(طنز) آخر خلاف ایرانی‌ها در سنین مختلف!

ایمان پیربرناش روزنامه قانون نوشت:در خبرها آمده بود تهدیدات یک مرد مست استرالیایی موجب فرود اضطراری یک بوئینگ 777 در بالی اندونزی شد. این فرد ادعای هواپیماربایی کرده بود اما نگو فقط ادعا داشته و نتوانسته کارش را درست انجام دهد. او سپس توسط پلیس دستگیر و به زندانی در استرالیا منتقل شد.
برای اینکه به این مرد یاد بدهیم خلاف چیست و چطور خلاف می‌کنند، چند نمونه از خلاف‌های ایرانی‌ها را در زیر می‌آوریم:
دوران کودکی
بزرگ‌ترین خلاف ایرانی‌ها در کودکی، سر پا گرفتن خود در تختخواب شان است. یعنی تا سه سالگی که پدر و مادر آنها را کهنه می‌گیرند، از آن تاریخ به مدت 9 سال در رختخوابشان باران می‌بارد. 12 سالگی هم کم سنی نیست‌ ها. حالا بماند پسرخاله خودمان تا 17 سالگی این مشکل را داشت و تقریبا سه ماه قبل از ازدواجش مشکلش با باران حل شد. اتفاقا اسم همسرش هم باران است!
دوران نوجوانی
خلاف نوجوانی که آخر استرس بود. در خیابان می‌ایستادیم و دوستمان را که می‌دیدیم می‌گفتیم بیا برویم منزل دوست‌ دیگرمان که پدر و مادرش رفته‌اند سفر. او هم قبول می‌کرد و سه کوچه بالاتر جلوی خانه که می‌رسیدیم به دوستمان می‌گفتیم زنگ خانه را بزند. تا زنگ را می‌زد فرار می‌کردیم و او تازه متوجه نقشه پلید ما می‌شد که اینجا خانه دوستمان نیست. او هم پا به فرار می‌گذاشت. چند باری البته گیر افتادیم و حسابی کتک خوردیم اما این چیزها ما را از هدفمان دور نمی‌کرد و به کارمان ادامه می‌دادیم. خلاف هزینه دارد و ما هزینه‌اش را می‌دادیم.
دوران جوانی
در این دوران تخلف‌ها کمی متنوع می‌شد. ما شخصا علاقه‌مان به این بود که یک سر و گردن جلوتر از ماشینی که پشت چراغ قرمز ایستاده، ترمز کنیم. یعنی اگر طرف وسط خط عابر هم می‌ایستاد ما باید دقیقا روی خط عابر می‌ایستادیم. مورد داشتیم که طرف روی خط عابر ایستاده بود و مجبور شدیم برویم وسط چهار راه!
خلاف برادرمان در این سن فرق می‌کرد. او علاقه‌اش به آدرس بود. حتما می‌گویید خلاف آدرس دیگر چه نوع خلافی است؟ به این شکل است که تعطیلات نوروز که سرشار از گمشده است، آدرس اشتباه به آنها بدهید. یادمان می‌آید برادرمان یک‌ بار مسافری را به همراه خانواده‌اش به سمت خیابان یک‌طرفه راهنمایی کرد و بنده خدا از ماشینش فقط دو جفت لاستیک باقی مانده بود. بعد از این اتفاق، برادرمان مجبور شد محل کارش را عوض کند و برود سر یک چهارراه دیگر به مردم آدرس اشتباه بدهد.
دوران میانسالی
در این سنین، بزرگ‌ترین خلاف، پیچاندن همسر است. یعنی چندین دوست جمع می‌شوند و همسرانشان را می‌پیچانند تا با استرس همراه با لذت به یک سفر کوتاه‌مدت بروند. یعنی یک نصفه‌روز تا اوشون فشم. بیشترین لذتش جایی بود که همسر دوستان زنگ می‌زدند و تو باید با دهانت صدای کارخانه در بیاوری تا آنها باور کنند در کارخانه مشغول کار هستید. یادش بخیر ابراهیم چنان صدای دستگاه‌ها را در می‌آورد که خود دستگاه در کارخانه سایپا نمی‌توانست اینقدر خوب ادای خودش را در بیاورد.
دوران پیری
بزرگ‌ترین خلاف مسن‌ترها این است که با اینکه کاری ندارند، سوار مترو شوند و جوان‌ها جایشان را به آنها بدهند. آنها هم با سری بالا بگویند: «نه جوون، بشین من راحتم.» بعد با سری بالا و سینه‌ای سپر این‌ طرف و آن‌ طرف را نگاه کنند. حالا بماند شب که به خانه می‌روند کل بدنشان درد می‌گیرد و باید با پماد بیفتند به جانش

(تصایر) رهبرانقلاب در جمع کارگران مپنا

سیدعلی خامنه ای رهبر ولی فقیه برای اینکه از رفسنجانی و وزیر کار دولت روحانی عقب نمانده باشد. زیرا که اینان به مناسبت روز جهانی کار گر چند دیدار نمایشی با کار گران  دست چین شده داشتند .  بنابراین خامنه ای بدونتوجه به این واقعیت که کارگران در بد ترین شرایط طاقت فرسای اقتصادی قرار دارند . زیرا که بیش از 3 برابر کمتر از خط فقر اقتصادی دستمزد دریافت می کنند .  ولی   با حضور  نمایشی- تبلیغی خود در کارخانجات گروه مپنا، ضمن بازدید از بخش های مختلف آن، با کارگران این کار خانه  دیدار  داشت . همینطور  از نمايشگاه توانمندي‌هاي متخصصان، کارشناسان و کارگران اين گروه صنعتي در زمينه هاي طراحي و ساخت صنايع نيروگاهي، نفت، گاز، پتروشيمي و صنايع ريلي بازديد و با هزاران نفر از کارگران این مجموعه دیدار کرد
 
 فرارودر آستانه روز کارگر، رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز با حضور در کارخانجات گروه مپنا، ضمن بازدید از بخشهای مختلف آن، با کارگران دیدار کردند.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام مظم رهبری، در آستانه روز کار و کارگر، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) با حضور در شرکت مدیریت پروژه‌های نیروگاهی ایران (مپنا)، از نمايشگاه توانمندي‌هاي متخصصان، کارشناسان و کارگران اين گروه صنعتي در زمينه هاي طراحي و ساخت صنايع نيروگاهي، نفت، گاز، پتروشيمي و صنايع ريلي بازديد و با هزاران نفر از کارگران این مجموعه دیدار کردند.


