گزیده ها قسمت دوم


 گزیده ها قسمت دوم 12 اسفند - 97
روزنامه الاخبار لبنان: سفر اسد به تهران، توهم را از سر مسئولان صهيونيست پراند
يك روزنامه لبناني با اشاره به اهميت زمان سفر رئيس جمهور سوريه به ايران، تاكيد كرد كه اين سفر، ايستگاه اصلي مرحله جديد در مقابله با چالش هاي آتي خواهد بود.
«انگيزه سفر اخير بشار اسد رئيس جمهور سوريه به ايران هر چه كه باشد، بسيار دشوار است كه آن را از ساختار و بافت منطقه اي جدا كرد؛ چرا كه اين سفر همزمان با سفر «بنيامين نتانياهو» نخست وزير رژيم صهيونيستي به مسكو صورت گرفت».
روزنامه لبناني «الاخبار» با مقدمه فوق به ابعاد سفر اسد به تهران و ديدارش با مسئولان جمهوري اسلامي ايران پرداخت و نوشت، تصوير اسد كه آيت الله سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران را در آغوش گرفته است، به صورت مختصر پيام هايي را به طرف هاي ذي ربط ارسال كرد از جمله اينكه «سوريه به كساني كه در مهم ترين لحظات تاريخي در كنارش بوده اند پشت نخواهد كرد، گزينه هاي آتي آن نيز با گزينه هايش در اوج درگيري با گروه هاي تروريستي تفاوت نخواهد داشت» و همچنان ركن اصلي محور مقاومتي باقي خواهد ماند كه از تهران تا بيروت امتداد دارد.
الاخبار با بيان اينكه اين ديدار، «نشست پيروزها» بود، تاكيد كرد كه چنين سفري چالش در تل آويو را افزايش خواهد داد.
اين روزنامه با اشاره به اينكه سفر اسد در اوج تلاش صهيونيست ها براي بيرون راندن ايران از سوريه صورت گرفت، تاكيد كرد كه سفر مذكور، توهم هاي مسئولان اسرائيلي و فشارهايي را كه قصد داشتند از رهگذر حملات خود اعمال كنند، از سرشان پراند.
به گزارش فارس الاخبار با اشاره به اينكه اسرائيلي ها گمان مي كردند تداوم فشار به نظام سوريه باعث خواهد شد كه بيشتر به روسيه متمايل شود، اما اين سفر و زمانش بار ديگر از درايت و شجاعت اسد در ايجاد روابط متوزان با طرفين (ايراني و روس) حكايت داشت. لذا اينكه روسيه و ايران، هر دو در مقابله با هژموني آمريكا شريك هستند، در معرض فشارها و تحريم هاي آمريكا قرار دارند و سياست هاي واشنگتن را تهديدي براي نفوذ و امنيت ملي خود مي دانند باعث خواهد شد كه اسد بتواند اين مسير را ادامه دهد.
راي اليوم: ملاحظات امنيتي موجب شد سفر اسد به تهران محرمانه باشد
روزنامه منطقه اي راي اليوم در تحليلي به مناسبت سفر بشار اسد به تهران، راز مخفيانه بودن اين سفر را مقابله با تحركات جاسوسي آمريكا توصيف كرد.
به گزارش انتخاب، عبدالباري عطوان در اين يادداشت ضمن بررسي ابعاد مختلف سفر مهم بشار اسد مي نويسد: اينكه بشار اسد شخصا براي تبريك سالروز پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري ايران، به اين كشور سفر كند، منعكس كننده يك تحول راهبردي بي سابقه است
اين اولين بار است كه از زمان آغاز بحران سوريه، اسد به پايتختي غير از مسكو مي رود؛ امري كه منعكس كننده حالتي از اعتماد، اقدامات امنيتي دقيق و بهبود اوضاع سوريه در سطوح مختلف است.
انتخاب تهران از سوي بشار اسد، براي اينكه اولين مقصد او باشد، نشان دهنده عمق روابط استراتژيك بين دو كشور و ايستادگي آنها در يك جبهه واحد در برابر تروريسم و طرح غربي آمريكايي در منطقه است كه به معناي ارسال پيامي براي آمريكا و اسرائيل است، مبني بر اينكه نيروهاي ايراني در سوريه باقي مي مانند.
قطعا اين سفر براي هماهنگي در خصوص چگونگي برخورد با تهديدات اسرائيل و آمريكا انجام شد؛ اين سفر همچنين پاسخي به تمام ادعاهايي بود كه در برخي رسانه ها در خصوص محاصره اسد در كاخش مطرح مي شد.
نكته مهم در اين سفر، ديدار اسد با حسن روحاني بود كه در جريان آن، رئيس جمهور ايران، اسد را از نتايج نشست سه جانبه سوچي، با حضور ايران، روسيه و تركيه آگاه كرد. اينكه رئيس جمهور سوريه به صورت مستقيم و از همتاي ايراني خود آنچه در سوچي گذشته را بشنود، تفاوت زيادي دارد با دريافت پيام هاي كتبي يا شفاهي نمايندگانش در اين باره.
