آقای روحانی! لااقل شما راهکار ارائه نکنید

آقای روحانی! لااقل شما راهکار ارائه نکنید۱۴-بهمن-۱۴۰۴

هدف سازماندهی شده حملات تهدید وتوهین آمیز لفظی وقلمی دستگاه اطلاعاتی وخبری پاسداران جنایتکار وتروریست و سرکوبگر وسانسورچی به موسوی وکروبی وروحانی غیرخودی شده این است تاصدای شان خاموش ودچار خودسانسوری شوند .چون اینان جزو مهره های حکومتی خودی ونه جزو مخالفان برانداز بوده اندو انتقادکردن شان برای خامنه ای رمال وزبون ومنفور وهمه کار ه که عامل و مقصر اصلی همه بحران ها به ویژه کشتارجمعی ضدبشری اخیرمعترضان می باشد بسیار سخت وتحمل ناپذیر است.

رئیس‌جمهور اسبق، بدون آنکه به روی خود بیاورد که وقایع اخیر، ابتدا جنبه اقتصادی و ارزی داشت و فجایع معیشتی و کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی دقیقا پس از شکست ایده او در اعتماد حداکثری به آمریکا در ایران آغاز شد و تداوم یافت، بار دیگر مدعی شد راهکار خروج کشور از وضعیت فعلی، رفراندم است!۱/ وقایع ماه پیش، تنها در ۲ روز ۱۸ و ۱۹ دی به ترور و کشتار کشیده شد. قبل از آن اعتراض مسالمت‌آمیز اقتصادی بود و پس ‏از آن ۲ روز تلخ نیز حمایت‌های مردم از نظام اسلامی و محکومیت اقدامات ناگوار تروریست‌های داعشیِ آمریکایی و صهیونی. در واقع ۲۲ دی و حضور ده‌ها میلیونی مردم در خیابان‌ها در حمایت از نظام اسلامی همان رفراندمی است که آقای روحانی مدت‌هاست آن را تکرار می‌کند.۲/ اگر تصور کنیم اعتراضات و سپس خشونت‌ها محصول دو-سه شب و تصمیمات لحظه‌ای بود، خودمان را فریب داده‌ایم. رخدادها برآمده از یک روند بلندمدت فرسایشی بود که بدون بررسی آنها، قضاوت، «سطحی» و تکرار چنین اتفاقاتی - خدای ناخواسته - «قطعی» است.اعتراضات ۸ دی در نقطه آغاز، معیشتی بود: به سقوط ثانیه‌ای ارزش پول ملی به تبع افزایش بدون ترمز نرخ انواع ارز حتی اسکناس افغانی افغانستان، به تورم ۷۰ درصدی که به مردم ۴۰ درصد گفته می‌شود ولی در سفره‌های‌شان از ۷۰ درصد هم بیش‌تر است، به فقر، به دروغ، به وعده‌های دولت‌های مختلف بویژه دولت همین آقای مدعی که هرگز محقق نشدند، به گرانی لحظه‌ای همه چیز، به غیرممکن بودن خرید مسکن و دیگر حتی عدم امکان رهن و اجاره، به بیکاری، به افسردگی ناشی از آن، به تحصیلات دانشگاهی سطح بالا و شغل‌های غیرمرتبط سطح پایین، به صبر بی‌نتیجه، به سوءمدیریت و ناکاربلدی‌ای که به بهانه تحریم، توجیه می‌شود،به شنیدن ارقام اختلاس‌های هزاران میلیاردی، به انواع سلاطین اعم از سکه، برنج، چای، شکر و... و به دلایل بسیار دیگر که صدها جلد کتاب می‌شود. ماهیت شروع اعتراضات مشخص است و پرسشی که کسی بدان پاسخ نمی‌دهد، این است: چرا اجازه داده شد کار به اینجا کشیده شود؟ واقعا نمی‌شد با مدیریت نرخ ارز، جلو این فجایع را گرفت؟ نمی‌شد با ترک فعل مدیران - از جمله همین جناب روحانی و برخی وزرای متبختر و بی‌کفایتشان برخورد عبرت‌آموز کرد تا هر کس و ناکسی که مدعی مسؤولیت است، وارد عرصه نشود و احساس تأثیر نکند؟