(تصاویر) «هامون» زنده شد

تصاویر «هامون» زنده شد. 11 اردیبهشت – 93
اگر چنانچه بدلیل عدم مدیریت  رژیم قرون وسطایی ولایت فقیه نا مشروع  که سرانش بشدت در گیر جنگ قدرت وثروت می باشند . ایران با خطر کم وبی آبی  مواجه است و رودخانه ها وتالاب ها ودر یاچه ها- یکی پس  از دیگری خشک می شوند . ولی بدلیل   جاری شدن سیلاب های اخیر  در ایران و افغانستان  که ناشی از بارندگی های مناسب در جنوب شرق کشور  می باشد . از طرف دیگر گرچه جاری شدن سیل در نوار مرزی  هر دو  کشور موجب تلفات جانی و دامی و خسارات اقتصادی وکشاورزی شده است . ولی از طرف دیگر   باعث آبگیری قسمت هایی از دریاچه هامون شده است و حیاتی دوباره به این تالاب بین المللی بعد از حدود ۱۵ سال خشک سالی بخشیده است. زیرا که بدلیل سیاست مداخله گری در امور داخلی افغانستان دولت افغانستان  تصمیم گرف  تا ورود آب رودخانه  هیرمند  از درون خاک افغانستان به خاک ایران را مسدود کند و فاتحه دریاچه هامون خوانده شود .  اما  اکنون بر اساس برآورد کارشناسان طی هفته جاری کمتر از 10 درصد پهنه 560 هزار هکتاری هامون آبگیری شده که حدود 400 هزار هکتار آن داخل خاک ایران قرار دارد. البته هامون یکی از تالاب های مهم دنیا و بزرگترین دریاچه آب شیرین در سراسر فلات ایران محسوب می شود که مشترک بین ایران و افغانستان و دارای سه بخش هامون پوزک، هامون صابوری(شاپوری) و هامون هیرمند است که در مجموع تالاب بین المللی هامون را تشکیل می دهند.این تالاب در  استان محروم سیستان و بلوچستان و در فاصله 200 کیلومتری شمال زاهدان مرکز این استان در حوره آبریز پنج شهرستان زابل، زهک، هیرمند، هامون و نیم روز واقع شده است.  بهرحال فرصت بدست آمده آبگیری بخشی از دریاچه ی هامون  سبب شده است که اهلی  منطقه با خوشحالی تمام در هامون تشنه لب کمی جان گرفته آب تنی کنند .
 


 

فرارو- جاری شدن سیلاب های اخیر ناشی از بارندگی های مناسب در جنوب شرق کشور باعث آبگیری قسمتهایی از دریاچه هامون شد و حیاتی دوباره به این تالاب بین المللی بعد از حدود ۱۵ سال خشکسالی بخشید.به گزارش منابع خبری، با وارد شدن آب به بستر هامون بعد از یک دوره خشکسالی 15 ساله، زندگی و حیات به منطقه سیستان برگشت.بر اساس برآورد کارشناسان طی هفته جاری کمتر از 10 درصد پهنه 560 هزار هکتاری هامون آبگیری شده که حدود 400 هزار هکتار آن داخل خاک ایران قرار دارد.هامون یکی از تالابهای مهم دنیا و بزرگترین دریاچه آب شیرین در سراسر فلات ایران محسوب می شود که مشترک بین ایران و افغانستان و دارای سه بخش هامون پوزک، هامون صابوری(شاپوری) و هامون هیرمند است که در مجموع تالاب بین المللی هامون را تشکیل می دهند.این تالاب در سیستان و بلوچستان و در فاصله 200 کیلومتری شمال زاهدان مرکز این استان در حوره آبریز پنج شهرستان زابل، زهک، هیرمند، هامون و نیم روز واقع شده است. عکس های اکبر توکلی عکاس ایرنا از هامون را در زیر می بینید.



(کاریکاتور) صندلی امن آقای مسئول!

در رژیم مرگ پرور ایران ویران کن  و گورستان آباد کن رژیم نا مشروع ولایت فقیه جان انسان ها آنقدر بی ارزش شده است و جاده های مرگ آفرین به ویژه  حوادث ه تلخ واژگونی اتوبوس اسکانیا و حوادثی از این دست که هر روز خبرهایش بازتاب داده و موجب عث از دست رفتن جان هموطنان مان می شود . چون  هیچ مقام مسئولی را  تا کنون به به پاسخگویی وادار  نکرده است باعث شده تا صدای اعتراضی کاریکاتوریست ها هم بلند شود.
 پاسخگویی مسئولان

  

حادثه تلخ واژگونی اتوبوس اسکانیا و حوادثی از این دست که باعث از دست رفتن جان هموطنانمان می شود متاسفانه هیچ مقام مسئولی را به پاسخگویی وادار نمی کند.

پاسخگویی مسئولان


طرح از: علی جهانشاهی

(تصاویر) تشکیل کلاس پایین تخت معلم!

