گزیده ها 11 خرداد - 99
شرّ خود را کم کنید دولت میتواند خدمت کند
شرّ خود را کم کنید دولت میتواند خدمت کند
صادق زیباکلام با
اعتماد به نفس بینظیر - و البته به شیوه سر به زیر برف فرو بردن!- در حال توجیه
برعکس از آب درآمدن وعدههای برجامی است.
وی ضمن یادداشتی در روزنامه آرمان و درباره آغاز به کار مجلس یازدهم نوشت: انتظار میرود نمایندههایی که به طیف تندرو نزدیکی و تعلق خاطر دارند، یکی پس از دیگری در نطقهای افتتاحیه، دولت روحانی را به باد حملات و انتقادات شدید بگیرند و در عرصه داخلی آن را متهم به برنامههای ناموفق اقتصادی کرده، تورم بالای 30 درصد و کسر بودجه را که حداقل شامل نیمی از هزینههای سال جاری تخمین زده میشود، دلیلی روشن بدانند. البته به زبان سادهتر میشود گفت که در ماه سوم سال جاری هم چندان روشن نیست که دولت میخواهد نیمی از هزینههایش را از کجا جبران کند. علاوه بر این، دولت را به خاطر عدم مدیریت صحیح توزیع خودرو و کرونا مورد انتقاد و حمله قرار خواهند داد.
بیکاری و... موضوعات دیگری خواهند بود که علیه دولت بیان میشود برخی از آنان حتی صحبت از استیضاح و برکناری دولت را مطرح خواهند کرد و در یک کلام احتمالاً مجلس یازدهم ظرف روزهای آینده به گونهای سخن خواهند گفت که تمام مشکلات و مصائب کشور ناشی از عملکرد دولت دوازدهم است. صد البته که توجهی به ریشههای اصلی مشکلات نخواهند شد. دولت را متهم خواهند نمود که نتوانسته اقتصاد مقاومتی را دنبال کند تا تحریمها نتوانند به اقتصاد ایران آسیب وارد کنند و در عین حال این سخن را مطرح نمیکنند که علت تحریمها چه بوده است؟ گیریم که دولت روحانی نتوانسته گامهای اصولی در زمینه اقتصاد مقاومتی بردارد اما چرا تحریمها به وجود آمدند.
وی میافزاید: اینها مسائلی است که به آن نخواهند پرداخت. برخی از آنها به ریشهها و علتها خود را کمتوجه نشان خواهند داد و همه توان خود را در تمرکز بر معلولها به کار خواهند بست. یعنی همان سیاستی که بیش از 3 سال است در مورد دولت به کار بستهاند و به گونهای در شیپور خود میدمند که گویی فقط روحانی است که کار خود را درست انجام نمیدهد و سایر بخشها همه درست مشغول انجام وظیفه بودهاند و مثل ساعت با دقت کار میکردند و مشکل فقط عملکرد دولت روحانی بوده است. آتش توپخانه سه سال است که دولت دوازدهم را گلولهباران میکند و مردم کلام دیگری جز حمله به روحانی نشنیدهاند. اما از سال آینده دیگر دولت روحانی وجود نخواهد داشت، آن زمان باید دید که آنها میخواهند مشکلات را بر سر چه کسی خالی کنند. چون دیگر ظریف، نوبخت و روحانی در کار نیستند.
زیباکلام در پایان نوشت: واقع مطلب این است که هرکس دیگری هم رئیسجمهور شود تفاوت چندانی با آقای روحانی نخواهد داشت چرا که وقتی قرار است به عنوان مثال در بودجه سال 99 براساس یک میلیون بشکه صادرات نفت بسته شود و در نتیجه تحریمها نمیتوانیم یک میلیون بشکه صادر کنیم، هرکس دیگری که جای آقای روحانی باشد، چه گامی میتواند بردارد؟
درباره این نوشته گفتنی است؛ آقای زیباکلام، متواضعانه(!) خود را پشت دولت پنهان میکند وگرنه کیست که نداند شخص وی و هممسلکانش چگونه در دو سال منتهی به اعلام توافق برجام (و حتی قبل از آن) چگونه اعتماد به شیطان بزرگ و لغو همه تحریمها از این طریق را تئوریزه میکردند.
