روزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی
شنبه 15 آذر ماه سال 1393
نقد و بررسی : سرمقاله ی روزی نامه
جمهوری " دفاع بد چرا؟ "
درادامه ی جنگ قدرت و ثروت باندها که
ناکامی مذاکرات توافق هسته ای سوم آذر وین و تمدید مهلت 7 ماهه که رقابت وتضاد
واختلاف ورودرویی باندهای درگیر جنگ قدرت و ثروت را حاد تر کرده است . به ویژه
اینکه مذاکره توافق هسته ای ربط به تحریم ها ومقوله ی اقتصادی دارد . موجب شده
است که منتقدان دولت و مخالفان توافق هسته
ای دست به حرکت وصف آرایی انتقادی بیشتری بزنند . پس بی جهت نیست که مصباح یزدی با عبور از مرز وقاحت رکورد جدیدی ازتملق وچاپلوسی مشمئزکننده ی وارونه را به
نمایش بگذارد.چون که هدف طلب کسب سهم مفتخوری بیشتر و سنگر دفاعی وتهاجمی ساختن
علیه ی رقبا یا رفسنجانی و روحانی ودولت ا ئتلافی می باشد.
لذا این آخوند فرصت طلب مجیزگوی در مورد خمینی شیاد که
قبولش نداشت وجانشین وی که بعنوان شاگرد طلبه هم به حسابش نمی آورد .ولی درراستای
اهداف اشاره شده در یادواره کشته شدگان مؤسسه خمینی شیاد در قم گفته است"يكي
از نعمتهاي بسيار بزرگ براي ما امام راحل بود كه بسيار بزرگ بود و بعد از رحلت
ايشان وجود نعمت جانشين ايشان، خامنه ای است كه خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين
رهبري را ندارد. ايشان بالاترين مراتب مديريت را در جامعه دارد و بزرگترين دشمنان
جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند."
اما در شرایطی این آخوند رمال و دجال
وارونه گوی فریبکار ، توهین آشکار به مردم ایران کرده چون اعتراف کرده مردم ایران فاقد لياقت برخورداري از رهبري
مانند خامنه ای علیل و منقلی و ثروتمندترین
فرد ایرانی هستند و از خامنه ای
منفور با چاپلوسی تعریف وتمجید کرده است . در صورتیکه واقعیت خلاف این ادعاست
.برای اینکه این مردم ایران اند که رهبریت خامنه ای را قبول ندارند . برای اینکه
نه انتخابی که انتصابی است . مهمتراین که فراموش نشده چگونه در سال 88 میلیون ها
ایرانی معترض توی خیابان ها ودانشگاه ها برای 8 ماه در مبارزات ضد حکومتی خود
فریاد مرگ بردیکتاتور یا خامنه ای سر دادند وتصاویر منحوس خمینی شیاد وخامنه ای را
پایین کشیده و پاره ولگد کوب کردند وبرآتش کشیدند.
برای همین است که سرمقاله نویس معترض شده
و در ابتدای مقاله ی خودانتقاد کرده است
که چرا برای انحراف اذهان عمومی و به
حاشیه بردن مسایل مهم داخلی وخارجی عده ای بطور عمد حاشیه پردازی می شود ؟ زیرا که هنوز مجادلات مربوط به اظهارنظر آخوند آ علم
الهدي امام جمعه مشهد در پاسخ به علی مطهری با اتهام عدم بصیرت بساط خود را از
رسانهها و محافل جمع نكرده بود كه آخوند مصباح يزدي هم وارد صحنه شدو مطلب جديديا
حاشیه سازی جدیدی کردتا بار ديگر رسانهها را درگير این حاشیه سازی کند. در مقابل
سئوال کرده از كساني كه جايگاههاي اجتماعي و علمي حوزوی حضور دارند انتظار اينست كه جامعه را به سوي
وحدت و آرامش به پيش ببرند و كاري نكنند و سخني نگويند كه وقتها، نيروها و
امكانات جامعه صرف امور غيرضروري شود. خلاصه در پایان سرمقاله نویس اذعان
کرده مطرح کردن این موضوعات بددفاع وتبلیغ منفی کردن از رهبر ولی فقیه خامنه ای
است.
در روزهاي اخير، مردم ما با اينكه بايد
توجهشان به مسائل مهم و عمدهاي كه در منطقه و سطح بينالمللي جريان دارد و به
چگونگي كنار آمدن با مسائل مربوط به تمديد مذاكرات هستهاي باشد، افرادي كه از
آنها انتظار پرداختن به حواشي نيست، مطالبي به زبان ميآورند و آنها را در سطح
رسانهها منتشر ميكنند كه علاوه بر نادرست بودن موجب اتلاف وقتها، هدر رفتن
امكانات و درگير شدن نيروها به كارهاي بينتيجه ميشود.
