يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "آينده اردوغان "

اوین نامه ی کیهان 4 شنبه 6 مرداد ماه سال 1395
    يادداشت روز  اوین نامه ی کیهان "آينده اردوغان "
تحلیل این یادداشت روزنویس اوین نامه ی کیهان که  عمدتاً محورکشورهای عربی وهمسایه می باشد که ازموضع ضدآمریکایی و علیه کشورهای مخالف بشار جنایتکار و حامی مخالفانش است . صد البته از بشار اسد جنایتکار وسیاست مداخله گرانه رژیم وارونه ی ولایت فقیه در امور کشورهای منطقه وهمسایه حمایت شدید می کند .بنابراین تحلیل محور آینده اردوغان به همین اساس اشاره شده است .
با وجود آن که نزديک به دو هفته از کودتاي - جمعه 24 تير ماه - مي گذرد، هنوز تحولات ترکيه در کانون خبري محافل سياسي و رسانه ها قرار دارد و از اين رو به نظر مي آيد آنچه علي الظاهر به آن در حدود ساعت 4 صبح روز شنبه - به وقت آنکارا - نقطه پايان گذاشته شد، پيامدها و تداوم هايي دارد که با آنها بايد شرايط پيش رو را تحليل کرد. در اين ميان چند نکته اساسي وجود دارد:
    1- کودتا در داخل ترکيه دو طرف بالنسبه قدرتمند داشت که اگر چه نتوانستند طراحي انجام شده را به پايان برسانند و شکست خوردند، اما کماکان در جامعه ترکيه حضور دارند و اردوغان و حزب او به رغم غلبه بر آنان، نمي توانند حضور پررنگشان را در جامعه ترکيه ناديده بگيرند. ارتش ترکيه - که ترکيبي از حدود 300 هزار نيروي نظامي بوده و در بطن ناتو به عنوان قدرت چهارم شناخته مي شود - کماکان به عنوان يک نهاد قدرتمند باقي مي ماند. ارتش بعد از کودتا تا حدي تضعيف مي شود و امکان پاره اي جابه جايي هاي مديريت شده توسط اردوغان تا حدي چهره جديدي به ارتش مي دهد اما در عين حال بنا به آنچه مشاهده مي شود، اردوغان در نهايت قادر نيست تحول عمده اي در ترکيب يک ارتش 300 هزار نفره ايجاد نمايد با اين وصف مي توان گفت ارتش زخم خورده و عصباني از تحقيرهايي که پس از کودتا بر آن تحميل شده است، بعد از مدتي به حالت عادي خود بازمي گردد و گستره حضور جغرافيايي آن - از شهرها تا مرزها - امکان تحرک ويژه اي به آن مي دهد. در عين حال اتصال ارتش به ناتو و پايگاه هوايي اينجرليک سبب مي شود تا ارتش کماکان خطوط فاصله خود با دولت و شخص اردوغان را حفظ نمايد.

    يک طرف ديگر ماجرا «فتح الله گولن» است. گولن در عين اينکه نماينده يک اسلام غرب گراست و در عين اينکه در بين توده هاي متدين و انقلابي ترکيه جايگاهي ندارد، اما به دليل وسعت و کارآمدي نهادهاي آموزشي، بهداشتي و خدماتي که در اختيار دارد و توانسته است يک پوشش فراگير شهري و روستايي ايجاد نمايد، به رغم شکست در کودتا و مواجه شدن با اخراج هوادارانش در سيستم قضايي و... ترکيه، در صحنه اجتماعي ترکيه حضور خواهد داشت. فتح الله گولن تبليغ کننده نوعي عرفان روشنفکري است که وفادار به متون اسلامي نيست و شريعتي را تبليغ مي کند که پايبندي به احکام اسلام در آن ضرورت ندارد و تکليف ديني به خود انسان و تصوراتي که از دين دارد، باز مي گردد. مشابه چنين «شريعت آسان»ي! در ايران از سوي تيپ هاي روشنفکري نظير عبدالکريم سروش تبليغ شده است. نوع تفکر گولن سبب شده است تا سازمان جاسوسي سيا آن را راه حل آمريکا در جهان اسلام تلقي کند و بعد از 22 بهمن 57، آن را مهمترين سد دفاعي غرب در مقابل انقلاب امام خميني- قدس سره- به حساب آورد. به هر حال به دليل خدمات اجتماعي هدفمندي که تيم گسترده گولن در ترکيه انجام داده و هم به دليل پشتيباني فراواني که غربي ها و بخصوص آمريکايي ها از او خواهند داشت، نيروهاي سازمان يافته گولنيست کماکان در صحنه سياسي و اجتماعي ترکيه فعال خواهند بود و اين- يعني تداوم نسبي قدرت ارتش و گولن- براي اردوغان دردسرساز خواهد بود.

