"علاج قبل از وقوع باید کرد."

نقد وبررسی " آمريكا; تقويت حضور در عراق" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 28 آبان - 1386
"علاج قبل از وقوع باید کرد."
سرمقاله با روش فلسفی حوزوی موش گوش دارد دیوار موش دارد . پس دیوار گوش دارد و می تواند تبدیل به شنود شود و اطلاعات گوناگون درون وبرون دیوار را گردآوری کند.تااینکه از موش وگوش و شنود عبور کند به بوش و دعوای اعزام نیروی نظامی به عراق واخراج آن برسد. بهر حالسرمقاله نویس لو داده است که دلیل اعزام پاسداران تروریست به عراق که البته تعدادی از آنان دستگیر وبازداشت شدند و انتقال سلاح ها و بمب های کنار جاده ای برای بالا بردن کشتن ومجروح کردن نظامیان آمریکائی مستقر در عراق ، همچنین هدف افزایش دامنه ی عملیات واقدامات تروریستی و ناآرامی و ایجاد آشوب در عراق چه بوده است؟ زیرا اکنون اعتراف شده است که بخشی از هدف شکست کشاندن طرح امنیتی بوش در عراق بوده که از طریق نخست وزیر دست نشانده ی نوری المالکی دنبال واجرا شده است . اکنون سرمقاله نویس به این نتیجه رسیده است که بوش مردم را فریب داده است وبا گسترش واعزام نیروی نظامی به عراق نه اینکه موجب ایجاد امنیت در عراق نشده است. البته ضمن اعتراف آشکار به دخالت گری امورد داخلی عراق و ایجاد ناامنی در این کشور که سرمقاله نویس کرده است ، بلکه با اعتراضات داخل آمریکا مواجه گشته است . فراموش نشود شرایط موجود عراق و بحث و جدل ها در کنگره ی آمریکا حاصل نتایج سیاست خیانت آمیز وکثیف مماشات ومذاکره بوده است که اکنون عریان وعیان شده است که چرا تأخیر در ب کناری نخست وزیر دست نشانده شد . همینطور اقدام برتوی لیست بردن سپاه پاسداران وقدس و تحریم اقتصادی کردن شان چه میزان پرهزینه بوده است و چقدر خسارات مادی وانسانی در عراق به اشغال گر وشغال شده وارد شده است و برنده دزدان وغارتگران وجنگ افروزان حاکم بر تهران بوده اند؟ مهمتر اینکه اشغال نظامی عراق و ادامه ی سیاست خائنانه ی مماشات گری و مذاکره چگونه این امکان را برای رژیم تروریستی آخوندی به وجود آورد که نه تسلط کامل بر عراق یابد واین کشور را به باتلاق تبدیل کند وعملکرد تروریستی اش در عراق را بطور دربست به حساب اشغال گر بگذارد که خواهان اخراجش از عراق می باشد. بلکه عراق رابه عنوان مرکز ثقل صدور تروریسموبنیادگرائی و ناامن وبحران وجنگ افروزی در خاورمیانه مبدل کرده است . مهمتر اینکه با فرصت سوزی مسئولین هسته ای رژیم تروریستی آخوندی توانسته است که پیگیری پروژه ی هسته ای اش را دنبال کند که امروز تبدیل به خطر و بحران جدی شده که بازتاب بین المللی یافته است. آری راندمان وبازده ی این سیات اشغال گری ونادیده گرفتن نقش ناامن سازی تروریست های اعزامی از ایران وسپاه پاسداران ونخست وزیر دست نشانده اش در عراق منجر به این واقعیت تلخ شده است که اکنون سرمقااله نویس از موضع بالا وتحقیر آمیز کننده وپس از مطرح کردن فشار رقیب برروی بوش برای بازگرداندن 30 هزار نیروی اعزامی به عراق تحلیل ونظرداده است در ادامه در مورد بالا رفتن هزینه ی اشغال نظامی عراق اینگونه گزارش کرده است :
"پنتاگون از كنگره درخواست حدود 200 ميليارد دلار بودجه براي سال آينده ميلادي كرده است . اگر اين رقم تصويب شود جنگ عراق دستكم 700 ميليارد دلار براي ماليات دهندگان آمريكائي خرج برداشته و اين درحاليست كه هيچگونه چشم اندازي براي پايان جنگ وجود ندارد و حتي سخن از ارائه جدول زماني براي خروج نظاميان از عراق هم جدي تلقي نمي شود."
البته آنگونه که سرمقاله نویس اذعان کرده است . رژیم تروریستی آخوندی خوب توانسته اهداف خود را پیرامون کاهش دادن بحران هسته ای و بالا بردن شانس فرصت سوزی زمانی برای دسترسی به سلاح هسته ای را در چند جبهه دنبال کند. یعنی با دخالت گری در امورد اخلی عراق وبالا بردن ضریب ناامنی و کشتن وفشار آوردن برروی نظامیان آمریکائی از یک سو فعال بوده است. از طرف دیگر خط دادن به نخست وزیر دست نشانده ی عراق کوشش کرده است تا تقاضای اخراج نظامیان آمریکائی از عراق را گسترش دهد و آن راهمه گیر کند که حاصل آن را در زمینه سازی تبلیغاتی ایجاد نارضایتی در جامعه ی آمریکا نسبت به حضور نظامیان آمریکائی در عراق است که با شدت ودیت این موضوع را تعقیب می کند تا که هرچه بیشتر تلاش برای باز گرداندن نظامیان آمریکائی از عراق به آمریکا در جامعه ی آمریکا گسترده شود تا خود جی آن را در عراق پر کند . البته این سیاست از طریق لابی های فعال دو طرفه ایرانی و آمریکا دنبال شده و می شود که مرتبط ووصل به جنبش های صلح طلب وضد جنگ و چپ های آمریکائی می باشند . همچنین چشم به دامنه دار شدن اختلافات تبلیغاتی میان حزب دمکرات وجمهوریخواه در کنگره و تقویت نمودن آن دوخته است که ناشی از انتخابات ریاست جمهوری دوره ی بعد در آمریکا می باشد. بهر صورت همانگونه که گفته شد هدف نهائی تلاش برای فرصت سوزی و عدم پیگیری پرونده ی هسته ای در شورای امنیت سازمان ملل و تصویب نشدن قطعنامه ی دیگر است که زیربنای آن اینگونه در مورد خروج نظامیان آمریکا از عراق دنبال و پیگیری شده است :
"اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه اخيرا برخي نظاميان بازگشته از عراق به جرگه مخالفان بوش پيوسته اند و حتي بعضي از بازماندگان قربانيان نظامي آمريكا پرچمدار مبارزه براي بازگرداندن نظاميان از عراق شده اند و دمكراتها عمدا از اين فرصت براي تحت فشار قرار دادن بوش و در نتيجه كسب اعتبار براي جناح خود سواستفاده مي كنند. نبايد از نظر دور داشت كه حتي دمكراتها در ماجراي عراق جزو متهمين اين پرونده محسوب مي شوند. تصميم تجاوز نظامي به عراق در مجلس نمايندگان وسنا با اكثريت آرا صورت گرفت و دمكراتها مخالفت قابل ذكري با اصل اشغال عراق نداشتند. لكن با آشكار شدن آثار شكست و ناكامي و ناتواني ارتش آمريكا در عراق با زيركي در جبهه مخالفين قرار گرفتند و با همين شگرد سياسي ـ تبليغاتي توانستند اكثريت كرسي هاي نمايندگي در مجلس نمايندگان و سنا را به خود اختصاص دهند. "
در خاتمه اینکه تا حال ثابت شده است که سران رژیم تروریستی آخوندی تأکید کرده اند هرگزاز توقف غنی سازی اورانیوم عقب نشیی نه خوهد کرد. همانگونه که حاضر نیست دست از دخالت گری در امور داخلی عراق بردارد و در خاورمیانه بحران سازی و جنگ افروزی نکند . البته که این سیاست زنجیره ای مرتبط با اهداف پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای می باشد. با توجه به اینکه رژیم تروریستی آخوندی تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای بیش از دو دهه بطور پنهانی پیگیری کرده است و به خاطرش در عراق دخالت گری می کند ودست به اقدامات تروریستی وتهدید به نابودی زده است و خاورمیانه را بی ثبات وبحران کرده است . اکنون که بدون سلاح هسته ای اینکار را کرده تصور کنید اگر چنانچه روزی دارای سلاح هسته ای شود چه خواهد کرد ؟ بنابراین اخطار می شود که رژیم تروریستی آخوندی تااینجا فقط در سایه و چتر ادامه ی سیاست خائنانه ی مذاکره ومماشات توانسته است سیاست وهدف خود را دنبال کند . لذا اگر سریع این سیاست قطع نگردد وبازهم اروپا تلاش کند همچون آخوندهای حوزه ی علمیه ی قم سفطه گری کند و به سیاست کثیف و خائنانه ی مذاکر ومماشات خودش ادامه دهد. باید گفت که مسئولیت عواقب هرگونه فاجعه ای در منطقه وجهان اینان خواهند بود . هرگرچه آن موقع دیگر گذشته است و کاری نمی شود کرد . چون گفته شده است علاج قبل از وقوع باید کرد.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 28 آبان
-

دخیل به امام البرادعی و امامزاده آژانس اتمی بستن، منجر به کور کردن به جای شفادادن شده است""

نقد وبررسی "آژانس ناتوان است " روزنامه جموری اسلامی سه شنبه 29 آبان ماه سال –86
دخیل به امام البرادعی و امامزاده آژانس اتمی بستن، منجر به کور کردن به جای شفادادن شده است"
بالاخره سرمقاله نویس با همه بالا وپائین پریدن ها وذوق زدگی های موقتی که پیرامون گزارش اخیر البرادعی کرد و از ذوق حلیم حول شد و با سر برتوی آن رفت و از اعتماد وشفاف سازی گفت و حقانیت پرونده ی هسته ای رژیم تروریستی گفت ودفاع کرد ودر مقابل کلی بد وبیراه به اسرئیل و آمریکا ومصوبه ها قطعامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه ی پرونده ی هسته ای گفت ونتیجه گرفت که غیر قانونی بوده است و تأکید واصرار فراوان داشت که برای جبران می بایست که پرونده ی هسته ای از شورای امنیت سازمان ملل به شورای حکام آژانس بین المللی باز گشت داده شود. خلاصه کلی دخیل به امام محمد البرادعی وامامزاده آژانس بین المللی بست و تیکه پارچه های سیاه وسبزهای زیاد به عنوان پرچم در مسیر باد بر این امامزاده آویزان کرد تااینکه نذر هسته ای اش تا دسترسی به سلاح هسته ای سریه یرآورده شود . ولی اکنون متوجه شده است که به دلیل پرخوری از یک طرف و دیدار با ولی فقیه در بیت رهبری داشتن و در کنار منقل وبساط دود و دم نشستن ولمیدن و بحث های کشاف منقلی زیاد کردن و بوخوره ی دودی ناب شدن آنگونه سرست ونشئه شده بود که در خواب دچار بختک شده واز ترس دچار هذیان گزفه گوئی شده و خواب وارونه شتر پنبه دانه ای دیده بود که بیش از لف لف خوری به جای دانه دانه خوری روی آورد ودر ادامه زیاد نشخوار وبلغور ولغزخوانی هسته ای کرد. زیرا اکنون اعراف کرده است که گزارش امام محمد البرادعی وامامزاد آژانس بین المللی اتمی همچون گزارشات تعبیر خواب آخوند علی مشکینی نبود که مثل خطبه های نمازجمعه ی آن موقع قم که زنده بود و بیان می کرد منجر ه معجزه شود . زیر آخوند علی مشکینی رئیس وقت شورای برگان رهبری در خطبه ی نماز جمعه ی خود در قم می گفت که چگونه گزارش عمکرد روزانه در نیمه شبان به آقا امام زمان می داد و لیست تضمین شده ی پاسداران برای نامزدی مجلس هفتم از ایشان در یافت می کرد که دیدیم چگونه اینگونه خواب ها وتعبیر گزارشات منتهی به معجزه شد و رژیم را یک دست کرد . لی اکنون خواب سرمقاله نویس منجر به تعبیر خواب وارونه ی امام محمد البرادعی و امزاده آژانس بین المللی اتمی شده است . زیراکه نه اینکه این امامزاده جرجر شفا نداده، بلکه کور کرده است. چونکه ادعا شده است که امامزاده آژانس ناتوان است ودخیل و امید معجزه به آن بستن بیهوده بوده است. زیرا که سرمقاله نویس ادعا کرده است گزارش البرادعی و آژانس بین المللی اتمی را رژیم صهیونیسی به تمسخر گرفته وارزشی برای آن قائل نمی باشد . بنابراین تشخیص داد که بهتراست که ناتوانی آژانس اینگونه مورد ارزیابی وبازبینی قرار گیرد:
"خوبست يكبار براي هميشه به آسيب شناسي اعتبار آژانس بپردازيم تا دريابيم آيا واقعا آژانس ناتوان است علل و عوامل موثر در ناتواني و ضعف آن چيست و چگونه مي توان بر اين ضعف و ناتواني فائق آمد دلايل روشني وجود دارند كه نشان مي دهند آژانس بين المللي انرژي اتمي به خودي خود موجوديتي ناتوان و ضعيف است ولي مسئله اينست كه دقيقا همانهائي كه براي چندين دهه از ضعف و ناتواني اين ساختار بين المللي بهره برده اند اكنون با طرح موضوع ناتواني آژانس مي خواهند آنرا به ابزاري تهاجمي عليه كشورهاي عضو آژانس مبدل سازند و انتقام شكست هاي خود در جاهاي ديگر را با ابزار آژانس از ايران بگيرند. "
سرمقاله نویس همچون شبیه رهبر ومسئولان رژیم تروریستی آخوندی جنگ و صلح وآزادی وعدالت را وارونه ترجمه و بیان کرده است و همچون اینان نمی گوید که اگر واقعاً اهداف هسته ای صلح آمیز می باشد ونظامی نیست ، برای چه بیش از دو دهه است که این طرح بطور پنهان دنبال شده است واینهمه در اروب دیپلماسی ایجاد تنش کردن و اسرائیل تهدید به نابوی کردن و از نان مردم زدن و صرف هزینه ی هسته ای کردن بری چیست؟ یا اینکه چه دلیل هست که در امور داخلی عراق و افغانستان وفلسطین ولبنان مداخله شود و دست به اقدامات تروریستی زده بود. حتی به خاطرش بحران سازی وجنگ افروزی در کشورهای همجوار ومنطقه شود و دست به صدور تروریسم وبنیادگرائی زد شود؟ مهمتر اینکه برای چه سپاه پاسداران باید علیه ی رقیب دوم خردادی و رفسنجانی دست به کودتای خزنده وخامش بزند ویک پاسدار را رئیس جمهور کند که مأموریت ووظیفه اش فقط دفاع وتبلیغ کردن از پروژه ی هسته ای می باشد ؟ از همه مهمتر اینکه برای چه ولی فقیه بطور دربست از این رئیس جمهور گماشته ی خودش دفاع کامل می کند؟ ضمن اینکه نمی بایست رابطه لازم وملزوم بودن ولی فقیه وسپاه پاسداران به هم دیگر را نیز فراموش کرد. بهمین دلایل است که ادعای دروغین مسالمت آمیز بودن پروژه ی هسته ای که سرمقاله نویس آن را بیان کرده است شدیداً زیر سئوال می رود و ایشان دلیل مخالفت ها با پروژه واهداف هسته ای را نتیجه ی زد وبند ها وبده وبستان های پشت پرده می داند ودر مورد مسالمت آمیز بودن ومخالفت کردن با این طرح هسته ای اینگونه توضیح داده است :
"موضوع مهمتر اينكه آمريكا پرچمدار دشمني عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران است و اين درحاليست كه آمريكا بعنوان تنها كشوري كه از انرژي اتمي در جنگ جهاني دوم عليه مردم هيروشيما و ناكازاكي استفاده كرده و صدها هزار تن را قتل عام نموده است اكنون بجاي اظهار شرمساري و عذرخواهي از قربانيان جناياتش و اظهار همدردي با بازماندگان جنايات اتمي خود از هرگونه عذرخواهي امتناع كرده و حتي ضرورت استفاده از سلاح اتمي عليه مردم ژاپن را توجيه مي كند ولي جاي تعجب است كه بوش و « ياسوفوكودا » نخست وزير ژاپن از تفاهم و همراهي و همفكري عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران سخن مي گويند و آنرا به دروغ يك « خطر » معرفي مي كنند. ناگفته پيداست كه اين موضع گيري سياسي ـ تبليغاتي كشورها تابع بده ـ بستانهاي پشت پرده است و در غير اينصورت بايستي جدي ترين فريادها عليه مواضع دوگانه و فريبكارانه آمريكا از ژاپن به گوش برسد و قربانيان جنايات جنگي آمريكا در ژاپن قاعدتا نبايستي اجازه دهند كه آمريكا خود را همفكر ژاپن و ژاپن را همراه خود در موضع گيري عليه فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران معرفي كند. جاي تعجب است كشورهائي كه عملكرد و مواضع آنها كمترين انطباقي با معيارها و موازين مصرح در « ان . پي . تي » ندارد اكنون بيش از ديگران در اين مقوله جنجال مي كنند و بجاي تلاش براي تطبيق عملكرد خود با موازين ان . پي . تي از ديگر اعضائي كه تازه در مسير فعاليتهاي صلح آميز هسته اي قرار گرفته اند مي خواهند كه حتي دانش اتمي را هم كنار بگذارند و از آن فاصله بگيرند. "
سرمقاله نویس در دنباله ی مقاله ی خود مثل همیشه از ترجیح بند کلی علیه ی اسرائیل و آمریکا گفتن استفاده کرده واز تبعیض حق وتو گفته است که رژیم تروریستی آخوندی نباید آ نرا داشته باشد ودر پایان چنین نتیجه گیری کرده است که آژانس بین المللی اتمی ناتوان است چون آلت دست آمریکا می باشد:
"بله آژانس ناتوان است چرا كه هند به عنوان عضو شوراي حكام در عين عدم پذيرش ان . پي . تي بمب اتمي خود را آزمايش كرده و به قيمت پذيرش وضع موجود هند از جانب آمريكا عليه ايران در شوراي حكام راي مي دهد و به آمريكا فرصت مي دهد پرونده فعاليتهاي صلح آميز ايران را به شوراي امنيت بكشاند. اين واقعيت ها دلايل روشني براي اثبات ضعف و ناتواني آژانس است نهادي كه جز با برطرف ساختن اين ناتواني نمي تواند به وظايف خود عمل نمايد."

