گزیده ها 2 بهمن -94

گزیده ها 2 بهمن -94
مهمترین مشکل بازار مسکن، قدرت خرید متقاضیان است که باوجود افزایش سقف وام‌های مسکن، افزایش نیافته است.
به گزارش خبرنگار مهر، باوجود سیاست‌های دولت در رابطه با افزایش سقف وام‌های مسکن اما هنوز مشکلات بخش مسکن و خانه دار شدن متقاضیان حل نشده و این وام‌ها نتوانسته پاسخگوی نیاز متقاضیان در این بخش باشد به طوری که تعداد زیادی از متقاضیان توانایی پرداخت اقساط وام‌ها و یا پس انداز کافی را برای خرید خانه ندارند، به همین دلیل همچنان نمی‌توان تاثیر افزایش سقف وام‌های بانکی را در بازار مسکن دید.
در واقع با وجود کاهش قیمت‌ها در دوسال گذشته، بازهم متقاضیان توانایی ورود به این بازار را ندارند و قدرت خرید متقاضیان مسکن همچنان پایین است. البته در پاییز سال گذشته اندکی قیمت‌ها رشد داشت اما بازهم بازار از زمستان سال گذشته با افت قیمت‌ها مواجه شده است که این رویه همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر، کاهش ساخت وساز مسکن در دو سال گذشته، بازار را با کاهش عرضه مواجه کرده است که در کنار نیاز انباشته مسکن از سال‌های گذشته، زنگ خطری برای تقاضا به شمار می‌رود.
کارشناسان پیش بینی می‌کنند انباشت تقاضا و افزایش ناگهانی قیمت‌ها، بازار را نسبت به خرید تشنه می‌کند که همین موضوع از مشکلاتی است که بازار مسکن را در آینده نه چندان دور دچار مشکلاتی خواهد کرد؛ مگر اینکه دولت، برنامه خاصی را برای کنترل قیمت‌ها و پاسخگویی به تقاضاها داشته باشد.
براساس، آمارها، صدور پروانه‌های ساختمانی شهر تهران در تابستان سال ۱۳۹۴، نسبت به فصل گذشته حدود ۱۲.۴ درصد و نسبت به فصل مشابه سال گذشته حدود ۲۱.۳ درصد کاهش داشته است و نشان می‌دهد سازندگان تمایلی به حضور در بازار مسکن ندارند؛ برخلاف سال‌های گذشته که ساخت و ساز با شدت بیشتری پیگیری می‌شد و سازندگان در این موضوع با یکدیگر رقابت می‌کردند.
نرخ واحدهای ۷۰ متری در برخی محله‌های تهران
براساس گزارش میدانی خبرنگار مهر، واحدی ۷۵ متری در اقدسیه کوی لاله ۴۳۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده و در شمس آباد آپارتمانی ۷۴ متری و دوخوابه، بازسازی شده با پارکینگ و انباری ۳۲۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد.
در محدوده پونک فکوری واحدی ۷۲ متری و دوخوابه با عمر ۱۰ ساله و فول امکانات ۳۱۲ میلیون تومان فروخته می شود و در اوین آپارتمانی ۷۴ متری و دوخوابه و نوساز با پارکینگ و انباری ۴۴۵ میلیون به فروش می‌رسد.
همچنین در میدان خراسان واحدی ۷۵ متریطبقه ۲ با آسانسور و فول امکانات، نوساز هرمترمربع ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود و آپارتمانی ۷۱ متری و دوخوابه با پارکینگ و انباری ۲۳۵ میلیون تومان به فروش می رسد.
در پونک ۲۲بهمن، عدل جنوبی آپارتمانی ۷۳ متری و دوخوابه با عمر ۱۰ساله ۲۹۰ میلیون تومان قیمت گذاری شده است و در هاشمی، شهرری صفائیه آپارتمانی ۷۵متری و دوخوابه با پارکینگ هرمترمربع یک میلیون و ۹۵۰ هزار تومان به فروش می رسد.
براین اساس واحدی ۷۵ متری و دوخوابه با امکانات، نوساز در شهرک غرب بلوار دریا ۶۲۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است و واحدی ۷۵ متری، دوخوابه و بازسازی شده با عمر ۲۲ ساله ۵۵۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد.
