"خط نشان کشیدن وتهدید کردن فراانسه به خاطر ابراز مخالفت با پروژه ی هسته ای "

نقد وبررسی " آيا در تيم ساركوزي فرد عاقلي هم هست" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 28 شهریورمه سال-1386
"خط نشان کشیدن وتهدید کردن فراانسه به خاطر ابراز مخالفت با پروژه ی هسته ای "
اگر اعلام جنگ کردن در برابر رژیمی که تلاش می کند دسترسی به بمب اتمی داشته باشد وقبل از دسترسی کامل آن کشور دیگری را تهدید به نابودی کامل ومحو کردن از روی نقشه کرده است و سابقه ی دخالت گری در امور داخلی کشورها همسایه ی خود دارد و بیش از 28 سال است که تروریسم وبنیاگرائی صادر کرده است و عراق را به باتلاق کامل فرو برده است وبا راه اندازی جنگ 33 روزه از طریق سپاه پاسداران واسرائیل به سرزمین سوخته شده مبدل کرده است ودر فلسطین جنگ داخلی بر پا کرده و نوار غزه را جدا و تشکیل دولت دست نشانده اسلامی تشکیل داده است. خلاصه در فلسطین دست به کودتا زده است . و رئیس جمهور پاسدارش علناً اعتراف کرده است که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را ورق پاره های بی ارزش و بی اعتبار می داند و تأکید کرده است که اگر 300 تا از اینگونه قطعنامه ها در شورای امنیت سازمان ملل هم به تصویب به رسد بی فایده است و هیچگونه تأثیری در سرعت قطار هسته ای ترمز بریده ودنده ی عقب کنده ندارد که ایشان تصمیم گرفته است به زودی خودش را با این قطار به مرکز تصمیم گیری 8 کشور قدرتمند صاحب بمب اتمی برساند تاکه کنترل مدیریت آن را در اختیار بگیرد و از سهم یک نهمی اتمی جهانی بر خوردار شود. همچنین اعلام کرده است که به زودی خلأ خروج نیروهای نظامی آمریکائی در عراق و منطقه را پر خواهد کرد. حال گذشته از سایر پرونده ی عملکرد بسیار ننگین و ضد بشری که در محکومیت نقض حقوق بشر دارد که رکوردار جهانی می باشد ورتبه دار فرار مغزهاست و هرروز بیش از گذشته در داخل کشور سرکوب می کند و سرهای زیادی را بر دار می کشاند و مطبوعات را توقیف و سانسور می کند وکشورهای همسایه را علناً تهدید می کند. پرسش است که اگر در برابر چنین رژیم وحشی وباج گیر ومهار ناپذیر که محور شرارت ویاغی بین المللی نیز نامیده شده است ایستادگی شود وتسلیم تهدیدهایش نشد . این عمل به معنی غیر عاقلانه بودنست ؟ اگر چنین است پس خمینی که جنگ ضد ملی و ضد مینی 8 ساله ی ایران وعراق را نعمت الهی خواند ودر شرایطی که در دومین سال آغاز جنگ پیشنهاد صلح و آتش بس با پرداخت 10 میلیارد دلار غرامت جنگی از سوی صدام حسین را نه پذیرفت وتا ویرانی کامل هر دو کشور جنگ را ادامه داد تااینکه منتهی به شکست وسر کشی جام زهر شد این عمل ضد انسانی که فقط از انتقام گیری فردی سرچشمه می گرفت چه نام خواهد داشت؟ البته پاسخ را باید سر مقاله نیس روزنامه ی جمهوری اسلامی ولی فقیه پاسخ بدهد که تیتر سرمقاله زده است آيا در تيم ساركوزي فرد عاقلي هم هست؟ البته مشخص است که اینگونه پرسش کردن آب در هاون کوبیدن می باشد. ولی برای باز کردن ماهیت فرصت طالبانه و فرافکنی کردن آی دزد کنان دزد وآدرس غلط دادن شان، ضروریست که چنین سئوال و پرسش هائی شود؟ همانگونه که می بایست پرسش شود که مگر چه زمانی از تاریخ اعزام معاون اول و ویژه پاسدار غلامک وگماشته احمدی نژاد به پاریس می گذرد که با بسته ی سفارشی و پیک مخصوص به فرانسه رفت ودر پشت درب های بسته کاخ الیزه با شراک رئیس جمهر وقت فرانسه دیدار شد و بسته ی هدیده ای کمپانی توتال تحویل داده شد و قول و قرار ها ها گذاشته شد تااینکه فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل رأی مثبت به تحریم اقتصادی پیرامون پرونده ی هسته ای رژیم ندهد . ولی اکنون یک باره با جا به جا شدن رئیس جمهور در فرانسه همه چیز بر هم ریخته شده است؟ در صورتیکه رئیس جمهور جدید فرانسه در یک انتخاب دمکراتیک وآزاد با شرکت اکثریت مردم فرانسه بر گزیده شده است که مطلقاً فرق با شیوه ی انتخاب شدن پاسدار محمود احمدی نژاد دارد که از طریق آرای تقلباتی دو نهاد سپاه پاسداران وبسیج رئیس جمهور شدنش امکان پذیر شد. بلی عجیب است که اکنون انگاری آب بر توی سوراخ مورچگان ریخته شده است که چنین مورچگان سراسیمه شده واز سوراخ خود بیرون زده شده ودر حال فرار کردن داد وهوار و فریاد راه انداخته اند که به شتابید فرار کنید چونکه با آمدن ساوز در فرانسه دنیا را دارد سیل با خودش اینگونه می برد.
"اين نخستين بار نيست كه فرانسه در دوران ساركوزي موضعي خصمانه تر از واشنگتن عليه ايران اتخاذ مي كند و با رفتار غيراصولي در قبال فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران سعي دارد در جاي ديگري از آمريكا امتياز بگيرد. بنظر مي رسد اين موضع پاريس در چارچوب تلاش ساركوزي براي نزديكتر شدن مواضع پاريس به واشنگتن اتخاذ شده و تدريجا ساركوزي سعي دارد جاي « توني بلر » نخست وزير معزول انگليس نزد بوش را بگيرد. بلر در آن دوران از جانب مردم انگليس « سگ دست آموز بوش » لقب گرفته بود كه براي خوشايند اربابش دم تكان مي دهد. درك اين نكته از اهميت زيادي برخوردار است كه نيكلا ساركوزي يك مهاجر مجاري الاصل و يك يهودي زاده است كه بمحض پيروزي وي در انتخابات فرانسه صهيونيست ها در هر گوشه از جهان جشن گرفتند و ورود دوست خود به كاخ اليزه را پيروزي بزرگي براي صهيونيست ها ارزيابي كردند. نكته جالبتر اينكه دقيقا در شرايطي كه عقلاي جهان از موضع جديد فرانسه انتقاد مي كنند صهيونيست ها نخستين گروهي بودند كه از اين مواضع جنون آميز فرانسه عليه ايران استقبال و تجليل كردند"
عجیب ست با ماهیت جنگ افروزانه ای که خمینی داشت وبر طبل جنگ تا رفع فتنه در عام می کوبید وبر صدور تروریسم وبنیادگرائی تأکید بر صدور انقلاب اسلامی می کرد و پیروانش د قیقاً همان دیدگاه خمینی را پیموده اند و در یکی دو سال گذشته آمار نمایش و همایش و رزمایش و مانور های نظامی آبی وخاکی وهوائی سپاه پاسداران وبسیجیان ونیروی انتظامی و نظامی و آزمایش های دور برد موشکی گواه بر آن می باشد که اهداف جنگ طلبانه ی سران رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران چگونه می باشد وتلاش روز افزونی که برای دسترسی به سلاح هسته ای کرده است که جای خود دارد . همچنین گروگا گیری 15 تفنگدار وملوان انگلیس از سوی سپاه پاسداران و ربودن 5 انگلیسی دیر در عراق ودر زندان خود داشتن و همینطور اخیر آزاد کردن دو تبعه ی بلژیکی که یک ماه یش برای اهداف خاص در جاده ی بم – سبستان بلوچستان ربوده شده بودند بیشتر ماهیت تروریستی این رژیم ضد بشر وجنگ افروز تروریستی را نمایان می کند ولی سرمقاله نویس با نادیده گرفتن عملکرد واعمال رژیم تروریستی آخوندی با وارونه گوئی کردن اینگونه در مورد رئیس جمهور فرانسه نظر داده است :
"اين سئوال مهمي است كه براي يافتن پاسخ آن لازم است ماهيت ساركوزي و موقعيت سياسي وي بهمراه ارتباطات آشكار و نهان وي با محافل صهيونيستي به درستي شناسائي شود تا مشخص گردد كه مواضع سياسي ساركوزي عليه ايران حتي از جنس مواضع واشنگتن هم نيست بلكه دقيقا بازگو كننده مواضع صهيونيست ها در قبال ايران است و در واقع افراد گروه ساركوزي دستكم در اين مقوله « بلندگوي صهيونيست ها » شده اند. "
عجیب است که پس از ترک کردن کارکنان روس ها از نیروگاه اتمی بوشهر که در شروع آغاز سال جاری انجام شد و روس ها مورد بدترین اتهامات واقع شدند و پیوسته تأکید می شد که روس ها هرگز غیر قابل اعتماد نبوده اند ونخواهند بود ومی بایست در تلاش شریک جدید بود تا که جایگزین روس ها باشد از جمله فرانسه مورد نظر زمان شیراک بود . ولی با فراموش کردن اینگونه اظهار نظرها اکنون معلوم نیست که چرا همه چیز وارونه شده است و سرمقاله نویس مدعی و منتقد دیروز روس ها اکنون تبدیل به حامی و سخنگوی پوتین شده است و به شیوه ی سیاست شتر گاو پلنگی اینگونه از پوتین رئیس جمهور روسیه دفاع و نقل قول کرده است؟:
شايد اظهارات اخير « پوتين » رئيس جمهور روسيه كه اعلام داشت « اروپا از اتحاد احمقانه با آمريكا دست بردارد » اشاره مستقيمي به سياستهاي همگرائي پاريس دوران ساركوزي در قبال واشنگتن هم بود و كرملين سعي دارد از عواقب سياستهاي جنگ افروزانه بوش اروپا را برحذر دارد.
سرمقاله نویس بدون آنکه به سفر مجتبی ثمره هاشمی مشاور اصلی پاسدار احمدی نژاد به پاریس و دیدار با شیراک ودادن بسته ی سفارشی حاوی واگذاری امتیازات فراوان به کمپانی توتال و دستخوش به خود شیراک اشاره کند ولی اعتراف دیگر ی در مورد قرار دادها وباج دادن ها به کمپانی نفتی توتال وعدم پای بندی آن نسبت به قرار دادهای منعقده کرده که چنین است:
"خوبست به بخش ديگري از مواضع وزير خارجه فرانسه نيز بپردازيم كه شركتهائي همانند توتال را از همكاري با ايران برحذر داشته است . واقعيت اينست كه توتال در طول سالهاي اخير عمدتا با طرف ايراني بازي كرد و كمتر به مسئوليتهاي خود عمل كرد و نتيجه آن شد كه بارها اجراي طرح هاي مشترك مطابق جدول زماني مصوب دچار تاخير گرديد و امروز هم چشم انداز روشني براي اجراي تعهدات توتال وجود ندارد. البته توتال در اين زمينه تنها شركت فرانسوي نبوده و نيست كه از اجراي تعهداتش طفره مي رود. پژو رنو و... نيز تعهداتي در قبال طرفهاي ايراني داشته اند و عموما بطور يكطرفه و تا آنجا كه خواسته اند و توانسته اند تعهدات خود را زير پا گذاشته اند ولي در عوض براي فروش محصولات بنجل فرانسوي سنگ تمام گذاشته اند. "
سرمقاله نویس مهمان نوازی فرانسه از خمینی و جا دادن وی در زیر درخت معجزه گر سیب در پاریس و گذاشتن قول و قرار های پنهانی با استعمار گران را فراموش کرده است . همانگونه که انفجارات وترور های تروریست های اعزامی اش به فرانسه وکشتن مخالفین در پاریس را از یاد برده است و به خاطر نمی آورد که چگونه با دادن باج های بسیار کلان با همکاری دستگاه اطلاعاتی و امنیتی اش با پلیس فاشیست فرانسه چگونه با مریم رجوی و همرزمان ویاران ایشان در پاریس و حومه ی آن بر خورد شد؟ که اکنون اینگونه با کتمان کردن حقایق به گوشه ای از با ج دادن ها به فرانسه اعتراف نموده و البته طلبکاری کرده است:
"هيچكس ماجراي شرم آور ارسال محصولات خوني آلوده به ايدز توسط شركتهاي فرانسوي به سازمان انتقال خون ايران را فراموش نكرده است و معلوم نيست چرا در اين قبيل ماجراها در قبال طرفهاي فرانسوي نرمش نشان داده شده است . فرانسه از فرصت غيبت آمريكا در صحنه سياسي ـ تجاري و صنعتي ايران بيشترين سواستفاده هاي ممكن را بعمل آورده و حالا كه تصور مي كند چاي پاي خود را در صنعت نفت خودرو و... محكم كرده براي كسب امتيازات ديگر از طرف آمريكائي به لگدپراني سرگرم است تا به تيم بوش بفهماند مي تواند جاي بلر در مناسبات اروپائي واشنگتن را بگيرد. بدين ترتيب سئوال جدي امروز ما اينست كه آيا در تيم ساركوزي فرد عاقلي هم هست كه منافع و مصالح فرانسه را درك كند پاسخ اين سئوال هرچه باشد امروزه ساركوزي و دستيارانش در اين مواضع شرم آور خود نيم نگاهي هم به صهيونيست ها دارند. شبكه هاي صهيونيستي فرانسه در اين زمينه بي نقش نبوده اند و شايد وقيح ترين مشوق ساركوزي در ابراز خصومت جنون آميز عليه ايران به حساب آيند. نقش فرانسه در تجهيز ماشين جنگي صدام و در حمايت از تروريست هاي منافق را هم بايستي بر اين مجموعه افزود. فرانسه براي يك دوره طولاني پناهگاه تروريست هاي ضد ايراني بود و هنوز هم پاريس براي ابراز دشمني كوركورانه عليه ملت ايران وسوسه مي شود. "
بالاخره سرمقاله نویس در پایان از موضع ام القرا ورهبریت جهان اسلام وکشورهای نفت خیز منطقه بودن رژیم تروریستی آخوندی اینگونه رئیس جمهور فرانسه را تهید وتحقیر کرده است:
فرانسه حتي در دنياي اسلام نيز كارنامه سياهي دارد و خوشنام نيست . ساركوزي و دستيارانش تصور نكنند با گرفتن جاي بلر در نزد بوش امتيازي گرفته اند و چيزي به دست آورده اند بلكه بعكس در شرايطي كه بوش و دستيارانش درمانده و ناتوانند و به دنبال « شريك جرم » تازه اي در جستجو هستند همدستي و همداستاني با تيم مفلوك بوش يك حماقت بزرگ سياسي محسوب مي شود. محاسبات و مناسبات سياسي و حتي موقعيت ژئواستراتژيك منطقه در پرتو « نهضت جهاني اسلام » و موج عظيم بيداري اسلامي تغيير كرده و همچنان در جهت تثبيت و تقويت نقش مسلمانان درحال تحول است . « امنيت انرژي » و مولفه هاي قدرت اقتصادي ـ سياسي در خاورميانه با تحولات پردامنه در دنياي اسلام گره خورده است"

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس به روشنی در مقاله ی خود با تناقض گوئی ها و اعترافات و افشاگری هائی که کرده است خودش هوار زده است که رژیم تروریستی بد جوری از اتخاذ تصمیم دولت فرانسه ترسیده ووحشت زده شده است و چگونه همچون گرگ تیر خورده به خودش می پیچید و زوزه می کشد ویا اینکه همچون ماهی برقلاب گیر کرد ای شده ا ست که برای نجات خودش شلاق کش خود را بر روی آب و صخره ساحل یا خزه های درون آب می زند تا شاید که بتواند از دام قلاب رهائی یابد. ولی هر چه بیشتر تلاش می کند قلاب گیر در دهانش بیشتر موجب آزار واذیت کردنش می شود و راه نجات هم برایش متصور نمی باشد. بنابراین تلاش های مذبوحانه تهدید کردن فرانسه اتفاقاً موجب خواهد شد که سایر کشورهای اروپائی بیشتر متوجه شوند که ماهیت واقعی این ررژیم قرون وسطائی و غیر متعارف چگونه است و در نهایت مجبور شوند راه ومسیر فرانسه را بر انگیزنند تا مردم ایران وعراق و خاورمیانه و خلاصه مردم جهان را از وحشت کاوس ترور و رشد خطر صدور بنیادگرائی قبل از دسترسی اش به سلاح اتمی و فاجعه ی انسانی غیر قابل پیش بینی نجات دهند
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 28 شهریورماه سال-1386

"بازهم بازی کردن با کروبی از موضع برج در برابر بارو"

