شما كه لالايي دموكراسي بلديد چرا سال 88 خوابتان نبرد؟!

خبر ويژه 
شما كه لالايي دموكراسي بلديد چرا سال 88 خوابتان نبرد؟! 13 تیر – 95
پاسداران وبسیجیان با حمایت خامنه ای در 22 خرداد 88 هم کودتای تقلباتی علیه رقیب کردند .هم اینان را متهم به فتنه آمریکایی کردند و رهبران شان را درحصر کردند .هم معترضان را با وحشیانه ترین شیوه ی ضد انسانی سرکوب کردند  ودر بند کشاندند و شکنجه کردندو اعتراف گیری  کردند .هم اینکه 22 خرداد 99 تبدیل به نقطه عطف یا چماق وبهانه علیه ی ر قیب  شده است  طوریکه آن را همچون شمشیر دامکلس پس سرشان تبدیل کرده اند. برای همین اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداری از موضعف رار به جلو وطلبکاری مدام پیرامونش علیه ی رقیب مانور تبلیغاتی می دهد

«چطور وقتي به انگلستان مي رسد، روشنفکران فخر دموکراسي را مي فروشند اما در کشور خودمان به زدن زير ميز مي پردازند و شهر آشوبي مي کنند؟».
    داريوش سجادي همکار سابق نشريات اصلاح طلب در يادداشتي نوشت: صادق زيباکلام تئوريسين خودخوانده اصلاحات(!) اخيراً و پيرو رفراندوم برگزار شده در انگلستان که منجر به خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا شد بر کرسي تدريس دموکراسي نشسته و در خلوت و جلوت و مصاحبه و مقاله و سخنراني مبتهجانه نظام جمهوري اسلامي را اندرز مي دهد که به تجربه رفراندوم انگلستان تاسي کرده و دموکراسي واقعي را از لندن بيآموزند! زيباکلام مي فرمايند برخلاف دواعي آنان که مي گفتند و مي گويند دموکراسي غربي دروغي بيش نيست و مردم نقشي در انتخابات نداشته و محور بازي در دست محافل قدرت و نخبگان و اليت و اليگارشي حاکمه است که با لطائف الحيل و با فريب مردم آراي مطمح نظر خود را از صندوق بيرون مي آورند؛ با رفراندوم انگلستان که در آن بدنه عوام جامعه برخلاف نظر جميع پايوران و نخبگان و هيئت حاکمه راي خود را به نظام ديکته کرد اينک ثابت شد دموکراسي در غرب واقعي است و عوام مي توانند برخلاف خواست حکومت و خواص جامعه، راي خود را به صندوق ريخته و حکومت و اليگارشي حاکم و نخبگان مملکت را مجاب به پيروي از خود کنند.

    فرمايش جناب زيباکلام متين است اما ظاهراً فراموش کرده اند برخلاف مشق دموکراسي امروزشان، ايشان و همراهان و عقبه سياسي ايشان در اردوي سبزها بودند که در 88 همين دموکراسي مورد اقبال خود را برنتابيده و با ادله هائي متفرعنانه برآيند انتخابات 88 را به بهانه کودتا و تقلب و تخلف و تدليس، نفي کردند!

    ظاهراً حافظه ايشان فراموش کرده چگونه در 88 با دواعي محيرالعقولي از قبيل راي عوام دون راي خواص است و آنها زشت اند و بي ريخت اند و بي کلاس اند و بي سوادند و دهاتي اند و ما با شعوريم و با کلاس ايم و با سواديم و خوشگليم و خوش لباس ايم و خوش بيانيم و موندمان بالااست و با انبوهي از مواضع متفرعنانه و پر تبختر، بر چهره نظام ناخن کشيدند و 8 ماه شهر را اسير خيره سري و تفرعن خود کرده و برآيند انتخابات آن سال را قرباني خودشيفتگي و از خود متشکري شان کردند!

    چطور مرغ همسايه غاز است و وقتي انگلستان به آراي طبقات عوام جامعه احترام مي گذارد امثال زيباکلام احساس رسالت مي کنند تا فخر چنين دموکراسي نابي را به زمين و زمان بفروشند اما وقتي همين تجربه درکشورشان تکرار مي شود تمامي لوازم دموکراسي را فراموش کرده و با زدن به زير ميز و تحقير آراي توده هاي عوام، شهر آشوبي مي کنند.