دلارهای کثیف اسرائیل برای تنفس مصنوعی به آشوبِ از نفس‌افتاده

 دروغ نامه کیهان ۱۵ خرداد ۱۴۰۴

گزارش خبری تحلیلی اوین نامه کیهان

دلارهای کثیف اسرائیل برای تنفس مصنوعی به آشوبِ از نفس‌افتاده

مگر سرکوب واعدام ازهمان ابتدای شکل گیری رژیم عوامفریب ودروغ گوی قرون وسطایی ولایت فقیه شروع نشد؟ ومگر این ترفند به مرور که اوضاع معیشتی مردم به دلیل اعمال سیاست های غلط ضدمردمی وضدمنافع ملی کشور  همچون  شعار نابودی اسراییل و مبارزه با آمریکا وجنگ ۸ساله  وبرنامه های هسته ای وموشکی وحمایت ازگروه های نیابتی که در مجموع  عامل فساد وتبعیض ورانت واختلاس وتشدید تحریم ها و رشدتورم وگرانی ها وفقر ومحرومیت ونارضایتی واعتراضات  شده است. ولی رهبر ام الفساد خامنه ای رمال و نهادهای وابسته به وی وارگان های سرکوبگرش همراه با رسانه های حامی شان همچون اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری به جای آنکه پاسخ گوی مطالبات مردم معترض باشند . اماروی به سیاست سرکوب وحشیانه معترضان آورده  شده است که همراه با اتهام زنی واهانت وتوهین و....بوده است . برای همین اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری پیرامون اعتراضات ادامه دار ۸ روزه  اخیرکه گفته می شود تا حال ۲۳ معترض جانباخته  وصدها بازداشتی داشته است. گزارش خبری تحلیلی  داده است دلارهای کثیف اسراییل برای تنفس مصنوعی به آشوب ازنفس افتاده   داده شده است . البته دلیل منطقی ارائه نشده ریشه نارضایتی ها و اعتراضات ادامه دار چیست؟ چرا شرایط طوری شده که دلار اسراییلی عامل تحریک معترضان شده است؟ ازسوی دیگر اگر چنانچه عامل اعتراضات شارژ دلارهای کثیف اسراییلی می باشد . درمقابل چرا دلار های  پاک غسل د اده شده که به حزب الله لبنان و حماس  وسپاه تروریست قدس  درسوریه  داده شده است ولی نتیجه اش  منجر به کشته شدن رهبران حماس و شخم زدن غزه با بیشا ز۷۷ هزار جان باخته وکشته شدن رهبران حزب الله لبنان  وسقوط سوریه و جنگ خفت بار وتحقیرآمیز پرتلفات وپرخسارات  اسراییل به ایران گردید؟ .البته این ترفند همه دیکتاتورهاست که عامل نارضایتی های ناشی ازعملکردشان را به دست داشتن دشمن  ساختگی خارجی ربط می دهند. برای همین پس ازخامنه ای رمال نماینده ویژه اش سربازجوشریعت نداری دراوین نامه کیهان  با آویزان شدن به گزینه های دشمن شناسانه رهبر منفورش که عامل اصلی همه بحران ها ونارضایتی ها واعتراضات  است  چنین گزارش  تحلیلی از مموضع بازجویی داده است:تحرکات سازمان‌یافته هسته‌های آشوب برای مصادره مطالبات اقتصادی اصناف، با هوشیاری مردم، بازاریان و ضرب شست دستگاه‌های انتظامی و امنیتی به لیدرهای دلاری، به پروژه‌ای شکست‌خورده تبدیل شد که اکنون تنها با تنفس مصنوعی واشنگتن و تل‌آویو نفس می‌کشد.