چه فرمایشی داشتید؟!(گفت و شنود)

 دروغ نامه کیهان  ۲۸- بهمن-۱۴۰۴

چه فرمایشی داشتید؟!(گفت و شنود)

سربازجوپاسدار که با هربهونه

واقعیت را مدام می کنه وارونه

برعکس کرده افشاگری علی شکوری راد

چراازنقش کشتار جمعی بسیج کردیاد؟

سپس هم تهدیدشدوهماره باانتقاد

ازجمله خودسربازجوعلیه اش زدفریاد

حال این پاسدار سربازجوی درازگوش

 برای آنکه انتقادات داخلی کنه فراموش

پس بافرافکنی  وی  کوک کرده  است ساز

چگونه اسب ها درسربالایی هم می گیرندگاز؟

تا به حاشیه ببره رهبر درپناهگاه شده زمین گیر

لذا به کومله وحامیان رضا پهلوی داده است گیر

گفته تجمع مونیج اندک بودواکرائینی واسراییلی

بعد باحاشیه پردازی وهجوگویی کرده  تحلیلی

چگونه مثل رابطه نوکرسرسپرده با ارباب؟

برای  غلامکی ومجیزگویی هست بی تاب

اما هروقت حرف بزنم میگه بازآروغ زدی

چرامثل همیشه خیلی زیادیمی زنی گندی؟

اما اگر وی آروغ زد،من بایدکنم خواهش

بگویم قربان  بفرما داشتی چه فرمایشی؟

گفت: راست گفته‌اند که اسب‌های درشکه وقتی به سربالائی می‌رسند و از نفس می‌افتند، همدیگر را گاز می‌گیرند!
گفتم: از قدیم و ندیم آن‌طوری بوده. حالا مگه چی شده؟!
گفت: گروه‌های ضد‌انقلاب فراری بعد از شکست اغتشاشات بد‌جوری به جان هم افتاده‌اند و همدیگر را به باد فحش گرفته‌اند و در چند مورد هم کتک‌کاری کرده‌اند و هر کدامشان دیگری را باعث بدبختی خودمی‌دانند.
گفتم: سرکرده گروهک کومله گفته است؛ ما گول حمایت بی‌پرده سیاسی و تسلیحاتی آمریکا و اسرائيل و چند کشور اروپایی را خوردیم! و یکی از سلطنت‌طلب‌ها بعد از مشاهده تعداد اندکی که برای حمایت به مونیخ آمده بودند و دیدن چند پرچم اوکراین و رژیم صهیونیستی، گفته است؛ بالاخره نفهمیدیم ایرانی هستیم یا اوکراینی یا اسرائیلی؟!
گفت: حیوونای زبون بسته چاره‌ای نداشته‌اند! باید در مقابل اربابشان آداب بردگی را بجا می‌آوردند!
گفتم: ایول! از نوکری پرسیدند که رابطه تو با اربابت چطوری است؟ گفت؛ هر وقت من حرفی می‌زنم، می‌گوید؛ بازهم آروغ زدی؟ و هر وقت او آروغ می‌زند، من باید بگویم؛ قربان چه فرمایشی داشتید؟!