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس خوب می داند که به دلایل فراوان دیگر قادر نیست همچون گذشته همان ادعا ها واتهامات را مطرح کند که میگفت محمد البرادعی مهره ی نفوذی دستگاه جاسوسی انگلیس و آمریکا می باشد. وتأکید می کرد برای چه باید با این آژانس همکاری کرد و می بایست از آن اخراج شد؟اما اکنون در مقالات خود نسبت به گذشته دست به عصا راه می رود و زبان زور وتهدید را تا اندازه ای کنار گذاشته است . برای اینکه هم اهداف طرح نظامی هسته ای لو رفته است که دیگر نهان وکتمان کردنی نمی باشد . طوریکه سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری در یادداشت روز دو روز پیش خود به وضوع اعتراف کرده است که پروژه ی هسته ای جدا از مقاصد وکاربرد نظامی نیست و افزوده که سپاه پاساران هم یک ارگان نظامی می باشد که در طرح های گوناگون خود از جمله سد سازی که می کند نیاز به این تکنولوژی نیرو وانرژی سوخت رسانی اتمی دارد. از سوی دیگر سرمقاله نویس می داند که نام سپاه پاسداران توی لیست تروریست رفته است . همچنانکه اشراف دارد که این ارگان فاشیستی در امور داخلی عراق و افغانستان هم مداخله می کند و حضور دارد ونظامیان آمریکائی را می کشد ودر خاورمیانه بحران آفرینی و جنگ افروزی می کند. لذا این اعمال را دقیقاً در راستای پیگیری پیشبرد اهداف هسته ای انجام می دهد و دنبال می کند. بنابراین چون سرمقاله نویس دریافته است که واکنش ومخالفت جامعه بین المللی با پروژه ی هسته ای به خصوص آمریکا جدی شده است و قطع امید هم از گزارش البرادعی کرده است که کلی با زد وبندهای پشت پرده امید واهی به آن بسته شده بود تا جائیکه که پاسدار علی لاریجانی جراحی و قربانی این سیاست زد وبند پشت پرده با البرادعی و آژانس اتمی شد که اکنون همه سرمایه گذاری ها بر باد رفته است که سر مقاله نویس برای جبران ضرر وزیان وارده، مجبور به اعتراف ناتوانی آژانس بین الملی شده است . البته که اینگونه روضه خوانی کردن همچون گریه وزاری و شیون بر پا کردن وخود زنی کردن بر سرگری می باشد ک در آن مرده ای وجود ندارد.
هوشنگ – بهداد سه شنبه 29 آبان ماه سال –86

"فرصت چون رابطه با هسته وگل و خمیر وسوخت وانرژی دارد ورزید نی شده است"

نقد وبررسی" فرصتی برای انصاف ورزيدن (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان دوشنبه 28 آبان - 1386
"فرصت چون رابطه با هسته وگل و خمیر وسوخت وانرژی دارد ورزید نی شده است"
در بستر ابداعات و اختراعات ونوع آوری هائی که در رژیم ضد مردمی و قرون وسطائی انجام می گیرد وهمچنان ادامه دارد وهرمدعی و هر پاسدار و بازجوی قلم بر داشته ای تلاش می کند تا بر حیطه ووسعت اختراعات خود بی افزاید . به خصوص یاداشت روز نویسان روزنامه ی کیهان اطلا عاتی –ا منیتی - پادگانی پاسداری سربازجو پاسدار حسین شریعتمدار که ید طولائی به حساب خودش در ریخت شناسی واژه ها و اصطلاحات وکلمات دارند . اکنون به نظر می رسد با عنوان " فرصتی برای فرصت ورزیدن " بدعتی نو در چارچوب عبور از خودکفائی ادبیات به وجود آمده است . زیرا پس از ارائه یا در حقیقت نائل گشتن روشنفکران مدعی روشنفکری به داشتن فهم وشعور کمتر از بزغاله که از سوی پاسدار احمدی نژاد در بجنورد مطرح شده است . البته این ابداع و انختراع و کشف مقایسه عقل وفهم بزغاله ای پس از اجرای نمایش تئاتر سیاسی – مطبوعاتی آزاد کردن گروگان های نظامی انگلیسی ها حاصل شده است که با اهدای هدایای فراوان مورد عفو وبخشش واقع شدند.
از سوی دیگر پس از اینکه وزیر فرهنگ و سانسور و تفتیش عقاید ارشاد نمایشگاه مطبوعات برگزار کرد تا اینکه پاسدار غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد جوایز بهترین منتقدین مطبوعاتی دولت اعطاء کند که شامل سربازجو و بازجویان مطبوعاتی بهترین منتقدین مطبوعاتی دولت شد .از جمله این منتقدین مدیر مسئول روزنامه ی کیهان سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری نماینده ی ویژه ی ولی فقیه در مؤسسه است و همینطور طلبه و بازجوی سابق محمد کاظم انبار لوئی دبیر سیاسی روز رسالت هست که جزو باند انگلیسی و مافیائی دزد بازار مؤتلفه انگلیسی هست. در صورتیکه این منتقدان از بهترین مدافعان ومبلغان دولت می باشند . از طرف دیگر وزیر سانسورجی وممیزگر سوگلی دولت مدعی عدالت محوری اعلام کرده است که بزودی جشنواره ای بین المللی کبوتران حرم پیرامون داستان نویسی در اصفهانبر گزار می کند. . اکنون پاسدار قلم بردست یادداشت روز نویس نیز به تبعیت از فلسفه ی بزغاله شناسی پاسدار احمدی نژاد اصطلاح فرصت ورزیدن را اختراع وکشف کرده است . البته که حاکمان کنونی ، نه اینکه با اصطلاح فرصت وپسوندهای آن هر گز بیگانه وغریبه ونا آشنا نمی باشند . بلکه بر عکس متخصص در دانش و بهره داری فرصت طلبی و همه نوع آن از جمله از موج سواری گرفته تا فرصت سوزی کردن هسته ای می باشند . زیرا که همین تخصص در فرصت طلبی وموج سواری کردن بود که به آخوند کمک کرده است بر اریکه ی قدرت نشینند وآن را ردبست قبضه کنند . هم اینکه در مورد سیاست مذاکره و مماشات کردن در راستای پیشبرد اهداف هسته ای برای دسترسی به سلاح هسته ای در این مورد بسیار حرفه ای می باشند .
اما فرصت ورزیدن دیگه جزو مشتقات و زیر مجموعه ی خیلی جدید فرصت می باشد که تجویز شده است . حتماً که مدل ونمود غنی شده اورانیومی اش می باشد که از فرصت سوزی مشتق شده است که قلم بر دست یادداشت روز نویس به رقیب مغلوب توصیه کرده است که می بایست باید فرصتی داشته باشد که بتواند تمرین فرصت ورزی برای کسب انصاف کند . البته اصطلاح ورزیدن بیشتر شامل گل کوره پزخانه و خمیز نان های معمولی و شیرینی یا گوشت کبابی کوبیده می شود که برای خوب عمل آمدن باید مالش بخورد یا با دستگاه وپا چنگ و دست ها خوب ورزیده شود تاکه بقول معروف خمیر ور بیاید که نان پخته وترد ونرم شود وخوردنش دل درد نیاورد . یااینکه گوشت کبابی سیخ شده بر روی آتش فرو نریزد. بنابراین تا حال شنیده نشده بود که فرصت هم ورزیدنی همچون نوعی خمیز یا خاک کوره پزخانه است که قابل ورزیدن می باشد. شاید چون خمیر و گل با کوره گذاران آتش سر وکار دارند . بنابراین چون با انرژی سوختی سر وکار دارند . پس می تواند به نوعی با فرصت سوزی مذاکره ی هسته ای غنی شده مرتبط باشد و برای تبدیل شدن به سلاح هسته ای ورزیده شده در رابطه باشد که قلم بر دست هسته ای یادداشت روز نویس اکنون از این اصطلاح فرصت ورزیدن استفاده کرده وبه رقیب رهنمود داده است که بایستی همچون دولت نهم از تمرین انصاف داشتن درفرصت ورزیدن شروع کند تا که به فرصت سوزی منصف بودن در بستر سرعت بخشیدن به دسترسی سلاح هسته ای برسد. اما نباید حق جناح مغلوب را نادیده گرفت و فراموش کرد که پیدایش وتخصص فرصت سوزی کردن را خاتمی و اصلا ح طلبان قلابی پی ریزی کردند که اکنون ایدداشت روز نویس فرصتی طلبانه آن را انحصاری اصول گرایان کرده کرده و انصاف را نیز که چاشنی آن کرده است ؛ می بایست خودش شرط انصاف داشتن در مورد رقیب را در نظر می گرفت ورعایت می کرد. سپس ا ینگونه مشابه نا مفهوم بودن اصطلاح انصاف فرصت ورزیدن نسبت به عملکرد رقیب را پیوند به دفاع کردن از پروژه ی هسته ای و افتخارات دولت نهم و روضه خوانی فرصت ورزی خودش می کرد:
اين چندان در ميان اهل سياست خصوصا از نوع اصلاح طلب آن معمول نيست، اما ديروز دو تن از چهره هاي بسيار شاخص جبهه مخالف اصولگرايي ناچار ديپلماسي هسته اي دولت نهم را به دليل دستاورد بزرگ و بسيار باارزش آن در همكاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي، ستودند. سيدمحمد خاتمي و سيدكمال خرازي رئيس جمهور و وزير خارجه دولت اصلاحات در اقدامي كه بايد آن را به حساب صداقت آنها گذاشت، اذعان كرده اند دستاوردي كه به سبب محتواي گزارش اخير محمد البرادعي نصيب ايران شده، موفقيتي است كه جز ايستادگي دولت نهم علت ديگري نداشته است. ايستادگي كه رئيس دولت نهم البته آن را مولفه اي از ايستادگي رهبري و مردم خوانده است.ديپلماسي هسته اي دولت نهم تا امروز يكي از مهم ترين مجاري تاخت و تاز منتقدان ناصح و عيب جو- هر دو- عليه اصولگرايان بوده است، اگرچه بزرگان جبهه مخالف اصولگرايي همواره از ورود به يك بحث صريح و شفاف در اين باره طفره رفته اند، اما رئوس انتقاد آنها عليه اين نوع خاص از ديپلماسي اكنون از فرط تكرار به كليشه مي ماند و چيز پنهاني درباره آن باقي نمانده است. خلاصه بسيار فشرده و در عين حال دقيق آن انتقادها اين است كه گفته مي شود سياست خارجي دولت اصولگرا «پرهزينه و كم دستاورد» است و ادامه اين روند نه تنها كشور را به درون بحران هاي عميق پرتاب خواهد كرد بلكه خسارت هايي به بار خواهد آورد كه ديگر تا سال ها نمي توان آنها را جبران نمود. در سوي مقابل اصولگرايان استدلال مي كنند اتفاقا اين سياست خارجي برخي از اصلاح طلبان بوده كه تقريبا بدون دستاورد، امتيازهايي بزرگ به دشمنان كشور واگذار كرده و هزينه هايي كلان روي دست كشور گذاشته است.حالا بزرگان اصلاح طلب به جمع ستايندگان مشي اصولگرايانه در سياست خارجي- به ويژه پرونده هسته اي- پيوسته اند. آيا معناي چنين ديدگاهي آن است كه اصلاح طلبان كم كم در حال ايمان آوردن به محاسن اعمال اقتدار و ايستادگي در مقابل دشمنان هستند و بالاخره تكليف آن گزاره هاي ظاهرا جدلي الطرفين چه مي شود؟
پاسدار یادداشت روز نویس شده در دنباله ی یادداشت روز خود ضمن عربده کشی های پوشالی قدرت رژیم تروریستی آخوندی در منطقه را به رخ رقیب دوم خردادی کشیده وبه اینان خرده گرفته است که چرا تلاش نکردند در مذاکرات هسته ای از پیوند زدن موضوع پرونده ی هسته ای به سایر موضوعات در منطقه علیه ی آمریکا استفاده کنند و افزوده که اینان آنچنان دچار ترس ووحشت از قدرت کاذب آمریکا شدند که نتوانستند پیش بینی کنند که چگونه در دوسال گذشته آمریکا در برای پیشروی رژیم تروریستی آخوندی مجبور به عقب نشینی گام به گام شده است .البته اینگونه ادعا کردن نوعی اعتراف به دلیل کودتا ی خزنده و خاموش علیه ی رقیب دوم خردادی می باشد که با یک دست کردن نظام شرایط دخالت گری در عراق وباج گیری کردن هسته ای را شروع کردند . به خصوص اینکه صدور تروریسم و بنیادگرائی از عراق به خاورمیانه را بسط دادند. به هر حال پاسدار هسته ای یادداشت روز نویس چنین برگ برنده ی پیشرفت هسته ای دولت نهم که موجب جلب حمایت خاتمی و خرازی وبه آزمایش گذاشتن ضریب صداقت اسنان را توضیح داده است :
به همين دليل است كه آقايان هرگز حاضر نشدند در مذاكرات خود با غرب، سرنوشت پرونده هسته اي را به ديگر پرونده هاي منطقه اي- كه ايران در آنها نسبت به آمريكا دست بالا دارد- گره بزنند و از قدرت منطقه اي بي بديل ايران به عنوان اهرمي قدرتمند در چانه زني هاي ديپلماتيك استفاده كنند. فرض مستتر در اين نوع نگاه به فرايندهاي حاكم بر جامعه جهاني اين است كه گويي جهان از فرداي روز پايان جنگ جهاني دوم قدمي جلوتر نيامده و قدرت آمريكا نيز روي يك نمودار مستقيم الخط با شيب مثبت روز به روز فزوني يافته است؛ متقابلاً از اين سو نيز گويي كه ايران هنوز همان كشور نحيف و بي سرمايه اي است كه بايد حد خودش را بشناسد و به آنچه «بزرگترها» به آن مي دهند قناعت كند تا مبادا دردسر درست شود. اين چنين خطي ديدن روند تحولات بين المللي و نگاه كم عمق به توانايي ها و مشكلات خود و دشمن، بيش از آنكه ساده انگاري باشد خودفريبي است

در خاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس زیادی کرکری ولغز خوانی هسته ای کرده است .چون زیادی با عجله دویده و فرصت ورزی انصاف کرده است. بنابراین چون بدن وکله واندامش زیاد داغ شده و جوش آورده است . نمی داند که شب دراز است و قلندر هشیار وبیدار و بقول معروف سر گنده بر زیر لحاف است . ضمن اینکه کتمان می کند که اگر آمریکا تا حال واکنش مناسب نشان نداده است چشمش به دنبال اروپا و سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشات هسته ای بوده است تا که بداند بالاخره نتیجه ی نهائی چه می شود و به کجا می انجامد ؟ البته که آمریکا و اروپا با کمک و رهنمود لابی های طرفین و به خاطر ادامه ی سیاست حمایت از دوم خردای ها و به امید بازگشت بقدرت مجدد اینان است که مجوز داده شده این سیاست خائنانه ی مذاکره ی هسته ای ادامه یابد . اگر نه پوزه زدن رژیم برای شان بسیار آسان است. کافیست که سیاست بر توی لیست رفتن نام سپاه پاسداران وتحریم اقتصادی از آمریکا به اروپا سرایت کند و بر چین و رو سیه فشار اقتصادی وارد شود. آنگاه مشخص خواهدشد که آن موقع پاسدار یادداشت روز نویس دست به چه نوع آوری واژگان واصطلاحات اختراعی وترکیب و تلفیق حوزه ی علمیه ی قم و دانش هسته ای پاسداران و بازجویان مطبوعاتی شده خواهد زد و چگونه نمایش قدرت وارونه خواهد داد ؟ گو اینکه از هم اکنون نیز پاسدار احمدی نژاد به دوره گردی وگدائی و تملق گوئی از شیخ نشین های منطقه زده است که همه هم رابطه ی بسیار خوب ونزدیکی با آمریکا وحتی برخی از اینان رابطه ی دیپلماتیک با اسرائیل دارند که این پاسدار می خواهد نابودش کند.
هوشنگ - بهداد
دوشنبه 28 آبان
-

"باز سیاست دست با پس کردن وبا پیش کشیدن وچشم دوختن به بازی کردن با محمد البرادعی برای باز هم فرصت سوزی کردن"

