دروغ نامه کیهان یک شنبه
۹-آذرماه سال- ۱۴۰۴
یادداشت روز اوین نامه "آیا پایان ماه عسل صهیونیستها در سوریه نزدیک است؟!"
ترفند لورفته ونخ نما شده عوامفریبان وجنگ
افروزان ووارونه گویان ولایت فقیه که طی ۴۷ سال همه شکست ها وناکامی
هارا ازموضع روضه خوانی وادعاهای مضحک تبلیغاتی تبدیل به پیروزی وشکست دشمن کرده
اند . اما ازبس این ترفند ازطریق گفتاری منبری وتربیون ها وقلمی ونوشتاری رسانه ای بازتولید
وتکرار شده است که نه دیگر این ترفندکارآمد نیست که موجب رسوایی هرچه بیشتر
بازیگرانش شده
است. بطور مثال پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسراییل که پیامدش موجب
کشته شدن رهبران حماس و شخم زدن غزه با بیش از ۷۰ هزار جانباخته تاکنون و واشغال غزه
شده است .مکمل آن رهبران حزب الله لبنان هم همراه با چندین هزار اعضایش کشته شدند
وازسوی دولت لبنان واسراییل وآمریکا خلع سلاح کردن حزب الله لبنان هم با جدیت
پیگیری می شود. مهمتر پس از شکست گروه های نیابتی مسلح سپاه تروریست
قدس درمنطقه، عامل فرصت مناسبی برای حمله گروه های مسلح سازمان یافته
سوری در خاک ترکیه پیش آمد تا حمله برق آسای خودبه درون خاک سوریه را
شروع کنند . طوری که طی ۱۲ روز خودرا به دمشق رساندند و موجب شد تا بشار اسد
جنایتکار نیمه شبانه به مسکو فرار کندو سوریه سقوط کند
.همین طور نیروهای سپاه تروریست قدس سوریه هم شبانه از
سوریه به سوی عراق فرار کنند . فاجعه
بارآنکه اسراییل در حمله غافلگیر کننده تحقیر آمیز وخفت بار به ایران کرد وخیلی
سریع فرماندهان سپاه ومهره های هسته ای را کشت وخامنه ای رمال هم برق
آسا به پناهگاه گریخت . ازطرف دیگر ارتش اسراییل حملات مهلک
مثلثی خود به غزه و جنوب لبنان وسوریه را هم چنان ادامه می دهد و هرروز تعدادی
بیشتر از اعضای حماس و ساکنین غزه وحزب الله لبنان و سوری ها را می کشد.موازی
اشغال جولان بخش دیگری ازخاک سوریه را هم اشغال کرده وخیال پس دادنش را هم ندارد
.در حالی که یادداشت نویس ا وین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری برای برگردان کردن
شکست فاجعه بار درسوریه آن را چنین برگردان به پیروزی عنوان یادداشت
روز خود کرده است: "آیا پایان ماه عسل اسراییلی هادرسوریه نزدیک است؟" چون نظامیان اسراییلی
دردرگیری با نیروهای نظامی سوری ۶مجروح داشته است . لذا تبدیل به
بهانه تبلیغاتی فیل هوا کردن ضداسراییلی یادداشت نویس اوین نامه کیهان شده است تا
هوارزنان وذوق کنان خبر از پایان ماه عسل پیروزی اسراییل درسوریه بدهد!
