت کمبود پروتئین در بدن را ببینید.

10 علامت کمبود پروتئین در بدن (اینفوگرافیک)


چرا بی‌ خوابی رئیسی را مسخره می‌کنید، او واقعا از گرانی‌ ها بی‌خواب است!

 روزنامه دولت : چرا بی‌ خوابی رئیسی را مسخره می‌کنید، او واقعا از گرانی‌ ها بی‌خواب است۹ مرداد -۱۴۰۲ 

کسی که دچار بی خوابی می شود به دکتررجوع می کند تا بیماری اش درمان گردد یابرای ش داروی خواب تجویز کند .حال چنانچه جوک بی خوابی ناشی ازگرانی ها  برای دژخیم رئیسی ساخته نشده است خوب چرا نه تلاش برای مهار وکاهش تورم وگرانی نمی کند که درجهت عکس آن عوامفریبانه اقدام می کند؟

روزنامه دولت : چرا بی‌ خوابی رئیسی را مسخره می‌کنید، او واقعا از گرانی‌ ها بی‌خواب است

این روزنامه در ادامه نوشته است: آنچه مایه تعجب و چه بسا تأسف است، این واقعیت است که نه‌تنها اظهارات سخنگوی دولت صادقانه بوده است، بلکه وی از یک گفت‌و‌گوی صادقانه و واقعی در درون دولت خبر داده است.روزنامه دولتی ایران نسبت به شوخی‌ها و کنایه‌ها به «بی‌خوابی» رییسی اعتراض کرده است.روزنامه ایران نوشت: حامیان دولت سابق، که خود زمانی از بی‌دستاوردی دولت سابق می‌گفتند به جای نگاه به عقب و مرور کارنامه شکست‌خورده خود، باز هم راه فرار به جلو را انتخاب کرده‌اند؛ تمسخر دولت! سوخت تازه لکوموتیو تخریب دولت، از تعبیر واژگون اظهارات صادقانه سخنگوی دولت گرفته شد. علی بهادری جهرمی، چند شب پیش در مراسم عزاداری هیأت یکی از کوره‌های آجرپزی حاشیه تهران، در واکنش به دغدغه‌های حاضران، گوشه‌ای از گفت‌و‌گوهای معمول هیأت دولت را بیان کرد. سخنگوی دولت گفت: «وقتی کالایی که مورد نیاز مردم است گران می‌شود، آقای رئیسی از وزیر یا مدیر مربوطه سؤال می‌پرسد چطور توانستی شب را به‌راحتی بخوابی؟ من نتوانستم.» این روزنامه در ادامه نوشته است: آنچه مایه تعجب و چه بسا تأسف است، این واقعیت است که نه‌تنها اظهارات سخنگوی دولت صادقانه بوده است، بلکه وی از یک گفت‌و‌گوی صادقانه و واقعی در درون دولت خبر داده است. به عبارت دیگر، این یک دیالوگ یا گفت‌و‌گوی واقعی درون دولت است که طی آن، رئیس دولت، از کنار افزایش قیمت‌ها و نوسانات قیمتی بی‌تفاوت نمی‌گذرد و به جدی‌ترین، صریح‌ترین و درعین حال ملموس‌ترین شیوه ممکن، مسئول یا وزیر مربوطه را خطاب قرار می‌دهد. اما مخالفان دولت، به جای ارج نهادن به این دیالوگ صادقانه نگاهی واژگون پیشه کرده و ماهی سیاست خود را صید کردند.

ماراتن برای نسل « زِد » برای خانه دار شدن/ فقط ۷۰ سال صبر کنید

 ماراتن برای نسل « زِد » برای خانه دار شدن/ فقط ۷۰ سال صبر کنید۹-مرداد-۱۴۰۲

 نتیجه دادن وعده های پوچ عوامفریبانه مسکن مجانی خمینی شیاد وواگذاری ۱۰۰۰مترزمین بهرایرانی تا ۲۰۰ مترش زیرساخت برود وبقیه درختان میوه وسزیکاری شود ازسوی احمدی نژاد و... منجربه صبرماراتنی ۷۰ ساله انتظار برای نسل ۲۵ و۲۶ سال شده است.