زیباکلام در حالی میپرسد «چرا تحریمها به وجود آمدند؟» که قبلاً او و همطیفانش مدعی بودند با واگذاری امتیازات نابجا به آمریکا، «همه تحریمها لغو میشود و حتی مشکل آب خوردن و آلودگی هوا و اشتغال و تولید برطرف میگردد» در واقع سؤال اصلی که از آن میگریزند این است که چرا وعدههای برجامی برعکس از آب درآمد و به هشدارهای کارشناسان منتقد وقعی نهاده نشد هیچ، که مورد تمسخر و استهزاء و هجو قرار گرفت؟! چرا دولت برجام، همه رکوردهای تورمی را جابهجا کرد و ارزش پول ملی را به حداقل رساند؟
نکته بعدی این است که آقای زیباکلام میگوید یک سال دیگر که دولت روحانی نبود، منتقدان چه حرفی برای گفتن دارند. به عبارت دیگر متأسفانه ایشان این اطمینان را به مردم میدهد که مدیریت مورد حمایت وی، قرار نیست در این یک سال باقی مانده نیز تحرکی انجام دهد!
این نوع سیاستورزی مسموم و ناامید کننده در حالی است که هر گاه دولت از چارچوبهای ذهنی آلوده فاصله گرفت و اندکی به گفتمان انقلابی و تدبیر مستقل نزدیک شد، مجال کارهای بزرگ پدید آمد.
چنان که در موضوع کرونا،وقتی ناامیدی در غرب و لغو تحریمها حتی در حد دارویی نیز مسجل شد و دولت به نیروهای داخلی مجال تولید و همافزایی و به میدان آمدن را داد، کشور نه تنها در مهار نسبی کرونا موفق شد، بلکه توانست برخی محصولات مورد نیاز برای مهار کرونا را به کشورهایی مانند آلمان و ترکیه صادر کند.
یا در موضوع تحریمهای نفتی، وقتی با تصمیم نظام قرار شد نفتکشهای ایرانی به طور رسمی به ونزوئلا بنزین تولید پالایشگاههای ایران را بفروشند، تحریمها شکست خورد و آمریکاییها مجبور به عقبنشینی شدند. یقیناً همین امروز اگر دولت دست رد به افراد و ایدههای غربگرایانه بزند، خواهد توانست بخشی از فرصتسوزیهای هفت ساله را جبران کند. تجربه تجارت چند میلیارد دلاری با عراق (چندین برابر کل تجارت با اروپا) و مبادلات با ونزوئلا و نیز تجربه همکاری با کشورهایی مانند چین و روسیه نشان میدهد که جامعه جهانی فقط آمریکا و 3 دولت خبیث اروپایی نیستند.
وی ضمن یادداشتی در روزنامه آرمان و درباره آغاز به کار مجلس یازدهم نوشت: انتظار میرود نمایندههایی که به طیف تندرو نزدیکی و تعلق خاطر دارند، یکی پس از دیگری در نطقهای افتتاحیه، دولت روحانی را به باد حملات و انتقادات شدید بگیرند و در عرصه داخلی آن را متهم به برنامههای ناموفق اقتصادی کرده، تورم بالای 30 درصد و کسر بودجه را که حداقل شامل نیمی از هزینههای سال جاری تخمین زده میشود، دلیلی روشن بدانند. البته به زبان سادهتر میشود گفت که در ماه سوم سال جاری هم چندان روشن نیست که دولت میخواهد نیمی از هزینههایش را از کجا جبران کند. علاوه بر این، دولت را به خاطر عدم مدیریت صحیح توزیع خودرو و کرونا مورد انتقاد و حمله قرار خواهند داد.
بیکاری و... موضوعات دیگری خواهند بود که علیه دولت بیان میشود برخی از آنان حتی صحبت از استیضاح و برکناری دولت را مطرح خواهند کرد و در یک کلام احتمالاً مجلس یازدهم ظرف روزهای آینده به گونهای سخن خواهند گفت که تمام مشکلات و مصائب کشور ناشی از عملکرد دولت دوازدهم است. صد البته که توجهی به ریشههای اصلی مشکلات نخواهند شد. دولت را متهم خواهند نمود که نتوانسته اقتصاد مقاومتی را دنبال کند تا تحریمها نتوانند به اقتصاد ایران آسیب وارد کنند و در عین حال این سخن را مطرح نمیکنند که علت تحریمها چه بوده است؟ گیریم که دولت روحانی نتوانسته گامهای اصولی در زمینه اقتصاد مقاومتی بردارد اما چرا تحریمها به وجود آمدند.
