امیر محبیان در گفتگو با فرارو بررسی کرد
فرارو- غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در نشست خبری خود عنوان کرد: جامعه روحانیت مبارز بنای مشورت با آقای مصباح یزدی را ندارد. وی افزود: آقای مصباح به میدان نیامدند، بعید هم میدانم به میدان بیایند. مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت همچنین درباره همکاری با جبهه پایداری گفت: جبهه پایداری به ما بپیوندد
همچنین پیش از این، خبر دیدار یا گفتگوی تلفنی میان آیات موحدی کرمانی و یزدی منتشر شده بود که سخنگوی جامعه روحانیت مبارز درباره آن گفت: «جلسات مشترك آيتا... موحدي كرماني با آيتا... محمد يزدي فعلا درحد پيشنهاد و طرح است كه از سوي آيتا... موحدي ارائه شده است.» از سوی دیگر اخیرا عنوان شده دعوت نامه جلسات جامعه روحانیت دوباره برای آقایان هاشمی رفسنجانی، روحانی و ناطق نوری ارسال می گردد. ضمن آنکه گفته شده شش عضو جدید به جامعه روحانیت مبارز اضافه شده اند که با توجه به رویکرد معتدل آنها باعث تقویت جبهه معتدلین در جامعه روحانیت مبارز شده است. برخی معتقدند کنار هم گذاشتن این فکت ها حکایت از کنار گذاشته شدن مصباح یزدی از فرایند وحدت اصولگریان برای انتخابات سال 96 دارد. شاید به همین دلیل روح الله حسینیان عضو شاخص جبهه پایداری در واکنش به سخنان سخنگوی جامعه روحانیت مبارز مبنی بر عدم تمایل برای مشورت با آیت الله مصباح یزدی راجع به انتخابات ریاست جمهوری گفت: آقای مصباحی مقدم سخنگوی اصولگرایان نیستند و حتی جایگاهی نیز ندارند که وقتی صحبتی می کنند از ناحیه اصولگرایان بخواهند صحبت کرده باشند.دکتر امیر محبیان استاد دانشگاه و موسس حزب نواندیشان که از تئوریسین های جریان اصولگرا محسوب می شود در گفتگو با فرارو گفت: «آيت الله مصباح جايگاه خود را به عنوان عضو موثر جامعه مدرسين داشته و نظرات ايشان در تصميمات جامعه مدرسين حتما ملحوظ خواهد شد. آنچه كه مهم است آنست كه جبهه پايداري كه براي ديدگاههاي آيت الله مصباح اهميت خاصي قائلند نيز همين پروسه را دنبال نمايند و به عنوان وحدت شكن عمل ننمايند.»این فعال سیاسی اصولگرا درباره احتمال کنار گذاشتن مصباح یزدی از فرایند وحدت اصولگرایان اظهار کرد: «اگر مواضع جناب مصباحي مقدم را كه مواضع منطقي و خوبي بود؛ مواضع نهايي جامعه روحانيت بدانيم؛ مي توانيم به روند وحدت خوشبين باشيم و به نظر مي رسد جامعه روحانيت به مواضع قاطع تري رسيده است. اما در باب آيت الله مصباح من فكر مي كنم اين عبارت كنار گذاشتن از روند وحدت يا امثالهم را تحقير آميز و حتي تحريك آميز مي دانم. بايد احترام شخصيت هاي علمي را نگاه داشت. جايگاه آيت الله مصباح در تصميمات جامعه مدرسين محفوظ است.»محبیان در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است آیت الله مصباح یزدی و جریان های نزدیک به ایشان کاندیدای مستقلی برای سال 96 معرفی کنند؟، گفت: «من معتقدم جامعتين بايد محور وحدت اصولگرايان باشند. اگر مسير وحدت بدرستي طي شود نياز به معرفي كانديداي مستقل نيست زيرا در آن صورت هر كس يا هر گروهي ساز استقلال بزند بايد از سوي اصولگرايان طرد شود.»