در روزهای اخیر، فضای سیاسی و اجتماعی ایران شاهد یک تفکیک راهبردی و هوشمندانه بود. همان‌گونه که خامنه ای رمال  همواره با درایت و بصیرت دست دشمن را خوانده و تاکید  کرد که «اعتراض با اغتشاش فرق دارد»، وقایع اخیر بار دیگر صحت این مرزبندی را به اثبات رساند. از سویی، بخشی از بازاریان و اصناف در پی نوسانات ارزی و دغدغه‌های اقتصادی، مطالباتی داشتند که با واکنش مسئولانه دولت در برگزاری جلسات مستقیم مواجه شد؛ اما از سوی دیگر، پادوهای داخلی و هسته‌های اجاره‌ای با فرمان اربابان غربی- صهیونیستی خود تلاش کردند تا بر موج این مطالبات سوار شده و پروژه سوخته «آشوب» را کلید بزنند.در پس این حوادث، پشت‌پرده تلاش مذبوحانه مثلث «آمریکا، رژیم صهیونیستی و منافقین» برای احیای جریان اغتشاش هویدا می‌شود؛ جریانی که با هوشیاری مردم به بن‌بست رسیده و اکنون با «تنفس مصنوعی» رسانه‌های بیگانه و دلارهای کثیف، به دنبال بقای نمایشی است.یکی از نقاط عطف در مهار و مدیریت حوادث اخیر، هوشیاری دستگاه‌های انتظامی و امنیتی در شناسایی هسته‌های اصلی آشوب بود. سردار احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، با کالبدشکافی دقیق این وقایع، پرده از یک سازماندهی خارجی برداشت. سردار رادان فرمانده کل انتظامی در گفت‌وگو با بخش خبری رسانه ملی اظهار داشت:با اعلام آغاز «دستگیری‌های هدفمند لیدرهای مجازی و خیابانی» تاکید کرد که پلیس اجازه نخواهد داد امنیت مردم فدای موج‌سواری بدخواهان شود. از میان دستگیرشدگان تعدادی اعتراف کردند که برای ایجاد اغتشاش دلار دریافت کرده‌اند.نکته تکان‌دهنده در اظهارات وی، اعتراف برخی بازداشت‌شدگان به دریافت دلار از خارج از کشور برای ایجاد ناامنی بود. این نشان می‌دهد که برخلاف ادعای رسانه‌های غربی، آنچه در کف خیابان رخ داد، نه یک کنش مدنی، بلکه یک مأموریت مزدورانه با دستمزد ارزی بود. تحلیل حضور پلیس نشان می‌دهد که راهبرد «برخورد قاطع با آشوبگر و گفت‌وگو با معترض»، دقیقا همان مسیری است که پروژه آشوب را در نطفه خفه می‌کند.برای درک حقارت جریانی که در داخل، اغتشاش، ایجاد ناامنی و تخریب اموال عمومی را اعتراض سراسری می‌نامد، باید به اعترافات دو اغتشاشگر در شاهین‌شهر اصفهان نگریست. این ویدئو که توسط پلیس منتشر شده، سندی است بر بهره‌کشی رذیلانه معاندین از هیجانات کاذب. در این ویدئو، دو اغتشاشگر ۱۶ و ۱۸ ساله با تشریح جزئیات نفوذ به هسته‌های آشوب، فاش کردند که چگونه در یک کافی‌شاپ در شاهین‌شهر توسط لیدرهایی که مستقیماً از آلمان هدایت می‌شدند، مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. طبق اظهارات این دو، هماهنگی‌ها در محیطی کاملاً جاسوسی صورت می‌گرفته؛ به‌طوری که ورود به مکان مذکور مستلزم ارائه رمز عبور خاصی مانند «از آلمان تماس گرفتند» و سفارش یک نوع قهوه مشخص «دبل اسپرسو» بوده تا هویت افراد برای عوامل اجرائی احراز شوداین دو متهم اعتراف کردند که برای هر شب حضور در تجمعات و انجام اقدامات ساختارکن‌شکنانه، مبلغ چند میلیون تومان در قالب اسکناس‌های یک‌دلاری دریافت کرده‌اند تا ثابت شود که اعتراضات دارای پشتوانه مالی خارجی است. لیدرهای این هسته همچنین با آموزش فنون «تمارض»، از آن‌ها خواسته‌ بودند با اقداماتی نظیر سیگار کشیدن تعمدی در مقابل مأموران پلیس، ایجاد درگیری لفظی و سپس زمین زدن خود، سناریوی «مظلوم‌نمایی» و «کشته‌سازی» را برای دوربین‌های رسانه‌های معاند اجرا کنند.