ماراتن برای نسل « زِد » برای خانه دار شدن/ فقط ۷۰ سال صبر کنید

در واقع، شاغلان نسل Z، که در گروه سنی ۲۵ تا ۲۶ سال، به عنوان تازه‌واردهای بازار می‌توان از آنها یاد کرد، «در بهترین حالت»، با پس‌انداز ماهانه یک میلیون تومانی، ۱۶۶ سال باید برای صاحب‌خانه شدن «معطل» بمانند. این برآورد با فرض ثابت بودن درآمد و قیمت مسکن (وضعیت فعلی)، صورت گرفته است.دنیای اقتصاد نوشت: ماراتن «خانه‌اولی»ها در تهران براساس برآورد جدید از سطوح متوسط «درآمد سالانه» و «قیمت مسکن» با سه فرض بسیار خوش‌بینانه، ۷۰ سال طول می‌کشد. این مدت زمان برای دسترسی به مسکن با لحاظ «حداقل متراژ آپارتمان، رشد یکسان درآمد و قیمت در سال‌های آتی و در عین حال، توان پس‌انداز ۲۰درصدی در سال» است.اما این ماراتن برای نسل «زِد» یعنی متولدان دهه۷۰ که هنوز در صف خرید خانه اول قرار نگرفته‌اند، چه ابعادی دارد؟ بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» در قالب یک تحقیق میدانی از وضعیت درآمد و هزینه شاغلان این نسل با یک تا دو سال سابقه کار و دستمزد تا حدودی بالاتر از حداقل دستمزد مصوب -شاغل در کسب‌وکارهای متعارف- نشان می‌دهد، اکثریت این نسل در شرایط فعلی قادر به پس‌انداز نیستند و اقلیتی از آنها توان پس‌انداز ماهانه یک میلیون تومان را دارد. با این اوضاع، «ابرمسیر تا خانه‌اول» برای نسل «زِد» بیش‌از ۵/ ۱قرن طول می‌کشد؛ این گروه در مواجهه با ماراتن چه تصمیمی دارد؟افزایش طول دوره انتظار برای خانه‌دار شدن در دوره جهش در کنار افت شدید قدرت خرید، منجر به استعفای نسل Z از بازار مسکن شده است. نتایج یک بررسی میدانی صورت‌گرفته از سوی «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد ماراتن مسکن برای دهه هفتادی‌ها، در بهترین حالت، با توجه به سطح درآمد آنها، کف حداقلی بودجه موردنیاز برای خرید آپارتمان در تهران و مبالغی که می‌توانند در ماه پس‌انداز کنند، ۱۶۶ سال طول می‌کشد. در واقع، شاغلان نسل Z، که در گروه سنی ۲۵ تا ۲۶ سال، به عنوان تازه‌واردهای بازار می‌توان از آنها یاد کرد، «در بهترین حالت»، با پس‌انداز ماهانه یک میلیون تومانی، ۱۶۶ سال باید برای صاحب‌خانه شدن «معطل» بمانند. این برآورد با فرض ثابت بودن درآمد و قیمت مسکن (وضعیت فعلی)، صورت گرفته است. نتایج بررسی‌های به عمل آمده از سوی «دنیای‌اقتصاد» در جریان تحقیق میدانی از یک جامعه آماری ۱۰۰ نفری از کارکنان یک سازمان که در گروه شاغلان نسل Z قرار دارند نشان می‌دهد که این افراد دیگر حتی در فکر خانه‌دار شدن هم نیستند. آنها می‌گویند: فکر خانه‌دار شدن نمی‌کنیم؛ مگر آنکه معجزه شود.۵/ ۱ قرن معطلی خانه‌اولی‌های جدید-جهش قیمت مسکن و افت قدرت خرید در شرایطی طول دوره انتظار برای خانه‌دار شدن برای همه گروه‌های خانه‌اولی را در دوره جهش به دو برابر دوره قبل از جهش قیمت مسکن افزایش داده است که معطلی خانه‌اولی‌های جدید برای خانه‌دار شدن در یک بررسی میدانی بیش از ۵/ ۱ قرن، معادل ۱۶۶ سال (با فرض ثبات شرایط فعلی در سال‌های بعد) برآورد می‌شود.با لحاظ متوسط کل درآمد یک‌سال خانوارها و میانگین قیمت مسکن در شهر تهران، دوره انتظار برای خرید مسکن با اتکا به کل درآمد خانوار، قبل از دوره جهش یعنی قبل از سال ۹۶ برابر با ۷ سال بود. یعنی یک خانه‌اولی در نیمه اول دهه ۹۰ یا قبل از سال ۹۶، به طور متوسط با پس‌انداز کل درآمد ۷ سال خود می‌توانست اقدام به خرید یک واحد مسکونی معمولی کند. این میزان بعد از دوره جهش قیمت مسکن، هم‌اکنون دو برابر شده است؛ یعنی به طور متوسط خانه‌اولی‌ها براساس سطح متوسط درآمد و میانگین قیمت واحدهای مسکونی(برمبنای آمارهای رسمی سال ۱۴۰۱) باید ۱۴ سال کل درآمد خود را پس‌انداز کنند تا بتوانند خانه‌دار شوند. اما این شاخص که از آن به عنوان شاخص انتظار یا طول دوره انتظار برای خرید مسکن یاد می‌شود معیار دقیقی برای طول دوره دسترسی خانوارها به مسکن نیست. چرا که خانوار به دلیل نیاز به تامین سایر هزینه‌های خود اساسا امکان پس‌انداز همه درآمد یک‌سال خود را ندارد. بنابراین شاخص دیگری به نام شاخص دسترسی به مسکن وجود دارد که در دوره قبل از جهش به مدت زمان انتظار خانه‌اولی‌ها برای دسترسی به مسکن یا خرید خانه با اتکا به یک‌سوم درآمد خود گفته می‌شد. هم‌اکنون و بعد از دوره جهش قیمت مسکن، شاخص دسترسی به مسکن را می‌توان به مدت زمان مورد انتظار برای خرید خانه از سوی خانه‌اولی‌ها با پس‌انداز ۲۰ درصد از درآمد آنها در سال، تعبیر کرد. بر این اساس و با درنظر گرفتن متوسط درآمد سالانه خانوارها و میانگین قیمت مسکن شهر تهران که در آخرین داده‌های رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران اعلام شد، طول دوره دسترسی خانه‌اولی‌ها به مسکن، هم‌اکنون به ۷۰ سال رسیده است. این میزان با احتساب پس‌انداز کل درآمد نیز ۳۵ سال برآورد می‌شود. این مدت زمان انتظار ۷۰ ساله برای دسترسی به مسکن برای یک خانه ۵۰ مترمربعی با متوسط قیمت مسکن در تهران براساس آمار رسمی ۱۴۰۱، برآورد شده است. براساس داده‌های مرکز آمار متوسط درآمد سالانه خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۱(آخرین آمار رسمی)، حول و حوش ۱۴۱ میلیون تومان بوده است؛ همچنین میانگین قیمت مسکن شهر تهران در سال ۱۴۰۱ نیز حول و حوش ۴۰ میلیون تومان بوده است. بنابراین یک خانه‌اولی برای دسترسی به یک واحد مسکونی ملکی با مساحت ۵۰ مترمربع با سطح فعلی قیمت‌ها باید زمانی حول و حوش ۷۰ سال منتظر بماند.در چنین شرایطی وضعیت دسترسی شاغلان نسل Z یعنی شغل‌اولی‌های متولد دهه ۷۰ و افرادی که در بازه زمانی ۲۵ تا ۲۶ سال قرار دارند جالب تر است. با توجه به اینکه بخش زیادی از این نسل، در شهر تهران به تازگی وارد بازار مسکن شده و مستاجر هستند، طبیعتا هزینه‌های زندگی آنها با سایر خانه‌اولی‌ها متفاوت است.«دنیای‌اقتصاد» برای پاسخ به دو سوال در این‌باره اقدام به بررسی میدانی در یک سازمان با تعداد ۳۰۰ نفر نیروی انسانی که حدود ۱۰۰ نفر یعنی یک‌سوم آنها در بازه سنی مربوط به شاغلان نسل Z قرار دارند، کرده است.سوال اول این است که شاغلان نسل Z که در واقع جدیدترین نسل خانه‌اولی‌ها هستند، برای خرید خانه چقدر معطل می‌مانند یا طول دوره دسترسی آنها به مسکن ملکی چند سال است؟ و همچنین (سوال دوم)، این گروه تازه‌وارد به بازارکار درباره خانه‌دار شدن چه فکری می‌کنند؟نتایج این تحقیق میدانی نشان می‌دهد، متوسط درآمد ماهانه شاغلان نسل Z در سازمان مورد بررسی، بین ۱۱میلیون و۳۰۰ هزار تومان تا ۱۲ میلیون تومان است. این افراد که درآمد ماهانه آنها از حداقل درآمد نیروهای کار که در سال جاری حول و حوش ۸ میلیون تومان است اندکی بالاتر است، به طور متوسط ۷ تا ۵/ ۷ میلیون تومان از این درآمد را صرف اجاره‌بهای ماهانه مسکنی که در آن ساکن هستند، می‌کنند. حول و حوش ۵/ ۴ میلیون تومان دیگر را نیز صرف سایر هزینه‌های زندگی خود از خوراک، پوشاک، درمان و ... می‌کنند. این برآورد درآمد و هزینه در این سازمان، به نوعی، وضعیت درآمد و هزینه‌های زندگی شاغلان نسل Z در سازمان‌هایی را نمایندگی می‌کند که درآمد آنها اگرچه بالاتر از کف حقوق نیروهای کار است اما فاصله چندانی هم با کف حقوق ندارد. در حالی که عمده این افراد به «دنیای‌اقتصاد» اظهار کردند با توجه به سطوح فعلی اجاره‌بهای مسکن و سایر هزینه‌ها، اساسا امکان پس‌انداز ماهانه ندارند اما اقلیتی از آنها اظهار کردند که در بهترین حالت، ماهانه می‌توانند یک میلیون تومان از حقوق خود را پس‌انداز کنند.«دنیای‌اقتصاد» با توجه به سطح فعلی قیمت مسکن و متوسط درآمد سالانه این خانه‌اولی‌ها و همچنین امکان پس‌انداز یک میلیون تومان در ماه برای آنها برآورد کرده است (با لحاظ شرایط فعلی) نسل جدید خانه‌اولی‌ها برای خانه‌دار شدن باید ۱۶۶ سال معطل بماند.پاسخ نسل Z به امکان خرید خانه-در این تحقیق میدانی همچنین این سوال مطرح شد که با توجه به وضعیت فعلی بازار مسکن و سطح درآمد، آیا اساسا این نسل تازه‌وارد به بازار کار امیدی هم به خانه‌دار شدن دارد؟چهار گروه پاسخ از اظهارات این جامعه آماری حدود ۱۰۰ نفری، استخراج شد. گروهی از پرسش‌شونده‌ها اظهار کردند که ما اصلا به مسکن و خانه‌دار شدن فکر نمی‌کنیم و چون فکر نمی‌کنیم اصلا به ازدواج و فرزندآوری هم فکر نمی‌کنیم (نمی‌توانیم فکر کنیم).گروهی دیگر اعلام کردند که حتی دوستان ما که شرایط مشابهی به لحاظ حقوق و درآمد دارند و حتی به لحاظ سنی بزرگ‌تر از ما هستند(حول و حوش ۳۰ سال و بالاتر هستند)، نیز سبک زندگی کاملا متفاوت از افراد ۳۰ سال به بالایی که در دهه ۸۰ ایران زندگی می‌کردند، دارند. در واقع سبک زندگی آنها سبک زندگی بزرگسالی نیست و تعداد زیادی از آنها وارد دوره تجرد قطعی شده‌اند و به خانه‌دار شدن هم فکر نمی‌کنند. چون اساسا امکان خانه‌دار شدن با سطوح فعلی درآمد و قیمت مسکن ندارند. گروه دیگری به «دنیای‌اقتصاد» اعلام کردند که فقط فکر می‌کنیم اگر معجزه‌ای شود می‌توانیم به خانه‌دار شدن فکر کنیم.یک گروه دیگر اعلام کردند ما حتی توان خرید یک دوچرخه برای رفت و آمد به محل کار و منزل نداریم؛ چون می‌بینیم که اساسا شرایط برای خانه‌دار شدن و مابقی مسائل تا این حد دشوار شده است فکر می‌کنیم یا باید شرایط اقتصادی کشور متحول شود که بتوانیم خانه‌دار شویم یا اینکه باید گزینه مهاجرت از کشور را بررسی کرده و مهاجرت کنیم.