محبیان در پاسخ به این سوال که ارسال دعوت نامه برای آقایان هاشمی، روحانی و ناطق نوری از سوی جامعه روحانیت که بعد از وقفه ای طولانی صورت می گیرد چه معنایی را می رساند؟، گفت: «جامعه روحانيت هيچگاه از افراد ياد شده فاصله نگرفته است بلكه آقاي هاشمي در صف بندي ها، ياران جديد برگزيد؛ در مورد ارسال دعوت نامه هم آقاي مصباحي مقدم توضيحات درست را داده است و بهتر است در پي تاويلات خاص نباشيم.»وی ادامه داد: «طبعا آقاي هاشمي عليرغم اختلاف نظرها هميشه مورد احترام جامعه روحانيت بوده است ولي اين به معناي ناديده گرفتن انتقادات اعضاي جامعه روحانيت نسبت به ايشان نيست. آقاي هاشمي نيز نيك مي داند كه سخت ترين حملات اهانت آميز به ايشان از سوي اصلاح طلبان تندرو بوده است و نه اصولگرايان حامي جامعه روحانيت. انتقادات اصولگرايان به آقاي هاشمي اگر جدي گرفته مي شد به گمانم وضعيت ايشان در فضاي سياسي كشور بهتر از الان مي بود؛ زيرا اين نقدها دوستانه و مشفقانه بود و نه خصمانه و مكارانه.»
همچنین پیش از این، خبر دیدار یا گفتگوی تلفنی میان آیات موحدی کرمانی و یزدی منتشر شده بود که سخنگوی جامعه روحانیت مبارز درباره آن گفت: «جلسات مشترك آيتا... موحدي كرماني با آيتا... محمد يزدي فعلا درحد پيشنهاد و طرح است كه از سوي آيتا... موحدي ارائه شده است.» از سوی دیگر اخیرا عنوان شده دعوت نامه جلسات جامعه روحانیت دوباره برای آقایان هاشمی رفسنجانی، روحانی و ناطق نوری ارسال می گردد. ضمن آنکه گفته شده شش عضو جدید به جامعه روحانیت مبارز اضافه شده اند که با توجه به رویکرد معتدل آنها باعث تقویت جبهه معتدلین در جامعه روحانیت مبارز شده است. برخی معتقدند کنار هم گذاشتن این فکت ها حکایت از کنار گذاشته شدن مصباح یزدی از فرایند وحدت اصولگریان برای انتخابات سال 96 دارد. شاید به همین دلیل روح الله حسینیان عضو شاخص جبهه پایداری در واکنش به سخنان سخنگوی جامعه روحانیت مبارز مبنی بر عدم تمایل برای مشورت با آیت الله مصباح یزدی راجع به انتخابات ریاست جمهوری گفت: آقای مصباحی مقدم سخنگوی اصولگرایان نیستند و حتی جایگاهی نیز ندارند که وقتی صحبتی می کنند از ناحیه اصولگرایان بخواهند صحبت کرده باشند.دکتر امیر محبیان استاد دانشگاه و موسس حزب نواندیشان که از تئوریسین های جریان اصولگرا محسوب می شود در گفتگو با فرارو گفت: «آيت الله مصباح جايگاه خود را به عنوان عضو موثر جامعه مدرسين داشته و نظرات ايشان در تصميمات جامعه مدرسين حتما ملحوظ خواهد شد. آنچه كه مهم است آنست كه جبهه پايداري كه براي ديدگاههاي آيت الله مصباح اهميت خاصي قائلند نيز همين پروسه را دنبال نمايند و به عنوان وحدت شكن عمل ننمايند.»این فعال سیاسی اصولگرا درباره احتمال کنار گذاشتن مصباح یزدی از فرایند وحدت اصولگرایان اظهار کرد: «اگر مواضع جناب مصباحي مقدم را كه مواضع منطقي و خوبي بود؛ مواضع نهايي جامعه روحانيت بدانيم؛ مي توانيم به روند وحدت خوشبين باشيم و به نظر مي رسد جامعه روحانيت به مواضع قاطع تري رسيده است. اما در باب آيت الله مصباح من فكر مي كنم اين عبارت كنار گذاشتن از روند وحدت يا امثالهم را تحقير آميز و حتي تحريك آميز مي دانم. بايد احترام شخصيت هاي علمي را نگاه داشت. جايگاه آيت الله مصباح در تصميمات جامعه مدرسين محفوظ است.»