وی میافزاید: اینها مسائلی است که به آن نخواهند پرداخت. برخی از آنها به ریشهها و علتها خود را کمتوجه نشان خواهند داد و همه توان خود را در تمرکز بر معلولها به کار خواهند بست. یعنی همان سیاستی که بیش از 3 سال است در مورد دولت به کار بستهاند و به گونهای در شیپور خود میدمند که گویی فقط روحانی است که کار خود را درست انجام نمیدهد و سایر بخشها همه درست مشغول انجام وظیفه بودهاند و مثل ساعت با دقت کار میکردند و مشکل فقط عملکرد دولت روحانی بوده است. آتش توپخانه سه سال است که دولت دوازدهم را گلولهباران میکند و مردم کلام دیگری جز حمله به روحانی نشنیدهاند. اما از سال آینده دیگر دولت روحانی وجود نخواهد داشت، آن زمان باید دید که آنها میخواهند مشکلات را بر سر چه کسی خالی کنند. چون دیگر ظریف، نوبخت و روحانی در کار نیستند.
زیباکلام در پایان نوشت: واقع مطلب این است که هرکس دیگری هم رئیسجمهور شود تفاوت چندانی با آقای روحانی نخواهد داشت چرا که وقتی قرار است به عنوان مثال در بودجه سال 99 براساس یک میلیون بشکه صادرات نفت بسته شود و در نتیجه تحریمها نمیتوانیم یک میلیون بشکه صادر کنیم، هرکس دیگری که جای آقای روحانی باشد، چه گامی میتواند بردارد؟
درباره این نوشته گفتنی است؛ آقای زیباکلام، متواضعانه(!) خود را پشت دولت پنهان میکند وگرنه کیست که نداند شخص وی و هممسلکانش چگونه در دو سال منتهی به اعلام توافق برجام (و حتی قبل از آن) چگونه اعتماد به شیطان بزرگ و لغو همه تحریمها از این طریق را تئوریزه میکردند.
زیباکلام در حالی میپرسد «چرا تحریمها به وجود آمدند؟» که قبلاً او و همطیفانش مدعی بودند با واگذاری امتیازات نابجا به آمریکا، «همه تحریمها لغو میشود و حتی مشکل آب خوردن و آلودگی هوا و اشتغال و تولید برطرف میگردد» در واقع سؤال اصلی که از آن میگریزند این است که چرا وعدههای برجامی برعکس از آب درآمد و به هشدارهای کارشناسان منتقد وقعی نهاده نشد هیچ، که مورد تمسخر و استهزاء و هجو قرار گرفت؟! چرا دولت برجام، همه رکوردهای تورمی را جابهجا کرد و ارزش پول ملی را به حداقل رساند؟
نکته بعدی این است که آقای زیباکلام میگوید یک سال دیگر که دولت روحانی نبود، منتقدان چه حرفی برای گفتن دارند. به عبارت دیگر متأسفانه ایشان این اطمینان را به مردم میدهد که مدیریت مورد حمایت وی، قرار نیست در این یک سال باقی مانده نیز تحرکی انجام دهد!
این نوع سیاستورزی مسموم و ناامید کننده در حالی است که هر گاه دولت از چارچوبهای ذهنی آلوده فاصله گرفت و اندکی به گفتمان انقلابی و تدبیر مستقل نزدیک شد، مجال کارهای بزرگ پدید آمد.
چنان که در موضوع کرونا،وقتی ناامیدی در غرب و لغو تحریمها حتی در حد دارویی نیز مسجل شد و دولت به نیروهای داخلی مجال تولید و همافزایی و به میدان آمدن را داد، کشور نه تنها در مهار نسبی کرونا موفق شد، بلکه توانست برخی محصولات مورد نیاز برای مهار کرونا را به کشورهایی مانند آلمان و ترکیه صادر کند.
