اخبار حاکی از آن است که هیئتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا در این دور از گفتگوها، پشت سه خط قرمز ایستادند: تعطیلی سایتهای هستهای، غنیسازی صفر، تحویل مواد هستهای. فرارو – سومین دور از گفتگوهای هستهای ایران و آمریکا، روز پنجشنبه در ژنو برگزار شد. این گفتگوها تا حدی با ادوار مذاکراتی پیش از جنگ و دو دوره قبلی که از بهمن ماه کلید خورد، متفاوت بود. از دور دوم، مدیرکل آژانس هم به این گفتگوها اضافه شده است.به گزارش فرارو، ایران و آمریکا در روز پنجشنبه برای اولین بار در تمام این ادوار دو جلسه در یک روز – نوبت صبح و عصر - مذاکره کردند. موضوعی که مورد توجه تحلیلگران و رسانهها نیز قرار گرفت و تحولی جدید محسوب میشود.ایستادن پشت سه خط قرمز-اخبار حاکی از آن است که هیئتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا در این دور از گفتگوها، پشت سه خط قرمز ایستادند: تعطیلی سایتهای هستهای، غنیسازی صفر، تحویل مواد هستهای. اطلاعات رسمی درباره خواستههای حداکثری طرف آمریکایی منتشر نشده اما گمانهزنیهای رسانهای حاکی از آن است که هیئت اعزامی از واشنگتن، از خط قرمز غنیسازی صفر عقب نمیروند.با توجه به این که با بمباران سایتهای هستهای ایران در تیرماه ۱۴۰۴ در عمل این شرایط به وجود آمد، آمریکاییها بر این موضوع تمرکز میکنند که سایتها نباید بازسازی و فعالیت در آنها از سر گرفته شود. پیش از این برخی منابع گفته بودند شاید آمریکاییها با سطحی از غنیسازی تحقیقاتی در ایران موافقت کنند. اما از سوی دیگر گفته میشود آمریکاییها نه تنها خواستار غنیسازی صفر، بلکه خواستار برچیدن تاسیسات ایران هستند. با توجه به اهمیت موضوع غنیسازی برای هر دو طرف، باید به این موضوع توجه کرد که پیش رفتن این روند دیپلماتیک و رسیدن به نتیجه احتمالی، ارتباط مستقیمی با حل مسئله غنیسازی دارد. نیویورک تایمز مدعی شده بود که ایران این سه پیشنهاد را روی میز گذاشته است: «تعلیق فعالیتهای هستهای و غنیسازی اورانیوم را به مدت ۳ تا ۵ سال ارائه خواهد داد. پیوستن به یک کنسرسیوم هستهای منطقه و حفظ غنیسازی تا سطح ۱.۵ درصد برای تحقیقات پزشکی.موضوع مواد هستهای-توجه به خط قرمز غنیسازی نباید ما را از توجه به خط قرمز باقی ماندن مواد هستهای در خاک ایران غافل کند. ایران اعلام کرده است که مواد هستهای خود را خارج نخواهد کرد و صرفاً حاضر است با توجه به میزان امتیازات طرف مقابل و آنچه مورد توافق قرار میگیرد، ذخایر اورانیوم غنیشده خود را در سطوح مختلف رقیق کند. در دور سوم موضوع سرنوشت مواد هستهای پررنگتر از ادوار گذشته بود و از صرف توجه به ذخایر ۶۰ درصدی فراتر رفت. رسانهها مدعی شدند که طرف آمریکایی خواستار خروج تمام ذخایر اورانیوم ایران (حدود ۱۰ تن) با درصدهای متفاوت است. نام کشور ثالث نیز به میان نیامده و رسانهها مدعی هستند که آمریکا میخواهد این ذخایر به خاک ایالات متحده منتقل شوند. در حالی این خواستهها از سوی طرف آمریکایی به رسانهها درز داده میشود که ایران دیروز بار دیگر و برای چندمین مرتبه اعلام کرد ذخایر خود را خارج نمیکند. سرنوشت ذخایر اورانیوم نیز یکی از تاثیرگذار بر رسیدن به یک توافق است.مسئله تحریمها-موضوع رفع تحریمهای ایران در برابر پذیرش محدودیتهای زماندار در موضوع هستهای نیز همچنان روی میز است. ایران به صورت جدی مطالبه رفع تحریمها را دارد اما آمریکاییها در اظهارات خود از موضوع رفع تحریمها صحبت نمیکنند. تحلیلها حاکی از آن است که آمریکاییها با توجه به شرایط، قائل به دادن امتیاز خاص و چشمگیری در مورد رفع تحریمهای ایران نیستند. در حالی که مسئله رفع تحریمها برای جمهوری اسلامی یک اصل محوری محسوب میشود. هنوز مشخص نیست آمریکاییها در این مورد چقدر عقب خواهند رفت.فضای مثبت یا تلاش برای عقب نماندن از زمان؟-برگزاری دو جلسه مذاکراتی در یک روز و ترک نکردن میز گفتگو از سوی آمریکاییها، شاخصترین اتفاقی بود که در این دور از مذاکرات رخ داد. ایران و آمریکا در مذاکرات بهار ۱۴۰۴ که پنج دور در مسقط و رم پای میز گفتگو رفتند، بیشتر از یک دور مذاکره با هم نداشتند و پس از پایان جلسات گفتگو که معمولاً سه ساعت زمان میبرد، محل مذاکرات را ترک میکردند. اما این بار برای اولین بار مذاکرات در دو نوبت برگزار شد. تحلیلگران دو نوع نگاه به این موضوع دارند؛ یک نگاه حاکی از آن است که ایران و آمریکا زمینههای مشترک را یافته و در تلاش هستند تا راهحلهایی پیدا کنند. نگاه دیگر نیز از تنگ بودن وقت خبر میدهد. چرا که به موازات جریان داشتن مذاکرات در ژنو، اخباری مانند این که «ترامپ فردا برای ادامه مذاکرات با ایران تصمیم میگیرد یا ترامپ ساعت ۱۹.۳۰ به وقت تهران در جلسه توجیهی امنیتی روزانه کاخ سفید شرکت خواهد کرد» نیز فضا را تحت تاثیر خود قرار میداد.اهمیت تصمیم سیاسی-بخش مهمی از تجربیات دیپلماتیک در جهان نشان میدهد که حصول یک توافق زمانی به نتیجه میرسد که یک اراده سیاسی برای انجام آن وجود داشته باشد. در مورد ایران، توافق هستهای برجام که در دولت دوم اوباما به دست آمد نمونه واضحی از این اصل بود. زمانی روند دیپلماتیک شکل گرفت و به نتیجه رسید که در تهران و واشنگتن اراده سیاسی برای حصول این نتیجه به وجود آمد. این بار نیز موضوع اراده سیاسی دو طرف مورد توجه است و این سوال وجود دارد که آیا تهران و واشنگتن هر دو میخواهند به یک توافق سیاسی برسند یا نه. چون جزئیات فنی زمانی میتواند مورد توافق قرار بگیرد که این اراده وجود داشته باشد. این مذاکرات در مسیری به دور سوم رسید که شرایط در تهران و واشنگتن متفاوت از تمام ادوار پیشین است.