1- بامداد جمعه بود که خبر رسید، وقتی نظامیان صهیونیست در حال انجام عملیاتی برای دستگیری سه شهروند سوری در منطقه «بیت جن» بودند، «اولین مواجهه جدی» خود را با جوانان سوری تجربه کردند. جوانان خشمگین سوری که طی یک سال گذشته، همهجور تحقیر و تجاوزی را از سوی صهیونیستها و تروریستهای جولانی تجربه کردهاند، ضمن حمله به نظامیان صهیونیست، 6 نفر از آنها را زخمی کردند که حال سه نفر از آنها وخیم است. اینجا بود که هواپیماها و پهپادهای صهیونیست وارد عمل شده و برای نجات جان نظامیان خود، مردم و خانهها را هدف قرار میدهند. حتی خبرهایی در برخی رسانههای عربی منتشر شده است که نشان میدهد، شماری از نظامیان صهیونیست به دست جوانان سوری اسیر شده بودند اما پس از حملات هوائی رژیم صهیونیستی که طی آن 20 ساختمان مسکونی تخریب شد، از سرنوشت آنها خبری در دست نیست. ارتش رژیم صهیونیستی واحدی در «اداره اطلاعات» خود دارد با عنوان «واحد سانسور نظامی» که آنجا تعیین میشود اخبار تلفات و خسارات این رژیم به چه شکلی رسانهای شود! صِرف وجود همین واحد یعنی، آمار و ارقامی که رژیم صهیونیستی از تلفات و خساراتش ارائه میدهد، دستکاری شده و کمتر از میزان واقعی است. به این نکته هم توجه کنید که طبق پروتکل «هانیبال»، مصوبه سال 2011 ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی، هیچ صهیونیستی نباید زنده به دست دشمن بیفتد! بنابراین هیچ بعید نیست چند نظامی صهیونیستی که گفته شده بود اسیر شدهاند، در حملات هوائی این رژیم و همراه با آن 20 شهروند سوری کشته شده و سپس با بالگردهایی که رسانههای عبری نوشتهاند، به بیمارستان «شیبا» منتقل شده باشند. 2- سقوط دمشق 8 دسامبر 2024(18 آذر 1403) رخ داد؛ یعنی حدود یک سال پیش و رژیم صهیونیستی در این یک سال، هر اقدامی-تاکید میشود- هر اقدامی را که میخواسته علیه این کشور و مردمانش انجام داده است. از اشغال بخشهای وسیعی از جنوب غربی سوریه (و رسیدن به چندکیلومتری دمشق) تا بمباران تمام زیرساختهای نظامی و حتی ساختمانهای دولتی و کاخ ریاست جمهوری این کشور. رژیم صهیونیستی حتی در خاک سوریه پایگاههای نظامی و ایستهای بازرسی برای بازجویی از مردم ایجاد و رزمایش نظامی نیز برگزار میکند! بدون آن که لازم ببیند از دمشق اجازه بگیرد! چندی پیش نیز تصاویری از حضور بیسابقه نتانیاهو، بنیگانتس و چند مقام دیگر صهیونیست در خاک سوریه خبرساز شد. تمام این اتفاقات روی هم میتوانند، انگیزه لازم و کافی به جوانان سوری بدهند تا آنچه را که بامداد جمعه در «بیت جن» رخ داد - و به قول ستوننویس الاخبار «محاسبات اسرائیل در سوریه را به هم ریخت»- رقم بزنند.3- به نظر میرسد با تحولات منطقه «بیتجن»، ماه عسل صهیونیستها در سوریه تمام شده است و آنها دیگر نمیتوانند مثل گذشته، به راحتی در این کشور جولان دهند، حتی اگر رژیم جولانی بخواهد! قطعا صهیونیستها دست به هر اقدامی خواهند زد تا سوریه را از دست ندهند ولی مردم سوریه نیز ادامه این وضع را نمیخواهند. بررسی تحولات سوریه نیز نشان میدهد سوریها همچنان از حضور اشغالگران صهیونیست و تروریستهای جولانی و جنایاتشان خشمگین هستند. پس از لو رفتن عملیات رژیم صهیونیستی در این شهرک، و کشته شدن شماری از شهروندان سوری به دست صهیونیستها، جمعیت زیادی از مردم