گزیده خبرهای ناامنی های اجتماعی 26 شهریور - 93
انتقام اینترنتی از
دوست بدلیل حسادت و قتل بخاطر گوشی تلفن وقتل ناموسی بدلیل مشکوک بودن و تصادف
مرگبار بخش کوچکی از خبرها و وقایع و فجایع روزانه ی جامعه ی رژیم داعشی ولایت
فقیه ا ست که مدعیستا من ترین کشور جهان می باشذ.
انتقام اینترنتی خواهرشوهر حسود
دختر جواني كه به اتهام انتشار عكسهاي
خصوصي همسر برادرش در شبكههاي اجتماعي به پليس فتا احضار شده بود، گفت: به خاطر
محبتهاي برادرم به او حسادت ميكردم و به همين دليل تصميم گرفتم عكسهاي خصوصي او
را در شبكههاي مجازي منتشر كنم.دختر جوان در بازجوييها گفت: «دانشجوي
مقطع كارداني بودم كه با لادن دوست شدم. او دختر شوخطبعي بود. رفتار و حركات لادن
خيلي دوستداشتني بود و به همين خاطر هم خيلي زود دوستي من و او آنقدر صميمانه شد
كه حتي رازهاي زندگي شخصيمان را با يكديگر در ميان ميگذاشتيم. آن روزها لادن با
يكي از همكلاسيهايمان آشنا شده بود و قصد داشتند با يكديگر ازدواج كنند. او مرا
هم به نادر معرفي كرده بود؛ تا اينكه يك روز صبح، سهنفري به كوههاي اطراف مشهد
رفتيم؛ آن روز، من با گوشي تلفن همراهم تعدادي عكس خصوصي از آنها گرفتم تا يادگاري
براي بعدها داشته باشم. دوستي من و لادن، نه تنها به رفت و آمدها و مهمانيهاي
خانوادگي كشيده شده بود بلكه حتي يك روز را هم نميتوانستيم بدون يكديگر سپري
كنيم. در يكي از همين مهمانيها، برادرم با ديدن لادن و شوخيهاي با مزهاش عاشق
او شد و از من خواست تا لادن را براي او خواستگاري كنم.
از انتخاب برادرم تعجب كرده بودم، اما
از سوي ديگر هم دلم ميخواست لادن براي هميشه كنارم باشد؛ وقتي موضوع را با او در
ميان گذاشتم گفت «ميداني كه من قصد دارم با نادر ازدواج كنم»، اما من آنقدر اصرار
كردم و از روزهاي خوش آينده گفتم كه بالاخره راضي به ازدواج با برادرم شد، اما
هنوز مدت زيادي از ازدواج آنها نگذشته بود كه حسادتهاي زنانهام آغاز شد.هديههايي
كه برادرم براي او ميخريد و لباسهايي را كه او ميپوشيد، نميتوانستم تحمل كنم.
آرام آرام اين حسادتها به كينه و اختلاف تبديل شد تا اينكه تصميم گرفتم با انتشار
عكسهايي كه از او و نادر داشتم زهرچشمي از لادن بگيرم؛ اما برادرم با ديدن آن عكسها
در شبكههاي اجتماعي به سراغ نادر رفت. او كه احتمال ميداد نادر براي انتقام از
او، اين كار را كرده باشد او را با ضربه چاقو مجروح كرد و برادرم به خاطر ايراد
ضرب و جرح و قدرت نمايي با چاقو روانه زندان شد. به گزارش ايمنا، در
ادامه رسيدگي به پرونده هم ماموران پليس فتا با رديابيهاي اينترنتي متوجه شدند كه
من عكسها را در شبكه اجتماعي منتشر كردهام. من با يك اشتباه احمقانه نه تنها
زندگي برادرم و لادن را متلاشي كردم بلكه بايد از اين به بعد برادرم را پشت ميلههاي
زندان ملاقات كنم. از سوي ديگر هم نميدانم تكليف من به خاطر انتشار عكسهاي خصوصي
در فضاي مجازي چه خواهد شد و چه مجازاتي در انتظارم است.»