نقد وبررسی " نهضت اعتدال در جبهه اصلاحات (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه شهریور ماه27 سال 1386"بازهم بازی کردن با کروبی از موضع برج در برابر بارو"
تازمانی که این رژیم عوامفریب و شامورتی باز ودروغگو بر سر کار است و مطبوعات و قلمزنی در اختیار پاسداران وبازجویان با سابقه ی اطلاعاتی و امنیتی می باشد که به شیوه ی تصویر مار کشی و مار قالب کردن وپاک نمودن صورت مسئله و خلاصه شیوه چماق و هویج فعال می باشند ویکه تاز عرصه ی مطبوعات و رسانه ای می باشند، هیچگونه چشم اندازی در بازتاب دادن نه حقایق وجود دارد ونه اینکه هیچ افقی وجود دارد که امکان تغییر شرایط موجود و تلاش برای انحراف کشاندن اذهان عمومی همچون گذشته وجود نداشته باشد وهمچون همین پاسدار یادداشت روز نویس شده دست به وارونه گوئی نزند . از سوی دیگر شیوه ی تحریف گری و روش کتمان کردن حقایق در بستر خاک پاشیدن بر توی چشمان مردم برای نادیدن جنگ قدرت باندی و جناحی در راستای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم وحواله دادن به عامل مقصر رقیب شکست خورده یا رقیب می باشد . برای همین است که یادداشت روز نویس با علم کردن یک آخوند پیر خرفت وقدرت طلب و کینه ای به نام کروبی بهانه ی منا سب گیر آورده است تا در زمان برگزاری نمایشات خیمه بازی انتخاباتی پیوسته برایش لوطی شود و وی را هرطوری که می خواهد به بازی به گیرد وبازی می کند تا که چپ و راست جای دوست ودشمن نشان به دهد. البته این آخوند نیز به نیت اینکه شاید دوباره شانس برایش یافت شود که جای پائی بر کرسی قدرت داشته باشد. بنابراین سربازجو اسدار حسین شریعتمداری دقیقاً نقظه ضعف این آخوندرا گیر آورده است و از موضع برج در برابر بارو با این علیه تندروهای دوم خردادی مانور می دهد. اگر نه این آخوند اگر واقعاً فهم وشعور داشت نمی باست با آن 3 بار درود وسپاس بر شاهنشاه گفتنش که برای آزادی از زندان زمان شاه بود دیگر نمی بایست که وارد سیاست وقدرت اجرائی می شد . ولی ثابت کرده است که چون آخوند حکومتی می باشد و آن سپاس را در ست برای کسب قدرت گفته بود وهمچنان از همان شیوه پیروی می کند که البته فرقی با سایر آخوندهای حکومتی همچون رفسنجانی و خامنه ای ندارد . اگر نه در این رژیم قرون وسطائی و ضد بشری که یک ولی فقیه دارد که همکاره است و خودش دست نشانده ی سپاه پاسداران این ارگان فاشیستی و باند مافیائی می باشد که در این رژیم اصلاحات معنی و مفهوم ندارد که اصلاح طلب تندرو وکند رو رادیکال ومحافظه کار وجود داشته باشد. برای همین آنقدر این بازی و تقسیم بندی اصلاح طلب و اصولگرا مبهم وگنگ وکمدی ونامفهوم وبی ربط می باشد که یک پاسدار سر بازجو ویادداشت روز نویس شده چنین از موضع لوطی می تواند با آخوند کروبی بازی کند وخصلت واهداف وادا و اطوار های متغیرش را به نمایش بگذارد یا در حقیقت وی را کوک کند و چنین به رقصاندش :
"گفت چه كساني در كدام طرف مي ايستند. مبارزه با افراطي گري در وهله اول يك استراتژي طراحي شده از ناحيه برخي عقلا در جبهه اصلاحات است تا شانس پيروزي خود را در انتخابات مجلس هشتم بالا ببرند. حتي وقتي شخصيتي چون مهدي كروبي از اينكه «جماعتي از تندروها كه هيچ نقشي در موفقيت هاي قبلي نداشته اند، همه كاره جبهه اصلاحات شده اند» گله مي كند، مسلماً مقاصد انتخاباتي درصدر اهدافي قرار دارد كه او با بيان اين سخنان درصدد دستيابي به آنهاست"
البته شیوه ای که پاسدار یادداشت روز نویس بکار گرفته است برای شکستن هر چه بیشترآرای انتخاباتی در برگزاری نمایش انتخابات خیمه شب بازی مجلس هشتم با ایجاد اختلاف انداختن میان اینان ودامن زدن به آنست که هدف بازنده شدن نهائی آنان می باشد. اگر تند رو گفتن ومبارزه با آن کردن، این نه داستان دیگ به دیگ روسیاه گفتن می باشد . برای اینکه منتقد خودش جزو رایکال وتندرو ترین باندهای مافیائی اطلاعاتی و امنیتی متحجر تر از رقیب می باشد که کنون از موضع فرار به جلو وارونه گوئی کردن تندروهای اصلاح طلب رقیب را سرزنش می کند و آنان را عامل شکست می داند. در صورتیکه عامل بازی باخت در اینگونه بازی برد وباخت از سوی آخوند کروبی که رئیس مجلس ششم بود ونامه ی حکومتی ولی فقیه را در آغاز مجلس ششم خواند ومجلس ششم مدعی اصلاح طلب شروع شده را به پایان رساند و سپس مجبور کرد که بقیه نمایندگان مجلس اصلاح طلب نیز تسلیم شوند ویا به مرور تسلیم شوند وخط کروبی را انتخاب کنند که آنقدر به قدرت چسبیده وعلاقه دارد که انکار در زمان تولد ابتدا منبر جلوتر از وی آمده و بعداً وی متولد شده تا که برروی آن به جای قنداق بنشیند که اینقدر علاقه به بلندی و بلند گوئی وبلند پروازی و قدرت طلبی دارد . در صورتیکه اکنون در عمل تبدیل به آلت دست وحربه ی چماق سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری برای فرود آمدن بر سر رقبائی شده است که زیاد این شیخ کینه ای وخود خواه را به بازی نمی گیرند ولی یادداشت روز نویس تحریکش می کند تا که بتواد چیزی بگوید تا که به شیوه بازجوئی بتواند برای متهمان تندروی دوم خردادی با کیفرخواست تنظیم شده صادر کند:
"علائمي وجود دارد كه بخشي هايي از اصلاح طلبان اين آمادگي را در خود ايجاد كرده اند كه در به وجود آمدن اين شكل بندي جديد مشاركت كنند. به خبرها اگر نگاه كنيد، بعضي اصلاح طلبان نوك تيز پيكان انتقادهاي خود را به سمت «تندروها» و «رفتارهاي تندروانه» نشانه گرفته اند.از جمله اين دسته از اصلاح طلبان شروع به نفي مجموعه اي از رفتارهاي راديكال كرده اند كه در دولت و مجلس اصلاحات سازماندهي و اجرا شد. مهدي كروبي ديروز خطاب به تندروها گفته است «چرا كساني كه امروز به دنبال ائتلافند چهار سال پيش از تحريم حرف مي زدند».هم او چند روز قبل گفته بود «صحنه گردانان ائتلاف اصلاح طلبان فريبكارند و من در ائتلاف آنها حضور ندارم»، اين صحنه گردانان چه كساني هستند؟ باز هم پاسخ متعلق به كروبي است: «همان ها كه اگر پيروز شوند تندروي ها دوباره شروع مي شود». اگرچه مهدي كروبي اكنون پرچمدار مبارزه با افراطي گري در جبهه اصلاحات است اما او در اين راه تنها نيست. بسياري ديگر هم هستند كه پس از چند سال تحمل تندروي ها و تك روي هاي برادران بزرگتر ، حالا احساس مي كنند اگر در همين مسير بمانند عاقبت بخير نخواهند شد پس هر چه زودتر بايد به همه ثابت كنند تخم مرغ هاشان با تندروها در يك سبد نيست.از آن سو البته تندروها هم بيكار ننشسته اند. آنها در جواب امثال كروبي خيلي زود و با صراحت تمام گفتند كه او را «عنصري حاشيه اي» مي دانند و عقيده دارند آن كساني كه كروبي آنها را تندرو مي خواند، «آدم هاي جدي» جبهه اصلاحات هستند. به نظر مي رسد اين دعوا تازه شروع شده و اصلاح طلبان اعتدال گرا كار سختي را در مقابل تندروها پيش رو خواهند داشت. با اين وجود اين مقدار مسلم است كه در مقابل ساختارشكنان افراطي اكنون جبهه جديدي گشوده شده كه اين بار نه جايي خارج از مرزهاي جبهه اصلاحات بلكه درست درون آن قرار دارد."
درخاتمه اینکه دوباره تذکر داده می شود که این روش لورفته ی جنگ ونزاع باندی و عضو گیری از درون باند ودسته های رقیب به عنوان غضنفر گلزن می باشد تاکه با روش به شود هر چه گل های بیشتری وارد دروازه ی رقیب از طریق غضنفر گلزن نفوذی گل زد و زمینه شکست کامل آنان را فراهم نمود . وهر گز کوچکترین اهداف انسانی و تعهد وپای بندی به برآورده کردن مطالبات مردم یا قول های داده شده در کار نمی باشد. چون صحنه گردانان اصلی نهاد و کسان دیگری می باشند که برای اینان نقش لوطی را دارند وخوب می دانند که چگونه با دست آموزان خود برای انحراف اذهان عمومی بازی کنند و بستر ساز تبلیغاتی کشاندن تعدادی از مردم گول خورده شود تاکه با حضور خود بر پای صندوق های نمایشی آرای انتخباتی مشروعیت تراشی یک رژیم نامشروع و ضد مردمی فراهم شود.
هوشنگ -بهداد
سه شنبه 27 شهریور ماه سال 1386

" عوامفریبی و دروغ و تحمیل و... به عنوان سخنگو ونماینده ملت ودفاع کردن از حق آنان!"

نقد وبررسی " آمريكا; شكست كامل در خاورميانه " روزنامه ی جمهوری دوشنبه 26 ماه شهریور سال-1386
" عوامفریبی و دروغ و تحمیل و... به عنوان سخنگو ونماینده ملت ودفاع کردن از حق آنان!"
تعریف حق و ملت چیست؟ آیا اینهم همچون مسائل فقهی میماند که برای تخصص و خبر ه بودن در تعریف آن می بایست که آخوند حوزوی بود ونیاز به جمعی از مجمع خبران آخوندی می باشد تا که مجمع خبرگان برایش تشکیل شود؟ البته پس از عبور نامزدان انتخاباتی اش از نظریه استصوابی شورای نگهبان. آیا ملت وحق هم همچون دین و مذهب ابزار ووسیله است که آخوندهای حاکم ومبلغانش با آن هرطور که می خواهند نمایش و مانور دهند وبازی کنند؟ اگر نه اینگونه نمی باشد. خوب پس چرا زمانیکه در جائی همچون پروژه ی هسته ای حق ملت به میان آورده می شود که ادعا می شود ملت از این پروژه دفاع می کند وتأکید می شود که حق ملت است که از این پروژه دفاع کند. چگونه است که این ملت حق اظهار نظر بطور مستقیم خودش ندارد تا که اظهار نظر کند و پوسته صغیر است که نیاز به وکیل مدافع و سخنگوی تسخیری دارد که کسان دیگری برایش همچون جنگ ضد ملی و ضد مذهبی 8 ساله ی این وعراق تصمیم گیری می کنند. آنونه که هنوز هیچیک از همان نمایندگان وسخنگویا ن سابق ملت ایران حاضر نیستند که در این مورد جوابگوی همان جنگی باشند که به شکست وسر کشی جام زهر ختم شد. کجا ملت ایران این حق را به شما داد که جنگ را 7 سال اضافی ادامه به دهید وآنهمه خسارات انسانی ومادی وارد کنید که 19 سال از پایان جنگ هنوز عواقب مرگبار و آثار و عوارض ویرانگرش در سراسر ایران به خصوص مناطق جنگ زده از میان نرفته است؟ چرا همانانی که جنگ را نعمت الهی خوانده بودند و مدعی بودند تا آخرین نفر و خشت خانه خواهند جنگید ولی تا احساس خطر کردند آبروی ناداشته ی خودشان را با خدا معامله کردند و جام زهر را سر کشیدند ؟ اکنون نیز دارند به نام ملت ایران وحق داشتن سلاح اتمی دارند سخنگوئی و وکالت می کنند تا جنگ مشابه وشاید بدتر از تجربه ی جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی ایران وعراق را برای مردم محروم ایران رقم بزنند؟ آخر اینگونه اعتراف آشکارا اعتراف به دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستان و لبنان وفلسطین ونماینده و سخنگوی آنان شدن برای چیست که چنین بیان شده است ؟
"آمريكائي ها مايل هستند ايران را در زمينه اعتراضاتي كه به جنايات اشغالگران در عراق و افغانستان دارد وادار به سكوت كنند مايل هستند ايران در مساله لبنان تسليم خواسته هايشان شود در زمينه حمايت هائي كه از رژيم غاصب صهيونيستي مي كنند مايل هستند ايران سكوت كند و در پرونده هسته اي تلاش مي كنند ايران را وادار به عقب نشيني و دست برداشتن از حق طبيعي و قانوني خود نمايند. در برابر اين تمايلات غيرمنطقي مواضع جمهوري اسلامي ايران كاملا روشن و منطقي است . انرژي اتمي حق ملت ايران است و زير بار سياست بازي ها و فشارهاي آمريكا رفتن و تسليم خواسته هاي غيرقانوني دولتمردان آمريكائي شدن بهيچوجه در قاموس انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و ملت سرافراز ايران نيست . سخن منطقي جمهوري اسلامي ايران در مورد عراق و افغانستان اينست كه اشغالگران اولا چرا اين سرزمين هاي اسلامي را رها نمي كنند و ثانيا چرا با خواسته هاي مردم اين كشورها مخالفت مينمايند در لبنان نيز اين سخن خود مردم آن كشور است كه غربي ها بويژه آمريكا چرا در امور داخلي آن كشورها دخالت مي كند و مانع اجراي خواسته هاي ملت مي شوند و در فلسطين آنچه جريان دارد جنايات روزافزون صهيونيست هاست كه آمريكا علاوه بر حمايت از قتل و غارت و ويراني ها حتي با انتخاب ملت فلسطين نيز ضديت مي كند و آشكارا عليه دولت قانوني و مردمي حماس كارشكني مينمايد. "
خطاب به سرمقاله نویس وولی فقیه ایشان؛ اگر چنانچه شما خیلی انساندوست می باشید واملت شناس هستید واحترام برای نظرات و حق ملت قائلید و خلاصه حق ملت سرتان می شود و اهل شارلاتان بازی وتصویر مار کشیدن ومار قالب کردن نمی باشید و چرا به جای حق قانونی مردم ایران که بیش از 28 سال است پایمال شده ونادیده انگاشته شده است. پیوسته برای فرار از پاسخگوئی کردن پای خودتان را بیش از گلیم تان دراز نموده اید ولقمه ی بزرگتر از دهانتان برداشته اید، البته که دو لپی هم مشغول خوردن می باشید . ولی عارضه ی حالت خفگی اش را برای مردم محروم ایران بر جای گذاشته اید و مردم ایران ومطالبات شان را بطور دربست فراموش کرده و نماینده ی سایر کشورها شده اید؟ مگر آنان خودشان قادر نیستند که چگونه از حق خودشان دفاع کنند که نیازمند با یک عوامفریب حقه باز و پایمال کننده ی حق ملت ای ران و شامورتی باز حرفه ای می باشند که ایران را ویران و عراق را باتلاق و لبنان را سر زمینه سوخته و در فلسطین کودتا کرده ودر افغانستان بر دامنه ی شعله وری جنگ دالی افزوده است. آخر کجا ودر کدام نمایش انتخابات آزاد وهمه پرسی بدون دخالت گری برگزارشده است که مردم یا ملت ایران توانسته اند نظر خودش را آزادانه بیان کند ونماینده ی تام الاختیار بر گزیند که سر مقاله نویس به خودش حق می دهد اینگونه از جانب ملت ایران وحق شان نظر بدهد:
"در ايران نيز واقعيت ها درست عكس آن چيزي است كه دولتمردان آمريكائي ميگويند و ميخواهند و اراده مي كنند. مردم و مسئولان ايراني براي تهديدهاي بوش كوچك و همدستان او پشيزي ارزش قائل نيستند و بر اين نكته واقفند كه آنها چنان در باتلاق هاي عراق و افغانستان دست و پا مي زنند كه اولا قدرت هيچ تحرك جديدي را ندارند و ثانيا با درس گرفتن از تجربه اين دو جنگ افروزي هر اقدام مشابهي را بويژه در مورد ايران يك افتخار ميدانند. در داخل آمريكا نيز هيچ زمينه اي براي به راه انداختن يك جنگ جديد وجود ندارد بطوري كه ميزان سربازگيري براي اعزام به ماموريت هاي خارجي در اين كشور به صفر رسيده است . اروپا نيز عكس العمل هاي شديدي در برابر فشارهاي جديد آمريكا براي اجراي تحريم هاي مربوط به قانون جعلي داماتو نشان داده بطوري كه تعدادي از كشورهاي اروپائي اعلام كرده اند زير بار اين تحريم ها نخواهند رفت . "
پرسش بعدی نیز در مورد ولی فقیه معتاد و همیشه در سنگر منقل در جماران است که شیوه ی برگزیده شدن ایشان چگونه است؟ مگر وی پس از مرگ خمینی جانشین وی نشد ویکشبه نیز تبدیل به آیت الله نشد؟ مگر از آن زمان تا حال ایشان همچنان در سنگر منقل جماران باقی نمانده است؟ در کدامین انتخابات آزاد ایشان به عنوان نماینده ی مردم ایران انتخاب شده است که اکنون چپ و راست سر مقاله نویس به گفته ها و یا در حقیقت هذیان گوئی های ولی فقیه آویزان می شود و آن را تبدیل به وحی منزل و آیه قرآن کرده و با آن مانور می دهد و خودش می برد ومی دوزد و اینگونه به عنوان جمع بندی با زور به خورد مخاطبین خود به عنوان نماینده ی مردم ایران می دهد؟:
جمع بندي اين واقعيت ها همانست كه در كلام رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در خطبه دوم نماز اولين جمعه ماه مبارك رمضان آمد كه ضمن ارائه تحليل جامعي در مورد شكست آمريكا در منطقه فرمودند : « در مورد تضعيف جمهوري اسلامي و محاصره جمهوري اسلامي هم قضيه به عكس شده . به همت مردم ايران به توفيق الهي به حول و قوه پروردگار اين ملت نردبان اعتلا و ترقي را همين طور پي در پي پله بعد از پله پيموده و بالا رفته است . امروز ما از لحاظ موقعيت سياسي از چهار پنج سال قبل كه آمريكائي ها آن هدف را شروع كردند بالاتريم . امروز ما از لحاظ تمكن علمي بالاتريم از لحاظ تمكن مالي جلوتريم . امروز ملت ما از لحاظ نشاط و آمادگي روحي جلوترند. امروز ملت ما از لحاظ حاكميت ارزشهاي انقلابي و مباني امام بزرگوار جلوتر از گذشته است . در طول اين چهار پنج سال هرچه تلاش كردند به عكس ملت ايران زنده تر هوشيارتر با نشاط تر و در صحنه ترند و در هيچ مساله اي نيست كه انسان ببيند ملت ايران از خودشان بي تفاوتي نشان ميدهند. محصول آمريكا اينست : شكست كامل در قضيه ي اهداف خود » ."
درخاتمه اینکه نه نظام ونه خود مجمع خبرگان مشروعیت ندارد تا چه رسد به اینکه ولی فقیه موروثی هم بر گیزند. راست اگر مردم از شرایط کنونی راضی می باشند ودارای نماینده و سخنگو می باشد اکنون از این خنگو پرسش است که می بایست به این سئوالات بسیر ساده و شافا پاسخ دهد . اولاً: پس اجرای طرح امنیتی اجتماعی نیروی انتظامی چیست و چرا مراحل ادامه دار و زنجیره ای آن دنبال و اجرا شده است ؟ دوماً : چه تعدا د تاحال در این طرح دستگیر و بازداشت و به زندان برده شده و یا بر دار کشیده شده اند؟ سوما: چه تعداد از جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند وچرا؟ چهارماً : چرا امام جمعه ی شهرستان گرگان آخوند مفیدی در چند هفته پیش در خطبه های نماز جمعه گفته بود که میزان اختلاف بهره وری از ثروت در کشور به 24 برابر رسیده است ؟اعتراف این رقم یا در حقیقت اعتراف به این شکاف عمیق طبقاتی یعنی چه و چرا؟ پنجماً: این اختلاف وحشتناک ناشی از چه پارامتری در جامعه بوده است ؟ ششماً: چه تعداد از جمعیت کشور جزو قشر محرومین جامعه می باشند وچرا؟ هفتماً: اینان کجا ودر چه نمایش خیمه شب بازی به ولی فقیه رأی داده اند تا که ایشان نماینده اینان شود تا که چنین شرایطی را به اینان تحمیل کند؟ هشتما: رشد لجام گسیخته تورم وگرانی و افزیش قیمت کالا ها یعنی چه و چرا پیوسته انکار می شود؟ نهماً: بیش از 28 سال پیش پاسداران برای چه تشکیل شد واعضای آن از کدامین اقشار جامعه بودند؟ دهماً: بالاخره اینکه اکنون پاسدار صادق محصولی کیست وچه میزان ثروت داد وچگونه کسب شده است؟ چرا آنقدر این ثروت بادآورده ی این پاسدار کلان ووحشتناک می باشد که در دو سال گذشته وکیل الدوله در مجلس جرأت نکردند که به این رأی اعتماد به عنوان وزیر نفت بدهند. بنابراین چرا نماینده ی اینگونه پاسداران غارتگر و آدمخوار بودن را به نام ملت وحق ملت قالب می کنید؟ که تازه بدتر چاشنی شده است که ملت خواهان حق پروژه ی اتمی می باشند که بیش از دو دهه است بطور دروغین وپنهانی این پروژه دنبال شده است و بطور دقیق کسی نمی داند که چه اهدافی در پشت این پروژه نهفته است؟
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 26 ماه شهریور سال-1386