سئوال است نقش  آموزش وپرورش در کشورها به ویژه کشورهای مدرن و پیشرفته دمکراتیک  چیست ؟ برخلاف ادعای وارونه ای که گفته می شود  ایران دمکراتیک ترین کشور منطقه است . اما نقش آموزش و پرورش در رژیم ولایت فقیه نامشروع چگونه  است؟ چرا اوایل انقلاب زیر چتر پاک سازی  فرهنگیان بنای  دشمنی واخراج معلمین همراه باتفتیش عقاید از طریق حراست در مدارس کشور گذاشته شد؟ نقش آموزش وپرورش در جنگ خانمانسوز 8 ساله ی موهبت الهی ایران وعراق چه بود؟ چه تعداد معلمین ودانش آموزان بعنوان یکبار مصرفان مین پاک کن میادین جنگ کشته ومجروح ومفقود شدند؟هزینه ی این جنگ چه میزان بود ؟ چقدر تاکنون کمک های مالی - تسلیحاتی به سوریه وحزب الشیطان لبنان وحماس وجهاد اسلامی فلسطین شده است ؟ چه میزان هزینه صرف برنامه و اهداف نظامی هسته ای شده  است ؟ دستآورد این هزینه های جنگی واقدامات تروریستی برون مرزی و هسته ای تا کنون چه بوده است؟  چرا  بخشی از این هزینه ها اختصاص به آموزش وپرورش وتوسعه ی مدارس  و تأمین  حقوق ناچیز معلمان کشور داده نشد تا که شاهد چنین صحنه هایی نباشیم که در تصاویر ضمیمه شده مشاهده می شود؟ چرا نباید معلم کمکی در مدارس روستا باشد تا  جایگاه ووضعیت معلم  روستای  سنجگای قم  در رژیم نا مشروع ولایت فقیه آنگونه اسفبار نباشد  که گذشته از اینکه  حقوق  معلم در زیر خط فقر اقتصادی است  و پیوسته مواجه با تفتیش عقاید می باشد . حتی معلم مجبور باشد  در بستر بیماری حاد دیسک کمر در خانه ی خود  تدریس کند تا دانش آموزانی تعلیم وپرورش دهد  که تعلق خانواده  محروم و فقیر دارند. سپس بدلیل فقر اقتصادی وتنگدستی  مجبور شوند همچون دانش آموزان دیگری شوند که در اثر فقر ومحرومیت خانوادگی    میلیون میلیون ترک تحصیل  می کنند و تبدیل به کود کان کار خیابانی می شوند؟آیا هنوز هم این رژیم ضد بشری  ولایت فقیه مشروعیت دارد و باید حمایت شود؟

فرارومعلم فداکار سنجگانی کلاس درس را در منزل خود و در حالی که در بستر بیماری است تشکیل می دهد.امیررضا سلطانی تنها آموزگار روستای سنجگان قم با وجود داشتن دیسک کمر و ۲ ماه مرخصی استعلاجی از سوی پزشک معالج اما با فداکاری و برای ناتمام نماندن درس دانش‌آموزان، کلاس درس را به منزل خود آورده است. عکس های سیدروح الله کلانتری عکاس فارس از کلاس درس این معلم فداکار را در زیر می بینید.


هیچکدام! (گفت و شنود)

گفت و شنوددروغ نامه ی کیهان 10 اردیبهشت - 93
هیچکدام! (گفت و شنود)
گفتم : چرا سربازجو با چرند ؟ خودش را میکشه به گند
گفت : سربازجو خواسته بده حال ، از دوستش کرده سئوال
می تونی تحلیل  کنی وتفسیر، از تعهدم یا تخصصم ،می کنی تقدیر؟
دوستش  داده  جواب ،  چرا  بند را دادی آب؟
من قبول ندارم هیچکدام ، اما تقدیر میکنم اعتماد به نفس تو بد نام
گفت: آقای هاشمی از کم‌تحرکی دولت انتقاد کرده و گفته است؛ اصلاح‌طلبان دارند از دولت سرخورده می‌شوند.
گفتم: برخی از مدعیان اصلاحات که بی‌بلیت سوار قطار دولت شده‌اند، با وعده نسیه درباره حمایت از دولت، پست‌های نقد گرفته‌اند!
گفت: ایشان می‌گوید؛ احمدی‌نژاد در جلسه اصولگرایان گفته است؛ فضای فعلی دولت را هاشمی‌رفسنجانی اداره می‌کند و اصولگراها باید  روی من متحد شوند تا بتوانند در انتخابات پیروز شوند!
گفتم: دوران اینگونه جنگ‌های زرگری تمام شده که هاشمی از احمدی‌نژاد به عنوان رقیب اصلی خود یاد کند و از آن طرف احمدی‌نژاد هم هاشمی را اصلی‌ترین رقیب خود بداند.
گفت: این در حالی است که اصولگرایان بارها به صراحت نشان داده‌اند نه احمدی‌نژاد را قبول دارند و نه هاشمی را.
گفتم: شخصی از اهل محل پرسید؛ شما تعهد من را بیشتر قابل تقدیر می‌دانید یا تخصصم را؟ گفتند؛ هیچکدام را! اعتماد به‌نفسی که داری را قابل تقدیر می‌دانیم
گفت : سربازجوی شیاد " گشوده دهان گشاد
با انتقاد به احمدی نژاد ، علیه رفسنجانی زده داد
 سپس این پاچه گیر ، به اصلاح طلبان  داده گیر
گفتم : چرا این ابله درازگوش؟ کرده است فرا موش
چگونه از احمدی نژاد می کرد حمایت؟ حال از وی کرده شکایت
گفت : سربازجو کرده حکایت  ، ر فسنجانی نداره رضایت
چون از احمدی نژاد کرده روایت، دولت روحانی در نهایت
 سقوط میکنه میره کنار، دیگ قدرت برایش میره سر بار
سربازجو از موضع مسئول ، گفته نه محمود نه اکبر نداره قبول
اصول گرایان به صراحتمی زنن فریاد ، به این دو ندارن اعتماد
گفتم : چرا سربازجو با چرند ؟ خودش را میکشه به گند
گفت : سربازجو خواسته بده حال ، از دوستش کرده سئوال
می تونی تحلیل  کنیتفسیر، از تعهدم یا تخصصم ،می کنی تقدیر؟
دوستش  داده  جواب ، چرا  بند را دادی آب
من قبول ندارم هیچکدام ،  اما تقدیر میکنم اعتماد به نفست، ای بد نام


منتقدان رقیب شما نیستند (یادداشت روز)

