اوین نامه ی کیهان
یکشنبه 14 شهریور ماه سال 1395
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "براي داعش كارت دعوت نفرستيد!"
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "براي داعش كارت دعوت نفرستيد!"
- سربازجو شریعت نداری که عضو اطلاعاتی سپاه است و پیوسته درراستای اهداف پاسداران قلم
فرسایی می کند برای اینکه جواب رفسنجانی را داده باشد که چرا به نقش عدم نقش ارتش
آلمان وژاپن پس ازجنگ جهانی دوم اشاره کرده است که در برون مرز مداخله نمی کند
ونقش سازنده در زمینه تولید صنعتی و پیشرفت دارد . امابدون آنکه سربازجو شریعتن داری بگوید جایگاه جهانی پیشرفت صنعتی دوکشور آلمان وژاپن چگونه
است؟ آیا دوکشورو ارد کننده تولیدات و محصولات خارجی یا صادر تولیدات صنعتی کننده
اند؟ در حالی که سربازجو شریعت نداری بانادیده گرفتن رکودو بحران اقتصادی وتک پایه
ای بودن اقتصادنفتی رژیم وارونه ولایت فقیه خطاب به رفسنجانی مدعی شده است :
ابتداء
بايد گفت برخلاف آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني مطرح کرده اند، ژاپن و آلمان به ترتيب
با 41 ميليارد دلار و 36/7 ميليارد دلار هزينه نظامي سالانه در رديف هاي هشتم و
نهم کشورهايي قرار گرفته اند که بيشترين هزينه نظامي سالانه را دارند. در اين
فهرست آمريکا، چين، عربستان، روسيه، انگليس، هند و فرانسه، رتبه هاي اول تا هفتم
را به خود اختصاص داده اند. بنابراين اطلاعات ارائه شده از سوي ايشان درباره ژاپن
و آلمان، غيرواقعي و بي اساس است و هزينه نظامي سالانه اين دو کشور از بسياري
کشورهاي اروپايي ديگر نظير، ايتاليا و اتريش و... نيز بيشتر است
آقاي
هاشمي رفسنجاني در اظهارنظر تازه اي که از هاشمي اوايل انقلاب دور از انتظار و از
رفسنجاني بعد از سال 88 بعيد نبوده و نيست گفته است؛ «اگر مي بينيد آلمان و ژاپن
اين روزها محکم ترين اقتصاد دنيا را دارند، اينها بعد از جنگ جهاني دوم از اينکه
نيروي نظامي داشته باشند محروم شدند... نيروهاي نظامي بيشترين خرج کشورهاي در حال
جنگ را مي بردند و از اين رو با اين اقدام پول هايشان آزاد شد و به دنبال کارهاي
علمي و توليدي رفته و اقتصاد دانش بنيان براي خود درست کردند، لذا ديگر آسيب پذير
هم نيستند، اين راه در ايران باز شده است و مديران و دلسوزان و معلمان بايد وارد
اين فضا شوند، مطمئنم دوره دوم دولت روحاني مي تواند ما را به آنجا برساند»!
آقاي هاشمي، پيش از اين هم اظهارات مشابهي داشته است و چندماه قبل در توئيت خود نوشته بود «دنياي فردا، دنياي گفتمان هاست، نه موشک ها»!
درباره اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني که -چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد - دعوت از آمريکا و ساير دشمنان تابلودار جمهوري اسلامي ايران براي حمله به کشورمان است، گفتني هايي هست؛
1- ابتداء بايد گفت برخلاف آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني مطرح کرده اند، ژاپن و آلمان به ترتيب با 41 ميليارد دلار و 36/7 ميليارد دلار هزينه نظامي سالانه در رديف هاي هشتم و نهم کشورهايي قرار گرفته اند که بيشترين هزينه نظامي سالانه را دارند. در اين فهرست آمريکا، چين، عربستان، روسيه، انگليس، هند و فرانسه، رتبه هاي اول تا هفتم را به خود اختصاص داده اند. بنابراين اطلاعات ارائه شده از سوي ايشان درباره ژاپن و آلمان، غيرواقعي و بي اساس است و هزينه نظامي سالانه اين دو کشور از بسياري کشورهاي اروپايي ديگر نظير، ايتاليا و اتريش و... نيز بيشتر است.