"مردم محروم چون راه و مسیر میانبر زدن را نمی دانند فقیر و... مانده اند"

نقد وبررسی " مي توان ميانبر زد (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان دوشنبه 26 ماه شهریور سال-1386
"مردم محروم چون راه و مسیر میانبر زدن را نمی دانند فقیر و... مانده اند"
یادداشت روز تعریفی که از میانبر داده است تا که چگونه بتوان به وحدت و مضاعف شدن قدرت و ثروت و سرمایه و... رسید بسیار جالب وجذاب و ساده می باشد . یعنی همان میانبری که فقط راه ومسیرآن را ولی فقیه و رفسنجانی و سایر آخوندهای حکومتی و حامی آنان وآقازاده های شان وفرماندهان سپاه پاسداران از جمله همچون صادق محصولی و شرکای دزد وغارتگز حکومت مثل باند مافیائی انگلیسی مؤتلفه می دانند واز آن استفاده کرده و توانسته اند به این راه میانبر برسند. ولی اکثر جمعیت کشور که جزو همان 80% محرومین می باشند که سهم شان از 100% درآمد ناخالص ملی سالیانه ی کشور فقط 20% می باشند و نتوانسته اد به این راه میانبر برسند. زیرا که این اکثریت جمعیت کشور به آن رمز واکسیر رسیدن به جاده ی میانبر آشنائی و آگاهی و اشراف نداشته اند . یعنی اینکه بنابر نسخه ی صادر وتجویز شده ی یادداشت روزنویس "قواعد و فرمول هاي ماورايي كه مسير را كوتاه، عمل را بارور و توانايي و توانگري را مضاعف مي سازد را در اختیار خود نداشته اند. البته پاسدار تصویر مارکش و مار قالب کن دلایل شکست مسلمانان و عقب ماندگی آنان را در مسیر رسیدن به این راه میانبر که توضیح داده شد چگونه معجزه ی عجیب و غریب می کند را اینگونه رصد کرده است:
". رصدخانه هاي اطلاعاتي و استراتژيك طواغيت باتجربه دو سه دهه اخير، نيك پي برده بودند كه اگر مسلمان ها به سلاح ايمان و يقين و عمل صالح مجهز شوند، كار تمام است. پس ايمان و يقين مسلمين آماج ترديد و تشكيك و تحقير و تمسخر و انكار و افسون انگاري قرار گرفت. ابتدا به نام سكولاريسم، ليبراليسم و روشنفكري لائيك، و بعد كه جواب نداد، به نام دروغين «روشنفكري ديني»."
پاسدار یادداشت روز نویس عامل دیگر شکست راه رسیدن به راه میانبر را در رشد روشن فکر بی مسمای دینی می داند که آن را این چنین بقول خودش رصد یا گزارش کرده است:
"روشنفكري ديني عنواني جذاب اما بي مسما بود در سايه روشن تلاقي شرق اسلامي با غرب اباحه مسلك. هم به معنويت مي زد، هم به روشنفكري و ترقي و پيشرفت. مي توانست براي نسل جوان و نخبه و اهل فكر جذاب باشد؛ا ينكه بايد پرسيد، چون و چرا كرد، چراغ عقل را به كار گرفت و كاويد. ظاهري خوش نما و پسنديده، و باطن و مقصدي خلاف مقصود. هدف، «شك» براي رسيدن «يقين» نبود كه اين ترديد و تحقيق براي رسيدن به حق، در دين ستوده است. هدف شك بود براي شك. مقصد طراحان صرفاً شك بود وحيرت يا بالاتر از آن بدگماني و نااميدي و يأس نسبت به آينده و... سرانجام، اگر به رويارويي با دين منجر نشد لااقل به انزوا و انعزال و كنار كشيدن ازعرصه سياست و تهي كردن جبهه جوان بيداري اسلامي از سرمايه هاي جوان امت بينجامد. شيوه، شيوه شيطان و منافقين بود در ترديدافكني و يأس آفريني و متحيرسازي."
پاسدار یادداشت روز نویس یکباره دیگر هر دو مورد عامل شکست را در شیطان ترکیب و تلفیق کرده است و سپس در دنباله راه های زیاد میانبر را مطرح کرده است و رهنمود ولی توصیح لازم وشفاف برای رسین به این راه میانبر برای برکت دادن مضاعف شدن توانگری و توانمندی خویش را نداده است .خلاصه اینگونه آن را در پراکندگی و آختلاف و آشفتگی و ضعف و در سرگمی و یأس بیان کرده است :
" ستمگران و طواغيت و در رأس آنها شيطان بزرگ به خوبي اين نكته را فهميده و بنابراين با برانگيختن سپاه فرهنگي خويش به مستضعفان و ستم كشيدگان چنان القا مي كنند كه بدون تجهيز و تمسك به ايمان و يقين، با قدرت ها مواجه شوند كه حاصل چنين مواجهه اي نيز جز تسليم طلبي و مشيت گرايي مذموم يا حداكثر «دشمن زدگي» و «دشمن پرستي» و مسحور او شدن نيست. آنها مي دانند كه با فرمول هاي عادي و مادي غالبند پس تمام همت خويش صرف مي كنند تا با انواع بيراهه ها- نسبيت، حيرت روشنفكرانه، هرمنوتيك و تفسير برداري آزاد همه باورها، ترديد و تشكيك، بدگماني و نا اميدي به خويش- مسلمانان و مؤمنان را به مواجهه متعارف (خلع سلاح شده) وادارند. راهنمايي آنها همان فراخوان شيطاني است «الشيطان يعدكم الي الفقر والفحشاء». فراخوان به ضعف و نداري و بدكرداري.مي توان ميانبر زد. عالم راه ميانبر زياد دارد. مي توان به توانگري و توانمندي خويش «بركت» بخشيد. مي شود دل هاي پراكنده را به الفت و اجتماع و اتحاد رساند. اما بشرطها و شروطهاآنكه ما را در اختلاف و آشفتگي و پراكندگي و ضعف و سردرگمي و يأس مي خواهد، جزء شيطان است؟ اجداد ما آدم و حوا - به وسوسه ابليس- يك بار سپر يقين از تن خويش گشودند و ميوه ممنوعه چشيدند و شد آنچه شد. دشمن شاد شدند، چون مشورت از دشمن گرفتند، دشمن آشكار، عدوّ مبين! ديگر بار چرا بايد از دشمن مشورت گرفت و گوش به نجواي او سپرد. راستي، چرا در رمضان المبارك- اين شريف ترين زمان زمان ها- شياطين در بندند و ضجه آنها بلند است؟"
در خاتمه اینکه پاسدار یادداشت روزنویس طوری نظر پذیرش گرسنگی و دست بر دعا برداشتن و اعتراض نکردن وشرایط موجود را پذیرفتن ودم بر نیاوردن را تجویز کرده است و آنگونه ریشه ی رابطه ی علمی علت ومعلول را زده است تا که کسی فکر نکند دستآویز قرار دادن مذهب و دین که در اختیار قدرت حاکمه می باشد ودر کنار عوامفریبی و سرکوب کردن؛ موجب ابزار و وسیله ای برای به انحراف کشاندن اذهان عمومی و تسلط بر قدرت وثروت شده است وتلاش شده است که رسیدگی به این واقعیت به حاشیه برده شود . در عوض نسخه ی میانبر برای برخی را آنگونه مجاز دانسته است که تا آنان برآن مسلط شده و آن را بکار برده که سبب قدرت وثروت و ی مضاعف کردن توانائی ها وتوانمندی های اینان شده و آنان که فاقد آن می باشند نتوانسته اند تا کنون به آن برسند . زیرا که این راه میانبر را یا اشتباه رفته اند یااینکه از طریق روشنفکران دینی به بیراهه کشانده شده اند. به زبان ساده یعنی اینکه صاحبان قدرت و ثروت کنونی که بر ایران حاکم می باشند ثروت وقدرت خودرا از طریق عوامفریبی و دروغ ونیرنگ و خیانت و جنایت و جنگ افروزی و بحران سازی و صدور تروریسم و بنیادگرائی و پایمال کردن حق و حقوق بیش از 28 ساله ی مردم ایران و چوب تاراج زدن بر منابع وذخایر کشور و تخلیه کردن یا زدن جیب مردم محروم را روز به روز فقیر کردن آنان به دست نیاورده اند . پس محرومان می بایست که به شرایط موجود راضی باشند . چونکه مقصر حاکمان نمی باشند، بلکه خود مردم می باشند که ایمان لازم برای دسترسی به راه میانبر زدن را ندارند.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 26 ماه شهریور سال-1386

"اینهمه تأخیر وتعلل مقامات آمریکائی در مورد تصمیم جدی در مورد رژیم تروریستی آخوندی برای چیست؟"

