مفسد اقتصادي بايد مجازات شود بابك زنجاني باشد يا متهمان كرسنت

خبر ويژه 
مفسد اقتصادي بايد مجازات شود بابك زنجاني باشد يا متهمان كرسنت  9 آذر -94
درمورد قرارگاه خاتم پاسداران چی؟ آیااراده ای در دستگاه فاسد قضاییه آلت دست یا نهاد اجرایی دیگری وجوددارد که این قرارگاه غارتگر نجومی را محاکمه ومجازات کند؟

وزير نفت گفت به مسئله کرسنت در يک دقيقه نمي تواند بپردازد.
    
به گزارش انتخاب، بيژن زنگنه در پاسخ به سوالي در مورد ماجراي کرسنت گفت: به اين مسئله نمي توان در يک دقيقه پرداخت، کساني که کرسنت را با ترکمانچاي مقايسه مي کنند، توجهي به ميلياردها دلار ضرري که برخي به اسم خدمت به مردم زده اند ندارند.
    
وزير نفت افزود: ديگران در اين باره حرف مي زنند اما من طبق قانون نمي توانم در اين باره اظهار نظر کنم هر چند پرداختن به اين موضوع نيازمند زمان طولاني تري است.
    
زنگنه همچنين با اشاره به ادعاي بابک زنجاني مبني بر اينکه در دوره تحريم به کشور خدمت کرد، گفت: اين در حالي است که تحريم ها را به نفع خود دور زد و 2/7 ميليارد دلار پول مردم را خورده است و نمي دهد.
    
زنگنه افزود: علاقه ندارم درباره پول هاي بابک زنجاني صحبت کنم چرا که هر زماني در اين باره سخن گفتم مورد هجمه يک هفته اي همکاران شما قرار گرفتم. زنجاني دروغ زياد مي گويد البته در ميان سخنانش کمي هم راست مي گويد.
    
ادعاي وزير نفت درباره منع اظهارنظر بر سر قرارداد کرسنت در حالي است که وزير ارشاد دولت يازدهم پيش از اين با صراحت درباره کرسنت اظهار نظر کرده است. علي جنتي تصريح کرد ضرري که از طريق قرارداد گاز کرسنت به کشور وارد شده، بالغ بر 14/5 ميليارد دلار است.
    
براساس اين قرارداد که در زمان دولت اصلاحات و وزارت زنگنه منعقد شد، گاز ايران براي 25 سال و 14 برابر زير قيمت جهاني به طرف اماراتي فروخته شد و رشوه هاي هنگفتي براي انعقاد اين قرارداد مبادله شد. آن زمان آقاي روحاني به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي ضمن نامه اي به رئيس دولت وقت نسبت به فجايع ناشي از قرارداد کرسنت هشدار داده و پاسخگو نبودن وزير نفت به شورا مورد اعتراض قرار گرفته بود.
    
با اين اوصاف معلوم نيست چرا بايد به بابک زنجاني به خاطر فساد 2/7ميليارد دلاري بد گفت، اما فساد و زيان 14/5 ميليارد دلاري را مسکوت گذاشت و بدتر از همه منتقدان را تخطئه و منکوب کرد؟ و پرونده برخي تخلفات نفتي بزرگ نظير ماجراي شرکت استات اويل نيز داستان مشابهي دارد. بنابراين هيچ مغايرتي ندارد که گريبان امثال بابک زنجاني و برخي متهمان مفاسد اقتصادي نفتي در دولت اصلاحات و سازندگي و اعتدال را با هم گرفت.

زنگ خطر براي وزنه برداري ايران در المپيك، به صدا درآمد!

        زنگ خطر براي وزنه برداري ايران در المپيك، به صدا درآمد!
ايستادن در رده پانزدهم جهان و كسب ضعيف ترين نتيجه چند سال اخير  9 آذر-94
درشرایطی که سن اعتیاددختران به 13 سال کاهش داده شده است .چه نیاز به و رزشکار در کشور هست تاچه رسد به اینکه تلاش برای قهرمان ورزنه برداری جهانی و حفظ آن شود؟
حاصل تلاش هفت وزنه بردار ايران در مسابقات جهاني آمريکا فقط دو مدال نقره و يک برنز و سقوط به رده پانزدهم بود تا زنگ خطر در آستانه المپيک 2016 ريو براي اين رشته به صدا در بيايد.
    
سرويس ورزشي-پرونده رقابت هاي جهاني وزنه برداري بسته شد و در پايان اين مسابقات که به ميزباني هيوستون آمريکا برگزار شد، تيم ملي ايران با کسب 7/216 امتياز در رده پانزدهم جهان قرار گرفت. براي تيم ايران در اين رقابت ها مجيد عسکري، جابر بهروزي، رسول تقيان، کيانوش رستمي، علي هاشمي، نواب نصير شلال و بهادر مولايي وزنه زدند که عسکري بيست و هفتم جهان شد، بهروزي، تقيان و نصيرشلال اوت شدند، هاشمي مقام هشتمي جهان را به دست آورد، مولايي شانزدهم شد و کيانوش رستمي نيز با کسب مقام نايب قهرماني دسته 85 کيلوگرم تنها مدال آور ايران در اين رقابت ها بود.
    
روسيه با 8/555 امتياز قهرمان و بلاروس با 8/418 امتياز نايب قهرمان شد. قزاقستان نيز با کسب 8/406 امتياز در جايگاه سوم ايستاد. ايران در سال هاي 2011 و 2013 سوم جهان شده بود که در سال 2014 به رده هفتم جهان سقوط کرد.
    
رکورد رضازاده شکسته شد
    
در روز آخر اين مسابقات يک اتفاق مهم ديگر رخ داد که آن هم شکسته شدن رکورد حسين رضازاده در حرکت دو ضرب دسته سنگين وزن جهان بود. لاوچف روس روز گذشته در حرکت آخر خود وزنه 264 کيلوگرمي را انتخاب و به راحتي مهار کرد تا رکورد 263 کيلوگرم حسين رضازاده پس از سالها شکسته شود.اين وزنه بردار روس در مجموع نيز رکورد 475 کيلوگرم را به ثبت رساند.
        
زنگ خطر براي ريو
    
رهاورد سفر به آمريکا دو نقره بود و يک برنز که آن را هم کيانوش رستمي به دست آورد.وزنه برداري که خيلي ها روي مدال طلايش حساب کرده بودند اما او زماني که مي خواست نفس حبس شده اش را آزاد کند و به خاطر موفقيتي که به دست آورده فرياد بزند ناگهان وزنه ها از پشت سرش افتاد تا اميد ميلون ها ايراني و عشق وزنه برداري نااميد شود.
    
ايران ضعيف ترين نتيجه چند سال اخير را به دست آورده و بايد گفت که زنگ هاي خطر براي رقابت هاي المپيک ريو هم به صدا در آمده است.رقابتي که با توجه به مدعي بودن روس ها،قزاق ها و چيني ها کار وزنه برداران ايران را سخت مي کند.
        
هماهنگ نبودن سرمربي و ورزشکاران
    
اما نکته منفي بزرگ در تيم ملي وزنه برداري، عدم هماهنگي سرمربي و وزنه برداران بود. از روزي که کيانوش رستمي مصاحبه کرد و گفت به توکلي گفتم اگر 219 را براي من انتخاب نکند روي تخته نمي روم اذهان عمومي به اين سمت رفت که آيا وزنه بردار سالاري باب شده و ورزشکاران نظر خودشان را به سرمربي تحميل مي کنند؟
    
چند روز بعد نواب نصيرشلال در حالي که وزنه 220 کيلوگرمي را انداخته بود در حال پايين آمدن از روي تخته خطاب به توکلي گفت:224،224. او درخواست وزنه بيشتر را کرد در حالي که انتخاب وزنه بايد در اختيار سرمربي باشد.البته احتمالاتوکلي توضيحاتي را در اين زمينه خواهد داد اما بايد گفت در مسابقاتي به اين مهمي تمام فکر و ذکر سرمربي بايد به فکر جمع آوري امتياز باشد نه اينکه وزنه بردار که احيانا تحت تاثير جو سالن هم قرار مي گيرد هر چه دلش خواست بگويد.
نماينده دادستان در دادگاه بابك زنجاني:قوه قضائيه دنبال سياسي كاري نيست  9 آذر -94
اگرهدف سیاسی کاری نیست .چرا دادگاه فرمایشی سریالی شده است؟ همچنین چرا به جای اینکه  اشاره به پاسداران شده این پرونده پیگیر ی و گشوده شود. ولی تلاش می شود که پرونده ی بابک زنجانی به دوران رفسنجانی وخاتمی ودولت روحانی پیوند زده شود؟

هفدهمين جلسه رسيدگي به پرونده فساد نفتي ديروز برگزار شد.
    
