دروغ نامه کیهان ۳ شنبه ۵- اسفندماه سال- ۱۴۰۴
یادداشت روز اوین نامه کیهان "دانشگاه جای «شعبان بیمخها» نیست"
نوچه آموزش دیده سربازجوشریعت نداری دراوین نامه
کیهان نمی تواند باهمگامی وکپی کاری کامل با تیتر خبری صفحه اول اوین نامه کیهان آنهم پس
از تجربه عملی ۴۷ ساله سرکوب وحشیانه
دانشجویان معترض آزادیخواه دردانشگاه ها که همراه با جنایت ودستگیری شان
بوده است . لذابه خاطر تجمع اعتراضی اخیر دانشجویی دانشگاه های تهران وبهانه فعال
شدن مشکوک تعدادی از حامیان رضا پهلوی از عنوان "یادداشت دانشگاه جای شعبان بی مخ ها نیست" استفاده کرده است . سپس محورش
کیفرخواست ۱۲ بندی تهیه وتنظیم نموده است . البته این ادعا تداعی کننده داستان تف
وتاق وریش است . برای آنکه مگر فراموش شده است. چگونه پس از انقلاب بهمن ۵۷ با تجربه شیوه مبارزه با دانشجویان فعال سیاسی دردوران
شاه ، برای مسدود کردن فضای دانشگاه ها ازطرح مهندسی سازماندهی شده زیر چتر انقلاب
ضد فرهنگی یورش مغول وار به دانشگاه های
سراسرکشور استفاده شد وپس از به خاک وخون کشانیدن دانشگاه ها که همراه با دستگیری
انبوهی ازدانشجویان واساتید دانشگاه ها بود و برخی شان در کشتار جمعی زندانیان
سیاسی تابستان خونین ۶۷ اعدام شدند . سپس دانشگاه ها برای ۳ سال تعطیل شدند. وپس از بازگشایی دانشگاه ها
پادگانی- حوزوی – گورستانی شدند . چون با میدان داری عوامل مصباح یزدی دردانشگاه
ها واستخوان مرده چرخانی های کشته شدگان جنگ ایران وعراق دانشگاه ها به محاصره
پاسداران جنایتکار و دانشجویانبسیجی درآمد.تاآنکه
دردوران خاتمی اعتراضات ۶ روزه دانشجویی تیرماه
۷۸ بطور وحشیانه مورد حمله قرارگرفت و دانشجویان معترض دستگیر شده از دالان مشت ولگد مزدوران سرکوبگر
امنیتی وبسیجی وپاسداری ولباس شخصی عبور
داده می شدند.مکمل آن حمله نیمه شبانه به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران شد و برخی شان ازطبقه سوم توی زمین چمن پرتاب شدند. بهرحال سریال سرکوب مستمردانشجویان معترض همراه با دستگیری و شکنجه و اعتراف گیری و محکوم
کردن به حبس های سنگین و حتی حکم اعدام و
ستاره دار کردن واخراج کردن شان طی ۴۷ سال
تا حال با شدت دنبال شده است. تاآنکه طرح مهندسی بازیچه کردن رضا پهلوی ازسوی
پاسداران جنایتکار که درراستای هدف برج مقابل بارو و انحراف اهداف
تجمعات اعتراضی و زمینه سازی قبضه
قدرت بود .باسردادن شعار رضاشاه ، روحت شاه در تجمع اعتراضی کشاورزان حاشیه زاینده
رود اصفهان ازسوی مشتی بسیجی کلیدش زده شد. اما از سوی دیگربه دلیل آنکه ادامه
شعار نابودی اسراییل ومبارزه با آمریکا که هدف بحران آفرینی برای عبور از بحران ها
بوده است . همراه با گروه های نیابتی پشتوانه دیوار امنیتی برنامه های هسته ای
وموشکی شد. درحالی که برنامه های هسته ای وموشکی تبدیل به بحران جدی لاینحل شده وجنگ ۱۲ روزه را به دنبال داشت که عامل فعال کردن رضا پهلوی و
عواملش در داخل کشور ازسوی اسراییل و شبکه اینترنشنال شد. حتی حال دامنه این
سناریو موجب فضاسازی وناامنی دردانشگاه هاشده است. لذا رسانه های خبری و قلم بردستان اوین نامه کیهان ناچار
شده اند تاموضع گیری علیه حضور فعال شدن
تکثیر خودشدگان شعبان بی مخ ها که رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه عاملش بوده است در دانشگاه ها اخطار دهند.