10 اردیبهشت- 93(منتقدان رقیب شما نیستند (یادداشت روز)
نسان مؤمن شناسنامه دارد؛ صاحب هویت است. اما این شناسنامه و هویت فراتر از سجل ثبت احوال یا تحصیلات و کسوت و موقعیت اجتماعی و سیاسی فرد است. مؤمن را باید با ویژگی‌هایی مانند متعبد و منصف بودن شناخت. مؤمن اهل بدعت نیست. دلبخواه خود یا باب طبع این گروه و آن طیف موضع نمی‌گیرد. جاذبه‌ها و دافعه‌های نیرومندی دارد که معارضان با دین نمی‌توانند او را تاب بیاورند و او نیز با آنان نرد دوستی نمی‌بازد؛ که می‌داند «المرء علی دین خلیله و قرینه. انسان بر دین دوست و هم‌نشین خود است». مؤمن شناسنامه‌دار- در هر کسوتی که باشد- نمی‌تواند درباره احکام الهی یا حقوق مردم تخفیف بدهد. صحابه بی‌شناسنامه یا شناسنامه گم کرده بودند که روز شوم سقیفه در بحبوحه ماتم رحلت پیامبر اعظم(ص)، بر سر حکم الهی و حق مردم معامله باطل کردند حال آن که اگر حق شخصی آنان بودند این قدر دست و دلبازی نمی‌کردند. آن روز به خیال اینکه صحابه محترمند، حق که محترم‌تر بود و احترام صحابه نیز از آن بود، مظلوم ماند و خاک به چشم  بشریت پاشیده شد.
امیر مؤمنان علیه‌السلام هنگامی که مالک اشتر را به امارت مصر می‌گماشت در آن عهدنامه معروف -نامه 53 نهج‌البلاغه- از جمله او را به انصاف فراخواند و برای آن ملاک قرارداد و ‌فرمود «مالک هوای نفس خود باش و درباره آنچه برتو حلال نیست بر نفس خویش بخل بورز که همانا سخت‌گیری بر نفس، داشتن جانب انصاف در قبال اوست بر سر هر آنچه دوست دارد یا ناگوار می‌شمارد». اصل انصاف به این است که آدمی در خوشایند و ناخوشایند امور، زمامدار خود باشد و درباره حرمت و حلیت‌های الهی برخود سخت بگیرد. علی‌علیه‌السلام همچنین در خطبه 87 میان عالمان و عالم‌نمایان (دارای شناسنامه جعلی) ملاک قرار داده و فرمودند «بندگان خدا! همانا از محبوب‌ترین بندگان خدا بنده‌ای است که خداوند او را بر نفس خویش یاری کرده، پس جامه حزن و خوف برتن کرده است؛ چراغ هدایت در قلب او روشن است و او خود را برای آن روزی که مانند مهمان بر او نازل خواهد شد آماده کرده است... همانا جامه‌های شهوت را از تن درآورده و از همه غم‌ها جز یک غم خالی شده است... همانا خود را ملزم به عدالت ساخته، پس آغاز عدالت او، نفی هوا و هوس از خویش است... اما دیگری عالم خوانده می‌شود حال آن که نیست. نادانی‌ها را از نادانان و گمراهی‌ها را از گمراهان می‌گیرد... می‌گوید در شبهه‌ها (شبهات) می‌ایستم حال آن که در آن افتاده و می‌گوید از بدعت‌ها کناره می‌گیرم در حالی که در آنها غوطه‌ور است. صورت او صورت انسان و قلب او قلب حیوان است. باب هدایت را نمی‌شناسد تا پیروی کند و نه باب نابینایی را که امتناع ورزد. و ذلک میت الاحیاء. این مرده‌ای است میان زندگان».
امیر مؤمنان(ع) همچنین ملاک دیگری هم درباره این قبیل خواص ارائه کرده‌اند، آنجا که جماعت مذکور را «امامی برای خود»! و اهل خودرأیی و خود اجتهادی معرفی می‌کنند. حضرت در خطبه 88 علت هلاکت گروهی از مردم را چنین تبیین می‌کنند «شگفتا و چرا در شگفت نباشم از خطای این فرقه‌ها در اختلاف آنان بر سر حجت‌های دین‌شان... یعملون فی‌الشبهات و یسیرون فی‌الشهوات. در شبه‌ها ]باز نمی‌ایستند و[ عمل می‌نمایند و در شهوات سیر می‌کنند. معروف در میان آنها همان است که می‌پسندند (می‌شناسند) و منکر همان است که نمی‌پسندند (نمی‌شناسند). در معضلات به نفس خود پناه می‌برند و محل رجوع آنان در امور مهم به آراء و نظرات خویش است. کأنّ کل امرء منهم امام نفسه. گویا که هر یک از آنها امام و پیشوای خود است. چنین می‌پندارند که در نظریات خویش به طناب‌های محکم چنگ زده و دستاویز محکمی به دست آورده‌اند».
2- رئیس جمهور محترم دیروز در مراسم افتتاح نمایشگاه کتاب، از فرهنگ و نقد و آزادی بیان و ممیزی و نیز «شناسنامه» سخن گفتند؛ اینکه منتقدان با شناسنامه حرف بزنند. «در دنیای کتاب بگذاریم آنچه در دل و اندیشه وجود دارد، بر روی صفحه کاغذ خودنمایی کند. دولت به دنبال سانسور دولتی نیست... امروز بیشترین نقد در جامعه نسبت به دولت و دولتمردان می‌شود و من افتخار می‌کنم که این دولت شرایطی را به وجود آورده تا همه به راحتی حرف بزنند، نقد کنند و سخن بگویند و گاهی از کاه کوه می‌سازند. نقد حق مردم و همه گروه‌هاست، چه اقلیت و چه اکثریت اما آنچه پسندیده نیست این است که با پول و بیت‌المال مردم کسی بخواهد دولتی را که منتخب مردم است به جای نقد، تخریب کند. ما از همه می‌خواهیم با شناسنامه حرف بزنند و بگویند از کجا و وابسته به کدام جناح هستند. با نام جناح خود سخن بگویند نه به نام ملت ایران... ]در امر ممیزی و نظارت[ باید تشخیص خوب و بد را به صاحب‌نظران واقعی، انجمن‌ها و اصحاب قلم و فکر واگذار کنیم و بدانیم هیچ‌کس در ممیزی بالاتر از وجدان و افکار عمومی نیست. آنها (افکار عمومی) بهترین ممیزان هستند و می‌دانند که به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در گوشه انزوا قرار دهند».
درباره این سخنان ملاحظاتی وجود دارد. رفتار برخی دولتمردان و از جمله وزارت ارشاد درباره دوگانه «نقد-تخریب» بسیار متناقض است. این طیف چون همه‌چیز را منحصر در این می‌بینند که چه کسی به آنان رأی داده یا حمایت می‌کند و چه کسی رأی نداده و یا منتقد است، از یک طرف طی 7 ماه گذشته بر منتقدان سیاست‌ها و رفتارهای اجزای دولت سخت گرفته‌اند که توقیف چند نشریه و توبیخ منتقدان رسانه‌ای و حتی پارلمانی از سوی شورای امنیت ملی (به ریاست رئیس‌جمهور) از جمله آنهاست. اما از طرف دیگر برخی مهاجمان به کلیت حکومت دینی و احکام الهی را زیر پر و بال گرفته و تحت حمایت قرار داده‌اند چرا که مهاجمان برای مصونیت، نقاب حمایت از دولت- هم جناحی بودن!