به گزارس فارس، در اين جلسه وکيل مدافع بابک زنجاني به قرائت ادامه دفاعيات خود پرداخت.
    
نماينده دادستان پس از دفاعيات وکيل مدافع متهم در خصوص ايراد وي به عدم صلاحيت کارشناسان بانک مرکزي گفت: براساس ماده 128 آيين دادرسي کيفري، کارشناسان رسمي يا خبره مثل پزشک، مهندس و ارزياب مي توانند درخصوص پرونده اظهار نظر کنند.
    
نجفي با اشاره به بخش هايي از صحبت هاي وکيل مدافع متهم که صحت روش بازجويي را زير سوال برده بود، گفت: وکيل مدافع طوري موضوع را مطرح کردند که گويا در دادسرا و مراحل بازپرسي با چماق از افراد اعتراف گرفته مي شود، درحالي که کارکنان ايشان پس از گذشت 6 ماه و آن هم کشف کيس هاي نگهداري شده در زيرزمين و در نتيجه پيام هاي جعلي بانک اسلام لب به اعتراف گشودند.
    
وي افزود: در روند ارزيابي 50 هزار پست الکترونيکي آقاي زنجاني و رايانه هاي کشف شده به اضافه بررسي پايگاه داده سيستم سوئيفت و کنت بانک و پيام هاي دريافتي و ارسالي بانک هاي ايراني بررسي شدند.
    
نماينده دادستان خاطرنشان کرد: وکيل مدافع متهم به سبب عدم اطلاع کافي از پرونده بازپرس را به داشتن پيش فرض متهم کرده است، درحالي که تمامي مستنداتي که بازپرس در کيفرخواست به آنها اشاره کرده است، پس از کشف کيس ها به دست آمد و متهمان زبان به اعتراف گشودند.
    
وي تاکيد کرد: در کلاهبرداري بحث اعتمادسازي وجود دارد و ايشان با انجام حواله هاي ارزي ايجاد اعتماد کردند و با توجه به اعتماد مسئولان بلندپايه به ايشان کسي به وي شک نمي کرد، ولي در نهايت ايشان اموال شرکت نفت را بردند.
    
نجفي افزود: معاون اقتصادي وزارت اطلاعات گفته است به وزارت نفت هشدار داديم که معاملات به شکلي انجام شود که از انباشت سرمايه نزد متهم جلوگيري شود، اما وزارت نفت اين توصيه را رعايت نکرد.
    
وي با اشاره به دفاعيات متهم و وکيل وي مبني بر نظارت بانک مرکزي و وزارت اطلاعات بر اقدامات وي، گفت: معاون اقتصادي وزارت اطلاعات در اظهارات خود اعلام کرده است اطلاعات و نظارتي در خصوص شرکت ISO نداشته ايم.
     
نماينده دادستان با اشاره به سخنان وکيل مدافع در خصوص تشويق متهم به سرمايه گذاري در داخل کشور توسط معاون اقتصادي وزارت اطلاعات، به نقل از اين نماينده گفت: معاون اقتصادي وزارت اطلاعات به ادعاي ايشان شک داشته است، بنابراين از وي خواسته است پول ها را به داخل کشور بياورد و اين سناريويي بود که منابع وي به داخل کشور وارد شوند.
    
نجفي گفت: در اين دادگاه ادعا شده است که اگر زنجاني در کشور حضور نداشت کشور فلج مي شد، اين درحالي است که 14 بانک در آن زمان از سوئيفت استفاده مي کردند، پس چگونه ادعا مي شود که کار اصلي را ايشان انجام داده است.
    
وي با اشاره به اينکه متهم يد طولايي در جعل داشته است، گفت: ايشان يک فقره برات را به عنوان پول نقد به بانک مرکزي به مبلغ 540 ميليارد و 340 ميليون تومان ارائه کرده است که استعلام هاي غيرمستقيم بازپرس از بانک «ميتسوبيشي» نشان داده است که چنين براتي وجود خارجي نداشته است.
    
نجفي در خصوص لايحه متهم که مدعي شد دادسرا به علت کمک به دولت و به خواست وي منابع بانک مالزي را ناديده گرفته است، گفت: قوه قضائيه در کشف جرم پيشگام است و به دنبال سياسي کاري نيست و متهم با سياسي کاري به دنبال انحراف پرونده است.
    
جلسه بعدي رسيدگي به اتهامات بابک زنجاني 15 آذر برگزار مي شود.

10 درصد مدارس استان اصفهان با بخاري هاي نفتي گرم مي شوند

10 درصد مدارس استان اصفهان با بخاري هاي نفتي گرم مي شوند  9 آذر- 94
زدن زیرآب ادعای مضحکو پوشالی خامنه ای که مدعیست رژیم قدرت منطقه است . در صورتیکه فاجعه مدرسه دخترانه شین آباد درپیرانشهر فراموش نشده است که چگونه به خاطر آتش سوری بخاری نفتید انش آموزان دختران دچار سوختگی ومرگ شدند؟
مديرکل آموزش و پرورش استان اصفهان از تجهيز 35 درصد از مدارس استان به سامانه گرمايشي در سال جاري خبر داد.
    
اصفهان- خبرنگار کيهان:محمد حسن قائدي ها گفت: طي دو سال گذشته 30 درصد از مدارس استان به سامانه گرمايشي مجهز شده اند و در سال جاري نيز 35 درصد ديگر از مدارس به سامانه گرمايشي مجهز شدند.
    
وي با بيان اينکه هم اکنون 35 درصد از مدارس استان از وسايل گاز سوز استاندارد استفاده مي کنند افزود: به دليل صعب العبور بودن مسيرهاي برخي مدارس هم اکنون 10درصد مدارس استان از وسايل نفتي استفاده مي کنند که امکان گازرساني به اين مناطق وجود نداشته است.

    
    

دفن 9 کشته شده در سوریه در 5 شهر

دفن 9  کشته شده در سوریه در 5 شهر  9 آذر -94
پس از کشته شدن پاسدار حسین  همدانی و مجروح شدن رئیس وی پاسدار تروریست قاسم سلیمانی که پس از کشته شدن پاسدار حسین هندانی ناپدید شده است . طوریکه هیچ تصویری از مجروح بودنش هم بازتاب داده نشده است .شاید مرده است ولی ازترسو اکنش منفی وریزش شدید پاسداران سپاه قدس وخودداری ازاعزام به سوریه یا قتلگاه مرگ وی اعلام نمی شود . از سوی دیگر آمار کشته شدن پاسداران و بسیجیان در سوریه  رو به فزونی است . برای همین خبر کشته ها نه یکی ودوتا و سه تا که 9 کشته گزارش شده است .
پيکر پاک ۹ شهيد مدافع حرم حضرت زينب(س) در 5 شهر کشور تشييع و به خاک سپرده شدند.
    
به گزارش ايرنا از زاهدان، مردم نيکشهر پيکر مطهر شهيد «سلمان برجسته» و «عمر ملازهي» را از مسجد فاطمه الزهرا(س) تا ميدان شهداي گمنام اين شهرستان تشييع کردند. پيکر اين شهيدان براي خاکسپاري به زادگاهشان بخش بنت و روستاي حميري قصرقند منتقل شد. همچنين شهروندان دلگاني پيکر مطهر شهيد «نظرمحمد بامري»، «اصغر بامري»، «مراد عبداللهي» و «پرويز بامري» را از مصلاي امام علي(ع) اين شهر تا گلزار شهداي شهرستان دلگان تشييع و به خاک سپردند.
    
پيکر شهيد سيدمحسن سجادي نيز با حضور مردم و مسئولان از مسجد جامع بخش بزمان ايرانشهر تا گلزار شهداي اين بخش تشييع و خاکسپاري شد.
    
اين شهدا از اهل تسنن و شيعيان سيستان و بلوچستان بودند که در نبرد با گروه هاي تروريستي-تکفيري در سوريه به شهادت رسيدند. همچنين، مردم خميني شهر پيکر شهيد عبدالرضا مجيري را بر روي دستان خود تشييع و در گلزار شهداي اين شهر به خاک سپردند. اين شهيد فرمانده گردان 123 امام حسين(ع) تيران و کرون بود که اخيرا در نبرد با گروه هاي تروريستي-تکفيري در سوريه به شهادت رسيده است.
    