2- محروم بودن ژاپن و آلمان از داشتن نيروي نظامي و ارتش مستقل به ميل و اراده خود نبوده است بلکه بعد از جنگ جهاني دوم و شکست «دولت هاي محور» شامل ژاپن، آلمان و ايتاليا از متفقين، اين دو کشور بالاجبار از داشتن نيروي نظامي و ارتش مستقل محروم شدند و تامين امنيت خارجي آنها را متفقين برعهده گرفتند و اين در حالي بود که ژاپن و آلمان به دو کشور تحت سلطه کامل بلوک غرب و مخصوصا آمريکا درآمدند که اين سلطه از آن هنگام تاکنون ادامه دارد. بنابراين بسيار طبيعي است که کشورهاي تحت سلطه کامل و گوش به فرمان آمريکا، با هيچگونه تهديدي از جانب آمريکا و متحدانش روبرو نباشند، که نيستند. آيا جناب هاشمي براي جمهوري اسلامي ايران نسخه سلطه پذيري و تن دادن به قيموميت آمريکا و متحدانش را مي پيچد؟ آقاي رفسنجاني به خوبي مي دانند که نسخه ايشان بازگشت به دوران اختناق، فقر، عقب افتادگي و فلاکت دوران طاغوت و تبديل شدن به نوکر حلقه به گوش آمريکاست!
3- آقاي هاشمي درباره پيشرفت هاي علمي آلمان و ژاپن هم، اطلاعات غيرواقعي و آدرس غلط داده اند، پيشرفت هاي اين دو کشور به گواهي شواهد و نشانه هاي غيرقابل ترديد ناشي از کار و تلاش بي وقفه، برنامه ريزي و مديريت دقيق و مقابله با فساد بوده است، وگرنه چرا اين پيشرفت ها در بسياري از کشورهاي ديگر که تحت سلطه آمريکا هستند ديده نمي شود؟ در آلمان فلان وزير کابينه فقط به اين علت که در يک سفر داخلي - و نه خارجي - همسر خود را نيز به هزينه دولت با خود برده است، از کار برکنار مي شود ولي اينجا همفکران آقاي هاشمي از فلان غارتگر بيت المال با عنوان ذخيره نظام! ياد مي کنند. در نروژ عضو رشوه دهنده شرکت نفتي استات اويل به طرف ايراني، محاکمه و مجازات مي شود ولي طرف ايراني که ميليون ها دلار رشوه گرفته و دهها برابر آن به کشور خسارت زده است، در نقش رابين هود ظاهر مي شود در آلمان و ژاپن بر اصل ما مي توانيم تکيه مي شود ولي عضو کابينه دولت يازدهم، توان توليدي کشور را در حد آبگوشت بزباش و قرمه سبزي مي داند و آن ديگري، معتقد است بايد از خارج مدير وارد کنيم و...!
4- چند ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، برخي از جريانات سياسي که بعدها پرده نفاق را کنار زده و آشکارا به صف دشمنان پيوستند، شعار «انحلال ارتش» را سر دادند و روي آن اصرار فراواني داشتند، تا آنجا که برخي از اعضاي دولت موقت پيشنهاد مي کردند جنگنده هاي «اف-14» را که پيش از اين خريداري کرده بوديم به آمريکا پس بدهيم و... اصرار اين جريانات با مخالفت شديد حضرت امام(ره) و ياران انقلاب روبرو شد و مدتي بعد که ارتش بعثي عراق با حمايت آشکار آمريکا به ايران حمله کرد، معلوم شد که آبشخور واقعي آن شعارها و آن اصرارها کجاست؟! و يا مدتي قبل از شبيخون ناکام آمريکا که در طبس زمين گير شد، ضدهوايي هاي اطراف پايگاه نظامي منظريه قم را جمع آوري کردند. بهانه اين بود که هزينه فراوان دارد بي آن که نيازي به آنها باشد! اما بعد از چند روز معلوم مي شود که قرار بود آمريکايي ها بعد از حمله به لانه جاسوسي و آزادي جاسوسان، آنها را ابتداء به پايگاه منظريه قم ببرند و سپس از آنجا به سوي مقصدي بيرون از مرزهاي ايران منتقل کنند.