- را بر چهره زده‌اند؛ نظیر زشت‌کاری‌هایی که روزنامه‌های بهار و آسمان مرتکب شدند و متأسفانه بعد از برخورد با این نشریات متعرض به ولایت امیرمومنان(ع) و حکم قرآنی قصاص، شاهد اعتراض وزیر ارشاد و رئیس‌جمهور بودیم. این طیف با گستاخی رئیس دولت جمهوری اسلامی را به رئیس گروهک التقاطی‌ای تشبیه کرد  که حضرت امام(ره) آنها را پدران معنوی سازمان منافقین خواند و فرمود « اگر در دولت موقت بر سر کار مانده بودند سیلی به اسلام و ایران می‌زدند که تا قرن‌ها سر بلند نمی‌کرد». آنها که صحنه گردان اصلی آشوب خیابانی تیرماه 78 بودند با این قبیل تحرکات دنبال انتقام نرم و با پنبه! از آقای روحانی هستند که در سخنرانی 23 تیر 78، آشوبگران را اوباش برانداز و عامل استکبار معرفی کرد و در 25 بهمن 89 ،  حرکت همانان را مایه خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا و رژیم صهیونیستی برشمرد. اکنون سوال این است که چرا دولتمردان، آن‌قدر که در برابر انتقاد منتقدان حساسند  و آنان را بی‌سواد و پول گرفته و افراطی معرفی می‌کنند، در برابر تخریبگری جریان افراطی برانداز ساکتند یا بدتر، حمایت از آنان هم می‌کنند؟ آیا دولتمردان محترم، این حدیث شریف  از امیرمومنان را نشندیده‌اند که «الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم».
حق نقد و امر به معروف و نهی از منکر، ره‌آورد اسلام و قانون اساسی برای مردم و صاحب‌نظران است و آنان  این حق را از دولت نمی‌گیرند، هر چند که گاه و بیگاه نواخته می‌شوند. به عنوان مثال اکنون عدم توازن در توافق ژنو برای همه آشکار شده اما رئیس‌جمهور محترم «تمام» منتقدان را کم‌سوادانی که از جاهای خاص پول می‌گیرند و می‌نویسند، معرفی کرد. این فراهم‌ آوردن شرایط نقد بود؟ آیا  تکریم مقام نقد و ناقد است که بگوییم هر کس رویکردهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دولت را نقد می‌کند، «باید بگوید از کدام جناح است؟»! در حقیقت رئیس‌جمهور محترم با این سخن و سخنان مشابهی نظیر اینکه مردم در انتخابات سال گذشته به افراط رأی ندادند و  به اعتدال رأی دادند، از یک طرف خود را میزان  و فرقان حق و باطل و افراط و اعتدال معرفی می‌نمایند- که متاسفانه نگران‌کننده است و بوی خودشگفتی و استبداد رأی می‌دهد- و از طرف دیگر هر چه منتقد است را به «جناح» و دسته و باند می‌چسبانند و در قالب تنگ جناح و جناح بازی قرار می‌دهند! آیا دولت مدعی فراجناح بودن نمی‌تواند منتقد فراجناحی داشته باشد؟
آیا با ژست روشنفکرانه و آزادمآبانه منطبق است که اولا همه رقبا را افراطی جا بزنیم و ثانیا تمام منتقدان را رقیب انتخاباتی و حریف جنجالی وانمود کنیم؟! جای انصاف و تدبیر و اعتدال و حکمت در این موضع‌گیری‌ها کجاست؟! این سخن، سخن بسیار نیکویی است که سخنوران و نویسندگان با شناسنامه حرف بزنند - و مثلا منافقین لیبرال و خلقی و توده‌ای و چپ‌های آمریکایی، خود را معتدل و در صف حامیان دولت جا نزنند-  اما مغالطه خواهد بود اگر منظور از شناسنامه را در جناح  و حزب و دسته و جنگ‌های حیدری- نعمتی برخی  سیاستمداران و سیاست‌بازان منحصر کنیم. معنای این کار در حقیقت انگ و برچسب زدن به منتقدان برای طفره از  مسئولیت شرعی و پاسخگویی قانونی است. این یعنی اینکه منتقد! حرف بزن اما وقتی انتقاد می‌کنی،  دهانت را ببند و گرنه بی‌شناسنامه و بی‌سواد و تخریب‌گر وانمود خواهی شد! آیا انبوه علما و مراجع، صاحب‌نظران دانشگاهی و متخصصان امور فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را می‌توان در قالب جناح رقیب قرار داد و آنان را فاقد شناسنامه خواند و از آن سو، شیادان هرهری مسلک و متظاهر به حمایت از دولت را شناسنامه‌دار تلقی کرد و میدان ‌دارد که نعل تازه کنند و به ارزشها و منافع ملی بتازند؟!
اما اینکه «بگذاریم در دنیای کتاب آنچه در دل و اندیشه وجود دارد بر روی صفحه کاغذ بیاید» یا «هیچ کس در ممیزی بالاتر از وجدان و افکار عمومی نیست]تا آخر بیان آقای روحانی در این باب[»، تعجب‌آور است به دو دلیل. اولا این منطق از کجای قانون یا شرع استدلال و استخراج می‌شود و اگر چنان باشد پس باید نعوذبالله آیات متعدد قرآن ‌کریم که ترویج و تجارت ضلالت را با سخت‌ترین لحن‌ها سرزنش می‌کند، ممیزی و حذف کرد! ثانیا در این صورت چه نیازی است به دستگاه‌های عریض و طویل دولت و هزینه‌هایی که به جامعه از قبال این بوروکراسی تحمیل می‌شود؟ اگر قرار است فرهنگ و اقتصاد و سیاست کشور بدون نظارت و مراقبت به حال خود رها شود یا به تعادل آدام اسمیتی کذایی برسد - ادعایی که اکنون در خود غرب نیز به سخره گرفته می‌شود- دیگر چه نیازی به وزارتخانه‌های دولتی است؛ دولت را تعطیل کنند و کلیدش را تحویل بدهند. کتاب کردن هرچه در دل می‌گذرد -لابد در حوزه فیلم و هنر و رسانه نیز همین است چرا که به اصطلاح، هنر ارزشی و غیرارزشی نداریم- یعنی اینکه بشود برای ترویج مواد مخدر روان‌گردان، فحشا و خیانت، اقسام جنایت و تعرض به حقوق دیگران کار تبلیغاتی به اصطلاح فرهنگی کرد! و شانه خالی کردن از مسئولیت ممیزی و نظارت فرهنگی با این ادعا که مردم خود تشخیص می‌دهند، یعنی اینکه از فردا بساط هرچه استاندارد و نظارت بهداشتی بر فروشگاه‌های مواد غذایی و رستوران‌ها و قصابی‌هاست را جمع کنیم، مگر اینکه بگویم سلامت روح و فکر و جان مردم از شکم و بدن آنها کم‌اهمیت‌تر است! این منطق‌های عجیب و غریب‌ از کجای کتاب الهی و سنت معصومین علیهم السلام استخراج  می‌شود؟! چگونه است که فیلم «من روحانی هستم» تخطئه می‌شود چون آقای وزیر ارشاد می‌گوید «مجوز» ندارد اما محصولات فرهنگی ضددین و ضد جمهوری اسلامی باید بدون مجوز و نظارت به حراج عمومی گذاشته شود؟!
آقای روحانی نمی‌تواند روحانی نباشد. روحانی بودن همه حیثیت و هویت و شناسنامه اوست. اصلا دینداری و پایبندی به جمهوری اسلامی، شناسنامه همه آنهاست که خود را با انقلاب اسلامی می‌شناسانند. اما باید به لوازم چنین شناسنامه‌ای پایبند بود. و بالاخره این یک جمله را باید گفت که مردم از دولت، کار و خدمت می‌خواهند و نه نظریه‌پردازی و سخنرانی.