محبیان در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است آیت الله مصباح یزدی و جریان های نزدیک به ایشان کاندیدای مستقلی برای سال 96 معرفی کنند؟، گفت: «من معتقدم جامعتين بايد محور وحدت اصولگرايان باشند. اگر مسير وحدت بدرستي طي شود نياز به معرفي كانديداي مستقل نيست زيرا در آن صورت هر كس يا هر گروهي ساز استقلال بزند بايد از سوي اصولگرايان طرد شود.»محبیان در پاسخ به این سوال که ارسال دعوت نامه برای آقایان هاشمی، روحانی و ناطق نوری از سوی جامعه روحانیت که بعد از وقفه ای طولانی صورت می گیرد چه معنایی را می رساند؟، گفت: «جامعه روحانيت هيچگاه از افراد ياد شده فاصله نگرفته است بلكه آقاي هاشمي در صف بندي ها، ياران جديد برگزيد؛ در مورد ارسال دعوت نامه هم آقاي مصباحي مقدم توضيحات درست را داده است و بهتر است در پي تاويلات خاص نباشيم.»وی ادامه داد: «طبعا آقاي هاشمي عليرغم اختلاف نظرها هميشه مورد احترام جامعه روحانيت بوده است ولي اين به معناي ناديده گرفتن انتقادات اعضاي جامعه روحانيت نسبت به ايشان نيست. آقاي هاشمي نيز نيك مي داند كه سخت ترين حملات اهانت آميز به ايشان از سوي اصلاح طلبان تندرو بوده است و نه اصولگرايان حامي جامعه روحانيت. انتقادات اصولگرايان به آقاي هاشمي اگر جدي گرفته مي شد به گمانم وضعيت ايشان در فضاي سياسي كشور بهتر از الان مي بود؛ زيرا اين نقدها دوستانه و مشفقانه بود و نه خصمانه و مكارانه.»
صمدخرمشاهی، وکیل شاکی پرونده فساد اخلاقی حدادی، پرتابگر دیسک میگوید، اگر احسان به ایران نیاید، وثیقهاش را به اجرا میگذاریم.هفتهنامه تماشاگران امروز نوشت: «یک هفته دیگر هم گذشت ولی باز هم از احسان حدادی خبری نیست. بعضی، از اجرای قطعی حکم او خبر میدهند و بعضی هم مصر هستند که حدادی برای فرار از اجرای حکم دیگر به ایران برنمیگردد. با توجه به حد ۱۰۰ شلاقی که برای او در نظر گرفته شده، این احتمال دوم کمکم به واقعیت نزدیکتر میشود.حدادی قبل از این که در بازیهای المپیک شرکت کند، درگیر یک پرونده فساد اخلاقی شد. هر چند سعی مسوولان ورزش و خانواده او این بود که این موضوع رسانهای نشود اما حضور او در دادگاه از چشم نمایندگان رسانهها دور نماند. همان قبل المپیک حکم صادر شد و قرار این بود که حدادی به یکی از شهرهای دورافتاده تبعید شود اما نزدیک بودن المپیک و این که حدادی شانس مدال است، کمیته ملی المپیک را مجاب کرد تا پادرمیانی کند و اجرای حکم به بعد از المپیک موکول شود. اما حدادی در همان دور اول مسابقات پرتاب دیسک حذف شد و تنها بحثی که بعد از این شکست شد، بهانهای بود که آورده بود: زانویش مصدوم بوده، یک روز در میان ۶۵ آمپول تزریق میکرده و به خاطر همین نتوانسته پرتاب خوبی داشته باشد. چند روزی هم درگیریها این بود که میشود به یک نفر این همه آمپول تزریق کرد یا نه که البته نظر پزشکی نه بود. شاکی حدادی منتظر بود که او با ورزشکارانی که مسابقاتشان در همان هفته اول به پایان رسیده بود، به ایران برگردد اما هنوز خبری از او نشده و به نظر میرسد شاکی او هم از بازگشت حدادی ناامید شده است.صمد خرمشاهی، وکیل شاکی پرونده احسان حدادی به «تماشاگران امروز» میگوید، اگر او روزهای آینده به ایران نیاید، وثیقه سنگینی که دارد، ضبط میشود.متن این پرسش و پاسخ در زیر میآید:بازگشت احسان حدادی به ایران و اجرای حکمش با مشکل روبهرو شده، شما اقدامی کردهاید؟
