گزیده ها قسمت پنجم

گزیده ها قسمت  پنجم  27 آبان - 96
به‌راستی اگر این «شوی سیاسی» را اصلاح‌طلبان یا هر جناح سیاسی دیگری به‌راه انداخته بودند، رسانه‌های اصولگرا چه می‌کردند؟ آیا مثل حالا سکوت می‌کردند؟ بعید است آنان چنین اغماضی روا دارند.
احمد غلامی، سردبیر روزنامه شرق در یادداشتی در این روزنامه نوشت: الحمدالله، نقاب دولت خدمتگزار هم افتاد و عیان شد که دولتمردانش بیش از خیر عمومی به نفع شخصی‌ می‌اندیشند و مردم را وسیله‌ای می‌دانند برای فشار به نهاد‌های رسمی تا شاید از مهلکه‌ای که گریبانشان را گرفته، جان سالم به‌در ببرند.

ان‌شاءالله، به‌زودی چهره واقعي رسانه‌هایی که با سکوت خود از دولت مهرورزی حمایت می‌کنند هم آشكار خواهد شد.

دولت مهرورزی که در زمهریر کرمانشاه زلزله‌زدگان بی‌سرپناه را رها کرده و با برپایی «شوی بست‌نشینی»، در اندیشه تسویه‌حساب با نهادهای حقوقی است؛ درست یا غلط به‌حق یا ناحق.

اینک، دولت احمدی‌نژاد بیش از هر زمان دیگری باید سکوت کند. سکوت همواره علامت رضا نیست؛ گاه علامت شرم است. لب‌بستن در وضعیت‌های حاد که آلامی بزرگ مردم را اندوهگین ساخته است. سفر دیرهنگام احمدی‌نژاد به کرمانشاه هم دردی را دوا نمی‌کند و به کار کسی نمی‌آید به‌جز خودش و بست‌نشینان.

به‌راستی اگر این «شوی سیاسی» را اصلاح‌طلبان یا هر جناح سیاسی دیگری به‌راه انداخته بودند، رسانه‌های اصولگرا چه می‌کردند؟ آیا مثل حالا سکوت می‌کردند؟ بعید است آنان چنین اغماضی روا دارند. اصولگرایان به‌احتمال قوی، یک‌صدا با تمام قوا به برگزارکنندگان این شوی سیاسی حمله‌ور می‌شدند و اگر زورشان می‌رسید تا سقوط دولت هم پیش می‌رفتند؛ پس چرا حالا سکوت کرده‌اند؟ این سکوت نشانه شرم است یا مصلحت!

اگر اصولگرایان و رسانه‌های وابسته به آنان کلاهِ خود را قاضی کنند و به‌نفع خود رأی دهند، این نکته فراموش نمی‌شود: این شوی سیاسی یا بست‌نشینی بی‌اثر -آن‌هم در حرم شاه‌عبدالعظیم به‌عنوانِ پایگاه سنتی این جریان سیاسی- مرگ سیاسی پیکر نیمه‌جان این جریان را رقم خواهد زد.

در شوی بست‌نشینی، اندک‌مردمی حضور دارند و تک‌وتوک صدایی در تأیید گفته‌های احمدی‌نژاد به‌گوش می‌رسد که صحنه را به یک کمدی سیاه بدل می‌کند اما ناگفته پیداست که حرف‌های تندِ رئیس دولت خدمتگزار، در نوع خود بی‌سابقه و حیرت‌انگیز است. شاید او تنها کسی باشد که بعد از انقلاب توانسته چنین سخن بگوید.

حیرت‌انگیزتر آنکه کسی دیگر برای این سخنانِ به‌ظاهر انقلابی و ساختارشکنانه تَره هم خرد نمی‌کند. صداهای موافقی که در تصویر ویدئویی شنیده می‌شود، گویا بیشتر از مطایبه و شیرین‌کاری خلایقی حکایت دارد که در هر بازار مکاره‌ای جمع‌اند و صرفه خود می‌برند.

اگر من یک احمدی‌نژادی بودم می‌گفتم: «اخوی ملت ما را سرکار گذاشته‌اند!» مردم، خلق، توده و واژه‌های از این‌دست که رابطه‌ای دوسویه با دولت دارند، همواره قابل‌تأمل‌اند. مردم همان‌هایی هستند که دولت‌ها به‌‌قدر هوش و زیرکی خود آنان را به صحنه می‌آورند تا از رأی آنان مشروعیت گرفته، در قدرت ماندگار ‌شوند.

مردم و توده‌ها را گاه می‌توان با «شور» فریفت و بر سریر قدرت نشست: «شورهایی که بر مردم غلبه می‌کنند، مفسده‌هایی است که انسان به‌واسطه قصور خویش در دام آنان گرفتار می‌شود».