هنوز مجادلات مربوط به اظهارنظر آقاي علم الهدي امام جمعه مشهد در پاسخ به يك نماينده مجلس شوراي اسلامي بساط خود را از رسانهها و محافل جمع نكرده بود كه آيتالله مصباح يزدي هم وارد صحنه شدند و مطلب جديدي گفتند كه بار ديگر رسانهها را درگير خود كرده است. در حسن نيت نامبردگان و افرادي مانند آنان بحثي نيست ولي از كساني كه در چنين سطوحي از جايگاههاي اجتماعي و علمي حضور دارند انتظار اينست كه جامعه را به سوي وحدت و آرامش به پيش ببرند و كاري نكنند و سخني نگويند كه وقتها، نيروها و امكانات جامعه صرف امور غيرضروري شود.
آيتالله مصباح يزدي هفته گذشته در يادواره شهداي مؤسسه امام خميني در قم گفتند: "يكي از نعمتهاي بسيار بزرگ براي ما امام راحل بود كه بسيار بزرگ بود و بعد از رحلت ايشان وجود نعمت جانشين ايشان، رهبر معظم انقلاب است كه خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد. ايشان بالاترين مراتب مديريت را در جامعه دارد و بزرگترين دشمنان جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند."
اين سخن آيتالله مصباح يزدي، كه با گذشت چند روز و عليرغم سروصدائي كه در رسانهها برپا كرد هنوز تكذيب نشده، دو بخش دارد. بخش اول اين سخن، مردم ايران را فاقد لياقت برخورداري از رهبري مانند رهبر معظم انقلاب دانسته و بخش دوم اينست كه بزرگترين دشمنان جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند. در مورد بخش دوم، با آيتالله مصباح يزدي كاملاً موافق هستيم و البته تأكيد مينمائيم كه بخش اول سخن خود ايشان يكي از مصاديق بارز فعاليت براي تضعيف ولايت است هر چند اطمينان داريم كه ايشان اين سخن را با هدف تضعيف ولايت نگفتهاند.
براي اثبات نادرستي بخش اول سخن آيتالله مصباح يزدي دلايل زيادي وجود دارد ولي فقط به دو مورد از آنها اشاره ميكنيم:
اول آنكه اصولاً فلسفه وجودي حكومت، تحكيم توحيد و عدالت در ميان مردم با هدف خدمت به خلق خدا و سوق دادن آنها به سوي هدايت و سعادت دنيا و آخرت است. بر همين اساس، فلسفه وجود حاكم اسلامي اينست كه در خدمت مردم باشد و برخورداري حاكم از چنين جايگاهي براي او يك افتخار است كما اينكه وجود حاكم شايسته نيز نعمتي است كه مردم بايد خدا را به خاطر چنين نعمتي شاكر باشند. بنابر اين، اگر حاكم اسلامي، كه در تعبير قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در تعابير عرفي جامعه ما "رهبر" نام دارد، داراي شايستگي بالائي باشد و از نعمتهاي الهي محسوب شود، خود رهبر بايد شكرگزار خدا باشد كه چنين شايستگي را به وي داده و ميتواند به نحو احسن در خدمت مردم باشد و بدين ترتيب اينكه گفته شود مردم لياقت چنين رهبري را ندارند، سخن درستي نيست. دوم اينكه خود رهبر انقلاب، همين واقعيت را مورد تأكيد قرارداده و در اعتراض به زيادهرويها فرمودهاند: "بنده افتخارم به اينست كه بتوانم خدمتگزار شما مردم باشم. سرور، فقط خداي متعال است و به امر او در پيروي از عبوديت او بندگان صالح برجسته و معصومين عليهم السلاماند. ما بندگاني ناقص، نارسا و ضعيف هستيم. بزرگترين هنر ما اينست كه بتوانيم در لا به لاي همه ضعفهائي كه داريم كاري انجام دهيم كه انشاءالله طبق وظيفه باشد." 24/6/1377
امام خميني نيز در مورد ملت ايران سخن معروفي دارند كه حتي در وصيتنامه ايشان آمده است، آنجا كه فرمودهاند: "من با جرات مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي - صلواتالله و سلامه عليهما - ميباشند. آن حجاز كه در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نميكردند و با بهانههايي به جبهه نميرفتند كه خداوند تعالي در سوره توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است. اما امروز ميبينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبههها و مردم پشت جبههها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها ميكنند و چه حماسهها ميآفرينند. و ميبينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاي ارزندهاي ميكنند... اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. درصورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم - صليالله عليه و آله و سلم - هستند و نه در محضر امام معصوم - صلواتالله عليه - و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است."