یا در موضوع تحریمهای نفتی، وقتی با تصمیم نظام قرار شد نفتکشهای ایرانی به طور رسمی به ونزوئلا بنزین تولید پالایشگاههای ایران را بفروشند، تحریمها شکست خورد و آمریکاییها مجبور به عقبنشینی شدند. یقیناً همین امروز اگر دولت دست رد به افراد و ایدههای غربگرایانه بزند، خواهد توانست بخشی از فرصتسوزیهای هفت ساله را جبران کند. تجربه تجارت چند میلیارد دلاری با عراق (چندین برابر کل تجارت با اروپا) و مبادلات با ونزوئلا و نیز تجربه همکاری با کشورهایی مانند چین و روسیه نشان میدهد که جامعه جهانی فقط آمریکا و 3 دولت خبیث اروپایی نیستند.
فراکسیون امید یا فراکسیون امید بر باد ده؟!
عضو ناکام فراکسیون
امید در انتخابات مجلس یازدهم ادعا کرد مجلس دهم امید داد و مجلس یازدهم امید نداد(!)
احمد مازنی عضو فراکسیون امید و نماینده تهران در مجلس دهم بود که در انتخابات اخیر مجلس ترجیح داد حوزه انتخابیه خود را از تهران به گرگان تغییر دهد اما به اعتبار عملکرد نامطلوب خود و همفراکسیونیهایش نتوانست رأی مردم گرگان را جلب کند.
وی پس از این ناکامی، به روزنامه آرمان گفته است: مردم از مجلس دهم انتظار داشتند در مسیر عقلانیت و اعتدال با دولت همسو و همراه باشد. در این مقطع زمانی مردم خواستار وحدت نیروهای معتدل و عقلگرا در مقابل عناصر افراطی بودند که این وحدت با ائتلاف بین اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل شکل گرفت. در چنین شرایطی مردم انتظار داشتند وعدههایی که در زمینه امید، آرامش و رونق اقتصادی به آنها داده شده در راستای دولت تدبیر و امید محقق شود. بنده معتقدم این عوامل نقاط قوت شکلگیری مجلس دهم بود.
وی میافزاید: یکی از اتفاقات مهمی که در دوران مجلس دهم رخ داد حمله داعش و نیروهای تروریستی به مجلس بود که در تاریخ پارلمان در ایران بیسابقه بوده است. این اتفاق به مویی بند بود و ممکن بود سرنوشت مجلس را دگرگون کند. بدون شک اگر تروریستهایی که وارد مجلس شدند به جای اینکه مسیر را اشتباه بروند و وارد طبقات مجلس شوند وارد صحن و یا جایگاه خبرنگاران در بالای سر نمایندگان شده بودند ما با یک حادثه تاریخی بزرگ مواجه میشدیم. بنده معتقدم اگر ما آن روز به دست داعش شهید میشدیم امروز برای کسانی که مجلس را تخریب کرده و نسبت به مجلس دهم کملطفی میکنند، به یک امامزاده تبدیل میشدیم.
مازنی در ادامه درباره مجلس جدید (یازدهم) گفته است: واقعیت این است که مجلس دهم در فضای امید شکل گرفت در حالی که مجلس یازدهم در فضای ناامیدی شکل گرفته است. هنگامی که فضای امید در کشور وجود داشته باشد مردم برای حضور در انتخابات در صفهای طویل میایستند. این در حالی است که در انتخابات مجلس یازدهم چنین اتفاقی رخ نداد.
وی گفت: اگر بخواهیم یک تابلو روی مجلس یازدهم بگذاریم باید مجلس یازدهم را مجلس اقلیت مردم نامگذاری کنیم و نه اکثریت. نمایندگان کنونی نماینده اکثریت مردمی نیستند که در انتخابات شرکت نکردند. مجلس یازدهم عصاره تخریب مجلس دهم است.