اکنون بايد پرسيد در حالي که آمريکا و متحدانش بي وقفه ايران اسلامي را به حمله نظامي تهديد مي کنند و به اعتراف خود، تروريست هاي داعش را براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران پديد آورده اند و از حضور نظامي و مستشاري مقتدرانه ايران در منطقه جيغ بنفش مي کشند و... اصرار چندباره و مکرر آقاي هاشمي رفسنجاني براي حذف برنامه موشکي ايران و محروم کردن کشور از نيروي نظامي با چه انگيزه اي صورت مي پذيرد؟! اصرار آقاي رفسنجاني اگر فقط يک بار بود - اگر چه باز هم نياز به توضيح ايشان داشت، چرا که دعوت آشکار دشمن به حمله نظامي است- ولي مي توانستيم با اغماض و احتمال «خطا» از کنار آن، عبور کنيم، ولي «خطا» وقتي تکرار مي شود، نشانه «خط» است و از آنجا که پاي جان و مال و ناموس مردم و استقلال و موجوديت کشور در ميان است، بايد به ملت توضيح بدهند که در پس اصرار ايشان چه ماجراي ناگفته اي هست و اين توضيح از آن جهت ضروري است که اظهارات آقاي رفسنجاني با هيچ منطق و معيار عقلي و شرعي نه فقط همخواني ندارد، بلکه در تضاد و تقابل با عقل و شرع نيز هست.
5- بايد از آقاي هاشمي پرسيد آيا بر اين باور است که دشمني و کينه توزي آمريکا و متحدانش عليه جمهوري اسلامي ايران، پايان يافته است؟! پاسخ اين پرسش به يقين منفي است و اين کينه توزي و دشمني نه فقط نسبت به سال هاي آغازين انقلاب کاهش نيافته بلکه همه روزه بر ميزان و شتاب آن نيز افزوده شده است تا آنجا که امروزه علاوه بر آمريکا، ساير متحدان غربي و حکومت هاي ريز و درشت منطقه اي تحت امر آمريکا هم آشکارا عليه ايران اسلامي به ميدان آمده اند. حتي آل سعود فکسني، زبان به رجزخواني گشوده است. آمريکا پنهان نمي کند که تروريست هاي تکفيري را با هدف نهايي ناامن کردن جمهوري اسلامي ايران پديد آورده و به ميدان فرستاده است و دهها نمونه ديگر از اين دست که فهرست آن نيز به درازا مي کشد. آيا جناب هاشمي از اين واقعيت محسوس و ملموس بي خبر است؟! بديهي است که نمي تواند بي خبر باشد! بنابراين پرسش بعدي آن است که با چه انگيزه اي در پي خلع سلاح جمهوري اسلامي ايران است؟!
6- تصور کنيد - فقط تصور کنيد - که ايران اسلامي از نيروهاي مسلح و کارآمد - نظير آنچه امروز دارد - برخوردار نباشد و از موشک هاي بالستيک خود نيز به فرمايش حضرت هاشمي دست کشيده باشد! آيا در اينصورت نه فقط آمريکا، بلکه برخي از کشورهاي فکسني و کوچک منطقه که از انقلاب اسلامي دل خوني دارند، براي حمله به کشورمان کمترين ترديدي خواهند کرد؟ و آيا داعش که مدتهاست آرزوي ورود به ايران و انجام جناياتي شبيه آنچه در عراق و سوريه مرتکب شده است را در سر مي پروراند، حتي يک لحظه را براي ارتکاب آن جنايات هولناک از دست خواهد داد؟ اگر پاسخ اين سوال منفي است و ايران در صورت خلع سلاح به يک لقمه راحت براي بلعيدن از سوي دشمنان ريز و درشت تبديل خواهد شد -که خواهد شد- آيا مي توان کمترين ترديدي داشت که اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني ارسال کارت دعوت براي تروريست هاي داعش است؟!
7- در کلام خداوند تبارک و تعالي آمده است؛ «ودّ الذين کفروا لو تغفلون عن اسلحتکم و امتعتکم فيميلون عليکم ميلة واحدة... کافران بسيار دوست دارند که شما از اسلحه و متاع خود غفلت کنيد تا ناگهان بر شما حمله آورند و...» (102 نساء) آقاي هاشمي رفسنجاني يک روحاني و عالم ديني است و بعيد است که با اين هشدار خداي حکيم بيگانه باشد.
