مردم مگر مشکل اقتصادی ندارند؟ چرا آمدند؟

مردم مگر مشکل اقتصادی ندارند؟ چرا آمدند؟۲۵-بهمن-۱۴۰۴

مهره امنیتی محسن مهدیان که همکار سابق خبرگزاری دروغ پرداز فارس پاسداران جنایتکار بوده است واکنون مدیر مسئول ورق پاره همشهری وابسته به شهرداری تهران می باشد . بدون آنکه بگوید ایران چقدر جمعیت دارد؟ که بطور دقیق باشد ونه دستآویز ادعای آمار دروغ تقلباتی ساخته واعلام شده متضادی باشد که در شوی راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور داشتند؟آنهم درحالی که آشکارازیرآب ادعای دروغ زده شده است . چون از یک طرف ادعای ده برابر بیشتر از حضور در۲۲ بهمن ۵۷ شد و درجای دیگر ادعای حضور ۳۴ میلیون نفر شد .اما وی بدون اشاره به منابع موثق برای توجیه رقم سازی حضور ساندیس خوران ووادار کردن حقوق بگیران دولتی وبرخی نوجوانان دانش آموزان مدارس ادعای ۲۶ میلیون نفر کرده و آن را چاشنی ادعای طلبکارانه خودکرده است بااین عنوان  "مردم مگر مشکل اقتصادی ندارند؟ چرا آمدند؟ ؟" تا در آخر برای آنکه دفاع وتبلیغ مشمئز کننده از رهبرش خامنه ای رمال ومنفورکند که عامل اصلی همه بحران وشرایط موجودمی باشد وهمچنان این زبون درپناهگاه هست. ولی ادعاشده حرف تمام است چون وی ایستاده است، و امتی هم با او ایستاده است؟!

آمارها از یک رکورد تاریخی حکایت دارد. گفته می‌شود میزان حضور این‌بار بیش از ۵۰ درصد بالاتر از بسیاری از دوره‌های گذشته بوده و برآوردها عددی دست‌کم ۲۶ میلیون نفر را در سراسر کشور نشان می‌دهد. این فقط یک عدد نیست؛ یک واقعیت اجتماعی است که در خیابان خود را نشان داده است.اما اولین پرسشی که پیش می‌آید ساده و جدی است: مگر مردم مشکل اقتصادی ندارند؟ مگر انتقاد و گلایه و شبهه ندارند؟ پس چرا می‌آیند؟ چگونه ممکن است در میان همین جمعیت، جوانانی با ظاهرهای متفاوت و حتی رنگین‌کمانی، دخترانی با پوشش‌های متنوع، همچنان به انقلاب ابراز وفاداری کنند و حتی پیشرو باشند؟پاسخ را باید در سه نکته جست‌وجو کرد.-1⃣نخست،- این مردم در حال مبارزه‌اند؛ هم در درون خود و هم در عرصه اجتماعی. جامعه‌ای که در حال صیرورت است، ولو ظاهرش همه چیز را نشان ندهد، در عمق قدرتمند می‌شود. بیش از چهل سال ایستادگی در برابر جنگ، تحریم و فشار خارجی، ملتی را می‌سازد که تجربه مقاومت در خونش جریان دارد. ایمان در اینجا شعار نیست؛ محصول همین ایستادگی ممتد است. کسی که در میدان مبارزه رشد می‌کند، از گذشته جلوتر است، حتی اگر چهره‌اش شبیه کلیشه‌های ذهنی ما نباشد.2⃣دوم،- مسئله هویت است. این مردم داشته‌هایی دارند که برایشان صرفاً سیاسی نیست؛ هویتی است. ممکن است ضعف و نقص و انتقاد وجود داشته باشد، اما وقتی احساس کنند اصل هویتشان هدف قرار گرفته، آرایش دفاعی می‌گیرند. انسانی که زیر فشار اقتصادی است، ممکن است گلایه داشته باشد، اما حاضر نیست برای رفاه بیشتر تحقیر شود. دفاع از انقلاب برای بسیاری، دفاع از کرامت و هویت تاریخی و دینی‌شان است.3⃣سوم،- رابطه با رهبری است. این رابطه یک قرارداد اداری نیست؛ رابطه‌ای ولایی و عاطفی است. مردم پیام رهبری را فقط با گوش نمی‌شنوند؛ با دل می‌شنوند. این پیوند، زبانی از جنس فطرت دارد؛ پیامی که از قله‌های ایمان صادر می‌شود و در جان مخاطب می‌نشیند.یک حرف دیگر باقی است؛ -کوتاه بگوییم و عبور کنیم. رهبری ایستاده است و جامعه‌ای با او ایستاده است. سرّ ماجرا همین‌جاست.او حرکت می‌کند و حرکت می‌دهد. جلو می‌رود و جامعه را با خود جلو می‌برد. این همان نقطه‌ای است که دشمن در محاسبه‌اش دچار خطا می‌شود. تصور می‌کند با فشار، جامعه از رأس جدا می‌شود.راز تکرار این حضورها همین است: ایستادگی در رأس، ایستادگی در بدنه می‌سازد. و وقتی رأس و بدنه هم‌زمان ایستاده باشند، هیچ نوع دشمنی کارگر نمی افتد. حرف تمام است. او ایستاده است، و امتی با او ایستاده است. همین.همشهری