دولت نهم و دهم هنوز در رؤیای «شور» سال ٨٤ است؛ شوری که بدان معتادند، شوری که از فرط استعمال دیگر نشئه نمی‌کند. توده مردم بدنه اجتماعی را می‌سازند. مردمی که گاه نیروی اجتماعی منفعل‌اند، گاه خشن و خطرناک. این بدنه اجتماعی دستکاری می‌شود و این دستکاری تا زمانی دوام و بقا دارد که دست صاحب‌منصبان رو نشود. مردم اما زمانی در صحنه یکپارچه‌اند و در سیاست کارایی دارند که به چیزی یا کسی باور داشته باشند و این باور که شکست، دیگر نمی‌شود آن را بند زد...

حتی با انقلابی‌ترین حرف‌ها. به‌خصوص که این حرف‌ها برساخته قدرت باشد، «قدرت نهادینه و از پیش‌‌موجود» که ایستا، صلب و فروبسته‌ است. در این نوع قدرت، مردم همواره تحت‌تأثیرند: گاه ناشاد، گاه کینه‌توز یا غمگین‌ می‌شوند. «قدرت برساخته»، تنها با نیروهای واکنشی سروکار دارد و در سیاست نیز به کلان‌سیاست می‌انجامد.

آن مردمی که گرداگرد احمدی‌نژاد جمع شده‌اند و او با آنان سخن می‌گوید، در چنین وضعیتی هستند: «انفعال». دلیل این ادعا سخنان احمدی‌نژاد در شاه‌عبدالعظیم است که هیچ موجی در توده ایجاد نکرد.

احمدی‌نژاد دیگر قادر به یکپارچه‌کردن توده‌ها نیست. توده باورشان را به او از دست داده است. این خاصیتِ «قدرت برساخته» است که به‌سرعت از توان تهی می‌شود. این درسی است برای دولت حسن روحانی که با تکیه بر همین قدرت برساخته ‌روی کار آمده است، نه قدرت به‌معنای «توان» (یا قدرت برسازنده) که بی‌وقفه در حال مقاومت و پویایی است و در ساحت سیاست به «خرد سیاست» می‌انجامد.

حسن روحانی می‌تواند تفاوت این دو سیاست را از حضور مردمی درک کند که هنگام نزول بلایای طبیعی هم‌چون زلزله کرمانشاه و ریزش معدنِ یورت گرگان گرد او جمع می‌شوند و نقابی به چهره ندارند.

در قیاس این جمعِ بی‌نقاب با آنان که به تمجید و ستایش دور روحانی حلقه زده‌اند و رسانه‌های حامی‌اش است که شکاف میان «قدرت برساخته» و «قدرت برسازنده» هویدا می‌شود.

دولت احمدی‌نژاد نشانه‌ای آشکار از افول قدرت‌های برساخته است و اگر برای دولت او چنین اتفاقی افتاده است، دلیلی ندارد برای دولت روحانی رخ ندهد.  

* در این متن از کتاب «اسپینوزا، رساله سیاسی با موخره آنتونیو نگری»، ترجمه پیمان غلامی و ایمان گنجی، نشر روزبهان استفاده شده است.  
قصه این روزهای مردم چند روستای منطقه «ذهاب» که در زلزله کرمانشاه عزیزانشان را از دست دادند
امیرحسین خواجوی- خبرنگار شهروند| درد، تنهایی، ماتم و بی‌کسی از لابه‌لای خرابه‌هایی که خودشان آن را کنار می‌زدند. آجر به آجر سقف و خشت به خشت دیواری که روزی برای آنها سرپناه بود را برمی‌داشتند تا زودتر پیکر عزیزانشان را به آغوش خاک بسپارند.

خانه‌هایی که تا همین چند روز پیش روشن گرم اهالی دشت را در بر می‌گرفت، حالا به تلی از خاک تبدیل شده بود. خاکی به سردی هوای پاییزی دشت ذهاب. حالا گوشه‌گوشه این دشت هرجا که روزی خانه و چراغی داشت، صدای ناله‌ای از آن بلند است.

مویه و شیون زنان کرد از بین خرابه‌ها از داخل سیاه چادر و از کنج دیوارهای فروریخته به وسعت این دشت در هوا می‌پیچد و در آسمان گم می‌شود. مردان که روزی از سرزمین یا چرای گوسفند و میش با چهره‌ای خسته اما دلخوش به گرمای تنور بوی خوش فطیر به خانه باز می‌گشتند، حالا چند روزی است که تنها و حیران بین آوارها حاصل یک عمر زندگی را جست‌وجو می‌کنند.

زندگی که آوار آن را با خود برد. زن و اولاد و سرنوشت آنها نگرانی این روزهای مردان این دشت است. همان‌ها که شبانه بی‌آن‌که منتظر کسی شوند، آستین بالا زدند و با دست خالی عزیزانشان را یکی پس از دیگری از زیر آوار بیرون کشیدند و در گوشه‌ای به خاک سپردند.
     