این که او به ایران برمیگردد یا نه، من نمیدانم. این بستگی به تصمیم شخصی خودش دارد. از ابتدا که این موضوع پیش آمد ما دوست نداشتیم علنی شود. به هر حال این شخص قهرمان ملی است و مدال گرفته. شخصیت شناختهشدهای است و با وجود مسائلی که پیش آمده بود، نمیخواستیم اتفاقاتی بیفتد که شخصیتش خدشهدار شود اما متاسفانه با راهنماییهای غلطی که شد، ایشان مسائلی را عنوان کردند که با واقعیت یکی نبود. ما سفارشها و توصیههایی هم داشتیم که موضوع به نحو مطلوب حل و فصل شود ولی متاسفانه باز هم راهنماییهای غلط این اجازه را نداد و در نهایت ایشان محکوم شد.بعضیها نظرشان این بود که تبعید در مقابل جرمی که اتفاق افتاده، حکم خیلی سنگینی نیست.نه اصلا این طور نیست. مجازات در ارتباط با افراد مختلف میتواند با برخوردهای مختلفی همراه باشد. برای یک فرد بزهکار یا بینام و نشان تبعید میتواند حکم سبکی باشد و فرد بتواند ۱۰ سال هم راحت در تبعید زندگی کند اما برای شخصی که نیاز دارد در محل اصلی زندگیاش باشد و فعالیت کند، یک روز تبعید هم سخت است. مراجعه روزانه به نیروی انتظامی و معرفی، برای کسی که مشغله و اسم و رسم مهمی دارد، سخت است.میگویند جرم اصلی را دوست احسان مرتکب شده. متهم ردیف اول اوست و محکومیتش سنگینتر است.نه. متهم ردیف اول احسان است و در شکایت اولیه هم شخص مورد نظر، او بوده. در دادنامه به عنوان متهم ردیف اول از او نام برده شد. البته محکومیت احسان و دوستش یکسان است.محکومیت فقط تبعید است؟
نه ۱۰۰ ضربه شلاق هم هست و مجازات حدی است.این ضربات شلاق قابل تبدیل به پول هست؟
نه نیست. ضربات باید زده شود. البته خود تبعید هم حکم سبکی نیست. احسان با ضمانت آزاد شده و دستور موقت گرفتهاند که حکم اجرا نشود. به نظر من او از نظر روحی به هم ریخته بود و به همین دلیل نتوانست در بازیهای المپیک هم افتخارات گذشته را تکرار کند.نگران اجرای حکم شلاق نیستید؟ همانطور که گفتید احسان چهره ملی است و خدشهدار شدن این چهره شاید به نفع شما و موکلتان نباشد. راه دیگری برای مجازات نبود؟
بحث این است که احساسات موکل من هم جریحهدار شده. کسانی که تجربه این اتفاق را داشتهاند، میدانند که موکل من چه شرایطی را پشت سر گذاشته و چه وضعیت ناگواری داشته. در این جرائم حداکثر مجازات اعدام است. اگر مسائلی ثابت میشد، بعید نبود این پرونده هم حکم اعدام بگیرد. در این جرائم قانونگذار برای کسی تبعیض قائل نمیشود. شاید مجری قانون با توجه به شرایطی که جرم اتفاق افتاده و شخصیت مجرم تخفیفی داده باشد اما تبعیض وجود ندارد.الان احسان نیست و اجرای حکم چه میشود؟
از لحاظ قانونی ضامن دارد. وثیقه سپردهاند. ضامن اخطار میگیرد و باید حاضر شود. اجرای احکام مقرراتی دارد. این طور نیست که نباشد و حکم اجرا نشود.پدر احسان هفته پیش به «تماشاگرانامروز» گفته بود حکم بدوی است و آنها فرصت تجدیدنظر دارند.نه اصلا این طور نیست. حکم قطعی است و حتی تایید هم شده است.