سوریه برای نخستین بار در یک سال گذشته، ضمن برپایی تظاهرات ضدصهیونیستی پرچم این رژیم را آتش زدند. ضمن اینکه، موفقیت جوانان سوری در هدف قرار دادن نظامیان صهیونیست که به نوشته نشریه عبری «والا» به فرار نظامیان صهیونیست و جا گذاشتن خودروی نظامیشان در محل منجر شد، میتواند خشمهای فروخورده زیادی را زنده کند. شاید تا همین یک ماه پیش کسی در سوریه- از ترس رژیم دست نشانده جولانی که کشتار وسیعی را در سوریه علیه علویها و دروزیها به راه انداخته بود و همینطور از ترس نظامیان صهیونیست-جرات انجام فعالیت علیه اشغالگران صهیونیست را نداشت اما آنچه در «بیت جن» رخ داد نشان داد، آنها جرات لازم را پیدا کردهاند.4- رژیم صهیونیستی و ایضا آمریکا، با استفاده از تجربه غزه تلاش میکنند کشورهای دیگر را مرعوب و مطیع سازند. لبنان را از دچار شدن به سرنوشت غزه میترسانند تا حزبالله را خلع سلاح کند؛ ونزوئلا را هم از سرنوشت این باریکه میترساند تا مادورو به نفع یک چهره غربگرا از قدرت کنارهگیری کند. این سیاست - با کمی بالا و پایین- در سوریه نیز دنبال شده است که نتیجه آن، به قدرت رسیدن یک چهره به شدت واداده در برابر غرب و رژیم صهیونیستی است. اتفاقات بامداد جمعه در «بیت جن»، در واقع مقابله با این سیاست بود. سوریها متوجه شدهاند، وضع موجود بهتر از دوران بشار اسد نیست و هرچه زمان جلوتر میرود، تحقیر و عقبگرد بیشتر و بیشتر میشود. رژیم صهیونیستی و آمریکا بارها و به صراحت گفتهاند، وضعیت سوریه، ایدهآل آنهاست و میخواهند ایران، لبنان و... مثل سوریه شود! اما سوریه جمعیتی بالغ بر 30 میلیون نفر دارد که 87 درصد آنها مسلمانند. جمعیت سوریه تقریبا 15 برابر جمعیت غزه و وسعت آن نیز 507 برابر این باریکه است. ضمن اینکه اوضاع رژیم صهیونیستی وخیمتر از آن چیزی است که نتانیاهو جلوی دوربینهای تلویزیونی میگوید. اقتصاد این رژیم به طور کامل از هم فروپاشیده و این رژیم با کمکهای آمریکا و مرتجعین عرب سرپاست و مهاجرت معکوس نیز به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. و این سوای از اختلافات داخلی است که این سرزمین اشغالشده را دربر گرفته است. بنابراین بعید است بتوانند حریف شورش مسلحانه یک کشور 30 میلیون نفری شوند!5- در یک جمعبندی میتوان گفت، نباید به اتفاقی که بامداد جمعه در «بیت جن» رخ داد، به عنوان یک درگیری نظامی ساده نگریست. این اتفاق، پاسخ به یک سال اشغال، تحقیر و سیاست «ترس و ارعاب» بود که تلاش میکرد با الگو قرار دادن غزه، ملت سوریه را هم به زانو درآورد. نکته بسیار تعیینکننده در این واقعه، خودجوش و مردمی بودن آن است. این عملیات، نه توسط یک گروه نظامی سازمان یافته، که از دل تودههای مردم و جوانانی برخاست که نمیخواهند بیش از این تحقیر شوند. اکنون سؤال اساسی این نیست که رژیم صهیونیستی چه واکنشی نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا جرقه «بیت جن» میتواند به آتشافروزی بزرگتر در سراسر سوریه تبدیل شود؟ با توجه به بافت جمعیتی ۳۰ میلیونی و وسعت استراتژیک این کشور، پاسخ مثبت است. این یک حقیقت است که، رژیم منفور صهیونیستی، با اقتصادی ویران، اختلافات داخلی عمیق و وابستگی مطلق به حامیان خارجی، ظرفیت مدیریت یک قیام گسترده مردمی در کشوری به این عظمت را ندارد.جعفر بلوری