طعم تلخ بی‌سرپناهی
حالا زن، مرد و کودکان زیادی از اهالی این دشت چند روزی است که در دل خاک سرد این دشت آرام گرفتند. آنها یک‌شبه بی‌خبر از همه‌جا گورستان‌های کوچک دشتشان را وسعت بخشیدند و ماتمی بزرگ را برای مردمان ذهاب به جای گذاشتند.

ماتمی که بیش از همه در چهره کودکان دشت نمایان بود، این کودکان بیش و پیش از آن‌که زلزله و آوار و خانه خرابی را بفهمند، طعم تلخ بی‌مادری و ترس یتیمی و بی‌سرپناهی را چشیدند. آنها خیلی زودتر از سنشان فهمیدند که زلزله چقدر می‌تواند بی‌رحم باشد برای مردم بی‌دفاع.

درست مثل کاوه پسر ١١ساله‌ای که پدرش را در این زلزله از دست داده است. او که اهل روستای الیاس نادر است، از بلایی که زلزله بر سر خانواده و هم‌ولایتی‌هایش آورد، می‌گوید: «من و پدرم در خانه نشسته بودیم، مادر و خواهر به خانه دایی‌ام رفته بودند که ناگهان صدایی عجیبی از زمین بلند شد، دیوار خانه تکان می‌خورد، پدرم فریاد زد کاوه فرار کن فرار کن، زلزله، اما من نمی‌توانستم روی پایم بایستم، زمین بشدت می‌لرزید، من بر هر زحمتی بود، خودم را از خانه به بیرون انداختم، وقتی به خودم آمدم، پشت‌سر را که نگاه کردم، دیدم سقف خانه خراب شده. همه جا تاریک شده بود، کل روستا را سکوت گرفته بود. به سمت جایی که پدرم نشسته، هر چقدر صدایش کردم، هیچ صدایی نشنیدم، کم‌کم صدای جیغ و شیون اهالی روستا بلند شد، محمد یکی از همسایه‌ها به سراغ من آمد، به او التماس کردم که پدرم این‌جا زیر آوار گیر کرده، او همراه با چند نفر دیگر با بیل و کلنگ آمدند و بعد از حدود یک‌ساعت پدرم را از زیر آوار بیرون کشیدند، اما او دیگر نفس نمی‌کشید. تا صبح کار من و سایر اهالی روستا همین بود. به خانه‌های آوارشده می‌رفتیم و جنازه‌ها را بیرون می‌کشیدیم. تا صبح که هوا روشن شد، ١٤نفر را از زیر آوار درآوردیم، چند نفری که هنوز زنده بودند را با خودرو به سرپل فرستادیم. پدرم را همراه بقیه جنازه‌ها صبح زود در گورستان میرصفی دفن کردیم.»
   
سارا تنها بازمانده
چند کیلومتر بالاتر بعد از چند پیچ جایی که دیگر جاده در میان کوه‌ها گم می‌شود، روستای دیگری به نام الیاس احمدی در دامنه کوه جا خوش کرده است. از جاده اصلی تا ابتدای این روستا حدود ٨٠٠متر جاده خاکی است که با یک پل باریک فلزی وارد روستا می‌شود. روستایی با ٦٠٠نفر جمیعت که ٣نفر از اهالی آن در زلزله کشته شدند.

وقتی زلزله آمد، من و همسرم و سه تا از بچه‌هایم در خانه بودیم. وقتی زلزله آمد، من زنم را صدا زدم، زهرا، آرزو را به خودش چسباند، من هم عمران، اشکان را بغل کردم و به سرعت از خانه خارج شدیم. پشت سر ما خانه خراب شد. اگر چند لحظه دیرتر جنبیده بودیم، الان رخت سیاه تن ما بود. اینها را جلال الیاسی می‌گوید.

این مرد تعدادی از اقوامش را در این زلزله از دست داده است: «٤نفر از خانواده عمه من در این زلزله کشته شدند. فرهاد یکی از پسرعمه‌های من همراه زنش و سحر دختر ٤ساله‌اش در این زلزله کشته شدند. از خانواده او فقط یک دختر ٤ساله به نام سارا زنده مانده است. پسرعمه دیگرم جلال هم در این زلزله کشته شد. عمه و دخترش هم الان در بیمارستان کرمانشاه بستری هستند. همه اینها ساکن روستای الیاسی پایین بودند.»

