مردم له میشوند۱۶-اردیبهشت-۱۴۰۲
خشم ونارضایتی واعتراض کنونی مردم ایران که همراه با فریادمرگ بردیکتاتور وخامنه ای وبسیجی و سپاهی است نتیجه اعمال سیاست وتبعیض ورانت وفساد حاکمان رژیم ضدمردمی وفاسدولایت فقیه طی ۴۴ سالاست که مردم ایران را له کرده چون درگیر گرانی وفقر وبیکاری و.... نموده است.
محمدصادق جنانصفت طی یادداشتی در شماره امروز جهان صنعت نوشت: میلیونها ایرانی ساکن در سرزمین پهناور ایران از نظر کسبوکار و معیشت در تنگنا قرار دارند و این چیزی است که حالا و پس از مدتها انکار، مقامهای سیاسی و دارای سطح نفوذ در تصمیمگیری نیز به آن اعتراف میکنند. متاسفانه سیاستهای اقتصادی اتخاذشده از سوی دولت سیزدهم به دلایل گوناگون …از جمله سیاست خارجی سیمانیشده ایران و ناتوانی برنامهریزان اقتصادی به دلیل فقدان دانش و تجربه، چشمانداز روشنی را نشان نمیدهد که شهروندان به امید آن، تیرهروزیها را بر دوش بکشند. شوربختانه پیشبینیهای اقتصاددانانی مثل هاشم پسران و سیدهادی صالحیاصفهانی که در خارج از ایران درس میدهند و اقتصاددانان باتجربه ایرانی و همچنین صندوق بینالمللی پول نشان میدهند اقتصاد ایران به رغم خوشخیالی دولت باز هم تورم بالایی را برای سال ۱۴۰۲ تجربه خواهد کرد و برخی باور دارند با این دستفرمانی که پیش میرویم شاید ابرتورم را نیز تجربه کنیم. از سوی دیگر پیشبینیها نشان میدهد اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲- منطبق با ۲۰۲۳- در مرز دو درصد متوقف خواهد شد که البته رشدی بیکیفیت و بر پایه رشد تولید و فروش نفت و گاز و فرآوردههای وابسته به این دو کالا خواهد بود.به این ترتیب پیشبینیها این است که شهروندان به ویژه گروههای کمدرآمد و حقوقبگیران زیر بار آوار تورم له خواهند شد و قدرت خریدشان باز هم کاهش مییابد. شهروندان در این وضعیت چه کاری میتوانند کنند؟ یک کار این است که بنا به صلاحدید وزیر کار قناعت کنند و کر و کور شوند و چیزی نشنوند و نگویند و امیدوار باشند مسائل بیرونی حل شود و از آن مسیر به رفاه مادی ایرانیان نیز گوشهچشمی انداخته شود. راه دیگر پیش پای شهروندان این است که از راههای مداراجویانه و آرام و در چارچوبهای موجود اعتراض و گلایه خود را به وضعیت پیش آمده نشان دهند و به ادارهکنندگان نظام و دولت یادآور شوند که کمرشان زیر بار تورم خم شده و تابآوریشان به نقطه شکننده رسیده است.دولت سیزدهم که خود را پیشگام اداره کشور میداند و دیگر نهادهای قدرت باید چه کنند؟ یک راه آنها این است که همین فرمان را سفتتر از هرگاه دیگر در دست بگیرند و به شهروندان باز هم وعده دهند روزگارشان بهتر خواهد شد و آنها را امیدوار کنند که به زودی استکبار آمریکا شکست خواهد خورد و عامل بدبختی مردم نابود میشود و… آیا این چشمانداز با توجه به تجربه ۴۳ سال سپریشده باز هم روشن و امیدوارکننده است؟ راه دوم، اما این است که تجدیدنظر اساسی در بنیانهای اندیشه و نگاه به واقعیتهای جهانی و آرایش قدرت در جهان کنند و از رویای شکست زودهنگام استکبار بیرون آیند و توجه داشته باشند که نمیتوان بیش از این کشور و مردم را به این امید اداره کرد. فاند، بلکه برای کفار و مشرکان، خرج کنیم.