نقد وبررسی " از پترائوس تا كرياكو " روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 25 شهریورماه سال 1386
"اینهمه تأخیر وتعلل مقامات آمریکائی در مورد تصمیم جدی در مورد رژیم تروریستی آخوندی برای چیست؟"
سردار پاسدار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی که گفته می شود باجناق پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور گماشته ی ولی فقیه می باشد در گفتگوی خود با روزنامه ی پادگانی – اطلاعاتی –امنیتی سربازجو حسین شریعتمداری که مدتی پس از شروع عملیات طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی بود در این گفتگو گفته بود که اگر زیر فشار منتقدین در مطبوعات مجبور شویم دست از این سرکوبگرانه بر داریم اوضاع خیلی بدتر از مرحله ی شروع آن خواهد شد . سپس همین موضع را آخوند احمد خاتمی امام جمعه ی موقت تهران تکرار کرد و یک هفته پس ازآن آخوند احمد جنتی همین موضع را نیز در نمازجمعه ی تهران رله کرد واز دار زدن ها نهایت تشکر و قدردانی را کرد. آنگاه سردار رادر رئیس نیروی انتظامی تهران بزرگ در دوبار گفتگوی خود با همین روزنامه ی کیهان سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری بر عدم عقب نشینی وادامه ی طرح سرکوب گری نیروی انتظامی تأکید کرد و حتی مراحل دیگری از سرکوبگری برآن افزود وتهدید نمود که به موازات اجرای این مراحل سرکوبگری می بایست به سراغ مطبوعات حامی و پشتیبان فاسدان فرهنگی - اجتماعی رفت که می گویند به جای سرکوبگری باید ابتدا کار فرهنگی کرد و اضافه کرد که نتیجه ی کار فرهنگی در دو دوره گذشته کار گزاران واصلاح طلبان کاررا به اینجا رسانیده است که اکنون نیروی انتظامی مجبور است اینگونه مبارزه با فساد اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی وبی حجابی کرد. اکنون دار زدن های سیستماتیک در همه شهرهای نتیجه ی همین طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی می باشد که برنامه ریزان اصلی قاتلین زندانیان سیاسی و قتل های زنجیره ای می باشد که اکنون در وزارتخانه های کشور و اطلاعات و ارشاد و قوه ی قضائیه نفوذ و تسلط کامل دارند. اما غرض از بازتاب دادن این مقوله در رابطه با مقایسه کردن تصمیمی بود که مدتی پیش مقامات آمریکائی در مورد گذاشتن نام سپاه پاسداران در لیست گروه های سپاه پاسداران گرفتند که موجب وحشت عجیبی درون بیت رهبری و مجلس و سپاه پاسداران ودولت انداخت و برکناری یا استعفا وجا به جائی فرمانده ی کل سپاه پاسداران را به دنبال داشت . ولی چون بر خلاف اینکه مقامات آمریکائی تأکید کرده بودند که سپاه پاسداران در صدور تروریسم وناامن سازی در عراق و افغانستان دخالت گری مستقیم دارد اما در مورد اجرای این تصمیم اقدام جدی نکرد. اکنون نیز روزنامه ی جمهوری اسلامی در صحفه ی اول خود گزارش کرده است که برخی از مقامات آمریکائی گفته اند که قصد ندارند که کل سپاه پاسداران را در لیست سپاه پاسداران بگذارد. فقط سپاه قدس در عراق مورد نظر است. یعنی اینکه با فعالیت لابی های ایرانی و آمریکائی در آمریکا اجازه نداده اند این تصمیم اجرا گردد به همین دلیل است که عملیات دخالت گری و تروریستی سپاه پاسداران در عراق خیلی بیش از گذشته شده است تا جائیکه ولی فقیه در خطبه ی نماز جمعه ی تهران خواهان محاکمه بوش ومقامات مسئول نظامی در عراق شده است و روزنامه ی کیهان سرباجازجو حسین شریعتمداری تیر درشت خبری زد که بوش جنایتکار باید محاکمه شود. یعنی اینکه بقول فرمانده ی کل نیروی انتظامی ژیم تروریستی آخوندی به دلیل عقب نشینی اوضاع بدتر از اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی برای بوش در عراق و افغانستان شده است. زیرا که مقامات آمریکائی تصمیمات متناقض می گیرند وکدها وپیام های متضاد صادر و ارسال می کنند که درست نتیجه ی معکوس برجای گذاشته است . اکنون بازی با این شیوه سران هسته ای رژیم تروریستی دارند از طریق البرادعی و چین وآلمان دنبال می کنند تااینکه به موازات فشار آوردن بر نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان مانع از رفتن پرونده ی هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل شود. خلاصه عدم اقدام برای در لیست گذاشتن سپاه پاسداران و برکناری نوری المالکی نخست وزیر دست نشانده در عراق و قطع کردن چنگال خونین عوامل تروریست های اعزامی به عراق که زیر نظر مستقیم سپاه پاسداران موجب هارتر شدن سران رژیم جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران شده است . معلوم نیست وقتیکه سپاه پاسداران جنگ 33 روزه از طریق حزب الله لبنان با اسرائیل را برپا کرد و پاسدار محسن رضائی در مصاحبه ی خود با شبکه ی تلویزیونی صدا وسیمای رژیم تروریستی آخوندی اعتراف کرد شبیه این جنگ در لبنان وآنانی که دارند در عراق و افغانستان با نیروهای نظامی آمریکائی می جنگند همگی همان پاسداران یا نیروهائی می باشند که در ایران زیر نظر سپاه پاسداران آموزش و تعلیم نظامی دیده اند ودر زمان جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران وعراق حضور داشته اند و چندین بار تأکید و تأئید کرد که این شیوه ی جنگ ومبارزه فقط مختص سپاه پاسداران در ایران در جهانست. اکنون که مقامات نظامی آمریکائی مدارک فراوان در اختیار دارند که سپاه پاسداران در هر دو کشور عراق و افغانستان دخالت دارد و 5 پاسدار اعزامی را در اربیل عراق در سال گذشته باز داشت کرده است و شمال عراق این روزها مورد موشک باران از خاک ایران قرار گرفته شده است . برای چه در اقدام گذاشتن نام سپاه پاسداران در لیست گروهای تروریستی و برکناری نوری المالکی تأخیر می کند تا که هم عراق بیشتر به عراق فرور رفته شود؟ هم اینکه مردم بی گناه بیشتر عراقی کشته ومجروح وبی خانمان شوند . همچنین نیروهای نظامی آمریکائی بیشتر کشته ومجروح گردند و منطقه ی خاورمیانه ناامن تر وبی ثبات تر گردد ونفوذ رژیم تروریستی با صدور وبنیادگرائی و تروریسم در عراق و کشورهای همجوار ومنطقه ی خاورمیانه افزیش یابد. و رژیم فرصت برای پیگیری اهداف هسته ای خود را دنبال کند و در مجموع سرمقاله نویس نیر بتواند بیشتر از اینگونه گزارش همزمان ناشی از شکست آمریکا در عرق و افغانستان را بازتاب دهد:
"القاعده و متحدش طالبان بر بخشهائي از افغانستان چنان مسلط هستند كه نظاميان آمريكائي و دولتي و حتي امدادگران و خبرنگاران قادر به ورود به اين مناطق نيستند حتي كابل محلي خطرناك براي سفارتخانه هاي خارجي است بطوري كه ديپلمات ها محل هاي كار خود را ترك نمي كنند و درون زره پوش ها با جليقه ضد گلوله و محافظان مسلح مخفي شده اند وحشت بر ساكنان كابل حاكم شده خيابان ها پر از جنايت است مردان جوان بيكار اغلب مرتكب دزدي و جنايت مي شوند تا بتوانند شكم هاي خود و خانواده شان را سير كنند القاعده دهكده به دهكده قبيله به قبيله و استان به استان باز مي گردد كشت و قاچاق مواد مخدر ادامه دارد اسامه بن لادن با پيام هاي ويدئوئي طرفداران خود را فعال ساخته حامد كرزاي هر چند خود را رئيس جمهور افغانستان ميداند ولي در عمل فقط شهردار كابل است و جنگ افغانستان بصورت مانور سياسي و نظامي يك گام به جلو و دو گام به عقب تبديل شده است" .
سرمقاله نویس در دنباله در مورد گزارش ارائه شده در مورد عراق چنین نقل قول کرده است:
"ملاحظه جمله پاياني مقاله اين دو مقام سابق آمريكائي ذهن ها را بلافاصله به گزارش معروف « پترائوس ـ كراكر » درباره عراق منتقل مي كند كه همزمان با چاپ اين مقاله هفته گذشته توسط فرمانده نظامي آمريكا در عراق و سفير آن كشور در بغداد به كنگره آمريكا ارائه شد. محتواي گزارش « پترائوس ـ كراكر » درباره عراق چنان غيرواقعي بود كه سناتورهاي آمريكائي را به خشم آورد و حتي رسانه هاي آمريكائي كه غالبا تحت كنترل هستند نتوانستند بر غيرواقعي بودن آن سرپوش بگذارند يكي از مقامات آمريكائي سال گذشته و قبل از تغيير سفير سابق آمريكا در عراق در جواب اين سئوال كه چرا سفير آمريكا در بغداد زلماي خليل زاد است گفت : ما هر آمريكائي را به عراق فرستاديم فقط دزدي كرد لذا ناچار شديم يك غير آمريكائي را انتخاب كنيم . "
خلاصه در پایان سرمقاله نویس بطور شقاف اعتراف کرده است که همه ی وحشت از برکناری نوری المالکی نخست دست نشاند وعراق ویران کن می باشد که چنین به این وحشت اعتراف شده است :
"اينكه دولت بوش اكنون درصدد تقويت مهره هاي باقي مانده از حزب بعث برآمده و حتي براي تغيير قانون ممنوعيت حضور عناصر بعثي در مسئوليت هاي كليدي عراق فشار وارد مي آورد روشن ترين نشانه براي اينست كه دولتمردان آمريكائي از دموكراسي گريزانند. آنها دولت مالكي را كه برخاسته از آرا مردم است تحمل نمي كنند و براي روي كار آوردن اقليت مورد نظر خود به اقداماتي از قبيل تسليح عشاير حمايت از القاعده و باز گرداندن مهره هاي حزب بعث متوسل مي شوند. اگر از وضعيت عراق نيز افرادي همچون « كرياكو و كلاين » گزارش تهيه كنند در آن گزارش غير دستوري نتيجه همان خواهد شد كه درباره افغانستان گفته اند : آمريكا در عراق هم باخته است همانگونه كه در افغانستان باخته است ."
در خاتمه اینکه یکبار دیگر تأکید می گردد عدم تصمیم قاطع از سوی مسئولان ومقامات آمریکائی در مورد رژیم تروریستی آخوند رتبط با دخالت گری در عراق و افغانستان وخاورمیانه ، به خصوص اختلاف موضع درون دو حزب جمهوری ومکرات در آمریکا که نسبت به افغانستان وعراق و نقش دخالت گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی وجود دارد موجب شده است تا که فرصت لازم برای مانور دادن لابی های دو طرفه ی ایرانی و آمریکائی در آمریا به وجود آید و اینان موفق شده اند که به درون هر دو حزب نفوذ کنند و آن پیام هائی را مطرح ودنبال و تحمیل و اجرا کنند که منبع اصلی صادر کننده ی آن در بیت جماران سپاه پاسداران ووزارت امور خارجه می باشند. ادامه ی اینگونه سیاست استخوان لای زخم گذاشتن مطمئناً ضربات بازهم یشتری بر پیکر وبدنه ی نظامی و سیاسی و اعتبار آمریکا در عراق و افغانستان وخاورمیانه وخلاصه جهان خواهد زد و بطور دقیق کمک قابل توجهی به سرعت بخشیدن دسترسی رژیم تروریستی آخوندی به سلاح هسته ای ختم خواهد شد که هدف نهائی سیاست دخالت گری سپاه پاسداران در عراق و افغانستان وخاورمیانه برای داشتن بمب اتم وباج خواهی در جهان است که اکنون پیش در آمد آن را اخیراً ولی فقیه از موضع فرافکنی در نماز جمعه ی تهران مطرح کرده و گفته است که بوش و سایر مقامات مسئول در عراق باید محاکمه شوند. اینگونه تهدیدات فاجعه های مشابه ی 11سپتامبر در آینده را در پی خواهد داشت . حال مقامات آمریکائی در کنار تجربه هائی بیش از 28 ساله ی سیاستمداران آمریکائی دارند که یک قلم اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان در تهران بود ودیگری انفجار و عمل انتحاری در بیروت بود که منجر به کشته مجروح شدن تفنگداران در یائی آریکائی شد که محسن رفیقدوست فرمانده ی کل سپاه پاسداران با افتخار اعتراف کرد که هم چاشنی انفجاری و هم ایئولوژی این انفجار از تهران به بیروت رفته بود .
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 25 شهریورماه سال 136

"اگر..... نمی شد اکنون وفقیه و پاسدار شریعتمداری خواهان محاکمه بوش نمی شدند"

نقد وبرررسی" جنايات و مكافات (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 24 شهریورماه سال-1386
"اگر..... نمی شد اکنون وفقیه و پاسدار شریعتمداری خواهان محاکمه بوش نمی شدند"
درست در شرایطی که رژیم تروریستی آخوندی درون خودش در بن بست مرگبار ناشی از رشد نارضایتی های عمومی و رشد رقابت های باندی و جناحی قرار دارد و با رئیس خبرگان شدن رفسنجانی بر عمق بحران ونزاع های درونی افزوده شده است . از سوی دیگر بحران هسته ای با همه ند وبندهای کثیفی که اخیراً با محمد البرادعی در پشت صحنه انجام داده است تاشاید راه فراری برای این بحران متصور شود . همچنین به دلیل عدم پاسخگوئی به روند رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها که وجود دارد ودولت عوامفریب و دروغگو در اجرای وعده های داده ی شده ی خود به مردم محروم راه چاره را در افزایش خفقان جامعه و گسترش سانسور ورشد شتاب دار دار زدن ها در سراسر ایران یافته است. ازسوی دیگر ولی فقیه و سپاه پاسداران از وحشت نامگذاری این ارگان فاشیستی و ضد مردمی در گروه های تروریستی مجبور به تغییر رئیس سپاه پاسداران شده است ودر عوض تقلا وکوشش افزایش ضریب هرچه بیشتر دخالت گری و اعمال تروریستی در عراق می کند تااینکه هم مانع از گزاردن نام سپاه پاسداران در لیست تروریست ها شود. همینطور اعمال گوناگون تروریستی در عراق گسترده می شود تا اینکه از برکناری نخست وزیر دست نشانده در عراق ایجاد موانع شود. از طرف دیگر ولی فقیه برای اینکه به مخاطبین داخلی رفسنجانی و حامیان برون مرزی وی پیام وهشدار دهد که با رئیس مجمع خبرگان شدن رفسنجانی هیچ چیز تغییر نکرده وعوض نشده است و نکند که شما را ذوق زده کند و به اشتباه تحلیل ومحاسبه کشانده سوید که تصور کنید از قدرت ولی فقیه و سپاه پاسداران کاسته شده است و اینان از اهداف سیاست حرکت چراغ خاموش و کودتا گران خزنده و حذف کامل رقیب داخلی دست می کشند وکوتاه می آیند و یااینکه خللی در تصمیمات واهداف گرفته شده ایجاد شده است . ولی فقیه برای رفع شبهه خودش شمشیرش را از رو بسته است ووارد صحنه ی رزم نمازجمعه بازار تهران شده است و نوید به زودی محاکمه کردن بوش همچون صدام حسین را داده است تااینکه بهترین بهانه و سوژه را برای سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری آمده کند تا که وی بطور سیاست توبره و آخو خوری قلم بر دست گیرد و هم با تیتر درشت در صحفه ی اول روزنامه ی پادگانی – اطلاعاتی – امنیتی کیهان علیه ی بوش بقول خودش جنایتکار مانور به دهد وهم اینکه دریادداشت روز خود با آویزان شدن به خطبه ی ولی فقیه در نماز جمعه ی روز گذشته ی تهران حسابی یکه تاری کند وکرکری به خواند و محاکمه بوش شبیه برکناری صدام حسین وبر دار کشیدن وی در روز عید قربان به گوید وچنین روش و سرنوشت وعاقبتی را برای بوش پیش بینی کرده است. گرچه مثل همیشه دست به تحریف گری وکتمان کردن حقایق وپاک کردن صورت مسئله زده ووارونه گوئی نموده است و چندین مورد از هیلتر نقل قول کرده است که در برابر منتقدان خود گفته بود اگر پيروز شويم مجامع بين المللي بيرون از اراده ما چيزي نمي گويند»! که یادآور وتداعی کنند ی دقیق اراده ی برترسیاسی خواندن رهبر ومنتسب به وحی بودن ایشان می باشد .
پیروزی تدای کننده وتحمیلی همانست که برای بقای نظام بیش از 28 سال است که بطور سیستماتیک در کنار سپاه پاسداران وسایر آخوندهای حکومتی ونهاد وارگان های دیگر سرکوبگر جنایت وخیانت وغارتگری و عوامفریبی و جنگ افروزی و.. شده است وبا قدرت تمام وتلاش خستگی ناپذیر به دنبال پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای می باشد و به خاطر این سلاح عراق را عملاً باتلاق کرده است و لبنان را به سرزمین سوخته شده مبدل کرد و جنگ داخلی در فلسطین راه انداخت و در آنجا کودتا کرد و نوار غزه را جدا و دولت اسلامی دست نشانده همچون دولت دست نشانده در عراق تشکیل داده است و خلاصه هرروز بحران سازی می کند و بساط های شلاق ودار واعدام را در سراسر شهرهای ایران ودرون زندان را ها گسترده تر کرده است ودر امور داخلی کشور های همجوار دخالت گری می کند وآنان را وادار به تهدید و اطاعت وفرمانبرداری می کند واز نابودی اسرائیل گفته می شود و اخیراً نیز خواهان محاکمه ی بوش به این ناود سازی اسرائیل اضافه شده است . در صورتیکه در پشت پرده از هر اهی به التماس و خواهش وگریه وزاری بای ادامه ی مذاکره پیرامون عراق افتاده است. خلاصه همه این بند بازی و شامورتی بازی ها وجنایات وعوامفریبی کردن ها برای داشتن سلاح اتمی ست تااینکه بقول خودشان با اخراج کردن نیروی نظامی آمریکا در عراق و پر کردن خلأ موجود و پیوستن به 8 قدرت اتمی جهانی از موضع پیروز بتواند اراده ی خود را بر مجامع بین المللی تحمیل کند تااینکه خودش دچار سرنوشت دیکتاتورهای خونرزیز و منفور تاریخ نشود.
اکنون همه ی عربده کشی ها ومداحی گری ها وتهدید کردن ها و ادعاهای مضحک ووارونه کردن سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری برای جاانداختن همین ادعای فرار به جلوی ولی فقیه است که روز گذشته در نماز جمعه تهران آن را فریاد زده است و اکنون این سربازجو دارد به آن دامن می زند و مدعیست که باور دارد روزی بوش همچون صدام حسین به پای میز محاکمه کشانده خواهد شد. البته برای دوبله خوری کردن آویزان به گفته های ولی فقیه شده و دست به مانور زده است .
اما پرسش است یا خطاب به مقامات اروپائی و آمریکائی و... می باشد که اگر چنانچه نقش سازمان ها ومدافعان حقوق بشری و تصویب قطعنامه سازمان ملل در مرد نقض مداوم حقوق بشر در ایران دکور نبود . اگر چنانچه جان انسان ها اینگونه فدای قراردادهای بازرگانی وتجاری ونفتی وگازی و تسلیحاتی نمی شد و در پشت میز های مذاکره ومماشات گری خون های ریخته شدگان فدا نمی شد؟ اگر قدرت های جهانی استعماری مثل آب خوردن جای قاتل ومقتول و ظالم ومظلم را تعویض نمی کردند وبه جای گذاشتن نام رژیم رکوردار نقض حقوق بشر در جهان در لیست گروه و سازمان های تروریستی نام اپوزیسیون قربانی اش گذاشته نمی شد . اگر نسبت به جنایاتی که روز مره در سراسر ایران انجام می شود بدون توجه به آن نگریسته نمی شد . اگر بالاخره بوش برای اشغال نظامی افغانستان از رژیم جنایتکار حاکم بر ایران کمک نمی گرفت. در صورتیکه همین رژیم عامل رشد بنیاگرائی و تروریسم در خاورمیانه و صدور آن بوده است و همچنان نیر ضریب خطرش هرروز بیشتر می شود و بدتر اینکه اگر بوش با اطلاعات غلط تهیه شده که دستگاه اطلاعات وتبلیغاتی رژیم تروریستی آخوندی در آن حضور داشت دست به اشغال نظامی عراق نمی زد و پایگاه ای نظامی مجاهدین در عراق بمباران نمی شد و اینان خلع سلاح نمی شدند و نام شان در لیست گروه وسازمان های تروریستی نگهداری نمی شد واگر کارت سفید ورود به عوامل رژیم تروریستی در عراق داده نمی شد تاکه چنین عراق را اشغال و به خاک وخون به کشانند و ویران وباتلاقش کند وعراق تبدیل به مرکز و کانون بحران سازی و صدور تروریسم وبنیادگرائی به خاورمیانه شود که لبنان نیز در جنگ 33 روزه سپاه پاسداران با حزب الله لبنان با اسرائیل اسرائیل به سرزمین سوخت شده تبدیل شد و... اکنون شرایط اینگونه نمی شد که آمریکا وبوش می باید هم چوب وهم پیاز را بخورد . یعنی اینکه هم هزینه پرداخته کرده است . هم نیروهای نظامی اش کشته می شوند. هم نام ونشان واعتبارش ضربه شدید خورده است. هم اینکه عامل و مقصر همه ی جنایات انجام داده شده ی عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق به آمریکا نسبت داده شده است و پررو تر اینکه ولی فقیه و پاسدار بازجو ومبلغش سر بازجو حسین شریعتمداری مدعی شده اند که به زودی بوش جنایتکار را پای میز محاکمه خواهد کشاند.
هوشنگ – بهداد
شنبه 24 شهریورماه سال-1386

"تلاش مذبوحانه برای بازگرداندن پرونده ی هسته ای از شورای امنیت به شورای حکام"

