پروژه آشوب نگرفت دست رد مردم به سینه پادوهای اسرائیل

اوین نامه کیهان ۱۱دی ۱۴۰۴

گزارش خبری تحلیلی اوین نامه کیهان

پروژه آشوب نگرفت دست رد مردم به سینه پادوهای اسرائیل

مثل همیشه سربازجوشریعتنداری برای دورزدن عملکرد ۴۷ ساله ضدمردمی ولایت فقیه دراوین نامه کیهانش انجام وظیفه کرده است .زیرا ازهمه تجربیات ۴۷ ساله وارونه ودروغ گویی وسناریو سازی واتهام زنی وآدرس غلط دادن برای نه کتمان کردن واقعیت که برعکس کردن آن پیرامون اعتراضات ادامه دار که ازبازار به دلیل افزایش قیمت ارز ودلار شروع شد. سپس دانشجویان دانشگاه ها وارد صحنه اعتراضی شدند. بعددامنه اعتراضات به شهرهای دیگر کشیده شده و همچنان ادامه دارد. بنابراین اوین نامه کیهان تلاش مذبوحانه کرده است تابرای پاک کردن نقش خامنه ای رمال وروضه خوانی های دشمن شناسانه ضدآمریکایی واسراییلی وبرنامه های هسته ای وموشکی وگروه های نیابتی درمنطقه عامل تشدید کننده تحریم ها ورشد وتورم وگرانی ها و بحران اقتصادی وکسادی بازار و خالی شدن سفره ها بوده که سرانجام موجب  اعتراضات شده است . اماا وین نامه سربازجوی شریعت نداری با حمایت کامل خامنه ای رمال  گزارش تحلیلی این چنینی پروژه آشوب نگرفت دست رد مردم به سینه پادوهای اسرائیل داده است .تاوانمود کند عامل نارضایتی و اعتراضات  اسراییل ورسانه های فارسی زبان حامی اش همچون اینترنشنال  است و مخالفین وپپادوهای داخلی اسراییل وآمریکا واسراییل را ضمیمه کرده است . مهمتر این عنصر فوق العاده تابلوو منفور ه همچون رهبر منفورش خامنه ای رمال نماینده وسخنگو ووکیل مدافع مردم ایران شده و نتیجه گیری کرده است که مردم ایران باعدم پیوستن به معترضان برنامه  سازماندهی شده از سوی رسانه ها ومهره های اسراییلی  وبلندگوهای تبلیغاتی شان با مطرح کردن رضا پهلوی وپادوهای داخلی شان را خنثی کردند. وبرای اثبات ادعای خود چنین گزارش تحلیلی داده است:

دست ردّ ملت ایران به سینه پادوهای اسرائیل و آمریکا نشان داد، این بار نیز پروژه آشوب نگرفت؛ چرا که جامعه نجیب و بصیر ایرانی تفاوت اعتراض با آشوب را به‌خوبی می‌شناسد و اجازه نمی‌دهد مطالبات اقتصادی به ابزار بی‌ثبات‌سازی کشور بدل شود. اکنون نوبت مسئولان است که پای کار بیایند و با قدردانی عملی از مردم، با تصمیمات جدی و شجاعانه ثبات اقتصادی را تضمین کنند.نوسان‌های نرخ ارز و بی‌ثباتی قیمت‌ها در ماه‌های اخیر، بار دیگر فشار مضاعفی بر زندگی روزمره مردم وارد کرد؛ فشاری که روز دوشنبه خود را در قالب تجمع‌های محدود صنفی در حوالی بازار تهران نشان داد. این تجمع‌ها، بیش از آنکه ماهیتی سیاسی داشته باشند، واکنشی به نااطمینانی اقتصادی و مطالبه‌ای روشن برای ساماندهی بازار ارز و مهار گرانی بودند.اما تجربه‌های پیشین نشان داده است که هرجا اعتراض صنفی و اقتصادی شکل می‌گیرد، جریان‌های معاند و اتاق‌های فکر بیرونی، آن را فرصتی برای موج‌سواری و پروژه‌سازی می‌دانند. این‌بار نیز چنین شد؛ با این تفاوت که مردم و بازاریان، پیش از آنکه سناریوی آشوب‌سازان مجال اجرا پیدا کند، خط خود را از آن جدا کردند. پروژه‌ای که قرار بود از دل نارضایتی اقتصادی، آشوب تولید کند، در همان گام‌های نخست متوقف شد. دست رد مردم به سینه پادوهای رسانه‌ای و میدانی اسرائیل و هم‌پیمانانش، بار دیگر نشان داد جامعه نجیب ایرانی، تفاوت «اعتراض» و «آشوب» را به‌خوبی می‌شناسد و در زمین دشمن بازی نمی‌کنند تبدیل اعتراض صنفی به اغتشاش امنیتی. برای این کار، ابزارهای شناخته‌شده‌ای به‌کار گرفته شد؛ از بزرگ‌نمایی تجمع‌های محدود در رسانه‌های برون‌مرزی تا انتشار ویدئوهای تقطیع‌شده،کشته‌سازی، تصاویر قدیمی یا حتی جعلی و روایت‌سازی‌هایی که واقعیت میدانی را وارونه جلوه می‌داد.چند ساعت پس از تجمع‌های محدود، فعالیت رسانه‌های معاند و شبکه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی به‌طور محسوسی افزایش یافت. سفیر رژیم اسرائیل در فرانسه، با پیامی به زبان فارسی در شبکه ایکس، مبنی بر «آغاز دوران جدید فرارسیده است.» صراحتاً خواستار شعله‌ور شدن اعتراضات در ایران شد.در این میان، ورشکستگان سیاسی نیز بیکار ننشستند. مریم رجوی، سرکرده گروهک تروریستی منافقین که سال‌هاست از خاک فرانسه علیه مردم ایران پیام صادر می‌کند، بار دیگر خواستار شورش و اقدامات ضدامنیتی شد؛« عموم مردم به‌ویژه جوانان مبارز و شورشی را به همبستگی و حمایت از خیزش بازاریان فرا می‌خوانم.» در سوی دیگر، رسانه‌ها و مزدبگیران رضا پهلوی تلاش کردند به اعتراضاتی که عملاً فروکش کرده بود، «تنفس مصنوعی» بدهند.روایت‌سازی، آمارسازی و القای تداوم اعتراض، بخشی از این تلاش بود. اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گفت: تجمع‌های محدود، با هوشیاری کسبه و مردم، پایان یافته بود و بازار به روال عادی بازگشته بود.سناریوی پادوها چه بود؟هدف دشمن در این مقطع زمانی مشخص بود. سناریویی چندمرحله‌ای طراحی شده بود که نقطه آغاز آن، ورود بازاریان به صحنه اعتراضات بود. بازار، به‌عنوان یک نماد تاریخی و اقتصادی، همواره برای طراحان بی‌ثباتی جذاب بوده است. محاسبه آنان این بود که اگر بازار ملتهب شود، موج اعتراض به سایر لایه‌های اجتماعی سرایت می‌کند.مرحله دوم، «بزرگ‌سازی رسانه‌ای» اعتراضات محدود بود؛ همان تئوری معروف «گلوله برفی در سراشیبی». اعتراض کوچک باید آن‌قدر در فضای مجازی و رسانه‌ای به ان دامن زد تا به‌عنوان یک «خیزش سراسری» - شما بخوانید آشوب - جا زده شود. در این مرحله، پادوهای رسانه‌ای، سلبریتی‌های فریب‌خورده و شبکه‌های مجازی وابسته، نقش پیاده‌نظام را بازی می‌کنند. مرحله سوم، فعال‌سازی هسته‌های خاموش بود؛ هسته‌هایی وابسته به منافقین و سلطنت‌طلبان که بنا بر اعتراف خودشان، برخی از آنها مسلح و آموزش‌دیده‌اند. در این سناریو، اعتراض اقتصادی به خشونت خیابانی و ناامنی زنجیره‌ای تبدیل می‌شود..مسئولان، به‌ویژه قوه مجریه، باید فراتر از تغییرات محدود مدیریتی حرکت کند. ثبات اقتصادی، نیازمند تصمیمات شجاعانه، هماهنگی نهادی و گفت‌وگوی صادقانه با مردم است. مجلس نیز در این مسیر، نقش مکمل و نظارتی خود را باید ایفا کند.ما در شرایط «جنگ اقتصادی» قرار داریم؛ جنگی که قواعد خاص خود را دارد. تورم در شرایط عادی یک مسئله است، اما در جنگ اقتصادی، صرفا وجه اقتصادی ندارد. اقتصاد، سیاست و رسانه، همگی نیازمند آرایش جنگی‌اند. اگر بازار با هر شایعه، هر اظهارنظر و هر تکانه‌ای دچار تلاطم می‌شود، این نشانه خلأ در آرایش اقتصادی و رسانه‌ای ماست. نمی‌توان انتظار داشت بازار و مردم، بار همه ضعف‌ها را به دوش بکشند.در حقیقت مردم ایران، با وجود فشار معیشت و تنگنای اقتصادی، یک‌بار دیگر نشان دادند که درد دارند، اما فریب نمی‌خورند. ملت پروژه‌ای را زمین‌گیر کرد که پس از شکست دشمن در جنگ 12 روزه، ماه‌ها برای آن سرمایه‌گذاری رسانه‌ای و امنیتی شده بود؛ بازار ملتهب نشد، خیابان به آشوب کشیده نشد و سناریویی که قرار بود از نارضایتی نان، ناامنی بسازد، پیش از اجرا فرو ریخت. اما این پایان ماجرا نیست. وقتی مردم با نجابت و هوشیاری ایستادند، حالا نوبت مسئولان است که قامت راست کنند. دیگر زمان تعارف، بی‌خیالی، روضه‌خوانی، آزمون ‌و خطا و تصمیم‌های نیم‌بند گذشته است. کشور در میانه جنگ اقتصادی است و جنگ، آرایش می‌خواهد؛ آرایش مدیریتی، اقتصادی و رسانه‌ای. مردمی که آشوب را پس زدند، سزاوار ثبات‌اند، نه وعده. امروز توپ در زمین مسئولان است؛ اگر این فرصت هم بسوزد، هیچ کس مقصر نخواهد بود جز کوتاهی خودمان.