گزیده ها قسمت سوم

گزیده ها قسمت سوم  14 شهریور - 95
آدرس‌شان سرراست نیست اما اگر مشتری‌شان باشی لباس فلان هنرپیشه زن را برایت کنار می‌گذارند. مزون‌های لباس چند وقتی است که فقط لباس نو نمی‌فروشند و افتاده‌اند در کار فروش لباس‌های دست دوم. تاناکورا فروشی‌های لاکچری که البته هنوز تعدادشان کم است و فقط به مشتری‌های خاص، لباس ویژه می‌فروشند، فاز جدیدی از خلاقیت در تجارت را وارد دنیای خرید و فروش کرده‌اند.« لباس دست دوم اصلا مهم نیست، چون اصلا اینا دست دوم نیستن؛ لباسی که ٤ ساعت توی یک مراسم پوشیده بشه لباس دست دوم به حساب نمیاد که.» اینها را نگار مشتری یکی از تاناکورا فروشی‌های لاکچری می‌گوید.محله‌های نیاوران، پاسداران، زعفرانیه، ولنجک و آن بالاترها که مرز برج‌ها و خانه‌های مدرن از پایین جدا می‌شود به دو دلیل جای خوب و مناسبی است؛ نخست این‌که بالای شهر هستند و به قولی کلاس‌شان بالاست، بعد هم این‌که  برای راه انداختن یک مزون لاکچری که جنس‌های گرانقیمت می‌فروشد، مشتری خودشان را از همان محله‌ها پیدا می‌کنند. مشتری‌ها هم وقتی از جریان این مدل مزون‌ها خبردار می‌شوند لباس‌هایشان را می‌آورند و می‌گذارند برای فروش.
 
پریسا یکی از مشتریان پروپا قرص مزون‌های تهران است که گاهی در مزون‌های مختلف، فروش لباس‌های دست دوم هنرپیشه‌ها به گوشش خورده که از این اتفاق استقبال می‌کند. به قول خودش مهم این است که آدم خوش‌تیپ و خوش‌لباس باشد، حالا چه فرقی می‌کند لباس دست اول بخری یا سوم: «آخه مگه آدم یک لباس رو چند بار می‌خواد بپوشه؟ اونایی که میرن کلی برای لباس‌شون پول میدن خوبه که بدونن بعدش بی‌استفاده نمی‌مونه و می‌تونن یک جایی بذارن تا واسشون بفروشه. لباس‌هایی که به‌عنوان دست دوم میان تو این مزون‌ها هم معمولا خیلی خاص هستند و برای بار اول پول زیادی واسشون پرداخت شده ولی وقتی برچسب دست دوم می‌خورن یهو میشن نصف قیمت. اینجوری هم فروشنده سود می‌کنه، هم خریدارتصویر مزون‌های لاکچری که مشتریانش برای لباس‌های دست دوم گرانقیمت یا لباس هنرپیشه‌ها سر و دست می‌شکنند در کنار مشتریان انتهای بازار حضرتی خیابان مولوی تصویر عجیبی است.  تاناکورا فروشی‌های اصیل پایتخت که هر روز پر و خالی می‌شوند از مشتری، با همان بوی خاص مواد ضدعفونی. مشتری‌های لباس‌های دست دوم این‌جا به همان لباس‌های هندی و پاکستانی که از مرز گذشته قانع هستند. لباس‌هایی بین ١٠ تا ٥٠‌هزار تومان. مشتری‌های این‌جا فکرش را هم نمی‌کنند که آن بالاتر‌های شهر هم لباس‌های دست دوم خریدار دارند، چراکه واژه «تاناکورا» به طرز غریبی فقر را در ذهن مردم تداعی می‌کند، ولی واقعیت این نیستف چراکه چرخه خرید و فروش لباسی که دیگر به درد صاحبش نمی‌خورد، فرهنگ خوبی برای صرفه‌جویی و حتی کارآفرینی خواهد بود.پدیده حراج و فروش لباس ستاره‌های جهان مثل مسی، رونالدو، مایکل جکسون و خیلی‌های دیگر سال‌هاست که در کشورهای مختلف رواج دارد. لباس‌هایی که معمولا پولش صرف امور خیریه می‌شود اما در ایران به جز فروش لباس چند ستاره فوتبال هرگز نمود نداشته است. حالا که حرف از ستاره‌های سینما و طرفداران‌شان که بی‌چون و چرا سلیقه و مدل لباس‌هایشان را الگو می‌کنند به میان آمد بیایید عکس‌هایی را که هر چند روز یک بار از مراسم مختلف سینمایی در اینترنت تبادل می‌شوند، مرور کنیم. لباس‌هایی که به اقتضای حرفه پوشانندگانش بعد از مدتی بی‌استفاده می‌مانند و مثل لباس‌های خودمان چپانده می‌شوند در کمد.فکر بدی نیست که کمپین فروش لباس‌های دست دوم هنرپیشه‌ها راه بیفتد. دست دوم‌های گرانقیمت با دیزاین‌های هنری. لباس‌هایی که در عکس هم زیبایی و زرق‌وبرق‌شان خیره‌کننده است. لباسی که یک شخص با پول و سلیقه خودش خریداری می‌کند اگرچه جزو وسایل شخصی او محسوب می‌شود و ما حق نداریم برای آن نقشه بکشیم اما ترویج فرهنگ فروش لباس‌های دست دوم و بدون‌استفاده برای صرف امور خیریه، قطعا بی‌استقبال نخواهد ماند.منبعروزنامه شهروند