این اخراجی خانه ملت توضیح نداده که چگونه مجلس تشکیل نشده، میتواند مردم را ناامید کند؟ در مقابل، درست این است که گفته شود عملکرد بد اکثریت مجلس دهم، شأن و منزلت مجلس را در چشم مردم تنزل داد. طبعاً اگر مجلس دهم و اکثریت ائتلافی آن (مدعیان اعتدال و اصلاحات) کار درخشانی در عرصه خدمتگزاری و گرهگشایی و حفظ شأن مجلس انجام داده بودند، با رأی منفی مردم به فهرستهای چندگانه خود در انتخابات مجلس یازدهم مواجه نمیشدند؛ که مشخصاً خود آقای مازنی هم جزء این ائتلافیون ناکام است و نمیتواند کاهش مشارکت را به نفع جریان اخراجی از خانه ملت مصادره کند.
احمد مازنی عضو فراکسیون امید و نماینده تهران در مجلس دهم بود که در انتخابات اخیر مجلس ترجیح داد حوزه انتخابیه خود را از تهران به گرگان تغییر دهد اما به اعتبار عملکرد نامطلوب خود و همفراکسیونیهایش نتوانست رأی مردم گرگان را جلب کند.
وی پس از این ناکامی، به روزنامه آرمان گفته است: مردم از مجلس دهم انتظار داشتند در مسیر عقلانیت و اعتدال با دولت همسو و همراه باشد. در این مقطع زمانی مردم خواستار وحدت نیروهای معتدل و عقلگرا در مقابل عناصر افراطی بودند که این وحدت با ائتلاف بین اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل شکل گرفت. در چنین شرایطی مردم انتظار داشتند وعدههایی که در زمینه امید، آرامش و رونق اقتصادی به آنها داده شده در راستای دولت تدبیر و امید محقق شود. بنده معتقدم این عوامل نقاط قوت شکلگیری مجلس دهم بود.
وی میافزاید: یکی از اتفاقات مهمی که در دوران مجلس دهم رخ داد حمله داعش و نیروهای تروریستی به مجلس بود که در تاریخ پارلمان در ایران بیسابقه بوده است. این اتفاق به مویی بند بود و ممکن بود سرنوشت مجلس را دگرگون کند. بدون شک اگر تروریستهایی که وارد مجلس شدند به جای اینکه مسیر را اشتباه بروند و وارد طبقات مجلس شوند وارد صحن و یا جایگاه خبرنگاران در بالای سر نمایندگان شده بودند ما با یک حادثه تاریخی بزرگ مواجه میشدیم. بنده معتقدم اگر ما آن روز به دست داعش شهید میشدیم امروز برای کسانی که مجلس را تخریب کرده و نسبت به مجلس دهم کملطفی میکنند، به یک امامزاده تبدیل میشدیم.
مازنی در ادامه درباره مجلس جدید (یازدهم) گفته است: واقعیت این است که مجلس دهم در فضای امید شکل گرفت در حالی که مجلس یازدهم در فضای ناامیدی شکل گرفته است. هنگامی که فضای امید در کشور وجود داشته باشد مردم برای حضور در انتخابات در صفهای طویل میایستند. این در حالی است که در انتخابات مجلس یازدهم چنین اتفاقی رخ نداد.
وی گفت: اگر بخواهیم یک تابلو روی مجلس یازدهم بگذاریم باید مجلس یازدهم را مجلس اقلیت مردم نامگذاری کنیم و نه اکثریت. نمایندگان کنونی نماینده اکثریت مردمی نیستند که در انتخابات شرکت نکردند. مجلس یازدهم عصاره تخریب مجلس دهم است.
این اخراجی خانه ملت توضیح نداده که چگونه مجلس تشکیل نشده، میتواند مردم را ناامید کند؟ در مقابل، درست این است که گفته شود عملکرد بد اکثریت مجلس دهم، شأن و منزلت مجلس را در چشم مردم تنزل داد. طبعاً اگر مجلس دهم و اکثریت ائتلافی آن (مدعیان اعتدال و اصلاحات) کار درخشانی در عرصه خدمتگزاری و گرهگشایی و حفظ شأن مجلس انجام داده بودند، با رأی منفی مردم به فهرستهای چندگانه خود در انتخابات مجلس یازدهم مواجه نمیشدند؛ که مشخصاً خود آقای مازنی هم جزء این ائتلافیون ناکام است و نمیتواند کاهش مشارکت را به نفع جریان اخراجی از خانه ملت مصادره کند.