وقتی «مردم» با فراخوان‌ها همراهی نمی‌کنند دشمن ناچار است «سرباز اجاره‌ای» استخدام کند.این اعترافات نشان می‌دهد که لیدرهای اصلی با تهدید خانواده‌های این نوجوانان و استفاده از جاذبه‌های مالی، گروهی ۳۰ تا ۴۰ نفره از کودکان ۱۲ ساله تا جوانان ۱۹ ساله را برای ایجاد بلوا سازماندهی کرده بودند.این مدل عملیاتی، که در آن از موردهای ۱۲ ساله تا جوانان ۱۹ ساله با تهدید خانواده‌ها و تطمیع مالی استفاده می‌شود، نشان‌دهنده شکست سنگین دشمن در جذب توده‌های مردم است. وقتی «مردم» با فراخوان‌ها همراهی نمی‌کنند، دشمن ناچار است «سرباز اجاره‌ای» استخدام کند.همچنین در میان بازداشت‌شدگان، لیدرهایی نیز به چشم می‌خورند که با پوشش‌های عادی، مأموریت‌های ضدامنیتی خود را پیش می‌بردند؛ از جمله فردی که به عنوان «باریستا» در یک کافه مشغول به کار بوده و به‌صورت هدفمند، فضای مجازی را به بستری برای نبرد علیه ارکان امنیتی کشور تبدیل کرده بود. این فرد با بهره‌گیری از پلتفرم اینستاگرام و تحت تاثیر خط‌دهی جریانات معاند، به طور سیستماتیک اقدام به تولید محتوا، فحاشی و انتشار پیام‌های تهدیدآمیز علیه نیروهای مسلح می‌کرد تا با ایجاد فضای رعب و تخریب اقتدار مدافعان وطن، پیاده‌نظام دشمن در جنگ نرم باشد. اعترافات وی نشان می‌دهد که حضور او در فضای مجازی نه از سر هیجان، بلکه اقدامی سازمان‌یافته برای ضربه زدن به امنیت روانی جامعه و ساختارشکنی بوده است.در نمونه دیگر، رسانه‌های معاند با توسل به سناریوی نخ‌نمای «کشته‌سازی»، مدعی فوت فردی به نام «ساغر اعتمادی» در فارسان شدند؛ اما گزارش‌های رسمی پزشکی فاش کرد که برخلاف این دروغ‌پردازی‌ها، نامبرده تنها دچار آسیب‌دیدگی شده و با وضعیت عمومی کاملاً پایدار در بیمارستان تحت درمان است. این رسوایی جدید نشان داد که دشمن برای زنده‌ نگه داشتن جریان آشوب، حتی از جعل خبر مرگ افرادی که در قید حیات هستند نیز ابایی ندارد. اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداریب دون آنکه  نامی از رضا پهلوی ببرد ولی برای برجسته کردن دشمن اصلی سازمان یافته  اشاره به رد پای  مجاهدین  و اعتراضات  خیابانی با عنوان پروژه آشوب اخیر کرده  که تنها به فریب‌خوردگان محدود نشد.  بلکه بررسی‌های فنی نشان می‌دهد که کانال تلگرامی موسوم به «اعتراض مدنی بازار» که نقش محوری در تحریک اصناف داشت، مستقیماً از تیرانا (آلبانی) توسط مجاهدین  اداره می‌شود.این کانال که ابتدا لوکیشن آلبانی داشت و بعدها برای فریب کاربران آن را به «اروپا» تغییر داد، ماموریت داشت تا مطالبات صنفی را به سمت شعارهای ساختار‌شکنانه و حمایت از  قربانیان  زندانی سوق دهد. ازادامه اوین نامه کیهان  از ریاکاری ترامپ و بلوف حمایت از مردم تحلیل رفتارشناسی مقامات کاخ سفید و سران رژیم صهیونیستی داده که  نشان می‌دهد که ژست‌های مکرر آن‌ها در فضای مجازی، نه یک کنش دیپلماتیک یا بشردوستانه، بلکه بخشی از یک «عملیات فریب» سازمان‌یافته است. تظاهر ترامپ به حمایت از ملت ایران در حالی صورت می‌گیرد که کارنامه وی آکنده از اقداماتی است که مستقیماً حیات و سلامت ایرانیان را هدف قرار داده است.