او ادامه می‌دهد: «در روستای ما هم یک زن و مرد پیر زیرآوار کشته شدند. آنها هیچ‌کس و کاری نداشتند، همه زندگی آنها یک دختر بود که ازدواج کرده و چند روستا بالاتر در بانی‌هاوون زندگی می‌کند. یک کرد عراقی به نام محمد هم در روستای ما کشته شد. خودم جنازه این سه‌نفر را از زیر آوار بیرون آوردم و به خاک سپردم. جلال زنده‌بودن همه اعضای خانواده‌اش را یک معجزه می‌داند.

با این حال، هنوز هم نگران است، نگران از سرنوشت خانواده و سرمای هوایی که بچه‌هایش را مریض کرده است: «عمران و آرزو سرما خوردند، تب دارند، دکترها برای ما دارو آوردند، اما الان سه‌روز است که ما بی‌سرپناه هستیم، این‌جا هوا خیلی سرد است. پولی هم ندارم تا زن و بچه‌ام را برای مدتی به سرپل ببرم. خانه من ٥٠متر بود، اما الان همان هم خراب شده است. این‌جا اکثرا بیکارند. کارگری می‌کنند. بعضی‌ها زمینی دارند و چند گوسفند و گاو، درآمد اهالی این‌جا خیلی کم است.»

ما هیچ نداریم
بهاره الیاسی ٢١ساله، یکی دیگر از ساکنان این روستاست؛ زن بارداری که از زلزله جان سالم به در برده است: «من داخل خانه بودم که زلزله آمد؛ خواستم از خانه خارج شوم، اما چندباری زمین خوردم؛ با هر زحمتی بود خودم را از خانه بیرون کشیدم. هنوز پاهایم درد می‌کند؛ نگران بچه‌ام هستم؛ من ٦ ماهه باردارم؛ اولین بچه‌ام است. از آن شب تا الان کمتر تکان می‌خورد. تا الان هیچ پزشکی من را معاینه نکرده است؛ من هم نمی‌توانم به شهر بروم. هیچ آمبولانسی هم این‌جا نیامده است. الان دو شب است که من داخل ماشین یکی از اهالی روستا می‌خوابم که خیلی برایم سخت است، کمر و پایم درد می‌کند. همه زندگی ما نابود شد. این‌جا خانه پدری ما بود. من و برادرم با هم در این خانه زندگی می‌کردیم. اما الان همه آن نابود شده است. برادر و همسرم درآمدی ندارند. ما هیچ چیز نداریم.»

داغدار فرزند
کاروان یکی دیگر از اهالی روستای الیاس هم داغدار مرگ سه نفر از اقوامش است. دو برادرزاده و زن برادرش در این زلزله کشته شدند. برادر کاروان هم آوار روی سرش ریخته و به دلیل خونریزی مغزی در بیمارستان بستری است: «حسام ٩‌سال داشت، هستی ١٣ساله بود و سهیل مادرشان چند روز پیش تولد ٣٠سالگی‌اش بود. آنها آن شب میهمان بودند. برادرم همراه با خانواده‌اش به خانه خواهر زنش در کوییک رفته بودند که زلزله آمد و آنها کشته شدند. بیچاره برادرم، همه خانواده‌اش را از دست داده. خودش هم هنوز خبر ندارد. او خیلی سختی کشیده. او کارگر بازار مرزی پرویزخان بود. باربری می‌کند، هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب از این‌جا می‌رفت تا مرز، برای روزی ٣٠‌هزار تومان، تازه اگر باری خالی می‌کرد. نمی‌دانم چطور به او بگویم زن و بچه‌اش مرده‌اند. اول برادرم را از زیر آوار بیرون کشیدیم. حدود یک ساعتی زیرآوار بود. بعد جنازه این سه نفر را در زیر آوار پیدا کردیم. وقتی آنها را داخل قبر می‌گذاشتیم هنوز از زخم‌هایشان خون می‌آمد. آنها را همراه با ٦ نفر دیگر بدون هیچ مراسمی و بی‌کفن خاک کردیم.» 
   
خنده‌هایش هنوز به یادم است
کفروی بابااعظم در ٤٠ کیلومتری سرپل، روستایی که زلزله جان ٤ نفر از اهالی آن را گرفته است. پروانه یادگاری دختر ٢٥ساله از شب حادثه و جان‌باختن اعضای خانواده‌اش  می‌گوید: «آتنا یک سالش بود، آرزو وقتی فهمید که باردار است، اول از همه به من خبر داد. همیشه به من می‌گفت که دوست دارد اگر بچه‌اش دختر شد، اسم او را آتنا بگذارد. او به آرزویش رسید، شهریور پارسال بود که فارغ شد. هنوز خنده و شوقی که در چشمانش بود را به یاد دارم. اما زلزله او و آتنا را از ما گرفت. دلم برای برادرم خیلی می‌سوزد. از آن شب که این اتفاق افتاد و جنازه زن و بچه‌اش را با دست‌های خودش از زیر آوار بیرون کشید؛ تا الان یک قطره اشک هم نریخته است. حالا باید تنهایی دختر ٧ساله‌اش را بزرگ کند. نه پولی دارد و نه کاری، برادرم بیچاره شد. می‌ترسم غم‌باد بگیرد، با هیچ‌کس حرف نمی‌زند. فقط به دنبال پتو و چادر برای ماست.» 
   