همشهری آنلاین نوشت: نوشتن مقاله‌های علمی و منتشر ساختن آن در نشریه‌های معتبر کار چندان ساده‌ای نیست، اما به نظر می‌آید فردی در سال ۱۹۷۵ دشواری‌های این فرایند را با کمک گربه‌اش به راحتی پشت سر گذاشته‌است.براساس گزارش ساينس الرت، در سال 1975 نام گربه‌اي مشهور به اف.دي.سي ويلارد در كنار نام ديگر نويسندگان مقاله‌ فيزيكي ارزيابي با عنوان اثر تبادل دو، سه و چهار اتم در bcc 3He، چاپ شده‌است. اين مقاله كه در نشريه Physical Review Letters منتشر شده‌است، نتايج آزمايشي را توضيح مي‌دهد كه به بررسي رفتار ايزوتوپ هليوم 3 در درجه‌هاي حرارتي مختلف پرداخته‌است.اين آزمايش كه توسط دانشمندي به نام جك هترينگتون در دانشگاه ميشيگان انجام گرفته‌بود،‌ دستاورد‌هايي كليدي به همراه داشت كه امروزه نيز مورد استفاده دانشمندان قرار مي‌گيرند، اما مشكل از زماني آغاز شد كه هترينگتون تلاش كرد مقاله خود را براي انتشار در مجله‌اي علمي ارسال كند.به گفته هترينگتون، زماني كه وي قصد ارسال مقاله را داشته به عنوان يك مقاله علمي ارزشمند به آن افتخار مي‌كرده‌است،‌و علاوه بر اين، پيش ار ارسال مقاله، همكارش نيز آن را خوانده و از نظر علمي تاييد كرده‌‌است، اما به هترينگتون هشدار داده كه نشريه مقاله را بلافاصله پس خواهد فرستاد. دليل اين بود كه هترينگتون در زمان نگارش مقاله‌اش به اشتباه به جاي ضمير من، از ضمير ما استفاده كرده‌بود و نشريه Physical Review Letters نيز قوانين سرسختانه‌اي در محدود‌سازي استفاده از ضمير ما داشت، البته در صورتي كه مقاله توسط يك نويسنده نگاشته شده‌بود.تصحيح يك مقاله علمي حتي امروزه نيز كار دشواري به شمار مي‌رود، حال اينكه مقاله هترينگتون ابتدا دست‌نويس و سپس با كمك ماشين تايپ ثبت شده‌بود. از اين رو هترينگتون پس از چند ساعت تفكر به منشي خود گفت كه تنها صفحه عنوان‌ها را تغيير دهد و نام گربه خانوادگي‌شان كه يك گربه از نژاد سيامي به نام چستر بود را به آن بيافزايد.چستر كه فرزند گربه‌اي به نام ويلارد بود، با نام مستعار اف.دي.سي ويلارد،‌مخفف گربه خانگي چستر ويلارد (Felis Domesticus Chester Willard) در اين مقاله علمي معرفي شده‌است. پس از آن بود كه مقاله پذيرفته شد و اف.دي.سي ويلارد از دانشگاه ميشيگان رسما به يك گربه مولف تبديل شد.دليل اينكه هترينگتون نام يكي از همكارانش را به جاي نام گربه در اين مقاله منتشر نكرد اين بود كه وي علاقه چنداني نداشت كه حاصل مطالعات علمي خود را با فردي كه در اين تحقيقات مشاركتي نداشته،‌ تقسيم كند. هترينگتون مي‌گويد نسبت به اين موضوع كه شهرت و درآمد دانشمندان براساس خروجي علمي آنها تعيين مي‌شود آگاهي داشته‌است و قصد نداشته با تقسيم كردن موفقيتش آن را با ديگري شريك شود.پس از انتشار، 10 نفر از دوستان هترينگتون نسخه امضا شده اين مقاله را دريافت كردند و چستر نيز اين شانس را داشت كه اثر پنجه خود را در كنار نامش به يادگار ثبت كند. با اين همه هويت اين گربه تا زماني كه در يك نشست علمي يك متقاضي درخواست كرده‌بود با وي صحبت كند براي افراد خارج از دانشگاه افشا نشد.اف.دي.سي ويلارد يك بار ديگر مقاله‌اي در يك نشريه فرانسوي به نام La Recherche منتشر كرد، اين‌بار به عنوان تنها نويسنده مقاله و پس از آن بود كه به دست فراموشي سپرده شد. اما در اول آوريل سال 2014 انجمن فيزيك آمريكا اعلام كرد تمامي مقالاتي كه نام يك گربه در آنها به عنوان نويسنده ذكر شده‌است،‌در معرض استفاده عموم قرار خواهند گرفت.
