خبر ويژه
آرمان: جمع كثيري از راي دهندگان به روحاني پشيمانند6 اردیبهشت – 97
آرمان: جمع كثيري از راي دهندگان به روحاني پشيمانند6 اردیبهشت – 97
اینکه چیز مهمی نیست . برای اینکه چنانچه یک همه پرسی آزاد برگزارشود همان آرای
ادعایی 98.2% موافق نمایش 12 فروردین
58 اکنون آنانی که درقید حیات اند به
اضافه نسل جوان پس از آن همگی آرای شان مخالف رژیم ولایت فقیه است. قبول نداری
آزمایش کنید تاکورشود هرکه ناتواند به بینید.
يک
روزنامه اصلاح طلب نوشت: جمع کثيري از حاميان روحاني از راي خود اعلام پشيماني مي
کنند.
روزنامه آرمان در تحليلي نوشت: دولت دوازدهم در حالي وارد دومين سال استقرارش مي شود که شرايط اجتماعي همچنان با مشکلات درگير است. اين امر سبب شده که کنشگران اجتماعي در موضع نقد و نفي دولت قرار بگيرند. خاصه اينکه جمعيت کثيري از حاميان انتخاباتي دولت در اين جمع قرار دارند و گاه از راي خود اعلام پشيماني نموده اند. با اين حال اين سوال موجه مي نمايد که دولت دکتر حسن روحاني در چه موقعيتي قرار دارد؟ چگونه نقدي بر آن دولت رواست؟ راهبرد خروج از بحران چيست؟
آرمان مي افزايد: ماهيت انتخاباتي آقاي روحاني بر حجمي وسيع از وعده ها تکيه داشت. مطالعات تطبيقي نشان مي دهد که طيف انتظارات ايجاد شده براي طبقه متوسط بيش از هر رئيس جمهور ديگري بوده است. اين مسئله خود ناشي از شرايط اقتصادي سياسي دولت هاي نهم و دهم بوده و به علاوه بسيج جمعي نيروهاي اصلاح طلب و اعتدالي در جهت رفرم و تزريق اميد به جامعه. بيان و زبان آقاي روحاني نيز به اين انتظارات دامن زد و فهرست بلندبالايي را بر دست دولت نهاد که مي بايست انجام مي داد. سرمايه اجتماعي دولت دوازدهم مهم ترين سرمايه قدرت وي بوده است که در رقابت با ديگران، آن را بر کرسي رياست جمهوري نشاند. اکنون به واسطه آن مصائب فوق الذکر، اين سرمايه اجتماعي دچار ريزش شده است. نقدها و حملات به دولت از سوي حاميان مردمي اش نيز رقم خورده است. راي دهندگان روحاني بعضا سرخورده اند. بخشي از نخبگان فرهنگي و سياسي که در ستاد آقاي روحاني فعال بودند اکنون از راي خود ابراز پشيماني مي کنند. بحران ارز گله گزاري ها را دامن زد. لذا مي توان اين موج را دومين موج نقد راي دهندگان نسبت به دولت حاضر دانست.
نگارنده معتقد است به رغم ناوارد بودن چنان نقدهايي، بايد عنوان نمود که کابينه دولت نياز به بازسازي دارد. کارکرد دولت مي تواند و بايد از آنچه اکنون است، بهتر گردد. وزارتخانه هاي اقتصاد، آموزش و پرورش، علوم، رئيس بانک مرکزي و... مي توانند و بايد در رده بالاتري از کارايي قرار گيرند. کيفيت بخش هاي زيرمجموعه اين وزارتخانه ها در برخي موارد تاسف انگيز و تشديدکننده مشکلات است. همچنين اين نقد به شخص رئيس جمهور وارد است که در مصاحبه هاي ادواري اش از توصيف شرايط نامطلوب کشور شانه خالي مي کند و تصويري از پيشرفت ارائه مي دهد که براي عموم مردم باورپذير نيست. چنان که آدمي مردد مي گردد که مقصود رئيس جمهور از اين حجم توفيق و رفاه در گزارشات، درباره کدام کشور است؟
روزنامه آرمان در تحليلي نوشت: دولت دوازدهم در حالي وارد دومين سال استقرارش مي شود که شرايط اجتماعي همچنان با مشکلات درگير است. اين امر سبب شده که کنشگران اجتماعي در موضع نقد و نفي دولت قرار بگيرند. خاصه اينکه جمعيت کثيري از حاميان انتخاباتي دولت در اين جمع قرار دارند و گاه از راي خود اعلام پشيماني نموده اند. با اين حال اين سوال موجه مي نمايد که دولت دکتر حسن روحاني در چه موقعيتي قرار دارد؟ چگونه نقدي بر آن دولت رواست؟ راهبرد خروج از بحران چيست؟
آرمان مي افزايد: ماهيت انتخاباتي آقاي روحاني بر حجمي وسيع از وعده ها تکيه داشت. مطالعات تطبيقي نشان مي دهد که طيف انتظارات ايجاد شده براي طبقه متوسط بيش از هر رئيس جمهور ديگري بوده است. اين مسئله خود ناشي از شرايط اقتصادي سياسي دولت هاي نهم و دهم بوده و به علاوه بسيج جمعي نيروهاي اصلاح طلب و اعتدالي در جهت رفرم و تزريق اميد به جامعه. بيان و زبان آقاي روحاني نيز به اين انتظارات دامن زد و فهرست بلندبالايي را بر دست دولت نهاد که مي بايست انجام مي داد. سرمايه اجتماعي دولت دوازدهم مهم ترين سرمايه قدرت وي بوده است که در رقابت با ديگران، آن را بر کرسي رياست جمهوري نشاند. اکنون به واسطه آن مصائب فوق الذکر، اين سرمايه اجتماعي دچار ريزش شده است. نقدها و حملات به دولت از سوي حاميان مردمي اش نيز رقم خورده است. راي دهندگان روحاني بعضا سرخورده اند. بخشي از نخبگان فرهنگي و سياسي که در ستاد آقاي روحاني فعال بودند اکنون از راي خود ابراز پشيماني مي کنند. بحران ارز گله گزاري ها را دامن زد. لذا مي توان اين موج را دومين موج نقد راي دهندگان نسبت به دولت حاضر دانست.
نگارنده معتقد است به رغم ناوارد بودن چنان نقدهايي، بايد عنوان نمود که کابينه دولت نياز به بازسازي دارد. کارکرد دولت مي تواند و بايد از آنچه اکنون است، بهتر گردد. وزارتخانه هاي اقتصاد، آموزش و پرورش، علوم، رئيس بانک مرکزي و... مي توانند و بايد در رده بالاتري از کارايي قرار گيرند. کيفيت بخش هاي زيرمجموعه اين وزارتخانه ها در برخي موارد تاسف انگيز و تشديدکننده مشکلات است. همچنين اين نقد به شخص رئيس جمهور وارد است که در مصاحبه هاي ادواري اش از توصيف شرايط نامطلوب کشور شانه خالي مي کند و تصويري از پيشرفت ارائه مي دهد که براي عموم مردم باورپذير نيست. چنان که آدمي مردد مي گردد که مقصود رئيس جمهور از اين حجم توفيق و رفاه در گزارشات، درباره کدام کشور است؟