این خرابه‌ها همه زندگی ماست
روستای ما دیگر خان ندارد، پدرم زیر آوار جان داد، شب زلزله او با عمویم تنها در خانه بود. عمویم او را از زیر آوار بیرون کشید. اینها را پسر کمال صفری به «شهروند» می‌گوید. ما ١١ بچه هستیم، ٣ تا پسر و ٨ تا دختر. پدر من یکی از ملاکین و خان‌های روستای کفرو بود. اصلا اسم روستا به احترام جد ما بابا اعظم نام گرفته است. این زلزله همه ما را خانه خراب کرد. پدرم ٦٣ سالش بود. این‌جا چندبار لرزید، اما تکان شدید آن حدود ساعت ٩:٣٠ بود. بعد از آن همه جا تاریک شد، هیچ جا برق نداشت.

عمویم برای ما تعریف کرد که با تکان اول، همراه پدرم از خانه خارج شدند، آنها به طرف حیاط می‌رفتند که دیوار آغل گوسفند‌ها روی پدرم آوار شد. وقتی زمین آرام گرفت؛ عمویم به سمت خرابه‌های آغل رفت، اما او هم پیر و ناتوان است. من و یکی از برادرم‌هایم وقتی به این‌جا رسیدیم و چهره گریان عمویم را دیدیم، دنیا روی سرمان خراب شد. الان دو روز است که عزیزخان، خان روستای کفرو را به خاک سپرده‌ایم. خانه ما نصف و نیمه مانده، اما همه دام‌هایمان از بین رفته است. درآمد ما از راه دامداری است. ما از دولت می‌خواهیم که به ما وام بلاعوض بدهد، توان پرداخت اقساط را هم نداریم، این خرابه‌ها همه زندگی ماست.
سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از پیشنهاد جدید نمایندگان برای حذف یارانه نقدی در سال ۹۷ خبر داد.

محمدمهدی مفتح سخنگوی کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم با انتقاد از دولت در حذف نکردن یارانه پردرآمدها، گفت: براساس آنچه که در مجلس، در بودجه‌های سنواتی سال‌های قبل و امسال به دولت تکلیف شده، می‌بایست یارانه پردرآمدها و افرادی که نیازی به مبلغ یارانه‌های نقدی برای گذران زندگی‌شان ندارند، حذف شود.

وی افزود: در بودجه امسال ضوابطی قرار دادیم که دولت بتواند براساس آن، یارانه پردرآمدها را حذف کند، آنچه که در مجلس رأی‌گیری شده و اکثریت نمایندگان رأی داده‌اند، می‌توان استنباط کرد که نظر مجلس بر حذف یارانه‌ افراد پردرآمد است.

سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس به تعریفی از افراد پردرآمد برای حذف یارانه‌های نقدی پرداخت و گفت: تعریف ما از افراد پردرآمد این است که نیازی به گذاران زندگی‌شان با مبلغ یارانه نقدی ندارند، که دولت طبق اختیاری که مجلس برایش تکلیف کرده، می‌تواند نسبت به حذف یارانه این افراد اقدام و مقداری از مبالغی که به دست می‌آید را صرف افزایش یارانه افراد نیازمند کند.

مفتح تأکید کرد: طبق تکلیفی که در بودجه امسال و سال‌های قبل برعهده دولت قرار داده‌ایم، می‌بایست بخشی از مبالغ حذف یارانه پردرآمدها صرف کارهای عمرانی و اتمام طرح‌های نیمه‌تمام شود.

وی ادامه داد: دولت می‌بایست در برنامه‌ها و تصمیماتی که اتخاذ می‌کند، موضوع حذف یارانه پردرآمدها را به سمت عملیاتی شدن پیش ببرد و کسانی را که نیازی به یارانه‌های نقدی ندارند را حذف کند.

سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در پایان خاطرنشان کرد: پیشنهاد ما به دولت برای تدوین بودجه سال آینده نیز این است که نسبت به حذف یارانه پردرآمدها اقدام کند و مبالغ آن را صرف افراد نیازمند و اتمام طرح‌های نیمه‌تمام کند. 
مسکن مهر کرمانشاه را خصولتی‌ها ساخته‌اند. خصولتی‌هایی که گاهی این پروژه را دلالی کرده‌اند و بعد از آن‌که آن را با رانت از دولت تحویل گرفته و با دریافت هزینه به پیمانکاران واگذار کرده‌اند.
 