از سوي ديگر خبرگزاري فارس از قزوين گزارش داد: با حضور مردم قزوين پيکر شهيد «حميد سياهکالي مرادي» صبح ديروز از مقابل آستان امامزاده اسماعيل (ع) قزوين تشييع و در گلزار شهداي اين شهر به خاک سپرده شد. شهيد حميد سياهکالي مرادي دومين شهيد مدافع حرم استان قزوين و نخستين شهيد شهر قزوين است.


كيهان و خوانندگان

دروغ نامه ی کیهان 9 آذر -94
كيهان و خوانندگان
محور نمایش خیمه شب بازی انتخابات اسفند تعیین از موضع ماورای شورای نگهبان آلت دست برای دولت  روحانی تکلیف شده است . چون سربازجو شریعت نداری  با پیام دروغین وقلابی که  دراوین نامه اش به دولت روحانی داده پیام داده است :  دولت يازدهم باتوجه به انتخابات پيش رو بهتر است به وظيفه اصلي خود بپردازد و از حاشيه سازي به جد پرهيز نمايد تا انتخابات در خور رژیم وارونه ی ولایت فقیه  با حضور حداکثري مردم ان شاءالله محقق شود. البته پیام دهنده نگفته است نظریه استصوابی که متضاد ادعای حضور حداکثری  پیام دهنده است!
      * قطعنامه ضد ايراني اخير سازمان ملل و اعلام نقض حقوق بشر در ايران آن هم با جلو انداختن حکومت مبتذل و سخيفي مثل رژيم آل سعود در اين موضوع تمام خوش خيالي هاي چندين ساله داخلي هاي طرفدار غرب را به هم ريخت. اميدواريم بيدار بشوند و انرژي خود را صرف اقتصاد مقاومتي يعني ساخت کشور از داخل بکنند و نگاهشان را از خارج بردارند.
        *
در مدت اين دو سال رهبر معظم انقلاب به دولت نصيحت کرده اند که نيروهاي مومن و انقلابي را برچسب افراطي نزده و کنار نزند. اميدواريم در آخرين ماه هاي سال همدلي و همزباني دولتمردان ما اين توصيه رهبري را سرلوحه کارهايشان قرار بدهند باشد که دشمنان در توطئه هاي خود عليه انقلاب ناکام بشوند.
    *
نکات مهمي در مورد هشدار رهبري نسبت به نقشه بلند مدت آمريکا براي تسلط بر سوريه و منطقه از راه مذاکره وجود دارد: 1- دم از تعامل سازنده زدن با آمريکا و رفتن به سمت سياست موسوم به تنش زدايي اولين حرکت خطرناک قرار گرفتن در پازل دشمن است. 2- ذات رفتاري آمريکا در مسائل سوريه نا امني آفريني است.
    3-
آمريکايي که دنبال سلطه گري نامشروع بر منطقه است به هيچ وجه قابل اعتماد نيست و مسئولان وزارت خارجه موظفند نسبت به دشمني آمريکا در مسائل منطقه اي هوشيارانه عمل کنند.
      *
يک روزنامه محلي در خوزستان تا مي تواند قدرت آمريکا و رژيم صهيونيستي را در تيترهاي صفحه اول خود برجسته مي کند جالب اينکه همين قلم به دست ها مدعي هستند در کشور آزادي وجود ندارد!
     *
گزارش آمانو رئيس آژانس در مورد پرونده هسته اي ايران ادامه رفتارهاي منافقانه گذشته است. ادامه همکاري با آژانس در چنين شرايط نابرابر زيرپا گذاشتن شروط اجراي برجام مي باشد. مجلس شوراي اسلامي و هيئت نظارت بر حسن اجراي برجام وظيفه دارند ورود پيدا کنند.
     *
در خصوص دفن 1700 تن سيب زميني توسط دولت با توجه به جلوگيري از کاهش قيمت اين محصول در بازار لطفاً بنويسيد در کتاب آسماني ما مسلمانان اين اقدام دولت اسراف نام دارد و مسرفين برادران شيطان خطاب شده اند. توضيح بدهند در مکتب ليبرال دموکراسي غرب که کامل ترين نمونه آن مربوط به حکومت مدعي کدخدايي جهان است اين عمل چگونه توجيه مي شود.    احمدزاده
    *
اراده استقلال طلبانه مردم يمن را نمي توان با بمب و موشک و از بين بردن زيرساخت هاي اين کشور ناديده گرفت. نه آمريکا نه انگليس و نه صهيونيسم نمي توانند ورق را برگردانند. يمن تسليم شدني نيست جنگ با مردم مظلوم اين کشور بازي کردن با آتش است که شعله هاي آن متجاوزين سعودي و حاميان غربي و صهيونيستي شان را خواهد سوزاند.
        *
حال و روز اردوغان ترکيه حکايت جاهلي است که اول اقدام کرده سپس فکر مي کند. دست در دست آل سعود و صهيونيسم گذاشتن دولتمردان ترکيه و تبديل اين کشور به بارانداز وحشي ترين تروريست هاي جهان در قبال به غارت بردن نفت سوريه و عراق عاقبت خوشي براي آنان در پي نخواهد داشت آنها هرگز به آرزوي واهي بازگشت امپراطوري عثماني گذشته نخواهند رسيد.    فخرالساعه- جانباز 70 درصد انقلاب
    *
مگر دولت پول آب را چند درصد گران کرده که 5 هزار تومان پول آب منزل بنده به بالاي 20 هزار تومان افزايش يافته است.
    
    *
دولت يازدهم باتوجه به انتخابات پيش رو بهتر است به وظيفه اصلي خود بپردازد و از حاشيه سازي به جد پرهيز نمايد تا انتخابات در خور نظام با حضور حداکثري مردم ان شاءالله محقق شود.
      *
همسر بنده در رشته روان شناسي عمومي بعنوان ميهمان در دانشگاه آزاد واحد شمال پذيرفته شده و دو ماه از شروع کلاسهاي ايشان مي گذرد. اخيراً قانون گذاشته اند دانشجويان ميهمان يک ميليون تومان اضافه بايد بپردازند هر چه دليل مي آوريم قانون عطف بماسبق نمي شود زيربار نمي روند چرا؟    اميني
    *
در نظر گرفتن وام 5 ميليوني براي خريد لوازم برقي کم مصرف بهترين راهکار براي ترويج و نهادينه کردن فرهنگ اصلاح الگوي مصرف مي باشد. اميدواريم دولت به اين امر توجه ويژه داشته باشد.
    *
با قانون جديد وزارت بهداشت رشته پرستاري در دانشگاههاي کشور حذف شده به جاي آن افراد پذيرفته شده در آزمون سراسري را در مراکز بيمارستان ها به مدت يک سال آموزش عملي داده و بعد از يک سال مدرک پرستاري به آنها داده و در همان مرکز درماني ادامه خدمت مي دهند. عرض بنده اين است که يک سال آموزش چگونه با چهار سال آموزش آکادميک در دانشگاه برابري مي کند؟    سجادي
    *
دولت تصميم گرفته با آموزش يک ساله پرستاري در مراکز درماني بساط آموزش کلاسيک 4 ساله پرستاري در دانشگاهها را جمع کند اين کار ضمن آسيب زدن به موقعيت شغلي پرستاران سلامت و بهداشت جامعه را نيز نشانه رفته است اگر مشکل کمبود نيروي پرستار است پس چرا پرستاران فارغ التحصيل دانشگاهها را بعد از چند سال استخدام نمي کنند؟
     *
شهرستان فردوس در خراسان رضوي اين ظرفيت و استعداد را دارد که با مساعدت دولت و مسئولان امر به منطقه گردشگري و جذب گردشگر داخلي و خارجي تبديل شود.
     *
در بزرگراه امام علي(ع) مسير شمال به جنوب و پل شهداي استان قزوين خروجي ندارد. اين در حالي است که در مسير شمال به جنوب خروجي طراحي شده است. لطفاً به موضوع رسيدگي شود.    فواد کاسبي
    *
بنده که يک فرهنگي بازنشسته با مدرک ليسانس هستم يک سوم آبدارچي سازمان آب حقوق دريافت مي کنم در ضمن 8 ماه حق التدريس بنده را هنوز نداده اند. وزير آموزش و پرورش چه پاسخي دارند بدهند؟

يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "جايي نرو تا طناب بياورم !"