«تماشاگران امروز» با وکیلی هم صحبت کرده بود. نظر او این بود که با توجه به این که جرم اخلاقی است و حکم تبعید هم سنگین نیست، میشود از طریق مراجع بینالمللی احسان را به ایران برگرداند. سختگیریها فقط روی حکمهایی مثل اعدام و شلاق است.این یک حکم داخلی و مربوط به یک بحث خصوصی است. به نظر نمیآید که مراجع بینالمللی بخواهند دخالت کنند. حتی برای برگرداندن احسان به ایران هم نیازی نیست از این مراجع کمک گرفت. وثیقه سنگینی گذاشته و این وثیقه ضبط میشود. احسان شرایطش را دارد و میتواند بدون مشکل در آمریکا زندگی کند.وثیقه به نفع موکل شما ضبط میشود؟
نه به نفع دولت.میتوانید بگویید مبلغ وثیقه چقدر است؟
نه. ولی این را بدانید که مبلغ سنگینی است.گفته شد که موکل شما برای حل موضوع پیشنهاد داده بود احسان مبلغی را پرداخت کند.آدرس اشتباه همین است. موکل من به هیچ عنوان حاضر نبود پولی بگیرد. اطرافیان و دوستان ایشان مسائلی را مطرح کردند که با واقعیت منطبق نبود. موکل من هم به قدری ضربه روحی سنگینی خورده بود که حاضر نبود شکایت را با پول معاوضه کند. آنها حتی به موکل هم تهمت ناروا زدند و گفتند که او میخواسته اخاذی کند. اگر موکل من پیشنهاد پول داده بود و قصدش اخاذی بود، محکومیتی هم در کار نبود. موکل من نمیخواست این موضوع در این حد بازتاب داشته باشد و نظرش این بود که مساله بین خودمان حل و فصل شود ولی در شرایطی که وضعیت روحی خوبی نداشت، به او تهمت ناروا هم زدند.شما میگویید پیشنهاد مالی در کار نبوده، نظر شما و موکلتان برای حل موضوع چه بود؟
مسائلی هست که نمیشود مطرح کرد. من یا هر وکیل دیگری وظیفه داریم در جهت احقاق حقوق موکل کار کنیم اما این را هم به یاد داریم که میشود بین دو طرف رفاقت و گذشت برقرار شود. معمولا قاضی دادگاه هم طرفین را به صلح دعوت میکند. به هر حال شخصیت ورزشی ایشان هم تاثیرگذار بود ولی متاسفانه در همان مراحل اولیه ذهنشان را خراب کردند و حتی حاضر نشدند اتهام را بپذیرند. الان هم دوست نداریم شخصیت ملی کشور تابعیت کشور دیگری را بگیرد و سرمایه ما از دست برود.وظیفه اجرای احکام هم این است که حکم را اجرا کند. قانون برای همه یکسان صادر میشود. وقتی حکمی صادر میشود نباید تبعیضی قائل شوند و قوه قضاییه باید در اجرا قاطعیت داشته باشد. اگر خلاف این اتفاق بیافتد، قاطعیت قوه قضاییه زیر سوال میرود.خوشبختانه اجرای احکام تا به امروز اهمالی نکرده و بنده هم به عنوان وکیل تکلیف خودم میدانم که موضوع را پیگیری کنم.
وضعیت موکلتان چطور است؟
ضربه روحی سنگینی خورده. یک مدت تعادل روحیاش را از دست داده بود. از نظر روحی مشکلات زیادی داشت. شوک شده بود. به هر حال الان نمیتوانم بگویم خوب است یا نه. هنوز مشکل دارد.