نقد وبررسی " آژانس مستقل عمل كند روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 24 شهریور-86
"تلاش مذبوحانه برای بازگرداندن پرونده ی هسته ای از شورای امنیت به شورای حکام"
چگونه است که در 5 سال گذشته آژانس اتمی به زعم مسئولان هسته ای و مطبوعاتی رژیم تروریستی آخوندی نه اینکه مستقل عمل نمی کرده است، بلکه زائده ی آمریکا بوده است و رئیس آن مهره ی نفوذی آمریکا و بوش ودستگاه های جاسوسی بوده است و امکان به توافق رسیدن بر سر زمان بندی هر گز وچود نمی داشت . به خصوص از زمانی که پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهورشده است ایشان در دو سال گذشته در هر کوی وبرزن وشهر و استانی در داخل کشور و یا برون مرز فریاد دفاع از اهداف پروژه ی هسته ای کرده است و از خبرهای خوش غنی سازی هسته ای و برگزارش جشن هسته ای داده است و مدعیست که سوار قطار هسته ای بدون تمز و برداشتن دنده عقبش شده است و خواهان پیوستن به زودی به 8 کشور مهم دارای سلاح اتمی در جهان شده است و همیشه برروی حتی یک لحظه عدم توقف غی سازی وعدم عقب نشینی از اهداف پروژه ی هسته ای کرده است و اکنون که مقات آمریکائی اعلام کرده اند که تصمیم دارند سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریستی بگنجانند و تلاش می شود که نوری المالکی نخست وزیر دست نشانده در عراق را بر کنار گردد وهرروز مدارک واسناد بیشری از دخالت گری های سپاه پاسداران در امور داخلی عراق با اعمال تروریستی و و نظامی کشی آمریکائی ارائه می گردد و رئیس جمهور فرانسه نیز مخالفت شدید با اهداف هسته ای رژیم تروریستی کرده است. یکباره فراوش می شود که پاسدار احمدی نژاد چندین بار مسئولان هیدت مذاکره ی کننده ی دولت های قبلی را محکوم کرده است که نمی بایست متوقف کرن فعالیت غنی سازی اورانیوم امضاء وپذیرفته می شد وحتی رئیس هیئت مذاکره کننده به نام حسین موسویان به اتهام جاسوس هسته ای ژاپن وانگلیس بازداشت شد و پرونده اش مفتوح می باشد و آن مسئول دیگر پیگیر مذاکره ی هسته ای سیروس ناصری نیز فراری شد وبه خارج گریخته است . همچنین جائیکه چندین بار سر باز جو پاسدار حسین ریعتمداری نماینده ی ویژه ی ولی فقیه در یادداشت های روز خود در ورق پاره ی کیهان تأکید کرده است که سرنوشت پرونده ی هسته ای رژیم تروریستی در خیابان های بغداد وبیروت تعیین می شود ونه در پشت میز مذاکره در اروپا و شاهد بودیم که در لبنان وبغداد به خاطر پیشبرد پروژه ی هسته ای چه اتفاقی افتاد؟ وچگونه هر دو کشور به سر زمین سوخته و باتلاق تبدیل شده اند ؟ همینطور اکنون جائیکه ولی فقیه پس از افشاگری مقامات نظامی و سفیر آمریکا در گنگره داده اند ایشان وارد صحنه ی رقابت خطبه خوانی شده است و روز گذشته در خطبه ی نماز جمعه ی تهران خود گفته است که مسئولین آمریکائی در عراق را محاکمه خواهیم کرد که هم پیام دررابطه با رئیس مجمع خبرگان رفسنجانی می باشد که به غرب پیام وهدار داده است تا که تصور نکنند با رئیس خبرگان شدن رفسنجانی چیزی تغییر کرده است. البته که هم جوابگوی جمع بندی نتایج 3 دوره مذاکره در بغداد بوده است.
اکنون پرسش است که چگونه است اکنون که رژیم جنایتکار کهاز هر سو زیر فشار ودر بحران قرار گرفته است ناگهان به ذهن سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلای خطور کرده است که می بایست همه ی اتهامات وارد کرده ی گذشته خود نسبت به محمد البرادعی و آژانس اتمی را پس گرفته ست و از مستقل عمل کردن آژانس اتمی گفته و از چنین طرح وابتکار تاکتیکی برای فرصت سوزی مسئولان تسلیم و زرد کرده رژیم تروریستی آخوندی گزارش داده است:
"ابتكار جمهوري اسلامي ايران كه توانست با آژانس بين المللي انرژي اتمي بر سر يك جدول زماني براي پاسخ دادن به سئوالات آژانس و برطرف ساختن ابهامات مورد نظر بازرسان آژانس در فعاليت هاي اتمي ايران توافق نمايد خشم آمريكا را برانگيخته و يك مانع جدي بر سر راه بازي هاي سياسي دولتمردان واشنگتن با پرونده اتمي ايران است . آمريكا براي آنكه بتواند اين ابتكار عمل را خنثي نمايد اتحاديه اروپا را به تهيه بيانيه اي تشويق نموده كه در آن بجاي همراهي با مدير كل آژانس در توافقي كه با ايران كرده اين توافق به هيچ گرفته شده و بر ادامه همان مسيري تاكيد گرديده كه آمريكا از طريق شوراي امنيت سازمان ملل پي مي گيرد. "
البته در ادامه سر مقاله نویس افزوده است که این ابتکار زمان بندی با آژانس برای پیش بینی و خنثی سازی نشست شورای امنیت سازمان ملل و تصویب صدور قطعنامه ی دیگری بوده است که اکنون این تاکتیک زد وبند با محمد البرادعی تذکر داده شده است چنین با موضع گیری اتخاذ شده ی بیانیه ی اعتراضی اروپا مواجه شده است:
"آنكه خودداري ايران از تعليق غني سازي اورانيوم مغاير با قطعنامه 1747 شوراي امنيت سازمان ملل است و به اين دليل بايد با ايران برخورد شود. دوم آنكه از زمان گزارش قبلي مدير كل آژانس كه ارديبهشت ماه ارائه شد تاكنون ايران قابليت هاي غني سازي خود را افزايش داده و اين مغاير با مفاد قطعنامه هاي 1737 و 1747 شوراي امنيت سازمان ملل است . و سوم آنكه ايران از همكاري با آژانس خودداري مينمايد. اين بيانيه در اين بخش تاكيد ويژه اي برروي اين نكته دارد كه ايران اطلاعات لازم درخصوص تاسيسات هسته اي جديد را در اختيار قرار نمي دهد"
سرمقاله نویس در پاسخ انتقادی نماینده ی دولت پرتقال به رئیس دوره ای اتحادیه اروپا که انتقاد و تأکید کرده که چراغنی سازی اورانیوم از سوی مسئولان رژیم تروریستی آخوندی نپذیرفته نشده است که بر خلاف مصوبه ی قطعنامه ی شورای امنیت سازمان ملل می باشد متوسل به عذر بدتر از گناه شده است وپاسخ را از موضع دهان کجی وتدید آیزرئیس شورای عالی امنیت رژیم تروریستی آخوندی پاسدار علی لاریجانی به بیانیه ی اتحادیه اروپا داده است تا اینکه بیشتر ماهیت زد وبند زمان بندی دروغین پشت پرده با محمد البرادعی را چنین افشا کند:
"در پاسخ به همين خواسته غيرقانوني اتحاديه اروپا بود كه دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان بلافاصله بعد از جلسه ناكام هفته گذشته و كشمكش هاي رخ داده ميان آژانس و اتحاديه اروپا اعلام كرد « غني سازي هرگز تعليق نخواهد شد » . اين موضع همه مسئولان جمهوري اسلامي ايران است كه بارها مورد تاكيد قرار گرفته و در واقع خط قرمز ترسيم شده در پرونده فعاليت هاي اتمي كشور ماست"
بالاخره اینکه سرمقله نویس نتیجه گرفته است گرچه که ممکن است که نتیجه نشست شورای حکام منجر به توافقی میان این نشست شورای حکام با اتحادیه ی اروپا بدست نیاید . ولی با دعوت کردن وزرای خارجه ی کشورهای غیر تعهد در تهران زیر پوشش اجلاس حقوق بشر در تهران و ترتیب دادن ضیافت و مهمانی با سفره های بسیار رنگین برای جلب حمایت چند جانبه ی آنان از جمله گرفتن امضاهای آنان در شورای حکام می تواند به نتایج اختلاف شدید شورای حکام با آمریکا ختم شود که خود می تواند موجب شکسته شدن اجماع در شورای امنیت سازمان ملل پیرامون پرونده ی هسته ای شود . در هرصورت چشم دوخته شده است که دامنه ی اختلافات میان آژانس با آمریکا به نقطه ای برسد که رژیم تروریستی آخوندی آن را دنبال می کند که گزارش تفسیری و تحلیلی آن چنین ست :
"هرچند اكنون فشار آمريكا و اتحاديه اروپا بر آژانس براي ناديده گرفتن توافقي كه آژانس با ايران دارد زياد است اما اعتراض البرادعي از يكطرف و موضعگيري صريح كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در شوراي حكام از طرف ديگر امتياز بزرگي براي جمهوري اسلامي ايران و رسوائي بزرگي براي غربي هاست كه حتي حاضر نيستند آژانس را در انجام وظايف قانوني كه برعهده دارد آزاد بگذارند و براي عملي ساختن خواسته هاي غيرقانوني خود به هر وسيله نامشروعي متوسل مي شوند. روياروئي آژانس با اتحاديه اروپا و آمريكا مي تواند نقطه اميدي براي قطع مداخلات قدرتهاي زورگو در امور آژانس باشد. اگر آژانس در برابر فشارهاي غربي ها مقاومت كند و كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد نيز از آژانس حمايت كنند اين مقاومت مي تواند سرآغازي براي كوتاه كردن دست قدرتهاي مداخله گر در آژانس باشد. از آغاز نيز اعتقاد ما بر اين بود كه پرونده اتمي ايران بايد بدون مداخلات قدرتهاي غربي در خود آژانس مورد بررسي قرار گيرد و شوراي حكام فارغ از تصميمات فوق قانون كه از بيرون ديكته مي شود به وظيفه خود عمل نمايد. تخلف از اين روش قانوني هزينه هاي زيادي را بر ما تحميل كرده و اكنون كه خود آژانس نيز به همين نتيجه رسيده منطقي ترين راه اينست كه آژانس مستقلا به بررسي پرونده اتمي ايران ادامه دهد."
درخاتمه اینکه گسترده تر دخالت گری ها در عراق کردن و افزایش کشتن نظامیان آمریکائی که عراق راادامه دادن وفشار هائی که برای اخراج نظامیان آمریکائی از عراق می شود و سناریو وطرح های تروریستی با کوشش هائی برای عدم برکناری نخست وزیر دست نشانده ی نوری المالکی در عراق می شود و بحران سازی هائی که از طریق حزب الله لبنان وحماس و جهاد اسلامی در خاورمیانه می شود و ولی فقیه خواهان محاکمه ی مسئولان آمریکائی در عراق در خطبه ی نماز جمعه ی تهران می شود ووزیر آدمکش کشور به عنوان نماینده ی اسدار احمدی نژاد راهی چین شده است. و همه ی تلاش و زد وبندهای پشت پرده که با دان باج های پنهانی و علنی با محمد البرادعی و کشورهای غیر متعهد وچین می شود که مفهوم آن هرچه بیشتر چوب تاراج بر منابع و ذخایر کشور زدن می باشد . اینست تا که پرونده ی هسته ای از شورای امنیت به شورای حکام رجعت داده شود که نه اینکه نشست و جلسه ی جدیدی در شورای امنیت سازمان ملل برای صدور قطعنامه دیگری صادر نشود، بلکه مصوبات گذشته در این شور ازاعتبار بی افتد و هم نام سپاه پاسداران در لیست تروریست ها نرود و اسامی پاسداران تصویب شده در قطعنامه های شورای امنیت پیگیری نگردد . خلاصه با فرصت سوزی کردن و زمان تولید نمودن روند دسترسی به سلاح هسته ای و اشغال کامل عراق امکان پذیر گردد و خاورمیانه دربست در اختیار جولانگاه سران رژیم تروریست و پاسداران قرار گیرد.
هوشنگ - بهداد
شنبه 24 شهریور-86

"بازهم شیادی و حقه و شارلاتان و شامورتی بازی به مناسبت فراررسیدن ماه مبار رمضان"

نقد وبررسی " ضيافت آزادي (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان پنجشنبه 22 شهریور ماهه سال 1386
"بازهم شیادی و حقه و شارلاتان و شامورتی بازی به مناسبت فراررسیدن ماه مبار رمضان"
اگر پس از سرنگونی رژیم گذشته بهار آزادی در ایران بسیار زود گذربود . آنگونه که آغاز نشده به پائیز وخزان وپایان خود البته با هزینه ی بسیار خونین رسید و کلمه مقدس آزادی با نام آزادی از سوی متحجران وخرافه پرستان وعوامفریبان وفرصت طلبان سو ء استفاده گران دینی حاکم برایران به مسلخ برده شد و پیشتازان آزادای و پیشگامان دمکراسی و منادیان عدالت اجتماعی وپژواک دهندگان برابری هزاز هزار بر بند وتخت وتازیانه و شکنجه در سیاهال ها کشانده شدند. سپس قصابی و مثله واعدام وتیرباران شدند و بیش از 28 سال است که همچنان بهار خونین وپائیز وخزان شده در ایران اینگونه ادامه دارد. ولی اکنون در شرایطی که خرافه پرستان و متحجران بر اریکه ی قدرت نشسته اند و مردم را آنچنان در زیر خط فقر اقتصادی نگهداشته ومستحق دریافت قرص نان کرده اند که به آرزوی پوشالی بردن نان برتوی سفره های خالی اشان دل بر وعده های دروغین یک شیاد گمنام تازه از راه رسیده بر بستند و به قول های پوشالی و تبلیغی یک پاسدار غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه رأی دادند تا که شاید اینکه بتوانند صاحب نان برتوی سفره های خالی اشان شوند که مجبور نباشند پیوسته روزه باشند. اما اکنون که وعده های داده شده معکوس عمل کرده است. بنابراین برای پاشیدن نمک برروی زخم محرومان، یک مداح وستایشگر و عمله زر و زور وقدرت وخرافات وتحجرگرایان حاکم برایران به عنوان راه حل درمان ، قلم بر دست و یادداشت روز نویس یک روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی شده است و بهار و آزادی وانسانیت را به اکثریت مردم محروم ایرانی همیشه در حال روزه ، ارزانی داشته و نسخه ی روضه خوانی ترجمه شده رو کرده وگفته است اگر فصل بهار را فصل رستاخيز طبيعت و نوزايي جهان خلقت مي نامند، بدون ترديد ماه ماه مبارك رمضان، ماه تولد دوباره انسان و احياي مقام انسانيت است. البته اگر چنانچه غیر از این عوامفریبی می شد جای سئوال بود. زیراکه مداح عوامفریب و وارونه گو بدون آنکه بگوید چند سال از عمر حکومت مذهبی فاشیستی سپری شده است ؟ چرا بقول آخوند مفیدی امام جمعه ی شهرستان گرگان ضریب اختلافات وبهره وری ها به 24 برابر رسیده است و اعتیاد وفقر وبیکاری وتن فروشی و.... درجامعه غوغا وبیداد می کند؟ مگر رهبر و سایر حاکمان روحانی ومذهبی نمی باشند ومدعی مسلمانی و پیروی از اسلام نمی کنند ومگر خودشان را برتر از سایرین نمی دانند ورهبر خودش را منتسب به وحی نمی داند و برای رفسنجانی شناسنامه ی انقلاب صادر نشده است ؟ خوب چرا شرایط کنونی در ایران آنگونه نمی باشد که یادداشت روز نویس چنین از اهداف ومأموریت اصلی رسالت پیامبران وادیان نقل قول وتوضیح داده است :
" اصولاً ماموريت بزرگ بعثت و هدف اصلي رسالت انبياء (عليهم السلام) و مراد آنان از قيام عليه ظالمان و ستمگران، انسان است و رهانيدن او از بندها و اسارت هايي كه دشمنان از درون و بيرون به دست و پاي او زده اند تا با سلب گوهر انسانيت او، وي را كه بايد اشرف مخلوقات باشد ملعبه دست خود قرار دهند و قرباني مطامع و منافع پست و حيواني خود نمايند. احياگر اسلام ناب محمدي(ص) در روزگار ما در اين باره مي فرمايد: «آن چيزي كه مطرح است پيش انبياء، انسان است. چيز ديگري پيش انبياء مطرح نيست، همه چيز به صورت انسان بايد درآيد، ]انبياء[ مي خواهند انسان درست كنند، انسان كه درست شد، همه چيز درست مي شود.»"
مهمتر اینکه چرا این بیل زنان حرفه ای حاکم برایران تا کنون نتوانسته اند که باغچه ی خودشان را بیل بزنند و یا اینکه اینان که چنین لالائی خوب می دانند . چرا خودشان دچار ی خوابی مزمن شده اند وقادر نمی باشند که تشصیص دهند که دشمن و بیماری یا مشکل درونی خودشان را درمان کنند؟ . یعنی اینکه چرا ولی فقیه به جای سنگر در پای منقل گرفته است و پس از خودسازی دست به منقل درمانی و سپس گفتمان وهذیان درمانی می زند ودروغ پشت دروغ به خورد مردم می دهد. در 28 سال گذشته هوز موفق نشده است که طبق نسخه ی صادره ی یادداشت روز نویس با دشمن درونی خود به مبارزه ب خیزد که شیوه ی درمانش چنین توصیف و بازتاب داده شده است :
"در اين بين دشمن دروني خطرناكتر از دشمنان بيروني است و مبارزه با آن هم سخت تر است و هم در اولويت قرار دارد. و اما اين دشمن دروني وخطرناك، كيست، چيست و در كجاست؟ "
بالاخره اینکه یادداشت روز با نقل قول هائی که از حضرت علی و آخوند جوادی آملی کرده است . موجب شده است که بیشتر وضعیت فریبکاری ولی فقیه و سایر آخوندهای حکومتی و آقازاده ها و شرکای دزد وغارتگرشان همچون باند مافیائی انگلیسی مؤتلفه و فرماندهان سپاه پاسداران را رو کند وزیرآب همه نمایشات دروغین وسوء استفاده گری از دین واسلام را به زند زیرا که علاقه اینان به قدرت وثروت ومادیات درست مخالف این نقل قول هائی می باشد که یادداشت روز نویس اینگونه آن را بازتاب داده است :
ح"ضرت علي (ع) مي فرمايد: «الا حر يدع هذه اللماظه لاهلها» (آيا انسان آزاده اي پيدا نمي شود كه اين مانده لاي دندان هاي نسل هاي گذشته را ترك كند). دانشمند معظم آيت الله جوادي آملي (دام عزه) در شرح اين كلام پرمغز مي نويسند: «آنچه فعلاً به نام دنيا است، مانند مقام، مسكن، زمين، ثروت و... از آنها نسل قبل از شما استفاده كرده و لاي دندانش مانده و امروز به شما رسيده است. آنچه مثلاً در روي زمين است، همه اين مقام ها و ثروت ها، اوهام و خيال ها، ته مانده و لماظه اي است كه انسان آزاده بايد آن را رها كند...»، آري انسان وقتي آزاده شد، آن وقت راحت در مسير تكامل و تقرب گام برمي دارد و ماه رمضان براي آزادي انسان مي آيد. رمضان، ماه آزاد شدن موجودي است كه به بركت اين آزادي مي تواند تا آنجا پرواز كند و اوج بگيرد كه «به جز خدا نبيند» و به مقام و جايگاهي تكيه بزند كه زيبنده اشرف مخلوقات باشد."
در خاتمه اینکه آخوند حکومتی جماعت همچون گربه ی مرتضی علی می مانند که هرگونه از سر و دم اینان گرفته وچرخانده و تابانده وپرتاب شوند باز به صورت چهار دست وپا فرود می آیند وبو می کشند ومنتظرند که در دیزی کی باز شوند و حیای ناداشته ی خود را با گوشت دزدی از درون دیزی به نمایش گذارند یا اینکه نشان دهند . بنابراین اینگونه روضه خواندن یادداشت روزنویس فقط گریز به صحرای کربلا زدن برای عوامفریبی کردن ومنحرف نمودن اذهان عمومی می باشد .چونکه می خواهد وانمود کند بلی حاکمان کنونی ساده زیست می باشند وپیرو انبیاء هستند که فقط مشغول اجرای رسالت ومأموریت آنان می باشند وغیر از این به امور دنیوی ومادیات وجمع آوری ثروت وافزودن قدرت خویش چشم ندوخته و دل نبسته وهر گز در مورد آن فکر نمی کنند. که باید گفت زهی بی شرمی به اینگونه مداحی گرایانی باد که تلاش مذبوحانه می کنند تا با مجیز وارونه گوئی نمودن و تحریف کردن حقایق و پاک کردن صورت مسئله ، بتوانند پرونده خائنان وجانیان وغارتگران حاکم را سفید کنند . خلاصه اینکه خاک بر توی چشمان محرومان وتهی دستان به پاشند که نکند دست به شورش و قیام بزنند وانتقام خویش را از حاکمان دین فروش و عوامفریب بگیرند که بیش از 28 سال است زیر پرده ی دین دروغ ونیرنگ و حقه بازی بکار برده اند وشیادگرایانه دست به شارلاتان وشامورتی بازی زده اند وهرروز بیش از گذشته مردم ایران را فقیرتر ومحتاح ونیازمند تر کرده اند. در صورتیکه خودشان وآقازاده واطرافیان شان در ناز ونعمت به سر می برند و غوطه ورند.
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 22 شههریور ماهه سال 1386

طنز بیمزه ولی خنده دار وامدار نبودن پاسدار احمدی نژاد ودولت وی !

