روزی نامه ی حکومتی
جموری اسلامی 4 شنبه 11 بهمن ماه سال 1391
نقد و
بررسی : سرمقاله ی روزی نامه ی حکومتی
جمهوری " سوريه؛ شكست جنگ افروزان "
"سئوال است که کدام کشور همسایه ومنطقه و جهان بیش از رژیم فاشیستی مذهبی کودتایی ایران
در امور داخلی سوریه مداخله گری کرده وپول وسلاح داده ونیرو اعزام نموده است؟ آنگونه که هنوز
زمان زیادی ازداستان آزاد کردن 48 پاسدار وبسیج ربوده و بازداشت شده از سوی
مخالفان سوریه نمی گذرد که با وساطت ترکیه و قطر آزاد شدند که بر خلاف حاکمان
ایران، اینان از مخالفان بشار اسد
جنایتکار حمایت می کنند . همچنین بمباران های هوایی بی وقفه ارتش سوریه گذشته از اینکه نه موجب
کشته شدن و بی خانمان آواره وپناهنده شدن میلیون ها نفر از شهروندان سوریه شده است
، بلکه آنچنان سوریه و یران شده که جایی سالم باقی نمانده است .ولی سرمقاله نویس
خواب پرت و پلادیده و هذیان گویی کرده است
و بطور عمد خودش به فراموشی زده تا
بتواند دست به وارونه گویی بزند و مدعی شود هم سرمايه گذاران و حاميان بحران و هم
تروريستهاي مزدور القاعدهاي كه از سراسر جهان به سوريه اعزام شده اند، و با
صراحت به شكست طرح درهم شكستن جبهه مقاومت اعتراف ميكنند چون به اين نتيجه مشترك
رسيدهاند كه بايد به مداخلات خود در اين كشور پايان داده و به اين زورآزمايي بزرگ
و بيحاصل خاتمه دهند"
چون سرمقاله نویس در کسوت وکیل مدافع سوریه ظاهر شده است وتیغ کشی علیه ی مخالفان بشار اسد جنایتکار کرده است . چون هیچگونه اشاره ای به نقش مداخله گری حاکمان ایران در امور داخلی سوریه
نکرده است . سئوال است که کدام کشور همسایه ومنطقه و جهان بیش از رژیم فاشیستی مذهبی کودتایی ایران
در امور داخلی سوریه مداخله گری کرده وپول وسلاح داده ونیرو اعزام نموده است؟ آنگونه که هنوز
زمان زیادی ازداستان آزاد کردن 48 پاسدار وبسیج ربوده و بازداشت شده از سوی
مخالفان سوریه نمی گذرد که با وساطت ترکیه و قطر آزاد شدند که بر خلاف حاکمان
ایران، اینان از مخالفان بشار اسد
جنایتکار حمایت می کنند . همچنین بمباران های هوایی بی وقفه ارتش سوریه گذشته از اینکه نه موجب
کشته شدن و بی خانمان آواره وپناهنده شدن میلیون ها نفر از شهروندان سوریه شده است
، بلکه آنچنان سوریه و یران شده که جایی سالم باقی نمانده است .ولی سرمقاله نویس
خواب پرت و پلادیده و هذیان گویی کرده است
و بطور عمد خودش به فراموشی زده تا
بتواند دست به وارونه گویی بزند و مدعی شود هم سرمايه گذاران و حاميان بحران و هم
تروريستهاي مزدور القاعدهاي كه از سراسر جهان به سوريه اعزام شده اند، و با
صراحت به شكست طرح درهم شكستن جبهه مقاومت اعتراف ميكنند چون به اين نتيجه مشترك
رسيدهاند كه بايد به مداخلات خود در اين كشور پايان داده و به اين زورآزمايي بزرگ
و بيحاصل خاتمه دهند. البته منظور از جبهه ی مقاومت که پسوند اسلامی اش را سانسور کرده
است منظور دو هم پیمان سوریه و عراق است که سخت در گیر بحران ومبارزات قهر آمیز و خیابانی اعتراضی مخالفان هستند وحزب الله لبنان جزو این
جبهه است که مشخص نیست پس از انتخابات آینده پارلمان لبنان موقعیتش چه خواهد شد؟ البه
معیار ارزیابی وتحلیل سرمقاله نویس این است
که چون پس دو سال مبارزه و تظاهرات خونین ذر سوریه چون هنوز بشار اسد جنایتکار برکنار نشده است .زیرا
که با کمک تهران – مسکو و جنایات روزه مره ارتش سوریه هنوز سقوط نکرده است . سپس با چاشنی جنبش بیداری منطقه وموضع ضد آمریکایی و
رهبران کشورهای عربی منطقه وسخنگوی ملت
سوریه ومدافع حقوق بشر شدن شیادانه مخالفان سوری را متهم به القاعده ای غیر سوری
کرده است وتأکید نموده در صورت پیروزی شان
نه برای حامیان سرمایه گذار در سوریه وملت
سوریه فایده ای ندارد ، زیرا که ترس از بقدرت گرفتن القاعده در سوریه دارند .