نقد وبررسی " البرادعي ; كار ناتمام " روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 27 آبان ماه سال-1386
"باز سیاست دست با پس کردن وبا پیش کشیدن وچشم دوختن به بازی کردن با محمد البرادعی برای باز هم فرصت سوزی کردن"
عجب دنیای وارونه ای شده است . چون فاصله 24 ساعته از ماه عسل خوران نگذشته است که اکنون تبدیل به موم خوران شروع است. یعنی آنهمه تبلیغات چرخشی و تاکتیکی دفاع وحمایت کردن از البرادعی و آژانس اتمی بین المللی و اعتماد سازی و شفاف سازی رفع شک و شبهه از بازدید بازرسانان آژانس یکباره رنگ باخته است. زیرا که فلسفه ی رژیم تروریستی آخوندی هردیگی برای من نجوشد بهتراست که در آن کله ی سگ بجوشد می باشد. بنابراین اکنون سرمقاله نویس همیشه در حال دگر دیسی همچون سایر رهبران رژیم بحران زده ومسئولین هسته ای متوجه شده است که گزارش البرادعی بقول خودشان دوپهلو می باشد و ابراز ذوق زدگی وخوشحالی اشان بی جهت وبیهوده بوده است. بهمین دلیل سرمقاله نویس بر خلاف سرمقاله ی روز گذشته ی خود که گزارش البرادعی را حلوا حلوا کرده بود و خواهان ارجای پرونده از شورای امنیت به شورای حکام شده بود . البته برخی از رهبران و مسئولین دیگر پا را نیز فراتر از این ادعا گذاشتند چون خواهان عذر خواهی شورای امنیت شده بودند وتأکید کرده بودند که تا حال مصوبه ها یا قطعنامه های به تصویب رسانده شده ی این شورا علیه پروند ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی غیر قانونی است . ولی اکنون سرمقاله نویس مجبور شده است در یک چرخش نظر 180 درجه ای در ادعای خود در ابتدای سرمقاله ی خود خطاب به گزارش البرادعی چنین بگوید و توضیح دهد ودر پایان سرمقاله ی خود نیز بر کارناتمام بودن البرادعی تأکید کند:
دقت در گزارش 24 آبان مدير كل آژانس بين المللي انرژي هسته اي درباره پرونده هسته اي ايران اين واقعيت را نشان ميدهد كه آقاي البرادعي باز هم نخواسته يا نتوانسته به آنچه مقتضاي وظيفه آژانس در قبال عملكرد ايران در عرصه فناوري هسته ايست عمل كند. مطالباتي را از ايران مطرح مي نمايد كه برخلاف مقررات مصرح در معاهده ان . پي . تي مي باشد. اين خواسته ها قطعا غيرقانوني است و وجود اين موارد در گزارش آقاي البرادعي نشان ميدهد وي بشدت تحت فشار بوده و يا به دليل ملاحظاتي نخواسته آنگونه كه حق ايران است گزارش خود را كامل و بي نقص تنظيم نمايد.
سرمقاله نویس در ادامه باز بر بی قانونی بودن ارجای پرونده ی هسته ای از شکاری حکام به شورای امنیت ازمن ملل و صدور قطعنامه ها پا فشرده است و از باز بودن پیگیری پرونده ی که در گزارش البرادعی آمده گله کرده است که چنین می تواند اهداف نظامی داشته باشد چنین گفته است:
"زيرا اصولا ارجاع پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت خلاف قانون بوده و به همين دليل قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران نيز غيرقانوني است و مفاد آن الزام آور نمي باشد. البته مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي آنكه زمينه اين خواسته غيرقانوني را فراهم سازد قبل از اين خواسته يك اتهام به ايران وارد ساخت و نوشت : « آژانس در نظر دارد طي چند هفته آينده روي موضوع آلودگي و همچنين مطالعات ادعا شده و ديگر فعاليت هايي كه مي تواند ابعاد نظامي داشته باشند متمركز كند "
البته گذشته از چند هفته کارتحقیقی روی اهداف نظامی کردن آژانس که خودش سیاست و تاکتیک وبازی جدید بازهم کشدار کردن بازدید ها بازرسان وزد وبندهاست تا که با زهم شورای امنیت در انتظار بماند ونشست برای صدور قطعنامه تشکیل ندهد. برای همین سرمقاله نویس عنوان سرمقاله را کار ناتمام البرادعی نهاده است. ولی جالب است که سرمقاله نویس از خواب خرگوشی بیدار شده است و دیگر تهدید به اخراج از شورای حکام نمی کند ولی باز به شیوه ی رطب خورده کی تواند منع طب کند با آنهمه تجربیات افراط گری های تهدید آمیز و اتهامات مأمور جاسوس سیا بودن البرادعی که خود دارد . همچنین از سوی دیگر ممتقابلاً هرزمان که البرادعی گزارش به نفع رژیم ارائه کرده ، سرمقاله نویس تملق گوئی مشمئز کننده ی چاشنی گزارش ایشان کرده است اکنون به دیگران چنین نسخه با رهمود تجویز کرده است:
"زيرا اصولا ارجاع پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت خلاف قانون بوده و به همين دليل قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران نيز غيرقانوني است و مفاد آن الزام آور نمي باشد. البته مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي آنكه زمينه اين خواسته غيرقانوني را فراهم سازد قبل از اين خواسته يك اتهام به ايران وارد ساخت و نوشت : « آژانس در نظر دارد طي چند هفته آينده روي موضوع آلودگي و همچنين مطالعات ادعا شده و ديگر فعاليت هايي كه مي تواند ابعاد نظامي داشته باشند متمركز كند .:
در خاتمه اینکه آیا نتیجه دو دهه پنهانکاری هسته ای وچند سال سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشات گری هسته ای اروپا کافی نمی باشد به خصوص اینکه حاصل با زد وبندهای پشت پرده با البرا دعی وآژانس و تأخیر انداختن 6 ماه در ارائه ی گزارش که دو پهلو خوانده شده است برای اینکه هدف نهائی از اینگونه بازی ها وفرصت سوزی کردن ها دسترسی به سلاح هسته ای می باشد ؟ بنابراین دیگر نیاز نیست که هم سیاست پلید وکثیف و خائنانه ی مذاکره ومماشات ادامه یابد و فرصت سوزی گردد تا شرایط زمانی دسترسی به سلاح هسته ای کوتاهتر گردد. ازسوی دیگر مشخص نیست که چرا باید ابزار های فشار این رژیم تروریستی نه قطع که تقویت گردد؟ از جمله برای چه نخست وزیر دست نشانده وعامل اصلی بحران وناآرامی در عراق و انتقال آن با صدور تروریسم وبنیادگرائی به خاورمیانه یعنی نوری المالکی برکنار نمی گردد و نام سازمان مجاهدین از لیست گروه وسازمان های تروریستی خارج نمی شود؟ مهمتر اینکه چرا از طرح پیشنهاد سوم نه جنگ، نه مماشات ومذاکره، بلکه تغییرات دمکراتیک در ایران بوسیله ی مردم ومقاومت خانم مریم رجوی حمایت و پشتیبانی نمی گردد؟
هوشنگ – بهداد
شنبه 27 آبان ماه سال-1386

"افتخاری بزرگ د یگر مشابه مایه سر افرازی ایرانیان به دلیل حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا


نقد وبررسی " افعي بي دندان (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان شنبه 26 آبان ماه سال 1386
"افتخاری بزرگ د یگر مشابه مایه سر افرازی ایرانیان به دلیل حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا"
ابتدا بایددر مورد عنوان یادداشت روز باید گفت که چند وقت پیش سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با خبرنکار مجله تایمز در دفتر مؤسسه ی کیهان گفته بود که در زمان شاه دستگیرشد مه در اثر شکنجه در زندان همه ی ناخن های انگشتانش وهم دندان هایش را از دست داد. اکنون که تجربه ی فراوان در زمینه بازجوئی و شکنجه گری دارد می تواند فهید که عنوان افعی بی دندان بودن یعنی چه؟
اما همانگونه که نتیجه ی سفر پاسدار احمدی نژاد به آمریکا و حضورش در دانشگاه کلمبیا که آن گلابزدگی را ببار آورد. ولی پس از بازگشت وی به ایران ودیدارش در بیت رهبری، ولی فقیه این پاسدار و سخنرانی های گلابزده اش در دانشگاه کلمبیا را مایه سرفرازی ملت وایران دانست . البته که معنی عملی دقیق این سزاواری را فریاد دانشجویان معترض در دانشگاه ها از جمله دانشگاه تهران هنگام حضور این پاسدار در دانشگاه با مرگ بر دیکتاتور اثبات کردند تا جای هیچگونه ابهامی در اذهان عمومی باقی نماند که معنی این سزاواری چیست؟ اکنون نیز سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری نتیجه ی جراحی کردن پاسدار علی لاریجانی وبر کناری وی و ادامه ی زد وبند پشت پرده با محمد البرادعی که منجر به گزارش دوپهلوی جدید وی شده است و بقول وی موجب بشدت عصبیت آمریکا شده است وآن را جزوبزرگترین افتخارات رژیم تروریستی دانسته است که افزوده این افتخار فعلاً جزو پیگیری یادداشت روزش نمی باشد . زیراکه موضوعات مهمتری همچون نزاع و رقابت وتبلیغات پیرامون نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم مطرح است که باید به آن رداخته شود. به خصوص اینکه وزیرآدمکش حرفه ای وزارت بد نام اطلاعات آخوند غلامحسین محسنی اژه ای وارد میان تبلیغاتی شده است ودر اولین اقدام علنی تبلیغاتی خود حسین موسویان سر پرست اسبق هیئت مذاکره ی کننده ی هسته ای با اروپا را جاسوس ومجرم هسته ای اعلام کرده است. برای اینکه حسین موسویان جزو باند رفسنجانی و حزب کارگزاران می باشد . بنابراین خود رفسنجانی و حزب کارگزاران مخاطب می باشد . البته که حسین موسویان در دوران رفسنجانی 8 سال سفیر رژیم تروریستی در آلمان بود و ترورهای برخی از رهبران احزاب مخالفین در این کشور به خصوص رستوران میکنوس زیر نظر وی انجام گرفت که در نهایت دادگاه رأی به محکومیت رهبر و رفسنجانی وولایتی وزیر امور خارجه ی وقت و علی فلاحیان وزیر بدنام اطلاعات داد. اکنون نیز حسین موسویان عضو مجمع مصلحت نظام می باشد که در جلسات ونشست های این مجمع حضور دارد و گفته می شود که تا پایان آبان ماه دادگاه وی تشکیل می شود تا که تبدیل به تجربه ی مشابه شهرام جزایری گردد. ضمن اینکه هدف منحرف کردن اذهان عمومی نسبت به مسائل مهمتر دیگر از جمله بحران پروندهی هسته ای و سرکار گذاشتن آنان نیز می باشد . از طرف دیگر از این افشاگری و شرایط پیش آمده باید در بستر فشار واهرم تبلیغاتی علیه ی باند رقیب شکست خورده و مغلوب بهره گرفت. بهمین دلیل است که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری ترجیح داده است به این موضوع به پردازد. برای اینکه به نظر ایشان از بس رژیم مردمی می باشد وعاشقان خدمتگزاری به مردم که قدرت را قبضه کرده اند نگران باز گشت شیفتگان قدرت می باشد بنابراین برایش موضوعات بسيار مهم و حياتي داخلي وجود دارد که شامل رشد اقتصادي که منظور رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه می باشد و گسترش عدالت اجتماعي که بازهم منطور شکاف عمیق طبقاتی و گسترش روز افزون فقر با ضریب بهره وری از ثروت و سهم منافع ودرآمد بالائی ها نسبت با پائین ها و رشد تن فروشی و اعتیاد و..... می باشد و پيشرفت علمي و اخلاقي هم که البته تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای و پادگانی کردن دانشگاه ها وستاره دار کردن دانشجویان واخراج آنان از دانشگاه ها می باشد . البته که شامل حال اخراج وبازنشسته وباز خرید کردن اساتید دانشگاه ها به اتهام سکولار و لیبرال نیز می شود و مبارزه با فساد اخلاقی نیز همان طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی است که 7 ماه است خفقان وارعاب ووحشت سراسری در جامعه را با شلاق و دار زدن واعدام کردن ها را حاکم کرده است و صد ها هزار جوانان عاصی وناراضی را به اتهام اراذل و اوباش دستگیر کرده است و به عنوان مبارزه با قاچاقچی و معتادین ومواد مخدر فقط در یک شب در 170 نقطه ی تهران اخیرًاً مورد تهاجم قرار دادند و خیلی ها را دستگیر کردند ووسایل الکتریی و ویدئوئی و ماهواره ای اشان رانیز با خود برده اند که همه ی این اقدامات گذشته از عدم مشروعیت رژیم تروریستی ووحشت از قیام وخیزش های اعتراضی مردم ناراضی به خصوص جوانان می باشد که مرتبط به رقابت و نزاع وسگ دعواهای جنگ قدرت برای انحصاری کردن قدرت وثروت وغارتگری می باشد. البته از جهت دیگر وحشت از رقبب مغلوب نیز احساس شده است . زیرا که از توی لیست رفتن سپاه پاسداران و مورد تحریم اقتصادی واقع شدن و بحران هسته ای کنونی تلاش می کند برای تبلیغات انتخاباتی به نفع خودش بهره برداری تبلیغاتی کند و دولت را مسبب شرایط کنونی ونابسامانی های اقتصادی معرفی کند که بقول سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس اوضاع كشور «ويژه و بحراني» جلوه داده شود و طبعاً مقصر اين وضع هم، جريان رقيبي كه در حاكميت قرار دارد، معرفي گردد. پاسدار یادداشت روز برای اینکه باند حاکم را تبرئه کرده باشد واز طرف دیگر توانسته باشد پاسخ رقیب را داده باشت که برخلاف تصور وتبلیغات شما آمریکا توانائی ضربه زدن اقتصادی و یا تهاجم نظامی را ندارد و در این مورد اینگونه به دو دلیل اشاره کرده است:
"ناتواني كاخ سفيد در اين زمينه، دو دليل دارد:دليل اصلي و عمده، قدرت روزافزون و رو به گسترش ملت و نظام اسلامي ايران است. مولفه هايي همچون رهبري واجد بالاترين صلاحيت هاي بشري، اتحاد كم نظير ملي و مذهبي ميان اقوام و گرايش هاي مختلف ملت ايران، جمعيت فراوان با اكثريت جوان و شاداب، سطح بالاي توان علمي و تكنولوژيك، ذخاير خدادادي غني، قدرت بالاي لجستيكي و تاكتيكي در نيروهاي دفاعي، اقتصاد رو به رشد و قوي، موقعيت بي نظير ژئواستراتژيك، و نفوذ گسترده معنوي و سياسي در سطح منطقه و جهان از جمله عوامل قدرت ايران اسلامي هستند كه بيان نمونه هايي از هريك، بيرون از حوصله اين نوشتار است.اما دليل دوم، ضعف مفرطي است كه بر تمامي ساختارهاي حاكميت آمريكا غلبه كرده و مانند سرطاني بدخيم، پيكره اين غول دوران مدرن را با شتاب ذوب مي كند. ه صحنه هاي مربوط به پرونده هسته اي ايران نگاه كنيد. تا همين سه چهار سال قبل آمريكا براحتي قادر بود در گزارشات و تصميمات همه اركان آژانس بين المللي انرژي اتمي تاثيرات سرنوشت ساز بگذارد و امروز تنها مي تواند عليه مديركل آن تبليغات رسانه اي راه بيندازد؛ طي يكي دو سال گذشته كاخ سفيد اين اندازه از توان چانه زني و امتيازدهي را داشت كه اجماعي- ولو نيم بند- عليه ايران در شوراي امنيت شكل بدهد و قطعنامه اي- ولو بي خاصيت- از آن بيرون بكشد. اما در ايام اخير، درست زماني كه براي قطعنامه سوم دست و پا مي زند، رئيس جمهور روسيه و وزير خارجه اش آمريكا را از تهديد ايران برحذر داشته اند، در همين ايام، چين وزير خارجه اش را راهي ايران كرده تا درباره موضوعات- عمدتاً اقتصادي- مورد علاقه دو طرف به رايزني بپردازد، و اين همان چيزي است كه گلايه شديد و علني نيكلاس برنز معاون رايس را به دنبال داشت."
درخاتمه اینکه همه ی لغزخوانی هائی که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری کرده است و ادعای کمدی رونق اقتصادی و عدالت اجتماعی وپیشرفت علمی واخلاقی که کرده و تأکید نموده است که می خواهد به این موضوعات مهم به پردازد ونه به بزرگترین افتخار ایرانی که گزارش زد و بند پشت پرده با ابرادعی می باشد . اما برعکس ادعای مسخره یخود ش ، همه اش در مورد چگونگی روند پرونده هسته ای مانور داده است که حاصل سیاست خائنانه ی کثیف مذاکره هسته ای با اروپا است که با تحقیر وکوچک شمردن آمریکا آن را به رخ رقیب کشیده است و برای بار دیگر ثابت کرده است که مردم ایران ومطالبات وخواست ونیازشان هیچگونه محلی از اعراب در مخلیه ی غارتگران وقاتلان وعوامفریبان حاکم رژیم روریستی آخوندی ندارد. زیراکه هرگز کوچکترین اشاره ای دراین مورد نمی شود . ضمن اینکه گزارش اخیر البرادعی نه اینکه هیچ مشکلی از بحران هسته ای را حل نمی کند، بلکه با ارائه ی این گزارش یکطرفه بیشتر خود البرادعی وگزارش وی زیر سئوال رفته است که برای چه البرادعی تلاش کرد ه است تا ارائه ی گزارش آژانس بین المللی را 6 ماه به تأخیر بی اندازد و این سیاست فرصت سوزی تا حال به نفع کی تمام شده است؟ همینطور این بازی کثیف و باج دادن ها تا چه زمان می تواند ادامه یابد؟ تصور نمی رود که اعضای شورای امنیت سازمان ملل حاضر شوند باز به ادامه ی ین بازی البرادعی و مسئولین هسته ای در روند فرصت سوزی تن دردهند تا در نهایت رژیم تروریستی ناشی از سیاست فرصت سوزی بتواند به سلاح هسته ای دست یابد.
هوشنگ – بهداد
شنبه 26 آبان ماه سال 1386

"هرگونه زد بند وبیش از این فرصت سوزی کردن، می تواند منجر به ضرروزیان جبران ناپذیر برای صلح وامنیت جهان شود"