نقد وبررسی " مردم، احزاب، دولت (يادداشت روز)"روزنامه ی کیهان چهارشنبه 21 شهریورماه سال 1386
طنز بیمزه ولی خنده دار وامدار نبودن پاسدار احمدی نژاد ودولت وی !
نمایشات و سخنان تمسخر آمیز پاسدار احمدی نژاد که هر روز در کوی وبرزن و شهری و حوزه ای در داخل وبرون مرز بیان می شود از یک طرف و نقل قول و بازتاب دادن و برجسته کردنش و به آن آویزان شدن ومانور دادن های وارونه در بستر اهداف مشخص از سوی دیگر که اکنون از سوی امثال یادداشت روز نویسان به آن دامن زده می شود وموجب شده تا که جملات بازتاب داده شده ی پاسدار غلامک وگماشته احمدی نژاد جلوه ای مضحک وکمدی تر به خود به گیرد. به خصوص اینکه اکنون ایشان در دیدار با جمعی از مبلغان روحانی وابسته به آخوند انگلیسی مصباح یزدی مرشدش مدعی شده است که دولت نهم توانسته است نظام اجرايي را از قيد مطالبات حزبي رها كند و به احزاب و گروه هاي سياسي باج ندهد، اکنون یادداشت روز نویس با نقل قول کردن این جمله ادعا کرده که بیان این جمله ی گماشته ی ولی وفقیه احمدی نژاد سبب شده است تا که دور جديدي از واكنش ها و اظهار نظرها درباره نقش و جايگاه احزاب در رژیم تروریستی آخوندی یا بقول وی در سپهر سياسي كشور مطرح شود . حال از اصطلاح من درآوردی سپهر سیاسی گذشته که چیست. چونکه این اصطلاح یکی دیگر از ابداعات واژگان سازی مسخره مشابه ی ریخت شناسی است که این روزنامه ی اطلاعاتی و امنیتی و پادگانی کیهان سر باز جو پاسدار حسین شریعتمداری خلق و تولید می کند. بهر صورت در دنباله ی این اصطلاح وجمله پاسدار احمدی نژاد ، گفته شده که پرسش در اين خصوص به موضوع رايج بخشي از رسانه ها تبديل شده است .
مگر می توان فراموش کرد که در نظام تک صدائی مذهبی که ولی فقیه منتسب به وحی همکاره است و اراده ی سیاسی برتر خوانده شده است . بتوان باور داشت وقبول کرد که در این نظام حزب و فعالت سیاسی می تواند دارای تعریف و عملکرد مستقل و متعارف داشته باشد تاکه قرار باشد پیرامون سپهر سیاسی آن بحث کرد و پرسش و پاسخ راه انداخت؟ برای اینکه دامن زدن به این موضوع سپر تدافعی و باتوم وچماق تهاجمی نیروی انتظامی که به سپهر سیاسی تعبیر شده است خیلی مسخره است که ادعای مضحک مستقل و وامدار نبودن به احزاب داد که پاسدار احمدی نژاد بطور کمدی وخنده دار آن را ادعا و مطرح کرده است. زیرا مگر از یاد رفته است که چگونه ایشان با ضریب حمایت وتقلبات آرائی اعضای سپاه پاسداران بسیجیانی که در پای صدوق آرا بودند موفق شد رئیس جمهور شود؟ یعنی اینکه رئیس جمهور برنامه ریزان سیاست حرکت چراغ خاموش سپاه پاسداران باند بازسازی شده ی سعید اماهی در بیت رهبری شد و اگر وی بر خلاف ادعای مضحکی که کرده است وامدار این دو ارگان سرکوبگر نمی باشد که اکنون خودشان جایگزین احزاب شده اند . دلیل نداشت که در سال گذشته قرار داد های 9 میلیارد دلاری با این دو نهاد فاشیستی و سرکوبگر از سوی دولت منعقد گردد . واقعاً نزدیک سه دهه که از عمر نکبت بار این رژیم سرکوبگر وعوامفریب و غارتگر ودزد و جنگ افروز وایران ویران کن می گذرد که چز بقدرت رسیدن نو کیسه گان جدید که بمراتب بس جانی وقدرت طلب و دزد تر از قبلی می باشند وچوب تاراج و حراج بر منابع و ذخایر کشور زده اند و مشتی آخوند روضه خوان یک لا قبای منبری دیروزی را امروز تبدیل به محمدرضا شاه نموده وآقازاده ها ی شان نیز همچون شاهزادگان دربار شاه شده اند که یک قلم گزارش شده است در کنار فرماندهان سپاه پاسداران توانسته اند مبلغ 120 میلیارد دلار به دوبی منتقل و درآنجا سرمایه گذاری کنند. لذا چه انتظری می باشد که نباید پاسدار یادداشت روز نویس شده و مبلغ وپادو وجارچی حاکمان دزد وغارتگر باشد و به سادگی کتمان حقیقت نکند و اینگونه دست به وارونه گوئی با گفتمان بی ربط و غیر قابل فهم مدل حوزوی نکند وتجربه ی 3 دهه رژیم جنایتار و عوامفریب مذهبی را اینگونه بازتاب ندهد:
" تجربه سه دهه عمر نظام جمهوري اسلامي كه با اتكاي به اراده ملي ملتي مسلمان قله هاي خطيري را فتح و جايگاهي در خور را به لطف خداوند كسب كرده، نشان از آن دارد كه وجود احزابي با ويژگي هاي ذكر شده، سرمايه اي ارزشمند براي كشور و ملت است. هر چند با كمال تأسف تعداد احزاب واجد شرايط در مقايسه با ديگر احزاب و گروه هايي كه به بيماري هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي متنوعي دچار آمده و آسيب هايي نيز به نهضت عظيم ملت ايران متوجه كردند، واقعاً ناچيز بود اما از سوي ديگر خدمات درخشان معدود احزاب صلاحيت دار آنقدر گران سنگ و مفيد به حال كشور، انقلاب، نظام و مردم بشمار مي آيد كه به استناد آن بتوان ضرورت فعاليت روزافزون احزاب در كشور و ارتقاء جايگاهشان در نظام اجرايي را توجيه كرد. ساختار حزب جمهوري اسلامي، شخصيت برجسته مؤسسان آن، رفتار تشكيلاتي اين حزب و عملكرد روشن و شفاف آن در برهه هاي خطير اوايل انقلاب يكي از نمونه هاي بارز و ارزشمند اين دسته احزاب است كه در زمان حركت در چارچوب هاي قانوني، عقلي و عرفي از تاييد رهبري و مسئولان نظام و حمايت گسترده مردمي بهره مند بود اما با ظاهرشدن نخستين نشانه هاي «آفت» با هوشياري مسئولان بلندپايه حزب و با نظر امام راحل(ره) فعاليت هايش متوقف شد."
پاسدار یادداشت روز نویس ومداح ومبلغ دولت به جای ایکه فاکت از عملکرد دوساله ی گذشته ارائه کند که این مدعیان عاشقان خدمت برای مردم ایران چه کرده اند . ولیهمچون گذشته به جنگ ونزاع باندی و مقایسه کردن احزاب در گذشته ووابستگی آنان به دولت پرداخته شده است و آنگونه گفته شده که انگار دولت های گذشته در خدمت ولی فقیه همچون پاسدار احمدی نژاد نبودند. اما چون این پاسدار بیشتر کماشته ولی فقیه و غلام حلقه بر گوشش می باشد . بنابراین این یکی تبدیل به تافت جا بافته ای شده است که حق ویژه ای برخوردار است که پاسدار یادداشت روز نویس مدافع ومبلغش حق دارد یقه رقیب شکست خورده واحزاب شاکی و منتقد دولت کنونی را چنین دو دستی به چسبد وافشایش کند:
"كمتر فعال سياسي است كه امروز بتواند ادعا كند حزب و گروه متبوعش بدون اتكا به شخصيت هاي حاضر در عرصه قدرت حكومتي و امكانات مالي عمومي و رانت هاي مختلف رسانه اي پا گرفته و فعاليت خود را گسترش داده است. وقتي از مقامات بالاي احزاب درباره آمار واقعي كادر مركزي، اعضا، هواداران و فعالان استاني و شهرستاني و يا از آمار و اعداد دقيق مربوط به ريز درآمدها و هزينه ها پرسش مي شود، احتمال گرفتن پاسخ روشن و دقيق بسيار ناچيز است. انتقاداتي كه احزاب و گروه هاي سياسي موجود نسبت به عملكرد دولت يا قواي مقننه و قضاييه- و گاهي كليت نظام- مطرح مي كنند در اكثر موارد فاقد حداقل استانداردهاي كارشناسي و هرگونه پيشنهاد مناسب جايگزين است. تبديل شدن دولت به شركت سهامي احزابي كه مثلا ديدگاه هاي اقتصادي شان از منتهااليه چپ سوسياليستي تا انتهاي راست ليبرال را شامل مي شد، از جمله دلايلي است كه اكثر تحليلگران به عنوان دليل شكست سنگين اصلاح طلبان ذكر كرده اند و بر اين پاي فشرده اند كه؛ ملامت مردم و نخبگان به دليل انتخاب متفاوتشان و تحقير آنان با عباراتي مانند پوپوليسم و غيره، چاره واقعي مشكل نيست. شايد در مورد ضرورت وجود و فعاليت احزاب نتوان چند و چون زيادي كرد ولي بايد به مردم حق داد كه با صداي بلند بپرسند؛ كدام حزب؟"
درخاتمه باید گفت که پاسداران یادداشت روز نویس روزنامه ی اطلاعاتی – امنیی – پادگانی کیهان چون خودشان جزو حامیان ومبلغان برنامه ریزان سیاست حرکت چراغ خاموش سپاه پاسداران می باشند که پاسدار احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند. همچنین چون جزو بهرمندشدگان دریافت سهمیه از 9 میلیارد دلار قرار های دولت با سپاه وبسیج در سال گذشته هستند. همینطور چون جزو دریافت کنندگان طرح خصوصی سازی سهام عدالت از دارائی ها واموال دولتی می باشند . بنابراین می بایست که چنین با کتمان کردن حقایق ووارونه گوئی کردن ها از دولت پاسدار احمدی نژاد دفاع کنند و اگر هم افشاگری می کنند در مورد گذشته ورقیب شکست خورده ی دوم خردادی ها می باشد و تلاش می کنند تا که وانمود کنند که گذشته هیچگونه ارتباطی نه به ولی فقیه ونه دولت کنونی ونه ارگان های سرکوبگر همچون سپاه پاسداران وبسیج دارد و فرماندهان سپاه پاسداران که همگی سرمایدار شده اند ثروت شان را از دوران سازندگی رفسنجانی به بعدبه دست آورده اند، بلکه تعلق به زمان شاه دارد که برایشان از طریق شیخ جایگزین شاه شده ولی فقیه به اینان باز گردانده شده است که چون زیادی مشروع وقانونی می باشد واز طریق محموله های قاچاق هزاران اسکله های غیر قانونی در سواحل جنوب کشور بدست نیامده است که بیشترش از طریق ورود وتوزیع وفروش مواد مخدر بوده است و سپس سود حاصله باد آورده به سوی شیخ نشینان از جمله دوبی روانه و منتقل شده است که اکنون نواندیش گزارش کرده است سرمایه های منتقل شده ی ایرانیان به دوبی 120 میلیارد دلار است. درنهایت این ارقام بالا ووحشتناک این ها جزو دزدی های نجومی نمی باشد که فقط با اخطار نامگذاری سپاه پاسداران در لیست گروه های تروریستی از سوی آمریکا موجب شد که رنگ از رخساره ی فرمانده ی کل سپاه پاسداران به پرد ودر جا استعفا دهد. ولی اکنون پاسدار یادداشت روز نویس ادعای مستقل و غیر وامدار بودن پاسدار احمدی نژاد کرده است وعملکرد احزاب جناح شکست خورده ی رقیب را رو کرده است . حال بماند که همین پاسدار احمدی رونده ی 30 میلیارد تومان اختلاس در زمان شهرار تهران بودنش دارد. خلاصه هدف نهائی اینگونه نمایش خیمه شب بازی جناحی وباندی جنگ قدرت برای ثروت هرچه بیشتر ومحروم وفقیر کردن افزون تر مردم ایران است وبس.
هوشنگ – بهداد
چهارشنبه 21 شهریورماه سال 1386

