واکاوی حقوقی ابطال آراء مینو خالقی

دستور از سوی بیت خامنه ای واطلاعات وامنیت پاسداران به دبیر شورای نگهبان آلت جنتی داده شد تا بایدآرای مینو خالقی نماینده ردیف سوم مجلس دهم ارتجاع ازا صفهان  را حذف کند  چون قبل از این اقدام ازسوی معاونت وزیر کشورروحانی گفته شد بابازشماری آرای اصفهان نمایندگی آخوند سالک اصول گرا لغو شده است . در مقابل واکنش شورای نگهبان آلت دست حذف نمایندگی مینو خالقی مدعی اصلاح طلب بوده است .

بهمن کشاورز حقوقدان و رئیس کانون وکلا در یادداشتی در خبرآنلاین نوشت:
1-
موضوع منتفی شدن انتخاب سرکار خانم مینو خالقی،برگزیده سوم مردم اصفهان، فعلا موضوع روز است. صورت مساله برای ما روشن نیست زیرا خود ایشان در مطلبی که به تاریخ هفتم فروردین 95 در کانال اختصاصی خود گذاشته‌اند اعلام فرمودند د«همانطور که مستحضرید بنا به مصاحبه رسمی سخنگوی محترم هیات نظارت بر انتخابات، آرای اینجانب ابطال گشته و اصلا مساله رد صلاحیت مطرح نیست...». این بیان هرچند روشن است اما ناچار ابهاماتی در ذهن ایجاد می کند. زیرا صلاحیت این سرکار خانم مورد تایید هیات نظارت و هیات اجرایی بوده و مآلاً باعث شده است که ایشان امکان شرکت در انتخابات را پیدا کنند. با توجه به اینکه شخصا فرموده‌اند موضوع صلاحیت مطرح نیست ناچار باید به این نتیجه برسیم که ایشان صالح تشخیص داده شده‌اند.
مضافا اینکه آقای استاندار اصفهان فرموده‌اند صحت انتخابات در اصفهان تایید شده اما شورای نگهبان صحت انتخاب نفر سوم را تایید نکرده است و در متن نامه شورای نگهبان به علت ماجرا اشاره‌ای نشده است.
2-
بنابراین فعلا با پدیده‌ای تحت عنوان «ابطال آراء یکی از منتخبین» مواجه هستیم که درخور تامل است. زیرا بحث ابطال صندوق یا ابطال انتخابات یک منطقه یا یک شهر مطرح نیست بلکه گفته شده آراء مردم به خانم محترم مذکور ابطال گشته است. تا آنجا که ما می‌دانیم قانوناً ابطال رای در موارد خاصی میسر است که در قانون انتخابات برشمرده شده و دو حالت دارد؛ اولا حالتی که رای باطل اما جزء آراء ماخوذه محاسبه می‌شود. این موارد عبارتند از:
الف: رای ناخوانا
ب: رایی که حاوی اسامی غیر از نامزدهای تایید شده باشد.
پ: آراء سفید
ثانیا: حالتی که برگه‌های رای باطل می‌شود اما جزو آرای ماخوذه به حساب نمی‌آید که عبارت است از:
الف: صندوق لاک و مهر انتخاباتی نشده باشد.
ب:تعداد آراء بیش از تعرفه باشد.
پ: رای دهنده به سن قانونی نرسیده باشد.
ت: آراء داده شده با شناسنامه افراد متوفی یا غیر ایرانی
ث:آراء اخذ شده با تقلب و تزویر در تعرفه‌ها یا خود رای یا صورت جلسات یا شمارش
ج:آرایی که با شناسنامه غیر یا شناسنامه جعلی داده شده باشد.
چ:آراء تکراری
ح:آرایی که با شناسنامه افرادی که حاضر نیستند نوشته شده و اخذ شده باشد.
خ: آراء فاقد مهر حوزه انتخاباتی
د: آراء گرفته شده از طریق تهدید
ذ:آراء نوشته شده روی برگه‌ای غیر از برگه‌های رسمی رای
ر:آرایی که از طریق خرید و فروش رای بدست آمده باشد.
با توجه به اینکه موارد مذکور جنبه حصری دارد و اجازه تشبیه و تنظیر به مقامات مسئول داده نشده آراء انتخاباتی را صرفا در اینگونه موارد می‌توان ابطال کرد. از طرفی ملاحظه می‌شود احراز برخی از این موارد محتاج رسیدگی جدی و حتی قضایی است. بنابراین نمی‌توان قائل شد به اینکه آراء داده شده به سرکار خانم خالقی به دلایلی از اینگونه ابطال شده باشد.
3-
از طرفی هرچند اعلام شده بحث ردصلاحیت مطرح نیست اما به موجب تبصره ماده 50 قانون انتخابات «ردصلاحیت داوطلبان نمایندگی باید مستند به قانون و براساس مدارک و اسناد معتبر باشد.» بنابراین به طریق اولی وقتی نماینده‌ای عملا انتخاب شده و مردم به او رای داده‌ باشند سلب عنوان نمایندگی از او کاری دشوارتر و مهم‌تر است و به سادگی میسر نیست زیرا که فرموده‌اند«میزان رای مردم است».