1- دانشگاه در تمامی جوامع بهعنوان «قلب
تپنده آگاهی» و «مرکز ثقل نخبگی» شناخته میشود. این نهاد، حریمی است که در آن
بناست «برهان و استدلال» جایگزین «جهل و تقلید طوطیوار» و «منطق» جایگزین «توهین
و فحاشی» شود. با این حال، آنچه در روزهای اخیر در برخی صحنهای دانشگاهی از سوی
مشت اندکی از دانشجونمایان مشاهده شد، نهتنها نسبتی با سنت دیرین جنبش دانشجویی
ایران نداشت، بلکه تداعیگر بازگشت جریانات «لومپنیزم» و بازتولید رفتارهای
ضدفرهنگی تحت پوشش فعالیت دانشجویی بود. وقتی ساحت علم با هتک حرمت به مقدسات ملی
و مذهبی آلوده میشود، باید پرسید که آیا دانشگاه همچنان سنگر بیداری است یا به
حیاطخلوت پروژههای براندازی نیابتی تبدیل شده است؟2- جنبش
دانشجویی اصیل در ایران، همواره با صفت «ضداستکباری» و «ضداستبدادی» و «آرمانخواهی»
شناخته میشده است. اما رفتارهای رادیکال اخیر، از جمله اهانت به پرچم که نماد
تمامیت ارضی یک ملت است و پاره کردن تصاویر شهدای جنگ تحمیلی 12 روزه، نشاندهنده
یک انحراف عمیق هویتی است. این جریان اندک، آگاهانه یا ناآگاهانه، به «پیادهنظام»
و «سوخت موشک» اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو تبدیل شدهاند. برای کسی که نام
«دانشجو» را یدک میکشد، ننگی بالاتر از این نیست که مطالباتش با سوت و کف دشمنان
قسمخورده میهن همصدا شود. این گروه، به جای تولید فکر، به «طوطیان رسانهای»
تبدیل شدهاند که دیکته رسانههای تابلودار دشمن را در صحن دانشگاه فریاد میزنند.3-
تحولات اخیر را نباید جدا از پازل کلان امنیتی منطقه تحلیل کرد. در شرایطی که
ایران در برابر تهدیدات خارجی در آمادهباش کامل به سر میبرد، ایجاد آشوب داخلی و
پروژه «کشتهسازی»، دقیقاً قطعه اول از دومینوی مداخله نظامی بیگانه است. کسانی که
فضای دانشگاه را به تشنج میکشند، آگاهانه یا از سر جهل، در حال مهیا کردن توجیهات
لازم برای فشارهای بینالمللی و حملات احتمالی دشمن هستند. تاریخ معاصر نشان داده
است که هرگاه انسجام داخلی مخدوش شود، اشتهای استعمار برای دریدن تمامیت ارضی
ایران افزونتر میشود.4- ریشه اصلی این رفتارهای بدوی و
هیجانی را باید در «ولنگاری فضای مجازی» جستوجو کرد. در حالی که رهبر حکیم انقلاب
بارها بر لزوم حکمرانی هوشمندانه بر فضای مجازی تأکید کردهاند، رها کردن این فضا
باعث شده است تا بخش کوچکی از بدنه دانشجویی، در حصارهای خبری ساخته شده توسط دشمن
محصور شوند. وقتی مرجع فکری دانشجو، رسانههایی باشند که رسماً توسط دلارهای
آمریکایی و لابیهای صهیونیستی اداره میشوند، خروجی آن چیزی جز تنفر، یأس و
رفتارهای «شعبانبیمخی» نخواهد بود. این دانشجویان در دنیایی موازی زندگی میکنند
که صفر تا صد آن توسط دشمن مهندسی شده است.5- یکی از
نکات تأملبرانگیز این است که عموم مردم ایران، علیرغم تحمل فشارهای سنگین
اقتصادی که خود محصول تحریمهای ظالمانه همان حامیان آشوب است، با هوشمندی دست
دشمن را خوانده و با این جریانات همراهی نکردند. مردم نجیب ایران نشان دادند که
میان «اعتراض به وضع موجود» و «بازی در زمین دشمن» تفاوت قائلاند. اما در مقابل،
مایه تأسف است که بخشی از بدنه دانشگاهی که انتظار میرفت پیشروتر از جامعه باشد،
به جای تحلیل علمی مشکلات، به شعارهای استادیومی و فحاشیهای رکیک روی آورده است.