فراموشی مصلحتی برای کتمان کردن حقاق وتحریف کردن واقعیات

نقد وبررسی " جهان پس از 11 سپتامبر (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 20 شهریوماه سال -1386
فراموشی مصلحتی برای کتمان کردن حقاق وتحریف کردن واقعیات
گفته می شود آدم های دروغگو وکودن فراموشکار می شوند. ولی نقل قول نشده است که در مورد بازجویان و تواب و سناریو سازان حرفه ای و تحریف گران حرفه ای چرا چنین صفتی بکار برده نشده است ؟ به خصوص اینکه اگر اینان روزنامه نگار مکتبی مذهبی شده باشند که یک ریز با قلم وباز تولید خبر وتکرار سر وکار دارند که نمی توانند دچار فراموشی شدن آنهم پیرامون وقایع مهمی همچون یازدهم سپتامبر شوند . بله خیلی بعید به نظر می رسد که اینان دچار فراموشی شوند . خلاصه اینکه اینگونه بازجویان مکتبی ومذبی روزنامه نگار شده که برخی از آنان به ضرب فی البداهه آیه نازل کردن و یا ساختن وچاشنی کردن به شیوه ی تخصصی و حرفه ای هویج و چماق خود که عجیب استعداد وهنری دارند که می توانند در مسیر اهداف مورد نظر از تجربیات و تخصص ها بهره گیرند هر گز جایز نیست که اینان دچار عارضه ی فراموشی شوند . چونکه اینان در شرایط حساس و خطیر معمولاً از تاکتیک جانشینی وارونه گوئی و کتمان کردن حقایق و پاک کردن صورت مسئله و تحریف گری واقعیات استفاده می کنند . نمونه بارز ومصداق اینگونه قلم بر دستان تحریف گر پاسدار سر بازجو ویادداشت روز نویس روزنامه ی پادگانی – اطلاعاتی – امنیتی کیهان است که اکنون وانمود کرده که گویا فراموش نموده است در یادداشت روز 13 آبان ماه سال 86 یعنی کمتر از 3 سال پیش چه نظر داده بود؟ عنی آن موقع که هنوز دولت دوم خردادی ها بر سر کار نیامده بود و هیچ اثر و خبری از روی کار بودن دولت مدعی امام زمانی متعلق به برنامه ریزان سیاست حرکت چراغ خاموش لنی نشده بود. ولی تلاش گسترده برای آوردنش می شد . بهر حال در یاداشت روزی که به مناسبت روز 13 آبان سال 58 واشغال سفارت آمریکا یا لانه ی جاسوسی تهیه وتنظیم شده بود . در یکی از بندهای ردیف شده و دستآورد های مهم این یادداشت روز ارتباط دادن همین واقعه ی 11 سپتامبربه آن اشغال گری سفارت آمریکا در تهران بود . البته در کنار سایر واقایع بازتاب شده ناشی از این اشغال گری بود که شامل آغاز جنگ ایران وعراق و سقوط شوروی سابق و ثبات نظام و... وصدور انقلاب اسلامی و بنیادگرائی خمینی به منطقه وجهان بود که ناشی از پیامدهای اشغال سفارت آمریکا در تهران قلمداد شده بود.
اما اکنون مشخص نیست که چه اتفاق افتاده استکه اکنون یادداشت روز نویس مدعی شده است که اکنون دلیل این واقعه برای هیچکس روشن نیست که چه کسانی این بساط را بر پا کردند؟! لابد ترکش پژواک صحبت نامگذاری سپاه پاسداران در لیست گروه های تروریستی بسیار گویا وقوی می باشد که می تواند امواجش موجب اختلال در امر شنوائی وپرده های شنوائی گوش شده باشد که چنین فراموشی را نیز بهمره آورده باشد! برای همین است که یادداشت روز نویس بدون آنکه به گوید پس از 11 سپتامبر و اشغال نظامی افغانستان و سقوط طالبان چرا سران واعضای القاعده و طالبان از نوار مرزی وارد خاک ایران شدند ومورد پوشش حمایت ونظارت ومراقبت وآموزش نظامی سپاه پاسداران واقع شدند؟ یا اینکه چرا از اعضای القاعده در عملیات مشترک در انفجار پادگان نظامی در خبر عربستان استفاده شد؟ یا چرا سران رژیم تروریست آخوندی به جای تقاضای مقامات عربستانی پاسخ مثبت دهند که برای استرداد عاملان این عملیات شده اند که به تهران گریخته اند اما از سوی مقامات رژیم تروریستی آخوندی ومطبوعات وابسته به حکومت بلافاصله دولت عربستان وعلمای وهابیون عربستانی متهم شد ند که در عملیات تروریستی در عراق دست دارند و 70 % عملیات تروریستی در عراق زیر سر عوامل وابسته به عربستان می باشد . یا اینکه گفته شد که علمای وهابیون عربستان عامل اصلی فتوا دهنده ی انفجارات در سامرا می باشند وافزوده شد که اینان فتوای تخریب اماکن مقدس شیعه در عراق را صادر کرده اند. اما اکنون بن لادن غار نشین از همه جا بی خبر معرفی شده است . چونکه یک آدم کوچک در آمریکا می خواهد کارهای بزرگ در جهان کند که نیاز به 11 پتامبر و القاعده وبن لادن دارد . در صورتیکه قب از اینگونه ادعا قید شده بود. هنوز بر هیچکس روشن نیست که داستان 11 سپتامبر چه بوده است؟ تازه مگر همین ادعای مشابه را پاسدار غلام سپاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه نکرده است که گفته است که می خواهد جهان را احمدی نژادی کند و اسرائیل را نابود کند وپرچم فتح اسلام یا صدور تروریسم و بنیادگرائئی را بر قلل جهان بر افراشته کند . جالب ست که یادداشت روز نویس می گوید هنوز روشن نیست یا در جهان کسی نمی داند که داستان 11 سپتامبر چه بود.
خلاصه پرسش است اینکه نتایج اشغال افغانستان وعراق که جزو پیادمدهای 11 سپتامبر بود به نفع کدام کشوری در منطقه تمام شده است؟ کدام کشوری می باشد که کشورهای همجوار و منطقه را مدام تهدید می کند و عراق را تبدیل به باتلاق و لبنان را به سر زمین سوخته با راه اندازی جنگ 33 روزه با اسرائیل نمود و فلسطین را از طریق حمایت مالی و تبلیغی و ... حماس به جنگ داخلی کشاند ودر آنجا کودتا راه انداخت ونوار غزه را جدا و دولت اسلامی تشکیل داد و ادعای مالکیت بر بحرین دارد و ... می خواهد به 8 کشور قدرتمند اتمی جهان به پیوندد و سهم یک نهمی خود در مدیریت وکنترل اتمی جهان را طلب کند. برای چه اکنون یادداشت روز نویس با فراموش ردن واقعیات ،اینگونه دست به تحریف گری ووارونه گوئی زده است؟:
"جنگ عليه ترور پس از 11 سپتامبر قرار بود دنيا را امن تر كند، اكنون هيچ كس- حتي خود كاخ سفيد- در اين ترديد ندارد كه جهان به مراتب ناامن تر شده است. جنگ عليه ترور قرار بود تصويري فرشته آسا و نجاتبخش از آمريكا به نمايش بگذارد، حالا مسئله كل دنيا اين شده كه اين زنگي مست تيغ در دست را چگونه بايد مهار كرد. جنگ عليه ترور بنا بود به زاده شدن خاورميانه اي جديد- «جديد» يعني امن تر براي آمريكا و اسرائيل- بينجامد، خاورميانه جديد البته متولد شده است اما از هر زمان ديگري براي آمريكا و اسرائيل خطرناك تر است. جنگ عليه ترور قرار بود افغانستان را آباد كند اما حالا سرعت صعود منحني توليد و ترانزيت مواد مخدر از حد محاسبه فراتر رفته است بماند، رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا را در كنفرانس امنيتي مونيخ به عجز و لابه انداخته است كه ناتو دارد در افغانستان شكست مي خورد، به داد برسيد. جنگ عليه ترور قرار بود «عراقي نو» براي مردمان دردكشيده آن بسازد، حالا عراقي ها در آستانه يازده سپتامبر با لحني آكنده از استهزا در روزنامه هايشان مي نويسند: «هر روز ما عراقي ها يازده سپتامبر است». جنگ عليه ترور وعده مي داد آمريكايي جديد خواهد ساخت كه در آن هرگز ديگر چنين حوادثي مجال ظهور نيابد حالا آمريكايي ها در مجلات انتقادي شان از «جهان سوميزه شدن» داخل آمريكا به موازات لشگركشي هاي آقاي بوش در اين سو و آن سوي جهان خبر مي دهند، جنگ عليه ترور قرار بود اسرائيل را تقويت كند، كاملا بر عكس آن را به وضعيتي افكنده است كه سران آن رويارو شدن با چند هزار چريك را «بزرگترين كابوس زندگي خود» بنامند."
بالاخره یادداشت روز نویس تبدیل به خیاط شده ودر کوزه گیر افتاده است. زیرا با همه صحنه سازی کردن ها وگریز به صحرای کربلا زدن وصغرا و کبرا خواندن ها عاقبت خیلی ساده بالا آورده است وخودش پاسخ سئوال وپرسش ها و شک وشبه هایش را داده است . البته که این اعتراف تداعی کننده و اخطار وهشدار خطبه ی رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران است که پس از اشغال نظامی عراق گفته بود که ما عراق را برای آمریکائیان تبدیل به با تلاق می کنیم که اکنون پاسدار یادداشت وز نویس آن را ترجمه وبرگردان ودوباره اعتراف کرده است و به وضوح گفته است که عامل بی ثباتی عراق و منطقه کیست ؟ یا در حقیقت نشان داده آن دیوانه ای کوچکی که می خواهد ادعای رهبری جهان را داشته باشد کیست که چنین آن را معرفی شده است :
"حالا آمريكايي ها ته چاهي قرار دارند كه براي ديگران كنده بودند و براي بيرون آمدن از آن تا حد التماس و دريوزگي از بزرگترين دشمن خود هم پيش رفته اند. از اين سو خاورميانه اي ظهور كرده است كه يك ايران هسته اي، ايراني با نفوذ بي مانند در گوشه گوشه آن و يك ايران الهام بخش آن را راهبري مي كند. آمريكايي ها هراسان و مضطرب براي ايستادن در مقابل اين ابرقدرت نوظهور خود را به اين در و آن در مي زنند. آن همه داد و قال و كف بر دهان آوردن جاي خود را به ائتلافي از مورچه ها و دختربچه ها داده است.آمريكا قرار است با استفاده از كساني مثل عبدالمالك ريگي و پژاك و چند خشك مغز سلفي-بعثي به انضمام دختر ديك چني و هاله اسفندياري نظام جمهوري اسلامي را ساقط كند! اينجا آخر خط است، جايي كه بايد ايستاد و پشت سر را نگريست، اگر چيزي پس سر باقي مانده باشد."
درخاتمه اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری توضیح نداده است که اگر آمریکا می خواهد با هاله اسفندیاری انقلاب مخملین را در ایران دنبال کند. پرسش است که برای چه ایشان با آن اتهامات سنگین وارده که داشت از سوی د ستگاه قضائیه آزاد شد؟ پرسیدنیست که مگر فقط عنوان کردن گذاشتن نام سپاه پاسداران در لیست گروه های تروریستی واقعاً می تواند اینگونه موجب وحشت وترس شود که سریع قوه ی قضائیه دستان تسلیم خودش در برابر تهدید این نامگذاری بالا برد و آن همه اتهامات وارده ی براندازی و جاسوسی را نا دیده گرفت وتوجهی به اعترافات متهمین در شوی دمکراسی و انقلاب بر اندازی مخملین نکرد که در شبکه ی تلوزیونی به نمایش گذاشته شده بود ؟ اگر واقعاً طبق ادعای یادداشت روز نویس آمریکا به دریوزگی رژیم تروریستی آخوندی یا سر سخت ترین دشمن خودش آمده است. چرا 3 بار از موضع ضعف و حقارت با سفیر این کشور در عراق مذاکره شد؟ ویا چرا پس از آزادی خانم هاله اسفندیاری و راهی اروپا کردن ایشان، فرمانده ی سپاه پاسداران ناگهان جا ز د جاخالی داد و آخوند مصباح یزدی و واعظ طبسی از ادعای جانشینی ریاست مجمع خبرگان عقب نشینی کردند و میدان را برای آخوند هفت خط و به ساز و به فروش رفسنجانی باز نمودند؟ بالاخره چرا اکنون ولی فقیه در دیدار با جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران اول همچون خمینی گفته است اگر سپاه نباشد رژیم هم نیست و در دنباله بر خلاف ادعای هسته ای کردن یادداشت روز نویس ایشان تأکید کرده است ملت بمب اتمی نمی خواهد وما هم به دنبال آن نمی باشیم ! البته اینگونه پرده بازی کردن ونمایش دادن ها ناشی از وحشت وترس نمایان وعریان شده نامگذاری سپاه در لیست گروه های تروریست ها می باشد و درست نقطه مقابل ادعاهای پاسدار غلامک و گماشته احمدی نژاد است که در دو سال گذشته تا حال در همه تور سفرهای بسیار پر هزینه داخلی و خارج پیوسته خبر از غنی سازی اورانیوم و برگزاری جشن هسته ای نوید داده وتأکید بر عدم عقب نشین نموده است و دست به مانور زده است که گفه سوار قطار هسته ای شده است که هم دنده ی عقبش کنده شده است وهم اینکه ترمزش بریده شده است و دارد بدون توقف می گازد تااینکه به 8 قدرت اتمی جهان به پیونددومدیریت آن با سهم یک نهم قدرت اتمی جهانی را داشته باشد. بنابراین اینونه روضه ی وارونه 11 سپتامبر خواندن وگریزبرصحرای کربلا زدن مانع از بر کناری نخست وزیر دست نشانده نوری المالکی در عراق نمی شود وهیچ آبی هم بر غسل توبه ی ولی فقیه و سپاه پاسداران گرم نمی شود.
هوشنگ –بهداد
دوشنبه 20 شهریوماه وسال -1386

"برای عبور از بحران کنفرانس باز پروری عراق چاشنی نشست حقوق بشر در تهران شده است"

نقد وبررسی" عراق بازسازي يا بازپروري" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 20 شهریوماه وسال -1386
"برای عبور از بحران کنفرانس باز پروری عراق چاشنی نشست حقوق بشر در تهران شده است"
آخوندهای مفتخور منبری واکنون حاکم شده بر ایران که بیش از 28 سال است که مشغول جنایت وخیانت وغارتگری وجنگ افروزی و عوامفریبی و صدور بحران وتروریسم وبنیادگرائی به کشورهای همجوار و منطقه ی خاورمیانه و... می باشند . دارای هنر و ویژگی های خاص ِ عوامفریبی می باشند که دستآورد تخصص منبر وروضه خوانی وگریز به صحرای کربلا زدن شان می باشد. البته که از طریق همین کسوت دین فروشی بوده است که این انگلان غیر مولد بقدرت خلافت رسیده در طی قرون گذشته توانسته اند پایه ی ثابت مراسم جشن وعزا وسوگواری باشند. یکی دیگراز برجستگی های هنری اینان تسلط داشتن به بذله گوئی و خنداندن می باشد که البته مکمل اشک گیری و گریان نمودن شان می باشد. القصه همین عنوان طنزی که ملای جانباز سرمقاله نویس روزنامه ی ولی فقیه " بازسازي عراق يا بازپروري" زده است که به طریقی تداعی کننده ضرب المثل معروف ی کوسه وریش پهن می باشد که اکنون پس از اینکه آخوندهای جانی حاکم بر ایران با سپاه پاسداران با همکاری اشغال گران موفق شدند که دشمن اصلی خود صدام حسین را از حکومت عراق بر زیر کشانند ودر روز عید قربان بر دارش کشند وپس از اینکه عراق را شخم زده اند واز طریق یک مهره دست نشانده ونخست وزیر وابسته به ولی فقیه و سپاه پاسداران عراق را ناامن کرده اند وهر جنایتی که خواسته اند در مورد مردم بی دفاع وبی گناه عراقی بکار برده و مرتکب شده و آزمایش کرده اند و نفتش را نیز بطور قاچاقی به تارج وغارت برده اند . اکنون که احساس خطر از برکناری نخست وزیر دست نشانده اشان در عراق کرده اند . بر سر منبر رفته وشیپور را از در گشادش نواخته و طنز تلخ ونیشدار و صد البته توهین آمیز کنفرانس بازسازی عراق و یا باز پروری در تهران بر پا کرده اند . لابد در صورت اجرا شدن وموفقیت آمیز بودنش پس از 28 سال دیگر عراق تبدیل خوهد شد به الگو ومشابه رژیم کنونی حاکم برایران که آنگونه وارونه باز سازی و باز پروری شده است که هنوز پس از 19 سال که از زمان آتش بس می گذرد. منطقه ی زر ونفت خیز وجنگ زده ی استان خوزستان دچار کمبود آب آشامیدنی و خاموشی های ادامه دار و زنجیره ای چندین ساعته ی برق می باشد . حال ضریب رو به رشد وافزایش بیکاری و فقر و شکاف طبقاتی و.. در این استان بماند که جای خود دارد. زیرا که این خود یک مصیبت و فاجعه ی عظیم ودرمان ناپذیر در این رژیم غارتگر ودزد می باشد.
البته عوامفریبی ودروغگوئی وسو ء استفاده در پرده ی دین از خصلت های بارز دیگر آخوندهای جانی و حاکم برایران می باشد که همچون آب خوردن حقایق را وارونه وکتمان وتحریف می کنند. به خصوص اگر چنانچه خود در این مورد دارای منافع باشند ونسبت به آن احساس خطر کنندآن موقع ضریب دجال گری اشان صد چندان می شود. بطور نمونه بدون آنکه سرمقاله نویس به گوید که مگر خمینی نگفته بود جنگ نعمت الهی است و تا فتنه در عالم باشد لاکن جنگ هم می باشد؟ یااینکه در زمانیکه خرمشهر باز پس گرفته شد و صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق و رهبران کشورهای عربی آماده آتش بس و صلح و پرداخت 100 میلیارد غرامت جنگی شدند. ولی خمینی و رفسنجانی و سپاه پاسداران این پیشنهاد را نه پذیرفتند و اصرار بر ادامه ی جنگ کردند که نتیجه ی آن ویران شدن هر دو کشور ایران وعراق و کشته ومجروج و آواره وبی خانمان شدن میلیون نفر ایرانی وعراقی شد و رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران اعتراف کرد 1000 میلیارد دلار خسارت مادی جنگی فقط به ایران وارد شده است .اکنون این اصرار بر ادامه ی جنگ واین اعتراف آشکار رفسنجانی یک سند مسند جنایت جنگی علیه ی بشریت است که روزی می بایست در مراجع بیطرف قضائی و حقوقی بین المللی این پرونده ی جنگی جنایات علیه ی بشریت گشوده شود و عاملین ومقصرین ادامه دهنده ی جنگ محاکمه شوند و به سزای اعمال جنایت آمیز شان علیه ی بشریت به رسند. از سوی دیگر مگر همین رفسنجانی نبود که در خطبه های نماز جمعه ی خود در تهران اعتراف کرد که در کنار بوش برای اشغال نظامی افغانستان و ساقط نمودن حکومت طالبان بوده و همکاری کرده است؟ همچنین مگر ایشان پس از اشغال نظامی عراق که زمینه ی اصلی این اشغال گری را نیز دستگاه تبلیغات وسند سازی های دروغین رژیم ترریستی آخوندی و مهر ه های عراقی وابسته به این رژیم جنایتکار همچون احمد چلبی جاسوس چند جانبه آماده کردند؛ رفسنجانی خطاب به آمریکائیان نگفت عراق را به ویتنامی دیگر و باتلاق برای آنان تبدیل می کنیم ؟ اکنون چگونه است که سرمقاله نویس تلاش مذبوحانه کرده است تا که صورت مسئله را پا ک کند تااینکه نقش یران جنگ افروز رژیم تروریستی آخوندی در اشغال نظامی افغانستان وعراق کم رن ومحو گردد؟ تا اینکه بتواند چنین تحریف گری یک طرفه کند و با تجرمه وتفسیر ی آیه ای از قرآن چنین نتیجه گیری دلخواه خود کند وبه گوید:
"بزرگترين جنايت ها را هم انسان ها مرتكب مي شوند و به همين دليل تا مرحله اي از پستي و رذالت سقوط مي كنند كه از درنده ترين حيوانات نيز درنده تر مي شوند و از كثيف ترين موجودات نيز پست ترند. توصيف « اولئك كالانعام بل هم اضل » مربوط به همين دسته از مخلوقاتي است كه نام انسان برروي آنهاست ".
سرمقاله نویس در دنباله با فراموش کردن سنگسار کردن ها در ایران و یا با یاد بردن پرونده ی آخوند منتظری مقدم حاکم شرع داگاه های ضد انقلاب در کرج که به دختران فراری از خانه ها واسکان داده شده در خانه های سبز و ریحانه در کرج تجاوز کرده بود و مبتلا به بیماری ایدز شد ه بود که مشخص نشد سر انجام این آخوند ر ذل و هیز ومنحرف جنسی و دست پرورده ی خمینی ونظام به کجا کشیده شد.؟ همچنین با نادیده گرفتن آمار روز افزون پدیده شوم دختران فراری از خانه ها و زنان خیابانی وتجارت سکسی که آخوند های حکومت وآقازاده هایشان با دلال وواسطه هایی که در این مورد فعال می باشند و زنان ودختران جوانان را به شیخ نشینان صادر می کنند که اکنون نیز در همین مورد یک سریال ساخته شده است که چگونه یک دختر شیعه فراری با تن فروشی خود به سنی ها توانسته است که پولدار شود و این داستان شدیداً مورد اعتراض دستگاه تبلیغاتی رژیم تروریستی واقع شده است . آنگونه که 3 تن از عوامل خود که مقیم کویت می باشند را وادار به تهاجم به شبکه تلویزیونی کویتی کرده است که چرا برای این سریال دارد تبلیغ می کند و خبرش نیز در ستون جهت اطلا ع همین شماره ی امروز رونامه بازتاب داده شده است. ولی اکنون سرمقاله نویس طوری از خبرهاي مربوط به تجارت سكس و خون در عراق را شنيده ايد را نقا قول کرده است. که گویا اصلاً چنین خبرهائی در رژیم تروریستی آخوندی هر گز وجود ندارد و اتفاق یفتاده است ! نیست ! و بالاخره با فراموش کردن اعمال ضد بشری سران رژیم تروریستی آخوندی در ایران وعراق چنین شیادانه نتیجه گیری کرده است:
"همزمان با سفر رئيس جمهور آمريكا به عراق بطور تصادفي اخبار مربوط به قاچاق زنان و دختران بي سرپرست و فقير عراقي به كشورهاي عربي همسايه و فروش آنها به شيوخ عرب و همچنين خبر تجارت خون منتشر شد. اشغالگران نه تنها براي مردم عراق هيچ دستاوردي نداشته اند بلكه همانگونه كه نفت اين كشور را از لوله ها مي كشند و به غارت مي برند خون را نيز از رگهاي اين مردم ميكشند و با آن سودا مي كنند و بدتر از اين هر دو با شرف يك ملت نيز همچون يك كالاي تجاري رفتار مي نمايند جزئيات قاچاق زنان و دختران فقير و بي سرپرست عراقي و اهانت هائي كه به اين ملت مسلمان از اين رهگذر مي شود بقدري درناك و تاسف بار است كه قلم ها و زبان ها قادر به آوردن آن نيستند. اين جزئيات به سينه تاريخ سپرده خواهد شد و آيندگان از آن مطلع خواهند گرديد. "
ادعای فوق برای این است که بالاخره اینکه سرمقاله نویس از موضع فرا فکنی سیاست توبره وآخور خوری برخورد کرده است . زیرا که آخوندهای حکومتی در ایران بسیار حرفه ای و متخصص در این زمینه می باشند . همچون نشست اخیر برگزاری حقوق بشر کشور های غیر متعهد که در تهران بود که به قول مطبوعات حکومتی فقط بساط رنگین سفره های آنچنانی بخور بخور بر قرار بود . لابد به عنوان همدردی کردن با شکمان خالی منتظر دریافت بر توی سفره های خالی محرومان ایرانی بوده است یا ریشخند کردن با خانواده های داغداریست که این روزها در سراسر ایران فرزندان شان به اتهام اراذل و اوباش بر دار کشیده شده وهنوز هم می شوند این نشست حقوق بشر تشکیل شد. اکنون نیز مکمل این نشست آن گزارش شده است که چنین کنفرانس باز سازی و باز پروری برای عراق در تهران برگزار شده است :
"اما سئوال امروز اينست كه ما انسان ها در برابر اينهمه سقوط انسانيت كه در يكي از عزيرترين و شريف ترين سرزمين ها شاهد هستيم آيا وظيفه اي برعهده نداريم در روزهاي گذشته كنفرانس بين المللي بازسازي عراق در تهران برگزار شد اما با توجه به واقعيت هائي كه اكنون در عراق جريان دارد حق اين بود كه شركت كنندگان در اين گردهمائي براي جراحت هاي معنوي كه بر پيكر اين سرزمين اسلامي و ملت آن وارد شده است اولويت قائل ميشدند و چاره انديشي مي كردند ما مسلمان ها بايد از امكانات رسانه اي خود در هر جا كه هستيم براي نشان دادن چهره زشت قدرتمندان امروز جهان كه مدعي دموكراسي و حقوق بشر و آزادي هستند استفاده كنيم و با تشريح جنايات آنها واقعيت هاي پنهان در عملكرد نظام سلطه را افشا نمائيم . همين ديروز اعلام شد كه آمريكا امنيت بغداد را به افراد مسلح غيردولتي سپرده است . اين يعني تقويت معارضان دولت و تضعيف دولت منتخب مردم . عراق را درحالكيه در اوج ناامني است و عرصه تاخت و تاز سكس و خون است نمي توان بازسازي كرد. عراق بايد قبل از هر چيز بازپروري شود عراق را ابتدا بايد از چنگال اشغالگران و سوداگران نفت و سكس و خون رهانيد تا زمينه براي بازسازي اين كشور فراهم شود. اگر غيرتمندان جهان اسلام را همت و اراده اي هست بايد در اين راه بكار گرفته شود كاري كه مي تواند علاوه بر عراق كل جهان اسلام را از مطامع نظام سلطه نجات دهد و درامان نگهدارد"
درخاتمه اینکه اینگونه نسست های حقوق بشری کشورهای غیر متعهد در تهران گذاشتن و کنفرانس بازسازی و باز پروری عراق را اشنی آن کرد ن ، تماماً تبلیغات مشمئز کننده و نخ نما شد ولو رفته ای می باشد که صرفاً برای انحراف اذهان عمومی وکاهش دادن فشار های بین المللی است . البته برای راه حل یابی برای بحران هسته ای و بحران دخالت گری در عراق تدارک دیده شده است . زیرا که افشا شد یاست مداخله گری در عراق اکنون تبدیل به پرداخت هزینه ی بس سنگین برای سران رژیم تروریستی و سپاه پاسداران شده است. بنابراین تلاش مذبوحانه ای برای مانع شدن از بر کناری نخست وزیر دست نشانده در عراق برای کاهش دادن این هزینه ی سنگین می باشد . برای اینکه اینگونه نمایشات یک بعد آن نمایش اقدام برای نامگذاری سپاه پاسداران در لیست گروه و سازمان های تروریستی می باشد که برای جبران نمودن به روزنامه ی البينه الجديده آلت دست ووابسته به وزارت بد نام اطلاعات رژیم تروریستی آخوندی در عراق فرمان داده شده است تاکه اتهامات مضحک تکراری علیه ی مجاهدین ساکن عراق در این ورق پاره بازتاب داده شود .
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 20 شهریوماه وسال -1386