محمد ایمانی

نامه ها وصدای شما

نامه ها وصدای شما . 10 اردیبهشت -93
معضل گدايي و دستفروشي! مشكلات اقتصادي، گراني و كم توجهي به معيشت مردم، موجب شده تعداد گدايان و دستفروشان بيشتر شود. به عنوان مثال در چهار راه‌هاي شهيد بهشتي،‌ بزرگراه شهيد حقاني، ميدان ونك، سعادت آباد و بسياري از جاهاي ديگر نمونه‌هاي آن‌ها را به وفور مي‌توان مشاهده كرد. كشوري كه صاحب درآمد عظيم نفتي و منابع زيرزميني است چرا بايد مردم در سخت‌ترين شرايط زندگي كنند؟* احمديان از تهران: رسيدگي به وضع معيشتي كارگران و بازنشستگان تأمين اجتماعي بايد در اولويت كاري دولت قرار گيرد و نبايد فقط در مراسم روز كارگر به آنان توجه و وعده و وعيد داد. * يك شهروند تهراني: چرا مردم بايد هزينه عوارض توسعه گاز را بپردازند؟ اين چه قانوني است كه مجلس تصويب كرده؟ مگر وزارتخانه، نفت نمي‌فروشد، پس پول سرشار آن كجا مي‌رود؟ آنوقت دست آخر هم به مردم مي‌گويند يارانه نگيريد! * جباري از بوشهر: بيش از سه سال است كه براي دريافت يك خط تلفن ثابت در شهر "جم" استان بوشهر ثبت‌نام كرده‌ام، ولي متأسفانه اين خط را تاكنون به من واگذار نكرده‌اند، علت چيست؟ * يك مسافر فرودگاه مهرآباد: چرا بعضي از غرفه‌داران فرودگاه بين‌المللي مهرآباد براي سودجويي خود از مسئولان فرودگاه خرج مي‌كنند؟ به غرفه‌دار ترمينال 4 درباره گراني بيش از اندازه اعتراض كردم در جواب گفت: چون مدير فرودگاه اجاره‌ها را چند برابر كرده ما هم ناچاريم قيمتها را كه به تأييد مسئولان فرودگاه رسيده، گران كنيم؟! لطفاً مطلب من را در روزنامه چاپ كنيد تا ببينم آيا واقعاً مسئولان فرودگاه مجوز اين گرانفروشي را داده‌اند يا غرفه‌داران براي سودجويي خودشان اين حرفها را مي‌زنند؟ 
صداي شما
* حسيني از تجريش: آقا به مسئولان بگوييد خط 3 مترو را افتتاح كرديد ولي متأسفانه هيچ امكاناتي در اين مترو نيست. پله برقي در اين خط وجود ندارد و اكثر قطارهاي اين خط خيلي دير مي‌آيد و باعث مشكلاتي هم در خطوط ديگر شده است. 
* دماوندي از تهران: حدفاصل ميدان فردوسي تا ميدان امام حسين(ع) آسفالت خيابان خراب شده و اينقدر دست انداز داردكه مردم را در اين مسير با مشكلات عديده‌اي روبرو كرده است. به مسئولان شهرداري منطقه تذكر بدهيد. 
* احمديان از تهران: رسيدگي به وضع معيشتي كارگران و بازنشستگان تأمين اجتماعي بايد در اولويت كاري دولت قرار گيرد و نبايد فقط در مراسم روز كارگر به آنان توجه و وعده و وعيد داد. 
* يك مسافر فرودگاه مهرآباد: چرا بعضي از غرفه‌داران فرودگاه بين‌المللي مهرآباد براي سودجويي خود از مسئولان فرودگاه خرج مي‌كنند؟ به غرفه‌دار ترمينال 4 درباره گراني بيش از اندازه اعتراض كردم در جواب گفت: چون مدير فرودگاه اجاره‌ها را چند برابر كرده ما هم ناچاريم قيمتها را كه به تأييد مسئولان فرودگاه رسيده، گران كنيم؟! لطفاً مطلب من را در روزنامه چاپ كنيد تا ببينم آيا واقعاً مسئولان فرودگاه مجوز اين گرانفروشي را داده‌اند يا غرفه‌داران براي سودجويي خودشان اين حرفها را مي‌زنند؟ 
* يك شهروند تهراني: چرا مردم بايد هزينه عوارض توسعه گاز را بپردازند؟ اين چه قانوني است كه مجلس تصويب كرده؟ مگر وزارتخانه، نفت نمي‌فروشد، پس پول سرشار آن كجا مي‌رود؟ آنوقت دست آخر هم به مردم مي‌گويند يارانه نگيريد! 
* جباري از بوشهر: بيش از سه سال است كه براي دريافت يك خط تلفن ثابت در شهر "جم" استان بوشهر ثبت‌نام كرده‌ام، ولي متأسفانه اين خط را تاكنون به من واگذار نكرده‌اند، علت چيست؟ 
* چند تلفن از تهران و شهرستانها: از مسئولان ذيربط سؤال كنيد آيا كساني كه از ثبت نام براي دريافت يارانه به هر دليلي كه جا مانده‌اند، فرصتي ديگر براي ثبت نام پيدا مي‌كنند يا خير؟ 