با توجه به اين واقعيتها، اكنون نوبت تأكيد بر اين نكته است كه در چنين وضعيتي ما. يكي از اين نگرانيها براي دفاع بد از رهبري است. اينكه كساني درست برخلاف نظر خود رهبري اولاً وارد مباحث غيرضروري شوند و جامعه را مشغول حواشي سه نگراني داريم و اميدواريم با مطرح ساختن آنها كساني كه اين نگرانيها را پديد ميآورند با عزمي راسخ تلاش كنند از ورود به اين قبيل مسائل پرهيز نمايند كنند و ثانياً بگونهاي از رهبري سخن بگويند كه موجب توهين به مردم شود نه تنها خدمت به رهبري نيست بلكه تضعيف رهبري است.
نگراني دوم براي خود حضرات است كه به جاي استفاده صحيح از موقعيت و جايگاه خود، بگونهاي سخن ميگويند كه در افكار عمومي زير سؤال ميروند. آيتالله مصباح يزدي از نظر علمي از موقعيتي برخوردارند كه ميتوانند منشأ آثار مثبت زيادي در جامعه باشند. اين موقعيت نبايد خرج اموري شود كه پذيرش عمومي مطالب ايشان را خدشهدار ميكند و حتي دوستان ايشان را نيز نگران مينمايد.
و نگراني سوم براي مردم است كه با آنهمه فداكاري، وفاداري، صبر و تحمل و حضور قدرتمند و پايدار در صحنهها كه موجب فشل شدن قدرتهاي بزرگ شيطاني در مصاف با نظام جمهوري اسلامي و خنثي شدن تمام توطئههاي آنها شد، اكنون با بيمهريهائي از قبيل اينكه بيلياقت توصيف شوند مواجه ميگردند. به مردم ايران به خاطر اينهمه امتيازات بايد افتخار كرد همانگونه كه رهبر معظم انقلاب با همين تعبير درباره آنان سخن گفتند و امام خميني نيز بارها خود را خادم و خدمتگزار مردم دانستند و به اين خدمتگزاري افتخار كردند.
هنوز مجادلات مربوط به اظهارنظر آقاي علم الهدي امام جمعه مشهد در پاسخ به يك نماينده مجلس شوراي اسلامي بساط خود را از رسانهها و محافل جمع نكرده بود كه آيتالله مصباح يزدي هم وارد صحنه شدند و مطلب جديدي گفتند كه بار ديگر رسانهها را درگير خود كرده است. در حسن نيت نامبردگان و افرادي مانند آنان بحثي نيست ولي از كساني كه در چنين سطوحي از جايگاههاي اجتماعي و علمي حضور دارند انتظار اينست كه جامعه را به سوي وحدت و آرامش به پيش ببرند و كاري نكنند و سخني نگويند كه وقتها، نيروها و امكانات جامعه صرف امور غيرضروري شود.
آيتالله مصباح يزدي هفته گذشته در يادواره شهداي مؤسسه امام خميني در قم گفتند: "يكي از نعمتهاي بسيار بزرگ براي ما امام راحل بود كه بسيار بزرگ بود و بعد از رحلت ايشان وجود نعمت جانشين ايشان، رهبر معظم انقلاب است كه خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد. ايشان بالاترين مراتب مديريت را در جامعه دارد و بزرگترين دشمنان جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند."
اين سخن آيتالله مصباح يزدي، كه با گذشت چند روز و عليرغم سروصدائي كه در رسانهها برپا كرد هنوز تكذيب نشده، دو بخش دارد. بخش اول اين سخن، مردم ايران را فاقد لياقت برخورداري از رهبري مانند رهبر معظم انقلاب دانسته و بخش دوم اينست كه بزرگترين دشمنان جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند. در مورد بخش دوم، با آيتالله مصباح يزدي كاملاً موافق هستيم و البته تأكيد مينمائيم كه بخش اول سخن خود ايشان يكي از مصاديق بارز فعاليت براي تضعيف ولايت است هر چند اطمينان داريم كه ايشان اين سخن را با هدف تضعيف ولايت نگفتهاند.
