سیاست با دست پس کردن وبا پیش کشیدن برای حل بحران هسته ای""

نقد وبررسی " سخني با آقاي پوتين " روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 23ماه مهر سال 1386
سیاست با دست پس کردن وبا پیش کشیدن برای حل بحران هسته ای"
نیاز به گفتن ویادآوری کردن نیست تا که گفته شود فلسفه ی وجودی آخوندهای حکومتی شیاد ی وعوامفریبی و سو استفاده کردن از دین همراه با سیاست توبره و آخور خوری می باشد. اما چون حاکمان این رژیم قرون وسطائی پای بند هیچ اصول و پرنسیبی نمی باشند بنابراین هرگز نمی توان توقع داشت که حتی برای زمان کوتاهی به آنچه لحظاتی قبل گفته اند ضد آن اقدام و عمل نکنند. البته این خصلت به ارث رسیده از رهبر بنیانگذار این رژیم خمینی می باشد که به یاران خودش هم وفا کرد و پس از ادعای بیش از 20 سال که اینان را می شناخت با مطرح کردن من هرگز عقد اخوت با کسی نبسته ام راحت از سر راه اینان را بر داشت . یا اینکه روزی گفته بود هرزمان که احساس کرد م نظام در خطر است دستور می دهم که نماز و حج و روزه تعطیل گردد. بنابرین اگر چنانچه از زمان نوروز سال جاری تا کنون فاصله ی زیادی نمی گذرد که پس از اینکه روس ها کارکنان خودشان را از نیروگاه بوشهر بیرون بردند وحاضر نشدند که سوخت اتمی برای افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر را تحویل دهند که گفته می شد بیش از 95% تسیات راه اندازی این نیروگاه به اتمام رسیده و فقط منتظر دریافت سوخت هسته ای از روس ها بود تا اینکه در زمان مشخص شده راه اندازی نیروگاه کار خودش را شروع کند. ولس روس ها با افشاگری بدهی تعویقی حاضر نشد که سوخت اتمی را تحویل دهد. پس ازآن موجی از انتقادات واعتراضات از هر سو به سوی زوس ها شروع شد و مسئولان ومطبوعات ونمایندگان ودولتمردان رژیم تروریستی نسبت به روسیه موج اتهامات را آغاز کردند که آری روس ها در طول تاریخ هرگز قابل اعتماد نبوده ونیستند ونخواهند بود. چون روس ها پای بند انعقاد قرار دادهای خود هستند . زیراکه فرصت طلبانه به دنبال تأمن منافع خودشان می باشد . در دنباله تاریخچه ای از عملکرد گذشته ی ر وس ها و اشغال بخشی از خاک ایران و ضربه زدن وخیانت کردن از دوران انقلاب مشروعیت به بعد فرموله وتئوریزه شد و تأکید شد که دولتمردان رژیم باید به جای روس ها جانشین مطمئنی در اروپا انتخاب وجایگزین کنند . ولی اکنون که بحران هسته ای بسیار حاد وخطری شده است . سپاه پاسداران توی لیست تروریست از سوی کنگره ی آمریکا رفته است و لوایح تحرم هائی در کنگره ی آمریکا پیرامون پروژه ی هسته ای و سپاه پاسداران به تصویب رسیده است . همچنین اسناد ومدارک غیر قابل کتمانی از دخالت گری سپاه پاسداران در عراق بدست آمده است . همینطور رهبران و مسئولان هسته ای رژیم برروی عدم عقب نشینی غنی سازی اورانیوم تأکید می کنند. بنابراین تلاش می کنند تا که از سیاست ایجاد اختلاف درمیان اعضای گروه 5+1 شورای امنیت سازمان ملل پیروی کنند وبه آن دامن بزنند. خلاصه به این هدف چشم دوخته شده است. لذا در این راستا است که برنامه ریزی شده است تا که پوتین رئیس جمهور روسیه به تهران کشانده شود تا از این سفر به عنوان اهرم تبلیغاتی قبل از نشست آتی شورای امنیت سازمان ملل و کنفرانس صلح خاورمیانه در نیویورک استفاده شود . برای همین است که سرمقاله نویس همه ی اتهامات وارده ی گذشته را فراموش یا کمرنگ کرده است. در عوض پیرامون حضور پوتین در تهران مانور تبلیغاتی ضد آمریکائی داده وآ ن ر ا بر جسته کرده است .البته این روش و سیاست وچرخش و دگر دیسی ها همانگونه که ابتدا تذکر داده شد به اعتیاد مزمن سیاست توبره و آخور خوری فرصت طلبانه ومرده خوری آخوندهای حاکم باز می گردد که چکیده ی این سیاست ضد ونقیض و متناقض را سر مقاله نویس اینگونه بازتاب داده است:
"مناسبات تهران ـ مسكو براي چندين دهه دچار تنش هاي فراواني بوده ولي با توجه به تحولات منطقه اي و جهاني اكنون مي تواند شاهد شكل گيري دور جديدي از مناسبات فيمابين باشد كه درعين تلاش براي تامين اهداف متقابل همكاري و همفكري ايران و روسيه بر تحولات منطقه اي و جهاني هم اثرگذار باشد. "
سرمقاله نویس در ادامه ی سیاست با دست پس کردن وبا پیش کشیدن از موضع برجسته کردن موضع امپریالیستی و دشمنی باآمریکا هف خود را دنبال کرده است و با پرسش گری که پیرامون دلیل سکوت در برابر عملیات جنگی آمریکا درعراق و افغانستان از پوتین کرده است . البته بدون آنکه توضیح دهد که چرا خود رژیم در اشغال افغانستان وعراق با آمریکا همکاری کرد که رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه خودش به این همکاری اعتراف کرد. اما اکنون اینگونه با روس ها برخورد کرده و یا در حقیقت پوتین رااز موضع ضد آمریکائی استنطاق کرده و از نا سنجیده بودن عملکرد و تصمیات پوتین گفته است:
"هرگز شاهد نبوده ايم كه مسكو در قبال جنايات جنگي آمريكا در عراق يا افغانستان واكنش جدي موثر و قابل ذكري از خود نشان دهد و از ابزارهاي خود براي متوقف كردن جنايات آمريكا و ديگران بهره گيري كند يا حتي مانع ويراني هرچه بيشتر اين دو كشوري شود كه مسكو تا اين اواخر مناسبات ويژه اي با آنها داشت . اگرچه مواضع اخير مسكو در هر دو زمينه تحت عنوان همكاري براي نابودي كانونهاي تروريستي توجيه شده است لكن سئوال جدي اينست كه حتي همين ادعا تا چه اندازه صحت دارد و آيا از ابعاد عمليات تروريستي كاسته شده يا آنكه تروريسم لجام گسيخته در مقياسي بمراتب وسيع تر از هميشه در منطقه جولان مي دهد.. هرگز پسنديده نيست كه كرملين بعنوان مركز ثقل ابرقدرت ديروز در خدمت اهداف واشنگتن قرار گيرد و نيازهاي استراتژيك غرب و بويژه آمريكا را تامين كند. عملكرد مسكو در قبال پرونده هسته اي ايران و همراهي و سكوت مسكو در راه تبديل نمودن اين پرونده به بزرگترين چالش جامعه جهاني ! با هيچيك از شاخص هاي وضعيت جهاني كرملين سازگاري ندارد و مسكو را به جاده صاف كن طرحهاي استعمار نو در قلب دنياي اسلام تبديل كرده است .هرگز پسنديده نيست كه كرملين بعنوان مركز ثقل ابرقدرت ديروز در خدمت اهداف واشنگتن قرار گيرد و نيازهاي استراتژيك غرب و بويژه آمريكا را تامين كند. عملكرد مسكو در قبال پرونده هسته اي ايران و همراهي و سكوت مسكو در راه تبديل نمودن اين پرونده به بزرگترين چالش جامعه جهاني ! با هيچيك از شاخص هاي وضعيت جهاني كرملين سازگاري ندارد و مسكو را به جاده صاف كن طرحهاي استعمار نو در قلب دنياي اسلام تبديل كرده است .مسكو گاهي با پيشنهادات نسنجيده و غيرقابل توجيه خود به غرب همه را و حتي غرب را شگفت زده كرده است . پيشنهاد همكاري مشترك در پايگاه جاسوسي و رهياب موشكي « قبله » اگرچه مورد استقبال توام با حيرت غرب شده ولي نه تنها از تهديدات غرب عليه روسيه نكاسته بلكه بر شدت پيچيدگي و تنوع آن افزوده تا بلكه امتيازات بيشتر و ارزنده تري از كرملين دريافت كنند. "
بالاخره سرمقاله نویس برای اینکه وحشت رژیم از سرنگونی را به طور غیر مستقیم نمای شدهد . آ ن را در پوشش دامن زدن انقلابات مخملین در خیابان های مسکو از سوی آمریکا تعمیم داده است. بنابراین سرمقاله نویس وحشت رژیم از سرنگونی را اینگونه با ترساندن پوتین با تهدید دامن زدن انقلابات مخملین در مسکو از سوی آمریکا به ایشان گوشزد کرده است :
"آقاي پوتين يقينا از ماجراي « انقلابهاي رنگين » در آسياي ميانه و قفقاز آگاه است و مي داند كه با كوچكترين غفلتي شاهد وقوع يكي از همين انقلابهاي رنگين در مسكو خواهد بود. البته هنوز هم دير نشده و براي « سيا » كه در دوران يلتسين به تامين امنيت شخصي رئيس جمهور روسيه ! سرگرم بود « رخنه در ساختار قدرت » بيش از تظاهر به قدرت مندي و « نمايش قدرت در كرملين » اهميت دارد. "
در خاتمه اینکه چون سرمقاله نویس می داند که سیاست روس ها درست شبیه همان سیاست فرصت طلبانه ی آخوندهای حاکم بر ایران می باشد . یعنی اینکه روس ها نیز علاقمند به ادامه ی سیاست توبره و آخور خوری می باشند . بنابراین طبیعی است که هر آخوری چرم ونرم تر برایش باشد به آن طرف تمایل بیشتری از خود نشان خواهد داد. البته که همچنان تلاش می کند که بهره وری و سود جوئی هر دو آخور و توبره را تا آنجائی که برایش امکان داشته باشد ادامه دهد ولی در نهایت همانگونه که تذکر داده شد به نفع آن سفره ی پهن شده ای خواهد رفت که برایش رنگین تر می باشد. یعنی اینکه در برابر قرار دادگاه های اقتصادی و بازرگانی و اتمی نیروگاه اتمی بوشهر که با رژیم بسته ولی هرگز به خراب کردن پل های ارتباطی با آمریکا اقدام نخواهد کرد و سیاستی همچون چین را پیش خواهد برد. اما چون به دلایلی که اشاره شد رژیم تروریستی آخوندی قرار گرفته است چاره ای جز باج دادن های کلان با التماس و خواهش و تمنا کردن از روس ها ندارد تا که بتواند ابراز حمایت مقطعی و تاکتیکی روس ها در برابر آمریکا را به دست آورد تا به امید واهی ا بتواند از بحران خطیر هسته ای عبور کند . ولی تجربه ی عملکرد گذشته روس ها که در اوج امپراتوری اشت در دست است که چگونه نسبت به حامیان خود در میان کشور های منطقه و کشورهای عربی خاورمیانه به ویژه عراق بر خورد کرد در صورتی که برای سالیان طولانی تمام ساختار ارتش این کشورعراق از قبیل آموزشی و تجهیزاتی و ادوات نظامی در زمان صدام حسین مدل روسی بود و قرار دادهای بسیار سنگین نظامی و اقتصادی و نفتی ا عراق داشت ولی دیدیم که پس از تجاوز و اشغال نظامی عراق روس ها هیچگونه واکنشی از خود نسبت به این اشغال نظامی از خود نشان ندادند. آنگونه که حتی خود سرمقاله نویس به این موضوع اشراف دارد و در این مقاله نیز به این واقعیت اشاره وانتقاد کرده است . بنابراین از سفر پوتین یبه تهران هیچگونه آبی نه برای مسئولین هسته ای و نظامی رژیم تروریستی گرم نخواهد شد، بلکه مهمتر اینکه در صورت احتمال تهاجم نظامی آمریکا، روس ها نیز هیچگونه عکس العملی از خود نشان نخواهند داد.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 23 ماه مهر سال 1386

"گزارش دروغ کمی وکیفی وانحرافی البته با اعتراف کردن از نماز عید فطر ولی فقیه "

نقد وبررسی " نور چشم آقا (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 22 مهرماه سال 1386
"گزارش دروغ کمی وکیفی وانحرافی البته با اعتراف کردن از نماز عید فطر ولی فقیه "
یادداشت روز نویس در ابتدای یادداشت روز خود تلاش کرده است تا که به سبک قرینه برداری کردن از سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی که گزارشی یک روز قبل از فرارسیدن عید فطر در سرمقاله ی خود ارائه کرده بود که عنوان آن را مسابقه با خدا گذاشته بود که فاصله ی عظیم و گسترده ی شکاف طبقاتی را به تصویر کشانده بود و توضیح داده بود که چگونه کسانی در اوج نیاز مجبورند که در کنج خیابان ها دست به گدائی بزنند؛ آنهم در ماه رمضان که ماه برکت وخیرا وتزکیه ی نفس و اخلاق از درون وبرون نامیده شده است.به خصوص در حکومتی که مدعی اسلامی دارد و نزیک 3 دهه از عمر آن سپری شده است و این وضعیت را مقایسه کرده بود با ارسال انواع و اقسام کارت های دعوت به مجالس مهمانداری افطاری کهبرروی میز محیط کارش دریافت کرده بود که با توصیف آنچنانی که از سفره های رنگین وافراط گری ها درمهمان اطواری از سوی میزبانان شده بود که مقامات دولتی را نیز شامل می شد . البته ولی فقیه شارلاتان وحقه باز و عوامفریب به گونه ای دیگر آن را با تاکتیک اهل فرهنگ افراط و اسراف و مصرف گرائی مخلو ط کرد و با مخدودش کردن مرز میان دیواره یا در حقیقت دره ی عمیق و ر ناشدنی شکاف طبقاتی ر خطبه ی نماز عید فطر خود در هم آمیخت و ماستمالی اش کرد . اکنون نوبت پاسدار یادداشت روز نویس با نام محمد ایمانی رسیده تا که وانمود کند خیلی با ایمان در نام وکنه می باشد و به شیوه ای بس کودکانه گزارش و تحلیلی را ترسیم کرده که کمدی- تراژدیک وخنده دار است تااینکه بازگوکننده ی حقایق وواقعیات باشد . برای اینکه نقل قول از کودک 9 یا 10 ساله کرده است که در کنار پدرش در مصلای بزرگتهران حضور داشته و این کودک افسوس خورده است که چرا ماه رمضان تمام شده است! حال یک کودک 9-10 ساله از فلسفه ی روزه چه می داند و یا حتی چه تجربه و احساسی نسبت به کودکان فراری از خانه ها دارد که به عنوان پدیده ی شوم کودکان خیابانی معروف شده است ا؟ یا چه می داند که زندگانی خانوادگی اینان چگونه است و خلاصه عامل و ریشه ی اصلی آواره خیابان شدن این کودکان چیست و چرا باید به جای مییز کلاس درس و مدرسه یا در خیابان ها تکدی گری کنند یا اینکه در پیاده روهای خیابان ها کفش واکس بزنند یا اینکه در چها راه های خیابان های بزرگ گل و آدمس و شکلات فروشی کنند . یااینکه شیشه هی خودروهای پشت چراغ قرمز توقف کرده را پاک کنند . یااینکه بالاخره در کنار پدران ومادران خود در کوره پز خانه ها مشغول کار طاقت فرسا باشند تااینکه بتوانند هم شکم خودشان را سیر کنند وهم اینکه قادر باشند هزینه ی تحصیلی خواهران وبادران کوچکتر از خودشان را تأمین کنند که لااقل بتوانند آنان رابه مدرسه بفرستند. در صورتیکه طبق قانون اساسی رژیم تروریستی آخوندی آموزش دوران ابتدائی هم مجانی وهم اجباری می باشد. حال بماند که ویر آموزش و پرورش دولت عدالت محورو نحول گرا نزدیک دوسال پیش آمار داده بود که تعداد 3 میلیون و 180 هزار دانش آموز در ایران وجود دارد که به دلیل فقر اقتصادی و معضلات معیشتی و هزینه ی تحصیلات تحصیلی - آموزشی قادر به رفتن مدرسه نیستند واز نعمت آموزش و یاددگیری کسب سواد خواندن ونوشتن محروم می باشند. ولی اکنون یادداشت روز نویس با فراموشی کامل مشکلات اقتصدی جامعه و معضلات معیشتی وکاری و زندگی مردم وفقر گسترده وروند گرانی وتورم وافزایش قیمت کالاها در جامعه ، این مداح و ستایشگر معرکه گیر ولی فقیه روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی کیهان سربازجو حسین شریعتمداری یادداشت روز نویس شده و اینگونه گزارش تهوع آور ومشمئز کنند ه ی مملو از ریاح و حقه بازی و شیادی در مورد اخطبه ی ولی فقیه و آمار نمازگزاران وکودکان شرکت کننده در این نماز را در ابتدای یادداشت روز خود گزارش کرده است :
9"، 10 سال بيشتر نداشت. اولين سالي بود كه توفيق پيدا كرده بود روزه بگيرد تمام سي روز ماه مبارك رمضان را. او را در مصلا ديدم، كنار پدر و مادر و آن جمعيت ميليوني كه براي نماز عيد فطر به شتاب و ازدحام تمام آمده بودند. پدرش مي گفت در آخرين شب ماه مبارك رمضان، زده بود زيرگريه كه؛ افسوس، ماه رمضان تمام شد! متاثر شدم و حسرت در جانم دويد.مصلا ديروز لبريز بود از اين نوجوان ها و جوان هاي نوراني و مصمم، كه آمده بودند ديدار مولاي از جان عزيزتر، فطر و افطار سي روز روزه داري شان باشد. جاي سوزن انداختن نبود در مصلا، چندان كه از ازدحام جمعيت پشت نرده هاي بازرسي بدني، دلشوره گرفتم نكند به نماز نرسم!"
معرکه گردان سفید سیاه کن و کارچاق کن متملق تبلیغاتی که شور عوامفریبی سراسر تار وپود وسلولویاخته های وجودش را فرا گرفته است، آنچنان شوریده حال واز خود بیخود شده است که متوجه نشده ست که از موضع ضعف دارد قدرت نمائی می کند و شمشیر چوبین بر دور کمر بسته ی خود را بیرون کشیده ودر فضا به چرخش و حرکت درآورده است . در حقیقت دارد بطور آشکارا اعتراف می کند که تهران ام القرای وحشت وترور وبحران سازی و جنگ افروزی پایگاه ومرکز ثقل صدور بحران وتروریسم و بنیادگرائی در خاورمیانه است که رهبرآن در جماران است و مداحش نیز اکنون چنین شفاف اعتراف به دخالت گرائی در امور داخلی عراق و فلسطین ولبنان کرده و از برپائی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنا ن با اسرائیل گزارش داده است :
"اين مردم از آن روز كه سر بر آستان حق نهادند و ذوب در ايمان پروردگار شدند، روئين تن شدند و نه دژخيمي رژيم پهلوي و نه سفاكي رژيم بعث و كاخ سفيدنشينان در او اثر نكرد. و چندان اين نهال ايمان و اتحاد ريشه دواند كه سر از فلسطين و لبنان برآورد. آن ايمان حالا ثمر داده بود دوباره. چنان شد كه حزب الله كم شمار لبنان، پنجمين ارتش بزرگ دنيا را پشت مرزهاي خود زمينگير و سرافكنده ساخت. اينك پولاد از آوازه افتاده بود. حالا بايد صلابت پولاد را به رخنه ناپذيري مردمان مومن ايراني و لبناني و فلسطيني مثال مي زدند"
در پایان یادداشت روز مداح یادداشت روز نویس که اگر پاسدار حسین شریعتمداری نباشد معاون سابقش هست که اکنون وزیر فرهنگ سانسور و ارشاد تفتیش عقاید شده ونامش پاسدار محمد حسین صفار هرندی می باشد . ایشان بدون آنکه بگوید دز زمان حضور پاسدار غلامک سپاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد در دانشگاه تهران، دانشجویان معترض دانشگاه تهران چه نوع فریادی زدند و فریاد مرگ بر دیکتاتور را نثار چه کسی کردند؟ یا چرا پس از طنین انداز شدن پژواک این فریاد ها بود که ولی فقیه در دیدار خود با دانشجویان گفت انتقاد به ولی فقیه حق شما است ولی دشمنی نه و همینطور پاسدارگماشته احمدی نژاد گفت تفاهم را دانشجویان به جای تقابل برگزینند . ولی چرا یادداشت روز نویس چنین با کتمان کردن حقایق و تحریف گری ووارونه گوئی چنین تمسخر آمیز وخنده دار مدعی شده و نقل قول و گزارش کرده است :
"... ديروز مصلا و مصلاهاي ايران پر بود از جوان ها و نوجوان هاي نوراني. آنها كه اميد اسلامند، نور چشم «آقا». همان ها كه آقا چند روز پيش- در ديدار جوانان دانشجو- از آنها خواست هرگز از مطالبه حق و عدالت دست نكشند. و دعايشان كرد «پروردگارا! من اين جوان ها را كه فرزندان من هستند در حقيقت، به تو مي سپارم. پروردگارا! همه شان را در كنف حمايت خود و هدايت خود و لطف خود نگه دار. پروردگارا! نسل جوان كشور ما را آينده ساز آرماني اين كشور قرار بده. پروردگارا! همه شان را، حركاتشان را، جهت گيري هايشان را، اقدام هايشان را مشمول رضاي خودت قرار بده. پروردگارا! قلب مقدس ولي عصر ارواحنافداه را از ما راضي و خشنود كن...». و اينها همان جواناني هستند كه با اصرار و استواري و پيگيري، امروز عدالتخواهي منكوب و مغضوب را سكه رايج كردند و فردا، عدالت را به بار خواهند نشاند، به فضل و توفيق الهي."
در خاتمه اینکه اگر بر فرض محال پذیرفته شود که کمیت نمازگزاران درست گزارش شده باشد. حال گذشته از ترکیب و چگونگی کیفیت این اقشار و شیوه ی حضورشان در این معرکه گردانی نماز عید فطر که اولاً جای سئوال دارد که چرا گزارشگر هیچگونه اشاره ای به محتوای سخنان خطابه خوان این نماز عید فطر نکرده است که ایشان در خطبه ی عید فطر خود چه گفته بود ؟ دوماً مگر این جمعیت چه ضریبی از جمعیت تهران بزرگ را شامل می شود یا در بر می گیرد که چنین با آب و تاب فراوان پیرامون آن ودست به غلو وبزرگ نمائی آمااری وکمیتی و مانور داده زده شده است؟ ثالثاً چه فرق اساسی میان شعار و فریاد دانشجویان دانشگاه تهران با آن دانشجویان بسیجی یک ور رچین شده وجوددارد که به دیدار ولی فقیه رفته بودند ؟ مهمتر اینکه چراپاسدار گماشته ولی فقیه احمدی نژاد چرا هنگام حضور خود در سالن سخنرانی دانشگاه تهران به هیچیک از سئوالات مطرح شده ی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت پاسخ ندادیا اشاره ای نکرد در صورتیکه قبلاً در اطلاعیه ای منتشر ودر برخی از مطبوعات رژیم بازتاب داده شده بود ؟بنابراین آیا اینگونه گزارش وتحلیل دادن که پاسدار یادداشت روز نویس ارائه کرده است جز داستان یا لطیفه ی تف و تاق و ریش را تداعی نمی کند و یا معیار ارزیابی یا عنوان دیگری می توان بر آن نهاد ؟
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 22 مهرماه سال 1386