ترکان: رئیس دولت آینده یک اصولگرا خواهد
بود
مشاور پیشین روحانی میگوید:
رئیس دولت سیزدهم یک اصولگراست.
«اکبر ترکان» عضو ارشد حزب روحانی و مشاور سابق او در گفتوگو با تابناک، درباره انتخابات 1400 و پیروز احتمالی این انتخابات اظهار کرد: من معتقدم که 1400 هم مثل انتخابات اخیر مجلس خواهد شد. چون در انتخابات دوره یازدهم مجلس کاندیدایی که از لحاظ فکری به اصلاحطلبان نزدیکتر بودند تأیید صلاحیت نشدند. بنابر این در نتیجه رقابت فقط بین اصولگرایان بود. لذا آنها در رقابت فرصت نداشتند چون نامزدهای آنها عموماً رد صلاحیت شدند.
وی در پاسخ به این پرسش که بعد از 1400 هم همین پیشبینی را میکنید، تصریح کرد: من معتقدم الان مشی شورای نگهبان این است که در واقع خودش انتخاب میکند و بعد از مردم تأییدیه میگیرد. این نمایندگانی که در مجلس حضور دارند انتخاب شورای نگهبان هستند و مردم فقط این انتخاب را تأیید کردند و رقابت به معنای عادی و متعارف نبوده است.
خبرنگار تابناک در رد ادعای ترکان میگوید: «آقای روحانی و آقای عارف در سال 92 حضور داشتند و در سال 96 آقای جهانگیری و آقای هاشمیطبا به همراه آقای روحانی از جناح اصلاحطلب به رقابت پرداختند، بنابر این به نظر میرسد اکنون بزرگترین مشکل اصلاحطلبان همان سرمایه اجتماعی باشد.» ترکان بدون پرداختن به این واقعیت گفت: من معتقدم که انتخابات ریاستجمهوری 1400 با همان سبک و سیاق انتخابات اسفند ماه 98 خواهد بود و تفاوتی نخواهد داشت.
ترکان در پاسخ به این سؤال که منظورتان از اینکه انتخابات ریاستجمهوری 1400 با همان سبک و سیاق انتخابات اسفند ماه 98 خواهد بود، چیست؟ خاطرنشان کرد: منظورم این است که پیروز این انتخابات هم اصولگرایان هستند و از هم اکنون میتوانم بگویم که ریاستجمهوری سیزدهم به اصولگرایان خواهد رسید.
«اکبر ترکان» عضو ارشد حزب روحانی و مشاور سابق او در گفتوگو با تابناک، درباره انتخابات 1400 و پیروز احتمالی این انتخابات اظهار کرد: من معتقدم که 1400 هم مثل انتخابات اخیر مجلس خواهد شد. چون در انتخابات دوره یازدهم مجلس کاندیدایی که از لحاظ فکری به اصلاحطلبان نزدیکتر بودند تأیید صلاحیت نشدند. بنابر این در نتیجه رقابت فقط بین اصولگرایان بود. لذا آنها در رقابت فرصت نداشتند چون نامزدهای آنها عموماً رد صلاحیت شدند.
وی در پاسخ به این پرسش که بعد از 1400 هم همین پیشبینی را میکنید، تصریح کرد: من معتقدم الان مشی شورای نگهبان این است که در واقع خودش انتخاب میکند و بعد از مردم تأییدیه میگیرد. این نمایندگانی که در مجلس حضور دارند انتخاب شورای نگهبان هستند و مردم فقط این انتخاب را تأیید کردند و رقابت به معنای عادی و متعارف نبوده است.
خبرنگار تابناک در رد ادعای ترکان میگوید: «آقای روحانی و آقای عارف در سال 92 حضور داشتند و در سال 96 آقای جهانگیری و آقای هاشمیطبا به همراه آقای روحانی از جناح اصلاحطلب به رقابت پرداختند، بنابر این به نظر میرسد اکنون بزرگترین مشکل اصلاحطلبان همان سرمایه اجتماعی باشد.» ترکان بدون پرداختن به این واقعیت گفت: من معتقدم که انتخابات ریاستجمهوری 1400 با همان سبک و سیاق انتخابات اسفند ماه 98 خواهد بود و تفاوتی نخواهد داشت.