اعتراف تلخ پدر به قتل پسر معتادش و مثله کردن جسد او

 اعتراف تلخ پدر به قتل پسر معتادش و مثله کردن جسد او۹-مرداد-۱۴۰۲

افزایش  مداوم ۴۴ ساله ضریب خفقان و مسدودکردن فضا همراه با فشارهای سیستماتیک مالی واقتصادی وتهدیدهای شغلی واجتماعی  منجر به عدم صبر وبردباری وتحمل پذیری شهروندان وسرانجام قتل وجنایت درون خانواده واجتماع شده است.

اعتراف تلخ پدر به قتل پسر معتادش و مثله کردن جسد او

با گذشت حدود یک سال از ناپدید شدن پسر جوان، به دستور بازپرس جنایی، پدر وی، بازداشت شد. مرد میانسال که همچنان مدعی بود از سرنوشت پسرش اطلاعی ندارد، در برابر مدارک پلیسی به قتل ناخواسته پسرش اعتراف کرد.ایران نوشت: تیر سال گذشته دختر جوانی قدم در اداره چهارم پلیس آگاهی گذاشت و از ناپدید شدن برادرش خبر داداو گفت : مدت‌ها قبل پدر و مادرم از هم جدا شدند و پدرم مدتی بعد ازدواج کرد. یک هفته قبل برادرم یوسف که به تنهایی زندگی می‌کرد برای میهمانی به خانه ما در اطراف تهران آمد. بعد از چند روز نیز به همراه پدرم به باغ‌مان در اطراف کرج رفت. آنطور که پدرم می‌گفت، بعد از ساعاتی دوستان برادرم با او تماس می‌گیرند و او را به سفر شمال دعوت می‌کنند. برادرم هم راهی تهران می‌شود تا با دوستانش به شمال برود، اما دیگر از او خبری نداریم.با شکایت دختر جوان، تحقیقات برای یافتن پسر 31 ساله آغاز شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که یوسف برای آخرین بار به همراه پدرش به باغ‌شان در اطراف کرج رفته است. بدین ترتیب پدر یوسف برای تحقیقات به اداره آگاهی احضار شد. مرد میانسال زمانی که مقابل افسر پرونده قرار گرفت، گفت: پسرم مغازه آرایشگری داشت، اما به خاطر مشکلات و اعتیادی که پیدا کرده بود، مغازه‌اش را از دست داد. چند روز قبل به پسرم پیشنهاد دادم که به باغ‌مان بیاید تا قسمتی از آن را به مغازه تبدیل کند و در آنجا کار آرایشگری کند. با هم به باغ رفتیم اما ساعاتی بعد تلفنش به صدا درآمد. یکی از دوستانش بود و او را دعوت کرد که باهم به شمال بروند، یوسف هم راهی تهران شد تا با جمع دوستانش به شمال برود.اظهارات ضد و نقیض-به‌دنبال اظهارات پدر یوسف، مأموران به جست‌وجو برای یافتن دوستان پسر گمشده پرداختند که قرار بود با او به شمال بروند. اما وقتی دوستان یوسف شناسایی شدند، منکر ادعای پدر یوسف شده و گفتند که اصلاً مسافرتی در کار نبوده است. بدین ترتیب با اثبات ادعای آنها بررسی‌ها ادامه یافت و کارآگاهان مطمئن شدند وی به شمال کشور نرفته است اما از سوی دیگر مشخص شد یوسف و پدرش رابطه خوبی نداشته و اختلاف و درگیری‌های زیادی داشته‌اند.از آنجا که مرد میانسال آخرین کسی بوده که با پسرش دیده شده است با کنار هم قرار دادن مدارک و شواهد پلیسی، پازل ناپدید شدن پسر جوان کم‌کم تکمیل شد. اختلاف پدر و پسر، اظهارات متناقض و سناریوسازی او موجب شد تا انگشت اتهام به سمت پدر نشانه رود.با گذشت حدود یک سال از ناپدید شدن پسر جوان، به دستور بازپرس جنایی، پدر وی، بازداشت شد. مرد میانسال که همچنان مدعی بود از سرنوشت پسرش اطلاعی ندارد، در برابر مدارک پلیسی به قتل ناخواسته پسرش اعتراف کرد.با اعتراف مرد میانسال، از آنجایی که طبق اظهارات متهم، جنایت در باغ‌اش در اطراف کرج رخ داده است، بازپرس جنایی با قرار عدم صلاحیت پرونده را برای رسیدگی بیشتر همراه متهم به دادسرای محل جنایت فرستاد.گفت‌وگو با متهم چه شد که دست به قتل زدی؟نمی‌خواستم پسرم را بکشم، یک حادثه بود. من به خاطر بددهنی‌ها و اعتیادش با یوسف مشکل داشتم، اما راضی به قتل بچه‌ام نبودم.آن روز چه اتفاقی افتاد؟یوسف مدتی بود که بیکار شده و چند روزی می‌شد که به خانه‌مان در اطراف تهران آمده بود. یک روز به یوسف پیشنهاد دادم که داخل باغ، اتاقی را به مغازه تبدیل کند و در آنجا کار کند. یوسف آرایشگر خوبی بود اما به خاطر اعتیادش مغازه‌اش را از دست داده بود. وقتی پیشنهاد این کار را دادم، قبول کرد و با هم راهی باغ شدیم اما هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که دوباره دعوایمان شد.یوسف که مواد مصرف کرده بود و حال خوبی نداشت، به من توهین کرد. ما مقابل در ورودی ساختمان ایستاده بودیم و او از روی عصبانیت مرا هل داد. من که از این کار و حرف‌هایش خیلی ناراحت شده بودم، به تلافی کاری که کرده بود، او را هل دادم. وقتی تعادلش را از دست داد، ناگهان عقب عقب رفت و از پاگرد به سمت پایین پله‌ها افتاد. نمی‌دانم سرش به پله‌ها خورد یا به زمین، اما دیگر هیچ حرکتی نکرد. هر چه او را صدا زدم، جواب نداد. نفس هم نمی‌کشید به همین دلیل خیلی ترسیدم. ناخواسته قاتل بچه‌ام شده بودم.با جسد چه کردی؟-سه روزی جسد داخل باغ بود و من هم در باغ ماندم. اما جسد کم‌کم در حال فاسد شدن بود و باید جنازه را پنهان می‌کردم. چون سنگین بود من توانایی حمل آن را نداشتم، به همین دلیل تصمیم گرفتم پس از سه روز جسد را مثله کنم. تکه‌های جنازه را هم داخل کیسه‌های نایلونی قرار داده و آنها را داخل ماشینم گذاشتم. به کنار سطل‌های زباله شهری که می‌رسیدم، کیسه‌ها را داخل سطل می‌انداختم. بعد هم به خانه آمدم و به دروغ گفتم که دوستان یوسف او را به شمال دعوت کرده‌اند.

تهرانی‌ ها مواظب اشعه خطرناک ماورای بنفش خورشید باشند

 تهرانی‌ ها مواظب اشعه خطرناک ماورای بنفش خورشید باشند۹-مرداد-۱۴۰۲

آسیب زدن بیش از۴ دهه به محیط زیست وقطع درختان باغات اطراف تهران وتبدیل کردن باغات به بلندمرتبه سازی که عامل آلودگی هوای تهران   وافزایش جمعیت تهران شده است همراه با افزایش وسایل نقلیه وموتوری دودزا خروجی اش تهدید اشعه ماورای بنفش خورشید درگرمای تابستان وقطعی آب وبرق برای شهروندان تهرانی شده است.

تهرانی‌ ها مواظب اشعه خطرناک ماورای بنفش خورشید باشند

تابستان سال جاری از گرمترین روز‌ها و شب‌های یک دهه گذشته است و بنا بر اعلام متخصصان فردا (سه شنبه) میزان اشعه ماورای بنفش خورشید در تهران شدید است و تهرانی ها باید اقدامات حفاظتی را مورد توجه قرار دهند تا از خطرات و آسیب‌های این اشعه خطرناک در امان باشند.فارس نوشت: شما هر روز به کمی نور طبیعی نیاز دارید تا در یک خواب راحت کمکتان کند چراکه سلول‌های حساس به نور در چشم، نقش مهمی در چرخه طبیعی بیداری و خواب بدن ما ایفا می‌کنند. این امر به ویژه با افزایش سن و مستعد شدن به بی خوابی بسیار مهم است. همچنین نور خورشید در تولید ویتامین دی نیز بسیار مهم و ضروری است.  اگرچه استفاده از نور طبیعی خورشید، بسیار مهم و در عین حال مفید است، ولیکن تماس طولانی مدت با اشعه ماورای بنفش نور خورشید به همراه آسیب‌هایی برای بدن به خصوص پوست و چشم است. موضوعی که در این رابطه وجود دارد این است که شما می‌توانید نور خورشید را ببینید. می‌توانید گرمای خورشید را احساس کنید،   اما  نمی‌توانید تابش اشعه ماوراء بنفش خورشید را ببینید یا احساس کنید. اشعه ماوراء بنفش می‌تواند مستقیماً از طریق خورشید به شما برسد. همچنین می‌تواند در سطوح مختلف منعکس شده و توسط ذرات موجود در هوا پراکنده شود.  * اشعه فرابنفش در تهران به بیشترین حد خود می‌رسد-جهانگیر پرهمت، عضو هیات علمی پژوهشکده آبخیزداری در گفتگو با فارس با اشاره به افزایش سطح اشعه فرابنفش، بیان کرد: بر اساس آمار سامانه‌های جهانی هواشناسی سطح اشعه فرابنفش در تهران سه شنبه هفته پیش رو به حد «شدید» می‌رسد و مردم و مسؤولان باید اقدامات لازم برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی را انجام دهند.وی ادامه داد: ماندن در خانه، استفاده از پوشش‌های ضد اشعه فرابنفش و نرفتن به ارتفاعات از جمله اقداماتی است که در این شرایط باید در دستور کار قرار گیرد. 