به گزارش شهروند، این نکات را مجيد نیک‌نژاد، نایب‌رئیس انجمن انبوه‌سازان کرمانشاه گفته و تأکید می‌کند كه ساخت مسکن مهر کرمانشاه را نه به تعاونی‌های تولید و نه انبوه‌سازان که به تعاونی‌های تأمین سپردند و البته عبداللهی، رئیس اتاق تعاون می‌گوید‌ كه درصد بسیار ناچیزی از پروژه‌های مسکن مهر به تعاونی‌های تأمین سپرده شده است.

سعید آسویار، عضو هیأت‌مدیره انجمن انبوه‌سازان ایران هم با بیان این‌که واگذاری این پروژه به تعاونی‌های تأمین درست نبوده، می‌گوید تنها ٢ یا ٣‌درصد مسکن مهر توسط تعاونی‌های تأمین ساخته شده‌اند.

۱۵‌هزار واحد مسکن تخریب شد
۱۵‌هزار واحد مسکن در زلزله کرمانشاه تخریب شد. بر اساس اعلام وزارت راه‌و‌شهرسازی شهرستان سرپل ذهاب دو پروژه ۵۷۶ و ۲۰۰ واحدی مسکن مهر دارد که پروژه ۲۰۰ واحدی حداقل آسیب را دیده ولی اسکلت پروژه ۵۷۶ واحدی سالم است اما قابل استفاده نیست و عمده هموطنان بیرون از خانه‌ها به سر می‌برند و باید به فکر ساکنان این ۵۷۶ واحد باشیم. 

داستان تکراری خصولتی‌ها در اقتصاد ایران
داستان تکراری خصولتی‌ها و اقتصاد بیمار ایران این‌بار پایش به مسکن مهر باز شده است. آن‌گونه که نایب‌رئیس انجمن انبوه‌سازان کرمانشاه می‌گوید کل مسکن مهر کرمانشاه ۴۹‌هزار واحد بود که بخش عمده آن به شرکت‌های خصولتی واگذار شد. او به انتقاد از واگذاری پروژه‌های عمرانی به افراد فاقد صلاحیت به ایسنا می‌گوید: در دولت قبل پروژه‌ها را به جای این‌که به تعاونی‌های تولید یا انبوه‌سازان بدهند، تحویل تعاونی‌های تأمین دادند؛ در حالی ‌که تعاونی‌های تأمین صلاحیت این کار را ندارند.

خودشان زمین دادند و نقشه را پیگیری کردند. نیک‌نژاد ادامه داد: فقط چند پروژه محدود را به انجمن پیمانکاران عمرانی و یک پروژه ۱۳۵۰ واحدی هم در کرمانشاه به انبوه‌سازان استان دادند که به هر صورت این دو نهاد طبق قانون پاسخگو هستند. بقیه از کانال‌های غیرمتعارف به شرکت‌های خصولتی و تعاونی‌ها داده شد.

واگذاری بعد از بررسی صلاحیت فنی و اجرایی 
انتقادها به ساخت پروژه مسکن مهر توسط تعاونی‌های غیرمتخصص اما در شرایطی به اوج خود رسیده که عبداللهی، رئیس اتاق تعاون می‌گوید: واگذاری انجام پروژه‌ها به تعاونی‌های تأمین بعد از بررسی صلاحیت فنی و اجرایی صورت گرفته است. او که تعداد ساختمان‌های ساخته شده توسط تعاونی‌های تأمین را بسیار ناچیز می‌داند، ادامه داد: نمی‌توان بدون انجام کار کارشناسی دنبال مقصر بود و انگشت اتهام را به سوی بخش‌های مختلف نشانه رفت.

البته سعید آسویار، عضو هیأت‌مدیره انجمن انبوه‌سازان هم به نوعی اظهارات آقای رئیس را تأیید کرده و می‌گوید: تنها حدود ٢ الی ٣‌درصد مسکن مهر توسط تعاونی‌های تأمین ساخته شد و بخش عمده‌‌ای از این میراث به جامانده از دولت احمدی‌نژاد توسط تعاونی‌های مسکن و انبوه‌سازان اجرایی شده است.

البته آن‌گونه که این فعال حوزه ساخت‌وساز می‌گوید: واسطه‌ها در ساخت مسکن مهر نقش فعالی داشتند. به گونه‌ای که افرادی که دارای رانت بودند، پروژه را تحویل گرفته و بعد از کسر مبلغی، آن را به انبوه‌سازان واگذار می‌کردند. همین اتفاق حاشیه سود را که اتفاقا از همان ابتدا ناچیز بود به حداقل ممکن کاهش می‌داد.

ارزانی به چه قیمتی 
تصاویری از نخاله‌هایی که لابه‌لای ستون‌های مسکن مهر جای گرفته‌اند، این روزها در فضای مجازی به‌سرعت دست به دست می‌چرخد. تصاویري که بسیاری آن را نشان‌دهنده کیفیت پایین مصالح به کار رفته در مسکن مهر می‌دانند.