و يا در سوره مبارکه انفال (آيه 60) مي فرمايد؛«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوکم... هر چه توان در قدرت داريد براي مقابله با آنها- دشمنان - آماده کنيد و نيز اسب هاي ورزيده براي ميدان نبرد، تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد».
در اين آيه شريفه که زينت بخش آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، با صراحت بر افزايش توان رزمي تاکيد شده و از ترساندن دشمن به عنوان يکي از اهداف اين افزايش نيروي رزمي ياد شده است. باز هم سوال اين است که آيا جناب هاشمي از اين دستور اکيد الهي بي خبر است؟! بديهي است که نه!...
8- و بالاخره آقاي هاشمي در اظهارات اخير خود به نکته درخور تامل و سوال برانگيز ديگري نيز اشاره کرده است. آنجا که بعد از پيشنهاد حذف نيروهاي نظامي کشور، مي گويد «اين راه در ايران باز شده است» و تاکيد مي کند که «مطمئنم دوره دوم دولت روحاني مي تواند ما را به آنجا برساند»! که با توجه به برخي اقدامات اخير دولت، نظير پذيرش FATF که تضعيف قطعي اقتدار نظام از جمله پي آمدهاي آن است - و در گزارش مبسوط کيهان ديروز به آن اشاره شده است - نمي توان و نبايد از کنار اين اظهارات به آساني عبور کرد و آبشخور احتمالي آن را ناديده گرفت. سربازجو شریعت نداری
آقاي هاشمي، پيش از اين هم اظهارات مشابهي داشته است و چندماه قبل در توئيت خود نوشته بود «دنياي فردا، دنياي گفتمان هاست، نه موشک ها»!
درباره اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني که -چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد - دعوت از آمريکا و ساير دشمنان تابلودار جمهوري اسلامي ايران براي حمله به کشورمان است، گفتني هايي هست؛
1- ابتداء بايد گفت برخلاف آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني مطرح کرده اند، ژاپن و آلمان به ترتيب با 41 ميليارد دلار و 36/7 ميليارد دلار هزينه نظامي سالانه در رديف هاي هشتم و نهم کشورهايي قرار گرفته اند که بيشترين هزينه نظامي سالانه را دارند. در اين فهرست آمريکا، چين، عربستان، روسيه، انگليس، هند و فرانسه، رتبه هاي اول تا هفتم را به خود اختصاص داده اند. بنابراين اطلاعات ارائه شده از سوي ايشان درباره ژاپن و آلمان، غيرواقعي و بي اساس است و هزينه نظامي سالانه اين دو کشور از بسياري کشورهاي اروپايي ديگر نظير، ايتاليا و اتريش و... نيز بيشتر است.
2- محروم بودن ژاپن و آلمان از داشتن نيروي نظامي و ارتش مستقل به ميل و اراده خود نبوده است بلکه بعد از جنگ جهاني دوم و شکست «دولت هاي محور» شامل ژاپن، آلمان و ايتاليا از متفقين، اين دو کشور بالاجبار از داشتن نيروي نظامي و ارتش مستقل محروم شدند و تامين امنيت خارجي آنها را متفقين برعهده گرفتند و اين در حالي بود که ژاپن و آلمان به دو کشور تحت سلطه کامل بلوک غرب و مخصوصا آمريکا درآمدند که اين سلطه از آن هنگام تاکنون ادامه دارد. بنابراين بسيار طبيعي است که کشورهاي تحت سلطه کامل و گوش به فرمان آمريکا، با هيچگونه تهديدي از جانب آمريکا و متحدانش روبرو نباشند، که نيستند. آيا جناب هاشمي براي جمهوري اسلامي ايران نسخه سلطه پذيري و تن دادن به قيموميت آمريکا و متحدانش را مي پيچد؟ آقاي رفسنجاني به خوبي مي دانند که نسخه ايشان بازگشت به دوران اختناق، فقر، عقب افتادگي و فلاکت دوران طاغوت و تبديل شدن به نوکر حلقه به گوش آمريکاست!