نقد وبررسی " نتيجه گزارش البرادعي " روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 26 آبان ماه سال 1386
"
هرگونه زد بند وبیش از این فرصت سوزی کردن، می تواند منجر به ضرروزیان جبران ناپذیر برای صلح وامنیت جهان شود"
به نظر می رسد که محمد البرادعی با زد وبند های پشت پرده که با مسئولین هسته ای رژیم تروریستی آخوندی انجام داده است . از سوی دیگر با برکنار ی پاسدار علی لاریجانی وجانشین کردن وی پاسدار سعید جلیلی که کنار گذاشتن سیاست مذاکره ی هسته ای با اروپا می باشد وترجیح دادن به حساب همکاری با آژانس اتمی است که یا در حقیقت بازی ومعامله کردن با محمد البرادعی می باشد که نتیجه منجر به گزارش اخیر مدیرکل آژانس بین المللی شده که محمد البرادعی ارائه کرده است که نوعی استخوان لای زخم گذاشتن می باشد. یعنی اینکه با دست پس کرده وبا پا پیش کشیده است و درست دارد در راستای سیاست کشدار کردن بازی و فرصت سوزی نمودن زمان حرکت می کند که دقیقاً مورد نظر وخواست مسئولین هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشد و دقیقاً مشابه ی تجربه های بازی مصوبه های مجلس ارتجاع رژیم تروریستی با مجمع مصلحت وشورای نگهبان می باشد. برای اینکه روزنامه ی جمهوری اسلامی ضمن ابراز خوشحالی فراوان که از گزارش البرادعی کرده است که در واقع طبق ادعاها واعتراف گذشته ی خود هورا برای گزارش یک جاسوس نفوذی و مأمور دستگاه جاسوسی انگلس و آمریکا کشیده است که اکنون همکار رژیم تروریستی آخوندی شده است. البته چون در این رژیم تروریستی و قرون وسطائی و ضد بشری طبق تجربه ی 3 دهه گذشته هیچ مسئولی یافت نمی شود نه اینکه پاسخگو به مطالبات مردم باشد، بلکه در مطبوعات وابسته به آن از جمله همچون سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری وجود ندارد که توضیح دهد که این محمد البرادعی کنونی با محمد البرادعی سال گذشته و سال های قبل از آن چه فرقی کرده است که آن موقع دست نشانده ی بلر وبوش واخ وبد بود واکنون دست نشانده ی ولی فقیه و پاسدار احمدی نژاد شده خوب ونیکو کار است؟
آخر مگر هنوز کسی یافت می شود که درک نکند چه بازی پشت پرده در کار است؟ برای اینکه زمانی که وزیر آدمکش وزارت بد نام اطلاعات غلامحسین محسنی اژه همین دو روز پیش بود که افشا کرد حسین موسویان سرپرست سابق هئیت مذاکره کننده ی هسته ای جاسوس هسته ای انگلیس بوده وجرم وی محرز است. این را که دیگر نمی شود منکر شد چون زمان افشاگری بسیار نزدیک است وحتی همین روزنامه گزارش خبری آن را بازتاب داد . بعلاوه اینکه پاسدار احمدی نژاد در جمع کارکنان آدمکش و جنایتکار وزارت بد نام اطلاعات حضور یافت و تأکید کرد که این پرسنل آدمکش از بهترین وامین ترین .... فرزندان ملت ایران می باشد. بنابراین وزیر آدمکشی که در رأس آن قرار گرفته است که در 3 دهه ی گذشته جزو دستگاه قضائی بوده است که احکام زیادی این آدمکش حرفه ای و گوشخوار پیرامون پروند های گوناگون صادر کرده است که ابراز نظرش هر گز جای هیچگونه تکذیب کردن جاسوس ومجرم نبودن حسین موسویان را باقی نمی گذارد.
اکنون پرسش است اگر چنانچه پروژه ی هسته ای مسالمت آمیز است که مسئولین هسته ای رژیم تروریستی پیوسته ادعایش را کرده اند که برای اعتماد سازی با هیئت مذاکره ی کننده ی اروپا کلیه ی اطلاعات را در اختیار بازرسان آژانس بین المللی گذاشته است و چیزی برای پنهان کردن ندارد چونکه هدف نظامی از پروژه ی هسته ای ندارد . از سوی دیگر گذشته از اینکه رابطه ی دولت فخیمه ی انگلیس با آخوندها همیشه خوب بوده است. به خصوص در شرایط کنونی که مهره های انگلیسی در ایران بر سر قدرت می باشند که هرگونه خصومت جدی میان طرفین منتفی می باشد. علی الخصوص که همین چند روز پیش بود که هئیتی از نمایندگان مجلس عوام انگلیس مهمان همتایان خودشان در مجلس ارتجاع در تهران بودند. از طرف دیگر انگلیس یکی از 3 کشور مذاکره ی کننده ی هسته ای می باشد . لذا مگر حسین موسویان سر پرست اسبق هئیت مذاکره ی کننده ی هسته ای چه اطلاعات اضافی بیش از آنچه داشته است تا حال در مذاکرات هسته ای و بازدید بازرسان آژانس بین المللی مطرح شده است که موجب نگرانی وزیر بد نام وآدمکش اطلاعات وپاسدار احمدی نژاد شده است که وی را جاسوس هسته ای انگلیس و مجرم اعلام کرده اند . فراموش نشود که یک مقام قوه ی قضائیه هم تأکید کرده است که وی جاسوس نبوده است؛ ضمن اینکه ایشان چون عضو مجمع صلحت نظام می باشد و در نشست های این مجمع شرکت می کند.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که وحشت از انتقال این اطلاعات؛ می باید موجب نگرانی و وحشت از لو رفتن هدف واقعی دسترسی به سلاح هسته ای شده باشد که چون از حالت پنهانی علنی شده موجب نگرانی و اضطراب شده است که می بایست برای خنثی کردنش واکنش نشان داده شود ووی جاسوس هسته ای انگلیس خوانده شود. همچنین اگر هم پذیرفته شود چون رقابت ونزاع های باندی و جناحی بسیار سخت و جدی شده است اینگونه جاسوس و مجرم هسته ای خواندن حسین موسویان نیاز بوده است زیرا که مرتبط با فضای تبلیغات نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم می باشد . تازه بازهم سئوال است رژیمی که به این سادگی به کیفی ترین نیروها ومسئولین خودش که حتی 3 تا از برادارنش در جنگ ضد میهنی و ضدملی ایران وعراق کشته است اینگونه اتهام می زند. آیا مسئولین هسته ای این رژیم حاضر می باشند یا اینکه مجاز هستند که اسناد ومدارک هسته ای را در اختیار بازرسان آژانس بین المللی بگذارند؟ در صورتیکه بیش از دو دهه است در این مورد پنهانکاری شده و پیوسته به همه دروغ گفته شده است.
بنابراین همانگونه که سرمقاله نویس گفته است هدف از این زد وبند پشت پرده با محمد البرادعی بازگشت پرونده ی هسته ای از روی میز شورای امنیت سازمان ملل به شورای حکام آژانس بین المللی وکشدار کردن این پرونده است. تااینکه طبق برنامه ی پیش بینی خودشان آمریکا که مخالف جدی این پرونده می باشد چون در گیر مبارزه ی انتخاباتی ریاست جمهوری می باشد فرصت مناسب برای پیگیری و بر خورد با این پرونده را ندارد. پس از طریق تلاش عدم اجماع گروه 5+1 بوسیله ی باج دادن های کلان و فعال کردن لابی های مقیم خارج به خصوص آمریکا و بهره بردن از اختلافات و سیاست تبلیغاتی میان حزب جمهوریخواه ودمکرات آمریکا کوشش برای عدم تصویب قطعنامه ی سخت وشدید دیگر در شورای امنیت سازمان ملل می شود تا اینکه فرصت برای دسترسی به سلاح هسته ای فراهم گردد . اخطار می شود در این دام بازی زمان سوزی افتادن می تواند عواقب بسیار زیان آور وجبران ناپذیر برای صلح امنیت جهان در بر داشته باشد. پس بیش از این فرصت سوزی کردن هرگز جایر نیست .
هوشنگ – بهداد
شنبه 26 آبان ماه سال 1386

فلسفه بزغاله بودن روشنفگران ومنتقدین و جاسوسی حسین موسویان سرپرست اسبق هئیت مذاکره ی کننده ی هسته ای

فلسفه بزغاله بودن روشنفگران ومنتقدین و جاسوسی حسین موسویان سرپرست اسبق هئیت مذاکره ی کننده ی هسته ای
در نوشتارهای گذشته به دفعات توضیح داده شد وتأکید گردید که هر چه زمان به برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم وریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک تر می شود صف آرائی باندهای متخاصم وابسته به جناح غالب وحاکم در برابر باندها ودسته های جناح مغلوب تیز تر وعریان تر وبرجسته تر می شود. مشخص بود که سیاست حرکت چراغ خاموش که جزو نیروهای اطلاعاتی – امنیتی – پاسداری می باشند که مرتبط به محفل باز سازی شده ی سعید امامی می باشند که وفق شد با حمایت وپشتیبانی بیت رهبری و سپاه پاسداران وسازمان اطلاعت موازی ضربه ی غده ی سرطانی بودنش را پس از جراحی ناقصسید خندان خاتمی ترمیمم و خود را سریع باز سازی وتقویت کند ناپخته وناسنجیده ی پاسدار احمدی نژاد را نامزد ریاست جمهوری دوره ی نهم نکرد و وی را در برابر رفسنجانی وخاتمی قرار نداد وعلمش نکردند ووارد میدان نشدند. زیرا که می دانستند که این عنصر با سابقه ی دیرینه ی پاسداری و بازجوئی از چگونه روحیه وخوی و خصلت صفات چرخاشگرانه وتهاجمی برخوردار است وازسوی دیگر چه موجود عقده ای وخودبزرگ بین می باشد که ضمن تخصص در عوامفریبی کردن و استعداد تئائر سیاسی اجرا کردن ادعای جهانی کردن احمدی نژادی دارد. بنابراین اکنون بی دلیل نیست که این پاسدار برای حذف کامل رقیب وتخریب وتمسخر کردن وبه ریشخند گرفتنش با فلسفه ی بزغاله و مغز بزغاله ای علیه ی رقیب وارد میدان تبلیغاتی – انتخاباتی شده است و در شرایطی که شعور ودرک وفهم منتقدین و روشفکران را کمتر از بزغاله معرفی کرده است ودانشگاه ها را به پادگان تبدیل نموده است و بی خیال فریاد مرگ بر دیکتاتور دانشجویان معترض است وبا دهن کجی کردن به اهل قلم وفعالین مستقل مطبوعاتی جشنواره نمایش مطبوعات از طریق وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید برگزار کرده است تا که به بد نام ترین سربازجویان و سناریوچی و سناریو وتواب ساز وایز اعطا ء کند که چه خوب خبره دراعتراف گیری و تهیه نمودن برنامه سازی شوهای کمدی دمکراسی و لیبرالیسم وسکولاریسم دارد که می تواند قربانیان خود را به عنوان متهمین براندازان انقلاب مخملین معرفی کند تا اینکه شایستگی احراز جوایز بهترین منتقدین مطبوعاتی دولت را داشته باشند.
بهر حال اکنون که بحران هسته ای آنگونه شده است که دارد منتهی به چشم انداز جنگ می شود . طوریکه ستون نظام هاشمی رفسنجانی از این شرایط ابرار نگرانی کرده وهشدار خطری بودن شرایط را داده است. همچنین خاتمی تدارکاتچی سابق نظام نیز نیز ضمن ابراز نظر مشابه ی رفسنجانی از فساد وولنگاری بیشتر دولت نهم نسبت به دوران اصلاح طلبان کرده است . ولی پاسداراحمدی نژاد برای اینکه جلوی انتقاد اینان را نه اینکه به بندد، بلکه موجب خاموش و ساکت شدن شان شود . پس از اینکه منتقدین دولت و روششنفکران را بزغاله خطاب کرد. در جمع بدنام ترین وجنایتکارترین شکنجه گران حضور یافته است و به پاس مرتکب شدن اعمال جنایت آمیز ضد بشری اشان که در مورد دلیرترین وآگاهترین فرزندان ایرانی در سیاهچال های سراسر کشور انجام داده اند و تا کنون بیش از 120 هزار نفر زندانیان سیاسی را شکنجه وتیرباران و اعدام کرده اند و حتی مخالفین را در برون مرز تعقیب وترور کرده اند در مورد شان گفته است بدون ترديد نهاد وزارت اطلاعات، پاك ترين ، امين ترين، قابل اعتمادترين و اطمينان بخش ترين نهاد كشور بوده و افرادي كه در اين وزارت مشغول خدمت هستند بهترين هاي ملت ايران اند. البته که باید افزود جائیکه که خود این پاسدار معروف به هزار تیر است وگفته می شود در کنار سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری جزو بازجویان در زندان ها بوده است واکنون نیز به این همکار شکنجه گر وسربازجو ومبلغ ومدافع خود جایزه ی بهترین منتقد دولت اهدا کرده است . طبیعی است که می بایست در شرایطی که با رقیب سخت در گیر مبارزه ورقابت تبلیغاتی نمایش انتخابات خیمه شب بازی مجلس هشتم می باشد. با اینگونه فضا سازی ها کردن ها باید که از خودش وهمکارش سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری و آخوند آدمکش حرفه ای محسنی اژه ای و سایر شکنجه گران وآدمخوران تعریف وتمجید ودفاع کند ته که بتواند اهداف برنامه ریزی شده پشت پرده را دنبال واجرا کند .
برای اینکه گفته شد که مسئله ی انتخابات مجلس هشتم بسیار مهم وسرنوشت ساز می باشد. زیرا که سپاه پاسداران کودتای خزنده علیه ی رقیب دوم خردادی نکرد تا که وارد قدرت اجرائی شود و نظام را یک دست کند و تسلط بر منابع اقتصادی ونفتی و تأسیسات هسته ای داشته باشد تا که بتواند بر سرعت دسترسی به سلاح هسته ای بی افزاید نه اینکه اهداف و آمالش را به پایان نرسانده مجبور شود در یک نمایش انتخابات خیمه شب بازی صحنه را دوباره به رقیب واگذار کند. به خصوص اینکه اکنون که در لیست تروریست وتحریم رفته است بسیار در مورد رقبای داخلی درنده وهار تر شده است وبرای غارتگری و پیگیری پروژه ی هسته ای حریص تر شده است. بنابراین برای پیگیری کردن هدف به اتمام نرسیده وتمام نشده می بایست با اهرم وابزار چماق پاسدار احمدی نژاد نهایت استفاده را ببرد و برای کوبیدن رقیب از طریق وزارت بد نام اطلاعات اقدام کند و حسین موسویان سر پرست اسبق هئیت مذاکره کننده ی هسته ای را جاسوس هسته ای انگلیس ومجرم معرفی کند ووعده ی تشکیل دادگاه تا آخر آبان ماه جاری را بدهد تااینکه دست قوه ی قضائیه را در پوست گردو بگذارد تا که وی را تبرئه نکند.
اکنون پرسش است وقتیکه این ارگان آدم کشان اینگونه با خودی برخورد می کند حال تصور کنید که با دانشجویانی که فریاد مرگ بر دیکتاتور در فضای دانشگاه ها سر داده اند ودستگیر وبازداشت وزندانی شده اند در سیاهچال ها چه می کنند؟ وچرا وچگونه خانم دکتر زهرا بنی عامری 26 ساله در پارکی در همدان به اتهام بد حجابی ومشکوک دستگیر و به زندان منتقل می شود وپس از اینکه ایشان را شکنجه بازجویان شکنجه گران در زندان زیر شکنجه کشته اند و مشابه سناریو و سرنوشت خانم زهرای کاظمی ایرانی بار تبعه ی کانادا در زندان اوین به دست قاضی سعید مرتضوی قاتل به قتل رسید در مورد خانم دکتر زهرا بنی عامری نیز اتفاق افتاده است . ولی دستگاه تبلیغات رژیم آدمکشان ضد بشر ادعای مسخره کرده اند که وی در بازداشتگاه خودکشی کرده است. فراموش نشود که پس از حضور پاسدار غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه در جمع آدم کشان وشکنجه گران وزارت بدنام وزارت اطلاعات که گفته شد چگونه از این جنایتکاران ضد بشرتعریف و تمجید کرد. با این ستایشگری از مأموران و آدمکشان اطلاعاتی و قاتلان آزادیخواهان ایرانی زمینه را برای رئیس وزارتخانه ی بد نام اطلاعات و آدم کشان فراهم کرد تا که این آخوند جانی آدمخوار که سابقه ی گاز گرفتن و گوشخواری دارد اکنون در مورد جاسوس هسته ای ومجرم بودن حسین موسویان سر پرست اسبق هیئت مذاکره کننده ی هسته ای در پاسخ به سئوالي مبني بر اين كه عده اي اتهامات موسويان را امنيتي مي دانند، نه جاسوسي؟ بگوید بارها اعلام كرده ام ايشان مسايلي را برخلاف مصالح و امنيت كشور در اختيار بيگانگان از جمله سفارت انگليس قرار داده است که جاسوس هسته ای انگلیس است ومجرم می باشد. برای پیگیری بیشتر به دو گزارش خبر ضمیمه شده رجوع شود. در خاتمه اینکه از یاد نبرید که بازی جنگ قدرت برای کسب بیشتر ثروت و نزاع و رقابت و حذف باندی وجناحی تازه آغاز شده است و همانگونه که در آغاز نوشتار قید شد هرچه زمان به بر گزاری نمایش خیمه شب بازی نزدیک تر می شود از اینگونه خبرها به شکل داغ تر نیز بازتاب داده خواهد شد
.
هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386

"مدعی جنگل کویر کرده، می خواهد در تابستان صحرای کویر جنگل سبزو بوستان شکوفا پر از گل وبی خار،ایجاد کند "