تهرانی‌ ها مواظب اشعه خطرناک ماورای بنفش خورشید باشند
 
اشعه ماوراء بنفش چیست؟-اولین خطر خورشید برای ما به شکل اشعه ماوراء بنفش که جزء تابش خورشید است. منابع مصنوعی مانند دستگاه‌های جوشکاری، تخت‌های  برنزه کننده و لیزر نیز می‌توانند اشعه ماوراء بنفش را منتشر کنند. تاثیر منفی اشعه ماوراء بنفش بر پوست را تقریبا همه اطلاع دارند. ولیکن، بسیاری از مردم متوجه آسیب ناشی از اشعه ماوراء بنفش بر چشم نیستند. بافت‌هایی که چشم ما را تشکیل می‌دهند، از حساس‌ترین بافت‌هایی هستند که در کل بدن ما یافت می‌شوند. اشعه ماوراء بنفش، چه از اشعه ماوراء بنفش مصنوعی و چه از نور طبیعی خورشید، می‌تواند برای چشم آسیب رسان باشد.   شاخص جهانی تابش اشعه ماوراء بنفش خورشیدی -میزان اشعه ماوراء بنفش تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله زمان روز، زمان سال، پوشش ابر، ارتفاع، موقعیت و سطوح اطراف است. سازمان بهداشت جهانی میزان اشعه ماوراء بنفش را در مقیاسی از ۰ (پایین) تا ۱۱ (شدید) اندازه گیری می‌کند. هنگامی که سطح اشعه ماوراء بنفش ۳ (متوسط) یا بیشتر است، محافظت در برابر آفتاب توصیه می‌شود.خطر بالای آسیب ناشی از قرار گرفتن در معرض نور خورشید محافظت نشده وجود دارد. اگر بیرون هستید از لباس محافظ، عینک آفتابی و کلاه استفاده کنید. هر ۲ ساعت یکبار از کرم ضد آفتاب با حداقل SPF ۳۰ استفاده کنید. از ساعت ۱۰ صبح و ۴ بعد از ظهر زمان خود را زیر نور آفتاب کاهش دهید.گروه‌های در معرض خطر آسیب‌های UV بر چشم- همه از جمله کودکان در معرض آسیب چشم از تابش اشعه ماوراء بنفش هستند که می‌تواند منجر به از دست دادن بینایی شود. هر چقدر میزان حضور شما در تماس با این اشعه بیشتر باشد، تاثیرات منفی آن بر شما بیشتر خواهد بود. در زیر برخی از گروه‌هایی که بیشترین تماس و آسیب ناشی از اشعه UV را دارند نام برده می‌شوند:افرادی که ساعات زیادی را زیر نور آفتاب می‌گذرانند: مانند کارگران ساختمانی، جوشکاران، کارگران تابلو‌های الکترونیکی، غریق نجات ساحل، اسکی بازان، کوه نوردان، شاغلین مغازه‌های روباز،   رانندگان تاکسی و...  کسانی که مدت‌های طولانی  از حمام آفتاب و یا تخت برنزه استفاده می‌کنند افرادی که در کوهستان یا مناطق کویری زندگی می‌کنند.  افرادی که سابقه انجام  جراحی آب مروارید (در یک یا هر دو چشم) انجام داده یا دچار اختلال شبکیه هستند.افرادی که از دارو‌های خاص مانند تتراسایکلین، دارو‌های سولفات، قرص‌های ضد بارداری، دارو‌های ادرارآور و آرامبخش استفاده می‌کنند؛ این دارو‌ها حساسیت چشم را به نور افزایش می‌دهد.-تاثیر اشعه ماورا بنفش (UV) بر بینایی-قرار گرفتن طولانی مدت و کوتاه مدت در معرض اشعه ماوراء بنفش می‌تواند به چشم‌ها آسیب برساند، بر بینایی تأثیر بگذارد و سلامت کلی چشم را به خطر بیاندازد. تاثیر تابش اشعه ماوراء بنفش روی چشم در سال ۱۹۲۰ توسط Hoeve  van der تشخیص داده شد.اشعه ماوراء بنفش، به ویژه اشعه UV-B، خطر ابتلا به انواع خاصی از آب مروارید را افزایش می‌دهد. تخمین زده می‌شود که در صد زیادی از موارد ابتلا به  آب مروارید مستقیماً ناشی از قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش است.  ناخنک-ناخنک  یک رشد صورتی و غیر سرطانی است که روی لایه ملتحمه روی سفیدی چشم شما ایجاد می‌شود. اعتقاد بر این است که اشعه ماوراء بنفش خورشید عاملی در توسعه این رشد غیر طبیعی است.سرطان پوست-سرطان پوست در داخل و اطراف پلک‌ها نیز با قرار گرفتن طولانی مدت در معرض اشعه ماوراء بنفش مرتبط است.فوتوکراتیت-فوتوکراتیت به عنوان آفتاب سوختگی قرنیه  شناخته می‌شود. فوتکراتیت نتیجه قرار گرفتن کوتاه مدت در معرض پرتو‌های UV-B است. ساعات طولانی در ساحل یا اسکی بدون محافظت مناسب از چشم می‌تواند این مشکل را ایجاد کند. این بیماری می‌تواند بسیار دردناک باشد و ممکن است باعث از بین رفتن موقتی بینایی شود.آسیب به پلک چشم-پوست پلک نازک‌ترین  پوست در کل بدن است. آسیب ناشی از اشعه ماوراء بنفش باعث ایجاد خشکی، افزایش چین و چروک، افتادگی، از بین رفتن قابلیت ارتجاعی و رنگدانه‌های لکه دار می‌شود. اشعه ماوراء بنفش با سرطان‌های پوست ارتباط دارد.  پیشگیری از آسیب به چشم در مقابل اشعه ماورا بنفش (UV)-ممکن است سال‌ها طول بکشد تا آب مروارید و سرطان چشم ایجاد شود. هر بار که بدون محافظ چشم در معرض آفتاب قرار می‌گیرید، خطر ابتلا به بیماری‌ای جدی را افزایش می‌دهید. به همین علت نوزادان و کودکان باید از کلاه و عینک آفتابی استفاده کنند. افراد در هر سنی هر زمان که در خارج از منزل هستند باید اقدامات احتیاطی را انجام دهند.خطرات افزایش تماس با اشعه ماورا بنفش را را بشناسید. اشعه ماوراء بنفش می‌تواند از جهات مختلف وارد چشم شود. درست است که این اشعه به طور مستقیم از خورشید ساطع می‌شود، اما از زمین، از آب، برف، ماسه و سایر سطوح روشن نیز بازتاب می‌شود. بنابراین، هر زمان که در معرض بیشترین آسیب ناشی از اشعه ماوراء بنفش قرار دارید، از پوست و چشم خود محافظت کنید.این توصیه‌ها را جدی بگیرید!-برای جلوگیری از تابش اشعه ماوراء بنفش از عینک مناسب و کلاه استفاده کنید. برای محافظت کافی از چشم، عینک آفتابی باید: ۹۹ تا ۱۰۰ درصد اشعه UV-A و UV-B را مسدود کندو ۷۵  تا ۹۰ درصد از نور مرئی را نمایش دهد.از نظر رنگ کاملاً هماهنگ و عاری از هرگونه نقص باشد، لنز‌های مناسبی برای تشخیص درست رنگ داشته باشد. به یاد داشته باشید، حتی وقتی هوا ابری است، باید از عینک آفتابی استفاده کنید، زیرا اشعه ماوراء بنفش می‌تواند در ابر‌ها نفوذ کند.اگر زمان زیادی را در خارج از خانه در زیر نور شدید خورشید می‌گذرانید، عینک با قاب‌های درشت می‌تواند محافظت بیشتری در برابر اشعه مضر خورشید ایجاد کند.اگر بیرون از خانه کار می‌کنید، لنز‌های عینک آفتابی را که از پلی کربنات ساخته شده‌اند انتخاب کنید و قاب صورت شما را به طور کامل بپوشاند تا از آسیب در همه زوایا محافظت شود. حفاظت از کودکان و نوجوانان را فراموش نکنید، زیرا آن‌ها معمولاً بیشتر از بزرگسالان در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند.اشعه ماوراء بنفش تقریباً به همه ساختار‌های چشمی از جمله پلک آسیب می‌رساند. به طور کلی، بهتر است از فعالیت در فضای باز بین ساعات ۱۰ صبح تا ۴ بعد از ظهر خودداری کنید.  در کنار عینک آفتابی خود از کلاه استفاده کنید. کلاه‌های لبه پهن بهترین هستند.بیشترین قدرت نور خورشید قبل از ظهر تا اوایل بعد از ظهر است هرگز مستقیماً به خورشید نگاه نکنید. انجام این کار در هر زمان، از جمله در خورشید گرفتگی، می‌تواند به شبکیه چشم آسیب برساند و باعث آسیب جدی شود.به هرحال، مردم تهران باید روز سه شنبه هفته جاری را جدی گرفته و تا حد امکان از منزل خارج نشوند تا از آسیب‌های چشمی و پوستی ناشی از شدت اشعه ماورای بنفش خورشید در امان باشند.