3- آقاي هاشمي درباره پيشرفت هاي علمي آلمان و ژاپن هم، اطلاعات غيرواقعي و آدرس غلط داده اند، پيشرفت هاي اين دو کشور به گواهي شواهد و نشانه هاي غيرقابل ترديد ناشي از کار و تلاش بي وقفه، برنامه ريزي و مديريت دقيق و مقابله با فساد بوده است، وگرنه چرا اين پيشرفت ها در بسياري از کشورهاي ديگر که تحت سلطه آمريکا هستند ديده نمي شود؟ در آلمان فلان وزير کابينه فقط به اين علت که در يک سفر داخلي - و نه خارجي - همسر خود را نيز به هزينه دولت با خود برده است، از کار برکنار مي شود ولي اينجا همفکران آقاي هاشمي از فلان غارتگر بيت المال با عنوان ذخيره نظام! ياد مي کنند. در نروژ عضو رشوه دهنده شرکت نفتي استات اويل به طرف ايراني، محاکمه و مجازات مي شود ولي طرف ايراني که ميليون ها دلار رشوه گرفته و دهها برابر آن به کشور خسارت زده است، در نقش رابين هود ظاهر مي شود در آلمان و ژاپن بر اصل ما مي توانيم تکيه مي شود ولي عضو کابينه دولت يازدهم، توان توليدي کشور را در حد آبگوشت بزباش و قرمه سبزي مي داند و آن ديگري، معتقد است بايد از خارج مدير وارد کنيم و...!
4- چند ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، برخي از جريانات سياسي که بعدها پرده نفاق را کنار زده و آشکارا به صف دشمنان پيوستند، شعار «انحلال ارتش» را سر دادند و روي آن اصرار فراواني داشتند، تا آنجا که برخي از اعضاي دولت موقت پيشنهاد مي کردند جنگنده هاي «اف-14» را که پيش از اين خريداري کرده بوديم به آمريکا پس بدهيم و... اصرار اين جريانات با مخالفت شديد حضرت امام(ره) و ياران انقلاب روبرو شد و مدتي بعد که ارتش بعثي عراق با حمايت آشکار آمريکا به ايران حمله کرد، معلوم شد که آبشخور واقعي آن شعارها و آن اصرارها کجاست؟! و يا مدتي قبل از شبيخون ناکام آمريکا که در طبس زمين گير شد، ضدهوايي هاي اطراف پايگاه نظامي منظريه قم را جمع آوري کردند. بهانه اين بود که هزينه فراوان دارد بي آن که نيازي به آنها باشد! اما بعد از چند روز معلوم مي شود که قرار بود آمريکايي ها بعد از حمله به لانه جاسوسي و آزادي جاسوسان، آنها را ابتداء به پايگاه منظريه قم ببرند و سپس از آنجا به سوي مقصدي بيرون از مرزهاي ايران منتقل کنند.
اکنون بايد پرسيد در حالي که آمريکا و متحدانش بي وقفه ايران اسلامي را به حمله نظامي تهديد مي کنند و به اعتراف خود، تروريست هاي داعش را براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران پديد آورده اند و از حضور نظامي و مستشاري مقتدرانه ايران در منطقه جيغ بنفش مي کشند و... اصرار چندباره و مکرر آقاي هاشمي رفسنجاني براي حذف برنامه موشکي ايران و محروم کردن کشور از نيروي نظامي با چه انگيزه اي صورت مي پذيرد؟! اصرار آقاي رفسنجاني اگر فقط يک بار بود - اگر چه باز هم نياز به توضيح ايشان داشت، چرا که دعوت آشکار دشمن به حمله نظامي است- ولي مي توانستيم با اغماض و احتمال «خطا» از کنار آن، عبور کنيم، ولي «خطا» وقتي تکرار مي شود، نشانه «خط» است و از آنجا که پاي جان و مال و ناموس مردم و استقلال و موجوديت کشور در ميان است، بايد به ملت توضيح بدهند که در پس اصرار ايشان چه ماجراي ناگفته اي هست و اين توضيح از آن جهت ضروري است که اظهارات آقاي رفسنجاني با هيچ منطق و معيار عقلي و شرعي نه فقط همخواني ندارد، بلکه در تضاد و تقابل با عقل و شرع نيز هست.