نقد وبررسی "گل و خار اين بوستان (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386
"مدعی جنگل کویر کرده، می خواهد در تابستان صحرای کویر جنگل سبزو بوستان شکوفا پر از گل وبی خار،ایجاد کند "
این پاسداران وطلبه ها وبازجویا و شکنجه گران ونوچه های خمینی که قلم بر دست شده اند گاهی آنگونه ادعاهای وارونه و کمدی ومسضره ای می کنند آنهم از موضع طلبکارانه وانسانی بیان می کنند که گویا با جامعه ی کوران سر وکار دارند ومردم ایران پس از 3 دهه تجربه هنوز شعور فهم و درک ندارند که ماهیت این رژیم چگونه است وعملکردش چگونه می باشد که باز هم نیاز به آنگونه طنز گفتن دارند که می بایست برای شان چنان حالت ابهام وشبهه و تعجبی داشته باشد که ناگهان کویر خشک در وسط گرمای تابستان تبدیل به جنگلی سر سبز و زیبا با بوستانی پر از گل های فراوان ورنگارنگ وبدون خار شده است. در صورتیکه در عمق وعمل غیر چنان واقعی است که تداعی کننده ی همان داستان طنز آبرو ریزی تف وتاق وریش می باشد . چونکه اکنون پاسدار یادداشت روز نویس همانگونه که قید شد اانگار که با جامعه ی کوران سر وکار دارد که مردم از همه چیز بی خبرند که پس از 3 دهه که از عمر این حکومت ننگین وضد بشری رِژیم تروریستی آخوندی سپری شده است واز همان بدو بنیانگذاری اش بود که آخوند اشراقی داماد خمینی در قم با شعار روسری یا توسری وارد صحنه شد و از قم شروع ودر سراسر جامعه همه گیر شد. سپس خمینی گفت بشکنید قلم ها به برید دهان ها که غیر از آنچه من می گویم اینان می گویند. یاو تهاجم به کتابفروشی ها شد و راه اندازی جشن کتاب سوزا شد ن و حمله ویورش به دفتر مؤسسه ی روزنامه ی آیندگان شروع شد وشکم نو جوانان دانش آموزان دختر وپسر ملیشاهای نشریه فروش مجاهد در خیابان های شهر های ایران پاره می شد و یورش سراسری به دانشگاه های سراسر کشور شد و پس از ضرب و شتم وکشتن تعدادی از دانشویان و مجروح کردن ودستگیر کردن بیشاریاز اینان که البته اکثرشان پس از 30 خرداد وتابستان خونین سال 67 اعدام وتیرباران شدند ودانشگاه ها با بهانه ی انقلاب فرهنگی برای 3 سال تعطیل شدند و فعالیت سازمان های انقلابی ومردمی تعطیل وتوقیف شد .
همچنین رژیمی که عنوان قصاب مطبوعات نام گرفته است و سابقه دارد که فقط در یک شب بیش از 8 نشریه وروزنامه و مطبوعات تعطیل وتوقیف کرد ودر این 3 دهه کوبیدن شخصیت انسان ها وبی ارزش کردن آن جزو وظایف اصلی حاکمان وارگان های سرکوبگران وممیزگران وسانسور چیانش بوده است و اکنون عملاً فضای دانشگاها را به پادگان تبدیل کرده است . همینطور این رژیم مردم ایران را از نظر اقتصادی آنچنان فقیر ومحتاج ونیازمند کرده است که محتاح و منتظر دریافت نان برتوی سفره های خالی خودشان کرده است که یک پاسدار شیاد عوامفریبانه به اینان قول دادو گول شان زد . همچنین گذشته از روند تصاعدی فرار سرمایه ومغزها وزیر آموزش وپرورش دولت مدعی عدالت محوری بیش از دو سال پیش گزارش داد که در کشور 3 تعداد میلیون و 180 هزار دانش آموز وجود دارد که اینان قادر نیستند که به مدرسه بروند . به دلیل اینکه فقر اقتصادی خانواده وبالا بودن هزینه ی نامنوسی و ابزار واقلام مدارس وتحصیلی وعدم تأمین هزینه ی که امکان تأمین آن از سوی خانواده ها ی اینان امکان پذیر نیست و ناچاراً مجبور به نرفتن به مدرسه ومحروم از نعمت خواندن ونوشتن شده اند. مسخره تر اینکه زمانیکه پاسدار محمد حسین صفار هرندی معاون سابق مدیر مسئول سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری که وزیر فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید کنونی شده است و هرروز تیغ سانسورش را بر انتشار کتب و نشریات واطلاع رسانی تیز تر می کند و نهایتاً سانسور در جامعه نهادینه شده است که یک نمونه را عمالدین باقی در نامه ی خصوصی خودش به رئیس القضات آخوند دزد و غارتگر و دست نشانده ی ولی فقیه هاشمی شاهرودی بازتاب داده است و توضیح داده که سرنوشت چاپ کتاب در رژیم تروریستی حتی برای آنانی که رژیم را نیز قبول دارند چگونه است؟ از طرف دیگر جائیکه هرروز بیشتر مدیر مسئول روزنامه یا نشریه ای دادگاهی ومحاکمه می شود. اما هنگامیکه یکی دیگر از قلمزنان روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی سربازجو حسین شریعتمداری به نام محمد جعفر بهداد معاون اطلاعاتی و خبررسانی پاسدار غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد شده است. ودر شرایطی که در فضای دانشگاه ها فریاد مرگ بر دیکتاتور بلند است وخواهان آزادی زندانی سیاسی می باشند . اکنون در چنین شرایطی که وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد جشنواره مطبوعات برگزار کرد تا که در پایان این جشنواره کمدی و مسخره ونمایشی به بهترین منتقدین دولت جایز داده باشد ودر اجرای یک شوی بسیار کمدی تر از اجرای شوی تئاتر سیاسی – مطبوعاتی آزاد سازی 15 گروگان نظامی انگلیسی که از سویپاسدار احمدی نژاد اجرا شد و گروگان های نظامی انگلیسی با هدایا مورد عفو وبخشش واقع شدند . اکنون در اجرای کپی کمیک تر از آن شوی تئاتر سیاسی از سوی وزارت فرهنگ و تفتیش و عقاید ارشاد به نام نمایشگاه مطبوعات اجرا شد دادن جوایز به بازجویان در حقیقت توهین آشکار به اهل قلم و مطبوعات می باشد . زیرا که به یک سربازجو ی بدنام وچهره ی کریه وخبره در سناریو سازی و متخصص تحریف گری واعتراف گیری و تواب و سناریو سازی که واقعاً منحصر به فرد می باشد. وی حتی نقش کلیدی در پیروزی و رئیس جمهور کردن پاسدار احمدی نژاد داشته است و جزو مبلغان ومداحان ومدافعان رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد و دولت ایشان می باشد واگر چنانچه خبری و قلمی در مطبوعات رقیب دوم خردادی یا حتی خودی های جزو باندهای مافیائی وابسته به جناح حاکم کوچکترین انتقادی به دولت کند، بلافاصله با سناریو وپرونده سازی که برایش ساخته می شود به احضار به دادگاه یا محکوم شدن و توقیف نشریه منتهی می شود. اکنون این عنصر جزو منتخبین و دریافت کنندگان جایزه بهترین منتقد دولت جایزه دریافت کرده است وحال نوبت همکارش پاسدار یادداشت روز نویس شده می باشد تا همچون نمک بر روی زخم باشد ومدعی شود بنیانذگذار رژیمی که در 3 دهه ی گذشته تا کنون بیش از 120 هزار از بهترین فرزنان دلاور وآگاه وآزادیخواه ایرانی را یا اعدام یا تیر باران کرده است و روزی نیست که خبر چند نگون بخت یا قربانی اعلام نشود که اعدام یا سرشان بر بالای دار برده نشد ه باشد و احکام شلاق زدن و قطع اندام و صدور سنگسار صادر نشود ودر حائیکه فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی و تن فروشی و اعتیاد و..... تورم وگرانی و افزایش قیمت ها غوغا می کند و صندوق بین المللی پول دو سال پیش گزارش کرد که 80% درآمد ناخالص ملی سالیانه ی کشور تعلق به اقلیت جمعیت 20% دارد وآخوند مفیدی امام جمعه گرگان در استان گلستان مدتی پیش گفته بود که اختلاف ضریب بهره وری میان ثروتمندان ومحرومان به 24 برابر رسیده است . اکنون روضه خوان پاسدار یادداشت روز نویس شده برای اینکه بخواهد بیشتر توهین کند وداغ کهنه را تازه کند اینگوه مدعی شده است :
"امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) مي فرمايند: «آن چيزي كه مطرح است پيش انبياء، انسان است. چيز ديگر پيش انبياء مطرح نيست، همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. آنان مي خواهند انسان درست كنند، انسان كه درست شد، همه چيز درست مي شود.» با تكيه بر اين سخن ارزشمند امام، مي توان گفت كه در مكتب انبياء و به ويژه در نزد آخرين و كاملترين آنها، همه چيز، وسيله و امكاني است براي ساختن انسان و آگاه كردن اين موجود به حقيقت خودش و جايگاهي كه در خلقت و در نزد خالق خود دارد"
پاسدار روزه خوان پادداشت روزنویس شده پس از کلی روضه به سبک خمینی شیاد خواندن در مورد تأئید کردن سانسور به شیوه ی پیشنهادی خودش وهمکاران قلمزش در روزنامه ی کیهان و وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد اینگونه مشوق کتاب خواندن و البته سانسور کردن شده که گفته است برای جلوگیری ازمسمومیت غذا مراقبت ومواظبت کردن جامعه از بیماری چک کردن محتوای کتب واطلاع رسانی را تجویز کرده است :
- در اهميت كتاب به عنوان يكي از قديمي ترين ابزار آگاهي بخشي و اطلاع رساني شكي وجود ندارد. امروز، با وجود ظهور رسانه هاي ديداري و شنيداري از راديو و تلويزيون گرفته تا اينترنت و ماهواره و... كتاب، كماكان جايگاه و كاركردهاي خود را حفظ كرده و هيچكدام از وسايل نوظهور نتوانسته آن را از ميدان به در كند و به ويژه از حيث ماندگاري جانشين آن شود. با اين وجود در اين هم ترديدي نيست كه كتاب در نفس خود اصل نيست و كتابخواني به خودي خود ارزش به حساب نمي آيد، كتاب و مطالعه آن، ابزاري است كه بايد به سمت بالا بردن معرفت بشر و آدميان را به موقعيت انساني خود آگاه كردن، حركت كند. اين حتي هدف كتب الهي كه امروز بدون شك كماكان پرتيراژترين كتاب ها در سراسر جهان به حساب مي آيند، نيز بوده است. كاركرد اصلي كتاب، تغذيه فكر و ارتقاء انديشه و بالا بردن سطح آگاهي است. انسان همان طور كه در نوع خوراك و تغذيه جسمي خود بايد دقت كند تا گرفتار امراض و بيماري ها نشود، بايد مراقب باشد كه چه كتابي را براي تغذيه فكري خود مورد استفاده قرار مي دهد و مسئولان فرهنگي كشور در اين باره وظيفه اي بلكه خطيرتر از مسئولان بهداشتي و سلامت جسمي جامعه داشته باشند. آنان بايد ضمن ترويج فرهنگ كتابخواني و عادت دادن مردم و جوانان به مطالعه با پرهيز از غلتيدن در ورطه كميت گرايي و دل بستن به آمار و ارقام و تلاش براي افزايش صرف آن و در عوض پرداختن به محتوي و اهميت دادن به كيفيت، به فكر سلامت فكري و فرهنگي جامعه و ارتقاي هر چه بيشتر آن باشند.صد البته اين سخن به معني جلوگيري از انتشار آثار متنوع و محدود كردن فضاي فكري و فرهنگي جامعه نيست. در جامعه اي كه داعيه اسلامي بودن دارد، بايد بيش از هرجا فضا براي خلق آثار و تبادل آرا و ارائه نظرات علمي و فكري و... مهيا باشد، با اين حال بايد سخت مراقب بود افراد و جرياناتي كه از هر فضا و شرايط مناسب و در سايه ارزش هاي قدسي چون آزادي در جهت اهداف ضد فرهنگي و مردمي خود سوء استفاده مي كنند، به بهانه آزادي فكر و نشر و لزوم تنوع آثار، افكار مسموم و مخرب خود را به جسم و جان جامعه، به ويژه جامعه اي كه از جمعيتي جوان و تشنه خواندن و آموختن، برخوردار است، تزريق نكنند و به نام علم، جهل را دامن نزنند وگرنه هيچ عقل سليمي با تنوع افكار و آزادي انديشه و نشر آثار گوناگون مخالفتي ندارد، آن هم در جامعه و فرهنگي كه نقد و آزاد انديشي در آن يك ارزش و تضارب آرا عالمان بركت و مايه رشد و تعالي است. به تعبير حضرت امام(ره) «كتاب هاي فقهاي بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقه ها و برداشت ها در زمينه هاي مختلف نظامي، فرهنگي و سياسي و اقتصادي و عبادي تا آنجا كه در مسائلي كه ادعاي اجماع شده است، قول و يا اقوال مخالف وجود دارد و حتي در مسائل اجماعي هم ممكن است، قول خلاف پيدا شود،... حال آيا مي توان تصور نمود كه چون فقها با يكديگر اختلاف نظر داشته اند، نعوذبالله، خلاف حق و خلاف دين خدا عمل كرده اند؟ هرگز...!»
در خاتمه اینکه تصور نمی رود با توصیف و تشریحی که شد و با جایزه ای که پاسدار احمدی نژاد به امثال سر بازجویان زندان اوین پاسدار حسین شریعتمداری و بازجو وطلبه ی سابق محمد کاظم انبارلوئی از جمعیت مؤتلفه ی انگلیسی به عنوان بهترین منتقدین مطبوعاتی دولت داده شده است و با فشاری که همون شمشیر داموکلس بر پس سر مطبوعات به خصوص مطبوعات دوم خردادی وجود دارد . به ویژه اینکه هرچه زمان به نمایش خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نزدیک تر می شود. فضا منقبض و بسته تر می شود . بنابراین نمی بایست انتظار معجزه داشت که فضا اگر منقبض تر وبسته وسرکوبرانه تر از اینکه هست نشود، هرگز چشم انداز یا افق روشن به باز شدن فضای آزادی و رشد کتاب خوانی و شل شدن تیغ سانسور وممیزگری بر نشر وچاپ کتب ونشریات ومطبوعات نخواهد بود. و شرایط کاسته شدن خوار ها شود ورشد شکوفائی و گل ها در بستان شود که روضه خوان پاسدار یادداشت روز نویس از آن در عنوان یادداشت روز خود یاد کرده است.
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 24 آبان ماه سال 1386

"اعتراف به تلاش های گسترده مذبوحانه برای به شکست کشاندن برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا"

