لیدر اغتشاشات زنجان ضمن اعتراف به آشوب کشیدن شهر زنجان در 18 دی ماه گفت: تا توانستم آشوب به پا کردم.به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، به همت پاسداران گمنام سپاه زنجان یکی دیگر از لیدرهای اغتشاشات دستگیر شد.این لیدر اغتشاشات که تا توانسته 18 دی ماه شهر زنجان را به آشوب کشیده است در اعترافات خود میگوید: پرچم ایران را آتش زدم و انداختم زمین تا لگدمال کنند. مأموران بارها گفتند بروید سر خانه زندگیتان ولی خودم گفتم فضا را مدیریت میکنم، جمعیت را جمع کردم و به سمت حوزه علمیه رفتیم.این لیدر گفت: روز چهارشنبه در اکسپلور اینستاگرام در حال چرخیدن بودم که پیج شبکه من و تو در زمینه فراخوان رضاپهلوی مطلب گذاشته بود. قبل از اینکه برم با دوستم مشورت کردم ولی دوستم چون در اغتشاشات 1401 شرکت کرده بود با رفتنمان به بیرون مخالفت کرد.وی ادامه داد: بالاخره تصمیم گرفتم که به خاطر فراخوان بیرون بروم. به صورت عادی به سمت میدان انقلاب در حال حرکت بودم. مشاهده کردم که دور میدان انقلاب ماموران ایستاده اند. ابتدا مشاهده کردم کاسبان به صورت محدود گردهم آمدند و به گرانی خیلی عادی اعتراض میکنند. در وهله نخست فقط اعتراض به گرانی بود و هیچ گونه اغتشاشی نبود. این لیدر گفت: یکی از ماموران هم با بلندگو گفت که ما وضعیت گرانی را میدانیم و درکتان میکنیم ولی خواهشا اینجا جمع نشوید. ولی ما به صحبتهای ماموران اعتنا نکردیم و همانجا ماندیم.
حمله به حوزه علمیه-وی افزود: ولی من گفتم که متفرق نشویم و باهم شویم و شعار بدهیم. کنترل اوضاع را به دست گرفتم تا اجازه ندهم جمعیت کمتر شوم. من یک فکری به ذهنم رسید و تصمیم گرفتیم با سنگهای اطراف خیابان به حوزه علمیه زنجان حمله کنیم تا با تحریک کردن مردم باعث افزایش جمعیت شویم.آتش زدن پرچم-این لیدر اغتشاشات زنجان گفت: هدفمان از پرتاب سنگ به سمت حوزه علمیه این بود که اطرافیانمان را جوگیر کنیم و به جمعیت خودمان ملحق کنیم. در همین حال تصمیم گرفتم که یک کاری انجام بدم که بیشتر جمعیت را تحریک کنم و تصمیم گرفتم پرچم ایران را بسوزانم.حمله به دوربینهای مداربسته-بعد از آن تصمیم گرفتیم یک تابلو را از جا دربیارم و آن را به سطل آشغال بکوبم تا تولید صدا برای تحریک مردم کند. بعد از آن نیز تصمیمم بر آن شد که دوربین های مداربسته را بشکونیم تا توانایی فیلم گرفتن نداشته باشد. مدام سعی داشتم با شعار "نترسید نترسید ماهمه باهم هستیم" مانع متفرق شدن جمعیت شوم. تلاش کردم با جمع کردن سطل آشغالها و سوزاندن آنها تلاش کردم سنگری برای خودمان برای محافظت از دود گاز اشک آور درست کنیم.