با جریمه نقدی دریافتی از بی‌ حجابان چاله‌ های بودجه را پر نکنید!

 عباس عبدی : با جریمه نقدی دریافتی از بی‌ حجابان چاله‌ های بودجه را پر نکنید!۹-مرداد-۱۴۰۲

چون رژیم فاسدولایت فقیه نامشروع ومنفور وغارتگر وضدمردمی است. بنابراین برای مقابله کردن با مردم ناراضی ومعترض باید ضریب وابستگی اش به ارگان های نظامی وامنیتی واطلاعاتی اش را افزایش دهد اما درشرایطی رژیم فاسدولایت فقیه  این ارگان ها می تواند مدافع خوددرصحنه نگهدارد که ازنظر مالی رضایت کامل شان را جلب کند .برای همین دولت دست نشانده دژخیم رئیسی تلاش می کند باهرترفند وحیله وبهانه ای که شده اقشار اجتماعی راسرکیسه کند تاکسری  بودجه اش را تأمین کند  پس موازی گران کردن کالاها  جریمه نقدی کردن مخالفان حجاب اجباری هم ازسوی قوه فاسدقضاییه اجرامی شود.

عباس عبدی : با جریمه نقدی دریافتی از بی‌ حجابان چاله‌ های بودجه را پر نکنید!