نامه‌هاي شما
پل كن 
در آبان ماه سال گذشته و بر اثر بارندگي شديد، رودخانه كن پر آب شد و همين موضوع باعث گرديد پل كن كه در بزرگراه فتح واقع است و شريان ارتباط اهالي كوي سينا، يكي از مناطق محروم تهران مي‌باشد، تخريب شود كه خوشبختانه با احترامات ضربتي مأموران شهرداري راههاي جايگزين تعبيه شد كه جاي قدرداني دارد. اما مدتي است كه هيچگونه اقدامي براي تعمير و بازسازي يا ساخت پل جديد نشده است بنويسيد شايد مسئولان امر رسيدگي كنند. اهالي محل كوي سينا - تهران 
سرعت پايين اينترنت! 
با وجود اين كه ADSL داريم باز هم سرعت اينترنت پايين است. چندين بار هم در روزنامه مطرح كرديم ولي هيچ اقدامي صورت نگرفته است. كارها بطور كلي مختل شده است. بنويسيد شايد رسيدگي كنند. كسمايي - تهران 
معضل گدايي و دستفروشي! 

مشكلات اقتصادي، گراني و كم توجهي به معيشت مردم، موجب شده تعداد گدايان و دستفروشان بيشتر شود. به عنوان مثال در چهار راه‌هاي شهيد بهشتي،‌ بزرگراه شهيد حقاني، ميدان ونك، سعادت آباد و بسياري از جاهاي ديگر نمونه‌هاي آن‌ها را به وفور مي‌توان مشاهده كرد. كشوري كه صاحب درآمد عظيم نفتي و منابع زيرزميني است چرا بايد مردم در سخت‌ترين شرايط زندگي كنند؟ عرفان - تهران 