 مسئله ديگري كه نمي توان از آن گذشت، صحبت هاي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران، علي شمخاني بود كه طي آن تصريح كرد محور مقاومت بيش از 90 درصد اهدافش در سوريه را محقق كرده است.
اين اظهارات همزمان شد با رونمايي ايران از زيردريايي خود كه قادر به شليك موشك هاي بالستيك است و همچنين، رونمايي از موشك جديدي كه برد آن به 1300 كيلومتر مي رسد و توان حمل كلاهك هاي هوشمند را دارد. ضمن اينكه مانورهاي دريايي ايران در تنگه هرمز، درياي عمان و اقيانوس هند نيز تا سه روز به طول انجاميد.
راي اليوم در ادامه مي نويسد: نمي دانيم بشار اسد چگونه به تهران پرواز كرد؛ همان طور كه از هيئت همراه او و مسير هواپيمايي كه وي در آن بود و نظامي يا شهري بودن آن، اطلاعي نداريم. اما مي دانيم كه وي بدون هيچ مانعي به سلامت به دمشق بازگشت و طبق عادت اينگونه ديدارها، پس از پايان يافتن علني آن و بازگشت سالم رئيس جمهور سوريه به پايتخت اين كشور، سفر اسد به تهران علني شد. همچنان كه سفرهاي قبلي او به مسكو نيز به همين شكل انجام شد. علت اين مسئله آن است كه آسمان سوريه پر است از جنگنده هاي آمريكايي و غربي و دهها ماهواره جاسوسي كه گفته مي شود حتي حركت مورچه روي زمين را تشخيص مي دهند؛ در چنين شرايطي، ملاحظات امنيتي ضروري به نظر مي رسد.
بايد بگوييم اين سفر، منعكس كننده شتاب در بهبود اوضاع سياسي و نظامي سوريه است و چه بسا در آينده نزديك، زمينه ساز سفرهاي ديگر بشار اسد به ديگر پايتخت هاي عربي و غيرعربي باشد. البته اسد ترجيح مي دهد ديگران پيش او بروند.
همچنين وبسايت خبري عرب زبان «جاده ايران» در گزارش مشابهي مي نويسد: سردار سليماني شخصا بشار اسد را در اين سفر همراهي مي كرد. محرمانه ماندن،  ويژگي بارز اين سفر بود، تا از انتشار اخباري در اين مورد كه ممكن بود مهمان ويژه ايران را در معرض خطر قرار دهد، جلوگيري شود. علت كوتاهي سفر نيز همين مسائل امنيتي بود. پنهان كردن مسئله سفر اسد به تهران با هدف تضمين عدم انتشار اين خبر تا پيش از زمان موعد، صورت گرفته است.
سروش: خميني مردمي ترين رهبري بود كه در تاريخ ايران ظهور كرد
عضو اتاق فكر فتنه سبز در خارج كشور گفت: هيچ رهبري از دوره هخامنشيان تا امروز، با آقاي خميني در سطح دانش و سواد قابل مقايسه نيست.
عبدالكريم سروش ضمن سخناني در كاليفرنيا (مقارن با چهلمين سالگرد پيروزي انقلاب) گفته است: «اگر امروز شما را بين شاه و آقاي خميني مخير كنند، كدامشان را مي پذيريد، اگر فرض كنيم كه هيچ اختياري نداشته باشيم جز اينكه يا شاه و آقاي خميني يكي را انتخاب كنيم بنده صددرصد آقاي خميني را انتخاب مي كنم. براي اينكه آقاي خميني، مردمي ترين رهبري بود كه در تاريخ اين كشور ظهور كرد. شما فقط كافيست كه استقبال از او و بدرقه از او را وقتي كه مرد ببينيد. ما در تاريخ ايران هيچ رهبري را نداريم كه اين طور در دل مردم جا داشته باشد. شاه كه هيچ، پدرجد شاه هم خواب اين جور پشتيباني مردمي را نمي ديدند. مردم به هر حال يك چيزي ديده بودند، نشان يك عشقي بود، نشان يك عاطفه اي بود كه معطوف به يك رهبري مي شد كه دوستش داشتند؛ در او چيزي ديده بودند. خميني باسوادترين رهبر اين كشور بوده تا كنون؛ از ايام اوليه حكومت هخامنشيان تا روزگار حاضر هيچ كس به لحاظ علمي به پاي او نمي رسيد.