پشیمان نیست که چرا تحت تاثیر اسم احسان با او در ارتباط بوده؟
نمیدانم این را باید از خودش بپرسید.میشود با خودش صحبت کرد؟
فعلا نمیتواند صحبت کند. شرایط خوبی ندارد.
این که او به ایران برمیگردد یا نه، من نمیدانم. این بستگی به تصمیم شخصی خودش دارد. از ابتدا که این موضوع پیش آمد ما دوست نداشتیم علنی شود. به هر حال این شخص قهرمان ملی است و مدال گرفته. شخصیت شناختهشدهای است و با وجود مسائلی که پیش آمده بود، نمیخواستیم اتفاقاتی بیفتد که شخصیتش خدشهدار شود اما متاسفانه با راهنماییهای غلطی که شد، ایشان مسائلی را عنوان کردند که با واقعیت یکی نبود. ما سفارشها و توصیههایی هم داشتیم که موضوع به نحو مطلوب حل و فصل شود ولی متاسفانه باز هم راهنماییهای غلط این اجازه را نداد و در نهایت ایشان محکوم شد.بعضیها نظرشان این بود که تبعید در مقابل جرمی که اتفاق افتاده، حکم خیلی سنگینی نیست.نه اصلا این طور نیست. مجازات در ارتباط با افراد مختلف میتواند با برخوردهای مختلفی همراه باشد. برای یک فرد بزهکار یا بینام و نشان تبعید میتواند حکم سبکی باشد و فرد بتواند ۱۰ سال هم راحت در تبعید زندگی کند اما برای شخصی که نیاز دارد در محل اصلی زندگیاش باشد و فعالیت کند، یک روز تبعید هم سخت است. مراجعه روزانه به نیروی انتظامی و معرفی، برای کسی که مشغله و اسم و رسم مهمی دارد، سخت است.میگویند جرم اصلی را دوست احسان مرتکب شده. متهم ردیف اول اوست و محکومیتش سنگینتر است.نه. متهم ردیف اول احسان است و در شکایت اولیه هم شخص مورد نظر، او بوده. در دادنامه به عنوان متهم ردیف اول از او نام برده شد. البته محکومیت احسان و دوستش یکسان است.محکومیت فقط تبعید است؟
نه ۱۰۰ ضربه شلاق هم هست و مجازات حدی است.این ضربات شلاق قابل تبدیل به پول هست؟
نه نیست. ضربات باید زده شود. البته خود تبعید هم حکم سبکی نیست. احسان با ضمانت آزاد شده و دستور موقت گرفتهاند که حکم اجرا نشود. به نظر من او از نظر روحی به هم ریخته بود و به همین دلیل نتوانست در بازیهای المپیک هم افتخارات گذشته را تکرار کند.نگران اجرای حکم شلاق نیستید؟ همانطور که گفتید احسان چهره ملی است و خدشهدار شدن این چهره شاید به نفع شما و موکلتان نباشد. راه دیگری برای مجازات نبود؟
بحث این است که احساسات موکل من هم جریحهدار شده. کسانی که تجربه این اتفاق را داشتهاند، میدانند که موکل من چه شرایطی را پشت سر گذاشته و چه وضعیت ناگواری داشته. در این جرائم حداکثر مجازات اعدام است. اگر مسائلی ثابت میشد، بعید نبود این پرونده هم حکم اعدام بگیرد. در این جرائم قانونگذار برای کسی تبعیض قائل نمیشود. شاید مجری قانون با توجه به شرایطی که جرم اتفاق افتاده و شخصیت مجرم تخفیفی داده باشد اما تبعیض وجود ندارد.الان احسان نیست و اجرای حکم چه میشود؟
از لحاظ قانونی ضامن دارد. وثیقه سپردهاند. ضامن اخطار میگیرد و باید حاضر شود. اجرای احکام مقرراتی دارد. این طور نیست که نباشد و حکم اجرا نشود.پدر احسان هفته پیش به «تماشاگرانامروز» گفته بود حکم بدوی است و آنها فرصت تجدیدنظر دارند.نه اصلا این طور نیست. حکم قطعی است و حتی تایید هم شده است.