ادعای دلسوزی برای معیشت مردم از زبان یکی از معماران «تروریسم اقتصادی» بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. چون ترامپ که با خروج از توافقات بین‌المللی، سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ را تحت عنوان «فشار حداکثری» بر سفره بازاریان، کارگران و توده‌های مردم تحمیل کرد، اکنون با کلید زدن نسخه دوم این کمپین، به دنبال خشکاندن ریشه‌های اقتصادی و دارویی کشور است. او با یک دست، پیچ‌های تحریم را سفت‌تر می‌کند و با دست دیگر برای آشوبگران پیام تشویق می‌فرستد.این رفتار دوگانه هدف نهائی یک مثلث شوم ثابت می‌کند که حمایت واشنگتن و تل‌آویو از هسته‌های آشوب، نه از سر دلسوزی برای مطالبات مردم، بلکه صرفاً یک «تنفس مصنوعی» به پروژه‌ای امنیتی است که در صحنه میدانی با هوشیاری ملت ایران به سنگ خورده است. هدف نهائی این مثلث شوم، نه «آبادی معیشت»، بلکه «ویرانی ساختار ایران» و تبدیل مطالبات برحق اقتصادی به جنگ داخلی است تا از این طریق، شکست‌های منطقه‌ای خود را جبران کنند. ازطرف دیگر موازی هدف مثلث نهایی بیانیه جریان مدعی اصلاحات؛ است کهجاده‌صاف‌کن آشوب یا کوررنگی سیاس شده است!در حالی که اسناد و اعترافات متقن، از دلارهای ارسالی تا هدایت عملیاتی از اتاق‌فکرهای دشمن را فاش کرده است، موضع‌گیری جریان مدعی اصلاحات بار دیگر ثابت کرد که این جریان در بزنگاه‌های حساس، ترجیح می‌دهد چشم بر واقعیت ببندد و نقش پیاده‌نظام رسانه‌ای دشمن را ایفا کند. بیانیه اخیر این جبهه، مصداق بارز «آدرس غلط دادن» و تطهیر جریانی است که امنیت ملی را هدف قرار داده است.بندهایی از این بیانیه که عملاً مکمل پازل دشمن و پشتیبان شبکه اغتشاش است، شایان نقد جدی است: چون این جریان در بخشی از بیانیه خود از دولت بابت «پرهیز از خشونت و شنیدن صدای معترضان» قدردانی می‌کند، اما تعمداً مرز میان «بازاریِ معترض به نرخ ارز» و «اوباشِ بنزین‌ به‌ دست» را مخدوش می‌سازد. آن‌ها مدعی هستند که «نحوه مواجهه حاکمیت، معیاری برای سنجش عقلانیت است»، اما هرگز توضیح نمی‌دهند که چرا عقلانیت آن‌ها صدای مأمور سوخته در شیراز یا کسبه غارت‌ شده را نمی‌شنود؟جبهه اصلاحات در حقیقت در بیانیه مذکور با فرار از محکومیت قاطع جنایات آشوبگران، به جای مرزبندی با دشمن، تلاش کرد تا هزینه‌ برخورد با مزدوران دشمن را بالا برده و جاده‌صاف‌کن پروژه‌ای شود که هدف نهائی آن نه اصلاح، بلکه تجزیه ایران است.واقعیت میدانی ایران امروز با روایت‌سازی‌های فانتزی رسانه‌های غربی فرسنگ‌ها فاصله دارد. شکاف عمیق میان «روایت‌ جعلی» و «واقعیت عینی»، بزرگ‌ترین شکست را برای طراحان پروژه آشوب رقم زد و نشان داد که محاسبات دشمن باز هم پشت سد محکم جامعه ایرانی متوقف شده است.