نقد وبررسی " پله ها يكي يكي فرو ريخت (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان چهار شنبه 23 آبان ماه سال 1386"اعتراف به تلاش های گسترده مذبوحانه برای به شکست کشاندن برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا"
زمان قبل از انقلاب روزی یکی از دانشجویان رشته ی پزشکی از تجربه و داستان طنزی می گفت که مربوط به تشریح جنازه در کلاس درس دانشگاه پزشکی دانشگاه تهران بود که جسد برروی میز درازشده بود واستاد بخش های گوناگون را توضیح می داد وتشریح می کرد وسئوال وپرسش می نمود تا اینکه استاد می رسید به مقعد جسد که از انگشت کوچک و انگشت انگشر نامزدی خود استفاده کرده بود وبعداً بو کرده وسپس از دانشجویان خواسته بود که تجربه کنند ونظر وتجربه ی خودشان را بیان وبازگو کنند که در نهایت استاد خطاب به یکی از دانشجویان رشته ی پزشکی گفته بود که حس چشائی شما خوبست. ولی حس بویائی و بینائی شما خوب کار نمی کند وضعیف است. برای اینکه من انگشت کوچکم را در مقعد جسد فرو بردم وانگشت بغلی را بو کرده و در دهان گذاشتم ومز مزه کردم . ولی شما درست از همان انگشت کوچک که در مقعد مرده استفاده کرده بودید بطور مستقیم در دهان خودتان گذاشتید ومز مزه کردید .
اکنون داستان سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس است که خودش با مسئول مجله ی تایمز آمریکائی گفته بود که زمان شاه دانشجو رشته ی پزشکی بوده ومی خواسته که دکتر بشود که به دلیل مبلغ و مدافع وحامی خمینی بودن دستگیر وزندانی شده بود و ناخن ها وهمه ی دندان های خودش را در اثر شکنجه از دست داد. بهمین دلیل اکنون قدرت ریاضی و آمار گیری اش یک طرف کار می کند و خوب فعال نمی باشد. یعنی بدون آنکه این سربازجو بگوید که سران رژیم تروریستی آخوندی قبل از اشغال افغانستان عراق چگونه از طریق دلال وواسطه ها با اشغال گران در رابطه بود ند و فعالیت داشتند وزمینه وبستر تجاوز نظامی واشغال هردوو کشور را فراهم کردند تااینکه هم دو دشمن اصلی در افغانستان وعراق ساقط شوند وهم اینکه قرارگاه های نظامی مجاهدین در عراق بمباران وخلع سلاح شوند تااینکه عراق تبدیل به فضای مانور سپاه پاسداران وخلاصه باتلاق شدن تبدیل گردد و تبدیل به سرپل صدور بنیادگرائی و تروریسم شود و مرز ثقل باج گیری برای پیگیری اهدا پروژه ی هسته ای شود. به خصوص اینکه پس از تشکیل پارلمان وکابینه ونخست وزیر دست نشانده ی ولی فقیه و سپاه پاسداران در عراق که علناً این کشور حیات خلوت اینان مبدل شده است تا جائیکه ولی فقیه هواپیمای ایرباس مسافری به نوری المالکی هدیه کرد تا هر زمان که به این پاپت یا اعضای کابیته اش فراخوان داده می شود بلافاصله در بیت رهبری در جماران خود یا سایر مهره ها وگماشتگان حلقه بر گوش حضور یابند تا که گزارش دهند و در مقابل اوامر جدید دریافت کنند. بطوریکه اکنون نیز آخوند ابو ذلیل حکیم مهره و مأمور چند جانبه در تهران به سر می برد و همین امروز روزنامه ی جمهوری اسلامی گزارش خبری – تصویری دیدار این ابو ذلیل به پاسدار غلامک سپاه پاسدار وگماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد را بازتاب داده است تا که آخوند ابوذلیل حکیم پیام متتقل کند ومتقابلاً پیام دریافت نماید، مبنی بر اینکه به نفع اشغال گران است که عرق را ترک نمایند.
اکنون پرسش است که چرا سربازجو پاسدار یاداشت روز نویس آمار برداری کرده است که وزیر امور خارجه ی آمریکا كمتر از يك سال 8 بار به خاورميانه سفر کرده است ویا اینکه با رئيس جمهور و صدراعظم فرانسه و آلمان در مزرعه شخصي بوش با او درباره اوضاع پيش آمده مذاكره كند و نتیجه گیری کرده است . آنچه واقعيت دارد اين است كه تحولات به سمتي ديگر مي رود و درد زايماني -تعبير وزير خارجه آمريكا- اگر هست، هيئت حاكمه كاخ سفيد را بي نصيب نگذاشته است. یعنی اینکه چون سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس حسین شریعتمداری اعداد وارقام ریاضی اش ضعیف است. بنابراین نمی داند که در یک سال گذشته چه تعداد و چند بارمهره های گماشته ی رژیم در عراق به تهران فراخوان داده شده ودر تهران وجماران حضور یافته اند وچرا؟ همچنین وزیر آدمربای امور خارجه منوچهر متکی چه تعداد سفرهای خارجی ودیدار وملاقات در یک سال گذشته داشته است وپیرامون چه مقوله ای بوده است؟ همینطور پاسدار احمدی نژاد چه تعداد سفرهای خارجی داشته است ومحور چه موضوعاتی بوده است؟ چه تعداد مقام ومسئول کشورهای دیگر به تهران دعوت شدند؟ در این سفرها چه مبلغ باج های کلان برای جلب حمایت هسته ای داده شده است؟ اکنون که سربازجو پاسدار حسین شریعمداری خبراز 9 ماه پیش نشست یک روزه وزاری 6 کشور عضو کنفرانس اسلامی در پاکستان را داده است ولی سخنی از سناریو سازی وتهدید کردن ودرج 6 صحفه ای یک دیپلمات مسلمان پاکستانی در صحفه ی اول کیهان ومانور دادن وتهدید کردن ناشی از ابراز وحشت وترس از آن را بیان نکرده است.برای این که این نشست پیرامون طرح صلح پیشنهادی خاورمیانه عربستان بود که چند روز قبل نشست امنیی عراق بود که دستگاه تبلیغاتی – اطلاعاتی – امنیتی – نظامی – پاسداری پیرامون آن بسیج شدند تااینکه نتیجه ی مثبت از اینگونه نشست ها حاصل نشود . البته ادامه ی تبیین این سیاست از قبل تدارک وبرنامه ریزی شده را ولی فقیه ر خطبه ی عید فطر تهران تئوریزه وفرمول بندی کرد. زیرا که بطور آشکارا فریاد زد که مخالف برگزاری کنفراری صلح خاورمیانه در آمریکا در این ماه می باشد واز آن کنفرانس صلح پائیزی شکست خورده نام برد و رهبران کشورهای منطقه را تهدید کرد که اگر چنانچه اینان در این کنفرانس شرک کنند در کشورهای اینان دست به عملیات آشوبگری وشورش وناآرامی زده خواهدشد. یعنی اینکه بطور علنی رهبر ولی فقیه هم اعتراف وهم اینکه تهدید به دخالت گری با اعمال واقدام تروریستی در این کشورها نمود. بی جهت نیست که اکنون سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس گزارش کرده است پاكستان كه 9 ماه پيش ميزبان چنان نشستي بود تا گرهي از كار فروبسته آمريكا بگشايد، امروز خود استخوان لاي زخم واشنگتن شده و بازي دو سر باخت را براي رژيم آمريكا فراهم كرده است . برای اینکه ادامه ی همان سیاست ولی فقیه را پیگیری وبیان کرده است. به احتمال زیاد تحریک وتشویق تیراندازی و کشتن حامیان ساف در مراسم سالگرد زنده یاد عرافات مرتبط با ابراز مخالفت وبه شکست کشاندن برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا می باشد. بالاخره سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری بدون آنکه کوچکترین اشاره ای به همکاری با اشغاگران افغانستان وعراق کند ویا به نقش ویرانگر رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران در ایجاد ناامنی در عراق نماید و بگوید که چگونه این نامن وآشوب گری به سراسر خاورمیانه بسط داده شده وگسترش یافته است . اما اکنون از شرایطی که در پاکستان به وجود آمده از گری سیک حامل ولابی رژیم در آمریکا و مقاله ی وی در لوس آنجلس نقل قول کرده است که اشتباه زمان شاه را تکرار نکید و باید رژیم تروریستی آخوندی را رها کرد و پاکستان رابه چسبید که دارای سلاح اتمی می باشد و با کمال پرروئی و طبکارانه از موضع و شیوه ی چماق وهویج بازجوئی زندان اوین تحلیل داده است و ضمن نسبت دادن عملیات تروریستی پاسداران در عراق به اعضای القاعده و ابراز وحشت رژیم نسبت به مجاهدین مقیم عراق نشان دادن ، برای از زیر تیغ بیرون کردن سپاه پاسداران از لیست تروریست وتحیم اقتصادی چنین پرسش کرده و توضیح داده است:
"به راستي نتيجه 6 سال قشون كشي به خاورميانه، صرف دست كم 1500 ميليارد دلار فقط در دو كشور عراق و افغانستان و بازي با جان ميليون ها انسان چه بود؟ جز اين است كه بر حجم ترور و ناامني و خشونت و حيف و ميل انبوهي از فرصت هاي امنيت ساز افزوده شد؟ آيا فشار بر ملت فلسطين و نقض بديهي ترين حقوق او در مذاكرات سازش، جز بر مقاومت آنها افزود و ستم بر ملت لبنان، جز به تكوين و پيروزي حزب الله بر رژيم متجاوز اسرائيل منجر شد؟ به عنوان مثال هزينه تقابل فرسايشي با ايران هسته اي براي برخي كشورهاي اروپايي- و حتي آمريكا- غيرقابل محاسبه و جبران است در حالي كه مي شد با كاربست اندكي عقلانيت ابزاري و ميانه روي از سوي آنان، هم حيثيت قدرت آنها را محفوظ داشت و هم به تعريف نظم امنيتي با ثبات رسيد نه اينكه مثلا آمريكا مجبور شود براي معارضه با حكومت منتخب و مردمي عراق- متحد نزديك ايران- مانند دولتي ياغي و راهزن عمل كند و با تروريست هاي ورشكسته بعثي و القاعده اي و منافقين هم كاسه شود. يعني شأن آنها تا اين حد پائين آمده است كه مؤتلفشان در عراق، بعثي ها و القاعده اي ها و در چالش هسته اي با ايران، تعدادي ورشكسته گروهك تروريستي منافقين- كه دنبال تمديدحيات ذلت بار خويشند- باشند؟! کنفرانس صلح پائيزي در آناپوليس مريلند ثمري ندارد و بايد لغو شود.»آمريكا يكي پس از ديگري خسارت مي دهد و برخي كشورهاي اروپايي را هم در اين خسارت سهيم مي كند، چون سرنوشت يك ابرقدرت را به چند ميليون صهيونيست سيطره جو و غاصب پيوند زده است؛ در جنگ 33 روزه گفت... اما سرنوشت به نوع ديگري رقم خورد تا اينكه امروز آنها مجبور شده اند به تكاپوهاي بي حاصل از اسلام آباد و بغداد تا بيروت و تل آويو دست يازند. روزنامه نيويورك تايمز در تحليل 8 سفر سال گذشته رايس به خاورميانه بنويسد «وقتي اسرائيل ضعيف و دولت خودگردان دچار تفرقه است، اين سفرها چه كاري از پيش مي برد. او ائتلافي از بازنده ها تشكيل داده تا شايد عليه ايران كاري بكند. روند صلح بي نتيجه پيش مي رود مانند برگزاري جشن عروسي بدون عروس و داماد... و اين در حالي است كه حزب الله قوي تر از گذشته با اعتماد به نفس بيشتري در فعاليت است و احتمال تسلط حماس بر كرانه باختري بيشتر از واگذاري نوار غزه است. سه جنگ در منطقه به نفع ايران تمام شد و عوامل ايران اكنون به اندازه كافي در شمال و غرب و جنوب مرزهاي اسرائيل حضور دارند. افكار عمومي حتي در كشورهاي عرب سني مذهب، همسو با ايران است... همه اين مسائل مي تواند دست به دست هم بدهد تا شرايطي وخيم تر از گذشته به وجود آيد و آنگاه زندگي رايس سياه شود.»"
درخاتمه اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای بار دیگر آشکارااعتراف کرده است که سپاه پاسداران نه اینکه در عراق حضور دارد وآنجا را باتلاق کرده است، بلکه نقش کلیدی در راه اندازی جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل داشته است . اکنون نیزکه در لیست تروریست رفته تلاش کرده است شیخ حسن نصرالله نصراله ی دوباره روی صحنه ی نمایش آورد تا کخ تدید کند هیچ قدرتی در جهان نمی توااند حزب الله را خلع سلاح کند.همچنین گلوله باران کردستان عراق را سپاه پاسداران شروع کرده است و در استان دیالی عراق دست به عملیات انتحاری استشهادی از طریق نوجوان 14 ساله با کمر بند انتحاری حاوی 18 کیلو مواد منفجره زده است وچند نفر از رهبران و شیوخ عراقی مخالف حضور سپاه پاسداران در عراق ودخالت گری رهبرجماران در این کشور را کشته است . همینطور اوذلیل حکیم از بغداد به تهران فراخوانده شده تا علیه ی مجاهدین همان اعدعای کاذب ومخزف را تکرار کند که سران رژیم و وزارت اطلاعات از جمله همین سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری خواهان آن می باشند و خواهان ترک اشغال گران نظامی از عراق شده است . خلاصه از طریق حماس آشوب ونزاع داخلی در فلسطین اخیراً بر پا کرده است که منجربه کشته شدن 7 نفر فلسطینی شد همه این توطئه وتهدید ها برای بحران سازی و ابراز مخالفت در برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا است. زیرا که ثبات صلح و آرانش در خاورمیانه طناب داربرای رژیم تروریستی آخوندی بحران وجنگ افروز است . صد البته که توطئه و دسیسه های زنجیره ای جدید مرتبط با پرونده ی هسته ای و ووحشت از نشست آتی شورای امنیت سازمان ملل پیرامون تصویب قطعنامه ای دیگر است . بااین حساب معلوم نیست که دوره بعدی مذاکره ی سفیر آمریکا در عراق پیرامو ن مسائل امنیتی عراق با عامل ناامنی وبحران آفرینی وآشوب در عراق چه معنی ومفهومی می تواند داشته باشد؟
هوشنگ –بهداد
چهار شنبه 23 آبان ماه سال 1386

وتوهین کردن وخائن وجاسوس هسته ای خطاب کردن ...که رایج شده حاصل کدام سیاست و پیآمد چه مقوله ای می باشد؟

نقد وبررسی " صهيونيست ها و تعيين تكليف براي جامعه جهاني " روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 23 آبان ماه سال 1386
وتوهین کردن وخائن وجاسوس هسته ای خطاب کردن ...که رایج شده حاصل کدام سیاست و پیآمد چه مقوله ای می باشد؟
آیا اگر کسی یا مدعی در شعار و ظاهر قضیه ادعا کند که رابطه ی خیلی خوب وانسانی با اعضای خانواده اش به خصوص با فرزندانش دارد و ادامه دهد که عاشق اینان می باشند وچند شیفه برای شان کار می کند تا که در خدمت اینان یا خدمتگزارشان باشد و پیوسته این ادعا را تکرار و تکرار وبرایش تبلیغات گسترده هم به کند . ولی این مدعی یا مدعیا مشابه همیشه موقع بازگشت به خانه دچار حواس پرتی شود ودرب خانه ی همسایه را بزند وبه زور وارد خانه ی آنان شود وهمین ادعا را نیز برای آنان بیان وتکرار کند. ولی اگر اعضای همسایه خواهان بیرو ن رفتنش از خانه ی خود باشد ولی این مدعی از فرط عشق و علاقه ی وافر خدمتگزاری بی دریغ ئمضایقه ی خود شروع به تهدید همسایه های دیگر کند تا که وانمود کند خیلی اعضای این همسایه خانه را دوست وعلاقمند به آنان می باشند . در صورتیکه اعضا وفرزندان خانواده ی خودش که همگی منتظر نان می باشند یا در حقیت در انتظار برآورده شدن همان قول های داده شده به آنان از جمله نان است که قرار بود برتوی سفره ی خالی اشان برده شود .شما در مورد این مدعی و امثالهم چگونه فکر می کنید؟ به خصوص اگر خودش آنچنان خورده باشد وسیر باشد که از گلویش بیرون زده می شود. شما این زنگی تیغ برکف دست هذیان وگزافه گو عوامفریب را که آنقدر مست ومشنگ وگیج وقاطی کرده می باشد که خانه ی خود وانتظار فرزندان منتظر نان را فراموش کرده واز یاد برده است چگونه در مورد فکر می کنید ویا در ذهن ودتان آن را ترسیم وتحلیل می کنید؟ به شرط آنکه شما این بازگوئی را داستان تخیلی صاحب نوشتار مپندارید و آن را نوعی مدل رمان کمدی وتخیلی تصور نکنید . زیرا که فقط کافیست که یک بار سرمقالات روزنامه ی جمهوری اسلامی را به خوانید تا که بدانید اگر غیر این باشد که توصیف شد که چگونه شیادانه برای مردم برخی از همسایه ها اشک تمساح ریخته می شود . به بقیه همسایه ها یا دیگران بد وبیراه گفته می شود و موردتهدید واقع می گردند تا اینکه اهداف وپروژه وسناریوئی خاص دنبال شود که اصلاً هیچگونه ارتباطی به خواست ونیاز ومطالبات مردم ایران ندارد. حتی اگر چنانچه زیراکانه با عوامفریبی و انحراف اذهان عمومی نام ملت وایران بر آن نهاده شود.
بطور مثال چند سال است که پروژه ی هسته ای بطور پنهانی دنبال شده است؟ چه مبلغ تا حال هزینه ی این پروژه شده است؟ مردم ایران تا کنون چه منافعی از این طرح نصیب شان شده است و یا چه نوع اطلاعاتی از آن واهداف نهفته ی آن دارند؟ در عوض چه آسیب هائی را به خاطر پیگیری همین پروژه متحمل شده اند؟ آیا نمی دانند که چند سال است که روند افزایش قیمت نفت چگونه ادامه داشته است و چرا به جای اینکه کمک حال وضعیت زندگی مشقت بار معیشتی وطاقت فرسای اقتصادی اشان باشد درست نتیجه ی معکوس برای شان داشته است؟
مردم ایران نمی دانند که چرا رفسنجانی کنار گذاشته شد وپاسدار احمدی نژادرئیس جمهور شد وچه دستانی در کار بود تاکه این رئیس جمهور شود؟ آنانی که گول تبلیغات عوامفریبانه ی این پاسدار را خوردند وبه وی رأی داند تابه نیت اینکه این پاسدار عوامفریب حقه باز و ارلاتان وشامورتی باز با مفسدین اقتصادی مبارزه کند و درآمدناشی از فروش نفت را نان کند وبر توی سفره ی خلی اینان راببرد. مگر اینان این وعده های توخالی و آبکی صد من یک غاز سرخرمنی رااز یاد برده اند وهنوز متئوجه نشده اند که چگونه روند رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها جایگزین آن وعده ها شده است؟
یااینکه هنوز مردم ایران درنیافته اند که چرا بیش از دو سال است که پاسدار احمدی نژاد در کاکل گفته هاو سخنانش چه در سفرهای داخلی وچه در تور سفرهای زنجیره ای و ماراتونی استانی که داشته است که جز هزینه ای سنگین بر دولت ومردم تحمیل کرده عایدی دیگری جز دفاع کردن از پروژه ی هسته ای ودادن خبرهای خوش غنی سازی اورانیوم وبرگزاری جشن هسته ای کار مثبت دیگری انجام است؟
آیا مردم ایران این روزها نشنیده اند که چگونه وبرای چه دانشجویلان معترض دانشگاه ها فریاد مرگ بر دیکتاتور سرداده اند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی به ویژه ی دانشجویان بازداشتی شده اند؟
آیا هنوز مردم ایران متوجه نشده اند که چرا خاتمی این آخوند هفت خط خندان که با پنبه سر می برد چرا با همه محافظه کاری و سعه ی صدر وبردباری وتحمل پذیری که دارد اینهم صدای اعتراضی اش نسبت به دزدی و غارتگری بودجه ی بیت المال بلند شده است وبا قیافه ی عصبی و بافروخته اعلام کرده است که فساد وولنگاری در این دولت مدعی عاشقان خدمتگزاری به مردم نسبت به اصلاح طلبان شیفتگان قدرت بیشتر است؟ راستی مخاطب خاتمی ش کیست و عصبی شدن این سیدخندان سابق برای چیست؟
آیا این مردم نمی دانند که چا آخوند حیله گر ومکار وبساز وبفروش رفسنجانی چرا ایشان هم اعلام کرده است که شرایط بحرانی وخطری می باشد و نیاز اتحاد وانسجام به جای اختلاف ونزاع وتهید وتهمت زدن می باشد؟ ریشه ی این همه اختلافات وجنگ و نزاع ها وسگ دعوهای داخلی بر سرچیست؟ خائن وجاسوس هسته ای خطاب کردن هم دیگر به خصوص حسین موسویان که عضو مجمع مصلحت نظام می باشد وسر پرست اسبق هیئت مذاکره کننده ی هسته ای ای بوده است برای چیست؟
مگر ریشه ی اصلی سگ دعواها جز پروژه ی هسته ای ودسترسی به سلاح هسته ای می باشد ؟که بر سر چگونگی روش و شیوه ی پیشبرد آن این همه غوغا وجنجال وتهدید ها وتوهین ها ومتهم کردن ها نیز به وجود آمده است. البه دوباره تأکید می شود که هیچگونه ارتباطی به مردم ایران ندارد و تا کنون هم جز خسارت وضرر وزیان های بسیار گسترده یمادی با فقر روز افزون و گسترش صف طویل خیل ارتش بیکاران وعمیق تر شکاف طبقاتی و... اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی و رشد تصاعدی زنجیره ای دار زدن ها واعدام ها و خفقان ورعب ووحشت اجتماعی وسانسور خبررسانی رسانه ای ومطبوعاتی که نصیب اشان از پیگیری این پروژه ی هسته ای نشده است؟
اکنون هم همین سرمقاله نویس پیرامون همین پروژه ی هسته ای و گزارش آتی محمد البرادعی و نشست شورای امنیت سازمان ملل روضه ی کشدار ومبسوط خوانده است و علیه ی اسرائیل و آمریکا گفته واز فلسطین دفاع کرده است تا آن را اجرای صحنه ی گریز به صحرای کربلا زدن کند و تا که چیزی در روضه خواندن از قلم نیفتاده وفراموش نشده باشد تا در نهایت اینکه در پایان توانسته باشد موقع دعا کردن پایان منبر از ناكامي هاي امروز آمريكا و بويژه انزواي سياسي روزافزون واشنگتن بگوید که در ماجراي مقابله با فعاليت هاي صلح آميز اتمي رژیم تروریستی اخوندی نصیبش شده است . البته که باید افزود حاصل سیاسی خائنانه مذاکره ومماشات هسته ای غرب با رژیم تروریستی می باشد . تازه سرمقاله نویس اضافه کرده این دستآورد را بايستي به حساب ناكامي صهيونيست ها گذاشت . برای اینکه در واقع آمريكا بخاطر دنباله روي از سياست هاي خائنانه ی اروپا در مذکرات هسته ای وکشدار کردن آن با این رژیم یاغی بین المللی به چنین روزی افتاده است که امثال این سرمقاله نویس هرروز هرچه که می خواهد نثار آمریکا وبوش می کند. همچنین سرمقاله نویس ادعا کرده است که رژیم صهيونيستی نیز مستحق چنين شرمساري و شكستي بوده و هست . بالاخره فرصت طلبانه موج سواری کرده واز فضای اختلافات میان احاب و مقامات آمریکائی که جنبه ی تبلیغاتی حزبی و انتخاباتی ریاست جمهوری دارد مدعی شد ه است حتي در محافل آمريكائي هم ديدگاه يكساني در قبال فعاليت هاي کمدی صلح آميز هسته اي خوانده شده ی رژیم تروریستی آخوندی وجود ندارد و تأکیدکرده که همین اختلافات صهيونيست ها آمريكا را نيز در اين مقوله به بن بست كشانده و دچار سردرگمي كرده اند. البته نه اینکه سرمقاله نویس وارونه گو خودش اشاره نکرده است ونه اینکه بی فاییده است که پرسش شود اتهام زدن وتهدید وتوهین کردن وخائن وجاسوس هسته ای خطاب کردن ها که ین روز ها میان خاتمی و رفسنجانی و پاسدار احمدی نژاد رد وبدل می شود ورایج شده است حاصل کدام سیاست و پیآمد چه مقوله ای می باشد؟
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 23 آبان ماه سال 1386

"احزاب عملکرد ضد مردمی دارند که فعالیت وتبلیغات ورقابت جنگی برای بقاء وکسب قدرت خود می کنند."