اوین نامه ی کیهان 2 شنبه 9 آذرماه سال 1394
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "جايي نرو تا طناب بياورم !"
 سربازجو شریعت نداری از 25 خرداد 92 یعنی روز بعدازانتخابات ریاست جمهوری دوره ی یازدهم که منجر به شکست نامزدان مدعی اصولگراو رئیس جمهور شدن روحانی شد . بنای مخالفت ازموضع بازجویی وپرونده سازی علیه روحانی وحامیانش را شروع کرد .
در ادامه چون موضوع مذاکره ی هسته ای مطرح شد. برایاینکه  خامنه ای به دلیل نگرانی ازواکنش های اعتراضی بحران اقتصادی ناشی ازتحریم ها موافقت با مذاکره ی هسته ای کرد تااینکه در نهایت منجر به برجام شد . آنگاه کار اصلی سربازجو شریعت نداری تمرکز برروی آن ومخالفت کردن بابرجام شد . اما اکنون مشکل و مأموریت پیگیری اش مضاعف شده است .چون باید  پارامتر انتخابات اسفندرا هم دنبال کند وآن را پیوند به مخالفت برجام بزند. ب
رای همین به سراغ بایگانی اوین  نامه اش رفته است تاپیش  مقدمه  های  داستانی تمسخر وانتقادآمیزی یادداشت های قدیمی اش رابرگزیند وبازتولید کند تا توانسته باشد انتقادوتحقیرعلیه ی رقیب را دنبال کرده باشد . برای همین درابتدای یادداشت روز خود نقل کرده است:
- مي گويند درويش دوره گردي به حمام رفته بود و پس از استحمام، در حالي که «تک پيراهن» خويش را پوشيده و آماده خروج بود، متوجه شد که رندان، «لُنگ» او را ربوده اند. درويش دست از دهان کشيد و فرياد برآورد که ايهاالناس! لنگ حمام و فرش زيرپايم و پرده اتاقم و سفره نانم و رواندازم و زيراندازم و... همه را دزديده و با خود برده اند! جامه دار به ملامت گفت؛ درويش! خجالت بکش!... فقط يک لنگ ناقابل از تو ربوده اند، اين همه که ادعا مي کني کجا بود؟ و کي با خود به حمام آورده بودي؟ درويش گفت؛ آن لنگ، همه آنچه را که گفتم به جاي مي آورد و آن را در همه کارهايي که برشمردم به کار مي گرفتم!...
سربازجو شریعت نداری  پس ازپیش مقدمه با هدف ایجاد اختلاف بین حامیان روحانی ومدعیان اصلاح طلب افزوده : چند ماه مانده به انتخابات اسفند ماه و در حالي که برخي از دست اندرکاران واقع بين جبهه اصلاحات، نگراني عميق خود را از آشفتگي و سردرگمي حاکم بر اين اردوگاه پنهان نمي کنند، برخي ديگر از مدعيان اصلاحات، اصرار دارند دست هاي خالي از دستاورد خود را با توسل به لاف هاي گزاف، پر و پيمان نشان بدهند! وجيزه پيش روي اشاره اي گذرا، اما مستند به اين ترفند است و در آن فقط به رخدادهاي محسوس و غيرقابل انکار و اظهارات و اعترافات آشکاري استناد شده است که مدعيان اصلاحات، خود بر زبان آورده اند
3سپس سربازجو شریعت نداری همچون دوران خاتمی و احمدی نژاد لیست سنگین اتهامات تکراری گذشته را  بابرجسته کردن دشمنی وکینه ورزی اش نسبت به دشمن اصلی مجاهدین ردیف کرده و گفته است :- مدعيان اصلاحات که سردمداران اصلي آن سابقه سياه وطن فروشي در فتنه88 را با خود داشتند و طشت رسوايي آنان در ايفاي نقش پياده نظام براي مثلث آمريکا و اسرائيل و انگليس با سر و صدا از بام فريب افتاده بود، در جريان انتخابات رياست جمهوري يازدهم- 24 خرداد 92- نه فقط کمترين اميدي به پيروزي نداشتند، بلکه حضور در انتخابات را نقطه ايده آل خود مي دانستند و بر اين باور بودند که حضور آنان در انتخابات مي تواند، سابقه وطن فروشي آنها در فتنه 88 را در افکار عمومي کمرنگ کند و نشانه اي- هر چند بي رمق- از بازگشت آنان به نظام باشد. بازگشت کساني که در ماجراي فتنه آمريکايي اسرائيلي 88 آشکارا و بي پرده با تمامي گروه ها و جريانات ضد انقلاب، از منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و مارکسيست ها گرفته تا عبدالمالک ريگي ها عليه مردم وطن خود ائتلاف کرده بودند، تا آنجا که نتانياهو با صراحت و ذکر نام و نشان، از آنها به عنوان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران ياد کرد و سران و اصحاب فتنه که انتقاد بخشدار فلان نقطه دور افتاده کشور را بي پاسخ نمي گذاشتند در مقابل اظهارات صريح نتانياهو، اوباما و ملک عبدالله، حسني مبارک و بقيه اراذل و اوباش مانند آنها، سکوت کامل اختيار کردند و لام تا کام زبان به اعتراض و يا انکار باز نکردند. ضمن آن که برخي از سران داخلي فتنه- به نوشته و اظهار نظر صريح مدعيان اصلاحات- کليد رمز فتنه يعني «تقلب در انتخابات» را در جلسات خصوصي انکار کرده بودند و... حالابايد پرسيد آيا يکي از مدعيان اصلاحات- تاکيد مي شود که حداقل يکي از آنها- مي تواند اين کارنامه سياه و ننگين وطن فروشي را انکار کند؟! پاسخ تاکنون کاملاً منفي بوده است، شب تاريک و ظلمت گرفته را که نمي شود با «چراغ موشي» به روز تبديل کرد!
ناگفته نماند که اینگونه قلمزنی و یا پرونده سازی وتنظیم کیفرخواست ادامه می یابد تاخوراک برای شورای نگهبان آلتد ست آمده کند تا نامزدان انتخاباتی مدعیان اصلاح طلب ردصلاحیت شوند.