پسر جوانی که متهم است بعد از زورگیری
از جوانی او را به قتل رسانده، در جلسه محاکمه ضمن توضیح واقعه از اولیایدم
درخواست بخشش کرد.به گزارش خبرنگار ما، جوانی به نام یعقوب یک سال پیش به
ماموران خبر داد توسط دو جوان مورد زورگیری قرار گرفته است. دقایقی بعد پلیس در
جریان درگیری بین چند جوان قرار گرفت و زمانی که ماموران در محل حاضر شدند،
فهمیدند شخصی که در این درگیری کشته شده همان یعقوب است. ماموران دوجوانی را که در
این درگیری حضور داشتند، بازداشت کردند. دو متهم جزییات درگیری و قتل را توضیح
دادند و پذیرفتند یعقوب را بعد از زورگیری به قتل رساندهاند. دو متهم گفتند خود
را مامور نیروی انتظامی معرفی و وقتی مقتول را متوقف کردند تلفن همراه او را
دزدیدند.دو متهم پرونده که پویان و پرویز نام دارند با تکمیل
تحقیقات و شکایت اولیای دم و پس از صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه
کیفری استان تهران معرفی شدند. روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان تهران در
جایگاه حاضر شد در دفاع از کیفرخواست گفت: «پویان متهم ردیف اول این پرونده یکسال
قبل در نزاع با یعقوب با واردآوردن ضربه چاقو او را به قتل رساند. پویان و پرویز
روز حادثه در حالیکه سوار بر موتور بودند یعقوب را تعقیب کردند و تلفن همراهش را
به سرقت بردند. بعد از اینکه مرد جوان به پلیس مراجعه کرد و این سرقت را گزارش داد
دو متهم را در خیابان دید و پویان با شروع درگیری چند ضربه چاقو به یعقوب زد و او
را به قتل رساند. همچنین متهم دیگر پرونده در این سرقت و قتل همدستی داشت و از نظر
دادسرا وی مرتکب جرم معاونت در قتل شده است. بنابراین درخواست رسیدگی در این خصوص
را دارم. همچنین از آنجایی که دو متهم خود را مامور نیروی انتظامی معرفی کردهاند
مرتکب جرم جعل عنوان شده و من در این خصوص هم درخواست رسیدگی دارم.»
سپس اولیایدم در جایگاه حاضر شدند و
درخواست صدور حکم قصاص برای پویان و مجازات برای متهم ردیف دوم کردند. وقتی پویان
برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شد در حالیکه بهشدت گریه میکرد اتهام قتل را
قبول کرد و گفت قصدی برای این کار نداشت. متهم گفت: «وقتی درگیر شدیم فقط خواستم
از دست او فرار کنم. نمیخواستم او را بکشم و اصلا متوجه نشدم چطور این اتفاق
افتاد. از اولیایدم درخواست بخشش دارم، من واقعا شرمنده آنها هستم.» وی در توضیح
اینکه این قتل چطور اتفاق افتاد، گفت: «من قرص مصرف کرده بودم و چیز زیادی به
یاد ندارم. متوجه نشدم قتل چطور اتفاق افتاد و واقعا هم یادم نمیآید چطور ضربات
را به او زدم، من تحتتاثیر قرصی که خورده بودم این کار را کردم.»در ادامه
متهم ردیف دوم در جایگاه قرارگرفت. او اتهامش را رد کرد و گفت: «ما نه قصد زورگیری
داشتیم و نه اصلا این کار را کردیم. روز حادثه یعقوب مزاحم دختری جوان شده بود.
ما میخواستیم از آن دختر حمایت کنیم که درگیری شدیدی به وجود آمد. مساله زورگیری
موبایل واقعیت ندارد. این مقتول بود که مزاحمت ایجاد کرد و ما هم از آن دختر دفاع
کردیم.»وقتی قاضی به متهم متذکر شد سابقه زورگیری دارد، پرویز
گفت: «من کارمند اخراجی نیروی انتظامی هستم. چندسال قبل که در کلانتری مشغول به
خدمت بودم برای تفریح و شوخی از یک جوان افغان موبایل گرفتم، آن هم نه به قصد
زورگیری فقط برای اینکه شوخی و تفریح کرده باشم همین موضوع برایم پرونده و سابقه
شد. من هیچ سابقه زورگیریای ندارم و وقتی از نیروی انتظامی بیرون آمدم همهچیز
تمام شد و دیگر این کار را نکردم. روز حادثه هم خودمان را مامور معرفی کردیم، چون
مقتول به ما گفت شما چه کاره هستید که جلوی من را گرفتید، من هم گفتم مامور هستیم
البته قصدم جعل عنوان نبود چون قبلا مامور پلیس بودم این حرف را زدم.»بنابر این
گزارش هیات قضات بعد از پایان دفاعیات متهمان و وکلای آنها برای صدور رای وارد شور
شدند.