5- بايد از آقاي هاشمي پرسيد آيا بر اين باور است که دشمني و کينه توزي آمريکا و متحدانش عليه جمهوري اسلامي ايران، پايان يافته است؟! پاسخ اين پرسش به يقين منفي است و اين کينه توزي و دشمني نه فقط نسبت به سال هاي آغازين انقلاب کاهش نيافته بلکه همه روزه بر ميزان و شتاب آن نيز افزوده شده است تا آنجا که امروزه علاوه بر آمريکا، ساير متحدان غربي و حکومت هاي ريز و درشت منطقه اي تحت امر آمريکا هم آشکارا عليه ايران اسلامي به ميدان آمده اند. حتي آل سعود فکسني، زبان به رجزخواني گشوده است. آمريکا پنهان نمي کند که تروريست هاي تکفيري را با هدف نهايي ناامن کردن جمهوري اسلامي ايران پديد آورده و به ميدان فرستاده است و دهها نمونه ديگر از اين دست که فهرست آن نيز به درازا مي کشد. آيا جناب هاشمي از اين واقعيت محسوس و ملموس بي خبر است؟! بديهي است که نمي تواند بي خبر باشد! بنابراين پرسش بعدي آن است که با چه انگيزه اي در پي خلع سلاح جمهوري اسلامي ايران است؟!
6- تصور کنيد - فقط تصور کنيد - که ايران اسلامي از نيروهاي مسلح و کارآمد - نظير آنچه امروز دارد - برخوردار نباشد و از موشک هاي بالستيک خود نيز به فرمايش حضرت هاشمي دست کشيده باشد! آيا در اينصورت نه فقط آمريکا، بلکه برخي از کشورهاي فکسني و کوچک منطقه که از انقلاب اسلامي دل خوني دارند، براي حمله به کشورمان کمترين ترديدي خواهند کرد؟ و آيا داعش که مدتهاست آرزوي ورود به ايران و انجام جناياتي شبيه آنچه در عراق و سوريه مرتکب شده است را در سر مي پروراند، حتي يک لحظه را براي ارتکاب آن جنايات هولناک از دست خواهد داد؟ اگر پاسخ اين سوال منفي است و ايران در صورت خلع سلاح به يک لقمه راحت براي بلعيدن از سوي دشمنان ريز و درشت تبديل خواهد شد -که خواهد شد- آيا مي توان کمترين ترديدي داشت که اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني ارسال کارت دعوت براي تروريست هاي داعش است؟!
7- در کلام خداوند تبارک و تعالي آمده است؛ «ودّ الذين کفروا لو تغفلون عن اسلحتکم و امتعتکم فيميلون عليکم ميلة واحدة... کافران بسيار دوست دارند که شما از اسلحه و متاع خود غفلت کنيد تا ناگهان بر شما حمله آورند و...» (102 نساء) آقاي هاشمي رفسنجاني يک روحاني و عالم ديني است و بعيد است که با اين هشدار خداي حکيم بيگانه باشد.
و يا در سوره مبارکه انفال (آيه 60) مي فرمايد؛«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوکم... هر چه توان در قدرت داريد براي مقابله با آنها- دشمنان - آماده کنيد و نيز اسب هاي ورزيده براي ميدان نبرد، تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد».
در اين آيه شريفه که زينت بخش آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، با صراحت بر افزايش توان رزمي تاکيد شده و از ترساندن دشمن به عنوان يکي از اهداف اين افزايش نيروي رزمي ياد شده است. باز هم سوال اين است که آيا جناب هاشمي از اين دستور اکيد الهي بي خبر است؟! بديهي است که نه!...
8- و بالاخره آقاي هاشمي در اظهارات اخير خود به نکته درخور تامل و سوال برانگيز ديگري نيز اشاره کرده است. آنجا که بعد از پيشنهاد حذف نيروهاي نظامي کشور، مي گويد «اين راه در ايران باز شده است» و تاکيد مي کند که «مطمئنم دوره دوم دولت روحاني مي تواند ما را به آنجا برساند»! که با توجه به برخي اقدامات اخير دولت، نظير پذيرش FATF که تضعيف قطعي اقتدار نظام از جمله پي آمدهاي آن است - و در گزارش مبسوط کيهان ديروز به آن اشاره شده است - نمي توان و نبايد از کنار اين اظهارات به آساني عبور کرد و آبشخور احتمالي آن را ناديده گرفت. سربازجو شریعت نداری