۳/ همین شخص و فردی چون میرحسین موسوی که امروز بیشترین فشار رسانه‌ای را برای مصادره این وقایع وارد می‌کنند، عامدانه یک سؤال را نادیده می‌گیرند: اقتصاد کشور چگونه دچار فروپاشی شد؟‏این وضعیت نه ناگهانی بود، نه محصول یکی - دو سال. نتیجه یک محاصره اقتصادی تمام‌عیار پس از فتنه ۸۸ - به عاملیت میرحسین موسوی - و سال ۹۷ - با تقصیر قطعی آقای روحانی در گره زدن سرنوشت کشور و به قول خودشان حتی «آب خوردن‌مان» به مذاکره با شیطان بزرگ - بود: قطع امکان صادرات، انتقال پول، بیمه، سرمایه‌گذاری در نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، خودروسازی و نظام بانکی. این «تحریم» نبود؛ تخریب ساختاری ظرفیت زیست اقتصادی یک جامعه بود: فشار حداکثری.مردمی که امروز زیر فشار قرار دارند، سال ۹۲ دولت همین آقا با شعار «شکست تحریم» را سر کار آوردند. آنها فریب پروژه رفع تحریم را خوردند. دولت حاکم ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ نه تنها تعهدات هسته‌ای را اجرا کرد بلکه به بیش از تعهدات برجام هم عمل کرد: هنوز مذاکرات رسمی آغاز نشده، برای اعلام حسن‌نیت به گرگ‌ها، داوطلبانه غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیم را متوقف کردهو سطح غنی‌سازی را کاهش دادند. با توافق برجام هم پلوتونیم را برچیدند و هم تقریبا تمام ذخایر اورانیم دانشمندان‌مان را از کشور خارج کردند. ایران به تعهدات خود عمل کرد. اما غرب بر اساس ذات خبیث خود، بار دیگر بدعهدی کرد. در دولت اوباما آمریکایی‌ها به توافقات‌شان عمل نکردند و اغلب امتیازات و منافع اقتصادی‌ای که رئیس دولت وقت ایران از آنها می‌گفت، هرگز محقق نشد. سپس با یک امضای رئیس‌جمهور وقت و فعلی آمریکا در اردیبهشت ۹۷، همان حداقل دستاورد ناچیز نیز منتفی شد.در پی این وضع تحمیل‌شده - ولی قابل پیش‌بینی - بلافاصله ارزش پول ملی شروع به سقوط کرد، به دنبال آن اقتصاد بی‌تعارف فلج شد، سپس بحران معیشت برآمد و دیگر تنها یک جرقه برای انفجار اجتماعی کافی بود. جرقه، بی‌تاب شدن بازاریان به دلیل نبود کم‌ترین کنترلی بر قیمت ارز و افسارگسیختگی دلار بود.دلسوزان هشدار داده بودند انباشت بی‌تدبیری، انسداد اقتصادی و فرسایش سرمایه اجتماعی، جامعه را به نقطه انفجار می‌رساند. این هشدارها اما همیشه نادیده گرفته شد. علاوه بر فشار بیرونی، فرصت‌سوزی گسترده پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، نادیده گرفتن ارزش پشتیبانی کامل مردم از کشور و انسجام بی‌بدیل ملی در زمان دفاع مقدس ۱۲ روزه و به جای قدردانی، افزون کردن فشار اقتصادی بر آنها -چه بسا به دلیل حضور برخی عوامل نفوذی که کمترین اعتقادی به نظام ندارند- سوءمدیریت مزمن، سیاست‌گذاری‌های پرهزینه و بی‌ثبات و ناتوانی در برطرف کردن به‌موقع مشکلاتی که لاینحل هم نبود، لایه‌های درونی این بحران را ساخت. دشمن نیز موقعیت را مناسب یافت و بر این اسبِ رم‌کرده سوار شد و هزینه این نشنیدن و این خطاهای انباشته را مردم پرداختند.حالا اما از عجایب روزگار این است که همان‌ها که وعده رفع تحریم‌ها و بهبود اوضاع را می‌دادند، مدعی هم شده‌اند و راهکار ارائه میدهند!