«تماشاگران امروز» با وکیلی هم صحبت کرده بود. نظر او این بود که با توجه به این که جرم اخلاقی است و حکم تبعید هم سنگین نیست، میشود از طریق مراجع بینالمللی احسان را به ایران برگرداند. سختگیریها فقط روی حکمهایی مثل اعدام و شلاق است.این یک حکم داخلی و مربوط به یک بحث خصوصی است. به نظر نمیآید که مراجع بینالمللی بخواهند دخالت کنند. حتی برای برگرداندن احسان به ایران هم نیازی نیست از این مراجع کمک گرفت. وثیقه سنگینی گذاشته و این وثیقه ضبط میشود. احسان شرایطش را دارد و میتواند بدون مشکل در آمریکا زندگی کند.وثیقه به نفع موکل شما ضبط میشود؟
نه به نفع دولت.میتوانید بگویید مبلغ وثیقه چقدر است؟
نه. ولی این را بدانید که مبلغ سنگینی است.گفته شد که موکل شما برای حل موضوع پیشنهاد داده بود احسان مبلغی را پرداخت کند.آدرس اشتباه همین است. موکل من به هیچ عنوان حاضر نبود پولی بگیرد. اطرافیان و دوستان ایشان مسائلی را مطرح کردند که با واقعیت منطبق نبود. موکل من هم به قدری ضربه روحی سنگینی خورده بود که حاضر نبود شکایت را با پول معاوضه کند. آنها حتی به موکل هم تهمت ناروا زدند و گفتند که او میخواسته اخاذی کند. اگر موکل من پیشنهاد پول داده بود و قصدش اخاذی بود، محکومیتی هم در کار نبود. موکل من نمیخواست این موضوع در این حد بازتاب داشته باشد و نظرش این بود که مساله بین خودمان حل و فصل شود ولی در شرایطی که وضعیت روحی خوبی نداشت، به او تهمت ناروا هم زدند.شما میگویید پیشنهاد مالی در کار نبوده، نظر شما و موکلتان برای حل موضوع چه بود؟
مسائلی هست که نمیشود مطرح کرد. من یا هر وکیل دیگری وظیفه داریم در جهت احقاق حقوق موکل کار کنیم اما این را هم به یاد داریم که میشود بین دو طرف رفاقت و گذشت برقرار شود. معمولا قاضی دادگاه هم طرفین را به صلح دعوت میکند. به هر حال شخصیت ورزشی ایشان هم تاثیرگذار بود ولی متاسفانه در همان مراحل اولیه ذهنشان را خراب کردند و حتی حاضر نشدند اتهام را بپذیرند. الان هم دوست نداریم شخصیت ملی کشور تابعیت کشور دیگری را بگیرد و سرمایه ما از دست برود.وظیفه اجرای احکام هم این است که حکم را اجرا کند. قانون برای همه یکسان صادر میشود. وقتی حکمی صادر میشود نباید تبعیضی قائل شوند و قوه قضاییه باید در اجرا قاطعیت داشته باشد. اگر خلاف این اتفاق بیافتد، قاطعیت قوه قضاییه زیر سوال میرود.خوشبختانه اجرای احکام تا به امروز اهمالی نکرده و بنده هم به عنوان وکیل تکلیف خودم میدانم که موضوع را پیگیری کنم.
وضعیت موکلتان چطور است؟
ضربه روحی سنگینی خورده. یک مدت تعادل روحیاش را از دست داده بود. از نظر روحی مشکلات زیادی داشت. شوک شده بود. به هر حال الان نمیتوانم بگویم خوب است یا نه. هنوز مشکل دارد.
پشیمان نیست که چرا تحت تاثیر اسم احسان با او در ارتباط بوده؟
نمیدانم این را باید از خودش بپرسید.میشود با خودش صحبت کرد؟
فعلا نمیتواند صحبت کند. شرایط خوبی ندارد.