"چگونه مقاله مسابقه با خدا قبل ازعید فطر تبدیل به هذیان گوئی ونیرنگ بعد از عید شده است؟

نقد بررسی "سرمقاله دو اقدام اساسي " روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 22 مهرماه سال 1386
"چگونه مقاله مسابقه با خدا قبل ازعید فطر تبدیل به هذیان گوئی ونیرنگ بعد از عید شده است؟!"
سرمقاله نویس درست در نقطه ی مقابل مقاله ی تنظیم شده ی روز قبل از برگزاری عید فطر که به رشته ی تحریر در آورده بود اکنون شیپور را به شیوه ی معکوس وناموزون تر نواخته است زیرا در آن مقاله ی مسابقه با خدا از اختلاف شدید طبقاتی به تکدی گری اجباری کنج خیابان نشین اشاره شده بود و با کارت های دعوت به سفره های رنگین مراسم افطاری مقایسه و خبر داده شده بود. ولی ال از ایستادن همه در کنار هم در نماز عید به عنوان وحدت و انسجام ووحدت گزارش داده است . آنگونه که گویا هیچ خبر و اتفاق مهمی نیفتاده است وعدل وعدالت ومساوات وبرای و آزادی را دولت عدالت محور وتحول گرا در جامعه حاکم کرده است . زیرا که سرمقاله نویس اعلام نموده است شرایط خطری و بحرانی می باشد ونیاز به وحدت وانسجام برای دفع خطر می باشد تا اینکه غارتگران حاکم یا بقول ولی فقیه پرده باز عوامفریب و شارلاتان و وارونه گو اهل اصراف ومصرف گرائی بیشتر بنزین وآب مصرف و به ریز وبه پاش کنند . البته چون ایشان مرفین زیاد مصرف می کند بنابراین هذیان ووارونه گوئی می کند و خبره در کتمان کردن حقایق می باشد . چونکه آر مردم کشوری که 80% آن بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و بقول آخوند مفیدی امام جمعه شهرستان گرگان اختلاف طبقاتی و اغنیاء و فقرا به 24 برابر رسیده است و صندوق بین المللی پول دو سال پیش گزارش کرده بود که 80% درآمد ناخالص سرانه ملی کشور متعلق به جمعیت 20% کشور می باشد. همچنین در شرایطی که در استان های کشور به خصوص استان های جنگ زده جنوب، به ویژه استان زر و نفت وحاصل خیز خوزستان که مردم این استان از مشکل کمبود آب آشامیدنی و خاموشی های ادامه دار برق در عذاب جدی می باشند وطرح سهمیه بندی بنزین وتوزیع کارت های هوشمند بسیاری از صاحبان خود رو و محرومانی که با وسائل نقلیه ی خودشان مسافرکشی می کردند اکنون خانه نشین وبیکار شده اند . صف طویل خیل ارتش بیاران وداوطلبین فروش کلیه وخون و... بماند . اما همینطور مردم محروم وگول وفریب خورده ای که به امید دریافت نان برتوی سفره های خالی اشان به پاسدار دغلکارو عوامفریب احمدی نژاد رأی دادند ولی رشد لجام گسیخته تورم و گرانی و افزایش قیمت های کالا ها را تحویل گرفته اند ودر شرایطی که پاسدار صادق محصولی صاحب ثروتب سیار کلان ونجومی باد آورده شده ومشاور اقتصادی پاسدار گماشته احمدی نژاد می باشد و نواندیش گزارش کرده بود که در دو گذشته مبلغ 120 میلیارددلار ایرانیان در دوبی سرمایه گذاری کرده اند . البته که منظور از ایرانیان همان آخوندها و آقازاده های شان وشرکای دزد وغارتگر و فرمانده های سپاه پاسداران می باشد. ولی علی خامنه ای رهبر ولی فقیه بطور عمد با قاطی کردن دوغ و دوشاب و دوختن زمین وآسمان و صد البته به نیت مخدودش اذهان عمومی تاکه متوجه غارتگران اصلی از جمله بیت رهبری نشوند . پس ایشان از موضع فرافکنی مدعی شده است که ما اهل اصراف ومصرف گرائی می باشیم و آب بنزین زیاد مصرف می کنیم و... مسخره تراینکه بدون آنکه به ریشه به پردازد ونقش خودش را برجسته کند که چیست طوری نظرداده است که گویا ایشان هیچگونه نقش و مسئولیتی در رژیم تروریستی آخوندی ندارد که اعتراف کرده است کشوری که تولید کننده نفت می باشد ولی باید سالیانه میلیارد دلار بنزین وارد کند تا عده ای دست به اصراف ومصرف گرائی بزنند. البته چونکه سرمقاله نویس مداح همین ولی فقیه می باشد وبه جای پاسخگوئی به مطالبات مردم همون ولی فقیه هذیان گوی اینگونه منبر رفته وروضه خوانده است :
." نماز عيد فطر علاوه بر آنكه يك عبادت دستجمعي است نمادي از اتحاد ملي با پشتوانه اعتقادات ديني نيز هست . آنچه اين نماز پرشكوه به خود نمازگزاران مي آموزد اينست كه در برابر توطئه هاي دشمنان نيز با همين نيت هاي خالص دلهاي صاف و صفوف متحد بايستند و مطمئن باشند كه پيروزند. جمهوري اسلامي ايران چون اكنون ركن اساسي حفظ ثبات در منطقه و خط مقدم مبارزه با آمريكا و صهيونيسم و بطور كلي جبهه استكبار است هدف اصلي سردمداران استكبار مي باشد و به همين دليل بايد با قدرت و قوت در برابر فشارها مقاومت كند."
سرمقاله نویس در دنباله مقاله ی خود همانگونه که عنوان زده است به دو اقدام اساسی اشاره کرده است که تشریح آن اینگونه است :
"براي تقويت هرچه بيشتر جمهوري اسلامي ايران و موفقيت اين سنگر مقاومت در برابر جبهه استكبار دواقدام اساسي بايد صورت گيرد. اول آنكه همه نيروهاي متعهد از محصول معنوي ماه مبارك رمضان كه صفاي باطن است حداكثر بهره برداري را بعمل آورند و به كمك دولتمردان بشتابند و براي همراهي در پيشبرد اهداف و آرمانهاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به آنان كمك نمايند. اين كشور و اين نظام متعلق به همه مردم از هر سليقه و نگاه است همه در پا گرفتن و پيروزي انقلاب اسلامي سهيم بودند و در حفظ آن نيز همه بايد سهيم باشند. فقط با اتحاد ملي است كه اين هدف تامين خواهد شد هدف مقدسي كه به سرافرازي آحاد ملت ايران خواهد انجاميد و همه توطئه هاي دشمنان اين ملت را خنثي خواهد كرد. دوم آنكه دولتمردان نيز بايد از فضاي پديد آمده در پرتو بركات ماه مبارك رمضان حداكثر بهره برداري را بعمل آورند. جذب نيروهاي متعهد و استفاده از توانائي هاي همه كساني كه تجربه اي در اداره كشور دارند براي هردولتي يك امتياز است . امروز دولت براي مقابله با توطئه هاي خارجي به همراهي و همدلي همه نيروها نيازمند است . دولتمردان بايد جاذبه خود را تقويت كنند و راه را براي ورود نيروهاي كارآمد و با تجربه اي كه مايل هستند به كشور خدمت كنند باز نمايند. همه بايد عينك بدبيني را از چشم هايشان بردارند دافعه ها را از بين ببرند و جاذبه ها را بيشتر كنند. "
در خاتمه اینکه مثل همیشه از منظر حاکمان جنایتکار دزد وعوامفریب وجنگ افروز وتوطئه گر ونا صادق حاکم و مبلغان ومداحان آنان مردم ایران همچون گوشت قربانی می باشند که هر جا نیاز باشد باید گله وار به دست قصاب سپرده می شود تا که به سلاخ خانه برده و ذبح شرعی وقربانی شوند تااینکه حاکمان خطر را دفع کنند واحساس امنیت وقدرت کنند و یا اینکه مردم ایران باید همچون مرغ بشند که در مراسم عزا و عروسی مورد استفاده ی آخوندهای جانی حاکم وشرکای شان واقع شوند . اکنون که سپاه پاسداران توی لیست تروریست رفته است وهرروز که می گذرد مدارک و اسناد مهم ومعتبر وغیر قابل کتمان بیشتری از نقش دخالت گری سپاه پاسداران در عراق به دست می آید. همچنین چون پرونده ی هسته ای بسیار بحرانی و خطری شده است . و صد البته به موازات آن چون شعار و فریاد های مرگ بر دیکتاتور دانشجویان دلیر وشجاع در دانشگاه تهران که نثارپاسدار احمدی نژاد کردند و وی را عامل تبعیض و فساد معرفی کردند . بیشتر موجب شده است تا که کک بر توی تنبان سران رژیم تروریستی آخوئدی بی اندازد بنابراین اکنون که دوباره احساس خطر شده است نیاز به سیاهی لشکر و حضور مردم و انسجام ووحدت و مقاومت در برابر حملات دشمن شده است . البته داستان کمدی وتراژی که نزدیک 29 سال قدمت دارد بالاخره باید روزی به اینگونه عوامفریبی ها و شامورتی بازی های 29 ساله پایان داده شود و بر سر طراح شان خراب و آوار گردد. خوشبختانه جرقه و پژواک عتراضی آن در دانشگاه تهران از سوی دانشجویان شجاع ودلیرزده شد و با فریاد مرگ بر دیکتاتور طنین افکن شده است.
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 22 مهرماه سال 1386

" با کنار گذاری اختلافات همه با ید در برابر اجنبی ایستاد "