1- مي گويند درويش دوره گردي به حمام رفته بود و پس از استحمام، در حالي که «تک پيراهن» خويش را پوشيده و آماده خروج بود، متوجه شد که رندان، «لُنگ» او را ربوده اند. درويش دست از دهان کشيد و فرياد برآورد که ايهاالناس! لنگ حمام و فرش زيرپايم و پرده اتاقم و سفره نانم و رواندازم و زيراندازم و... همه را دزديده و با خود برده اند! جامه دار به ملامت گفت؛ درويش! خجالت بکش!... فقط يک لنگ ناقابل از تو ربوده اند، اين همه که ادعا مي کني کجا بود؟ و کي با خود به حمام آورده بودي؟ درويش گفت؛ آن لنگ، همه آنچه را که گفتم به جاي مي آورد و آن را در همه کارهايي که برشمردم به کار مي گرفتم!...
    2-
چند ماه مانده به انتخابات اسفند ماه و در حالي که برخي از دست اندرکاران واقع بين جبهه اصلاحات، نگراني عميق خود را از آشفتگي و سردرگمي حاکم بر اين اردوگاه پنهان نمي کنند، برخي ديگر از مدعيان اصلاحات، اصرار دارند دست هاي خالي از دستاورد خود را با توسل به لاف هاي گزاف، پر و پيمان نشان بدهند! وجيزه پيش روي اشاره اي گذرا، اما مستند به اين ترفند است و در آن فقط به رخدادهاي محسوس و غيرقابل انکار و اظهارات و اعترافات آشکاري استناد شده است که مدعيان اصلاحات، خود بر زبان آورده اند. بخوانيد!
    3- مدعيان اصلاحات که سردمداران اصلي آن سابقه سياه وطن فروشي در فتنه88 را با خود داشتند و طشت رسوايي آنان در ايفاي نقش پياده نظام براي مثلث آمريکا و اسرائيل و انگليس با سر و صدا از بام فريب افتاده بود، در جريان انتخابات رياست جمهوري يازدهم- 24 خرداد 92- نه فقط کمترين اميدي به پيروزي نداشتند، بلکه حضور در انتخابات را نقطه ايده آل خود مي دانستند و بر اين باور بودند که حضور آنان در انتخابات مي تواند، سابقه وطن فروشي آنها در فتنه 88 را در افکار عمومي کمرنگ کند و نشانه اي- هر چند بي رمق- از بازگشت آنان به نظام باشد. بازگشت کساني که در ماجراي فتنه آمريکايي اسرائيلي 88 آشکارا و بي پرده با تمامي گروه ها و جريانات ضد انقلاب، از منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و مارکسيست ها گرفته تا عبدالمالک ريگي ها عليه مردم وطن خود ائتلاف کرده بودند، تا آنجا که نتانياهو با صراحت و ذکر نام و نشان، از آنها به عنوان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران ياد کرد و سران و اصحاب فتنه که انتقاد بخشدار فلان نقطه دور افتاده کشور را بي پاسخ نمي گذاشتند در مقابل اظهارات صريح نتانياهو، اوباما و ملک عبدالله، حسني مبارک و بقيه اراذل و اوباش مانند آنها، سکوت کامل اختيار کردند و لام تا کام زبان به اعتراض و يا انکار باز نکردند. ضمن آن که برخي از سران داخلي فتنه- به نوشته و اظهار نظر صريح مدعيان اصلاحات- کليد رمز فتنه يعني «تقلب در انتخابات» را در جلسات خصوصي انکار کرده بودند و... حالابايد پرسيد آيا يکي از مدعيان اصلاحات- تاکيد مي شود که حداقل يکي از آنها- مي تواند اين کارنامه سياه و ننگين وطن فروشي را انکار کند؟! پاسخ تاکنون کاملاً منفي بوده است، شب تاريک و ظلمت گرفته را که نمي شود با «چراغ موشي» به روز تبديل کرد!
    4
- با سابقه سياهي که مدعيان اصلاحات در کارنامه خود داشتند و مردم نيز با حضور چند ده ميليوني خود در حماسه بي نظير 9 دي بر نفرت خويش از اين جريان تاکيد ورزيده بودند، بديهي بود که جريان ياد شده نه فقط کمترين اميدي به پيروزي در انتخابات نداشته باشد بلکه اعلام حضور در فعاليت هاي انتخاباتي- ولو به صورت جانبي و چسبيده به ديگران- را «ايده آل» خود تلقي کند. آيا غير از اين است؟!
    5-
اردوگاه اصلاحات با شرايط شکننده ياد شده به فعاليت انتخاباتي خرداد 92 وارد شد و بعد از رد صلاحيت آقاي هاشمي رفسنجاني که اميدوار بودند صلاحيت وي بنا به برخي ملاحظات تاييد شود - که نشد- برزخ بي کانديدايي را تجربه کردند. در اين حال و هوا آقاي محمدرضا عارف مقدمات نامزدي خود را فراهم آورده بود، ولي مدعيان اصلاحات که نگاهشان به هاشمي و اميدشان به تائيد صلاحيت وي بود، حمله به عارف را تدارک ديدند. سايت «انتخاب» وابسته به اردوگاه اصلاحات (91/9/14) اعلام کرد «اصلاح طلبان تمايلي به حضور او در قامت کانديداي رياست جمهوري ندارند» و از قول قدرت عليخاني، مشاور هاشمي رفسنجاني نوشت «آقاي عارف خودش براي ورود به عرصه انتخابات تصميم گرفته و جبهه اصلاحات روي افراد ديگري تمرکز دارد»!
    سايت «دانشجو» وابسته به گروهک نهضت آزادي و حزب منحله مشارکت، عارف را برآمده از نهادهاي امنيتي و فاقد صلاحيت براي نامزدي اصلاح طلبان معرفي کرد. سايت «کلمه» وابسته به فتنه گران و نزديک به حزب مشارکت از زبان رجب مزروعي و اردشير اميرارجمند (دو فتنه گر فراري و پناهنده به غرب) هجوم سازمان يافته اي را عليه عارف کليد زد و مدعيان اصلاحات در مخالفت با عارف تا آنجا پيش رفتند که وي را «اصلاح طلب بدلي»! ناميدند.
    6-
بعد از رد صلاحيت هاشمي رفسنجاني، مدعيان اصلاحات که پروژه «حضور فرعي» و «چسبنده» خود در انتخابات را در بن بست مي ديدند، اهانت هاي گسترده قبلي به عارف را که تا چند روز پيش از آن با شدت ادامه داشت، ناديده! گرفتند و به گونه اي که عادت اين جريان آلوده است با چرخش يکصد و هشتاد درجه اي به حمايت از عارف روي آوردند!
    
اما، نظرسنجي هاي پي درپي حاکي از آن بود که عارف در خوشبينانه ترين حالت، فقط مي تواند 8 درصد آراء مردم را کسب کند. اين درصد بعد از اعلام حمايت اصلاح طلبان از عارف به سرعت رو به کاهش نهاده بود.
    
همه موارد ياد شده که فقط اندکي از بسيارهاست مستند به سايت ها و رسانه هاي مدعي اصلاحات است که به يقين قابل انکار نيست.
    7
- درصد پايين آراي عارف بار ديگر مدعيان اصلاحات را به چرخش واداشت و در حالي که تا چند روز قبل، آقاي روحاني را نامزد جبهه اصلاحات نمي دانستند، چاره اي جز رويکرد به ايشان نديدند، چرا که با گره زدن طناب پوسيده اصلاحات به روحاني مي توانستند آراء وي را که اگر پيروز انتخابات نبود هم آراء مطرحي بود، به خود و يا به حمايت خود از ايشان، نسبت دهند! دقيقا از همين هنگام است که رسانه هاي زنجيره اي در داخل و سايت هاي اينترنتي فتنه گران از خارج يک حرکت دو شاخه را آغاز مي کنند، حمله به عارف که شايسته نامزدي نيست! و فشار بر او که بايد به نفع روحاني انصراف بدهد. اين دو محور تبليغاتي را با مراجعه به رسانه هاي ياد شده به وضوح مي توان ديد. نهايتا آقاي عارف تحت اين هجوم پرحجم و دوگانه مجبور به انصراف مي شود ولي برخلاف اصرار مدعيان اصلاحات، انصراف خود را به نفع روحاني اعلام نمي کند و پس از انصراف نيز به حالت قهر خانه نشين مي شود.
    تا اينجا به وضوح ملاحظه مي شود که مدعيان اصلاحات «دست خالي» هستند و هيچ امتيازي که حاکي از پايگاه مردمي آنان باشد، ندارند. اين نقطه را در نظر داشته باشيد و بعد...
    8-
بعد از انصراف عارف تمامي رسانه ها و افراد وابسته به مدعيان اصلاحات به حمايت از نامزدي آقاي روحاني برمي خيزند و برخلاف گذشته، که ايشان را نامزد اصلاحات نمي دانستند، در تبليغات خود تاکيد مي کنند آقاي روحاني کانديداي اصلاح طلبان است! و يا کانديداي آنها نيز هست!
    