عباس عبدی : مجازات‌های کلان مالی برای پوشش زنان نتیجه ندارد و این کار به نوعی پول درآوردن برای کسری بودجه است که نه قانونی است و نه اخلاقی. به جای آنکه تولید را تقویت کرد، دنبال کاستن از جیب مردم رفته‌اند. می‌دانید چرا؟ چون نمی‌توانید شلاق بزنید و زندان کنید، مردم برای نقض قواعد پوشش تعریف شده؛ چنین مجازات‌هایی را ناپسند می‌دانند، لذا راه میانبر پول درآوردن از طریق جریمه نقدی برگزیده شده است. غافل از اینکه جریمه مربوط به تخلفات و جرایم درجه پایین و عموما بدل از حبس است.عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: در لایحه‌ای که درباره حجاب در دستور کار مجلس قرار گرفته است. دریغ از اندکی تحلیل و توصیف مساله حجاب و پوشش زنان که پیوست هر قانونگذاری باید باشد.آنان به درستی متوجه شده‌اند که ماده قانونی حجاب شرعی که فعلا وجود دارد، ناکارآمد است و قابل اجرا نیست، از این نظر یک گام به جلو برداشته‌اند، ولی با ده گام به پس متوجه نشده‌اند که اگر با مجازات می‌شد مشکل پوشش را حل کرد که همین قانون موجود مجازات لازم را داشت و بازدارنده بود. عجیب‌تر اینکه مجازات‌هایی را برای این جرم که درجه ۸ است، تعیین کرده‌اند که برای مجازات‌های درجه ۳ و ۴ قابل اجراست؟!گام رو به پیش این لایحه حذف عنوان حجاب شرعی است. هنگامی که این عنوان از جرم خارج می‌شود به معنای آن است که شرع در این باره جای خود را به عرف داده است و قانون جدید نمی‌تواند پایه شرعی داشته باشد و اگر قانون جدید بخواهد بر اساس شرع تدوین شود، قطعا شورای نگهبان آن را رد می‌کند، زیرا حجاب شرعی تعریف شده و فراتر از پوشش مجاز در این قانون است و اگر بخواهند که پایه قانون براساس عرف باشد، یک گام مهم برداشته شده است، ولی در این صورت روشن نیست که دریافت‌های عرفی لایحه جدید از کجا آمده است؟ کدام عرف؛ حکم به وجود چنین جرایمی و مجازات‌هایی می‌کند؟جرم به عملی گفته می‌شود که به‌طور معمول افراد از انجام آن شرمنده باشند و منکرش می‌شوند، نه عملی که با افتخار آن را انجام می‌دهند و تعداد مرتکبین آن به صد‌ها هزار و میلیون‌ها نفر می‌رسد.مجازات‌های کلان مالی برای پوشش زنان نتیجه ندارد و این کار به نوعی پول درآوردن برای کسری بودجه است که نه قانونی است و نه اخلاقی. به جای آنکه تولید را تقویت کرد، دنبال کاستن از جیب مردم رفته‌اند. می‌دانید چرا؟ چون نمی‌توانید شلاق بزنید و زندان کنید، مردم برای نقض قواعد پوشش تعریف شده؛ چنین مجازات‌هایی را ناپسند می‌دانند، لذا راه میانبر پول درآوردن از طریق جریمه برگزیده شده است. غافل از اینکه جریمه مربوط به تخلفات و جرایم درجه پایین و عموما بدل از حبس است.به علاوه فرض کنید تا حدودی این قانون موفق شود، حتی در این صورت مساله حجاب را بدتر می‌کند، زیرا در فضا‌های دیگر چنان رواج خواهد یافت که فکرش را هم نمی‌توانید بکنید.این راه نمایندگی مردم نیست. چه راهی جلوی روی شما وجود دارد؟ راه اول تاکید بر قانون موجود و رعایت حجاب شرعی است. البته قانون موجود از حیث شرعی هم اشکالاتی دارد. مثلا غیرمسلمانان و افراد سالمند را نیز شامل می‌شود که درست نیست. آن‌ها را مستثنا کنید و تاکید را بر حجاب شرعی بگذارید، آنگاه نمی‌توانید خانم وزیر خارجه لیبی را با این حجاب پذیرا شوید. ضمنا خانم‌های خارجی و غیرمسلمان نیز نیازی به انداختن شال یا روسری ندارند، غیرمسلمانان ایرانی هم مستثنا می‌شوند. همچنین اگر این سیاست را پیش بگیرید، دیگر نمی‌توانید در هیچ جا از جمله راهپیمایی‌ها و مراسم رسمی و انتخابات و... از زنانی استقبال کنید که فاقد حجاب شرعی هستند (بر اساس حجاب شرعی فقط گردی صورت و دو کف دست می‌تواند پیدا باشد) و به‌طور قطع باید همه زنانی که این حد از حجاب را رعایت نمی‌کنند، مجازات کنید.اگر ذره‌ای صداقت دارید، این مسیر را بروید. این مسیر قطعا شکست خورده است به دلیل همین وضعی که می‌بینیم.راه دوم این است که مساله را عرفی در نظر بگیرید که همین لایحه درصدد عرفی کردن موضوع است. در این صورت هیچ راهی نیست جز اینکه مبتنی بر عرف جامعه، یعنی اکثریت مردم باشد و با مشارکت همگان قانون متعادلی را بنویسید و قانون را منبع درآمدزایی و فشار به مردم نکنید.راه سومی که قابل اجرا باشد، وجود ندارد. حذف عنوان حجاب شرعی مثل ستون خیمه‌ای است که از زیر پای قانون کشیده‌اید و دیگر هیچ قانونی غیر از جایگزین کردن ستون عرف جوابگو نخواهد بود و این لایحه هیچ تناسبی با عرف جامعه ایران ندارد و جز ایجاد بحران کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد.

سقوط هواپیما / ۲ نفر کشته شدند (+ تصویر )

 سقوط هواپیما / ۲ نفر کشته شدند (+ عکس )۹-مرداد-۱۴۰۲

دررژیم قرون وسطایی ولایت فقیه هواپیماهای فرسوده مسافری هنگام پرواز دچارنقص فنی وسانحه می شوندوهواپیماهای آموزشی هم سقوط می کنند وموجب مرگ خلبان و...می شوند.

سقوط هواپیما / ۲ نفر کشته شدند (+ عکس )

حدود ساعت پنج صبح امروز یک فروند هواپیما ( هواپیمای آموزشی ) در فرودگاه پیام کرج سقوط کرد و علت آن در دست بررسی است.براثر سقوط یک فروند هواپیمای آموزشی در فرودگاه پیام کرج 2 سرنشین آن جان باختند.مدیر روابط عمومی فرودگاه بین المللی پیام کرج در گفتگو با ایسنا با اشاره به وقوع حادثه هوایی در فرودگاه پیام اظهار کرد: حدود ساعت شش صبح روز دوشنبه ۹ مرداد ماه، یک فروند هواپیمای آموزشی قبل از ورود به باند پرواز و در حال فرود دچار سانحه شد و سقوط کرد.وی توضیح داد: متاسفانه هر دو سرنشین این هواپیما بر اثر شدت جراحت وارده در دم جان باختند.جزئیات سقوط هواپیمای آموزشی فرودگاه پیام-فرودگاه بین‌المللی پیام جزئیات سقوط هواپیمای آموزشی که صبح امروز دوشنبه در فرودگاه پیام مستقر در استان البرز سقوط کرد را تشریح کرد.بنا به این گزارش؛ این حادثه ساعت ۵:۴۵ دقیقه امروز  به علت مشکل فنی در  انتهای باند پروازی فرودگاه پیام رخ داد.این هواپیما متعلق به شرکت خدمات هوایی بوتیا ماهان است که تیم بررسی از هواپیمایی کشوری در حال بررسی علت اصلی سقوط این هواپیما هستند.۲ سرنشین  به نام‌های امیرحسین محمودی دانشجوی خلبانی و نوید عربی مقدم مربی خلبانی در این حادثه جان خود را از دست دادند.