نقد وبررسی " آزمون انصاف (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان چهارشنبه 18 مهرماه سال 1386
" با کنار گذاری اختلافات همه با ید در برابر اجنبی ایستاد "
پاسدار سناریو ساز یادداشت روز نویس شده آنگونه از تضاد واختلاف ورقابت وجنگ ونزاع درون جناح رقیب شکست خورده ی دوم خردادی ها گفته است و آن را به شکل آنقدر عاديجلوه داده كه گفته است بعضي تصور مي كنند عالم سياست اساساً چيزي جز درگيري و زد و خورد گروه ها و جناح هاي سياسي با يكديگر نيست تئوریزه کرده است .یادداش تروز نویس طوری نظر پردازی کرده که انگار نه اینکه اینگونه اختلاف و رقابت وتضاد ورقابت ونزاع درون جناح غالب وجود ندارد. آنگونه که حتی اخیراً به خاطر اینکه شهر دار تهران سردار پاسدار محمد باقر قالیباف یک سرمایه دارایتالیائی ودوست وهمکار یک سرمایه دار حامی رژیم مقیم ایتالیا را برای سرمایه گذاری در تهران دعوت کرده بود. لی باندهای مافیائی رقیب همه جبهه در جناح اصولگرایان حاکم علیه اش دست به افشاگری زدند که این یک صهیونیست می باشد که سرمایه گذاری یک میلیارددلاری در تهران کرده است و آنقدر این فضا سازی علیه اش را ادامه دادند تا اینکه این سرمایه دار بقول گزارشگرروزنامه سرمایه مرغ از قفس پریدوفرار را بر قرار ماند ترجیح داد . در حقیقت بخشی از رقابت باندهای مافیائی با هم درون جبه ی موسوم با اصول گریان حاکم بود که علنی شد. یا اینکه گویا در کل رژیم تروریستی آخوندی تضاد و رقابت وجود نداد و خبری از اختلاف شدید میان رفسنجانی با خامنه ای و پاسدار احمدی نژاد وجود ندارد و رژیم تروریستی آخوندی همآهنگ ومنسجم می باشد . البته که در سرکوب آزادیخواهان وخفه کردن صدای دگر اندیشان و دانشجویان معترض وزنان وکارگران ومعلمان و قتل وجنایت وغارت گری و خفقان سازی وجنگ افروزی همآهنگی واتحاد کامل دارند. به خصوص هرزمان که سران و مسئولان رژیم احساس خطر می کنند. بیشتر همصدا می شوند. شبیه همین سفر پاسدار غلامک سپاه پاسداران و گمااشته ی ولی فقیه احمدی نژاد به آمریکا وحضورش در دانشگاه کلمبیا که چون شدیداً مورد انتقاد از سوی رئیس این دانشگاه واقع شد و سخت مورد تحقیر قرار گرفت همه هم صدا از این پاسدار و رژیم تروریستی آخوندی دفاع وحمایت کردند.یااینکه در برابر پژواک اعتراضی فریاد مرگ بر دیکتاتور دانشجویان دانشگاه تهران نیز همین موضع مشابه را اتخاذ کرده اند و یا نسبت به عملکرد سرکوبگرانه ی ارگان ها ونهاد های سرکوبگر در محیط های دانشجوئی و شیوه ی بر خورد با دانشجویان ودانشگاهیان تا حا اعتراضی نشده است ویا انتقادی به سرکوبگری مستمر طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی با دستگیر های گسترده و شلاق ودارزدن های خیابانی در شهرهای ایران نشده است. ولی پاسدار یادداشت روز با فراموش کردن این واقعیت و نادیده گرفتن عملکرد باندهای مافیائی غالب نست به جریان مغلوب، باور دارد که فقط درون جبهه ی رقیب است که برای ضربه زدن به جناح غالب اینگونه طرح ها و برنامه ونزاع وانتقاد ها وجوددارد:
". اگر چه معمول است كه بگويند اين منازعات و درگيري ها با هدف كسب قدرت صورت مي گيرد، ولي مواردي را مي توان يافت كه ديگر حتي خبري از نزاع براي دستيابي به قدرت افزون تر در كار نيست و كساني فقط به قصد ضربه زدن به حريفي كه بقاي او را نمي پسندند، از هر ابزار و شيوه اي استفاده مي كنند. در اينگونه موارد نفس منازعه ، درگيري و نفي حريف است كه اصالت پيدا مي كند ، بي آنكه به واقع هدف اخلاقي يا سياسي واقعي يا حتي روشني در كار باشد. در عالم سياست، آنچه اين فرآيند بي پايان درگيري و مخاصمه را مهار مي كند مفهوم «شرافت و منافع ملي» است. سياستمداران شريف و دلسوز وقتي پاي منافع عالي كشور به ميان بيايد يا تهديدي از ناحيه توطئه گران عليه آبرو و شرافت ملي در كار باشد، همه منافع و سليقه هاي جناحي خود را كنار مي گذارند و در دفاع از آن يكدل و متفق مي شوند، اين قاعده اي است كه در تمام جهان مي توان نمونه هايي جالب توجه براي آن يافت."
تمام روضه خوانی هائی که پاسدار یادداشت روز نویس کرده در دفاع از پاسدار احمدی نژاد واتخاذ موضع وی در دانشگاه کلمبیا می باشد و انتقادش به رقیب پیرامون همین موضوع است که چرا اینان به شیوه ی برخورد پاسدار احمدی نژاد انتقاد کرده اند وآن را تبدیل به ابزار تبلغات انتخابات خیمه شب بازی مجلس هشتم خود کرده اند که بخشی از توضیح داده شده به ا نتقادات مطبوعات باندهای رقیب دوم خردادی یا گروه های آزمون شده چنین است:
"اين گروه وطني در حالي از آزمون وطن پرستي و دشمن ستيزي، و در هم نياميختن مرزهاي خودي و بيگانه مردود، بيرون آمدند كه تقريباً تمامي تحليلگران و نشريات معتبرغربي حضور احمدي نژاد در نيويورك را موفقيت آميز خواندند و حتي صهيونيست ها به زبان آمدند كه احمدي نژاد در اين سفر به همه آنچه مي خواست دست پيدا كرده است. در واقع قصه جز اين نيست كه برادران اصلاح طلب ما در انصاف ورزيدن نسبت به نماينده اين مردم كه تنها جرمش شكست دادن آنها در يك انتخابات دموكراتيك است، حتي از اسراييلي ها و يهودي ها هم عقب تر ماندند و هيچ نينديشيدند كه اين نه فقط شرط اخلاق و مروت بلكه اقتضاي غيرت و ايران دوستي هم نيست.اصلاح طلبان از آن روز شبه استدلال هاي خود در نقد مانور موفق احمدي نژاد را بر پيش فرض هايي بنا كرده اند كه تقريباً همه آنها فاقد مبنا و بي ارزش است. گاه مي گويند تقصيري هم اگر هست به خود احمدي نژاد برمي گردد كه در اين حدود سال چنان سخن گفته و مشي كرده كه حالا در جواب رفتارش به نماينده ملت ايران توهين مي شود. پس آنكه به واقع به ايران توهين كرد، احمدي نژاد است نه بولينگر يا آنها كه او را جلو فرستادند و خود پس پرده ايستادند. به راستي مضحك تر و خام تر از اين نمي توان سخن گفت. اولا مگر احمدي نژاد در اين دو سال چه گفته است؟جز اينكه حقي را كه اصلاح طلبان اگر به اختيار خودشان بود تا حالا به باد فنا داده بودند با حداقل هزينه حفظ كرده و هيچ كدام از پيش بيني هاي آقايان درباره جنگ و تحريم قريب الوقوع هم صحيح از آب درنيامده است؟ ثانياً آن شكل از استدلال آيا تفاوتي با اين دارد كه وقتي حيواني درنده پاي مرد محترمي را گاز گرفت، به جاي رمي حيوان به مرد عتاب كنند كه چرا خود را به شكل او در نياوردي تا تو را از خود محسوب كند و به جانبت حمله نياورد؟!! و ثالثاً فرضا كه رفتار سياسي رئيس جمهور ايران در دو سال گذشته جاي بحث و گفت وگو هم داشته باشد آيا جواب آن استفاده از فحش هاي چارواداري آن هم در محيط محترم دانشگاه است؟
بالاخره اینکه پاسداریادداشت روز نویس در پایان پیام نهائی را توصیه کرده وگفته است که می بایست به شیوه ی اگر گوشت هم دیگر را می خوریم استخوان هایمان برای هم دیگر باقی به ماند برخورد کرد . یعنی اینکه اگر درون رژیم رقابت وتضاد وجنگ و نزاع بر سر کسب قدرت وثروت و غارتگری جناحی و باندی وجود دارد ولی باید که در بعد بیرونی در برابر دشمن خارجی یکپارچه وهم صدا بود و اینگونه از کلیت رژیم تروریستی آخوندی دفاع کرد:
"خلاصه كنيم، اصولگرايان هرگاه در مقابل خبرنگاران خارجي با پرسشي در مورد اختلاف هاي داخلي خود با اصلاح طلبان مواجه مي شوند-اتفاقي كه لااقل در كيهان مكرر رخ داده- به آنها تذكر مي دهند كه اختلاف هاي داخلي ما به خودمان مربوط است و تا آنجا كه به ايستادن در مقابل اجنبي مربوط مي شود در كنار هم هستيم و اختلافي نداريم. به ياد دارم گاهي غلظت دفاع از عملكرد دولت اصلاحات چنان بود كه تعجب خارجي ها را هم برمي انگيخت. اصلاح طلبان اما از آزمون نيويورك سربلند بيرون نيامدند. سياست به جاي خود، اما شرافت و انصاف اقتضاي ديگري داشت."
در خاتمه اینکه فراموش نشود دیکته کردن این شیوه همه با هم در برابر اجنبی به دلیل وحشت زدگی ناشی از طنین افکن شدن پژواک فریاد اعتراضی مرگ بردیکتاتور دانشجویان شجاع ودلیر دانشگاه تهران در 16 مهر می باشد که با استقبال جانانه ودر خور شایسته ای که از پاسدار احمدی نژاد دانشجویان دانشگاه تهران کردند و به مهمان نوازی ادعائی این پاسدار در دانشگاه کلمبیا در آمریکا البیک گفته و اجابت کردند وموجب پاره شده چرت ولی فقیه وگماشته اش احمدی نژاد شد که یکی از پذیرش انتقاد به ولی فقیه ونه دشمنی کردن با آن پذیرفت ودیگری از تفاهم دانشجویان به جای تقابل را تقبل کرد . اکنون هم نوبت سربازجو پاسدار سناریو ساز شد تا که توصیه کند ورهنمود دهد که می بایست در کنار اجنبی همه با هم ودر کنار هم در برابرش به ایستیم . زیرا که شرایط بحرانی وخطری می باشد. برای اینکه سپاه پاسداران در لیست تروریست رفته است و مریم رجوی در شورای پارلمان اروپا حضور یافته است و غلاعلی حداد عادل رئیس مجلس از حضور در این اجلاس پارلمان اروپا جاخالی داد و پرونده ی نقض حقوق بشر به جریان افتاده است و بحث محاکمه سران رژیم به جرم جنایت علیه ی بشریت مطرح شده است وتازه قوز بالا قوز پرونده ی هسته ای باز است و با موضع گیری که دولت فرانسه پیرامون این پرونده کرده است هرروز که می گذرد قطر این پرونده بیشتر سنگین تر می شود . در مجموع شرایط خطری وناهمآهنگی آغاز شده است وهمانگونه که سربازجوی یادداشت روزنویس دیکته کرده است باندهای متخاصم باید انسجام خود شان در برابر اجنبی را حفظ کنند .
هوشنگ – بهداد
چهارشنبه 18 مهرماه سال 1386

"وقتی آنگونه بود آمدنش، وای بر حال رفتنش."

نقد وبررسی " عيد آمد (يادداشت روز) روزنامه ی کیهان پنجشنبه 19 مهرماه سال -1386
"وقتی آنگونه بود آمدنش، وای بر حال رفتنش."
ماه رمضان آمد و رو به اتمام است وهمانگونه که روضه خوان یادداشت روزنویس بر این ماه مرثیه خوانده است چیزی جز ازایش غم واندوه تغییر نکرد ه است . برای اینکه خود یادداشت روزنویس چنین گفته است " ماهي كه «پيش از ورودش مطلوب و محبوب است و قبل از پايانش مايه حزن و اندوه» ماهي كه «قبل از آمدن انتظارش را داشتيم و هم اكنون نيز كه در حال رفتن است، اندوه بر دل ها نشانده است" یعنی اینکه در رژیم تروریستی و غارتگر و دزد و ضد بشر این ماه که می بایست مطلوب ومحبوب باشد ولی در ایران با حزن شروع و با اندوه رو به پایان است. البته که مشخص است که حزن واندوه دامنگیر کدام اقشار جامعه را گرفته است؟ زیرا که روز گذشته سر مقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی با عنوان مسابقه با خدا" توضیح داده بود که معنی حزن واندوه در جامعه ی آخوند ساخته چیست وگریبانگیر چه کسانی را در کنج پیاده روهای خیابان گرفته است و در مقابل تشریح کرده بود که چه کسانی دارای سفره های رنگین افطاری آنچنانی می باشند وآن را به خود شان اختصاص داده اند؟ بهر حال وقتی اینگونه باشد آمدن روزه وای بر حال رفتنش. یعنی اینکه عید فطر هم کاملاً مشخص است که برای محرومان وتهی دستانی که همه ایام سال برایشان ماه رمضان است هیچ مشکلی را حل نمی کند وهیچ گره ای از درد بی درمان ولا علاج ینان گشوده نواهد کرد. برای اینکه اینان همچنان می باید که منتظر دریافت نان بر توی سفره های خالی محرومان باشند و اگرنصیب شان نشد. هیچ دلیل ندارد که بازهم رشد لجام گسیخته ی تورم وگرانی و افزایش قیمت ها را دریافت نکنند . بنابراین برای این اکثریت محروم جامعه چه فرقی عید فطر روزه با بقیه روزهای ایام سال دارد، جز اینکه پس از ماه رمضان و پایان عید فطر، بازهم تورم و گرانی و افزایش قیمت ها با سرعت وشتاب مضاعف بیشتری ادامه خواهد یافت وگلوی اینان را بیشتر خواهد فشرد. پس داستان سرائی و روضه خوانی مداح عوامفریب یادداشت روز در مورد عید فطر شبیه همان روضه ی شروع ماه رمضان ایشان است که اکنون خودش نتیجه گیری کرده است که ماه رمضان ، ماه حزن واندوه برای همیشه روزه داران محروم بوده است و این نسخه ی ارائه شدهای که ایشان در مورد آمدن عید فطر داده نه برای این تهی دستان ومحرومان اسیر حزن واندوه گرفتار شده ، که مخصوص همان غارتگران فربه های حاکم است که در وصف اینان چنین روضه خوانی در مورد عید فطر شده است:
"اينك «عيد فطر» در راه است. عيدي با مژده ها و بشارت هاي بسيار براي كساني كه طي يك ماه عبادت و توجه و جهد و دعا و... موفق شدند زنگارهاي فراموشي را كنار زده و خود را از قيد اسارت ها و غل و زنجيرهايي كه «غفلت» به دست و پاي آنان زده و آنان را از اصالت ها و ارزش هاي ناب انساني جدا و انسانيت آنان را مسخ كرده، برهانند و در عرصه جهاد با «نفس» اين اصلي ترين و خطرناك ترين دشمن آدمي پيروز و به فطرت اصيل خويش برگردند. عيد فطر، عيد اينان است"
بالاخره اینکه این دیگر یک شوخی بیمزه وزهرآگین می باشد که مداح روضه خوان یادداشت روز نویس اذعان کرده است "عيد فطر، جشن تولد انسان و بهار انسانيت است" زیرا که در حاکمیت آخوندها اینگونه تعریف از عید فطر ارائه دادن ، رست شبیه حالت نمک پاشیدن بر رروی زخم های عمیق و مزمن می باشد. زیرا تجربه ی نزدیک 29 از اینگونه عید ها و بهار های خزان شده را مردم ایران وبه ویژه محروم وتهی تجربه کرده اند در صورتی که طبق وعده ی خمینی رار بود که حاکمیت از آن اینان باشد. بلی شرایط کنونی وای تریف ارائه شده از عید فطر تداعی کننده ی همان شعار تکمیلی پس از فرو پاشی نظام پیشین واوایل انقلاب است که گفته می شد در بهار آزای جای شهدا خالی، که اکنون می بایست گفت در فضای کنونی عدم آزادی ،جای هر دوتا خالی، یعنی هم آزادی وهم شهدا که البته خیل جان باختگان راه آزادی ونوید دهندگان بهار شکوفائی وعدالت و دمکراسی و آزادی بس چندین برابر نسبت به آن زمان شده است . البته روزی یکی گفته بود که عید ما آن روزیست که آثاری از ظلم نباشد. اکنون که نه بهاری در کار هست و نه عیدی ، چونکه پائیز خزان زده وبرگ ریزان زمستان منجمد و سرد و ظلم وستم همه گیر و بی عدالتی فراگستر ونهادینه شده بر سراسر ایران زمین فرا افکنده و توسعه یافته است.
هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 19 مهرماه سال -1386

جائی که عقاب پر بریزد مشخص است که از پشه لاغری چه خیزد؟""

نقد وبررسی" مسابقه با خدا" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 18 مهر ماه سال-1386
جائی که عقاب پر بریزد مشخص است که از پشه لاغری چه خیزد؟""
اکنون سمت وسوی رقابت ها ورشد تضادها وبریز وبه پاش ها، آنچنان بالا گرفته ورشد یافته است که در لابلای رقابت ها گاهی برخی بسیار کوچک و ظریف از بیان واقعیات ملموس جامعه خودنمائی می کند که نشان از بیرون زدن بیشتر نوک قله کوه یخ شناور واقعیات های کتمان ومخفی شده می باشد و ثابت می کند که آخر و عاقبت عوامفریبی و شیادی ودروغگوئی وسوء استفاده از دین ومذهب اسلام به کجا رسیده وچه هزینه ی بس سنگینی بررو گرده وشانه های مردم محروم وتهی دست ایرانی آوار کرد است وچه ساده برخی از دین فروشان عوامفریب بر قدرت نشسته را به آلاف وعلوف بادآورده بس فراوانی رسانده است. بطور مثال اکنون یک پاسدار موجی دیروز جبهه های جنگ حق علیه ی باطل ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران وعراق که نعمت الهی خوانده شده بود چونکه نصیبش نشد که با کلیدهای پلاستیکی ساخت تایوان ومهر وامضای 14 آیت دولا مفتخور برپای وصیت نامه آویزان شده بر گردانش در جزیره ی فاو کشته شود ومستقیم به بهشت رود ودر کنار حوریان بهشتی ونهر جو های آب روانی که آخوند های جنگ افروز ترسیم کرده بودند بنشیند ولی در عوض موفق شده است همان بهشت موعود وعده داده شده ی آخوندهای دین فروش را در همین دنیا ودر سرزمین رژیم تروریستی آخوندی برای خودش بسازد و اکنون این مستضعف مورد مخاطب خمینی به قدرت وحکومت رسیده صاحب آنچنان ثروت بس کلان وبادآورده ای شده است که پاسدار غلامک سیاه پاسداران وگماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد می خواست که این پاسدار را وزیر نفت کند. ولی چون اختلافات ورقابت باندهای مافیائی صاحب سهم در مجلس ارتجاع مخالفت کردند و اجازه ندادند که وزیر نفت شود. ولی این پاسدار صادق محصولی مشاور نزدیک اقتصادی پاسدار احمدی نژاد شده است و لی از کجا معلوم که اکنون این پاسدار مشغول تجربه ای نمی باشد که اویل تشکیل دولت مدعی امام زمانی وعدالت محور در چند ماهی که وزارتخانه ی نفت بدون وزیر نداشت که مبلغ 6 میلیارد دلار در آن مقطع ناپدید شد .البته که به جز بیت رهبری جای دیگری نمی توانست که رفته باشد و با توجه به تجربه ی اختلاس گری و کش رفتن یک رقم ناقابل 350 مییارد تومانی از سوی پاسدار احمدی نژاد در زمانی که ایشان شهردار تهران بود وین رقم را بالا کشید و برای استمالی کردن اکنون ادعا می کند که از همان حقوق تدریس دانشگاهی ونه بیشتر دریافت می کند . اکنون که مجدداً چند ماهی می باشد که وزارتخانه ی نفت بی وزیر می باشد . از کجا معلوم که باز همان تجربه ی عملی پاسدار احمدی نژاد در شهرداری تهران ومفقود شدن 6 میلیار د دلار نفت در زمان بی وزیر بودن وزارتخانه ی نفت با پاسدار صادق محصولی نمی باشد در این شرایط بی وزیری وزارتخانه ی نفت چند ماه است تجربه ی دیگری در دست اقدام نیست که دارد تکرار می شود. به خصوص اینکه نفس وکیل الدوله ها هم در مجلس در نمیاد که چرا باید چندین ماه باشد که دو وزارتخانه بدون وزیر باشد . مهمتر اینکه چرا سخنی نمی گویند که چرا پاسدار احمدی نژاد باید دو وزیر صنایع ونفت را بطور خود سرانه برکنار کرد.
بهرحال پاسدار صادق محصولی صاحب 137 یلیون دلار ثروت یکی از بیشمار سربازان کوجک و گمنام امام زمانی در این رژیم است که توانسته صاحب ثروت های نجومی شود. چونکه مشابه ی وی فقط در دو سال گذشه طبق گزارش نواندیش موفق شده اند مبلغ 120 میلیارد دلار در دوبی سرمایه گذاری کنند و اکنون تصمیم گرفته اند که عراق را جایگزین دوبی کنند. آری اکنون فقر وبیکاری وتبعیض وافراط وتفریط آنچنان در جامعه بیداد می کند که فقط این آخوند مفیدی امام جمعه شهرستان گرگان نبود که چند هفته پیش در خطبه ی نماز جمعه ی این شهر خبر از ضریب اختلاف 24 برابر درآمد و بهره وی میان اغنیاء با ضعفاء و فقرا راداده بود، بلکه اکنون نوبت سر مقاله نویس روزنامه ی ولی فقیه است که اینگونه اعتراف به شکاف بس عمیق طبقاتی و فقر نهادینه شده در جامعه کند و بگوید که در برابر فقر چگونه برخی صاحب ثروت های بادآورده ی کلان زیر پوشش وپرده ی تظاهر به دینداری شده اند که می خواهند با خدا مسابقه دهند. همنین با بیان یک مشاهده ی خیابانی و مقایسه با دعوت های مهمانی افطاری آنچنانی اینگونه اعتراف به این واقعیت همیشه کتمان شده در جامعه کرده است :
گريه يك مرد جوان از فقر و بي كاري را ديده ايد من در يكي از شب هاي همين ماه مبارك رمضان شاهد چنين صحنه اي بوده ام . مرد درحالي كه از ناداري و بي كاري نزد من شكايت مي كرد در حضور همسر خود به گريه افتاد وناله كنان اشك ريخت ... فرداي آن شب هنگامي كه پشت ميز كارم قرار گرفتم مثل روزهاي ديگر چندين كارت و نامه دعوت به ضيافت افطاري را ديدم كه در نوبت نگاه من هستند. در تمام اين ماه مبارك رمضان هر شب چند جا براي افطاري دادن دعوت كرده بودند. خدا را شكر كه اهل سورچراني نيستم والا با اين مشكل بزرگ مواجه ميشدم كه كداميك را انتخاب كنم ! سرانجام از ميان انبوه كارت ها و نامه ها و دعوت هاي تلفني به افطار يكي از آنها را با تناسب كاري انتخاب كردم و رفتم ... افطاري ها با غذاي مولا كه گفته مي شود در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان نان با شير و نمك بود ولي حضرت دستور دادند يكي از آن دو را بر دارند از زمين تا آسمان فاصله دارد. مهمتر آنكه هزينه افطاري ها از بيت المال است . در شرايط سهميه بندي بنزين از اينطرف شهر بزرگ تهران به آنطرف رفتن آنهم در لحظات شلوغ مغرب و با خودروهاي دولتي هزينه مضاعفي است كه بر بيت المال تحميل مي شود. علاوه بر خودروها راننده ها و محافظان و ساير همراهان هم به همين بهانه مهمان بيت المال هستند... تصور نكنيد قصد دارم در اين مقاله از چيز عجيب و غريبي كه امسال رخ داده حرف بزنم . قطعا اينطور نيست . متاسفانه اين واقعه تلخي است كه سالهاي متمادي است جلوي چشم همه ماها رخ ميدهد و همين قلم در همين روزنامه طي مقالاتي در مذمت سفره هاي رنگين در دولت هاي سازندگي و اصلاحات نيز بارها اين موضوع را يادآور شده و خواستار برچيده شدن اين بساط گرديده ولي كو گوش شنوا بعد از هر مقاله به نظر مي رسيد تنبهي حاصل شده باشد ولي تا ماه رمضان بعد همه يادشان مي رفت و بار ديگر سفره هاي رنگين گسترده مي شد...
صاب این نوشتار توصیه می کند که این مقاله را بطور کامل ودقیق بخوانید. چون نکات مهم یا اعترافاتی وجود دارد که تا حال نه اینکه بازتاب داده نمی شد ومنکر این واقعیت می شد، بلکه بد تر اوضاع بطور وارونه نشان داده شده است . فراموش نکنید که این روزنامه متعلق به کیست. یعنی ارگان تبلیغی ولی فقیه می باشد . بنابراین جائی که عقاب پر بریزد مشخص است که از پشه لاغری چه خیزد؟ یعنی اینکه عمق فاجعه و غارتگری زیر پرده ی دین تا کجاست وچگونه در این 29 سال گذشته ی ردم ایرن هم فریب خوردند وهم مورد چپاول وغارت واقع شدند. بالاخره سرمقاله نویس در پایان چنین نقل قول از یک ظریف کرده وگفته است:
"ظريفي ميگفت : حضراتي كه ضيافت افطاري دستجمعي ترتيب ميدهند قصد بدي ندارند ميخواهند در ترتيب دادن ضيافت با خدا مسابقه بگذارند البته ضيافت الهي ضيافت ترك است ولي ضيافت اين حضرات ضيافت ... باز هم ياد آن مرد جواني كه در حضور همسرش از فقر و ناداري ميگريست به خير! "
در خاتمه اینکه آنچه در این سرمقاله خیلی جدید بود مسابقه دادن با خدا بود. زیراکه درست است زنان که بیش از نیمی از معیت کشور را تشیل می دهند حق ندارند که در میادین ورزشی همچون فوتبال در کنار همسران خود حضور داشته باشند. از طرف دیگر اگر تا کنون رژیم تروریستی و ضد بشری آخوندی رکوردار جهانی نقض حقق بشر بوده است. همچنین رتبه دار فرار مغز ها در جهان نیز می باشد . همینطور و در مورد مقام اولی جهانی آمار مرگ ومیر وتلفات و کشته ها ومجروحان در جاده های سراسر کشور درجهان پیشتاز می باشد وهر گز هیچ کشوری توانائی رقابت در این مورد را ندارد ونه خواهد داشت و مسئولان ورهبران این رژیم تروریستی آخوندی گذشته از اینکه دارای پرونده ی محکومیت ترور مخالفین در آلمان می باشند واز سوی دستگاه قضائی دولت آرژانین زیر پیگیرد قانونی می باشند ودر خالی بندی ودروغ گفتن وعوامفریبی کردن ووعده های کیلوئی دادن به مردم وضدآن عمل کردن در جهان بی نظیرمی باشند و.... اما دیگر تا کنون سابقه نداشته است که بطور علنی به رقابت با خدا برخیزند و مسابقه با خدا را مطرح کنند که اکنون این ادعا نیز مطرح شده است. حال چه موقع وکی در رژیم تروریستی آخوندی قرار است که این مسابقه را بطور علنی برگزار کند وبرنده هم شود وجای خدا برروی زمین نشیند باید منتظر آن زمان بود که با بودن دولت خرافاتاتی ومتحجر کنونی نباید زمان فرارسیدن مسابقه زیاد هم دور باشد.
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 18 مهر ماه سال-86