نهايتا در انتخابات خرداد 92 آقاي روحاني با کسب 18 ميليون راي، يعني 50/7 درصد آراء، پيروز انتخابات مي شود و مدعيان اصلاحات در بوق و کرنا مي دمند که حمايت آنان از دکتر روحاني عامل پيروزي ايشان بوده است! و هرگز به روي مبارک خود نمي آورند که «اگر موز قوت داشت کمر خودش را راست مي کرد»! و از کجا معلوم که حمايت آنان از دکتر روحاني باعث ريزش آراء ايشان نشده باشد!
    9-
مدعيان اصلاحات اميدوار بودند که در ادامه راه، موفقيت هاي دکتر روحاني را به حساب خود فاکتور کنند! و براي اين که مقدمات اين جابجايي حساب را فراهم آورند، حجم انبوهي از تبليغات را با اين مضمون سامان دادند که موفقيت هاي روحاني مديون دستورالعمل هاي خاتمي و هاشمي است. اما متاسفانه، دولت آقاي روحاني موفقيت قابل توجهي نداشت و در بسياري از عرصه ها، مخصوصاً دو عرصه سياست خارجي و اقتصادي که در تبليغات انتخاباتي ايشان پررنگ تر از ساير عرصه ها بود، دستاورد قابل ارائه اي به دست نياورد. تا اينجا به وضوح مشاهده مي کنيد که مدعيان اصلاحات بدون برخورداري از «امتياز اوليه» خود را به دولت يازدهم گره زدند و دولت يازدهم نيز دستاورد چشمگيري نداشت که مدعيان اصلاحات بتوانند در پوشش «امتياز» به حساب خود فاکتور کنند!
    10- نارضايتي هاي گسترده ناشي از عملکرد ضعيف دولت يازدهم در بسياري از عرصه ها و مخصوصا دو عرصه سياست خارجي و اقتصادي، مدعيان اصلاحات را به يک چرخش يکصد و هشتاد درجه اي ديگر واداشت و اين جريان که تا چند ماه قبل خود را بخش جدانشدني از دولت آقاي روحاني معرفي مي کرد، براي آن که ناکامي هاي ياد شده به حساب اردوگاه اصلاحات نوشته نشود، دنده عقب گرفت و در مواردي با ادبيات زشت و پلشت به دولت روحاني حمله کرد تا آنجا که دولت روحاني را با کمال وقاحت و بي تربيتي «رحم اجاره اي اصلاحات» ناميد و... که بماند.
    11-
حالابه گنده گويي ها و لاف هاي گزاف مدعيان اصلاحات که اين روزها بر زبان و قلم دارند توجه کنيد! مي گويند؛ «جبهه اصلاحات نبايد از اعتدال جدا شود»! و توضيح نمي دهند، مگر مي تواند جدا شود؟! حکايت کسي است که پسرش درون چاه افتاده بود و به او مي گفت؛ جايي نرو تا طناب بياورم و نجاتت بدهم! و پسر به طعنه جواب داده بود، مگر مي توانم جاي ديگري بروم؟!
    و يا ادعاي پر سر و صداي آنها که قرار است از ميان اصولگرايان سربازگيري کنيم! و با شخصيت هاي معتدل جبهه اصولگرايي ائتلاف کنيم! و يا؛ آقايان لاريجاني و ولايتي مي توانند به ائتلاف با جبهه اصلاحات اميدوار باشند! و... بخوانيد!
    12-
شرايط کنوني مدعيان اصلاحات با شرح مستندي که گذشت، به مراتب بدتر و دست آنها، بارها خالي تر از هنگامي است که وارد انتخابات 92 شدند. آيا غير از اين است؟ و آيا هيچيک از موارد ياد شده قابل ترديد است؟! بنابراين به آساني مي توان نتيجه گرفت که ادعاي پيوند آنان با بخشي از اصولگرايان فقط به فقط - تاکيد مي شود فقط به فقط - براي کسب وجهه از اصولگرايان است. به بيان ديگر، قصد دارند دست خالي از دستاورد مدعيان اصلاحات (اعم از اصلاحاتي ها و کارگزاراني ها و اعتدالي ها) در انتخابات پيش روي را با گره زدن خود به اصولگرايان، پُر و پيمان نشان بدهند! و از اين رهگذر براي خود کسب وجهه و آبرو کنند.
    
و اما، اکنون نوبت اصولگرايان - به معني واقعي کلمه و نه اين يا آن سليقه - است که به مدعيان اصلاحات اجازه ندهند با اعلام نزديکي به اصولگرايان، بدنامي بارها تجربه شده خود را به اصولگرايان نيز نسبت بدهند.
    و دراين باره گفتني هاي مستند و فراوان ديگري نيز هست که به بعد موکول مي کنيم. نويسنده: حسين شريعتمداري

گفت و شنود چرخ خياطي!

دروغ نامه ی کیهان 9 آذر - 94
گفت و شنود 
چرخ خياطي!
گفت: دبيرکل سابق حزب منحله مشارکت هم از «نفوذ» اعلام نگراني کرده است!
    گفتم: ولي حزب مشارکت و روزنامه هاي زنجيره اي آنها که لانه نفوذي ها بوده است و تاکنون بسياري از آنها چه عضو حزب و چه روزنامه نگار بعد از افشاي ماهيت خود به آمريکا و انگليس و فرانسه و... فرار کرده و پناهنده شده اند.

    گفت: و همه آنها نيز بعد از فرار، آشکارا و بي پرده در خدمت سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا و انگليس و چند نفري هم در سرويس اطلاعاتي موساد به کار گرفته شده اند!

    گفتم: يارو خواب ديد که از دنيا رفته و به او مي گويند هر کس دروغي گفته باشد در مقابل هر دروغ يک سوزن به او مي زنند. يارو پرسيد با من چه مي کنند؟ ولي هنوز کلامش منعقد نشده بود که صدايش زدند و گفتند بيا برو زير چرخ خياطي!


    

دام رسانه هاي زنجيره اي براي ولايتي پس از لاريجاني و ناطق

گزارش خبري كيهان 
دام رسانه هاي زنجيره اي براي ولايتي پس از لاريجاني و ناطق  9 آذر- 94
این روزها سربازجو شریعت نداری به شدت دلواپس ونگران است که نکند  برخی از مدعیان اصول گرایان به حساب میانه رو از بی ترمز ودنده عقب کنده شدگان تندرو فاصله بگیرند و به اعتدال روحانی نزدیک شوند .برای همین برای سدکردن مسیر تغییرجهت اینان  یک ریز مشغول پرونده سازی است .
در حالي که نشريات زنجيره اي تاکنون تمرکز خود را بر روي شخصيت هايي چون علي لاريجاني و ناطق نوري گذاشته و در تلاش بودند که از آنان براي جبهه از هم گسيخته اصلاح طلبان يارگيري کنند در روزهاي گذشته اين رسانه ها براي ولايتي دام پهن کرده و از برگزاري جلساتي با وي براي جدايي از اصولگرايان خبر مي دهند.
    سرويس سياسي -در ادامه خط ايجاد تفرقه ميان اصولگرايان بر روي رئيس مجلس و علي اکبر ولايتي متمرکز شده اند شواهد امر حکايت از آن دارد که زنجيره اي ها براي مخفي نگاه داشتن تفرقه ميان خود دست به خبرسازي زده اند.

    روزنامه زنجيره اي آرمان در شماره ديروز خود در اين رابطه نوشته بود: اكنون اصولگرايي عليه اصولگرايي در جريان است و سه طيف در رقابت با يكديگر هستند. طيف سنتي كه شامل لاريجاني و ناطق نوري و امثالهم است. طيف نيمه سنتي كه موتلفه و ايثارگران و احزابي در اين رده را دربرمي گيرد، طيف ديگر جبهه پايداري است.

    اين روزنامه در ادامه خط تفرقه اندازي ميان اصولگرايان بر روي لاريجاني و ولايتي تمرکز و سربازگيري از جبهه اصولگرايي را مد نظر قرار داده و نوشته است «لاريجاني با تجربه اي كه دارد زمين بازي را به تندروها نسپرده است بلكه راهكار جديدي در نظر دارد كه در اين مسير علي اكبر ولايتي هم با او همراه است. لاريجاني از حمايت فراكسيون رهروان ولايت به عنوان اصلي ترين فراكسيون مجلس برخوردار است و مي داند بيشتر اعضاي اين فراكسيون با او همراه هستند

    در ادامه گزارش آرمان آمده است «از سويي نيز حمايت علما و مراجع قم را دارد كه سرمايه اي بزرگ است پس مي تواند با اتكا به اين داشته ها برنامه هاي خوبي براي مجلس دهم داشته باشد. از سوي ديگر مشخص است كه ولايتي از چندي قبل فعاليت هاي خود را براي برگزاري انتخاباتي خوب با مشاركت حداكثري آغاز كرده است و در اين مسير همانند لاريجاني يك هدف را دنبال مي كند كه آن هم مسدود كردن مسير ورود تندروها به مجلس است

  
    
روزان روزنامه زنجيره اي ديگري است که در شماره ديروز همين خط را دنبال کرد.
    اين روزنامه در تيتر صفحه اول خود با عنوان «هم ولايتي اصلاح طلبان» بلوف رفقاي رسانه اي خود را تکرار کرده و نوشت «اخيرا علي اکبر ولايتي رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام موضع گيري اش در مورد نحوه شرکت در انتخابات مورد پرسش قرار گرفته است. دکتر علي اکبر ولايتي يک ديپلمات با سابقه است که در همه سال هاي بعد از انقلاب تاکنون تاثير مهمي بر سياست خارجي ايران داشته است. سال ها وزير خارجه بوده، قطعنامه 598 را به سرانجام رسانده و حالادر برجام هم نقش تعيين کننده اي داشته و چه در مقام مشورت و چه در قالب حمايت از اعضاي تيم مذاکره کننده نقش موثر وي کاملاآشکار و هويداست

        
ولي آيا اين خبر ها و تحليل ها در دنياي واقعي نيز ما به ازاي خارجي دارد؟
    علي اکبر ولايتي روز شنبه در گفت و گو با تسنيم، در پاسخ به سوالي درباره ادعاي برخي رسانه ها مبني بر تشکيل ائتلاف 4 نفره با حضور حجت الاسلام ناطق نوري، آيت الله مقتدايي، علي لاريجاني و علي اکبر ولايتي تحت عنوان «اصولگرايان معتدل» براي انتخابات اسفندماه، اظهار داشت: طي هفته هاي اخير از سوي افراد و شخصيت هاي مختلف و فعالان سياسي در ارتباط با انتخابات آينده مجلس، تماس هايي مبني بر مشورت با اينجانب برقرار شده است.

    رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام با تکذيب اين خبر سازي ها گفت: بنده تصميمي براي پيوستن به هيچ يک از ائتلاف ها اتخاذ نکرده ام و اميدوارم با مشارکت حداکثري مردم شريف ايران شاهد مجلسي کارآمد در جهت مصالح انقلاب و عملي کردن ديدگاه مقام معظم رهبري تشکيل شود.

    با اين وجود روشن مي شود که اصلاح طلبان براي مخفي نگاه داشتن تفرقه دروني خود فرار به جلو را پيشه کرده و تصميم دارند از اردوگاه رقيب هر چند به صورت کاذب و رسانه اي يارگيري کنند .

    در گزارش ديروز کيهان با اشاره به اين موضوع تاکيد کرديم: در حالي که دبير کل کارگزاران مدعي سربازگيري از رقيب براي اصلاح طلبان است، مشاور رئيس دولت اصلاحات تصريح کرد بعد از 18 سال، اصلاح طلبي هنوز تعريف نشده و از آشفتگي و بي سر و ساماني رنج مي برد.

    محمدرضا تاجيک همچنين مي گويد: «اگر فضاي انتقادي با روحاني را حفظ نکنيم، حتما شکست وي شکست اصلاح طلبان محسوب خواهد بود».

    تاجيک همچنين درباره اينکه در حال حاضر خودي و غيرخودي جريان اصلاحات مشخص شده است؟ پاسخ منفي مي دهد و مي گويد: مرزبندي اتفاق نيفتاده است. به همين دليل است که مي بينيم به نام نامي اصلاح طلبي هفتاد و دو ملت وجود دارد و هفتاد و دو کنش و واکنش انجام مي شود. همه فراز و فرودهايي که تجربه کرديم امروز به ما مي گويد که جريان اصلي اصلاح طلبي بايد مانيفست و گفتماني داشته باشد. تا ديگران به نام اصلاح طلبي سخن نگويند. وقتي اين اتفاق نيفتاده ديگر راه چاره اي باقي نمانده و بايد هزينه هر گرايش و کنشي به نام اصلاحات را بپردازيم. از کسي که به نام اصلاح طلبي مي رود و با فرح پهلوي ملاقات مي کند تا کسي که با خارج از کشور مي بندد، تا کسي که در پشت تريبون رسانه هاي خارجي مي خواهد نظام را براندازي کند همه اش را مي اندازند گردن اصلاح طلبان پس از ماست که برماست.

    حال سوال اين جا است که چگونه اصلاح طلباني که خود هفتاد و دو ملت هستند و به تعريف واحدي درون خود نرسيده اند تصميم به سربازگيري از جبهه رقيب و يا ايجاد تفرقه در آن دارند؟!


    

دعوت از جوانان آمريكا و اروپا براي تغيير ذهنيت آلوده به تزوير غرب

اوین نامه ی کیهان 9 آذر -94
دعوت از جوانان آمريكا و اروپا براي تغيير ذهنيت آلوده به تزوير غرب
در دومين نامه مهمخامنه ای مطرح شداین نامه یا توصیه ی خامنه ای به جوانان آمریکاو اروپا بدون شک برگردان یا تداعی کننده ی این ضرب المثل معروف است که گفته می شود یارو آخوند را به ده راهش نمی دادند ولی آدرس خامنه ی کدخدا را می گرفت . حال این خامنه ای آخوند مترسک منفور فریبکار رمال که پیوسته در حال هذیان گویی های دوپهلو ضد ونقیض می باشد در شرایطی که درداخل کشور نه نسل جوان که حتی درحوزه علمیه هم به جز نان خوران ومجیزگویانش قبولش ندارند .اما حال از روی نشئگی خیلی بالا دعوت ازجوانان آمریکا واروپا کرده وپیام داده است تا برای تغییر ذهنیت آلوده به ترور غرب به پاسداران در سوریه و یاعراق ویمن به پیوندید تاازذهنیت بدرآیید!
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره مسئله تروريسم، نامه اي خطاب به عموم جوانان در کشورهاي غربي منتشر کردند. متن کامل اين نامه به شرح زير است؛
        بسم الله الرّحمن الرّحيم

    به عموم جوانان در کشورهاي غربي 

    حوادث تلخي که تروريسم کور در فرانسه رقم زد، بار ديگر مرا به گفت وگو با شما جوانان برانگيخت. براي من تاسف بار است که چنين رويدادهايي بستر سخن را بسازد، اما واقعيت اين است که اگر مسائل دردناک، زمينه اي براي چاره انديشي و محملي براي همفکري فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انساني در هر نقطه از جهان، به خودي خود براي همنوعان اندوه بار است. منظره کودکي که در برابر ديدگان عزيزانش جان مي دهد، مادري که شادي خانواده اش به عزا مبدل مي شود، شوهري که پيکر بي جان همسرش را شتابان به سويي مي برد، و يا تماشاگري که نمي داند تا لحظاتي ديگر آخرين پرده نمايش زندگي را خواهد ديد، مناظري نيست که عواطف و احساسات انساني را برنيانگيزد. هرکس که از محبت و انسانيت بهره اي برده باشد، از ديدن اين صحنه ها متاثر و متالم مي شود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطين و عراق و لبنان و سوريه. قطعا يک و نيم ميليارد مسلمان همين احساس را دارند و از عاملان و مسببان اين فجايع، منزجر و بيزارند. اما مسئله اين است که رنج هاي امروز اگر مايه ساختن فردايي بهتر و ايمن تر نشود، فقط به خاطره هايي تلخ و بي ثمر فرو خواهد کاست. من ايمان دارم که تنها شما جوان هاييد که با درس گرفتن از ناملايمات امروز، قادر خواهيد بود راه هايي نو براي ساخت آينده بيابيد و سد بيراهه هايي شويد که غرب را به نقطه کنوني رسانده است.

    درست است که امروز تروريسم درد مشترک ما و شما است، اما لازم است بدانيد که ناامني و اضطرابي که در حوادث اخير تجربه کرديد، با رنجي که مردم عراق، يمن، سوريه، و افغانستان طي سال هاي متمادي تحمل کرده اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اينکه دنياي اسلام در ابعادي به مراتب وسيع تر، در حجمي انبوه تر و به مدت بسيار طولاني تر قرباني وحشت افکني و خشونت بوده است؛ و دوم اينکه متاسفانه اين خشونت ها همواره از طرف برخي از قدرت هاي بزرگ به شيوه هاي گوناگون و به شکل موثر حمايت شده است. امروز کمتر کسي از نقش ايالات متحده آمريکا در ايجاد يا تقويت و تسليح القاعده، طالبان و دنباله هاي شوم آنان بي اطلاع است. در کنار اين پشتيباني مستقيم، حاميان آشکار و شناخته شده تروريسم تکفيري، علي رغم داشتن عقب مانده ترين نظام هاي سياسي، همواره در رديف متحدان غرب جاي گرفته اند، و اين در حالي است که پيشروترين و روشن ترين انديشه هاي برخاسته از مردم سالاري هاي پويا در منطقه، بي رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه غرب با جنبش بيداري در جهان اسلام، نمونه گويايي از تضاد در سياست هاي غربي است.

    چهره ديگر اين تضاد، در پشتيباني از تروريسم دولتي اسرائيل ديده مي شود. مردم ستمديده فلسطين بيش از شصت سال است که بدترين نوع تروريسم را تجربه مي کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزي در خانه هاي خود پناه مي گيرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعيت پرهيز مي کنند، يک خانواده فلسطيني ده ها سال است که حتي در خانه خود از ماشين کشتار و تخريب رژيم صهيونيست در امان نيست. امروزه چه نوع خشونتي را مي توان از نظر شدت قساوت با شهرک سازي هاي رژيم صهيونيست مقايسه کرد؟ اين رژيم بدون اينکه هرگز به طور جدي و موثر مورد سرزنش متحدان پرنفوذ خود و يا لااقل نهادهاي به ظاهر مستقل بين المللي قرار گيرد، هر روز خانه فلسطينيان را ويران و باغ ها و مزارعشان را نابود مي کند، بي آنکه حتي فرصت انتقال اسباب زندگي يا مجال جمع آوري محصول کشاورزي را به آنان بدهد؛ و همه اينها اغلب در برابر ديدگان وحشت زده و چشمان اشک بار زنان و کودکاني روي مي دهد که شاهد ضرب و جرح اعضاي خانواده خود و در مواردي انتقال آنها به شکنجه گاه هاي مخوفند. آيا در دنياي امروز، قساوت ديگري را در اين حجم و ابعاد و با اين تداوم زماني مي شناسيد ؟ به گلوله بستن بانويي در وسط خيابان فقط به جرم اعتراض به سرباز تا دندان مسلح، اگر تروريسم نيست پس چيست؟ اين بربريت چون توسط نيروي نظامي يک دولت اشغالگر انجام مي شود، نبايد افراطي گري خوانده شود؟ يا شايد اين تصاوير فقط به اين علت که شصت سال مکررا از صفحه تلويزيون ها ديده شده، ديگر نبايد وجدان ما را تحريک کند.