محسن بهرام غفاری در این‌باره می‌گوید: در‌ سال ٨٩ که اجرای این پروژه کلید خورد، هزینه‌های طراحی کل نقشه‌های معماری و سازه، تأسیسات مکانیکی و بهداشتی و برقی و الکترونیکی ساختمان به‌ طور متوسط متری ٤٠‌هزار تومان بود اما آن زمان دولت به مهندسانی که این ٤ آیتم را برای مسکن مهر طراحی می‌کردند به ازای هر متر ٣‌هزار تومان می‌داد. در آن زمان دولت برای طرح‌های دولتی این ٤ آیتم حداقل متری ٣٠‌هزار تومان هزینه می‌کرد.

او با اشاره به این‌که قیمت تمام‌شده ساخت هر متر مسکن در ‌سال ٨٩ متری ٦٠٠‌هزار تومان بود، ادامه داد: اما دولت برای کاهش قیمت قراردادی که با پیمانکاران بسته بود، متری ٣٠٠‌هزار تومان بود. طبیعی بود که پیمانکاران بی‌کیفیت‌ترین مصالح و آماتور‌ترین کارگرها را در ساخت این پروژه به کار برده باشند.

املای نانوشته غلط ندارد 
سعید آسویار، عضو انجمن انبوه‌سازان اما در این‌باره معتقد است: صاحبان خانه‌های مسکن مهر پیش از این در بافت‌های فرسوده و ناپایدار زندگی می‌کردند؛ به عبارت دیگر اگر این پروژه با تمام کم و کاستی‌هایش اجرا نمی‌شد، امروز تعداد مجروحان زلزله کرمانشاه بیشتر از رقم فعلی بود.

او با بیان این جمله که «املای نانوشته غلط ندارد» خطاب به مسئولان دولت دوازدهم گفت: انتقاد‌کردن به عملکرد دولت قبلی در شرایط فعلی دردی از مشکل خانه‌دار شدن مردم حل نمی‌کند؛ چرا در طول ٥ سالی که از عمر دولت آقای روحانی سپری می‌شود، طرح‌هایی همچون مسکن اجتماعی هیچ پیشرفتی نکرده و در حد حرف و سخن باقی مانده است. چرا بافت فرسوده که از ٢٠‌ سال پیش حرف از اصلاح آن زده می‌شود و بارها و بارها خطرات آن در کلانشهرهایی همچون تهران هشدار داده شده، پیشرفت چندانی نکرده است.

عضو انجمن انبوه‌سازان بر این باور است که در شرایط فعلی دولت برای کاهش آسیب‌های ناشی از اتفاقات طبیعی باید تولید مصالح نوین و سبک با پرداخت یارانه را گسترش و فضای فعالیت را برای انبوه‌سازانی که کار خود را بیمه می‌کنند، توسعه دهد. به گفته او، درحال حاضر تنها ٢ تا ٣‌درصد انبوه‌سازان کار خود را بیمه می‌کنند و در اغلب موارد به دلیل سختگیری‌های شرکت‌های بیمه‌ای امکان این کار برایشان وجود ندارد.

پیش‌لرزه ٤,٦ ریشتری تلفات را کاهش داد 
«تنها دو نفر در خانه‌های مسکن مهر جان خود را از دست داده‌اند.» جمله‌ای که این روزها به تکرار از زبان مدافعان عملکرد دولت احمدی‌نژاد شنیده می‌شود. درحالی برخی سعی دارند که تعداد پایین جانباختگان خانه‌های مسکن مهر را در مقایسه با آمار کل تلفات پایین جلوه دهند که طبق گفته‌های نایب‌رئیس انجمن انبوه‌سازان کرمانشاه، پیش‌لرزه ۴.۶ ریشتری که قبل از زلزله ۷.۳ ریشتری آمد، باعث شد تا مردم در روستاها و شهرها بیرون از ساختمان‌ها بروند و همین عامل باعث پایین آمدن تلفات شد.

پرونده مسکن مهر هنوز باز است 
٨٨‌هزار واحد مسکن مهر در کرمانشاه ساخته شده است. عددی که فعالان حوزه ساخت‌وساز در کرمانشاه آن را نادرست می‌دانند و می‌گویند که کل مسکن مهر کرمانشاه ۴۹‌هزار واحد است، اما این همه ماجرا نیست. به گفته نیک‌نژاد، در استان کرمانشاه ۴۹‌هزار واحد مسکن مهر تعریف شده که حدود ۲۰‌درصد از آن هم به سرانجام نرسیده است؛ چرا که پیمانکاران در جوانرود با گرفتن وام‌های مراحل اولیه و انجام قسمتی از کار، فعالیت را رها کردند و یک پروژه هم در کرمانشاه هنوز در مرحله فوندانسیون و اسکلت بلاتکلیف است. اما در شرایطی پرونده مسکن مهر هنوز در کرمانشاه و بسیاری از شهرهای ایران باز است که علی‌اصغر مهرآبادی، معاون وزیر راه و شهرسازی بارها و بارها از اتمام خانه‌های مسکن مهر تا پایان ‌سال ٩٦ سخن گفته ‌است.