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، خاطره‌ای از وی را که در تاریخ 12 شهریور سال 1370 نوشته بود منتشر کرده‌است.متن این خاطره به شرح زیر است:تا ساعت ده صبح كار كردم. شب‌هايي كه در دفترم مي‌مانم، به خاطر حضور از اول صبح، وقت بيشترى براى كار دارم و رفت و آمد وقتم را نمى‌گيرد.دانش‌آموزان شاهد آمدند. مسئول‌شان گزارش تحصيلى را داد و من هم صحبتى تشويق‌آميز نمودم. على‌رغم امكانات فراوان بنياد شهيد و گرفتن مدارس خوب كشور، از كمبود امكانات گفتند.آقاى [سيدرضا]زواره‌اى، [رييس سازمان ثبت اسناد و املاك]آمد. گزارش سفر به اروپا براى طرح كاداستر[= نقشه برداري ثبتي] را داد. مطابق معمول مقدارى انتقاد نمود. از مماشات من با تندرو‌ها و از سوءاستفادة آنها از امكانات دولت براى كارشكنى، اظهار نگرانى كرد.آقاى [محمدتقي]مصباح يزدى با همكارانش در بنياد امام باقر(ع) آمدند. براى اعزام طلاب به خارج، ساخت مدرسه و رسميت يافتن موسسه استمداد كردند؛ قول كمك و حواله مصالح دولتى براى ساختمان دادم. [آقاي محمد سعيدي كيا]، وزير راه و ترابري آمد. گزارشي از وضع حمل و نقل و مشكلات اجراى طرح‌ها داد و كمك خواست. ظهر بچه‌ها هم آمدند؛ با هم غذا خورديم.عصر شوراى عالى امنيت ملى جلسه داشت. بررسي اوضاع شوروى در دستور بود؛ موارد با اهميت را ارزيابى كرديم. برنامه توسعه روابط با جمهورى‌هاى مسلمان‌نشين[آسياي ميانه]تعيين شد. خبرى كه موضع‌مان را نشان مى‌دهد، آماده كرديم. قرار شد هيأت‌هايى براى ملاقات با گورباچف به مسكو و سپس به جمهورى‌ها، براى شناخت امكانات و نيازهاي‌شان و راه‌هاى توسعه همكارى‌ها اعزام كنيم.دكتر [حسن]روحانى، [دبير شوراي عالي امنيت ملي]، به دفتر آمد و دربارة ضرورت پيگيرى جدى‌تر مسأله آتش سوزى‌ها گفت؛ احتمال عمدى بودن مى‌رود، گرچه هنوز دليل نداريم.شب در دفترم ماندم چون عفت هنوز بسترى است. درد دارد و نگران است؛ گرچه دكترها نگرانى ندارند و سطحى مى‌دانند.
رییس دانشگاه پیام نور می گوید چهار نفر از اعضای کابینه دولت جمهوری اسلامی افغانستان اعم از وزیر و یا والی این کشور از دانش آموختگان دانشگاه پیام نور بوده اند.به گزارش ایرنا، دانشگاه پیام نور دو شعبه در شهرهای هرات و کابل افغانستان دارد.علی اصغر رستمی ابوسعیدی  اظهار داشت: دانشگاه پیام نور اقدامات مناسب و مطلوبی در راستای جذب دانشجویان خارجی داشته است.وی گفت: هم اکنون هفت هزار دانشجوی خارجی در مراکز داخلی دانشگاه پیام نور مشغول تحصیل هستند و ما در پی افزایش تعداد آنان هستیم.رییس دانشگاه پیام نور افزود: این دانشگاه هم اکنون از کشورهایی چون کانادا، ایتالیا، سوئد، هند، افغانستان، امارات ، آذربایجان و چند کشور دیگر دانشجو دارد.وی ادامه داد: همچنین قصد داریم دانشجویان خارجی در مراکز دانشگاه پیام نور را با محتوای زبان های عربی و فارسی بیشتر آشنا کنیم.رستمی ابوسعیدی خاطرنشان کرد: هیچکدام از دانشجویان خارجی در داخل کشور بورسیه نبوده و با هزینه های شخصی خود تحصیل می کنند.وی در ادامه تصریح کرد: فقط در جذب دانشجویان خارجی بر اساس تفاهمنامه ، 10 درصد متقاضیان افغانی ادامه تحصیل در دانشگاه پیام نور بورسیه می شوند.رییس دانشگاه پیام نور اظهار داشت: هم اکنون مراکز دانشگاه پیام نور در کشور افغانستان میزبان یک هزار و 400 دانشجو هستند.وی با بیان اینکه بر اساس رنکینگ جهانی، دانشگاه پیام نور جزو 10 دانشگاه برتر کشور است افزود: نام سه تن از اساتید دانشگاه پیام نور بین 100 دانشمند برجسته جهان اعلام شده است.