نقد وبررسی " وام دار يا ... ؟! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386
"احزاب عملکرد ضد مردمی دارند که فعالیت وتبلیغات ورقابت جنگی برای بقاء وکسب قدرت خود می کنند."
جالب وعجیب است که چرا این حامیان ومبلغان فرهنگ کم شعور ودرک بزغاله ای به قول خودشان که البته باید افزود ابتکار ونوآوری فرهنگ ابدعات جدید بزغاله ای خاص اصول گران می باشد . زیراکه مربوط به رئیس جمهور پاسدار غلامک سپاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد است که این افتخار بدیغ ونوآوری جدید را نصیب منتقدان وروشنفکران جامعه کرده است . البته اکنون مشخص می شود ولی که روشنفکر و منتقد جامعه بزغاله باشد طبیعی است که وضعیت فرهنگ گفتمان بز شاخ زن وگاو زمین شخم کن ونجیب حیوان بر پشت کتاب حمل کن و صاحب وزارت فرهنگ وارشاد شده چگونه است ؟ به خصوص اگر چنانچه این نجیب حیوان در گل فرو رفته باشد ولی همچنان ادعا کند که قهرمان دوندگی می باشد وهمچنان به عنوان پیشتاز در حال دوندگی برای حفظ مقام اولی خودش می باشد که می تواند جشنواره نیز برپادارد. از سوی دیگر پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس شده معلوم نیست که این مردم ایران را چگونه باور کرده و پنداشته وترسیم نموده است که معتقد است این مردم شعورساسی اشان ماورای احزاب موجود در جامعه است و حتی از آنان عبور کرده است واز سوی دیگر برای اینکه ادعای روشنفکری یا همان بزغله کردن ولی صدای بز از خود درآوردن کرده است واز یک جامعه شناس فرانسوی نقل قول کرده است که ایشان گفته است حزب سياسي را چرخ دنده ماشين دموكراسي مي داند و افزوده بر همين مبنا معتقد است كه نمي توان در يك جامعه از دموكراسي سخن به ميان آورد ولي به احزاب، تشكل ها و ساير نهادهاي مدني توجه نداشت. البته برای اینکه دکان عوامفریبی خودرا پررونق کند وجنس خودرا جور کرده باشد این گزیده جامعه شناس فرانسوی را چاشنی نقل قول یادداشت روز خود کرده است تااینکه نتیجه گیری کند در رژیم تروریستی آخوندی نه اینکه مردم ، بلکه احزاب سیاسی فرمایشی هم کاره ای نمی باشند . زیراکه ولی فقیه همکاره است که نه اینکه مسئول پاسخگوئی به هیچ مقام وارگان ونهادی نمی باشد، بلکه آنچنان قدرت واختیارات نامحدود دارد که قادر استماورای قانون اساسی دست پخت خود نظام حرکت کند و نامه ی حکومتی صادر کند. اکنون پرسش است در چنین رژیمی که دانشگاه به پادگان تبدیل شده است. دانشجو اخراج می گردد و چون فریاد مرگ بر دیکتاتور بلند کرده است ستون پنجمی وصدای دشمن خوانده می شود . اساتید دانشگاه با اتهام لیبرال و سکولار بازنشسته وبازخرید اجباری می گردند. مطبوعات بر زیر تیغ سانسور شدید قرار دارند و پایگاه دشمن نامیده می شوند. نظام یک دست شده است وتحجر گرائی و خرافه پرستی در کنار تک صدائی حاکم وفعال مایشاء می باشد . همینطور گفته شد که روشنفکر ومنتقد کمتر از فهم وشعور بزغاله خطاب شده است که اضافه بر افتخار پیاده نظام دشمن بودن وعاشق سفارتخانه های کشورهای استعماری بیگانه به خصوص آمریکا و سازمان سیا بودنش، اکنون نیز این افتخار جدیدهم به اینان داده شده است. در چنین شرایط و فضائی واقعاً از رقابت سالم انتخاباتی احزاب باارائه برنامه وراهکار سخن گفتن وادعای رقابت سالم برای مردن کردن ، یک جوک بیمزه ویک شوخی بی ربط و نه کمیک که تراژدیک نمی باشد؟ آنهم در نظامی که رکورد د ار جهانی نقض حقوق بشر است و رتبه دار جهانی فرار مغزهاست و قصاب مطبوعات وخبرنگار و روزنامه نگار در جهان مقلب شده است. مهمتر اینکه نه اینکه رئیس جمهورش پاسدار است که مطبوعاتچی ووزیر فرهنگ سانسور و ارشادگر تفتیش عقاید ش نیز پاسدار می باشد. و شدیداً نیز همگی به دنبال دسترسی به سلاح هسته ای می باشند بهمین دلیل است که تمام قصه پر زغصه و داستان سرائی هائی که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس از احزاب و عملکرد ضد مردمی بودن شان بیان کرده است وبه صور گوناگون لغور ونشخوارش کرده است در کنار حاصل 3 دهه تجربه ی این رژیم ضدبشری و قرون وسطائی وعوامفریب و جنگ افروز و غارتگر که ترکیب و تلفیق شده منتهی به این تحلیل پاسدار لبه ی یادداشت روز نویس شده است که خود بهترین سند گویای ماهیت این رژیم بربرمنش وتاریک اندیش می باشد که چنین ارائه و تشریح شده است:
" در واقع اولين ويژگي يك حزب كه نقش حمايتي آن از مردم و مطالبات عمومي در راستاي آرمانهاي انقلاب و نظام است، عملاً در رتبه پايين برنامه هاي بعضي از احزاب قرار مي گيرد. اين گروه هاي سياسي پيش از آنكه خود را وام دار مردم بدانند و به قدرت به مثابه جايگاهي براي خدمت رساني نگاه كنند، خود را والي مردم و كسي كه حق دارد به جاي آنان تصميم گيري نمايد به حساب مي آورند.از سوي ديگر مهمترين نقش احزاب، ايجاد تعادل و ثبات سياسي است كه متأسفانه طي چند سال اخير نه تنها اين امر محقق نشده بلكه برخي از احزاب باعث هرج و مرج سياسي، مانع تراشي و تخريب وجهه دستگاههاي حكومتي نيز شده اند. برجسته سازي نقاط ضعف و اشكالاتي كه در قواي حاكمه كشور- خصوصاً قوه اجرايي- وجود دارد و عدم طرح موفقيت هايي كه حاصل مي شود، باعث ترويج نوعي دلسردي بين آحاد مردم مي گردد. وقتي عضو مركزي يكي از احزاب مي گويد كه حتي يك نقطه مثبت در كارنامه دولت نمي بيند و ديگري - به طعنه- منكر وجود رئيس جمهور مي شود! و صدها مصداق ديگر كه بيانش چيزي جز تلخكامي در پي ندارد، آيا حاصل آن جز القاء يأس و دلسردي بين مردم است؟انكار نمي كنيم كه يكي از كاركردهاي ويژه احزاب، تجميع و انعكاس مطالبات مشروع و قانوني مردم به نظام سياسي و دولت است اما، تخريب و تضعيف نهاد مردمي دولت آنهم به نام مردم و از سوي احزابي كه يكسره سنگ همين مردم را به سينه مي زنند، آيا نامش پيگيري مطالبات مردمي است؟ مردم با تكيه بر بلوغ و شعور سياسي كه به بركت سالهاي پس از انقلاب يافته اند- و متأسفانه كراراً از سوي مدعيان مشاركت و اعتماد همين مردم ناديده گرفته شده است- به خوبي مي دانند كه انگيزه اصلي اين قبيل انتقادات و سياه نمايي ها چيزي جز ابراز ناخواسته تشنگي قدرت و آرزوي دستيابي به منابع و مسندهاي امور نيست. اگر احزاب خواهان آن هستند كه بر عملكرد دولت نظارت داشته باشند، نبايستي اين مهم را به مچ گيري و تخريب تنزل دهند.روز به روز به انتخابات مجلس نزديك مي شويم و انتظار مي رود رفتارهاي انتخاباتي احزاب نه جنگي براي بقاء و قدرت بلكه رقابتي براي خدمت بيشتر به مردم كه ولي نعمت انقلاب و كشورند، باشد. متاسفانه همواره در ايام نزديك به انتخابات حوادثي از سوي برخي از احزاب -وشايد بتوان گفت باندهاي سياسي- رخ مي دهد كه شيريني هاي مشاركت مردم در سرنوشت خود را اندكي به تلخي مي كشاند و آن هم استفاده از حربه هاي مختلف براي تضعيف و تخريب حزب و جناح رقيب است.احزاب و گروه هاي سياسي بايد بدانند مردم ما خواهان عدالت اجتماعي، تامين رفاه همگاني، توسعه اقتصادي و صنعتي مبتني بر مباني اسلامي و برنامه هاي دانايي محور هستند.احزاب و گروه ها نياز به استفاده از تجربه گذشتگان دارند و بايد به اين نكته توجه كنند كه در شرايطي قادر خواهند بود اعتماد مردم را حاصل نمايند كه خدمتگزار و تضمين كننده مطالبات حقيقي مردم بوده و خود را از دايره شعار و شعارزدگي بيرون آورند. برخي از فعاليت هاي انتخاباتي احزاب به جاي اينكه در راستاي اهداف اسلام و نظام باشد، بيش از هر چيز دل دشمن را شاد مي كند."
درخاتمه اینکه وقتی که پاسدار طلبه ی یادداشت روزنویس صحبت از رقابت جنگی وتبلیغات برای بقاء می کند وبیلانی بالا و بلند از عملکرد 3 دهه فعالیت احزاب ارائه کرده است که همه نزاع بر سر کسب قدرت برای نگ اندازی بیشتر ثروت و بر ضد مردم بوده است وهرگونه انتقاد وافشاگری را به منزله تخریب دولت و همسو با دشمن ودشمن شاد کند نامیده است . آیا بنا بر تجربه ی 3 دهه ی گذشته این رژیم قرون وسطائی و ضدمردمی می تواند دلسوز مردم باشد و نمایش خیمه شب بازی انتصابات می تواند که نام انتخاات داشته باشد ؟ مسخره تر اینکه آیا حزب در این رژیم با توضیحات و عملکرد های ارائه شده می تواند معنی چرخ دنده ی دمکراسی را داشته باشد؟ آنهم در شرایطی که آخوندهای کیفی وسر شناس این نظام همچون رفسنجانی و خاتمی وکروبی وحسن روحانی نه اینکه به بازی گرفته نمی شوند، بلکه رقیب غالب و حاکم در صدد حذف علنی اینان ازصحنه ی رقابت بطور کامل می باشد. همچنین شنیده شده است پس از انتخاب شدن روباه مکار و آخوند بساز و بفروش به ریاست مجمع خبرگان رهبر ولی فقیه از زور ناراحتی دچار یک نوع سکته ی خفیف شده است که فعلاً خطر را از سر گذارنده است. بنابراین همانگونه که پیش بینی شده بود و اکنون پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس نیز مهر تأئید بر این پیش بینی زد و تذکر داده است که هرچه به زمان برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات جلس هشتم نزدیک تر می شود رقابت ها و نزاع ها واخبارهای تبلیغاتی – انتخاباتی داغ داغ تر می شوند و صد البته که ابداعات واختراعات عنوان های بزغاله ای نیز بیشتر ورایج تر خواهد شد. به خصوص پاسدار احمدی نژاد تهدید کرده است که نام خائن وجاسوس هسته ای را به مردم معرفی خواهد کرد اگر چنانچه قاضی مربوطه ی پیگیر پرونده از بیان این نام این خائن وجاسوس که همانا حسین موسویان می باشد خودداری کند . رقبانیز باور دارند که قاضی سخت از سوی پاسدار احمدی نژاد زیر فشار است تا که اعلام کند این جاسوس وخائن هسته ای می باشد
.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 22 آبان ماه سال
1386

"تهدید وتحقیر وتوهن کردن ترکیه به دلیل فعال بودن برای استقرار صلح در خاورمیانه"