    لشکرکشي هاي سال هاي اخير به دنياي اسلام که خود قربانيان بي شماري داشت، نمونه اي ديگر از منطق متناقض غرب است. کشورهاي مورد تهاجم، علاوه بر خسارت هاي انساني، زيرساخت هاي اقتصادي و صنعتي خود را از دست داده اند، حرکت آنها به سوي رشد و توسعه به توقف يا کندي گراييده، و در مواردي ده ها سال به عقب برگشته اند؛ با وجود اين، گستاخانه از آنان خواسته مي شود که خود را ستمديده ندانند. چگونه مي توان کشوري را به ويرانه تبديل کرد و شهر و روستايش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفا خود را ستمديده ندانيد! به جاي دعوت به نفهميدن و يا از ياد بردن فاجعه ها، آيا عذرخواهي صادقانه بهتر نيست؟ رنجي که در اين سال ها دنياي اسلام از دورويي و چهره آرايي مهاجمان کشيده است، کمتر از خسارت هاي مادي نيست.

    جوانان عزيز! من اميد دارم که شما در حال يا آينده، اين ذهنيت آلوده به تزوير را تغيير دهيد؛ ذهنيتي که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذيانه است. به نظر من نخستين مرحله در ايجاد امنيت و آرامش، اصلاح اين انديشه خشونت زا است. تا زماني که معيارهاي دوگانه بر سياست غرب مسلط باشد، و تا وقتي که تروريسم در نگاه حاميان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسيم شود، و تا روزي که منافع دولت ها بر ارزش هاي انساني و اخلاقي ترجيح داده شود، نبايد ريشه هاي خشونت را در جاي ديگر جست وجو کرد.

    متاسفانه اين ريشه ها طي ساليان متمادي، به تدريج در اعماق سياست هاي فرهنگي غرب نيز رسوخ کرده و يک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسياري از کشورهاي دنيا به فرهنگ بومي و ملي خود افتخار مي کنند، فرهنگ هايي که در عين بالندگي و زايش، صدها سال جوامع بشري را به خوبي تغذيه کرده است؛ دنياي اسلام نيز از اين امر مستثنا نبوده است. اما در دوره معاصر، جهان غرب با بهره گيري از ابزارهاي پيشرفته، بر شبيه سازي و همانندسازي فرهنگي جهان پافشاري مي کند. من تحميل فرهنگ غرب بر ساير ملتها و کوچک شمردن فرهنگ هاي مستقل را يک خشونت خاموش و بسيار زيان بار تلقي مي کنم. تحقير فرهنگ هاي غني و اهانت به محترم ترين بخش هاي آنها در حالي صورت مي گيردکه فرهنگ جايگزين، به هيچ وجه از ظرفيت جانشيني برخوردار نيست. بطور مثال، دو عنصر «پرخاشگري» و «بي بندوباري اخلاقي» که متاسفانه به مولفه هاي اصلي فرهنگ غربي تبديل شده است، مقبوليت و جايگاه آن را حتي در خاستگاهش تنزل داده است. اينک سوال اين است که اگر ما يک فرهنگ ستيزه جو، مبتذل و معناگريز را نخواهيم، گنهکاريم؟ اگر مانع سيل ويرانگري شويم که در قالب انواع محصولات شبه هنري به سوي جوانان ما روانه مي شود، مقصريم؟ من اهميت و ارزش پيوندهاي فرهنگي را انکار نمي کنم. اين پيوندها هرگاه در شرايط طبيعي و با احترام به جامعه پذيرا صورت گرفته، رشد و بالندگي و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پيوندهاي ناهمگون و تحميلي، ناموفق و خسارت بار بوده است. با کمال تاسف بايد بگويم که گروه هاي فرومايه اي مثل داعش، زاييده اين گونه وصلت هاي ناموفق با فرهنگ هاي وارداتي است. اگر مشکل واقعا عقيدتي بود، مي بايست پيش از عصر استعمار نيز نظير اين پديده ها در جهان اسلام مشاهده مي شد، درحالي که تاريخ، خلاف آن را گواهي مي دهد. مستندات مسلم تاريخي به روشني نشان مي دهد که چگونه تلاقي استعمار با يک تفکر افراطي و مطرود، آن هم در دل يک قبيله بدوي، بذر تندروي را در اين منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از يکي از اخلاقي ترين و انساني ترين مکاتب ديني جهان که در متن بنيادين خود، گرفتن جان يک انسان را به مثابه کشتن همه بشريت مي داند، زباله اي مثل داعش بيرون بيايد؟

    از طرف ديگر بايد پرسيد چرا کساني که در اروپا متولد شده اند و در همان محيط، پرورش فکري و روحي يافته اند، جذب اين نوع گروه ها مي شوند؟ آيا مي توان باور کرد که افراد با يکي دو سفر به مناطق جنگي، ناگهان آن قدر افراطي شوند که هم وطنان خود را گلوله باران کنند؟ قطعا نبايد تاثير يک عمر تغذيه فرهنگي ناسالم در محيط آلوده و مولد خشونت را فراموش کرد. بايد در اين زمينه تحليلي جامع داشت، تحليلي که آلودگي هاي پيدا و پنهان جامعه را بيابد. شايد نفرت عميقي که طي سال هاي شکوفايي صنعتي و اقتصادي، در اثر نابرابري ها و احيانا تبعيض هاي قانوني و ساختاري در دل اقشاري از جوامع غربي کاشته شده، عقده هايي را ايجاد کرده که هر از چندي بيمارگونه به اين صورت گشوده مي شود.

    به هر حال اين شما هستيد که بايد لايه هاي ظاهري جامعه خود را بشکافيد، گره ها و کينه ها را بيابيد و بزداييد. شکاف ها را به جاي تعميق، بايد ترميم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروريسم، واکنش هاي عجولانه اي است که گسست هاي موجود را افزايش دهد. هر حرکت هيجاني و شتاب زده که جامعه مسلمان ساکن اروپا و آمريکا را که متشکل از ميليون ها انسان فعال و مسئوليت پذير است، در انزوا يا هراس و اضطراب قرار دهد و بيش از گذشته آنان را از حقوق اصلي شان محروم سازد و از صحنه اجتماع کنار گذارد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله ها را عمق، و کدورت ها را وسعت خواهد داد. تدابير سطحي و واکنشي مخصوصا اگر وجاهت قانوني بيابد جز اينکه با افزايش قطب بندي هاي موجود، راه را بر بحران هاي آينده بگشايد، ثمر ديگري نخواهد داشت. طبق اخبار رسيده، در برخي از کشورهاي اروپايي مقرراتي وضع شده است که شهروندان را به جاسوسي عليه مسلمانان وامي دارد؛ اين رفتارها ظالمانه است و همه مي دانيم که ظلم، خواه ناخواه خاصيت برگشت پذيري دارد. وانگهي مسلمانان، شايسته اين ناسپاسي ها نيستند. دنياي باختر قرن ها است که مسلمانان را به خوبي مي شناسد؛ هم آن روز که غربيان در خاک اسلام ميهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز ديگر که ميزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهرباني و شکيبايي نديدند. بنابراين من از شما جوانان مي خواهم که بر مبناي يک شناخت درست و با ژرف بيني و استفاده از تجربه هاي ناگوار، بنيان هاي يک تعامل صحيح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پي ريزي کنيد. در اين صورت، در آينده اي نه چندان دور خواهيد ديد بنايي که بر چنين شالوده اي استوار کرده ايد، سايه اطمينان و اعتماد را بر سر معمارانش مي گستراند، گرماي امنيت و آرامش را به آنان هديه مي دهد، و فروغ اميد به آينده اي روشن را بر صفحه گيتي مي تاباند.

    سيدعلي خامنه اي
    ۸ آذر ۱۳۹۴