نگاه بازجویانه اوین نامه کیهان به ديروزنامه هاي زنجيره اي جناح رقیب


نگاه بازجویانه اوین نامه کیهان  سربازجو شریعت نداري به ديروزنامه هاي زنجيره اي جناح رقیب . 6 اردیبهشت -97
مزاياي برجام تامين نشد چون به اسرائيل تضمين نداديم
    روزنامه زنجيره اي شرق در شيرين کاري جديد خود توصيه کرده است که براي بهره مندي از مزاياي برجام، بايد تعهد بدهيم که اسرائيل را محو نخواهيم کرد!

         
سرويس سياسيدر بخشي از اين يادداشت آمده است: دليل اصلي نگراني آنان مواضعي بود که اسرائيل اتخاذ مي کرد و برنامه هسته اي ايران را دستيابي به ابزاري براي رسيدن به هدف محو خود معرفي و به آن استناد مي کرد. رئيس جمهور و وزير خارجه ايران بارها اعلام کرده اند ايران در حمله به هيچ کشوري پيش قدم نخواهد شد، اما گويي طرف هاي مقابل اين پيام را کافي نمي دانند. به ويژه آنکه سخنان ديگري نيز از تريبون هاي ديگر در ايران، پيام هاي متفاوتي را منتقل مي کنند که مي تواند تلاش ها و لابي گري هاي وزير امور خارجه را خنثي کند. به عبارت ديگر از ديدگاه ايران اجراي تعهدات برجام براي رفع تحريم ها کافي است، اما به نظر آنها هدف اصلي برجام يعني امنيت اسرائيل تامين نشده است. از ديد تحليلگران خارجي گويي سياست خارجي ايران از دو مجراي مختلف ابلاغ مي شود
    در ادامه اين يادداشت آمده است: چنين شرايطي شايد ايجاب کند تيم ديپلماتيک ايران اقدامات خود را قبلا با آن نيروها منطبق کند و آنان را مستقيما در مذاکرات مشارکت دهد. به هرحال تصور مي شود اگر نهادهاي ايراني بر سر سياستي در جهت منافع ملي با پيروي از اعلاميه سران کشورهاي اسلامي در استانبول که با حضور رئيس جمهور ايران برگزار شد به توافق برسند، بتواند موجب احتراز از راه حل نهايي يعني جنگ شود.

    اين نوشته مي افزايد: در شرايطي که کره شمالي خود را براي توافق آماده کرده است، تصور نمي شود رئيس جمهور آمريکا با لغو يک جانبه برجام اعتبار امضاي آن کشور را علنا لغو کند، اما بلاتکليف گذاشتن آن به معني لغو آن است که موجب تزلزل همکاري ديگران نيز مي شود. در چنين شرايطي، حتي اگر ايران بخواهد به اقدامي مغاير برجام دست بزند نيز شايد به مصلحت نباشد که آن را يک جانبه لغو کند.

    نويسنده نتيجه گرفته است: به نظر مي رسد چنانکه متفقين غربي از ايران احساس تهديد نکنند، ترجيح خواهند داد کشورهاي اين منطقه يعني لبنان، سوريه، عراق، ترکيه و ايران که مشابهت هاي مدني دارند بتوانند بلوک اقتصادي سنگيني با بهره مندي از منابع طبيعي و انساني خود تشکيل دهند تا اينکه بلوک عربستان بر تمامي منابع پولي و انرژي منطقه تسلط يابد.

    درباره اين يادداشت نکاتي هست که بايد متذکر شد، نخست آنکه روزنامه هاي زنجيره اي در نزديک دو سال گذشته بارها با بزک کردن برجام چنين نتيجه گرفته بودند که با امضاي برجام کليه تحريم ها در يک روز لغو شده و ديگر تحريمي وجود ندارد ولي امروز نه تنها تحريم ها برداشته نشده بلکه هر روز به ميزان آنها نسبت به روز قبل افزوده شده است.