بنابراین ذوق زده شده وهورا کشان از شکست مخالفان سوری و پیروزی بشار اسد جنایتکار
ازموضع تهدید آمیز یا پذیرش همه پرسی از سوی گرو های در گیر مخاصمه تا اسد در قدرت بماند یا بخشی از ان باشد . در غیر اینصورت جنگ
در منطقه و شاخ آفریقا بسط وتوسعه داده می
شود . بهر حال در این مورد چنین مدعی شده
است "شرايط كنوني ميتواند همه طرفها
را به راه حل قابل قبولي برساند، متوقف كردن حمايت خارجي از گروه هاي مسلح معارض،
توقف عمليات نظامي و اجراي آتش بس، تدوين منشور فراگير شامل همه پرسي و تشكيل
حكومت جديد شامل همه گروه هاي سوري است. طبعاً مشاركت نكردن در حل سياسي بحران
سوريه به معناي پذيرش گسترش آتش فتنه به ديگر كشورها، از خاورميانه گرفته تا
افريقا و حتي بخش هايي از اروپا خواهد بود كه تبعات بسيار سنگيني را براي آتش
افروزان خواهد داشت"
"اين
روزها نشانههاي پايان بحران سوريه از لابلاي اظهارات همان افراد و سياستمداراني
كه تا چند ماه پيش، حذف حاكميت نظام سوريه، كليد واژه مشترك سخنان آنان را تشكيل
ميداد، شنيده ميشود و اين بدان معناست كه دير يا زود، مختصات پايان اين بحران
نمايان خواهد شد زيرا هم سرمايه گذاران و حاميان اين
بحران و هم تروريستهاي مزدور القاعدهاي كه از سراسر جهان به سوريه اعزام شده
اند، به اين نتيجه مشترك رسيدهاند كه بايد به مداخلات خود در اين كشور پايان داده
و به اين زورآزمايي بزرگ و بيحاصل خاتمه دهند .شايد آن روزي كه نطفه اين بحران، تحت عنوان "انقلاب
مردمي" براي منحرف كردن جنبش بيداري اسلامي، در كميته امنيت ملي و سياست
خارجي كاخ سفيد بسته شد و كشورهاي مرتجع و همسو با آمريكا و رژيم صهيونيستي با
استفاده از مزدوران القاعده، آن را در دستور كار خود قرار دادند، هرگز تصور نميشد
كه اجراي اين نسخه توطئه آميز، تا اين حد به درازا بيانجامد و ماجراي بسته شدن
پرونده حكومت بشار اسد، اين اندازه طولاني شود ولي اكنون با گذشت دو سال از آغاز
اين حركت شوم و گسترده، دروغ هايشان افشا و نقشه هايشان درباره سقوط زودهنگام نظام
سوريه نقش برآب شده است. امروز صحنه
قمار بازيگران خارجي در ماجراي بحران سوريه، با معادلات و واقعيات جديدي روبرو شده
است. آنچه در سوريه گذشت، اين واقعيت را آشكار كرد كه آشوب گروههاي تروريست در
سوريه، فاقد هرگونه شباهتي با ماهيت انقلابهاي عربي است و نه تنها كسي نميتواند
به خود جرأت دهد اين قبيل جنايات و حركتهاي تروريستي را انقلاب مردمي بخواند بلكه
در پس اين ماجراجوييهاي بيرحمانه در داخل سوريه و سيل اعزام گروههاي القاعده و
از همه مهمتر، پدر خواندههاي متعددي كه از كشورهاي غربي و عربي بر اين فرزند
نامشروع كفالت ميكنند، رازي نهفته است كه سرانجام برملا شده و ماهيت واقعي توطئه
گران را نقش بر آب خواهد كرد. امروز كفه
ترازو در صحنه نبرد نظامي سوريه كاملاً به ضرر طراحان و عاملان اين توطئه درحال
رقم خوردن است و به تدريج اوضاع به سمتي سوق مييابد كه آتش بياران اين معركه،
چارهاي جز پذيرش واقعيات و تجديدنظر در مواضع خود ندارند. براساس همين واقعيت است
كه رژيمهاي حاشيه خليج فارس و آتش افروزان اين توطئه، كه همچنان تروريست به سوريه
اعزام كرده و از آنان حمايت مالي به عمل ميآوردند، اين روزها مجبور شدهاند اعلام
كنند، پس از اين فقط به اختصاص كمك مالي، آنهم به آوارگان سوري بسنده خواهند كرد. در تحليل مسيري كه بانيان و عاملان اين توطئه
را، عليرغم ميل باطني شان به پذيرش اين واقعيت وادار كرده كه بحران سوريه فاقد راه