3 گزیده خبر 10 اردیبهشت 93

3 گزیده خبر 10 اردیبهشت 93 
تصور نمی رود با بودن رژیم ضد بشر ونامشروع ولایت فقیه رکوردار  محکومیت جهانی نقض مستمر حقوق بشر واعدام ومرگ ومیر جاده ها ونا آرامی رو به رشد اجتماعی با بودن ولی فقیه همکاره غیر پاسخگوی کا هشی در جایگاه این  رتبه داری های جهانی به وجود آید.
آدم‌ربايي براي وصول طلب 50ميليوني !
رئيس كلانتري 128 تهران‌نو از دستگيري سه آدم ربايي كه براي وصول چك 50 ميليوني بدهكارشان را ربودند، خبر داد. سرهنگ "جليل موقوفه‌اي" در تشريح جزئيات آدم ربايي در منطقه تهران نو گفت: در ساعت 7:30 ششم ارديبهشت ماه امسال زن جواني به نام فاطمه با حضور در كلانتري 128 تهران نو اعلام كرد كه دقايقي قبل جواني از طريق گوشي تلفن همراه همسرش (همايون) با وي تماس گرفته و عنوان داشته است كه به دليل بدهي 50 ميليوني همايون اقدام به ربودن وي كرده است. وي افزود: شاكيه در اظهارات خود عنوان كرد كه همسرش به دليل بدهي 50 ميليون توماني توسط فرد يا افراد ناشناسي گروگان گرفته شده است و فاطمه در بررسي‌هاي اوليه متوجه شده زماني كه همسرش در حال بردن بچه‌ها به مدرسه بوده توسط افراد ناشناس ربوده مي‌شود. به گفته موقوفه‌اي، آدم رباها در تماس با فاطمه از او خواسته بودند كه پول پيش خانه را از صاحبخانه گرفته و به آنها بدهد. رئيس كلانتري 128 تهران نو با بيان اينكه بلافاصله پس از ثبت اظهارات اين زن تلاش كارآگاهان براي تعيين صحت و سقم اظهارات آغاز شد، گفت: پس از تاييد صحت سخنان اين زن آموزش‌هاي لازم براي برقراري يك قرار صوري با گروگان گيران به همسر همايون آموزش داده شد و از او درخواست شد كه تا با آدم رباها تماس گرفته و با آنها براي پرداخت بدهي همسرش در يكي از بنگاه‌هاي معاملات املاك در منطقه تهران نو قرار بگذارد. وي با بيان اينكه پس از گذاشتن قرار ملاقات ماموران كلانتري به صورت نامحسوس منطقه را تحت كنترل قرار دادند گفت:‌در ساعت 12:20 همان روز (ششم ارديبهشت) يك دستگاه خودروي كيا با سه سرنشين در محل حاضر كه ماموران نسبت به دستگيري اين افراد اقدام كردند كه در بازرسي از وسايل اين افراد 12 فقره چك به همراه يك برگ تعهدنامه از همايون كه متعهد شده بود مبلغ 50 ميليون تومان را تا مورخ 20 تيرماه 93 پرداخت كند، به همراه پنج قطعه سفته به امضاي همايون و هفت دستگاه گوشي تلفن همراه كشف و ضبط شد. 
"موقوفه‌اي" با بيان اينكه در تحقيقات اوليه مشخص شد كه آدم ربايان سامان، ساسان و سهيل نام دارند گفت: همايون نيز پس از رهايي از چنگال آدم ربايان عنوان كرد كه صبح امروز حوالي فلكه چايچي در حالي كه قصد رساندن فرزندانش به مدرسه را داشت، با آدم‌ربايان مواجه شده و ضمن درگيري او را به داخل خودروي ديگر منتقل كرده و با استفاده از زور يك رسيد 50 ميليون توماني از وي گرفتند. 
كارشناس عالي تصادفات: اتوبوس اسكانيا مناسب تردد شهري نيست
كارشناس عالي تصادفات گفت: اين مدل از اتوبوس اسكانيا مناسب تردد در شهر نيست و در حادثه اتوبان آزادگان به علت كنده شدن شيشه‌ها مسافران در زير خودرو گرفتار شدند. سرهنگ "جمال بذرافشان" در گفتگو با مهر اظهارداشت: يكي از مهمترين اقداماتي كه شركت واحد اتوبوسراني تهران بايد انجام دهد كنترل اتوبوس‌هاي بخش خصوصي است. متاسفانه رانندگان اين بخش به دليل اين كه مي‌خواهند سرويس‌هاي بيشتري بروند تا پول بيشتري به دست آورند بيش از سرعت مجاز رانندگي مي‌كنند. همين علت باعث مي‌شود احتمال خطر افزايش يابد. وي ادامه داد: رانندگان اتوبوس در خط ويژه با ذهنيتي كه دارند فكر مي‌كنند اين خطوط كاناليزه شده و مي‌توانند با سرعت بروند. اين در حالي است كه عابر پياده و مردم وارد ايستگاه شده و در اين خطوط تردد مي‌كنند. متاسفانه ميزان تصادفات منجر به فوت عابران و موتور سواران غيرمجاز در خط ويژه كم نيست. اين كارشناس عالي تصادفات در خصوص حادثه در اتوبان آزادگان گفت: راننده اتوبوس در حال طي مسير به سمت جنوب بزرگراه بود كه يك دستگاه پژو پارس از اتوبوس سبقت مي‌گيرد و راننده براي اينكه از وقوع تصادف جلوگيري كند به سمت خروجي شهيد حكيم منحرف مي‌شود كه پس از برخورد با گاردريل به علت اين كه اتوبوس در سر پيچ قرار داشته است واژگون مي‌شود. بذرافشان با اعلام اينكه اگرچه اين تيپ از اتوبوس اسكانيا براي شهرها طراحي و ساخته شده است تاكيد كرد: قسمت اعظم اين اتوبوس را شيشه تشكيل داده است و لازم است كه اين قسمت از استحكام لازم برخوردار باشد تا به راحتي از جا خارج نشود. متاسفانه شيشه‌هاي اين اتوبوس استحكام لازم را ندارد. به گفته وي، در حادثه اتوبان آزادگان هنگامي كه اين اتوبوس واژگون مي‌شود شيشه‌ها از جايشان كنده و مسافران به بيرون پرت و زير اتوبوس گرفتار مي‌شوند كه همين امر باعث مرگ 7 نفر از آنها شده است. بذرافشان تاكيد كرد: سازندگان اين اتوبوسها بايد فكري به حال شيشه آن كنند تا به راحتي شكسته نشود. در اتوبوسهاي قبلي شركت واحد اندازه شيشه‌ها به اين ميزان نبود و عايقي فلزي محافظ شيشه‌ها بود و شكسته شدن شيشه در اتوبوس‌هاي قبلي تاثيري در پرت شدن افراد نداشت. اتوبوس اسكانيا ايراداتي دارد و شيشه آن به راحتي مي‌شكند. در مورد اين حادثه البته به نظر مي‌رسد سرعت اتوبوس هم بيش از حد مجاز بوده است و باعث مي‌شود هنگام گردش به راست واژگون شود. وي افزود: كنترل و بررسي "جي پي اس" اتوبوس مي‌تواند در مشخص شدن زواياي ديگر حادثه موثر باشد. شركت واحد اتوبوسراني بايد بازرسي‌هايش را از شركتها افزايش داده و علاوه بر رانندگان، ايمني خودروها را نيز كنترل كند. 
نجات اتوبوس و 24خودرو از سيل دامغان
سخنگوي سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر از نجات مسافران يك دستگاه اتوبوس از گل و لاي سيل بامداد ديروز دامغان خبر داد. "حسين درخشان" در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران، در تشريح جزئيات سيل محور دامغان - شاهرود در استان سمنان گفت: در ساعت 1:44 بامداد ديروز در اثر جاري شدن سيل و آبگرفتگي در كيلومتر 24 محور شاهرود - دامغان تعدادي خودرو دچار حادثه ديدگي شدند. وي با بيان اينكه 24 خودرو در سيل دامغان گرفتار شدند گفت: پس از اطلاع از جاري شدن سيل در حوالي روستاي ده‌ملا دو تيم عملياتي متشكل از پنج امدادگر به منطقه اعزام شده و به يك دستگاه اتوبوس كه در گل و لاي گرفتار شده بود، امدادرساني كردند. وي گفت: 35مسافر اين اتوبوس به زائرسرايي در منطقه انتقال يافتند. 

دو گزارش کوتاه تصویری با 3 تصویر متفاوت

دو گزارش کوتاه تصویری با 3 تصویر متفاوت  10 اردیبهشت - 93
دوچرخه سه ميليارد توماني!
روزگارنو: اگر هر دلار را 3000 تومان حساب كنيد، اين دوچرخه مي‌شود 3 ميليارد تومان. در كاليفرنيا دوچرخه‌اي ساخته شده كه همه قسمت‌هايش از گران‌ترين چيزها انتخاب شده است. بدنه اين وسيله از طلاي 24 عيار، صندلي‌اش از پوست تمساح، و بطري آبش از پوست نوعي ماهي است. بنا بر اين گزارش، فقط 13 دستگاه مشابه از اين دوچرخه وجود دارد كه همه به صورت سفارشي ساخته شده است و حدود 750 ساعت طول كشيده تا اين ايده طلايي به دوچرخه تبديل شده و اكنون يك ميليون دلار قيمت خورده است
گشادترين دهان جهان!
"فرانسيسكو دومينگو ژاكيوم" 20 ساله اهل سامبيزانگا از آنگولا توانست در مسابقه پهن‌ترين دهان جهان در رم با گذاشتن يك قوطي كوكا كولا در دهان خود با 17 سانتي متر پهنا، ركورد پهن‌ترين دهان جهان را بشكند. در مسابقه برگزار شده در رم همه با استفاده از فنجان قهوه، بطري آب جو و چيزهاي ديگر سعي كردن عنوان پهن‌ترين دهان جهان را از آن خود كنند، ولي هيچكس نتوانست مانند فرانسيسكو كه از نظر هيبت مانند يك فك آنگولايي مي‌باشد يك بطري كوكا كولا را در دهان خود جاي دهد. "فرانسيسكو" با عنوان پهن‌ترين دهان جهان به كتاب ركوردهاي جهاني گينس راه يافت..



طبيعت زيباي لرستان


صيد اوزون برون 6 متري در مازندران


دوستي ديدني!