پسری نوجوان وقتی پیامکهای خواهرش را
خواند به تصور اینکه او گرفتار مشکلات اخلاقی شده است وی را کشت و جسدش را در
انباری خانه دفن کرد.به گزارش خبرنگار ما، خبر قتل هولناک
الناز، دختر 19ساله را مادرش به ماموران پلیس اعلام کرد. او در تماس با ماموران
گفت: «پسرم علی با خواهرش درگیر شد، او را خفه و جسدش را با کندن چالهای در
انباری خانه دفن کرد.» این زن مدعی شد هنگام درگیری خواهر و برادر در آنجا بوده
اما نتوانسته کاری کند و پسرش هم بعد از دفنکردن خواهرش خانه را ترک کرده است.
وقتی ماموران به خانه این زن رفتند و خاک نرم انباری را دیدند متوجه شدند آنجا بهتازگی
کنده شده است. آنها در ادامه جسد الناز را از زیر خاک بیرون
کشیدند. با ارسال جسد به پزشکیقانونی و اثبات صحت اظهارات زن میانسال، تحقیقات
برای پیداکردن علی آغاز شد تا اینکه ماموران یک هفته بعد موفق شدند او را در حالیکه
قصد داشت از کشور خارج شود، بازداشت کنند. علی بلافاصله بعد از
بازداشت مسوولیت قتل خواهرش را برعهده گرفت و گفت: «مدتی بود متوجه شده بودم
خواهرم کارهای عجیب میکند و سعی دارد مسایلی را از ما پنهان کند. چندروزی او را
زیر نظر گرفتم و فهمیدم الناز با آدمهای بدی رابطه دارد. به او گفتم این رابطه را
قطع کن و اگر به حرفم گوش بدهی فراموش میکنم تو چه کردهای. ما پدر نداشتیم و با
مادرمان زندگی میکردیم. نبود پدر باعث شده بود الناز فکر کند میتواند هر کاری
دوست دارد انجام دهد. فکر میکردم تذکری که به او دادم کافی است و با اینکه با من
جروبحث کرد اما دیگر به آن روابط ادامه نمیدهد.» علی در ادامه گفت:
«خواهرم چندروز قبل از حادثه از خانه بیرون رفت زمانی که من به منزل رفتم و از
مادرم پرسیدم الناز کجاست، جواب داد با دوستانش بیرون رفته است. خواهرم چند شب به
خانه نیامد وقتی که آمد با هم جروبحث کردیم و به او گفتم باید به من بگویی کجا
رفتهای و توضیح بدهی چه اتفاقی افتاده است و او به من گفت به تو ربطی ندارد.»
متهم ادامه داد: «خواهرم دوسال از من بزرگتر بود و میگفت کارهایم به تو هیچ ربطی ندارد و هرکاری بخواهم میکنم مادرم هم با او برخوردی نمیکرد. به الناز گفتم باید جواب بدهد، کتکش زدم و گوشی تلفنش را از او گرفتم متوجه شدم عکسها و پیامکهای نامناسبی در گوشی او است ضمن اینکه شمارهتلفنهای غریبه هم در گوشیاش بود. فهمیدم خواهرم به راهی که نباید، کشیده شده و او حالا دختری فاسد است؛ با هم درگیر شدیم، گفتم غیرت من اجازه نمیدهد تو را رها کنم تا هرکاری دوست داری بکنی. باز فحاشی کرد و به من گفت به تو ربطی ندارد. دستهایم را روی گلوی خواهرم گذاشتم و فشار دادم. مادرم خواست جلو من را بگیرد اما نتوانست. من خیلی عصبی و ناراحت بودم وقتی به خودم آمدم خواهرم خفه شده و جانش را از دست داده بود. آنموقع اصلا از کارم پشیمان نبودم. در انباری خانه چالهای کندم و خواهرم را دفن و بعد هم از خانه فرار کردم. او آبرو و حیثیت من را برده بود در محله همه درباره خواهرم صحبت میکردند و انگشتنمای مردم شده بودم حتی خجالت میکشیدم سر کار بروم. من به خواهرم گفته بودم اگر کسی در زندگیاش هست میتواند او را به ما معرفی کند و با هم ازدواج کنند اما بعد متوجه شدم خواهرم از این راه پول درمیآورد و همین موضوع هم من را بهشدت ناراحت کرد. هرچند بهخاطر مرگ خواهرم ناراحت هستم اما راهی نداشتم و باید او را میکشتم.» پزشکیقانونی در ادامه تحقیقات، مرگ الناز بر اثر خفگی را تایید و اعلام کرد علت مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن است. علی باتوجه به این نظریه و شکایت مادر مقتول بازداشت و کیفرخواست علیه او با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه قتل صادر شد و وی به زودی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشود.