نقد وبررسی " تركيه دلال دوم"روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 22 آبان –1386
"تهدید وتحقیر وتوهن کردن ترکیه به دلیل فعال بودن برای استقرار صلح در خاورمیانه"
قبلاً توضیح داده شده بود چون این روزنامه ی جمهوری اسلامی متعلق به ولی فقیه رهبر می باشد معمولاً بازتاب دهنده نکته نظرات ایشان وبیت رهبری می باشد. چونکه ولایتی مشاور امور بین الملل رهبر در این روزنامه بطور گمنام در سرمقالات مرتبط با هسته ای بسیار فعال است . اما مهمترین بخش این روزنامه سرمقالات این روزنامه می باشد که محتوا و سمت وسویش بسیار نزدیک به دیدگاه ولی فقیه می باشد . البته وظیفه اصلی سرمقالات بررسی وارزیابی کشور های همجوار ومنطقه است به خصوص الویت دادن به مسائل داخلی عراق و فلسطین وافغانستان ولبنان می باشد. زیرا که اینان با بحران ونا آرامی و آشوب در گیر می باشند . چونکه در این کشور ها وسر زمین فلسطین بطور مستقیم یا سپاه پاسداران حضور دارد ودست به عملیات تروریستی و جنگ افروزی وبحران آفرینی می زند . یااینکه از طریق عوامل دست نشانده داخلی ویا اعزام تروریست با بمب های کنار جاده ای وکنترل از راه دور وسایر تجهیزات وتسلیحات نظامی فعال است . یا اینکه دست به صدور تروریسم و بنیادگرائی می زند. در مرحله ی بعد پیگیری به کشورهای عربی خاورمیانه و پاکستان وترکیه و اسرائیل و آمریکا و فرانسه می باشد .نتیجه ی نهائی برجسته کردن کینه ورزی ودشمنی با اسرائیل و آمریکا ومسئول دانستن همه ی مشکلات و نآرامی ها وجن افروزی های منطقه است. همچنین مخالفت شدید با استقرار صلح وثبات در خاورمیانه است . بالاخره ایجاد اختلاف وجنگ افروزی و بحران آفرینی در راستای فراهم کردن فضای عبور از بحران اهداف هسته ای ودفاع از آن برای دسترسی به سلاح هسته ای است که هدف غائی ونهائی می باشد. بنابراین پس از پرداختن به شرایط کنونی پاکستان که نوعی اعتراف به دخالت گری در امور داخلی پاکستان می باشد . اکنون نوبت ترکیه فرا رسیده است . برای اینکه دوران فرصت طلبانه ماه عسل خوری تبلیغاتی پیروزی اسلامگرایان در ترکیه به پایان رسیده است. از سوی دیگر چون زمان برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا نزدیک است . یعنی همان کنفرانس صلحی که ولی فقیه در خطبه ی نماز عید فطر خود با آن نه اینکه مخالفت آشکار کرد و از قبل آن را شکست خورده اعلام کرد، بلکه رهبران کشورهای عربی را تهدید کرد در صورت شرکت در این کنفرانس با آشوب و ناآرامی های داخلی در کشورهای خودتان مواه خواهید شد. اکنون که برگ برنده پ ک ک که رژیم تروریستی آخوندی علیه ی ترکیه با آن بازی می کند وگفته می شود مهره های اصلی اشان به ایران گریخته اند تقریباً کارآئی خودش را در این مقطع از دست داده است. بنابراین چون دولت ترکیه اقدام به نشست ومذاکرات سه جانبه میان شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل ومحمود عباس رئیس حکومت خود گردان فلسطین در ترکیه برگزار شده است موجب عصبیت سرمقاله نویس شده است و سرمقاله ی خود را اختصاص به این موضوع داده است و پیرامون این قلمفرسائی یا در حقیقت مخالفت خوانی همراه با تهدید کرده است که در حقیقت علیه ی کنفرانس صلح پائیزی خاورمیانه در آمریکا است که سرمقاله نویس اینگونه دولت ترکیه را دلال صهیونیست ها معرفی کرده است:
"ميانجي گري تركيه با توجه به اعتماد اعراب و مسلمانان به تركيه براي ما بسيار مهم است .سياست ميانجي گري دولتمردان كنوني تركيه ميان رژيم صهيونيستي و فلسطيني ها كه با توجه به واقعيت هاي موجود نمي توان آنرا يك ميانجي گري واقعي دانست و عنوان دلالي براي صهيونيست ها براي آن مناسب تر است با خواسته هاي آن دسته از مردم تركيه كه اين دولتمردان را بر سر كار آورده اند در تضاد است"
سرمقاله نویس بدون آنکه زحمت پرسش کردن به خودش بدهد که به چه مجوز وطبق کدام سند نانوشته شده ای یا پیام نامرئی وحی شده ای به این ایشان این حق مسلم اعطاء شده است که همچون سرباز مسئول گمنام امام زمان و ولی سخنگو ونماینده ی رسمی جهان اسلام و ملت های مسلمان وارد صحنه شود و با اختیار تام همچون جایگاه قدرت واختیار ولی فقیه در ایران ولی در بعد جهانی آن وظیفه ومأموریت ورسالت تاریخی خودش را نسبت به سایر کشور وملت های مسلمان اعلام نموده است به خصوص ر مورد مردم ترکیه و فلسطین اینگونه اظهار نظر وتوهین وتهدید کرده است:
با توجه به اين واقعيت اكنون سئوال اينست كه دولتمردان تركيه چگونه به خود اجازه ميدهند با رئيس رژيم صهيونيستي دست بدهند و براي جا انداختن خواسته هاي آمريكا و صهيونيست ها حاضر به دلالي شوند و نام آنرا ميانجي گري براي استقرار صلح در فلسطين بگذارند درحالي كه كليه گروه هاي فلسطيني كنفرانس پائيزي را تحريم كرده اند و حتي بسياري از كشورهاي عربي نيز نسبت به آن موضع منفي دارند چگونه دولتمردان تركيه اين ادعاي شيمون پرز را مي پذيرند كه تمام طرف ها از ميانجي گري تركيه استقبال مي كنند! لابد ملت فلسطين كه طرف اصلي ماجراست در اين منطق اصولا به حساب نمي آيد! از صهيونيست ها و رئيس رژيم صهيونيستي انتظاري جز اين خلاف گوئي ها نيست لكن آنچه موجب تعجب است اينست كه دولتمردان تركيه كه با حمايت مردم مسلمان و با آرمانهاي اسلام خواهي به زمامداري رسيده اند اكنون چنين ادعاي واهي را مي پذيرند و در جايگاه دلالي براي صهيونيسم قرار مي گيرند. عجيب تر آنكه براساس اخباري كه از آنكارا مي رسد قرار است شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي در مجلس تركيه سخنراني كند. چنين واقعه اي براي اولين بار است كه درتركيه رخ ميدهد و حتي در رژيم لائيك نيز يك مقام رسمي رژيم صهيونيستي اجازه سخنراني نيافته بود. جاي اندكي ترديد نيست كه مردم تركيه در برابر اين اقدام دولتمردان خود عكس العمل نشان خواهند داد. علاوه بر اين عكس العمل مردمي كه پايگاه حزب حاكم و دولتمردان كنوني تركيه را متزلزل خواهد ساخت قطعا ميانجي گري تركيه براي تحقق طرح سازش به جائي نخواهد رسيد و اين هزينه گزاف را دولتمردان تركيه در مقابل چيزي كه به دست نخواهند آورد خواهند پرداخت مذاكره با محمود عباس و توافق با وي مشكلي را براي رژيم صهيونيستي حل نخواهد كرد زيرا محمود عباس مهره آمريكا و رژيم صهيونيستي است و براي آنها چيزي كم نميگذارد لكن اصولا در ميان ملت فلسطين جايگاهي ندارد و تعهدات وي بهيچوجه براي مردم فلسطين و گروه هاي فلسطيني الزام آور نيست در اين ميان فقط نام ننگي براي دولتمردان تركيه باقي ميماند كه افكار عمومي جهان اسلام آنها را ادامه دهندگان راه ننگين رژيم كمپ ديويدي مصر كه براي صهيونيست ها دلالي كرد ولي كاري از پيش نبرد تلقي خواهد كرد و اين براي كساني كه با آرمان هاي اسلامي و حمايت هاي مردم مسلمان به زمامداري رسيده اند نه تنها زيبنده نيست بلكه خسراني بزرگ است . انتظار اينست كه دولتمردان تركيه هوشياري به خرج دهند و از نيمه راهي كه وارد آن شده اند برگردند تا مبادا عنوان دلال دوم صهيونيسم بعد از رژيم مصر را به خود اختصاص دهند.
درخاتمه اینکه بازهم سئوال است آخر رژیمی که اینگونه آشکارا نه در امور داخلی سایر کشور ها دخالتگری می کند، بلکه سران کشور های منطقه را تهدید وتحقیر ومتهم می کند که چرا در زمینه ی استقرار صلح فعال می باشند؟ از طرف دیگر جائیکه این کشور رکور دار نقض حقوق بشر در جهان است و یاغی بین الملل خوانده شده وجزو 3 کشور محور شرارت نامیده شده است . مهمتر اینکه اخیراً نام سپاه پاسداران وسپاه قدس و وزارت دفاعش در لیست تروریست گذاشته شده است و 22 سازمان و 3 بانگ بزرگ مرتبط به اهداف هسته ای تحریم اقتصادی شده اند و عراق را به باتلاق تبدیل کرده است ومردم عراق را روزانه در کنار نظامیان آمریکائی مستقر در عراق می کشد و مخالفت علنی با برگزاری صلح خاورمیانه در آمریکا می باشد. سئوال است که مسئولین آمریکائی برای چه 9 تروریست اعزامی بازداشت در عراق را آزد کردند تااینکه رز پس از آزاد اینان منطقه ی کردستان عراق را گلوله باران کند و در استان دیالی عراق دست به عملیات تروریستی انتحاری بزند و رهبران شیوخ ملی ووطن پرست عراقی را بکشد که مخالف حضور سپاه پاسداران در عراق بودند ؟ یااینکه چرا نخست وزیر دست نشانده ی نوری المالکی برکنار نمی شود تاکه نتوند آخوند دلال و ذلیل عبدالعزیز حکیم را به تهران اعزام کند تااینکه آمریکا را متهم و مجاهدین را تهدید کند؟ در برابر پرسش است که برای چه بازهم می بایست با پاسدار کاظمی قمی سفیر و نماینده ی این رژیم تروریستی در بغداد مذاکره شود که یک پاسدار تروریست است ؟ بدتر اینکه چرا باید نام مجاهدین در لیست گروه وسازمان های تروریستی همچنان باقی بماند؟ چرا نباید اینان از لیست تروریستی خارج و از طرح پیشنهاد سوم نه جنگ، نه سازش ومماشات ومذاکره، بلکه تغییرات دمکراتیک مردم ایران ومقاومت آنان خانم روی حمایت شود تاکه دیگر نیازی به جنگ خانمانسوز دیگری نباشدکه چشم انداز عاقبت آن مشخص نمی باشد؟
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 22 آبان -86

نقش ومأموریت آخوند عبدالعزیر حکیم در تهران

نقش ومأموریت آخوند عبدالعزیر حکیم در تهران
چند تا خبر امروز در روزنامه ی جمهوری اسلامی متعلق به ولی فقیه بازتاب داده شده است که مر تبط با هم دیگر هستند که قابل بررسی و ارزیابی می باشد . زیرا گذشته از اینکه شرایط بسیار خطیر وحساس می باشد . برای اینکه می بایست البرادعی وآژانس انرژی اتمی نتیجه ی گزارش زد وبند پشت صحنه ی خود با مسئولین رژیم تروریستی – آخوندی را ارائه کند . ازسوی دیگر کنفرانس صلح خاورمیانه قرار است که در آمریکا برگزار شود . همچنین قرار است که نشست شورای امنیت پیرامون پرونده ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی برگزار شود . بنابراین دستگاه تبلغات وتهدید وشانتاژگری رژیم تروریستی آخوندی بسیار فعال شده است و تلاش کرده است که از همه ظرفیت وتوان تبلیغاتی داخلی ومنطقه ای وبرون مرزی خود بطور هم زمان استفاده کند. یعنی ضمن فعال کردن لابی های خود در آمریکا وانگلیس واروپا، از طرف دیگر شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان را با اهرم تهدید کردن وبحران آفرینی در لبنان وارد صحنه کرده است تا که بر عدم خلع سلاح شدن حزب الله لبنان تأکید کند . از سوی دیگر پیآمد اعزام وزیر آدمربا منوچهر مکی به عراق برای منتقل کردن پیام آمادگی برای ادامه ی مذاکره ی امنیت داخلی عراق به کراکر سفیر آمریکا که منجر به آزاد شدن پاسدار9 وتروریست های باز د ادشتی در عراق شد . ولی بلافاصله در پاسخ روز بعد دست به گلوله باران کردستان عراق زده شد و اقدام به عملیات انتحاری در استان دیالی عراق کرد وچند نفر از رهبران شیوخ عراقی را به هلاکت رساند که خواهان عدم دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران در عراق بودند. آنگاه مهره ودلال وجاسوس وواسطه که نقش قبل از اشغال نظامی عراق احمد چلبی را اکنون بازی می کند . آخوندعبدالعزیر سرطان روده ای را مجبور کرد که وارد صحنه شود و بگوید که بقیه پاسداران تروریستی اعزامی به عراق و بازداشت شدگان نیز به زودی آزاد خواهند شد. یک روز پس از اجرای این نقش سر وکله ی این آخوند مزدور وجانی و جاسوس در تهران پیدا شد و با خبرگزاری ایرنا گفتگو کرده ومشتی اتهامات واراجیف را بیان کرده است که چندین سال است که رهبران رژیم ضدبشری و قرون وسطائی وجنگ افروز ودستگاه های اطلاعاتی – تبلیغاتی – امنیتی – پاسداری اینگونه اتهامات را علیه ی مجاهدین مطرح وخواهان اخراج آنان از عراق بیان وبازگو کرده بودند که تکرارش از دهان طوطی دست آموز وتعلیم دیده نه ماهیت مأموریت این آخوند جاسوس ومترسک را به نمایش گذاشته است ، بلکه نقش دخالت گرایانه یدون چون وچرای سران رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران در عراق را به وضوح اثبات می کند. البته که خبر گزاری ایرنا در کنترل نوچه های زیر دست سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری ومعاونش وزیر فرهنگ وسانسور وتفتیش عقاید پاسدار محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد است . از خاطر نبرید که این آخوند مزدور ومأمور در چه زمانی برای اجرای مأموریت راهی تهران شده است ؟ یعنی دو هفته پس از رفتن نام سپاه پاسداران وسپاه قدس ووزارت دفاع در لیست تروریست و تحریم اقتصادی شدن 22 سازمان وابسته به اینان و3 بانک مهم دولتی از سوی وزرای امور خارجه آوخزانه دار مریکا می باشد که نقش مأموریت خودرا در حال نزار بیماری سرطای دنبال کرده است .
بهرحال این آخوند سيدعبدالعزيز حكيم » مأمور فراخوان داده شده به تهران در گفتگوی خود با خبرگزاری ایرنا بر ائتلاف يكپارچه عراق تاكيد كرد ه و در ادامه افزوده است آمريكايي هابه علت ديدگاه خاص خود در خصوص گروهك منافقين مانع اصلي خروج از عراق است زیرا که از ديدگاه واشنگتن اعضاي گروهك تروريستي و جنايتكار منافقين پناهنده مي باشند و اضافه کرده همين نگاه موجب جلوگيري از اخراج آنها از عراق شده است. در دنباله مأموریت وخواست سران رژیم جنایتکار ودلیل مذاکره با مقامات آمریکای را لودا د ه و افشا کرده وگفت است اخراج اعضاي گروهك تروريستي منافقين از عراق همواره يكي از مسايل مورد گفت وگو بين مقام هاي عراق و آمريكا است . همچنین ا ین آخوند مأمور مزدور در دیدار خود با غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس ارتجاع گفته است امروز موضوع عراق نه تنها يكي از مسائل جاري در دستور كار مسئولين جمهوري اسلامي ايران است بلكه مسئله روز تمامي جهان اسلام است .یعنی اینکه سپاه پاسداران وولی فقیه مسئله عراق آنگونه تبدیل به حیات خلوت خود ومرداب و باتلاق کرده است که آوازه ی بوی آلودگی اشان موضوع جهانی شده است . البته این آخوند جنایتکار دلیل اصلی را نگفته است که در راستای بحران سازی برای دسترسی به سلاح هسته ای سران رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران می باشد. البته این آخوند جنایتکار با رفسنجانی هم دیدار داشته است . زیرا که اکنون به رفسنجانی نیاز است تا که با دیدارهائی همون با این جاسوس چند جانبه بتواند پیام وصداهای گوناگونی را منتقل کند تا شاید بتواند راهی برای عبور از بحران هسته ای خود بی یابد.
همینطور خبرمخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي سلامي خبر داده است كه گروهي از اعضاي مجلس عوام انگليس به دعوت رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس امروز به تهران سفر مي كند . لابد از این گروه هم خواست دیگری علیه ی مجاهدین همون اخراج اعضاي مجاهدین آن از عراق را در انگلیس مطرح می کنند . زیرا که هنوز نقش آیت الله جک استراو وزیر اسبق دولت فخیمه ی انگلیس فراموش نشده است که چگونه از طریق این حضر آیت الله انگلیسی نام سازمان مجاهدین در لیست ترورست های اتحادیه ی اروپا گنجانیده شد؟ همانگونه که رابطه ی انگلیس هیچ زمان با آخوندهای وابسته به حکومت در چند قرن اخیر نه پوشیده مانده است ونه فراموش شده است . به خصوص نقش آخوند کاشانی در اجرای کودتای ننگین 28 مداد سال 1332 که در نهایت منجر به حاکم شدن آخوندهای جنایتکار و غارتگر ودزد ونوکر دولت فخیمه ی انگلیس بر ایران شد . اکنون که گماشتگانش دچار وضعیت بحران وخطری شده است . مشاوران ونمایندگان ویژه ی مجلس عوام همون پوتین رئیس جمهور روسیه که با ولی فقیه دیدار داشت از لندن عازم سفر به تهران شده اند تا به عنوان مشاور ودلالان با گماشته خود دیدار وملاقات پنهانی وزیر جلکی داشته باشند . به خصوص اینکه ملکه ی انگلیس بطور استثنائی اظهار نظر کرده وبر عدم داشتن سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی تأکید کرده است که همین نظر بر شدت بحران هسته ای افزوده است. زیرا پس از سفر رئیس جمهور فرانسه به آمریکا وحضور در کنگره ی آمریکا واعلام موضع مشترک بابوش علیه پروژه ی هسته ای رژیم تررویستی آخوندی ملکه ی انگلیس هم ابراز مخالفت کرد. بنابراین نیاز سفر مشاوران دولت فخیمه به تهران ضروری تر شده است. البته این به آن مفهوم نی باشد که لابی های رژیم مقیم آمریکا فعال نباشند وتلاش نکنند تاکه هیئت ضد جنگ وصلح عازم ایران نکنند تاکه به شیراز و اطفهان ویزد سفر کنند وبا رحیم مشاعی معاون رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد دیدار داشته باشند تاکه فلسفه مبارزه با شیطان بزرگ ولی فقیه بیشتر اثبات گردد. عجیب است که چرا در اینگونه مواقع ولی فقیه بطور کلی لال وناپدید می باشد ودیگر دست به اجرای شوی مبارزه ی کمدی با آمریکا نمی زند ؟البته که هرگز وارد حریم ولی نعمت خود انگلیس ودولت فخیمه نمی شود.
اما کمدی تر اینکه وزیر آدمرا منوچهر متکی نیز گفته است که بزرگترين حربه آمريكا برضد جمهوري اسلامي ايران موضوع هسته اي است كه با دريافت پاسخ هاي مناسب آژانس از جانب كشورمان آمريكايي ها با چالش مواجه شده اند. همینطور وی بدون آنکه بگوید که چرا همکارش پاسدار علی لاریجانی کنار گذاشته شد و چرا وی مجبور شد استعفایش را پی بگیرد افزوده است که تحریم ها هیچ اثری ندارد . اگر راستی اینگونه است که این وزیر آدمربا ادعا کرده است پس این همه بالا وپائین پریدن ها واینطرف وآنطرف رفتن ها والتماس وخواهش کردن وواسطه تراشیدن ها و نمایندگان انگلیس به مجلس ارتجاع دعوت کردن ها و ترتیب مسافرت هیئت صلح وضد جنگ آمریکائی به تهران دان ها برای چیست؟ البته که بطور قطعی واقعیت همین است که این وزیر آدمربا اعتراف کرده است که تحریم اقتصادی برای مردم محروم وتهی دست فرقی نمی کند .زیرا که مگر در 3 دهه ی گذشته روز به روز شرایط اقتصادی و زندگی اشان بدتر نشده است ؟ مگر در دو 3-4 سال گذشته روند قیمت صعودی نفت ادامه نداشته است؟ مگر اکنون قیمت نفت هر بشگه بیش از 96 دلار نرسیده است وبیش از 10 برابر از دوران ریاست جمهوری رفسنجانی نشده است؟ مگر متقابلاً خیلی بیش از 10% وضعیت اقتصادی مردم ایران بدتر نشده و توان و ظرفیت تظأمین هزینه ی زندگی اشان کاهش نیافته است ؟ مگر در عوض تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها بالا نرفته وهمچنان به سیر صعودی خود ادامه نمی دهد ؟خلاصه مگر در آمد های دلارهای نفتی به حساب حاکمان غارتگر آخوند وآقازاده ها وشرکای دزدان وفرماندهان سپاه پاسداران واریز نشده است که روزنامه سرمایه ی دوروز پیش گزارش کرده بود در 3 روز مبلغ 256 میلیون دلار فقط سهام یک شرکت دوبی را خریداری کرده اند ؟ مگر بخشی از دلار ودر آمدهای نفتی آن صرف هزینه ی اعمال تروریستی برون مرزی و تأمین هزینه ی اهداف هسته ای نشده ونمی شود ؟ بنابراین مشخص است که تحریم اقتصادی تغییراتی در وضعیت مردم ایجاد نمی کند. زیرا که رژیم نامشروع وغارتگر وضد مردمی و عواففریب است واز رأس تا ذیل آن آلوده به فساد می باشد.
هوشنگ - بهداد
دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386