    مدعيان اصلاحات و روزنامه هاي زنجيره اي اين روزها با بيان اينکه برجام در خطر فروپاشي است از دولت مي خواهند واکنشي نسبت به نقض برجام و يا لغو آن نداشته باشد تا خداي نکرده طرف غربي به ويژه آمريکا عصباني نشود اين پيشنهاد روزنامه هاي زنجيره اي بيشتر از آنکه از سر جهالت باشد ناشي از خيانت آنها است.

    نکته دوم آنکه نويسنده روزنامه زنجيره اي شرق تهديدهاي رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي را ناديده مي گيرد و از سوي ديگر با کشور خواندن اين رژيم اشغالگر از اينکه اسرائيل مورد تهديد جمهوري اسلامي است انتقاد کرده و آن را مانع عملي شدن برجام مي خواند

    در اين باره چه مي توان گفت جز اينکه تصريح کرد سياست خارجي جمهوري اسلامي از روز نخست بر نامشروع خواندن رژيم اشغالگر قدس و تقديم فلسطين از بحر تا نهر به مردم فلسطين بنا شده است، آيا قدم بعدي روزنامه هاي زنجيره اي براي از بين رفتن پيش نيازهاي اجرايي شدن برجام و نتيجه بخش بودن آن به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان يک کشور مستقل خواهد بود؟! با توجه به رويکرد زنجيره اي ها چنين پيشنهاد بي شرمانه اي بعيد به نظر نمي رسد.

        

    برجام موفق بوده است، چون ترامپ به آن فحش مي دهد!
    روزنامه آرمان در مطلبي نوشت: «برجام در موقعيت خود يک معاهده موفق بين المللي بوده است و دليل اين موفقيت اين است که الان ترامپ مي گويد برجام بدترين معاهده اي بوده که عليه آمريکا امضا شده است و اين توفيق ايران را نشان مي دهد».

    گفتني است مواضع ظاهراً شديداللحن ترامپ درباره برجام به معيار و مکيال قابل اتکايي براي برخي حاميان برجام تبديل شده است؛ اين جريان، اظهارات ترامپ را شاهد مسلم و نشانه مسجلي بر غلبه دولت ايران بر آمريکا در برجام و دلالت روشني بر بيراه بودن نقدهاي منتقدان به آن مي دانند.

    چندي پيش ترامپ در مصاحبه با فاکس نيوز گفت:«درباره آن توافق(برجام) من مي توانستم کنار بيايم اگر آنها مي گفتند خب حالا ما(ايران و آمريکا) با هم هستيم! اما دقيقاً خلاف آن شد، آنها گستاخ تر شدند». در واقع ترامپ معتقد است برجام توافق خوبي براي آمريکا «نبوده است» اما نه از آن جهت که ستانده هاي ايران نسبت به آمريکا در متن توافق بالاتر باشد يا آمريکا عايدي کمي از قِبَل برجام نصيبش شده باشد، بلکه اساسا موضع ترامپ اين است که چرا امتيازگيري از ايران کم بوده و چرا محدوديت هاي برجام تاريخ انقضاء دارد و چرا صرفا مربوط به حوزه هسته اي است.

    کارشناسان معتقدند که تهديدهاي مکرر ترامپ به خروج از برجام نوعي گران فروختن يک توافق تقريباً مفت براي ايران است تا در شرايطي که سودي از آن نبرده و همه ضررهاي احتمالي را هم به جان خريده، اما باز هم مهم ترين مدافع توافقنامه خودش باشد!

    راهبرد دولت ترامپ در ادامه سياست هاي دولت اوباما، دست بالا گرفتن در قبال ايران براي اعمال سختگيري، آغاز مجدد مذاکره براي امتيازگيري و باجگيري، فزون طلبي و تحميل برجام جديد (موشکي، منطقه اي و...) است. در اين ارتباط، تمديد تعليق 120 روزه تحريم ها و بالا نگه داشتن ريسک سرمايه گذاري در ايران، تصويب و اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران و اعلام عدم پاي بندي ايران به برجام از ارکان اين راهبرد است. اروپا در نقش پليس خوب و آمريکا در نقش پليس بد در پي امتيازگيري مجدد و تعميم خسارت محض برجام به ديگر مولفه هاي قدرت کشورمان هستند.

