از مداح تا کارگردان؛ چرا هتاکی به رئیس‌جمهور عادی‌سازی شده است؟

از مداح تا کارگردان؛ چرا هتاکی به رئیس‌جمهور عادی‌سازی شده است؟۳-تیر-۱۴۰۵

سرنخ جواب چرای هتاکی وحتی تهدیدبه مرگ کردن پزشکیان به سعیدجلیلی بسیجی رقیب انتخابات ریاست جمهوری وحیامیانش می باشدکه جزوکاسبان تحریم های باندمافیایی جبهه پایداری مخالف مذاکره باآمریکاوخواهان جنگ هستند.به ویژه که ازسوی پاسداران جنایتکاروجنگ افروزوقوه فاسدقضاییه مورد حمایت  قراردارند.

واکنش توهین‌آمیز ابوطالبی به سخنان رئیس‌جمهور درباره هزینه‌های جنگ و حمایت از نیرو‌های مسلح، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که مرز نقد سیاسی و هتاکی به عالی‌ترین مقام اجرایی کشور کجاست؟ آیا هر فردی صرفاً به دلیل داشتن تریبون یا شهرت، مجاز است رئیس‌جمهور منتخب مردم را با ادبیات تحقیرآمیز خطاب کند؟به گزارش تابناک، در پی اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، درباره هزینه‌های سنگین جنگ، پشتیبانی مالی از نیروهای مسلح و شرایط دشوار اقتصادی کشور در دوران بحران، ابوالقاسم ابوطالبی، کارگردان سینما و تلویزیون، در واکنشی جنجالی در فضای مجازی با ادبیاتی دور از شأن گفت‌وگوی عمومی به رئیس‌جمهور تاخت و به جای پاسخ به محتوای سخنان او، شخص رئیس‌جمهور را هدف تمسخر قرار داد. واکنشی که بیش از آنکه رنگ و بوی نقد داشته باشد، نمونه‌ای از تنزل ادبیات سیاسی در فضای عمومی کشور بود.سؤال ساده اینجاست؛ شما دقیقاً در چه جایگاهی ایستاده‌اید که به خود اجازه می‌دهید رئیس‌جمهور یک کشور را با چنین ادبیاتی خطاب کنید؟ اگر قرار باشد هر مداح، هنرمند، فعال رسانه‌ای یا چهره سیاسی، هر زمان که اراده کرد عالی‌ترین مقام اجرایی کشور را تحقیر کند، دیگر چه چیزی از شأن نهادهای رسمی باقی خواهد ماند؟ امروز رئیس‌جمهور هدف تمسخر است، فردا نوبت کدام نهاد و مقام قانونی خواهد بود؟می‌توان عملکرد هر دولتی را نقد کرد؛ می‌توان با سیاست‌های رئیس‌جمهور مخالف بود؛ می‌توان درباره آمارها، تصمیمات اقتصادی و حتی شیوه مدیریت بحران‌ها سؤال پرسید. اما تمسخر و توهین نه نقد است و نه نشانه شجاعت. رئیس‌جمهوری که در دوره مسئولیت خود با مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای مواجه بوده و کشور را از شرایطی دشوار عبور داده است، مستحق پاسخ کارشناسی است، نه ادبیات کوچه و بازار.نکته تأسف‌بار این است که برخی افراد گمان می‌کنند هرچه ادبیات تندتر و هتاکانه‌تر باشد، اثرگذاری بیشتری دارد. در حالی که دقیقاً برعکس است؛ هرگاه استدلال تمام می‌شود، توهین آغاز می‌شود. اگر کسی معتقد است رئیس‌جمهور درباره هزینه‌های جنگ، منابع مالی یا عملکرد دولت اشتباه می‌کند، باید با عدد، سند و تحلیل پاسخ دهد، نه با تمسخر و تحقیر. کسی که از پاسخ منطقی ناتوان است، معمولاً به ادبیات توهین‌آمیز پناه می‌برد.در نهایت، موضوع فقط شخص مسعود پزشکیان نیست. مسئله احترام به نهاد ریاست‌جمهوری و رأی مردمی است که رئیس‌جمهور را برگزیده‌اند. نقد حق همه است، اما هتاکی به رئیس‌جمهور، در عمل بی‌احترامی به ساختارهای قانونی کشور و میلیون‌ها شهروندی است که در فرآیند انتخاب او مشارکت داشته‌اند. جامعه‌ای که مرز میان نقد و توهین را از دست بدهد، نه به گفت‌وگوی سالم می‌رسد و نه به اصلاح؛ بلکه تنها در گرداب عصبانیت، تحقیر و بی‌اخلاقی سیاسی گرفتار خواهد شد.