اوین نامه
کیهان شنبه 11 اسفندماه سال 1397
يادداشت روز اوین
نامه کیهان"«كيم» فهميد برخي هنوز
نفهميده اند!"
همکار وهم قلم سربازجو شریعت نداری ذوق کنان و
قلم بر دست وارد میدان شده است تا درمخالفت با برجام و موضع ضدآمریکایی ودفاع از رهبر کره شمالی به روحانی و جناح مغلوب پیام دهد دیدید درست
گفته می شد که آمریکا قابل اعتماد نیست .
برای اینکه دیدار ترامپ با رهبر کره شمالی درهانوی پایتخت ویتنام به نتیجه نرسید.
بنابراین باید به جای تلاش برای ادامه گفت وگوی برجام الگوی سیاست کره شمالی پیشه
شود تا پاسداران جای برجام دارای سلاح هسته ای
شوند وتضمینی برای تقویت جایگاه قدرت وباج گیری وعدم پاسخگویی به خیانات
وجنایات 40 ساله جنگی شان باشد .
دور دوم مذاكرات «دونالد ترامپ» و «كيم
جونگ اون» پنج شنبه گذشته گويا، با حالت «قهر» از سوي طرفين تمام شده است. روايت
هايي متفاوت و بعضا متناقضي از آنچه بين رهبران اين دو كشور اتمي گذشته، منتشر مي
شود كه قضاوت دقيق بر روي اين مذاكره را كمي سخت مي كند؛ اما آنچه مسلم است اينكه،
اين نشست شكست خورده و نتايج آن با آنچه احتمالا تصور مي شد، فاصله زيادي داشته
است. اما چرا اين مذاكرات شكست خورد؟ آيا مي توان اميدوار بود اين مذاكرات در
آينده به نتيجه برسد؟ در اين وجيزه تلاش مي كنيم، ضمن يافتن پاسخ هاي اين دو سوال،
يك نكته مهم! را هم يادآوري كنيم.
1- هيچ كس نمي تواند منكر
اين حقيقت شود كه، نزديك ترين تجربه مشابه براي «كيم» جوان در اين دور از مذاكرات
هسته اي، مذاكرات ايران و 1 (برجام) بود. مذاكراتي كه قاضي آن يعني آژانس بين
المللي انرژي اتمي، 14 بار اجراي كامل و حتي بيش از ميزان تعهدات از سوي ايران را
تاييد كرده اما ترامپ، مثل آب خوردن از آن خارج شد و نشان داد، اصلا قابل اعتماد
نيست. طبق گزارش هاي پراكنده اي كه از گفت و گو هاي اين دو منتشر شده، آمريكا
خواستار برچيده شدن تمام برنامه هسته اي كره شمالي شده آن هم، در برابر لغو برخي
تحريم ها و در مقابل، كره شمالي نيز خواستار لغو تمام تحريم ها شده، مجادله اي
بينشان روي داده و با حالت قهر ضمن لغو برنامه ناهار، مذاكرات نيمه تمام مانده
است. اينكه مذاكره كردن اصولي دارد و طرفين مذاكره بايد به صورت مرحله مرحله
امتياز بدهند و بگيرند تا به نتيجه برسند درست، اما شكست اين مذاكره، قطعا تحت تاثير بي
اعتمادي كره به آمريكايي ها صورت گرفته است.
آيا اگر آمريكا زير تعهداتش مقابل ايران
نزده و از آن خارج نشده بود(سواي از اينكه برجام چگونه توافقي است)، احتمال اينكه
اين مذاكره، تا آخر ادامه پيدا مي كرد و اينگونه شكست نمي خورد، بالاتر نمي رفت؟
چرا كيم جونگ اون بايد در برابر تنها عامل بازدارنده اش در مقابل كشوري كه مثل آب
خوردن زير تعهداتش مي زند، ريسك كند. رهبر كره شمالي با وجود جواني، تجربه برجام،
توافق آب و هوايي پاريس، پيمان تجاري شراكت فرا آتلانتيك(تي پي پي)، پيمان موشكي
1987 با روسيه، توافق تجارت آزاد آمريكاي شمالي(نفتا) و... را كه آمريكا به بهانه
هاي مختلف طي يكي دو سال گذشته از آنها خارج شده است را مي بيند، بنابراين چرا
بايد به اين كشور بدعهد اعتماد كند و تمام تاسيسات هسته اي اش را نابود كند؟ تاريخ
آمريكا پر است از اين خيانت ها و بدعهدي ها، كاش مذاكره كنندگان ما هم اين خيانت
ها را مي ديدند تا امروز براي توجيه خسارت برجام، مجبور نمي شدند آسمان ريسمان
ببافند و برايش دستاورد بتراشند. دستاوردهاي رنگارنگي كه همه چيز در آن هست الا،
آنچه بايد باشد يعني رفع تحريم ها و گشايش اقتصادي. عجيب اينكه، عده اي به رغم
اذعان به غير قابل اعتماد بودن آمريكا باز مي گويند، برويم و با اين كشور دوباره مذاكره
كنيم!
2- يكي ديگر از دلايل
شكست اين مذاكرات مي تواند نحوه انجام گرفتن آن باشد. ترامپ كه بنابر اعلام مقامات
استعفا داده كاخ سفيد، حوصله گوش دادن به حرف هاي مشاورانش را هم ندارد، در آستانه
شروع اين مذاكرات، ضمن تعريف و تمجيد ناشيانه از «كيم جونگ اون» تلاش كرده بود
رهبر كره شمالي را به اصطلاح «خام» كند، آنجا كه گفت، «رئيس كيم رهبر بزرگي است» و
«ظرفيت هاي عظيمي در حوزه اقتصاد» در اين كشور مي بيند. اين نوع مذاكره شايد هنگام
امضاي يك قرارداد تجاري بين مديران دو شركت «جواب» دهد اما طبيعتا، در مذاكراتي در
اين سطح، جوابگو نيست. همان طور كه فارين پاليسي پيش بيني كرده بود، ترامپ نتوانست
با اين نوع ديالوگ «رئيس كيم»! را شكست دهد.