تبلیغات وزمینه سا زی پیرامون انتخابات مجلس هشتم


تبلیغات وزمینه سا زی پیرامون انتخابات مجلس هشتم
عجیب است که دوروز است که دسترسی به مطالب جدید روزنامه ی اطلاعاتی – امنیتی – پادکانی كيهان سر بازجو پاسدار حسین شریعتمداری در اینترنت در دسترس نیست . یعنی اینکه کوزه گر خودش نه اینکه در کوزه شکسته آب می خورد، بلکه خیاط باشی نیز در کوزه گیر افتاده است ومدیر مسئول پرونده ساز و سانسور چی این روزنامه اکنون دست به خود زنی زده است و خودش دچار خود سانسوری داوطلبانه شده است . بهر حال یادداشت روز نویس روز گذشته ی 16 مر با عنوان یاداشت روز سرمقاله: «مهندسي انتخابات مجلس»، نا نام مستعا ر امحمد ايماني پیرامون خیمه شب بازی انتخابات مجلس هشتم قلمفرسائس کرده است و دست به شانتاژگری تبلیغاتی زده است و ابتدا از ثبات جایگاه بدنه ی اجنماعی اصولگرایان یا همان باند های مافیائی غارتگر ودزد گفته است که اکنون حاکم می باشند واین موقعیت را در برابر وضعیت و جایگاه متزلزل رقیب شکست خورده ی دوم خردادی ها قرار داده است که آنان دارای جایگاه متلزل می باشند. البته یادداشت روز نویس توضیح نداده است که چرا می بایست پس از دوسال سپری شدن از تجربه ی عملی مدعیان عاشق خدمت گزاری به مردم که دیگر جای هیچگونه شک وشبهه ای در اذهان عمومی باقی نگذاشته است که روند رشد تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها چگونه است و به چه شکلی فاصله ی طبقاتی عمیق تر و گسترده تر شده است. آنگونه که همین چند هفته ی پیش بود که آخوند مفیدی امام جمعه ی شهرستان گرگان گفته بود که میزان اختلاف در آمدها در جامعه میان طبقه ی مرفه وتهی دست به 24 برابر رسیده است. تازه هنوز از اذهان پاک نشده است که طرح سهمیه بندی بنزین و توزیع کارت هوشمند چه واکنش قهر آمیزی از سوی اقشار جامعه در سراسر ایران بر جای داشت و چگونه با جایگاه های بزنین تهاجم قهر آمیز شد ؟ همچنین این طرح چگونه بازتابی برروی آن قشری از جامعه داشت که از طریق خودروهای خود مسافری کشی می کردند و از این طریق می توانست که کم وکسری نیازهای اولیه ومقدماتی خودشان را جبران کند. اکنون پرسش است که چگونه است که این بدنه اجتماعی وابسته به باند مافیائی حاکم ثابت مانده است که پایگاه مردمی هم دارد وهم اینکه این پایگاه دست نخورده باقی مانده است . یعنی اینکه از یک سو از موضع بقا لی برخورده است که مدعی شده است ماست خودش شیرین وماست بقالی رقیبش ترش شده است.البته یادداشت روز نویس کمی تغییر کرده واحساس خطر نموده و از موضع محافظه کارانه دست پس کردن وپا پیش کشیدن برخورد کرده است. یعنی با همه تعریف و تمجیدی که از اصول گرایان وجایگاه ثابت آنان کرده است ولی مجبور شده است که پرانتز باز کند وبگوید که اینگونه نیست همچون 5 نمایش خیمه شب بازی انتخابات گذشته پیروزی مجلس هشتم نیز تضمین شده باشد. یعنی اینکه راه فرار شکست وعدم پیروزی را نیز باز گذاشته است. بالاخره در نهایت اینگونه از ذره ذره خدمت گزاری اصول گرایان برای کسب این اعتماد وسرمایه اجتماعی بزرگ بدست آمده است ونه اینکه با سیاست مشمئز کننده نامحرمان که باید آن را چنین بی دفاع در برابر نامحرمان به حراج گذاشت که گزیده این یادداشت روز به نقل از روزنامه ی سرمایه 17 مهر چنین است:
" 5 ماه مانده به 24 اسفند، زمان برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، تكاپوي جريان‌هاي فعال سياسي شدت گرفته است...بدنه اجتماعي و اعتماد عمومي. جريان اصولگرايي برخلاف برخي جريان‌هاي سياسي مدعي كه از بحران هويت، كارآمدي، مشروعيت، مقبوليت و سازمان رنج مي‌برند، بسياري از اين مشكلات را پشت سر گذاشته و از جمله در زمينه بدنه اجتماعي و سازمان رأي، تقريباً بي‌رقيب است. قدر اين بدنه اجتماعي پرنشاط و پرانگيزه را بايد دانست و از همين حالا به تحرك و فعاليت آن اهتمام كرد. اين شبكه را بايد با ابزار «تبيين» و «تحليل» مجهزتر كرد و به ويژه در مقطع فعلي از اهميت تبيين و تحليل غافل نشد. اين امر، خود مستلزم تجديد سازمان و بهسازي سازمان تحليل و رسانه اصول‌گرايان است. خطاست اگر تصور شود كه چون مردم طي 5 سال گذشته به طور متوالي در 5 انتخاب، به اصولگرايان اعتماد كرده و آنها را برگزيده‌اند پس نيازي به تحليل و ارزيابي نيست. قدرت‌ها و محافلي كه از برآمدن اصولگرايي در كشور لطمه ديده‌اند، مدت‌هاست در كنار نااميدي‌هاي گسترده- بر سر بحران‌هاي پيش‌گفته- به ترديد‌افكني و يأس‌آفريني و خلاف واقع‌نمايي در ارزيابي عملكرد اصولگرايان روي آورده‌اند. عقبه اجتماعي، سرمايه بزرگ اصولگرايان است. اعتماد عمومي ذره ذره و با خدمتگزاري صادقانه و پرهيز از سياست‌بازي‌هاي مشمئز‌كننده به دست آمده است. نبايد اين سرمايه را در تاراج نامحرمان زخم خورده بي‌دفاع گذاشت"
همچنین روزنامه ی رسمی ايران که ارگان تبلیغاتی دولت است وهمتا وموازی روزنامه ی کیهان سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری می باشد در يادداشت خود با نام : «برنامه پنجم و توسعه متوازن»، به قلم سيدجواد سيدپور مدعی شده است در حالي كه تنها 2 سال به پايان برنامه چهارم توسعه زمان باقي مانده است، پاسدار احمدی نژاد رئيس‌جمهور در فرماني به دكتر داوودي دستور تشكيل شوراي عالي تدوين برنامه پنجم توسعه كشور را صادر كرده است وافزوده ...ضروري است كه طراحان برنامه 5 توسعه صرف‌ نظر از بحث‌هاي جناحي و سياسي و با تمركز به آرمان‌هاي بلند خميني(ره) و رهبر ولی فقیه تنها به پيشرفت و تعالي ايران اسلامي بي انديشند و در اين راه از تمامي پتانسيل علمي و كارشناسي كشور بهره ببرند. آن‌گاه در چنين شرايطي وقتي اجماع نخبگان ميسر شد، خود به خود «جامع‌نگري» نيز در آن لحاظ خواهد گرديد، زيرا تجمع نخبگان، ابعاد گوناگون توسعه را نيز پررنگ خواهد كرد و جامعه از توسعه‌اي متوازن و چندوجهي برخوردار خواهد شد.توسعه‌اي كه در آن «عدالت» محور اساسي خواهد بود، نه صرفاً شعار و آرماني اجتماعي. در اين صورت مي‌توان به سرزميني انديشيد كه در آن، دين و دنيا همچون ريل‌هاي يك قطار چيده خواهد شد.ايرانيان با توجه به امكانات و شرايط ملي و بومي شايسته زندگي بهتري هستند و دولتمردان به عنوان متوليان توسعه ايران بايد جامعه را به سمت رفاه بيش‌تر رهنمون شوند.با اين حال از ياد نبريم آن گفته مرحوم دكتر عظيمي را كه چند سال پيش از اين متولي تدوين مباني نظري برنامه چهارم توسعه بود كه: «اگر افتخار توسعه‌يافتگي از آن دولت‌هاست، بايد علت عقب‌ماندگي را هم آنجا جست.» البته این مدعی یاددات روز نویس توضیح نداده است که چرا تا کنون در این مدت چنین اتفاق نیفتاده است اگر چناچه این رژیم غارتگر و ضد مردمی توان وکشش ساختن ایران آباد با پیشرفت و عدالت را برای مردم ایران وایران سر بلند خواهان می باشد . همین طور پرسش است این ادعا که پاسدار احمدی نژاد خطاب به معاون خودش توصیه کرده است که می بایست از همه نخبگان استفاده شود نمی تواند واقعیت داشته باشد . زیرا که این دولت منقبض وخود محور ، حتی در زمینه ی سیاسی ویاتقسیم قدرت باندهای وابسته به جناح مدعی اصولگرائی نیز تحل نمی کند ودر مورد به بازی گرفتن اینان نیز اتفاق نیفتاده است تا چه رسد به نخبگان جناخ مغلوب رقیب و یا سایر دگر اندیشان که شاهدیم چگونه با اسانتید دانشگاه به اتهام لیبرال و سکولار بر خورد می شود واز محیط دانشگاهی اخراج می گردند. این یک شگرد تبلیغات خیمه شب بازی مرتبط با مجلس هشتم می باشد.
هوشنگ - بهداد
17 مهرماه سال 1386