نظام مهندسی کجای داستان مسکن مهر است 
اما سوال اینجاست که سازمان نظام مهندسی در اتفاقات اخیر چه نقشی داشته است؟ جهانبخش، عضو هیأت‌مدیره سازمان نظام مهندسی تهران در این‌باره به «شهروند» می‌گوید: چنانچه پروژه‌ای براساس بودجه دولتی و توسط دولت اجرایی شود، نظارت بر نحوه اجرایی شدن آن پروژه نیز توسط خود دولت صورت می‌گیرد.

ادعایی که نایب‌رئیس انجمن انبوه‌سازان آن را رد کرده و توضیح می‌دهد: این سازمان در مسکن مهر دخالتی نداشته کذب است. تمام مسکن مهر کرمانشاه تحت پوشش نظارت و طراحی سازمان‌های نظام مهندسی بود.

او همچنین تأکید کرد: در روزهای اخیر می‌بینیم دولتمردان فعلی می‌گویند مقصر تخریب‌ها دولت قبل بوده و مسئولان قبلی می‌گویند کار دولت فعلی است. اما اصل قضیه این است که قانون نظام مهندسی و قانون نظام صنفی را درست اجرا نمی‌کنند. تبصره ماده ۲ قانون نظام صنفی می‌گوید کسانی که امور فنی را انجام می‌دهند طبق قانون خاص، باید در متن قانون، امور انتظامی و انضباطی صنفی در آن آمده باشد.

ولی نه کمیسیون عمران مجلس، نه معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی، هیچ‌کدام زیر بار نمی‌روند که اصل قانون در اصلاحیه قانون نظام مهندسی ایجاد شود.او ادامه داد: در دو، سه روز گذشته دست‌اندرکاران دولت قبل و دولت فعلی پاسخگویی درخصوص تخریب‌های زمین‌لرزه را پاسکاری می‌کنند و طرف دیگر را مقصر می‌دانند. اما واقعیت این است که نظام ساخت‌وساز توسط افراد فاقد صلاحیت مدیریت می‌شود و حرفه‌مندان واقعی که متخصص هستند و می‌توانند ضمانت ساخت‌وساز را برعهده بگیرند، کنار گذاشته شده‌اند.

وقتی دولت وارد ساخت‌وساز می‌شود باید ایمن‌ترین ساختمان‌ها را تحویل مرم بدهد. محمدرضا رضایی با بیان این‌که درحالی‌که بیمارستان‌ها باید از مقاوم‌ترین بناها باشند، شاهد تخریب گسترده بیمارستان نوساز در اسلام‌آباد غرب هستیم، اظهار داشت: وقتی دولت وارد ساخت‌وساز می‌شود باید ایمن‌ترین ساختمان‌ها را تحویل مرم بدهد.

مقصر باید پاسخگو باشد 
صرف نظر از این‌که مقصر اصلی ساختمان‌های ناپدیدار ایران کیست، مجازات مقصران این اتفاق خواسته مشترکی است که باید با جدیت پیگیری شود. رئیس کمیسیون عمران مجلس با بیان این‌که میزان خسارت‌های وارد آمده به مسکن مهر مناطق زلزله‌زده بالاست و تمام بلوک‌ها نیاز به بازسازی دارد، تأکید کرد: برای ما فرقی ندارد کدام مسئول و در چه دولتی سازنده مسکن مهر بوده، مقصر باید در مجلس به مردم پاسخ دهد.محمدرضا رضایی با بیان این‌که مقاومت ساختمان‌ها در برابر زلزله پایین است، گفت: در زلزله کرمانشاه ١٢‌هزار واحد مسکونی تخریب صد‌درصدی داشت.

او با تأکید بر این‌که بررسی میزان مقاومت واحدهای مسکن مهر سراسر کشور در دستور کار مجلس قرار می‌گیرد، گفت: باید دید واحد‌های مسکن مهر که جمعیت قابل توجهی از هموطنان در آن ساکن هستند تا چه میزان در برابر سوانح ازجمله زلزله مقاوم هستند و بازبینی ایمنی انجام شود.

به گفته او، اگر نظر کارشناسان این بود که ایمنی این واحدها در برابر سوانحی مانند زلزله پایین است باید با هزینه دولت نسبت به مقاوم‌سازی آن اقدام شود.