متهم ادامه داد: «خواهرم دوسال از من بزرگتر بود و میگفت کارهایم به تو هیچ ربطی ندارد و هرکاری بخواهم میکنم مادرم هم با او برخوردی نمیکرد. به الناز گفتم باید جواب بدهد، کتکش زدم و گوشی تلفنش را از او گرفتم متوجه شدم عکسها و پیامکهای نامناسبی در گوشی او است ضمن اینکه شمارهتلفنهای غریبه هم در گوشیاش بود. فهمیدم خواهرم به راهی که نباید، کشیده شده و او حالا دختری فاسد است؛ با هم درگیر شدیم، گفتم غیرت من اجازه نمیدهد تو را رها کنم تا هرکاری دوست داری بکنی. باز فحاشی کرد و به من گفت به تو ربطی ندارد. دستهایم را روی گلوی خواهرم گذاشتم و فشار دادم. مادرم خواست جلو من را بگیرد اما نتوانست. من خیلی عصبی و ناراحت بودم وقتی به خودم آمدم خواهرم خفه شده و جانش را از دست داده بود. آنموقع اصلا از کارم پشیمان نبودم. در انباری خانه چالهای کندم و خواهرم را دفن و بعد هم از خانه فرار کردم. او آبرو و حیثیت من را برده بود در محله همه درباره خواهرم صحبت میکردند و انگشتنمای مردم شده بودم حتی خجالت میکشیدم سر کار بروم. من به خواهرم گفته بودم اگر کسی در زندگیاش هست میتواند او را به ما معرفی کند و با هم ازدواج کنند اما بعد متوجه شدم خواهرم از این راه پول درمیآورد و همین موضوع هم من را بهشدت ناراحت کرد. هرچند بهخاطر مرگ خواهرم ناراحت هستم اما راهی نداشتم و باید او را میکشتم.» پزشکیقانونی در ادامه تحقیقات، مرگ الناز بر اثر خفگی را تایید و اعلام کرد علت مرگ فشار بر عناصر حیاتی گردن است. علی باتوجه به این نظریه و شکایت مادر مقتول بازداشت و کیفرخواست علیه او با تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه قتل صادر شد و وی به زودی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشود.
سخنگوی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی
شهرداری تهران از واژگونی مرگبار سواری پرشیا در جاده خاوران خبر داد. سید جلال
ملکی در گفتوگو با ایسنا، در اینباره گفت: در ساعت 2:54 بامداد امروز سه شنبه
ستاد فرماندهی آتش نشانی تهران از حادثه واژگون شدن یک دستگاه پژو پرشیا و محبوس
شدن سرنشینان آن در جاده خاوران مقابل روستای توتک مطلع شد و عوامل ایستگاه 66 را
به محل حادثه اعزام کرد. ملکی با اشاره به حضور
آتش نشانان در محل حادثه افزود: آتش نشانان مشاهده کردند که در این حادثه یک
دستگاه پژو پرشیا به هنگام حرکت از مسیر اصلی جاده منحرف و پس از برخورد با بلوکهای
نیوجرسی حاشیه جاده واژگون شده است. وی با بیان اینکه پس
از این حادثه راننده خودرو در محل تصادف و یا داخل خودرو مشاهده نشد، تصریح کرد:
چهار نفر از سرنشینان خودرو درون کابین محبوس شده بودند که آتش نشانان با استفاده
از تجهیزات موجود آنها را خارج و تحویل عوامل اورژانس دادند که عوامل اورژانس سه
سرنشین عقبی را به بیمارستان منتقل کرده و مرگ سرنشین جلو که جوانی 35 ساله بود را
تائید و اعلام کردند. به گفته سخنگوی سازمان
آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران آتش نشان پس از ایمن سازی محل در ساعت 3:45
بامداد به عملیات خود خاتمه دادند.