براي اثبات نادرستي بخش اول سخن آيتالله مصباح يزدي دلايل زيادي وجود دارد ولي فقط به دو مورد از آنها اشاره ميكنيم:
اول آنكه اصولاً فلسفه وجودي حكومت، تحكيم توحيد و عدالت در ميان مردم با هدف خدمت به خلق خدا و سوق دادن آنها به سوي هدايت و سعادت دنيا و آخرت است. بر همين اساس، فلسفه وجود حاكم اسلامي اينست كه در خدمت مردم باشد و برخورداري حاكم از چنين جايگاهي براي او يك افتخار است كما اينكه وجود حاكم شايسته نيز نعمتي است كه مردم بايد خدا را به خاطر چنين نعمتي شاكر باشند. بنابر اين، اگر حاكم اسلامي، كه در تعبير قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در تعابير عرفي جامعه ما "رهبر" نام دارد، داراي شايستگي بالائي باشد و از نعمتهاي الهي محسوب شود، خود رهبر بايد شكرگزار خدا باشد كه چنين شايستگي را به وي داده و ميتواند به نحو احسن در خدمت مردم باشد و بدين ترتيب اينكه گفته شود مردم لياقت چنين رهبري را ندارند، سخن درستي نيست. دوم اينكه خود رهبر انقلاب، همين واقعيت را مورد تأكيد قرارداده و در اعتراض به زيادهرويها فرمودهاند: "بنده افتخارم به اينست كه بتوانم خدمتگزار شما مردم باشم. سرور، فقط خداي متعال است و به امر او در پيروي از عبوديت او بندگان صالح برجسته و معصومين عليهم السلاماند. ما بندگاني ناقص، نارسا و ضعيف هستيم. بزرگترين هنر ما اينست كه بتوانيم در لا به لاي همه ضعفهائي كه داريم كاري انجام دهيم كه انشاءالله طبق وظيفه باشد." 24/6/1377
امام خميني نيز در مورد ملت ايران سخن معروفي دارند كه حتي در وصيتنامه ايشان آمده است، آنجا كه فرمودهاند: "من با جرات مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي - صلواتالله و سلامه عليهما - ميباشند. آن حجاز كه در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نميكردند و با بهانههايي به جبهه نميرفتند كه خداوند تعالي در سوره توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است. اما امروز ميبينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبههها و مردم پشت جبههها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها ميكنند و چه حماسهها ميآفرينند. و ميبينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاي ارزندهاي ميكنند... اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. درصورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم - صليالله عليه و آله و سلم - هستند و نه در محضر امام معصوم - صلواتالله عليه - و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است."
با توجه به اين واقعيتها، اكنون نوبت تأكيد بر اين نكته است كه در چنين وضعيتي ما. يكي از اين نگرانيها براي دفاع بد از رهبري است. اينكه كساني درست برخلاف نظر خود رهبري اولاً وارد مباحث غيرضروري شوند و جامعه را مشغول حواشي سه نگراني داريم و اميدواريم با مطرح ساختن آنها كساني كه اين نگرانيها را پديد ميآورند با عزمي راسخ تلاش كنند از ورود به اين قبيل مسائل پرهيز نمايند كنند و ثانياً بگونهاي از رهبري سخن بگويند كه موجب توهين به مردم شود نه تنها خدمت به رهبري نيست بلكه تضعيف رهبري است.
نگراني دوم براي خود حضرات است كه به جاي استفاده صحيح از موقعيت و جايگاه خود، بگونهاي سخن ميگويند كه در افكار عمومي زير سؤال ميروند. آيتالله مصباح يزدي از نظر علمي از موقعيتي برخوردارند كه ميتوانند منشأ آثار مثبت زيادي در جامعه باشند. اين موقعيت نبايد خرج اموري شود كه پذيرش عمومي مطالب ايشان را خدشهدار ميكند و حتي دوستان ايشان را نيز نگران مينمايد.
و نگراني سوم براي مردم است كه با آنهمه فداكاري، وفاداري، صبر و تحمل و حضور قدرتمند و پايدار در صحنهها كه موجب فشل شدن قدرتهاي بزرگ شيطاني در مصاف با نظام جمهوري اسلامي و خنثي شدن تمام توطئههاي آنها شد، اكنون با بيمهريهائي از قبيل اينكه بيلياقت توصيف شوند مواجه ميگردند. به مردم ايران به خاطر اينهمه امتيازات بايد افتخار كرد همانگونه كه رهبر معظم انقلاب با همين تعبير درباره آنان سخن گفتند و امام خميني نيز بارها خود را خادم و خدمتگزار مردم دانستند و به اين خدمتگزاري افتخار كردند.