در نیاوران - ازگل واحدی ۷۵ متری ۵۶۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده و در  ازگل آپارتمانی ۵۰ متری ۳۲۰ میلیون تومان فروخته می‌شود. همچنین آپارتمانی ۷۵ متری و دوخوابه در ونک هر متر مربع ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد و در اشرفی - باهنر واحدی ۷۴ متری و نوساز با امکانات هرمترمربع ۵ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است.
رئیس اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران(اسکودا)گفت: اگر بتوان مواردی را که طبع مجرمانه آن کمرنگ است یا اصلا چنین طبعی ندارد از ردیف جرایم تعریف شده حذف کرد، مشکلات کمتر خواهد شد.
بهمن کشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در خصوص لایحه قضازدایی و حذف عناوین مجرمانه گفت: در نظام قضایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما ویژگی چشمگیری وجود دارد، بطوریکه قانونگذاران از دیرباز سعی کردند؛ مشکلاتی را که طبع قضایی و کیفری ندارد با تعیین مجازات و جرم‌انگاری حل کنند.
وی با انتقاد از اینکه این مسئله باعث تورم تعداد عناوین مجرمانه سنگین شدن بار دادگاه‌ها، اطاله دادرسی و تحمیل هزینه سنگین از نظر مالی و نیروی انسانی بر دولت و نظام شده است، ادامه داد: اگر بتوان مواردی را که طبع مجرمانه آن کمرنگ است یا اصلا چنین طبعی ندارد از ردیف جرایم تعریف شده حذف کرد، این مشکلات کمتر خواهد شد.
کشاورز با تاکید بر اینکه براساس ضوابط کلی در عناوین مجرمانه باید به دنبال تشخیص سوءنیت جدی و قصد اضرار به جامعه باشیم، اظهار کرد: در چنین شرایطی نباید مواردی را که فاقد چنین اوصافی هستند؛ جرم‌انگاری کرد.
در فرایند قضازدایی زندان‌ها خلوت می‌شوند
وی با بیان اینکه منظور از قضازدایی آن است که بتوان بسیاری از مواردی را که به نوعی مخل یک ضابطه اجتماعی یا حقوق فردی هستند با جریمه یا مجازات‌های صنفی و انتظامی کیفر داد، خاطرنشان کرد: با چنین رویکردی از یکسو مسئله تورم و انباشتگی عناوین مجرمانه کاهش می‌یابد و از دیگر سو زندان‌ها خلوت خواهند شد.
رئیس اسکودا اضافه کرد: با چنین روندی اصناف و گروه‌های شغلی و جامعه مدنی در شرایطی قرار می‌گیرند که خود می‌توانند؛ نظم و انضباط را در صنف و شغل مربوطه حاکم کنند.
کشاورز در ادامه سخنان خود در خصوص نحوه جبران خسارت افرادی که براساس این لایحه عنوان مجرمانه از اقداماتشان حذف می‌شود، اظهار کرد: جبران خسارت موضوعی مجزا از جنبه کیفری است و اصولا جرم‌زدایی و قضازدایی باید توام با تقویت موارد مسئولیت مدنی باشد که البته در مقام مطالبه و وصول ممکن است به نوعی با مجازات‌های جایگزین پیوند یابد.
کشاورز همچنین درخصوص حذف مجازات اعدام قاچاقچیان موادمخدر تصریح کرد: اگر این  اقدام همراه با ضوابطی برای محروم کردن کلی این افراد از منافع مالی بدست آمده از این عمل باشد مفید خواهد بود و مجازات حبس طولانی‌مدت برای دانه‌درشت‌ها به شرطی که تحمل کیفر با حداقل امکانات رفاهی (آنچنان که در آیین‌نامه زندان‌ها آمده است) بنمایند، می‌تواند؛ موثر باشد.
وی اضافه کرد: آنچه مسلم است؛ اگر مجازات اعدام موثر بود تابحال اثر کرده بود.
باورپذیر نبود و بسیار دگرگون‌کننده بود که چگونه ممکن است مریم که روزی با هزاران آرزو و امید، دیوانه‌وار عاشق همسرش رامین شده بود، او را به قتل برساند. وقتی مقابل افسر پلیس آگاهی نشست نگاهی به دستبندش انداخت و آرام شروع به تعریف ماجرای زندگی‌اش کرد.
 