ترکان در پاسخ به این سؤال که منظورتان از اینکه انتخابات ریاستجمهوری 1400 با همان سبک و سیاق انتخابات اسفند ماه 98 خواهد بود، چیست؟ خاطرنشان کرد: منظورم این است که پیروز این انتخابات هم اصولگرایان هستند و از هم اکنون میتوانم بگویم که ریاستجمهوری سیزدهم به اصولگرایان خواهد رسید.
مسابقه بیکاری و گرسنگی میان آمریکا،
انگلیس و فرانسه
موج بیکاری، ورشکستگی و گرسنگی بر اثر شیوع کرونا، در آمریکا و انگلیس و
فرانسه رو به وخامت است.
طبق آخرین آمار و در حالی که شمار بیکاران در آمریکا از مرز 40 میلیون نفر هم گذشته، نیویورک تایمز در گزارشی تصریح کرد: به گرسنگی در آمریکا به ویژه در میان کودکان رو به تشدید است.
این روزنامه نوشت: گرسنگی در میان کودکان آمریکایی به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. با این حال، برنامه اضطراری که کنگره آمریکا در دو ماه پیش برای کمک به کودکان گرسنه در این کشور ارائه کرد تنها بخش کوچکی از 30 میلیون کودک آمریکایی را که قرار بود مشمول این برنامه شوند تحت پوشش قرار داده است.
براساس تحلیلها و بررسیهای انجام شده توسط نیویورکتایمز، تا 15 مارس تنها حدود 15 درصد کودکان واجد شرایط موفق شده بودند این بستههای حمایتی را دریافت کنند.
میلیونها خانواده همچنان در انتظار هستند طی هفتههای آینده این کمکها را دریافت کنند. با این حال، هنوز 16 ایالت منتظر تایید دولت فدرال برای شروع پرداختها هستند.
براساس تحلیلها و بررسیها، تا 15 ماه مه، در ایالتهای مختلف آمریکا تنها برای حدود 4/4 میلیون کودک کارت اعتباری صادر شده است.
طبق آمار رسمی، از هر 4 نفر آمریکایی شاغل، یک نفر شغل خود را از دست داده است. در انگلیس هم روزنامه گاردین تاکید کرد در اثر وخامت اوضاع اقتصادی، نیمی از مردم این کشور ورشکسته شدهاند.
گاردین نوشت: همهگیری کرونا موجب شده بخشی از مردم حتی نتوانند صورتحسابهای زندگی روزمره خود را بپردازند.
گاردین مینویسد: اگر زمانی از مردم انگلیس خواسته میشد تا فقط یک روز در سال، کالاهای غیرضروری نخرند، مسخره به نظر میرسید، اما اکنون کرونا موجب شده بخشی از جمعیت این کشور، روزها بدون خرید حتی کالاهای ضروری، به سر برند. شماری از مردم انگلیس دیگر به یاد نمیآورند آخرین بار چه زمان باک خودرو را پر کردند، بلیت قطار یا هواپیما خریدند، مبل جدید سفارش دادند و بدین ترتیب، روزهایی بر شماری از مردم انگلیس گذشته است که حتی یک پنس خرید نکردهاند براساس یک پژوهش، 25 درصد از مردم انگلیس، حتی سالها پس از پایان همهگیری جاری نیز قادر نخواهند شد همچون سالیان قبل خرج کنند.
از سوی دیگر شبکه تلویزیونی فرانس 24 گزارش داد که نرخ بیکاری در فرانسه به بالاترین حد تاریخ خود رسیده است.
براساس این گزارش، ویروس کرونا شرایط را برای مقامات فرانسوی سخت کرده است. از سه ما پیش تاکنون فرانسه روند نزولی در اقتصاد داشته و نرخ بیکاری در ماه آوریل به بالاترین سطح و به رقم انفجاری 22/6 درصد رسید که بیسابقه است. بیش از 4 میلیون و 500 هزار فرانسوی در حال حاضر بیکار هستند.
