جلالی: همسویی تهران و مسکو پاسخی بازدارنده به غرب است

جلالی: همسویی تهران و مسکو پاسخی بازدارنده به غرب است۷-بهمن-۱۴۰۴ 

چرا  حال که  احتمال حمله آمریکا به ایران بالا گرفته است .سفیر رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه درمسکو  مجبور شده است تا بطور وارونه ودروغ مدعی شود که همسویی تهران بامسکو پاسخی بازدارنده به غرب است . اماوی نگفته است که آزموده را آزمودن خطاست . چون چنددهه است که همسویی تهران با مسکو وجودداشته است که همراه با صرف هزینه های سنگین  تحمیل شده یک طرفه به ایران بوده است که شامل برنامه های  نیروگاه اتمی بوشهر ومدام دبه درآوردن  وباج گیری کردن وتأخیر انداختن تحویل سوخت هسته ای  از سوی روس هامی شود .همین طور خرید موشک های اس ۳۰۰ که بادریافت پولش چندسال طول کشید تا  زمان ازرده خارج شدن شان آنگاه تحویل داده  شد ودر جنگ ۱۲ روزه نابودشدند . همین طور مذاکرات هسته ای که با گروکشی وموش وگربه بازی کردن روس ها درمذاکرات موجب تحریم ها وتشدیدآن ورشد بی وفقه تورم وگرانی گردید . مکمل  آن خیانتی که روس ها با اسراییلی هادرپشت پرده در سوریه سقوط کردند . سپس نیروهای سپاه تروریست قدس وگروه های نیابتی اش ازسوریه اخراج  گردیدند . هم چنین  عدم موافقت فروش موشک اس ۴۰۰ و سوخوی ۳۵  از سوی روسیه وعدم حمایت شان درجنگ خفت بار وتحقیر آمیز پرتلفات وپرخسارت ۱۲ روزه  مقابل اسراییل و آمریکا  بخشی دیگر ازادعای دروغ  نقش بازدارندگی  روس ها مقابل  غرب  و...بوده است؟

سفیر ایران در روسیه بیان کرد که همسویی ایران و روسیه در برابر غرب با هدف بازگشت نظمی متعادل است.به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم، کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه در یادداشتی در روزنامه "کامرسانت" نوشت: وقایع آغازین سال 2026، از جمله اقدام غیرقانونی در قبال رئیس‌جمهور ونزوئلا و اقدامات سازمان‌یافته تروریستی برای ایجاد بی‌ثباتی در ایران (ژانویه 2026)، مصادیق بارز نقض منشور ملل متحد و حاکمیت منطق زور بر قدرت قانون است. این جلوه‌های عریان از «مهندسی ویرانی»، ثابت می‌کند که واشنگتن و متحدانش، حاکمیت ملی را تنها تا زمانی محترم می‌شمارند که در خدمت سلطه‌گری آن‌ها باشد.بیشتر بخوانید-رایزنی مقام ارشد روسیه با گروسی درباره ایران-مقام روس: هرگونه مداخله در امور داخلی ایران را قاطعانه مردود می‌دانیم-متن این یادداشت به‌شرح زیر است:جهان معاصر با چالشی بنیادین مواجه است که می‌توان آن را گذار مخاطره‌آمیز از «نظم قاعده‌مند» به «منطق زور» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن قدرت عریان عملاً جایگزین موازین حقوق بین‌الملل شده است و قواعد حقوقی تنها در راستای تثبیت هژمونی قدرت‌های سلطه‌گر تفسیر می‌شوند، در این میان، رویکردهای مداخله‌جویانه آمریکا با ایجاد چرخه‌های خشونت و تضعیف ساختارهای ملی، بستری برای بروز بی‌ثباتی مزمن و آنارشی سیستماتیک فراهم آورده است.هنگامی که راهبرد «تغییر رژیم» به بخشی از دکترین‌های رسمی سیاسی بدل می‌گردد و تحریم‌های فرامرزی به‌عنوان ابزارهای قهرآمیز دیپلماسی به‌کار گرفته می‌شوند، مفهوم «حاکمیت قانون» در روابط بین‌الملل دچار فرسایش جدی می‌شود، در چنین فضایی، امنیت ملی کشورها نه بر پایه معاهدات حقوقی، بلکه بر اساس اولویت‌های ژئوپولیتیک قدرت‌های مداخله‌گر [غربی] بازتعریف می‌شود.تجربه تاریخی ثابت کرده است که عدول از نظم حقوقی، نه‌تنها صلحی به‌ارمغان نمی‌آورد، بلکه با ایجاد کانون‌های آشوب، امنیت کل نظام را به مخاطره می‌اندازد.وقایع آغازین سال 2026، از جمله اقدام غیرقانونی در قبال رئیس‌جمهور ونزوئلا و اقدامات سازمان‌یافته تروریستی برای ایجاد بی‌ثباتی در ایران (ژانویه 2026)، مصادیق بارز نقض منشور ملل متحد و حاکمیت منطق زور بر قدرت قانون است، این جلوه‌های عریان از «مهندسی ویرانی»، ثابت می‌کند که واشنگتن و متحدانش، حاکمیت ملی را تنها تا زمانی محترم می‌شمارند که در خدمت سلطه‌گری آن‌ها باشد.در این دوران گذار، تقابل میان «نظم چندجانبه‌گرا» و «یک‌جانبه‌گرایی مداخله‌جویانه»، ضرورت تقویت همکاری‌های راهبردی میان کشورهای مستقل را دوچندان کرده است. در مواجهه با این بی‌نظمی تحمیلی [آنارشی جنگل‌گونه]، تقویت پیوندهای سیاسی و دفاعی میان جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه، فراتر از یک انتخاب تاکتیکی، ضرورتی استراتژیک برای صیانت از امنیت ملی و ثبات منطقه‌ای محسوب می‌شود.همسویی تهران و مسکو، پاسخی مشروع و بازدارنده به تلاش‌های نظام‌مند غرب برای حاشیه‌نشین کردن بازیگران مستقل و ایجاد کانون‌های بحران در اوراسیا و غرب آسیا است. هدف این همکاری‌ها، بازگشت به نظمی متعادل است که در آن حل‌وفصل منازعات نه از طریق تهدید و ابزارهای نظامی، بلکه از مجرای دیپلماسی اصولی و احترام به حوزه‌های نفوذ و امنیت ملی کشورها صورت پذیرد.جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر ضرورت گذار به نظمی متوازن، بر این باور است که امنیت پایدار تنها از مجرای دیپلماسی اصولی و احترام متقابل به امنیت ملی و حوزه‌های نفوذ دولت‌ها محقق می‌شود. در شرایطی که جایگزینی «حقوق بین‌الملل» با «یکجانبه‌گرایی و مداخلات فراقانونی»، ثبات جهانی را با مخاطره مواجه ساخته است، تعمیق همکاری‌های راهبردی با فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین، تلاشی هدفمند برای صیانت از ثبات منطقه‌ای و مقابله با الگوهای آنارشیستی و آشوب‌ساز تلقی می‌شود.