این سقوط اخلاقی، نشاندهنده غلبه هیجان بر عقلانیت است.6- نام «شعبان
جعفری» در تاریخ ایران با کودتای ۲۸
مرداد ۱۳۳۲ گره خورده است؛ فردی که با
ایجاد آشوب خیابانی، جاده را برای سرنگونی دولت ملی و بازگشت استبداد پهلوی هموار
کرد. امروز نیز کسانی که در صحن دانشگاه به نمازگزاران هجوم میبرند و فضای علمی
را با عربدهکشی مسموم میکنند، در واقع نسخه مدرن همان اوباش هستند. هدف یکی است
و آن، بیثباتسازی کشور برای اجرای سناریوی بیگانه است. در این میان، تفاوت تنها
در پوشش است؛ یکی با لُنگ و چماق و دیگری با افرادی فحاش با ظاهر دانشجو و مجهز به
چاقو و سنگ.7- در این میان یک سؤال مهم وجود دارد و آن اینکه، چرا باید در
دانشگاههایی که با هزینه بیتالمال و مالیات همین مردم اداره میشوند، عدهای
معدود اجازه یابند به نیابت از دشمن، فضای دانشگاه را مسموم کنند؟ بر همین اساس
مدارای بیش از حد وزارت علوم و رؤسای دانشگاهها با جریانات ساختارشکن، نه نشاندهنده
سعهصدر، بلکه نوعی «ترک فعل» تعبیر میشود. در دورانی که نقد کوچک در رژیم گذشته
با شکنجهگاههای ساواک پاسخ داده میشد، امروز برخی از آزادی موجود سوءاستفاده
کرده و به مقدسات ملی میتازند. وقت آن رسیده است که دستگاههای مسئول میان
«دانشجوی منتقد» و «مهره امنیتی دشمن» تمایز قائل شده و برخورد قاطع و قانونی را
در دستور کار قرار دهند.8- نگاهی به فهرست حامیان آشوبهای اخیر،
حقایق تکاندهندهای را آشکار میکند. از تروریستهای تکفیری و تجزیهطلبان گرفته
تا مفسدان اقتصادی فراری و بانیان جزیره فحشاء همگی در یک نقطه مشترک به تفاهم
رسیدهاند و آن توهم نابودی جمهوری اسلامی است. حضور دانشجویی که با هزینه این
نظام درس میخواند در این جبهه، چیزی جز انتحار سیاسی و اخلاقی نیست. دانشجو باید
از خود بپرسد چگونه است که مطالبات او با مطالبات قاتلان سرداران ملی و دشمنان
خونی ایران یکی شده است؟!9- تاریخ جنبش دانشجویی با خون
شهیدان ۱۶ آذر ۳۲ آبیاری شده است؛ همانهایی که علیه سفر نیکسون و دخالت آمریکا جان
دادند. چقدر طنزآمیز است که امروز عدهای تحت نام دانشجو، دستبوس همان قدرتهایی
شدهاند که عاملان اصلی کودتا علیه ملت ایران بودند. امام خمینی(ره) حتی در سختترین
دوران تبعید، حاضر نشدند از حمایت قدرتهای بیگانه (حتی در حد استفاده از تریبونهای
دیپلماتیک دشمنان شاه) استفاده کنند تا لکه ننگ وابستگی بر پیشانی انقلاب ننشیند.
این «استقلال مطلق» بود که به مردم اطمینان داد رهبری انقلاب از بطن اراده ملی
است، نه مهره شطرنج قدرتها.10- تجربه فتنه ۸۸ نشان داد که جریان آشوب، تا کجا میتواند سقوط کند. شعار «اوباما یا
با اونا یا با ما» و نامهنگاری برخی عناصر داخلی برای اعمال تحریمهای فلجکننده
علیه مردم ایران، سند ننگی است که هرگز پاک نخواهد شد. جریانی که امروز در دانشگاهها
آتشافروزی میکند، استمرار همان تفکر ذلیلانهای است که رهایی را در «دخالت
خارجی» میجوید. این جماعت، مفهوم «وطن» را در قاموس سیاسی خود ندارند و تنها راه
رسیدن به قدرت را آویزان شدن از اجنبی میدانند.11- کسانی
که امروز شعار بازگشت رژیم منحوس پهلوی سر میدهند، یا تاریخ نمیدانند یا
خود را به خواب زدهاند. رضاخان میرپنج، محصول کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ بود و همان اربابان وقتی تاریخ
مصرفش تمام شد، او را چون مهرهای سوخته تبعید کردند. محمدرضا پهلوی نیز با کودتای
آمریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد به قدرت بازگشت. میراث
پهلوی، میراث «عروسکهای خیمهشببازی» بود که به عنایتی میآمدند و به اشارتی میرفتند.
بازگشت به این دوران، بازگشت به عصر حقارت ملی است.12- در پایان،
باید تأکید کرد که اکثریت قاطع بدنه دانشجویی ایران، جوانانی فهیم، بصیر و باایمان
هستند که علیرغم انتقادات، مرز میان اعتراض و وطنفروشی را بهخوبی میشناسند.
این «اکثریت هوشمند» باید با تبیین و روشنگری، فضا را از اقلیت پرسروصدا بازپس
بگیرند. دانشگاه باید جایگاه نقد باشد، اما نقد ملی، نه نقد نیابتی. کسی که جادهصافکن
تحریم و جنگ علیه میهن خود میشود، دیگر دانشجو نیست؛ او تنها بازیگری است که در
تئاتر سایههای دشمن، نقش «شعبان بیمخ» و «مزدور دشمن» و «پادوی ترامپ و
نتانیاهو» را بازی میکند. برای حفظ ایران، باید دانشگاه را از این ویروس مصون
داشت.مسعود اکبری