در عین حال درصورتی که ابطال آراء یک نماینده منتخب (و نه ابطال صندوق یا ابطال انتخابات) مطرح باشد، چنین ابطالی مستلزم آن است که صندوق‌های مربوط به انتخابات شهر مورد نظر گشوده و نام کاندیدا در تک تک اوراق رای ابطال و آراء مجددا شمرده شود که چنین اقدامی عملا میسور نیست.
4-
در قانون انتخابات آمده است «توقف یا ابطال انتخابات در هر حوزه انتخابیه باید مستند به قانون و همراه با اسناد و مدارک معتبر و با رای اکثریت مطلق اعضای شورای نگهبان باشد، بنابراین تردیدی در این نیست که علت ابطال آراء باید حداقل به فرد منتخب و ذی‌نفع اعلام شود. این مطلبی ا‌ست که در ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص مورد آمده است و در آن گفته شده «کلیه مراجع رسیدگی کننده صلاحیت داوطلبان در انتخابات مختلف ...موظفند صرفا براساس مواد قانونی و براساس دلایل و مدارک معتبر که توسط مراکز مسئول قانونی به مراجع اجرایی و نظارتی ارسال شده است به بررسی صلاحیت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحیت داوطلبی را رد کردند باید علت ردصلاحیت را به شرح زیر با ذکر مواد قانونی قابل استناد و دلایل مربوط به داوطلب ابلاغ نمایند.
درصورت درخواست داوطلب باید دلایل و مدارک ردصلاحیت توسط مرجع رسیدگی کننده به ترتیب زیر به اطلاع وی رسانده شود:
«
چنانچه شخص داوطلب در معرض هتک حرمت باشد دلایل و مدارک حضورا به اطلاع وی می‌رسد و اگر فی المجلس و به طور کتبی تقاضا کند دلایل به صورت کتبی به وی تسلیم خواهد شد و در مواردی که مورد با حیثیت اشخاص دیگر مرتبط باشد صرفا به صورت شفاهی و حضوری به اطلاع داوطلب می‌رسد».
هرچند در این مورد تصریح شده است که مورد ردصلاحیت نیست اما بدون تردید علت حذف داوطلب باید به او اعلام شود و خود اوست که اختیار دارد مورد یا موارد اعلامی را علنی یا رسانه‌ای بکند یا نکند.
5-
آنچه در قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس شورای اسلامی آمده است و ورود به تفصیل آن موجب اطاله مطلب خواهد شد، موید آن است که مقوله «ابطال» صرفا درخصوص کل انتخابات یک حوزه انتخابیه یا شعبی که در سرنوشت انتخابات تاثیر تعیین کننده دارند و یا برگ رای مطرح است اما درخصوص کل آراء یک داوطلب خاص مطرح نشده است.
6-
نتیجه اینکه به نظر می‌رسد تا زمانیکه موارد ذیل روشن نشود اظهارنظر دقیق درخصوص اين مورد میسر نخواهد بود:
اولا: مستند قانونی ابطال کل آراء یک داوطلب خاص - بدون اینکه ابطال صندوق یا انتخابات یک حوزه یا شهر مطرح باشد- چیست؟
ثانیا: با فرض اینکه چنین مستندی وجود داشته باشد در این مورد خاص دلیل یا ادله ابطال چه بوده است؟
ثالثا: آیا حق دفاع، به هر تقدیر، در مورد این داوطلب رعایت شده است یا نه؟ زیرا به موجب محتویات تبصره 3 ماده واحده پیش گفته چنانچه شورای نگهبان صلاحیت داوطلبی را که در مراحل قبلی مورد تایید قرار گرفته است رد نماید، داوطلب می‌تواند حداکثر ظرف 3 روز از تاریخ ابلاغ شورای نگهبان درخواست رسیدگی مجدد نماید. شورای نگهبان باید ظرف 7 روز رسیدگی و اعلام نتیجه نماید. ممکن است در این مورد بحث صلاحیت مطرح نباشد، اما اینکه یکی از حقوق اجتماعی فرد سلب گردد بدون اینکه حق دفاع به او داده شود اصولا قابل قبول نیست.
بنابراین بدیهی است این حق دفاع در این مورد خاص نیز باید اعمال شود، البته نکته ظریفی هم مطرح می‌شود و آن اینکه اگر موضوع ابطال آرائی باشد که رای دهندگان به داوطلب خاصی داده‌اند و اگر مستند قانونی چنین ابطالی مشخص شود آنگاه این مساله مطرح خواهد بود که در اینجا ذی‌نفع نه فقط فرد داوطلب است بلکه رای دهندگان نیز ذی نفع هستند. زیرا آراء آنان است که باطل شده است.والله اعلم.