سقوط هواپیما در کرج

لاشه سقوط هواپیما در فردوگاه پیام کرج

لاشه سقوط هواپیما در فردوگاه پیام کرج

لاشه سقوط هواپیما در فردوگاه پیام کرج

 

واقع بینی به جای پوپولیسم

 واقع بینی به جای پوپولیسم ۹-مرداد-۱۴۰۲

نه واقع بینی درکارنیست که طی ۴۴ سال عوامفریبان حاکم دین فروش رژیم فاسدولایت فقیه زیر سنگر دین ابزاری شده تخته گاز تاخته اند وبه هرگونه انتقاد و واقعیت گرایی نه بهایی نداده که سخت باآن مبارزه کرده اند تابتوانند فرصت طلبانه دکان شان را بابهانه های مختلف از جمله روضه دشمن بیگانه شناسی که همه جاحضور ودست دارد وعامل هر اعتراض ونارضایتی وکمبود ورشدتورم وگرانی وفقروبیکاری است همراه با موض زن ستیزی ودفاع ازحجاب اجباری... حفظ کنند.

‪ / ژوبین صفاری طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار با عنوان واقع بینی به جای پوپولیسم نوشت: چند سال گذشته تورم بهعنوان مهمان اصلی اقتصاد، سبب شده تا شکاف طبقاتی همچنان بیشتر شود و ذی‌نفعان بسیاری نیز پیدا کرده است. طی دو سال گذشته نیز علی‌رغم وعده‌های داده شده اتفاق بهتری رخ نداده و حتی در مقاطعی رکورد شکنی‌هایی نیز در خصوص تورم صورت گرفته است. تعویض‌های فراوان مدیریتی طی این دو سال نشان از ناکارآمدی در برابر موج نابسمانی اقتصادی دارد. هرچندکه واقع بینانه و منصفانه باید گفت مشکلات اقتصادی محصول امروز و دیروز نیست. با این همه، اما چیزی که در این میان بیشتر جلب توجه می‌کند، عدم توجه به واقعیت‌های موجود مشکلات مردم است. نقدی که به دولت گذشته نیز وارد بود عدم درک صحیح از واقعیت مردم بود. اما این دولت نیز پا را فراتر گذاشته و برخی دولتمردان به سیاق دولت‌های نهم و دهم پا در ورطه پوپولیسم می‌گذارند. بی‌خوابی رئیس دولت از گرانی و … مطرح کردن این دست مسائل همان رویه‌ای است که در دهه هشتاد آزموده شد و البته امروز دیگر کارکردی ندارد. واقعیت آن است که برای مردم نمود عینی عملکرد‌ها اهمیت دارد و نه آنچه که بهعنوان حواشی مطرح می‌شود. درواقع این بی‌خوابی‌ها زمانی ارزشمندتر می‌شود که منتج به نتیجه مطلوب شود. تردیدی نیست که بخشی از آنچه امروز در سپهر سیاسی رخ می‌دهد محصول انباشت مشکلات از گذشته نیز هست، اما واقعیت آن است که تا زمانی که رویکردمان به اقتصاد، جامعه و فرهنگ واقع بینانه و علمی نباشد، اصلاحی در روند‌ها صورت نمی‌گیرد. همچنان که در عرصه اجتماعی و فرهنگی نیز برخی رویکرد‌ها به سیاق دهه‌های گذشتهاست. محدود کردن رسانه‌های رسمی از آن جمله است که نتیجه آن میدان داری رقبای بی هویت و اصالت است تا از این محاق نقد و نهیب‌ها بهره لازم را برده و فضای رسانه‌ای را آنطور که می‌خواهند هدایت کنند. واقعیت آن است که آنچه آزموده شده را نمی‌توان در بستر امروز دوباره آزمود و نتیجه مطلوب کسب کرد. مردم این عصر بسیار متفاوتتر از گذشته شده‌اند و مسائل را با واقع بینی بیشتری رصد می‌کنند بنابراین بهتر است به زبان واقعی مردم نزدیک‌تر شد تا شکاف‌ها هر روز عمیقتر از گذشته نشود. وضعیت معیشت مردم خوب نیست، تورم کمر بسیاری از مردم را شکسته و راه حل آن در اولویت قرار دادن مسائل اقتصادی و پذیرش و اصلاح خطاهاست. بی‌خوابی بهتن‌هایی کارساز نیست

فیلم سیل در جیرفت کرمان/ قطع برق ۱۳ روستا

 سیل در جیرفت کرمان/ قطع برق ۱۳ روستا، سقوط ۲۸ تیر فشار قوی و انسداد جاده فاریاب۹-مرداد-۱۴۰۲

بارندگی تابستانی به جای جبران کردن کمبودآب درشرایط خشک سالی وکم آبی ولی به دلیل عدم مدیریت تبدیل شده است به جای زیرابروبرداشتن چشم کور کند چون  موجب سیل و موجب قطع برق  ۱۳ روستا شده است.

سیل در جیرفت کرمان/ قطع برق ۱۳ روستا، سقوط ۲۸ تیر فشار قوی و انسداد جاده فاریاب

سیل در جیرفت کرمان باعث قطع برق خسارت به تاسیسات برق و ... شد.فرماندار شهرستان جیرفت کرمان گفت: برق ۱۳ روستای شهرستان جیرفت بر اثر سیلاب و بارندگی های رگباری امروز یکشنبه قطع شده است.احمد بلندنظر در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: ۲۸ تیر برق فشار قوی و ضعیف در بخش اسماعیلیه و مرکزی به دلیل بارندگی های رگباری امروز از جا کنده شده و توسط سیلاب جابجا شده است.وی با اشاره به اینکه مسیر ارتباطی شهر جیرفت به بخش اسماعیلی و شهرستان فاریاب هم بر اثر طغیان رودخانه و شکستن یک دهانه پل از پنج عصر مسدود است ادامه داد: یک دهانه پل در روستای آبگرم کوهبویه تخریب شده است و کارکنان راهداری در حال بازسازی این راه هستند.بلندنظر با بیان اینکه بررسی ها برای خسارات احتمالی بیشتر ادامه دارد اضافه کرد: بارندگی از ساعت چهار در قسمت های بالادست و کوهپایه ای آغاز شده و سیلاب از بالادست به پایین دست آمده است.هواشناسی کرمان اخطار داده بود که امروز و فردا مانند روزهای گذشته با رشد ابرهای همرفتی در مناطق جنوبی این استان، احتمال وجود ابرهای پراکنده، بارش باران همراه با رعد و برق و احتمال طغیان رودخانه‌های فصلی وجود دارد.