چرا؟ براي اينكه اولا فقيه درجه اولي بود، عرفان هم خوانده بود، فلسفه هم خوانده بود. شاه قبل از آقاي خميني كه بود؟ يك جوان 20 ساله كه از سوئيس بلند شد آمد ايران پادشاه شد. بعد از پادشاهي اش كه درس و مكتب و مدرسه اي نبود؛ قبلش هم حداكثر يك ديپلم، اگر آن ديپلم را هم داشت، من خبر ندارم. سوادي نداشت. پادشاهان قبل از او چي؟ اين رو تواريخ براي ما نوشتند، اينها خواندن و نوشتن بلد نبودند. آن قدر فاصله زياد است كه لازم نيست ما بخواهيم شواهد تاريخي بياوريم. نه فقط در ايران، شما سراغ پادشاهان انگلستان و فرانسه برويد، اينها آدم هاي بافكري، با علمي و باسوادي نبودند. در تاريخ ما آقاي خميني واقعا يك نمونه بي نظير بود در مقام حكومتداري، خميني سابقه خوبي داشت. در گذشته او هيچ چيز ناپاكي وجود نداشت. نه مال مردمي را خورده بود. نه آدمي را كشته بود. نه تجاوزي به حق كسي كرده بود. هيچكدام اينها نبود. مرد شجاعي بود. ما آدم شجاع در تاريخ خودمان كم داشتيم. آدم قلدر داشتيم، ولي شجاعت يك فضيلت اخلاقي است. اين غير از اين است كه شما زورتان زياد باشد. نادرشاه هم آدم قلدري بود. ولي شجاعت اصلا حرف ديگري است. اختناق و خفقاني كه در زمان شاه بود كه كسي جرات سخن گفتن نداشت، يك كسي از قم 
]اشاره به امام خميني[ برمي خاست و فرياد مي كشيد و مقابل حكومت شاه مي ايستاد و مي گفت من سينه ام را براي سرنيزه هاي شاه آماده كرده ام، اين چه ميزاني از شجاعت لازم دارد؟
او همچنين گفت ممكن است بگوييد مردم ايران ديوانه بودند، خب مردم ايران هم برمي گردند و مي گويند خود شما ديوانه هستيد.
اصغرزاده: دستاورد دولت برجام بود كه به وصله ناجور تبديل شده است
يك روزنامه اصلاح طلب، طي گزارشي به دلايل خروج وزراي نامدار و چهره هاي اصلي كابينه از دولت روحاني پرداخت.
روزنامه شرق نوشت: موضوع كابينه دولتي است كه به صفت اعتدال گرايي خود مي بالد، اما هر روز با شايعه كناره گيري و استعفا يا استيضاح يكي از وزرايش و از قضا وزراي مهم خود دست و پنجه نرم مي كند. شايد مهم ترين پرسش اين است كه كابينه با چه وضعيتي روبه روست؟ و اينكه اساسا اين خروج وزرا از دولت كابينه را به چه وضعي دچار مي كند. در مورد خاص ظريف، اگر چه همه چيز دست به  دست هم داد تا او به دولت بازگردد، اما دست كم درباره ساير وزرا وضعيت فرق كرده و مي كند. يعني آنها كه قصد خروج از دولت داشتند، خارج شدند و حسن روحاني ماند و آنچه از ساير اعضاي كابينه اش باقي مانده است؛ يعني برخي مهره هاي اصلي رفته اند و مانده مهره هايي كه از اول در زمين بازي روحاني نبودند، اما به ناچار آنها را وارد زمين كرد.
به گزارش جهان نيوز در ادامه گزارش اين روزنامه حامي دولت آمده است: سوال اين است كه چه چيزي باعث شده تا برخي وزرا، بيش از ماندن به رفتن ترغيب شوند؟ يا به عبارت ساده تر مگر در دولت چه مي گذرد؟ ابراهيم اصغرزاده در گفت وگوي خود با «شرق» به اين سوال پاسخ داده است و مي گويد: به اندازه كافي شواهد داريم كه نشان دهد دولت ضعيف شده است. در شرايط فعلي در حالت بي دولتي به سر مي بريم. نه اينكه دولتي نداشته باشيم، بلكه دولتي وجود دارد كه در حوزه اقتصاد، سياست داخلي و سياست خارجي دست پايين را دارد.
اصغرزاده ادامه مي دهد: مهم ترين دستاورد دولت كه قابل دفاع بود، مسئله برجام بود كه الان به يك وصله ناجور بدل شده است. اشكال دولت روحاني اين است كه چون اولويت خود را حل مسئله هسته اي و برجام گذاشته و در سال 95 هم به موفقيتي دست پيدا كرد، اما باعث شد كه در ساير حوزه ها دست پايين تر داشته و انگيزه اي هم براي برنامه ريزي نداشته باشد.
اصغرزاده اضافه مي كند: بر همين اساس، با خروج آمريكا اقتصاد و سياست خارجي متلاطم شده و دولت به لحاظ سياست داخلي و خارجي چون براي تحقق اهداف خود پشتوانه كافي ندارد، باعث مي شود كه وزراي قدرتمند از كابينه خارج شوند.