خبرنگار فرانس 24 در گزارشی تصریح کرد: «این نرخ بیکاری بالا، تاریخی است و بیکاری در بالاترین سطح بعد از سال 1996 قرار دارد. در ماه آوریل بیش از 843 هزار نفر بر شمار متقاضیان کار افزوده شد. از این پس فرانسه دارای 5 میلیون و 575 هزار بیکار خواهد بود که هیچگونه فعالیت شغلی ندارند.
طبق آخرین آمار و در حالی که شمار بیکاران در آمریکا از مرز 40 میلیون نفر هم گذشته، نیویورک تایمز در گزارشی تصریح کرد: به گرسنگی در آمریکا به ویژه در میان کودکان رو به تشدید است.
این روزنامه نوشت: گرسنگی در میان کودکان آمریکایی به شکل بیسابقهای افزایش یافته است. با این حال، برنامه اضطراری که کنگره آمریکا در دو ماه پیش برای کمک به کودکان گرسنه در این کشور ارائه کرد تنها بخش کوچکی از 30 میلیون کودک آمریکایی را که قرار بود مشمول این برنامه شوند تحت پوشش قرار داده است.
براساس تحلیلها و بررسیهای انجام شده توسط نیویورکتایمز، تا 15 مارس تنها حدود 15 درصد کودکان واجد شرایط موفق شده بودند این بستههای حمایتی را دریافت کنند.
میلیونها خانواده همچنان در انتظار هستند طی هفتههای آینده این کمکها را دریافت کنند. با این حال، هنوز 16 ایالت منتظر تایید دولت فدرال برای شروع پرداختها هستند.
براساس تحلیلها و بررسیها، تا 15 ماه مه، در ایالتهای مختلف آمریکا تنها برای حدود 4/4 میلیون کودک کارت اعتباری صادر شده است.
طبق آمار رسمی، از هر 4 نفر آمریکایی شاغل، یک نفر شغل خود را از دست داده است. در انگلیس هم روزنامه گاردین تاکید کرد در اثر وخامت اوضاع اقتصادی، نیمی از مردم این کشور ورشکسته شدهاند.
گاردین نوشت: همهگیری کرونا موجب شده بخشی از مردم حتی نتوانند صورتحسابهای زندگی روزمره خود را بپردازند.
گاردین مینویسد: اگر زمانی از مردم انگلیس خواسته میشد تا فقط یک روز در سال، کالاهای غیرضروری نخرند، مسخره به نظر میرسید، اما اکنون کرونا موجب شده بخشی از جمعیت این کشور، روزها بدون خرید حتی کالاهای ضروری، به سر برند. شماری از مردم انگلیس دیگر به یاد نمیآورند آخرین بار چه زمان باک خودرو را پر کردند، بلیت قطار یا هواپیما خریدند، مبل جدید سفارش دادند و بدین ترتیب، روزهایی بر شماری از مردم انگلیس گذشته است که حتی یک پنس خرید نکردهاند براساس یک پژوهش، 25 درصد از مردم انگلیس، حتی سالها پس از پایان همهگیری جاری نیز قادر نخواهند شد همچون سالیان قبل خرج کنند.
از سوی دیگر شبکه تلویزیونی فرانس 24 گزارش داد که نرخ بیکاری در فرانسه به بالاترین حد تاریخ خود رسیده است.
براساس این گزارش، ویروس کرونا شرایط را برای مقامات فرانسوی سخت کرده است. از سه ما پیش تاکنون فرانسه روند نزولی در اقتصاد داشته و نرخ بیکاری در ماه آوریل به بالاترین سطح و به رقم انفجاری 22/6 درصد رسید که بیسابقه است. بیش از 4 میلیون و 500 هزار فرانسوی در حال حاضر بیکار هستند.
خبرنگار فرانس 24 در گزارشی تصریح کرد: «این نرخ بیکاری بالا، تاریخی است و بیکاری در بالاترین سطح بعد از سال 1996 قرار دارد. در ماه آوریل بیش از 843 هزار نفر بر شمار متقاضیان کار افزوده شد. از این پس فرانسه دارای 5 میلیون و 575 هزار بیکار خواهد بود که هیچگونه فعالیت شغلی ندارند.