این دو خط موازی باید همینجا به یکدیگر برسند!(نکته)6-تیر-1405
سربازجوشریعت
نداری درراستای پیگیری هدف خودکه همگامی
کامل با پاسداران جنایتکاروجنگ افروز وکاسبان تحریم ها دارد .لذاباترفندیکی به میخ
ویکی به نعل زدن اشاره به دو خط موازی کرده است که شامل باندهای مافیایی کاسبان
تحریم های مخالفان تفاهم باآمریکاوموافقانش درون دولت پزشکیان می شوندکه هردوخط موازی
باآویزان شدن به موضع مجتبی خامنه ای ناپیدای پدرکشته شده هدف خودرا دنبال می
کنند.البته سربازجوپاسدارشریعت نداری سانسورچی ووارونه گوی نگفته است درست است که
دوخط موازی هم دیگرراقطع نمی کنند.ولی همسوباهم حرکت می کنند.همچون خط موازی
شعارنابودی اسراییل که ازیک سوبه مرورطی 47سال موجب هموارکردن قبضه قدرت ازسوی
پاسداران جنگ افروزوجنایتکاردرایران پس ازکشته شدن خامنه ای رمال شده است.ازطرف
دیگرعامل تقویت قدرت اسراییل وراست های افراطی ضدفلسطینی دراسراییل شده
است.درمقابل هزینه بس سنگین ومرگباربسیارسنگین این حرکت همسویی دوخط موازی باهم را مردم وکشورایران وملت
فلسطین وغزه وجنوب لبنان وساکنین اش داده اند. البته ترکش آن به سوریه وعراق ویمن
هم اصابت کرده است.
۱- این، یک اصل غیرقابل تردید هندسی است که «دو
خط موازی هرگز همدیگر را قطع نمیکنند». گاه در ادامه گفته میشود «مگر در بینهایت».
اما، اینکه دو خط موازی در بینهایت یکدیگر را قطع میکنند یا نه؟ موضوع این
نوشته نیست و به قول ظریفی، اصلاً چه کسی در بینهایت حضور دارد که خبر بدهد آیا
دو خط موازی در آنجا به هم رسیده و همدیگر را قطع کردهاند یا نه؟! و اما، آنچه در
این وجیزه مورد نظر است، وجود دو خط موازی در میان نیروهای متعهد و پاکباخته
خودمان است. هر دو خط، دلباخته انقلابند و هرگز حاضر نیستند بر چهره مقدس و
کبریائی انقلاب و ایران اسلامی عزیز کمترین لایهای از «گرد و غبار» بنشیند. این
دو جریان را میتوان به دو خط موازی تشبیه کرد که برخلاف آنچه در اصول هندسی آمده
است، نه در «بینهایت»، بلکه باید همینجا و همین حالا به یکدیگر بپیوندند و خط
واحد و یگانهای را علیه دشمنان اسلام و انقلاب و ایران، پدید آورند.۲- این دو خط
موازی را میتوان با اندکی تسامح، اینگونه توضیح داد:خط اول: وقتی
به هر علت، احساس میکنند که آنچه در عرصه سیاسی کشور میگذرد و مخصوصاً مواضع و
عملکرد مسئولان در جنگ اخیر با مواضع رهبر معظم
انقلاب ناهمخوان و متفاوت است، ادعا میکنند که شرایط کنونی را به حضرت آقا تحمیل
کردهاند(!) به بیان دیگر - و البته بیآنکه بخواهند-رهبر معظم انقلاب را
نستجیربالله، «مخلوعالید»! و فاقد قدرت(!) معرفی میکنند!... نکته بیپایه و
اساسی که این روزها در کانالها و رسانههای ضدانقلاب نیز به آن دامن زده میشود! خط
دوم: جریانی است که اصرار دارد همه آنچه در عرصه سیاسی کشور میگذرد و مخصوصاً
تمامی مواضع و عملکرد مسئولان مذاکرهکننده و اعضای شورای عالی امنیت ملی (شعام)
در هماهنگی کامل با رهبر معظم انقلاب صورت میپذیرد. این خط اصرار دارد که برخی از
تخلفات آشکار از مواضع رسماً اعلام شده حضرت آقا را نیز، با «کسب اجازه»! از حضرت
ایشان قلمداد کند! به بیان دیگر و بیآنکه متوجه باشند، بسیاری از اشکالات
و پلشتیها را -نستجیربالله- در هماهنگی با حضرت آقا معرفی میکنند! و
اما، با عرض پوزش از این دوستان باید گفت، مواضع هر دو خط یادشده بهگونهای ناخودآگاه
و بیآنکه بخواهند، خدشه به جایگاه رفیع و مقدس رهبر معظم انقلاب است! چگونه؟
بخوانید!۳- بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب هر دو دیدگاه یادشده
را نفی میکند. درباره خط اول باید پرسید، اگر حضرت آقا -خدای نخواسته- تحمیلپذیر
بودند، چرا در بیانیه اخیر خود، با صراحت و شجاعتی مثالزدنی درباره مواضع
اتخاذشده از سوی برخی مسئولان، تاکید میفرمایند که؛ «بنده علیالاصول، نظر دیگری
داشتم». و به دوستان خط دوم نیز باید یادآور شد که اگر به قول شما، همه آنچه
مسئولان دستاندرکار مذاکرات انجام میدهند در هماهنگی کامل با حضرت ایشان است،
چرا با صراحت میفرمایند «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم»؟! ۴-
بدیهی است که منظور از وجیزه پیشروی، سکوت و بیتفاوتی نسبت به آنچه
در عرصه سیاسی و فرهنگی کشور میگذرد نیست بلکه تاکید بر دقتنظر و پیشگیری از
سوءاستفاده دشمنان است. این نکته نیز برگرفته از بیانیه اخیر حضرت آقاست. آنجا که
میفرمایند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر
تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود». همانگونه که به وضوح دیده میشود مخاطب این
جمله مردم هستند و در آن، رهبر معظم انقلاب، مردم را به نظارت فراخواندهاند.
نظارت با نقد و اعلام نظر همراه است وگرنه ناظر بیطرف که بود و نبودش فرقی نمیکند!پاسدارسربازجوحسین
شریعت نداری