دراویش کرج ووهابیون جنوب عامل استعمار ووقایع داخل کشورند

نقد وبررسی " پياده نظام دشمن" روزنامه ی جمهوری سه شنبه 17 مهرماه سال 1386
دراویش کرج ووهابیون جنوب عامل استعمار ووقایع داخل کشورند
با همه فشارهای زندگی وخبرهای ناخوشی که از ایران می رسد .کمتر ایرانی یا انسان آزاده وشریفی می تواند بشنود و بدون دغدغه ی خاطر نشود و متأثر نگردد و آنانی که سنی ازشان گذشته وخاطراتی دارند با دنیای تنهائی خودشان دقایقی را خلوت نکنند واز خودش پرسش نکند که مگر مردم ایران در زمان شاه چه می خواستند و سازمان های انقلابی و سیاسی برای چه مبارزه وجانبازی می کردند وچه آرمان واهدافی داشتند وبرای چه از آن دفاع می کردند وهنوز هم برخی می کند و چرا در راهش جان خود را نیز فدا کردند؟ ولی اکنون که نزدیک 29 سال از فروپاشی و سقوط سیستم شاه گذشته واین یکی شیخ آمده وجای آن را گرفته است . مگر جز اینکه جنایت وخیانت وغارتگری وجنگ افرزی و... این یکی بس بسیار گسترده تر از آن یکی انجام داده ومرتکب شده است. آیا کار مثبت دیگری هم برای مردم کرده است؟ نگاه کنید به صنه های خبری پخش شده ی تظاهرات همین دیروز در دانشگاه تهران که چگونه با دانشجوان بر خورد شده است وبه اینان چگونه اتهامات ناراوئی زده شده است ؟ مگر این دانشگاه تهران همان دانشگاه تهران زمان شاه و 16 آدر چند ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد سال 32 نمی باشد که آخوند کاشانی هم جزو حامیان کودتاچی انگلیسی ودربار بود.؟ اکنون چرا باید با دانشجویان همچون زمان شاه و دوران کودتای ننگین انگلیسی سال 32 وحتی بد تر برآن خورد شود؟ مگر دانشجو چه می گوید و یا چه می خواهد؟ مگر فقط منحرفین شدگان باید جزو اقشار روشنفکر وتحصیل کردگان جامعه باشند؟ از اینگونه گول خورد گان وخود فروختگان در میان حاکمان وبه خصوص آخوندهای درباری و حکومت گران فعلی یافت نمی شوند؟ آخر این توهین به تاریخ ومردم ایران نیست که آنقدر در این مملکت قطح الرجال شده است که می بایست همچون گذشته بطور موروثی یک آخوند متحجر و خرافه پرست جای شاه را بگیرد و فرمانروائی کند و یا مهره هائی که در خدمت خود دارد هر اری که دلش می خواهد با مردم ایران انجام دهد . آخر این پاسدار احمدی نژاد کیست؟ مگر وی نقشی بیش از یک عنتر بامزه وهنرمند وخوب تعلیم دیده که می تواند اجرای نقش کند ودر خدمت لوطی خود ولی فقیه باشد که در جماران نشسته است ویک خا ل به فرمان ایشان می باشد هنر دیگری هم دارد تا که به نفع مردم بروز دهد . البته به جز دروغ گفتن هایش و عوامفریب هائی که کرده است که به جای بردن نان برتوی سفر های خالی محرومان، تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاهای لجام گسیخته را تحویل آنان داده است. البته که این خصلت ها را نیز یا از خمینی ویا از جانشینش ولی فقیه و یا مرشدش آخوند انگلیسی و دزد ومتحجر صباح یزدی آموخته است.
بماند داشتم می گفتم با همه مشکلات زندگی و مصائب حاشیه ای که وجود دارد که هر هر گز اجازه ی جاری شدن خنده بر لبان رابه سادگی نمی دهد. ولی گاهی برخی از نوشته ها وادعاهای وارونه و فرافکنانه ای که می شود و آدم می بیند. اگهان وغیر ارادی زورگی به عنوان مزاح یک پوزخند نیشدار میان دولب مجسم می شود. یعنی اینکه پش از تجربه نزدیک 29 ساله از دروغ ودغل ونیرنگ وحقه و شارلاتان بازی و عوامفریبی و سوء استفاده که از دین آخوند های حاکم وشرکایش کرده اند و قول های صد من یک غاز و سرخرمنی که به خورد مردم ایران داده شده است. اکنون آنگونه سر مقاله نویس روضه ی خود را شروع کرده واز همان ب بسم الله گریز به صحرای کربلا زده است که انگار نه انگار خانه از پای بست ویرانست واقعیت دارد وشامل کل سیستم نمی شود که در رأس آن یک ولی فقیه آلوده به فساد و همکاره ؛ ولی در مقام پاسخگوئی هیچکاره نشسته است که اکنون سرمقاله نویس ایشان و سایر مهره های اصلی رژیم تروریستی آخوندی را دور زده وفاکتور گرفته و بدون آنکه به ریشه ی اساسی درد و بیماری مزمن شناخته شده اشاره ای کند ونوع درمان را معرفی نماید وبگوید که ریشه ی پوسیده وگندیده ی این درخت کجاست ولی ریشه را رها کرده و به سراغ شاخه های بی خاصیت رفته و یقه ی دارویش کرج را و وهابیون جنوب کشور را گرفته است و چنین فی البداهه اینان را عامل خیلی از انحرافات ووقایع داخل کشور دانسته و به حساب خودش سر نخ شناخت ودر مان همه ی مشکلات را معرفی و چنین برایش نسخه تجویز کرده است:
"غفلت از فعاليت جريان هاي انحرافي راه را براي گسترش دامنه تبليغات اين جريان ها باز مي كند و گردانندگان محافل مشكوك با استفاده از فرصت به دست آمده از ميان جوانان سربازگيري مي كنند. "
سرمقاله نویس معجزه گر در دنباله ی رد یابی خود موفق شده که سر نخ توطئه وعوامل استعمار را نه در درون بیت رهبری و زیر مجموعه هایش در داخل کشور، بلکه در برون مرز یافته است . حتی تأکید دارد که عامل تحریک وتشویق ومحرک ترورهائی که در استان خوزستان وسیستان بلوجستان شده است . همه زیر سر همین منحرفین دارویش کرجی ووهابیون جنوب کشور است که وصل به استعمارگران برون مرز می باشند البته در مورد طرح ونقشه ی استعمار گران و برخی از جریان یا نگرش های انحرافی درون کشوراینگونه توضیح داده است:
"اما واقعيت اينست كه همواره اين جريان هاي فكري انحرافي هستند كه تروريست ها را پرورش ميدهند و به جان جامعه و مردم مياندازند. مفاسدي كه از اين جريان هاي انحرافي در دوران معاصر بروز كرده بيش از آنكه اجتماعي و اقتصادي و اخلاقي باشد سياسي بود. وابستگي اين جريان ها به خارج و استفاده دشمنان از آنها به عنوان يك اهرم براي پيشبرد اهداف خود در مقاطع مختلف بويژه در فرصت ها و شرايط خاص بر كسي پوشيده نيست . تاريخ معاصر سرشار است از خيانت سران اين جريان ها و همدستي آنها با استعمارگران كما اينكه پرورش عناصر وابسته و به تعبير روشن تر سربازگيري از داخل جامعه بويژه نسل جوان براي وارد عمل شدن در مواقع لازم به عنوان پياده نظام دشمن از جمله واقعيت هاي ثبت شده در تاريخ معاصر است."
در
خاتمه اینکه برای سرمقاله نویس نمی صرفد که توضیح دهد زمینه ی رشد این جریانات انحرافی در جامعه چیست وچگونه اینان ظهور می کنند وسپس شروع به رشد می کنند؟ به خصوص اینکه اکنون که قریب 3 دهه است که در ایران آخوندها بر حکومت می باشند وتقریباً حکومت شان انحصاری می باشد . یعنی اینکه خودی ها بر سر قدرت می باشند . از طرف دیگر یک ولی فقیه هم وجود دارد که نقش خدای زمینی را ایفا می کند ودارای خدمه های فراوان است و.دستگاه های گوناگون نظامی و انتظامی واطلاعاتی و حراست و.... دارد که هریک کار دیگری را چک می کند ودر مجموع مکمل هم دیگر ند و بطور دربست در خدمت واختیار این ولی فقیه می باشند. بنابراین هیچ راه نفوذی برای عوامل استعمار درون این حکومت وبیت رهبری جز شخص ایشان باقی نمی ماند . به خصوص اینکه برای خفه کردن صدای معترضین در طول همین 3 دهه اهرم و چماق مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا هم علم شده ووجود داشته است که چند تا اتهامات ساخته وپرداخته مرتبط با این شیطان بزرگ در اختیار ودسترس دستگاه قضائی گذاشته شده است که اگر چنانچه هر کس چای خودش را از همان حد گلیم تعیین شده فراتر گذاشت با یکی از این اهرم های در اختیار قوه ی قضائیه اگر قطع نشود حداقل فرد خاطی با این اتهامات عامل بیگانه ، خرابخکار، ضد انقلاب، مخل امنیت وبر هم زننده ی نظم اجتماعی ، ستون پنجم دشمن ووابسته به سرویس های جاسوسی ... بازداشت ویا پرونده ی بسیار قطوری برایش ساخته می شود که اگر شانس آورد واعدام نشود . می بایست در شوی اعتراف کردن تلویزیونی شرکت کند ویک ریز شکر سرخ خوری کمند که بله توبه کرده وابراز ندامت می کند وپوزش می خواهد از اینکه خودش نمی دانسته جاسوس چند جانبه بوده است . زیرا که اکنون از طریق سربازجویانی همچون پاسدار حسین شریعتمداری ونماینده ی ویژه ی ولی فقیه در روزنامه ی وزین ومکتبی و سناریو و پرونده ساز کیهان اطلاعاتی – امنیتی – پادگنی بارهنمود ها ارشادگری مستمر ایشان در زندان اوین متوجه شده است که چکاره بوده است . برای اینکه شیوه ی چماق وهویج بازجوئی که با مسرت کامل از سوی این سر بازجوی حرفه ای انجام می گیرد . براین همین است که متهم اکنون دانسته است که باورهای بسیار خطرناک لیبرالی و از آن خطرناک تر سکولار بوده است که جزو همان اتهامات کلیشه ای وبه ثبت رسیده است که بخشی از آن محصول ابداعات واختراعات وباز تولید شده ی باند باز سازی شده ی سعید امامی در بیت رهبری می باشد که اتاقاً اکنون دولت عدالت محور پاسدار احمدی نژاد را در اختیار کامل خوددارند و نقش اساسی سرکوب دانشجویان و اساتید در دانشگاه ها و فضای پادگانی ساختن محیط دانشگاه ها جز وظایف هم اینان می باشد و صد البته که طراح سرکوب دانشجویان روز گذشته در دانشگاه تهران نیز اینان می باشند. ولی چون اینان جزو خدمه ی اصلی بیت رهبری می باشند و کسی جرأت ندارد در مورد اینان سخنی به گوید. بنابراین صلاح دانسته شده است که دراویش کرج ووهابیون جنوب کشور جزو عاملین اصلی انحرافی داخلی ومرتبط با استعمارگران بیرونی معرفی شوند وهمه کاسه وکوزه ها و ترور ها ونارسائی ها وقتل و غارت ها ودار زدن ها و.... حتی پیگیری کردن سلاح اتمی شکسته شود واینان معرفی شوند .اگر نه هدف سلاح هسته ای مسئولان صلح آمیز می باشد ونه نظامی . برای همین بطور بیش از دو دهه نهانی دنبال شده و بازهم می شود . برای اینکه کسی متوجه نشود هدف صلح آمیز است، بعداً برد نفوذ کند و بخش صلح کاری اش را دستکاری کند و آن را از حالت صلح آمیزبودن خارج و راستی راستی نظامی وبمب اتمی اش کند. بنابراین برای خنثی کردن این دسیسه وطرح توطئه ی مرموز و بسیار خطرناک بهترین روش و پیشنهاد اتخاذ شده همین معرفی کردن جریانات منحرف وهابیون جنوب کشور و دارویش مقیم کرج می باشد که سر مقاله نویس هم زحمت قلمزنی وباز پروری و معرفی کردن شان را نیز پذیرفته است.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 17 مهرماه سال 1386

به خاطر فشار آمریکا، ونزوئلا ایرباس اجاره ای را تحویل رژیم آخوندی نداده است

به خاطر فشار آمریکا، ونزوئلا ایرباس اجاره ای را تحویل رژیم آخوندی نداده است
خبری در ستون جهت اطلاع روزنامه ی جمهوری اسلامی بازتاب داده شده است که قابل بحث می باشد. اما قبل از اینکه خبر بازتاب داده شود لازم است که مختصری به ریشه ودلیل پیدایش این خبر ذکر شده که در دنباله خواهد آمد اشاره ای شود. یعنی می بایست گفت از زمانی که خمینی شیاد برای خزیدن به قدرت وقبضه کردن کامل آن طرح اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان سال 58 را ریخت و عوامفریبانه آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول خواند . در صورتیکه هدف به سقوط کشاندن دولت موقت مهندس بازرگان و حذف نیروهای رادیکال و انقلابی از صحنه بود. البته پیآمد این اشغال گری بستن فضا و ایجاد خفقان در جامعه ومانع شدن فعالیت های سیاسی بود . تهاجم به دانشگاه های سراسر کشور در سال 59 و 3 سال تعطیل کردن آنها که با طرح خائنانه و ضد انقلابی انقلاب فرهنگی اجرا شد یکی از دستآوردهای اشغال سفارت آمریکا در تهران با ادا و اطوارهای مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا بود. جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران وعراق نیز چاشنی این اهداف شد و تبدیل به همان آرزوی آسمانی شد که خمینی آن را نعمت الهی نامید. برای همین بود با وجود اینکه در سال دوم جنگ و پس از باز پس گیری خرمشهر طرف مقابل پیشنهاد صلح با پرداخت یک صد میلیار دلار خسارات وغرامت جنگی را داد ولی خمینی و رفسنجانی و سپاه پاسداران پیشنهاد این را نه پذیرفتند وجنگ را 7 سال اضافی دامه دادند. بنابراین این ادامه دهندگان جنگ مسئول تلفات وخسارات و کشته شدگان ومجروحان وآورگان وبی خانمان ها شدن دو طرف ایران وعراق می باشند و روزی اینان می بایست به جرم جنایت علیه ی بشریت ومسئول این خون های ریخته شده در مجامع حقوقی و قضائی بین المللی محاکمه وپاسخگو اعمال جنایت آمیز و ضد بشری خودشان باشند . از سوی دگر از آن تاریخ اشغال سفارت آمریکا در تهران ، تبدیل به چماق مبارزه با آمریکا وشیطان بزرگ شد. چونکه هر صدای معترض و آزاده ای به اتهام ستون پنجم دشمن آمریکا و عامل جاسوس بیگانه خفه شده است . به خصوص پس از اینکه پاسدار غلامک سپاه پاسدران وگماشتته ی ولی فقیه احمدی نژاد رئیس جمهور شده است که از همان بدو رئیس جمهور شدنش با برپا کردن کنفرانس 3 روز حمایت وپشتیبانی از فلسطین آرزوی جهان بدون آمریکا کرد وخواهان نابودی اسرائیل شد و پیرامون این آرزوها وتهدیدات و دادن خبرهای خوش غنی سازی و خبرهای خوش برگزاری برپائی جشن هسته ای پیوسته مانور داده شده است و با افزایش دخالت گری در عراق و راه اندازی چنگ 33 روزه از طریق حزب الله لبنان با اسرائیل و همینطور حمایت وتقویت کردن طالبان در افغانستان برا ی کشتن نظامیان آمریکائی مشابهی همان اعمالی را مرتکب شده است که در عراق با نظامیان آمریکائی ها انجام داده می شود که هدف بر طب مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا کوبیدن بوده است .
ناگفته نماند دامنه ی گسترده ی این تبلیغات مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا موجب شدکه پاسدار احمدی نژاد در راستای جهانی کردن احمدی نژاد هم پیمانانی در آمریکای لاتین از جمله چاوز در ونزوئلا برای خودش دست وپا کند . سپس این پاسدار چند بار به کوبا وونزوئلا سفر کرد وبه دیدار فیدل کاسترو وچاوز رفت و اخیراً قبلاً از سفر به آمریکا وحضور در دانشگاه کلمبیا و مجمع عمومی ستازمان ملل دوتا ز فرزند ان دختر و پسر ارنست چه گوارا به ایران دععوت شدند و ضمن حضور بر سر قبر خمینی شیاد اعلام همبستگی با مبارزه ی ضد امپریالیستی و آمریکائی پاسدار احمدی نژاد کردند. البته که هرگز جای هیچگونه شک وشبهه ای در ذهن باقی نمی گذارد که هدف این سفر همچون سایر رهبران به حساب چپ و سو سیالیست آمریکای لاتین به تهران ودیدار با ولی فقیه وبا دسته گل بر سر قبر خمینی رفتن وذاشتن ، نیاز مالی ودریافت حق سفر وحق الزحمه ویژه بوده است ونه چیز دیگر و صد در صد قابل پیش بینی است که این بازی دیپلماتیک تابع توازن قدرت می باشد . زیرا تا نام سپاه پاسداران در لیست تروریست از سوی کنگره ی آمریکا گذاشته شده است. اکنون روزنامه جمهوری اسلامی چنین گزارش کرده است:
"مسئولان ايراني هنوز درباره خبر لغو قرارداد اجاره يك فروند هواپيماي ايرباس ونزوئلائي به ايران اظهارنظري نكرده اند. اين هواپيما قرار بود در اجاره شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران باشد و در مسير خط پروازي كاراكاس دمشق تهران مسافران را جابجا نمايد. با اينكه روابط هوگو چاوز با مسئولان ايراني بسيار خوبست . مسئولان شركت هواپيمائي ونزوئلا گفته اند دولت كاراكاس قرارداد اجاره ايرباس خود به ايران را تحت فشارهاي آمريكا لغو كرده است . "
یعنی اینکه به وضوح ثابت می کند که سرمایه گذاری های سیاست خائنانه ی چوب حراج زدن وباج دادن ها چه آسان بر باد فنا رفته است. البته که به مرور که رژیم تروریستی آخوندی بیش از این ها تضعیف می شود ومورد فشار بیرونی قرار گیرد و کانال های بهره برداری از حساب ها و سپرده های ارزی اش کاهش یابد یا مسدود گردد یا اینکه قطعمی گردد که علائم آن نمایان شده است خیلی سریع سوریه و حماس و حزب الله لبنان ... از این رژیم جنایتکار تروریستی رویگردان خواهند شد وبه سراغ جانشینی خواهند رفت که کمبود این کمک های مالی را جبران کند.
هوشنگ – بهداد
مهر ماه 17سال 1386

"فلسفه بافی وزمین ،آسمان دوزی ،عوامفریبی ووارونه گوئی، برای کتمان کردن حقایق"

نقد وبررسی : شكنجه وجه مشترك دمكراتها و جمهوريخواهانروزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 16 مهرماه سال1386
"فلسفه بافی وزمین ،آسمان دوزی ،عوامفریبی ووارونه گوئی، برای کتمان کردن حقایق"
مگر می شود پیوسته با شیوه ی فرصت طلبی و سیاست شترگاو پلنگی وتوبره وآخور خوری و تصویر مار کشی و مار نشان دادن و یک بام دو یا چند هوا بر خوردن کردن وخودزنی و فرار به جلو وفرافکنی وسئوال در برابر سئوال گذاشتن موج سواری کرد وبدون تقبل مسئولیت و پرداخت بهای عملکرد همچنان مشغول مفتخو ری وجولان ومانور دادن بود و تصور باطل داشت که سر پل خر گیری وجود ندارد و در کار نیست وکسی گیر نمی دهد و خلاصه سئوال وپرسش جدی در کار نیست و سمبه بقول معروف آنقدر سفت ومحمکم نیست که دارای واکنش باشد و به تواند یقه خطاکار را روزی چسبید و بیلان عملکرد طلب ازش کاری کند. بلی چون حساب وکتابی درکار نیست. پس سر مقاله نویس روزنامه ی ولی فقیه هر روز می تواند در نوشتار خود این متد بو قللمون صفتی را دنبال وتئوریزه کند. ولی می بایست گفت که اگر مبتکران ومجریان اینگونه سیاست ها تصور می کنند که همیشه تضمین هست که مدام می شود از اینگونه شیوه ها بدون پرداخت هزینه بهره جست و به سلامت جست وهمچنان با فاسفه ی سنگ مفت وگنجشک مفت به اینگونه سیاست ادامه داد؛ باید گفت که سخت در اشتباه می باشند که باورشان شده رسیدگی وارزیابی در کار نمی باشد. برای اینکه عواقب حساب دهی اینگونه سیاست های بی در وپیکر وچارچوب و فرصت طلبانه وباج گیرانه وحتی باج دادن ها ،بس سنگین است . چون برای بازیگران چنین سیاست هائی، افشا شدگی و بی اعتباری و ریشخند شدگی جهانی را به دنبال خواهد داشت. زیراکه شاهد بودیم که چگونه حضور غلامک سپاه پاسداران و گماشته ی ولی فقیه در دانشگاه کلمبیا که همچون موش در تله گیر افتاده بود و هر چه تقلا و تلاش می کرد که با قرار دادن سئوال در برابر سئوال راه فراری برای خود یابد و بتواند از مهلکه تله فرار کند نه اینکه موق نشد و نتوانست، بلکه در اثر دست وپا زدن وجستن های ایشان ، تله بیشتر بر گردنش فشار آورد . بازهم دیدیم که هزینه ی مکمل آن قرار دادن سپاه پاسداران در توی لیست تروریست از سوی کنگره ی آمریکا بود. بنابراین چرا سرمقاله نویس سیاست مشابه را دنبال می کند. برای اینکه اینگونه سیاست شترگاو پلنگی که چاشنی آن پنهانکاری واقعیات وکتمان کردن حقایق و عوامفریبی بی اثر شده و تکرارآن بس بیشتر مشکل آفرین خواهد شد. همچنین از سوی دیگر به نظر می رسد نخ نما و لورفتگی این شیوه برای مخاطبان خارجی نیز کاملاً رو و ر وشن شده است. از طرف خود قلم بردستان وتئوری پردازان در این مورد نیز متوجه شده و اشراف یافتند که بیش از این میدان مانور دادن وبهر برداری کردن از تضادهای حزبی وتشکیلاتی و انتخاباتی و... در اروپا وآمریکا امکان پذیر نیست و شرایط آنگونه شده است که دیگر اجازه نمی دهد تا که بتوان همچون گذشته در بستر اهداف مشخض حرکت واجرای نقش کرد. برای همین است که سر مقاله نویس اکنون تلاش نکرده است که با اختلاف میان حزب دمکرات وجمهوریخواه به نفع یکی و ضرر دیگری به نفع رژیم ترریستی آخوندی نمایش دهد و دچار همان اشتباهات محاسباتی شود که همتای قلم بر دست خود در روزنامه ی یادداشت روز گذشته ی کیهان شد. زیرا که یادداشت روز نویس تلاش مذبوحانه کرده بود که در جمع بندی عدم اثبات حمله ی نظامی روی اختلاف جدی دو حزب در آمریکا در این مورد مانور دهد . ولی سر مقاله نویس اکنون هر دو حزب در آمریکا را بر زیر تیغ کشانده است وگفته است که هر دو مدافع شکنجه کردن در زندان های آمریکا می باشند. جالب است که سر مقاله نویس از موضع برج عاج نشینی با این مقوله برخورد کرده است وآنگونه موشکافانه ومسئولانه با این موضوع برخورد کرده است که انگاری ایشان یک محقق و متخصص ومسئول کارشاس و فغال مدافع بیطرف حقوق بشر می باشد ودر ایران هم اصلاً بهشت برین است وهیچ اثر وخبری از شکنجه جسمانی نبوده ونمی باشد وکسی هم تا کنون در این رژ یم بازداشت وزندان وشکنجه وسنگسار و ....تیرباران نشده است . بهرحال سرمقاله نویس در دنباله به گزارش شیوه ی رفتار در زندان ابوغریب در عراق و زندان گوانتامالو در جزیره ی کوبا اشاره کرده است و نتیجه گرفته است که اینگونه همه ی شکنجه شدگان به اتهام اعمال تروریستی معرفی و شکنجه شده اند :
"تمامي افرادي كه تحت شكنجه قرار مي گيرند بدون استثنا « مظنون به اعمال تروريستي » معرفي مي شوند . اين در واقع تلاش آشكار براي سواستفاده از جو تبليغاتي عليه تروريسم براي توجيه شكنجه هاي منجر به مرگ در آمريكا و خارج از اين كشور است"