به گزارش تسنیم، «عقلم را به کلی باخته بودم و جز او به هیچ کس دیگری نمی‌توانستم فکر کنم. من و رامین در راه مدرسه با هم آشنا شدیم و یک سال پس از این دوستی خیابانی در حالی که 20 سال بیشتر نداشتم، هنگامی که با مخالفت فراوان خانواده‌ام برای ازدواج با رامین روبه‌رو شدم، دست به خودکشی زدم و تا یک قدمی مرگ پیش رفتم. پدرم به شرطی موافقت خود را با این ازدواج اعلام کرد که چند سال در دوران عقد بمانیم تا آمادگی‌های لازم برای تشکیل زندگی مشترک را پیدا کنیم.به این ترتیب به عقد پسر مورد علاقه‌ام درآمدم، اما از همان روزهای اول دوران نامزدی متوجه شدم رامین تعادل روحی و روانی ندارد. من در مدت کوتاهی فهمیدم او به مواد مخدر صنعتی معتاد است و همان موقع بود که تصمیم به جدایی از رامین گرفتم.
 
افسوس در شرایطی قرار گرفتم که تصمیم‌گیری برایم خیلی مشکل شد، چراکه باردار شده بودم و بناچار باید به زندگی مشترک خود با او ادامه می‌دادم.
 
بیچاره پدرم که برایم سنگ تمام گذاشته بود و تمام خرج و مخارج زندگی‌مان را پرداخت می‌کرد، زیرا رامین کاری جز مصرف مواد نداشت و بیکاری و پرسه زدن در کوچه‌های حماقت کار روزانه‌اش بود و نسبت به خانواده‌اش احساس مسئولیت نداشت.
 
او که خیلی نگران آینده من و فرزندم بود چند بار از رامین قول گرفت که اگر اعتیادش به مواد مخدر را کنار بگذارد، برایش تاکسی و خانه می‌خرد. متاسفانه شوهرم بارها و بارها قول مردانه داد که اعتیادش را ترک کند، اما او که اعتماد به نفس خود را از دست داده بود، خیلی زود به فراموشی می‌سپرد که چه قراری با پدرم گذاشته است.
 
من دوران بارداری بسیار سختی را پشت‌سر گذاشتم. چند بار رامین مرا به طرز وحشیانه‌ای کتک‌زده بود، می‌ترسیدم بلایی به سر بچه‌ام بیاید، اما خدا را شکر فرزندم صحیح و سالم به دنیا آمد. با تولد دخترمان، رامین جوگیر شد و جلوی همه اعضای خانواده قول داد که به خاطر فرزندمان اعتیادش را ترک کند.
در این شرایط پدرم برای او خودرو خرید تا پاداش کار نکرده‌اش را دریافت کند و برای رهایی از باتلاق اعتیاد مصمم‌تر بتواند تصمیم بگیرد، ولی باز هم نتیجه‌ای نگرفتیم و روز به روز حال همسرم وخیم‌تر از گذشته می‌شد.
 
او تحمل شنیدن گریه فرزندمان را نداشت، شب تا صبح با چاقویی در دست بالای سر من و فرزندم می‌نشست و من و بچه بی‌گناهم را تهدید به مرگ می‌کرد. دیگر خسته شده بودم و نمی‌توانستم به این زندگی ادامه بدهم. بناچار روزی دخترم مهسا را برداشته و راهی خانه پدرم شدم و به او گفتم که برای جدایی از رامین تصمیم قطعی گرفته‌ام.
 
برای طلاق لحظه‌شماری می‌کردم درست مثل همان هنگامی که برای رسیدن به مرد رویاهایم سر از پا نمی‌شناختم. هنگامی که رامین از تصمیم قطعی من برای طلاق آگاه شد به خانه پدرم آمد و با زور و تهدید دخترم را برد و گفت یا باید بر سر زندگی خود برگردم یا این که کاری می‌کند که دیگر هیچ گاه نتوانم مهسا را ببینم.
 
گرچه دیگر نمی‌توانستم حتی لحظه‌ای به زندگی در کنار او ادامه دهم، ولی جدایی از دخترم که بسیار به او وابسته بودم نیز برایم غیرممکن بود به همین دلیل تصمیم گرفتم که به دور از چشم رامین، روند اداری جدایی از او را به وکیلم واگذار کنم و تا پایان یافتن کارهای اداری طلاق برای این که رنج دوری از دخترم را به جان نخرم، با وعده‌های پوشالی، به سر زندگیم بازگشته و این چنین وانمود کنم که هنوز او را دوست داشته و علاقه‌مند به ادامه زندگی با او هستم.
 