    متاسفانه رويکرد اشتباه دولت درخصوص «ادامه برجام بدون آمريکا» دقيقا هم جهت با راهبرد مذکور مي باشد.

       

     ريگي در کفشش نيست اما در خارج استعفا مي دهد!
    کاوه مدني، جاسوس محيط زيستي پس از آگاهي از لو رفتن شبکه صهيونيستي که کاووس سيد امامي نيز عضو آن بود، از کشور فرار کرد. رسانه هاي آلوده هم اين نفوذي خيانتکار را نخبه ناميدند! و سوگواري کردند که فرار نخبگان اتفاق افتاده است. همان خطي که براي مه آفريد خسروي (مفسد 3هزار ميلياردي) و شهرام جزايري پي گرفتند و آنها را استيوجابز خواندند.

    روزنامه ايران ديروز در اين زمينه گفت وگويي را با کاوه مدني که به عنوان معاون سازمان محيط زيست در ايران فعاليت داشت، منتشر کرد. وي مدعي است که رفتنش به خارج از کشور از ترس نبود، بلکه به خاطر فشار برخي از مخالفان بود که به او اجازه کار ندادند!

    کاوه مدني در بخش ديگري مي گويد: «نمي شود کسي را دعوت کني اما دست و پايش را ببنديد تا حرکت نکنند. اگر قرار بود بنده حرکت نکنم و مثل بعضي از مديران قبلي يا حال حاضر باشند لزومي به حضورم نيست. حس کردم اگر جاي ديگري زندگي و کار کنم از راه دور مي توانم مفيد باشم

    اگر عده اي به کاوه مدني اجازه فعاليت ندادند، چرا وي استعفايش را در خارج از کشور اعلام مي کند؟ غير از اين است که اين تنها يک بهانه و دستاويز است و او از افشاي پروژه خائنانه و جاسوسي و بيم دستگيري از کشور فرار کرده است؟

    اين شبکه نفوذ و جاسوسي وابسته به موساد و سيا بود و در پوشش فعاليت هاي زيست محيطي، از برنامه هاي موشکي و نظامي کشور جاسوسي مي کرد و نسخه هاي برنامه ريزي ضدمحيط زيستي و ضدامنيتي مي پيچيد.

    ادعاي اينکه «نگذاشتند کار کنيم» البته يکي از بهانه هاي برخي مسئولان دولت براي توجيه ناکارآمدي ها و سوءمديريت هايشان بود که کاوه مدني هم به آنها تاسي کرده است.

    او در اين گفت وگو همچنين ادعا کرد: «اين فعاليت هاي تشکيلاتي براي زدن دولت و نااميدکردن نخبه ها براي بازگشت است. اگر من در دوران کارم که چه در زمان کار اداري و چه در حوزه بين الملل کار خلافي انجام داده ام يا پروتکلي را نقض کردم، خوشحال مي شوم محاکمه شوم

    گفتني است، جعفري دولت آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران در واکنش به فرار اين شخص از کشور، گفته است: «اگر عده اي فرار را بر قرار ترجيح مي دهند، ناشي از اهميت تحقيقات مقدماتي در پرونده است و اگر امروز در برخي از سايت ها مي خوانيم که فلان آقا از کشور خارج شده است، به پيش رفتن تحقيقات برمي گردد؛ چرا که برخي متهمان فهميده اند که در حال نزديک شدن به آنها هستيم، حال اگر کسي از کشور خارج شده است، بالاخره روزي برمي گردد و به قول معروف، دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد

    وي افزود که «اگرچه متهم اصلي اين پرونده خودکشي کرد اما برخي متهماني که اکنون دادستاني مشغول تحقيقات از آنان است، مطالب قابل توجهي را بيان نموده و آنچه را که گفته و رصد شده نيز درست بوده است

    کاوه مدني که مي گويد اگر کار خلافي انجام داده ام خوشحال مي شوم محاکمه شوم، اکنون اگر ريگي در کفشش نيست و در ادعاي خود صادق است، مي تواند به کشور بازگردد. گفت آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