حلهاي نظامي است، بايد به نكات ذيل توجه داشت: 1- پذيرش
اين واقعيت براي طرفهاي خارجي كه سرمايهگذاري حياتي و كم سابقهاي را براي
فروپاشي نظام سوريه داشته اند، بسيار سنگين و طاقت فرسا بوده و به معناي شكست
سياستهاي مداخله جويانه آنهاست. آنها با اين تحليل قدم به باتلاق سوريه گذاشتند
كه ظرف سه ماه، حاكميت اين كشور را سرنگون خواهند كرد و براي هميشه، رژيم
صهيونيستي را از معضلي به نام مقاومت ضد صهيونيستي و حزبالله لبنان خلاص خواهند
نمود ولي نه تنها چنين آرزويي محقق نشد بلكه باعث ايجاد غبار سنگين تفكرات
تروريستي در منطقه و حضور فعال نيروهاي القاعده در خاورميانه و شمال افريقا گرديد. 2- كساني كه داعيهدار
دلسوزي براي مردم سوريه بودند و همواره بر طبل حقوق بشر و دمكراسي ميكوبيدند، به
جاي ايجاد آرامش و امنيت براي مردم سوريه، منشأ حمايت از گروههائي شدند كه ماهيتي
جز شرارت و ناامني ندارند و در صورت پيروزي نيز نخواهند توانست وجههاي را براي
حاميان غربي شان كسب كنند. مهمتر از همه اينكه از هم اكنون منشأ بروز ناآراميهايي
شدهاند كه كشورهاي همسايه سوريه را نيز درگير عواقب حضور تفكرات افراطي خود در
منطقه كرده است. 3- راهي
كه مخالفان نظام سوريه براي حذف بشار اسد در پيش گرفتهاند در مقام مقايسه هزينه و
فايده آن، مسير بسيار خطرناك و پرهزينهاي است و ميتواند درصورت پيروزي تروريستهاي
القاعده، به سرريز شدن بحران و گسترش دامنه ناآراميها در ساير كشورهاي عرب و ديگر
همسايگان منجر شود و اين همان چيزي است كه غربيها را نسبت به ادامه حمايت از
تروريستها و بازي با كارت القاعده، دچار ترديد ميكند. اكنون
عليرغم آنكه طبل زير پاي تروريستهاي افراطي القاعده در سوريه پاره شده و
ناكارآمدي راه حلهاي نظامي براي سرنگوني دولت سوريه به اثبات رسيده، باز هم برخي
عناصر و بازيگران خارجي در بحران سوريه حاضر به پذيرش اين واقعيت و تن دادن به
شكست هر آنچه تاكنون در اين كشور كاشته اند، نيستند زيرا پذيرش اين واقعيت به
معناي پذيرفتن خفت شكست در سرمايهگذاري دو سالهاي است كه مجموعه كشورهاي غربي،
عربي و رژيم صهيونيستي در طرح به سقوط كشاندن جبهه مقاومت كردهاند. بنابر اين كاملاً طبيعي است اكنون كه صف مخالفين داخلي دولت
سوريه به دو بخش كاملاً مجزا تفكيك شده و عدهاي معتقد به مذاكره و يافتن راه حل
سياسي هستند، عدهاي همچنان بر طبل پاره جنگ و راه حل نظامي بكوبند و حاضر به
پذيرش واقعيت نباشند. به هر حال برخي رژيمهاي منطقه مثل قطر، تركيه
و عربستان كه به عنوان عامل و پادوي طرح آمريكايي و صهيونيستي فروپاشي دولت سوريه
عمل كرده و سرمايهگذاري سياسي، مالي، نظامي و حيثيتي بسياري را متحمل شده اند،
همچنان با تن دادن به راه حلهاي سياسي مخالفت ميكنند زيرا آن را به معناي شكست
خود ميدانند كه قطعاً نيز چنين است. آنچه در
شرايط كنوني ميتواند همه طرفها را به راه حل قابل قبولي برساند، متوقف كردن
حمايت خارجي از گروههاي مسلح معارض، توقف عمليات نظامي و اجراي آتش بس، تدوين
منشور فراگير شامل همه پرسي و تشكيل حكومت جديد شامل همه گروههاي سوري است. طبعاً
مشاركت نكردن در حل سياسي بحران سوريه به معناي پذيرش گسترش آتش فتنه به ديگر
كشورها، از خاورميانه گرفته تا افريقا و حتي بخشهايي از اروپا خواهد بود كه تبعات
بسيار سنگيني را براي آتش افروزان خواهد داشت"
هوشنگ
بهداد
روزی نامه ی حکومتی جموری اسلامی 4 شنبه 11
بهمن ماه سال 1391
سوريه؛ شكست جنگ افروزان