دوباره زندگی را در کنار او آغاز کردم، باز مجبور بودم همان اعمال بی‌پایان نابهنجا ر او را تحمل کنم و در حالی که از درون چون دریایی خروشان ناآرام بودم در ظاهر خود را آرام نشان داده و با جان و دل از کودک خردسالم محافظت کنم، زیرا لحظه‌ای نمی‌توانستم او را در کنار فردی که تمام زندگیش چیزی جز مصرف شیشه نبوده و عاطفه پدری در وجودش مرده بود، تنها بگذارم. در یکی از شب‌ها، رامین به علت مصرف شدید مواد گویی دچار جنون شده بود، مدام در خانه داد و فریاد می‌کرد و در حالی که چاقویی را در دست خود گرفته بود به سوی من و فرزندم حمله کرد، من از ترس همراه دخترم به داخل اتاق خواب پناه بردم و در اتاق را از پشت قفل کردم.

فایده‌ای نداشت و جنون او را پایانی نبود، رامین در را شکست و در حالی که چندان تعادلی در حرکاتش نداشت با چاقو به سوی من آمد و من نیز که می‌ترسیدم صدمه‌ای به فرزندم وارد کند دیوانه‌وار فریاد می‌زدم و هنگامی که به خود آمدم دریافتم که او به علت ضربه‌ای که من به وسیله پایه آهنی چراغ خواب به سرش وارد کرده‌ام، غرق در خون شده است.
 
بسیار ترسیده بودم، با پدرم تماس گرفتم و به کمک او رامین را به بیمارستان رسانیدم و در کمال ناباوری، او پس از چند روز به علت خونریزی مغزی در گذشت و من نیز به جرم قتل روانه زندان شدم. ای کاش از ابتدا دریافته بودم که برای یک عمر زندگی فقط در راه مدرسه و در محدوده احساسات لحظه‌ای نمی‌توان تصمیم گرفت، ای کاش به پندهای دلسوزانه پدر و مادرم گوش می‌دادم و در غرور خودخواهی غوطه‌ور نمی‌شدم و هزاران ای کاش‌های دیگر.
 
خود را گول نزنید
کارشناس روان‌شناسی مرکز مشاوره آرامش پلیس استان مرکزی در این باره می‌گوید: زمانی که طرفین متوجه می‌شوند که با خانواده طرف مقابل همخوانی‌های لازم، را ندارند، با این باور خود را فریب می‌دهند که من خود او را دوست دارم و با او می‌خواهم ازدواج کنم نه خانواده‌اش. شاید یکی از سوالات جدی بسیاری از پدران و مادران و همچنین متولیان تربیتی این باشد که چرا با وجود هشدارهای زیادی که به جوانان داده می‌شود و این همه مصداق شکست درباره دوستی‌های خیابانی که گوشزد می‌شود باز هم شاهد این مساله در جامعه هستیم و حتی هر از چند گاهی در صفحه حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم که یک دوستی خیابانی زمینه‌ساز جرایم بزرگی مانند قتل شده است.
 
اکثر ما آنقدر از این که گول بخوریم بدمان می‌آید که وقتی در معرض سوءاستفاده یا فریب قرار می‌گیریم ترجیح می‌دهیم بگوییم که رابطه ما متفاوت است! در حالی که اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم که چنین نیست و این رابطه هم همان الگوی روابط دیگر را دارد و به اصطلاح خون ما رنگین‌تر از دیگران نیست! ازدواج‌های خیابانی معمولا بدون شناخت کافی، بدون آشنایی با بهترین و بدترین ویژگی‌های طرف مقابل و بدون خرد و دانایی کافی انجام می‌شود و متاسفانه اغلب منجر به جدایی و طلاق خواهد شد.
 
به نظر شما اگر کسی در محل کار، در بین فامیل و دوست و آشنا، در محل تحصیل و در بین همسایه‌ها و اقوام دورتر اعتبار کافی دارد، چرا در خیابان باید به دنبال همسر بگردد؟ و اگر در خیابان به دنبال همسر است یا از کسی خوشش آمده، چرا برای ازدواج، اقدام عملی نکرده و مدام امروز و فردا می‌کند؟
 
اغلب افرادی که در خیابان به دنبال جنس مخالف می‌گردند او را برای دوستی، وقت‌گذرانی، سرگرمی و در بهترین حالت برای شناخت جنس مخالف و نه ازدواج می‌خواهند.
 
بهتر است خود را گول نزنیم و رابطه‌مان را بیهوده رابطه‌ای برتر از روابط دیگران نشماریم و همیشه هوشیار باشیم.