    2- غرب بنا به دلايلي اردوغان و سياست هاي او را نمي پسندد. از يک طرف غرب و بخصوص آمريکا يک کشور قدرتمند اسلامي و ملتي که با يک نفر ديده شوند را برنمي تابند و از اين رو اگرچه اردوغان در طول دوره 14 ساله زمامداري اش خدمات مهمي به غرب و رژيم صهيونيستي داشته است اما در همان حال وجود يک تخفيف نسبتا کاريزما و هژمونيک را براي سياست هاي خود خطرآفرين ارزيابي مي کنند. از طرف ديگر غربي ها در ارزيابي دلايل شکست تحريم هاي گسترده اقتصادي غرب عليه ايران، ترکيه را يک «مقصر مهم» ارزيابي مي کنند. واقعيت هم اين است که رفتار ترکيه در دوره اي که فشار تحريم ها عليه ايران سخت و سخت تر مي شد، با سياست هاي غرب عليه ايران هماهنگ نبود. البته ترکيه اردوغان نه به خاطر ايران بلکه به دليل فرصت طلبي و نيازي که در حوزه اقتصادي داشت و طبع تاجرمآبانه ترکيه و اردوغان تا آنجا که مي توانست داربست هاي تحريم غرب را ناديده گرفت و از اين راه سودهاي هنگفتي هم بدست آورد.

    اگر ميان کشورهاي عضو اتحاديه اروپا و ترکيه در زمان 5-6 ساله اي که بحران اقتصادي، گلوي غرب را به شدت مي فشرد، مقايسه اي صورت دهيم، در مي يابيم که ترکيه از کشورهايي نظير ايتاليا، يونان، اسپانيا و... وضع بهتري داشت و با هزينه هاي کمتري از اين بحران عبور کرد و حال آنکه اقتصاد ترکيه اتصالات محکمي با اقتصاد اروپا داشت. در اين دوران- 2004 تا 2011- اردوغان توانست با در پيش گرفتن سياست صفر کردن مشکلات با همسايگان، سود هنگفتي از روسيه و ايران و هم پيمانان اين دو بدست آورد. گفته مي شود متوسط سهم روسيه در صنعت توريسم ترکيه در اين دوران 37 درصد بوده است و سهم ميعانات گازي ايران در بازار ترانزيت ترکيه هم به حدود نيمي از تجارت ترکيه جان داده است. آمريکايي ها و اروپايي ها اقدامات دولت اردوغان در حوزه اقتصادي که در عين حال منافع سرشاري هم براي روسيه و ايران در پي داشت را برنمي تابند و اين موضوع اردوغان را به يک «عنصر نامطلوب» براي آنان تبديل کرده است. از اين رو به نظر مي آيد عليرغم شکست کودتا و سياست دفع فوري اردوغان، غربي ها خط کنار گذاشتن اردوغان- و اگر بشود کنار زدن حزب عدالت و توسعه- را بعد از شکست کودتا نيز دنبال خواهند کرد. به همين دليل هم در روزهاي اخير شاهد بوديم که اردوغان تلاش زيادي کرد تا از غرب دلجويي کند و براين اساس هم، نخست وزير ترکيه ييلدريم که پيش از کودتا از امکان بازسازي روابط آنکارا- دمشق صحبت کرده بود، پس از کودتا بار ديگر از ضرورت کنار رفتن رئيس جمهور سوريه حرف زد! آزادسازي بخشي از نظاميان دستگير شده و متوقف شدن ماشين انتقادات اردوغان نسبت به غرب نيز در اين راستا صورت گرفت که البته بازتاب قابل توجهي در غرب نداشت و به افزايش سهم خواهي آمريکا و اروپا از ترکيه نيز تبديل شد. با اين وصف مي توان گفت موقعيت اردوغان که با تضعيف رقباي داخلي او تا حدودي تثبيت شد اما در همان حال آن اراده اي که کودتاي 24 تيرماه را شکل داد، هنوز روي لزوم برکناري اردوغان تمرکز دارد.