البته کیست که نداند در ایران چه در زمان شاه و چه در این دوره ی رژیم ضد بشری چه نوع برچسب واتهامات واهی به مخالفان ودگراندیشان وآزادیخواهان وفعالین حقوق بشر وآزادی بیان وعقییده و مبارزان عدالت اجتماعی زده شد وهنوز هم اینگونه اتهامات سنگین وغیر واقعی ادامه دارد و روزانه حتی به اهل قلم وروزنامه نگار و دانشجو واساتید دانشگاه ها رحم نمی شود وعوامل جاسوس وستون پنجم ووابسته به بیگانه وبرانداز و... خوانده می شوند . بدتر اینکه جوانان معترض اراذل و اوباش قلمداد می شوند و پس از مورد ضرب وشتم واقع شدن سرهای خیلی از اینان در شهرهای مختلف در ایران بر بالای دار برده می شود. عجیب است قبل از اینکه سرمقاله نویس ابتدا می بایست خودش پاسخگو باشد تا که به گوید داستان قتل های زنجیره ای چه بود وچه گفت وموضوع افشاگری قطره چکانی چه بود؟ چرا آنکه بطور قطره چکانی افشاری کرد به جای عالی جنابان سیاه وسرخ وخاکستری وآمران وعاملان و قاتلان افشا ورسوا شده دستگیر شد و مهمتر اینکه چرا همین طراحان وقاتلان قتل های زنجیره ای اکنون قدرت را قبضه ی کامل کرده اند؟ همینطور کدام مسئولی در رژیم تروریستی آخوندی یافت می شود تا که اعتراف کند چرا دررژیم جانی و ضد انسانی شکنجه می شود ویا مهمتر اینکه برای چه هنوز تعریف جرم سیاسی نشده است وزندانی به عنوان زندانی سیاسی در این نظام به رسمیت شناخته نمی شود؟ آخر این رژیم عوامفرب و شیاد وحقه باز می تواند چنین با شامورتی بازی از احزاب دولت آمریکا و رقیب خود در عراق پرسشگری کند وطلب صداقتی کند که از اساس خودش فاقد آنست و با آن بیگانه ودشمن می باشد:
"اما آيا دمكراتها در اين زمينه صداقت دارند و واقعا نميدانند كه در سياهچالهاي قرون وسطائي و شكنجه گاههاي آمريكا چه مي گذرد دمكراتها شركاي جرم دولت بوش در اين مقوله محسوب مي شوند و اكنون كه اين مسائل به اطلاع افكار عمومي رسيده فرياد اعتراض آنها هم بلند شده است . به عبارت بهتر كاملا بعيد به نظر مي رسد كه اگر انتخاباتي در پيش نبود احساسات انسان دوستانه و حساسيت هاي حقوق بشري دمكراتها گل مي كرد! در واقع دمكراتها مايلند از اين مانورهاي سياسي ـ تبليغاتي براي « تبرئه » و بي اطلاع نشان دادن خود سواستفاده كنند و چنين وانمود سازند كه واقعا از فجايع درون شكنجه گاههاي آمريكا بي اطلاع بوده اند و با آن مخالفند. حال آنكه افشاي فجايع زندانهاي گوانتانامو ابوغريب و بازداشتگاههاي آمريكا در اروپا ديگر بهانه اي براي دمكراتها باقي نگذاشته و درست پس از آن افشاگريها بود كه بوش و دستيارانش بجاي توقف شكنجه در زندانها و بازداشتگاهها سعي كردند همان شكنجه ها را « قانوني » و « موجه » جلوه دهند بدون آنكه ماهيت كيفيت و كميت شكنجه ها تغيير كند! اين بدان معني است كه در هيئت حاكمه آمريكا دمكرات و جمهوريخواه هر دو به يك اندازه در اين فجايع مقصرند و شريك جرم يكديگر محسوب مي شوند"
در خاتمه اینکه پس از سپری شد بیش از 28 سال حکومت ننگین وضد انسانی و قرون وسطائی آخوندی دیگر نکته ابهامی در اذهان عمومی باقی نمانده است که ندانند ماهیت وعملکرد این رژیم چگونه بوده است و سران رژیم تروریستی آخوندی به چه شیوه های گوناگون عوامفریبی کرده اند وناصادقی خودشان را در اختلافات عمیق طبقاتی در جامعه به اثبات رسانده اند. در صورتیکه خمینی از یک سو حکومت را به مستضعفان دادواز طرف دیگر اقتصاد را به خر حواله کرد بود که اکنون مگر شکی وجود دارد تا که کسی ندانسته باشد تعبیر و تفیر عملی این دو پیام قصار خمینی سرنوشتش چه شده است ودرک نکرده باشد که معنی صداقت یعنی چه و اکنون مشکل در فهم نقالی و روضه خونی کردن منبری سرمقاله نویس داشته باشد. برای درک بیشتر توصیه می شود که یکبار دیگر لطفاً مقدمه ی این نوشتاررا با دقت به خوانید تا که بهتر بدانید داستان چیست؟ وچرا سرمقاله نویس از موضع فرر به جلو وفرافکنانه این عنوان را شكنجه وجه مشترك دمكراتها و جمهوريخواهان برای سرمقاله ی خود برگزیده است؟
هوشنگ – بهداد
دو شنبه 16 مهرماه سال1386

"از موضع ضعف وترس وارونه گوئی وتحریف گری کردن"

نقد وبررسی " لاف گزاف (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 15 مهرماه سال 1386
"از موضع ضعف وترس وارونه گوئی وتحریف گری کردن"
پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه توضیح دهد که چگونه شده که فراموش کرده است که خمینی گفته بود جنگ نعمت الهی می باشد ویا اینگه به گوید که برای چه از طریق طرح سیاست کودتای خزنده دوم خردادی ها قیچی و رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد روی کار آمد و پاسداران به مراکز قدرت تصمیم گیری اجرائی نزدیک شدند ویا اینکه چرا تأسیسات هسته ای را همین ارگان پاه پایداران در اختیار خود دارد ودنبال می کند و اینکه برای چه در دو سال گشته این همه مانور و رزمایش و هایش نظامی آبی و خشکی و هوائی نظامی و پاسداری و بسیجی و انتظامی برگزار وموشک های دور برد آزمایش شد و پاسدار احمدی چرا در دو سال گذشته به جای اینکه پاسخگوی مطالبات یا قول های داده شده به آنان باشد ایشا ن در حال تردد وسفر ماراتونی خارج واستانی در داخل ایران بوده است و دائم وعده ی غنی سازی اورانیوم وخبر از برگزاری جشن هسته ای داده است وبر عدم عقب نشینی این پروژه تأکید کرده است و این رژیم ضد بشری راه اندازی جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با سرائیل جزو افتخارات دانسته شده ا ست که هدف و نیت نابودی اسرائیل این جنگ 33 روزه تدارک دیده شد و روز گذشته نیز در نماز جمعه ی تهران وتظاهرات برگزاری روزجهانی قدس فرید مرگ بر اسرائیل و آمریکا طنین انداز شد و پیوسته به نظامی کشی در عراق و افغانستان افتخار شده وتأکید بر اخراج نظامیان از عراق شده است. ولی اکنون چگونه است که اگر چنانچه ی مجموعه ی این تبلیغات وعملیات جنگ روانی و زمینه سازی جنگ نمی باشد پس چسیست؟ چرا اکنون یادداشت روز نویس مجبور شده است تا که بطور وارونه گوئی واکنش های رقیب آمریکا نسبت به عملکرد وتهدید های رژیم تروریستی آخوندی چنین تناقض آیز نقل قول کند:
" اين اظهارات ضد و نقيض كه طي چند روز اخير از سوي منابع غربي و آمريكايي راجع به حمله احتمالي آمريكا عليه ايران منتشر شده ، گوشه اي از سناريوي جنگ رواني و تبليغاتي عليه ايران و حكومت اسلامي است. مضافاً اينكه دولت آمريكا تلاش مي كند در راستاي جنگ سردي كه عليه ايران تدارك ديده است، اقداماتي چون تخصيص بودجه جديد براي گروه هاي اپوزيسيون و مداخله در امور داخلي ايران و فراهم كردن زمينه صدور سومين قطعنامه تحريم عليه ايران را چاشني اين عمليات نمايد.سؤالي كه در اين ميان مطرح مي شود آن است كه با وجود آن كه آمريكا گرفتار مشكلات ريز و كلان در امور داخلي خود بوده و همچنين درگير حضور متجاوزانه خود در افغانستان و باتلاق عراق است، چرا جبهه جديدي به نام «ايران» را فراروي خود مي گشايد؟ علت تدارك اين جنگ رواني چندجانبه چيست؟ و چه دلايلي دال بر عدم بروز جنگ مي تواند وجود داشته باشد؟ اين نوشته سعي دارد به اين سؤالات پاسخ گويد."
در دنباله پاسدار یاد شت روز نویس آنکه بازهم بگوید که اگر چنانچه تهدید های آمریکا توخالی وبلف وجنگ روانی می باشد چه دلیل دارد که جدی گرفته شود وبه آن پاسخ داده شود و برای چه ضرورت دیده است که دلایلی از عدم جنگ ئتوریزه کند. البته بدون توضیح این واقعیت که مگر که قرار است آمریکا از مرز زمینی حمله کند که چنین تئوری پرادازی پیرامون عدم امکان حمله ی نظامی شده است:
"- با توجه به موقعيت ژئوپلتيك و اقتدار جمهوري اسلامي، آمريكا به شدت از حمله ايران به مواضع و منافع خود در منطقه و جهان هراسناك است. مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا در ديدار اخير خود با مسئولان و كارگزاران نظام مي فرمايند: «اين تهديدات بيش از هر چيز باعث آمادگي بيشتر ملت و نظام مي شود. البته كساني كه تهديد مي كنند، بدانند و بفهمند كه حمله به ايران به صورت «ضربه زدن و گريختن» ممكن نيست و هركس تعرض كند عواقب آن به شدت دامنش را خواهد گرفت». اين تاكيدات به همراه هشدارهاي مقامات ارشد نظامي ايران، تصميم مقامات پنتاگون و هيئت حاكمه آمريكا را نسبت به حمله نظامي عليه ايران به شدت متزلزل ساخته استآمريكا چندصدهزار نيروي نظامي خود را درگير ماجراجويي هاي خود در عراق و افغانستان كرده و علاوه بر تضعيف و تحليل قواي نظامي خود، بخشي از ارتش آمريكا را در معرض حمله نظامي ايران در شرق و غرب كشور قرار داده است. اين وضعيت ضريب ريسك تهاجم نظامي- آنهم به صورت گسترده- عليه ايران را شديداً كاهش داده است.3-مردم آمريكا كشش شروع جنگ مجددي را كه يك طرف مخاصمه آمريكا باشد، ندارند. نظرسنجي هاي متعدد، فعاليت فعالان ضدجنگ و تظاهرات مردم اين كشور عليه جنگ طلبي دولت بوش، همگي نشانگر آن است كه شرايط براي درگيري در جبهه جديد آماده نيست."
جائیکه حتی هلاری کلینتون تأکید کرده است که اگر رئیس جمهور شوم و رژیم تروریستی آخوندی به دنبال اهداف هسته ای باشد حتی با تهاجم نظامی هر گز اجازه نخواهم داد که به سلاح اتمی دست یابد. ولی معلوم نیست که چرا پاسدار یادداشت روز نویس تلاش مذبوحانه کرده است تا اینگونه از اختلاف میان دو حزب آمریکا دم بزند و مانور وارونه بهدهد :
"-طبق مصوبه اخير كنگره آمريكا، كاخ سفيد براي تهاجم به ايران بايستي مجوز كنگره را اخذ نمايد. با توجه به اكثريت دموكرات در كنگره و مخالفت اين گروه با جنگ طلبي هاي بوش، شروع يك جنگ جديد از سوي آمريكا مورد ترديد جدي است.5-گزارش فني و نسبتاً منصفانه اخير البرادعي در مورد پرونده هسته اي ايران مبني بر آنكه از فناوري صلح آميز هسته اي عدولي صورت نپذيرفته و اين پرونده از نظر حقوقي مشكل خاصي ندارد، جوامع بين المللي و افكارعمومي جهان را قدري راجع به حل مسالمت آميز پرونده اتمي ايران متقاعد كرده است. بنابراين آمريكا براي حمله احتمالي خود بايستي بهانه ديگري دست و پا كند. مضافاً اينكه اين كشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري آتي خود نياز به فضايي آرام دارد و بهانه جويي هاي جديد جايي در معادلات سياسي آمريكا پيدا نخواهد كرد."
درخاتمه اینکه عجیب است که پس از گنجانیدن نام سپاه پاسداران در لیست تروریست ها، دیگر اثر یا خبری از تهدید کردن ها همچون سابق دیده نمی شود. برای همین پاسدار یادداشت روز نویس پس از قدر نمائی کاذب کردن وادعای قدرت منطقه نمودن ومضحک تر اینکه مردم ایران را حامی اصول گرائی معرفی کردن یعنی مدافع ارتجاع خرافه پرست و دزد وعوامفریب حاکم جا زدن ولی پس از اینگونه روضه خوانی ها مجبور شده است که به صحرای کربلا بزند واز تبلیغات جنگ روانی بگوید ونقل قول از جان بولتون نماینده ی سابق آمریکا در سازمان ملل کند که گفته است تر جیح می دهد به جای تهاجم نظامی تلاش برای رزیم ترویستی آخوندی انجام کیرد. بنابراین همین موضع گیری موجب شده است که یادداشت روز نویس نیز بطور شفاف وحشت و ترس خودش را به نمایش بگذرد.
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 15 مهرماه سال 1386

"چه کسی کمدی ومضحک وبذله گو تر، ولی هم گرگ توبه کرده می باشد؟!:

نقد وبررسی : توبه گرگ مرگ است" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 15 مهرماه سال 1386
"چه کسی کمدی ومضحک وبذله گو تر، ولی هم گرگ توبه کرده می باشد؟!:
قرار نیست که رئیس جمهور آمریکا اعلام کند که رژیم تروریستی آخوندی تهدیدی برای کشورهای همسایه منطقه محسوب می باشند. زیراً خمینی پس از انقلاب وبنیانگذاری این نظام یکی از حامیانش در حوزه ی علمیه ی قم به صادق روحانی گفته بود که انقلاب تور ماهیگیری است و شی نسینان و کشورهای همسایه هم ماهی می باشند که همه می باید درون این تور قرار گیرد. همچنین خمینی یک ریز از صدور انقلاب اسلامی یا صدور تروریسم وبنیادگرائی می گفت و جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران وعراق را برپا کرد وگفت که صدام باید برود . اسرائیل باید نابود شود واسرائیلیان بر توی آب دریا ریخته شوند . اکنون نیز پیروانش در نماز جمعه ی دیروز تهران همین را تکرار کردند . همین سرمقاله نویس نیز در چند روزگذشه با آویزان شدن به گفته های خمینی بر همین نابودی صحه گذاشت. از سوی دیگر پس از اعدام کردن صدام حسین رئیس جمهور سابق عراق در روز عید قربان که به آن وضع فجیع انجام شد. این روزنامه و روزنامه ی ولی فقیه کیهان سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری کیهان اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی رهبران منطقه به این شیوه و چنین روزی که صدام حسین دار زده شد معترض شدند . وبی این رهبران ا کشور های همچوار ومنطقه ی خاورمیانه از سوی سران رژیم تروریستی و مبلغانش تهدید به سر نوشت مشابه صدام حسین تشدند . همینطور مگر فراموش شد که در روند جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل چگونه از نابودی قطعی اسرائیل و تهدید رهبران کشور های عربی و تغییر حکومت های آنان به رهبری شیخ حسن نصرلله گفته می شد .بنابراین این سران رژیم تروریستی مذهبی هستند که بیش از 28 سال است که اعلام می کنند خواهان نابودی آمریکا و اسرائیل می باشند و گفته شد که همین دیروز بود که در بر پائی نمایش خیمه شب بازی روز جهانی قدس و اشک تمساح ریزی برای مردم فلسطین فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر داد شد. از سوی مگر هویت یک کشور در پرچم آن کشور سنبل این هویت ملی است خلاصه نمی شود. خوب وقتی که این پرچم این کشور به آتش کشیده می شود ولگد کوب هم می گردد و فریاد مرگ هم چاشنی آن می شود برگردان آن سوی سکه ی واقعیت است که اکنون سرمقاله نویس در سرمقاله ی خود به آن اعتراف کرده وآن را اینگونه بازتاب داده است:
"بوش تنها تهديدي براي همسايگانش هست بلكه براي آمريكا نيز تهديد محسوب مي شود. وي افزود : آنچه ما خواهان آن نيستيم به راه افتادن يك رقابت تسليحاتي در خاورميانه است "
. جالب است که سر مقاله نویس نه ادعا وتهدید های سران رژیم تروریستی آخوندی را فراموش کرده است ، بلکه مضحک تر اینکه از خاطر برده است که چگنه خودش در اینگونه سرمقالات آمریکا و اسرائیل همه کشور ای منطقه را تهدید به نابودی کرده است و یااینکه چگونه پاسدار گماشتهی ولی فقیه در مجمع عمومی سزما برای هه ی جهان از موضع رهبری خط مش وراهکار تعیین کرد وقبلاً نیز اعتراف کرده بود که جهان را می خواهد احمدی نژادی کند که اکنون چنین فرافکنانه با آمریکا برخورد کرده واز خوی و خصلت تهاجمی و گرگ بودن وتبه نا ذیر بودنش گزارش داده است:
" ـ دولتمردان آمريكائي همچنان گرفتار خوي استكباري هستند و سيلي هائي كه توسط ملت ها به صورت آنهانواخته مي شود آنها را از اين خوي زشت جدا نمي كند. همين واقعيت نشان ميدهد طبق ضرب المثل معروف كه ميگويد « توبه گرگ مرگ است » اصولا شر قدرت هاي استكباري فقط با سقوط و ريشه كن شدن آنها از سر جهان كم خواهد شد. بنابر اين راه چاره اينست كه مبارزات ملت هاي بيدار عليه آمريكا ادامه يابد و تلاش ها براي بيداري ملت ها نيز گسترش يابد تا با فراگير شدن اين مبارزات ضد استكباري شر دولتمردان آمريكا نيز همانند ساير مستكبران از سر مردم جهان كنده شود. "
جالب تر اینکه سئوال است چگونه است که تقاضای رفراندوم برای سر زمین فلسطین ولبنان در ایران می شود واز آمار ونظر سنجی ها در آمریکا فاکت آورده می شود، ولی اگر چنانچه در داخل کشور کسی همچون عباس عبدی ناپرهیزی کند ودست به نظر سنجی آماری نظرسنجی مردم ایران نسبت به برقراری رابطه با آمریکا بزند ودر این مورد گزارش تهیه کند. در جا به اتهام جاسوس دستگاه اطلاعاتی امریکا بازداشت و محاکمه و زندانی می شود. ولی اکنون سرمقاله نویس دست به آمار گیری و نظرخواهی مردم ایران نسبت به سران رژیم فاشیستی مذهبی نمی زند ونکه مردم ایران ومطالبات آنان مسله اش نیست و در مقابل با دیده گرفتن نظر مردم ایران، توانسته است که اینگونه دسترسی به نظر سنجی مردم آمریکا در مورد بوش یابد و آن را بازتاب دهد:
2" ـ نظرسنجي هائي كه اخيرا در داخل آمريكا و توسط دستگاه هاي مختلف دولتي و غيردولتي انجام شده نشان ميدهد بوش كوچك در پائين ترين سطح محبوبيت قرار دارد . آخرين نظرسنجي ميگويد : 68 درصد مردم آمريكا از چگونگي برخورد بوش با بحران ها و تنش ها راضي نيستند . مفهوم اين نارضايتي اينست كه فقط 32 درصد يعني كمتر از يك سوم اظهارنظر كنندگان آمريكائي از عملكرد رئيس جمهور خود رضايت دارند و يا نسبت به آن بي تفاوت هستند'.
سرمقاله نویس بدون آنکه اشاره ای به نقش دخالت گری سپاه پاسداران و باتلاق سازی عراق کند از تمسخر گرفتن دمکراسی ادعائی بوش در عراق گفته است . ولی در اوج دجال گری خمینی صفتانه از موضع متزلزل بودش گفته واز سخنرانی و رفتار متانت آمیز پاسدار غلامک سپاه پاسداران وگماشته ولی فقیه در مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل خطاب به بوش گفته است که اینگونه مؤدبانه از بوش تقاضای مذاکره کرده است:
وضعيت متزلزل بوش كوچك درحال حاضر ايجاب مي كند دولتمردان ايراني از موضع بالا با وي و ساير دولتمردان آمريكائي برخورد كنند وامتيازخواهي نمايند. به همين دليل حضور رئيس جمهوري اسلامي ايران در جلسه شوراي امنيت سازمان ملل در هنگامي كه بوش كوچك سخنراني مي كرد همچنين نام بردن از وي با عنوان محترمانه « جناب آقاي بوش » و اعلام آمادگي براي مذاكره با دولتمردان آمريكائي و برقراري بهترين رابطه با آمريكا توسط رئيس جمهوري اسلامي ايران كه تاكنون سابقه نداشته متناسب وضعيت كنوني دولت بوش و جايگاه متزلزل شخص رئيس جمهور آمريكا نبود. هر چند در اظهارات آقاي احمدي نژاد اشاره اي هم به دست لزوم برداشتن دولتمردان آمريكائي از بعضي ادعاها و روش هايشان نيز بود ولي اصولا اينهمه تغيير رويه در برخورد بالاترين مسئول اجرائي دولت جمهوري اسلامي ايران با دولتمردان آمريكا آنهم در شرايطي كه از يكطرف اصرار بر اشغال عراق و حمايت از رژيم اشغالگر و جنايتكار صهيونيستي و دشمني با فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ما دارند و از طرف ديگر در افكار عمومي داخل و خارج آمريكا در بدترين وضعيت قرار دارند نوعي كوتاه آمدن از مواضع متناسب با شرايط روز بود. به نظر مي رسد همين امر موجب گستاخي بوش كوچك و اظهارات باج خواهانه وي در پنسيلوانيا شده است . "
در خاتمه اینکه حال بماند که چه کسی جوک وطنز های بی مزه می گوید، بوش یا پاسدار احمدی نژاد و یا ولی فقیه و سرمقاله نویس مبلغ ولی فقیه وحامی وجارجی روباه مکار رفسنجانی که هم خواهان نابودی اسرائیل می باشند وهم اینکه پرچم آمریکا را با فریاد مرگ بر امریکا بر آتش می کشند و هم اینکه چپ و راست از خمینی فاکت می آوردند که خمینی گفته بود هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا فرود آورید و رهبر ولی فقیه مدعی مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا دارد و خمبنی اشغال سفارت آمریکا در 3 آبان سال 58 در تهران را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول دانسته بود. اکنون سئوال است که برای چه پاسدار احمدی نژاد به سر زمین کشورشیطان بزرگ سفر کرده و رفت؟ دوماً چرا در همان سازمان مللی حضور یافت که سال گذشته خواهان منحل کردن و تأسیس یک سازمان ملل دیگر بدون آمریکا و انگلیس و اسرائیل با حق وتوی رژیم تروریستی شده بود ؟ بالاخره اینکه چرا پاسدار احمدی نژاد توبه کرده ودست به منت کشی از موضع شکر سرخ خوری در برابر بش زده است و تقاضای مذاکره با التماس از رئیس جمهور آمریکا را کرده است ؟ در صوتیکه می داند شرط و شروط مذاکره ی بوش چیست واین پاسدار گماشته هم آن را رد کرده است. بنابراین باز هم پرسش است که چه کی طنز می گوید وحرکاتش مسخره وخنده دارتر است؟ بوش یا آحمدی نژاد و یا رهبرولی فقیه وسر مقاله نویس؟!
هوشنگ – بهداد
یکشنبه 15 مهرماه سال 1386

"اعتراف به بی عدالتی و جنگ افروزی با تاکتیک وارونه گوئی وتحریف گری و آدرس غلط بیرونی دادن"

نقد وبررسی " اگر سينه سياه جهل را بشكافد" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 10 مهر-86
"اعتراف به بی عدالتی و جنگ افروزی با تاکتیک وارونه گوئی وتحریف گری و آدرس غلط بیرونی دادن"
گفته می شود سنگ بزرگ علامت نزدن است . همچنین گفته می شود آنچه که ته دیگ است با کمچه بیرون آورده می شود. اکنون با در دست بودن تجربه ی نزدیک 3 دهه از حکومت مذهبی در ایران و با تجربه ی حاصل از صدور منشور ماده ای ولی فقیه وسال امام علی و عدالت خواندن به نام علی از سوی ایشان که مجموعه ی دستآورد وحاصلش تبدیل به فاصله ی عمیق طبقاتی اعتراف شده در نمازجمعه ی گرگان شده است که آخوند مفیدی به 24 برابر شدن فاصله ی میان غارتگران ومحرومان انجامیده است . همچنین رشد لجام گسیخته ی گرانی و تورم وافزایش قیمت ها کالاها وقیمت مسکن واجاره خانه بخشی دیگر از این بازده می باشدو فقر و بیکاری وطویل شدن هر روز خیل ارتش بیکاران و.... وبی عدالتی وغارتگری و سرکوبگری وجنگ افروزی و بحران سازی و صدور تروریسم وبنیادگرائی قسمتی دیگر از عملکرد نزدیک به 3 دهه گذشته بوده است.البته که پاسداران روستائی بیل بر شانه ها ورها شده در شهرها که تفنگ وچماق را جایزین بیل های شان کردند این گزمگان دیروز، اکنون به یمن همان خصوصیات حاکم بر جامعه که اشاره شد و خمینی و پیروانش آن را بیان نهادند . اکنون اینان صاحب آنچنان قدرت و نفوذ و سرمایه ی بادآورده وبه غارت رفته ای شده اند که در کنار آخوندهای غارتگر حاکم و آقازاده ها وسایر شرکای دزد وشریک شان همچون باند مافیائی و انگلیسی مؤتلفه توانسته اند طبق گزارش نواندیش یک قلم در دو سال گذشته 120 میلیاردلار سرمایه ی به غارت رفته را فقط در شیخ نشین دوبی سرمایه گذاری کنند . ولی نقال ومداح سر مقاله نویس برای انحراف اذهان عمومی ، بدون آنکه کوچکترین اشاره ای به فضای حاکم داخل کشور کند و سخنی از عملکرد 3 دهه ی حاکمان دزد وغارتگر بگوید که خودش را ام القرای اسلامی نامیده ورهبرش را به عنوان خلیفه ی مسلمین جهان درجماران در سنگر آتش و دود بایگانی کرده ونشانده است . خلاصه سر مقاله نویس بدون آنکه توضح دهد که مگر درون خانه چه انجام شده که اکنون تصمیم به بیرون انتقال این عملکرد برای اشغال جهان شده است؟ وچرا چنین عوامفریبانه و فرصت طلبانه آدرس غلط داد شده وادعای کمیک عدالت نه برای مردم ایران وعراق و منطقه که برای جهانی شدن شده است:
"امروز جهان بيش از هر زمان ديگري به سيره عملي مولاي متقيان علي عليه السلام نيازمند است . در ايام سالگرد شهادت مولا بهره گيري از مكتب انسان ساز و عدالت گستر آن حضرت بالاترين و بهترين استفاده از اين روزها و شبها و لحظات است."
آخر چرا هیچ مسئولی در این رژیم تروریستی و قرون وسطائی و عوامفریب آخوندی یافت نمی شود که پاسخ دهد این چگونه عدالتی می باشد که 80% مردم ایران در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و80% درآمد ناخالص سالیانه ی کشور تعلق به اقلیت 20% دارد ومردم ایران را در آنچنان فقر نهادینه شده قرار داده است که منتظر در یافت نان بر توی سفره های خالی اشان می باشند. .یااینکه درون این رژیم آنقدر بی در ودروازه وبه چاپ به چاپ است که یک پاسدار به نام صادق محصولی توانسته است صاحب ثروت باد آورده 50 میلیارد تومانی شود ومسخره تر اینکه به جای پاسخگوئی که این ثروت چگنه بدست آمده است در مجلس ارتجاع فتوا ونظر استصوابی صادر شد که چون این پاسدار به اندازه کافی دزدیده و غارتگری کرده است اگر چنانچه وزیر نفت شود دیگر دزدی و غارتگری نمی کند . البته که ثروت این پاسدار در برابر ثروت ودارائی های انباشت شده با موجودی ها وپس اندازهای بانکی سایر کلان دزدان وغارتگران حاکم محلی از اعراب ندارد. یااینکه این چگونه مکتب سازی انسانی مورد نظر علی شده ای است که دختران باکره قبل از اعدام مورد تجاوز واقع می شوند. یاا خون زندانیان محکوم به مرگ قبل از تیرباران واعدام کشیده می شود . یا زنان باردار تیرباران می شوند. یا زنان مستحق و فقیر وتهی دست که به دلیل نیاز مالی مجبور به تن فروشی شده اند سنگسار می شوند. یا مردان مشابه ی نیازمند که برای برطرف کردن نیازهای اقتصادی خود مجبور به آفتابه دزدی شده اند یا اینکه انگشتان دست و یا و یا دست وپایشان قطع می گردد. یااینکه بر دار کشیده می شوند و.... که پس از اینکه بیش از 28 سال از حکومت ننگین رژیم تروریستی آخوندی گذشته است. بازهم شاهدیم که چگونه هرروز ازاینگونه خبرها از سراسر ایران مخابره می شود. ولی سرمقاله در دنباله سرمقاله ی خود بدون آنکه به ماهیت جنگ افروز بودن رژیمی تروریستی اشاره کند. در صورتیکه خمینی گفته بود جنگ نعمت است وهر سال یک هفته هم به مناسب جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی ایران وعراق که خمیی و رفسنجانی و سپاه پاسداران بر ادامه ی آن اصرار ورزیدند جشن برگزار می شود .یااینکه به افتخار راه اندازی جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل اشاره می شود . یا اینکه بدون اینکه تذکر داده شود دلایل بر گزاری هرروز مانور ها وهمایش ها ورزمایش ها و آزمایش کردن موشک های دور برد در سراسر کشور چیست و یا اذعان کند که تهدید کردن کشورهای همجوار برای چیست، ولی در عوض اینگونه بطور وارونه ادعای دروغین صلح طلبی شده ونسخه ی عدالت طلبلی و اعتدال نه تفریط و افراط و عدم جنگ افروزی در دوران علی برای جهان تجویز کرده است:
علي عليه السلام نه تنها يك جنگ طلب نبود بلكه در راس همه صلح خواهان قرار داشت اما آنجا كه براي اقامه حق و عدل و جلوگيري از انحراف به جنگيدن نياز بود در صف اول رزمندگان و مجاهدان حضور مي يافت . توصيف آسماني « لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار » همين ويژگي علي عليه السلام را به بهترين شكل بيان مي كند. جنگ هاي دوران حكومت علي عليه السلام جنگ با جهالت نفاق بدعت خرافات دنياطلبي زياده خواهي ظلم بي عدالتي و جامعه را به طرف بي محتوائي و سطحي نگري بردن بود. برخوردهاي عتاب آميز حضرت علي عليه السلام با كارگزاران خود و پرهيز دادن آنها از معاشرت با ثروتمندان و تاكيد بر همنشيني با محرومان توزيع عادلانه درآمدها ميان مردم و مقابله جدي با بهره مندي خواص از سهم بيشتري از بيت المال اقداماتي بودند كه در جهت ترويج فرهنگ عدالت و نهادينه شدن آن در جامعه اسلامي صورت مي گرفت . خود نيز به آنچه ميگفتند عمل مي كردند و براي جلوگيري از تحركاتي كه در جهت مخالف اين فرهنگ صورت ميگرفت برخوردهاي جدي مي كردند. "
بالاخره اینکه معلوم نیست که چرا سرمقاله نویس با اینکه هرروز ولی فقیه در دیدارهای تدارک دیده شده ومردمی جازده ی دارد ودعاهای کمدی پیشرفت علمی در همه سطوح می کند واز دولت عدالت محور و توزیع واگذاری های سهام عدالت دولت گماشته ی خود پاسدار اممدی نژاد دفاع می کند و این گماشته نیز در حالت نورانی شدن در سازمان ملل دو سال پیش بود که دانش هسته و عدالت مهرورزانه را به بندگان خدا در سراسر جهان صادر کرد و اخیر نیز در مجمع عمومی سازمان ملل راهکار جهانی صلح وعدالت به هژمونی یکتا پرستان را تجویز کرده است وتأکید نموده است به زودی به هشتمین کشورهای قدرتمند اتمی جهانی ملحق می شودتاکه با قدرت هرچه بیشتر عدالت ودانش هسته ای بومی شده را با بسته بندی تروریسن وبنیادگرائی صادر کند . چگونه است که اکنون سرمقاله نویس همه پیشرفت وادعاهای کمیک را نادیده گرفته است واز روش گمشدگی جانی این اینگونه الگو حکومتی مشابه حاکم بر ایران در سراسر جهان گفته وشکوه کرده است :
"اين روش حكومتي امروز گمشده همه مردم جهان و از جمله ملت هاي مسلمان است . امروز جهان از تبعيض بي عدالتي اخلاقي بي عدالتي سياسي بي عدالتي اقتصادي و افراط و تفريط در همه زمينه ها بشدت رنج مي برد. عده اي با شكم هاي سير مشغول كشاندن جهان به فرهنگ اسراف و تبذير و تجمل هستند و در همان حال عده اي از گرسنگي جان ميدهند. عده اي در هوس جهانگشائي مشغول كشتار مردم و آواره ساختن آنها از سرزمين هايشان و گسترش ناامني هستند و در همان حال عده اي تماشاگر بي تفاوت و شاهد ساكت يا حتي همدست اين جنايتكاران هستند. "
مهمتر اینکه سرمقاله نویس با شکسته نفسی وفراموشی عمدی از آثار مبارزه با شبیخون فرهنگی که منجر به جمع آوری آنتن های ماهواره ای از بالای پشت بام های خانه ها شده است . همینطور اجرای طرح امنیتی اجتماعی نیروی انتظامی برای مبارزه با فساد فرهنگی که مکمل مبارزه با شبیخون فرهنگی شده است، چنین در پلیان از عدم فرهنگ عدالت خواهی انسانی واخلاقی الگوی علی و رشد خرافات وتحجر گرائی در جامعه، از دست قدر های جهانی نالیده است:
"فرهنگ و عقيده نيز در اين وانفساي بي عدالتي اسير هوسهاي دو طايفه افراطي و تفريطي است . عده اي فرهنگ را تهي از اخلاق مي خواهند و همه چيز را در خدمت ترويج آن كه در واقع ترويج حيوانيت است قرار داده اند و عده اي نيز لابد براي مقابله با آن به خرافات و بدعت و تحريف متوسل شده اند و سطحي نگري را رشد مي دهند و دين را در اوهام و تخيلات و خواب و خيال خلاصه كرده اند و به نازل ترين سطح رسانده اند. به دليل همين غربت شديد عقيده و فرهنگ و عدالت و اخلاق است كه معتقديم و تاكيد مي كنيم جهان امروز بيش از هر زمان ديگري به سيره عملي مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام نيازمند است . قدرتمندان امروز جهان براي آنكه وانمود كنند در فكر محرومان هم هستند بجاي آنكه پايه هاي عدالت را محكم كنند با عدالت به مثابه يك كالا كه مي توان آنرا توزيع كرد برخورد مي كنند. عدالت از هر نوعي كه باشد عدالت اخلاقي عدالت سياسي عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي يك فرهنگ است نه يك كالا. با توزيع عدالت و يا شعار عدالت سر دادن شايد بتوان شبي را به روز رساند ولي نمي توان جامعه اي را از بي عدالتي نجات داد."
درخاتمه اینکه سرمقاله نویس چون هدفش از باز کردن عدالت علی که مناست با این ایام دارد وپرداختن به حکومت ایشان در آن ایام ومقایسه کردنش با وضعیت کنونی ایران وجهان که مصرف تبلیغاتی دارد. زیرا که که از دوری جستن افراط گری و خودداری نمودن از تفریط گری و رشد خرافات در جامعه گفته و آن را ایشان مطرح کرده است. دقیقاً منظورش جناح حاکم واعمال پاسدار گماشته ولی فقیه می باشد که اینگونه به ایشان و به خصوص قلم بردستان ومطبوعات مبلغ وی پیام داده شده است ودر اصل نزاع وجنگ ورقابت باندهای درونی می باشد ونه اینکه منظور عدالت خواهی علی برای مردم عادی و اجرای آن در جامعه باشد. زیرا که همه ی ایرانیان می دانند اوضاع و شرایط زندگی مردم تهی دست که اکثریت جمعیت می باشند در ایران چگونه است که اکنون از گم شدگی حلقه ی مفقوده ی جهانی اینگونه عدالت در جهان گفته شده و برای درمانش الگو ونسخه ی جهانی آنچه در ایران حاکم می باشد نیز صادر شده است. مشروط بر اینکه اعتراف کنونی سرمقاله نویس درست مخالف سرمقالات گذشته ی ایشان است که مجبور می شد از رفسنجانی ودوران کارگزارن وی دفاع کند که خود مسبب شرایط کنونی در ایرن می باشد. اگرنه از الگوی حکومت علی فاکت آوردن و مقایسه ی آن با شرایط کنونی حاکم در ایران که همچون تف و تاق و ریش برای رهبران ومسئولین این رژیم تروریستی آخوندی کاربرد دارد.
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 10 مهر-86