3- شايد با كمي اغماض بتوان
گفت، روحيه خاص ترامپ هم به اندازه خود، در روشن شدن فوري تكليف دور دوم مذاكرات
آمريكا و كره شمالي نقش داشت. ترامپ، مكار و دروغگو هست اما نه به اندازه اوباما.
رئيس جمهور آمريكا نشان داده مثل دولتمردان سابق كشورش، آدم زياد پيچيده اي نيست.
شايد همين روحيه باعث شد وي مثل اوباما نتواند اهداف پليدش را پنهان كند و در همان
ساعات نخست مذاكره، مثلا اعلام نكند «اگر تاسيسات هسته اي تان را برچينيد، تمام
تحريم ها را بر مي چينيم.» ترامپ در آستانه مذاكرات با چرب زباني، تعريف و تمجيد
از كيم و نشان دادن در باغ سبز به كره شمالي نشان داد آدم حيله گري است اما، نه به
اندازه اوباما و تيمش.
4- براي حل بحران 6 دهه
اي شبه جزيره كره، نقش چين و روسيه را نبايد كوچك ديد. اين دو كشور، اصلي ترين
حاميان كره شمالي اند و شايد بدون حمايت هاي آنها، پيونگ يانگ نتواند تحريم هاي
وحشيانه غرب را دور بزند. بنابراين امكان ندارد پيونگ يانگ، در مذاكره با آمريكا،
با مسكو و پكن هماهنگ و همراه نبوده باشد. اگر «ناتو» يكي از ابزارهاي آمريكا براي
مهار روسيه است، چرا نگوييم كره شمالي يكي از ابزارهاي اين بلوك براي مهار آمريكا
است؟! اين را گفتيم تا نتيجه بگيريم، بحران كره شمالي صرفا با مذاكره دو طرف
مناقشه(واشنگتن و پيونگ يانگ) حل نخواهد شد. اين ميدان، بازيگران زيادي دارد كه هر
يك به اندازه خود در حل اين بحران مي توانند نقش داشته باشند.
بر اين باوريم كه، بحران كره به اين
سادگي ها حل نمي شود. براي درك چرايي اين ادعا كافي است يادآوري كنيم كه، يكي از
درخواست هاي اصلي «كيم جونگ اون» از «ترامپ» در اين مذاكره، اعلام آتش بس رسمي بين
دو كره بود كه با مخالفت سخت ترامپ مواجه شده است. دو كشور كره شمالي و كره جنوبي
مي خواهند آتش بس كنند، آمريكا به سختي با آن مخالفت مي كند. اين، چه معنايي دارد؟
آيا به اين معنا نيست كه، منافع آمريكا در بحراني بودن روابط دو كره است؟! آمريكا
زماني حاضر خواهد شد دو كره آشتي كنند كه از قبل اين آشتي، منافعي بيش از زمان
بحران به دست آورد. يك دليل ديگر براي سخت ديدن حل بحران كره، به وضعيت داخلي دو
كشور آمريكا و كره شمالي باز مي گردد. وضعيت آمريكا را در همان بند اول تشريح
كرديم. آمريكايي ها قابل اعتماد نيستند. كره شمالي نيز حيات خود را به توانايي
بالاي نظامي اش گره زده است. آنچه تا كنون مانع از حمله آمريكا و متحدانش به كره
شمالي شده است، نه نگراني از جان مردم اين كشور و مسائل
حقوق بشري كه، وحشت از قدرت بالاي نظامي
آن بوده است. بنابراين باور كردن اينكه پيونگ يانگ، قوي ترين ابزار بازدارندگي اش
را در برابر كشوري با مختصات آمريكا و رئيس جمهوري با مختصات ترامپ كنار بگذارد،
بسيار سخت است.
اما آن نكته مهم. چند روز قبل از اين
مذاكرات، وقتي خبرنگار سي بي اس از پمپئو، وزير خارجه آمريكا پرسيد، چرا براي
مذاكره با كره شمالي هيچ پيش شرطي نگذاشتيد اما وقتي پيشنهاد مذاكره با ايران را
مطرح كرديد، 12 پيش شرط براي آن گذاشتيد؟ (نقل به مضمون) پاسخ پمپئو قابل تامل
بود: «براي اينكه شرايط كره شمالي با ايران متفاوت است. آنها داراي بمب اتم و موشك
هايي هستند كه مي تواند تا خاك آمريكا برسد.»
امروز بر دنياي سياست، قانون جنگل حاكم
است. در دنياي «سياست منهاي اخلاق»، اين اقتدار افزودن بر مولفه هاي قدرت است كه
كار را جلو مي برد نه لبخند زدن و اعتماد كردن و دادن مولفه هاي قدرت. وقتي
«اخلاق» را از سياست حذف مي كنند، اعتماد كردن به حريف مضحك مي شود و اعتماد كننده
«ساده لوح». ساده لوح تر از همه اما كساني هستند كه با وجود چند بار گزيده شدن
هنوز، تصور مي كنند با دادن مولفه هاي قدرت است كه مي توان كشورداري كرد! پاسخ
پمپئو به خبرنگار سي بي اس يعني، در مذاكره هم اقتدار است كه جواب مي دهد. نويسنده: جعفر بلوري