    3- گفته مي شود، تغييرات در ترکيه که در حال حاضر در دستان رجب طيب اردوغان قرار دارد، براي مدتي طولاني در دستان او باقي نمي ماند. اين روزها اردوغان آن قدر دچار کيش شخصيت شده است که وقتي از نقش تاثيرگذار عبدالله گل و احمد داوود اوغلو در شکست کودتا سخن به ميان آمد واکنش نشان داد و گفت: فقط خدا در خنثي سازي کودتا نقش داشته است! اين به آن معناست که سياست واگرايي اردوغان که باعث مخالفت هاي زيادي حتي از درون حزب عدالت و توسعه شده بود، بر اثر وضعي که پس از کودتا پيش آمده، تشديد هم شده است. اين مسئله اردوغان را به زودي درگير انواعي از مشکلات جديد و قديم خواهد کرد. اردوغان با اين ارتش که زخم عميقي برداشته است قادر به مقابله موثر با جدايي طلبان کرد ترکيه نيست و دامنه مشکلات دولت را در حوزه کردي افزايش مي دهد. کما اينکه نقش حسادت برانگيز اردوغان در صحنه سياسي، احزاب رقيب و مخالف را بي تاب کرده و عليه او وارد ميدان خواهد کرد. همين الان هم زمزمه اقدامات گسترده احزاب عليه اردوغان به گوش مي رسد. بنابراين مي توان گفت اگرچه اردوغان در فضاي داخلي به نسبت قبل فضاي بهتري خواهد داشت ولي حداقل در دو حوزه امنيتي و احزاب کار اردوغان تا حد زيادي پيچيده تر خواهد شد.

    4- اگر اردوغان عاقل باشد بايد هم در مقابل فشارهاي فزاينده اروپا و آمريکا و هم در مواجهه با تهديدات فزاينده امنيتي به طور واقعي به سمت ايران بيايد و با اتصال بيشتر به کشوري باثبات، موقعيت کشورش را از بي ثباتي خارج سازد اما با توجه به روحيات و نگراني هايي که اردوغان دارد و روانشناسي شبه اخواني اردوغان به نظر نمي آيد او در اين شرايط الزاما عاقلانه عمل کند اما در عين حال ترديدي در اين نيست که اردوغان و دولت ترکيه حفظ و توسعه نسبي روابط با تهران را از نظر دور نخواهد کرد، اما به نظر مي آيد او بيش از آنکه به برقراري «رابطه استراتژيک» با تهران بينديشد، به استفاده از کارت ايران براي مهار فشار آمريکا، اروپا و عربستان نگاه مي کند و اين دايره اي از عمليات تازه ديپلماتيک، سياسي و اقتصادي را روبروي ما مي گشايد و ما مي توانيم بطور نسبتا محدود از شرايط جديد براي تثبيت موقعيت جبهه مقاومت، به خصوص در سوريه استفاده کنيم.
نويسنده: سعدالله زارعي