"سال به سال دریغ از پارسال"

نقد وبررسی " بنال جبرئيل (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 9 مهرماه سال 1386
"سال به سال دریغ از پارسال"
اکنون که به مناسبت شب های قدر و ضربت خوردن امام علی پاسدار منبری روضه خوان و سوکوار این ایام شده است چرا یادداشت روز نویس شده دیگر آویزان به منشور 8 ماده ای ولی فقیه نمی شود که نزدیک 7 سال پیش صادر شده بود که در این منشور 8 ماده ای به مبارزه کردن با فقر و تبعیض ورشوه و بیکاری و.... اشاره شده بود که مربوط در زمان اصلاح طلبان قلابی بود که سید خندان خاتمی رئیس جمهور تشریاتی یا به بقول خودش به عنوان تدارکاتچی در رأس این مدعیان قلابی اصلاح طلبی قرار داشت . ولی فقیه پرده باز و خالی بند وعوامفریب هفت خط تصویر مارکش و مار قالب کن حتی سال جدید را نیز به نام سال عدالت اما علی نهاده بود و چاشنی منشور 8 ماده ای خودش کرده بود؟ البته که نتیجه ی آن منشور صادرشده ی 8 ماده ای یا نسخه ی تجویز شده و سال عدالت خوانده شده امام علی و ادعای مبارزه با فقر وفساد ورشوه و تبعیض ورانتخواری کردن ، هدف فضا سازی علیه ی دوم خردادی ها برای تغییر دولت وجایگزین کردن دزدان وغارتگران جدید بود که خیلی بیش از رقبای پیشین خود متحجرتر می باشند وبه قدرت وابسته تر و در جمع آوری ثروت حریص تر و در غارتگری کردن پر اشتهارتر می باشند. برای همین است که یادداشت روز نویس منبری وروضه خوان دیگر از عدالت علی و خطبه ی ایشان نمی گوید که علی گفته بود کاخی بر افراشته نمی گردد مگر اینکه کوخ ها در کنارش ویران شده باشند. چون اکنون نقل قول کردنش نیز موجب داستان تف وتاق وریش کاخ نشینیان حاکم می شود . زیراکه نه اینکه بر وسعت کوخ نشینی افزوده شده است ، بلکه مردم ایران را آنگونه فقیر ونیاز مند و محتاج کرده اند که قول بردن نان بر توی سفره های خالی اشان موجب می شود که بخشی از این محرومان وسوسه شوند و به عنوان سیاهی لشکر در صحنه کشانده شوند تا که تیغ بر کف زنگی مست نهاد ه شود و بتواند با رأی سازی تقلباتی بسیج وسپاه پاسداران یک پاسدار گمنام امام زمانی طلاعاتی را رئیس جمهور کند که جز دوره گردی ومعرکه گیری کردن وخبرهای خوش غی سازی و برگزاری جشن هسته ای وعواامفریبی و دورغ گفتن و اموال ودارائی های دولتی را به عنوان واگذاری سهام عدالت به ارگان های سرکوبگر نظامی و شبه نظامی وخودی ها حامی دولت واگذار کند. مأموریت و وظیفه ی دیگری نداشته باشد تا که به خواهد انجام دهد. خلاصه فضا به آن چرخش رده باشد که اکنون شرایط برای روضه خوان منبری فراهم شده است که بر سر منبر نرفته وهنوز روضه را شروع نکرده به عنوان پیش درآمد چنین عوامفریبانه قریحه سرائی ونقل کرده که کسی چون هنوز بطور کامل آزمامش خودرا پس نداده است پس اعتراض نکند:
آيا مردم مي پندارند واگذاشته شده اند كه بگويند «ايمان آورديم» و آزمايش و امتحان نشوند؟ حال آن كه در فتنه انداختيم و آزموديم افراد پيش از آنها را تا خدا راستگويان و دروغگويان را معلوم كند
درخاتمه اینکه بلی از ابتدا تا انتهای روضه ومنبر کلامی از مردم وحق و حقوق پایمال شده ی آنان از سوی روضه خوان منبری مطرح نشده است . در صورتیکه زمانیکه رقیب بر سر قدرت بود شیپور در گشادش نواخته می شد و گزیده های دیگر از نهج ابلاغه بازتاب داده می شد تا بیشتر تفهیم شود که شکاف طبقاتی در جامعه غوغا می کند و تأکید شود که دولت مدعی اصلاح طلبی در فکر باند بازی و تبلیغات پیرامون توسعه ی سیاسی می باشد و به طور جدی برنامه برای بررسی وارزیابی رسیدگی به معضلات اقتصادی و مشکلات اقتصادی وتورم وگرانی ورشد فقر وبیکاری زوز افزون در جامعه ندارد و دولت اصلاً مردم ومطالبات شان را فراموش کرده است. در عوض یادداشت روزنویسان اصرار بر تغییراین دولتمردان و شیفتگان قدرت می کرد واز جانشینی اثصول گرایان مکتبی عاشقان خدمت به مردم می کرد و وعده ونوید بر طرف کردن تبعیض وبی عدالتی رانتخواری وباندبازی وغارتگری در نهادها دولتی با ایجاد اشتغل کامل در اجمعه داده می شد. ولی چون خانه از پای بست ویران می باشد . س از قدرت گیری دو ساله ی حاکم کونی ومنتقد دوران اصلاح طلبان قلابی، اکنون اضاع بمراتب بدتر وطاقت فرساتر از قبل شده است و شرایط زندگی آنگونه شده است که آخوند مفیدی در خطبه ی نماز جمعه گرگان خبر از 24 برابر شدن اختلف میان غنی و ضعیف داده است و خلاضه وضعیت طوریست تبدیل به مثال معروف که گفته می شود سال به سال دریغ از پارسال شده است. البته هانگونه که تجربه ی نزدیک به سه دهه ی گذشته ثابت کرده است تازمانی که این رژیم جهل وجنگ وجهل وجنایت وخیانت و خرافات و غارتگر وعوامفریب آخوندی حاکم باشد نه اینکه هیچگونه امید وچشم انداز بهبودی و آرامش و آسایش ورفاه در کار نیست ، بله اوضاع وشرایط خیلی بدتز از گذشته خواهد شد . تنها راه نجات تعویض این رژیم و تغییرات مسالمت آمیز دمکراتیک در ایران می باشد .
هوشنگ بهداد
دوشنبه 9 مهرماه سال 1386

تهدید کردن امارات متحد عربی برای جنگ افروزی مشابه جنگ 33 روزه در لبنان "

نقد وبررسی " روز جهاني قدس امسال انگيزه مضاعف " روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه مهرماه9 سال 1386
"تهدید کردن امارات متحد عربی برای جنگ افروزی مشابه جنگ 33 روزه در لبنان "
بازهم معرکه گیری تهدید آمیز کردن وتصویر مار کشیدن ومار قالب کردن در بستر وارونه بازتاب دادن اهداف مخفی ونهفته در دستور کار قرار گرفته شده است . زیرا که سرمقاله نویس روز نامه ی جمهوری اسلامی متعلق به ولی فقیه از موضع فرافکنانه اینگونه تهدیدات جنگ افروزانه را را به نمایش گذاشته است. تااینکه نقش دخالت گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی در امور داخلی لبنان وفلسطین یا کمرنگ گردد یا اینکه به فراموشی سپرده شود .در مقابل غرب متهم به دخالت گری در امور داخلی لبنان در آستانه بر گزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور متهم شده اند . مشخص است کهبه نظر سرمقاله نویس همچون رهبران رژیم آخوندی در رأس متهمین آمریکا قرار دارد. البته که سرمقاله نویس نمی گوید که رفیق حریری نخست سابق لبنان چرا ترور شد؟ نقش رژیم ودولت سوریه در این ترور چگونه بود؟ رابطه ی این نخست وزیر با عربستان سعودی چگونه بود؟ رابطه ی رژیم تروریستی آخوندی با عربستان چگونه است؟ چرا وزیر امور خارجه ی این کشور در طول یک هفته دو بار رژیم را به دخالت گری در امورداخلی عراق متهم کرده واعتراض نموده است ؟ چرا سران رژیم تروریستی آخوندی مخالفت شدید با پیشنهاد مذاکره طرح صلح خاورمیانه ای عربستان می کنند؟ چرا اجازه داده نمی شود که منطقه به سمت صلح و ثبات سیاسی و راوبط مسالمت آمیز پیش رود؟ چرا سران رژیم وسپاه پاسداران تلاش کردند تا از طریق سپاه پاسداران وحزب لله لبنان جنگ 33 روزه با اسرائیل راه بی اندازند واز سوی حماس در فلسطین جنگ داخلی برپا کردند ؟ چرا پاسدار احمدی نژاد غلامک سپاه پاسداران رادر ماه گذشته با هیئت همراه راهی سفر به سوریه کردند تا پیشنهاد یک میلیارد رشوه به بشار اسد رئیس جمهور سوریه به دهد تا اینکه تسهیلات وتجهیزات نظامی خود را مدرن کند ولی به شرط آنکه به کنفرانس و مذاکره ی پیشنهادی صلح پیشنهادی عربستان نه پیوندد؟ اکنون چرا سرمقاله نویس از سخنرانی وزیر امور خارجه امارات عربی در مجمع عومی سازمان خشمگین شده است و به جای اینکه به این واقعیات اعتراف و اشاره کند، ولی تلاش مذبوحانه کرده است تاکه واقعیات را کتمان ووارونه جلوه دهد و اهدافی که سران رژیم وسپاه پاسداران در عراق و لبنان وفلسطین وامارات ربی وبحرین دنبال می کنند را به دشمن و رقیب خود نسبت دهند و آن را به این اهداف متهم کنند.
بنابراین سرمقاله نویس بدون آنکه به گوید برای چه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری در یادداشت روزخود در روزنامه ی کیهان اطلاعاتی امنیتی – پادگانی مدتی پیش بحرین را تهدید کرده بود وادعا کرده بودکه این کشور جزو بخشی از قلمروی ایران بوده و در مصاحبه ی اخیرا خود با مسئولین مجله تایمز در دفتر مؤسسه کیهان در تهران محدداً ادعای مشابه در مورد بحرین و سایر شیخ نشین های منطقه را کرده است . اکنون به دلیل سخنرانی وزیر امور خارجه ی امارات در مجمع عمومی سازمان ملل، اینگونه وی را آلت دست ومهره ی صهیونیست معرفی کرده ومدافع اشغال گران انگلیسی و آمریکائی عراق و افغانستان قلمداد کرده و این شیخ نشین را به جنگ مشابه ی 33 روزه ی حزب الله با لبنان در این شیخ نشین تهدید کرده است:
"اينكه وزير امور خارجه امارات به عنوان يكي از دولت هاي حاكم بر يك سرزمين اسلامي در سخنراني سالانه خود در مجمع عمومي سازمان ملل كه بايد اساسي ترين مسائل جهان و جهان اسلام در آن مطرح شود هيچ اشاره اي به نامشروع بودن رژيم صهيونيستي و جنايات روزانه صهيونيست ها عليه ملت مظلوم فلسطين نمي كند اين خود روشن ترين نشانه ماموريت وي و دولت متبوع وي براي توجيه جنايات صهيونيست ها و قانوني جلوه دادن موجوديت رژيم غاصب صهيونيستي است . در كنار اين خيانت بزرگ نمائي موضوع جزاير و اشغالگر وانمود كردن جمهوري اسلامي ايران شگرد ديگري است كه اشغالگري صهيونيست ها در فلسطين و اشغالگري آمريكا و انگليس در عراق و افغانستان به فراموشي سپرده شود و آمريكا و اروپائي ها در منطقه خاورميانه از لبنان و فلسطين تا عراق و افغانستان به جنايات خود ادامه دهند. اين البته تصور باطلي است كه وزيرخارجه امارات و دولتمردان اين شيخ نشين آنهم براساس ماموريتي كه به آنها داده شده است دارند اما واقعيت چيز ديگري است . در شيخ نشين ها و بسياري از كشورهاي عربي منطقه دولت ها از زبان ملت ها سخن نمي گويند و راه ملت ها از دولت ها جداست . جنگ 33 روزه لبنان و پيروزي شگفت انگيز حزب الله لبنان بر ارتش رژيم صهيونيستي و مهر باطل زدن بر افسانه شكست ناپذير بودن ارتش اين رژيم اين واقعيت را به نمايش گذاشت و محافل پنهاني كه براي تحت الشعاع قرار دادن روز جهاني قدس و مساله فلسطين برنامه ريزي مي كنند از همين واقعيت مي ترسند. "
در پایان سرمقاله نویس اعتراف کرده است که کیسه ی گشاد تبلیغاتی برای تظاهرات تبلیغاتی روز جهانی قدس دوخته است . البته زیر چتر نمایندگی از مردم فلسطین علیه ی اسرائیل تدارک دیده شده که توصیف آن چنین است:
"برخلاف تصور و طراحي صهيونيست ها و سرانگشتان آنها در منطقه امسال مسلمانان با انگيزه بيشتري به صحنه خواهند آمد و در مراسم روز قدس شركت خواهند كرد. شكست خفت بار صهيونيست ها در لبنان اين واقعيت را به مسلمانان نشان داد كه به راستي شيشه عمر رژيم صهيونيستي با دست تواناي ملت هاي غيرتمند درحال شكسته شدن است و ملت هاي مسلمان منطقه با انگيزه مضاعفي كه اكنون دارند مي توانند با عزم و اراده خود اين رژيم پوشالي را به همراه بساط خودكامگي سران مرتجع عرب يكجا جمع كنند و به زباله دان تاريخ بياندازند."
درخاتمه اینکه اکنون که بحران سراسر رژیم تروریستی آخوندی را فرا گرفته است وبه دلیل ایستادگی وتأکید مستمر بر عدم عقب نشینی اهداف پروژه ی هسته ای بحرران هسته ای را لا ینحل ومبهم وپیچیده تر کرده است و با ادامه ی دخالت گری که در عراق ادامه اده می شود وکشورهای همجوار تهدید می شوند و همچنان صدور تروریسم وبنیادگرائی به منطقه ی خاورمیانه ادامه می یابد. البته که نتایج سفر پاسدار احمدی نژاد برای رژیم تروریستی آخوندی فاجعه بار بود . زیرا که مشخص شد ضریب تشنج میان رژیم با آمریکا ورقابت انتخاباتی میان حزب جمهوریخواه ودمکرات با هم دیگر ونوع نگرش اینان به شیوه ی برخورد با مقامات رژیم تروریستی آخوندی و تأثیر گذاری آن برروی اذهان وافکار عمومی آمریکائی خیلی بیش از حد تصور قابل پیش بینی بوده است و ضریب تنفر بس بالاست . آنگونه که بخش آکادمیک دانشگاهی را نیز در بر می گیرد. خلاصه فضا به سوی آرایش تهاجم نظامی پیش می رود. بنابراین سران رژیم تروریستی آخوندی و سپاه پاسداران ودستگاه تبلیغاتی ومطبوعات وابسته به آن خطر را بطور دقیق درک کرده اند و اشراف کامل دارند که فضای سخنرانی های برخی نمایندگان کشور در مجمع عموی سازمان ملل چگونه علیه ی سران رژیم تروریستی آخوندی بوده است . لذا برای خنثی کردن ومقابله نمودن با آن می بایست که کشورهای همجوار متهم وتهدید شوند تا که با بحران سازی جدید ایاد شود که سرمقاله نویس بطور علنی به آن اشاره کرده و سخن از آفریدن جنگ مشابه 33 روزه حزب الله لبنان وسپاه پاسداران با اسرائیل نموده است که به وضوح هم بیان کننده ی ماهیت جنگ افروز وتروریستی رژیم تروریست پرور ویاغی بین المللی آخوندی می باشد وهم بازگو کننده ی ترس و وحشتی می باشد که تار وپود این رژیم پوسیده و قرون وسطائی ومحور شرارت را در بر گرفته است که بخشی از این وحشت در بیانه ی فرار به جلو 215 وکیل الدوله مجلس خطاب به مقامات آمریائی بازتاب داده شده است که چرا سپاه پاسداران را در لیست تروریست قرار داده اند وبخشی دیگر این وحشت را اکنون سرمقاله نویس نمایان کرده که از موضع ضعف ولی تهاجمی وتهدید دست به قدرنمائی زده است ، خط ونشان تهدید آمیز علیه ی شیخ نشین های منطقه کشیده شده است.
هوشنگ-بهداد
دوشنبه 9 مهرماه سال 1386