راستی معنی دقیق و واقعی منافق چیست و کیست و عملکردش چیست ؟

نقد وبررسی " فرقه دركسوت روشنفكري (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان دوشنبه 19 شهریورماه سال 1386
راستی معنی دقیق و واقعی منافق چیست و کیست و عملکردش چیست ؟
تصور نمی رود که اکنون هم اصطلاح بازرگان نادیده گرفته شود که روزی گفته بود که انقلاب فرزندان خودش را می خورد وهم اینکه هم جمله ی معروف خمینی که گفته بود من هر گز با کسی عقد اخوت نبسته ام به فراموشی سپرده شده باشد . ضمن اینکه همین بنیانگذار نظام خمینی بود که پس از 15 سال تبعید بی احساس وارد ایران شد و موج سواران وفرصت طلبانه برای اینکه بتواند اختیارات امور و قدرت سیاسی و اجرائی را در دست خود به گیرد. یک ریز وعده های دروغین به مردم داد و عوامفریبی کرد و با چتر وسپر مذهب هم علیه ی رشد افکار مترقی و اندیشه وباور های پویا ودگر اندیشی وهم علیه مذهب بردبار وتحمل پذیر وحامی دمکراسی و آزادیخواهی بر خاست و با آنان در ستیز وارد شد وییروانش نیز همین شیوه را برای کسب قدرت وثروت تا کنون ادامه داده اند . مثلاً مبارزه وجانبازی را سازمان ها مجاهدین و فدائیان در زمان شاه کردند ولی پس از انقلاب اینان منافق و مرتد ومحارب خطاب شدند. برای سرپل و کاتالیزور به قدرت رسیدن ابتدا بازرگان نخست وزیر امام زمان معرفی شد . ولی با توطئه ی اشغال گری سفارت آمریکا در 13 آبان که هدف طراحی کسب قدرت اجرائی بود که موجب سقوط دولت موقت مهندس بازرگان شد وایشان ونهضت آزادی تبدیل به مرفهین بی درد با اسلام آمریکائی خوانده شدند و فعالیت سیاسی اینان غیر قانونی اعلام شد. شاهد بودیم که خمینی با قطب زاده وبنی صدر و منتظری چگونه برخورد کرد ؟ از سوی دیگر پس از انقلاب به دلیل وحشتی که خمینی و آخوند های حامی اش از مجاهدین ونام وآوازه ومحبوبیت اینان داشتند . خمینی تلاش کرد تاکه مجموعه ای از دار ودسته های گوناگون را زیر پوشش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گرد آورد و ضمن اینکه اینان را در بر ابر سازمان مجاهدین حلق علم کرد .هسته ی اولیه ی سپاه پاسداران را نیز از طریق اینان پی ریزی کرد . ولی اکنون از سوی سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری اینان نیز تبدیل به منافقین جدید شده اند که جایگزین منافقین قدیمی شده اند. یعنی اینکه اگر چنانچه کوچکترین نوای دگر اندیشی و یا ابراز مخالفتی از هر گوشه وکنار کشور یا نهاد وتشکیلاتی حتی درون نظام نسبت به نظرات ولی فقیه متحجر وخرافه پرست ومهره های دست آموز و آلت دست وی بلند و بیان شود بلافاصله با بدترین توهین واتهامات و بابهای بس گزاف مواجه خواهد شد. در حقیقت مصداق عینی و واقعی منافق و تزویر و دو روئی و سوئ استفاده گر ی از دین ومذهبی با عوامفریبی کردن کامل خود خمینی بود که این فلسفه ی نامبارک را بنیان نهاد وپیروانش به مراتب از خمینی منافق تر ودو روتر وعوامفریب ودروغگو تر می باشند. از جمله همین مترسک وغلامک سپاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور می باشد که از ابتدای شهردار بودنش که مبلغ 350 میلیارد تومان را اختلاس کرد تا دوره ی تبلیغات ریاست جمهوری که وعده ی مبارزه با مفسدین اقتصادی می داد و قول بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان می داد که کپی وتکرار همان شعار اقتصاد مال خر وحکومت از آن مستضعفان وپابرهنگان است خمینی بود وادعا می کرد که می خواهد برای جوانان اشتغال کامل ایجاد کند تا که بتوانند تشکیل خانواده دهند که پدر ومادران اینان نزد فرزندان خودشان خجالت زده نباشند و... پیوسته دروغ گفته وعوامفریبی کرده است . تازه بدتر از دادن قول ها دروغ کرده است. زیرا که بر عکس قول های داده شده عمل و اجرا کرده است . یعنی اینکه رشد تورم وگرانی و افزایش قیمت ها را جایگزین بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان کرده است. ناگهان در دوران بی سر پرستی وزیر چند ماهه ی وزارتخانه ی نفت مبلغ 6 میلیارد فروش نفت ناپدید ومفقود شد وبه هیچ حسابی واریز نشد. طبق نظر آخوند مفیدی امام جمعه ی شهرستان گروگان اکنون ضریب در آمدها واختلاف آن به 24 برابر رسیده است . همچنین پس از برکاری دو ززیر صنایع ونفت و اجرای طرح توزیع بنزین سهمیه بندی با کارت هوشمند که مشخص است که چه بر سر محرومین جامعه ی منتظر دریافت نان بر توی سفره های خالی اشان آورده شده است؟ همینطور اجرای طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی وموج گسترده ی دستگیری ها ودار زدن ها هم نشان می دهد که چگونه برای جوانان بیکار و فقیر اشتغال کامل ایجادشده است؟ مگر ولی فقیه دربست این دولت را عدالت محور وتحول گرا نخوانده است؟ مگر چپ و راست در برابر هرگونه انتقاد که نسبت به تورم وگرانی و افزایش قیمت ها بهاین دولت شده است، ایشان از رئیس جمهور غلامگ و دولت مدعی امام زمانی خود دغاع نکرده است؟ بنابراین معنی واقعی منافق چیست و راستی کیست؟ وبا توجه به تجربه ی بیش از 28 ساله ای که از دژخیمان دین فروش و عوامفریب و غارتگر و جنگ افروز حاکم که در دسترس می باشد خودتان تشخیص دهید که فرقه ومنافق در کسوت دین و بر اریکه ی قدرت نشسته شده در ایران چه کسانی می باشند و برای چه سر بازجو پاسدار یادداشت روز نویس شده اینگونه وارونه گوئی کرده است؟ آنگونه که حتی در مورد حق همکاران سابق نه چندان دور خود هم نا سپاسی کرده است:
"جريان نفاق در پي تطورات و تحولات 3دهه گذشته به ويژه دهه اخير، امروز در چه وضعيتي به سر مي برد و كدام تدبير را براي بقاي خويش پيشه كرده است؟اگر جريان نفاق را به دو فرقه كلي «نفاق قديم» و «نفاق جديد» تقسيم كنيم، مصادره انتخابات دوم خرداد به نفع شعارهاي انحرافي -و مخالف با چهارچوب اعتقادي منتخب آن انتخابات- را بايد نقطه «رونمايي» و «پرده برداري» از پيوند اين دو فرقه معرفي كرد اگرچه ابعاد پنهان و زيرزميني آن به سال هاي پاياني دهه60 (پس از پايان جنگ) برمي گردد. اگر خلوص انقلاب پرده از چهره فرقه هاي منافق قديمي نظير سازمان مجاهدين خلق، نهضت آزادي، حزب توده، فدائيان خلق، فرقان و... برانداخت، غفلت از تكاپوي نفوذي ها در بدنه دستگاه اجرايي و مجلس ششم پس از دوم خرداد باعث شد منافقين جديد و مؤتلفان قديمي آنها احساس كنند كار جمهوري اسلامي تمام شده و حالا با قدرت به دست آمده مي توان صريح تر و بي پرده تر موضع گرفت و به ضدانقلابي گري آشكار دست زد. اين تكاپو البته به بحران هويتي شديد ميان خط امامي ها و منافقين جديد در درون جبهه دوم خرداد دامن زد. اگر نفاق جديد را حاصل نفوذ و ريزش در 2 طيف موسوم به چپ و راست بدانيم كه بعدها به نام كارگزاران، مشاركت و مجاهدين (طيف مذبذب آنها) - از حلقه هايي نظير كيان و راه نو و سلام- سر بلند كرد، بر اين نكته بايد تاكيد كرد كه در هريك از اين احزاب، بحث هاي ايدئولوژيك شديدي در جريان بود همچنان كه در عين حال از درون هريك از اين احزاب، تبليغات منفي و ترور شخصيت عليه چهره هايي نظير خاتمي، هاشمي رفسنجاني و كروبي -براي تحت فشار قرار دادن و مديريت رفتار آنها- سازماندهي مي شد؛ يعني طيفي از لائيك هاي كارگزاران و مشاركت و مجاهدين، همراه و هم قسم شدند تا ولي نعمت هاي خويش را چنان در منگنه قرار دهند كه مجبور به امتياز دادن يا انفعال شوند. اين همان مرحله اي است كه منافقين خواستار عبور از خاتمي شده و به وي اهانت روا مي دارند يا در بحبوحه انتخابات مجلس ششم، از هاشمي رفسنجاني چهره اي كاملا منفي و سياه -در حد عاليجناب سرخپوش قتل هاي زنجيره اي و مقصر اصلي(!؟) در ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر- مي سازند و به وي مي تازند."
در خاتمه اینکه اینگونه افشاگری کردن وخط سرخ تعیین کردن ها ومنافقین جدید معرفی کردن ها مربوط به نوک قله ی یخ کوه شناور از آب بیرون زده شده است که هر چه بیشتر موج آب توفانی تر می شود وامواج بلند تر می گردند وموجب شتاب دار کردن حرکت قله ی کوه یخ وجا به جایئ آن می شود که دار نوسان در اثر مواج غلتان وجذر ومد ایجاد شده می شود و نوک بیشتری از این قله ی شناور یخ در حال ذوب بیرون زده می شود. زیراکه که هرچه زمان به فرارسیدن رقبات برگزاری خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم نزدیک تر می شود . برخورد های تبلیغاتی رقبای غالب ومغلوب تند وتیز تر می شود . البته که رئیس مجمع خبرگان شدن رفسنجانی بر عمق وشتاب این بازی منافق گرائی و طبقه بندی و معرفی آن افزوده است وهر چه زمان به جلوتر رود وهمانگونه که تذکر داده شد به بر گزاری خیمه شب بازی نمایش مجلس هشتم وپس از آن نمایش ریاست جمهوی دوره ی دهم نزدیک تر شود . ضریب اینگونه تبلیغات افشاگرایانه وتهدید آمیز و تیغ کشیدن ها بر سر روی هم دگیر نیز بیشتر خواهد شد. البته یکبار قید شده بود که این جنگ وجدال و دوئل کردن ها می تواند که تؤام نه فقط به حذف صحنه ی رقابت اتخاباتی که می تواند به حذف فیزیکی منجر شود ویا بی انجامد. زیرا که نوع گفتمان وافشاگری وتهدیدها دارد به آن سمت سوق داده می شود. این اخطار و هشدار را دو سال پیش خاتمی در روز تولد حضرت علی در مشهد داده بود که البته پس از حضور وسخنرانی آخوند مصباح یزدی در این شهر این موضع را ایشان بیان کرده بود که چشم انداز و پیش بینی این صحنه دارد جدی تر تر می شود. چونکه صحبت از حذف منافقین سال 60 شده که یادداشت روز نویس وعده ی تکرار آن در مورد منافقیه جدید را داده است که اتفاقاً این بارشامل خودی های رژیم تروریستی آخوندی می شود. پیش درآمد اجرای شوی اصلی بازداشت هاله اسنفندیاری و متهمان هم پرونده ی ایشان با اتهامات وارده و سایر هم پرونده های اینان است . گرچه به دلیل فشارهای بیرونی اینان از دام خطر جستند. ولی کاسه وکوزه بر سر متهمان هم پرو نده ی داخلی اینان شکسته خواهد شد.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 19 شهریورماه سال 1386